محبت خداوند به آفريده ها به چه معناست؟ آيا مانند محبت انسان ها به يکديگر است؟!
اين اشکال از آنجا ناشي شده است که در معناي «محبّت» و نيز محبّت خداوند، دقت کافي صورت نگرفته است. اميدواريم با توجّه به نکات زير، مسئله روشن شود.
تعريف محبّت
غزالي در کتاب احياء علوم الدين حبّ و بغض را اين گونه تعريف مي کند:
حبّ عبارت است از ميل طبع به شيئي که در ادراکش لذت است و بغض عبارت است از نفرت طبع به شيئي که در ادراکش درد، تعب و سختي نهفته باشد.[ احياء علوم الدين، ج 4، ص 275.]
صدرالمتألهين نيز محبّت را اين گونه تعريف کرده است:
«محبّت عبارت است از ابتهاج به شيئي يا از شيئي که موافق با طبيعت انسان باشد؛ اعمّ از اينکه آن شيء يک امر عقلي باشد يا حسي، حقيقي باشد يا ظني».[ به نقل از: فلسفه و قرآن در زمينه الميزان، ج 3، ص 145.]
بنابراين محبت، يک نوع جذب و انجذابي است که ملاک آن ملايمتي است که آن موجود با محبوب خود دارد. به بيان ديگر، محبّت، حالتي است که در دل يک موجود ذي شعور، نسبت به چيزي که با وجود او ملايمت و با تمايلات و خواسته هاي او تناسبي دارد، پديد مي آيد.[ نگا: محمد تقي مصباح يزدي، اخلاق در قرآن، ج اوّل، ص 359 و 360.]
محبّت خدا
آميختگي فطرت انسان با محبّت، دليلي بر وجود محبّت در ذات اقدس الهي است؛ زيرا نمي توان پذيرفت بدون آنکه «محبّت» در خداوند سبحان باشد، آن را در آدمي به وديعت بگذارد. آيا معنا دارد کسي چيزي به شيئي بدهد، بدون آنکه آن چيز را خود داشته باشد؟!
ذات نايافته از هستي بخش کي تواند که شود هستي بخش
ابوالحسن ديلمي مي گويد: در حضور من از يکي از فيلسوفان درباره پديد آمدن عشق سؤال شد، گفت: نخستين کسي که عشق ورزيد، خداي متعال بود.[ عطف الألف، ص 28.]
از سوي ديگر، يکي از مهم ترين اسباب محبّت، حبّ ذات است که در هر موجود عاقلي وجود دارد. بنابراين خداوند هم به عنوان يک موجود ذي شعور، مي تواند ذات خود را دوست داشته باشد. امّا غير از اين حبّ ذات، ما به آياتي از قرآن برخورد مي کنيم که نشانگر دوستي و محبّت خدا به بندگانش است.[ مثلا بقره (2)، آيه 65؛ آل عمران (3)، آيه 31 و....]
آيا اين محبّت به غير از حبّ ذات است و اساساً آيا محبّت خداوند، به همان معناي «محبّت» انسان ها است؟
نخست اينکه محبّت خداوند به بندگانش، از همان جهت حبّ ذات است؛ زيرا مخلوق از افعالي است که از ذات او، نشأت گرفته و در واقع نشانگر اسما و صفات او است. خداوند متعال از آنجا که ذات خويش را دوست مي دارد، هر آن چيزي را که حکايت گر و بيانگر آن ذات است، نيز دوست مي دارد.[ نگا: الميزان، ج اوّل، ص 411.]
عين القضات همداني در اين باب کلماتي شنيدني دارد:
دريغا به جان مصطفي اي شنونده اين کلمات! خلق پنداشته اند که انعام و محبت او با خلق، از براي خلق است. نه از براي خلق نيست؛ بلکه از براي خود مي کند که عاشق، چون عطايي دهد، به معشوق و با وي لطف کند؛ آن لطف نه به معشوق مي کند که آن با عشق خود مي کند. دريغا از دست اين کلمه! تو پنداري که محبّت خدا با مصطفي، از براي مصطفي است؟ اين محبّت او از بهرخود است.[ تمهيدات، ص 217.]
دوم اينکه حبّ خداوند به بندگان، به معناي يک حبّ انفعالي نيست که در عالم مادي وجود دارد. حبّ خداوند به خويش -به گفته ابن سينا- همان ادراک «خير» است. خداوند از آن روي که مُدرک جمال حضرت خود است، عاشق است و از آن روي که ذات او مدرَک است به ذات، معشوق است.[ نگا: رساله عشق، صص 4 - 6.] و چون فعل خداوند از ذات او جدايي ندارد، آن نيز مورد محبّت خداوند است. بدين معنا که خداوند، افعال خود را -که مرتبط با ذات او است - دوست مي دارد و چون مخلوقاتش، نتيجه فعل حضرتش هستند، آنها را نيز دوست مي دارد؛ ولي اين حبّ به معناي انفعالي نفساني - که در عالم مادي مطرح مي شود- نيست؛ بلکه بازگشتش به همان حبّ ذات است که معناي آن ادراک خير و کمال است. امّا ظهور اين محبّت - به فرموده حضرت امام؛- همان بروز رحمت و کرامتش به بندگان است.[ اربعين، ص 390 و 391.] به عبارت ديگر وقتي خداوند، به بنده اي از رحمت بي کران خود لطف مي کند، در حقيقت او را مورد محبّت خويش قرار داده است.
با توجّه به اين توضيحات، روشن مي شود که معناي محبّت خداوند به بندگان، همان ادراک خير و کمالي است که از ذاتش مي جوشد و اين معنا مانند محبّت ما انسان ها، به يکديگر نيست که به نوعي در آن انفعال نفساني هست و چون معناي محبّت خداوند با آنچه که ما به يکديگر محبّت مي کنيم، متفاوت است، نيازي را که در محبّت ما وجود دارد - و در نکته دوم گفته شد- اصلاً در محبّت خدا معنا ندارد. ما براي رهايي از تنهايي، کسب کمالات و آرامش روحي و اتحاد با ديگران، نيازمند محبّتيم؛ امّا محبّتي که نفس در برابر آن منفعل و مبتهج مي گردد! و لکن محبّت خداوند به بندگان، براي هيچ يک از اين امور نيست؛ چرا که او نيازي به رهيدن از تنهايي، به دست آوردن کمالات و... ندارد. او غني با لذات است؛ محبّت او به مخلوقاتش همان ادراک خير و کمالي است که در ذاتش وجود دارد و مظاهر آن در همه هستي، پرتوافکن شده است.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن