اخيرا آقاي محمد جواد لاريجاني مسئول بخش حقوق بشر قوه قضائيه در ديدار با يكي از مقامات بلند پايه استراليا در بحثي كه در ارتباط باحقوق بشر در گرفت به استدلالي اشاره كردند كه قبلا هم از ايشان و بسياري ديگر ازمقامات جمهوري اسلامي شنيده شده است و آن اينكه غرب نمي تواند معيارهاي خودش را در مساله حقوق بشر به همه جهانيان تحميل نمايد و نظام حقوق بشر در هر جامعه و فرهنگي بايد متناسب با فرهنگ و ارزشهاي آن جامعه وتمدن باشد.. و لابد منظورشان اين است كه مثلا ما مسلمان ها حقوق بشر متناسب با فرهنگ خويش را باور داريم و ... اما ايشان و ديگر انيكه مانند ايشان مي انديشند آيا در نظر نمي گيرند كه اين استدلال مي تواند به ضد خودشان نيز بدل گردد؟ خوب اگر اينطور است هر فرهنگ و تمدن ديگري نيز مي تواند معيارهاي خود از جمله حقوق بشر مختص خودش را داشته باشد و شما نمي توانيد اعتراض كنيد و اصلا چرا سعي در جهاني كردن اسلام حتي از راه مسالمت آميز داريد؟ در غرب متناسب با فرهنگ خودشان همجنسگرايي را نه تنها اجازه مي دهند بلكه آن را از نظر اخلاقي نيز ناهنجار نمي دانند... خوب شما چرا مي گوييد غرب فاسد است؟!!!

با سلام به شما دانشجوى گرامى از اين كه اين مركز را براى بيان نظرات خود انتخاب نموده ايد قدردانيم . در پاسخ سؤال شما بايد توجه داشت نگاه اسلام به انسان و حقوق او و جهان هستى نگاهى متفاوت با نگاه غرب است كه اين تفاوت ناشى از تفاوت در معرفت شناسى ، انسان شناسى و جهان شناسى اسلام و غرب است . غرب بر اساس مبانى اومانيسم و ليبراليسم و سكولاريزم نگاهى مادى به انسان داشته و ابعاد روحى او را ناديده گرفته است وهر چند شعار اومانيسم و انسان مدارى را سر داده است اما به دليل نگاه ناقص به انسان و نيازهاى او , انسان را به حيوان تنزل داده و واقعيت انسان مدارى را به حيوان مدارى تبديل نموده است . طبيعى است كه تنظيم حقوق بشر نيازمند شناخت صحيح و واقع بينانه انسان ، هستى و رابطه انسان با هستى است و تا انسان به طور كامل و آنگونه كه بايد شناخته نشود نمى توان براى او حقوق كاملى تنظيم نمود . بر اين اساس حقوقى كه بر پايه نگاه ناقص و مادى به انسان باشد نمى تواند تمام ابعاد وجودى انسان را در بربگيرد از اين رو اسلام نه تنها اين نگاه به انسان را نمى پذيرد كه آن را مخالف با مقام والاى انسان دانسته ، نظام حقوق بشرى را كه با چنين ديدگاه و نگاهى به انسان و حقوق او ترسيم شده است بر نمى تابد و تلاش غرب را براى اشاعه تفكر غربى و تحميل نگاه مادى ناقص به انسان و حقوق او را تقبيح نموده و نمى پذيرد . اما در عين حال الگويى را براى حقوق بشر به جهانيان عرضه مى كند كه برخاسته از وحى الهى است كه از سوى خداوند كه آگاهى كامل به تمامى لبعاد وجودى انسان ومصالح و مفاسد او در دنيا و آخرت دارد , ترسيم شده است و آنرا با فطرت انسانها مطابق و هماهنگ مى داند و معتقد است كه همه ملل و مذاهب مى تواند با بر گشت به فطرت خويش اين قوانين را با سعادت مادى و معنوى خويش هماهنگ يابند .
و اين بسيار متفاوت است با قوانين و حقوق بشرى ناقصى كه آميخته با جهل و نادانى وآلوده با هوا و هوس انسانى است . آنچه اسلام ترسيم مى كند مبتنى بر يك منطق و پشتوانه محكم است و آن اينكه اگر بشر بخواهد به تمامى حقوق خويش آنگونه كه شايسته است دست يابد ، بايد قانون و مقرراتى داشته باشد كه با توجه به تمامى نيازها و شناخت كامل از مصالح و مفاسد او تنظيم شود و اين از قلمرو قوانين انسانى خارج است و تنها از سوى خداوند انسان آفرين امكان پذير است . بنابر اين دعوت اسلام به فطرت , عقل و منطق روشن است . ما معتقديم تنظيم هر گونه قانون و حقوقى براى انسان ها به جز از مسير وحى نمى تواند كامل باشد و با كاستى هايى همراه است . بنابر اين نمى توان نگاه تك بعدى و ناقص غرب به انسان و جهان و روحيه استعمارگرى آن را با نگاه همه جانبه اسلام كه مبتنى بر عقل و منطق و فطرت انسانى است يكسان دانسته و آن دو را با هم مقايسه نمود .
در مورد همجنس بازى نيز بايد توجه داشت كه نگاه اومانيستى غرب و معرفت شناسى واخلاق نسبى موجب شده تا ضد ارزشهاى انسانى با خواست انسانها تبديل به ارزش گردند در حالى كه چنين امرى با فطرت و عقل انسانى مخالف است اما از آنجا كه معيار در ارزش گذارى خواست و خواهشهاى افراد است از اين رو ارزش و ضد ارزش را خواست آنان تشكيل مى دهد و طبيعى است كه با حاكميت خواهشهاى نفسانى افراد چنين اعمال زشتى به عنوان قانون و هنجار جامعه اى در بيايد در حالى كه مخالف عقل و فطرت انسانى است و حتى از منظر حيات مادى نيز اين قبيل انحرافات بحران ها و تهديدات بسيار جدى براى حيات انسانى و تداوم نسل بشر بوجود آورده كه انتقادات زيادى را از سوى صاحب نظران غربى به همراه دارد . كه در اينجا مناسب است به برخى از بحران هاى تمدن مادى غرب از ديدگاه تعدادى از انديشمندان غربى اشاره كنيم
الف - بحران معنويت و اخلاقى
روبرت كرين بنيان گذارمركز تمدن و نوگرايى در آمريكا ومشاور وقت نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا مى گويد : « نتيجه مبارزه مستمر با اين كه دين بايد تفكر و عمل قرار بگيرد . . . فقدان هر گونه سيستم منسجم اخلاقى در زندگى اجتماعى ايالات متحده آمريكا بوده است . » ( مير احمد رضا حاجتى , عصر امام خمينى ره , قم : دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه , , 1382 ص 303 )
برژينسكى نظريه پرداز مشهور آمريكايى اعتراف مى كند « سكولاريزم اساساً يك موج فرهنگى است كه در آن لذت گرايى و خوش گذرانى و مصرف گرايى مفاهيم اصلى يك زندگى خوب را تشكيل مى دهند در حالى كه طبيعت انسانى فراتر از آن است . » ( زبيگنيو برژينسكى , نظريه برخورد تمدنها , ترجمه مجتبى اميرى , ص 166 )
همچنين مى گويد : « ارزش هايى كه پيوسته رسانه هاى جمعى ايالات متحده تبليغ مى كنند به طور كلى تجلى كامل فساد اخلاقى و انحطاط فرهنگى است . » ( زبيگنيو برژينسكى , خارج از كنترل , ترجمه عبدالرحيم نوه ابراهيم , تهران : اطلاعات , , 1372 ص 85 )
در مجله آلمانى اشپيگل زندگى مدرن غربى چنين معرفى شده است « زندگى مدرن به خانه اى جهت ارضاى نيازهاى حيوانى مبدل گشته است . » ( مجله اشپيگل , دسامپر , 1993 به نقل از عصر امام خمينى ره , پيشين , ص 306 )
پرفسور رابرت . اچ . بورك انديشور معروف آمريكايى و شخصيت سرشناس فرهنگى و حقوقى اين كشور با اعتراف به فجايع پديد آمده از فرهنگ ليبرالى در جامعه ايالت متحده تصريح مى كند : « فرهنگ عمومى ما از مرحله تبليغ براى روسپيگرى هم فراتر رفته , زيرا امروزه در آمريكا تهيه , توليد و توزيع مطالب , فيلم ها , نوارهاى ويدئويى و برنامه هاى ديگر به حدى منحرف , زشت و كثيف است كه تصور آن هم مشكل است , پس فرهنگ عمومى ما در مسير زشت و قبيحى ره مى سپارد و نهايتاً به دست سقوط آزاد سپرده خواهد شد , سقوطى كه نهايت آن هنوز هم ديده نمى شود و اين ارمغانى است زاييده افكار و عقايد ليبراليستى . . . اگر جان استوارت ميل ( انديشور انگليسى و فيلسوف مم مكتب اخلاقى سود گرايى و منفعت عمومى يا بهره جويى 1806 - 1873 ) امروزه حيات مى داشت از آن چه به نام ازادى و بر سر آزادى آورده ايم بر خود مى لرزيد و اكنون ما دريافته ايم كه بنيان گذاران ليبراليسم اشتباه كرده و به خطا رفته اند . » ( رابرت . اچ . بورك , ليبراليسم مدرن و افول آمريكا در سراشيبى به سوى گومورا , ترجمه الهه هاشمى حائرى , انتشارات حكمت , , 1378 جمع بندى فصل هفتم )
ب - بحران و نابسامانيهاى اجتماعى
هفته نامه آلمانى اشترن مى نويسد : « در سال 1994 شش ميليون و 527 هزار و 748 شهروند آلمانى قربانى تجاوز جنسى يا نقص عضو و ربودن كيف پول در خيابان و يا مترو و يا ضرب منجر به جرح شده اند » اين هفته نامه مى افزايد : « آمار جنايات خيلى بيشتر از اين هاست و اين آمار فقط در مورد كسانى است كه به دلايلى شكايت كرده اند , علاوه اين كه آمار جنايت در آلمان در سال 1995 ميلادى پنجاه در صد افزوده شده است . » ( هفته نامه اشترن , , 95 / 11 / 16 به نقل از عصر امام خمينى ره , پيشين , ص 224 )
پرفسور لاماند انديشمند فرانسوى معتقد است : « راهى كه غرب در پيش گرفته است به نابودى اصول اجتماعى و مدنيت منجر مى شود . » ( روزنامه ايران , 75 / 5 / 7 )
ژان فوراستيه مى گويد : « مردم در بسيارى از نقاط جهان كه از شيوه زندگى غرب پيروى مى كنند از خوان گسترده و فريبنده ولى مسموم و كشنده تمدن غربى چيزهايى عاريتى , ناتمام و شكسته ج بسته فرا گرفته اند بى آن كه بدانند چرا شيوه زندگى پدرانشان يك سره زير و رو شده و به دست خود اينان فرو ريخته است » ( ژان فوراستيه , بحران دانشگاه , ترجمه على اكبر كسمايى , سهاما انتشار , , 1363 ص 91 )
گراهم فولر تئوريسين سازمان اطلاعاتى سيا در امور سياست خارجى مى گويد : « الگوى ارائه شده از سوى دنياى غرب به جهانيان كه در قالب اقتصاد آزاد , لائيسم , دموكراسى , حقوق بشر بنا شده است بر عكس ادعاهاى ما غربى ها نسخه شفا بخش همه جوامع بشرى نمى باشد , اين نكته هر چند براى ما تلخ است و دردناك اما بايد اعتراف نمود كه جوامع غير غربى اكنون در جست و جوى ايدئولوژى ديگرى براى آينده خود هستند . » ( روزنامه جمهورى اسلامى , , 74 / 3 / 24 نگاهى از زاويه ديگر , به نقل از مجله فارين پالسى آمريكا )
برژينسكى مى گويد : « ضربه پذيرى اصلى آمريكا به دنبال چالش رقباى خود نخواهد بود بلكه به دليل تهديداتى خواهد بود كه فرهنگ آمريكا وارد مى نمايد , تهديداتى كه به طور فزاينده اى آمريكا را در داخل تضعيف و بى هويت و از هم گسيخته و ناتوان مى نمايد . » ( برژينسكى , خارج از كنترل , پيشين , ص 163 )
جهت آشنايى بيشتر به منابع زير مراجعه شود فلسفه حقوق بشر ، عبد الله جوادى آملى ، قم : مركز نشر اسرا ، 1377 - عصر امام خمينى ره , مير احمد رضا حاجتى , قم : دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه , 1382 - غرب شناسى , احمد رهنمايى , قم : مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى ره , 1383 - ليبراليسم مدرن و افول آمريكا در سراشيبى به سوى گومورا , رابرت . اچ . بورك , ترجمه الهه هاشمى حائرى , انتشارات حكمت , 1378 - خارج از كنترل , زبيگنيو برژينسكى , ترجمه عبدالرحيم نوه ابراهيم , تهران : اطلاعات , 1372 - ظهور و سقوط ليبراليسم غرب , آنتونى اربلاستر , ترجمه عباس مخبر , نشر مركز , 1377 - جهان در سراشيبى سقوط , جرمى ريفكين و تد هوارد , ترجمه محمود بهزاد , سروش , 1374


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن