برهان نظم چيست و چگونه از طريق آن بر وجود خدا استدلال مي شود؟
از نخستين واقعيت هايي که فيلسوفان و جهان شناسان بشري به آساني بدان پي برده اند، نوعي هماهنگي و نظم شگفت، دقيق و ظريف، پيچيده و هدفمند در پديده هاي طبيعت است. اين مسئله موجب شد انديشمندان با استفاده برهان نظم را، که راهي تجربي و مبتني بر مطالعه در جهان طبيعت بود، به عنوان معروف ترين برهان براي اثبات وجود خدا به کار برند.
قرآن مجيد و روايات نيز نظم جهان را به عنوان آيت الهي گوشزد کرده و انسان ها را دعوت مي کنند که در نظام زيبا و شگفت هستي بينديشند و از اين راه به وجود خداوند عليم و حکيم، آگاهي يابند:
«إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ فِي خَلْقِکمْ وَ ما يبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يوقِنُونَ وَ اخْتِلافِ اللَّيلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ آياتٌ لِقَوْمٍ يعْقِلُونَ تِلْک آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيک بِالْحَقِّ فَبِأَي حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يؤْمِنُونَ»[ جاثيه (45)، آيات 3-6.]؛
«بدون شک در آسمانها و زمين نشانه هاي فراواني است براي آنها که اهل ايمانند. و همچنين در آفرينش شما، و جنبندگاني که در سراسر زمين منتشر ساخته، نشانه هايي است براي جمعيتي که اهل يقينند. و نيز در آمد و شد شب و روز و رزقي که خداوند از آسمان نازل کرده، و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده، و همچنين در وزش بادها نشانه هاي روشني است براي جمعيتي که اهل تفکرند. اينها آيات الهي است که ما آن را به حق بر تو تلاوت مي کنيم، اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند به کدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مي آورند؟!»
امام صادق(ع) در باب نظم جهان خطاب به مفضل مي فرمايد:
«اي مفضل، نخستين عبرت و دليل برخالق –جل و علا-هيئت بخشيدن به اين عالم و گردآوري اجزا و نظم آفريني درآن است. از اين رو اگر با انديشه و خرد در کار عالم نيک و عميق تأمل کني، هر آينه آن را چون خانه و سرايي مي يابي که تمام نيازهاي بندگان خدا درآن آماده و گرد آمده است. اينها همه دليل آن است که جهان هستي با اندازه گيري دقيق و حکيمانه و نظم و تناسب و هماهنگي آفريده شده است. آفريننده آن يکي است و او همان شکل دهنده، نظم آفرين و هماهنگ کننده اجزاي آن است»[ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ج3، ص61.].
تعريف نظم
براي روشن تر شدن مطلب ابتدا بايد تعريف نظم را بررسي و سپس دلالتش بر وجود خدا را کاويد. آيت اللّه سبحانى در تعريف نظم آورده اند:
«نظم عبارت است از نوعى پيوند و همکارى بين اجزاى يک مجموعه در راستاى تحقق هدفى معين، به گونه اى که هر جزئى از اجزاء مکمل ديگرى بوده و فقدان هر جزء موجب مي شود که مجموعه اثر مطلوب و هدف مورد نظر را فاقد باشد»[ جعفر سبحاني، مدخل مسائل جديد در علم کلام، ص 73، موسسه تعليماتى و تحقيقاتى امام صادق عليه السلام، قم: 1375 چاپ اول.].
همو آورده است:
«واقعيت نظم در يک پديده طبيعى، جز اين نيست که اجزاى مختلفى از نظر کيفيت و کميت دور هم گرد آيند، تا در پرتو همکارى اجزاى آن، هدف مشخص تحقق يابد»[ همان.].
واکاوى مفهوم نظم و تعاريف آن نشان مي دهد که تحقق نظم در گرو چند رکن اساسى است:
1. وجود اشياء يا اجزاى مختلف با کميت و کيفيت مناسب؛
2. چينش، آرايش و ترتيب ويژه بين آنها؛
3. وجود عامل ربط دهنده و برقرار کننده پيوند خاص بين آنها؛
4. وجود هدفى معين؛
5. تأثير نسبى هر يک از اجزاء در تحقق هدف و وابستگى تحقق هدف به اجتماع آن ها.
تقرير برهان
بر اساس آنچه گذشت سامان مندي و هدفداري دو رکن اساسي برهان نظم است. در اين نگرش جهان يک واحد نظام مند و هدفدار است.
استاد مطهرى در اين باره آورده است:
«... نوعى هماهنگى در هدف در ميان اجزاى جهان مشاهده مي شود؛ مثلاً در قسمتى از جهان که ما زندگى مي کنيم اوضاع و احوال نشان مي دهد که زمين، گازهاى مجاور آن، آب هاى آن، گياه ها، حيوانات، ماه که به دور زمين مي گردد، خورشيد که زمين به دور او مي گردد، با يکديگر نوعى هم آهنگى و انطباق دارند و مجموعاً هدف يا هدف هايى مشخص را تأمين مي کنند»[ طباطبايى، محمد حسين (علامه) و مطهرى، مرتضى، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، ص 92، پاورقى.].
مقدمه ديگر برهان نظم اين است که هر مجموعه منظمى معلول علتى آگاه، حکيم و دليل بر وجود ناظمى با شعور، مدبر و هدفدار است. به عبارت ديگر گزينش اشياء يا اجزاى مختلف، با کميت و کيفيت مناسب، ايجاد ترتيب و آرايش و پيوند مناسب بين آنها در راستاى تأمين هدفى معين، عين تدبير است و استناد آن به غيرفاعل هوشمند چيزى جز تصادف گروى و يا تناقض گويى نيست. نتيجه آنکه رابطه نظم جهان با ناظمى با شعور و هدفدار امرى قطعى و انکارناپذير است.
آيت اللّه سبحانى در تلازم منطقى نظم و شعور مي نويسد:
«عقل و خرد به روشنى درک مي کند که يک نوع رابطه منطقى ميان: نظم و دخالت عقل و يا هماهنگى و آگاهى و نيز هدفدارى و شعور وجود دارد، و هرگز معقول نيست که بخش نخست از هر يک از اين سه معادله بدون دومى پديد آيد»[ جعفر سبحانى، مدخل مسائل جديد در علم کلام، صص 76-75.].
ايشان راز چنين تلازمى را وجود فرايند محاسبه و اندازه گيرى کمى و کيفى در جهت ايجاد تناسب و هماهنگى بين پديده ها دانسته که بدون آن نظم از اساس منتفى است. محاسبه و اندازه گيرى نيز به هيچ روى از عنصر ناآگاه ساخته نيست. «به ديگر سخن: عقل و خرد، در هر پديده منظمى سه عنصر را لمس مي کند: 1. برنامه ريزى، 2. سازماندهى، 3. هدفدارى. از طرف ديگر عينيت بخشيدن به هر يک از اين سه عنصر، به محاسبه و اندازه گيرى و انتخاب اجزاى پديده ها از نظر کميت و کيفيت و بينش صحيح و هماهنگ نياز دارد، به گونه اى که اگر يکى از اين عمليات درست انجام نگيرد، نظم دچار خلل مي گردد، ماهيت چنين عملياتى جدا از علم و آگاهى نيست و هرگز نمي توان چنين عملياتى را از طريق عامل ناآگاه که درست نقطه مقابل اين نوع عمليات است تفسير کرد»[ همان، ص 76.].
به گفته نيوتون: "اين زيباترين سيستم خورشيد و سيّارات و ستارگان تنها مي تواند از تدبير و حاکميت يک موجود دانا و توانا نتيجه شود".[ Newton’s Principia: The Mathematical Principles of Natural Philosophy, Book III; translated from the Latin into English by Andrew Motte (1848 edition), p. 503.]
گونه هاي برهان نظم
برهان نظم گونه ها و تقريرهاي مختلفي داردکه به اختصار برخي از آنها اشاره مي شود[ جهت آگاهي بيشتر در اين باره بنگريد:
الف. احمد ديلمى، طبيعت و حکمت، (پژوهشى در برهان نظم)، قم: معارف، 1376.
ب. حميدرضا شاکرين، براهين اثبات وجود خدا در نقدي بر شبهات جان هاسپرز، تهران، موسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1385.]
:
1. برهان مبتني بر عليت
استدلال از نظم موجود در عالم هستي، دو نتيجه مي توان گرفت: اثبات وجود ناظم و اثبات ويژگي هاي او مثل علم، عقل و شعور.
براي اثبات وجود ناظم مي گوييم: «در عالم طبيعت, نظم برقرار است و هر نظمي به دست ناظمي است، پس بايد ناظمي اين نظم را در طبيعت قرار داده باشد».
و براي اثبات ويژگي هاي ناظم مي گوييم: «در طبيعت نظم وجود دارد و هر نظمي برخاسته از شعور و آگاهي است، پس بايستي ناظم جهان طبيعت داراي شعور و آگاهي باشد».
اساس اين استدلال بر اصل عليت استوار است و اينکه «هر پديده اي محتاج پديدآورنده است» و چون «نظم» پديده است پس محتاج پديدآورنده ­اي يعني ناظمي است و چون نظم و سامان دادن به يک مجموعه نيازمند آگاهي و شعور است پس اين ناظم داراي اين ويژگي هاست[ جعفر سبحاني، الالهيات، قم، موسسه امام صادق(ع)، چاپ ششم، 1384، ج1، ص33-35 و م‍ح‍س‍ن غ‍روي‍ان ، سيري در ادله اثبات وجود خدا، ص80، ق‍م، ان‍ت‍ش‍ارات دف‍ت‍ر ت‍ب‍ل‍ي‍غ‍ات اس‍لام‍ي ح‍وزه ع‍ل‍م‍ي‍ه ق‍م ، 1377.].
2. برهان انسجام محور
مجموعه هاي عالم طبيعت داراي انسجام و اتصال شگفت آوري هستند، به گونه اي که گاهي يک جزء کوچک در کل عالم طبيعت تأثير مي گذارد.اکتشافات علمي همچون اثبات تأثير نجوم در حيات موجودات روي زمين و ديگر دستاوردهاي علمي، اين اتصال و انسجام را آشکارتر مي سازد. اين ارتباط و تنيدگي مجموعه ها در همديگر، دلالت بر وجود شعور و دخالت عقلي بزرگ در ساختار جهان مي کند[ الالهيات، همان، ص43.].
3. استدلال بر اساس حساب احتمالات
حيات روي زمين نتيجه شروط و قيود فراواني است و علل گوناگوني با يکديگر هماهنگ شده اند تا حيات کنوني نظم و سامان يافته، به گونه اي که فقدان هريک از اين شرايط موجب بي نظمي و فساد اين عالم مي شود. اين قيود و شروط به قدري فراوانند که احتمال صُدفه و اتفاق در ايجاد اين نظم و هماهنگي را بسيار ضعيف و در حدّ صفر مي کند و احتمال دخالت شعور و قصد در ايجاد اين مجموعه هاي زنجيره وار بسيار بالاست[ همان، ص51.].
4. برهان هدف مدارانه
با دقت در مجموعه نظامات عالم هستي متوجه مي شويم که برخي از اين نظام ها در خدمت نظامي ديگر قرار دارد به طوري که در صورت نبودن نظام اول، نظام دوم از بين خواهد رفت. به عبارت ديگر نظام اول هدف و غايتي دارد که آن تأمين احتياجات نظام دوم است و بدين ترتيب، ارتباط تنگاتنگي بين نظام هاي عالم هستي وجود دارد. مثلاً ساختار وجودي مادر و وجود پستان او براي تأمين احتياجات غذايي نوزاد است. مشخص است که اين هدفمندي و ارتباط در عالم، نشان دهنده موجود عالم و باشعوري است که چنين ارتباط و هدفمندي را در عالم به وجود آورده است[ همان، ص47.].
5. استدلال مبتني بر تنظيم ظريف ثابت هاي طبيعت
امروزه برهان نظم اسلوب هاي جديدتري يافته که از مهمترين آنها تقرير مبتني بر تنظيم ظريف ثابت هاي طبيعت است. در سال 1986 دو کيهان شناس انگليسي، جان بارو و فرانک تيپلر، تقريري از تنظيم ظريف ثابت هاي طبيعت ارائه کردند که مقدمه اسلوب جديدي از برهان نظم شد. آن دو در کتاب «اصل کيهان شناختي انسان محور»[ John Barrow, Frank Tipler & John Wheeler, The Anthropic Cosmological Principle (Oxford Paperbacks,1987).] استدلال کردند که جهان به نحو خاصي براي پيدايش انسان تنظيم ظريف شده است[ جهت آگاهي بيشتر در اين زمينه بنگريد: مهدي گلشني، خداباوري و دانشمندان معاصر غربي،
صص 77-112، تهران، انتشارات کانون انديشه جوان، 1395.]
و در عين حال تقرير اخير را مي توان زيرگونه اي از برهان هدف مدارانه و بياني نو از چگونگي هدفمندي جهان به حساب آورد.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن