چگونه خداوند در آيه اي مي فرمايند: «من از رگ گردن به شما نزديک ترم» در حالي که مردم از خدا دورند؟! و اگر خدا به ما از رگ گردن نزديک تر است توسل به امامان چه معنايي دارد؟
نخست بايد دقت کرد که خداوند مي فرمايد:
«نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ »[ ق (50)، آيه 16.].
و در آيه ديگري مي فرمايد:
«وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون. أُولئِک الْمُقَرَّبُون »[ واقعه (56)، آيات 11-10.]؛
«پيش گيرندگان و سبقت جويان در نيکي ها آنان نزديکان به خدا هستند».
بنابراين خدا به ما نزديک است؛ و بر ما احاطه ي وجودي دارد؛ امّا چه بسا ما از خدا دور باشيم؛ البته نه از حيث مکاني، چون خداوند مکان ندارد؛ بلکه از حيث رتبه ي وجودي. اين موضوع معرفتي را همراه با مثال اين گونه مي توان گفت:
وجود شديد، با تمام مراتب وجود هست و بر همه ي مراتب مادون خود احاطه ي وجودي دارد؛ امّا مرتبه ي پايين وجود، به مرتبه ي مافوق خود احاطه ي وجودي ندارد. به طور مثال، نور هزار واتي، شامل پانصد واتي و صد واتي است و بر تمام نورهاي مادون خودش احاطه ي نوري دارد امّا نورهاي ضعيف تر بر نور هزار واتي احاطه ي نوري ندارند و حتي مي توان گفت: نور هزار وات، بر نور پانصد وات همان اندازه احاطه دارد که بر نور صد وات احاطه دارد؛ امّا نور صد وات، از نور هزار وات دورتر است تا نور پانصد وات.
مراتب وجود نيز اين گونه اند. خدا به تمام مراتب وجود به يک ميزان احاطه دارد؛ امّا مراتب وجود با خدا، به يک ميزان نزديکي ندارند؛ بلکه مراتب شديدتر وجود، به خدا نزديک ترند و مراتب ضعيف وجود از خدا دورترند.
طبق اين مبنا، اوّل مخلوق خدا، که نور رسول الله(ص) باشد، مقرّب ترين رتبه ي نور است به نور مطلق که نور السموات و الارض است. پس از او نور علي(ع) است که از نور رسول الله(ص) انشعاب يافته است. بعد از نور علوي، نور فاطمي و بعد از آن انوار ساير اهل بيت(ع) و بعد از ايشان نور انبياء به ترتيب مقاماتشان؛ و بعد از آنها نور ساير مردم به ترتيب مقاماتشان قرار دارند. يکي از جلوه هاي نظام مندي جهان هستي و عوالم وجود آن است هر موجودي تا به مرتبه ي قبل از خود نزديک نشود محال است به مافوق آن بتواند نزديک شود، چنان که از سوي خدا نيز هرگاه فيضي به مرتبه ي ضعيف مي رسد قبل از آن مرتبه کامل تر از آن فيض بهره مند مي شود. لذا خداي تعالي ما را ملزم نمود که براي ارتباط با او و براي تقرّب به او، دنبال وسيله و اسباب باشيم و فرمود:
«يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون »[ مائده (5)، آيه 35.]؛
« اي کساني که ايمان آورده ايد! تقواي الهي پيشه سازيد! و وسيله اي براي تقرب به او بجوييد! و در راه او جهاد کنيد، باشد که رستگار شويد!».
امّا دقّت شود که وسيله را هم او بايد تعيين نمايد؛ نه توهّمات ما. چون او مي داند که چه کساني در رتبه ي برتري هستند. لذا هم چنان که در آيات قرآن مجيد اصل توسّل به وسائط فيض بيان شده است از توسل به توهّمات خودتراشيده منع فرموده است:
«أُولئِک الَّذينَ يدْعُونَ يبْتَغُونَ إِلي رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيهُمْ أَقْرَبُ وَ يرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّک کانَ مَحْذُوراً »[ اسراء (17)، آيه 57.]؛
«کساني را که آنان (بت پرستان) مي خوانند، خودشان وسيله اي (براي تقرب) به پروردگارشان مي جويند، وسيله اي هر چه نزديک تر؛ و به رحمت او اميدوارند؛ و از عذاب او مي ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است».
خلاصه آنکه، شيخ اجلّ سعدي چه نيکو فرموده است که:
دوست نزديکتر از من به من است وين عجب بين که من از وي دورم
چه کنم با که توان گفت که دوست در کنار من و من مهجورم
اگر کسي مدّعي است که بدون واسطه بايد از خدا بگيرد و بدون واسطه بايد به خدا برسد، پس بايد تمام انبياء و کتب آسماني را منکر شود. چون همگي واسطه ي وحي هستند. و بايد نان نخورد و دارو مصرف ننمايد و کتاب نخواند و معلّم نبيند و آب نخورد و...؛ چون سيري از خداست و نان و آب واسطه اند؛ درمان از خداست و پزشک و دارو واسطه اند؛ علم از خداست و کتاب و معلّم واسطه اند. رتبه ي وجودي نان و آب از رتبه ي وجودي سيري بالاتر است؛ لذا واسطه اند براي آن. رتبه ي وجودي علم طبّ و شفاگري دارو برتر از رتبه ي وجودي بيماري است؛ لذا واسطه مي شوند تا بدن بيمار به رتبه ي بدن سالم ترقّي کند. رتبه ي علم برتر از رتبه جهل است؛ لذا معلم شاگرد را بالا مي کشد.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن