حضرت امام مهدى(عج) ظهور ندارند ولى حضور كه دارند پس چرا از حضور ايشون استفاده نميشه و ابهامات در مورد مسائل مختلف به خصوص ابهامات ظهور را رفع نمى‎كنند؟ بيش از هزار سال است كه دارن بررسى ميكنند كه دجال يك شخص است يا يك جريان منحرف هنوز هم نميدونند!.

ابتدا بايد بدانيم كه هرگز هيچ عقيده و يا اصلى را نمى توان يافت كه بر سر آن اختلاف و درگيرى و نزاع صورت نگرفته باشد . بر اين اساس اختلاف نظر در روايات و موضوعات گوناگون امرى طبيعى است كه براى حل آنها راهكارهاى خاصى در منابع وجود دارد و اين بر عهده علما و مراجع دينى است و اگر در مواردى مثل مورد سوال شما اختلافى باقى باشد ، معمولا در مسايل غير مهم و اساسى است كه ضررى به جايى نمى زند . تشخيص حديث درست از نادرست و حديث قوى از ضعيف روايت معتبر از غير معتبر تنها راه اين است كه به قواعد و مقرراتيكه در نزد عقلا و انديشمندان معتبر است استناد گردد و به خبرگان و اشخاص صلاحيت دار رجوع شود و بدين وسيله بعضى از احاديث را به بعضى ديگر بازگردانده و در صورت امكان جمع بين روايات و عمل به روايتى كه از نظر سندى يا مضمونى قوت و متانت بيشتر دارد يا با قرآن كريم و سنت ثابت شده و مانند آن موافقتر است به اين قاعده عمل شود و از رد كردن روايت و ناديده گرفتن آن خوددارى گردد .
نتيجه كلام اينكه اخبار و رواياتى كه درباره مهدويت ازمعصومين ( عليه السلام ) وارد شده ، همگى بايد در پرتو چنين قواعدى ، بحث و بررسى شود . چنانچه احاديث متواترى داريم مورد عمل قرار گيرد و در اخبار غير متواتر نيز بعضى به بعضى تقويت شده ، و برخى ، برخى ديگر را تفسير كنند و اگر خبر ضعيفى » هم هست ملاحظه شواهد و قرائن و بقيه موارد تاييد معتبر در آن عمل شود .
البته امام غايب ( عج ) هم همواره مراقب حال شيعيان خويش مى باشد چنان كه خود فرموده است : « ما در رسيدگى و سرپرستى شما ، كوتاهى نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم پس تقواى الهى پيشه كنيد تا از فتنه اى كه به شما رو مى آورد ، شما را نجات بخشيم » ، ( احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 497 ) . پس در اين كه مردم از وجود امام زمان ( عج ) بهره مى برند ، شكى نيست ، و اين بهره مندى به صورت هاى مختلف جلوه گر است .
باكنكاشى در متون روايات مى توان اين فوايد را به دو دسته تقسيم نمود :
1 ) فوايدى كه به نفس وجود امام برمى گردد
2 ) فوايدى كه حاصل رفتارها و عملكرد امام مى باشد .
گرچه به سختى مى توان رفتارهاى يك شخصيت را از وجود او جدا نمود اما مى توان بركاتى براى او تصور كرد كه تنها حاصل وجود اوست و فوايدى كه اثر انجام وظايف و عملكرد آن فرد مى باشد . درباره امام نيز چنين است : فوايدى حاصل « بود » امام است و فوايدى حاصل به مرحله عمل در آمدن يا « نمود امامت » امام .
در واقع دسته نخست از جمله سنت هاى الهى يا قوانينى هستند كه خداوند متعال در عالم قرار داده و قرآن و روايات از آن سخن گفته اند ( 2 ) امورى كه فاعل آن خداوند است اما براساس حكمت الهى از طرق و مجارى خاصى اجرا مى گردد .
آن دسته از سنت هاى الهى كه از كانال وجودى امام جارى مى شود همان چيزى است كه آن را فوايد « بود » امام مى ناميم . مهم ترين اين فوايد « اصل بر پايى عالم و بقا و استمرار خلقت به سبب وجود امام و حجت الهى » است .
همان طور كه پا بر جايى هر خيمه به ستون و محور آن وابسته است و استمرار برپايى و بقا آن نيز منوط به استوارى همان ستون مى باشد عمود خيمه عالم هستى نيز وجود حجت الهى است چنان كه در روايات متعددى آمده است : لوبقيت الارض يوما بغير امام لساخت . ( 3 )
عالم تا زمانى برپاست كه حجت الهى در روى زمين باقى باشد . جعلهم الله اركان الارض ان تميد باهلهالله ( 4 )
اما عمود يك خيمه ممكن است ستون آشكارى در ميان آن باشد كه هر كس وارد مى شود بلافاصله آن را ببنيد و جايگاهش را بشناسد و يا از نوع ديگرى تعبيه گردد كه به راحتى قابل رويت نيست . در هر دو حال واقعيت وجودى خيمه وابسته به همان ستون است چه آشكار باشد چه پنهان . در عالم خلقت نيز هر چند ممكن است كه مردم در شرايطى امام را نشناسند ولى بدون وجود امام اراده خداوند بر وجود و بقاى جهان تحقق نمى گيرد .
از امام رضا ( ع ) پرسيدند : آيا زمين به غير امام باقى مى ماند فرمودند : خير باقى نمى ماند در اين صورت فروريزد . ( 5 ) بر اين اساس بر پايى عالم و حيات خود ما و استفاده از بركات عالم مهم ترين اثر وجودى و فايده اى است كه با بودن آن حضرت بر ما و جهان خلقت جارى است و اين سنت و قانون الهى تغييرناپذير مى باشد .
دومين فايده « بود » امام بقا و قوام دين است . در روايات متعددى آمده است كه پيامبر ( ص ) فرمودند : لايزال هذا الدين قائما حتى يكون عليكم اثنى عشر خليفه . ( 6 )
بر پايه اين كلام قوام و استوارى دين به وجود دوازده نفر جانشين پيامبر است كه چون عدد آنان در روايت معين شده پس از يازدهمين ايشان پايدارى دين به وجود آخرين امام خواهد بود
حضرت امير ( ع ) در كلامى وجود امام ظاهر يا غايب را در هر زمان رمز عدم بطلان حجت ها و بينات الهى مى داند : اللهم بلى لاتخلو الارض من قائم لله بحججه اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته . ( 7 )
بنابراين وجود امام ضامن حفظ و سلامت دين براى بشريت است و با اين شرط هرگز تعاليم اسلام حتى در سخت ترين شرايط از بين نمى رود . به عبارت ديگر ديندارى و عبادت همه هدايت شدگان و راه يافتگان به حق در كره خاكى مديون و وابسته به امام است .
سومين فايده : در بسيارى از روايات امام واسطه رسيدن فيض الهى به بشريت معرفى شده است يعنى آنچه از بركات نعمت ها رحمت و لطف خداوند بر عالم نازل مى گردد به واسطه امام و از كانال وجودى او است .
اين مفهوم اساسى بارها در سخنان ائمه ( ع ) تكرار شده است . امام سجاد ( ع ( مى فرمايند خداوند به واسطه ما رحمت را منتشر مى سازد و به ما باران مى فرستد و بركات را از زمين بيرون مى آورد .
و امام صادق ( ع ) مى فرمايد : بنا اثمرت الاشجار و ايعنت الثمار وجرت الانهار و ينزل الغيث . گويا طبيعت نظام خلقت داراى مراتبى همانند هرم است كه در راس آن وجود حجت الهى است بركات و فيض و رحمت پروردگار نخست بر آن قله نازل شده و سپس از آن جا بر همه جوانب تا قاعده هرم سرازير مى گردد . موسى بن جعفر ( ع ) فرمايد : « . . . ما من ملك يهبطه الله فى امر لما يهبطه له الا بدا بالامام فعرض ذلك عليه . . . » ( 8 ) هيچ فرشته اى را خداوند براى امرى فرو نمى فرستد مگر اينكه از امام آغاز كرده و آن امر را بر او عرضه مى دارد .
چهارمين فايده وجود حجت الهى مسئله رفع عذاب و امان اهل زمين مى باشد . يكى از سنت هاى الهى آن است كه وجود يك فرد مومن و صالح در يك جمع باعث دور كردن عذاب و حفظ همه آن جمع مى گردد . جابربن عبدالله از پيامبر ( ص ) نقل مى كند :
« خداوند به واسطه صلاح فرد مسلمانى فرزندان و فرزندان فرزندان و اهل خانه و خانه هاى اطرافش را نگه مى دارد و همه آنان در پناه خداوندند تا زمانى كه او در ميان ايشان است . » ( 9 )
گويا صرفنظر از شايستگى و استحقاق مردم قانونى در جهان حكمفرماست كه اساس آن اثر وضعى ايمان و عمل صالح مى باشد و طبق اين قانون حضور يك انسان صالح موجب رفع گرفتارى ها و بلايا مى گردد
امام صادق ( ع ) در ذيل آيه 74 سوره هود « يجادلنا فى قوم لوط » كه به گفت و گوى حضرت ابراهيم ( ع ) با فرشتگان اشاره دارد مى فرمايند : « زمانى كه فرشتگان بر ابراهيم ( ع ) وارد شدند و ماموريت خود را براى عذاب قوم لوط باز گفتند حضرت ابراهيم به آنان فرمود : . . . اگر در اين قوم يك مومن باشد آيا آنان را عذاب مى كنيد گفتند : نه . حضرت فرمود : پس لوط در ميان آنان است . فرشتگان پاسخ دادند : ما به كسانى كه در ميان آن قوم هستند آگاه تريم البته لوط و خانواده اش غير از زنش را نجات خواهيم داد . » ( 10 )
اين معنا در امت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله در سطح بسيار وسيعش در گستره زمانى و مكانى با وجود دائمى امام در بين ايشان جارى است .
روايات معصومين ( ع ) مويد اين است كه به بركت وجود حضرت بسيارى از عذاب ها از جامعه بشرى رفع مى گردد .
از امام باقر ( ع ) سوال شد : ابالناس حاجه الى الامام در پاسخ فرمود : اجل ليرفع العذاب عن اهل الارض سپس به آيه قرآنى استشهاد كردند كه پيامبر اسلام ( ص ) را مخاطب قرار داده و حضرت را عامل رفع عذاب از امت معرفى مى كند : « و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم » . ( 11 )
در اين روايت امام از يك سو اثر وجودى ذكر شده در آيه را به ائمه نيز تعميم مى دهد و از سوى ديگر با عبارت « اهل الارض » امان حاصل از وجود حجت الهى را شامل همه اهل زمين اعم از مومن و كافر مى داند
چنان كه امام صادق ( ع ) در حديث ديگرى مى فرمايد : « لن يزالو فى امان ان تسيح بهم الارض مادمنا بين اظهرهم » . ( 12 )
دسته دوم از فوايد وجود امام چنان كه اشاره شد حاصل رفتارها و عملكرد امام است . در اعتقاد شيعه امام غايب غافل از مردم و جداى از جامعه نيست بلكه على رغم ناشناخته بودن چهره به عنوان حجت در ميان مردم حاضر است و به حكم امامت وظايف الهى خود را انجام مى دهد هر چند جزئيات و چگونگى اين رفتارها براى مردم روشن نباشد . براساس روايات مى توان مهم ترين اثرات وجودى امام در اين حوزه را به شرح زير بر شمرد :
عظيم ترين فايده وجودى امام كه همان وظيفه اصلى اوست مسئله « هدايت » مى باشد .
اين مسئوليت در زمان همه ائمه ( ع ) در راس اهتمامات ايشان بوده و هرگز متوقف نشده است و لازمه انجام آن نيز شناخت چهره امام و ارتباط مستقيم با او نبوده است .
نقل شده كه اسحق كندى از فلاسفه معروف عرب در عصر امام حسن عسكرى ( ع ) كتابى به نام تناقضات قرآن نوشت . امام از طريق يكى از شاگردان اسحق و با طرح سوالاتى او را متوجه اشتباهاتش مى نمايد .
تا جايى كه او به حقيقت اعتراف مى كند و با ندامت كتابش را مى سوزاند . ( 13 ) به اين ترتيب على رغم فاصله مكانى و بدون ديدار با امام از راهنمايى حضرت بهره مند مى گردد .
اين حقيقت تاريخى نشان مى دهد كه گستره هدايت ائمه ( ع ) به كسانى كه حتى آن ها را نديده يا نمى شناخته اند نيز از طرق وسايل گوناگون مى رسيده است و هيچ مانعى وجود ندارد كه اين امر در زمان غبيت نيز جريان داشته باشد .
چه بسيار راه هاى فهم دين و تميز آن از مسيرهاى انحرافى كه به واسطه امام گشوده مى شود و چه بسيار قلب آماده پذيرش حق و اذهان جست و جوگرى كه با عنايت امام به سر چشمه هاى هدايت متصل مى گردند هر چند كه خود منشا اين فيض را ندانند و نيابند .
در واقع هدايت انسان ها شغل و وظيفه اى نيست كه امام گاه گاهى به آن بپردازد بلكه فلسفه وجودى و لازمه امامت اوست . همان گونه كه هر مادرى به حكم محبت ها و مجموعه فداكارى هايى كه براى فرزندش انجام مى دهد « مادر » ناميده مى شود و معناى مادرى در همان رفتارها نهفته است .
به طورى كه بدون آن مجموعه سمت مادرى بى معناست صفت « هادى » بودن براى امام نيز به همين گونه است لذا در زيارات خطاب به ايشان مى گوييم :
السلام عليك يا نورالله الذى يهتدى به المهتدون ( 14 )
دومين فايده حاصل از عملكردهاى امام مسئله رفع مشكلات و گرفتارى هاى جامعه بشرى است . در سيره ائمه گذشته همواره امام را در كنار مردم و ياور و حامى آنان در سختى ها و مصايب مى بينيم .
اداى دين قرض داران شفاى بيماران رفع نيازهاى نيازمندان . . . همه را امام به حكم امامت انجام مى داده است و تحقق اين امور هيچ گاه مشروط به شناخته شدن حجت الهى نبوده است فقرايى كه شبانه از امام سجاد ( ع ) طعام دريافت مى كردند به دليل پوشيده بودن چهره امام او را نمى شناختند و بسيارى از يتيمان كوفه پس از شهادت على ( ع ( دانستند كه چه كسى هر شب به ديدارشان مى رفته است . آياتى از قرآن كريم در سيره حجت هاى پيشين نيز گواه اين معنا است .
در داستان حضرت خضر ( ع ) در سوره كهف ( 15 ) سخن از كارهايى است كه آن ولى خدا در حالى كه مردم او را نمى شناختند براى حل مشكلات آنان انجام مى دهد .
بنابراين در زمان غيبت نيز امام جدا از مشكلات گرفتارى ها و رنج و اندوه مردم نيست و نشناختن حضرت به چهره مانع از بهره مندى مردم از كمك هاى ايشان نمى گردد . به همين دليل است كه در زيارت جامعه كبيره خطاب به همه ائمه ( ع ) مى گوييم :
« بكم ينفس الهم و يكشف الضر . . . و فرج عنا غمرات الكروب »
سومين فايده از اين دسته دعاى امام است . مطابق روايات متعدد اعمال انسان ها دائما به حجت الهى در هر عصر عرضه مى شود و هرگز آن امام از وضعيت مردم غافل نيست بلكه به حكم مسئوليتش نسبت به اين اعمال نگران است .
على ( ع ) مى فرمايد : هيچ مومنى نيست كه اندوهگين شود مگر آن كه به جهت اندوه او اندوهگين مى شويم و دعايى نكند مگر اين كه براى او آمين مى گوييم و ساكت نماند مگر آن كه برايش دعا مى كنيم .
بنابراين دعاى امام همواره و در هر حال شامل حال افراد مى گردد .
نقل شده است كه همسايه امام رضا ( ع ) روزى خدمت امام رسيده و عرض كرده : از شما مى خواهم كه براى من و خانواده ام دعا كنيد . حضرت فرمودند : آيا من اين كار را انجام نمى دهم همانا اعمال شما در هر صبح و شام بر ما عرضه مى شود . ( 16 ) و چون سوال كننده از اين پاسخ متعجب شد امام به آيه قرآن استشهاد فرمود : قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المومنون . ( 17 )
از پاسخ امام رضا ( ع ) چنين بر مى آيد كه دعا براى مردم از سوى امام امرى هميشگى و حتمى تلقى شده و در ارتباط مستقيم با عرضه اعمال آن هاست . روشن است كه اين اثر وجودى وابسته به ديدن چهره حجت الهى نيست و در عصر غيبت نيز مى تواند جريان داشته باشد .
از آن چه به اجمال از مجموعه دو دسته فوايد حاصل از « بود » و « نمود عملى » امامت بر شمرديم ( كه يقينا محدود به موارد ياد شده نيست ) چنين برمى آيد كه وجود امام معصوم در هر زمان به حكم جايگاهش منشا فوايد و بركات بسيارى است .
از سويى به لحاظ ماهيت وجودى اش عامل حفظ و بقاى عالم خلقت بر پايى دين واسطه رسيدن رحمت و فيض الهى بر مردم و مايه امان اهل زمين است .
از سوى ديگر براساس مسئوليتى كه بر عهده دارد در هدايت مردم تلاش مى كند از وضعيت و اعمال آنان آگاهى كامل دارد و براى رفع گرفتارى و مشكلات مادى و معنوى ايشان قيام كرده و دعا مى نمايد .
لذا امام صادق ( ع ) مى فرمايد نحن اهل البيت النعيم الذى انعم الله بنا على العباد . . . و هى النعمه التى لاتنقطع ( 18 ) و چنان كه بيان داشتيم براى بهره بردن از اين نعمت تفاوتى ميان امام ظاهر در بين مردم و امام حاضر اما ناشناخته وجود ندارد .
به اين ترتيب پرسش از فايده امام غايب با اصلاح مفهوم غيبت در اذهان و بررسى نتايج حاصل از آن اساسا موضوعيت خود را از دست مى دهد و در جست و جو براى پاسخ به آن به مجموعه اى از فوايد كلى امامت مى رسيم كه مساله غيبت خدشه اى به آن ها وارد نمى كند .
بعلاوه با شناخت اين فوايد آن چه در مرتبه بالاتر جايگزين سوال هاى مكرر مى گردد . احساس نياز به امام و شناخت حق عظيم او برگردن ماست .
در حقيقت هستى هدايت و همه نعمت هايى كه از آن بهره منديم به بركت آن وجود مقدس مى باشد .
با چنين ديدگاهى امام غايب در واقع حاضرترين عنصر در حيات انسان خواهد بود . انسانى كه براساس معرفت به جايگاه حجت الهى هر لحظه حضور خود را در محضر امامش درك مى كند و به ولايت او زنده است واداى حق امام و يارى او سمت و سوى همه تلاش ها و برنامه هاى زندگى اش را تشكيل مى دهد .
امام سجاد ( ع ) مى فرمايد : ان اهل زمان غيبته القائلين با مامته و المنتظرين لظهوره افضل من اهل كل زمان لان الله تبارك و تعالى اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ماصارت به « الغيبه » عندهم بمنزله « المشاهده » و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدى رسول الله بالسيف اولئك هم المخلصون حقا و شيعتنا صدقالله ( 19 )
همانا اهل زمان غيبت كسانى كه به امامت قائم معتقد بوده و منتظر ظهورش مى باشند از مردمان همه زمان ها برتر هستند براى اين كه خداوند تبارك و تعالى عقل و بصيرت و معرفتى به آنان ارزانى داشته است كه غيبت در نزد ايشان به منزله مشاهده مى باشد و خداوند آنان را در همان زمان در مرتبه مجاهدين در ركاب رسول خدا ( ص ) قرار داده است . ايشان مخلصان حقيقى و شيعيان راستين هستند .
پى نوشت ها :
1 كمال الدين و تمام النعمه ابن بابويه ( صدوق ) ص . 341
2 حكمت اين سنت هاى الهى خود بحث ديگرى است كه مجالى گسترده تر مى طلبد .
3 امام صادق ( ع ) اصول كافى كلينى ج 1 ص 179 ح . 10
4 امام باقر ( ع ) اصول كافى كلينى كتاب الحجه ح . 12
5 امام رضا ( ع ) اصول كافى كلينى كتاب الحجه ح . 11
6 ميزان الحكمه ج 1 الامامه ص . 133
7 ميزان الحكمه ج 1 باب 140 ص . 118
8 بحارالانوار محمد باقر مجلسى ج 16 ص . 357
9 تفسير الميزان علامه طباطبائى ج 4 ص . 109
10 تفسير الميزان سوره هود ( آيه 74 ) بحث روايى .
11 سوره انفال آيه . 32
12 بحار الانوار علامه مجلسى ج 23 ص . 37
13 بحارالانوار علامه مجلسى سيره امام حسن عسكرى .
14 مفاتيح الجنان زيارت حضرت صاحب الامر در روز جمعه .
15 سوره كهف آيات 79 تا . 82
16 وسائل الشيعه ج 11 ص 387 ح . 5
17 سوره توبه آيه . 105
18 بحارالانوار محمدباقر مجلسى ج 66 ص . 316
19 كمال الدين و تمام النعمه باب 31 ح . 2


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن