چگونه مي توان بر نااميدي غلبه كرد و توكل خود را زياد كنيم؟
ابتدا از شما مي پرسم كه «نا اميدي از چه؟»
1- اگر نا اميدي از رحمت خداست كه حقيقتاً جاي ندارد زيرا خدايي كه رحمت واسعه اش همه را فرا گفته نا اميدي در مورد او معنا ندارد آيا مي شود كنار دريا بود و از ديدن دريا نا اميد شد؟ خير، فقط كافي است چشم باز كنيم تا دريا را ببينيم. نا اميدي در مورد خدا به ما بر مي گردد و ايراد از ناحيه ماست. ما به وظايف خود عمل نمي كنيم آن وقت از رحمت خداوند نا اميد مي گرديم.
در قرآن كريم آمده كه «از رحمت خدا نا اميد نمي شوند مگر گروه كافران».(1)
زني خدمت رسول خدا رسيد و عرض كرد كه «زني بچه خود را به دست خود كشته آيا براي او توبه است؟ حضرت فرمود: قسم به خدائي كه جان محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) در دست قدرت اوست اگر آن زن هفتاد پيغمبر را كشته باشد و پشيمان شود و توبه نمايد و خداي تعالي صدق او را بداند كه ديگر به هيچ گناهي رجوع نمي نمايد توبه اش را قبول مي نمايد و گناهانش را عفو مي كند و به درستي كه توبه كننده از گناه مثل كسي است كه گناه نكرده.(2)
حساسيت فراوان روي نا اميدي از رحمت خدا بدان جهت است كه شخص مأيوس از رحمت الهي ديگر هيچ بازگشتي براي خود نمي بيند و به همين علت به هر كاري ممكن است دست بزند. اگر قدري در صفات خدا مطالعه نماييم هيچ گاه از رحمت او نا اميد نمي گرديم.
2- گاهي هم نا اميدي در امور دنيوي است و ناراحت است كه چرا به فلان نقطه نرسيده؟ و اميدي هم به رسيدن آن ندارد.
اول بايد دانست كه آرزوهاي دنيوي ما بايد با ميزان تلاش و توانمندي هاي ما هماهنگ باشد. شخصي كه تلاش نمي كند، پر واضح است كه به نقطه موفقي هم نخواهد رسيد. فاصله اي كه بين آرزوهاي انسان و ميزان تلاش و توانمندي هاي او وجود دارد، عاملي براي پديدار شدن نااميدي و يأس در افراد است. به عبارت ديگر صرف آرزو داشتن اما برنامه اي مشخص براي رسيدن به آن نداشتن و تلاش و جديت لازم را انجام ندادن مشكلي را حل نخواهد كرد.
در گام اول بايد محدوده آرزو را مشخص كرد، در گام دوم بايد توانمندي هاي خود را شناخت و در گام سوم بايد به صورت جدي و با داشتن برنامه براي رسيدن به آرزوها و اهداف اقدام نمود.
بسياري از نا اميدي ها ناشي از عدم برنامه ريزي و عجله است. انسان دوست دارد زود به ثروت برسد و مشكلات پيشاروي او فوراً حل شود. در حالي كه اين عالم، عالم اسباب و علل است و هر كاري از طريق خود انجام مي شود. انسان با برنامه ريزي صحيح بر اساس داشته ها و توانمندي ها و با تكيه بر پشتكار و توكل بر خداوند موفق خواهد شد.
جوان مؤمني كه براي همه كارش برنامه دارد نااميدي به سراغش نخواهد آمد.. او براي كار، زندگي، درس، مطالعه،عبادت، ورزش، تفريح، خواب و ... برنامه دارد و هر لحظه در حال پيمودن مسير كمال و رسيدن به قرب الهي است، چرا نا اميد شود؟ از چه نا اميد شود؟ قرب الهي آن قدر لذيذ و زيباست كه كسي در اين مسير خسته نخواهد شد چه رسد به نا اميدي. آيا عاشقي كه در پي معشوق است و او را روبروي خود مي بيند و به سوي او مي رود از ديدن او نا اميد مي شود؟
جوان مؤمن تلاشش را مي كند و بقيه را به خدا مي سپارد، اگر به مصلحت او بود خدا مي دهد و اگر نبود كه هيچ. ديگر جاي اعتراض نيست. چه بسيار ثروتمنداني كه آب خوش از گلويشان پايين نمي رود و چه بسيار انسان هاي معمولي و با قناعتي كه با لذت زندگي مي كنند.
چند نكته:
1- نا اميدي معمولاً از سرگرداني نشأت مي گيرد و انساني كه نداند« ز كجا آمده؟ آمدنش بهر چه بود؟ و به كجا مي رود آخر؟» سرگردان است. اگر اين سه سؤال براي انسان حل شد، اصلاً نا اميدي برايش معنا ندارد.
پس از حل شدن اين سه سؤال ، آرزوهاي بلند دنيوي نيز كم شده و ريشه هاي نا اميدي نيز قطع مي گردد.
2- گرفتاري هاي دنيوي به صلاح ما بوده و در سازندگي ما بسيار مؤثر است. با ديدن سختي ها نبايد نا اميد شد. مولوي در مثنوي داستاني آورده به اين مضمون كه :اگر شخصي بر گليم چوب مي زند ، مي خواهد گرد و غبار آن را بگيرد و قصد ندارد گليم را كتك بزند. مصيبت ها و گرفتاري ها از اين باب است. يعني اگر بخواهد گرد و غبار غفلت و زنگار از دل ها زدوده شود راه آن تازيانه مصيبت و گرفتاري است. البته گرفتاري ها هم دوره اي دارد و خواهد گذشت. انّ مع العسر يسراً.
3- توجه به اين كه خداوند، عالِم، آگاه و رازق است و از احوال ما با خبر مي باشد نيز در رفع نا اميدي مؤثر است. اگر ما به وظيفه خود كه بندگي خداوند است عمل كنيم، قطعاً خداوند هم روزي معنوي و مادي بندگانش را افزايش خواهد داد. «من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب» كسي كه تقواي الهي پيشه كند خداوند براي او راه چاره قرار مي دهد و او را از جايي كه گمان نمي كند روزي خواهد داد.(سوره طلاق/2و3).
4- توجه به خداوند و از حدود بندگي خارج نشدن در زمان نا اميدي و گرفتاري بسيار ارزشمند بوده و دوره اين سختي نيز خواهد گذشت. اين مسأله امتحان سخت الهي است كه با صبر و ياري جستن از خداوند از آن بيرون خواهيد آمد.
5- به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه «اقبال و ادبار در زندگي هر انساني ديده مي شود. اقبال يعني «روح انسان به معنويات مايل است و از آن لذت مي برد و ادبار يعني روح انسان به معنويات تمايل ندارد و گويا به آن پشت كرده و مطالبه ندارد. در زمان ادبار گفته اند كه به واجبات عمل كنيد تا زمان آن بگذرد. بالاخره روح انسان در اين دنياي مادي حالات مختلف دارد.
و اما توكل
براي زياد شدن توكل ابتدا بايد با حقيقت توكل آشنا شد و سپس به ثمرات آن توجه جدي كرد.
توكل به خداوند به فرد كمك كند كه بتواند مراحل زندگي را با توان و اميد هرچه بيشتر طي نمايد. توكل از ماده وكالت به معنى سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست، نه به اين معنى كه دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه تا آنجا در توان دارد تلاش كند و منزلگاه ها را يكى بعد از ديگرى با تمام توان بپيمايد، اما خود را مستقل نپندارد و آنچه از توان او بيرون است را به خدا واگذارد و از الطاف جليه و خفيه او مدد بطلبد. حقيقت توكلى كه در شرع اسلامى آمده همان اعتماد قلبى در تمام كارها بر خدا، و صرف نظر كردن از ماسوى الله است
در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى خوانيم از جبرئيل سؤال فرمود: «ما التوكل على الله عز و جل; توكل بر خداوند بزرگ چيست؟» عرض كرد: «العلم بان المخلوق لايضر و لاينفع و لايعطى و لايمنع و استعمال الياس من الخلق; حقيقت توكل علم و آگاهى به اين است كه مخلوق نه زيانى مي زند و نه سودى مي رساند، نه چيزى مي بخشد، و نه بازمي دارد، و(ديگر) نا اميد شدن از خلق است(يعنى همه چيز را از سوى خدا و به اذن و فرمان او بداند)». سپس فرمود: «فاذا كان العبد كذلك لم يعمل لاحد سوى الله و لم يرج و لم يخف سوى الله، و لم يطمع فى احد سوى الله، فهذا هو التوكل; هنگامى كه بنده خدا چنين باشد، جز براى خدا عملى انجام نمى دهد و اميد و ترسى جز به خدا ندارد، و به احدي جز خدا دل نمى بندد، اين است حقيقت توكل »(3) در حديث ديگرى مى خوانيم كه از امام معصوم پرسيدند: توكل چيست؟ فرمود: «لاتخاف سواه; توكل اين است كه از غير خدا نترسى ». (4) از اين تعبيرات به خوبى استفاده مى شود كه روح توكل انقطاع الى الله يعنى بريدن از مخلوق و پيوستن به خالق است، و آن كه داراى اين روحيه نباشد به حقيقت توكل نايل نشده است
توكل يعني توجه به اين نكته كه «لا مؤثـّر في الوجود الا الله».
ثمرات توكل
1- نجات انسان توسط خداوند: لقمان به فرزند خود اندرز كرد كه : فرزند عزيزم! به خداوند اعتماد كن و آن گاه در ميان مردم پرس و جو كن(ببين) آيا كسي هست كه به خدا اعتماد كرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟ فرزند عزيزم به خدا توكل كن و آن گاه در ميان مردم پرس و جو كن ببين كيست كه به خدا توكل كرده و خداوند كفايتش نكرده باشد؟(5)
2- هر كه دوست دارد نيرومند ترين مردم باشد، بايد به خداوند متعال توكل كند.(6)
3- هر كه به خدا توكل كند دشواري ها براي او آسان شود و اسباب برايش فراهم گردد.(7)
4- هر كه به خدا اعتماد كند خداوند شادماني نشانش دهد و كارهايش را كفايت كند.(8)
5- توكل به خدا باعث مغلوب نشدن در كارها مي شود.(9)
6- بي نيازي و عزت از ثمرات توكل است.
امام صادق عليه السلام : بي نيازي و عزت به هر طرف مي گردند و چون به جايگاه توكل دست يافتند در آن جاي گير مي شوند.(10)
7- اعتماد به خداوند متعال، بهاي هر چيز گراني است و نردبان رسيدن به هر بلندايي.(11)
منابع:
1- سوره يوسف/87
2- گناهان كبيره ، شهيد دستغيب، ج1، ص89، بحث يأس
3- بحارالانوار، جلد 68، صفحه 138، حديث 23.
4- بحارالانوار، جلد 68، صفحه 143، حديث 42.
5- منتخب ميزان الحكمة، 6706
6- منتخب ميزان الحكمة،6707
7- منتخب ميزان الحكمة،6708
8- منتخب ميزان الحكمة،6709
9- منتخب ميزان الحكمة،6710
10- منتخب ميزان الحكمة،6711
11- منتخب ميزان الحكمة،6713
مطالعه بيشتر:
گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ج1، ص89، بحث يأس
معراج السعادة، ملا احمد نراقي
نهج البلاغة


پرسمان را در پیام رسان های ایرانی سروش/ایتا/گپ به نشانی @porseman همراهی کنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن