اگر بخواهيم حجابي که اسلام خواسته را رعايت کنيم بايد دانشگاه مسجد کوچه و بازار و خانه اقوام نريم چون طبق فرمايش حضرت زهرا(سلام الله عليه) نه زن بايد مرد نامحرم را نبيند ونه مرد زن نامحرم را.
آيا اين محدوديت نيست؟
براي بيان پاسخ اين سؤال با رويکرد پرهيز از افراط و تفريط و با محوريت آيات و روايات به تبيين حق حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي و حق اشتغال آنان اشاره مي کنيم:
حجاب و حق فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي
فلسفه اصلي طراحي حجاب از سوي خداوند متعال آن است که مسير حضور اجتماعي زنان هموار شود و ارتباط او را با جامعه منطقي و معقول نمايد.[ سويزي، مهري، چرايي حجاب و عفاف، تهران، مرکز امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري، 1387ش، اول، ص 55.]
و به عبارت ديگر حجاب تصحيح گر مناسبات انساني و تسهيل گر مشارکت اجتماعي است و نه مانع از فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي.
تصور کنيد اگر زنان در اجتماع حضور نمي يافتند و هيچ نامحرمي به محل سکونت آنان راه پيدا نمي نمود، عملاً تأکيدات چندين گانه قرآن درباره عفاف و حجاب لزومي نداشت؟ وقتي خداوند متعال براي چگونگي حضور زن در اجتماع اين فرامين را صادر مي نمايد معناي نخست اين است که اصل حضور، اصل آمد و شد و اصل مشارکت و مراودات را براي زنان پذيرفته اما براي اين که اين حضور و آمد و شدها به انواع آفات گرفتار نشود و گره نخورد، راه ايمني از آفات را ترسيم کرده است.
تاريخ اسلام و سيره اهل بيت(عليهم السلام) بهترين مؤيد بر اين ادعا مي باشد به عنوان نمونه در مبارزات سياسي و تبليغ فرهنگي، حضرت زينب(سلام الله عليه)، هم دوش برادرش امام حسين(عليه السلام) در حماسه بزرگ و تاريخي کربلا حضور فعال و بسيار مؤثر دارد و اصلاً فلسفه اين که اباعبدالله(عليه السلام) اهل بيتش را در آن سفر خطرناک همراه خود برده است، يک اقدام حساب شده و به جهت مأموريت و رسالتي بود که بايد در آن سفر انجام دهند.
و يا در روايتي از حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام) نقل شده:
«کَانَ أَبِي يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَة»[ بحار الأنوار، ج 47، ص 49.]؛ «يعني پدرم امام صادق مادر من و مادر خودش را براي انجام حقوق اجتماعي اهل مدينه مي فرستاد».
بنابراين حجاب نه تنها مانع حضور زن در جامعه نيست، بلکه تضمين کننده حضور سالم و جدي و قوي او در جامعه است. تنها در سايه رعايت حجاب و پرهيز از اختلاط هاي بي حد و مرز است که زن و مرد مي توانند با آسايش خيال و فراغ بال و به طوري جدي و مؤثر به کار و فعاليت بپردازند.
زنِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضاي زمان است و آن وظيفه اي را که بر دوش خود حس مي کند، انجام دهد. پزشک شود يا تدريس کند، يا در کارهاي سياسي وارد شود و يا روزنامه نگار شود، براي او ميدان ها باز است. به شرط آن که عفاف و حجاب و دوري از آسيب هاي اختلاط با مردان رعايت شود.
شاهد بر اين معنا، همه ي آثار اسلامي است که در اين زمينه ها وجود دارد و همه ي تکاليف اسلامي است که زن و مرد را به طور يکسان، از مسئوليت اجتماعي برخوردار مي کند. اين که مي فرمايد: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»، مخصوص مردان نيست؛ زنان هم بايد به امور مسلمانان و جامعه اسلامي و امور جهان اسلام و همه ي مسائلي که در دنيا مي گذرد، احساس مسئوليت کنند و اهتمام نمايند» چون وظيفه ي اسلامي است.[ بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع زنان خوزستان، 20/ 12/ 1375.]
چنان که مي دانيم جهاد بر زنان واجب نيست مگر وقتي که شهر و حوزه مسلمانان مورد حمله واقع شود و جنبه دفاعي به خود بگيرد.[ رجوع شود به مسئله اول کتاب جهاد.] در غير اين صورت واجب نيست. با وجود اين، رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) به برخي از زنان اجازه مي داد که در جنگ ها براي کمک به سربازان و مجروحان شرکت کنند.
پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) با وجود تعصب بي جاي بعضي صحابه به زنان خود اجازه مي داد که به خاطر حاجتي که دارند بيرون روند و کار خويش را انجام دهند و در اين زمينه فرموده اند:
«انه قد اذن لکن ان تخرجن لحوائجکن»[ الدر المنثور في تفسير المأثور، ج 5، ص 221.]؛ «يعني اجازه داده شد به شما که اگر حاجتي داريد بيرون رويد».
همچنين پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) زنان خود را با قيد قرعه با خود به سفر مي برد. بعضي از اصحاب نيز چنين مي کردند.[ صحيح بخاري، ج 7، ص 43 (همه مورخين اين مطلب را نوشته اند).]
تمامي اين موارد گواهي بر جواز حضور زنان در اجتماع مي باشد.
حجاب و محدوديت
براي روشن شدن اين موضوع ابتدا بايد مراد از محدوديت مشخص گردد؟
- اگر منظور اين است که حجاب، مانع رشد و تعالي زنان است؟ که بايد بگوييم در مورد حجاب به هيچ عنوان قابل قبول نمي باشد، زيرا حجاب مطابق فطرت بشر بوده و يک زن با ايمان با وجود حجاب، بهتر مي تواند در مسير تکامل قدم بردارد.
- و اگر منظور محدوديت حضور در عرصه هاي اجتماعي سياسي و علمي باشد بايد گفت که شايد در گذشته لازم بود، ما زحمت استدلال در اين موضوع را بر خود هموار کنيم، اما امروز با وجود انقلاب اسلامي هيچ نيازي به استدلال نيست. زيرا با چشم خود گروه گروه زناني را مي بينيم که با حفظ حجاب اسلامي در همه جا حاضرند، در اداره ها، در کارگاه ها، در راهپيمايي ها و تظاهرات سياسي، در بيمارستان ها و مراکز بهداشتي، در دانشگاه ها[ هم اکنون حدود 70 درصد کرسي هاي دانشگاه ها به دختران تعلق گرفته است.] و از سطوح عالي مديريتي گرفته تا مجلس قانون گذاري و راديو و تلويزيون با حفظ حجاب اسلامي، مشغول کار و تلاش شبانه روزي زندگي هستند.
- اما اگر منظور از محدوديت، قائل شدن به نوعي حريم و محدوده براي زندگي طبيعي باشد تا انسان بتواند به زندگي راحت، سالم و بي دغدغه دست يابد، بايد بگوييم اين نوع محدوديت نه تنها در مورد حجاب، بلکه در بسياري از مراحل زندگي انسان جريان دارد که بعضي از آنها لازمه زندگي اجتماعي مي باشد.
مثلاً در زندگي شهري، وجود چراغ راهنمايي، نوعي محدوديت براي حرکت در سطح شهر مي باشد و امروزه هر انسان عاقلي آثار و فوايد آن را درک کرده و هيچ کس به فکر فرار از اين محدوديت يا از بين بردن آن نمي باشد و يا گاهي انسان خود به دنبال محدود کردن خويش براي رسيدن به مصالح بالاتر است، که مي توان براي آن نيز دانش آموزي را مثال زد که براي کسب نتيجه مطلوب در کنکور خود را محدود به مسائلي هم چون کم کردن استراحت، قانون مند کردن خورد و خوراک و به حداقل رساندن تفريحات مي نمايد، که البته هيچ اشکالي ندارد و از اين جهت که به نتايج مطلوب فراواني خواهد رسيد، مورد تقدير و تمجيد اطرافيان نيز مي باشد در نتيجه هر محدوديتي مذموم نيست.
درباره حجاب نيز بايد اذعان کرد که به فرض ايجاد محدوديت، از آنجايي که داراي خيرات و برکات بالاتري است، تحمل اين اندازه محدوديت به هيچ عنوان قابل سرزنش نمي باشد[ رهبري، روح الله، چند پرسش و پاسخ اساسي درباره حجاب، قم، پيام مقدس، 1389ش، دوم، صص 60- 62.].
روايت حضرت زهرا(سلام الله عليه) و حضور اجتماعي زنان
رواياتي در کتب روايي نقل شده است که ظاهر آن، منع از حضور زن در جامعه و حبس زن در خانه است، اما به دليل ادلّه قطعي ديگر از آيات و روايات و سيره معصومان که بر خلاف ظاهر اين روايات مي باشد، آن دستورات به توصيه هاي اخلاقي و اوامر ارشادي حمل شده است. علماي اسلام نيز اين جمله را به شکل يک توصيه اخلاقي تلقي کرده و اين روايات را بر استحباب حمل کرده اند. از جمله آن روايات مي توان به حديث حضرت زهرا(سلام الله عليه) اشاره نمود که فرمودند:
«خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ خَيْرٌ لَهُنَّ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَ الرِّجَالُ »[ وسائل الشيعة، ج 20، 67.]؛ «از همه چيز بهتر براي زن اين است که مرد بيگانه اي را نبيند و مرد بيگانه اي هم او را نبيند».
با توجه به آنچه گفته شد معلوم مي شود:
اولاً: حضرت زهرا(سلام الله عليه) در اين سخن، يک توصيه اخلاقي را براي زنان تأکيد کرده است. يعني با نگاه به ويژگي هاي روحي و جسمي زن از يک سو و نياز بشر در هر عصر و زمان به حفظ ارزش هاي اخلاقي و انساني که در رأس آنها همزيستي سالم اخلاقي زن و مرد مي باشد، ارجحيت دور بودن زن و مرد را بيان نموده اند؛ به ويژه اين که زنان نقش اساسي در سلامتي يا فساد آن ارزش ها ايفا مي کند.[ مجموعه آثاراستادشهيدمطهري ( مسئله حجاب)، ج 19، ص 548.] بنابراين مجوز هايي که فقه اسلامي در روابط زن و مرد و در ميزان پوشش مقرر کرده است براي جلوگيري از به سختي افتادن براي زنان است، ولي از جهت اخلاقي، پوشش، دور بودن زن و مرد، وجود حريم ميان آن دو در حد امکان، قابل انکار نيست و مسئله تقسيم کار ميان علي و فاطمه از سوي رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) مبتني بر همين توصيه اخلاقي صورت گرفته است.[ مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 19، ص 133، 412، 439 - 454، 509-551؛ ج 17، ص 397 - 395.]
ثانياً: ممکن است در اين حديث اشاره به زناني باشد که مسؤوليت خاصّي در جوامع نداشتند. لذا خود فاطمه زهرا(سلام الله عليه) هم، زماني که احساس مسؤوليت فرمودند، هم به مسجد رفتند براي خطبه خواندن و هم براي کمک کردن به پدر بزرگوارشان - هنگامي که پيشانيشان شکسته بود به ميدان جنگ احد رفتند؛ و دختران حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليه) هم در مواقع مختلف اقدام به خواندن خطبه کردند، در کربلا، در کوفه، در شام، در مدينه. مجموع اين ها نشان مي دهد، وقتي زنان مسؤوليتي بر عهده گرفتند، مي توانند در صحنه اجتماع ظاهر شوند؛ منتها با رعايت تمام جهات شرعي در اجتماع. [ مجموعه آثاراستادشهيدمطهري (مسئله حجاب)، ج 19، ص 547.]
ثالثاً: شايد اين سفارش و تأکيد بانوي نمونه اسلام حکايت از حقيقتي بزرگ باشد که امروز شاهد آن هستيم و آن اين که هر چه زنان از مسؤوليت اصلي خود يعني ساختن بهشت خانواده و تربيت نسل سازنده براي جامعه، فاصله بگيرند، ناچار به ويرانه ها و ناهنجاري هاي اجتماعي نزديک خواهند شد. لذا آن حضرت زنان را تشويق مي کند تا از حضور نابجا در اجتماع بپرهيزند و به مسؤوليت سنگين خود توجه کنند. امروز آثار شوم شعار انحرافي «ضرورت حضور زنان در کنار مردان» در ميدان هاي مختلف اجتماعي آشکار گرديده که در واقع اين ميدان ها به ميدان هاي رقابت با مردان تبديل شده است. متأسفانه توجه نداشتن به ويژگي ها و توانايي هاي زن و مسؤوليت اصلي وي در خانه از يک سو و عدم زمينه سازي لازم و ايجاد شرايط مناسب براي حضور سازنده او در جامعه از سوي ديگر، موجب گرديده تا نه تنها زن نتواند به ايفاي نقش سالم بپردازد که به موجودي خسته، سرگردان و در نتيجه بي معني مبدل شود.[ براتي، عبدالعلي، چهل حديث حجاب، قم، انتشارات اسحار، 1382ش، دوم، ص 15- 17.]
شهيد مطهري در خصوص نحوه حضور زنان چنين مي گويد: آنچه اسلام مي گويد نه آن چيزي است که مخالفان اسلام، اسلام را بدان متهم مي کنند، يعني محبوسيت زن در خانه ، و نه نظامي است که دنياي جديد آن را پذيرفته است و عواقب شوم آن را مي بيند، يعني اختلاط زن و مرد در مجامع.
مقصود اين است که اسلام با اختلاط مخالف است نه با شرکت زن در مجامع ولو با حفظ حريم. اسلام مي گويد: نه حبس و نه اختلاط بلکه حريم. سنت جاري مسلمين از زمان رسول خدا همين بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمي شده اند ولي همواره اصل «حريم» رعايت شده است. در مساجد و مجامع، حتي در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است. شرکت مختلط زن و مرد در برخي مجامع، مانند برخي مشاهد مشرّفه که در زمان ما محل ازدحام فوق العاده است، برخلاف مرضي شارع مقدس اسلام است.[ مجموعه آثاراستادشهيدمطهري ج 19، ص 550.]
در پايان، يادآوري دو نکته ضروريي است:
1. لزوم سنخيت فعاليت هاي اجتماعي و ويژگي هاي جسمي و روحي زنان
چادر يا به طور کلي، حجاب زن مسلمان، ممکن است در پاره اي مشاغل براي او دست و پاگير باشد، ولي نبايد فراموش کرد که تفاوت هاي ريز و درشت روحي و جسمي زن با مرد و ظرافت ها و امتيازهاي خاص عاطفي و احساسي زن بر مرد، همه و همه از تفاوت در مسئوليت ها ميان اين دو جنس خبر مي دهد. از همين رو در مکتب اسلام سخن از جواز حضور اجتماعي زنان به معناي اولويت حضور اجتماعي زنان و ترک کانون گرم خانه و تربيت فرزندان به عنوان اولويت اول نبوده و هرگز ارزش زن را، بر مبناي قدرت بازو و ميزان کارآيي در امور سياسي و اجتماعي يا فعاليت هاي صنعتي و اقتصادي و حتي خدمات علمي و فرهنگي ارزيابي نمي کند. بر همين مبنا ارزش زن در اسلام، بر اساس کارآيي روحي و عاطفي او در مرحله اول در محيط خانه است.[ متأسفانه فضاي حاکم بر جامعه کنوني کشورمان که متاثر از نفوذ تفکر فمينيستي مي باشد راه را به روي انديشمندان دلسوز براي طرح شفاف، منصفانه و منطقي مباحثي همچون آسيب شناسي حضور اجتماعي زنان مسدود نموده است چرا که هر گونه اظهار نظري در چنين فضاي محکوم به ضديت با حضور فعال زنان در عرصه اجتماع تلقي مي گردد؛ اين در حالي است که حضور غير ضروري زنان در اجتماع و تصاحب مشاغل متعدد نه تنها به نفع دختران مجرد و بلکه به نفع همسران و مادران نيز نمي باشد.
اگر فضاي کاري که هم اکنون توسط دختران و زنان پر شده، خالي مي بود، پسراني که به دليل نداشتن شغل ازدواج نکرده اند، مي توانستند با دختراني که در آرزوي ازدواجند ازدواج نمايند و مادران نيز فرزندانشان را از ادوگاه هاي اجباري کودکان که مهد کودک نام دارد نجات داده و خلاءهاي عاطفي کودکانشان را که با هيچ مهد کودک مجهز و زيبايي قابل جبران نيست پرنمايند. البته بررسي تفصيلي اين گونه مباحث مجال بيشتري را مي طلبد که در اينجا امکان به پرداختن آن نيست.]

چه بسا به خاطر همين مسئوليت خطير است که خداوند متعال از يک سو تأمين هزينه هاي زندگي زن را بر مرد واجب نموده تا با خيالي آسوده به مسئوليت خود در خانه بپردازد و از سويي ديگر پاداش همسرداري و خانه داري زنان را با پاداش تمامي عبادت هاي سياسي و اجتماعي مردان يکسان قرار داده است.
2. چگونگي حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي
نکته مهم ديگري که در خصوص فعاليت هاي اجتماعي زنان وجود دارد، چگونگي حضور آنها در اين گونه فعاليت ها مي باشد.
اسلام براي حضور سالم و بدور از آفت زنان در اجتماع علاوه بر پوشش حجاب ساز و کارهاي ديگري را براي اين مسئله انديشيده است که از جمله آنها مي توان به نهي از اصطکاک و اختلاط اشاره نمود.
همان گونه که گفته شد رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) اجازه شرکت در مساجد و احياناً در تشييع جنازه و بالاتر حضور در ميدان جنگ را مي داد و در عين حال مانع اختلاط بود، مي گفت: زنان و مردان با يکديگر و در حال اختلاط از يک در خارج نشوند و حتي در کوچه و خيابان خط عبور مردان از خط عبور زنان جدا باشد. به عنوان نمونه: يک روز رسول خدا در بيرون مسجد بود. ديد مردان و زنان باهم از مسجد بيرون آمدند. به زن ها خطاب کرد و فرمود: «بهتر اين است شما صبر کنيد آنها بروند. شما از کنار برويد و آنها از وسط»[ سنن ابوداود، ج 2، ص 658.].
نتيجه گيري
از مجموع آنچه تا کنون گفته شد به دست مي آيد که اسلام در عين اين که نهايت مراقبت را براي پاکي روابط جنسي به عمل آورده است، هيچ گونه مانعي براي بروز استعدادهاي انساني زن به وجود نياورده است، بلکه کاري کرده است که اگر اين برنامه ها دور از هر افراط و تفريطي اجراء شود، هم روحيه سالم مي ماند، و هم روابط خانواده ها صميمي تر و جدي تر مي گردد، و هم محيط اجتماع براي فعاليت صحيح مرد و زن آماده تر مي شود اسلام مي گويد، نه «حبس» و نه «اختلاط» بلکه «حريم». بنابراين از نظر حضرت زهرا(سلام الله عليه) زماني زن به خداوند نزديک تر است که «حريم» خود را حفظ کند و از آن تجاوز نکند.[ پارسا، طيبه، پوشش زن در گستره تاريخ، قم، انتشارات احسن الحديث، 1387 ش، دوم، ص 123.]
حجاب نه تنها زنان را محدود نمي کند، بلکه جايگاه حقوقي، شخصيت و امنيت آنان را بالا مي برد و مصونيتي قابل توجه براي آنان ايجاد مي کند. حضور زن در اجتماع، با حجاب اسلامي، حضوري انساني، تأثيرگذار، محکم و سازنده است و نوعي انضباط و قانون مندي منطبق بر فطرت، عقل و شرع را به نمايش مي گذارد. قطعاً چنين حضور قانون مندي و منضبطي محدوديت نيست.[ صفي ياري، مسعود، راز حجاب، قم، نور السجاد، 1389 ش، دوم، ص 130.]


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن