قضيه قتل هاي زنجيره اي، عاملان و طراحان، كشته شدگان و قضيه سعيد امامي، بيوگرافي و ... در مورد او و اينكه آيا واقعا در مورد قتل هاي زنجيره اي دست داشت و اينكه چگونه فوت كرد؟

با توجه به اينكه سوال از چند قسمت تشكيل شده, پاسخ سوال را در چند بخش مورد بررسي قرار مي دهيم :
الف: ماجراي قتل هاي زنجيره اي ؛ ماجراي قتلهاي زنجيره اي در اواخر آبان ماه سال 1377 و به دنبال قتل داريوش فروهر و همسرش آغاز شد و متعاقب آن سه قتل ديگر صورت گرفت كه اذهان عمومي را متوجه خود ساخت و اين حادثه در محافل رسانه اي به قتل هاي زنجيره اي موسوم شد بدنبال آن رياست جمهوري وقت ( آقاي خاتمي ) دستورتشكيل كميته ويژه اي را با حضور وزير اطلاعات وكشور صادر نمود تا اين حادثه را مورد بررسي قرار دهند اين كميته پس از بررسيهاي تخصصي با صدور اعلاميه اي برخي نتايج تحقيقات خود از جمله اقدامات صورت گرفته ,سر نخهاي بدست آمده ,افراد دستگير شده و...را به اطلاع عموم رساند( روزنامه جمهوري اسلامي 77/10/23) با شناسايي عوامل اين حركت مشخص شد تعداد معدودي از عناصر خود سر وزارت اطلاعات در آن نقش داشته اند ووزرات اطلاعات با شهامت و صداقت اين مساله را با صدور اعلاميه اي به اطلاع عموم مردم رساند در بخشي از اين اعلاميه چنين آمده است وزارت اطلاعات با همكاري كميته ويژه تحقيق موفق گرديد شبكه مزبور را شناسائي ,دستگير و تحت پيگرد قانوني قرار دهد و با كمال تاسف معدودي از همكاران مسئوليت ناشناس , كج انديش و خود سر اين وزارت كه آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بيگانگان دست به اين اعمال جنايتكارانه زدند ( روزنامه جمهوري اسلامي 77/10/16)
در اينكه انگيزه اين افراد از ارتكاب چنين جنايتي چه بوده است اظهار نظرهاي متفاوتي مطرح شده است اما آنچه داراي اهميت است اين نكته است كه اقدام اين افراد با هر انگيزه اي كه صورت گرفته باشد نظام را باچالشي جدي روبرو ساخت كه اگر درايت و تيزبيني مقام معظم رهبري و هوشياري وزارت اطلاعات و نيروهاي امنيتي نبود معلوم نبود كه چه صدمات جبران ناپذيري متوجه كشور مي شد
ب: ديدگاه مقام معظم رهبري در باره قتل هاي زنجيره ايي
مقام معظم رهبري در واكنش به اين جريان و در راستاي مديريت بحران پديد آمده، ضمن محكوم نمودن اين حادثه زشت چند اقدام مناسب را انجام دادند:
1. دستور پيگيري و برخورد قاطع و هوشيارانه با عاملان اين حادثه به رئيس جمهوري و مسولان وزارت اطلاعات
2. حمايت از مجموعه وزارت اطلاعات و ايجاد دلگرمي و تقويت روحيه در ميان آنان؛ در شرايطي كه موج گستره تبليغات منفي عليه اين وزارتخانه به دليل حادثه پيش آمده از سوي رسانه هاي بيگانه و برخي از مطبوعات داخلي براه افتاده بود كه زمينه دلسردي و تضعيف روحيه اين مجموعه را فراهم مي ساخت و اين همان هدفي بود كه دشمنان نظام جمهوري اسلامي به دنبال آن بودند. مقام معظم رهبري با حمايت از مجموعه وزارت اطلاعات و جداسازي عناصر خودسر اين مجموعه با افراد متعهد و خدمتگذار نظام توطئه دشمن را خنثي نمودند ايشان در بخشي از سخنراني مهمي كه در اوج درگيري ها و منازعات و اتهامات بي اساس، ايراد نمودند كه در فرونشاندن آن التهاب هاي گدازنده بسيار موثر بود فرمودند: «عده ايي در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگيرند و حالا بهانه جوئي برايشان شده است، مسئولان وزارت اطلاعات ما همين مديراني كه اغلب شان حالا هم هستند اين ها بزرگ ترين خدمات را به اين كشور كردند ... اگر اين عناصر اطلاعات نبودند اگر اين مجموعه نبود، شما خيال مي كنيد كه اين انقلاب جان سالم به در مي برد؟ ... حالا يك اتفاقي افتاده است و چند نفر در آن ها جرمي را مرتكب شده اند، براي خاطر آن ها، عده اي مي خواهند از اصل وزارت انتقام بگيرند، عليه وزارت اطلاعات، تبليغات مي كنند و حرف مي زنند اين كمال بي انصافي است، اين ظلم مسلم است من به مسئولان وزارت اطلاعات، به مديران، به معاونان، به وزير، به مديراني كه در سراسر كشورند، عرض مي كنم كه عزيزان همان طور كه در پيام رئيس جمهور محترم هم بود و من واقعا از آن پيام خوشوقت شدم, مبادا روحيه تان را از دست بدهيد؛ سنگرهايتان را محكم حفظ كنيد و از اين ملت دفاع نماييد. امروز جنگ دشمن با ما، جنگ تبليغاتي است تا در زير لواي فتنه تبليغات بيايند جنگ اطلاعاتي و امنيتي كنند و باز موج ترور راه بيندازند ... ». (روزنامه جمهوري اسلامي، 20 دي سال 1377؛ سخنراني مقام معظم رهبري در نماز جمعه 19 دي سال 1377)
3. تبيين و تشريع اهداف دشمن از اين حادثه و تنوير افكار عمومي؛ مقام معظم رهبري اين واقعه را توطئه اي پيچيده ارزيابي كردند كه از سوي دشمنان انقلاب اسلامي طراحي و به واسطه چهره هاي داخلي به اجرا گذاشته شد. در نگاه مقام معظم رهبري اين توطئه با هدف ايجاد فتنه بين جناح هاي سياسي و ضربه زدن به ستون فقرات امنيت ملي يعني وزارت اطلاعات صورت پذيرفت. ايشان در اين باره فرمودند: «با توجه به تجربه خودم در زمينه هاي گوناگون اداره كشور در طول اين بيست و چند سال و آشنايي با جريان هاي سياسي داخلي و خارجي من نمي توانم باور و قبول كنم كه اين قتل هايي كه اتفاق افتاد، بدون يك سناريوي خارجي باشد، چنين چيزي ممكن نيست. اين قتل ها به ضرر ملت ايران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حكومت بود. يك گروه داخلي كه جزء اطلاعات هم باشند، هر چه هم حالا فرض كنيد كه متعصب باشند و بناي اين كار را داشته باشند، در سطوحي از وزارت اطلاعات كه اهل تحليلند، امكان ندارد دست به چنين قتل هايي بزنند اين افرادي كه كشته شدند، بعضي ها را ما از نزديك مي شناختيم، اين ها كساني نبودند كه يك نظام، اگر بخواهد اهل اين حرف ها باشد، سراغ اين ها برود اگر نظام جمهوري اسلامي اهل دشمن كشي است چرا سراغ فروهر برود؟ مرحوم فروهر قبل از انقلاب دوست ما بود اول انقلاب همكار ما بود، بعد از پديد آمدن اين فتنه ها سال 60 دشمن ما شد؛ اما دشمن بي خطر و بي ضرر ... حالا شما فكر كنيد كسي كه مثل فروهر را مي كشد آيا اين فرد مي تواند دوست نظام باشد؟ چنين چيزي معقول نيست من اين را باور نمي كنم. آشنايي من با مسائل اين بيست ساله و قبل از اين در دوران انقلاب، آشنايي با اشخاص، آشنايي با جريانات سياسي، آشنايي با توطئه هاي گوناگوني كه از اطراف دنيا هميشه در جريانش بوده ايم، اجازه نمي دهد كه من باور كنم كه اين كار عناصري است كه اين ها با نظام مساله اي ندارند و نمي خواهند عليه نظام كار كنند بعضي از اين دو، سه نفر نويسنده اي هم كه متاسفانه در اين حادثه كشته شدند اسم شان را بنده هم نشنيده بودم ... افرادي كه مردم اين ها را نمي شناسند، مردم از كتاب ها و نوشته ها و آثار فكري اين ها هيچ خبري ندارند و كسي از اين ها حرفي نمي شنود، برد تبليغي ندارند. آن دستي كه به فكر مي افتد بيايد اين ها را تصفيه كند و به قتل برساند مگر مي تواند بيگانه نباشد و تابع يك نمايشنامه از پيش طراحي شده اي نباشد؟». ( روزنامه جمهوري اسلامي، 20 دي سال 1377؛ سخنراني مقام معظم رهبري در نماز جمعه 19 دي سال 1377)
همچنين رهبري انقلاب در جلسه ديدار با دانشجويان دانشگاه اميركبير (22 اسفند 1379 به مسئله قتل‌هاي زنجيره‌اي پرداختند:: من در همان ابتدا كه راجع به اين مسئله پرجنجال و واقعاً مضر بحث كردم همين اظهارنظر را كردم. الان هم جز اين اعتقادي ندارم. من دلم نمي‌خواهد كه اين بحث را دوباره زنده كنم چون اين بحث براي كشور خيلي ضرر داشت. حادثه‌اي اتفاق افتاده بود. بايد دستگاه اطلاعاتي و دستگاه قضايي اين مسئله را حل مي‌كردند. اما كشاندن آن به افكار عمومي، هيجان‌هاي كاذب درست كردن و اظهارنظرهاي غيرواقعي و بعضاً صددرصد دروغ از اطراف و اكناف، فضاي بسيار بدي درست كرد. بنابراين، من هيچ خشنود نيستم كه اين بحث‌ها مجدداً مطرح بشوند. خوشبختانه كار دادگاه هم تمام شد و اين بحث‌ها خاتمه پيدا كرد. ليكن چون سئوال شده عرض مي‌كنم. من باز هم اعتقادم همان چيزي است كه گفتم. ببينيد، اين مسئله جنبه‌هاي مختلفي دارد. يك جنبه جنبه جنايي مسئله است. چند نفر وابسته به يك تشكيلات دولتي رفته ‎اند و تعدادي را به قتل رسانده‌اند. اين كار يك جنايت است و از اين جنبه بايد به آن رسيدگي شود. كه اين دادگاهي هم كه تشكيل شد مطرح كرد كه من فقط از جنبه جنايي به اين مسئله رسيدگي مي‌كنم، از جنبه ديگر رسيدگي نمي‌كنم. يعني، صلاحيت اين دادگاه همين اندازه بود و رسيدگي هم كرد. از طرف ديگر وقتي ما نگاه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه اين قاتل‌ها نسبت به آن مقتول‌ها هيچ دشمني و كينه شخصي و تزاحم منافعي نداشتند كه بگوئيم با آن‌ها بد بودند و به همين دليل آن‌ها را كشته‌اند. از طرف ديگر، مگر آن افراد از لحاظ سياسي براي كشور بسيار مضر و خطرناك بودند تا فرض كنيم كه اين افراد براي دفاع از نظام رفتند و آن‌ها را كشتند؟ اين‌طور نبود. من در خطبه نماز جمعه گفتم كه يكي از اين مقتولان دوست قديمي دوران مبارزات و همكار دوره بعد از انقلاب اسلامي و در اين اواخر هم دشمن بي‌ضرر ما بود. او از مخالفاني بود كه واقعاً كم‌ترين ضرري براي نظام نداشت. بنابراين، اين‌طور نبود كه ما فرض كنيم يك انگيزه طرفدارانه از نظام موجب شد كه اين‌ها بروند و فلان كسي را كه هيچ ضرري براي نظام نداشت بكشند. از طرفي، سنگيني اين كار براي نظام خيلي زياد بود. يعني، يك حالت ناامني و بي‌اطميناني ايجاد كرده بود. از همه بدتر، مورد تهاجم قرار گرفتن و زير سئوال رفتن دستگاه امنيتي كشور بود. در اينجا يك ذهن عادي، ولو هيچ قرينه‌اي هم وجود نداشته باشد، به‌طور طبيعي چه چيزي بنظرش مي‌رسد؟ آيا غير از اين است كه دستي مي‌خواهد دستگاه اطلاعاتي را خراب و نظام را بدنام كند و حالت ناامني به وجود بياورد و تهمت فشار بر مخالفان نظام را در دنيا و عليه جمهوري اسلامي شايع كند؟ هر ذهن ساده‌اي به اين نكته پي مي‌برد. البته، بنده در اين زمينه قرائن زيادي هم داشتم. فقط اين نكته نبود. اعتراف‌هايي هم كه بعداً كردند اين را ثابت كرد. اگر رسيدگي امنيتي دقيقي بشود و محاكمه دقيقي صورت گيرد، هيچ بعيد ندانيد كه در اين زمينه قرائن و شواهد روشنگري پيدا شود و در معرض ديد قرار گيرد. منتها، اين دادگاهي كه تشكيل شد فقط از جنبه جنايي به اين مسئله رسيدگي كرد.» (دانشگاه اسلامي و رسالت دانشجوي مسلمان، جلد ششم: مجموعه سخنراني‌هاي مقام معظم رهبري پيرامون دانشگاه و دانشجو در سال 1379، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه‌ها، چاپ اوّل، پائيز 1380، صص
ج: سعيد امامي
وزارت اطلاعات با صدور اطلاعيه اي
اعلام كرد : « وزارت اطلاعات با همكاري كميته ويژه تحقيق موفق گرديد شبكه مزبور را شناسائي، دستگير و تحت تعقيب و پيگرد قانوني قرار دهد و با كمال تأسف معدودي از همكاران مسؤليت ناشناس، كج انديش و خودسر اين وزارت كه آلت دست عوامل پنهان قرارگرفته و در جهت مطامع بيگانگان دست به اين اعمال جنايتكارانه زدند».( روزنامه جمهوري اسلامي 16دي 1377) رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح در گفتگو با ايرنا گفت: عاملان اصلي با توجه به تحقيقات انجام گرفته مصطفي كاظمي، مهرداد عليخاني، خسرو براتي و سعيد امامي هستند كه سعيد امامي نقش هدايت و برنامه ريزي اين توطئه را بر عهده داشته است.( روزنامه كيهان 31 خرداد 1378)
از جمله افرادي كه در رابطه با اين قتلها دستگير شد آقاي سعيد امامي بود كه از اعضاي وزارت اطلاعات بود و بعد از تحقيقات به عمل آمده روشن شد كه با همدستي برخي از عناصر خود سر ديگر اين وزارتخانه به چنين اقدامي دست زدند.
در جريان رسيدگي به پرونده قتلها سعيد امامي در زندان خودكشي كرد كه رئيس سازمان قضائي نيروهاي مسلح در اين رابطه اظهار داشت: با وجود مراقبت هاي ويژه اي كه از سعيد امامي يكي از عوامل اصلي و محوري اين قتل ها به عمل آمد وي در زمان استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروي نظافت خودكشي كرد كه بلافاصله به بيمارستان منتقل شد ولي تلاش هاي پزشكي براي نجات وي مؤثر واقع نشد البته با توجه به مدارك موجود و اعتراف صريح سعيد امامي، وي هيچ گونه راه فراري نداشت و اگر با اين اتهامات به دادگاه مي رفت حكم او اعدام بود.( روزنامه كيهان 31خرداد 1378) 3 متهم ديگر پرونده نيز محكوم به اعدام شدند كه البته با توجه به رضايت خانواده مقتولان به حبس ابد تبديل شد.( روزنامه كيهان 5 بهمن 1378) . سعيد امامي در خلال بازجوئيها خود كشي كرد وپرونده او ونيز قتل هاي زنجيره ايي در ابهام ماند.

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد