مي خواستم در مورد ترجمه اولين آيه از سوره يوسف كه الف لام را است بدونم كه چرا هيچ ترجمه اي در قرآن نداره ؟
اين حروف رموزى هستند بين خدا و پيامبر بزرگوارش. رموزى كه معناى آن از ما پنهان شده و فهم ما راهى براى درك آن ها ندارد، مگر به همين مقدار كه حدس بزنيم بين اين حروف و مضامينى كه در سوره ها آمده، ارتباط هست. يا از مضمون روايات بتوانيم به برخى از اسرار آن دست يابيم. اگر بعضى ار مفسران معناهايى را براى حروف مقطعه ذكر كرده اند، احتمالاتى است كه مطرح شده است، وگرنه به طور قطع نمى توان گفت كه حتماً معناى آيه يكم مثلا سوره ق، قدّوس و بعضى ديگر از اسماى خداوند باشد. مفسران بزرگ در تفسير حروف مقطّعه اختلاف كرده اند. مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان چند قول را به نقل از تفسير مجمع البيان نقل مي فرمايد: 1- حروف مقطّعه از متشابهات قرآن بوده كه خدا علم آن را به خود اختصاص داده، چنان كه در ذيل آيه هفتم آل عمران به آن اشاره فرموده است. 2- هر يك از اين حروف نام سوره اى است كه در آغاز آن سوره قرار دارد. 3- اسم هايي هستند براى مجموع قرآن. 4- بر اسم هاى خدا دلالت دارند. حروفى كه از اسماى خدا گرفته شده، طرز گرفته شدنش مختلف است؛ بعضي حروف از اوّل نام خدا گرفته شده، مانند كاف كه "كافي" است، و بعضى از اخر گرفته شده، مانند ميم كه از "عالم" گرفته شده است. 5- اين حروف اسم هايى از خدا است، امّا مقطّعه و بريده، كه اگركسى بتواند آن ها را آن طور كه بايد، تركيب  كند، به اسم اعظم خدا دست يافته است. اين معنا از روايات استفاده مى شود، لكن ما قادر بر تركيب آن ها نيستيم. 6- سوگند هايي است كه خدا خورده بر اين كه قرآن كلام او است. 7- اشاراتى است به نعمت هاى خدا و بلاهاى او و مدّت زندگى اقوام و اجل شان. 8- امت اسلام تا آخر دهر باقى مى ماند و منقرض نمى شود. 9 - به منظور ساكت كردن كفار در ابتداى سوره ها قرار گرفته است، چون مشركان به يكديگر سفارش مى كردند مبادا به قرآن گوش دهيد، و هر جا كسى قرآن مي خواند، سر و صدا كنيد تا صداى قرآن بين صوت ها گم شود. بسا مى شد كف مى زدند و صداهاى دسته جمعى در مى آوردند، تا رسول خدا(ص) را در خواندن آن دچار اشتباه كنند. به همين جهت خدا اين حروف را نازل فرمود تا كفار را ساكت كند و با گوش دادن و فكر كردن درباره آن، آن ها را از جار و جنجال باز دارد، در نتيجه صداى قرآن به گوش كفار رسد. 10- از قبيل حروف الفبا مى باشد كه مى خواهد بفهماند: قرآنى كه تمامى شما مردم عرب را از آوردن مثلش عاجز كرده، از جنس حروفى است كه روزمره با آن گفتگو مى كنيد و در خطبه ها و كلمات خود به كار مى بنديد. در نهايت از اين كه نمى توانيد مثل قرآن را بياوريد، بفهميد اين كلام از ناحيه خدا است. اگر در چند جا و چند سوره اين حروف تكرار شده،  براى اين است كه همه جا محكم برهان خود را به رخ كفار بكشد. حال با اين اختلاف در تفسير حروف مقطعه خواهيد دانست نمى توان معانى و ترجمه  قطعى و دقيقى را براى آنها قائل شد. حروف مقطعه در ابتداى 29 سوره آمده است و اين از مختصّات قرآن مى باشد كه در هيچ كتاب آسمانى ديگر ديده نمى شود(1) پی نوشت: 1 - تفسير الميزان، ج 18، ص 10؛ بهاء الدين خرمشاهى، دانشنامه  قرآن، ج اول، ص 925 - 926 ؛ با تلخيص.
 


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن