مي خواستم بدانم چرا 124000 پيامبر فقط در محدوده اي خاص مبعوث شده اند(خاورميانه) و در ساير نقاط جهان پيامبري مبعوث نشده است؟
خواهشمند است نگوييد در ساير نقاط جهان( چين، هندوستان، سرزمينهاي مياني و مركزي آفريقا مخصوصا قبايل وحشي) در آن زمان مردماني زندگي نمي كرده اند. چرا كه آثار بسياري از آن موقع در سرزمينهاي ياد شده به دست آمده كه حاكي از تمدن بسيار قديمي در اين مناطق است. اميدوارم جواب شما منطقي و عقلاني و بدور از سفسطه باشد.
در ابتداي بحث ذكر چند نكه ضروري به نظر مي رسد:
1- انگيزش پيامبران شناخته شده صاحب شريعت در مناطق ياد شده ، مساوى با نبودن پيامبر الهى در ساير مناطق نيست بلكه خداوند پيامبران زيادى را برانگيخته است كه آيين و شريعت پيامبران اولوالعزم را تبليغ كرده و پيام الهى را به همه نقاط جهان رسانده اند حتى شخصيت هايى چون بودا- كه در هند، چين و بسيارى از مناطق جنوب شرق آسيا تحت تأثير آيين او مى باشند- بنا بر احتمالى از پيامبران الهى بوده اند و جالب اين كه در آثار به جاى مانده از كنفوسيوس و بودا و اديانى- كه امروزه به عنوان «اديان پنهان خدا» شناخته مى شوند- نكاتى (همانند بشارت هاى تورات و انجيل) درباره پيامبر اكرم (ص) وجود دارد.
در اين باره بهتر است مطالب زير را مد نظر داشت تا مساله روشن تر گردد:
نخست بايد دانست يكى از مهمترين وظايف پيامبران به ويژه پيامبران اولوا العزم، هدايت و داورى ميان مردمى است كه به دليل شكل گيرى نظام اجتماعى و تزاحم منافع با همديگر اختلاف پيدا كرده بودند زيرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه هاى كوچك و به طور اشتراكى زندگى مى كردند. اما رفته رفته با پيدايش آتش و فلز و گسترش امكانات، برخى بر برخى سلطه پيدا كردند و بسيارى از هدايت الهى دور شدند و آن يكپارچگى اوليه را از دست دادند. اين بحران ها بيشتر در سرزمين هاى با تمدن كهن كه به طور عموم در منطقه خاورميانه بودند شكل گرفت. از اين رو بيشتر پيامبران و به ويژه پيامبران اولوا العزم در اين مناطق مبعوث شدند.
چنان كه در قرآن مجيد نيز مى خوانيم: «كان الناس امه واحده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ماجاءتهم البينات بغيا بينهم فهدى الله الذين ءامنوا لما اختلفوا فيه من الحق باذنه والله يهدى من يشاء الى صراط مستقيم : مردم، امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويد آور و بيم دهنده برانگيخت و با آنان، كتاب [خود] را به حق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند. و جز كسانى كه [كتاب ] به آنان داده شد- پس از آن كه دلايل روشن براى آنان آمد- به خاطر ستم [و حسدى ] كه ميانشان بود [هيچ كس ] در آن اختلاف نكرد. پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند، به توفيق خويش، به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند»( بقره، آيه 213)
براى توضيح بيشتر نظر شما را به مطالب زير جلب مى كنيم:
اولًا، يكى از لوازم نبوت عامه اين است كه هيچ مردمى بدون راهنما نيستند و ممكن نيست خداوند ملتى را بدون رهنما رها كند زيرا خدا مربى و مدبر انسان است و انسان مسافرى است كه عوالمى را پشت سر گذاشته و عوالمى پيش روى دارد انسان بدون راهنمايى وحى نمى داند از چه عوالمى آمده است و به كدام عوالم مى رود قرآن كريم در اين مورد مى فرمايد هيچ امتى بدون پيغمبر و راهنما نخواهد بود «ان من امه إلاخلا فيها نذير»، (فاطر، آيه 24 )امكان ندارد جمعيتى در منطقه اى زندگى كنند و خداوند براى آنان راهنما نفرستد خداوند مردم را خواه موحد و خواه غير موحد از نبوت جدا نمى كند اصولًا نبوت از بشريت جدا نمى شود يعنى ممكن نيست در عصرى يا نسلى در سرزمينى گروهى زندگى كنند و براى آنان نبوت نباشد و ممكن نيست جامعه بشرى را بيافريند و وحى و سروش غيبى را خلق نكند زيرا جامعه بدون وحى حيات انسانى نخواهد داشت.
انفكاك بشريت و نبوت ممكن نيست يا خود پيغمبر در يك جامعه معين به سر مى برد و يا نماينده و جانشين او و يا كتاب و تعاليمش.
اين كه در غرب پيامبرى ظهور كرده است يا نه بايد گفت ممكن است در آن قسمتها جمعيتى نبوده و يا اگر بوده ما دليلى نداريم كه خداوند براى آنها انبيايى نفرستاده است چون همه انبيايى كه آمار و نامشان در جوامع روايى هست تنها نام بعضى در قرآن ذكر شده است خداى سبحان مى فرمايد: «منهم من قصصنا عليك و منهم من لم نقصص عليك» ما پيش از تو رسولانى فرستاديم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته و گروهى را براى تو بازگو نكرده ايم،( غافر، آيه 78) لذا شايد در غرب نيز انبيايى بوده اند كه در قرآن قصه آنان نيامده است و علت عدم ذكر نام و قصه آنان در قرآن اين است كه كتاب و آثار تبليغى آنها براى مردم مشرق زمين و خاورميانه اصلًا آشنا نبود،( تفسير موضوعى، ج 6، آيت عبدالله جوادى آملى)
ثانيا، بايد راهى وراى حس و عقل باشد كه بتوان از آن براى هدايت مردم استفاده كرد اما فعليت يافتن هدايت افراد مشروط به دو شرط است: يكى آنكه خودشان بخواهند از اين نعمت الهى بهره مند شوند، دوم آنكه ديگران موانعى براى هدايت آنان فراهم نكنند و محروم ماندن بسيارى از مردم از هدايت انبياء در اثر سوء اختيار خودشان بوده است چنانكه محروميت بسيارى ديگر در اثر موانعى بوده كه ديگران در راه گسترش دعوت انبياء بوجود آورده بودند. و پيامبران خدا همواره براى برداشتن اين موانع مى كوشيدند با دشمنان خدا و بويژه زورمندان و مستكبران به
ستيز برمى خواستند بسيارى از ايشان در راه ابلاغ رسالت الهى و هدايت مردم جان خود را فدا كردند.
نكته قابل توجه اينكه ويژگى اختيارى بودن حركت تكاملى انسان ايجاب مى كند كه همه اين جريانات به صورتى انجام يابدكه زمينه حسن يا سوء انتخاب براى طرفين حق و باطل فراهم باشد مگر اينكه تسلط زورمندان و اهل باطل بجايى برسد كه راه هدايت ديگران را بكلى مسدود كند و نور حق و هدايت را در جامعه خاموش سازند در اين صورت خداى متعال از راه هاى غيبى و غير عادى طرفداران حق را يارى خواهد كرد اگر چنين موانعى بر سر راه انبياء نمى بود دعوت ايشان بگوش همه جهانيان مى رسيد و همگى از نعمت هدايت الهى بوسيله وحى و نبوت بهره مند مى شدند پس گناه محروميت بسيارى از مردم از هدايت انبياء بگردن كسانى است كه جلو گسترش دعوت ايشان را گرفته اند،( آموزش عقايد ج 2 استاد محمد تقى مصباح يزدى)
ثانياً، بايد راهى وراى حس و عقل باشد كه بتوان از آن براى هدايت مردم استفاده كرد اما فعليت يافتن هدايت افراد مشروط به دو شرط است: يكى آنكه خودشان بخواهند از اين نعمت الهى بهره مند شوند، دوم آنكه ديگران موانعى براى هدايت آنان فراهم نكنند و محروم ماندن بسيارى از مردم از هدايت انبياء در اثر سوء اختيار خودشان بوده است چنانكه محروميت بسيارى ديگر در اثر موانعى بوده كه ديگران در راه گسترش دعوت انبياء بوجود آورده بودند. و پيامبران خدا همواره براى داشتن اين موانع مى كوشيدند با دشمنان خدا و بويژه زورمندان و مستكبران به ستيز برمى خواستند بسيارى از ايشان در راه ابلاغ رسالت الهى و هدايت مردم جان خود را فدا كردند. نكته قابل توجه اينكه ويژگى اختيارى بودن حركت تكاملى انسان ايجاب مى كند كه همه اين جريانات بصورتى انجام يابدكه زمينه حسن يا سوء انتخاب براى طرفين حق و باطل فراهم باشد مگر اينكه تسلط زورمندان و اهل باطل بجايى برسد كه راه هدايت ديگران را بكلى مسدود كند و نور حق و هدايت را در جامعه خاموش سازند در اين صورت خداى متعال از راههاى غيبى و غير عادى طرفداران حق را يارى خواهد كرد اگر چنين موانعى بر سر راه انبياء نمى بود دعوت ايشان بگوش همه جهانيان مى رسيد و همگى از نعمت هدايت الهى بوسيله وحى و نبوت بهره مند مى شدند پس گناه محروميت بسيارى از مردم از هدايت انبياء بگردن كسانى است كه جلو گسترش دعوت ايشان را گرفته اند، (آموزش عقايد ج 2 استاد محمد تقى مصباح يزدى).


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن