با توجه به آيه101سوره نساء كه فرموده است اگر فتنه و خطركافران باشد نماز را كوتاه كنيد، اكنون كه اين خطر در سفرهاي امروزي با امكانات موجود احساس نمي شود آيا مي توان در سفر نماز را تمام خواند؟
خیر، نمی توان در سفر، گر چه فتنه و خطری هم نباشد، نماز را تمام خواند، چون برای شکسته خواندنش دلایل دیگری هم هست و فقها و مجتهدین متفقا به شکسته بودن نماز مسافر فتوی داده اند. و فتوای ایشان بر طبق قرآن و سنت است. و لازم العمل است ! اما راجع به آيه 101 سوره النساء و دلایل انحصاری نبودن شکسته خواندن نماز به فتنه و خطر کافران، از تفسیر کمک گرفته ایم که به عرض می رسانیم. نماز مسافر: در تعقيب آيات گذشته كه درباره" جهاد" و" هجرت" بحث مى كرد در اين آيه به مسئله" نماز مسافر" اشاره كرده، مى فرمايد:" هنگامى كه مسافرت كنيد مانعى ندارد كه نماز را كوتاه كنيد اگر از خطرات كافران بترسيد، زيرا كافران دشمن آشكار شما هستند". (وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً). در اين آيه از سفر تعبير به ضرب فى الارض شده است، زيرا مسافرزمين را به هنگام سفر با پاى خود مى كوبد«1». در اينجا سؤالى پيش مى آيد و آن اينكه در آيه فوق مسئله نماز قصر، مشروط به ترس از خطر دشمن شده است، در حالى كه در مباحث فقهى مى خوانيم نماز قصر يك حكم عمومى است و تفاوتى در آن ميان سفرهاى خوفناك يا امن و امان نمى باشد، روايات متعددى كه از طرق شيعه و اهل تسنن در زمينه نماز قصر وارد شده است نيز اين عموميت را تاييد مى كند «2». در پاسخ بايد گفت: ممكن است مقيد ساختن حكم قصر به مسئله" خوف" به خاطر يكى از چند جهت باشد: الف- اين قيد ناظر به وضع مسلمانان آغاز اسلام است و به اصطلاح قيد غالبى است، يعنى غالبا سفرهاى آنها توام با خوف بوده و همانطور كه در علم اصول گفته شده" قيود غالبى" مفهوم ندارند، چنان كه در آيه و رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ (دختران همسرانتان كه در دامانتان بزرگ مى شوند بر شما حرامند) «3». نيز با همين مسئله روبرو مى شويم زيرا " دختران همسر" مطلقا جزء محارمند، خواه در دامان انسان بزرگ شده باشند يا نه، ولى چون غالبا زنان مطلقه اى كه شوهر مى كنند جوانند و فرزندان خرد سالى دارند كه در دامان شوهر دوم بزرگ مى شوند قيد فِي حُجُورِكُمْ (در دامانتان) در آيه مزبور ذكر شده است. ب- بعضى از مفسران معتقدند كه مسئله نماز قصر نخست به هنگام خوف (طبق آيه فوق) تشريع شده است، سپس اين حكم توسعه پيدا كرده و به همه موارد عموميت يافته است. ج- ممكن است اين قيد، جنبه تاكيد داشته باشد يعنى نماز قصر براى مسافر همه جا لازم است اما به هنگام خوف از دشمن تاكيد بيشترى دارد. و در هر حال شك نيست كه با توجه به تفسير آيه در روايات فراوان اسلامى نماز مسافر اختصاصى به حالت ترس ندارد و به همين دليل پيامبر (ص) نيز در مسافرتهاى خود و حتى در مراسم حج (در سرزمين منى) نماز شكسته مى خواند. سؤال ديگرى كه پيش مى آيد اين است كه آيه فوق مى گويد: لا جناح عليكم (گناهى بر شما نيست) و نمى گويد حتما نماز را شكسته بخوانيد، پس چگونه مى توان گفت نماز قصر واجب عينى است نه واجب تخييرى. آيا كلمه" لا جناح" معنى وجوب نماز قصر را مى فهماند؟ در پاسخ بايد گفت: عين اين سؤال از پيشوايان اسلام شده است و در جواب اشاره به دو نكته كرده اند: نخست اينكه: تعبير به" لا جناح" (گناهى بر شما نيست ...) در خود قرآن مجيد در بعضى موارد در معنى وجوب به كار رفته است مانند: " إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما". (بقره: 158)" صفا و مروه از شعائر الهى است بنا بر اين هر كس حج يا عمره بجا آورد مانعى ندارد كه به اين، دو طواف كند (سعى صفا و مروه بجا آورد) در حالى كه مي دانيم سعى صفا و مروه هم در حج واجب است و هم در عمره. و لذا پيامبر (ص) و همه مسلمانان آن را بجا مى آورند- عين اين مضمون در روايتى از امام باقر(ع) نقل شده است «4». به عبارت ديگر: تعبير به لا جناح در آيه مورد بحث و هم در آيه حج براى نفى توهم تحريم است، زيرا در آغاز اسلام بتهايى روى صفا و مروه قرار داشت و به خاطر آنها بعضى از مسلمانان فكر مى كردند سعى بين صفا و مروه از آداب بت پرستان است، در حالى كه چنين نبود، لذا براى نفى اين توهم مى فرمايد:" مانعى ندارد كه سعى صفا و مروه كنيد" و همچنين در مورد مسافر جاى اين توهم هست كه بعضى چنين تصور كنند كوتاه كردن نماز در سفر يك نوع گناه است لذا قرآن با تعبير لا جناح اين توهم را از بين مى برد. نكته ديگر اينكه در بعضى از روايات نيز به اين موضوع اشاره شده است كه كوتاه خواندن نماز در سفر يك نوع تخفيف الهى است، و ادب ايجاب مى كند كه انسان اين تخفيف را رد نكند و نسبت به آن بى اعتنايى به خرج ندهد در روايات اهل تسنن از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده كه درباره نماز قصر فرمود: صدقة تصدق اللَّه بها عليكم فاقبلوا صدقته «5»" اين هديه اى است كه خداوند به شما داده است آن را بپذيريد". نظير اين حديث در منابع شيعه نيز وارد شده است، امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل مى كند كه مى فرمود:" افطار در سفر و نماز قصر از هداياى الهى است، كسى كه از اين كار صرف نظر كند هديه الهى را رد كرده است" «6» نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه بعضى چنين تصور كرده اند كه آيه فوق حكم نماز خوف (نماز در ميدان جنگ و مانند آن) را بيان مى كند و تعبير به" إِنْ خِفْتُمْ" (اگر بترسيد ...) را گواه بر اين مطلب گرفته اند. ولى جمله إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ (هر گاه مسافرت كنيد) مفهوم عامى دارد كه هر گونه مسافرتى را شامل مى شود خواه مسافرت عادى باشد يا مسافرت براى جهاد، به علاوه حكم نماز خوف به طور جداگانه و مستقل در آيه بعد آمده است، و تعبير به" إِنْ خِفْتُمْ" همان طور كه گفتيم يك نوع قيد غالبى است كه در غالب مسافرتهاى آن زمان براى مسلمانان وجود داشته است بنا بر اين دلالتى بر نماز خوف ندارد، به علاوه در ميدان جنگ هميشه خوف از حملات دشمن وجود دارد و جاى اين نيست كه گفته شود" اگر بترسيد كه دشمن به شما حمله كند" و اين خود گواه ديگرى است كه آيه اشاره به تمام سفرهايى مى كند كه ممكن است كه خطراتى در آن وجود داشته باشد. ضمنا بايد توجه داشت كه شرائط نماز مسافر، مانند شرائط و خصوصيات ساير احكام اسلامى در قرآن نيامده است بلكه در سنت به آن اشاره شده است. از جمله اينكه نماز قصر در سفرهاى كمتر از هشت فرسخ نيست، زيرا در آن زمان مسافر در يك روز معمولا هشت فرسخ راه را طى مى كرد. و نيز افرادى كه هميشه در سفرند و يا سفر جزء برنامه زندگانى آنها شده است از اين حكم مستثنى هستند زيرا مسافرت براى آنها جنبه عادى دارد نه جنبه فوق العاده. و نيز كسانى كه سفرشان سفر معصيت است مشمول اين قانون نمى باشند زيرا اين حكم يك نوع تخفيف الهى است و كسانى كه در راه گناه، راه مى سپرند نمى توانند مشمول آن باشند. و نيز مسافر تا به حد ترخص نرسد (نقطه اى كه صداى اذان شهر را نشنود و يا ديوارهاى شهر را نبيند) نبايد نماز قصر بخواند، زيرا هنوز از قلمرو شهر بيرون نرفته و عنوان مسافر به خود نگرفته است و همچنين احكام ديگرى كه در كتب فقهى مشروحا آمده و احاديث مربوط به آن را محدثان در كتب حديث ذكر كرده اند. مأخذ: تفسير نمونه، ج 4، ص 95 . پیوست ها : (1) مفردات راغب ماده" ضرب". (2) براى اطلاع بيشتر به جلد پنجم كتاب وسائل الشيعه و كتاب سنن بيهقى جلد سوم صفحه 134 و غير آن مراجعه شود. (3) نساء- 23. [.....] (4) نور الثقلين جلد اول صفحه 542. (5) اين حديث در سنن بيهقى جلد سوم صفحه 134 از صحيح مسلم نقل شده است و در تفاسير و كتب فقهى نيز آمده است. (6) وسائل الشيعه جلد پنجم صفحه 540 .
 


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن