چرا سگ نجس است دليل روايي يا قراني بياوريد؟

رهیافت جواب صحیح این سوال نیازمند توجه به امورزیر است:
1)ادله ناظر به نجاست سگ
فی الجمله در نجاست سگ از نظر فقه امامیه جای هیچ شک و تردیدی نیست و هیچ یک از فقهای امامیه با آن مخالفتی نکرده و در اثبات نجاست آن عموما به دودسته دلیل متوسل شده اند.
دلیل اول :اجماع
همه فقها اعم از متقدمین و متاخرین از فقهاء شیعه قائل به حکم نجاست سگ هستند این حکم به گونه ای مشهور و اتفاقی است که بعضی از فقها از آن به عنوان ضروری فقه( كتاب الطهارة (للأراكي)، ج‏1، ص: 491 ) یاد کرده اند. کمتر حکم فقهی با چنین استحکام و اتفاقی همراه است.
شیخ صدوق در المقنع ،شیخ مفید در المقنعه ،سید مرتضی در الانتصار و الناصریات و الرسائل ،سلار در المراسم العلویه ،شیخ طوسی در القتصاد و الخلاف و الرسائل العشر و النهایه و مصباح المتهجد، قاضي ابن البراج در المهذب ، ابن حمزة طوسي در الوسيلة ، ابن زهرة در غنية النزوع ، ابن إدريس در السرائر ، محقق حلي در الرسائل التسع و المختصر النافع و المعتبرو شرائع الإسلام ، يحيى بن سعيد حلي در الجامع للشرايع و نزهة الناظر في الجمع بين الأشباه والنظائر ، فاضل آبي در كشف الرموز از جمله متقدمین علما هستند که در کتب مذکور به نجاست سگ تصریح نموده و قول آنان در تحقق اجماع موثر است علاوه بر آنکه بعضی از ایشان صراحتا به اجماعی بودن این حکم اشاره کرده اند.
دلیل دوم: روایات
روایات فراوان بلکه در حد تواتر( مدارك العروة (للإشتهاردي)، ج‏2، ص: 500 ) در مورد نجاست سگ در کتب معتبر روایی شیعه وجود دارد که با بیانهای مختلف که بعضی به دلالت صریح مطابقی و بعضی به دلالت التزامی و تضمنی بیانگر نجاست سگ است. با مراجعه به یکی از این کتاب روایی(ین روایات عموما در کتب روایی شیعه وجود دارد لکن نقل آن از وسائل الشیعه به دلیل اعتبار سندی و دقت بالایی است که جناب شیخ حر عاملی در این منبع روایی مبذول داشته است عنوان می گردد. ) بعضی عبارتها را در این رابطه نقل می کنیم.
«الکلب رجس نجس؛سگ موجودی نجس است( وسائل الشيعة، ج‏1، ص: 227 روایت 574 و همان ج‏3، ص: 413روایت4020 وهمان ج‏3، ص: 415روایت4026)
«انّ الله تعالى لم يخلق خلقاً أنجس من الكلب(وسائل الشيعة، ج‏1، ص: 220 روایت 560 و همان ج‏1، ص: 228 روایت 578 ) ؛خداوند هیج مخلوقی را نجس تر از سگ نیافرید»
«لا والله انّه نجس لا والله انّه نجس(وسائل الشيعة، ج‏1، ص: 227 روایت 576 و همان ج‏3، ص: 416روایت 4031 ) به خدا قسم سگ نجس است به خدا قسم سگ نجس است»
«إن أصاب ثوبك من الكلب رطوبة فاغسله؛ اگر رطوبتی از سگ به لباست برخورد کرد آن را بشوی» (وسائل الشيعة، ج‏1، ص: 225 روایت 571 و همان ج‏3، ص: 415 روایت 4025 و همان ج‏3، ص: 441 روایت4108)

«يَغْسِلُ الْمَكَانَ الَّذِي أَصَابَهالکلب]؛ مکانی از بدن را که با سگ تماس پیدا نموده است تطهیر کنید» (ائل الشيعة، ج‏1، ص: 276 روایت 722)
«َ وَ لَا تَشْرَبْ مِنْ سُؤْرِ الْكَلْب‏ ؛ از دمخورده سگ چیزی ننوش»‏(وسائل الشيعة ج‏1 158 9 باب عدم نجاسة الكر من الماء الراكد بملاقاة النجاسة بدون التغيير ..... ص : 158)
« سَأَلْتُهُ عَنِ الْكَلْبِ‏يَشْرَبُ مِنَ الْإِنَاءِ قَالَ اغْسِلِ الْإِنَاء؛ از امام صادق در مورد ظرفی که سگ از آن آب خورده است پرسیدم ایشان فرمودند باید آن را تطهیر کنی»( وسائل الشيعة ج‏1 275 11 باب أن لمس الكلب و الكافر لا ينقض الوضوء ..... ص : 274)
از نبی مکرم اسلام (ص)به طورمکرر و در روایات متعدد نقل شده است که :جبرییل به ایشان فرموده است که من در خانه ای که در آن سگ وجود داشته باشد وارد نمی شوم(الكافي ج‏3 393 باب الصلاة في الكعبة و فوقها و في البيع و الكنائس و المواضع التي تكره الصلاة فيها ..... ص : 387 و
الكافي ج‏3 393 باب الصلاة في الكعبة و فوقها و في البيع و الكنائس و المواضع التي تكره الصلاة فيها ..... ص : 388)
یا در روایت دیگری که به طرق مختلف نقل شده است پیامبر مکرم اسلام در مورد خریدو فروش سگ عنوان می فرماید که پولی که از طریق خرید وفروش سگ بدست می آید حلال نیست مگر در مورد سگ شکاری (بحار الأنوار ج‏100 52 باب 4 جوامع المكاسب المحرمة و المحللة ..... ص : 42)
و روایات متعدد دیگر(وسایل الشیعهو 4113و 4177و)
2. فلسفه نجاست سگ
پیش ازبیان فلسفه وحکمت نجا ست سگ و خوك، به شناخت مفهوم «نجس» مى‏پردازيم: در اصطلاح فقهى، نجس به آن چيزى مى‏گويند كه يا از لحاظ ظاهرى و مادّى آنچنان پليد، زيان بار و خطرساز است؛ و يا از لحاظ باطنى و روحى داراى شقاوت، پليدى و خباثت مى‏باشد؛ و يا اين كه در بردارنده‏ى هر دو بُعد ياد شده است. به حدّى كه حتى وجود يكى از ابعاد ياد شده، در لزوم اجتناب و پرهيز داشتن از آن‏ها كافى است. سگ و خوك نيز هم از لحاظ ظاهرى و هم از لحاظ باطنى و روحى، خطرساز و ضررآفرين‏اند و اجتناب از آن‏ها ضرورى است و دربردارنده‏ى نوعى پليدى و در نتيجه «نجاست»اند. وجودِ «تريشينوزيس»، براى بيمارى‏هاى انگلى، كرم‏ها و داشتن بستر مناسب براى انتقال ميكروب‏ها در بدن سگ و خوك به انسان همگى موجب اتّخاذ تدابير بهداشتى و محدوديّت‏هاى سنگين در مورد اين جانداران شده. البتّه شايد ادّعا شود كه اگر محيطى فراهم آيد كه ما يقين كنيم ديگر اين ميكروب در وجود چند مورد محدود از سگ و خوك‏ها وجود نداشته يا به حدّاقل برسند، آيا باز هم حكم به نجاست آن‏ها ادامه خواهد داشت؟ در پاسخ گفته مى‏شود:
1. اين ادّعا شامل آن دسته از ميكروب‏هايى مى‏شود كه شناخته شده‏اند و نمى‏توان ادعا نمود كه گندزدايى كامل در مورد تمام ميكروب‏ها صورت گرفته. به عبارتى: شما حتى اگر بتوانيد واكسنى تهيه كنيد كه بشر و زندگى طبيعى او را در برابر تمام سگ و خوك‏ها سالم و بهداشتى نگهدارد، اين واكسن فقط در مقابل ميكروب‏هاى موجود و شناخته شده كارساز است و شامل ميكروب‏هاى ناشناخته و بلكه به وجود نيامده نخواهد بود.
2. روش پذيرفته شده در قانون‏گذارى‏هاى عقلاء جهان آن است كه در قوانين، همواره حالات و موقعيّت‏هاى اكثريّتى مدّ نظر بوده و چنانچه فرد يا افرادى به عللى جزء استثناءها باشند، باز خدشه‏اى در عموميّت قانون ايجاد نمى‏شود و آن موارد نيز بايد تابع قانون باشند. روى اين جهات، حفظ مصالح عمومى ايجاب مى‏كند كه همه‏ى افراد و موضوعات، مشمول يك قانون باشند و وحدت رويه‏ى قانونى حفظ شود.
3. سلامتى فرد و اجتماع آن چنان اهميت دارد كه حتى وجود احتمال ضرر و لزوم دفع آن نيز قابل توجه است. يعنى با در نظر گرفتن تمام تلاش‏ها باز هم احتمال مى‏رود كه شايد بستر براى ایجاد ضرر فراهم باشد، پس اجتناب ضرورى است.
4. ضررها فقط محدود به بهداشت ظاهرى نبوده و توجه به آسيب‏هاى روحى و معنوى نيز ضرورى است. و اين جنبه نيز در حكم به حرمت و نجاست مهم است. از اين رو، خوك از يك سو به علت تغذيه نامناسب و حتى استفاده از فضولات و از سوى ديگر به علت بى‏مبالاتى در رعايت جفت‏گيرى به عنوان حيوان «بى‏غيرت» مشهور است و تغذيه از گوشت آن و هم‏زيستى براى پرورش آن، چه بسا موجب انتقال اين روحيات در آدمى شود. درباره سگ نيز اگر چه وفادارى آن در دفاع و شكار مورد توجه است و سگ را ارزشمند مى‏كند، اما هم‏زيستى با سگ و ورود آن به محيط داخلى خانه آسيب‏هاى گوناگون بهداشتى و روانى را در پى دارد. لذا در روايات هم‏زيستى با سگ بسيار نكوهش شده است و حضور آن مانع نزول فرشتگان دانسته شده است.
با صرف نظر از جهات بهداشت جسم توجه به دو نکته ذيل از جهت بهداشت رواني متعاقب اين حکم سودمند است:
1_ اکنون که سگ و خوک به عنوان دو حيوان نجس العين توسط احکام شريعت معرفي شده اند باز هم مي بينيم که بسياري از افراد با سگ و خوک انس فراوان دارند آنقدر که گاه رفتار و بازي با سگ براي آنان شيرين تر از هم نشيني با اعضاي خانواده شان مي باشد. اکنون فرض مي کنيم که اين حکم اسلامي نبود، آن وقت پيامد آن اين بود که بسياري از انسانها حتي اهل ايمان سگي در خانه داشته باشند و فرزندان آنها با آنان انس بگيرند و با خود آنان با آن سر گرم شوند ، با کمي دقت مي يابيم براي کاري که هيچ ارزش معنوي و حتي مادي ندارد تا چه اندازه وقت و هزينه هاي فراوان صرف مي شد و انسانها را غافل از کارهاي مفيد خويش مي ساخت و در مقابل آن خوي حيواني آنان به دليل انس با حيواني چون سگ رشد مي کرد و از انسانيت دور مي گشتند. بنابراين با دقت در هدف خلقت که «ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون»؛ (سوره ذاريات آيه 51) (ما جن و انس را خلق نکرديم مگر براي اينکه عبادت کنند) مي يابيم که حکم به نجات و دوري از اين حيوانات بسيار بجا و دقيق است.
2_ فلسفه جعل برخي از احکام ، پرهيز از موضوع آن و فاصله گرفتن از آن به عنوان يک خطر جدي است، مثلا گاهي بيان مي کنند به سيم لخت دست نزنيد تا دچار برق گرفتگي نشويد، و معمول خطرات اين گونه است همان طوري که در مورد نوع گناهان اين است که فلان کار را انجام ندهيد اما در کنار ترانس هاي قوي يا دکل هاي فشار قوي برق نه تنها نبايد با آنها تماس حاصل کرد بلکه نبايد به آنها نزديک شد و گرنه در فاصله کم، تأثير زيان بار خواهد داشت «سگ بازي» و نيز استفاده از «گوشت خوک» با توجه به تأثير رواني آنها بسيار مضر است که خيلي ها به آن مبتلا هستند خصوصا با توجه به اقليت هاي ديني که مثلا استفاده از گوشت خوک را جايز دانسته يا سگ بازي در عرف فرهنگي بيگانگان امري پسنديده بود. کما اينکه از جمله تفريحات درباريان و اشراف همين امر بود و حتما توجه داريد که خوک مظهر شهوت و بي غيرتي است و بر اساس علوم پزشکي و روان پزشکي ثابت شده است که صفات گوشت حيوانات به خورنده آنها سرايت مي کند. از اين رو حکم شرعي مبني بر نجاست اين دو حيوان، مقدمه اي براي فاصله گرفتن از اين حيوانات و استفاده هايي است که بيگانگان اقليت ها و يا افراد لاابالي و بي اعتنايي به مسايل شرعي مي نمايند. ناگفته نماند معمولا هر حيواني يک يا چند خصلت خوب دارند بايد از آنها در همان جهت بهره برد. سگ به عنوان يک حيوان باوفا، در برخي کارها از جمله در محافظت از گله هاي گوسفند و يا شکار برخي حيوانات مورد استفاده است و نهي در اين مورد نيست بلکه «کلب معلم» يعني سگي که براي شکار تعليم داده شده، احکام خاصي دارد که مي تواند بيشتر اين حيوان را در خدمت انسان قرار دهد. ولي اين مسأله باعث نمي شود که زندگي و رابطه انسان را به سگ بازي يا آميختگي و انس با سگ کنيم به ويژه با در نظر گرفتن آثار زيان بار روحي و جسمي زيانباري که در اين حد از ارتباط وجود دارد.
3. احکام تکلیفی مرتبط باسگ
البته سگ نیز به عنوان يكي از مخلوقات الهي در جهت انتفاع انسان خلق شده و خداوند متعال نحوه و كيفيت اين انتفاع را براي انسانها بيان نموده تا ضمن استفاده از منافع آن از ضررها و مفاسد معنوي و مادي كه به مقتضاي خلقت در سگ وجود دارد مصون باشند.
با وجود نجاست سگ، اصل اولی در مورد انواع انتفاعات از این حیوان بنا به مقتضای اصاله الصحه و اصل حلیت ،جواز است لکن باید این نکته را مد نظر داشت که انتفاع باید عقلایی باشد نه توهمی.
1 ) نگهبانی وشکار :استفاده از سگ در امر نگهباني منزل، دام، باغ، شكار و سگهایی که دارای منفعت عقلایی بوده و اصطلاحا سگ قابل تعلیم (در امور عقلایی )حلال بوده و خرید و فروش آن نیز حلال است.
2)جرم یابی و نجات :با پیشرفت علم و شناخت ویژگی های منحصر به فرد این حیوان از نظر بویایی ، استفاده از آن در مواردی مثل استفاده پلیس در جهت کشف مواد مخدر یا مواد منفجره و یا تعقیب مجرمین و همچنین استفاده از آن در حوادث غیر مترقبه و امثال آن بنابر قاعده فقهی اصاله الصحه و اصاله الحلیه جایز و حلال است.
3)امور طبی و پزشکی: استفاده از اجزاء سگ مانند خون یا جوارح داخلی و ظاهری آن در جهت درمان پزشکی و یا پیوند به انسان جایز می باشد و در صورت پیوند این اجزا عضوی از بدن انسان محسوب می گردد و دیگر نجس نیست.
*نکته:چنین سگهایی (سگ نکهبان ، شکار ،سگ پلیس و.. ) به لحاظ انتفاعی که دارند مال محسوب شده ، قابل خرید و فروش و رهن و اجاره و ...هستند، صدمه به آنان ضمان آور و مستوجب پرداخت خسارت است و حتی نفقه آن مانند تامین خوراک و درمان آن بر مالک واجب است.
4)خوردن:استفاده از سگ براي خوردن حرام مسلم است و اين مطلب از طريق روايات و قاعده متفق عليه فقهي قابل اثبات است ضمن آنكه انسان به مقتضاي طبيعت انساني از خوردن گوشت سگ تنفر دارد.
قاعده فقهي عنوان مي دارد «كل نجس حرام ؛ هرچيز نجسي خوردن آن حرام است»
روايات متعدد هم بر حرمت گوشت دلالت مي كند كه در يك نمونه ازآن ، امام عليه السلام سه مرتبه با تاكيد، حرمت استفاده از گوشت سگ را يادآور مي شوند.
5) استفاده در لباس و..: استفاده از پوست و موی آن در لباس جایز نیست و موجب بطلان نماز می گردد.
پوست سگ از نظر فقها امامیه نجس بوده و با دباغی هم پاک نمی شود لذا استفاده از آن در لباس و پوشاک ممنوع است و نماز با آن هم باطل می باشد ولی اگر منفعت عقلایی برای آن وجود داشته باشد مانند پیوند و امثال آن استفاده از آن اشکالی ندارد و به لحاظ آنکه جزیی از بدن انسان می گردد پاک محسوب می شود.
6)تماس ونگهداری:تماس و نگهداری هرگونه سگ در خانه کراهت شدید داردلکن در مورد سگ نگهبان و شکار درصورتی که در مکان جداگانه ای در منزل نگهداری گردد مکروه نیست.
7)حکم خرید و فروش و نگهداری سگ به عنوان زینت :
استفاده از سگ به عنوان زینت که متاسفانه در بعضی جوامع غربی ناشی از خلا عاطفی ،روانی و اجتماعی است منفعت توهمی بوده و عقلایی نیست لذا استفاده از سگ بدین منظور مورد نهی شدید روایات قرار گرفته و کراهت دارد.ضمن آنکه خرید و فروش سگ غیر از مواردی که در بالا گفته شد جایز نبوده و پول حاصل از آن حرام است.
8)کشتن و صدمه زدن به سگ :
صدمه وکشتن سگ در صورتی که هار بوده و یا بنا به تعبیر روایات گاز گیرنده و موذی باشد جایز است لکن سگهایی که دارای منفعت عقلایی هستند نه تنها کشتن آنها حرام بلکه مستوجب ضمان و پرداخت خسارت به مالک است(روایات متعددی در این مورد در بابی تحت عنوان باب دیه سگها آورده شده است).
9)رسیدگی و احسان به سگ:
دادن غذا و آب به همه حیوانات و از جمله انواع سگ مستحب و صدقه محسوب می گردد.
از آن گذشته «هر جاندارى كه در اختيار كسى قرار بگيرد، بايستى وسايل زندگى آن جاندار را تأمين نمايد. كلمه جاندار شامل همه انواع حيوانات است، مگر حيواناتى كه آزار و ضررى به انسان وارد كنند، مانند عقرب و افعى و مار كه بالذّات موذى مى‏باشند و مانند سگ هار و ديگر حيوانات بيمار كه بيمارى آنها علاج ناپذير و موجب ضرر مى‏باشد.
بنا بر اين، احكام حقوقى مقرّر شامل هر حيوانى مى‏باشد، خواه گوشتش خوردنى باشد،يا نه، بلكه خواه به نحوى از انحاء قابل بهره بردارى باشد يا نه».
نکته جالبی که از این قسمت نتیجه می شود آن است که اگر مقداری آب برای رفع تشنگی یکی از دوحیوان (سگ و گوسفند ) وجود داشته باشد که هردو در آستانه مرگ هستند آب را باید به سگ داد وگوسفند را ذبح کرد بدان جهت كه پايان دادن به حيات گوسفند با ذبح شرعى، امرى است قانونى ولى مردن سگ از تشنگى خلاف قانون است، لذا آب به سگ داده مى‏شود تا بدون علت هلاك نشود. اين موضوع را شهيد دوم در مسالك آورده است.

پی نوشت

.قاعده فقهی «کل شی هو لک حلال الا تعلم انه حرام»
. نجاة العباد (للإمام الخميني)، ص: 223
. توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج‏2، ص: 900: پيوند زدن عضوى از اعضاى بدن حيوان نجس العين مانند سگ به بدن مسلمان اشكالى ندارد، و احكام بدن مسلمان بر آن جارى مى‏گردد و به دليل آنكه جزئى از بدن شخص زنده به شمار مى‏رود و زندگى در آن جريان يافته است، پاك است و نماز خواندن با آن جايز است.

. مراجعه کنید به : بخش حقوق حیوانات رسائل فقهى (علامه جعفرى)، ص: 111 به بعد
. لکن متاسفانه فرهنگ مبتذل غربی در این زمینه هم ساکت نبوده و با نامگذاری بعضی محصولات غذایی مانند سوسیس هات داگ و امثال آن اقدام به هنجار شکنی و تبلیغ مسموم می نماید.

. تهذيب الأحكام ج‏9 39 1 باب الصيد و الذكاة ..... ص : 2 روایت 164 عَنْهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي سَهْلٍ الْقُرَشِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ لَحْمِ الْكَلْبِ فَقَالَ هُوَ مَسْخٌ قُلْتُ هُوَ حَرَامٌ قَالَ هُوَ نَجَسٌ أُعِيدُهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ كُلَّ ذَلِكَ هُوَ يَقُولُ هُوَ نَجَس‏
. وسائل الشيعة ج‏11 530 43 باب كراهة اتخاذ كلب في الدار إلا أن يكون كلب صيد أو ماشية أو يضطر إليه أو يغلق دونه الباب ..... ص : 530
.« ثَمَنُ الْكَلْبِ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ فِي النَّار،بهای سگ حرام و حرام در آتش است » الكافي ج‏5 120 باب كسب المغنية و شرائها ..... ص : 119
. کلب عقور
.مراجعه کنید به : وسائل الشيعة، ج‏29، ص: 226. بَابُ 19مَا لَهُ دِيَةٌ مِنَ الْكِلَابِ وَ قَدْرِ الدِّيَة
رسائل فقهى (علامه جعفرى)، ص: 116
.به نقل از رسائل فقهى (علامه جعفرى)، ص: 119.

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد
برچسب ها: فلسفه نجاست سگ