پيامبر(ص) حديثي دارند: «طوري عمل نكن كه نفست عبادت را دشمن شمارد». مي خواستم بدانم چه كنيم تا عبادت براي ما شيرين باشد و با شور نشاط به طرفش برويم؟
براي اينكه از نماز و عبادت لذت ببريم، ابتدا بايد بدانيم كه عبادت چيست، چگونه ارتباطي است و سپس حقيقت عبادت را در خودمان محقق كنيم و به ارتباط خود با خداي متعال عمق ببخشيم و سجاده را به مي عشق حق تعالي رنگين سازيم تا از عبادت و نماز لذت ببريم.
عبادت اظهار عبوديت نسبت به خداي قادر متعال است. نماز براي اين است كه با خداوند به عنوان منبع و معدن قدرت و عشق در هستي پيمان عبادت و اطاعت و عشق ببنديم و با او عهد كنيم كه وقتي نماز به پايان رسيد، تا نماز بعدي تنها او را بپرستيم، تنها او را دوست بداريم و تنها از او كمك بخواهيم.
نه اينكه از كسي از بندگان خداي كمك نخواهيم، و مخلوقات خداوند را دوست نداشته باشيم، بلكه معتقد باشيم كه همه بندگان او هستند، هرگونه عشق و محبتي از خدا است و هر كمكي كه به ما مي رسد يا از ما به ديگران مي رسد، از جانب خداي متعال و به قدرت و رحمت او است.
نماز تنها قول و قرار و عهد و پيمان است، حقيقت نماز بعد از نماز آغاز مي شود. بعد از اينكه نماز تمام شد، تازه شروع مي شود. يعني پايان نماز آغاز وفا كردن به عهد عبوديت و پيمان عشق ورزي با محبوب عالم است. در زيارت امام حسين(ع) مي خوانيم كه اشهد انك قد اقتمت الصلاه، شهادت مي دهم كه تو نماز را به پاداشتي. اين كه گفته شد همان معناي به پاداشتن نماز و ياد دائم حق تعالي و معناي اين بيت كه شاعر است كه گفته: خوشا آنان كه دائم در نمازند.
اگر بداني كه نماز و عبادت رابطه تو را با محبوب و قدرت مطلق هستي برقرار مي كند و تنها منبع قدرت تو خداي متعال است و او است كه تمام نيروهاي مورد نيازت را به تو عطا مي كند، با شوق به سوي آن مي روي و با قلبت با او سخن مي گويي و خشوع و خضوع خواهي داشت و از اين رابطه عارفانه لذت ها خواهي برد.
اگر بداني و ببيني كه چگونه انسان هاي تارك نماز يا كساني كه اهميتي براي عبادت قايل نيستند، ضعيف مي شوند و در كار خود درمي مانند و نيروي ايمان و اراده كمي دارند و در مقابل هر مشكل و سختي به راحتي مي شكنند و در زندگي كم مي آورند، به اين نتيجه خواهي رسيد كه نيروي ايمان و استقامت مومن از نماز و عبادت است و خدا است كه به ما قدرت تحمل و پيشرفت و آرامش و عظمت مي دهد و زندگي مومن را سامان دهي مي كند.
البته انقباض و انبساط روحي لازمه زندگي دنياست و به هر مقدار انسان در سير به سوي خداوند بيشتر كوتاه باشد و در مقام معنوي سير «من الله الي الخلق في الخلق الي الله» قرار داشته باشد حالت انقباض و انبساط روحي او بيشتر خواهد بود تا آنجا كه پيامبر اسلام(ص) براي جبران انقباض روحي خود روزانه 25 بار يا 70 بار استغفار داشت و خودش را به اندازه اي در مشقت و سختي قرار مي داد كه آيه نازل شد. «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقي؛ طه قرآن را بر تو فرو نفرستاديم كه خودت را به مشقت و سختي بياندازي» (طه، آيه 1 و 2).
علاوه بر اين كه حالت انقباض و انبساط، جلوه اي از «وصل و هجران» و «خوف و رجا» مي باشد كه لذت ارتباط با خداوند را دو چندان مي كند و به سير معنوي انسان عمق بيشتر مي دهد به همين جهت گفته شده است «ولاء و بلا» در دنيا براي اوليا خدا قرين همديگر مي باشد.
گفتني است انسان حالات گوناگونى دارد. در نهج البلاغه از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا» بنابراين قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنويات دارد و گاه پشت مى كند. در اين رابطه فرموده اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازيد و در صورت ادبار به واجبات اكتفا كنيد. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بيشترى كند و با خدا و قرآن و اهل بيت(ع) انس بيشترى گرفته و دل از هواهاى نفسانى تخليه كند به تدريج اقبالش بيشتر شده و به صورت ملكه راسخه در مى آيد. آن گاه است كه در همه حالات به ياد خدا و متوجه اوست و هيچ چيز نمى تواند او را از محبوب حقيقى باز دارد. اين همان حالتى است كه ازآن تعبير به «نماز دائم» شده است:
خوشا آنان كه الله يارشان بى به حمد و قل هوالله كارشان بى
خوشا آنان كه دايم در نمازند بهشت جاودان ماوايشان بى
آرى واقعا گمشده انسان خدا است و تا انسان دريافت درست و حقيقى از مبدأ و معبود خود نداشته باشد، دلش آرام نمى گيرد. انسان به دنبال اين حقيقت است كه به نوعى حضور حق تعالى را در زندگى خويش احساس نمايد و از اين كه مى بيند در بسيارى از موارد قادر نمى باشد كه حضور او را در زندگى خويش ادراك نمايد، به شدت غمگين مى شود و احساس مى كند كه از او غافل و دور افتاده است.
اصلى ترين راه رسيدن به احساس حضور خداوند در زندگى، چيزى جز معرفت صحيح و تصور و شناخت حقيقى از حق تعالى كه همان هستى محض، فراگير و يكدانه عالم است، نمى باشد. با ادراك وجود حق تعالى است كه انسان در مى يابد او حقيقت تمامى زندگى است ، حقيقت انسان است و حقيقت هر چيزى است كه وجود دارد.
براى تقويت اين حركت و رشد آن توجه به چند نكته لازم است:
1- پرهيز از مجالست و همنشينى با اهل دنيا و دور از معنويت. چه آنكه از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنيا قلبم زنگار گرفته و مكدر مى شود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مى كنم». خداوند نيز در سوره «نجم آيه 29»مى فرمايد: فاعرض عن من تولى عن ذكرنا و لم يرد الا الحيوه الدنيا؛ پس از كسانى كه از ياد ما روى گرداندند و جز زندگى دنيا را نخواستند اعراض كن و روى بگردان.
2- محاسبه نفس كه هر شب يا هر هفته و يا لااقل هر ماه گذشته خود را بررسى نمايد و به تعبيرى به خود نمره بدهد. اگر كار شايسته اى انجام داده سپاسگزار بوده و از خداوند ادامه توفيق را بخواهد و اگر مرتكب خلافى شده استغفار نموده و تصميم بر ترك آن بگيرد.
3- بهره گيرى از ثقل اكبر و قرآن كريم و انس با آن. چه اين كه هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانيت بخشيده و معنويت مى دهد و هم آشنايى با معارف آن (هركسى در حد خودش حتى در حد ترجمه) موجب رشد روحى مى باشد. زيرا معارف قرآن و آياتش نسخه هايىاست براى درمان دردها و مشكلات. گرچه در برداشت از آيات متشابه بايد جانب احتياط را پيشه كرد و آن را به اهلش واگذار نمود و گرنه ممكن است خود آن موجب گرفتارى گردد.
4- بهره گيرى از ثقل اصغر و ائمه هدي(ع) و توسل به ايشان. بايد توجه داشت كه توسل به حضرات معصومين(ع) هم خود توجه به حق تعالى و عالم ملكوت است و هم زمينه ساز بهره گيرى بيشتر از فيض ربوبى و كسب توفيقات بيشتر. بنابراين نمى توان چنين پنداشت كه به ائمه(ع) توسل داشته ايم ولى جوابى نگرفته ايم. زيرا همان توفيق توسل خود توجه به حق بوده است و مايه دورى از غفلت. پس خود جواب بوده است و چه بسا كه همين روحيه كمال خواهى و به دنبال معنويت بودن از آثار و بركات همان توسلات باشد كه بايد ادامه يابد. چه بسيارند كسانى كه از غفلت خود نيز غافلند و يا پس از توجه در صدد درمان بر نمى آيند. از اين رو بايد سپاسگزار نعمت ها و معنويات به دست آمده بود و درخواست استمرار و افزايش آن را از خداوند داشت.
حضور قلب:
مهمترين عامل لذت بردن از عبادت و نماز حضور قلب است. حضور قلب يكي از حالات بلند عرفاني و معنوي است و شايد سال هاي متمادي و پياپي زمان مي خواهد تا انسان به اين مقام برسد كه در نماز كاملا حضور قلب داشته باشد و به هيچ وجه حواس اش پرت نشود.
اصلي ترين عامل تمركز حواس و حضور فلب, گرايش هاي عاطفي انسان است. علاقه ها, دلبستگي ها و به خصوص عشق كه همان شدت حب و دلبستگي است, تعيين كننده ترين علت تمركز انسان بر يك موضوع است. كسي كه عاشق تحصيل دانش است, تمركز بيشتري در درس و مطالعه دارد تا كسي كه علاقه چنداني به آن ندارد. كسي كه عاشق كسي شده است، شايد تمام فكر و ذكرش ياد او شود و دائم به فكر او باشد. همين طور در مورد نماز و عبادت كسي كه عاشق خداي متعال و پرستش او است, در نماز بيشتر از هر زمان و موقعيت ديگري, حضور قلب دارد؛ زيرا نماز دقيقا هنگامي است كه اجازه يافته با معشوق خويش سخن بگويد و راز و نياز عاشقانه داشته باشد و در اين حالت آنقدر در جذبه حق است كه امكان ندارد حواسش از محبوب به چيز ديگري كه بدان چندان علاقه اي ندارد, پرت شود؛ از آن رو بهترين و بالاترين درجه حضور قلب مخصوص عارفان حقيقي و عاشقان خدا است و سايرين نيز هر يك به نسبت معرفت و عشق و علاقه كه به خداوند دارند, از حضور قلب برخوردار مي شوند.
در مقابل اين علاقه و احساس حضور, علاقه و دلبستگي به دنيا و لذت هاي مادي و مانند آن قرار دارد كه باعث مي شود انسان حواس و تمركزش به سمت دنيا گرايش پيدا كند و در نتيجه نسبت به امور معنوي بي توجه گردد و در نماز كه يك امر معنوي است, حضور قلب كمتري داشته باشد.
پس از آشنايي با معيار اصلي حضور قلب اكنون شما نياز به يك بررسي داريد, شايد دليل كم شدن تمركز و حضور قلب شما در تقويت گرايش هاي عاطفي نسبت به دنيا و لذت هاي مادي باشد, در اين صورت اگر بخواهيد اين حالت را درمان كنيد, لازم است رابطه محبت آميز خود با خداي متعال را تقويت نماييد. براي اين منظور شناخت هر چه بيشتر و حقيقي تر خداي متعال و رابطه از طريق دعا, مناجات و اظهار محبت به او و در مقابل كم كردن مشغله هاي دنيوي و قطع علائق مادي راه درمان واقعي است.
رهكاري از علامه طباطبايي( ره)
يكى از شاگردان علامه طباطبايى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد به خدمت علامه(ره) رسيد و راهكارى خواست. ايشان نخست از پاسخ خوددارى كردند، پس از چندبار اصرار به شاگرد خود رو كردند و فرمودند: «شما نمى توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرماييد حداقل اگر كسى پرسيد به او بگويم.
علامه(ره) فرمودند: «فكر در نماز دنباله افكار شبانه روز است. كسى كه صبح تا ظهر به ياد خدا نبوده نمى تواند هنگام نماز ياد خدا را استمرار دهد.»
بنابراين توصيه مى شود محيط زندگى را از حالت يكنواختى و خسته كننده بيرون آوريد و با يك برنامه ريزى مناسب به كارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با ديگران بپردازيد، و به همه كارهاى روزانه خود رنگ خدايى بدهيد و پيش خود بگوييد: «خدايا من در خانه و كلاس و در طول روز آن چه تو دوست دارى انجام مى دهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آينده را از دل من بر گردان. چنين رازگويى و نيازخواهى صادقانه با خدا دريچه اى از نور و عرفان به سوى انسان مى گشايد. و تداوم اين عهد و پيمان، مشكلات را يكى پس از ديگرى برطرف مى سازد.
توضيحات كاربردي بيشتر:
براى حضور قلب در نماز و دعا بايد از راه هاى زير استفاده كنيد:
1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنويت، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...
در كتاب هاى حديث آمده است: شخصى از پيامبر(ص) درخواست كرد كه راهى به او بنماياند تا حضور قلب بيشترى در نماز پيدا كند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراين وضوى شاداب و با آداب خود در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
2- گزينش مكان مناسب، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهيز از هر آنچه كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.
3- گزينش وقت مناسب و تا آن جا كه ممكن است اول وقت خواندن نماز.
4- تا حد امكان در مسجد و با جماعت نماز خواندن و دعا كردن (به ويژه در جماعاتى كه بعد معنوى بيشترى دارد).
5- نماز را با طمأنينه و دقت در مفاهيم و معانى آن خواندن و دعا را با توجه به عظمت خداوند و كوچكي خود به جا آوردن.
6- در نماز در حال ايستاده به مهر نگريستن و در ركوع پايين پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
7- تخليه دل از حب دنيا و امور دنيوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضيح: ذهن انسان همواره متوجه چيزى است كه به آن عشق مى ورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بيرون نمى رود. اين كه ما در نمازهايمان همواره به فكر مسائل ديگر هستيم، به خاطر تعلق شديد نفس به دنيا و حب آن است. اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى به ياد خدا خواهد بود به طورى كه گويى هميشه در نماز است.
8- توجه به اين كه مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در اين بين است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و كمال اوست.
9- ضبط قوه خيال. توضيح : پرنده لجام گسيخته خيال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مى نشيند. ازاين رو هميشه افكار انسان به اين طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشيارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى رام و مطيع شده و به هر سو كه اراده شود متوجه مى گردد. بنابراين انسان بايد در نماز ازاول با قاطعيت بنا را بر اين بگذارد كه تمام توجه خود را به سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خيال از چنگ او گريخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندين مرتبه در ايام متوالى چنين كند، كم كم ذهنش عادت خواهد كرد.
10- توجه به عظمت و هيبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبه رو است و خود در مقابل او هيچ بلكه عين احتياج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و انديشه خاضع خواهد گرديد.
11- قبل از عبادت انسان خود را مستعد و مهيا سازد؛ يعنى، قدرى به خود تلقين كند من در صدد نيايش و نماز هستم و سعى كند افكار متفرق را از ذهنش دور كند.
12- حتى الامكان در بهترين وقت عبادت كند؛ مثلاً، با كسالت - خستگى و خواب آلودگى - وارد نماز نشود. «لاتقربوا الصلوة و انتم كسالى».
13- در حين عبادت مصمّم بر مراقبت باشد و اگر احياناً افكار ديگرى به او هجوم آورد، همين كه متوجه شد، سعى كند خود را از دام آن افكار برهاند.
يكى از اولياى خدا توصيه نموده اند كه مدتى قبل از شروع نماز حداقل 15 دقيقه به حسابرسى و تخليه درون بپردازيد و به صورت ارادى عوامل پريشانى خاطر را تعديل بخشيد. با گفتن ذكر هاي مستحبي و دعاهاي افتتاح نماز و استغفار خود را براى نماز مهيا سازيد.
همانگونه كه گفته شد حضور قلب در حال نماز و دعا و مناجات با قاضي الحاجات يكباره و به طور ناگهاني حاصل نمي گردد، بلكه نيازمند صبر و حوصله و تأني است و بايد با نفس مانند كودكي نوآموز مدارا كرد و به تدريج و با آهستگي آن را مهار و رام نمود و آن را متوجه نمود. بنابراين بايد از مقدار بسيار كم شروع كرد و به تدريج بر ميزان تمركز و توجه و حضور قلب افزود. مثلا بايد تمركز را از 5 دقيقه شروع كنيد و قبل از نماز و دعا تصميم جدي بگيريد در اين 5 دقيقه حتما حواستان جمع باشد و به اطراف توجهي نكند، پس از موفقيت در پنج دقيقه بايد حدود يك ماه بر روي آن كار كنيد و هنگامي كه متوجه شديد بر اين مقدار توجه و حضور تسلط يافته ايد آن را به ده دقيقه افزايش دهيد و همين طور كم كم بر وسعت آن بيفزاييد تا انشاءالله در تمام اوقات نماز و دعايتان حضور قلب و تمركز را داشته باشيد.
مطالعه كتاب هايى همچون «آداب الصلوه» يا «پرواز در ملكوت امام خمينى» و «اسرار الصلوه» مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى بسيار نافع است.
دو كتاب ديگر نيز در اين مورد پيشنهاد مى كنيم:
1. حضور قلب در نماز، على اصغر عزيزى تهرانى
2. حضور قلب در نماز، محمد بديعى.


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن