حضرت علي(ع) در دعاي كميل اين گونه به درگاه خدا نيايش مي كند كه «كنت انت الرقيب عليهم و الشاهد لما خفي عنهم» سؤال اين است كه چه چيزهايي است كه خدا از بندگان مي داند و آن اسرار از ديد فرشتگان پنهان مي ماند؟
هر عملي داراي دو چهره است (ظاهر و باطن ) و غالب انسان ها در دار دنيا صرفا با چهره ظاهر اعمال مواجه اند و از روئيت چهره باطن آن محروم مي باشند. دروغ و غيبت چهره ظاهرشان صرف گفتار و لفظ و عبارات است كه از دهان صادر مي شود و گوش انسان را متائثر مي سازد و مفهومي را در ذهن ترسيم مي نمايد. اما باطن آنها آلودگي و تعفن است كه هم سيماي ناپسندي را دارا هستند و هم از بوي نامطبوعي برخوردارند. پيامبر(ص ) مي فرمايند: وقتي فردي دروغ مي گويد به خاطر بوي بد آن فرشتگان از او دور مي شوند, (منتخب ميزان الحكمه , روايت 5442). امير مومنان امام علي (ع ) مي فرمايند: كذب و دروغ مروت و مردانگي انسان را فاسد مي كند, (همان , روايت 5469). و اين ماجرا در مورد همه گناهان صادق است . همان طور كه كارهاي پسنديده و نيكو چهره باطن آنها بسيار ارزشمند و زيبا و معطر است . حال انسان وقتي از دار دنيا مي رود چون وارد باطن عالم مي گردد چهره غيبي و باطني و ملكوتي اشيائ را مشاهده مي نمايد و به خاطر اين كه عمل با صاحب آن متحد مي گردد در فرداي قيامت انسان ها با اعمالشان محشور مي شوند. در حالي كه باطن اعمال آنها هويدا است . آن كه صاحب عمل نيكو است در هيبتي زيبا و فاخر و ارزشمند و آن كه صاحب عمل ناپسند است در كسوتي زشت و ژوليده و اسف بار. پس اين خاصيت و اثر خود عمل است كه هميشه همراه عمل مي باشد. اما در دار دنيا از ديده ما پوشيده است ولي در دار آخرت كه هنگام بروز حقايق است همان اموري كه در دنيا چهره باطن اعمال بود علني مي گردد و اين طور نيست كه خداوند ((معاذالله )) رسواكننده انسان ها باشد. اين خود عمل است كه صاحبش را رسوا مي كند و آنان كه صاحب چشم باطن در همين دنيا مي باشند هم اكنون اعمال را با چهره حقيقتي و ملكوتي مشاهده مي كنند و صاحبان اعمال بد در همين دنيا نيز براي برخي با همان چهره ژوليده و اسف بار اخروي ظاهر مي شوند. اما ماجراي ستاريت و پرده پوشي حضرت حق , در صورتي كه انسان از روي جهل و ناداني مرتكب عمل ناپسندي شود يا پس از ارتكاب به راستي پشيمان و نادم گردد, خداوند تائثير آن عمل آلوده را از بين مي برد و حتي چهره واقعي عمل را (كه لازمه عمل مي باشد) از محرمان ملكوت يعني ملائك و انبيائ و اوليائ نيز مخفي مي دارد. به گونه اي كه اصلا آن عمل انجام نگرفته باشد. و اين خاصيت توبه و استغفار است .
در دعاي كميل مي خوانيم : ((و كنت انت الرقيب علي من ورائهم والشاهد لما خفي عنهم و برحمتك اخفيته و بفضلك سترته ; خدايا تو مراقب و گواه اعمال من بودي از وراي ديده فرشتگان ثبت كننده اعمال و آنچه از ايشان پنهان مي ماند به واسطه رحمتت پوشاندي و از روي فضلت آنها را پنهان داشتي )).
[كامل از كد90725]
انسان از نقايص و عيوب خود ناراحت و غمگين مي شود چرا كه فطرتاً كمال طلب است و نقص و عيب در مقابل كمال است؛ لذا انسان فطرتا دوست دارد كه كامل باشد و ديگران نيز او را به وصف كمال بشناسند و چون اين حس فطري ، ريشه در روح دارد در همه عوالم وجود خواهد داشت، در عالم طبيعت بسياري از نقايص و عيوب روحي و اخلاقي انسانها در پشت پرده عالم ماده پنهان است و خداوند متعال آن را از بسياري از مردم پنهان كرده است؛ حتي از برخي از روايات استفاده مي شود كه بسياري از قبايح انسان مؤمن از برخي از فرشتگان نيز مستور است. امام صادق(ع) فرمودند: « هيچ مؤمني نيست مگر اينكه صورتي مثالي در عرش دارد وقتي شخص مشغول ركوع وسجود و مانند آن مش شود صورت مثالي او نيز در عرش مشغول همان اعمال مي شود و در اين هنگام ملائك او را در عرش مي بينند و بر او صلوات مي فرستند و استغفار مي كنند و زماني كه بنده مؤمن مشغول گناه مي شود، خدا بر صورت مثالي او پوششي مي افكند تا ملائك مطلع نشوند و اين است تأويل « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح»(بحارالانوار، ج54 ص354
)
همين طور از روايات استفاده مي شود كه خداوند متعال گناهان توبه كنندگان را هم در دنيا و هم در آخرت مي پوشاند. امام صادق(ع) فرمودند: « زماني كه بنده توبه نصوح كند خدا او را دوست مي دارد پس عيوب او را در دنيا و آخرت مي پوشاند. راوي از امام مي پرسد: خدا چگونه مي پوشاند؟ امام مي فرمايند: خدا گناهان او را از ياد دو ملكي كه گناهان او را مي نويسند، مي برد و به اعضاء او وحي مي كند كه گناهان او را كتمان كنيد و وحي مي كند به اماكن زمين كه كتمان كنيد آنچه را كه از گناه در شما انجام مي داد، پس او خدا را ملاقات مي كند در حالي كه هيچ چيزي نيست كه بر گناه او شهادت دهد.»(كافي، ج2، ص430 و 431)
از اين گونه روايات استفاده مي شود كه خداوند متعال نسبت به مؤمنان هم در دنيا و هم در آخرت ستارالعيوب است. اما نسبت به غير مؤمنين خداوند متعال چنين تعهدي نداده است. خداوند متعال بسياري از قبايح غير مؤمنين را در دنيا مخفي مي كند ولي آن گاه كه بنده خدا از ستاريت خدا مغرور شود و حرمت شكني را از حد بگذارند و به خصوص شروع به ريختن آبروي بندگان كند، در اين حالت بعيد نيست كه خدا نيز پرده از كار او بردارد و او را رسوا كند و البته در آخرت به طور حتم پرده از كارش گشوده خواهد شد؛ و در واقع اين خود شخص است كه با كناره گيري كامل از عبادت خدا پرده ستاريت خدا را كنار مي زند و خود را رسوا مي كند. بنابراين در عين اينكه آخرت يوم تبلي السرائر است و اسرار در آن روز فاش مي شوند ولي گناهان مؤمنان مكتوم مي ماند و خدا آن را حتي از ملائك نيز مخفي مي كند واين خود پاداشي براي مومنان است ؛ حتي از برخي روايات استفاده مي شود كه خداوند متعال بعد از ورود مؤمنان به بهشت، گناهان گذشته آنها را از ياد خودشان نيز مي برد تا از شرمندگي آن آزار نبينند.
همچنين لازم به ذكر است كه شهود باطن افراد توسط بعضعي اولياي الهي به معني دريده شدن پرده ستاريت نيست؛چون اولياي خدا با چشم الهي مي نگرند وديدن آنها عين ديدن خداست
چشم بصيرت يافتن معلول نوعي تكامل برزخي و اشتداد يافتن روح است و چنين تكاملي ناشي از تخلّق به اخلاق الهي و به معني مظهر اسماء الهي شدن است. شخص زماني داراي چشم بصيرت مي شود كه از يك جهت مظهر اسمائي چون بصير و عالم السر و الخفيات و امثال آن باشد و از جهت ديگر مظهر اسم ستارالعيوب گردد. وقتي شخص به چنين مرحله اي از تكامل رسيد ديدن او با چشم الهي خواهد بود. چنين كسي مي بيند ولي با بصيرت خدا و مي شنود با سمع خدا و عيب پوشي مي كند با ستاريت خدا. از اين مقام تعبير مي شود به قرب نوافل. پيامبر(ص) فرمود همانا خداوند متعال مي فرمايد: « بنده ي من با نوافل (مستحبات ) و از سر اخلاص به من تقرب مي جويد تا اينكه من او را دوست مي دارم؛ پس زماني كه او را دوست داشتم شنوايي او مي شوم كه با آن مي شنود و بينايي او مي شوم كه با آن مي بيند و دست او مي شوم كه با آن مي گيرد؛اگر از من چيزي بخواهد به او مي دهم و اگر از من پناه خواهد او را درپناه خود مي گيرم .»(ارشادالقلوب، ج1، ص91) و بالا تر ازاين مقام ،مقام قرب فرائض است كه كه مختصّ به معصومين(ع) است كه در آن مقام انسان چشم و زبان و دست خدا مي شود يعني خدا با چشم او مي بيندوبا گوش او مي شنود نه اينكه او با بينايي خدا نظاره كند وبا سمع الهي بشنود. اميراالمؤمنين(ع) فرمودند: « أنا عين الله و أنا يدالله و أنا جنب الله و أنا باب الله»(كافي، ج1، ص145) ديدن چنين كسي ديدن خداست و شنديدن او شنيدن خداست، كما اينكه رضايت او رضايت خدا و غضب او غضب خداست پيامبر (ص) فرمودند : « إِنَّ اللَّهَ يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا.» (بحار الانوار ،ج21،ص279) البته اين نكته نيز گفتني است كه صاحبان بصيرت - از گروه اول- همه چيز را نمي بينند و اگر خدا اموري را به آنها نشان مي دهد حكمتي دارد و بسياري از اوقات اين امر به نفع خود صاحب عيب است. همچنين ستاريت خدا نيز حدي دارد لذا اگر بنده به ستاريت خدا مغرور شد و فسق و فجور را از حد گذراند خدا نيز او را رسوا مي كند.
[پايان كد انتخابي]


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن