آيا مي توان در اين دنيا خدا را ديد؟ در بهشت چه طور؟
دلايل عقلي گواهي مي دهد که خداوند هرگز با چشم ديده نخواهد شد، زيرا چشم تنها اجسام يا به عبارت صحيح تر، بعضي از کيفيات آن ها را مي بيند و چيزي که جسم نيست و کيفيت جسم هم ندارد، هرگز با چشم مشاهده نخواهد شد.
قرآن نيز مي فرمايد:
«لا تُدْرِکهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يدْرِک الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبير»[ انعام (6)، آيه 103.]؛
«چشم ها او را نمي بينند؛ در حالي که او چشم ها را مي بيند؛ و او لطيف و خبير است».
اگر منظور از اين ديد، ديد فکري و عقلاني باشد، بايد گفت که در اين دنيا و در بهشت نيز با چشم دل و نيروي عقل مي توان جمال خدا را مشاهده نمود. ولي اگر منظور از ديد و چشم، چيزي است که فقط با آن جسم را مي توان ديد، چنين چيزي در مورد خداوند محال است خواه در اين دنيا باشد، خواه در جهاني ديگر!
به عبارت ديگر؛ رويت خدا به دو گونه تفسير مي شود:
الف. رويت قلبي و شهود باطني
رويت قلبي در پرتو ايمان کامل به دست مي آيد. در امکان و وقوع اين نوع از رويت براي اولياي الهي، جاي ترديد وجود ندارد.
ب. رويت حسّي با ديدگان مادّي
رويت حسي شرايطي را مي طلبد مانند:
-حضور مقابل يکديگر،
- محدود بودن ابعاد،
- بسيار دور يا بسيار نزديک نبودن،
تحقق اين شرايط درباره خدا ملازم محدوديت و جسماني بودن او است، و همه مسلمانان جهان، خدا را برتر از جسم و محدوديت مي دانند.
ريشه هاي رويت خدا!!
مسئله رويت خدا يک انديشه وارداتي است که از طريق «احبار يهود» وارد محيط اسلامي شده و گروهي ناآگاهانه آن را پذيرفته اند. در اينجا نمونه هايي از باورهاي وارد شده در عهد قديم آورده مي شود:
1. «خداوند را ديدم که بر تخت بلندي نشسته بود. گفتم: واي بر من، چشمان من پادشاه سپه دار را ديدند»[ اشعياء: 6/ 1/ 6.].
2. «مي ديدم که تخت هايي گذارده اند و خداي قديم بر آن نشسته، لباس او چون برف سفيد و موهاي سر او مانند پشم پاکيزه بود، تخت او شعله اي از نور بود»[ دانيال: 7/ 9.].
3. «امّا من به صورت او مي نگرم»[ مزامير داود: 17/ 15.].
4. «سليمان بر پروردگار خود خشمگين شد، چون قلب او از خدا برگشت، خداي اسرائيل که دو بار براي او ديده شده است»[ ملوک اول/11.].
5. «من خدا را ديدم که بر تخت خود نشسته و همه سپاهيان دريا در برابر او ايستاده اند»[ ملوک اول/ 23.].
پيروان اين کتاب ها، «انديشه رويت» را در ميان برخي از محدثان اسلامي رواج داده و آن را به عنوان يک عقيده اسلامي مطرح کرده اند.
برخورد انتقادي قرآن با طرح رويت
قرآن آن گاه که مسئله درخواست رويت را از سوي بني اسرائيل مطرح مي کند، به شدت به نقد آن مي پردازد. اينک به سه آيه زير توجه فرماييد:
1. «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسي لَنْ نُومِنَ لَک حَتَّي نَرَي اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ»[ بقره (2)، آيه 56.]؛
«[به ياد آريد] آنگاه که به موسي گفتيد: ما به نبوت تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه خدا را آشکارا ببينيم، در نتيجه چنين درخواستي، صاعقه شما را در حالي که مي نگريستيد، فراگرفت».
2. «يسْئَلُک أَهْلُ الْکتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيهِمْ کتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسي أَکبَرَ مِنْ ذلِک فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً»[ نساء(4)، آيه 153.]؛
«اهل کتاب از تو مي خواهند براي آنان کتابي از آسمان فرود آوري - تعجب مکن- از موسي بزرگ تر از اين را خواستند، به او گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده»
3. «وَ قالَ الَّذِينَ لا يرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَينَا الْمَلائِکةُ أَوْ نَري رَبَّنا لَقَدِ اسْتَکبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْ عُتُوًّا کبِيراً»[ فرقان (25)، آيه 21.]؛
«کساني که به روز رستاخيز ايمان ندارند، گفتند: چرا فرشتگان براي ما فرود نمي آيند و يا خداي خود را نمي بينيم. آنان در باطن تکبر ورزيدند و راه طغيان و عناد را پيش گرفتند».
ذات اقدس الهي فراتر از آن است که در نقطه اي قرار گيرد و چشمان او را بسان ماه شب چهارده ببيند. اگر واقعاً رويت خدا حتي در آخرت امکان پذير بود، نبايد چنين برخورد تندي انجام بگيرد، بلکه بايد در پاسخ گفته شود: اين درخواست شما در اين جهان عملي نيست، و در جهان ديگر او را مانند ماه شب چهاردهم خواهيد ديد.
دليل قائلان به رويت
مهم ترين دستاويز قائلان به رويت اين آيه مبارکه است:
«وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ. إِلي رَبِّها ناظِرَةٌ. وَ وُجُوهٌ يوْمَئِذٍ باسِرَةٌ. تَظُنُّ أَنْ يفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ»[ قيامت (75)، آيات 25 - 22.]؛
«چهره هايي خرم و شادابند. به سوي پروردگار خود مي نگرند. و چهره هايي در آن روز گرفته اند. گمان دارند که عذاب کمرشکن در کمين آن هاست».
جمعي از بي خبران آيه فوق را اشاره به مشاهده حسي خداوند در قيامت گرفته اند. و مي گويند در آن روز خدا را با همين چشم ظاهر مشاهده خواهند کرد! در حالي که لازمه چنين مشاهده اي جسماني بودن خداوند است که ذات پاکش از اين برکنار است، همان گونه که در آيات مختلف قرآن روي آن تکيه شده است که در فوق مواردي از آن آورده شد.
مقصود از «ناظرة» نگاهي با چشم دل و از طريق شهود باطن است، نگاهي که آن ها مجذوب آن ذات بي مثال، و آن کمال و جمال مطلق مي کند، و لذتي روحاني و توصيف ناپذير به آن ها دست مي دهد.
بعضي براي «ناظره» تفسير ديگري ذکر کرده و گفته اند: به معناي انتظار است، يعني مومنان در آن روز انتظارشان تنها از ذات پاک خدا است، و حتي بر اعمال نيک خود نيز تکيه نمي کنند، و پيوسته منتظر رحمت و نعمت اويند.
جمع ميان معناي «نظر کردن» و «انتظار داشتن» نيز بعيد به نظر نمي رسد، زيرا استعمال لفظ واحد در معاني متعدد جائز است. اما اگر بنا شود يکي از اين دو معني منظور باشد ترجيح با معني اول است.
اينکه برخي گفته اند در جهان ديگر انسان درک و ديد ديگري پيدا مي کند نيز کاملاً غيرموجه است، زيرا اگر منظور از اين درک و ديد، درک و ديد فکري و عقلاني است که در اين جهان نيز وجود دارد، و با چشم دل و نيروي عقل جمال خدا را مي توان مشاهده نمود و اگر منظور، چيزي است که با آن جسم را مي توان ديد، چنين چيزي در مورد خداوند محال است خواه در اين دنيا باشد، خواه در جهاني ديگر، بنابراين گفتار مزبور که انسان در اين جهان خدا را نمي بيند ولي مؤمنان در قيامت خدا را مي بينند، سخني غير منطقي است.
نتيجه اينکه هرگز با چشم ديده نخواهد شد، زيرا چشم تنها اجسام يا صحيح تر بعضي از کيفيات آن ها را مي بيند و چيزي که جسم نيست و کيفيت جسم هم نمي باشد، هرگز با چشم مشاهده نخواهد شد و به تعبير ديگر، اگر چيزي با چشم ديده شود، حتماً بايد داراي مکان و جهت و ماده باشد، در حالي که او برتر از همه اين ها است، او وجودي است نامحدود و به همين دليل بالاتر از جهان ماده است، زيرا در جهان ماده همه چيز محدود است.


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن