دلم خيلي گرفته، احساس مي كنم از ياد خدا رفتم، چي كار كنم؟ كمكم كنيد.
حضرت داود پيامبر، در روز عرفه، در بيابان عرفات جمعيت زيادى را ديد كه مشغول دعا و راز و نياز هستند، خودش از جمعيت جدا شد و رفت بالاى كوه عرفات و در آنجا به دعا و مناجات پرداخت ، پس از دعا، جبرئيل بر او نازل شد و گفت خداوند فرمود: چرا بالاى كوه رفتى (گوئى ) گمان بردى صداى افراد را نمى شنوم سپس جبرئيل داود را به كنار درياى جده آورد و او را به عمق دريا برد. حضرت داود در آن قعر دريا سنگى را ديد، آن را شكست، ديد كِرمى در ميان آنست، جبرئيل به داود گفت: خداوند مى فرمايد من صداى اين كرم را در ميان اين سنگ در قعر اين دريا مى شنوم، آيا گمان مى برى كه صداى كسى كه مرا (در هر جا) صدا مى زند بر من مخفى است؟
محال است خداوند از ياد كسي غافل شود او« محيط بكل شيئ» است. اين من و شما هستيم كه از ياد او غافل هستيم. ايراد از ناحيه بندگان است كه با اعمال خود، خود را از خداوند دور مي كنند وگرنه رحمت و مهرباني خداوند مثل باران است و همه را در بر مي گيرد، فقط كافي است قدمي برداشته به زير باران برويم. خداوند از رگ گردن نيز به انسان نزديك تر است.
« پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم.فرمود: روزي كه خداوند،  آسمان ها و زمين را آفريد،  صد رحمت بيافريد كه هر رحمتي به اندازه فاصله آسمان و زمين است. پس،  از آن رحمت ها يكي به زمين فرود آمد كه به سبب آن خلايق به يكديگر ترحم مي كنند و مادر به فرزندش مهر مي ورزد و ... ».(2) ساير رحمت ها نزد خداوند محفوظ است و به واسطه آن به بندگانش رحم و توجه مي كند. او هر آن در حال ديدن بندگانش است.«ألم يعلم بأن الله يري»
در يكي از دعاها آمده است:«اللهم ان كان ذنبي عندك عظيماً فعفوك أعظم من ذنبي. خدايا اگر گناهم نزد تو بزرگ است، عفو و بخشش تو بزرگ تر از گناه من است.» خداي ما خدايي است كه رحمتش بر غضبش سبقت دارد، مهربان ترينِ مهربانان است و... اگر كمي در صفات خداوند مطالعه نماييد مي بينيد اين وصله ها به راحتي به خدا نمي چسبد. اين كه مي گوييد احساس مي كنم از ياد خدا رفتم ،شايد به خاطر اين باشد كه شما ياد خدا را رها كرده ايد. اين افكار زماني درانسان قوت مي گيرد كه انسان، نفس خود را رها كرده و از ارتكاب گناهان ترسي نداشته باشد. اولين وظيفه ما براي رهايي از اين تفكرات، ترك گناهان و انجام واجبات الهي است.
.اگر ما به سمت او حركت كرديم و مراقب خود بوديم آن گاه خداوند هم قطعاً به ما رو خواهد كرد. پس ايراد از سوي ماست. خداوند نسبت به بندگانش از مادر هم مهربان تر است. براي يك روز تصميم بگير هر چه خداوند گفته را انجام داده و از هر آن چه پرهيز از آن را لازم دانسته دوري كني اين يعني مشارطه. آن گاه لازم است در طول روز، انسان مراقب رفتار خود باشد اين هم مراقبه است. در آخر هم محاسبه لازم است. اگر انسان موفق شد خداوند را شكر مي كند و اگر خطايي سر زد توبه اي و تصميمي دوباره. روز دوم از روز اول آسان تر مي گردد تا زماني كه ديگر دشمني با شيطان در آدمي دروني شده و انسان عادت مي كند.
اگر كمي به صفات خداوند توجه كنيم و متوجه شويم كه او چقدر مهربان و رحيم است امكان ندارد به او بد گمان شويم. اگر از دوستي كه هم سطح ماست، رفتار خاصي ببينيم، او را سرزنش كرده و مورد بازخواست قرار مي دهيم اما اگر از فردي كه هم سطح ما نيست و بالاتر از ما قرار دارد - مانند استاد يا يك شخصيت بزرگ - رفتار خاصي ديده شود، در اين موقع به خود مي گوييم من چه خطايي مرتكب شده ام. در ذهن خود گذشته را مرور مي كنيم تا بتوانيم رفتار او را توجيه نماييم. اگر نسبت به خداوند تبارك و تعالي كه برترين موجود و مولاي ماست، احساسي هم كرده ايد نبايد منشأ اين احساس را خداوند بدانيد و نسبت به او بد گمان شويد. اشكال در وجود خود ما انسان ها ست.
اين احساس شما به نا اميدي از درگاه الهي شبيه است. بد گماني و سوء ظن به خداوند از بالاترين گناهان است. چطور مي شود انسان نسبت به فردي كه «ارحم الراحمين» و «اكرم الاكرمين» است سوء ظن داشته باشد. امام صادق فرمود: لقمان به پسرش وصيت كرد كه از خدا بترس به گونه اي كه اگر كار نيك تمام جنّ و انس از آن تو باشد باز هم خدا تو را كيفر كند و در عين حال به خدا آن چنان اميدوار باش كه اگر گناه جنّ و انس در نامه عمل تو باشد باز هم تو را ببخشايد و بر تو رحمت روا دارد.(3)
اين دعا را زياد بخوان «اَللَّهُمَّ لاَ تَكِلنِي اِلَي نَفسِي طَرفَةَ عَينٍ اَبَداً» يعني خدايا مرا به اندازه بر هم زدن چشم به خودم وا مَگذار. مي تواني اين دعا را در محل كار يا در خانه نصب نمايي. شرط اين دعا و ساير ادعيه اين است كه انسان نفس خود را به حال خود وا نگذارد تا هر كاري دلش مي خواهد انجام دهد. اگر تقوي پيشه كرد آن گاه خدا هم مراقب لغزش هاي او خواهد بود و او را نجات خواهد داد. تقوا داشتن يعني آشتي با خداوند و آشتي با خداوند متعال قلب و دل آدمي را سرشار از سرور مي نمايد.
حرف آخر: دل خود را به سوي خدا معطوف دار زيرا هموست كه از اسرار دل ها خبر داشته و همانا ياد او آرامش بخش دل هاست. ألا بذكر الله تطمئن القلوب
مطالعه بيشتر:
1- روح عرفاني روح الله،  امام خميني
2- گناهان كبيره،  شهيد دستغيب
3- معراج السعادة،  ملا احمد نراقي
4- به كجا و چگونه، محمد عالم زاده نوري
منابع:
1- بحار ج 14 ص 16 در روايتي از امام صادق عليه السلام.
2- منتخب ميزان الحكمة، 2528
3- مشكاة الانوار طبرسي ص119 فصل خوف و رجاء


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن