خانه> انديشه و عقايد >348


124

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو







 

 

بورس مقالات

پيامدهاي خودارضايي...
درمان خود ارضايي ب...
ابراز محبت دختر به...
رابطه دختر و پسر
احضار روح با نعلبك...
گناهان كبيره
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
چشم چراني، آثار و ...
تقويت اراده در انج...
نقش قرآن در زندگي ...
چگونه از ياران اما...
هولوكاست چيست؟
چه كنم گناه نكنم؟!
شوخي هاي پيامبر
اخلاق پيامبر (4) -...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
چگونه با تقوي شوم
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
اثر بيدار ماندن بي...
جايگاه و ارزش نماز...
همه شرايط وضو
اخلاق پيامبر(2)- م...
تا باشگاه هسته اي
اخلاق پيامبر - توص...
موي بلند و وضو
چرا جنگ را ادامه د...
مصحف فاطمه (س)
خاطره اي جالب از ز...
گل حجاب، عطر عفاف ...
100 خاطره از شهيد ...
كاريكاتورها و حقوق...
اخلاق پيامبر (3) -...
پروانه تو هستم برا...
امام خميني(ره) و غ...
شهيده ولايت ...
حزب الله لبنان و م...
آخرين دولت

مدرك دوازده امام در منابع اهل سنت بازديد: 5717

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


در روايات فراواني از منابع اهل سنت و بيشتر از آن در منابع شيعه آمده است که خلفا و جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، در برخي از آنها، اسامي دوازده نفر آمده که همان دوازده امام شيعه هستند و روايات مطلقه که فقط گفته دوازده نفر جانشين پيامبر(ص) هستند نيز جز بر مذهب شيعه دوازده امامي قابل توجيه نيست، همچنان که برخي دانشمندان منصف اهل سنت به اين مسئله اعتراف کرده  اند.

بسياري بر اين باورند که انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهي توسط پيامبراکرم(ص) اختصاص به منابع شيعه دارد و فقط در مدارک آنها اين مطلب آمده و در منابع و روايات اهل سنت به اين دو تصريح نشده است. ولي اين پندار ناصحيح است در منابع و روايات اهل سنت نيز به اين مسئله اشاره و گاه تصريح شده است که به نمونه هايي اشاره مي شود.

 

الف. رواياتي که امامان را دوازده نفر معرفي مي کند.

1. در صحيح مسلم از جابربن سمره نقل شده که پيامبراکرم(ص) فرمودند: «لايزال هذا الامر عزيزا الي اثنا عشر خليفه ... کلهم من قريش؛ پيوسته امر امامت عزيز خواهد بود با وجود دوازه خليفه ... که همگي آنان از قريش هستند.» [1]

2. شعبي از مسروق نقل کرده که ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بوديم، در حالي که او براي ما قرآن مي خواند. مردي به او گفت: آيا از رسول خدا(ص) پرسيديد که چند نفر بر اين امت خلافت خواهند کرد؟ عبدالله در جواب گفت: بلي پرسيديم.« فقال اثنا عشر بعدد نقباء بني اسرائيل، پس فرمود: دوازده نفر به تعداد پيشوايان بني اسرائيل.» [2]

3. در صحيح بخاري نيز آمده که پيامبراکرم(ع) فرمود: « يکون بعدي اثنا عشر اميرا ... کلهم من قريش؛ بعد از من(براي امت) دوازده امير خواهد بود ... که همگي آنها از قريش هستند.»  [3]

 

ب. رواياتي که به اسم ائمه تصريح دارند.

علاوه بر منابع بي شمار شيعه در مدارک اهل سنت نيز(با همه کنترلهايي که انجام پذيرفته) رواياتي داريم که در آنها به نام مبارک ائمه(ع) تصريح شده است که به دو مورد اشاره مي شود.

1. جويني نقل کرده که نعثل يهودي به پيامبر عرض کرد: از وصي خود به ما خبر بده؛ چرا که براي تمامي پيامبران وصي و جانشين بوده است و نبي ما يوشع بن نون را وصي خود قرار داد.

پيامبراکرم(ص) در جواب فرمود: « همانا وصي و خليفه بعد از من علي بن ابي طالب(ع) است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسين(ع) و بعد از آن دو نه امام ديگر از صلب حسين(ع) هستند. نعثل مي گويد: اي محمد(ص) نام آن نه را برايم بگو! پيامبر هم نام يکايک آنها را بيان کرد. [4]

2. خوارزمي از سلمان نقل مي کند که: به حضور پيامبر(ص) شرفياب شديم که حسين در آغوش او بود. چشمان او را بوسيد و فرمود: « انک سيد ابو ساده، انک امام بن امام انک حجه ابن حجه ابو حجج تسعه من صلبک تاسعهم قائمهم؛ بدرستي تو سيد و پدر سادات هستي، تو خود امام و فرزند امام هستي، تو خود حجت و فرزند حجت(خدايي) و پدر نه حجت از نسل خود هستي که نهمين آنها قائم آنهاست.» [5]

هر چند با تأسف بايد گفت که عده اي راويان و مورخان اهل سنت براي سرپوش گذاشتن بر واقعيات از نقل اين گونه روايات فرار کرده اند و برخي از آنهايي هم که نقل کرده اند، توجيهات غيرقابل قبولي براي آن ارائه نموده اند مثل اين که دوازده امام، خلفاي راشدين و هشت خليفه بعدي است که معاويه و يزيد نيز جزء آنها هستند و ... در حالي که احاديث فوق و مشابه آن جز با عقايد شيعه اثنا عشري با هيچ عقيده و مذهبي سازگاري ندارد. در اين بخش به سخنان يکي از دانشمندان اهل سنت که قضاوت منصفانه اي درباره اين روايات دارد به صورت فشرده اشاره مي کنيم:

رواياتي که حاکي از آن است که جانشينان پيامبر(ص) پس از او دوازده نفر هستند، از طريق روايان فراواني وارد شده است. گذشت زمان و آشنايي انسان با جهان روشن ساخته است که مقصود پيامبر از اين دوازده خليفه، همان امامان دوازده گانه از اهل بيت اوست زيرا نمي توان اين احاديث را بر خلفاي راشيدين [6] تطبيق کرد چون تعداد آنان از دوازده تا کمتر است همچنين نمي توان آنها را بر پادشاهان اموري منطبق نمود زيرا تعداد آنان از دوازده تا بيشتر بوده و همگي جز عمربن عبدالعزيز عناصري ظالم و ستگر بوده اند، گذشته از اين در برخي از اين روايات پيامبر(ص) فرموده است: « اين دوازده نفر از دودمان هاشمند» در حالي که خلفاي بني اميه از تيره «اميه» بوده اند. در برخي روايات آمده است که پيامبر اسلام وقتي خواست بگويد « جانشينان من همگي از بني هاشمند» از صداي خود کاست زيرا گروهي از حضار خلافت بني هاشم را دوست نداشتند. همچنين نمي توان اين دوازده خليفه را به خلفاي عباسي تفسير کرد زيرا تعداد آنان از دوازده نفر بيشتر بوده و(افزون بر اين) آنان پيوسته با نزديکان پيامبر(ص) در جنگ و ستيز بوده اند و فرمان خدا را درباره نزديکان او [7] رعايت نکردند.

بنابراين راهي جز اين نيست که بگوييم مقصود پيامبر در روايات مزبور، دوازده خليفه از عترت و اهل بيت اوست که همگي داناترين مردم عصر خود و پارساترين و بافضيلت ترين آنها بوده اند و دانش هاي خود را جز از طريق پدران خود که سينه به سينه پيامبر مي رسيد، نگرفته بودند.» [8]

اين اعتراف که با استدلال و منطق همراه است به خوبي مي تواند در مسئله امامت که از اصلي ترين نقطه اختلاف شيعيان و اهل سنت است، راهگشا باشد.

اما در منابع شيعيان روايات وارده درباره دوازده امام با نام و نشان بيش از آن است که حتي در يک کتاب بتوان جمع آوري کرد هر چند در برخي منابع گردآوري شده است. [9]

ما فقط به خطبه غديريه اشاره مي کنيم که بيش از شش نوبت به امامت امامان دوازده گانه تصريح شده است هر چند در اذهان مردم حتي شيعيان اين گونه که در غدير خم، پيامبراکرم(ص) فقط به امامت اميرمؤمنان علي(ع) پرداخته است در حالي که به امامت همه امامان تصريح شده است که به نمونه هايي اشاره مي شود:

1. سپس بعد از من علي ولي شما و امام شما فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علي(ع) تا روزي که خدا و رسولش را ملاقات کنيد، است.»[10]

2. در فراز ديگر فرمود: «اي مردم! به راستي علي(ع) و پاکاني از فرزندانم،‌ثقل اصغر هستند ... بيدار باشيد! آنها امينان خدا در ميان خلق خدا هستند وفرمانروايان خدا در ميان خلق خدا هستند و فرمانروايان خدا در روي زمين، بيدار باشيد! به حقيقت من انجام دادم، بيدار باشيد! که من رساندم، بيدار باشيد! که من بگوش شما رساندم، بيدار باشيد! که من آشکار کردم، بيدار باشيد! که به راستي خداي عزيز و جليل فرمود و من نيز از طرف خداي عزيز و جليل گفتم.» [11]

3. و در ادامه فرمود: « اي مردم! قرآن معرفي مي کند که امامان بعد از او(علي) فرزندان او هستند و من نيز به شما فهماندم که آنان از(نسل) من و او هستند، آنجا که خداوند عزيز و جليل مي فرمايد: « کلمه پاينده اي در نسل او» و من گفتم: «اگر به آن دو(قرآن و ائمه(ع)) تمسک کنيد، هرگز گمراه نمي شويد.» [12]

4. آن گاه دستور داد که مردم اين گونه بيعت کنند: « به راستي ما شنيديم و اطاعت مي کنيم و راضي هستيم در مقابل آنچه از پروردگار ما و پروردگارت به ما درباره علي و فرزندانش از امامان رساندي، بر اين(خلافت) با دلها و جانها و زبانها و دستهايشان بيعت مي کنيم و مي ميريم و زنده مي شويم، تغيير و تبديل ايجاد نمي کنيم ... و خدا و تو و علي اميرمؤمنان و فرزندان او را که امام هستند، اطاعت مي کنيم، همان فرزنداني که يادآور شدي از ذريه تو از نسل علي بعد از حسن و حسين(ع) هستند.» [13]

 

 

پي نوشت ها:

[1]- صحيح مسلم، داراحياء التراث العربي، ج3، ص1453.

[2]- مسند،‌ احمد، مؤسسه الرساله، ج6، ص321، ر.ک مجمع الزوائد، هيثمي، درالکتاب العربي بيروت، ج5، ص190؛ مسند ابويطي موصلي، دارالمأعون، بيروت، ج8، ص444.

[3]- صحيح بخاري، داراحياء التراث العربي، ج9، ص101.

[4]- فرائد المسطين، جويني، بيروت، مؤسسه المحمودي، ج2، ص134.

[5]- مقتل الحسين(ع) خوارزمي، مکتبه المفيد، قم، ج1، ص146.

[6]- مقصود خلفاي چهارگانه(ابوبکر، عمر، عثمان و علي(ع)) است.

[7]- قل لااسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي؛ بگو از شما اجري جز دوستي بستگان و اهلبيتم نمي خواهم»(شوري/25).

[8]- سليمان قندوزي بلخي، ينابيع الموده، استانبول، 1301، ص446 به نقل از سيره پيشوايان مهدي پيشوايي، مقدمه جعفر سبحاني، ص13-14.

[9]- مانند اثبات الهداه، حر عاملي و ... .

[10]- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج37، ص207-208.

[11]- همان، ج37، ص209؛ عوالم المعلوم، شيخ عبدالله بحراني، ج15، ص235-376.

[12]- بحارالانوار، ج37، ص215.

[13]- همان، ص 215.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       znasiri73... : مطالب خوبی داشتید مرسی از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشتید/موفق باشین.

       ناشناس : لطفا سند سند دقیق بدین واسه جلدوصفحه روکامل بدین
       پرسمان : سندهايي كه در جواب ذكر شده همه كامل هستند و علاوه بر ذكر كتاب و نام جلد و صفحه حتي نام شهر و ناشر و بعضا سال نشر نيز ذكر شده است لذا منظور شما را از سند كامل معلوم نيست كه چه مي باشد؟

       navgirl : سلام یکم حجم مطالب روزیادکنین تابیشتربدونیم

       ناشناس : درود بر تمام کسانی که مذهب غریب تشیع را به تمام جهانیان معرفی می کنند .

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


بازديدها

کاربران برخط:  562

صفحه اول:  0

مقالات:  0


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها