خانه> کتاب >1153


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
لیست کتب اداره مشا...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2072

بازدید مقالات:
6404280

بازدید سوالات:
2579963



هفت سین حجاب بازديد: 2003

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

 

هفت سين حجاب
(هفت پرسش درباره پوشش و حجاب)
 

عليرضا مستشارى

سرشناسه: مستشارى، عليرضا، 1347
عنوان و نام پديدار: هفت سين حجاب (هفت پرسش درباره پوشش و حجاب) / عليرضا مستشارى؛ تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى.
مشخصات نشر: قم، دفتر نشر معارف، 1388.
مشخصات ظاهرى: 60 ص؛ 15×15 س م
شابك: 000/7 ريال: 8-222-531-964-978
وضعيت فهرست نويسى: فيپا
يادداشت: كتابنامه به صورت زيرنويس
موضوع: حجاب ـ پرسش ها و پاسخ ها
شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى.
اداره مشاوره و پاسخ
رده بندى كنگره: 1388 7 ه 52 م / 17/ 230 BP
رده بندى ديويى: 636076/297
شماره كتابشناسى ملى: 1843796
تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى
حروف چينى و صفحه آرايى: اميرحسين عليزاده
انتشارات: دفتر نشر معارف
نوبت چاپ: چهارم، بهار 1390
تيراژ: 5000 نسخه
قيمت: 700 تومان
شابك: 8 ـ222 ـ 531 ـ 964 ـ 978
همه حقوق محفوظ است
مراكز پخش
1. قم: معاونت مطالعات راهبردى نهاد، تلفن 2904440
2. قم: خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، (مديريت پخش دفتر نشر معارف) تلفن و نمابر: 7744616
3. فروشگاه شماره 1 قم: خيابان شهدا، روبروى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن: 7735451
4. فروشگاه شماره 2 تهران: خيابان انقلاب، چهارراه كالج، جنب بانك ملت، پلاك 715
تلفن: 88911212 ـ نمابر: 88809386
نشانى اينترنت:WWW.nashremaaref.ir
پست الكترونيك: info@nashremaaref.ir
 


فهرست موضوعات
مقدمه··· 6
چرايى پوشش··· 9
پوشش قرآنى··· 21
دستورى براى زمانى خاص!··· 31
چگونگى پوشش··· 33
خودنمايى يا خودآرايى··· 39
حجاب در نماز!··· 45
پوشش مردان··· 51
بعد از هفت سين··· 55

مقدمه:
پرسش، يكى از دروازه هاى رسيدن به كمال بينش، دانش و عمل صالح است. به ويژه اگر از سوى جوانان حقيقت جو و باصفايى باشد كه در بهار زندگى و ابتداى راه رشد، بالندگى و خودسازى به سر مى برند. جوان اگر صادقانه به دنبال يافتن پاسخ هاى صحيح براى سؤال هاى خويش باشد خداوند نيز او را به مسيرى مطمئن رهنمون خواهد كرد تا دريچه هاى علم و آگاهى برايش گشوده شده و دانسته هايش به نور روشنى بخش دل و جان خود و ديگران تبديل گردد.
نوشتار حاضر مجموعه اى از هفت پرسش و پاسخ درباره پوشش و حجاب است كه به دليل اهميت و نياز مخاطبان جوان تهيه و تنظيم شده است. در تدوين اين اثر از بانك اطلاعات پرسش و پاسخ اداره مشاوره نهاد مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها استفاده شايانى شد و بدين جهت، از مسئول اداره، جناب حجه الاسلام و المسلمين صالح قنادى و گروه هاى علمى و محققان فعال آن، به ويژه حجج اسلام سيد ابراهيم حسينى و سيد مجتبى حسينى كمال تشكر را دارم.
البته يكى از بهترين آثارى كه در اين موضوع نگاشته شده، كتاب «مسئله حجاب» علامه شهيد مرتضى مطهرى«ره» است، كتابى با دقت هاى فقهى و تحقيقى كه مطالعه آن براى همه دختران و پسران جوان مفيد خواهد بود. در نوشتار حاضر سعى شده خوشه اى از آن باغ و گلى از آن گلستان بر سر سفره هفت سين بهار جوانى شما تقديم گردد، به اميد آنكه راه هفت شهر عشق را به همگان رهنمون باشد، زيرا رهرو اين سفر براى حفظ خود از خطرات تا رسيدن به معشوق، قطعا نيازمند توشه و پوشه اى مناسب است.
عليرضا مستشارى


چرايى پوشش
سين اول: فلسفه حجاب زنان چيست؟
جيم: اين سؤال در واقع پرسش از دليل عقلى و عقلايى مسئله است در اين باره بايد گفت: علت و فلسفه لزوم پوشش براى خانم ها، متعدد است و برخى از آنها عبارتند از:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنيت و آرامش روانى؛
يكى از غرايز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غريزه جنسى است كه نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در صورت كنترل، علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، مى تواند موجب امنيت روانى انسان ها شود. در قوانين اسلام، براى استفاده درست از اين غريزه حياتى، راهكار گوناگونى مطرح شده كه «حجاب» و وجود حريم بين زن و مرد، يكى از راهكارهاى مهم آن است. بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعريف نشده و بى بندوبار (با آرايش هاى گوناگون)، هيجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى ناپذير، درمى آورد.
اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين، توجه كامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام كردن آن انديشيده است و در اين زمينه، هم براى زنان و هم براى مردان، تكاليف خاصى را معين كرده است. وظيفه مشترك زن و مرد اين است كه چشم خويش را از نگاه به نامحرم، بپوشانند و از نگاه شهوت آميز، بپرهيزند؛ اما زنان ـ به خاطر جاذبه هاى بيشتر ـ وظيفه خاصى دارند و آن اين كه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايش هاى تحريك آميز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دلربايى نپردازند؛ تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه به ويژه لباس زنان، نمى تواند به هر شكل و اندازه اى باشد و بايد حد و ضابطه اى داشته باشد. بى بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى بندبارى در تحريك غريزه جنسى است. تحقيقات علمى ـ در فيزيولوژى و روان شناسى ـ درباره تفاوت هاى جسمى و روحى زن و مرد، ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك هاى چشمى شهوت انگيز، حساس تر از زنانند و برعكس، زنان در مقابل محرك هاى لمسى، حساسيت بيشترى دارند. اين مزيت هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته يا اكتسابى نيست؛ بلكه از زمان كودكى آشكار است.
اصطلاح «چشم چرانى» كه براى اين ويژگى مردان به كار مى رود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محرك هاى بينايى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بينايى، زياد است و از اين گذشته وسعت زيادى از محيط در آن واحد ديده مى شود.
از سوى ديگر، چون حس لامسه، دامنه و برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديك است و هورمون هاى جنسى زن به صورتى دوره اى ترشح مى شوند و به طور متناوب عمل مى كنند، تأثير محرك هاى شهوانى بر زن، صورتى بسيار محدود دارد و از اين نظر، فعاليت زنان بسيار كم است؛ بر خلاف مردان كه ترشح اندروژن ها در آنان صورتى يكنواخت دارد و هيچ عامل طبيعى آن را قطع نمى كند. مردان به صورتى گسترده تر، تحت تأثير محرك هاى شهوانى قرار مى گيرند و از اين نظر، فعال ترند.1
2. حفظ و تحكيم بنيان خانواده؛
بى ترديد بنيان خانواده، يكى از مقدس ترين بنيادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال به خود ديده است. نقش خانواده در ايجاد جامعه سالم، يك نقش بى بديل است و در اين ميان، نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انكار است؛ در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده اى براى نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند، نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا، همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل كند ياد» و هر چه دل در مقوله هوس هاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مى رود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مى بندد و با قبلى وداع مى كند؛ اما در محيطى كه «حجاب» حاكم است و ديگر شرايط اسلامى رعايت مى شوند، دو همسر، تعلق به يكديگر دارند و احساسات و عشق و عواطفشان، مخصوص يكديگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پيمان زناشويى، مفهومى ندارد؛ خانواده ها به سادگى متلاشى مى شوند و كودكان، بى سرپرست مى مانند.
3. پيش گيرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه؛
گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، يكى از دردناك ترين پيامدهاى بى حجابى و آزادى هاى بى حد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و ساير جوامع مشابه، كاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى حجابى نيست؛ بلكه يكى از عوامل اصلى و مؤر در گسترش دامنه فحشا و جريان روبه رشد تولد فرزندان نامشروع، مسئله برهنگى و بى حجابى است. امروزه يكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است؛ فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهديد مى كنند.
4. جلوگيرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى؛
يكى از مسائل مطرح پيرامون حقوق زنان و بى توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روزبه روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمايى افزون تر از او دارد و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسى اش وسيله تبليغ كالاها و عاملى براى جلب جهان گردان و مانند اينها قرار دهد، در چنين جامعه اى، شخصيت زن تا حد يك عروسك يا يك كالاى بى ارزش، سقوط مى كند و ارزش هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود و به اين ترتيب، زن، وسيله اى براى اشباع هوس هاى سركش برخى مردان آلوده و فريبكار مى شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعاليت هاى اجتماعى دور نمى كند، بلكه زمينه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع - به همراه حقوق برخوردارى از اجتماعى عادلانه - تضمين مى كند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مى بخشد.
در روايات آمده است: «المرأة ريحانة2؛ زن همچون ريحانه و شاخه گلى ظريف است». بى ترديد اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست گلچين مصون نمى ماند.
قرآن كريم، زنان ايده آل را كه در بهشت جاى دارند، به مرواريد محجوب و پوشيده در صدف تشبيه مى كند: «كَأَمْثالِ اللُّؤلُؤ الْمَكْنُونِ»3 و گاه آنها را به جواهرات اصيلى چون ياقوت و مرجان كه جواهر فروشان آنها را در پوششى ويژه قرار مى دهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس اين و آن قرار نگيرند و ارزش و قدرشان كاستى نپذيرد، تشبيه مى كند.
بايد توجه داشت كه حيا، عفاف و حجاب زن، مى تواند در نقش عاطفى و تأثيرگذارى او بر مرد، مؤر باشد. لباس زن، سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن، يكى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
در واقع، حجاب، موجب محدوديت مردان هرزه اى مى باشد كه در صدد كام جويى هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و موجب مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان است. علاوه بر مطالب فوق، استاد مطهرى در بيان اين كه چرا حجاب به زنان اختصاص يافته، مى گويد:
«اما علت اين كه در اسلام، دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است كه ميل به خودنمايى و خودآرايى، مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شكار است و زن، شكارچى؛ همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى. ميل زن به خود آرايى از حس شكارچى گرى او ناشى مى شود. در هيچ جاى دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس هاى بدن نما و آرايش هاى تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين، انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گرديده است».4
به عبارت ديگر، جاذبه و كشش جنسى و زيبايى خاص زنانه و تحريك پذيرى جنس مردانه، يكى از علت هاى اين حكم است. توصيه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ايجاد محدوديت و محروميت و چيزهايى از اين قبيل كه تنها فريب شيطانى اند، نمى باشد؛ بلكه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است كه بايد از آن مراقبت شود؛ تا به تاراج نرود. اين، كاملاً معقول است كه هر چيزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بيشترى را مى طلبد؛ تا از دست راهزنان در امان باشد و به شكل يك ابزار، براى مطامع سودپرستان، در نيايد. به ياد داشته باشيم كه غريزه جنسى، نيرومند و عميق است و هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش تر مى گردد؛ همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر بدمند، شعله ورتر مى شود و شهوت خود را به صورت يك عطش روحى و خواست اشباع نشدنى، در مى آورد. وضعيت جهان معاصر و كشانده شدن عده اى به همجنس بازى، نشانه آشكارى از اين حالت است.
بنابراين، رعايت نكردن پوشش اسلامى توسط زنان، نه تنها از بين رفتن حساسيت مردان را به دنبال ندارد، بلكه موجب طغيان غريزه جنسى آنان نيز مى شود.


پوشش قرآنى
سين دوم: آيا درباره حجاب و پوشاندن موى زنان، آيه اى در قرآن وجود دارد؟
جيم: اصل قانون حجاب اسلامى، از ضروريات دين مبين اسلام است و هيچ مسلمانى نمى تواند در آن ترديد كند؛ زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح كرده است و هم روايات بسيارى بر وجوب آن گواهى مى دهند. به همين دليل، فقيهان شيعه و سنى به اتفاق، به آن فتوا داده اند.
مقصود ما از حجاب، مطلق پوشش خاص مورد نظر دين است؛ نه معناى اصطلاحى آن كه به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و منع از وصول باشد.5
درباره وجوب حجاب اسلامى براى خانم ها، در قرآن كريم دو آيه صريح وجود دارد؛
الف. در سوره نور از واژه «خُمُر» استفاده شده، «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ». «و روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)».
ب. در سوره احزاب، آيه 59 از واژه «جلباب» ياد شده است؛ «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤذَيْنَ وَ كانَ اللّهُ غَفُوراً رَحِيماً». «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى هاى بلند ]خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است، خداوند همواره آمرزنده رحيم است».
در آيه اول، «خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش است6 و «جيوب» نيز از واژه «جيب» به معناى قلب و سينه و گريبان است.7 خداوند در اين آيه پوشش بانوان را به دو شكل گسترش مى دهد: پوشيدگى سر و گردن و ديگرى پوشاندن زينت ها.
تفسير مجمع البيان از علامه طبرسى است، در كتاب اين مفسّر شيعه چنين مى خوانيم:
زنان مدينه، اطراف روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سينه و گردن و گوش هاى آنان آشكار مى شد و بر اساس اين آيه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گريبان ها بيندازند؛ تا اين مواضع نيز پوشيده باشد.8
مفسّر نام آور سنى، فخر رازى ياد آور مى شود:
خداوند متعال با به كارگرفتن واژه هاى «ضَرب» و «عَلى» كه مبالغه در القا را مى رساند، در پى بيان لزوم پوشش كامل اين نواحى است.9
ابن عبّاس در تفسير اين جمله مى گويد: «تغطّى شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها10؛ زن، مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند».
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اسماء مى فرمود:
«اسماء! وقتى زن بالغ شد، شايسته نيست كه (در برابر نامحرم) جز صورت و دست هايش ديده شود».11
برخى ادّعا مى كنند، كه حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داريم؛ ولى در هيچ جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است؛ اما نادرستى اين سخن، آشكار است؛ زيرا علاوه بر گفتار ابن عبّاس و نيز شأن نزول آيه، اين واقعيت كه زنان مسلمان حتّى قبل از نزول اين آيه موهاى خود را مى پوشاندند و آشكار بودن گردن و گوش و زير گلويشان، تنها مشكل به شمار مى آمد، ترديدناپذير است. همچنين در آيه از روسرى سخن به ميان آمده است.
بايد پرسيد: آيا روسرى جز آن چه بر سر مى افكنند و موها را مى پوشانند، معنايى دارد؟ افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعددى آمده است.12
در آيه دوم، نيز از واژه «جلباب» استفاده شده است. در معناى جلباب، چنين گفته شده است:
«الجلباب: القميص او الثوب الواسع؛ جلباب، پيراهن يا هر لباسى است كه بزرگ و بلند باشد».
يا: «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تُغطّى به المرأة رأسها و صدرها؛ جلباب، لباسى است بزرگ تر از روسرى و مقنعه و كوچك تر و كوتاه تر از عبا كه زن، سر و سينه خود را با آن مى پوشاند»13.
در مجمع البيان و تفسير تبيان اثر شيخ طوسى چنين آمده است:
«جلباب روسرى خاصى است كه بانوان هنگامى كه براى كارى از منزل خارج مى شوند، سر و روى خود را با آن مى پوشانند.14
نزديك ساختن جلباب، «يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ»15، كنايه از پوشاندن چهره و سر و گردن با آن است؛ يعنى چنان نباشد كه چادر يا روپوش هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته، همه پيكرشان را نپوشاند. سزاوار است زنان چنان چادر نپوشند كه نشان دهد اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند؛ از نگاه چشم هاى نامحرم نمى پرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات»، زنانى كه ظاهراً پوشيده هستند، ولى در واقع برهنه اند، شمرده شوند.16
قرآن چنين فرمان مى دهد: بانوان با مراقبت، جامه شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند؛ تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مى آيند.
تعليل پايانى آيه نيز بيان گر همين امر است؛ يعنى آن پوششى مطلوب است كه خود به خود «دور باش» ايجاد مى كند و ناپاك دلان را نوميد مى سازد.17
بنابراين، جلباب، لباس گشاد و پارچه اى است كه همه بدن را مى پوشاند. علاوه بر اين، همان طور كه مفسران بزرگ، مانند شيخ طوسى و علامه طبرسى فرموده اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود؛ روسرى هاى كوچك كه آنها را «خِمار» يا «مقنعه» مى ناميدند و معمولاً در خانه از آنها استفاده مى كردند و روسرى هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه بودند و زنان با اين روسرى هاى بزرگ كه جلباب خوانده مى شد و از «مقنعه» بزرگ تر و از «رداء» (عباء) كوچك تر بودند و به چادر امروزى شباهت داشتند، مو و تمام بدن خود را مى پوشاندند.


دستورى براى زمانى خاص!
سين سوم: مى گويند دستور حجاب براى زمانى بوده كه زنان مسلمان، با كنيزان اشتباه گرفته نشوند و امروزه اين فلسفه وجود ندارد؛ آيا اين ادعا درست است؟
جيم: اين برداشت را برخى از آيه 59 سوره احزاب كرده اند؛
زيرا بعد از آن كه خداوند زنان را امر به استفاده از جلباب نموده، فرمود:
«ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤذَيْنَ»؛ «اين، نزديك ترين راهى است كه شناخته شوند آزادند؛ نه كنيز؛ تا مورد آزار و اذيت قرار نگيرند».
حقيقت اين است كه اگر كسى به متون روايى و تاريخ اسلام رجوع كند، به راحتى خواهد فهميد كه همان طور كه نماز و روزه به دورانى خاصى اختصاص ندارند، دستور پوشش نيز چنين است و ادعاى عصرى بودن آن، بى دليل و غيركارشناسانه است؛ زيرا در اين آيه، يكى از علت هاى وجوب حجاب، اين گونه بيان شده كه زن بى حجاب (مانند كنيزان در آن زمان)، در معرض مزاحمت و هتك حيثيت قرار دارد و در مقابل، زن با پوشش مناسب و با وقار، وقتى از خانه بيرون مى رود، فاسدان و مزاحمان و بيماردلان، جرأت هتك آبروى او را پيدا نمى كنند و در واقع، وى را طعمه اى مناسب براى شكار خود نمى بينند؛ زيرا داراى حريم مى باشد. پس در اين آيه، دليل حكم بيان شده و آن علت، امروز نيز وجود دارد.


چگونگى پوشش
سين چهارم: پوشش كامل براى زن، چه پوششى است؟
جيم: در ميان فلسفه هاى ذكر شده براى حجاب، دو فلسفه زير نقش اساسى ترى دارند كه با يكديگر داراى ارتباط كامل هستند:
الف. مصونيت زن در برابر طمع ورزى هاى هوس بازان.
ب. پيش گيرى از تحريكات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى و تأمين سلامت و بهداشت معنوى جامعه.
حجاب با چنين نقش و كاركرد مهم و اساسى، پيامى قاطع با خود دارد و آن اين است كه در برابر همه مردان اجنبى، نوعى هشدار و اعلام «دور باش» مى دهد و در نتيجه، عواملى كه در رساندن اين پيام و اثرگذارى آن مؤثرند، عبارتند از:
1. حدود و ميزان پوشش؛
بدون شك هر اندازه بدن زن پوشيده تر باشد، نقش نيرومندترى در دورسازى ديدگان نظاره گر، ايفا مى كند. اگر نگاه هاى آلوده را همچنان كه در روايات آمده، «تيرهاى زهرآلود شيطان» بدانيم، پوشش زن، همانند قوسى است كه تير از آن كمانه مى كند و منحرف مى شود و از اصابت و نفوذ در هدف، باز مى ماند و بر عكس، هر اندازه بدن زن، برهنه تر باشد، تيرهاى شيطانى را بيشتر متوجه خود ساخته، از آنها آسيب خواهد ديد و از همين روست كه چادر را حجاب برتر شناخته اند؛ زيرا با وجود شرايط ديگر، بيشترين پوشش و مطمئن ترين مصونيت را ايجاد مى نمايد.
2. كيفيت پوشش؛
ميزان ضخامت و حتى كيفيت دوخت لباس، خود بخش مهمى از حجاب را تشكيل مى دهد. بدون شك، لباس هاى نازك، تنگ و بدن نما، فرودگاه پيكان مسموم شيطان و موجب خيره شدن چشم هاى هرزه و آلوده و به فساد كشاننده جامعه است و در مقابل، لباس هاى غيربدن نما، ديده ها را از زن دور مى سازد و سلامت معنوى او را تأمين مى كند.
3. رنگ ها؛
برخى از رنگ ها ديده ها را خيره مى سازد و پاره اى ديگر، نگاه ها را از خود مى راند و دور مى سازد. در عين حال، عالمان دين نسبت به خصوص رنگ ها، تأكيد چندانى نكرده، ولى بر اين مسئله پاى مى فشارند كه لباس، نبايد موجب جلب توجه و عواقب سوء ناشى از آن باشد و از اين روست كه در طول تاريخ، زنان مسلمان به ميل خود، در خارج از خانه و درون جامعه عمومى، لباس مشكى را براى حجاب برگزيدند و اين سنت حسنه، مورد تقرير و پذيرش پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام قرار گرفت؛ زيرا زنان به اين وسيله، احساس امنيت و مصونيت بيشترى مى كردند.
گاهى مى گويند كه لباس مشكى از نظر اسلام مكروه است؛ حال آن كه هيچ فقيهى به كراهت چادر و عباى مشكى، فتوا نداده است؛ بلكه در خود روايت، چادر و كفش مشكى استثنا شده است. گاهى شبهه كرده اند كه چادر مشكلى پوكى استخوان مى آورد و آرامش روانى را بر هم مى زند. اگر چنين بود، خانم هايى كه 80 سال از چادر مشكى استفاده كرده اند، بايد از پاى درآمده باشند؛ حال آن كه هيچ آمار علمى كه گواه بر گفته هاى آنان باشد، در دسترس نيست.
به نظر مى رسد كه پوشش كامل، آن نوع پوششى است كه هيچ چشم بيگانه اى را متوجه خود نكند يعنى لباسى كه برجستگى هاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحريك شهوت مردان را فراهم نكند و خود زن هم با آرايش در جامعه ظاهر نشود.


خودنمايى يا خودآرايى
سين پنجم: آرايش تا چه حدى براى زنان جايز است؟
جيم: در خصوص «آرايش» و «زينت»، اين پرسش مهم مطرح است كه آيا مفهوم آن، واژه «زيور» (زينت هاى جدا از بدن، مانند جواهرات) را نيز در بر مى گيرد يا تنها آرايش هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب را شامل مى شود؟
در پاسخ بايد گفت: حكم كلى آن است كه خودآرايى جايز ولى خودنمايى در مقابل نامحرم، ممنوع است. آرايش، امرى فطرى و طبيعى است.
بنابراين، خداوند زينت و خودآرايى را نهى نمى كند؛ آن چه در شرع مقدس ممنوع شده، تبرّج و خودنمايى و تحريك و تهييج، به وسيله آشكار ساختن زينت در محافل اجتماعى است؛ چنان كه خداوند مى فرمايد: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى»18 و نيز مى فرمايد: «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ»19 اين آيه، زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا مى كردند و براى اين كه نشان دهند خلخال گران بها دارند، پاى خود را محكم بر زمين مى كوبيدند، از اين كار نهى مى كرد.
فقيه بزرگوار، علامه مطهرى مى گويد:
«از اين دستور مى توان فهميد هر چيزى كه موجب جلب توجّه مردان مى گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنين آرايش هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلى، زن در معاشرت، نبايد كارى كند كه موجب تحريك و تهيج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.
خداوند در آيه 31 سوره نور مى فرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها»؛ «زنان مؤمن، زينت هاى خود را در مقابل نامحرم، آشكار نمى سازند؛ مگر زينت هايى كه به خودى خود آشكار هستند».
پس زينت هاى زن، دو گونه است؛ يك نوع زينتى كه مانند لباس و سرمه و زير ابرو و رنگ ابرو (به طور متعارف) و انگشتر و دست بند، آشكار است و پوشانيدن آن، واجب نيست و نوع ديگر، زينتى كه پنهان است؛ مگر آن كه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد؛ مانند گوشواره و گردن بند. پوشانيدن اين نوع زينت و زيور، واجب است».20
تاكنون مسئله آرايش و زيور در مقابل نامحرم را بيان نموديم؛ ولى بايد دانست كه در مقابل افراد محرم، به ويژه شوهر اين محدوديت وجود ندارد.
علامه طباطبائى در تفسير آيه 32 سوره اعراف مى فرمايد:
خداى متعال در اين آيه21 زينت هايى را معرفى مى كند كه براى بندگانش ايجاد كرده و آنان را فطرتاً به وجود آن زينت ها و استعمال و استفاده از آنها، ملهم كرده است و روشن است كه فطرت، جز به چيزهايى كه وجود و بقاى انسان نيازمند آن است، الهام نمى كند22.
حسّ زيبايى دوستى، سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى شود. اين گرايش طبيعى، افزون بر آن كه آثار مثبت روانى در ديگران پديد مى آورد، به تحقق آثار گران بهاى روانى در شخص آراسته نيز مى انجامد. آراستن خود و پرهيز از آشفتگى و پريشانى، در نظام فكرى و ذوق سليم انسان ريشه دارد. پرهيز از خودآرايى، نه دليل وارستگى از قيد نفس است و نه علامت بى اعتنايى به دنيا. وضع ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود، شخصيت افراد را در نگاه ديگران، خوار مى سازد و زبان طعن و توهين دشمن را مى گشايد. بر اين اساس، پوشيدن جامه زيبا، بهره گيرى از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گيسوان، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و سرانجام آراستن خويش هنگام عبادت و معاشرت با محرمان، از مستحبات مؤد و برنامه هاى روزانه مسلمانان است.
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام بهترين جامه هاى خود را در نماز مى پوشيد و در پاسخ كسانى كه سبب اين كار را مى پرسيدند، مى فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى23؛ خداوند، زيباست و زيبايى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زيبا مى سازم».
در كتاب هاى حديثى ما نيز ابواب مفصلى درباره استحباب اين مسئله وجود دارد، كه براى اطلاع بيشتر، مى توانيد به حليه المتقين، نوشته علامه مجلسى، ص 12،53 و 91 - 107 مراجعه كنيد.


حجاب در نماز!
سين ششم: چرا بانوان در نماز بايد حجاب داشته باشند؛ مگر خداوند نامحرم است؟
جيم: از آن جا كه در اين پرسش، مسئله نماز مطرح است و اساس بسيارى از احكام نماز و ساير عبادت ها، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل پروردگار است، ما فقط در حد فهم خود مى توانيم پاسخ دهيم و دست يابى به علت و فلسفه احكام عبادى، بسيار مشكل است و اگر چه همه آنها داراى حكمت و علت خاصى هستند، ولى پى بردن به همه آن اسرار، براى ما ميسر نيست.
به هر حال، حجاب و پوشش بانوان در نماز، علت ها و فلسفه هاى متعددى مى تواند داشته باشد كه برخى عبارتند از:
الف). اين كار، نوعى تمرين مستمر و روزانه، براى حفظ حجاب مى باشد و يكى از عواملى است كه در پاسداشت دائمى پوشش اسلامى زن و جلوگيرى از آسيب پذيرى آن، نقش مهمى ايفا مى كند. همان گونه كه هر عبادتى، مانند نماز، تعليم و تمرين ياد خداوند سبحان و بازگشت به سوى او در آخرت و تزكيه و تربيت خود براى يك زندگى ابدى مى باشد، حجاب زن در نماز نيز آموزش، تمرين و تذكر پوشش عفيفانه اوست كه در غير نماز هم بايد همان پوشش، در برابر نامحرم رعايت شود؛ زيرا نماز، آموزشگاه مهم ترين معارف و نيازهاى حياتى انسان و پرورشگاه ايمان و تقوا و اخلاق انسانى و الهى، به ويژه عفاف و حجاب است.
نماز، مظهر حقيقت و سيماى ملكوتى دين اسلام مى باشد. نماز، آيينه دين الهى است. خداوند حكيم، تمام معارف و قوانين مهم و ريشه اى و مسائلى كه حيات معنوى و اخلاقى و سعادت دنيوى و اخروى انسان و جامعه را تأمين مى كند، به طور اجمال و كلى، در نماز مقرر فرموده است.
ب). داشتن پوشش كامل در پيشگاه خداوند، نوعى ادب و احترام به ساحت قدس ربوبى است. از اين رو، براى مرد نيز ستر عورت، واجب و در بر داشتن عبا و پوشاندن سر در نماز، مستحب است و همين ادب حضور در پيشگاه الهى، زمينه ساز حضور معنوى و بار يافتن به محضر حق مى شود. رعايت اين ادب براى زنان، اهميت بيشترى دارد؛ زيرا به طور معمول، زنان آن گاه كه در برابر بزرگى قرار مى گيرند، اولين حركتى كه انجام مى دهند، حفظ وقار و حجاب خود است؛ البته حكم پوشش در نماز، با حفظ حجاب در برابر نامحرم، تفاوت هايى دارد؛ مثلا پوشاندن روى پا در برابر نامحرم، واجب است؛ ولى در نماز، بدون حضور نامحرم، واجب نيست.
ج.) زن، مظهر حيا و عفاف است و حيا هم جلوه گاه حريم است و بالاتر از حريم خدا، حريمى وجود ندارد؛ در آن جا بايد در برابر عظمت كبريائى اش با حيا و با عفت بود؛ تا حد بندگى خود را نشان دهيم. اين عفت و حيا، هر چند براى مردان هم رعايتش لازم است، اما براى زنان، ضرورت محورى دارد.
اصولاً زنان، مظهر زيبايى و لطافت و ظرافت در خلقت هستند و دُرّها و مرواريدهايى گران بها و زيبايند كه خداوند، جهت هنرنمايى خود، آنان را خلق كرده و هيچ گاه نمى خواهد از ارزش آن ها كاسته شود. اين مخلوق و گوهر ارزشمند هر چه پرده نشين و داراى ناز و كناره گير از بازارهاى عمومى باشد، بر قدر و منزلتش افزوده مى گردد و به همين دليل، خداى سبحان تمام بدن او را واجب الستر دانسته، در هر حال، احترامش را واجب شمرده است، حتى وقتى خداوند مى خواهد از خصوصيات و اهميت و ارزش حورى هاى بهشتى بگويد و از آنها تعريف كند، مى فرمايد «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ»24؛ «حورانى پرده نشين در [دل] خيمه ها»؛ يعنى ارزش آنها به اين است كه اختصاصى و پرده نشين هستند و در دسترس عموم نمى باشند.
حال با توجه به اين خصوصيات حيرت آور و منحصر به فرد، مسلما اين احترام و متانت و وقار در نماز و مقابل خداوند، سزاوارتر است و فقط مسئله محرم و نامحرمى مطرح نيست.


پوشش مردان
سين هفتم: چرا حجاب بر مرد واجب نشده است؟
جيم: در مورد مردان نيز اين گونه نيست كه بتوانند با هر نوع لباسى از خانه بيرون آيند و نوع پوشش آنها به هر صورتى جايز باشد؛ بلكه مردان نيز در اين جهت، با محدوديت هاى خاص خود نسبت به پوشش، روبه رو هستند؛ اما محدوده پوشش آنان، به جهت حضور بيشتر در اجتماع و كارهاى سخت و به جهت اين كه زن، مظهر جمال و زيبايى و مرد، موتورمحركه اقتصاد در جامعه است، با زنان متفاوت است.
علاوه بر اين، همان طور كه شهيد مطهرى فرمود، ميل به خودنمايى و خودآرايى، مخصوص زنان است و از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد، شكار است و زن، شكارچى؛ همچنان كه از نظر تصاحب جسم و تن، زن، شكار است و مرد، شكارچى. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود، مى خواهد دلبرى كند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود، اسير سازد.
در عين حال، اسلام براى مردان نيز پوششى در حد معقول قرار داده است و مردان نيز آزادى بى حد و حصر، در پوشش ندارند. از طرف ديگر، اسلام آنها را بر حفظ نگاه از نامحرم و كنترل شهوت در نگاه، تكليف كرده است و كنترل نگاه براى مردان، نسبت به زنان، سخت تر است. براى توضيح بيشتر، ذكر چند نكته زير، ضرورى است:
1. بسيارى از فقها فرموده اند كه زن نبايد به بدن لخت مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه كند و اين حكم، دليل قطعى دارد كه در جاى خود بيان شده است.
2. ممكن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم، حرام باشد؛ ولى پوشش آن از سوى مرد واجب نباشد؛ همان گونه كه نگاه مرد به صورت و دست هاى زن از روى شهوت، حرام است؛ ولى پوشش آن از سوى زن، واجب نيست.
اكنون اين پرسش پيش مى آيد كه اگر مردى با اين وضعيت بيرون آيد و بداند كه زنان از روى عمد و لذت، به بدنش نگاه مى كنند، آيا از نظر شرعى مرتكب گناه شده است؟ برخى فتوا به حرمت داده و مردان را از اين عمل نهى كرده اند.
اصلى ترين مستند و مبناى اين حكم، قاعده فقهى «اعانه بر اثم» است كه در فقه، كاربرد فراوانى دارد. معناى اين قاعده، آن است كه هر كس زمينه تحقق و پياده شدن گناه را براى ديگرى فراهم سازد، خود نيز مانند انجام دهنده آن، گناهكار است. برخى فقها نيز معتقدند كه دليل و قاعده فقهى، «تعاون بر اثم» است و نه «اعانه بر اثم».
آنان مى گويند: اگر مرد با لباس آستين كوتاه بيرون آيد، به قصد اين كه زنان به آنها نگاه كنند، شريك گناه گرديده، قاعده فقهى درباره آن ها پياده مى شود؛ اما اگر به اين انگيزه نباشد، اشكالى ندارد.
به هر صورت، براى مرد مؤمن، سزاوار نيست كه با لباس نامناسب در اجتماع حاضر شود و در مواردى كه مفاسد خاصى بر آن مترتب شود، به فتواى فقها، حرام مى باشد؛ اما توصيه مى شود كه در جزئيات مسئله، به رساله مرجع تقليد خود مراجعه كنيد.


بعد از هفت سين
مسئله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان، تنها يك توصيه اخلاقى نيست بلكه حكمى اسلامى و حكومتى به شمار مى آيد و خداوند در ادامه آيه حجاب در سوره احزاب، مى فرمايد: «لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً»؛ «اگر منافقان و بيماردلان و كسانى كه در شهر نگرانى به وجود مى آورند، از كارهاى خود دست برندارند، ما تو را بر ضد آن ها بر خواهيم انگيخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى كنيم؛ تا جز مدتى اندك، در همسايگى تو زندگى نكنند».
در نتيجه، همان گونه كه امر به همه معروف ها و نهى از همه منكرها، بر مؤمنين و بر حكومت اسلامى واجب است، نسبت به مسئله حجاب نيز اين قاعده كلى شرعى، جارى است و جايز نيست كه هيچ كس در مقابل آن، بى تفاوت باشد يا آن را كوچك و بى اهميت شمارد.
زنان بايد توجه داشته باشند كه خداوند در مقابل احكام خويش، غيرت دارد و هيچ گاه راضى به ترك دستورات خود نيست و اصلاً مطلب اين نيست كه بيرون گذاشتن چند تار مو كه مسئله كوچكى است، چه اهميتى براى خداوند دارد؟ مهم اين است كه چه خداى بزرگى نافرمانى مى شود. علاوه بر اينكه فوائد انجام دستورات خداوند به خود انسان و جامعه انسانى مى رسد و به روشنى مى توان نتيجه گرفت آن چه خداوند حلال كرده خوبى و خوشى را براى مردان و زنان جامعه ما به ارمغان خواهد آورد و آن چه را حرام نموده در كوتاه يا بلند مدت سلامتى و آرامش آدمى را به خطر خواهد انداخت و پشيمانى و پريشانى را در پى خواهد داشت.

 

 

 

کتابنامه


1. ر.ك: دكتر بهزاد محمود، تفاوت هاى زن و مرد از نظر فيزيولژى و روان شناسى؛ حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى.

2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ج 14، ص 120.

3. واقعه 56، آيه 23.

4. مسئله حجاب، ص 88.

5. ر.ك: راغب اصفهانى، المفردات فى غرائب القرآن.

6. المفردات فى غرائب القرآن، ص 159؛ طبرسى، مجمع البيان، ص 217.

7. مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 217.

8. همان.

9. التفسير الكبير، ج 23، ص 179.

10. مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 217.

11. ابى داود سجستانى، سنن ابى داود، ج 4، ص 62.

12. ر. ك: فيض كاشانى، تفسير الصافى، ج 3، ص 430 و 431.

13. ر.ك: شهيد مطهرى، مسئله حجاب، ص 158 ـ 159؛ سيدعلى اكبر قرشى، قاموس قرآن، ج 2، ص 41 و 42؛ علامه طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج 16، ص 361.

14. شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البيان، ج 7 - 8، ص 578.

15. مجمع البيان، ج 7-8، ص 580؛ الميزان، ج 16، ص 361.

16. «روى عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سياط كأذناب البقر يضربون بها الناس و نساء كاسيات عاريات، مميلات مائلات، رؤهنّ كأسنمة البُخت المائلة...» رى شهرى، ميزان الحكمة، ج 2، ص 259.

17. مسئله حجاب، ص 160 ـ 161.

18. احزاب 33، آيه 33.

19. نور 24، آيه 31.

20. ر.ك: مسئله حجاب، ص 146 - 147.

21. «يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ. قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الاْياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»؛ «اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و[لى ]زياده روى مكنيد كه او، اسراف كاران را دوست نمى دارد. [اى پيامبر!] بگو: «زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و [نيز] روزى هاى پاكيزه را چه كسى حرام گردانيده»؟ بگو: «اين [نعمت ها] در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده اند و روز قيامت [نيز] مخصوص آنان مى باشد». اين گونه، آيات [خود ]را براى گروهى كه مى دانند، به روشنى بيان مى كنيم».

22. ر. ك: الميزان، ج 8، ص 79.

23. مجمع البيان، ج 3 - 4، ص 673.

24. الرحمن ، آيه .

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       chesham_1375... : عالی است و اموزنده

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها