فيزيک کوانتوم با اعتقاد به وجود خدا چه نسبتي دارد، آيا درست است که برخي آن را مخالف برهان نظم و اعتقاد به خدا مي دانند؟
فيزيک کوانتوم، شاخه اي از فيزيک نظري است که در مقياس اتمي و زيراتمي به جاي مکانيک نيوتني و پيش بيني دقيق، توصيف گر جهان ميکروسکوپي و چگونگي ذرات بر اساس حساب احتمالات است.
فيزيک کوانتوم، مدل منظومه اي الکترون ها را نمي پذيرد. يعني الکترون ها را ذراتي همچون منظومه شمسي به دور هسته مرکزي توصيف نمي کند؛ بلکه نظريه دو گانگي موج ذره، را مطرح مي کند. يعني الکترون در فيزيک کوانتوم، هم به صورت ذره و هم به صورت موج توصيف مي شود. ساختار اتم در اين مدل، از طريق حواس ظاهري و با کيفيات حسي و مقولات زمان و مکان و عليت، بيان پذير نيست. يک الکترون، يک کوانتوم به معناي يک بسته است. بر اساس برخي نگرش ها موج و ذره بودن الکترون ها و کوانتوم ها، به ناظر نيز بستگي دارد. الکترون هاي اتم با نبود ناظر، محدوده مشخصي نخواهند داشت و به موج تبديل مي شوند. فيزيک کوانتوم براي مشاهده گر در فرايند تجربه سهم زيادي قايل است؛ بر اين اساس، قوانين دقيق در جهان اتم حکومت نمي کند.[ Herbert, Nick, Quantum Reality: Beyond the new Physics (Nee york: Doubleday, 1985) p: 30
و ايان باربور، علم و دين، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي، تهران، مرکز نشر دانشگاهي، 1374، بخش سوم.]

از طرف ديگر برهان نظم، مبتني بر وجود نظم در طبيعت است و از اين طريق بر وجود ناظمي حکيم استدلال مي کند. اکنون اين پرسش رخ مي نمايد که آيا وجود بي نظمي ها و آشفتگي ها در جهان درون اتم و اصل عدم تعين و عدم موجبيت در فيزيک کوانتوم، به معناي فقدان طرح و برنامه در جهان ميکروسکوپي نخواهد شد؟ و آيا با نفي عليت در فيزيک کوانتوم مي توان وجود خدا را اثبات کرد؟
پاسخ:
براي روشن شدن اين مسئله ابتدا بايد توجه داشت که بي نظمي يا عدم قطعيت ياد شده امري ذهني است يا عيني؟ به عبارت ديگر عدم تعين وصف حقيقي طبيعت است يا صرفاً اقرار به ضعف و نارسايي دانش کنوني بشر؟ آيا به اين معني است که قوانين دقيقي در جهان اتم حاکم نيست يا قوانين آن چنان ظريف و پيچيده است که هنوز راه درازي در پيش است تا انسان به کشف آن قوانين نائل آيد؟ انديشوران و فيزيک دانان غربي در اين باره مواضع متفاوتي دارند:
1. برخي همچون اينشتن، ماکس پلانک و ديويد هيوم، عدم قطعيت را ناشي از جهل کنوني بشر دانسته و احتمال مي دهند زماني قوانين بسيار دقيق جهان درون اتمي کشف شود.
2. کساني مانند نيلز بور عدم قطعيت را برآيند محدوديت هاي دروني تجربي يا مفهومي به حساب مي آورند، زيرا مشاهده گر ناگزير سيستمي را که تحت مشاهده خود دارد، آشفته مي سازد، و خود اتم هميشه براي بشر دسترس ناپذير است.
3. امثال هايزنبرگ عدم تعيّن را در خود طبيعت جستجو کرده و برآنند که در جهان اتمي بالقوگي هاي بديل يا جانشين شونده وجود دارد.[ ايان باربور، علم و دين، بخش سوم ]
بر اساس ديدگاه هاي اول و دوم هيچ تعارضي ميان برهان نظم يا ساير براهين اثبات وجود خدا با فيزيک کوانتوم نيست، اما آيا نگاه سوم چالشي در برابر اين براهين به حساب آيد؟ پاسخ منفي است، زيرا:
الف. اصل عليت، يک اصل بديهي و خلل ناپذير فلسفي است که انکارش، مستلزم تناقض است و ابهاماتي از سنخ مسائل درون اتمي هرگز توان چالش با آن را ندارد.
ب. فيزيک کوانتوم مبتني بر حساب احتمالات است و منطق احتمالات، بي شک مبتني بر اصل عليت است؛ زيرا امکان و احتمال و بالقوگي از توابع موجي لحظات پيشين است و نفي عليت، مستلزم نفي فيزيک کوانتوم خواهد شد.
ج. اگر اتفاقات و تغييرات در جهان اتمي به ناظر و مشاهده گر بستگي دارد؛ ديگر چگونه مي توان عدم تعيّن را به واقع و جهان خارج نسبت داد؟
شايان ياد است که برخي از دانشمندان مانند جينز نه تنها فيزيک کوانتوم را مغاير خداباوري ندانسته، بلکه اساساً آن را دليلي بر تقدير الهي و مداخله غيبى در جهان ذرات قلمداد کرده اند.[ جهت آگاهي بيشتر بنگريد: مجموعه آثاراستاد شهيد مطهرى، ج 6، ص676 – 670.]


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن