. آيا افرادي كه انقلاب كردند تفكري داشتند يا صرفا جو انقلابي جامعه آنها را وادار كرد و تحريك كرد كه انقلاب كنند؟
به طور كلي چهار عامل عمده براي انقلاب در يك جامعه لازم است كه معمولا در هر انقلابي ديده مي شود:1. نارضايتي عميق از شرايط موجود، اين نارضايتي وقتي پديد مي آيد كه افراد از بهبود شرايط موجود به صورت مسالمت آميز نااميد شده آن را غير قابل تحمل بيابند. 2. پذيرش انديشه يا انديشه هاي جديد جايگزين (ايدئولوژي انقلاب) ايدئولوژي در هر انقلابي به منزله قانون و طرح نامه آن محسوب مي گردد كه آينده روشني را فراروي انقلابيون قرار مي دهد و آنان را براي مبارزه بر مي انگيزد،  هيچ انقلابي بدون گسترش انديشه هاي جديد روي نداده است تلاطم انديشه ها بخشي از وضع پيش از انقلاب را تشكيل مي دهد و از آنجا كه انقلاب يك فرآيند است نه واقعه و حادثه از لحظه تكون انديشه انقلابي شروع تا زمان قيام عمومي و منازعه انقلابي و براندازي و جابجايي قدرت و تثبيت نظام جديد و تحقق آرمانهاي انقلاب ادامه مي يابد پيداست ايدئولوژي هر چه غني تر و عميق تر باشد و آينده روشن تري را در برابر انسان قرار دهد قطعا در ايجاد بسيج و روحيه انقلابي جمعي موفق تر خواهد بود. 3. روحيه انقلابي، منظور از روحيه وضعي است كه سبب اعتماد به نفس در افراد مي شود ، آن ها بي توجه به اقدامات سركوب گرانه يا رفرميستي رژيم ها تنها به پيشبرد انقلاب مي انديشند و در راستاي هدف خود كه واژگوني رژيم موجود و بناي ساختار سياسي نوين است گام بر مي دارند. بسياري از ملتها ممكن است از وضعيت موجود ناراضي باشند اما چون اراده جدي براي ايجاد تغييرات ندارند و در صورت اراده جدي آن را به صورت جمعي ندارند لذا از انجام هر اقدامي عاجزند.4. وجود و نقش آفريني ساختارهاي سياسي_اجتماعي در رهبري انقلابرهبري و ساختارها كه ممكن است از مدت ها پيش از پيدايش وضعيت انقلابي وجود داشته باشند در گسترش ناخشنودي از وضع موجود،  ارائه و تبليغ انديشه هاي جديد و ايجاد وگسترش روحيه انقلابي در مردم نقش عمده اي دارند. جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، نشر معارف 1368، ص 16شهيد مطهري(ره) ريشه انقلاب را دو چيز مي دانند يكي نارضائي و خشم از وضع موجود و ديگر آرمان يك وضع مطلوب شناختن يك انقلاب يعني شناخت عوامل نارضائي و شناخت آرمان مردم مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، تهران؛ انتشارات صدرا، 68، ص 30 و 31 ايشان در تحليل ماهيت و عوامل ايجاد انقلاب ها سه نظريه را مطرح مي كنند يك نظريه اين است كه روح و ماهيت تمام انقلابها اقتصادي و مادي است طبعا آرمان چنين انقلابي رسيدن به جامعه اي است كه در آن از شكافهاي طبقاتي اثري نباشد يعني رسيدن به جامعه اي بي طبقه.نظريه دوم اين است كه انقلاب هنگامي مي تواند انساني باشد كه ماهيتي آزاديخواهانه و سياسي داشته باشد نه ماهيتي اقتصادي چون اين امكان هست در جامعه اي شكم ها را سير بكنند و گرسنگي ها را تا حدي و يا بطور كلي از بين ببرند ولي به مردم حق آزادي ندهند،  حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقيده را از آنها سلب بكنند در چنين جامعه اي مردم براي كسب اين حقوق از دست رفته قيام مي كنند و انقلاب براه مي اندازند و به اين ترتيب انقلابي نه با ماهيت اقتصادي بلكه با ماهيتي دمكراتيك و ليبرالي بوجود مي آورند.علاوه بر دو نوع ماهيتي كه فكر كرديم انقلاب مي تواند ماهيتي اعتقادي و ايدئولوژيكي داشته باشد بدين معني كه مردمي كه به يك مكتب ايمان و اعتقاد دارند و به ارزشهاي معنوي آن مكتب شديدا وابسته هستند وقتي كه مكتب خود را در معرض آسيب مي بينند و وقتي آنرا آماج حمله هاي بنيان برافكن مي بينند خشمگين و ناراضي از آسيبهائي كه بر پيكر مكتب وارد شده و در آرمان برقراري مكتب بطور كامل و بي نقص، دست به قيام مي زنند انقلاب اين مردم ربطي به سير يا گرسنه بودن شكمشان و يا ربطي با داشتن يا نداشتن آزادي سياسي ندارد،  چرا كه ممكن است اينان هم شكمشان سير باشد و هم آزادي سياسي داشته باشند اما از آنجا كه مكتبي را كه در آرزو و آرمان آن هستند،  استقرار نيافته مي بينند، بر مي خيزند و قيام مي كنند. همان، ص 31 و 32 و 33«انقلاب اسلامي و عوامل وقوع انقلاب»انقلاب اسلامي ايران چهار عامل ياد شده براي وقوع انقلاب را در نوع نيرومند آن دارا بود كه كمتر انقلابي ديده مي شود. _نارضايتي ويژه از وضع موجود در انقلاب اسلامي با شاخص هايي مانند تظاهرات، درگيريها و اعتصاب عمومي و تنفر همگان از رژيم شاهنشاهي و ... با توجه به اين كه شدت و عمق ناخشنودي به ميزان نزديك بودن آن به جنبه هاي فكري و عقيدتي و در اين گستره نيز به ارتباط آن با افكار داراي اصالت فرهنگي قوي وابسته است مي توان گفت نارضايتي در ايران از ديگر انقلاب هاي معاصر شديدتر و عميق تر بود. _انديشه سياسي جايگزين در انقلاب اسلامي:  اسلام به عنوان ايدئولوژي انقلاب مطرح بود و هدف اصلي قيام مردم به حاكميت رساندن مكتب و موازين اسلامي بود كه اين آرمانها در كليه شعارهاي كوبنده تمامي قشرها متجلي بود و اسلام بود كه در جذب و تحرك بخشيدن به نيروهاي مومن نقش تعيين كننده داشت پيوند ايدئولوژي انقلاب اسلامي با فرهنگ عمومي كشور و به عبارت ديگر اصالت فرهنگي آن از نكات عمده تفاوت هاي انقلاب اسلامي با ديگر انقلاب هاي معاصر است. _در انقلاب اسلامي رهبري بي نظير و هوشمندانه امام خميني(ره) و پيوند ويژه ديني و تاريخي روحانيت با مردم وضعي استثنايي پديد آورد و به موقعيت سريع در برانگيختن نارضايتي عمومي، گسترش آرمان انقلاب اسلامي، ايجاد و گسترش روحيه انقلابي و بسيج عمومي و به صحنه آوردن مردم انجاميد. و به تعبير شهيد مطهري(ره) فداي امام خميني(ره) از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملت بر مي خاست؛  مردميكه در طول چهارده قرن حماسه محمد(ص)، علي، زهرا، حسين، زينب، سلمان، ابوذر و .... و صدها هزار زن و مرد ديگر را شنيده بودند و اين حماسه ها با روحشان عجين شده بود،  بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند علي را و حسين را در چهره او ديدند،  او را  آينده تمام نماي فرهنگ خود كه تحقير شده بود، تشخيص دادند، امام چه كرده او به مردم ما شخصيت داد. خود واقعي و هويت اسلامي آنها را به آنان بازگرداند. همان، ص 119_روحيه انقلابي در انقلاب اسلامي با شاخص هايي چون عدم تسليم انقلابيون در برابر اقدامات رفرميستي رژيم و بي توجهي به اقدامات سركوب گرانه رژيم و وجود روحيه شهادت طلبي و فداكاري در راه آرمان مشخص مي شود. از اين رو انقلاب اسلامي با هيچ انقلاب ديگري قابل مقايسه نيست. در تحليل و تبيين انقلاب اسلامي براساس تكيه بر عوامل فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، روانشناختي، سياسي و رهيافتهاي چند سببي نظريات متفاوتي مطرح شده است كه براي آگاهي بيشتر به كتابهاي رهيافت نظري بر انقلاب اسلامي (مجموعه مقالات)، نشر معارف 1379 ص 296 تا 309 مراجعه شود.مرحوم شهيد مطهري در تحليل انقلاب اسلامي با اشاره به ديدگاههاي متفاوت در اين زمينه چنين مي فرمايد: «در كنار اين نظرات، نظر ديگري وجود دارد كه خود ما نيز موافق آن هستيم، انقلاب ايران به اعتراف بسياري يك انقلاب مخصوص به خود است يعني براي آن نظيري در دنيا نمي توان پيدا كرد... از نظر ما اين انقلاب، اسلامي بوده است. راز موفقيت نهضت ما در اين بوده است كه نه تنها به عامل معنويت تكيه داشته بلكه دو عامل ديگر _مادي و سياسي_ را نيز با اسلامي كردن محتواي آنها در خود قرار داده است... همان، ص 40 و 41 انقلاب اسلامي يعني راهي كه هدف آن اسلام و ارزشهاي اسلامي است و انقلاب و مبارزه صرفا براي برقراري ارزشهاي اسلامي انجام مي گيرد. همان، ص 57
 


کانال تلگرامی پرسمان: @porseman

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن