دراويش چه كساني هستند، آيا مسلمان هستند؟ لطفا كتاب معرفي نكنيد زيرا دسترسي نداريم؟

براي روشن تر شدن موضوع، پاسخ شما را در چند فراز تقديم مي كنم:
1. الف) تاريخچه تصوف: در زمان پيامبر اكرم (ص ) پيروان آن حضرت را «مسلم» و «مؤمن» مي ناميدند و آنانكه محضر پيامبر را درك كرده بودند، «صحابه» ناميده مي شدند و نسل بعد را كه با صحابه پيامبر محشور بودند «تابعين» خوانده اند. بعد اسم زاهد و عابد بميان آمد و به عده اي اطلاق گشت كه از دنيا كناره جسته و خود را وقف عبادت و رياضت نموده بودند. در حدود اوائل قرن دوم هجري كم كم كلمه «صوفي» و طريقه تصوف شنيده شد كه خود را سالكان طريق حق و عارفان الهي مي دانستند؛ اما عرفان آنها با مباني طريقتي ائمه هدي سازگاري و مطابقت نداشت.
عرفان ناب اسلامي ـ شيعي ريشه در آموزه هاي ثقلين داشته و دارد؛ يعني منشأ آن قرآن و سنت (قولي، فعلي و تقريري) معصومين (ع) است، اما تصوف ريشه اي التقاطي داشته كه هم از آموزه هاي نوافلاطونيان و هم نحله هاي معنوي مسيحي و حتي شبه عرفان هاي هندي و شرقي وام گرفته بود.
اولين و معروفترين چهره متصوفه، ابوهاشم كوفي بود كه او، مرام و عقيده اش مورد نكوهش شديد امام صادق(ع) قرار گرفت؛ چنانكه از امام حسن عسكري (ع ) نقل است كه از امام صادق (ع ) پرسيدند ابو هاشم كوفي چگونه آدمي است؟ فرمود: «انّه فاسد العقيده جدّاً؛ واقعاً او شخص فاسدالعقيده اي است» و در ادامه فرمود: «و او همان كسي است كه مذهبي را بدعت گذارد كه آن را تصوف مي نامند و وي اين مذهب را پناهگاهي براي عقيده زشت و ناپسند خود قرار داد» (سفينه البحار، ج 2، ص 57).
علاوه بر ابوهاشم در اين دوره مي توان از ابراهيم ادهم و ذوالنون مصري اشاره كرد كه به هر حال طريقه و بدعت آنها باز به نسبت دوره هاي بعد، در ابتدا ساده بودند. رويارويي ائمه بعد از امام صادق(ع) با آنها به ويژه امام رضا(ع) كه مي فرمود: «كسي دم از صوفيه نمي زند مگر از روي خدعه يا گمراهي و يا از روي حماقت».(الاثني عشريه، شيخ حر عاملي)
و نيز امام هادي (ع) كه همه فرقه هاي صوفيه را بي استثناء از مخالفين اهل بيت(ع) مي دانست و مي فرمود «الصوفيه كلهم من مخالفينا» قابل توجه و تأمل است. ولي از قرن سوم به بعد دامنه تصوف وسعت يافت و مايه هاي ذوقي و شعري در آن پيدا شد. اوج تعليمات نظري صوفيه به قرن ششم و به دست محي الدين ابن عربي مشهور به شيخ اكبر متوفاي سال 560 صورت پذيرفت.
بر اثر انشعابات متعدد مشرب تصوف، فرقه هاي مختلفي بوجود آمد كه هر دسته و فرقه در صدد حفظ موقعيت خود در برابر فرقه هاي ديگر و علماي مكتب اهل بيت (ع) برمي آمد. بر اين اساس هر كدام سعي كردند براي جبران مافات و جلوگيري از ازبين رفتن، به ظاهر سلسله مشايخ خود را به نحوي به ائمه اهلبيت (ع ) و يا به يكي از اصحاب پيامبر(ص ) و يا معصومين برسانند! چنانكه اشاره شد، حقيقت آن است كه تصوف از ابتدا جرياني بدلي به موازات حركت مكتب اهل بيت(ع) بوده است(ر ك: شناخت قرآن، سيد علي كمالي دزفولي، بخش مكتب تفسيري متصوفه) كه معصومين(ع) بارها به صراحت خطر آنها را گوشزد كرده و طريقه آنها را مخالف راه و روش حقه خود دانسته اند؛ پس بديهي است كه متصوفه در برهه هايي از تاريخ (درست مانند اين زمان)، شرط ادامه حيات خود را در اين تشخيص دهند كه هم حدود و مرزهاي عرفان و تصوف را با يكديگر خلط كنند و هم خود را به ائمه و شاگردان آنها منسوب نمايند! اما واقع امر، عدم همبستگي و سنخيت ميان تشيع و تصوف را گزارش مي كند.
تصوف از تشيع كاملا جدا و بيگانه است زيرا اصول و قواعد تصوف با تشيع در تضاد آشكار مي باشد. مطالعات و تحقيقات در احوال و تراجم و مشايخ صوفيه روشن مي نمايد كه اقطاب و مشايخ اوليه و سرسلسله هاي بزرگ آنها همگي از اهل سنت بوده اند و تاريخ به ما مي گويد كه تا قبل از روي كار آمدن دولت صفويه هيچ قطب صوفي را نمي توان پيدا كرد كه شيعه و پيرو اهل بيت بوده باشد (عرفان و تصوف، داود الهامي، ص 316).
ب) « درويش» در لغت به معناي گدا وسائل است و در اصطلاح سالكان متصوفه و اعضاي سلاسل آنها را عموما درويش و فقير و صوفي مي خوانند. واژه «درويش» و «شاه» در اول و آخر نام مشاهير و مشايخ صوفيه نيز استعمال مي شود مانند «درويش صالح عليشاه». در معناي لغوي و وجه تسميه اصطلاحي و علت نامگذاري «تصوف» و «صوفي» نيز اقوال مختلف و متفاوتي گفته مي شود، لذا ارائه يك تعريف جامع و فراگير ـ حتي توسط خودشان ـ براي صوفي امري دشوار است زيرا تصوف همواره در تطور و تحول بوده و در هر عصر و زماني جلوه اي خاص داشته است مثلاً عبدالرزاق كاشاني در تعريف تصوف مي گويد: «التصوف هو التخلق بالاخلاق الالاهيه؛ تصوف عبارت است از متخلق بودن به اخلاق الهي»(اصطلاحات الصوفيه، ص 156).
اما ويژگي هاي بارز و مشترك تمام فرقه هاي تصوف چنين است:
1. اعتقاد داشتن به شريعت و طريقت و حقيقت در طول هم؛ به گونه اي كه برخي از فرقه هاي آنها اعلان مي دارند كه اگر فردي به حقيقت رسيد ديگر نيازي به شريعت ندارد و اعمال عبادي و وظايف شرعي خود را مي تواند حذف كند! در صورتي كه بناي اهلبيت (ع) تأكيد بر حفظ شعائر و ظواهر شريعت محمدي (ص) در همه حال بوده است
2. اهميت دادن به عشق مجازي(عشق زميني) به عنوان پل عبور به حقيقت!
3. ابراز شطح طامات يا همان كلمات متناقض نمايي كه گاه به كفرگويي و يا خلاف منطق و عقل كشانده مي شود
4. سماع يا همان رقص و حركات موزوني كه نه تنها مستندي در دين ندارد بلكه در تقابل با ادله شرعي است.
ج) همانطور كه در ابتداي اين نوشته اشاره شد، «مسلك تصوف در اسلام، با ديانت مسيحي و اعمال رهبانان و افكار هندي و ايراني و بودائي، مخلوط شده است و آنچه به تصوف شكل فلسفي داده، آميزه هاي فلسفه يونان مخصوصا فلسفه نوافلاطونيان بوده است؛ بنابراين بهترين بستر براي رشد و تهذيب و سلوك و مجاهده نفساني، تعاليم اسلام است كه در متون ديني ـ قرآن، سنت نبوي و احاديث اهل بيت (ع ) ـ آمده است و قرآن و عترت براي هر سالك الي الله دستگيره محكم و چراغ پرفروغ است كه او را از انوار عرفان التقاطي متصوفه بي نياز مي سازد. ...شخصيت‏هاى برجسته‏اى همچون صدرالمتألهين شيرازى كه نسبت به عرفان و عرفا نظر مثبت داشته، در رد بعضى از صوفيه و عقايد باطل آنان كتاب نوشته است (مبانى عرفان و احوال عارفان، دكتر على اصغر حلبي، ص 887 تا 888 ).
2. در مجموع و با توجه به مقدماتي كه به استحضار رسيد، مي توان در پاسخ به پرسش شما بيان داشت: اگر چه بر اساس مولفه هاي اسلام ناب اسلامي، نمي توان گروه ها و فرقه هاي مختلف تصوف را ـ با شدت و ضعف هاي آنها ـ به علت عدم تبعيت از موازين شرعي و احكام الهي و سنّت نبوي (ص) و مكتب علوي، مومنان حقيقي و مسلمانان واقعي دانست ولي به هر حال و با تسامح بايد گفت تا زماني كه دراويش اظهار اسلام مي كنند، در دايره وسيع مسلمين مي توانند داخل شوند؛ هر چند كه برخي از گروه هاي افراطي آنها شايد ديگر از ربقه اسلام نيز شمرده نشوند. در اين باره نقل چند استفتاء از سخنگويان رسمي دين يعني مراجع عظام تقليد، مناسب است:
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني: بسمه تعالي ـ صوفيه با فرقه ها و انشعابات بسياري كه دارند اگر چه در انحراف در يك سطح نيستند و چه بسا كه برخي از آنان از ربقه اسلام شمرده نشوند، در مجموع منحرف اند و عقايد خاصه اي كه دارند غير اسلامي است، بنابر اين مشاركت در ايجاد بناها و مراكز تبليغي آنان و شركت در محافل آنها خلاف شرع و حرام است.
چون روش گروه مذكور برخلاف روش رسول اكرم (ص ) و ائمه هدي (ع ) است و در اسلام محلي بنام خانقاه وجود ندارد و بالاخره اين روش انحراف از طريقه متشرعه كه متلقاه از ائمه هدي (ع ) است و موجب اضلال مي باشد. مباشرت در ساختن خانقاه و كمك مالي براي ساختن آن و همكاري با اين گروه و موافقت با ساختن آن به هر شكلي حرام است. خداوند مومنين را از فتن مضله محفوظ بدارد. والله العالم، لطف الله صافي، 19 محرم الحرام 1420
حضرت آيت الله مكارم شيرازي: بسمه تعالي ـ تمام فرق صوفيه داراي انحرافاتي هستند و شركت در فعاليت هاي آنان و كمك به اهدافشان جايز نيست ... 29/2/78.
حضرت آيت الله فاضل لنكراني: بسمه تعالي ـ معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر براي اين باشد كه گمان كند آنجا خصوصيت و شرافتي بر ساير امكنه دارد، صحيح نيست بلكه اگر به اين عنوان بروند كه آنجا شرعا پايگاه ذكر، مدح و منقبت است حرام مي باشد. لذا بر عموم مسلمانان است كه براي امور عبادي، مذهبي و اعياد مواليد ائمه (ع )در مساجد اجتماع كنند كه « انما يعمر مساجد الله من آمن بالله » و شما هم در مقابله با اين حركت طبق شرايط و مراحل امر به معروف و نهي از منكر عمل كنيد13/2/78.
حضرت آيت الله سيستاني: بسمه تعالي ـ اجتناب از حضور در مجامع آنان و دوركردن مردم از آنها، لازم است .
آيت الله علوي گرگاني: 1ـ شركت در مجالس فرق صوفيه جايز نيست و بر جوانان عزيز امت اسلامي لازم است كه هوشياري خود را كاملا حفظ نمايند و با اينگونه فرقه ها كه راهي جدا از قاطبه امت اسلامي طي مي كنند همكاري ننمايند و در مجالس آنها كه معمولا براي فريب جوانان است به هيچ وجه حضور پيدا نكنند 2ـ تحت هيچ عنوان از عناوين خيريه، كمك به آنها جايز نيست 31/2/84..
حضرت آيت الله بهجت(دو استفتاء): بسمه تعالي ـ هر چه سبب تفرقه در بين مسلمانها باشد جايز نيست و آنچه در اسلام معروف است همان مساجد و حسينيه ها و امثال آنهاست و هر عنواني كه سبب تشكيل حزب و گروهي شود كه مولد فرقه اي از 72 فرقه شود، باطل است و تاسيس و ترويج آن جايز نيست. والله العالم 26/10/83. بسمه تعالي ـ تاسيس و ترويج اين قبيل اماكن و مجالس كلا جايزنيست و نهي از منكر و جلوگيري از آنها با احراز شرايط امر به معروف، بر همگان واجب است 5/12/83.
3. در پايان، هرچند شما تصريح نموديد كه در اين باره كتابي معرفي نكنيد، اما يادآوري چند اثر پخته و كارآمد در اين زمينه، نه تنها هزينه اي دربر ندارد، بلكه شايد بدين وسيله در گوشه حافظه شما و براي روز ضرورت بايگاني شود؛ لذا جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك : 1.تاريخ تصوف، عباسعلي عميد زنجاني 2.عرفان و تصوف، داود الهامي 3.در كوي صوفيان، سيد تقي واحدي صالح عليشاه 4.آن سوي صوفيگري، احمد باقريان ساروي 5.فرقه صوفيان، سيد محمد محدث 6.رويشگاه تصوف، سيد محمد حسين فقيه ايماني، 7.نگرشي ديگر بر تصوف، شهاب الدين كاكويي 8. جلوه حق، آيت الله العظمي مكارم شيرازي 9. مناظرات و مكاتبات، محمد مرداني 10. رهبران ضلالت، امير علي مستوفيان.11 عارف وصوفي چه مي گويند،ميرزا جواد تهراني

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد