پرسشي كه بنده دارم راجع به دو موضوع ازدواج – خانواده و انديشه سياسي هستش؛ در واقع يك شبهه اي در ذهن بنده است كه تلفيقي از اين موضوع است؛ لذا خواهشمندم پاسختان مستدل و علمي باشد چرا كه نحوه پاسخگويي تان، در انديشه و مسير زندگي اين حقير، تاثير گذار خواهد بود. متن سوال: بنده يك روايتي را مشاهده كردم با منبع و نويسنده مشخص كه راجع به خدمت كردن به همسر در امور منزل مي باشد: عن عَلِيٍّ(ع) قَالَ دَخَلَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ فَاطِمَةُ جَالِسَةٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّي الْعَدَسَ قَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ قُلْتُ لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اسْمَعْ مِنِّي وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مَنْ أَمَرَ رَبِّي مَا مِنْ رَجُلٍ يُعِينُ امْرَأَتَهُ فِي بَيْتِهَا إِلَّا كَانَ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَةُ سَنَةٍ- صِيَامٍ نَهَارُهَا وَ قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَ دَاوُدَ النَّبِيَّ وَ يَعْقُوبَ وَ عِيسَى(ع) يَا عَلِيُّ مَنْ كَانَ فِي خِدْمَةِ الْعِيَالِ فِي الْبَيْتِ وَ لَمْ يَأْنَفْ كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى اسْمَهُ فِي دِيوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِيدٍ وَ كَتَبَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ- وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِكُلِّ عِرْقٍ فِي جَسَدِهِ مَدِينَةً فِي الْجَنَّةِ يَا عَلِيُّ سَاعَةٌ فِي خِدْمَةِ الْعِيَالِ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ سَنَةٍ وَ أَلْفِ حَجٍّ وَ أَلْفِ عُمْرَةٍ وَ خَيْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ وَ أَلْفِ غَزْوَةٍ وَ أَلْفِ عِيَادَةِ مَرِيضٍ وَ أَلْفِ جُمُعَةٍ وَ أَلْفِ جَنَازَةٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ يُشْبِعُهُمْ وَ أَلْفِ عَارٍ يَكْسُوهُمْ وَ أَلْفِ فَرَسٍ يُوَجِّهُهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِينَارٍ يَتَصَدَّقُ عَلَى الْمَسَاكِينِ وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَقْرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ مِنْ أَلْفِ أَسِيرٍ أَسَرَ فَأَعْتَقَهَا وَ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَةٍ يُعْطِي لِلْمَسَاكِينِ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يَرَى مَكَانَهُ مِنَ الْجَنَّةِ يَا عَلِيُّ مَنْ لَمْ يَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِيَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ يَا عَلِيُّ خِدْمَةُ الْعِيَالِ كَفَّارَةٌ لِلْكَبَائِرِ- وَ يُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِينِ وَ يَزِيدُ فِي الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ- يَا عَلِيُّ لَا يَخْدُمُ الْعِيَالَ إِلَّا صِدِّيقٌ أَوْ شَهِيدٌ أَوْ رَجُلٌ يُرِيدُ اللَّهُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَه. حضرت اميرالمؤمنين امام علي عليه السلام فرمود: روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه عليها السلام نزديك ديگ غذا نشسته بود و من هم برايش عدس تميز مي كردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن مي خواندند، عرض كردم: بفرماييد. اظهار داشتند: « بشنو از من آنچه را كه به دستور پروردگارم مي گويم! هيچ مردي نيست كه در كارهاي منزل به همسرش كمك كند مگر اينكه پاداش او به هر تار مويي كه بر بدنش روييده باشد، ثواب يك سال عبادتي است كه تمام روزهايش را روزه گرفته و تمام شب هايش را به عبادت ايستاده، شب زنده داري كرده باشد و خداوند به او ثوابي مي بخشد كه به انبياي صابر خود مثل حضرت داوود و يعقوب و عيسي عليهم السلام بخشيده باشد. اي علي! كسي كه در كارهاي خانه به همسر خود بدون سركشي و دلتنگي و تكبر خدمت نمايد، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت مي كند و برايش به هر روز و شبي ثواب هزار شهيد و به هر قدمي كه بر مي دارد به آن مرد ثواب حج و عمره مي دهد و به هر قطره اي كه از بدنش عرق بيايد، يك خانه در بهشت برايش منظور مي نمايد. اي علي! يك ساعت خدمت كردن به همسر در كارهاي خانه بهتر از عبادت هزار سال و هزار حج و هزار عمره و بهتر از آزادي هزار بنده در راه خدا و هزار جنگ در راه دين و عيادت از هزار مريض و هزار نماز جمعه و هزار تشييع جنازه و هزار گرسنه اي كه براي رضاي خداوند رحمان سير گردد و هزار برهنه را پوشاند و هزار اسب در راه پروردگار دادن و برايش بهتر از هزار دينار به مستمندان صدقه دادن و بهتر از تلاوت تورات و انجيل و زبور و قرآن است و بهتر از آزاد كردن هزار اسير و بخشيدن هزار شتر به فقراست و چنين مرد خدمتكار به همسر، از دنيا بيرون نمي رود مگر اين كه جايگاه خوب خود را در بهشت ببيند.اي علي! كسي كه روگرداني و تكبر نكند در خدمت به همسرش، بدون حساب وارد بهشت مي شود. اي علي! خدمت به همسر، كفاره ( پاك كننده) گناهان كبيره است و خاموش كننده آتش خشم پروردگار جبّار و صداق ازدواج با حورالعين و اين خدمت موجب زيادي خوبي ها و علوّ مقام است.اي علي! خدمتكار همسر نمي شود مگر شخص صديق و درستكار و يا شهيد و يا مردي كه خداوند متعال خير دنيا و آخرت را برايش خواسته باشد.» ( جامع الأخبار، محمد الشعيري ، صفحه 102 ) با توجه به اين روايت، در مي يابيم كه اهميت ازدواج در دين اسلام چقدر است كه به واسطه آن، خدمت كردن به همسر در امور منزل، اينچنين عظمت و اجر دنيوي و اخروي دارد. شبهه بنده اين است مبارزه در راه دين اسلام، همانطور كه ائمه اطهار(ع) – حضرت امام خميني(ره) – حضرت آيت الله العظمي خامنه اي(مدظله العالي) و ديگر علما و شخصيت هايي كه در راه حاكميت دين اسلام و حفظ كشور(شهداي جنگ تحميلي) انجام دادند و ديگر كساني كه به نحوي در اين امور از خودگذشتگي، ايثار و فداكاري كردند، ارزش بيشتري دارد يا ازدواج و تشكيل خانواده (به واسطه آن، خدمت كردن به همسر)؟ همان طور كه در روايت ديديد، ارزش ازدواج و تشكيل خانواده و خدمت به همسر را از هزار جهاد در راه خدا و دين، هزار سال عبادت و هزار حج و هزار هزار ديگر اعمال، بسيار ارزشمندتر و افضل دانسته است. البته اين حقير پاسخ شبهه خود را مي دانم چرا كه به فرض آقا سيد روح الله خميني، مگر ازدواج نكرده و تشكيل خانواده نداده بودند، مگر به اين روايات آگاهي نداشتند، پس چرا آغازگر نهضت اسلامي شدند( به عبارتي خود را درگير اين مسائل كردند)؛ خب مي نشستند منزل و به همسر خود خدمت مي كردند و ثواب دنيوي و اخروي(طبق گفته روايت) را مي بردند هم چينين ساير علما و شخصيت ها؛ پس در مي يابيم مبارزه در راه خداوند و دين اسلام(برقراري حكومت اسلامي و حاكميت دين اسلام در جهان كه هدف اصلي امام زمان(عج) خواهد بود) افضل تر از ازدواج و تشكيل خانواده و خدمت به همسر مي باشد. لذا اين روايتي را كه در بالا مشاهده كرديد، براي بنده شبهه ايجاد كرد.
الف. گفته اند: چو دانی و پرسی، خطا است. ب. خوب خانواده داری کردن یا مبارزه با طاغوتیان و انجام کارهای سیاسی، فرهنگی و مانند آنها هر کدام وجهی و بعدی از جهاد در راه خدا است و ثواب خود را دارد. جهاد در راه خدا با نفس اماره، جهاد اکبر؛ جهاد با مظاهر سیاسی و فرهنگی طاغوتی و ناسالم، جهاد کبیر؛ و جهاد با شیاطین جنی و انسی جهاد اصغر، است. عرصه زندگی محل ظهور و بروز این جهاد ها است. و هر کس در موقیعت خود باید ببیند الآن وظیفه اش چه جهادی است آن را انجام دهد و از ثواب آن برخوردار شود. و منافات ندارد که در هر سه بعد از جهاد انسان مشغول شود. ج. روایات کثیره از طریق عامه و خاصه از حضرت رسول خدا (ص) و ائمه علیهم السلام رسیده که مشتمل است بر اجرا و ثوابهایی که مترتب بر عبادات و اعمال مستحبه می باشد که هیچ قابل طرح و رد نیست. و بعضی از اهل ایمان از شنیدن این قبیل روایات، شوقی در آنها حاصل می گردد و در اعمال صالحه بیشتر سعی می نمایند و یقینا به بعضی از مراتب ثواب خواهند رسید، خصوصا با ملاحظه آنچه مسلم است که هر کس روایتی از ثواب به او برسد و به امید آن عملی را بجا آورد، به آن خواهد رسید، هر چند پیغمبر (ص) یا امام علیهم السلام نفرموده باشند و این عده از مومنین اهل نجات و سعادتمند، ولیکن عده دیگر از شنیدن ثوابها و اجراهایی که برای اعمال جزئی وارد گردیده است استبعاد می نمایند، بلکه بعضی جرأت نموده و انکار و رد این قبیل روایات را می نمایند و حال آنکه هزاران حدیث معتبر و صحیح در این موضوع در کتب عامه و خاصه موجود است، و بعضی دیگر نعوذبالله استهزاء می نمایند در اثر جهالت و بی خبری از معانی آن روایات، لذا برای جلوگیری از استبعاد عده ای و مفسده انکار یا استهزای عده ای چند جواب نگاشته می شود و امید است از خداوند منان آنچه نوشته می شود، موجب ازدیاد معرفت و بصیرت گردد. جواب اول: مستفاد از روایات این است که اجر و ثواب بر دو قسم است: 1- استحقاقی «ثواب استحقاقی» آن اجر و مزدی است که خدای تعالی به حکمت بالغه خود در مقابل هر یک از اعمال صالحه واجبه و مستحبه قرار داده است و برحسب قرار داد الهیه هرکس آن عمل را بجا آورد مستحق مقدار معین از اجرا خواهد گردید و به او خواهد رسید. 2- تفضلی «ثواب تفضلی» این است که زاید از این مقدار مقرر برحسب اقتضای مشیت خداوند از فضل خود به عباد صالح به بهانه جزئیه آنها مرحمت می فرماید بدون حساب ".....و الله ذوالفضل العظیم" (سوره جمعه / آیه 4) پس از تذکر این مطلب گوییم: ممکن است روایاتی که رسیده مثلا هرکس فلان نماز یا فلان دعا را بخواند، خدای تعالی ثواب شهید به او خواهد داد، مراد این باشد که به این شخص نمازگزار تفضلا نه استحقاقا، ثواب استحقاقی کشته شدن در راه خدا را مرحمت می فرماید و البته آنچه را که تفضلا به شهید داده می شود زاید بر ثواب استحقاقی اش فوق ادارک عقول است. و به عبارت دیگر، شخص به واسطه فلان نماز به مرتبه استحقاقی شهید می رسد، نه به مرتبه تفضلی شهید، و در روایاتی رسیده، کسی که فلان عمل را بجا آورد برای اوست ثواب صد پیغمبر و صد وصی و ملائکه، ممکن است مراد این باشد که هرگاه صد پیغمبر و وصی این عمل را بجا بیاورند چه مقدار ثواب استحقاقی دارند، همان مقدار را تفضلا به این شخص عامل می دهند؛ مثلا اگر وارد شود کسی که دو رکعت نماز امشب را بخواند ثواب استحقاقی صد پیغمبر را دارد؛ یعنی هرگاه صد پیغمبر این دو رکعت نماز را بخوانند همان مقدار اجر تفضلا به این شخص عنایت می شود نه اینکه ثواب صد پیغمبر که یک عمر مشغول عبادت و تبلیغ رسالت بوده اند به این شخص داده می شود. جواب دوم: شبهه ای نیست در اینکه اجر و ثواب هر عملی موقوف بر قبولی آن عمل و قبولی هر عبادت واجبه و مستحبه، موقوف بر اخلاص است: "و امروا الا لیعبدوا الله مخلصین" (سوره بینه/ آیه5)، و اخلاص را مراتبی است، مرتبه نخستین اخلاص، آن است که آن عمل از ریا و سمعه و شرک خفی نباشد چون یقینا باطل است و علاوه بر اینکه صاحبش ثوابی نخواهد داشت، جزء گناهان شمرده شده و سزاوار عقاب خواهد بود؛ زیرا ریا از گناهان کبیره است و از اقسام شرک شمرده می شود. دیگر از مراتب اخلاص آن است که صاحب عمل، نظری به ثواب مترتب بر آن نداشته باشد و داعی او به آن عمل فقط امتثال امر مولا و تقرب به او باشد چنانکه از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است: «عبادتی که از خوف عذاب بجا آورده شود، عبادت عبید و غلامان است، عبادتی که به طمع بهشت انجام گیرد، عبادت تجار و معامله گران است و عبادتی که از روی استحقاق حق تعالی انجام گیرد، عبادت احرار است.» پس از دانستن این مقدمه گوییم ممکن است ثوابهای کثیری که در روایات رسیده به اعتبار مراتب اخلاص باشد جایی که هرکس هر مرتبه از اخلاص را دارا باشد مرتبه ای از ثواب را خواهد داشت. بر شخص بصیر واضح است که رسیدن به مراتب اخلاص بسیار صعب و محتاج به مجاهدات نفسانیه و افاضات رحمانیه است و هر مرتبه از مراتب آن عزیزالوجود بلکه بعضی از مراتب آن یافت نمی شود مگر برای انگشت شماری از مردم، و امثال ما اگر اعمال عبادیمان به مدد الهی دارای مرتبه نخستین اخلاص و از شرک خفی خالی باشد، امید از خداوند منان آن است که تفضلا بعضی مراتب ثواب را عنایت فرماید، هر چند رسیدن به همین مرتبه از اخلاص هم برای امثال ما خیلی مشکل است؛ زیرا مادامی که در دل حب مدح و بغض ذم باشد مأمون از ریا نخواهد بود. و اگر طوری شود که اعمال عبادی ما جزء سیئات ما محسوب نشود، باید خیلی شکر نمود. و جناب سیدبن طاووس (ره) رسیدن به ثوابهای مترتبه بر اعمال را که در روایات رسیده موقوف دانسته به دارا بودن مرتبه دوم از اخلاص که ذکر گردید؛ بعضی این ثوابها برای کسی است که عملش به طمع ثواب نباشد. و بالجمله اگر در حدیثی مشاهده نمودید اگر کسی فلان عمل بجا آورد ثواب صد شهید دارد هیچ جای تعجب و استبعاد نیست، زیرا یقینا مراد کسی است که دارای مرتبه ای از مراتب اخلاص باشد و دارا شدن هر مرتبه از مراتب اخلاص بدون مجاهدات نفسانیه میسر نخواهد شد، اگر شهید یک دفعه به میدان جنگ می رود و کشته می شود، طالب اخلاص، شبانه روز در میدان جنگ با نفس خود و شیطان است. در کتاب شریف کافی، مروی است که رسول خدا(ص) از غزوه ای مراجعت فرمودند و به اصحاب فرمودند: "مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الأکبر" و چون از حضرت سوال نمودند که جهاد اکبر چیست، فرمود: «جهاد با نفس». جواب سوم: سبب استبعاد و با انکار این قبیل روایات این است که شخص می بیند خواندن فلان دعا یا فلان نماز یا صوم یا اطعام و غیر از آنها در کمال سهولت انجام می گیرد؛ مثلا در مدت چند دقیقه می شود آن دعا یا نمار یا فلان سوره را خواند و لیکن جهاد یا حج در کمال سختی است، چگونه موازنه می شود بین فلان دعا و کشته شدن در راه خدا؟ جواب: این توهمی است باطل و منشأ آن غفلت از مراد از دعا و نماز و سایر عبادات است؛ چون خیال کرده که مراد همان انجام صورت آنهاست و البته آن هم در کمال سهولت است و حال آنکه صورت عبادات به تنهایی قیمت ندارد، و شأن و اهمیت هر عملی به مقدار دارا بودن حقیقت و به اعتبار روح آن عمل است. همانطوری که بدن بی روح شأنی ندارد، صورت عبادات به تنهایی ارزشی ندارد؛ مثلا اگر کسی دو رکعت نماز بخواند و فقط بدنش مشغول حرکات مخصوص از قیام و رکوع و سجود و زبانش به قرائت و ذکر مشغول ولیکن از اول نماز تا آخر، توجه قلبش جاهای دیگر باشد؛ مثلا در عرض اینکه در حال قیام متذکر قیام بین یدی «الله» باشد و در حال رکوع متذکر ادب و خضوع لله و در حال سجده متذکر انجام وظیفه عبودیت یعنی خشوع لله و در حال تسبیح متذکر منزهیت حق تعالی و در حال تکبیر متذکر عظمت او و در حال حمد متذکر نعمتهای او و در تهلیل متذکر وحدانیت او و هکذا در تمام این حالات متذکر حالات شخصیش و معاملاتش با اهل دنیا باشد، این نماز بی روح اگر مبعد نباشد یقینا مقرب نخواهد بود و چگونه آن همه ثوابهای عظیم برای چنین نمازی خواهد بود و همچنین کسی که مشغول خواندن دعایی بشود در حالی که از اول تا آخر فقط زبانش مشغول حرکت است عملش بسیار کم نفع است، و اگر در روایتی دیدید که برای خواندن فلان دعا، ثواب شهید است یقینا در صورتی است که دارای حقیقت و روح دعایی باشد و حقیقت دعا عبارت است از یقین به عجز و اضطرار خود و جمیع ما سوی الله در جمیع امور و یأس از جمیع اسباب و اینکه موثریت آنها موقوف به اذن حق تعالی است و کمال انقطاع و دل بریدگی از غیر او و تمام توجه به سوی او. و اگر این حالت در موقع خواندن دعان برای کسی پیدا شود، یقیقنا به حال کسی که میدان جنگ می رود و در راه خدا کشته می شود مساوی خواهد بود، بلکه ممکن است مرتبه کامله این حالت اگر برای کسی میسر گردد به مراتب بهتر و بالاتر باشد از حالات بسیاری از شهدا در موقع جهاد کردن آنها و بالجمله اگر کسی در مواقع خواندن دعا حالش مثل حال شهید در موقع جهادش باشد؛ یعنی همانطوری که شهید می رود برای کشته شدن چگونه دل بریده است از جمیع علایق و تمام توجهش به پروردگارش است، اگر دعا خواندن این حال را دارا شود، یقینا با شهید فرقی نمی کند. اگر گفته شود که هرچند به حسب حال و حقیقت هر دو مساوی باشند یقینا صورت عمل شهید سخت تر از صورت عمل خواننده دعاست، جواب گوییم: همانطوری که در جواب دوم اشاره شد، پیدایش این حالت به سهولت میسر نیست و بدون مجاهدات نفسانیه دست نمی دهد و تا کسی هزار ها دفعه با نفس و شیطان جهاد نکند، چگونه چنین حالات عزیزالوجودی نصیبش می گردد؟ نظیر آنچه در باب دعا ذکر گردید مرحوم شیخ جعفر شوشتری علیه الرحمه در کتاب خصایص الحسینیه در بیان توجیه حدیث نبوی در باب فضیلت زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود: «زیارت حسین معادل است با نود حج و نود عمره که من بجا آورم.» می فرماید: «و اینکه زیارت آن حضرت معادل با حج پیغمبر است، شاید جهتش این باشد که چون زایر از روی شوق و محبت آن سرور و محبت حضرت رسول(ص) به سوی زیارت او رود، بیت الله حقیقی را زیادت نموده است به قلبی که مناسب است با قلب پیغمبر(ص) در محبت و ارتباط، پس چون حاضر شود نزد قبر او یا از دور، قلب خود را متوجه آن جناب سازد و زیارت کند با دل شکسته پس گویا به قلب محمد(ص) توجه نموده است به آن جناب و چون شنید که پیغمبر خدا بر آن حضرت رقت نمود در وقتی که به پشت آن سرور سوار شد درحال سجودش که او را به زیر نیاورد بلکه صبر نمود تا خود به زیر آید پس اگر تصور کنی در وقت زیارتش که آن حضرت از ضربت نیزه «صالح بن وهب» ملعون به زمین افتاد و به سلام، جبران قلب او را نمایی پس آن مانند این است که پیغمبر (ص) قصد او را نموده باشد و چون آن سرور افضل است از بیت الله به نود مقابل، به جهت سری که بر ما معلوم نیست از این جهت ثواب زیارت او ثواب نود حج پیغمبر را خواهد داشت.»
 


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن