مايلم به صورت سليس و روان و مستند و قابل بازگويي به زبان دانشجويي به اين سؤالم باسخ داده شود که آيا خلود در جهنم در برابر عمر محدود با عدالت خدا سازگار است؟
نخست بايد دانست عذاب ابدي شامل کساني مي شود که در مقابل حق گردن کشي کرده و راه حق را بر روي خود و ديگران بسته اند. اينها با اينکه مي دانستند خدايي هست و حجّت بر آنها تمام شده بود ايمان نياوردند؛ و در مقابل خدا صف آرايي کرده و راه حق را بر روي مردم بستند؛ نظير ابليس که از روي علم و از سر عناد با خدا، راه حق را بر مردم مي بندد يا مثل ابن ملجم که از توبه او گزارش در دسترس نيست و با کشتن اميرالمؤمنين(ع) تمام بشريت را از هدايت آن حضرت محروم کرد؛ يا ديگر ستمگران لجاجت پيشه و کافران حق ستيز که اگر زندگي آنان ادامه مي يافت، هم چنان به روش خود ادامه مي دادند؛ چون جوهره انساني وجودشان را نابود کرده اند و راه بازگشت را به روي خودشان بسته اند درباره چنين کساني خداوند متعال مي فرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ. خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ»[ بقره (2)، آيات 6 و 7.]؛
در حقيقت کسانى که کفر ورزيدند چه بيمشان دهى چه بيمشان ندهى بر ايشان يکسان است [آنها] نخواهند گرويد. خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پرده اى است و آنان را عذابى دردناک است».
امام صادق(ع) نيز مي فرمايد:
«إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِياتِهِمْ کانَتْ فِي الدُّنْيا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِياتِهِمْ کانَتْ فِي الدُّنْيا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّياتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَي- قُلْ کلٌّ يعْمَلُ عَلي شاکلَتِهِ قَالَ عَلَي نِيتِه»[ الکافي ج 2 85 باب النية، ص 84.]؛ «اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند که نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرماني خدا کنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند که نيت داشتند اگر در دنيا باقي بمانند هميشه اطاعت خدا کنند، پس اين دسته و آن دسته به سبب نيت خويش جاوداني شدند، سپس قول خداي تعالي را تلاوت نمود: «بگو هر کس طبق شاکله ي خويش عمل مي کند» فرمود: يعني طبق نيت خويش».
خداوند متعال در باره اهل جهنم فرمود:
«حَتَّي إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَکتُ کلاَّ إِنَّها کلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلي يوْمِ يبْعَثُونَ»[ مؤمنون (23)، آيات 99 و 100.]؛
«(آنها هم چنان به راه غلط خود ادامه مي دهند) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرارسد، مي گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!» (ولي به او مي گويند:) چنين نيست! اين سخني است که او به زبان مي گويد(و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند! »
قابل توجه اينکه، پاداش و کيفر آخرت را نبايد مثل مجازات يا پاداش کار دنيا تصوّر کرد. در دنيا وقتي کسي کاري مي کند و در مقابل کارش پاداش يا مجازات مي شود پاداش يا کيفر غير از خود کار است، امّا پاداش يا کيفر، در آخرت عين خود عمل است؛ يعني شخص در آخرت حقيقت خود عمل را در وجود خويش مي يابد. به عبارتي در آخرت عمل و عامل با هم متحدند.
خداوند متعال مي فرمايد:
«و اينکه براي انسان نيست جز سعي و کوشش او؛ و اينکه تلاش او به زودي ديده مي شود»[ نجم (53)، آيات 39 و40.].
و فرمود:
«در آن روز مردم به صورت گروه هاي پراکنده (از قبرها) خارج مي شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! پس هر کس به اندازه ذرّه اي کار خير انجام دهد آن را مي بيند! و هرکس به اندازه ذرّه اي کار بد کرده آن را مي بيند!»[ زلزال (99)، آيات 6و 7 و8.] و فرمود: «کساني که کتمان مي کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهاي کمي مي فروشند، آنها جز آتش چيزي نمي خورند؛ (و هدايا و اموالي که از اين رهگذر به دست مي آورند، در حقيقت آتش سوزاني است.) و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمي گويد؛ و آنان را پاکيزه نمي کند؛ و براي آنها عذاب دردناکي است. اينان، همان هايي هستند که گمراهي را با هدايت، و عذاب را با آمرزش، مبادله کرده اند؛ راستي چقدر در برابر عذاب خداوند، شکيبا هستند!! اين ها، به خاطر آن است که خداوند، کتاب (آسماني) را به حق، (و توأم با نشانه ها و دلايل روشن،) نازل کرده؛ و آنها که در آن اختلاف مي کنند، (و با کتمان و تحريف، اختلاف به وجود مي آورند،) در شکاف و(پراکندگي) عميقي قرار دارند.»[ بقره (2)، آيات 174 و 175 و 176.]
و فرمود:
«کساني که اموال يتيمان را به ظلم و ستم مي خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مي خورند؛ و به زودي در شعله هاي آتش (دوزخ) مي سوزند»[ نساء (4)، آيه 10.].
و فرمود:
«اما کسي که در اين جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراه تر است!»[ اسراء (17)، آيه 72.]
در اين آيات سخن از مشاهده خود اعمال و اتحاد با عمل است. بنابر اين عذاب آخرت نتيجه قهري و حقيقت خود عمل است؛ و عمل از عامل آن جدا شدني نيست؛ چون عامل، علّت عمل است؛ و جدايي معلول از علت محال است. اگر ذات يک انسان عين آتش شد او در آتش ابدي خواهد شد چون ذات شخص را نمي توان از او جدا کرد. افرادي نظير جنايت کاران جنگي و کودک کش عين آتش اند لذا دائماً مشغول سوزاندن و ويران کردنند. اين ها در آخرت نيز هيزم آتش جهنم مي شوند.
جواب تمثيلي
عجيب نيست که در آخرت عمل موقت و اندکي موجب خلود در آتش شود. کما اينکه در دنيا نيز چنين است؛ و کسي در دنيا آن را بي عدالتي نمي داند. در دنيا اگر کسي سوزني را در چشم خود فرو کند براي هميشه کور مي شود. اگر بنا بود که چنين کسي در دنيا تا ابد زندگي کند تا ابد کور مي ماند؛ و کسي حق نداشت خدا را بابت اين کار مذمت کند. کوري هميشگي نتيجه قهري سوزن در چشم فرو کردن است؛ بنابراين اگر کسي اين کار را کرد و کور شد تنها خودش مقصر است و بس. نه خدا مقصر است نه سوزن و نه کارخانه سوزن سازي. خدا به مردم خبر داده است که چه کاري منجر به افتادن در آتش و چه کاري موجب خلود در آتش است. بنابراين اگر کسي اين کارها را مرتکب شد و در در آتش مخلد شد تنها خودش مقصر است. اگر به کسي گفتند که در خانه گاز جمع شده کبريت نزن؛ و او لجاجت کرد و کبريت زد و صورتش براي هميشه سوخت و زيبايي او براي هميشه از بين رفت مقصر تنها خودش است.


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن