خانه> کتاب >1137


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
جلسه خواستگاري
...

همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
لیست کتب اداره مشا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دوستي با نامحرم در...
اخلاق پيامبر(2)- م...
شيوه هاي کنترل نفس...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2146

بازدید مقالات:
6792089

بازدید سوالات:
2602916



پيامبر اعظم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بازديد: 1915

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

 

پيامبر اعظم (صلّى اللّه  عليه و آله و سلّم)

پاسخ ها و پيام ها


نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ
سرشناسه: داداش زاده، محمدرضا، 1344 -
عنوان و نام پديدآور: پاسخ ها و پيام هاى پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله / پژوهش محمدرضا داداش زاده؛ تنظيم و نظارت نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ؛ ترجمه و تدوين محمد مهدى رضايى.
مشخصات نشر: قم : نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.
مشخصات ظاهرى: 108 ص
شابك: 000/12 ريال ؛ 9-069-531-964-978
يادداشت: كتابنامه : ص [105 ] ـ 107 ؛ همچنين به صورت زيرنويس
موضوع: محمد صلى الله عليه و آله پيامبر اسلام، 53 قبل از هجرت ـ 11 ق. ـ احاديث.
موضوع: محمد صلى الله عليه و آله، پيامبر اسلام، 53 قبل از هجرت ـ 11 ق. كلمات قصار.
موضوع: اسلام ـ پرسش ها و پاسخ ها.
شناسه افزوده: رضايى، محمد مهدى، 1351 ـ، مترجم
رده بندى كنگره: 1385 9پ6ر/5/142 BP
رده بندى ديويى: 218 / 297
شماره كتابشناسى ملى: 1769303
تنظيم و نظارت : ··· نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ
پژوهش : ··· محمدرضا داداش زاده
ترجمه و تدوين : ··· محمد مهدى رضايى
تايپ و صفحه آرايى : ··· طالب بخشايش
انتشارات : ··· دفتر نشر معارف
نوبت چاپ : ··· چهارم، بهار 89
تيراژ : ··· 000/10 جلد
قيمت : ··· 1200 تومان
شابك : ··· 9-069-531ـ964-978

«كليه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراكز پخش:
قم: معاونت مطالعات راهبردى نهاد، تلفن 2904440
قم: خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7744616
فروشگاه قم: خ شهدا، روبه روى دفتر رهبرى، تلفن 7735451 نمابر 7742757
فروشگاه تهران: خ انقلاب، چهارراه كالج، جنب بانك ملت، پ 715 تلفن 88911212
نشانى اينترنت :www.nashremaaref.ir
پست الكترونيك : info@porseman.org
 

 


فهرست مطالب
مقدمه··· 11
درآمد··· 13
بخش نخست ـ پاسخ هاى پيامبر صلى الله عليه و آله
معرفت هاى ربوبى
اساس دانش··· 19
تفسير اين كلمات چيست؟··· 19
حق خدا بر بندگان··· 21
بدترين كارها··· 21
پروردگارت كجا است؟··· 21
اسم اعظم خدا چيست؟··· 22
قرآن، سهم چشم ها از عبادت··· 23
درباره پيامبر صلى الله عليه و آله
مرا محمد گفته اند چون...··· 25
بر پرتگاه جهنم··· 26
نُه خصلت ويژه··· 27
رفقاى پيامبر صلى الله عليه و آله كيستند؟··· 27
چاره اين دورى چيست؟··· 27
اهل بيت نجات و رستگارى
بهاى بهشت··· 29
نجات يافتگان كيستند؟··· 30
محبوب ترين نام ها··· 30
ثَقَلين يعنى چه؟··· 31
خويشاوندان من··· 31
برترين خانه ها··· 32
اساس اسلام چيست؟··· 33
آن كلمات شگرف··· 33
دوازده سرپرست الهى
از ما، يا از غير ما؟··· 35
وارث علم نبى صلى الله عليه و آله··· 35
اولوالامر كيانند؟··· 36
صالح مؤمنان كيست؟··· 37
رازدار محمّد صلى الله عليه و آله··· 37
ولايت اين مرد··· 38
سبقت گيرندگان··· 39
از سوى تو، يا از سوى خدا؟··· 39
زائران عرشى خدا··· 41
مرگ و معاد
يك چشم به هم زدن··· 43
ره توشه قيامت··· 43
مرگ دوست داشتنى··· 44
زيرك ترين، مؤمن··· 44
ويران كننده لذّت ها··· 45
سخت ترين گردنه قيامت··· 45
كار بهشتيان و دوزخيان چيست؟··· 46
فلسفه احكامى چند
دور كننده هاى شيطان··· 47
كدام روزه؟··· 48
كدام جهاد؟··· 48
نماز و نياز
نماز چيست؟··· 49
در وصف نماز··· 49
خدا پسندانه ترين اعمال··· 50
پنج شست و شو··· 50
آنكه نماز را سبك بشمارد··· 51
كدام عمل؟··· 52
سلاح رهايى بخش··· 52
اول درود بر محمد و خاندانش عليه السلام··· 53
چرا به اجابت نمى رسند؟··· 53
ايمان و مؤمنان
بزرگ ترين مرگ كدام است؟··· 55
محكم ترين دستاويز ايمان··· 55
اگر راست مى گوييد...··· 56
اولياء اللّه  كيستند؟··· 57
مؤمن كيست و...؟··· 57
مؤمن و دروغ!··· 58
جام بلا بيشترش مى دهند··· 58
ويژگى هاى مؤمن··· 59
نشانه مؤمن··· 60
باغ بهشت چيست؟··· 60
اخلاق و زندگى
تا عزيزترين باشى··· 61
جهاد اكبر چيست؟··· 61
پاك كننده گناهان··· 62
دردتان چيست و درمانتان كدام؟··· 62
گناهى كه به بهشت مى برد··· 62
توبه بى بازگشت··· 63
بزرگترين گناهان··· 63
سفارش هاى نبوى··· 64
آنها را ترك مكن··· 65
قلب سليم، قلب كيست؟··· 66
برترين اخلاق··· 66
عاقبت انديش باش··· 66
سه نجات بخش و سه هلاك كننده··· 67
چنين كن تا...··· 67
چه كنم، بهشتى شوم؟··· 68
اخلاق برتر··· 68
زبانت را نگاه دار··· 69
بدترينِ شما··· 69
نيرنگ و ريا··· 70
جهاد، يا پدر و مادر؟··· 70
سه بار فرمود : مادر··· 71
بى نيازى خدا چيست؟··· 72
خشمگين مشو··· 72
دشمنان نعمت هاى خدا كيستند؟··· 73
همسايه آزار، مسلمان نيست··· 73
برترين عمل چيست؟··· 74
محبوب ترين ها··· 74
... تا دوستت بدارند··· 74
با مردم چنان باش كه...··· 74
صدقه، ماندنى است··· 75
شايد راست بگويد··· 75
كدام صدقه؟··· 76
چگونه صدقه بدهم؟··· 76
آيا تو را نياموزم؟··· 76
كفاره غيبت··· 77
اين توكل نيست··· 77
جز پاك را نمى پذيرد··· 77
مردانگى همين است··· 78
از خدا بايد ترسيد··· 78
زياد كننده روزى چيست؟··· 79
معناى دورانديشى··· 79
ضمانت بهشت··· 79
كدام مردگان؟··· 80
همسرت كارگزار خدا است··· 80
ازدواج، چاره نيازمندى··· 80
چگونه مالى را به دست آوريم؟··· 81
از آن بپرهيزيد··· 81
پسنديدگى حج به چيست؟··· 81
حق شوهر بر زن··· 82
حق زن بر شوهر··· 82
ذمّه خود را رها كنيد··· 83
نشانه هاى نعمت كو؟··· 83
آيا سپاسگزار نباشم؟··· 84
در وصف شكيبايان··· 84
چه كسى بهترين است؟··· 84
منبر نشينان نور··· 85
قوى ترين شما كيست؟··· 86
چه كسانى برگزيده اند؟··· 86
خردمند كيست؟··· 87
شبيه ترين شما به من··· 87
سايه نشينان عرش··· 87
غريبانِ مصلح··· 88
دانش چيست؟··· 88
چگونه دانش را مهار كنيم؟··· 89
دانشمند حقيقى··· 89
مؤمن بى دين··· 90
حق راه و رهگذر··· 90
دنياى بى ارزش··· 91
شوخى بى جا··· 91
بهترين قارى كيست؟··· 92
كتاب هدايت··· 92
بخش دوم ـ پيام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله
يكصد و سى پيام از پيامبر صلى الله عليه و آله··· 95
كتابنامه··· 105
 

 


مقدمه
نسل جوان و فرهيختگان دانش و تلاش، همگى خواهان «خوب»ها و «خوبى»هايند و در پى آنانند كه ايمان و پاكى درون را با صفا و صميميت برون هم نوا سازند، به طورى كه زندگى فردى شان بر پايه آراستگى و وارستگى استوار گردد و زندگى اجتماعى شان براساس درستى و راستى شكل بگيرد .
در اين ميان دانشگاهيان عزيز آينه تمام نماى فرهنگ و دانش جامعه اند و پيشرفت تمدن بشرى بر تارك ايشان مهر زده شده است. از اين رو تقويت بنيان هاى اعتقادى و كمك به رشد و بالندگى روحيه معنوى شان از مهمترين وظايف نهادهاى فرهنگى جامعه است .
اداره مشاوره و پاسخ نيز محفل انسى فراهم آورده تا استادان حوزه و دانشگاه و صاحبان دانش و قلم، گرد هم آيند و آموزه هاى برگرفته از وحى الهى و تجربه و دانش بزرگان جامعه بشرى را به رشته تحرير در آورند و در اختيار جوانان تشنه علم و معنويت و شيفتگان همّت و خدمت قرار دهد . آنچه پيش رو داريد برگزيده اى از پرسش هايى است كه در محضر پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله مطرح شده و حضرتش پاسخ داده اند؛ به ضميمه منتخبى از پيام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله تقديم مى شود.
اين مجموعه توسط محققان ارجمند، حجج اسلام آقايان محمد باقر پورامينى (مديريت) و محمدرضا داداش زاده (پژوهش) تهيه گرديده و توسط نويسنده گرامى جناب آقاى محمد مهدى رضايى ترجمه و تدوين شده است .
برآنيم با توفيق خداوند، به تدريج، مجموعه هايى از اين دست، تقديم شما خوبان كنيم . پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه خدمات فرهنگى هرچه شايسته تر و پربارتر خواهد بود .
در پايان از تلاش هاى مخلصانه تدوين كنندگان محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى صالح قنادى(زيدعزّه) كه در بازخوانى و آماده سازى اين اثر تلاش كرده اند، تشكر و قدردانى مى شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل بيت عليهم السلام و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه به ويژه دانشگاهيان از خداوند متعال مسألت داريم .

واللّه  ولى التوفيق
معاون مطالعات راهبردى نهاد
محمد اسحاق مسعودى
 


درآمد
رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمانه اى به پيامبرى برانگيخته شد كه نه تنها سرزمين پهناور عربستان كه بيشتر مردم دنيا در كشورها و سرزمين هاى ديگر، به دور از حيات متعالى انسانى، به زندگى اى طبيعى خوگرفته بودند و ظلمتى سهمگين و حيرت زا بر سراپاى بشر آن روز سايه افكنده بود و به تعبير حضرت امير عليه السلام :
«مردم در حيرت گمراهى غرقه بودند و بر اثر كج روى ها، به بدعت ها و فتنه ها مبتلا شده بودند . هوى و هوس ها بر آنان چيره گشته و بزرگان دنيا آنان را به لغزش كشيده و جهالت عميق، آنان را گرفتار خفت و سبك مغزى كرده بود . آنان مردمى متحير و سردرگم و غرق در بلاى نادانى بودند»1 .
در چنين اوضاع و شرايط آشفته اى، پيامبر صلى الله عليه و آله به امر خدا، پرچم هدايت و نجات بشريت را به دست گرفت و براى مردمان گرفتار در زنجيرهاى منيت و ماديت و شرك به خدا، پيام آور عدالت و معنويت و يكتا پرستى گرديد و چراغ تابنده وجودش، قافله راه گم كرده بشرى در ظلمتكده طبيعت را به ترك تاريكى و در پيش گرفتن راه رهايى و نور دعوت نمود .
رسالت الهى رسول اللّه  صلى الله عليه و آله گرچه از مكه آغاز شد و مخاطبان نخستين آن، مردمان آن سرزمين بودند، اما به تصريح قرآن كريم، خداوند او را براى سعادت بخشى تمام بشريت، در همه عصرها و مصرها، برانگيخته بود و رسالتى جهانى را بر عهده تواناى آن حضرت نهاده بود ؛ زيرا ظلمت و گمراهى مردم آن روزگار، ويژه آنان نبود و همه بشريت در همه زمان ها با آن دست به گريبان بوده و هستند .
به بيان ديگر، انسان دامن پرورده طبيعت و ماده است و «جهان طبيعت جهان ظلمت است، ظلمت عادات و محيط، ظلمت غرايز و اميال، ظلمت آراء و اهواء و افكار و اغراض و اين همه، فروغ فطرت آدمى را مى پوشاند و محجوب مى گرداند و او را از تشخيص حقيقت و گرايش به نور واقع بازمى دارد . پس همچنان كه شناخت درست اشياء و رؤيت صحيح آنها با نور ميسر است و بدون آن شدنى نيست، شناخت درست حقايق عالم و نيز رؤيت آنها و تميز دادن هر يك از آنها، جز با نور حقيقى امكان پذير نيست»2 يعنى نور انسان كامل و فرستاده از طرف خدا .
بنابراين، نه تنها عرب هاى صحرانشين و پرخشونت و بى تمدن و عادت كرده به انواع ستم ها و كج روى ها در عصر بعثت، كه پس از آنان، تمام انسان ها چه آنان كه آمده اند و رفته اند، چه آنان كه هستند و چه كسانى كه مى آيند، همه و همه يكسره به تعاليم حقه و هدايتگر محمد صلى الله عليه و آله نيازمند بوده و هستند و هيچ انسانى بدون چنگ زدن به ريسمان راهنمايى هاى آن حضرت، توان بيرون آمدن از چاه ويل طبيعت و ماده را به طور كامل ندارد، و توانايى پرگشودن در آسمان رستگارى و تقرب به بارگاه ربوبى را نخواهد داشت .
براى آموختن از پيامبر صلى الله عليه و آله و راه سپردن به آنچه هدف رسالت آن حضرت است ؛ يعنى برآوردن آدمى از حضيض تيره بختى و ضلالت و رساندن او به اوج كمالات انسانى، سيره و سخن ايشان بهترين و مطمئن ترين دستاويز است . به سخن ديگر، آنچه از شيوه رفتار و كردار و بيانات رسول خدا صلى الله عليه و آله برجاى مانده، تا هميشه پاسخ گوى سؤالات گوناگونى تواند بود كه از درون انسان درباره خودش و جهات پيرامونش و آغاز و انجام هستى مى جوشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله ـ و به تبع او ديگر حضرات معصومين عليهم السلام ـ به عنوان يك انسان آگاه و مطلع از اسرار عالم هستى و آشنا به امور گوناگون زندگى بشر در دنيا و آخرت، و برخوردار از رفتار و گفتارى معصومانه و بى خطا، براى همگان مقام مرجعيت علمى و دينى دارد . يعنى چون از روى هوا و هوس و خواهش هاى زودگذر بشرى سخن نمى گويد و سيره و سخنش پشتوانه اى بى بديل و خلل ناپذير چون عصمت دارد، لازم است كه انسان ها دستورات دينى خود را از آن حضرت اخذ كنند و او را الگوى اعمال و گرفتار خويش قرار دهند :
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَ الْيَوْمَ الاْخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثِيراً»3 . بى شك در گفتار و رفتار رسول خدا پيروى نيكويى است براى شما، براى كسانى كه اميدوار خدا و روز قيامتند و خدا را فراوان ياد مى كنند.
سخنانى كه بر زبان پيامبر صلى الله عليه و آله جارى گرديده و به لطف بزرگ پروردگار، به ما رسيده بر سه گونه اند :
قرآن،
حديث قدسى (كه نه كلام صريح پيامبر است و نه وحى منزل، بلكه حديثى است كه ايشان از خدا نقل كرده)،
حديث، يا سخن صريح پيامبر صلى الله عليه و آله .
حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نيست و در جايگاه حديث قدسى قرار ندارد، اما دمى از عالم قدس و نورى از ربوبيت الهى در آن موج مى زند و همين ويژگى آن را از كلام انسان هاى عادى كه سخنى طبيعى و گاهى مايه گرفته از تاريكى نادانى و اميال و اغراض و غرايز است، متمايز مى سازد . سخن پيامبر صلى الله عليه و آله سخن نور است و محتوايش در ارتباط با عالم بالا و از هرگونه نقص و نقض و خلاف و خطا دور است . پس اين، تنها سخنى است كه بايد از سوى ديگران، بى هيچ اگر و اما، به ديده قبول نگريسته شود، سند و حجت باشد و چونان مشعلى فروزنده و ظلمت شكن، در دل تاريكى ها و جهالت ها مورد استفاده قرار گيرد . آرى تنها در پرتو پاسخ ها و پيام هاى پيامبر صلى الله عليه و آله است كه نادانى ها به دانايى، خطاكارى ها به درست كارى و گمراهى ها به هدايت مى رسند و راه قرب الهى كه اساس نيك بختى و سعادت اين جهانى و آن جهانى بشر است، هموار مى گردد و پيموده مى شود .
 


بخش نخست

پاسخ هاى پيامبر
(صلّى اللّه  عليه و آله و سلّم)

معرفت هاى ربوبى
اساس دانش
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اساس دانش چيست؟
فرمود : شناخت خدا .
گفت : معرفت سزاوار خدا كدام است؟
فرمود : آن است كه او را به نداشتن مثل و مانند بشناسى و بدانى كه او معبود، يگانه، آفريدگار، توانا، نخستين و واپسين، و آشكار و نهان است و هيچ انباز و همانند ندارد . اين است شناخت خدا، آنگونه كه بايد .4

تفسير اين كلمات چيست؟
امام حسين عليه السلام : مردى يهودى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و... گفت : من از ده سخن كه خداى تعالى در بقعه مباركه، در مناجات موسى، به او عطا فرمود، از تو مى پرسم كه آنها را جز پيامبر مرسل يا ملك مقرب نمى داند .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : از هر چه مى خواهى، بپرس .
... گفت : براى من، از تفسير «سبحان اللّه  والحمدللّه  و لا اله الا اللّه  و اللّه  اكبر» بگو .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خدا مى دانست كه آدميزاد و جن، به خداى تعالى دروغ مى بندند، پس فرمود : «سبحان اللّه » يعنى او از آنچه آنها مى گويند پاك و مبرا است .
اما «الحمدللّه » . خدا مى دانست كه بندگان نمى توانند سپاس نعمت هايش را به جاى آورند . پس خودش را ستايش نمود، پيش از آنكه خلايق او را حمد كنند . اگر اين كلام الهى نبود، خداوند به هيچ كس نعمتى نمى داد .
اما «لااله الااللّه » . معنى اين سخن، وحدانيت خداوند است . خدا هيچ عملى را جز به وسيله آن نمى پذيرد و جز به واسطه آن كسى وارد بهشت نمى شود . اين كلام را، «كلمه تقوى» گفته اند چون در روز قيامت، ترازوى عمل را سنگين مى كند .
اما «اللّه  اكبر» . بالاتر و والاتر از آن، سخنى نيست و نزد خدا محبوب ترين است . «اللّه  اكبر» يعنى بزرگتر از خدا چيزى نيست . عظمت اين كلمه از آن رو است كه به خاطر كرامتى كه نزد خدا دارد، آغاز هر نمازى با آن است و نامى است از نام هاى برتر و بزرگ تر خدا .5

حق خدا بر بندگان
عباد بن صامت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتم : حق خدا بر بندگان چيست؟
فرمود : هيچ گاه به او شرك نورزند و او را عبادت كنند و نماز بر پاى دارند و زكات بپردازند .6

بدترين كارها
امام صادق عليه السلام : مردى از قبيله «خثعم» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آلهرسيد و پرسيد : بدترين كارها نزد خداى عزوجل چيست؟
فرمود : «الشِّرْكُ بِاللّهِ ؛ شرك ورزيدن به خدا» .
گفت : آنگاه چه؟
فرمود : پيوند بريدن از خويشان .
گفت : سپس چه؟
فرمود : امر كردن به بدى ها و ناپسندى ها، و بازداشتن از خوبى ها و كارهاى پسنديده .7

پروردگارت كجا است؟
امام صادق عليه السلام : يهودى اى كه به او «سِبَخْتُ» مى گفتند، نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهآمد و گفت : اى رسول خدا، آمده ام درباره پروردگارت، از تو سؤالاتى بپرسم . اگر مرا پاسخ گويى، چه خوب، وگرنه باز مى گردم .
فرمود : هر چه مى خواهى، بپرس .
گفت : پروردگارت كجا است؟
فرمود : همه جا هست و در هيچ مكان محدودى نيست .
گفت : او چگونه است؟
فرمود : چگونه پروردگارم را با «چگونگى» توصيف كنم، در حالى كه «چگونگى» خود مخلوق است و خداوند به مخلوقش قابل توصيف نيست؟
گفت : مردم از كجا بدانند كه تو پيامبر خدايى؟
در اين هنگام تمام سنگ ها و چيزهاى پيرامون او به سخن آمدند و با زبان عربى مبين گفتند : اى سِبَخْتُ، او رسول خدا است .
سِبَخْتُ گفت : تا امروز، امرى به اين آشكارى و روشنى نديده بودم ـ سپس گفت : «اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه  وَ اَنّكَ رَسولُ اللّهِ8 ؛ گواهى مى دهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و تو رسول و فرستاده خدايى» .

اسم اعظم خدا چيست؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله ـ در جواب سؤال از اسم اعظم خداوند ـ : همه اسم هاى خداوند اعظم و بزرگ ترند . پس دل خود را از هر چه غير او خالى گردان و به هر اسم كه مى خواهى او را بخوان .9
قرآن، سهم چشم ها از عبادت
رسول خدا صلى الله عليه و آله : سهم چشم هاى خود را از عبادت بدهيد .
گفتند : سهم آنها از عبادت چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : «النَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ وَالتّفكُرُ فيه وَالاِعْتبارُ عِنْدَ عجائِبِه10 ؛ نگاه كردن به قرآن و انديشيدن در آن و عبرت گرفتن، هنگام برخورد با شگفتى هاى آن» .



درباره پيامبر صلى الله عليه و آله
مرا محمد گفته اند چون...
امام حسن عليه السلام : عده اى از يهوديان خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند و داناترين آنها سؤالاتى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد، از جمله : علت چيست كه تو را «محمد، احمد، ابوالقاسم، داعى، نذير و بشير» گفته اند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «مرا محمد گفته اند، چون در زمين ستوده و مورد ستايشم ؛ و احمد گفته اند، چون در آسمان ستوده و مورد ستايشم ؛ و ابوالقاسم گفته اند، چون خداى عزوجل در قيامت دوزخ و بهشت را تقسيم مى كند و آنگاه تمام كسانى كه به من ايمان نياورده اند، در آتش قرار مى گيرند و تمام كسانى كه به من ايمان آورده اند و به پيامبرى ام اقرار كرده اند، در بهشت ؛ و داعى گفته اند چون مردم را به دين پروردگارم فرا مى خوانم ؛ و نذير گفته اند چون كسى را كه نافرمانى ام كند، به آتش مى ترسانم ؛ و بشير گفته اند چون كسى را كه پيروى ام نمايد، به بهشت بشارت مى دهم» .11
بر پرتگاه جهنم
على بن ابى طالب عليه السلام : فاطمه عليهاالسلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : اى پدر، در روز بزرگ ترين توقفگاه، و در روز وحشت هاى بزرگ و روز بيشترين هراس، شما را كجا ملاقات كنم؟
فرمود : اى فاطمه، مرا نزديك درب بهشت ملاقات كن، در حالى كه پرچم «الحمدللّه » را در دست دارم و از امتم نزد پروردگار شفاعت مى كنم .
گفت : اگر آنجا نبوديد؟
فرمود : نزديك حوض كوثر، در حالى كه امتم را سيراب مى كنم .
گفت : اگر آنجا نبوديد؟
فرمود : بر پل صراط، در حالى كه ايستاده ام و مى گويم : پروردگارا، امتم را به سلامت دار .
گفت : اگر آنجا نبوديد؟
فرمود : نزديك ترازوى سنجش اعمال، در حالى كه مى گويم : پروردگارا، امتم را به سلامت دار .
گفت : اگر آنجا نبوديد؟
فرمود : «اِلْقينى عَلى شَفير جهنّم، اَمْنع شَرَرها و لَهَبَها عَن اُمّتى ؛ بر پرتگاه جهنم مرا ملاقات كن، در حالى كه شعله ها و زبانه هاى آتش را از امتم دور مى كنم» .
با اين سخن، چهره فاطمه ـ كه درود خدا بر او و بر پدر و همسر و فرزندانش باد ـ از هم شكفت و شادمان گشت .12
نُه خصلت ويژه
امام حسين عليه السلام : مردى يهودى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و...
گفت : آن نُه ويژگى كه خداوند تنها به تو و امت تو عطا كرده و به پيامبران و امت هاى ديگر نداده، كدامند؟
فرمود : سوره حمد، اذان و اقامه، نماز جماعت در مساجد مسلمين، روز جمعه، بلند خواندن نماز در سه نماز، مرخص بودن امت من [ از انجام واجبات] در هنگام بيمارى و سفر، نماز بر جنازه ها، و شفاعت من در حق آن عده از امتم كه گناه كبيره كرده اند .13

رفقاى پيامبر صلى الله عليه و آله كيستند؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خداى رحمت كند جانشينان مرا .
گفتند : جانشينان شما كيستند؟
فرمود : كسانى كه پس از من مى آيند و سنت مرا روايت مى كنند و سخنانم را براى امتم نگاه مى دارند ؛ اينان رفيقان و همراهان من در بهشتند .14

چاره اين دورى چيست؟
على بن ابى طالب عليه السلام : مردى از انصار خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى رسول خدا، دورى شما براى من تحمل ناپذير است . هر گاه وارد خانه ام مى شوم و به ياد شما مى افتم، آنجا را ترك مى كنم و مى آيم تا شما را ببينم، چون دوستتان دارم . گاه مى انديشم كه در روز قيامت، چون وارد بهشت شوم و شما در اعلى عليين باشيد، از دورى شما چه كنم، اى پيامبر خدا؟
آنجا بود كه اين آيه نازل گرديد : «وَ مَنْ يُطع اللهَ وَالرّسولَ، فَاولئِكَ مَعَ الَّذينَ اَنْعم اللهُ عَلَيْهم مِنَ النَّبيينَ والصّديقينَ والشُّهداءَ وَالصّالحينَ و حَسُن اولئك رَفيقاً »15 ؛ «و هر كس، از خدا و رسول اطاعت كند، چنين كسى با كسانى همنشين خواهد شد كه خدا نعمت خود را بر آنان تمام گردانيده، يعنى پيامبران و راستگويان و شهيدان و شايستگان . اينان، همنشينان خوبى هستند» .
پيامبر صلى الله عليه و آله مرد انصارى را فرا خواند و اين آيه را برايش قرائت كرد و بدين وسيله، او را بشارت داد .16

اهل بيت نجات و رستگارى
بهاى بهشت
راوى : اعرابى اى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى پيامبر خدا، آيا بهشت را قيمتى است؟
فرمود : آرى .
گفت : قيمت آن چيست؟
فرمود : ذكر «لا اِله الاّ اللّه » كه بنده، با خلوص نيت، آن را به زبان آورد .
گفت : خلوص نيّت، يعنى چه؟
فرمود : يعنى به آنچه من به خاطر آن مبعوث شده ام، به درستى عمل كند و اهل بيتم را دوست بدارد .
گفت : پدر و مادرم به فدايت، آيا دوستى اهل بيت از جمله حقوق «لا اِلهَ اِلاّ اللّه » است؟
فرمود : «اِنّ حُبَّهم لاعْظمُ حقِّها17 ؛ دوستى ايشان، بزرگ ترين و مهم ترين حقوق آن است» .
نجات يافتگان كيستند؟
على عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : به زودى، امت من، هفتاد و سه گروه خواهند شد ؛ يك فرقه نجات مى يابند و ديگران هلاك مى گردند . نجات يافتگان كسانى هستند كه به ولايت شما [ اهل بيت ]تمسك بجويند و دانش و معرفت را از شما بگيرند و به رأى خود عمل نكنند . اين عده، هيچ خطرى در كمينشان نيست .18

محبوب ترين نام ها
جابر بن عبداللّه  انصارى : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : درباره على بن ابى طالب چه مى گوييد؟
فرمود : او، جان من است .
گفتم : درباره حسن و حسين چه مى گوييد؟
فرمود : آن دو، روح و روان منند، و فاطمه مادر ايشان، دختر من است . آنچه او را بيازارد، مايه رنجش من است و آنچه او را خوشحال كند، مرا شاد كرده است . خدا را گواه مى گيرم كه من با دشمنان ايشان دشمنم، و با دوستانشان دوست . اى جابر، هر گاه خواستى خدا را بخوانى و دعايت مستجاب گردد، او را به نام هاى ايشان صدا بزن، «فَاِنّها اَحبُ الاَسماءِ اِلى اللّه  عزّوجل19 ؛ كه اين نام ها نزد خداوند، محبوب ترين نام هايند» .
ثَقَلين يعنى چه؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حجة الوداع، در مسجد خيف، فرمود : من پيشاپيش شما مى روم و شما در كنار حوض نزد من مى آييد ؛ حوضى كه پهناى آن به فاصله ميان بُصرى [ در شام] و صنعاء [ در يمن ]است و در آن قدح هايى سيمين به شمار ستارگان آسمان گذاشته شده . «الا وَ اِنّى سائِلكم عَنِ الثَقَلَينِ ؛ بدانيد كه من درباره «ثقلين» از شما خواهم پرسيد» .
گفتند : ثقلين چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : نخست كتاب خدا، كه ثقل بزرگ تر است . يك طرف آن به دست خدا، و طرف ديگرش در دست شما است . پس بدان تمسك بجوييد تا گمراه نشويد و نلغزيد . ثقل ديگر، عترت و اهل بيت من است . خداى لطيف مرا خبر داده كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند، تا در كنار حوض نزد من آيند . كتاب خدا و عترت من مانند اين دو انگشتند ـ و دو انگشت سبابه اش را روى هم نهاد ـ و نه مانند اين دو انگشت ـ و انگشت سبابه و وسطى را روى هم نهاد ـ تا يكى بر ديگرى بلندى و برترى يابد .20

خويشاوندان من
عبداللّه  بن مسعود : در سفرى، با رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه بودم . در ميانه راه، اعرابى اى با صداى بلند، پيامبر را صدا زد و گفت : اى محمد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : چه مى خواهى؟
گفت : مى شود انسان عده اى را دوست داشته باشد، ولى مانند آنها عمل نكند؟
فرمود : انسان ملازم آن چيزى است كه دوست دارد .
گفت : اى محمد، اسلام را بر من عرضه كن .
فرمود : گواهى ده كه خدايى جز خداى يكتا نيست و من رسول خدايم . پس نماز به جاى آور و زكات بپرداز و ماه رمضان را روزه بدار و حج خانه خدا را انجام ده .
گفت : اى محمد، آيا بر اين كار مزد هم مى خواهى؟
فرمود : جز مودت نسبت به خويشاوندان، چيزى نه .
گفت : خويشاوندان من، يا خويشاوندان تو؟
فرمود : خويشاوندان من .
گفت : دستت را پيش آر، تا بيعت كنم . «لا خَيْر فى مَن يَودّك و لا يَودُّ قُرباكَ21 ؛ خيرى نيست در كسى كه تو را دوست بدارد و خويشانت را دوست ندارد» .

برترين خانه ها
انس و بُرَيده گويند : رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را قرائت كرد : «در خانه هايى كه خداوند اجازت فرموده كه بلندى يابند و نام خدا در آنها برده شود و در هر صبح و شام، در آنها، خدا را تسبيح گويند» .22
مردى برخاست و گفت : اين خانه ها كدامند، اى رسول خدا؟
فرمود : خانه هاى پيامبران .
ابوبكر بلند شد و در حالى كه به خانه على و فاطمه ـ صلوات اللّه  عليهما ـ اشاره مى كرد، گفت : اى رسول خدا، اين خانه نيز جزو آن خانه ها است؟
فرمود : «نَعَمْ، مِنْ اَفضَلِها23 ؛ آرى، از برترين آنها است» .

اساس اسلام چيست؟
امام باقر عليه السلام، از پدرانش : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله مناسك آخرين حج خود را به جاى آورد، بر مركب سوار شد و گفت : «جز مسلمان، كسى وارد بهشت نمى شود» .
ابوذر برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا، اسلام چيست؟
فرمود : اسلام [ به خودى خود] برهنه است . پس جامه اش تقوا، زينتش حيا، قِوامش پرهيز از محرمات، كمالش دين، و ميوه اش عمل است . هر چيزى اساسى دارد و «اَساسُ الاِسلامِ حُبّنا اهلَ البيتِ24 ؛ و اساس اسلام دوستى ما اهل بيت است» .

آن كلمات شگرف
از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره كلماتى كه آدم آنها را از پروردگارش دريافت نمود و توبه اش پذيرفته شد، پرسيدند.
فرمود : آدم خدا را به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين سوگند داد كه توبه اش را بپذيرد، و خدا توبه اش را پذيرفت .25



دوازده سرپرست الهى
از ما، يا از غير ما؟
حارث بن نوفل: على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : اى رسول خدا، امامان هدايتگر از مايند، يا از غير ما؟
فرمود : تا روز قيامت، از بين ما خواهند بود . به واسطه ما است كه خداوند مردمان را از گمراهى شرك مى رهاند و از گمراهى فتنه ها نجات مى دهد، و به وسيله ما است كه آنها پس از گمراهى، برادر خواهند شد .26

وارث علم نبى صلى الله عليه و آله
عمران بن حصين : شنيدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على مى گويد : تو وارث علم منى، تو امام و جانشين پس از منى، و پس از من، مردم را آنچه نمى دانند، مى آموزى . تو پدر دو فرزند زاده من و همسر دختر منى، و عترت، يعنى پيشوايان معصوم، از نسل شمايند .
آنجا بود كه سلمان از تعداد امامان معصوم عليه السلام سؤال كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : به تعداد سرپرستان قوم بنى اسرائيل [ و دوازده نفر] ند .27

اولوالامر كيانند؟
جابر بن عبداللّه  انصارى : از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره آيه «اى مؤمنان، از خدا و رسول و اولى الامر اطاعت كنيم»28 سؤال كردم كه ما خدا و رسولش را مى شناسيم، اما «اولوالامر» چه كسانى هستند؟
فرمود : «هُم خُلفائى يا جابِر، و اَئمة الْمُسْلمينَ بَعْدى ؛ آنها جانشينان من، و پس از من، پيشوايان مسلمانانند، اى جابر» . اولينشان على بن ابى طالب است، آنگاه حسن، سپس حسين، پس از او على بن حسين، آنگاه محمد بن على ـ كه در تورات به «باقر» معروف است و تو، اى جابر، او را درك مى كنى . پس هر گاه به ملاقاتش نايل شدى، سلام مرا به او برسان ـ آنگاه جعفر بن محمد، پس از او موسى بن جعفر، سپس على بن موسى، پس از او محمد بن على، آنگاه على بن محمد، سپس حسن بن على و پس از او، هم نام و هم كنيه من، حجت خدا در زمين، و ذخيره او در ميان بندگان، فرزند حسن بن على است ؛ همو كه خداى تعالى به دست او مشرق و مغرب عالم را مى گشايد و او كسى است كه از چشم شيعيان و دوستدارانش غايب مى شود، به غيبتى چنان سخت كه جز كسانى كه خداوند دل هاشان را به ايمان آزموده است، كسى بر اعتقاد به امامت او باقى نمى ماند .29

صالح مؤمنان كيست؟
عمار بن ياسر : شنيدم كه على بن ابى طالب عليه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا صدا كرد و فرمود : آيا مژده ات ندهم؟
گفتم : چرا، اى رسول خدا، شما هميشه مژده خير مى دهيد .
فرمود : خدا درباره تو آيه اى نازل فرموده است .
گفتم : آن آيه چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : تو با جبرئيل مقارن شده اى ـ سپس خواند : ـ «... وَ جِبْريلُ و صالِحُ المؤمنينَ وَالمَلائِكهُ بَعْدَ ذلك ظَهِيراً30 ؛ نيز جبرئيل و مؤمنان شايسته و فرشتگان ـ پس از آنان ـ پشتيبان اويند». تو و مؤمنانِ از فرزندانت، آن شايستگانيد .31

رازدار محمّد صلى الله عليه و آله
سلمان فارسى : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : هر پيامبرى را جانشينى است، جانشين شما كيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ نگفت . چند روز بعد، چون مرا ديد، فرمود : اى سلمان .
به سرعت خود را به ايشان رساندم و گفتم : بفرماييد .
فرمود : مى دانى وصى موسى كه بود؟
گفتم : يوشع بن نون .
فرمود : چرا او؟
گفتم : چون در آن روزگار، از همه داناتر بود .
فرمود : پس جانشين و رازدار من و بهترين كسى كه من پس از خود بر جاى مى گذارم و او وعده هايم را وفا مى كند و وام هايم را مى پردازد، على بن ابى طالب است .32

ولايت اين مرد
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان جمعى از اصحاب نشسته بود كه اَعرابى اى وارد شد و پيش روى آن حضرت زانو زد و گفت : اى رسول خدا، شنيده ام كه خداوند در قرآن فرموده : «همگى به ريسمان الهى چنگ زنيد و پراكنده مشويد» .33
منظور از اين ريسمان كه ما به چنگ زدن به آن مأمور شده ايم، چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر شانه على بن ابى طالب عليه السلام زد و فرمود : «وِلايةُ هذا ؛ [ آن ريسمان ]ولايت اين مرد است» .
در اين هنگام، اعرابى برخاست و مشت هايش را گره كرد و گفت : «گواهى مى دهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست، و گواهى مى دهم كه محمد رسول خدا است، و به ريسمان او چنگ مى زنم» و انگشتانش را درهم محكم كرد و فشرد .34
سبقت گيرندگان
ابن عباس : از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم كه در آيه «وَ السّابِقُونَ السّابِقُونَ . أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ »35 ؛ «[ گروه ديگر ]سبقت گيرندگانند . سبقت گيرندگان، همان مقربان درگاهند» سبقت گيرندگان چه كسانى هستند؟
فرمود : جبرئيل به من گفت : «ذاك، علىٌّ و شيعتهُ ؛ آن سبقت گيرندگان، على و پيروان اويند» كه به سوى بهشت، از يكديگر پيشى مى گيرند، و به كرامت ويژه الاهى به درگاه خدا تقرب مى يابند .36

از سوى تو، يا از سوى خدا؟
ابوهريره : در روز غدير خم، جهاز شتران را روى هم قرار داديم و پيامبر صلى الله عليه و آلهاز آنها بالا رفت و پس از حمد و ثناى پروردگار، بازوى على بن ابى طالب عليه السلام را گرفت و بلند كرد و... فرمود : «هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى او است . خدايا، دوستانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن ؛ يارى كنندگانش را يارى كن و تنها گذارندگانش را تنها گذار» .
در اين هنگام، از وسط جمعيت، اعرابى اى برخاست و به سوى آن حضرت رفت و گفت : اى رسول خدا، تو ما را دعوت كردى كه گواهى دهيم خدايى جز خداى يكتا نيست و اينكه تو رسول خدايى، پذيرفتيم و گواهى داديم ؛ ما را به نماز فرمان دادى، نماز به جاى آورديم ؛ به روزه امر كردى، روزه گرفتيم ؛ به جهاد برانگيختى، جهاد كرديم ؛ گفتى زكات بپردازيم، پرداختيم . اين همه تو را بس نيست كه پيش چشم همگان، دست اين جوان را گرفته اى و مى گويى : «خدايا، هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى او است» . اين را از طرف خدا مى گويى، يا از خودت؟
فرمود : اين از سوى خدا است، نه از من .
گفت : يعنى از سوى همان خدايى كه جز او خدايى نيست؟
فرمود : آرى، از سوى همان خدايى كه جز او خدايى نيست (و اين جمله را سه بار، تكرار فرمود ) .
اعرابى برخاست و به سرعت به سوى شترش رفت، در حالى كه مى گفت : خدايا، اگر آنچه محمد مى گويند، به حق و از سوى تو است، يا از آسمان سنگى بر ما فرو افكن، يا براى ما عذابى دردناك و ناگزير فرست .
هنوز سخن اعرابى به پايان نرسيده بود كه آتشى از آسمان فرود آمد و او را سوزاند . در پى اين ماجرا، خداوند اين آيات را نازل فرمود : «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ . مِنَ اللّهِ ذِي الْمَعارِجِ »37 ؛ «سؤال كننده اى از عذابى واقع شدنى سؤال كرد . ويژه كافران، كه بازدارنده اى ندارد . و از سوى خداوند داراى مرتبه ها است» .38
زائران عرشى خدا
روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه فاطمه عليهاالسلام بود و على و حسن و حسين عليهم السلام نيز نزد آن حضرت بودند و جمعى سراسر شادى و خوشحالى داشتند . در اين هنگام جبرئيل امين فرود آمد و گفت : «اى محمد، خداوند سلامت مى رساند و مى گويد آيا از اينكه در دنيا، با اهل بيت خود گرد آمده اى، خوشحالى؟»
گفت : آرى، و خدا را بر اين اجتماع سپاس مى گزارم .
جبرئيل گفت : خداى تعالى مى فرمايد اينان كشته مى شوند و قبرهاشان متفرق و پراكنده مى گردد .
پيامبر صلى الله عليه و آله گريست و على عليه السلام به آن حضرت گفت : چرا مى گرييد، اى رسول خدا؟
فرمود : اى على، اين جبرئيل است كه از آينده شما به من خبر مى دهد كه كشته مى شويد و قبرهاتان پراكنده مى گردد .
على عليه السلام گفت : ستايش خداى را به خاطر مصيبت هايى كه به ما اختصاص داده است . اى رسول خدا، ثواب كسى كه ما را در مدت زندگى يا پس از مرگمان زيارت كند، چيست؟
فرمود : هر كه من يا تو، يا فاطمه، يا حسن، يا حسين را در مدت زندگى يا پس از مرگمان زيارت كند، «كانَ كَمَنْ زَارَ اللّه  فِى عَرْشِهِ وَ كَتَبَ اللهُ لَهُ ثَوابَ المُجاهِدينَ فِى سَبيلِ اللّه 39 ؛ همچون كسى است كه خدا را در عرش او زيارت كرده و خداوند ثواب جهاد گران در راه خدا را برايش خواهد نوشت» .
 

 


مرگ و معاد
يك چشم به هم زدن
رسول خدا صلى الله عليه و آله ـ در جواب اين پرسش كه حال انسان در دنيا چگونه است: ـ حال او مانند قافله اى است كه مى گذرد .
گفتند : چقدر در آن مى ماند؟
فرمود : به اندازه كسى كه از قافله اى عقب مانده .
گفتند : فاصله بين دنيا و آخرت چقدر است؟
فرمود : «غَمْضَةُ عَيْنٍ ؛ يك چشم بر هم زدن» .
خداى تعالى فرمود : «آنان در روزى كه وعده شده ها را مى بينند، گمان مى كنند كه جز ساعتى از روز را در دنيا درنگ نكرده اند»40 .41

ره توشه قيامت
انس بن مالك : مردى، از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره قيامت پرسيد .
حضرت فرمود : براى آن روز، چه فراهم كرده اى؟
گفت : دوستى خدا و رسولش را .
فرمود : «اَنتَ مَعَ مَن اَحْبَبْتَ42 ؛ تو با كسى خواهى بود كه دوستش دارى» .

مرگ دوست داشتنى
مردى از انصار، از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : چرا من مرگ را دوست ندارم؟
فرمود : آيا مال و ثروتى دارى؟
گفت : آرى .
فرمود : پس آن را پيشاپيش بفرست، چون دل انسان با مال و ثروتش است كه اگر آن را پيش بفرستد، دوست دارد به آن ملحق شود، و اگر آن را پشت سر بگذارد، مى خواهد در كنار آن بماند .43

زيرك ترين، مؤمن
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : زيرك ترينِ مؤمنان كيست؟
فرمود : «اَكْثَرُهُم ذِكراً لِلموتِ و اَشدُّهُم اِستِعداداً لَهُ44 ؛ آن كه بيشتر به ياد مرگ باشد و آمادگى اش براى مرگ، از همه شديدتر و سخت تر باشد» .
ويران كننده لذّت ها
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : ويران كننده لذت ها را ياد كنيد .
گفتند : آن ويران كننده چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : مرگ . هر گاه بنده اى در خوشى و رفاه، مرگ را آنگونه كه هست به ياد آورد، دنيا بر او تنگ شود، و چون در سختى و گرفتارى از آن ياد كند، دنيا برايش وسيع و راحت گردد . مرگ، نخستين منزلگاه آخرت، و واپسين منزلگاه دنيا است . پس خوشا كسى كه در نخستين منزلگاه آخرت، گرامى داشته شود، و در واپسين منزلگاه دنيا، به نيكى بدرقه اش كنند .45

سخت ترين گردنه قيامت
رسول خدا صلى الله عليه و آله : ميان بنده و بهشت هفت گردنه است كه آسان گذرترين آنها مرگ است .
انس گفت : گفتم : پس سخت ترين آنها كدام است، اى رسول خدا؟
فرمود : «الوُقوفُ بَيْن يَدَىِ اللّه  عزّوجلّ اِذا تَعَلَّقَ المُظلمونَ بِالظّالمينَ46 ؛ ايستادن در پيشگاه خداى عز و جل آنگاه كه ستمديدگان دامان ستمگران را مى گيرند» .

كار بهشتيان و دوزخيان چيست؟
مردى، خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و پرسيد : اى رسول خدا، كار بهشتيان چيست؟
فرمود : راستگويى . بنده، چون راست بگويد، كار نيك كند، و چون كار نيك كند، امان يا بد، و چون امان يابد، وارد بهشت شود .
گفت : اى رسول خدا، كار جهنميان چيست؟
فرمود : «الكِذبْ . وَ اذا كَذبَ العبْدُ فَجر، وَ اذا فَجَر كفَر، وَ اذا كفَر دَخل النارَ47 ؛ دروغ . هر گاه بنده دروغ بگويد، كار زشت و بد انجام دهد و چون كار زشت انجام دهد، به كفر و بى ايمانى كشيده شود، و سرانجام در آتش افتد» .



فلسفه احكامى چند

دور كننده هاى شيطان
پيامبر صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود : آيا شما را از امورى آگاه نكنم كه چون آنها را انجام دهيد، شيطان از شما چندان دور مى شود كه مشرق از مغرب؟
گفتند : چرا، اى رسول خدا .
فرمود : روزه، روى شيطان را سياه مى كند و صدقه پشت او را مى شكند و دوستى در راه خدا و همكارى در اعمال نيك، او را هلاك مى گرداند و آمرزش خواستن از خدا رگ حياتش را قطع مى كند . هر چيزى زكاتى دارد و زكات بدن ها، روزه است .48

كدام روزه؟
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم ؛ ... كدام روزه پر فضيلت تر است؟
فرمود : «فَرْضٌ مُجْزى49 ؛ روزه واجبِ پاداش يافته» .

كدام جهاد؟
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : ... برترين جهاد كدام است؟
فرمود : «مَنْ عُقِر جوادُه و اُهْريق دَمُه»50 ؛ «جهاد كسى كه مَرْكبش پِى و خونش ريخته شود» .



نماز و نياز

نماز چيست؟
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : نماز چيست؟
فرمود : «شريف ترين اعمال ؛ بسيار گزارده شود يا اندك» .51

در وصف نماز
از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره نماز و اهميت آن پرسيدند.
فرمود : نماز از احكام و مقررات دين، و در آن مايه هاى خشنودى پروردگار است . نماز، شيوه پيامبران است و جزاى نمازگزار، دوستى فرشتگان و هدايت و ايمان و نور شناخت پروردگار خواهد بود . نماز بركت روزى، راحتى بدن، ناخشنودى شيطان، سلاح در برابر كافر، مايه اجابت دعا و قبولى اعمال، توشه مؤمن در سفر از دنيا به آخرت، شفيع ميان بنده و فرشته مرگ، مونس او در قبر، بالش زير پهلوهايش و پاسخ منكر و نكير است . نماز بنده، در روز قيامت، تاجى است بر سرش و نورى در صورتش، و لباسى بر تنش، و مانعى ميان او و آتش، و دليلى براى او در پيشگاه پروردگارش، و نجاتى براى بدنش از آتش، و جواز عبورى بر پل صراط، و كليدى براى بهشت، و مهريه اى براى حورالعين، و بهايى براى بهشت .
به وسيله نماز، بنده به بالاترين مرتبه ها عروج مى كند، چرا كه نماز، هم «سبحان اللّه » است و هم «لااله الااللّه » و هم «اللّه  اكبر» و هم تمجيد و تقديس خداوندگار و هم سخن و هم دعا .52

خدا پسندانه ترين اعمال
عبداللّه  بن مسعود : از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم : محبوب ترين كارها نزد خداى عزوجل كدام است؟
فرمود : «الصّلوةُ لِوَقْتها ؛ به جاى آوردن نماز در وقتش» .
گفتم : سپس چه؟
فرمود : خوبى كردن به پدر و مادر .
گفتم : آنگاه چه؟
فرمود : جهاد در راه خداى عزوجل .
حضرت همين اندازه فرمود و اگر من بيشتر مى پرسيدم، موارد بيشترى ذكر مى فرمود .53

پنج شست و شو
راوى : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اگر جلو خانه يكى از شما نهر آبى باشد و او روزى پنج مرتبه خود را در آن شست و شو دهد، آيا چركى در بدنش باقى مى مانند؟
گفتند : نه .
فرمود : نمازهاى پنجگانه مانند آن نهر آب است كه خداوند با آنها خطاها و بدكردارى ها را مى شويد و مى زدايد .54

آنكه نماز را سبك بشمارد
بانوى بانوان، دخت سيد رسولان، فاطمه زهرا ـ كه درودهاى خدا بر او و پدرش و همسر و فرزندانش باد ـ از پدر بزرگوارش محمد صلى الله عليه و آلهپرسيد : اى پدر، جزاى مردان و زنانى كه نماز را سبك شمارند، چيست؟
فرمود : هر مرد و زنى نماز را سبك بشمارد، خداوند او را به پانزده خصلت گرفتار مى سازد كه شش تا در دنيا و سه تا در هنگام مرگ و سه تا در قبر و سه تا در روز قيامت، وقتى كه از قبر بيرون مى آيد، خواهد بود .
آن خصلت ها كه در دنيا دامنگير او مى شوند عبارتند از : خدا بركت را از عمرش برمى دارد، روزى اش را بى بركت مى سازد، علامت نيكان را از صورتش مى زدايد، هيچ عملش را پاداش نمى دهد، دعايش به آسمان بالا نمى رود، و از دعاى صالحان برخوردار نمى گردد .
اما آن خصلت ها كه در هنگام مرگ به او مى رسند : با خفّت و خوارى جان مى دهد، گرسنه مى ميرد، و تشنه از دنيا مى رود، كه اگر از همه رودهاى دنيا او را آب دهند، تشنگى اش برطرف نشود .
اما آن خصلت ها كه در قبر به او مى رسند : خداوند فرشته اى مى گمارد تا او را در قبر شكنجه دهد، قبرش را تنگ مى گرداند، و آن را تاريك مى سازد .
اما آن خصلت ها كه در روز قيامت، هنگام خروج از قبر به او مى رسد : خدا فرشته اى مى گمارد تا او را با صورت بر زمين بكشد، در حالى كه مردمان به او مى نگرند، از او به سختى حساب مى كشد، خداوند او را نمى نگرد و پاكش نمى سازد، و او را عذابى دردناك خواهد بود .55

كدام عمل؟
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : ... كدام [ عمل در] نماز فضيلت بيشتر دارد؟
فرمود : «طُولُ القُنُوتِ56 ؛ طولانى كردن قنوت» .

سلاح رهايى بخش
امام صادق عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا شما را به سلاحى راه ننمايم كه از دشمنانتان رهايى بخشد و روزى هايتان را فراوان كند؟
گفتند : چرا، اى رسول خدا .
فرمود : شبانه روز، پروردگارتان را بخوانيد «فَاِنَّ سِلاحُ المُؤمِنِ الدُعاءُ57 ؛ كه سلاح مؤمن دعا است» .
اول درود بر محمد و خاندانش عليه السلام
امام صادق عليه السلام : مردى نزد رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا، من يك سوم دعاهاى خود را براى شما قرار مى دهم .
فرمود : خوب است .
گفت : اى رسول خدا، نيمى از دعاهاى خود را براى شما قرار مى دهم .
فرمود : اين بهتر است .
گفت : اى رسول خدا، من همه دعاهايم را براى شما قرار مى دهم .
فرمود : در اين صورت، خداى عزوجل تمام كارهاى مهم و دل مشغول كننده دنيا و آخرتت را كفايت مى كند .
در اين هنگام، مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد : چگونه دعاهايش را براى پيامبر صلى الله عليه و آله قرار مى دهد، خدايت نيكى دهد؟
فرمود : چيزى از خداى عز و جل درخواست نمى كند مگر اينكه نخست بر محمد و خاندانش درود مى فرستد .58

چرا به اجابت نمى رسند؟
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : چرا ما خدا را مى خوانيم، اما دعايمان به اجابت نمى رسد، در حالى كه خداوند خود فرموده : «ادْعُونى اَسْتَجبْ لَكُمْ »59 ؛ «بخوانيد مرا، تا اجابت كنم شما را»؟
پيامبر صلى الله عليه و آله جواب داد و فرمود : ده چيز، دل هاى شما را ميرانده است :
1 . خدا را مى شناسيد و اطاعتش را دوست نمى داريد؛
2 . قرآن مى خوانيد و به آن عمل نمى كنيد؛
3 . دوستى رسول خدا را ادعا مى كنيد و با فرزندانش دشمنى مى ورزيد؛
4 . مى گوييد دشمن شيطانيد، اما موافق او كار مى كنيد؛
5 . ادعاى دوستى بهشت را داريد و براى به دست آوردنش عملى انجام نمى دهيد؛
6 . مى گوييد از آتش مى ترسيد، اما با دست خود، بدن هاتان را در آن مى افكنيد؛
7 . با عيب جويى كردن از مردم، از عيب هاى خود غافل مانده ايد؛
8 . ادعاى دشمنى با دنيا را داريد و يكسر به جمع كردن آن مشغوليد؛
9 . مرگ را پذيرفته ايد، اما براى آن آماده نشده ايد؛
10 . مردگان خود را دفن مى كنيد و عبرت نمى گيرد.
از اين رو، دعاهايتان پاسخ داده نمى شود .60



ايمان و مؤمنان

بزرگ ترين مرگ كدام است؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله در وصيت به حضرت على عليه السلام فرمود: فقر، مرگ بزرگ تر است .
كسى گفت : فقر دينار و درهم؟
فرمود : «الفَقْر مِنَ الدّين61 ؛ فقر دين و ايمان» .

محكم ترين دستاويز ايمان
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله به اصحابش فرمود : كدام دستاويز ايمان محكم تر است؟
گفتند : خدا و رسولش داناترند .
بعضى از آنها گفتند : نماز .
و بعضى ديگر : زكات .
و عده اى : روزه .
و برخى : حج و عمره .
و بعضى : جهاد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : براى هر يك از آنچه گفتيد، فضيلتى است، ولى اينها جواب پرسش من نيست . محكم ترين دستاويز ايمان، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا، و پيروى از اولياى خدا، و بيزارى از دشمنان خدا است .62

اگر راست مى گوييد...
امام رضا عليه السلام : در يكى از جنگ ها، عده اى را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهبردند، فرمود : كيستند؟
گفتند : مؤمنانند، اى رسول خدا .
فرمود : ايمانتان به چه پايه است؟
گفتند : در مرتبه شكيبايى بر مصيبت و سپاسگزارى هنگام نعمت و خشنودى به قضاى الاهى .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : [ اين همه، اوصاف] بردباران دانشمندى است كه نزديك است از بسيارى فهم و دانش، جزو پيامبران قرار گيرند . اگر چنين هستيد كه مى گوييد، پس خانه اى را كه در آن نمى مانيد، مسازيد و آنچه را كه نمى خوريد، گرد مياوريد و از خدايى كه به سويش باز مى گرديد، پروا كنيد .63
اولياء اللّه  كيستند؟
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر كه خدا را شناخت و از او به بزرگى ياد كرد، زبانش را از سخن [ بيهوده]، و شكمش را از خوراك [ زايد] بازداشت و خود را با روزه و نماز، به رنج و سختى افكند .
گفتند : پدران و مادرانمان به فداى شما اى رسول خدا، آيا اينان اولياى خدايند؟
فرمود : اولياى خدا خاموشى گزينند و خاموشى شان ياد كرد [ خدا] باشد، و نگاه كنند و نگاه كردنشان عبرت باشد، و سخن بگويند و سخن گفتنشان حكمت باشد، و راه روند و راه رفتنشان در ميان مردم مايه بركت باشد . اگر مرگ هاى معين و مقررشان نبود، ارواحشان، از بيم عذاب و اميد ثواب، در پيكرشان قرار گرفت .64

مؤمن كيست و...؟
امام باقر عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا شما را خبر ندهم كه مؤمن كيست؟ او كسى است كه مؤمنان بر جان ها و اموال خود امينش مى دانند . آيا شما را خبر ندهم كه مسلمان كيست؟ او كسى است كه مسلمانان از گزند زبان و دستش به سلامت باشند . و مهاجر كسى است كه از بدى ها هجرت كند و حرام هاى خدا را ترك نمايد . جايز نيست كه مؤمنى بر مؤمن ديگر ستم كند و او را [ در مشكلات ]تنها گذارد و بدى اش را بگويد و او را از خود براند .65

مؤمن و دروغ!
امام رضا عليه السلام : از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : آيا مؤمن ترسو مى شود؟
فرمود : آرى .
گفتند : بخيل مى شود؟
فرمود : آرى .
پرسيدند : دروغگو مى شود؟
فرمود : نه .66

جام بلا بيشترش مى دهند
عبدالرحمن بن حجاج : در حضور امام صادق عليه السلام از بلا و آنچه خداوند انسان مؤمن را به آن ويژه ساخته است، سخن به ميان آمد، فرمود : از رسول خدا صلى الله عليه و آلهپرسيدند : سخت ترين بلا در دنيا از آنِ كيست؟
فرمود : پيامبران، سپس كسانى كه در مرتبه اى فروتر قرار دارند . انسان مؤمن به اندازه ايمان و كارهاى نيكش آزموده مى شود، پس هر كه ايمانش درست و كارش نيك باشد، بلايش بيشتر خواهد بود و هر كه ايمانش سست و كارش ضعيف باشد، بلايش اندك خواهد بود .67

ويژگى هاى مؤمن
امير مؤمنان عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آلهوارد شد و گفت : پدر و مادرم به فدايتان، مرا از ويژگى هاى انسان مؤمن آگاه سازيد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله اندكى سر پايين انداخت و سپس رو به على عليه السلامكرد و فرمود : «مؤمن، بيست ويژگى دارد كه هر كس به آنها متصف نشود، ايمانش به كمال نرسد . اى على، از جمله اخلاق مؤمنان اين است كه در نماز جماعت حاضر مى شوند و به زكات دادن شتاب مى كنند و مساكين را خوراك مى دهند و يتيم را نوازش مى كنند و جامه هاى خود را پاك و طاهر نگاه مى دارند و عورت هاى خود را مى پوشانند . آنها كسانى هستند كه چون لب به سخن مى گشايند دروغ نمى گويند و چون وعده مى دهند، وفا مى كنند و چون چيزى به امانت مى گيرند، در آن خيانت روا نمى دارند و چون چيزى مى گويند، راست مى گويند ؛ آنها عبادتگران شب و شيران روزند ؛ روزه داران روز و نمازگزاران شب اند ؛ همسايگان را نمى آزارند و هيچ همسايه اى از آنها آزرده خاطر نيست ؛ بر زمين، فروتنانه قدم برمى دارند و گام هايشان پيوسته به سوى خانه بيوه زنان و در پى جنازه ها در حركت است . اميد است كه خدا ما و شما را از پرهيزكاران قرار دهد» .68

نشانه مؤمن
عايشه : از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم : مؤمن، به چه شناخته مى شود؟
فرمود : «بِوَقارِهِ و لَيّنِ كَلامِهِ وَ صِدقِ حَديثِهِ69 ؛ به وقار و نرم سخنى و راستگويى اش» .

باغ بهشت چيست؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر گاه باغى از باغ هاى بهشت را ديديد، در آن گردش كنيد .
گفتند : باغ بهشت چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : «مَجالِسُ المُؤْمنينَ70 ؛ محفل مؤمنان» .



اخلاق و زندگى

تا عزيزترين باشى
رسول خدا صلى الله عليه و آله : يك خصلت است كه هر كس بر آن مداومت نمايد، دنيا و آخرت، او را مطيع و فرمانبردار شوند .
گفتند : كدام خصلت، اى رسول خدا؟
فرمود : «التَّقْوى ؛ پرهيزكارى» . هر كس مى خواهد عزيزترين مردم باشد، بايد تقواى الاهى پيشه كند .
آنگاه اين آيه را تلاوت كرد : «مَنْ يتّق اللّه  يَجْعل لَه مَخْرجاً . وَ يَرزُقه مِن حَيْث لا يَحْتسبُ »71 ؛ «هر كس تقواى خدا پيشه كند، [ خداوند] براى او راه گشايشى قرار مى دهد و از جايى كه گمان آن ندارد، او را روزى مى رساند» .72

جهاد اكبر چيست؟
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله عده اى را به جنگ فرستاد . چون بازگشتند، فرمود : آفرين بر گروهى كه جهاد كوچك تر را به جاى آورند و جهاد بزرگ ترشان باقى مانده است .
گفتند : جهاد بزرگ تر كدام است، اى رسول خدا؟
فرمود : «جِهادُ النَّفْسِ73 ؛ جهاد با نفس اماره» .

پاك كننده گناهان
رسول خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ كسى كه از او پرسيد چه چيزى گناهان مرا پاك مى كند، فرمود : «الدّمُوعُ والخُضُوعُ والامْراضُ74 ؛ اشك ها و فروتنى و بيمارى ها» .

دردتان چيست و درمانتان كدام؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا شما را خبر ندهم كه دردتان چيست و درمانتان كدام است؟ درد شما، گناهان و درمانتان، آمرزش خواستن از خدا است .75

گناهى كه به بهشت مى برد
رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود : اى ابوذر، گاهى بنده گناهى مى كند و با آن گناه وارد بهشت مى شود .
[ ابوذر گويد :] گفتم : چگونه چنين چيزى ممكن است، اى رسول خدا؟
فرمود : گناهش را هميشه پيش چشم دارد و از آن توبه مى كند، «فارّاً اِلى اللّه  حَتّى يَدْخل الجَنَّة76 ؛ و به سوى خدا مى گريزد، تا وارد بهشت مى شود» .

توبه بى بازگشت
ابن عباس : معاذ بن جبل از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : توبه نصوح چيست؟
فرمود : اينكه بنده از گناهى كه كرده پشيمان شود، و از خداى تعالى پوزش بخواهد و آنگاه، هرگز به آن گناه باز نگردد، همچون شير كه به پستان بر نمى گردد .77

بزرگترين گناهان
گويند مردى از صحابه، از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره تعداد گناهان كبيره سؤال كرد.
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : آنها نُه گناهند كه بزرگ ترينشان شرك ورزيدن به خدا است، آنگاه به ناحق كشتن انسان و فرار از جنگ و سحر و مال يتيم خوردن و رباخوارى و نسبت زنا دادن به زن پاكدامن و به خشم آوردن پدر و مادر مسلمان و حلال كردن حرمت خانه خدا كه در زندگى و مرگ قبله شما است... «مَنْ لا يَعْمَلْ هذهِ الكبائرَ و يُقِم الصّلاةَ و يُؤتى الزّكاةَ و يُقيم عَلَى ذلِكَ، اِلاّ رافَقَ مُحَمّداً78 ؛ هر كس اين گناهان را مرتكب نشود و نماز به جاى آورد و زكات بپردازد و بر اين اعمال مدامت نمايد، بى شك با رسول خدا محمد صلى الله عليه و آله رفيق و همراه گردد» .

سفارش هاى نبوى
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم ؛ ... اى پيامبر خدا، مرا سفارش كنيد .
فرمود : تو را سفارش مى كنم به تقواى خدا كه اساس كار تو است .
گفتم : بيشتر بفرماييد .
فرمود : بر تو باد به تلاوت قرآن و ياد كرد خدا كه ياد تو است در آسمان، و نورى براى تو در زمين .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : از خنده بسيار بپرهيز كه قلب را مى ميراند و نور رخساره را مى بَرد .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : بر تو باد به جهاد كردن كه جهاد، رهبانيت و دنياگريزى امت من است .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : به زير دست خود نگاه كن و به بالا دست خود منگر كه اين كار، به اينكه نعمت خدايت را ناسپاسى و تباه نكنى، سزاوارتر است .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : حق را بگو، اگر چه تلخ و ناگوار باشد .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : در راه خدا، از سرزنش سرزنش كنندگان مهراس .
گفتم : بيشتر بگوييد .
فرمود : آن عيب ها كه در خود سراغ دارى، بايد تو را از عيب جويى مردمان باز دارد، و نبايد با آنان به خاطر اعمالى كه خود مى پسندى [ و انجام مى دهى] به خشم رفتار كنى .
سپس فرمود : «لاعَقْل كالتَّدْبير، وَ لا حَسَب كَحُسْن الخُلْق79 ؛ هيچ خِردى چون تدبير و دورانديشى، و هيچ اعتبار و پشتوانه اى چون خوش اخلاقى نيست» .

آنها را ترك مكن
امام صادق عليه السلام : مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدو گفت : اى رسول خدا، خانواده ام بر من شوريد و از من بريده اند و من آنها را ترك كرده ام .
فرمود : در اين صورت، خدا همه شما را رها كرده و به خود واگذاشته است .
گفت : مى فرماييد چه كنم؟
فرمود : با آن كه از تو بريده، بپيوند و به آن كه تو را محروم ساخته، ببخش و از آن كه بر تو ستم نموده، درگذر، كه اگر چنين كنى از سوى خدا در برابر آنها پشتيبان و كمك كننده خواهى داشت .80
قلب سليم، قلب كيست؟
از رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره قلب سليم پرسيدند .
فرمود : قلب سليم، قلب كسى است كه نه با نماز و روزه بسيار، كه به وسيله رحمت خدا و سلامت ضمير و دلخوشى به سخاوت و بخشش، و مهربانى و دلسوزى نسبت به مسلمانان وارد بهشت مى شود .81

برترين اخلاق
از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند : برترين اخلاق كدام است؟
فرمود : بخشش و راستگويى . و فرمود : «السَّخاءُ كَمالُ المُؤْمِن82 ؛ سخاوت مايه رشد و كمال مؤمن است» .

عاقبت انديش باش
امام باقر عليه السلام : مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : مرا چيزى بياموزيد، اى رسول خدا .
فرمود : از آنچه در دست مردم است نااميد باش كه اين، نيازى حاضر و آماده است .
گفت : بيشتر بفرماييد، اى رسول خدا .
فرمود : از طمع كردن بپرهيز كه فقر حاضر و آماده است .
گفت : بيشتر بفرماييد، اى رسول خدا .
فرمود : هر گاه قصد انجام كارى كردى، به سرانجامش بينديش، اگر خير و مايه هدايت بود، دنبالش كن و اگر گمراهى بود، از آن دورى نما .83

سه نجات بخش و سه هلاك كننده
امام زين العابدين عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : سه چيز نجات بخش و سه چيز هلاك كننده اند .
گفتند : سه نجات بخش كدامند؟
فرمود : ترس از خدا در تنهايى، چنانكه گويى او را مى بينى، و اگر تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند ؛ عدالت ورزيدن در خشنودى و خشم، و ميانه روى در حال بى نيازى و نيازمندى .
گفتند : هلاك كننده ها كدامند، اى رسول خدا؟
فرمود : «هَوىً مُتّبع، و شُحّ مُطاع، و اِعجاب المَرْءِ بِنَفْسِهِ84 ؛ هواى نفسى كه دنبال شود، حرصى كه به آن تن دهند، و عُجب و خودپسندى انسان» .

چنين كن تا...
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى كه نزد ايشان بود، فرمود : آيا به كارى راهنمايى ات نكنم كه خدا به وسيله آن تو را به بهشت برد؟
گفت : چرا، اى رسول خدا .
فرمود : «اَنِلْ مِمّا اَنالَكَ اللهُ ؛ از آنچه خدايت عطا كرده، ببخش» .
گفت : اگر خود محتاج تر از ديگرى باشم، چه؟
فرمود : ستمديده را يارى كن .
گفت : اگر من ضعيف تر از او باشم، چه؟
فرمود : براى نادان كارى بكن ـ يعنى او را راهنمايى نما ـ .
گفت : اگر خود نادان تر از او باشم، چه؟
فرمود : زبانت را جز از سخن خير، بازدار . آيا خوشحال نمى شوى كه يكى از اين خصلت ها در تو باشد و تو را به بهشت بكشاند .85

چه كنم، بهشتى شوم؟
اعرابى اى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : مرا به كارى راهنمايى كنيد كه به وسيله آن وارد بهشت شوم .
فرمود : گرسنه را سير كن و تشنه را سيراب نما و به نيكى ها فرمان ده و از بدى ها بازدار، و اگر نمى توانى، پس زبان خود را جز از سخن نيك، نگاه دار كه با اين كار بر شيطان چيره مى شوى .86

اخلاق برتر
مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد : مرا از نمونه هاى والاى اخلاق خبر دهيد .
فرمود : ستم كننده بر خود را ببخش و با كسى كه با تو پيوند بريده، ارتباط برقرار كن و به كسى كه تو را محروم ساخته، عطا و بخشش نما و حرف حق را بگو اگر چه به زيانت باشد .87

زبانت را نگاه دار
مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى پيامبر خدا، مرا سفارشى كن .
فرمود : زبانت را نگاه دار .
گفت : اى رسول خدا، مرا سفارشى كن .
فرمود : زبانت را نگاه دار .
گفت : اى رسول خدا، مرا سفارشى كن .
فرمود : زبانت را نگاه دار، واى بر تو «هَلْ يَكُبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهم فِى النّارِ اِلاّ حَصائِدُ السِنَتِهِمْ88 ؛ آيا مردم را جز كِشته هاى زبانشان، به رو در آتش مى اندازد» .

بدترينِ شما
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا نگويم كه بدترين شما چه كسى است؟
گفتند : بفرماييد، اى رسول خدا .
فرمود : آنان كه راه سخن چينى مى پيمايند و ميان دوستان جدايى مى افكنند و از مردان پاك دامن عيب جويى مى كنند .89
نيرنگ و ريا
امام صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش : از رسول خدا صلى الله عليه و آلهپرسيدند : نجات در روز قيامت، به چيست؟
فرمود : به اين است كه با خدا نيرنگ نبازيد، كه او نيز با شما نيرنگ كند . بى شك هر كس با خداوند مكر نمايد، خداوند با او مكر كند و جامه ايمان را از تنش بر كَند . چنين كسى در حقيقت با خود مكر مى كند، اگر بفهمد .
گفتند : نيرنگ زدن به خدا چگونه است؟
فرمود : اينگونه است كه بنده به آنچه خداى عزوجل فرمان داده، عمل كند و جز او را در نظر آورد . «فَاتَّقوُا اللّه مِن الرّياءِ، فَاِنَّهُ شِركُ بِاللّه ؛ پس خدا را بپاييد و ريا مكنيد كه اين كار شرك به خدا است» . ريا كننده، در روز قيامت، به چهار نام خوانده مى شود : اى بى ايمان، اى بد كار، اى خيانت پيشه، اى زيان كار، عملت بى ارزش گرديد و پاداشت از ميان رفت و امروز، تو را نصيبى نخواهد بود . اينك اجر خود را از كسى بخواه كه براى او كار كرده اى .90

جهاد، يا پدر و مادر؟
امام صادق عليه السلام : مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى رسول خدا، من نسبت به جهاد، علاقه مند و با نشاطم .
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : پس در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى، در واقع زنده اى و نزد خدا روزى مى خورى، و اگر به مرگ طبيعى از دنيا بروى، اجر تو بر عهده خدا است، و اگر به سلامت باز گردى، گويى از گناهانت باز گشته اى و همچون روز تولدت بى گناه خواهى شد .
گفت : اى رسول خدا، من پدر و مادرى پير دارم كه به گمان خود به من انس گرفته اند و رفتنم به جهاد را كراهت دارند .
فرمود : در اين صورت با پدر و مادرت باش، «فَوَالّذى نَفْسى بِيَده لاُنسُهما بِك يَوماً و لَيْلةً خَيْرٌ مِنْ جَهاد سَنةٍ91 ؛ به خدايى كه جانم در دست او است، اُنس يك شبانه روز تو با آنها از يك سال جهاد بهتر است» .

سه بار فرمود : مادر
مردى، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا، به كه خوبى كنم؟
فرمود : به مادرت .
گفتم : ديگر كه؟
فرمود : مادرت .
گفتم : ديگر كه؟
فرمود : مادرت .
گفتم : ديگر كه؟
فرمود : پدرت .92

بى نيازى خدا چيست؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوذر فرمود : با بى نيازى خدا بى نيازى بجو، تا خدا بى نيازت گرداند .
[ ابوذر گويد :] گفتم : بى نيازى خدا چيست، اى رسول خدا .
فرمود : دو وعده غذا، صبحانه و شام . «فَمَنْ قَنَع بِما رزقَهُ اللّه  ـ يا اباذَر ـ فَهُو اَغْنى النّاسِ93 ؛ هر كس به آنچه خدا روزى اش كرده، بسنده كند، او بى نيازترين مردم خواهد بود، اى ابوذر» .

خشمگين مشو
امام صادق عليه السلام : مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا، مرا چيزى بياموز .
فرمود : برو و خشمگين مشو .
مرد گفت : همين، مرا بس است .
پس به ميان قوم خود رفت و ديد كه آماده نبرد با قبيله اى ديگرند ؛ صفوف جنگ را آراسته اند و لباس رزم بر تن كرده اند . او نيز سلاح بر گرفت و با آنها همراه گرديد . در اين هنگام، سخن رسول خدا را به ياد آورد كه «خشمگين مشو» . پس اسلحه خود را به كنار نهاد و به سوى لشكر دشمن رفت و به آنها گفت : اى جماعت، هر جراحت و قتل و زدن بى نشانه اى كه در افراد شما باشد، بر عهده من، و من خون بهاى آنها را به شما مى پردازم .
آنها گفتند : هر چه چنين باشد، از آنِ خودتان [ و ما خون بها نمى خواهيم] . ما از شما، به پرداخت اين جريمه سزاوارتريم . پس با يكديگر آشتى كردند و آن كينه و دشمنى از ميان برداشته شد .94

دشمنان نعمت هاى خدا كيستند؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله : اى مردم، با نعمت هاى خدا دشمنى مكنيد .
گفتند : چه كسى با نعمت هاى خدا دشمنى مى كند؟
فرمود : «الّذين يَحْسدونَ النّاسَ95 ؛ كسانى كه نسبت به مردم حسادت مى ورزند» .

همسايه آزار، مسلمان نيست
مردى از انصار خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : من در فلان قبيله خانه اى خريده ام و نزديك ترين همسايه من در آن خانه كسى است كه به خيرش اميد ندارم و از شرّش در امان نيستم .
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله - به على، سلمان، ابوذر و ديگرى كه او را فراموش كرده ام ـ شايد مقداد بود ـ دستور داد كه در مسجد با صدايى بلندتر از هميشه فرياد برآورند كه : «ايمان ندارد كسى كه همسايه اش از گزند و آزار او در امان نيست» . آنها سه بار اين جمله را فرياد كردند و رسول خدا9 با دستش اشاره كرد كه همسايه شخص، تا چهل خانه است از پيش رو و پشت سر، و از راست و چپ .96
برترين عمل چيست؟
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : چه كارى، برترين است؟
فرمود : «اَنْ تُدخِلَ عَلى اَخيك المؤمن سُروراً97 ؛ اينكه برادر مؤمنت را شاد و خوشحال كنى» .

محبوب ترين ها
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : محبوب ترين مردم نزد خدا كيست؟
فرمود : «اَنْفَع النّاس لِلنّاسِ98 ؛ آن كه براى مردم، سودمندتر باشد» .

... تا دوستت بدارند
امام باقر عليه السلام : اعرابى اى از قبيله «بنى تميم» نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : «مرا سفارشى كن» . از جمله سفارش هاى رسول خدا صلى الله عليه و آلهبه او اين بود كه : «تَحَبَّبْ اِلى النّاسِ يُحِبّوكَ99 ؛ با مردم دوستى كن تا تو را دوست بدارند» .

با مردم چنان باش كه...
اعرابى اى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد ـ در حالى كه آن حضرت به جنگ مى رفت ـ و ركاب شترش را گرفت و گفت : اى رسول خدا، عملى به من بياموز كه با آن به بهشت روم .
فرمود : با مردم آنگونه رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار كنند، و با آنها رفتارى مكن كه آن رفتار را از سوى آنان در حق خود روا نمى دارى .100

صدقه، ماندنى است
عايشه : گوسفندى را سر بريدند [ و گوشتش را انفاق كردند]، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : از آن، چه باقى مانده است؟
عايشه گفت : جز شانه آن، چيزى باقى نمانده .
فرمود : «بَقِى كلُّها غيرَ كَتِفَها101 ؛ جز شانه، همه آن باقى مانده است» .

شايد راست بگويد
امام صادق عليه السلام : مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى رسول خدا، آيا به غير از زكات، حق ديگرى در مال مسلمان هست؟
فرمود : آرى . مسلمان بايد هر گرسنه اى را كه از او چيزى مى خواهد سير كند و هر برهنه نيازمندى را بپوشاند .
گفت : انسان مى ترسد كه او دروغ بگويد .
فرمود : «اَفلا يَخافُ صِدقَهُ102 ؛ آيا احتمال نمى دهد كه راست بگويد» .
كدام صدقه؟
در حديث ابوذر است كه گفت : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : ... كدام صدقه بهتر است؟
فرمود : دسترنج تلاش [ مردى] كم درآمد كه پنهانى به فقيرى داده شود .103

چگونه صدقه بدهم؟
مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : ... به من بگوييد كه مالم را چگونه صدقه بدهم؟
فرمود : در حالى صدقه بده كه سلامتى و بر مال خود حريص و از فقر مى ترسى و اميد بى نيازى دارى . اين كار را هرگز ترك مكن تا اينكه نَفَست به اينجا برسد ـ و به گلوى خود اشاره كرد ـ .104

آيا تو را نياموزم؟
ابن عباس : روزى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم و ايشان به من فرمود : اى فرزند، آيا كلماتى را به تو نياموزم كه خداوند به وسيله آنها تو را برخوردار گرداند؟
گفتم : چرا .
فرمود : پس آنها را نگاه دار، كه خدا نگهدارى ات مى كند...و بدان كه صبر بر آنچه نمى پسندى، خير بسيار دارد و پيروزى در پى صبر است و گشايش با گرفتارى، و با هر سختى آسانى است .105
كفاره غيبت
امام صادق عليه السلام : از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند : كفاره غيبت كردن چيست؟
فرمود : هر گاه شخص غيبت شده را ياد كنى، برايش از خدا آمرزش بخواهى .106

اين توكل نيست
رسول خدا صلى الله عليه و آله به عده اى كه كشاورزى نمى كردند، فرمود : شما چه كاره ايد؟
گفتند : ما توكل كنندگانيم .
فرمود : نه، شما سر بار ديگرانيد .107

جز پاك را نمى پذيرد
جابر، از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه فرمود : نفرين خدا بر شراب و شراب خوار و شراب ساز و ساقى و فروشنده شراب و كسى كه از آن ارتزاق مى كند .
در اين هنگام اعرابى اى برخاست و گفت : اى رسول خدا، كار من خريد و فروش شراب است و از اين راه مالى كسب كرده ام، آيا اگر با اين مال، در راه خدا عملى انجام دهم، به من نفعى خواهد رسيد يا نه؟
فرمود : اگر همه آن را در راه حج و جهاد خرج كنى، به اندازه بال مگسى ارزش نخواهد داشت، «اِنّ اللّه  لا يَقْبل اِلاّ الطيِّب108 ؛ زيرا خداوند جز پاك و حلال را نمى پذيرد» .

مردانگى همين است
رسول خدا صلى الله عليه و آله به مردى از قبيله ثقيف فرمود : مردانگى در ميان شما چيست؟
گفت : اصلاح دين و معيشت، و سخاوت نفس و اخلاق نيك .
فرمود : در ميان ما نيز چنين است .109

از خدا بايد ترسيد
رسول خدا صلى الله عليه و آله : هيچ يك از شما نبايد خود را كوچك كند .
گفتند : چگونه يكى از ما خود را كوچك مى كند؟
فرمود : به اين كه گاه مى بيند بايد مطلبى را بگويد، اما نمى گويد . پس خداى عزوجل در روز قيامت مى فرمايد : چه چيز باعث شد كه آن مطلب را نگويى؟ مى گويد : ترس از مردم» . خدا مى فرمايد : «فَاِيّاىَ كُنْتَ اَحَقَّ اَنْ تَخْشى110 ؛ سزاوارتر آن بود كه از من مى ترسيدى» .
زياد كننده روزى چيست؟
كسى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد : دوست دارم روزى ام زياد شود .
فرمود : پيوسته با طهارت و پاكيزه باش كه روزى ات فراوان مى شود .111

معناى دورانديشى
امام باقر عليه السلام : از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : دورانديشى چيست؟
فرمود : مشورت كردن با صاحب نظران و پيروى از رأى آنها .112

ضمانت بهشت
رسول خدا صلى الله عليه و آله : هر كس پنج چيز را براى من بر عهده گيرد، بهشت را برايش ضمانت مى كنم .
گفتند : آن پنج چيز كدامند، اى رسول خدا؟
فرمود : خلوص و بى ريايى با خداى عزوجل، خلوص و بى ريايى با رسول او، خلوص و بى ريايى با كتاب خدا، خلوص و بى ريايى با دين خدا، و خلوص و بى ريايى با مسلمانان .113
كدام مردگان؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله : از همنشينى با مردگان بپرهيزيد .
گفتند : آن مردگان كيستند، اى رسول خدا؟
فرمود : هر توانگرى كه توانگرى اش او را گستاخ كرده باشد .114

همسرت كارگزار خدا است
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : زنى دارم كه چون وارد خانه مى شوم به استقبالم مى آيد و چون بيرون مى روم، همراهى ام مى كند و چون مرا غمگين مى بيند، مى گويد اگر غصه رزق و روزى مى خورى كه خدا آن را مى رساند و اگر غم و غصه آخرت را دارى، پس خداوند آن را بيفزايد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : خداى عزوجل كارگزارانى دارد كه همسر تو از جمله آنها است «وَ لَها نِصْفُ اَجْرِ الشَّهيدِ115 ؛ و نيمى از پاداش شهيد براى او است» .

ازدواج، چاره نيازمندى
اسحاق بن عمار : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آيا درست است كه مى گويند مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و از نيازمندى خود شكوه نمود و آن حضرت او را به ازدواج امر فرمود . و بار ديگر نزد آن حضرت آمد و از ندارى خود گله كرد و حضرت باز او را به ازدواج كردن دستور داد و اين كار تا سه بار تكرار شد؟
امام عليه السلام فرمود : آرى، درست است (سپس فرمود : ) روزى انسان، با زن و فرزند مى رسد .116

چگونه مالى را به دست آوريم؟
روايت شده كه چون آيه «الّذينَ يَكْنِزونَ الذَّهبَ وَالفِضَّةَ117 ؛ كسانى كه طلا و نقره را جمع و ذخيره مى كنند» نازل گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله سه بار فرمود : طلا و نقره نابود باد .
گفتند : چگونه مالى را به دست آوريم؟
فرمود : زبانى سپاسگزار و دلى شكسته و «زَوْجةً تُعينُ اَحَدكم عَلَى دينِهِ118 ؛ همسرى را كه شما را در دينتان يارى كند» .

از آن بپرهيزيد
رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به مردم، فرمود : از سبزه روييده در زباله ها بپرهيزيد .
گفتند : سبزه روييده در زباله ها چيست؟
فرمود : «المَراةُ الحَسْناء فى مَنبت السُّو119 ؛ زن زيبايى كه در خانواده اى فاسد پرورش يافته است» .

پسنديدگى حج به چيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : پاداش حج نيك و پسنديده، فقط بهشت است .
گفتند : نيكى و پسنديدگى حج به چيست؟
فرمود : «طيِبُ الْكَلامِ و اِطْعامُ الطّعامِ120 ؛ به سخن زيبا و پاك، و طعام دادن [ به گرسنگان]» .

حق شوهر بر زن
امام باقر عليه السلام : زنى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت : حق مرد بر زن چيست، اى پيامبر خدا؟
فرمود : اين است كه «تُطيعُه وَ لا تَعصيه ؛ او را پيروى كند و با او مخالفت نورزد» و بى اجازه اش چيزى از مال او را صدقه ندهد و روزه مستحبى نگيرد، «وَ لا تَمْنَعُه نَفسَها وَ اِنْ كانَتْ عَلى ظَهْرِ قَتَبٍ ؛ و مانع لذت بردن او از خود نشود اگر چه بر پشت مَرْكب باشد» و بى اذن او از خانه اش بيرون نرود كه اگر چنين كند، تا برمى گردد، فرشتگان آسمان و زمين، و ملائكه غضب و رحمت پيوسته او را لعنت كنند .
گفت : چه كسى بيشترين حق را بر زن دارد؟
فرمود : شوهرش .121

حق زن بر شوهر
گويند همسر معاذ بن جبل به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد : اى رسول خدا، حق زن بر همسرش چيست؟
فرمود : اين است كه او را نزند و زشت نگويد و از آنچه مى خورد به او نيز خوراك دهد و با آنچه خود را مى پوشاند، او را بپوشاند، «وَ لا يَهْجُرُها122 ؛ و او را تنها نگذارد» .

ذمّه خود را رها كنيد
در حديث است كه روزى جنازه اى آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آلهبر آن نماز بگذارد، فرمود : آيا اين مرده، وامى بر عهده ندارد؟
گفتند : چرا، دو درهم مقروض بوده .
فرمود : پس خود نمازش را بخوانيد .
در اين هنگام على عليه السلام عرض كرد : اى رسول خدا، شما بر او نماز بگزاريد، من آن دو درهم را مى پردازم .
پيامبر صلى الله عليه و آله نماز ميت را خواند و رو به على عليه السلام كرد و فرمود : خدايت از اسلام جزاى خير دهد و رهايى ات بخشد، همچنان كه عُهده برادر دينى ات را آزاد كردى .123

نشانه هاى نعمت كو؟
در حديث ابوالاحوص است كه گفت : يك روز با سر و وضعى نامرتب و لباس هايى مندرس و پاره، خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم، به من فرمود : تو را مال و ثروتى نيست؟
گفتم : چرا، هر چه خواسته ام، خدايم عطا كرده است .
فرمود : خداوند كه به بنده اش نعمتى مى دهد، «اَحَبَّ اَنْ يَرى عَلَيْه آثارَ نِعْمَتِه124 ؛ دوست دارد آثار آن نعمت را در او مشاهده كند» .

آيا سپاسگزار نباشم؟
امام باقر عليه السلام : عايشه گفت : اى رسول خدا، چرا اين همه خود را [ در عبادت] به سختى مى افكنيد در حالى كه خداوند گناهان گذشته و آينده شما را آمرزيده است؟
فرمود : «اَلا اَكُونُ عَبْداً شَكُوراً125 ؛ آيا بنده سپاسگزارى نباشم؟»

در وصف شكيبايان
مردى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : شكيبايان كيستند؟
فرمود : كسانى كه در راه اطاعت خدا و ترك معصيت صبر پيشه مى كنند ؛ كسانى كه دست آورد حلال دارند و به اعتدال انفاق مى كنند و زيادى مال را مى بخشند، پس رستگار و كامياب مى شوند .126

چه كسى بهترين است؟
روايت است كه دوستانى در سفر بودند . پس از بازگشت، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و گفتند : ما در اين سفر بهتر از فلان كس نديديم كه روزها روزه بود و چون رحل اقامت مى افكنديم، به نماز مى ايستاد، تا دوباره به راه مى افتاديم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : وسايل سفر او را كه آماده مى كرد و چه كسى كارهايش را انجام مى داد؟
گفتند : ما .
فرمود : «كُلّكُمْ اَفْضَلُ مِنْهُ127 ؛ همه شما، از او بهتر و ارجمندتريد» .

منبر نشينان نور
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : آيا شما را خبر ندهم از كسانى كه نه جزو پيامبرانند و نه از شهيدان، با اين همه، در روز قيامت، مردم به خاطر مقام و مرتبه نزديكشان به خداوند بر منبرهايى از نور، به آنها غبطه مى خورند؟
گفتند : آنان كيستند، اى رسول خدا؟
فرمود : كسانى كه بندگان خدا را محبوب خدا قرار مى دهند و خدا را محبوب بندگانش مى سازند .
گفتند : خدا را محبوب بندگان قرار دادن درست، اما آنها چگونه بندگان را محبوب خدا مى گردانند؟
فرمود : «يَأمُرونَهم بِما يُحبّ اللّهُ، وَ يَنْهونَهم عَمّا يَكرهُ اللّهُ128 ؛ بندگان را به آنچه مورد پسند خدا است، امر مى كنند و از آنچه او نمى پسندد، باز مى دارند» . پس هر گاه بندگان آنان را پيروى كنند، محبوب خدا مى شوند و خدا دوستشان مى دارد .

قوى ترين شما كيست؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله از كنار عده اى كه سنگى را بلند مى كردند، گذشت و به آنان گفت : اين چه كارى است؟
گفتند : مى خواهيم بدانيم كه قوى تر است .
فرمود : مى خواهيد بگويم كه قوى ترينِ شما كيست؟
گفتند : آرى، اى رسول خدا .
فرمود : قوى ترين شما كسى است كه چون به خشنودى رسد، خشنودى اش او را به گناه و باطل نيندازد، و چون خشمگين شود، خشمش او را از سخن حق باز ندارد، و چون بر كسى مسلط شود، با او به ناحق رفتار ننمايد .129

چه كسانى برگزيده اند؟
امام باقر عليه السلام : از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره بندگان برگزيده خدا سؤال كردند .
فرمود : عبارتند از كسانى كه چون نيكى كنند، خوشحال شوند و چون بدى نمايند، آمرزش بخواهند و چون عطايى يابند، سپاسگزارى كنند و چون گرفتار شوند، صبورى ورزند و چون به خشم آيند، چشم پوشى كنند .130
خردمند كيست؟
امام باقر عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : بهترين شما، خردمندانند .
گفتند : خردمندان، كيانند؟
فرمود : آنها داراى خوى هاى نيك و انديشه هاى متين و اهل صله ارحام و نيكى به پدر و مادر و احوال پرسى از فقيران و همسايگان و يتيمانند، و طعام مى دهند و سلام را در جهان آشكار مى كنند و آنگاه كه مردم در خوابند، به نماز مى ايستد .131

شبيه ترين شما به من
امام صادق عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا نگويم كه شبيه ترينِ شما به من كيست؟
گفتند : چرا، اى رسول خدا .
فرمود : خوش اخلاق ترينِ شما، و نرم خوترين شما، و نيكوكارترين شما به نزديكان، و كسى كه نسبت به برادرانش محبت بيشتر دارد و بر حق شكيباتر است و بيشتر كظم غيظ مى كند و خوش گذشت ترين شما و كسى كه در حال خشنودى و خشم، بيشترين انصاف را از خود بروز مى دهد .132

سايه نشينان عرش
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : سبقت جويندگان به سايه سار عرش، خوشا به سعادتشان .
گفتند : آنان كيستند، اى رسول خدا؟
فرمود : كسانى كه چون حق را بشنوند، آن را بپذيرند و چون به آن دست پيدا كنند، در اختيار ديگران قرارش دهند [ و بُخل نورزند]، و درباره مردم همان گونه قضاوت كند كه درباره خود ؛ اينان سبقت جويندگان به سايه سار عرش خدايند .133

غريبانِ مصلح
على عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اسلام در آغاز غريب بود و در آينده نيز، مانند آغازش، غريب خواهد شد . پس خوشا به حال غريبان .
گفتند : آنها كيستند، اى رسول خدا؟
فرمود : «الَّذين يُصْلِحون اِذا فَسَدَ النّاسُ ؛ كسانى كه چون مردم فاسد شوند، به اصلاح پردازند» .134

دانش چيست؟
مردى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آلهدانش چيست؟
فرمود : خاموش گزيدن براى [ آموختن] آن .
گفت : سپس چه؟
فرمود : گوش سپردن بدان .
گفت : ديگر چه؟
فرمود : حفظ و نگهدارى آن .
گفت : سپس چه؟
فرمود : عمل كردن به آن .
گفت : ديگر چه؟
فرمود : نشر [ و آموختن] آن [ به ديگران] .135

چگونه دانش را مهار كنيم؟
عبداللّه  بن عمر : به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردم : آيا دانش را مى توان مهار كرد؟
فرمود : آرى .
گفتم : وسيله مهار كردنش چيست؟
فرمود : «كِتابَتُهُ136 ؛ نوشتن و يادداشت كردن آن» .

دانشمند حقيقى
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا نگويم كه دانشمند كامل و حقيقى كيست؟
گفتند : بفرماييد، اى رسول خدا .
فرمود : كسى كه نه مردم را از رحمت خدا نااميد سازد و نه آنها را از مكر او مطمئن گرداند و نه از يارى خدا مأيوسشان كند و نه به خاطر پرداختن و ميل به امور ديگر، قرآن را واگذارد .137

مؤمن بى دين
امام صادق عليه السلام : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خداى عزوجل از مؤمن ناتوانى كه دين ندارد متنفر است .
گفتند : آن مؤمنى كه دين ندارد، كيست؟
فرمود : «الّذى لايَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ138 ؛ كسى كه از كارهاى ناپسند نهى نمى كند» .

حق راه و رهگذر
ابوسعيد خدرى : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : از نشستن در راه ها و سر گذرها بپرهيزيد .
گفتند : اى رسول خدا، از نشستن در اين مكان ها و سخن گفتن با هم چاره اى نداريم .
فرمود : حال كه چنين است، پس حق راه را ادا كنيد .
گفتند : حق راه چيست، اى رسول خدا؟
فرمود : «غَضُّ البَصَرِ وَ كَفُّ الاَْذى، وَ رَدُّ السَّلامِ، وَالاَمْرُ بِالْمَعْروفِ وَالنَّهىُ عَنِ الْمُنْكَرِ139 ؛ نگاه حرام نكردن و آزار نرساندن و پاسخ گفتن سلام و امر به معروف و نهى از منكر نمودن» .
دنياى بى ارزش
امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله از كنار بزغاله گوش بريده و مرده اى كه در زباله دانى افتاده بود، گذشت . پس رو به اصحابش كرد و فرمود : آن بزغاله به چند مى ارزيد؟
گفتند : اگر زنده بود، يك درهم نيز نمى ارزيد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : به خدايى كه جانم در دست او است سوگند كه دنيا نزد خداى تعالى از اين بزغاله نزد صاحبش، بى ارزش تر است .140

شوخى بى جا
ابوالحسن از شركت كنندگان در پيمان عقبه و جنگ بدر : با رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم . يكى از ما برخاست و رفت و كفش هايش را فراموش كرد . يك نفر آنها را برداشت و زير خود گذاشت . مرد برگشت و گفت : كفش هايم؟
گفتند : ما آنها را نديديم .
كسى كه كفش ها را برداشته بود، گفت : كفش هايت اينجا است .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ترساندن مؤمن يعنى چه؟
گفت : مى خواستم با او شوخى كنم، اى رسول خدا .
پيامبر صلى الله عليه و آله ـ دو يا سه بار ـ فرمود : «فَكَيْفَ بَروعةِ الْمُؤمِن141 ؛ ترساندن مؤمن چه معنا دارد» .
بهترين قارى كيست؟
از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدند : بهترين قارى قرآن كيست؟
فرمود : كسى كه هرگاه قرآن خواندنش را بشنوى، ببينى كه از خدا نيز مى ترسد .142

كتاب هدايت
چون به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفته شد كه امتّت گرفتار فتنه خواهند شد، عده اى پرسيدند : راه خروج از آن فتنه ها چيست؟
فرمود : كتاب شكوهمند خدا كه باطل نه از پيش رو و نه از پشت سر به آن راه ندارد ؛ از سوى خداى حكيم و حميد نازل شده و هر كس دانش را در غير آن بجويد، خدايش گمراه سازد .143
 

 


بخش دوم

پيام هاى پيامبر144 صلى الله عليه و آله

1 . وقتى دعوت شديد، آن را بپذيريد .
2 . منفورترين مردان نزد خدا، مرد لجبازِ ستيزه جو است .
3 . خدا را بپاى و هيچ كار نيكى را كوچك مشمار اگر چه ريختن آب در طرف تشنه اى باشد، يا اينكه با برادر خويش با روى گشاده ديدار كنى .
4 . از محرمات بپرهيز تا عابدترين مردم باشى، و به آنچه خدا برايت قرار داده خرسند بباش تا بى نيازترين مردم به شمار آيى .
5 . پرهيزكارترين مردم كسى است كه حق را در آنچه به نفع يا به ضرر او است، بگويد .
6 . هر جا هستى تقواى خدا را پيشه كن و به دنبال گناه نيكى به جاى آور تا آن را بزدايد، و با مردم با خلق نيكو رفتار نما .
7 . در روز قيامت، خداوند به دو كس نمى نگرد : آن كه پيوند خويشاوندى را بريده، و همسايه بد .
8 . از شراب بپرهيزيد كه كليد همه بدى ها است .
9 . دو گناه را خداوند در اين جهان كيفر مى دهد : تجاوز به حقوق ديگران و نافرمانى پدر و مادر .
10 . محبوب ترين كارها نزد خداوند، با دوام ترين آنها است اگر چه اندك باشد .
11 . دوستت را در حد معمول دوست بدار، شايد روزى دشمن تو شود، و با دشمنت در حد معمول دشمنى كن، شايد روزى دوست تو گردد .
12 . بهترين خوراك نزد خدا آن است كه عده بسيارى از آن بخورند .
13 . براى مردم چيزى را بخواه كه براى خود مى خواهى .
14 . دوستى پدرت را نگاه دار و رشته آن را مبُر كه [ در غير اين صورت] خدا نور [ زندگى ات] را خاموش مى كند .
15 . بدترين چيزى كه از آن بر امت خود مى ترسم شكم پرستى و پرخوابى و تنبلى و سستى يقين است .
16 . دين خود را براى خدا خالص كن تا كار اندك تو را بس باشد .
17 . با كسى كه تو را امانت دار دانسته، به امانت رفتار كن و با آن كه به تو خيانت كرده، خيانت مكن .
18 . هر گاه خواستى عيوب ديگران را ذكر كنى، نخست عيوب خود را به ياد آر .
19 . وقتى مصيبت زدگان را مى بينيد، از خدا عافيت بخواهيد .
20 . هر گاه يكى از شما مورد مشورت قرار گيرد، نظر خود را صريح بگويد .
21 . هر گاه بنده از خدا بترسد، خدا همه چيز را از او مى ترساند، ولى اگر از خدا نترسد، خدا او را از هر چيزى مى ترساند .
22 . وقتى در برادر خود سه صفتِ حيا و امانت و راستى را ديدى، به او اميدوار باش، وگرنه اميدوارش مباش .
23 . وقتى يكى از شما كارى انجام مى دهد، بايد محكم كارى كند .
24 . وقتى بر دشمن خود دست يافتى، به شكرانه آن، او را ببخش .
25 . وقتى دو نفر آهسته با هم سخن مى گويند، نزديكشان مرو .
26 . هر گاه يكى از شما براى برادر خود نصيحتى در خاطر دارد، به او يادآورى كند .
27 . وقتى در مجلسى بد كسى را مى گويند و تو در آنجا هستى، آن شخص را يارى كن و مردم را از بدگويى او بازدار و از آن مجلس برخيز .
28 . ذليل ترين مردم كسى است كه به ديگران اهانت كند .
29 . به آنان كه در زمينند رحم كن تا آنان كه در آسمانند به تو رحم كنند .
30 . از خوشى هاى دنيا چشم بپوش تا خدايت دوست بدارد، و از آنچه در دست مردم است چشم پوشى كن تا مردم دوستت بدارند .
31 . از مردم بى نيازى بجوييد، و يك قطعه چوب مسواك هم از آنها مخواهيد .
32 . آسان بگير، تا بر تو آسان بگيرند .
33 . دعايى زودتر به اجابت مى رسد كه يكى پشت سر ديگرى كند .
34 . شجاع ترين مردم كسى است كه بر هوس خود چيره گردد .
35 . مهربان باشيد تا شما را بستايند و پاداش يابيد .
36 . مردم را آشتى دهيد، اگر چه دروغ بگوييد .
37 . سپاسگزارترين مردم [ در برابر خدا] كسى است كه بيشتر سپاسگزار مردم باشد .
38 . كار دنياى خويش را سامان دهيد و براى آخرت خود چندان بكوشيد كه گويى فردا خواهيد مرد .
39 . عافيت را براى ديگرى طلب كن تا نصيب خودت شود .
40 . خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مى بينى، كه اگر تو او را نمى بينى، او تو را مى بيند .
41 . ناتوان ترين مردم كسى است كه در كار دنيا ناتوان باشد، و بخيل ترين مردم كسى است كه در سلام كردن بخل بورزد .
42 . خطرناك ترين دشمن تو نفس تو است كه در اندرون تو جاى دارد .
43 . پر ثواب ترين عبادت ها، نهان ترين آنها است .
44 . مايه آزار و اذيت را از سر راه مسلمانان بردار .
45 . گرانقدرترين مردم در دنيا كسى است كه دنيا در نظرش قدر و منزلت ندارد .
46 . عاقل ترين مردم كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند .
47 . بهترنى دوستان كسى است كه چون [ خدا را] ياد كنى، يارى ات كند و چون از يادش ببرى، او را به يادت آورد .
48 . ارزش كارها، بسته به نيت و سرانجام آنها است .
49 . بهترين نوع ايمان آن است كه بدانى هر جا هستى خدا با تو است .
50 . حق را از هر كوچك و بزرگ كه شنيدى، بپذير اگر چه دشمن و بيگانه باشد، و ناحق را از هر كوچك و بزرگ كه شنيدى، قبول مكن اگر چه دوست و نزديك باشد .
51 . مرگ را فراوان ياد كن كه ياد كرد آن، تو را از رنج هاى ديگر بى خيال مى گرداند .
52 . دانشمندان را گرامى بداريد كه وارثان پيامبرانند، و هر كس آنها را تكريم نمايد، خدا و رسولش را گرامى داشته است .
53 . چه بسا كه يك ساعت شهوت، اندوهى طولانى بر جاى مى نهد .
54 . كسى كه سخن حقى مى داند، ترس از مردم نبايد او را از گفتن آن بازدارد .
55 . خدايا، چنان كه صورتم را نيكو آفريدى، سيرتم را نيز نيكو نما .
56 . ميان افراط و تفريط راهى است، و بهترين كارها معتدل ترين آنها است .
57 . برادرت را، ظالم باشد يا مظلوم، يارى ده ؛ اگر ظالم بود، او را از ستم بازدار، و اگر مظلوم بود، يارى اش كن .
58 . به پايين تر از خود بنگريد و به بالاتر از خود منگريد كه اينگونه قدر نعمت خدا را بهتر مى دانيد .
59 . حيا و ايمان با همند چون يكى را بگيرند، ديگرى هم برود .
60 . هر يك از شما آيينه برادر خويش است، پس هر گاه عيبى در او ديد، بايد آن را بزدايد .
61 . پشيمان ترين مردم در روز قيامت كسى است كه آخرتش را به دنياى ديگرى فروخته است .
62 . سيرترين مردم در دنيا، در قيامت گرسنگى اش بيشتر و طولانى تر است .
63 . شيطان با انسانِ تنها است، و از دو نفر دورتر است .
64 . بيشترين چيزى كه مردمان را بهشتى مى كند، تقواى الهى و خوش اخلاقى است .
65 . خشم از شيطان است و شيطان از آتش، و آتش با آب خاموش مى شود . پس هر گاه يكى از شما خشمگين شود، وضو بگيرد .
66 . خدا غيرتمند است و مرد غيرتمند را دوست دارد .
67 . خداوند سعى و كوشش را بر شما لازم داشته است، پس بكوشيد .
68 . خداوند به جوان عابد، بر فرشتگان مباهات مى كند و مى فرمايد : بنده ام را بنگريد كه به خاطر من از شهوت خود چشم پوشى كرده است .
69 . خداوند از كسى كه در مقابل برادران خود عبوس باشد، متنفر است .
70 . خداوند جوان توبه كننده را دوست مى دارد .
71 . خداى تعالى فرمايد : من با گمان بنده خويش همراهم، اگر به من گمان نيك بَرد، نيكى بيند و اگر گمان بد برد، بدى بيند .
72 . خداوند زيبا است و زيبايى را دوست دارد .
73 . خداى عزوجل دروغ براى صلح و آشتى را دوست مى دارد و از راست گفتن در جهت فساد بيزار است .
74 . بى شك خداوند شما را از گفت وگوهاى بيهوده نهى كرده است .
75 . مسلمان وقتى به عيادت برادر مسلمان خود مى رود، تا باز مى گردد، پيوسته در باغستان هاى بهشت است .
76 . نخستين پاداشى كه مؤمن پس از مرگش دريافت مى كند اين است كه همه تشييع كنندگانش آمرزيده مى شوند .
77 . اخلاق نيكو گناهان را آب مى كند، همچنان كه خورشيد يخ را .
78 . رعايت عهد و پيمان، نشانه ايمان است .
79 . بدترين افراد نزد خدا در روز قيامت كسى است كه مردم به خاطر بد زبانى اش از او دورى كنند .
80 . كار اندكِ توأم با علم، بسيار است و كار بسيار توأم با نادانى، اندك .
81 . شما با اموالتان نمى توانيد دل همه مردم را به دست آوريد، پس با اخلاق خود، آنها را خرسند كنيد .
82 . از موارد اسراف اين است كه هر چه مى خواهى، بخورى .
83 . هر كه از خدا چيزى نخواهد، خداوند بر او خشم مى گيرد .
84 . اين دين محكم و استوار است، پس به آرامى در آن پيش برو و عبادت خدا را منفور خود مساز كه رهرو عجول، نه راهى سپرده و نه مركوب خود را حفظ كرده است .
85 . از امروز فردا كردن و آرزوى دراز بپرهيزيد كه اسباب هلاك امت ها بوده است .
86 . علاج نادانى، پرسيدن است .
87 . از شراب بپرهيزيد كه گناهش گناهان در پى مى آورد، همچنان كه از درختش درختان مى رويد .
88 . از هوى و هوس بپرهيزيد كه انسان را كور و كر مى كند .
89 . از هر كارى كه سرانجامش عذرخواهى است، دورى كن .
90 . از رفيق بد بپرهيز كه تو را به او مى شناسند .
91 . هر كس كارى از امور مسلمانان را به دست گيرد و در آن كار مانند كارهاى خود احتياط و دورانديشى نكند، بوى بهشت را نشنود .
92 . هر جوانى در آغاز جوانى اش ازدواج كند، شيطانش فرياد برآورد : واى بر او كه دينش را از دستبرد من دور گرداند .
93 . امر كننده به كار نيك، مانند انجام دهنده آن است .
94 . ايمان به تقدير الهى، غم و اندوه را مى بَرد .
95 . چهار چيز را پيش از چهار چيز غنيمت شمار : جوانى ات را پيش از پيرى، سلامتى ات را پيش از بيمارى، بى نيازى ات را پيش از تنگدستى، و زندگى ات را پيش از مرگ .
96 . چه بد مردمى اند كسانى كه مهمان به خانه نمى آورند .
97 . با پدران خود نيكى كنيد تا فرزندانتان با شما نيكى كنند، و عفت بورزيد تا زنانتان عفيف باشند .
98 . فاصله بين بنده و كفر، ترك نماز است .
99 . پرخورى، دل را سخت و بى رحم مى كند .
100 . مداوا كنيد كه بى شك كسى كه درد را فرستاده، دوا را نيز داده است .
101 . زن بگيريد كه زنان توانگرى مى آورند .
102 . يكديگر را ببخشيد تا كينه هايتان از ميان برود .
103 . دانش بياموزيد و با آن، آرامش و وقار فرا گيريد و در برابر كسى كه از او ياد مى گيريد، فروتنى كنيد .
104 . هر چه را مى خواهيد بياموزيد كه خداوند شما را از دانش منتفع نمى سازد مگر اينكه به آنچه آموخته ايد، عمل كنيد .
105 . كمال خوبى آن است كه در نهان همان عمل [ و عبادتى ]را انجام دهى كه در ميان مردم به جاى مى آورى .
106 . به يكديگر هديه بدهيد كه محبت را مى افزايد و دل آزردگى ها را مى برد .
107 . فروتنى در برابر حق نزديك تر است به عزت، از عزت طلبيدن به باطل .
108 . سزاوار است كه انسان گاه با خود خلوت كند و گناهانش را به ياد آورد و براى آنها از خدا آمرزش بخواهد .
109 . شيرينى دنيا، تلخى آخرت و تلخى دنيا، شيرينى آخرت است .
110 . دو ركعت نماز كسى كه ازدواج كرده بهتر است از هفتاد ركعت نماز انسان بى زن .
111 . قبرها را زيارت كنيد كه آخرت را به يادتان مى آورد .
112 . جوان سخاوتمند خوش اخلاق، نزد خدا از پيرمرد بخيلِ پارساىِ بد اخلاق محبوب تر است .
113 . بدترين غذاها غذاى وليمه است كه آدم هاى سير را بدان دعوت مى كنند و گرسنگان را از آن باز مى دارند .
114 . صله رحم عمر را طولانى مى كند و مرگ بد را دور مى سازد .
115 . گنهكار اميدوار به رحمت خداى تعالى از عابد نااميد، به رحمت الاهى نزديكتر است .
116 . چيزى را به قرض دادن، بهتر است از صدقه دادن آن .
117 . زيادىِ خنده، دل را مى ميراند .
118 . در دنيا چنان باش كه گويى غريب يا رهگذرى، و خود را از مردگان به شمار آر .
119 . به نيكى ها فرمان دهيد و از بدى ها باز داريد، يا [ منتظر باشيد كه ]خداوند بدانتان را بر شما مسلط كند، پس خوبانتان دعا كنند و پاسخ داده نشوند .
120 . هيچ كارى را براى فردا مگذار كه هر روزى تكليف خاص خود را دارد .
121 . مؤمن، طعنه زن و لعنت كن و بد زبان و ناسزاگو نيست .
122 . هيچ كس با مشورت بدبخت نگرديد و با خود رأيى به سعادت نرسيد .
123 . خداى تعالى به هيچ كارى پر فضيلت تر از دانايىِ در دين، عبادت نشده است .
124 . اندكى كه بس باشد بهتر است از بسيارى كه سرگرمى و غفلت آورد .
125 . هر كه عيب برادر خود را بپوشاند، خداوند در دنيا و آخرت عيوبش را مى پوشاند .
126 . هر كس ميان خود و خدايش را نيكو سازد، خداوند رابطه او و مردم را اصلاح كند و هر كس درون خود را درست كند، خداوند ظاهرش را به صلاح آورد .
127 . هر كه بار خويش بر دوش مردم افكند، مورد نفرين است .
128 . از جمله بهترين كارها خوشحال كردن مؤمن است به پرداختن وام او، برآوردن حاجتش، و برطرف كردن اندوهش .
129 . مادام كه خواندن قرآن تو را از بدى ها باز مى دارد، آن را بخوان و اگر باز نمى دارد، بدان كه به حقيقت قرآن نمى خوانى .
130 . از دوستى با احمق بپرهيز كه مى خواهد تو را سود دهد، زيان مى رساند .
 

 

 

كتابنامه
1 . قرآن مجيد، ترجمه استاد محمد مهدى فولادوند .
2 . حسن طبرسى، اِعلام الورى باعلام الهدى، تهران، العلميه اسلاميه .
3 . شيخ مفيد، الاختصاص، تحقيق على اكبر الغفارى، قم : انتشارات اسلامى .
4 . محمد يعقوب كلينى، الاصول من الكافى، تحقيق على اكبر غفارى، تهران : دارالكتب الاسلامية، 1367 .
5 . ابى جعفر صدوق، الامالى، قم : انتشارات اسلامى .
6 . عبدالعظيم منزوى، الترغيب والترهيب من حديث الشريف، بيروت: دارالكتب العلميه.
7 . ابى جعفر صدوق، التوحيد، تصحيح و تعليق سيد هاشم حسينى طهرانى، قم : منشورات جامعة المدرسين فى الحوزة العلمية .
8 . عبداللّه  بن جعفر حميرى، الجعفريات، تهران، كوشان پور.
9 . محمد بن مرتضى اخبارى، الدّرر فى البحار المصطفى، بى نا، بى جا، بى تا .
10 . الحسين بن السعيد الكوفى الاهوارى، الزهد، التحقيق ميرزا غلامرضا عرفانيان، قم : العلميه .
11 . ابن البطريق الاسدى الحلى، العمده، قم : انتشارات اسلامى .
12 . احمد بن محمد بن خالد البرقى، المحاسن، تهران : دار الكتب الاسلاميه .
13 . محسن فيض كاشانى، المحجة البيضاء، بيروت : اعلمى .
14 . ابن شهرآشوب، المناقب و آل ابى طالب، نجف : مطبعه حيدريه .
15 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، تهران : دار الكتب الاسلاميه .
16 . الحلى بصائر الدرجات، بيروت : دارالسرور .
17 . احمد بن ابى يعقوب ابى واضح يعقوبى، تاريخ يعقوبى، بيروت : دارصادر .
18 . النضر محمد بن مسعود بن عياش السلمى السمرقندى، تفسير العياشى، بيروت، النور للمطبوعات .
19 . ابى القاسم فرات بن ابراهيم الكوفى، تفسير فرات الكوفى، تحقيق محمد الكاظم، تهران : وزارت ارشاد .
20 . ورام، تنبيه الخواطر، بيروت : الاعلمى للمطبوعات .
21 . سبزوارى، جامع الاخبار، بيروت : دار احياء التراث العربى .
22 . ابى جعفر صدوق، خصال، تحقيق على اكبر غفارى، انتشارات اسلامى .
23 . محمد بن احمد فتال نيشابورى، روضة الواعظين، ترجمه : احمد مجيدى، تهران : دليل ما .
24 . سيد محمد حسين طباطبايى، سنن النبى، ترجمه لطيف راشدى، قم : همگرا .
25 . عبدالحميد ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق ابوالفضل ابراهيم، دار احياء الكتب العربيه .
26 . ابو عبداللّه  محمد بن اسماعيل البخارى، صحيح بخارى، بيروت : دار المعرفه .
27 . محمد بن على بن بابويه صدوق، علل الشرائع، ترجمه سيد محمد جواد ذهنى تهرانى، قم : مؤمنين .
28 . محسن فيض كاشانى، علم اليقين فى اصول الدين، قم، بيدار.
29 . ابن ابى جمهورى الاحسائى، عوالى اللالى العزيزيه فى الاحاديث الدينيه، التحقيق السيد مرعشى، قم، سيدالشهدا .
30 . فروع الكافى، بى نا، بى جا، بى تا .
31 . محمد بن طاووس، فلاح السائل، بى جا، بى تا .
32 . الخزاز القمى الرازى، كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر، تحقيق عبداللطيف الحسينى، قم: بيدار.
33 . محمدرضا حكيمى، كلام جاودانه، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
34 . علاء الدين على المتقى الهندى، كنز العمال، تحقيق شيخ بكرى حيائى، بيروت : مؤسسه الرساله .
35 . ابن منصور حلى، كنز جامع الفوائد والدافع المنافع، بى نا، بى جا، بى تا .
36 . محمد نبى تويسركانى، لئالى الاخبار، بى نا، بى جا، بى تا .
37 . حسين نورى، مستدرك الوسايل، بيروت : مؤسسه آل البيت لاحياء التراث العربى .
38 . محمدبن ادريس الحلى، مستطرفات السرائر، قم : انتشارات اسلامى .
39 . شهيد ثانى، مسكن الفؤاد، ترجمه حسين جناتى شاهرودى، قم : دانش .
40 . الطبرسى، مشكاة الانوار، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات .
41 . عباس عزيزى، مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه، انتشارات صلاة .
42 . ابى جعفر صدوق، معانى الاخبار .
43 . حسن بن سليمان حلى، منتخب البصائر الدرجات، بى نا، بى جا، بى تا .
44 . ابى جعفر صدوق، من لايحضره الفقيه، قم : جامعه مدرسين، 1413 ه . ق .
45 . محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخى، قم : دارالحديث، ويرايش سوم، 1377 .
46 . احمد محمود صبحى، نظريه الامامه عند الاثنى عشريه، قاهره: دارالمعارف.
47 . محمد بن حسن حرّ العاملى، وسائل الشيعه، قم : مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، 1414 .

 

 

پی نوشت ها :

 

1. نهج البلاغه، خطبه 95 .

2. محمدرضا حكيمى، كلام جاودانه، ص 100 .

3. احزاب33، آيه 21 .

4. بحارالانوار، ج 3، ص 14، ح 36 از جامع الاخبار .

5. الاختصاص، شيخ مفيد، ص 40 .

6. عوالى اللالى، ج 2، ص 311 .

7. بحارالانوار، ج 72، ص 106، ح 4 از اصول الكافى .

8. اصول الكافى، ج 1، ص 129، ح 9 .

9. ميزان الحكمه، ج 4، ص 1659 از بحارالانوار، ج 93، ص 322 .

10. ميزان الحكمه، ج 10، ص 4711 از المحجة البيضاء، ج 8، ص 195 .

11. بحارالانوار، ج 16، ص 94، ح 28 از الامالى و علل الشرائع و معانى الاخبار .

12. بحارالانوار، ج 43، ص 21، ح 11 از امالى الصدوق .

13. الاختصاص، شيخ مفيد، ص 44 .

14. عوالى اللالى، ج 4، ص 64 .

15. نساء 4 ، آيه 69 .

16. بحارالانوار، ج 8، ص 188، ح 159 .

17. بحارالانوار، ج 27، ص 133، ح 129 از امالى الطوسى .

18. بحارالانوار، ج 36، ص 336، ح 198 .

19. بحارالانوار، ج 37، ص 76، ح 43 از منتخب البصائر .

20. بحارالانوار، ج 23، ص 139 و 130، ح 61 .

21. بحارالانوار، ج 27، ص 102، ح 67 از كنز جامع الفوائد .

22. نور 24 ، آيه 36 .

23. بحارالانوار، ج 23، ص 325، ح 42 از كنز جامع الفوائد .

24. بحارالانوار، ج 27، ص 82، ح 22 از امالى الطوسى؛ اصول الكافى، ج 2، ص 46، ح 2 .

25. بحارالانوار، ج 24، ص 183، ح 20، از العمده ابن بطريق العلى .

26. بحارالانوار، ج 23، ص 42، ح 83 از امالى الطوسى .

27. بحارالانوار، ج 36، ص 330، ح 189 از كفاية الاثر .

28. نساء 4 ، آيه 59 .

29. بحارالانوار، ج 23، ص 289، ح 16 از مناقب آل ابى طالب، و اِعلام الورى .

30. تحريم 66 ، آيه 4 .

31. بحارالانوار، ج 36، ص 29، ح 6 از امالى الصدوق .

32. بحارالانوار، ج 38، ص 12، ح 17 از منابع اهل سنت .

33. آل عمران 3 ، آيه 103 .

34. بحارالانوار، ج 36، ص 19 و 18، ح 11 از تفسير فرات الكوفى .

35. واقعه 56 ، آيه 11ـ10 .

36. بحارالانوار، ج 24، ص 4، ص 13 .

37. معارج 70 ، آيات 3ـ1 .

38. بحارالانوار، ج 37، ص 173 و 174، ح 60 از تفسير فرات الكوفى .

39. عوالى اللالى، ج 4، ص 83 .

40. احقاف 46 ، آيه 35 .

41. ميزان الحكمه، ج 4، ص 1749 از بحارالانوار، ج 78، ص 18 .

42. بحارالانوار، ج 27، ص 85، ح 29 .

43. روضة الواعظين، ج 2، ص 430 .

44. بحارالانوار، ج 6، ص 126، ح 6 .

45. بحارالانوار، ج 6، ص 133، ح 32 از مصباح الشريعه .

46. ميزان الحكمه، ج 7، ص 3365 از كنزالعمال، خ 7639 .

47. لئالى الاخبار، ج 5، ص 253 و 262 .

48. سنن النبى، ج 5، ص 433، ح 2 از وسايل الشيعه، ج 7، ص 289، ح 2 ؛ الكافى، ج 4، ص 62، ح 2 .

49. عوالى اللالى، ج 1، ص 90 .

50. عوالى اللالى، ج 1، ص 90 .

51. عوالى اللالى، ج 1، ص 90 .

52. الخصال، صدوق، ص 298، ح 8 .

53. وسايل الشيعه، ج 3، ص 82، ح 17 .

54. عوالى اللالى، ج 1، ص 109 .

55. سنن النبى، ج 2، ص 307، ح 6 از مستدرك الوسايل، ج 3، ص 23، ح 1 ؛ فلاح السائل، ص 22 .

56. عوالى اللالى، ج 1، ص 90 .

57. اصول الكافى، ج 4، ص 214، ح 3 .

58. اصول الكافى، ج 4، ص 250، ح 12 .

59. غافر 40 ، آيه 60 .

60. الاثنا عشريه، ص 30 .

61. ميزان الحكمه، ج 10، ص 4673 از بحارالانوار، ج 77، ص 63 .

62. اصول الكافى، ج 3، ص 190، ح 6 .

63. اصول الكافى، ج 3، ص 81، ح 4 .

64. اصول الكافى، ج 3، ص 331، ح 25 .

65. اصول الكافى، ج 3، ص 331، ح 19 .

66. بحارالانوار، ج 72، ص 262، ح 40 از محاسن البرقى .

67. سنن النبى، ج 2، ص 195، ح 1 از وسايل الشيعه، ج 2، ص 906، ح 1 ؛ الكافى، ج 2، ص 196، ح 2 .

68. بحارالانوار، ج 67، ص 276، ح 4 از اصول الكافى .

69. مستدرك الوسايل، ج 8، ص 455، ح 4 .

70. ميزان الحكمه، ج 2، ص 747 از مستطرفات السرائر، ص 143 .

71. طلاق 65 ، آيه 2 و 3 .

72. سنن النبى، ج 7، ص 243، ج 18 از مستدرك الوسايل، ج 11، ص 267، ح 15 ؛ كنز جامع الفوائد، ص 184 .

73. سنن النبى، ج 7، ص 164، ح 1 از وسايل الشيعه، ج 11، ص 22، ح 1 ؛ الكافى، ج 5، ص 12، ح 3 .

74. ميزان الحكمه، ج 4، ص 1909 از كنزالعمال، خ 44154 .

75. سنن النبى، ج 7، ص 291، ح 15 از مستدرك الوسايل، ج 11، ص 333، ح 29 .

76. سنن النبى، ج 7، ص 432، ح 3 از مستدرك الوسايل، ج 12، ص 117، ح 1 ؛ الامالى، ج 2، ص 143 .

77. بصائر الدرجات، ص 500، ح 47 .

78. عوالى اللالى، ج 1، ص 188 .

79. عوالى اللالى، ج 1، ص 94 .

80. سنن النبى، ج 9، ص 210، ح 1 از وسايل الشيعه، ج 15، ص 247، ح 1 ؛ الكافى، ج 2، ص 120، ح 2 .

81. سنن النبى، ج 9، ص 216، ح 16 از مستدرك الوسايل، ج 15، ص 260، ح 21 .

82. سنن النبى، ج 9، ص 215، ح 8 از مستدرك الوسايل، ج 15، ص 258، ح 10 .

83. سنن النبى، ج 7، ص 271، ح 5 از وسايل الشيعه، ج 11، ص 224، ح 7 ؛ المحاسن، ص 16، ح 46 .

84. سنن النبى، ج 5، ص 110، ح 9 از وسايل الشيعه، ج 6، ص 24، ح 17 ؛ الزهد، ص 68، ح 180 .

85. اصول الكافى، ج 3، ص 175، ح 5 .

86. تنبيه الخواطر، ص 105ـ106 .

87. مشكاة الانوار، ص 218 .

88. اصول الكافى، ج 3، ص 177، ح 14 .

89. اصول الكافى، ج 4، ص 75، ح 1 .

90. بحارالانوار، ج 72، ص 295، ح 19 از معانى الاخبار .

91. اصول الكافى، ج 3، ص 233، ح 10 .

92. بحارالانوار، ج 74، ص 49، ح 9 از اصول الكافى .

93. سنن النبى، ج 9، ص 196، ح 12 از مستدرك الوسايل، ج 15، ص 227، ح 14 ؛ الامالى، ج 2، ص 149 .

94. بحارالانوار، ج 22، ص 84، ح 35 از اصول الكافى .

95. ميزان الحكمه، ج 3، ص 1185 از شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 315 .

96. اصول الكافى، ج 4، ص 489، ح 1 .

97. لئالى الاخبار، ج 3، ص 133 و 284 .

98. اصول الكافى، ج 3، ص 239 .

99. اصول الكافى، ج 4، ص 457، ح 1 .

100. اصول الكافى، ج 3، ص 216، ح 10 .

101. ميزان الحكمه، ج 13، ص 6449 از كنزالعمال، خ 16150 .

102. ميزان الحكمه، ج 5، ص 2339 از جامع الاخبار، ص 378 .

103. عوالى اللالى، ج 1، ص 90 .

104. سنن النبى، ج5، ص215، ح4 از مستدرك الوسايل، ج7، ص189، ح4 ؛ الدّرر، ج1، ص14 .

105. سنن النبى، ج 2، ص 193، ح 16 از مستدرك الوسايل، ج 2، ص 426، ح 26 ؛ مسكن الفؤاد، ص 45 .

106. بحارالانوار، ج 75، ص 241، ح 2، از اصول الكافى .

107. ميزان الحكمه، ج 14، ص 7067 از مستدرك الوسايل، ج 11، ص 227 .

108. عوالى اللالى، ج 2، ص 110 .

109. ميزان الحكمه، ج 11، ص 5511 از تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 98 .

110. ميزان الحكمه، ج 8، ص 3725 از الترغيب والترهيب، ج 3، ص 227 .

111. ميزان الحكمه، ج 5، ص 2057 از كنزالعمال، خ 44156 .

112. ميزان الحكمه، ج 3، ص 1139 از المحاسن، ج 2، ص 435 .

113. ميزان الحكمه، ج 2، ص 805 از الخصال، ص 294 .

114. ميزان الحكمه، ج 2، ص 755 از تنبيه الخواطر، ص 2 .

115. عوالى اللالى، ج 3، ص 291 .

116. عوالى اللالى، ج 3، ص 281 .

117. توبه 9 ، آيه 34 .

118. عوالى اللالى، ج 2، ص 67 .

119. ميزان الحكمه، ج 5، ص 2261 از بحارالانوار، ج 103، ص 232 .

120. عوالى اللالى، ج 4، ص 33 .

121. عوالى اللالى، ج 2، ص 142 .

122. عوالى اللالى، ج 2، ص 142 .

123. عوالى اللالى، ج 2، ص 114 .

124. عوالى اللالى، ج 1، ص 113 .

125. اصول الكافى، ج 3، ص 149، ح 6 .

126. ميزان الحكمه، ج 6، ص 2971 از بحارالانوار، ج 77، ص 93 .

127. عوالى اللالى، ج 1، ص 127 .

128. سنن النبى، ج 7، ص 484، ح 22 از مستدرك الوسايل، ج 12، ص 182، ح 19 ؛ مشكاة الانوار، ص 136 .

129. سنن النبى، ج 7، ص 340، ح 6 از وسايل الشيعه، ج 11، ص 289، ح 14 ؛ من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 291، ح 878 .

130. سنن النبى، ج 7، ص 181، ح 15 از وسايل الشيعه، ج 11، ص 148، ح 22 ؛ الكافى، ج 2، ص 188، ح 31 .

131. اصول الكافى، ج 3، ص 337، ح 32 .

132. اصول الكافى، ج 3، ص 338، ح 35 .

133. سنن النبى، ج 7، ص 275، ح 7 از مستدرك الوسايل، ج 11، ص 308، ح 3 ؛ الجعفريات، ص 183 .

134. سنن النبى، ج 7، ص 287، ح 6 از مستدرك الوسايل، ج 11، ص 323، ح 2 ؛ الجعفريات، ص 192 .

135. بحارالانوار، ج 2، ص 28، ح 8، از الخصال، صدوق ؛ اصول كافى، ج 1، ص 48، ح 4 .

136. عوالى اللالى، ج 1، ص 119 .

137. عوالى اللالى، ج 4، ص 60 .

138. فروع الكافى .

139. صحيح البخارى .

140. صحيح البخارى .

141. ميزان الحكمه، ج 11، ص 5551 از الترغيب والترهيب، ج 3، ص 484 .

142. ميزان الحكمه، ج 10، ص 4831 از كنزالعمال، خ 2777 .

143. ميزان الحكمه، ج 10، ص 4804 از تفسير العياشى، ج 1، ص 3 .

144. اين صد و سى سخن منتخبى است از مجموعه گرانقدر نهج الفصاحه كه با همت و ترجمه آقاى ابوالقاسم پاينده پديد آمده است و در زمينه گردآورى و تدوين سخنان پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله كارى با ارزش و مرجع به شمار مى آيد.



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها