به نظر شما قانون اجباري بودن حجاب تا چه حد موفق عمل كرده؟ چون عملا مي بينيم كه كساني كه حجاب را قبول ندارند با ظاهر نامناسب در جامعه ظاهر مي شوند كه فرقي با نداشتن روسري ندارد. كدام نهاد در جامعه مسئول نظارت بر اين قانون است؟
از منظر تيپ شناسى (Typology) اجتماعى، مى توان افراد جامعه را در ارتباط با تعهد و وفادارى به اجراى ارزش هاى دينى دو گروه تقسيم مى شود:
1. اقليت موافق يا مخالف (بسيار فعّال و تأثيرگذار)؛
2. اكثريت منفعل و تأثيرپذير.
جهت گيرى مثبت يا منفى اكثريت جامعه درباره ى اجراى ارزش ها و شعائر دينى، تابعى از تفوّق هر كدام از اين دو گروه اقليت بر ديگرى است. اگر در مقطعى گروه مخالف ارزش هاى دينى به حكومت برسد و با مكانيسم هاى مختلف، شروع به ترويج هنجارها و ارزش هايى مخالف ارزشها و هنجارهاى دينى كنند؛ اكثريت جامعه به مرور زمان در سطوح متفاوتى، دست از ارزش هاى دينى برداشته، ناهنجارهاى جديد را به جاى هنجارهاى پيشين مى پذيرد. درست عين همان وضعيتى كه در بسيارى از كشورهاى اسلامى (مانند تركيه و يا ايران زمان پهلوى) رخ داد و بسيارى از افراد سست ايمان، بر اثر ضعف دينى يا تحت تأثير تبليغات غربزدگان، به سمت بى حجابى كشيده شدند و زشت ترين صورت آن را در سطح جامعه ى اسلامى، به نمايش گذاشتند؛ تا آن جا كه، بسيارى از ارزش هاى اسلامى (مانند حجاب) در سطح جامعه، به صورت نوعى امل گرى و ضدارزشى در زندگى نوين، تلقى مى شد.
اگر در آن زمان عده اى افراد متديّن، به ارزش هاى اسلامى (مانند حجاب و...) پايبند بودند، تنها به علت كوشش سخت و فعالانه دستگاه هاى مذهبى بود ـ كه به رغم تمام محدوديت ها و خفقان ناشى از دين ستيزى نظام پهلوى ـ بازهم چراغ هدايت دين را روشن نگه داشتند و در اين راه، درد و رنج شكنجه، زندان و شهادت را به جان خريدند. اگر در مقطعى گروه اقليت فعّال و تأثيرگذار موافق ارزش هاى دينى، بتوانند اداره ى امور جامعه را در دست گيرند و زمينه هاى تحقق و احياى معارف و ارزش هاى الهى را در جامعه مهيّا سازند، اكثريت جامعه نيز از اين روند تأثير پذيرفته، پذيراى ارزش هاى دينى مى شوند؛ مانند همان اتفاقى كه در بعد از انقلاب اسلامى در سطح جامعه ى ايران افتاد و چهره ى جامعه ى را متحول كرد.
بنابراين همانگونه كه مشاهده مي نماييد؛ گسترش ارزش هاي الهي در جامعه اي با دو عامل مهم در ارتباط است يكي تشكيل حكومت ديني توسط نيروهاي ارزشي و متدين و ديگري عزم و اراده اين نيروها در تعميق و بسط ارزش هاي الهي و اگر در زماني، يكي از اين دو عامل نباشد، ارزش هاي الهي در جامعه كم رنگ مي شود و به سوي جايگزيني و تغيير در ارزش ها پيش مي رود.
اكنون با توجه به مقدمه فوق، درباره سؤال بايد گفت كه يكي از مهمترين وظايف و اهداف حكومت اسلامي اجرا و گسترش احكام و ارزش هاي الهي در جامعه است و اصولا نمي شود حكومتي را اسلامي و ديني ناميد بدون آن كه آن حكومت هيچگونه دغدغه اي نسبت به اجراي احكام و ارزش هاي ديني نداشته باشد. از اين رو حكومت اسلامي بايد قوانين و مقررات الهي را به صورت كاملا رسمي و با استفاده از مكانيزم هاي قانوني خود به اجرا گذارد و بر اجراي دقيق آنها نظارت كند و همانگونه كه در ساير پاسخ هاي اين نامه مشخص شد حجاب يكي از قوانين الهي است و قانون حجاب در جمهوري اسلامي، چيز جديدي در اسلام نيست و اگر مجازاتي در قانون تعيين شده همان مجازاتي است كه در متون و منابع اسلامي براي متخلفين مشخص شده است. اما اين كه آيا اين قانون موفق بوده يا نه؟ بر عملكرد ساير دستگاه هاي اجرايي و فرهنگي جامعه و مسؤولين آنها باز مي گردد كه در اين زمينه نسبت به قبل از انقلاب اسلامي و شرايط جهاني كه در آن قرار داريم و با شديدترين تهاجم فرهنگي مواجهيم، در مجموع با موفقيت نسبي قابل توجهي روبرو هستيم هر چند كاستي ها و ناكامي هايي نيز وجود دارد كه ناشى از عوامل ذيل است:
الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه هايى است كه به وجود آوردن اين پديده دخالت داشته و ناشى از عملكرد افراد يك جامعه و سيستم سياسى، اجتماعى و فرهنگى حاكم بر آن است. مهم ترين آنها عبارت است از:
1. از منظر انسان شناختى انسان موجودى است كه داراى قدرت اختيار مى باشد، يعنى، هم توانايى انتخاب راه درست و طى كردن مراتب كمال انسانى را دارد و هم توانايى پيروى از اميال و هواهاى نفسانى و طى كردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى فرمايد: «انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا»، (انسان، آيه 3).
بر اين اساس در جامعه اى مانند جامعه اسلامى ما ـ كه بسيارى از احكام، ارزش ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبيين شده و جاى هيچ گونه عذر و بهانه اى نيست ـ بعضى از احكام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد ناديده گرفته مى شود، به اين اصل و عنصر روان شناختى باز مى گردد. به عبارت ديگر يكى از مهم ترين عوامل بدحجابى در جامعه، پيروى از هواهاى نفسانى است كه خود ناشى از ضعف ايمان و تقوا، تزلزل شخصيت است و... مى باشد و در مظاهرى از قبيل تجمل گرايى، خودنمايى در مقابل بيگانگان و... نمود پيدا مى كند. يكى از راه هاى اصلاح جامعه از اين معضل، مقابله با عوامل روان شناختى آن و تقويت ايمان و تقواى افراد جامعه و تقويت انگيزه، عزم و اراده آنان در اجراى احكام الهى و موازين و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى باشد. قرآن كريم مى فرمايد: «انّ الله لا يغيّر ما بقومٍ حتى يغيّروا ما بأنفسهم...؛ خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد، مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند»، (رعد، آيه 11).
2. ريشه هاى تاريخى اين مسأله كه به اقدامات رژيم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى بند و بارى و كشف حجاب بر مى گردد، روند گسترش اين معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زيادى كنترل شد؛ ولى به دلايل متعددى، رگه ها و ريشه هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغيير محيط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوباره مجال ظهور و بروز پيدا كرد.
3. كوتاهى و بى توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى كشور در تثبيت ارزش ها و احكام اسلامى و تعميق بخشيدن به آن، از وسايل ديگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است كه به علت وجود مشكلات ناشى از تثبيت انقلاب اسلامى، جنگ تحميلى، فشارهاى خارجى محاصره هاى گوناگون اقتصادى، سياسى و... باعث شد كه بيشترين وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه هاى دولتى به اين امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه كارها و برنامه هايى در جهت تثبيت و تعميق ارزش ها و احكام اسلامى مبذول نگردد.
4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبيل سياست هاى پولى و ارزى و...) كه به منظور تسريع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغيير ارزش هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرك گرايى، تجمل پرستى و... گرديد.
5. عملكرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال هاى اخير) و ميدان دادن به افراد و عناصرى كه هيچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاده از تسهيلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترويج فرهنگ و ارزش هاى حاكم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى كشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه اى كه مقام معظم رهبرى هشدارهاى شديد به مسئولين فرهنگى داده، نارضايتى خود را از عملكرد وزارت ارشاد اعلام نمودند كه در نهايت منجر به استعفاى وزير ارشاد گرديد.
6. برخى از افراط و تفريطهايى كه در سالهاى اوليه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بدحجابى شد از قبيل استفاده روش هاى خشونت آميز و فيزيكى و... باعث به وجود آمدن تنفر و انزجار و بدبينى به اين حكم الهى گرديد.
7. اجرا نشدن فريضه مهم امر به معروف و نهى از منكر يا نظارت ملى به صورت فراگير و گسترده و نظام مند از طرف احاد جامعه، كه در روايات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.
ب) عوامل بيرونى: مهمترين عامل بيرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش هاى اسلامى و ملّى ما، براى بىهويت نمودن نسل جوان، تضعيف باورهاى عقيدتى در مردم و در نهايت شكست نظام اسلامى در ايران با استفاده از پيشرفته ترين وسايل تكنولوژى ـ اعم از نرم افزارى و سخت افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاكم نمودن فرهنگ و ارزش ها و مظاهر تمدن غرب.
مجموعه عوامل فوق سبب گرديده كه متأسفانه عليرغم گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه هاى برخورد و مقابله با اين پديده زشت دو راهكار قابل پيش بينى مى باشد:
1. راهكارهاى فيزيكى و برخورد از موضع قدرت با متخلفين البته اين برخورد بايد حساب شده و هنجارمند باشد و با استفاده از مكانيزم هاى مناسب از گرايش جامعه به سمت بى حجابى جلوگيرى نمود.
2. كار بنيادى فرهنگى. مسلما برخورد با اين پديده به صورت فيزيكى و از طريق دستگاه هاى دولتى، بسيار دشوار و تا حدّى ناممكن است. زيرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهيم از طريق زور وارد شويم، استدلال و منطق نداشته باشيم و نتوانيم حقانيت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فوايد و بركات اجراى اين فريضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با كار فرهنگى مستمر عميق و ريشه اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه هاى جمعى و مطبوعات و... به زيباترين و بهترين صورت، ارائه دليل و برهان، ثابت كنيم، متأسفانه بايد منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلاميمان باشيم. البته اين موضوع به معناى اختيارى گذاشتن حجاب نيز نمى باشد.
عامل مهم ديگرى كه مى تواند ما را در مقابله با اين معضل اجتماعى يارى نمايد اهتمام جدى جامعه به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر است. بديهى است اگر جامعه در اين زمينه به صورت جدى وارد عمل شود و اين فريضه الهى را منطبق با شرايط و مراتبى كه در شرع مقدس معين گرديده، عملى سازد دستگاههاى فرهنگى نيز بهتر مى توانند در حل اين معضل اجتماعى اقدام نمايند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1ـ حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى
2. فرامرز رفيع پور، توسعه و تضاد
3. على ذوعلم، انقلاب و ارزشها
4. شهيد مطهرى، مسأله حجاب.
پنجم: هيچ دليلى بر اين كه خانم هاى محجبه در زمان طاغوت مورد تعرض قرار نمى گرفتند وجود ندارد؛ بلكه در موارد بسيارى زنان و دختران عفيف و پاكدامن، گرفتار چنين تعرضاتى شده اند.
در هر صورت به دليل وجود برخي ناكامي ها و كاستي ها در اجراي كامل حجاب در جامعه اسلامي به هيچ وجه نمي توان اصل قانون حجاب را زير سؤال برد و عدم موفقيت كامل در اين زمينه را مجوز آزاد گذاشتن بى حجابى دانست و هزاران مفسده ى ناشى از آن را بر جامعه تحميل كرد بلكه بايد با ريشه يابي اين موضوع به فكر كارآمدي هر چه بيشتر آن بود تا ضمن كاهش مفاسد و معضلات فردي و اجتماعي ناشي از بدحجابي و بي حجابي، شاهد بركات اجراي فراگير اين قانون الهي در جامعه خود باشيم.


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن