چند وقتي است که با دختري که همکلاسي دانشگاهم هست سر موضوع حجاب بحث مي کنيم ايشون مي گه بدحجابي يه گناه فرديه و ديگران نبايد دخالت کنند! آيا درسته؟!
در تبيين اين مسئله بايد به عنوان مقدمه بگوييم که «حق» در دو فضاي اخلاقي و حقوقي قابل بحث است.
حق در فضاي اخلاقي را اصطلاحاً حق اخلاقي و حق در فضاي حقوقي را اصطلاحاً حق قانوني مي گويند. چيزي که مي توان به حق اخلاقي و حق قانوني تعبير کرد. لوازم و ملزومات هر کدام از اين حق ها متفاوت است. حق الناس هم شامل حق نسبت به خود شخص و حق نسبت به ديگران مي شود.
در معناي حقوقي و قانوني، حق الناس، يعني حقوقي که متعلق به مردم (خود شخص يا ديگران) است و با مصالحه با مردم قابل اسقاط است. حجاب از نظر حقوقي حق الناس صرف محسوب نمي شود. حجاب نه تنها حق خود شخص است که در مورد آن آزاد باشد و نه تنها حق شوهر يا پدر و خانواده و مردم است که با مصالحه با آنان قابل اسقاط باشد، بلکه حجاب حکم الله نيز هست. در حکم الله دو عنصر حق و تکليف الهي وجود دارد. يعني نه ديگران و نه هيچ قدرت و حکومتي حق منع زن از حجاب را ندارند و هم زن تکليف و حق حفظ حجاب را توامان داراست.
از نظر اخلاقي نيز، حجاب هم حق الناس است و هم حق الله. يعني از نظر اخلاقي عدم حفظ حجاب توسط يک زن زمينه از بين رفتن حقوق اخلاقي جامعه، فرد و خانواده را ايجاد مي کند. مردم و جامعه حق دارند در يک فضاي آرام و اخلاقي و توأم با اخلاق حسنه زندگي کنند. بي حجاب اين حق مبنايي و بنيادين انسان ها را از بين برده يا تهديد مي کند.
آيت الله جوادي آملي در اين زمينه مي فرمايد:
«بينش قرآن کريم اين است که زن بايد کاملاً درک کند، حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف نظر کردم. حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم. حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند، حجاب زن، حقي الهي است. لذا مي بينيد در جهان غرب و کشورهايي که به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي کنند، اما در اسلام اين چنين نيست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش مي باشد، همه اين ها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود، چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق اللَّه مطرح است».[ لقماني، احمد، چگونه فرزندان ما با حجاب مي شوند؟، قم، انتشارات بهشت بينش، 1389ش، اول، ص43.]
اما براي دلايل عقلي و شرعي حق الناس بودن حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1. دليل عقلي
دليل عقلي ساده اي که مي توان در اين زمينه ارايه نمود آن است که تمامي عقلا کسي را که سبب به گناه افتادن ديگران مي شود را مقصر مي داند مانند کسي که فردي را از روي پشت بام هل داده و با اين اقدام موجب مرگ وي گردد که تمام عقلا فرد هل دهنده را مقصر دانسته و او را عامل مرگ معرفي مي کند؛ حال درباره حجاب هم اين چنين است؛ يعني اگر زني به واسطه بدحجابي سبب، به گناه افتادن يک فرد ديگر باشد در اين صورت؛ حقي به گردن بدحجاب مي آيد که همان حق الناس نام دارد.
2. دليل شرعي
يکي از قواعد فقهي که عالمان فقه مبتني بر آيه شريفه (((وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي الْإِثْمِ وَالْعُدْوانِ)))[ «و (هرگز) در راه گناه و تعدّي همکاري ننماييد!»، مائده (5)، آيه 2.] بر آن اتفاق نظر دارند، حرمت اعانت بر اثم است[ بجنوردي، سيد محمد بن حسن موسوي، قواعد فقهيه (بجنوردي، سيد محمد)، 2 جلد، مؤسسه عروج، تهران - ايران، سوم، 1401 هـ. ق، ج 2، ص 234.].
امام خميني(ره) در اين باره مي گويد: تهيه مقدمات و اسباب معصيت براي کسي است که قصد ارتکاب آن را دارد؛ حال اين تهيه اسباب براي رسيدن به هدف باشد يا نه و يا اثم در خارج تحقق يابد يا نه، اعانت بر اثم بوده و حرام است.[ همان، ص 228 به نقل از مکاسب المحرمه امام خميني، ج 1، ص 211.]
به طور قطع يکي از مصاديق اعانت بر اثم حضور زنان بدحجاب در اجتماع مي باشد که زمينه انحراف بسياري از جوانان و نوجوانان و حتي مردان همسر دار را فراهم مي نمايد.
بنابراين در يک جمع بندي مي توان گفت زناني که حجاب خود را رعايت نمي نمايند علاوه براينکه به دليل ترک يک واجب الهي مرتکب گناه شده و به خود ظلم مي کنند، از جهات گوناگوني به ديگران نيز ظلم مي کنند لذا حق الناس بر عهده اش مي باشد که به برخي از آنها اشاره مي نماييم:
ظلم به جوانان پاکدامن
اگر زني به خاطر بدحجابيش، چشم هايي را به خود جلب کند و دل هايي را گرفتار سازد. در اين صورت او مسؤول گمراهي جوانان بسياري خواهد بود که با ديدن او گناه کرده اند و حتي مسؤول مشغوليت ذهني و افت تحصيلي افرادي خواهد بود که با ديدن او، برايشان دغدغه اي ايجاد شده است و هم چنين مسؤول گناه کساني خواهد شد که با ديدن او ميل شهواني آنها تحريک شده است.
ظلم به والدين
اگر بدحجابي باعث شد که فرزند کسي گمراه شود، به والدين آن فرزند هم ظلم کرده؛ چراکه ثمره عمر يک زندگي را به تباهي کشانده است.
ظلم به زنان و مردان متاهل
چراکه هيچ زني از لحاظ جمال و زيبايي کامل نيست و کاستي هايي دارد لذا عدم رعايت پوشش اسلامي باعث مي شود تا کاستي هاي زنان متأهل براي شوهران جلوه کرده و آنها زيبايي هايي همسر خود را ناديده بگيرند و کانون خانواده آنها متزلزل و سرد گردد.
ظلم به فرزندان
چرا که مادران با پوشش نامناسب خود الگوي غلطي را به فرزندان ارايه مي نمايند و با تربيت ناصحيح آنها را برخلاف دستورات ديني تربيت مي نمايند.
پس بي حجابي حق الناس است و بايد دختران و زناني که حجاب شرعي را رعايت نمي کنند نسبت به رفتار خود تجديدنظر نمايند.


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن