اينجانب شنيده ام كه تاسيس مذهب تشيع در ايران ترفند انگليسي ها براي نفوذ در ايران بوده تا با انتخاب مذهب تشيع قدرت دومي در مقابل دشمنشان يعني حكومت عثماني باشد؟ اين نظريه چقدر واقعيت دارد؟
دوم اين كه لباس روحانيت معظم نيز برنامه استعمار پير بوده و نوع لباس آنان طرح انگليسي ها بوده؟
آيا اين شبهات واقعيت دارد؟ و اگر اينچنين نيست دلايل قاطعي مي خواهم.

گرايش به تشيع در ايران , به صورت دفعى و ناگهانى نبودتا بتوان ادعا كرد كه دسيسه انگليس بوده است . بر اساس منابع و مستندات تاريخى گسترش تشيع در ايران سير تدريجى زير را داشته است :
. 1 نفوذ تشيع در ميان موالى ايران در عراق در همان قرون اوليه ( مراد از موالى : ايرانيان ساكن [ [ 1 در مناطق عرب نيشينى است كه تحت حمايت يكى از طوايف عرب قرار مى گرفتند ) .
. 2 نفوذ تشيع در مناطق مركزى ايران همچون قم ، كاشان ، آوه ، در قرن دوم و سوم هجرى
. 3 توسعه گرايش هاى شيعى با روى كار آمدن بنى عباس هر چند در ادامه حاكمان عباسى از بزرگترين دشمنان اهل بيت شدند اماحركت اوليه و سنگ بناى اين حركت توسط شيعيان پايه گذارى شده وشعار آنان : « فرد برگزيده از آل محمد ( ص ) بود » .
. 4 فتح طبرستان به دست علويان از قرن سوم به بعد و ايجاد سلسله ها و حكومت هاى كوچك و بزرگ شيعى در آن جا [ . 5
[ 2 برپايى حكومت شيعه مذهب آل بويه در اوايل قرن چهارم و دعوت از بزرگانى همچون شيخ صدوق براى مناظره با علماى اهل سنت و حمايت از عالمان و افكار شيعى [ . 6
[ 3 نفوذ تشيع پس از حمله مغول ها ( با نفوذ برخى از بزرگان و متفكران شيعه به دربار مغول . زيرا اين گروه تنها راه كم كردن خسارت و صدمات جبران ناپذير مغولان به جهان اسلام را نفوذ در ميان آنان و تغيير و تصحيح افكار آنان مى دانسنتد .
. 7 رويكار آمدن دولت صفويه در قرن دهم هجرى .
بر اين اساس , نمى توان براى نفوذ تشيع و علاقه به اهل بيت ( ع ) در ايران , يك عامل يا دو عامل ذكر كرد . و همچنان كه ملاحظه شد ، نفوذ تشيع يك امر دفعه اى نبوده كه بتوان ادعا كرد ترفند انگليس بوده است و چنين ادعايى بسيار مضحك مى باشد .
در توضيح مطالب فوق بايد گفت :
ايرانيان با حضور مولاى متقيان و اسوه عدالت امام على ( ع ) در كوفه ( كه در آن زمان جمع بسيارى از ايرانيان مسلمان شده را در خود جاى مى داد و از اين گروه با عنوان موالى ياد مى شد ) با اهل بيت ( ع ) و افكار و عقايد آنان بيشتر آشنا شده و گرايش شان به تشيع آغاز گرديد . مهاجرت برخى طوايف عربِ شيعه به قم و ايجاد پايگاهى شيعى در قلب ايران سرآغازى بر گسترش اين حركت بود .
دولت علويان طبرستان از اولين حكومت هاى شيعه مذهب ايران بود و برخى از حاكمان آن عبارت بودند از : حسن بن زيد ، محمد بن زيد علوى ، حسن بن على اطروش ، حسن بن قاسم داعى و . . . . تا آن كه در دوره آل بويه ( قرن چهارم به بعد ) برخى شهرهاى ايران تبديل به شهرهايى كاملا شيعه نشين شد . بعلاوه در اين دوره از برخى شهرها به عنوان « مراكز تشيع » نيزياد مى شود همانند : قم ، رى ، كاشان و . . . . شيعى بودن حكومت آل بويه خود از فاكتورهاى مهم جذب مردم به تشيع بوده است . پس از اين مقدمات و گذشت صدها سال صفويان به قدرت رسيدند . آنان با اعلام تشيع به عنوان مذهب رسمى ايران خدمات شايان توجهى در اين زمينه ارائه كردند . هرگز از اين نكته نبايد غافل شد كه : پادشاهان صفوى تنها به ترويج مذهب تشيع پرداختند و آن را در تمام مناطق تحت نفوذ خود گسترش دادند . وجود پيشينه تشيع به صورت منسجم و متمركز در نقاط مركزى ( قم ، رى ، كاشان ، آوه و . . . ) و نوار شمالى ( مناطق طبرستان ) ايران و به صورت پراكنده در بسيارى از شهرهاى ايران ( همانند نيشابور ، طوس و . . . ) تاثير بسزايى در تسريع پذيرش اين روند داشت . تا آنجا كه مورخين نوشته اند : اصرار شاه اسماعيل در رواج مذهب تشيع ، با دشوارى چندانى روبرو نشد . اين درست است كه او تهديدات فراوانى مى كرد ، اما در عمل بسيارى از مردم به طور آرام و طبيعى شيعه شدند . [
[ 4 در زمان شاه عباس هم اين روند آرام و طبيعى به صورت تدريجى ادامه داشت [ [ 5 ( و همانگونه كه گذشت تهديد بود اما غالبا عملى نمى شد ) . در برخى از اسناد تاريخى آمده است كه وى از مشوق هاى فروانى نيز براى شيعه كردن مردم استفاده مى كرده است . از جمله وى در سمنان طى فرمانى آورده است : اگر كسى شيعه شود از ماليات معاف خواهد شد . [ [ 6 چنين دستورى از شاه عباس در مورد مردم نطنز نيز ثبت شده است . [
[ 7 نتيجه آنكه : روند تشيع و فشار بر اهل سنت از زمان شاه اسماعيل آغاز شد و در زمان ديگر سلاطين صفوى نيز ادامه يافت . اسناد تاريخى نيز منكر تهديد مردم نيست اما عملى شدن تهديدات در موارد بسيار اندكى بوده است . اندك بودن اين موارد ، از مقايسه آنها با عملى كه اهل سنت با شيعيان ( در همان برهه از زمان ) مى كردند به راحتى بدست مى آيد كه براى اطلاع شما فقط به گوشه اى از آنها اشاره خواهيم كرد و مطالعات بيشتر در اين زمينه را به خود شما واگذار مى كنيم :
يكى از مورخان غربى به نام « براون » گزارشى از قتل عام شيعيان در دولت سنى مذهب عثمانى آورده وتعجب كرده كه چرا مورخان ايرانى از قتل عام شيعيان در كشور عثمانى چيزى نگفته اند يا كم گفته اند . وى مى گويد : در يكى از اين قتل عام ها كه در سال 919 رخ داد ، قريب به چهل هزار نفر به قتل رسيدند . به نقل مورخين ، سلطان سليم به واليان خود در آناتولى شرقى و ديگر مناطقى كه اكثريت ساكنان آن را شيعيان تشكيل مى دادند ، دستور داد تا به گونه اى پنهانى شيعيان حيدرى را از هفت ساله تا هفتاد ساله ، شناسايى و نام آن ها را در دفاتر مخصوص ثبت كنند . پس از آن دستور قتل آنان را صادر كرد . [
[ 8 در موردى ديگر ، سپاهيان عثمانى ( كه به آنان ينى چرى مى گفتند ) در نامه اى شكوه آميز پس از نبرد چالداران در تبريز ( ميان صفويان و عثمانيان ) براى سلطان سليم نوشتند : قريب چهل پنج هزار نفس در مملكت ما و قريب بيست هزار نفس در خاك ايران به صِرْف اتهام شيعه بودن و اِلْحاد ، طعمه شمشير گرديدند . علماى متعصب ما ، به ما از معناى رَفْض ( تشيع ) و الحاد اطلاع كامل نداده و اعلى حضرت همايونى را نيز اغفال كرده اند و باعث ريخته شدن خون آن تعداد نفوس مكرمه شده ، ما را به قتل مسلمين واداشتند . [
[ 9 سپاهيان عثمانى پس از آگاهى از اينكه : اين تعداد مسلمان بوده و تنها اتهامشان تشيع بوده است از عمل خود پشيمان شده نامه اعتراض آميز فوق را به سلطان خود نوشتند .
حتى تا اواخر عهد صفوى ، زمانى كه افاغنه بر ايران حاكم شدند ، هنوز فتواى كشتن رافضيان ( شيعيان ) به صراحت تمام از استانبول ( دربارِ سلاطينِ سنى عثمانى ) صادر مى شد . [
[ 10 در نتيجه پس از مطالعات و مقايسه اعمال اهل سنت با شيعيان در آن دوره تاريخى مى توان اين نتيجه را گرفت كه اعمال شاه عباس بيشتر جنبه مقابله به مثل داشته و هر آنچه را اهل سنت آن زمان با شيعيان انجام مى داند وى متقابلا با اهل سنت انجام مى داد . به عنوان نمونه : « علماى اهل سنت فتوا داده بودند كه ريختن خون هر ايرانى برابر است با كشتن هفتاد كافر » ! ! وى نيز پس از دسترسى و اسير كردن آنان دستور داد آنان را به سخت ترين وضع هلاك كنند و . . . [ [ 11 اما وى هرگز چنين رفتارى را با ساير اديان نداشته است . [
[ 12 جهت مطالعه و كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه به كتاب زير مراجعه فرماييد :
1 - رسول جعفريان ، صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ، قم ، پژوهشكده حوزه و دانشگاه ، 1379 ش .
2 - نصرالله فلسفى ، زندگانى شاه عباس اول ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1353 ش ، چاپ سوم ، ج 3 ، ص 35 - . 39 و مقاسيه كنيد رفتار شاه را با ديگر مذاهب ، در صفحات بعدى .
در جواب به اين بخش از سوال شما كه لباس روحانيت نيز برنامه استعمار بوده توجه شما را به مطالب زير جلب مى نمايم :
عمامه و عمامه به سر گذاشتن :
طبق روايات شيعه و سنى از مستحبات مورد تاكيد و سنت معصومين عليهم السلام عمامه گذاشتن است . به عنوان مثال پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در روز غدير عمامه اى بر سر امير مومنان عليه السلام نهاد و فرمود : خداوند در جنگ بدر و حنين مرا با فرشتگانى يارى كرد كه چنين عمامه هايى داشتند . [ . [ 13 همچنين خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم عمامه داشت . [
[ 14 عبا :
اين نوع لباس از زمان پيامبر اكرم ( ص ) و امامان معصوم ( ع ) رايج بوده است و آن بزرگواران ، چنين لباس مى پوشيدند . در روايات اسلامى ، به اين لباس توجه خاصى شده است . براى نمونه به يك روايت اشاره مى كنيم : سليمان بن خالد ميگويد ، از حضرت امام صادق ( ع ) پرسيدم : اگر كسى بدون عبا امام جماعت شود چه حكمى دارد ؟ امام در جواب فرمود : شايسته نيست كه امام جماعت بدون عباو عمامه باشد » . [ [ 15 اصولا از منظر اسلام انسان هر چه پوشيده تر باشد به صفت حيا و عفاف نزديكتر است و شايد به همين دليل است كه روايات ، ما را از پوشيدن لباس آستين كوتاه و پيراهن توى شلوار زدن منع كرده اند . [
[ 16 البته بايد به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه در گذشته اين لباس و هيئت مخصوص علما نبود و اكثر مردم تقريبا اين چنين لباس مى پوشيدند تا اينكه كت و شلوار ، سوغات فرنگ به مملكت ما رسيد و چون تناسب كاملى با آموزه هاى دينى نداشت روحانيت به همان شكل سابق خود ماند .
از سوى ديگر جايگاه صنفى بسيارى از اقشار جامعه ، اقتضا مى كند كه از ساير اقشار مردم باز شناخته شوند لذا داراى يك نوع لباس مشخص مى باشند ( مانند نيروهاى نظامى و انتظامى و پزشكان و . . . ) درباره روحانيان نيز چنين است . بر اساس روايات متعددى چون « العلماء ورثه الانبياء » « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه احاديثنا فانهم حجتى عليكم » روحانيان ، امانت داران ائمه اطهار ( ع ) و مرجع دينى ، سياسى و اجتماعى مردم مى باشند لذا به لباسخاصى نياز دارندتا بدين وسيله در جامعه مشخص شوند و مراجعه به آنان در مواقع نياز آسان تر باشد .
-
[ . [ 1 اين افراد از سه دسته زير تشكيل مى شدند : 1 - برخى از اين افراد ايرانيان حاضر در سپاه ساسانى بودند كه به اسارت در آمده بودند . 2 - برخى ديگر سپاهيانى بودندكه به همراه فرمانده خود به اسلام گرويده و مسلمان شده بودند . 3 - و برخى ديگر ساكنان همان منطقه بودند .
[ . [ 2 جهت مطالعه و كسب اطلاعات بيشتر در اين مورد . ك : ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ذيل حوادث سال هاى : 250 به بعد . نكته قابل توجه آنكه اين منبع تاريخى به فارسى نيز ترجمه شده است .
[ . [ 3 در اين زمينه مى توانيد به مقاله : شيخ صدوق و ركن الدوله ، بررسى تعامل دانشمند بزرگ شيعه با حاكم بويهى ، نويسنده : سيد على حسين پور ، مجله علمى - ترويجى معرفت ، شماره 129 ، شهريور 1387 ش . مراجعه فرماييد .
[ . [ 4 رسول جعفريان ، صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ، ( قم ، پژوهشكده حوزه و دانشگاه ، 1379 ش ) ص
. 34 [ . [ 5 پيشين .
[ . [ 6 پيشين ، به نقل از : سيماى استان كرمان ، ج 1 ، ص
. 119 [ . [ 7 پيشين به نقل از : اعظمى واقفى ، ميراث فرهنگى نطنز ، ص
. 57 [ . [ 8 رسول جعفريان ، صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ، ص 38 به نقل از : براون ، تاريخ ادبيات ايران از ظهور قدرت صفوى تا . . . ، ص 81 - . 82
[ . [ 9 محمد عارف ، انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ، ص
. 118 [ . [ 10 لكهارت ، انقراض سلسله صفويه ، ص 293 -
. 294 [ . [ 11 نصرالله فلسفى ، زندگانى شاه عباس اول ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1353 ش ، چاپ سوم ، ج 3 ، ص
. 38 [ . [ 12 پيشين ، ص 67 - 93 پيرامون نحوه رفتار شاه عباس با عيسويان است و از ص 201 به بعد رفتار وى با ارامنه ارمنستان بيان شده است . نكاتى نيز از ص 293 به بعد ثبت شده است .
[ . [ 13 سنن بيهقى ج 10 ص
14 [ . [ 14 وسائل ج 3 ص 377 ، كتاب الصلوه ، ابواب احكام الملابس ، باب 30 ح
1 [ . [ 15 وسايل ، ج 3 ، ص 329 ، باب 53 ، ح
. 1 [ . [ 16 مكارم الاخلاق ج 1 ص . 221


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن