چرا روزي ما كم است
پرسشگر گرامی ؛ از قرآن و روايات استفاده مي شود، عوامل متعددي در پديد آمدنروزی کم نقش دارد. برخي از اين عوامل، اختياري و برخي غيراختياري است؛ چنان كه برخي مربوط به جامعه و برخي مربوط به فرد است. مهم ترين عامل نيازمندي، ساختار ناسالم نظام اقتصادي حاكم بر جوامع و وجود روابط ظالمانه بين افراد است. برخي عوامل به وجود آمدن نظامهاي اقتصادي ناسالم عبارت اند از: مالكيت خصوصي نامحدود، آزادي اقتصادي نامحدود، توزيع ناعادلانه درآمد، رواج گناه و اعمال ناشايست و بي اعتنايي به نيازمندان. شرح اين عوامل و بيان راه حلهايي كه سيستم اقتصادي اسلام براي هر يك از آنها دارد، از حوصله اين نوشته خارج است. هدف اين نوشتار، بيان عوامل فردي كاهش نعمت است. الف ) عوامل فردى كاهش روزى رزق همه مخلوقات به دست خالق رازق است. افرادى كه نيازهاى خود را از سرچشمه و مبدأ آن جويا شوند، به آن مى رسند؛ امّا آنان كه آن را نزد مخلوقات بجويند، به جاى آب به سراب مى رسند و گمشده خود را نخواهند يافت. از همين رو، توكل بر خدا باعث افزايش روزى و توكل بر خلق خدا، سبب كاهش آن خواهد شد... با مراجعه به آيات و روايات، مشاهده مى كنيم كه عواملى، همچون: بيكارى، تنبلى، بى تدبيرى، اخلاق بد، گناه و... از عوامل كاستى رزق هستند. نكته جالب توجه آن است كه با مقايسه عوامل افزايش دهنده و كاهش دهنده روزى، بسيارى از آنها در نقطه مقابل و متناظر با يكديگر قرار دارند؛ براى مثال، كار و تلاش، سبب افزايش و بيكارى و تنبلى سبب كاهش آن قلمداد شده است. همچنين است عوامل متقابلى، چون: ازدواج و زنا، توكل بر خدا و بر مردم، اخلاق خوب و بد، امانتدارى و خيانت در امانت و... . 1. بيكارى و تنبلى همچنان كه كار و تلاش، عامل افزايش نعمت است؛ تنبلى، كسالت و تن پرورى، عامل تنگدستى است. بنا به فرموده امام صادق عليه السلام: «مَنْ كسَلَ عَنْ طَهُورِهِ وَصَلاتِهِ فَلَيْسَ فِيهِ خَيْرٌ لِاَمْرِ خِرَتِهِ وَمَنْ كسِلَ عَمَّا يَصْلَح بِهِ اَمْرُ مَعِيشَتِهِ فَلَيْسَ فِيهِ خَيْرٌ لِاَمْرِ دُنْياهُ؛(1) كسى كه نسبت به پاكيزگى و نماز خود، تنبلى و كسالت ورزد، در او خيرى براى آخرتش نيست، و كسى كه نسبت به انجام امورى كه معاشش را اصلاح مى كند تنبلى ورزد، در او خيرى براى دنيايش نيست.» خواب صبح (بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد) شوم است و باعث طرد رزق، زشتى و زردى چهره و تغيير آن مى شود... . خداوند، ارزاق را بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد تقسيم مى كند. از خوابيدن در اين هنگام پرهيز كنيد امام على عليه السلام در تشبيه لطيفى، فقر را محصول ازدواج بى حوصلگى و ناتوانى برشمردند: «اِنَّ الْاَشْياءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ اِزْدَوَجَ الْكسِلُ وَالْعَجْزُ فَنَتَجا بَيْنَهُما الْفَقْر؛(2) هنگامى كه اشيا با يكديگر ازدواج كردند، كسالت و ناتوانى با هم ازدواج كردند و از آنان فقر متولد شد.» يكى از مصاديق كسالت، خواب بين الطلوعين است كه افزون بر آثار منفى بر جسم، سبب كاهش نعمت نيز مى شود: «نَوْمُ الْغَداةِ مَشْؤُمَةٌ تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَتَصْفَرُ اللَّوْنَ وَتُقَبِّحُهُ وَتُغَيِّرُهُ... اِنَّ اللَّهَ تَعالى يُقَسِّمُ الْاَرْزاقَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِيَّاكمْ وَتِلْك النَّوْمَةَ؛(3) خواب صبح (بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد) شوم است و باعث طرد رزق، زشتى و زردى چهره و تغيير آن مى شود... . خداوند، ارزاق را بين طلوع فجر تا طلوع خورشيد تقسيم مى كند. از خوابيدن در اين هنگام پرهيز كنيد.» 2. بى برنامگى همچنان كه تدبير و برنامه ريزى در زندگى، نشان كمال شخصيت آدمى و از اسباب فزونى روزى است، در نقطه مقابل آن، بى تدبيرى و بى برنامگى در زندگى، باعث تهيدستى مى شود. امام على عليه السلام همين نكته را از جمله عوامل فقر دانسته اند. «وَتَرْك التَّقْدِيرِ فِى الْمَعيشَةِ يُورِثُ الْفَقْرَ؛(4) «[برنامه ريزى نكردن و] عدم اندازه گيرى در معاش، موجب فقر مى شود.» همچنين آن امام همام مى فرمايد: «حُسْنُ التَّدْبِيرِ يَنْمِى قَلِيلَ الْمالِ وَسُوءُ التَّدْبِيرِ يَفْنِى كثيرَهُ؛(5) برنامه ريزى نيكو در امور [اقتصادى ]، مال اندك را افزايش مى دهد و برنامه ريزى بد، مال فراوان را نابود مى كند.» 3. توكل بر غير خدا رزق همه مخلوقات به دست خالق رازق است. افرادى كه نيازهاى خود را از سرچشمه و مبدأ آن جويا شوند، به آن مى رسند؛ امّا آنان كه آن را نزد مخلوقات بجويند، به جاى آب به سراب مى رسند و گمشده خود را نخواهند يافت. از همين رو، توكل بر خدا باعث افزايش روزى و توكل بر خلق خدا، سبب كاهش آن خواهد شد. امام على عليه السلام به نقل از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله فرمود: «يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: مامِنْ مَخْلُوقٍ يَعْتَصِمُ بِمَخْلُوقٍ دُونِى اِلَّا قَطَعْتُ اَسْبابَ السَّموات وَاَسْبابَ الْاَرْضِ مِنْ دُونِهِ فَاِنْ سَاَلَنِى لَمْ اَعْطِهِ وَاِنْ دَعانِى لَمْ اَجِبْهُ وَما مِنْ مَخْلُوقٍ يَعْتَصِمُ بِى دُونَ خَلْقِى، اِلَّا ضَمِنْتُ اَسْبابَ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ رِزْقَهُ، فَاِنْ دَعانِى اَجِبْتُهُ وِاِنْ سَاَلَنِى اَعْطَيْتُهُ وَاِنْ اِسْتَغْفَرَ غَفَرتُ لَهُ؛(6) خداوند عزّ و جل مى فرمايد: هر كس كه نه بر من، بلكه بر مخلوق من تكيه كند، اسباب آسمانها و زمين را براى او قطع مى كنم. پس اگر از من چيزى بخواهد به او نمى بخشم و اگر مرا بخواند پاسخش را نمى دهم و هر كس كه نه بر بنده من، بلكه بر خود من تكيه كند، اسباب آسمان ها و زمين را پشتوانه رزق او قرار مى دهم. پس اگر مرا بخواند پاسخش مى دهم واگر از من چيزى بخواهد، به او عطا مى كنم و اگر از من پوزش بخواهد، از او درگذرم.» خداوند، سبب ساز و سبب سوز است. اگر فردى در انجام كارهايش بر او توكل كند، علل و اسباب كارهاى او را فراهم مى كند؛ اما اگر شخصى به جاى خالق اسباب، به خود اسباب چنگ زند، از كاريى كامل اسباب و وسايل نيز محروم خواهد شد. همچنان كه امانتدارى و حفظ حرمت مال مردم، سبب افزايش رزق است، خيانت در امانت و بى حرمتى به مال مردم، باعث كاهش نعمت خواهد شد 4. گناه و نافرمانى نافرمانى خداوند، رابطه خالق و مخلوق را تيره مى كند و تغيير رفتار مخلوق، باعث تغيير نعمتهاى الهى مى شود و از آن مواهب مى كاهد. شايد با اين كيفر، بنده از تقصير خود آگاه شود و عذر به درگاه خدا ورد. امام على عليه السلام فرمودند: «تَوَقُّوا الذُّنُوبَ فَمَا بَلِيَّةٌ اَشَدُّ وَأفْظَعُ مِنْهَا وَلاَ يَحْرُمُ الرِّزْقُ اِلاَّ بِذَنْبٍ حَتَّى الْخَدْشِ وَالنَّكبَةِ وَالْمُصِيبَةِ. قَالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَمَا أصَابَكمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كسَبَتْ أيْدِيكمْ وَيَعْفُوا عَنْ كثِير؛(7) از گناهان دورى كنيد كه هيچ بلايى شديدتر و زشت تر از آن نيست و رزق باز داشته نمى شود، مگر به دليل انجام گناهى، حتى در حدّ ايجاد خراش و جراحت و ناراحتى [در ديگران ]؛ چرا كه خداوند فرمود: هر مصيبتى كه به شما رسد، به سبب اعمالى است كه انجام داده ايد و بسيارى را نيز عفو مى كند.» امام صادق عليه السلام فرمود: عمل شنيع زنا باعث «محبوس شدن رزق»(8) است. «وَالذُّنُوبَ الَّتِى تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنَا؛ [از] گناهانى كه باعث محبوس شدن روزى مى شود، زنا است.» بر اساس اين روايت روزى افراد بر اثر بدكردارى، نابود نمى شود؛ بلكه محبوس و زندانى مى گردد. كليد اين زندان نيز به دست انسان است تا با تجديد نظر در رفتار خويشتن، و برداشتن موانع، جُوى روزى خويش را به جريان اندازد و درخت زندگى اش را از آن سيراب كند. گناه ديگرى كه موجب كاهش ورزى است، خيانت در امانت مى باشد. همچنان كه امانتدارى و حفظ حرمت مال مردم، سبب افزايش رزق است، خيانت در امانت و بى حرمتى به مال مردم، باعث كاهش نعمت خواهد شد. پيامبر مكرّم اسلام صلى الله عليه وآله در اين باره فرمود: «ألْاَمَانَةُ تَجْلِبُ الْغِنَاءَ وَالْخِيَانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرَ؛(9) امانتدارى باعث بى نيازى و خيانت [در امانت،] سبب فقر مى شود.» 5. اخلاق بد همچنان كه اخلاق خوب، باعث جلب رحمت و محبت خداوند، محبوبيت بين مردم، افزايش رزق و بركت در زندگى خواهد شد، اخلاق بد نيز سبب ناخشنودى خداوند، ناخرسندى مردم و بى بركتى در زندگى مى شود. امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: «مَنْ سَاءَ خُلْقُهُ ضَاقَ رِزْقُهُ؛(10) هركس بد اخلاق باشد، رزقش تنگ مى شود.» و بنا بر روايتى ديگر: «مَنْ فَحَشَ عَلَى اَخِيهِ الْمُسْلِمِ نَزَعَ اللّهُ مِنْهُ بَرَكة رِزْقِهِ وَوَكلَهُ اِلَى نَفْسِهِ وَأَفْسَدَ عَلَيْهِ مَعِيشَتَهُ؛(11) هركس به برادر مسلمانش فحاشى كند، خداوند بركت روزيش را از او بر مى دارد و او را به خودش وامى گذارد و زندگيش را تباه مى كند.» در فرهنگ دينى ما، حياى بى جا يكى از عوامل كاهش رزق معرفى شده است. امام على عليه السلام مى فرمودند: «اَلْحَيَاءُ يَمْنَعُ الرِّزْقَ؛ حياى [نابجا] از رزق جلوگيرى مى كند.» 6. اسراف در مصرف و انفاق ميانه روى و مشى معتدل در تمام ابعاد زندگى، از جمله ويژگي هاى مؤمنان خردمند است. در نقطه مقابل تندروى يا كندروى، افراط يا تفريط و اسراف يا بخل ورزيدن از ويژگي هاى نابخردان به شمار مى رود. 7. شرم ناروا لازمه كار تجارى و اقتصادى، قدرت چانه زنى و صراحت لهجه است. فروشنده يا خريدارى كه چنين نباشد يا به دليل كم رويى و يا احترام گذاشتن بيش از حد، از بيان قيمت مطلوب خويش، خوددارى كند، و يا به نسيه فروشى روى آورد و يا اينكه كالا را به هر قيمتى - ولو گزاف - ارائه كردند، بخرد، رفته رفته از درآمدش كاسته خواهد شد و مخارج او بر درآمدهايش غلبه خواهد كرد. اين همه، در شرم هاى نابجا و قرار گرفتن در محظورات اخلاقى، ريشه دارد. در فرهنگ دينى ما، حياى بى جا يكى از عوامل كاهش رزق معرفى شده است. امام على عليه السلام مى فرمودند: «اَلْحَيَاءُ يَمْنَعُ الرِّزْقَ؛(12) حياى [نابجا] از رزق جلوگيرى مى كند.» 8. ساير عوامل در پايان اين بحث، به ذكر دو روايت جامع در اين زمينه مى پردازيم كه شمارى از عوامل كاهش رزق را بيان كرده اند. شمارى از اين عوامل، در ضمن مباحث گذشته بيان شده است؛ امّا شمار ديگرى از نها ناگفته مانده است. 1. امام على عليه السلام چنين فرموده است: « رها كردن تار عنكبوت در منزل، بول كردن در حمام، خوردن در حال جنابت، خلال كردن دندان با شاخه درخت گز، شانه زدن در حالت ايستاده، باقى گذاشتن خاكروبه در خانه، قسم دروغ، زنا، اظهار حرص، خوابيدن بين دو نماز مغرب و عشا و قبل از طلوع خورشيد، نداشتن برنامه ريزى در زندگى، قطع ارتباط با خويشاوندان، عادت به دروغگويى، زياد گوش دادن به غنا و رد كردن مرد فقير در شب، باعث فقر است.» (13) 2. خاتم انبياصلى الله عليه وله مى فرمايد: «بيست خصلت، باعث تنگدستى مى شود: عريان برخاستن از رختخواب براى رفتن به دستشويى، خوردن در حال جنابت، نَشُستن دستها هنگام خوردن، بى اعتنايى به نان ريزه، سوزاندن سير و پياز، نِشستن در آستانه در، جاروب كردن منزل در شب و به وسيله لباس، شستن بدن در توالت، كشيدن حوله و آستين جامه بر اعضاى شسته شده، نَشُسته ماندن ظروف، رو باز بودن ظروف آب، رها كردن تار عنكبوت در منزل، سبك شمردن نماز، زود خارج شدن از مسجد، صبح زود به بازار رفتن و دير باز گشتن از آن تا هنگام نماز عشا، خريدن نان از فقرا، نفرين بر فرزندان، دروغگويى، دوختن لباس در حال بر تن داشتن آن، و خاموش كردن چراغ با فوت.» (14) ب ) دعاها و ذكرهاي روزي افزا پيامبر(ص) به مردي از يارانش فرمود: چه چيز باعث شده كه كمتر نزد ما بيايي؟ عرض كرد:مرض و فقر [مرا محروم كرده است] رسول خدا(ص) فرمود: مي خواهي دعايي به شما ياد بدهم كه مرض و فقر را از شما بزدايد؟ عرض كرد: بلي يا رسول الله. حضرت فرمود بگو: «لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم توكلت علي الحي الذي لا يموت والحمدلله الذي لم يتخذ صاحبه و لا ولدا و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له ولي من الذل و كبره تكبيرا» كفعمي در كتاب هاي بلدالامين و مصباح به نقل ازتاريخ علي بن انجب معروف به ابن ساعي آورده است:«هركس كه بر خواندن اين دعا مواظبت كند،روزي به راحتي به او مي رسد و راه هاي روزي براي او هموار مي گردد: «اللهم يا سبب من لا سبب له،يا سبب كل ذي سبب، يا مسبب الاسباب من غيرسبب؛صل علي محمد و اغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك يا حي يا قيوم.» پي نوشت ها : 1) وسائل الشيعه (30 جلدى)، حرّ عاملى، قم، مؤسسة آل البيت الاحياء التراث، دوم، 1414 ق، ج 17، ص 59. 2) همان. 3) مكارم الاخلاق، طبرسى، منشورات الشريف الرضى، ششم، 1392 ق، ص 305. 4) خصال، شيخ صدوق، تحقيق على اكبر غفارى، قم، جامعه مدرسين، بى تا، ص 504. 5) الحياة، ج 4، ص 488. 6) اعلام الدين فى صفات المؤمنين، حسن بن ابى حسن ديلمى، قم، مؤسسة آل البيت، بى تا، ص 213. 7) مكارم الاخلاق، ص 147. 8) اختصاص، شيخ مفيد، تحقيق على اكبر غفارى، قم، جامعه مدرّسين، ص 238. 9) بحار الانوار، ج 75، ص 114. 10) همان، ص. 11) كافى، ج 2، ص 326. 12) غرر الحكم و دررالكلم، آمدى، ترجمه محمدعلى انصارى، قم، تهران، بى تا، هشتم. 13) خصال، ص 504. 14) معارج اليقين فى اصول الدين، ص 343.
 


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن