خانه> کتاب >1155


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2088

بازدید مقالات:
6473045

بازدید سوالات:
2583921



جرعه ها (گزیده ای از کلمات قصار رهبر معظم انقلاب) بازديد: 3592

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 


جرعه ها

گزيده اى از كلمات قصار رهبر معظم انقلاب
حضرت آيه اللّه  خامنه اى(مدظلّه العالى)

تدوين و تنظيم: حسن قدوسى زاده
عنوان و نام پديدآور: جرعه ها: گزيده اى از كلمات قصار رهبر معظم انقلاب حضرت آيه اللّه  خامنه اى(مدظله العالى)/ تدوين و تنظيم: حسن قدوسى زاده؛ نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى - دفتر نشر معارف.
مشخصات نشر: قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، 1391.
مشخصات ظاهرى: 120 ص
شابك: 000/22 ريال؛ 4-374-531-964-978
وضعيت فهرست نويسى: فيپا
يادداشت: كتابنامه به صورت زيرنويس
موضوع: خامنه اى، على، رهبر جمهورى اسلامى ايران، 1318 -- پيام ها و سخنرانى ها
شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى.
شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.
رده بندى كنگره: 1391 4ج/1691DSR
رده بندى ديويى: 0844/955
شماره كتابشناسى ملى: 2707288
جـرعـه هـا
نظارت: ··· نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى - دفتر نشر معارف
تدوين و تنظيم: ··· حسن قدوسى زاده
حروفچينى: ··· عليزاده
صفحه آرايى: ··· طالب بخشايش
ناشر: ··· دفتر نشر معارف
نوبت چاپ: ··· اول، بهار 1391
تيراژ: ··· 5000 نسخه
قيمت: ··· 2200 تومان
شابك: ··· 4-374-531-964-978
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراكز پخش:
مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خ شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7740004
فروشگاه شماره 1 (پاتوق كتاب): قم، خ شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451
فروشگاه شماره 2 (پاتوق كتاب): تهران، خ انقلاب، چهار راه كالج، جنب بانك ملت، پ 715، تلفن 88911212
نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir ـ پست الكترونيك: info@Ketabroom.ir
 

 


فهرست مطالب
مقدمه··· 17
1. آسان پذيرى جوان··· 19
2. آنچه بايد به جوانان گفته شود··· 19
3. آينده انقلاب··· 19
4. اثر كار فرهنگى··· 20
5. اجتناب از گناه··· 20
6. احساس خلأ و ابهام در دوره جوانى··· 20
7. احساس مسئوليت ويژه··· 21
8. اختلاف سليقه··· 21
9. اذان··· 21
10. استجابت دعا··· 22
11. استغفار··· 23
12. استغفار اوليا و بزرگان··· 23
13. استقلال فرهنگى··· 24
14. استكبار··· 24
15. استكبار به زانو درخواهد آمد، اگر؟!··· 25
16. اسلام مى تواند··· 25
17. اسلام ناب محمدى··· 26
18. اسلامى كردن دانشگاه ها··· 26
19. اصلاح عالم··· 27
20. اعتقاد راسخ من!!··· 27
21. اعتكاف دانشجويان··· 28
22. اعتماد به جوانان··· 28
23. اعتماد به نفس، نياز ضرورى ملت ما··· 28
24. اگر حتى يك دقيقه وقت آزاد داريد قرآن بخوانيد··· 29
25. القصاص بالقصاص··· 30
26. انتظار من از جوانان··· 30
27. انحراف انقلاب··· 30
28. انس با قرآن··· 31
29. انقلاب اسلامى، اميد ملت ها··· 31
30. اولين نقطه آسيب پذير جامعه··· 31
31. اهميت بصيرت و قدرت تحليل··· 32
32. ايرانى مى تواند··· 32
33. ايمان، راز قدرت ما است··· 33
34. بار اصلى انقلاب··· 33
35. بالاترين ضرورت انقلاب··· 33
36. بدتر از بمب··· 34
37. بدترين بلا براى جوانان··· 34
38. بدترين درد جامعه··· 34
39. بذر بى ايمانى در محيط علم··· 35
40. بذر گناه، سلاح دشمنان··· 35
41. بركات انقلاب··· 36
42. برنامه همه جانبه استكبار··· 36
43. بزرگترين آفت جوان··· 36
44. بزرگترين اهانت··· 37
45. بزرگترين بلا براى يك ملت··· 37
46. بزرگترين هنر انقلاب··· 37
47. بسيج··· 38
48. بسيجى··· 38
49. بمب شيميايى نامحسوس··· 39
50. بهترين پرهيز··· 39
51. بهترين مخاطبين··· 40
52. به فرزندانتان برسيد··· 40
53. بى احترامى به حجاب اسلامى··· 40
54. بى اعتنايى به اصول دين و انقلاب··· 41
55. بينش سياسى··· 41
56. پاى بندى به اسلام ناب محمدى··· 41
57. پرآفت ترين خصلت··· 42
58. پيام انقلاب ما··· 42
59. تاريخ··· 43
60. تاريخچه 150 ـ 200 سال اخير ايران را بايد بخوانيد··· 43
61. تأثير تبليغ··· 43
62. تجربه بيست ساله··· 44
63. تجملات··· 45
64. تجمل گرايى··· 45
65. تحول اخلاقى جوانان··· 45
66. ترجمه كتب خارجى··· 46
67. ترس از انقلاب··· 46
68. ترويج بى بندوبارى و فساد··· 46
69. تعبّد··· 47
70. تعريف كار فرهنگى··· 47
71. تفاوت اصول گرايى و تحجر··· 48
72. تقوا يعنى چه؟··· 49
73. تقويت ايمان جوانان··· 49
74. توصيه اى به روحانيون··· 50
75. توصيه اى به نخبگان··· 50
76. توصيه به جوانان··· 50
77. توصيه به خانم ها··· 51
78. توصيه به همه مسلمانان··· 51
79. توصيه به نخبگان··· 52
80. توقع من از نسل جوان··· 52
81. تهاجم پنهانى دشمن··· 53
82. تهاجم فرهنگى··· 53
83. تهاجم فرهنگى بزرگتر··· 54
84. تهديد··· 54
85. تهديد نظامى ايران··· 55
86. جانبازان··· 55
87. جمله اى از وصيت نامه امام··· 55
88. جوانان، محور حركت جامعه اند··· 56
89. جوانان، موتور محركه كشورند··· 56
90. جوان بى فكر و بى مسئوليت··· 57
91. جوان، سرشار از انرژى··· 57
92. جوان، مخاطب ويژه··· 57
93. جوان، مركز عواطف··· 58
94. جوان، مظهر اميد··· 58
95. جوان مى تواند يك تاريخ را بيمه كند··· 58
96. جوان و دفاع از فضيلت ها··· 59
97. جوان و ورزش··· 59
98. جوان ها سلاح اتمى ما هستند··· 59
99. جوانى، دوره شكفتن استعدادها··· 59
100. جوان يعنى آينده··· 60
101. جوشش علم از درون··· 60
102. چادر··· 60
103. چادر، حجاب ايرانى و لباس ملى··· 61
104. حرف اصلى ما با تشكل هاى دانشجويى··· 61
105. حرف ما درباره زن··· 62
106. حزب اللهى··· 62
107. حساسيت مضاعف استكبار··· 62
108. حضور در مسائل اجتماعى··· 63
109. حفاظت از خون شهيد يعنى··· 63
110. حوزه بايد دنيا را سيراب كند··· 63
111. حوزه علميه··· 64
112. خسارتى بزرگ··· 64
113. خسران··· 65
114. خطاب من به همه اهل فكر و فرهنگ··· 66
115. خط مقدم دشوارترين كارها··· 66
116. خودخواهى ها··· 67
117. خودى··· 67
118. دانشگاه بى ارزش··· 67
119. درد بزرگ بشريت··· 68
120. درس بزرگ··· 68
121. دستگيرى فكرى از جوانان··· 69
122. دشمن اين گونه تهاجم مى كند··· 69
123. دل صاف··· 69
124. دل هاى پاك جوانان··· 70
125. دل هاى نورانى جوانان··· 70
126. دو نقطه درخشان در وصيت نامه امام··· 71
127. دهه فجر··· 71
128. ذوب در ولايت و ذوب در رهبرى··· 71
129. رأى دادن··· 72
130. زنان را كتابخوان كنيد··· 73
131. زيان بخش ترين خطر براى حوزه··· 73
132. ستاره جوانى··· 73
133. ستون هاى فرداى انقلاب··· 74
134. سرمايه گذارى در كار فرهنگى··· 74
135. سرنوشت كشور··· 75
136. سفارش من به جوانان··· 75
137. سلامت جامعه··· 76
138. سلطه فرهنگى··· 76
139. سنگر مبارزه با استكبار··· 77
140. سه آرمان اصلى··· 77
141. سه خصوصيت جوانى··· 77
142. شبيخون فرهنگى··· 77
143. شركت در انتخابات··· 78
144. شكست استكبار··· 78
145. شماها سقوط تمدن غرب را خواهيد ديد··· 78
146. شور و شوق جوانى··· 79
147. شهادت··· 79
148. شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام، خسارتى براى طول تاريخ بشر··· 79
149. شهادت، ورود به حريم خلوت الهى··· 80
150. شهيدان، ما را زنده كردند··· 80
151. شهيد بهشتى··· 81
152. شهيد و شهادت··· 82
153. شيعه··· 82
154. صادق ترين ياوران انقلاب··· 83
155. طبيعت جوان··· 83
156. عدالت··· 83
157. عدالت اجتماعى··· 84
158. عدالت، شاخصه نظام اسلامى··· 84
159. عروج، تنها راه طهارت و پاكى··· 85
160. علامت بيدارى ملت··· 85
161. علت فشار بر ما، اسلام ما است··· 86
162. علل عقب افتادگى كشورهاى اسلامى··· 86
163. علم، عامل عزت و اقتدار كشور··· 87
164. عماد مغنيه··· 87
165. غده سرطانى··· 87
166. فاجعه··· 88
167. فتح الفتوح استكبار··· 88
168. فرصتى عظيم در اختيار روحانيت··· 89
169. فرهنگ··· 89
170. فرهنگ بيگانه و عكس العمل ما··· 90
171. فورى ترين هدف تشكيل نظام اسلامى··· 90
172. فهم سياسى··· 91
173. فهم و معرفت قرآنى··· 91
174. قدرت رسانه ها··· 91
175. قرآن بخوانيد، تا مى توانيد··· 92
176. قرن بيست و يكم··· 92
177. قصه نويسى، نياز كشور··· 93
178. قصه و رُمّان··· 94
179. قصه و رُمّان، مؤثرترين شيوه بيان هنرى··· 94
180. قمه زنى··· 94
181. كارآيى هنر··· 95
182. كار فرهنگى··· 95
183. كارهاى فرهنگى را بر هر چيزى ترجيح مى دهم··· 95
184. كتابخوانى بايد در زندگى مردم وارد شود··· 96
185. كتابخوانى يك وظيفه ملى و يك واجب دينى است··· 97
186. كربلا··· 97
187. گران بهاترين ثروت ملى··· 97
188. لذت ذكر الهى··· 98
189. لزوم بيدارى امت اسلامى··· 98
190. لزوم شناخت استكبار··· 98
191. لزوم معرفى ابعاد شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله··· 98
192. لغزش··· 99
193. ما اين نوع آزادى را ننگ بشريت مى دانيم!··· 99
194. ماه رمضان··· 100
195. مايه ننگ··· 100
196. مبارزه با غفلت··· 100
197. مبلغين مسيحى، عبرتى براى ما··· 101
198. متدين··· 101
199. مراقب باشيد من و شما هم از مترفين نباشيم··· 102
200. مرز موسيقى حرام و حلال··· 102
201. مرگ بر آمريكا مثل اعوذبالله گفتن است··· 102
202. مسأله اول نظام··· 103
203. مطالعه كردن··· 103
204. معناى انتظار··· 104
205. معناى بى نيازى از خارج··· 105
206. معناى حقيقى مذاكره با آمريكا··· 105
207. معناى صدور انقلاب··· 106
208. معناى ولايت فقيه··· 106
209. ملاك حضور جوانان در فعاليت هاى اجتماعى··· 107
210. منابع انسانى، منابع قدرت ما··· 108
211. مناجات شعبانيه و دعاى كميل··· 108
212. منبر··· 109
213. منشأ كينه استكبار··· 109
214. منشأ مفاسد··· 110
215. منشأ ناراحتى آمريكا از ملت ايران··· 110
216. موتور محركه جامعه··· 110
217. موسيقى حرام··· 111
218. موسيقى لهوى··· 111
219. مهم ترين تأثير اعتماد به نفس ملى··· 111
220. مهم ترين خلاء امروزى دنيا··· 112
221. نسل جوان را بايد اميدوار كرد··· 112
222. نقش هنر در گسترش انقلاب··· 112
223. نگرانى و ترديد نسبت به آينده··· 113
224. نگرش جدى به تاريخ··· 113
225. نماز جمعه··· 113
226. نماز، مستحكم ترين وسيله ارتباط با خدا··· 114
227. نماز و مناجات··· 114
228. نورانيت نماز··· 114
229. وابستگى، سمّ بزرگ براى يك ملت··· 115
230. واجب ترين فريضه··· 115
231. وصيت نامه امام قدس سره··· 115
232. وظيفه حوزه هاى علميه··· 116
233. وظيفه علما در مقابل تحريف دين··· 116
234. ولايت فقيه··· 116
235. هدف اصلى تبليغات استكبارى و صهيونيستى··· 117
236. هر سخنى موجب يأس مردم از جمهورى اسلامى شود...··· 117
237. ياد شهيدان را زنده كنيد··· 118
238. يأس، بزرگترين دشمن انسانى··· 118
239. يك جمله كوتاه··· 119
240. يك معادله··· 119

 

مقدمه
پس از انتشار دوره 5 جلدى كتاب نكته هاى ناب كه در بحث هاى خاصى طبقه بندى شده بود و با توجه به استقبال خوب دانشجويان از اين كتاب ها، تصميم گرفتم مجموعه اى از بيانات رهبر فرزانه انقلاب را با عنوان كلمات قصار جمع آورى و تدوين كنم. زيرا در مناسبت هاى گوناگون مطالب گهربارى از لب هاى ايشان تراوش نموده كه حيف است علاوه بر دانشجويان، ساير قشرهاى مردم عزيزمان از آن اطلاعى نداشته باشند.
خداوند را شاكرم، توفيق عنايت فرمود مجموعه حاضر ـ كه شامل 240 نكته است ـ با بررسى تمام سخنرانى هاى ايشان از سال 1368 تا 1386 تدوين و تنظيم گرديد.
اميدوارم اين مجموعه نيز در آگاهى بخشيدن به قشرهاى مختلف جامعه نسبت به بيانات مقام معظم رهبرى مفيد واقع گردد و چراغ راهنمايى براى زندگى سياسى، اجتماعى و فرهنگى ملت ايران در مناسبات مختلف باشد.
بهار 1391 ـ حسن قدوسى زاده

1. آسان پذيرى جوان
جوان آسان پذير و زودپذير است؛ چون دل او نورانى است.1

2. آنچه بايد به جوانان گفته شود
از جمله چيزهايى كه به خصوص در رابطه با جوانان، لازم است به آن ها گفته شود و آن ها به آن هدايت بشوند، سوق دادن جوانان به انديشيدن، تعقل، اخلاق اسلامى، حلم، اجتناب از شتابزدگى و عجله در امور، اجتناب از تند خويى و اعمال خشونت است.2

3. آينده انقلاب
آينده اين انقلاب، آينده اين نظام، [آينده] اين كشور به بركت اسلام، يك آينده بسيار روشن و درخشانى است. كسانى كه بايد اين آينده را شكل بدهند، عمدتا شما جوان ها هستيد.3

4. اثر كار فرهنگى
كار فرهنگى از آن كارهايى است كه صد در صد اثر دارد، يعنى هر كار فرهنگى اگر درست انجام بگيرد اثر خواهد گذاشت و ممكن نيست يك عمل فرهنگى در فضايى انجام بگيرد و از خودش تأثير به جاى نگذارد. لذا تبليغاتچى هاى جهانى به اين راز پى برده اند كه اين همه پول خرج مى كنند و با صرف وقت زياد سروصدا راه مى اندازند. چون مى دانند كار فرهنگى يعنى چه، و مى دانند كه سرمايه گذارى فرهنگى تأثيرش قطعى و نتيجه اش صددرصد است.4

5. اجتناب از گناه
بهترين مايه نورانيت همين پرهيز است. همه آن كارهاى ديگر مثل درمان و دارو خوردن است، لكن اجتناب از گناه مثل پرهيز است و ظاهرا اثر پرهيز گاهى خيلى بيشتر از داروى مقوى و معالج است. انسان وقتى كه سرماخوردگى دارد اگر پرهيز نكند هر چه هم داروى مقوى بخورد شايد مؤثر نباشد.5

6. احساس خلأ و ابهام در دوره جوانى
جوان در دوره جوانى ـ چه اوايل بلوغ و چه بعدها ـ با مجهولات زيادى روبه رو مى شود؛ مسائل جديدى براى او مطرح مى شود كه سؤال انگيز
است؛ در ذهن او شبهه ها و استفهام هايى به وجود مى آيد كه مايل است به اين شبهه ها و سؤال ها و استفهام ها پاسخ داده بشود؛ كه در بسيارى از موارد، پاسخ به هنگام دلنشين داده نمى شود؛ لذا جوان احساس خلأ و ابهام مى كند.6

7. احساس مسئوليت ويژه
من جزو كسانى هستم كه نسبت به فعاليت هاى قرآنى دنبال گيرى و احساس مسئوليت ويژه دارم؛ از قبل از انقلاب، الان هم همين جور است. يعنى اگر در يك مسجدى دَه نفر جوان هم جمع شوند تلاوت قرآن كنند، از نظر من مطلوب است؛ اين را دوست مى دارم.7

8. اختلاف سليقه
از اختلاف سليقه خيلى نبايد ترسيد. اختلاف سليقه چيز بدى نيست... آن چيزى كه مضر است، اقدام بى فكر و بى مطالعه و تصميم گيرى هاى سريع و جوشى شدن و بى مطالعه كاركردن است. من جوانان عزيز را از اين حالت بر حذر مى دارم.8

9. اذان
اذان، يك شعار اسلامى است. ما با اين كه پشت بلندگو، تا دير وقتى از شب، شعر يا قرآن يا نوحه بخوانند و مزاحم همسايه ها بشوند، مخالفيم. با چنين چيزى، مقابله هم مى كنيم؛ اما با اين كه صداى اذان، اول ظهر و مغرب و صبح، به خصوص از حنجره ها خارج بشود، صددرصد موافقيم.
اذان، چيز خيلى خوبى است؛ «حيّ علي الصّلوة»، «حيّ علي الفلاح»، «اللّه اكبر». چرا در جامعه اذان نيست؟ اذان با توجه، به دل ها اميد مى دهد. بانگ اذان، دل هاى افسرده را روشن مى كند. البته در سحرها، براى اذان صبح، از بلندگو استفاده نكنند؛ با حنجره اشكالى ندارد.9

10. استجابت دعا
اگر دل توانست با ياد خدا، خود را معطّر و مزيّن كند، بدون ترديد اجابت الهى براى او ميسّر خواهد شد؛ «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»10. هيچ دعايى بى استجابت نيست. استجابت به معناى اين نيست كه خواسته انسان حتما برآورده خواهد شد ـ ممكن است برآورده بشود، ممكن است به علل و مصالح و موجباتى برآورده هم نشود ـ اما استجابت الهى هست. استجابت الهى، پاسخ و توجه و التفات خداست؛ ولو آن خواسته اى كه من و شما داريم ـ كه اى بسا خيال مى كنيم اين خواسته به نفع ماست، اما به زيان ماست ـ تحقق هم پيدا نكند؛ اما «يا اللّه» شما بى گمان لبّيكى به دنبال  خود دارد.11
11. استغفار
توجه كنيد كه همين طور آدم به زبان بگويد: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه، اما حواسش اين طرف و آن طرف باشد، اين فايده اى ندارد؛ اين استغفار نيست. استغفار يك دعاست، يك خواستن است؛ بايد انسان حقيقتا از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من اين گناه را كرده ام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از اين گناه من بگذر. اين طور استغفار كردنى نسبت به هر يك از گناهان، مسلما غفران الهى را پشت سر خواهد داشت.12

12. استغفار اوليا و بزرگان
اين كه استغفار اوليا و بزرگان از چيست، خود مقوله قابل بحثى است. استغفار آن ها از گناهانى چون گناهان امثال ما نيست؛ آن گناهان از آن سر نمى زند. مقام آن ها بالاست. قرب به حضرت ربوبى و مقام ربوبّيت، در حدّ اعلاست. در آن مقام قرب، گاهى چيزهايى كه براى ما مباح است ـ شايد حتّى چيزهايى كه براى ما مستحبّ است ـ براى آن بزرگواران مانع و رادع است. آن ها مناسب با شأن آن قرب است كه استغفار مى كنند؛ آن هم استغفار جدّى، نه استغفار صورى.13
 

13. استقلال فرهنگى
استقلال يك ملت تأمين نمى شود مگر با استقلال فرهنگى. يك ملت اگر از لحاظ سياسى تحت تأثير قدرت هاى بزرگ نباشد و از لحاظ اقتصادى به خودكفايى كامل هم برسد، اما فرهنگ و اخلاق و عقايد و باورهاى دشمنان و بيگانگان در ميان اين ملت رواج داشته باشد و رشد بكند، اين ملت نمى تواند ادعا كند كه مستقل است.14

14. استكبار
اگر بخواهيم استكبار را درست ترجمه كنيم، امروز با دولت متجاوز و مستكبر و ياغى و گردنكش آمريكا تطبيق مى كند. امروز عمده مستكبرين عالم آن ها هستند. داستان استكبار براى همه ملت ها، داستان تلخى است. استكبار، يعنى در دنيا قدرتى هست كه به منافع ملت ها و به خواست انسان ها، توجهى نمى كند. به مفاهيم ارزشى انسانى هيچ اعتنايى نمى كند. براى او فقط يك چيز اهميت دارد و آن خود اوست؛ آن هم با روحيه تكبر، افزون خواهى و زورگويى! آن هم با زبان زور، با خشونت، با شدت، با بى رحمى و سفّاكى! امروز آمريكا چنين وضعى دارد.15
 

15. استكبار به زانو درخواهد آمد، اگر؟!
توصيه من به شما جوانان عزيز ـ چه دختران و چه پسران ـ همين است. شما در صحنه فعاليت هاى جوانانه، فعاليت علمى، فعاليت تحصيلى، فعاليت تحقيقى، فعاليت سياسى، فعاليت هاى اجتماعى گوناگون، كار فرهنگى و مطبوعاتى و هنرى و ورزشى و امثال اينها، با همه نشاط و با همه قدرت حضور داشته باشيد و طهارت و تقوا و ايمان و اخلاص و صفايتان را ـ كه حقاً و انصافاً در بين جوانان دنيا، شما از اين جهات نمونه ايد ـ حفظ كنيد. اگر اين تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بين به خصوص جوانان ما و در بين بقيه آحاد ملت هم ـ هركدام به سهم خودشان ـ وجود داشته باشد، استكبار در مبارزه خود با ملت ايران، قطعاً و يقيناً، نه يك بار، بلكه بارها و بارها به زانو در خواهد آمد و شكست خواهد خورد.16

6. اسلام مى تواندتلاش وسيع و همه جانبه استكبار در برابر نفوذ اسلام هيچ دليلى جز اين ندارد كه گسترش اسلام و مفاهيم اسلامى در هر نقطه جهان به معناى جمع شدن بساط استكبار و ايادى آن در آن نقطه است... تا پيش از پيدايش جمهورى اسلامى به توده هاى عظيم مسلمانان عالم تفهيم شده بود كه اسلام قادر نيست براى آنان عزت و عظمت بيافريند و آنان در جستجوى سعادت بايد يا به سمت تئورى هاى خيالى و پوچ ماركسيسم گرايش يابند. اما پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل جمهورى اسلامى در ايران و عزت و عظمتى كه تحقق اسلام به ملت ايران بخشيد همه بافت هاى ديرينه استعمارگران غربى را باطل كرد و در عمل نشان داد كه اسلام مى تواند ملتى را از ضعف و بى حالى و انظلام نجات بدهد و به اوج عزت و شجاعت و اعتماد به نفس برساند و هم مى تواند نظامى استوار و قادر بر زورآزمايى با قدرت هاى مادى جهان بر آن ببخشد و دست قدرت هاى ظالمانه و تحقيركننده استعمار و استكبار را از سر آنان كوتاه كند.17

17. اسلام ناب محمدى
اسلام حقيقى، اسلام قرآنى و اسلام ناب محمدى آن اسلامى است كه پيروان خود را به وضع جديدى از زندگى دعوت مى كند و در خدمت صاحبان قدرت و رؤساى شرق و غرب قرار نمى گيرد.18

18. اسلامى كردن دانشگاه ها
در زمينه مسأله اسلامى كردن دانشگاه ها اعتقاد من اين است كه هر چه ما در اين زمينه كار بكنيم، زياد نيست. آن چيزى كه من در مورد دانشگاه ها و اسلامى كردن دانشگاه ها يك وقتى عرض كردم، اين است كه توقع ما از دانشگاه كشور و مركز علم كشور اين است كه اگر يك جوان كم اعتقادِ لاابالى وارد دانشگاه شد، در حالى از دانشگاه بيرون بيايد كه عميقا متدين و داراى تعهد دينى و اخلاق دينى است؛ توقع ما از دانشگاه اين است.19

19. اصلاح عالم
نقطه اصلى و محورى براى اصلاح عالم، اصلاح نفس انسانى است. همه چيز از اين جا شروع مى شود. قرآن به آن نسلى كه مى خواست با دست قدرتمند خود، تاريخ را ورق بزند، فرمود: «قُوا أَنْفُسَكُمْ»، «عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ». خودتان را مراقبت كنيد، به خودتان بپردازيد و نفس خودتان را اصلاح و تزكيه كنيد؛ «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكّاها»20.21

20. اعتقاد راسخ من!!
من اعتقاد راسخ دارم كه روزى خواهد آمد كه همين رئيس جمهور كنونى آمريكا و مسئولين آمريكايى در يك دادگاه عادلانه بين المللى به خاطر فجايعى كه در عراق به وجود آورده اند، گريبانشان گرفته شود و محاكمه شوند.22
 

21. اعتكاف دانشجويان
حقيقتاً براى نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران مايه افتخار است كه در ايام البيض ماه رجب، در مسجد دانشگاه تهران ـ بزرگ ترين دانشگاه ايران ـ دانشجوها اعتكاف بكنند. اين خيلى چيز مهمى است، خيلى پديده عجيبى است. بنده وقتى شنيدم، واقعاً تكان خوردم... اين كارها را هر چه بيشتر ترويج كنيد.23

22. اعتماد به جوانان
تجربه من اين است كه اگر ما به جوان اعتماد كنيم ـ آن جوانى كه شايسته دانستيم به او مسئوليت بدهيم و صلاحيتش را داشت؛ نه هر جوانى و هر مسئوليتى ـ از غيرجوان، هم بهتر و مسئولانه تر كار را انجام مى دهد؛ هم سريع تر پيش مى برد، هم كار را تازه تر و همراه با ابتكار بيشترى به ما تحويل خواهد داد؛ يعنى روند پيشرفت در كار حفظ مى شود.24

23. اعتماد به نفس، نياز ضرورى ملت ما
ملت ما يكى از داروهاى بسيار لازم و مؤثرى كه نياز دارد ـ داروى روحى و فكرى ـ و بايد اين را در ميان خود توسعه و ترويج كند، داروى اعتماد به نفس است. ملت ايران بايد اعتماد به نفسى را كه به بركت انقلاب و به بركت ايستادگى در ميدان پرخطر انقلاب به دست آورد و بعد در ميدان دفاع مقدس با همه آن مشكلات با ايستادگى خود، اين اعتماد به نفس در او تقويت شد، اين اعتماد به نفس را بايد حفظ كند. اين اعتماد به نفس، به ملت ايران اين جرأت را، اين همت را، اين توانايى را مى دهد كه اين راه طولانىِ تا آرمان هاى ترسيم شده براى جامعه اسلامى را طى بكند؛ بدون او نمى شود. بدون اعتماد به نفس نمى شود اين راه را رفت.25

24. اگر حتى يك دقيقه وقت آزاد داريد قرآن بخوانيد
در آن دوران طاغوت، من در مشهد جلسات تفسير و درس قرآن داشتم؛ به جوانانى كه مى آمدند، مى گفتم كه هر كدام از شماها يك نسخه قرآن در جيب بغلتان داشته باشيد؛ اگر در جايى منتظر كارى مى ايستيد و فراغتى پيدا مى كنيد ـ يك دقيقه، دو دقيقه، پنج دقيقه، نيم ساعت - قرآن را باز كنيد و به تلاوت آن مشغول شويد، تا با اين كتاب انس پيدا كنيد. تعدادى كه اين طور عمل كرده بودند، هرچند بسيار اندك بودند، ليكن احساس مى كردم كه اين ها با اين كه غالبا هم عربى نمى دانستند، اما از لحاظ فهم معارف اسلامى، از ديگران برجسته تر بودند و به طور ممتازى با آن ها تفاوت داشتند.26
 

25. القصاص بالقصاص
اگر كسى به دختر چادرى و با حجاب با نظر تحقير نگاه مى كند تحقيرش كنيد و ملاحظه نكنيد. اگر كسى به جوان حزب اللهى كه ريش دارد با نظر تحقير نگاه مى كند ـ طبق گزارش هايى كه گاهى به ما از گوشه و كنار رسيده ـ اگر راست باشد، تحقيرش كنيد.27

26. انتظار من از جوانان
آنچه كه ما امروز از جوان انتظار داريم، عيناً همان چيزى است كه در روز اوّل انقلاب و قبل از انقلاب از جوان انتظار داشتيم. ما از جوان مى خواهيم كه در عين پاكى و پارسايى و ديندارى، بانشاط باشد، پُرشور باشد، اهل ابتكار باشد، خلاّق باشد، كار كند، از تنبلى و بيكارگى بپرهيزد، تقوا را براى خودش شعار قرار دهد، واقعاً دنبال تقوا باشد.28

27. انحراف انقلاب
اگر انقلاب ما با همين سرعت يا حتى سريع تر از اين به پيش برود، ولى پا به پاى پيروزى ها و موفقيت هاى سياسى ـ نظامى، موفقيت در بُعد سازندگى دل و سازندگى روح و سازندگى شخصى انسان ها نداشته باشيم يقينا سرانجامى نخواهد داشت و عاقبت به انحراف كشيده خواهد شد.29
 

28. انس با قرآن
انس با قرآن، معرفت عمومى يك كشور را بالا مى برد. قرآن، همه چيز ماست؛ نور است. اين جوانان ما از وقتى كه با قرآن مأنوس شدند، وضعيت خيلى فرق كرد.30

29. انقلاب اسلامى، اميد ملت ها
امروز ملت هاى مسلمان در هرجاى دنيا كه هستند، اميدشان را از اين حركت و اين انقلاب پيروز مى گيرند و گام هايشان را محكم مى كنند و به پيش مى روند. اگر بتوانند، اسلام را در اين نقطه ـ العياذ باللّه ـ شكست دهند، بزرگترين پيروزى خود را در مقابل موج اسلامى در سرتاسر عالم به دست آورده اند. اين، آن حقيقتى است كه امروز وجود دارد. نبايد در شناخت دشمن اشتباه كرد.31

30. اولين نقطه آسيب پذير جامعه
وقتى در يك جامعه اى از معنويات و ارزش هاى معنوى خبرى نيست، اولين نقطه اى كه از آن رنج خواهد برد و اين رنج و ناهنجارى در آن نقطه بروز خواهد كرد، جوان ها هستند.32
31. اهميت بصيرت و قدرت تحليل در خودتان بصيرت ايجاد كنيد. قدرت تحليل در خودتان ايجاد كنيد؛ قدرتى كه بتوانيد از واقعيت هاى جامعه يك جمع بندى ذهنى براى خودتان به وجود آوريد و چيزى را بشناسيد. اين قدرت تحليل خيلى مهم است. هر ضربه اى كه در طول تاريخ ما مسلمانان خورديم، از ضعف قدرت تحليل بود. در صدر اسلام هم ضرباتى كه خورديم، همين طور بوده.33

32. ايرانى مى تواند
اين كه منفى بافى كنيم و بگوييم «نمى شود، آقا نمى گذارند، آقا فايده اى ندارد»، سم مهلك اين حركت است. يك روز آمدند اين سم را ساختند و در آب فرهنگى اين ملت تزريق كردند. يك روز آمدند صريحا گفتند  «ما نمى توانيم». زمان جوانى من، اين حرف جزو حرف هاى رايج بود كه ايرانى حتى نمى تواند لولهنگ بسازد! شايد شماها ندانيد لولهنگ چيست! لولهنگ يعنى آفتابه؛ آن هم آفتابه گلى. اين، نگاه سياستمداران و سررشته داران امور دانشگاهى آن روز بود. خيلى از سياستمداران آن روز عناصر دانشگاهى بودند؛ اسم هايشان هم مشخص است؛ آن ها مى گفتند ايرانى نمى تواند! نخير، ايرانى مى تواند. ايرانى مى تواند مرز دانش را ـ كه امروز خيلى پيشرفته و افق بسيار بلندى است - بشكند و پيش برود و مرز جديدى درست كند.34
 

33. ايمان، راز قدرت ما است
چون دشمن فهميده است كه اين ملت به بركت ايمان متحد شدند و به بركت ايمان، رهبرى پيدا كردند كه هرگز از قدرت هاى بزرگ دنيا نترسيد و به آن موفقيت ها دست يافت، لذا با ايمان ما و اسلام ما دشمن شدند و با روش هاى تبليغاتى و سياسى، با گذاشتن اسم هايى كه از نظر آن ها دشنام است و از نظر ما تعريف، به ما مى گويند بنيادگرا. و ما افتخار مى كنيم كه به اصول اسلامى و بنيادهاى اسلامى بازگشته ايم. اين راز قوت و قدرت ماست.35

34. بار اصلى انقلاب
به فرزندان و برادران عزيز و انقلابيم، جوانان، دانش آموزان و دانشجويان عرض مى كنم كه شأن و وضع شما، چه در حال و چه بيشتر در آينده به گونه اى است كه بار اصلى انقلاب بر دوش شماست و اسلام عزيز و اولياى شهيدان و امام بزرگوار و صالحان ملت به شما نظر و اميد و از شما انتظار دارند.36

35. بالاترين ضرورت انقلاب
تربيت نسل جوان با سواد، تحصيل كرده، انديشمند و روشنفكر بالاترين ضرورت انقلاب ماست.37
 

36. بدتر از بمب
دشمنان ملت ايران بيش از آنچه به توپ و تفنگ و اين چيزها احتياج داشته باشند، به اشاعه بنيان هاى فرهنگى فاسدساز نياز دارند. در خبرها خواندم كه يكى از مسئولان يك مركز مهم سياسى در آمريكا گفته به جاى انداختن بمب، دامن هاى كوتاه برايشان بفرستيد! راست مى گويد؛ اگر براى كشورى شهوات جنسى و آميزش بى رويه زن و مرد و دختر و پسر را ترويج كردند و جوان را به راه هايى كشاندند كه غريزه او هم به طور طبيعى متمايل به آن است، ديگر احتياج به استفاده از توپ و تفنگ عليه يك ملت نيست. فساد، يك ملت را به خودى خود ضايع و باطل مى كند و آينده او را تباه مى سازد.38

37. بدترين بلا براى جوانان
بعضى از جوانان هستند كه اگر گفته شود اين كار را بكن، مى گويد وِلِش! مثلاً امتحانات درسى يا قضيه ديگرى در پيش است، مى گويد وِلِش! اين «وِلِش» بدترين بلا براى جوانان است. احساس مسئوليت، يعنى رها كردن اين حالت «وِلِش».39

38. بدترين درد جامعه
بزرگترين عذاب خدا بر يك ملت اين است كه آن ملت غافل بشوند. بدترين درد براى يك جامعه، غفلت آن جامعه است؛ از خدا غافل نشويم. در دل و جان ما و در يكايك تصميم گيرى ها و حركات ما ـ كار ادارى، كار سياسى، كار نظامى، كار مديريت، وقت پول خرج كردن، وقت اعتبار تخصيص دادن، وقت قانون گذراندن، وقت قضاوت كردن، در تمام مراحل ـ بايد خدا به ياد ما باشد.40

39. بذر بى ايمانى در محيط علم
دشمنان اين انقلاب، از جمله تدابيرى كه در كنار دزديدن مغزها و بردن استعدادها و تبليغات سوء در سراسر عالم و بزرگ جلوه دادن عيب هاى كوچك و پوشاندن محاسن بزرگ و درخشندگى ها انديشيده اند، يكى هم اين است كه در محيط علم و روشنفكرى و آگاهى و معرفت، بذر بى ايمانى بپاشند و آن را ترويج بكنند. اين، دشمنى با انقلاب و با اسلام است.41

40. بذر گناه، سلاح دشمنان
امروز يكى از سلاح هاى همين دشمنانى كه مى گوييد مرگ بر آن ها، اين است كه در مقابل شما دانه گناه بپاشند، دانه جاذبه هاى گناه و فساد بپاشند، تا بلكه بتوانند جوانان ما را جذب كنند، نفس قوى بايد بايستد و تسليم جاذبه ها نشود. مراقب باشيد.42
 

41. بركات انقلاب
كارهايى كه انقلاب در اين كشور كرده، جايگاهى كه براى اين ملت در دنيا به وجود آورده، روح اعتماد به نفسى كه در جوانان اين ملت دميده شده، اين ها چيزهايى است كه گاهى در صد سال هم به دست نمى آيد. اين انقلاب اين ها را انجام داد.43

42. برنامه همه جانبه استكبار
در كشورهاى اسلامى، براى ضايع كردن نسل جوان، برنامه همه جانبه اى  شروع شد. مى دانيد كه دوران استعمار ـ يعنى دست اندازى كشورهاى غربى به كشورهاى آسيايى و آفريقايى ـ نزديك به دويست سال قبل شروع شد. آن ها مى دانستند كه اين وضع ادامه پيدا نمى كند، و اگر جوانان رشد كنند، با فرهنگ بشوند، با اراده باشند، نمى گذارند آب خوش از گلوى بيگانگان و چپاولگران پايين برود؛ لذا براى فاسد كردن نسل جوان برنامه ريزى كردند.44

43. بزرگترين آفت جوان
جوانان عزيز! دشمن روى شما سرمايه گذارى هاى زيادى مى كند؛ حواستان جمع باشد. عده اى را به بى تفاوتى مى كشاند و عده اى را دلسرد و مأيوس مى كند. يأس، بزرگترين آفت جوان است. جوان ها بدانند كه متأسفانه يأس به روح جوان زودتر راه پيدا مى كند؛ همچنان كه اميد اين گونه است. در مقابل يأسى كه دشمن مى خواهد به جوان ها تلقين و تزريق كند، خودتان را مصونيت بدهيد.45

44. بزرگترين اهانت
براى يك ملت، بزرگترين اهانت اين است كه تسليم قدرت استكبارى بيگانه باشد.46

45. بزرگترين بلا براى يك ملت
بزرگترين بلا براى يك ملت اين است كه بخش هايى از فرهنگ و تمدن خودش به مرور زمان از حافظه اش پاك شود و اصلاً آن را به ياد نداشته باشد. اين خيلى بلاى بزرگى است و متأسفانه غربى ها اين كار را با ما انجام دادند.47

46. بزرگترين هنر انقلاب
بزرگترين هنر اين انقلاب كه امام، آن را فتح الفتوح اين انقلاب دانستند، اين بود كه توانست جوان هايى را تربيت كند كه در دنياى مادى آلوده و از لحاظ اخلاقى، لجنزار، انسان هايى با دل هاى پاك و نورانى و با تصميم هاى راسخ باشند و هوشمندانه و خردمندانه راه بزرگان بشريت و راه سعادت بشر را انتخاب بكنند.48

47. بسيج
اگر بخواهيم بسيج را در يك تعريف كوتاه معرفى كنيم، بايد بگوييم: بسيج، عبارت است از مجموعه اى كه در آن، پاك ترين انسان ها، فداكارترين و آماده به كارترين جوانان كشور، در راه اهداف عالى اين ملت و براى به كمال رساندن و به خوشبختى نائل كردن اين كشور، جمع شده اند. بسيج، عبارت است از تشكيلاتى كه در آن، افراد متفرق و تنها، به يك مجموعه عظيم و منسجم و به يك گروه آگاه، متعهد، بصير و بيناى به مسائل كشور و به نياز ملت، تبديل مى شوند؛ مجموعه اى كه دشمن را بيمناك و دوستان را اميدوار و خاطر جمع مى كند. معناى بسيج، اين است.49

48. بسيجى
بسيجى، يك عنوان ارزشمند و والاست. بسيجى، يعنى دل با ايمان، مغز متفكر، داراى آمادگى براى همه ميدان هايى كه وظيفه انسان را به آن ميدان ها فرا مى خواند. اين معناى بسيجى است.50


49. بمب شيميايى نامحسوس
در حال حاضر، يك جبهه بندى عظيم فرهنگى كه با سياست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است، مثل سيلى راه افتاده تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامى نيست. بسيج عمومى هم در آن جا هيچ تأثيرى ندارد. آثارش هم به گونه اى است كه تا به خود بياييم، گرفتار شده ايم. مثل يك بمب شيميايى نامحسوس و بدون سر و صدا عمل مى كند. فرض كنيد در محوطه اى يك بمب شيميايى بيفتد كه احدى نفهمد كه اين بمب در آن جا افتاد؛ ولى پس از هفت، هشت ساعت ببينند صورت ها و دست هاى همه تاول زده است. تهاجم فرهنگى دشمن به صورتى است كه شما ناگهان در مدرسه هاى ما، در خيابان هاى ما، در جبهه هاى ما، در حوزه علميه ما، در مدارس و دانشگاه ما نشانه هاى آن را خواهيد ديد.51

50. بهترين پرهيز
بهترين مايه نورانيت همين پرهيز است. همه آن كارهاى ديگر مثل درمان و دارو خوردن است، لكن اجتناب از گناه مثل پرهيز است و ظاهرا اثر پرهيز گاهى خيلى بيشتر از داروى مقوى و معالج است. انسان وقتى كه سرماخوردگى دارد اگر پرهيز نكند هر چه هم داروى مقوى بخورد شايد مؤثر نباشد.52
 

51. بهترين مخاطبين
مخاطبين و شنوندگان پيام و رسالت پيغمبران مختلفند؛ بهترينشان كسانى هستند كه جوان باشند.53

52. به فرزندانتان برسيد
به فرزندانتان برسيد؛ «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ»54. حق نداريم فرزندان را رها كنيم. سعى تان اين باشد كه ايمانشان را حفظ كنيد. كارى نكنيد كه ايمان جوانتان، دختر و پسرتان ـ اگر دانشجوست، اگر كاسب است، اگر مشغول كار ديگر است ـ به مبانى شما متزلزل شود... اين آيه شريفه براى من هميشه جالب بوده است: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ»55؛ كسانى كه توانسته اند ايمان ذريه خود را حفظ كنند ـ ولو عمل ذريه، آن چنان برجسته نيست ـ ما در درجات عالى معنوى، ذريه را به آن ها ملحق مى كنيم. در روايت دارد: «لتقرّ عيونهم»؛ تا چشم هايشان روشن شود.56

53. بى احترامى به حجاب اسلامى
اگر خداى ناكرده كسانى در دانشگاه هاى كشور هستند كه نسبت به حجاب اسلامى و زنان و دانشجويان دختر مسلمان بى احترامى مى كنند، به آن ها اجازه ندهيد افكار فاسد خود را منتشر كنند. محيط دانشگاه بايد محيط اسلامى باشد. بايد محيطى براى رشد انسان و زن اسلامى باشد، زنى كه الگويش فاطمه زهرا عليهاالسلام است. اين براى آينده كشور فوق العاده مهم است.57

54. بى اعتنايى به اصول دين و انقلاب
اگر جوان مملكت، باولنگارى، با بى اعتنايى به اصول و به شعارهاى حقيقى دين و انقلاب، با بى خبرى، با نداشتن تحليل نسبت به مسايل گوناگون كشور و مسائل جهانى، رشد كرد، اگر درس هم بخواند، به نفع كشور، تمام نخواهد شد و آينده كشور، تضمين نخواهد شد.58

55. بينش سياسى
شما بايد قدرت تحليل سياسى پيدا كنيد. اگر جوانانى و ملتى بينش سياسى نداشته باشند، فريب مى خورند؛ آن ها را از صحنه خارج مى كنند و با ابزار دين، آن ها را كنار مى زنند.59

56. پاى بندى به اسلام ناب محمدى
واللّه كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پاى بندى به اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله ناراحت نيست. او مى خواهد شما از اين پاى بندى دست برداريد. او مى خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد.60

57. پرآفت ترين خصلت
در ميان خصلت هاى نكوهيده كه سلامت جان و راحت زندگى را با خطر و مانع مواجه مى سازند، تكبر از پرآفت ترين آن ها است. خودبرتربينى و سركشى برخاسته از آن، چه بسيار حقيقت ها را ناشناخته و چه راه هاى فضيلت را ناپيموده مى گذارد و چه كينه ها و خصومت هاى نا به حق و چه زشتى ها و ناهنجارى ها كه پديد مى آورد. آرى، تكبر، حجاب حقيقت و خار راه فضيلت و دشمن صفا و صداقت و انگيزه دشمنى و شرارت است.61

58. پيام انقلاب ما
از اولين روزى كه نهضت اسلامى در ايران به رهبرى امام عظيم الشأن و بزرگوار ما آغاز شد، يكى از اصلى ترين مواد داعيه هاى اين نهضت، عبارت از وحدت مسلمين در سرتاسر عالم و كوتاه كردن دست قدرت هاى ستمگر و متجاوز از سر مسلمانان بود. اين پيام، همچنان پيام انقلاب ماست.62
 

59. تاريخ
تاريخ معلم خوبى است. تاريخ به ما اين درس را داده است كه هيچ قدرتى با آن چنان سركشى هايى كه امروز ما در قدرت هاى بزرگ و به خصوص
در آمريكا مى بينيم، ادامه نخواهد يافت و پاينده نخواهد بود؛ اين ها با سر به زمين خواهند آمد؛ همچنان كه در گذشته بسيار نزديك، آن ابرقدرت ديگر با سر فرود آمد!63

60. تاريخچه 150 ـ 200 سال اخير ايران را بايد بخوانيد
من نمى دانم آيا جوان هاى نسل انقلاب، تاريخچه 150 ـ 200 سال اخير را درست خوانده اند يا نه؟ و همه دغدغه من اين است كه جوان انقلابى امروز نداند كه ما بعد از پشت سرگذاشتن چه دورانى امروز در ايران مشغول چنين حركت عظيمى هستيم. ملت ايران بايد تاريخچه اين 150 ـ 200 سال اخير، يعنى از اواسط دوران قاجار و جنگ هاى ايران و روس به بعد را بخوانند و ببينند چه حوادثى در اين كشور روى داده است.64

61. تأثير تبليغ
تأثيرات تبليغ، دفعى و آنى نيست؛ طولانى مدت است. مبلغ دين اگر ظواهرى را مشاهده مى كند كه به گمان او ظواهر غيردينى است، مأيوس نشود. اين توهماتى كه بعضى شايع مى كنند كه جوان ها از دين برگشته اند، همه را جنگ روانى بدانيد، كه واقع قضيه هم همين است. اين طور نيست؛ جوان هاى ما دل را به طرفِ دين دارند و تشنه حقايق  دينند و دل هاشان تشنه است. هر جوانِ سالم الفطره و سالم الطبيعه اى اين طور است؛ مخصوص اين جا هم نيست. اين جا بحمداللَّه زمينه هم آماده است؛ تشنه اند و مشتاق؛ بايد كامِ جان آن ها را سيراب و با حقايق دينى شيرين كرد؛ اين نتيجه اش را خواهد بخشيد و فرداى جامعه ما از اين موهبت ها بهره مند خواهد شد.65

62. تجربه بيست ساله
يك تحليل عميق كه محصول تجارب بيست ساله نظريه پردازان سياسى بيگانه است همه دشمنان ايران اسلامى را به اين نتيجه رسانيده است كه راه سلطه بر اركان جمهورى اسلامى و رخنه در پايه هاى استوار اين نظام شامخ، منحصراً سست كردن ايمان دينى نسل جوان، سست كردن پيوند فكرى و عاطفى آنان با كانون هاى اصلى نظام، سست كردن انگيزه هاى آموزشى و پرورشى آن ها است. امروز هدف اصلى همه تبليغات و نظريه پردازى هاى دستگاه هاى پرخرج تبليغاتى استكبارى و صهيونيستى همين است و بس.66
 

63. تجملات
ما اگر مى خواهيم و شعار مى دهيم و مى گوييم كه جامعه ما بايد روحيه مصرف گرايى را كنار بگذارد و خودش را از آن چيزهايى كه در فرهنگ هاى غربى ترويج مى شود، رها كند، عمل به آن، متوقف به عمل ماست. ما هستيم كه بايد اين را به مردم ياد بدهيم. مگر مى شود خود ما دچار انواع و اقسام تشريفات و تجملات ممكن باشيم، اما در عين حال از مردم توقع داشته باشيم كه تجملاتى نباشند؟! اگر در جاهاى ديگر شعارش را مى دهند، ما بايد عمل كنيم.67

64. تجمل گرايى
به اعتقاد من، گرايش به سمت مدگرايى و تجمل گرايى و تازه طلبى و افراط در كار آرايش و نمايش در مقابل مردان، يكى از بزرگترين عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اينها، خانم ها بايستى مقاومت كنند.68

65. تحول اخلاقى جوانان
دل هاى جوانان، نورانى است و فطرت هاى آنان، سالم و دست نخورده است. آلودگى آنان به زخارف و آلودگى هاى دنيا، به بندهاى گرانى كه پول دوستى و مال دوستى و جاه طلبى و قدرت طلبى و اين چيزها بر پاى انسان مى زند، براى آن ها خيلى كمتر است؛ لذا تحول اخلاقى در جوانان آسان تر است.69

66. ترجمه كتب خارجى
من اعتقاد ندارم كه ما از ترجمه كه يك باب بسيار وسيعى در فرهنگ است خودمان را محروم كنيم، چرا محروم كنيم؟ در نوشته هاى خارجى آثار خوبى هست كه مى توانيد از آن ها استفاده كنيد.70

67. ترس از انقلاب
يك علت عمده اى كه از اين انقلاب مى ترسند، همين است كه اين انقلاب، يك تفكر صحيح درست تعريف شده متكى بر يك جهان بينى صحيح و يك تلقى مستدل و متين از آفرينش عالم دارد.71

68. ترويج بى بندوبارى و فساد
امروز سيلى خوردگان از انقلاب و آن كسانى كه با پديد آمدن نظام جمهورى اسلامى بساط غارت گريشان از اين كشور برچيده شد، روى جوان ها متمركز شده اند. بارها گفته اند و تكرار كرده اند كه كارشان در ايران، كار فرهنگى است؛ كار سياسى هم نيست. كار فرهنگى يعنى چه؟ يعنى مى خواهند كارى كنند كه همين ايمان، همين شور و عشق، همين نورانيت و صفايى كه امروز در شما جوان ها وجود دارد، در نسل جوان ايران از بين برود؛ نقشه آن ها اين است... اولين اقدام آن ها هم اين است كه جوان را به بى بندوبارى و فساد سوق بدهند و فروغ حيا را در او بميرانند.72

69. تعبّد
تعبد، با استدلال عقلى و گرايش به مسائل عقلانى، با اعتقاد به علم و فعاليت علمى و دانشگاهى و دانشجويى، هيچ منافاتى ندارد. همه آن ها بايد باشد، تعبد هم بايد باشد.73

70. تعريف كار فرهنگى
كار فرهنگى، آن چيزى نيست كه لباس فرهنگى دارد. لباس فرهنگى، يعنى نوشته و كاغذ و قلم و امثال اينها. اين، فرهنگ مى شود؛ اما كار فرهنگى نيست. كار فرهنگى، يعنى روح فرهنگى در آن باشد، يك حركت فرهنگى باشد، رشد بدهد و فعل و انفعال را در ذهن و مغز و جان و عواطف انسان به وجود آورد.74

71. تفاوت اصول گرايى و تحجر
متأسفانه يك عده اصولگرايى را با تحجر اشتباه گرفته و خيال كرده اند كه اصولگرايى يعنى تحجر! در حالى كه اصولگرايى به معناى تحجر نيست. اصولگرايى يعنى اصول مستدل منطقى را قبول داشتن و به آن ها پاى بند ماندن و رفتارهاى خود را با آن اصول تطبيق كردن؛ مثل شاخص هايى كه انسان را در يك جاده هدايت مى كند.
«إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا»75، اين استقامت كردن، اصول گرايى است. معناى تحجر اين است كه از هر آنچه كه به صورت يك باور در ذهن انسان وارد شده، بدون اين كه پايه هاى استدلالى و استناد مستحكمى داشته باشد، بى دليل و متعصّبانه دفاع كردن.
«إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ»76. «حميّت جاهليّه» گريبان كسانى را مى گيرد و آن ها جاهلانه از يك چيز دفاع مى كنند. اصول گرايى با اين دفاع جاهلانه و حميت متعصبانه و متحجرانه اشتباه نشود. تا گفته مى شود تحجر، ذهن بعضى به تحجر جناح هاى دينى مى رود. در حالى كه جناح هاى به اصطلاح روشنفكر و متجدد ما در تحجر دست كمى از متحجرين دينى ندارند، بلكه در مواردى به مراتب از آن ها بدترند.77

72. تقوا يعنى چه؟
تقوا يعنى چه؟ معناى تقوا اين نيست كه انسان، خيلى عبادت بكند؛ ممكن است خيلى عبادت كردن، بر تقوا مترتب بشود، اما تقوا آن نيست. معناى تقوا اين است كه انسان در هر كار، از تصميم و عمل خود مراقبت كند؛ فكر كند كه چه مى خواهد عمل كند و پا را مى خواهد كجا بگذارد، با مطالعه، با توجه.
يك وقت شما داريد در جاده آسفالت راه مى رويد، اين يك جور راه رفتن است؛ يك وقت داريد در راهى قدم بر مى داريد كه زير پايتان ـ اين طرف، آن طرف ـ در همه جا بوته هاى خار است. وقتى در ميان خارستانى عبور مى كنيد؛ جورى قدم بر مى داريد كه خار به لباس شما نگيرد و ساق پاى شما را آزرده نكند؛ اين تقوا است؛ يعنى با دقت، قدم برداشتن.78

73. تقويت ايمان جوانان
هر كس به سرنوشت اين ملت و اين كشور علاقمند است، بايد در راه تقويت ايمان اين ملت، در راه تقويت ايمان جوانان، در راه تقويت تدين جوانان، در راه تقويت پيوند جوانان با آرمان هاى اسلامى مجاهدت كند.79

74. توصيه اى به روحانيون
روحانيون به تقوا، به ورع و به بى اعتنايى به دنيا در چشم ها شيرين شدند. بدون ورع، بدون دورانداختن دنيا نمى شود در چشم ها شيرين ماند.80

75. توصيه اى به نخبگان
هر چه عالم تر و نخبه تر مى شويد، متواضع تر شويد؛ اين را فراموش نكنيد. مبادا نخبه بودن خداى نكرده در شما نخوت ايجاد كند؛ نخبه بودن ملازمه اى با نخوت گرايى ندارد؛ البته من در شماها نمى بينم؛ چهره هاى نورانى شماها اين جور نشان نمى دهد؛ اما به هر حال مراقب باشيد. فضاى نخبگى در كشور با فضاى تكبر به كلى بايد جدا شود. هر چه شما موفقيت هاى علمى تان بيشتر شد، هرجا به تحقيق جديدى دست يافتيد و توفيق بيشترى پيدا كرديد، متواضع تر، مردمى تر و خلاصه، خاكى تر شويد؛ اين است كه مى تواند تداوم پيشرفت ها و فايده وجود شما را بيشتر كند.81

76. توصيه به جوانان
توصيه من به شما جوانان عزيز ـ چه دختران و چه پسران ـ اين است: شما در صحنه فعاليت هاى جوانانه، فعاليت علمى، فعاليت تحصيلى، فعاليت تحقيقى، فعاليت سياسى، فعاليت هاى اجتماعى گوناگون، كار فرهنگى و مطبوعاتى و هنرى و ورزشى و امثال اينها، با همه نشاط و با همه قدرت حضور داشته باشيد و طهارت و تقوا و ايمان و اخلاص و صفايتان را ـ كه حقاً و انصافاً در بين جوانان دنيا، شما از اين جهات نمونه ايد ـ حفظ كنيد. اگر اين تلاش مؤمنانه و مخلصانه و باصفا، در بين به خصوص جوانان ما و در بين بقيه آحاد ملت هم ـ هركدام به سهم خودشان ـ وجود داشته باشد، استكبار در مبارزه خود با ملت ايران، قطعاً و يقيناً، نه يك بار، بلكه بارها و بارها به زانو در خواهد آمد و شكست خواهد خورد.82

77. توصيه به خانم ها
من به خانم هاى جوان و خانم هاى خانه دار مسلمان عرض مى كنم سراغ اين تبليغ مصرف گرايى كه غرب مثل خوره به جان جوامع دنيا و جوامع كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى رو به رشد از جمله كشور ما انداخته است نرويد. مصرف در [حد] لازم خوب است، نه در حد اسراف. خانم هاى مسئولين و زنانى كه همسرانشان يا خودشان مسئوليت هايى در بخش هاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف براى ديگران الگو باشند.83

78. توصيه به همه مسلمانان
توصيه ما به همه مسلمانان عالم اين است كه بر روى شخصيت پيغمبر صلى الله عليه و آله، ابعاد زندگى، سيره، اخلاق و تعاليمى كه از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، كار زيادى بشود. بعد از قرون وسطى نسبت به شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله در مغرب زمين و دنياى مسيحيت يك تهاجم تبليغاتى وسيعى انجام گرفت.84

79. توصيه به نخبگان
در جان يك انسان نخبه، پيدايش يك انديشه نو و خلق شدن يك فرآورده تازه، يك رويش است؛ يك رويش طبيعى است. بگذاريد اين رويش انجام بگيرد. نبايد لج كنيم، بگوييم: حالا كه مسئولين از كار ما استقبال نكردند، پس ما هم چه؛ نه، كار شما ارزشش بالاتر از اين است كه معيار ادامه يافتن يا نيافتنش اين باشد كه آيا مسئولين كمك مى كنند يا نمى كنند. البته كه كمك مسئولين گاهى حياتى هم مى شود، آن به جاى خود محفوظ؛ توصيه من به شما اين است.85

80. توقع من از نسل جوان
استكبار مى خواهد در اين كشور و در ميان اين ملت، ايمان عميق نباشد، سرگرمى به شهوات باشد، «معروف» اسلامى نباشد و آنچه از نظر اسلام «منكر» است، رايج باشد. استكبار مى خواهد در داخل كشور، تنبلى و بيكارگى باشد، سازندگى و ابتكار و اصلاح امور اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى مردم نباشد. استكبار مى خواهد پيشرفت علم و دانش در كشور نباشد، تحقيقات نباشد، كلاس درس نباشد. اى بسا كسانى باشند كه با طرح شعارهاى فريبنده، همان كارى را بكنند كه استكبار مى خواهد. بايد شما كاملاً هوشيار باشيد. اين توقع ما از نسل جوان است.86

81. تهاجم پنهانى دشمن
كسى به يكى گفت: چه مى كنى؟ جواب داد: دهل مى زنم. گفت چرا صدايش در نمى آيد؟ گفت: صدايش فردا در مى آيد. اگر شما ملت و عناصر فرهنگى خداى ناخواسته بيدار نباشيد صداى فرو ريختن ارزش هاى معنوى كه ناشى از تهاجم پنهانى و زيركانه دشمن است، هنگامى در مى آيد كه ديگر قابل علاج نيست.87

82. تهاجم فرهنگى
تهاجم فرهنگى به اين معنى است كه يك مجموعه سياسى يا اقتصادى براى اجراى مقاصد خاص خود و اسارت يك ملت، به بنيان هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى برد. در اين هجوم باورهاى تازه اى را به زور و به قصد جايگزينى با فرهنگ و باورهاى ملى آن ملت، وارد كشور مى كنند.88
 

83. تهاجم فرهنگى بزرگتر
من كه مى گويم تهاجم فرهنگى، عده اى خيال مى كنند مراد من اين است كه مثلاً پسرى موهايش را تا اين جا بلند كند. خيال مى كنند بنده با موى بلند تا اين جا مخالفم. مسأله تهاجم فرهنگى اين نيست. البته بى بندوبارى و فساد هم يكى از شاخه هاى تهاجم فرهنگى است؛ اما تهاجم فرهنگى بزرگ تر اين است كه اين ها در طول سال هاى متمادى به مغز ايرانى و باور ايرانى تزريق كردند كه تو نمى توانى؛ بايد دنباله رو غرب و اروپا باشى. نمى گذارند خودمان را باور كنيم.89

84. تهديد
هر چيزى كه به سلامت و ايمان و عزم و نشاط لطمه بزند و كار و كوشش و تحصيل جوانان را معوق بگذارد، تهديد است. ولنگارى تهديد است؛ بى بندوبارى تهديد است؛ مواد مخدر تهديد است؛ بى اهميتى به علم و درس و كار تهديد است؛ سرگرم شدن به مناقشات اجتماعى بيهوده تهديد است؛ درگيرى هاى داخلى تهديد است؛ بى اعتمادى به نظام و مسئولان تهديد است؛ البته غفلت مسئولان هم تهديد است؛ برنامه ريزى دشمن بيرونى هم تهديد است.90
 

85. تهديد نظامى ايران
آن كسانى كه تهديد مى كنند، اين را بايد فهميده باشند، حالا هم بفهمند؛ تهديد نظامى ايران و تعرض نظامى به ايران به صورت بزن و در رو، ديگر ممكن نيست. هر كس تعرضى بكند، به شدت عواقب آن تعرض دامن گير او خواهد شد.91

86. جانبازان
جانبازان و مجروحان عزيزمان كه واقعا تجسم فداكارى اند، شهيدان زنده اند. اين گلوله اى كه به اين جوان خورد و نخاع او را ضايع كرد، مى توانست چند ميليمتر اين طرف تر يا آن طرف تر بخورد و جان او را بگيرد و شهيد شود. امروز او شهيد است؛ شهيدى كه زنده و در ميان ماست و بركت وجود او براى ما هست.92

87. جمله اى از وصيت نامه امام
يك جلمه اى در وصيت نامه امام عزيزمان هست كه ما بايد هرگز آن را فراموش نكنيم. و آن اين است كه ايشان فرموده است آن عاملى كه انقلاب را به پيروزى رساند همان عامل انقلاب را تداوم خواهد داد؛ يعنى اتكال به خدا و ايمان مردم به اسلام و تصميم قاطع بر انجام وظيفه الهى و اسلامى و وحدت كلمه.93
 

88. جوانان، محور حركت جامعه اند
جوان در هر جامعه و كشورى، محور حركت است. اگر حركت انقلابى و قيام سياسى باشد، جوانان جلوتر از ديگران در صحنه اند. اگر حركت سازندگى يا حركت فرهنگى باشد، باز جوانان جلوتر از ديگرانند و دست آن ها كارآمدتر از دست ديگران است. حتى در حركت انبياى الهى هم ـ از جمله حركت صدر اسلام ـ محور حركت و مركز تلاش و تحرك، جوانان بودند.94

89. جوانان، موتور محركه كشورند
از هر جوانى به اقتضاى استعدادش، به اقتضاى شغلش، به اقتضاى خواست ها و پسندهايش، انتظاراتى وجود دارد كه مجموع اين انتظارات، در واقع حركت عظيم ملى ما را شكل مى دهد و موتورى براى حركت كشور است. جوانان، حقيقتا به يك معنا موتور محركه كشورند؛ هم در امروزشان كه جوانند، هم در فردايشان كه مردان و زنان و مديران و كارگزاران كشور خواهند بود. هر كدام در هر جا كه هستند، با پاكى و پارسايى و ديندارى و تقوا، اين نيروى عظيم جوانى را به كار گيرند.95
 

90. جوان بى فكر و بى مسئوليت
آن جوانى كه به سرنوشت كشور نينديشد و حوادث و خصومت هايى را كه نسبت به كشورش در دنيا سازماندهى مى شود، نبيند و نسبت به آن ها نجوشد و نخروشد، آن جوان لايق اين نيست كه نام جوانِ شهروندِ يك ملت انقلابى را روى خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پرتپشى است كه در سختى ها، به داد كشور و ملت رسيد و آن ها را نجات داد.96

91. جوان، سرشار از انرژى
جوان سرشار از انرژى است؛ جوان هيجان طلب است.97

92. جوان، مخاطب ويژه
خطاب به جوان از سوى دين، هميشه يك خطاب ويژه است. با جوان، مخاطبه زيادى در مفاهيم اسلامى و فعاليت هاى دينى شده است؛ علت هم اين است كه در جوان، گوهر شور و عشق و صفا و معنويت فروزان است.98

93. جوان، مركز عواطف
جوان مركز عواطف و احساسات است.99

94. جوان، مظهر اميد
جوان مظهر اميد است. شما بايستى به ما هم اميد بدهيد. شما بايد به نسل قبل از خودتان ـ كه حالا از دوره جوانى خارج شده ـ اميد بدهيد. حركت شما، اقدام شما، حرف شما، بينش شما، قضاوت شما، بايستى اميدبخش و اميدآفرين باشد.100

95. جوان مى تواند يك تاريخ را بيمه كند
جوان زنده و بانشاط و پُراميد و پاكدامن، مى تواند يك تاريخ را بيمه كند. به همين جهت است كه روى جوانان كشورهاى دنيا، صهيونيست و استعمارگران و كمپانى داران عالم، سال ها كار و تلاش كردند تا شايد بتوانند نسل هاى جوان را فاسد كنند؛ اراده و اميد را از آن ها بگيرند؛ آينده را در چشم آن ها تيره و تار كنند؛ آن ها را به آينده مأيوس نمايند و دچار مشكلات عصبى و اخلاقى كنند. آنچه در دنيا مى بينيد، تصادفى نيست.101
 

96. جوان و دفاع از فضيلت ها
جوان مؤمنى كه دل به دنيا و منافع شخصى نبسته است. او مى تواند بايستد و از فضيلت ها دفاع بكند. كسى كه خودش آلوده و گرفتار است نمى تواند از فضيلت ها دفاع بكند.102

97. جوان و ورزش
من ورزش را براى جوانان لازم مى دانم؛... چون آن ها هم اگر به ورزش روى بياورند، سلامت و نشاط و شادابى و زيبايى خواهند داشت.103

98. جوان ها سلاح اتمى ما هستند
من بارها گفته ام سلاح اتمى ما اين ملت اند؛ سلاح اتمى ما اين جوان ها هستند. ما سلاح اتمى نمى خواهيم. آن نظامى كه اين همه جوان مؤمن و اين ملت يكپارچه را دارد، احتياج به سلاح اتمى ندارد.104

99. جوانى، دوره شكفتن استعدادها
جوانى در انسان عبارت از دوران خاصى از عمر است كه در آن دوران، انسان به شكفتگى و بالفعل شدن بسيارى از استعدادهاى خود مى رسد؛ يعنى دوران بروز استعدادها و دوران اوج زيبايى ها و جوشش استعدادها و توانايى هايى كه در انسان هست و به طور معمول اين دوران در انسان از حدود بلوغ يا اندكى پيش از بلوغ آغاز مى شود و امتدادش در افراد مختلف متفاوت است.105

100. جوان يعنى آينده
جوان و نوجوان، چشمه جوشان نيرو و استعداد است. جوان، يعنى آينده. جوان خوب براى يك كشور، يعنى آينده خوب.106

101. جوشش علم از درون
مى توان دانش فنى را وارد كرد ـ كما اين كه الان داريم اين كار را مى كنيم؛ دانش فنى يك پديده صنعت را وارد مى كنيم ـ ليكن اين مثل آن است كه ما در چاهى آب دستى بريزيم تا بتوانيم بعد همان آب را استخراج كنيم؛ براى بلند مدت، اين كار فايده اى ندارد؛ بايد علم از درون بجوشد؛ آن هم بر طبق آنچه كه مورد احتياج كشور است. بنابراين بايد بر جريان علم در كشور، درون زايى حاكم باشد.107

102. چادر
چادر، هم بهترين نوع حجاب است و هم يك نشانه ملى ماست كه هيچ منافاتى با هيچ نوع تحرك در زن ندارد. اگر واقعا كار اجتماعى و كار سياسى و كار فكرى به معناى تحرك باشد، لباس رسمى مى تواند چادر باشد كه بهترين نوع حجاب است.108

103. چادر، حجاب ايرانى و لباس ملى
مردم ما چادر را انتخاب كرده اند. البته ما هيچ وقت نگفتيم كه حتما چادر باشد، و غيرچادر نباشد. گفتيم كه چادر بهتر از حجاب هاى ديگر است. ولى زنان ما مى خواهند حجاب خودشان را حفظ كنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملى ماست. چادر، پيش از آن كه يك حجاب اسلامى باشد، يك حجاب ايرانى است. مال مردم ما و لباس ملى ماست.109

104. حرف اصلى ما با تشكل هاى دانشجويى
براى اين كه ما بتوانيم به آينده هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ با همتِ پُرانگيزه مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه بلد داريم. يكى از شرايط اصلى اش مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اين كه مى گوييم تشكل هاى اسلامى و محيط هاى دانشجويى، معارف و معرفت اسلامى را در خودشان عمق ببخشند، براى اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند؛ و الاّ نمى شود. اين نكته و حرف اصلى ما با مجموعه هاى دانشجويى است.110
 

105. حرف ما درباره زن
در علم، در فرهنگ، در سياست و در همه چيز، زن بايد پرورش اسلامى پيدا كند؛ در ميدان هاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى و همه جا برود و پيشتاز باشد؛ اما در مسائل شهوانى و جنسى، ملعبه دست اين و آن نشود؛ اين حرف ماست.111

106. حزب اللهى
حزب اللهى يعنى آن كسى كه در خدمت خداست و هيچ وابستگى  تشكيلاتى و سياسى جز وابستگى به انقلاب و اساس انقلاب كه اراده الهى است، ندارد اين معناى حزب اللهى است.112 حزب اللهى بودن به معناى آمادگى داشتن براى انجام تكليف الهى است و يك ارزش انقلابى است.113

107. حساسيت مضاعف استكبار
امروز يكى از حساسيت هاى دنيا اين است كه نگذارد كشورهاى برخوردار از نظام انقلابى از لحاظ علمى پيشرفت كنند. و اين حساسيت نسبت به كشور ما مضاعف است. زيرا حساسيتى كه استعمار، استكبار، آمريكا و صهيونيست هاى طراح فساد در عالم نسبت به اسلام و انقلاب اسلامى دارند، نسبت به هيچ انقلاب ديگرى نداشته اند، ندارند و نخواهند داشت.114
 

108. حضور در مسائل اجتماعى
امروز ميدان مسائل اجتماعى هم ميدان مسائل دينى است. حضور در مراسم عظيمى كه در جمهورى اسلامى به طور مكرر وجود دارد؛ از نماز جمعه ها بگيريد تا راهپيمايى بيست و دوى بهمن؛ همه اين ها كارهاى دينى است.115

109. حفاظت از خون شهيد يعنى
همه بايد پاسدار خون شهيد باشند و از آن حفاظت كنند. حفاظت از خون شهيد يعنى چه؟ يعنى ببيند اين جوان، اين خانواده، اين پدر و مادر، اين همت ها و روحيه هاى عظيم و شكست ناپذير، دنبال چه هدفى رفتند؟ آن هدف را از جان خودتان بيشتر محافظت كنيد.116

110. حوزه بايد دنيا را سيراب كند
تحقيق و اطلاع و آگاهى از حقايق و معارف عالم و وضع علمى دنيا از چيزهايى است كه براى حوزه علميه ضرورت دارد. حوزه علميه نبايد از مسائل علمى و جريانات علمى دنيا منزوى باشد، بايد در متن جريانات علمى قرار گيرد...
مجموعه حوزه نبايد مثل يك استخر جدا افتاده از جريانات علمى و فكرى جهان باشد، بلكه بايد درياى عظيمى باشد كه جريان هايى به آن وارد بشود و جريان هايى هم از آن خارج بشود، فكرهايى در آن وارد بشود فكرهايى هم از آن خارج بشود. شما بايد دنيايى را سيراب كنيد.117

111. حوزه علميه
حوزه علميه بايد كارخانه سازندگى انسان، سازندگى فكر، سازندگى كتاب، سازندگى مطلب، سازندگى مبلغ، سازندگى مدرس، سازندگى محقق، سازندگى سياستمدار و سازندگى رهبر باشد. حوزه علميه بايد به جايى برسد كه هميشه ده، بيست نفر شخصيت آماده براى رهبرى داشته باشد؛ كه اگر هر كدام از اين ها را در مقابل زبدگان اين امت بگذارند، بر او متفق بشوند كه براى رهبرى صلاحيت دارد.118

112. خسارتى بزرگ
امروز هر اقدامى كه به گسترش سطح آگاهى عمومى بينجامد و نيروى تفكر و قدرت درك معارف را در مردم با استعداد ما تقويت كند، حسنه اى بزرگ است. كتاب، دروازه اى به سوى گسترده دانش و معرفت است و كتاب خوب، يكى از بهترين ابزارهاى كمال بشرى است. همه دستاوردهاى بشر در سراسر عمر جهان، تا آن جا كه قابل كتابت بوده است، در ميان نوشته هايى است كه انسان ها پديد آورده اند و مى آورند. و در اين مجموعه بى نظير، آموزش هاى آسمانى، و درس هاى پيامبران به بشر، و دانش ها و شناخت هايى است كه سعادت بشر بدون آگاهى از آن امكان پذير نيست. كسى كه با اين دنياى زيبا و زندگى بخش، دنياى كتاب، ارتباط ندارد بى شك از مهم ترين دستاورد انسانى و نيز از بيشترين معارف الهى و بشرى محروم است. براى يك ملت، خسارتى بزرگ است كه افراد آن، با كتاب سر و كارى نداشته باشند.119

113. خسران
زندگى انسان وقتى معنا پيدا مى كند كه در راه هدف مقدسى صرف شود. كسى كه هدف مقدسى را دنبال نكند و سرمايه ارزشمند حيات و عمر را در همين مدتى كه در اختيار دارد صرف خوشگذارنى كند زندگى را ضايع كرده است. بنده يك وقتى اين گونه حيات و تلاش ها را تشبيه مى كردم به اين كه انسان زندگى كند تا بخورد و با آن خوردن باز زندگى كند.
اين چنين زندگى مثل آن است كه اتومبيلى را ببريم در پمپ بنزين و باك آن را از بنزين پر كنيم، بعد آن را راه بيدازيم و هدف ما هم اين باشد كه به پمپ بنزين بعدى برسيم تا در آن پمپ بنزين باز مخزن را پر كنيم تا ماشين بتواند كار كند و حركت و طى طريق كند و دوباره به يك پمپ بنزين ديگر برسد... اين براى يك انسان چقدر خسران است كه هدفش در زندگى همين چيزهاى مادى باشد؟! هدفش اين باشد كه چند صباحى زندگى راحت ترى به دست آورد و عمر خود را با يك عزت خيالى بگذراند؟! در حالى كه انسان مى تواند خيالى بودن اين عزت را نابود شدن و پوچ شدن و زائل شده و بى معنى شدن آن در ميليون ها انسان در سطح دنيا به چشم خود ببيند.120

114. خطاب من به همه اهل فكر و فرهنگ
امروز، روزى است كه همه آن كسانى كه استعداد دارند بايد در زمينه فرهنگى كار كنند و كارهاى نشده هم زياد است. اين آن چيزى است كه مورد خطاب من به همه اهل فكر و فرهنگ و هنر و ادب و دانش و معلومات و معارف است و اين را يك چيز لازمى مى دانم.121

115. خط مقدم دشوارترين كارها
هر كس كه امروز در كار آموزش و پرورش نسل جوان نقشى دارد، بايد خودش را آن چنان احساس كند كه مبارزين ديروز قبل از انقلاب احساس مى كردند؛ يعنى در خط مقدم دشوارترين كارها. بايد اين گونه و با اين روحيه كار كند؛ بايد احساس كند كارى را دارد انجام مى دهد كه اگر انجام ندهد، فوت كلى حاصل خواهد شد.122
 

116. خودخواهى ها
در بين گناهان، از گناهانى كه به خودخواهى هاى انسان ارتباط پيدا مى كند، بيشتر اجتناب كنيد، از آن هايى كه ظلم به كسى است، بيشتر اجتناب كنيد.123

117. خودى
آن كسى كه امام و راه امام و وصيت نامه امام را قبول دارد، او «خودى» است؛ آن كسى كه استقلال ايران برايش داراى اهميت است و به آن پاى بند است، «خودى» است؛ آن كسى كه عزت اين ملت و پيشرفت علمى اين ملت را دنبال مى كند، او «خودى» است. غريبه ها كسانى هستند كه مشتاق سلطه آمريكا هستند؛ آن ها كسانى هستند كه در خانه، براى دزدِ كمين گرفته كار مى كنند و به نفع او اقدام مى كنند. غريبه آن كسى است كه بلندگوى افكار و اهداف دشمنان اين ملت است.124

118. دانشگاه بى ارزش
اگر كسى كه به دانشگاه وارد يا از آنجا خارج مى شود، نسبت به انقلاب و دين و استقلال و آرزوهاى بزرگ ملى حساسيت نداشته باشد، اين دانشگاه هر چه هم از لحاظ علمى بالا باشد ارزشى نخواهد داشت، زيرا كه محصول اين دانشگاه به راحتى در اختيار سياست هاى مختلف قرار خواهد گرفت. ما بايد در دانشگاه دين و روحيه انقلابى و به خصوص بيزارى از وابستگى ملى را بر روح و ذهن دانشجويان حاكم كنيم.125

119. درد بزرگ بشريت
آن چيزى كه امروز همه ملت ها بايد بدانند ـ و بحمداللّه ملت ما اين را به خوبى مى داند ـ اين است كه امروز درد بزرگ بشريت، تسلط قدرت هاى استكبارى و بى مهار است؛ اين اساس مشكلات و دردهاى ملت هاست.126

120. درس بزرگ
زنده داشتن ياد و راه و درس جاودانه امام خمينى(اعلى اللّه كلمته) است كه مشعل راه و ترسيم كننده خط اساسى حركت و تعيين كننده شاخص هاى اصلى و حياتى اين جاده مبارك و فرجام تابناك آن است. حيات و شخصيت خمينى كبير، تجسم اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله و تبلور انقلاب اسلامى بوده و او خود و سخنش و انگشت اشاره اش، خضر راه اين حركت الهى و روشنگر نقاط مبهم و برطرف كننده همه ترديدها بوده و همچنان خواهد بود. ملت ايران و از همه بيشتر مسئولان كشور، بايد اين درس بزرگ را هرگز از ياد نبرند.127
 

121. دستگيرى فكرى از جوانان
امروز جوان هاى ما احتياج دارند به اين كه از لحاظ فكرى دستگيرى بشوند؛ هم آن كسانى كه در حال شبهه اند، هم آن كسانى كه شبهه در آن ها كارگر شده است و از حيطه اين اعتقاد صحيح خارج شده اند، هم آن كسانى كه جزو معتقدان و متعبدانند؛ كه در اين ها بايد فكر را عمق داد؛ آن ها را بايد آورد و شبهه را از آن ها زدود، اين هايى كه هستند، بايستى اعتقادشان را عميق كرد؛ ثبات قدم در آن ها به وجود آورد و آن ها را مصونيت بخشيد.128

122. دشمن اين گونه تهاجم مى كند
سعدى در گلستان، داستانى راتعريف مى كند كه دزدانى بر سر عده اى ريختند، در حالى كه آن ها خواب بودند. اولين دشمنى كه بر آن ها تاخت، خواب بود كه چشم آن ها را بست و دست آن ها را از كار انداخت. بعد دشمن بيرونى آمد، دست هاى آن ها را بست و اموالشان را برداشت و برد. دشمن در تهاجم فرهنگى همين طور عمل مى كند. اول مردم را خواب مى كند و بعد همه چيز آن ها را مى برد.129

123. دل صاف
بار سنگين احتياج به آمادگى روحى دارد؛ اين آمادگى روحى هم همين طورى به دست نمى آيد. اين كه ما بگوييم آقا برو دلت را صاف كن، بله، اساس همان صاف كردن دل است؛ اما صاف كردن دل فقط از راه نماز، از راه توسل، از راه توجه و از راه ذكر به دست مى آيد. اگر كسى خيال كند كه مى توان دل و روح را بدون اين ها صاف كرد، سخت در اشتباه است. از راه گريه نيمه شب، از راه خواندن قرآن با تدبر و با دقت، از راه خواندن ادعيه صحيفه سجاديه، دل انسان صاف مى شود؛ و الاّ اين طورى نيست كه بگوييم آقا برو دلت را صاف كن؛ هر كارى هم كردى، كردى.130

124. دل هاى پاك جوانان
شما جوانيد، دل هايتان پاك است. صاف است. دل يكى از شماها، به ده تا از قبيل بنده مى ارزد! چون شماها منوريد! اين جوانى خيلى چيز با ارزشى است!131

125. دل هاى نورانى جوانان
دل هاى جوانان، نورانى است و فطرت هاى آنان، سالم و دست نخورده است. آلودگى آنان به زخارف و آلودگى هاى دنيا، به بندهاى گرانى كه پول دوستى و مال دوستى و جاه طلبى و قدرت طلبى و اين چيزها بر پاى انسان مى زند، براى آن ها خيلى كمتر است؛ لذا تحول اخلاقى در جوانان آسان تر است.132
 

126. دو نقطه درخشان در وصيت نامه امام
امام عزيز بزرگوار ما به رهنمودهاى زمان حيات خود اكتفا نكرد؛ بلكه بعد از رفتن هم اين وصيت نامه گران بها را گذاشته است. عزيزان من! اگر شما به وصيت نامه امام نگاه كنيد ـ من به شما جوانان توصيه مى كنم كه مخصوصا به اين وصيت نامه مراجعه و مكرّر نگاه كنيد ـ خواهيد ديد كه از اول تا آخر آن دو نقطه درخشان وجود دارد و آن دو نقطه اين است: اول تمسك به اسلام و ارزش ها و قيم اسلامى و استفاده از راهنمايى هاى اسلام كه شما را به سعادت مى رساند و راه را نشان مى دهد و دوم اتحاد و اتفاق.133

127. دهه فجر
دهه فجر، دهه تجديد قواى نيروهاى انقلابى با تجديد يادها و خاطره هاى پُرشكوه آن روزهاست؛ دهه تجديد عهد و ميثاق ملت ما با انقلاب است؛ دهه گرامى داشت بزرگترين معجزه الهى در اين روزگارهاست.134

128. ذوب در ولايت و ذوب در رهبرى
تعبير ذوب در ولايت را غالبا مخالفان شماها ـ كسانى كه مى خواهند نكته گيرى كنند و مضمونى بگويند ـ به كار مى برند؛ و الاّ بنده اين حرف را از آدم هاى حسابى كمتر شنيده ام. بنده نمى فهمم معناى ذوب در ولايت را. ذوب در ولايت يعنى چه؟ بايد ذوب در اسلام شد. خود ولايت هم ذوب در اسلام است. روزى كه شهيد صدر گفت «در امام خمينى ذوب شويد؛ همچنان كه او در اسلام ذوب شده است»، تنها شاخص صحت راه، شخص امام بود؛ نه قانون اساسى بود، نه جمهورى اسلامى بود، نه نظامى بود، نه دستگاهى بود. در صحنه آشفته هواها و جريان ها و خطوط مختلف، يك قامت برافراشته و يك علم سرافراز وجود داشت و او امام بود؛ شهيد صدر مى گفت در او ذوب شويد. راست هم مى گفت؛ ذوب در امام، ذوب در اسلام بود. امروز اين طورى نيست. ذوب در رهبرى، ذوب در شخص است؛ اين اصلاً معنا ندارد. رهبرى مگر كيست؟ رهبرى هم بايد ذوب در اسلام باشد تا احترام داشته باشد. احترام رهبرى در سايه اين است كه او ذوب در اسلام و ذوب در همين هدف ها بشود؛ پايش را يك قدم كج بگذارد، ساقط مى شود. هيچ كس در شخص و در جهت ذوب نمى شود؛ در آن هدف ها بايد ذوب شد؛ در اسلام بايد ذوب شد.135

129. رأى دادن
رأى دادن در مجلس به نماينده ها و به اين كسانى كه مطرح هستند براى رفتن به مجلس، پيش خداى متعال داراى ثواب است؛ ولو انسان در تشخيص اشتباه هم كرده باشد. البته اگر تشخيص درست داده باشد، اين ثواب مضاعف مى شود. خود رأى دادن، خود رفتن پاى صندوق، خود شركت در اين آزمون بزرگ، پيش خداى متعال داراى ثواب است.136
 

130. زنان را كتابخوان كنيد
از جمله كارهاى بسيار مهم، كتابخوان كردن زنان است. يك شيوه هاى  ابتكارى پيدا كنيد، براى اين كه خانم هاى داخل خانه را كتابخوان كنيد. متأسفانه زنان ما با كتابخوانى خيلى انسى ندارند. هزاران كتاب در بازار مى آيد و مى رود، اما اين ها مطلع نمى شوند. اين كتاب ها معارف بشرى است كه ذهن ها را براى بهتر فهميدن، بهتر انديشيدن، بهتر ابتكار كردن، و در موضع بهتر و صحيح ترى قرار گرفتن، آماده مى كند.137

131. زيان بخش ترين خطر براى حوزه
ما بايد كارى بكنيم كه حوزه علميه قادر باشد به وسيله يكايك افرادش بينش درست سياسى و فهم مسائل جارى را در اختيار ديگران بگذارد و مردم را هدايت كند و پيش ببرد. كج فهميدن، ساده و سطحى فهميدن، كند و ناهوشمندانه فهميدن، غافل ماندن از مسائل جارى عالم و مسائل جارى كشور، از جمله زيانبخش ترين چيزهايى است كه ممكن است حوزه علميه با آن روبه رو بشود.138

132. ستاره جوانى
آن چيزى هم كه معمولاً در ملاقات با جوانان اول بار به ذهن من مى زند و بارها به آن فكر كرده ام، اين است كه آيا اين ها خودشان مى دانند كه چه ستاره اى در جيب شان دارد مى درخشد؟ من اين ستاره را مى بينم؛ اما آيا خودشان هم مى بينند؟ ستاره جوانى، چيز بسيار درخشان و خوش طالعى است.139

133. ستون هاى فرداى انقلاب
شما دانشجويان و دانش آموزان و جوانان، براى نسل آينده و دوره بعد، پايه هاى اصلى انقلابيد. امروز هم شما در انقلاب تأثير زيادى داريد؛ چون جوانيد. امروز هم شما در جبهه سياسى و نظامى و سازندگى و هر جاى ديگر كه بتوانيد حضور داشته باشيد، عنصر فعال انقلابيد؛ امّا فردا شما پايه هاى انقلاب هستيد. امروز، عناصر مؤثريد؛ ولى فردا ستون هاى انقلاب هستيد. توجه كنيد انقلاب را با ريشه ها و مبانى فكرى و منطقى اش، به درستى بشناسيد.140

134. سرمايه گذارى در كار فرهنگى
تأثير هيچ سرمايه گذارى اى مثل كار فرهنگى قطعى و نتيجه اش صددرصد نيست. اگر كار فرهنگى كم تأثير باشد، بايد بدانيم كه اركانش ناقص است و به ميزان لازم انجام نگرفته است. بايد عيب آن را يافت و اصلاح كرد.141

135. سرنوشت كشور
هر كس به سرنوشت اين ملت و اين كشور علاقمند است، بايد در راه تقويت ايمان اين ملت، در راه تقويت ايمان جوانان، در راه تقويت تدين جوانان، در راه تقويت پيوند جوانان با آرمان هاى اسلامى مجاهدت كند.142

136. سفارش من به جوانان
آن كه من مى توانم به شما جوانان سفارش بكنم، اين است كه جوان:اولاً، بايد احساس مسئوليت كند؛ يعنى واقعا خودش را مسئول بداند و بخواهد كه زندگى را با پاى خودش پيش ببرد و حركت كند و مثل پر كاهى در امواج حوادث نباشد.ثانيا، با ايمان حركت كند، ايمان نقش بسيار مهمى در پيشرفت در همه ميدان ها و نيز پيروزى بر همه موانع دارد؛ثالثا، بصيرت و آگاهى داشته باشد.اگر جوانان اين سه خصوصيت را در خودشان تأمين كنند ـ كه البته كار چندان آسانى نيست؛ اما بسيار ممكن هست ـ من خيال مى كنم كه هر وضعى دنيا پيدا كند ـ ارتباطات پيشرفت كند، تمدن هاى گوناگون به عرصه بازار تمدن ها در دنيا پا بگذارند، قدرت بزرگى در دنيا از بين برود، قدرت جديدى به وجود آيد؛ ايران چالش هاى گوناگونى در مسائل اقتصادى و سياسى و غيره با ديگران داشته باشد، نداشته باشد ـ در همه زمينه ها شما مى توانيد موفقيت خودتان را تضمين كنيد.143

137. سلامت جامعه
شما جوان ها كه جنگ را با تمام وجودتان لمس كرديد بايد دائما با غفلت مبارزه كنيد، زيرا سلامت جامعه در گرو سلامت شما جوانان است.144

138. سلطه فرهنگى
امروز مهم ترين چيزى كه در بلندمدت براى مراكز قدرت سياسى دنيا مطرح است، سلطه فرهنگى است. با اين كه ممكن است هدف اصلى فرهنگ نباشد و آدم هايى باشند كه مثلاً بگويند به فرهنگ چه كار داريم ـ اصلاً فرهنگى نباشند ـ ليكن به عنوان برنامه بلندمدت، چيزى كه به مراكز سلطه جهانى، اقتدار حقيقى و تضمين شده مى بخشد، سلطه فرهنگى است. واقعا اگر نظام سلطه جهانى بر كشورى تسلط فرهنگى پيدا كند، خاطرش آسوده است، همان چيزى كه او مى خواهد، به طور خودكار و با اندك تلاشى انجام مى گيرد.145

139. سنگر مبارزه با استكبار
در حقيقت سنگر مبارزه با كفر و استكبار جهانى و با ظلم و قلدرى شياطين سياسى عالم همين سنگر مدرسه است، سنگر تعليم و تربيت است، سنگر فرهنگ است.146

140. سه آرمان اصلى
من مى خواهم غالب يا بيش از غالب بدنه دانشجويى كشور، مجموعه اى متعهد و داراى احساس مسئوليت نسبت به آرمان هاى دانشجويى باشند. يكى از اين آرمان ها مسأله علم است؛ دومى عدالت خواهى است و آرمان؛ سوم، آزادانديشى و آزادى خواهى است.147

141. سه خصوصيت جوانى
من اساسا در بين خصوصيات مهمى كه جوانان دارند، سه خصوصيت را خيلى بارز مى بينم: انرژى، اميد، ابتكار.148

142. شبيخون فرهنگى
دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط، فساد و فحشاء سعى مى كند جوان هاى ما را از دست ما بگيرد. كارى كه از لحاظ فرهنگى دشمن مى كند نه تنها يك تهاجم فرهنگى بلكه بايد گفت يك شبيخون فرهنگى، يك غارت فرهنگى و يك قتل عام فرهنگى است. امروز دشمن دارد اين كار را با ما مى كند.149

143. شركت در انتخابات
شركت و حضور در انتخابات براى مردم، هم يك فريضه سياسى است، هم يك فريضه دينى است.150

144. شكست استكبار
همه در جهان دانسته اند كه شكست تاريخى جبهه استكبار در مقابل انقلاب اسلامى، بيش از همه، از ايمان صادقانه جوانان، نشأت گرفته است و دشمن با هزار زبان و هزار وسيله، به تهاجم بر اين سنگر استوار دست زده است.151

145. شماها سقوط تمدن غرب را خواهيد ديد
شما اين را بدانيد ـ من حالا دارم به شما مى گويم. شما آن روز را خواهيد ديد؛ آن روز ماها نيستيم، اما شما جوان ها آن روز را خواهيد ديد ـ كه اين تمدن بناشده بر اين پايه غلط، در گرداب دارد فرو مى رود؛ دارد لحظه به لحظه در باتلاق پايين تر مى رود و سقوط خواهد كرد؛ بدون شك، همين غرور هم، همين تكبر ابلهانه و احمقانه هم، يكى از عوامل همان سقوطى است كه انتظارِ اين ها را مى كشد. اين ها سقوط مى كنند. يك هارت و هورتى امروز مى كنند؛ اما در سراشيب دارند حركت مى كنند، خودشان هم ملتفت نيستند؛ البته هوشيارهاشان چرا. هوشمندان شان سال هاست فرياد مى كشند، هشدار مى دهند؛ زنگ خطر! منتها كيست كه بشنود.152

146. شور و شوق جوانى
گر چه جوان تجربه ندارد، اما يك چيزى معادل تجربه دارد و آن عبارت از شور و شوق و احساس و گستاخى و خطرپذيرى است كه خيلى از گره ها را باز مى كند.153

147. شهادت
شهادت، گل خوشبو و معطرى است كه جز دست برگزيدگان خداوند در ميان انسان ها، به آن نمى رسد و جز مشام آن ها آن را بو نمى كند.154

148. شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام، خسارتى براى طول تاريخ بشر
اين شهادت، مصيبتى نيست كه در برهه اى از زمان اتفاق افتاده باشد و الان ما به ياد آن اشك بريزيم؛ نه، اين مصيبتِ هميشه زمان است. مصيبت شهيد كردن اميرالمؤمنين عليه السلام، اين «تهدّمت واللَّه اركان الهدى»، فقط براى آن زمان خسارت نيافريد؛ براى طول تاريخ بشر خسارت ايجاد كرد.155

149. شهادت، ورود به حريم خلوت الهى
بهترين مردن ها، شهادت است. بالاترين اجرها براى انسانى كه در راه خدا مبارزه مى كند، نوشيدن شربت گواراى شهادت است. خوشا به حال آن عزيزان، و گوارا باد بر آن ها اين نعمت بزرگ الهى! آن ها با شهادت، اجرشان را گرفتند. شهادت، يعنى وارد شدن در حريم خلوت الهى، و ميهمان شدن بر سر سفره ضيافت الهى.156

150. شهيدان، ما را زنده كردند
شهداى ما، هر قطره خونشان توانست اكسيرى بشود براى تبديل عنصرهاى پَست و نخاله وجود ما به عنصرهاى والا و باشرف. شهدا خودشان متحول شدند و در ارواح جوانان ما و مردم ما تحول آفريدند. جوان هاى امروز نه امام را كه مظهر قداست و شرف و نمونه برترين اوليا بعد از معصومين عليهم السلام بود، ديده اند، نه دوران جنگ را تجربه كرده اند، نه سختى هاى دوران هاى قبل از انقلاب را ديده اند؛ اما همين جوان هاى امروز با روحيه آماده و قوى، با ذهن روشن و عزم راسخ ايستاده اند. اين بر اثر چيست؟ اين همان تزريق خون است كه شهيدان ما به اين انقلاب انجام دادند؛ شهيدان ما را زنده كردند. اين، يك ذخيره است. اين ذخيره را ملت ايران بايد حفظ كند.157

151. شهيد بهشتى
اگر كسى شهيد بهشتى را مى شناخت و قوت فكر و اراده و ابتكار در تصميم و اقدام را در اين شخصيت ممتاز مى دانست، خوب مى فهميد كه حذف يك چنين شخصيتى از مجموعه مديريتى كشور چه معنايى مى دهد. شهيد بهشتى حقيقتا مثل سنگ آسياى گرانى بود كه با گردش خود، ده ها كار انجام مى داد؛ توليد انرژى مى كرد، كار راه مى انداخت، پيش مى رفت و فكر توليد مى كرد. وقتى كسى مثل اين شخصيت را كه در مديريت، در اجرا، در اقدام، در فكر، در مبانى فقهى و فلسفى، در تجربه و جهان ديدگى و روشنفكرى و وسعت نظر در آن پايه و رتبه بود، از دل مديريت نظامى نوپا بيرون بكشند و آن را از بين ببرند، بايد نظام فلج مى شد؛ اما نظام نه تنها با رفتن بهشتى و با رفتن شخصيت هاى برجسته ديگرى كه چه با او، چه قبل از او و چه بعد از او به شهادت رسيدند، فلج و زمين گير نشد، بلكه هر كدام از اين شهادت ها مثل خون تازه اى در رگ كالبد زنده و پُرطراوت اين نظام جوان دوانده شد و او را سرحال تر، بانشاط تر و پُرانگيزه تر كرد؛ اين، همان استحكام نظام است، كه تا الان هم همين طور است. به همين دليل، مردم ما براى شهادت شهدا مثل بقيه متوفى ها، به همديگر تسليت نمى گويند؛ تبريك مى گويند. وقتى بهشتى شهيد شد، مردم مى گفتند: «تبريك و تسليت»؛ غم در كنار فتح؛ اين، هويت اين نظام و انقلاب را روشن مى كند.158

152. شهيد و شهادت
مسأله شهيد و ايثارگرى، كهنه شدنى نيست. اين، موتور حركت جامعه است؛ بعضى ها از اين نكته غفلت مى كنند. اين كه مى بينيد بعضى با سخن، قلم و حركات خود، نگاهى به ايثار وشهادت مى اندازند كه آن نگاه منفى وناسپاسانه است، بر اثر غفلت آن هاست؛ نمى فهمند پاسدارى از حرمت شهيدان و ايثارگران چقدر براى يك جامعه و ملت و كشور داراى اهميت است.159

153. شيعه
شيعه يعنى كسى كه دنبال اميرالمؤمنين عليه السلام به راه مى افتد. حالا يك وقتى خطايى، اشتباهى، گناهى كسى مى كند، او بحث ديگرى است؛ استغفار بايد بكند؛ اما دلخوش كردن به انتساب به اميرالمؤمنين عليه السلام و كم و كوچك شمردن تخلف از راه خدا، به هيچ وجه در منطق اميرالمؤمنين عليه السلام پذيرفته نيست. اهميت كار اميرالمؤمنين عليه السلام اين است كه از حق، از عدل، از ثبوت راه الهى، به خاطر ملاحظات صرف نظر نكرد.160

154. صادق ترين ياوران انقلاب
پابرهنگان و كوخ نشينان و اكثريت مردم ما كه بر اثر سياست هاى خائنانه و خانه برانداز رژيم ستمشاهى، در فقر و محروميت به سر مى برند، همواره صادق ترين و با اخلاص ترين ياوران اين انقلاب و اين نظام بوده اند و هستند و نظام اسلامى بايد رفع محروميت از آنان را در صدر برنامه هاى سازنده خود قرار دهد.161

155. طبيعت جوان
طبيعت جوان، پاكى و ميل به پاكى، محبت و ميل به محبت، معنويت و ميل به معنويت، روشن بينى و ميل به روشن بينان است. طبيعت جوان، مقابله با زورگويى هاست.162

156. عدالت
عدالت، همه جا به معناى «برابرى» نيست. اشتباه نشود؛ عدالت يعنى، هر چيزى را در جاى خود قرار دادن. اين معناى عدل است. عدالت آن معنايى نيست كه در ذهن بعضى از ساده انديشان و آدم هاى كم عمق وجود دارد. شايد حالا هم خيال كنند كه همه جامعه بايد برداشت يكسان داشته باشند. خير! يكى كار بيشترى مى كند، يكى استعداد بيشترى دارد، يكى ارزش بيشترى براى پيشرفت كشور دارد. عدالت يعنى بر طبق حق عمل كردن، و حق هر چيز و هر كسى را به او دادن. اين معناى عدالت است.163

157. عدالت اجتماعى
فورى ترين هدف تشكيل نظام اسلامى، استقرار عدالت اجتماعى و قسط اسلامى است.164

158. عدالت، شاخصه نظام اسلامى
در زندگى جمعى و حكومتى اميرالمؤمنين عليه السلام، نقطه بارزتر از همه چيز «عدالت» است. همچنان كه در عمل فردى اميرالمؤمنين عليه السلام نقطه بارز تقواست، در عمل حكومتى و سياسى و شأن خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام، بارزترين نقطه، عدالت است. اين براى ما كه خود را پيرو اميرالمؤمنين عليه السلام مى دانيم، نقطه بسيار بااهميتى است. ملاحظه عدالت، اجر نهادن به عدالت و عمل كردن به آنچه مقتضاى عدالت است، وظيفه ماست و بايد شاخصه نظام اسلامى به حساب آيد.165
 

159. عروج، تنها راه طهارت و پاكى
مولوى تمثيل خوبى دارد. او مى گويد: آبى كه خلايق از آن استفاده مى كنند، خودشان را پاك و با طراوت و پاكيزه مى كنند و كلاً به وجود پاكيزگى مى دهد؛ اما خود اين آب هم به پاكيزه شدن احتياج دارد. آن كسى كه آن آب را پاكيزه مى كند، همان قوه فرونهاده در خلقت الهى است كه او را بالا مى كشد و به ابر و باران و آب خالص و پاك و طاهر تبديل اش مى كند و دوباره به پايين برمى گرداند. همان آب قبلى است؛ منتها پاك شده. به بركت عروج و علوّ و تبديل شدن و استحاله، يك گردونه تصفيه و تزكيه اى در آن هست.
مولوى مى گويد: هر اهل معرفتى هم اگر اين استحاله و عروج گاهگاهى را نداشته باشد، هر چند كه خود، وسيله پاكى و طهارت و نزاهت و زيبايى و آراستگى ديگران مى شود؛ اما اين سرمايه ها را خودش به تدريج از دست مى دهد.166

160. علامت بيدارى ملت
از جمله علايم بيدارى يك ملت اين است كه لحظه ها را بشناسد و بفهمد حالا چه برهه از زمان است و اهميت اين لحظه ها چقدر است.167

161. علت فشار بر ما، اسلام ما است
من به پاكستان مى رفتم، امام امت قدس سره فرمودند: كه شما به علماى پاكستان بگوييد: فشارهاى وارده بر ما از سوى آمريكا و ارتجاع و شرق و غرب، نه به خاطر ايرانى بودن ماست؛ بلكه به خاطر اسلام است. آن روزى كه دنيا احساس كند ـ العياذ باللّه ـ ما نسبت به اسلام جدى نيستيم، آن روزى كه دنياى مستكبر احساس كند ما حاضريم روى اسلام معامله كنيم و بى تفاوت شده ايم، اين فشارها تمام خواهد شد.168

162. علل عقب افتادگى كشورهاى اسلامى
شما وضع مسلمانان و كشورهاى اسلامى در دنيا را از لحاظ گرسنگى، فقر، ضعف سياسى، ناآگاهى، عقب افتادگى و دنباله روى سياسى و اقتصادى نگاه كنيد و از خودتان بپرسيد چرا چنين است؟ مسلمان ها و كشورهاى اسلامى چه چيز كم داشتند؟ آيا منابع طبيعى شان كم بود؟ كمبود نيروى انسانى داشتند؟ موقعيت جغرافيايى خوبى نداشتند؟ هيچ كدام اين ها نبود. خواهيد گفت پس چرا در اين وضع اسفبار قرار گرفتند؟ جواب اين است كه دشمنان با سوءاستفاده از غفلت مردم و خيانت سران در طول صد سال، دويست سال به آن ها حمله معنوى و فرهنگى، و در كنار آن حمله اقتصادى و نظامى كردند و كشورهاى اسلامى را به تدريج به اين وضعى كه مى بينيد درآوردند. و الاّ اين وضع طبيعى عالم اسلام نيست.169
 

163. علم، عامل عزت و اقتدار كشور
اگر ما براى يك كشور، عزت و آبرو و رفاه و اقتدار جهانى و پيشرفت علمى بخواهيم، بايد از طريق علم وارد بشويم.170

164. عماد مغنيه
شهيد حاج عماد خودش را فرزند امام مى دانست. يعنى واقعا اگر با يك جوان خودمان مقايسه كنيم، او معتقد نبود كه اين جوان ايرانى به امام از او نزديك تر است. او هم خودش را به قدر يك جوان ايرانى فرزند امام و نزديك به امام مى دانست؛ چرا؟ چون امام به او روح داده بود؛ امام او را زنده كرده بود. اين جور جوان ها هميشه در لبنان و در فلسطين و در غزه و در همه جا بودند، اما اين جور كارهاى بزرگ از اين ها سر نمى زد. كى فكر مى كرد جوان هاى لبنانى با سلاح هاى معمولى بتوانند ارتشى را كه ادعا مى كند يكى از بزرگترين ارتش هاى دنياست، آن جور با افتضاح عقب بزند.171

165. غده سرطانى
موضع ما در مقابل اسرائيل، همان موضع هميشگى است. اسرائيل در منطقه، يك غده بدخيم سرطانى است كه بايد قطع شود و ريشه كن گردد. برخلاف تصور ظاهربينان كه به پشتيبانى ابرقدرت آمريكا از اسرائيل نگاه مى كنند و اين كار را محال مى دانند، اين كار محال نيست؛ اين شدنى است و خواهد شد. ابرقدرت ها جاودانه نيستند.
قدرت هاى مادى، يك روز هستند و يك روز نيستند. ديروز قدرتى به نام اتحاد جماهير شوروى در دنيا به عنوان ابرقدرت بود؛ اما امروز نيست. اين صحنه تجربه تاريخ، پيش چشم ماست.172

166. فاجعه
من يك وقت گفتم قانون دان هاى قانون شكن، خطرناك تر از همه اند؛ كسانى كه قانون را خوب بلدند، پيچ و خم ها و دالان هاى تو در توى قانون را خوب مى شناسند، اما خودشان قانون شكن اند؛ بدون اين كه معلوم شود كارشان قانون شكنى است. اگر خداى نكرده چنين چيزى براى ملت ما رواج پيدا كند، يك فاجعه است.173

167. فتح الفتوح استكبار
اگر نورانى كردن جوان ها و متوجه كردن آن ها به اهميت مصرف كردن جوانى در راه ارزش هاى والا، نقطه فتح الفتوح انقلاب است، فتح الفتوح استكبار و ضد حمله استكبار هم اين است كه همين نقطه را از جوان ها بگيرد؛ باز جوان ها را سرگرم فساد، آلودگى، بدفهمى و بحث هاى پوچ و بيهوده شبه فلسفى كند كه هيچ حقيقتى پشت سرش نيست.174

168. فرصتى عظيم در اختيار روحانيت
برادران عزيز! امروز فرصت عظيمى در اختيار روحانيت است. هيچ وقت در طول تاريخ از زمان رسول اكرم صلى الله عليه و آله تا امروز چنين فرصتى در اختيار دعات دين نبوده. دعوت كنندگان دين هيچ وقت چنين فرصت مغتنمى را در اختيار نداشتند. فرصت عظيم و عزيزى است و ما بايد بتوانيم امروز به عنوان مبلغان دين نقش كارآمد و ماندگارى ايفا كنيم.175

169. فرهنگ
فرهنگ مايه اصلى هويت ملت هاست. فرهنگ يك ملت است كه مى تواند آن ملت را پيشرفته، عزيز، توانا، عالم، فناور، نوآور و داراى آبروى جهانى كند. اگر فرهنگ در كشورى دچار انحطاط شد و يك كشور هويت فرهنگى خودش را از دست داد، حتى پيشرفت هايى كه ديگران به آن كشور تزريق كنند، نخواهد توانست آن كشور را از جايگاه شايسته اى در مجموعه بشريت برخوردار كند و منافع آن ملت را حفظ كند. فرهنگ ستون فقرات حيات يك ملت و هويت يك ملت است.176
 

170. فرهنگ بيگانه و عكس العمل ما
يك وقت هست كه انسان يك غذايى را كه ويتامين هاى گوناگونى در آن هست مى خورد، با بزاق دهانش مخلوط مى كند و به داخل معده مى فرستد. معده انسان آن مواد لازم را كه با بدنش مناسب است مى گيرد و مواد زايد آن را دفع مى كند. اين گرفتن سالم است. اما يك وقت هست يك نفر را مى خوابانند، دست و پايش را هم مى بندند، يك آمپولى را كه خود او نمى خواهد در بدنش تزريق مى كنند. اين يك جور گرفتن مواد بيگانه است كه با آن قبلى يكسان نيست. حالا اگر آن كسى كه به بدن تزريق مى كند يك طبيب دلسوز و علاقه مندى بود، مى گوييم روى چشم. اما اگر دشمن بود تكليف چيست؟ الان ما داريم فرهنگ بيگانه را متأسفانه اين طور مصرف مى كنيم. يعنى يك چيزى را همين طور به بدن  ما وصل كردند و تزريق مى كنند، ما هم هيچ عكس العملى انجام نمى دهيم.177

171. فورى ترين هدف تشكيل نظام اسلامى
فورى ترين هدف تشكيل نظام اسلامى، استقرار عدالت اجتماعى و قسط اسلامى است. قيام پيامبران خدا و نزول كتاب و ميزان الهى، براى همين بود كه مردم از فشار ظلم و تبعيض و تحميل نجات يافته، در سايه قسط و عدل زندگى كنند و در پرتو آن نظام عادلانه، به كمالات انسانى نايل آيند. دعوت به نظام اسلامى، منهاى اعتقادى راسخ و عملى پيگير در راه عدالت اجتماعى، دعوتى ناقص، بلكه غلط و دروغ است و هر نظامى هرچند با آرايش اسلامى، اگر تأمين قسط و عدل و نجات ضعفا و محرومين، در سرلوحه برنامه هاى آن نباشد، غيراسلامى و منافقانه است.178

172. فهم سياسى
عالم ترين عالم ها و دانشمندترين دانشمندها هم اگر مغز سياسى و فهم سياسى نداشته باشند با يك آب نبات، به سوى دشمن مى روند و مجذوب او مى شوند. اين نكات ريز را جوان هاى ما بايد درك كنند.179

173. فهم و معرفت قرآنى
بايد فهم قرآن در بين مردم رايج بشود. بايد طورى شود كه هر گاه جوان هاى ما، دخترها، پسرها، پدر و مادرها، كارمند، كاسب، كشاورز و كارگر ـ قشرهاى مختلف ـ درباره مسأله اى از مسائل اجتماعى، سياسى، يا اقتصادى فكر مى كنند، يك معرفت قرآنى كه مستند به آيات قرآن است، در ذهنشان نقش ببندد.180

174. قدرت رسانه ها
امروز مهم ترين ابزار جنگ بين قدرت ها در دنيا رسانه است و امروز حتى قدرت هاى بزرگ هم با رسانه ها دارند كار مى كنند. امروز تأثير رسانه ها و تلويزيون ها و هنرها و اين شبكه هاى عظيم اطلاع رسانى اينترنتى و... از سلاح و از موشك و از بمب اتم بيشتر است.181

175. قرآن بخوانيد، تا مى توانيد
قران را مرتب بخوانيد. روزى نباشد كه شما تلاوت قرآن نكنيد. اين كه مى بينيد در روايات هست كه بعضى از ائمه عليهم السلام در ماه رمضان، هر سه روز يا هر هفت روز؛ و در غير ماه رمضان، هر پانزده روز يا هر ده روز، يك ختم قرآن مى كردند، دليل و فلسفه اى دارد.
ما به قرآن نياز داريم. هيچ كارى را بر خواندن قرآن مقدم نكنيد. به اين معنا كه اگر بناست مثلاً روزى يك حزب قرآن بخوانيد، آن را با تأمل و تدبر بخوانيد و اگر فرضا ده دقيقه طول بكشد، نگوييد كار يا درس و مطالعه دارم. هيچ كارى، از اين واجب تر نيست. اين ده دقيقه، يا يك ربع ساعت را براى قرآن خواندن بگذاريد.182

176. قرن بيست و يكم
اين قرن، بايد قرن بازگشت ملت ها به هويت خود، به انسانيت خود و شكستن طلسم سلطه گرى و سلطه پذيرى باشد؛ همچنانى كه اين قرن، قرن رو كردن به معنويت است. حالا درباره هزاره سوم حرف هاى ياوه زيادى مى زنند؛ براى هزار سال پيش بينى هايى مى كنند كه به هيچ مستند علمى و فنى متكى نيست. اما اگر انسان بخواهد از روى حدس و گمان درباره اين هزاره حرفى بزند، مى تواند بگويد كه اين هزاره، هزاره معرفت انسان به ارزش خودش است. در اين هزاره، انسان ها به ارزش خودشان و ارزش نزديك شدن به خداى خودشان واقف مى شوند. اگر بشود براى هزاره حدسى زد، آنچه كه قابل حدس است، اين است. ما حالا بحث هزاره را نمى كنيم؛ اما اين قرنى كه در پيش است، قرنِ رو كردن به معنويت و قرن استقلال و هويت ملى ملتهاست و ايران، سرآغاز آن بود. دنباله ايران بسيارى جاهاى ديگر پيش خواهد آمد و قدرت هايى كه با اين حركت عظيم بشرى مواجه و سينه به سينه بشوند، شكست خواهند خورد و قدرت استكبارى يكى از اينهاست.183

177. قصه نويسى، نياز كشور
بياييم هنر قصه نويسى را در ايران بازسازى كنيم. من روى اين مسأله تأكيد دارم... كشور احتياج به قصه نويسى دارد. مگر مى شود جامعه اى بدون قصه نويسى باشد؟ همان طور كه اگر شما تاريخ جنگ را ننويسيد، ديگرى مى آيد دروغ مى نويسد، قصه را هم شما اگر ننويسيد، ديگرى مى آيد دروغ مى نويسد.184

178. قصه و رُمّان
در مقوله قصه و رمان، ما دستمان خالى و واقعا در داخل كشور مشابه كارهاى بزرگى كه در كشورهاى ديگر و ميان ملت هاى ديگر وجود دارد ما اصلاً نداريم.185

179. قصه و رُمّان، مؤثرترين شيوه بيان هنرى
به نظر من اين طور مى رسد كه در بين شيوه هاى بيان هنرى، در مجموع آنكه از همه شرايط گوناگون بيشتر جامع هست، رمان است. رمان، حتى از سينما هم مؤثرتر است.186

180. قمه زنى
يك وقتى ما راجع به مسئله تظاهرات قمه، مطلبى را گفتيم، يك عده اى گوشه كنار صداشان بلند شد كه آقا! اين عزادارى امام حسين عليه السلام است؛ مخالفت نشود با عزادارى امام حسين عليه السلام! اين، مخالفت با عزادارى نيست؛ مخالفت با ضايع كردن عزادارى است. عزادارى امام حسين عليه السلام را نبايد ضايع كرد.187

181. كارآيى هنر
علت اين كه شما مى بينيد سياست هاى استعمارى اين همه روى هنر سرمايه گذارى مى كنند عليه انقلاب و عليه همه ارزش هايى كه به مذاق آن ها سازگار نيست، همين كارآيى هنر است.188

182. كار فرهنگى
كار فرهنگى، آن چيزى نيست كه لباس فرهنگى دارد. لباس فرهنگى، يعنى نوشته و كاغذ و قلم و امثال اينها. اين، فرهنگ مى شود؛ اما كار فرهنگى نيست. كار فرهنگى، يعنى روح فرهنگى در آن باشد، يك حركت فرهنگى باشد، رشد بدهد و فعل و انفعال را در ذهن و مغز و جان و عواطف انسان به وجود آورد. اگر شما مدرسه درست كرديد، ولى اين مدرسه در روح كودكى كه هدف و آماج كار تبليغى شماست، اثر مثبت نگذاشت، اين كار چيست؟ مى توانيد ادعا كنيد كه كار فرهنگى است؟ نه، اين، ضد كار فرهنگى است. مى خواهم حساسيت قضيه را توجه بكنيد.189

183. كارهاى فرهنگى را بر هر چيزى ترجيح مى دهم
قبل از رحلت حضرت امام قدس سره كه دوران رياست جمهورى در حال اتمام بود، دست و پايم را جمع مى كردم. مكرر مراجعه مى كردند و بعضى از مشاغل را پيشنهاد مى نمودند. آدم هاى بى مسئوليت، اين مشاغل را پيش خودشان به قد و قواره من بريده و دوخته بودند! ولى من گفتم كه اگر يك وقت امام به من واجب كنند و بگويند شما فلان كار را انجام دهيد؛ چون دستور امام تكليف است و برو برگرد ندارد، آن را انجام مى دهم. اما اگر چنانچه تكليف نباشد ـ و من از امام خواهش خواهم كرد كه تكليفى به من نكنند تا به كارهاى فرهنگى بپردازم ـ دنبال كارهاى فرهنگى مى روم.190

184. كتابخوانى بايد در زندگى مردم وارد شود
متأسفانه كتابخوانى، جز در بين يك عده از اهل علم و اهل تحصيل و كسانى كه به طور قهرى با كتاب سر و كار دارند، يك كار رايج و روزمره به حساب نمى آيد؛ در حالى كه كتابخوانى بايد مثل خوردن و خوابيدن و ساير كارهاى روزانه، در زندگى مردم وارد بشود.
من مى گويم بايستى جوانان، پيران، مردان، زنان، شهرى ها، روستايى ها و هر كسى كه با كتاب مى تواند ارتباط برقرار كند، بايد كتاب را در جيبش داشته باشد و تا يك جا بى كار نشست ـ مثل اتوبوس، تاكسى، مطب پزشك، اداره، در دكان وقتى كه مشترى نيست، در خانه به هنگام اوقات فراغت ـ كتاب را در بياورد و بخواند.191
 

185. كتابخوانى يك وظيفه ملى و يك واجب دينى است
امروز كتابخوانى و علم آموزى نه تنها يك وظيفه ملى، كه يك واجب دينى است. از همه بيشتر، جوانان و نوجوانان، بايد احساس وظيفه كنند، اگر چه آنگاه كه انس با كتاب رواج يابد، كتابخوانى نه يك تكليف، كه يك كار شيرين و يك نياز تعلل ناپذير و يك وسيله براى آراستن شخصيت خويشتن، تلقى خواهد شد، و نه تنها جوانان، كه همه نسل ها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد.192

186. كربلا
كربلا الگوى هميشگى ماست. كربلا مثالى است براى اين كه در مقابل عظمت دشمن، انسان نبايد دچار ترديد شود. اين، يك الگوى امتحان شده است.193

187. گران بهاترين ثروت ملى
جامعه مطلوب اسلام جامعه اى است كه در آن گنجينه هاى فكر و ذهن انسان ها كه گران بهاترين ثروت ملى هر جامعه است استخراج و به كار گرفته شود. فاصله امروزين ما با وضع مطلوب و مقبول اسلام فاصله اى زياد اما پيمودنى است. ايران اسلامى بايد ثابت كند كه امروز هم پرورشگاه نبوغ ها و استعدادهاى علمى منحصر به فرد است.
 

188. لذت ذكر الهى
اگر كسى لذت ذكر الهى و انس با خدا را چشيد، بدانيد كه هيچ لذت ديگرى به دهانش مزه نمى كند. همه اين لذت هاى زودگذر دنيا ـ حتى عالى ترين لذات ـ به نظرش بچه گانه مى آيد.194

189. لزوم بيدارى امت اسلامى
كسى خيال نكند كه ابرقدرت ها با اسلام آشتى كرده اند. كسى گمان نبرد كه امروز امت اسلامى محتاج ايستادگى و مقاومت در مقابل قلدرهاى جهانى نيست؛ هر كارى كه آن ها با ما نكرده اند، نمى توانسته اند بكنند. هر كارى از آن ها عليه امت اسلامى بربيايد، دريغ نمى كنند. ما بايد بيدار باشيم.195

190. لزوم شناخت استكبار
جا دارد كه جوانان عزيز، هم كلمه استكبار را، هم كلمه مبارزه را، پيش خودشان در بحث هاى دانشجويى و دانش آموزى درست بشكافند و عنوانى را كه اصطلاح جديدى است كه انقلاب وارد فرهنگ سياسى دنيا كرد، به اعماق آن درست برسند.196

191. لزوم معرفى ابعاد شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله
بايد بر روى معرفى زندگى و ابعاد گوناگون شخصيت رسول اكرم، اخلاق، روش حكومت، مردم دارى، عبادت، سياست، جهاد و تعليمات خاص آن بزرگوار كار كنيم. نه فقط اين كه كتاب بنويسيم بلكه كار هنرى، كار تبليغى، كارهايى با شيوه هاى جديد و استفاده از تكنيك هاى موجود عالم، و نه فقط در جمهورى اسلامى بلكه در جهان اسلام كار بشود.197

192. لغزش
مال و پول، خيلى خطرناك و فتنه انگيز است و خيلى ها را مى لغزاند. ما آدم هاى درشتى را در تاريخ ديديم كه وقتى پايشان به اين جا رسيد، لغزيد؛ بنابراين خيلى بايد مراقب باشيد. در شرع مقدس، اسم اين مراقبت چيست؟ تقوا. اين كه در قرآن از اول تا آخر اين همه به تقوا توصيه شده، معنايش همين مراقبت و مواظبت از خود است.
نفس انسان، زياده خواه است.198

193. ما اين نوع آزادى را ننگ بشريت مى دانيم!
ما آزادى فساد و بى بندوبارى و هرزگى و آزادى دروغ و تزوير و فريب و آزادى ظلم و استثمار و تجاوز به حقوق ملت ها را كه غرب پرچم دار و مرتكب آن بوده است، صريحا و قاطعا رد مى كنيم. ما آن آزادى را كه به سلمان رشدى مرتد نابكار، اجازه اهانت به مقدسات يك ميليارد انسان را مى دهد، اما به مسلمانان انگليس حتى حق شكايت از او را هم نمى دهد؛ به دولت آمريكا حق تحريك و سردستگى اوباش مخالف با يك حكومت مردمى را مى دهد، اما به آن حكومت مردمى، حق مقابله با آن اوباش را نمى دهد؛ به سرمايه داران غارت گر، حق ورود نامشروع به كشورهاى ضعيف و چپاول هست و نيست آن ملت ها را مى دهد، و به آن ملت ها حق مبارزه با آنان را نمى دهد، مردود و منفور مى شماريم و آن را ننگ بشريت مى دانيم.199

194. ماه رمضان
به جوانان توصيه مى كنم كه از اين بهار رحمت الهى [ماه رمضان] استفاده كنيد، استغفار كنيد، در خانه خدا برويد، از گناهان تن و گناهان روح و گناهان فكر و قلب استغفار كنيد.200

195. مايه ننگ
بى سوادى، براى همه جوامع انسانى يك لكه ننگ است؛ اما براى يك جامعه مسلمان انقلابى، در اين دوران و عصر پر زحمت كه قدرت هاى بزرگ از بى سوادى و ناآگاهى مردم استفاده مى كنند، بيشتر مايه ننگ است.201

196. مبارزه با غفلت
شما جوان ها كه جنگ را با تمام وجودتان لمس كرديد بايد دائما با غفلت مبارزه كنيد، زيرا سلامت جامعه در گرو سلامت شما جوانان است.202
 

197. مبلغين مسيحى، عبرتى براى ما
مبلغين مسيحى از دو سه قرن پيش، حداقل از صد سال پيش، به مناطق دوردست آفريقا يا آمريكا رفتند و در اعماق جنگل ها، جايى كه حتى آدم هاى معمولى و تجار هم نمى رفتند، مشغول تبليغ شدند. انسان گاهى از اين كه اين ها به جاهايى رفتند كه اميد مسيحى شدن مردم آنجا اصلاً وجود نداشت ـ مثل ايران ـ متعجب مى شود. يك وقت در صحبتى عرض كردم كه مبلغين مسيحى مكرر به ايران آمدند ـ كه شرح حالشان موجود است ـ اين ها از زمان نادرشاه ـ بلكه قبل از نادرشاه ـ براى تبليغ مسيحيت، خانه، زندگى و وطن مألوف خود را رها مى كردند و با وسايل سفر آن موقع، به كشورى مثل ايران مى آمدند و سال هاى دراز مى ماندند كه مسيحيت را تبليغ كنند.203

198. متدين
متدين، يعنى آن كسى كه سعى اش بر اين است كه گناه نكند؛ سعى اش بر اين است كه وظايف شرعى اش را با دقت و موبه مو انجام بدهد؛ زن يك طور، مرد يك طور. اين، متدين است؛ يعنى ملاحظه كننده جميع وظايف شرعى رساله اى.204

199. مراقب باشيد من و شما هم از مترفين نباشيم
من و شما همان طلبه يا معلم پيش از انقلابيم. يكى از شماها معلم بود، يكى دانشجو بود، يكى طلبه بود، يكى منبرى بود، همه مان اين طور بوديم؛ اما حالا مثل عروسى اشراف عروسى بگيريم، مثل خانه اشراف  خانه درست كنيم، مثل حركت اشراف در خيابان ها حركت كنيم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آن ها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى شويم. واللّه در جامعه اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيه شريفه «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها»205 بترسيم. تُرف، فسق هم دنبال خودش آورد.206

200. مرز موسيقى حرام و حلال
مرز موسيقى حرام و حلال، عبارت از ايرانى بودن، سنتى بودن، قديمى بودن، كلاسيك بودن، غربى بودن يا شرقى بودن نيست.207

201. مرگ بر آمريكا مثل اعوذبالله گفتن است
اين كه مى بينيد ملت ما بعد از بيست و شش سال «مرگ بر آمريكا» را فراموش نمى كند، به خاطر اين است كه غفلت از توطئه استكبار جهانى همان، و اسير توطئه شدن همان. در واقع «مرگ بر آمريكا»يى كه مردم ما مى گويند، مثل همان «اعوذباللّه من الشّيطان الرّجيم» است كه اول هر سوره قرآن قبل از «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» گفته مى شود. استعاذه به خدا از شيطان رجيم براى چيست؟ براى اين است كه انسان مؤمن يك لحظه حضور شيطان را فراموش نكند؛ يك لحظه از ياد نبرد كه شيطان آماده حمله به او و انهدام حصار معنوى و ايمانى اوست. «مرگ بر آمريكا» هم براى اين است كه ملت فراموش نكند سلطه گران جهانى منافع سرشارى كه در اين كشور داشته اند و دست آن ها كوتاه شده، از ياد نبرده اند.208

202. مسأله اول نظام
مسأله فرهنگ و تعليم و تربيت، مسأله اول در نظام ما است. در بلند مدت هيچ چيز به اندازه تعليم و تربيت اهميت ندارد. نقش معلم و مربى در جامعه ما نقش طراز اول است. در حقيقت سنگر مبارزه با كفر و ظلم و استكبار جهانى و قلدرى شياطين سياسى عالم در همين سنگر مدرسه و تعليم و تربيت و فرهنگ است.209

203. مطالعه كردن
ملت ما مطالعه كردن را اصلاً جزو كارهاى بشرى نمى دانند! مثل خوراك و ورزش و ديگر چيزهايى كه جزو كارهاى معمول انسان است، مطالعه اصلاً جزو اين چيزها نيست! آدم بايد عنوان ديگرى داشته باشد ـ يا بايد شب امتحانش باشد؛ يا بايد معلم در مدرسه از آدم بخواهد؛ يا بايد يك دانشمند باشد؛ يا بايد بخواهد در جايى سخنرانى كند ـ تا موجب شود كه مطالعه كند! اين چه قدر خسارت است؟! واقعا خدا مى داند من وقتى يادم مى آيد ـ و اين چيزى است كه تقريبا هيچ وقت از يادم نمى رود ـ كه مردم ما مطالعه كردن را بلد نيستند، به قلب من فشار مى آيد!210

204. معناى انتظار
انتظارى كه از آن سخن گفته اند، فقط نشستن و اشك ريختن نيست؛ انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان(عجل اللّه  تعالى فرجه الشريف) آماده كنيم. سربازى امام زمان(عجل اللّه  تعالى فرجه الشريف)، كار آسانى نيست. سربازى منجى بزرگى كه مى خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن بينى دارد. عده اى اين اعتقاد را وسيله اى براى تخدير خود يا ديگران قرار مى دهند؛ اين غلط است. ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پُر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه اى نداريم؛ نه، به عكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. شنيده ايد، در گذشته كسانى كه منتظر بودند، سلاح خود را هميشه همراه داشتند. اين يك عمل نمادين است و بدين معناست كه انسان از لحاظ علمى و فكرى و عملى بايد خود را بسازد و در ميدان هاى فعاليت و مبارزه، آماده به كار باشد.211

205. معناى بى نيازى از خارج
ما واقعا بايد باور كنيم كه لازم است از خارج بى نياز شويم. بى نيازى از خارج معنايش اين نيست كه ما لج كنيم و هيچ دانش و هيچ فراگيرى را از خارج براى خودمان روا نداريم؛ نه، اين معنايش نيست، نكته سخن را بايد فهم كرد. نبايد محتاج باشيم كه بتوانند زور بگويند.212

206. معناى حقيقى مذاكره با آمريكا
مذاكره، يعنى چه؟ صرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مى شود؟ اين طورى كه نيست. مذاكره در عرف سياسى، يعنى معامله. مذاكره با آمريكا، يعنى معامله با آمريكا. معامله، يعنى داد و ستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به آمريكا چه مى خواهى بدهى، تا چيزى از او بگيرى؟ آن چيزى كه شما مى خواهيد به آمريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزى بگيريد، چيست؟ ما چه مى توانيم به آمريكا بدهيم؟ او از ما چه مى خواهد؟ آيا مى دانيد كه او چه مى خواهد؟ «وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّ أَنْ يُومِنُوا بِاللّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ»213. واللّه كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پاى بند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نيست. او مى خواهد شما از اين پاى بنديتان دست برداريد. او مى خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟214

207. معناى صدور انقلاب
صدور انقلاب، يعنى صدور فرهنگ انسان ساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تكيه و اصرار بر ارزش هاى انسانى. ما به اين كار و انجام اين وظيفه افتخار مى كنيم.215

208. معناى ولايت فقيه
عده اى سعى مى كنند ولايت فقيه را به معناى حكومت مطلقه فردى معرفى كنند؛ اين دروغ است. ولايت فقيه ـ طبق قانون اساسى ما ـ نافى مسئوليت هاى اركان مسئول كشور نيست. مسئوليت دستگاه هاى مختلف و اركان كشور غيرقابل سلب است. ولايت فقيه، جايگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيرى از انحراف به چپ و راست است؛ اين اساسى ترين و محورى ترين مفهوم و معناى ولايت فقيه است. بنابراين ولايت فقيه نه يك امر نمادين و تشريفاتى محض و احيانا نصيحت كننده است ـ آن طورى كه بعضى از اول انقلاب اين را
مى خواستند و ترويج مى كردند ـ نه نقش حاكميت اجرايى در اركان حكومت دارد؛ چون كشور مسئولان اجرايى، قضايى و تقنينى دارد و همه بايد بر اساس مسئوليت خود كارهايشان را انجام دهند و پاسخگوى مسئوليت هاى خود باشند. نقش ولايت فقيه اين است كه در اين مجموعه پيچيده و در هم تنيده تلاش هاى گوناگون نبايد حركت نظام، انحراف از هدف ها و ارزش ها باشد؛ نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود. پاسدارى و ديده بانى حركت كلى نظام به سمت هدف هاى آرمانى و عالى اش، مهم ترين و اساسى ترين نقش ولايت فقيه است.216

209. ملاك حضور جوانان در فعاليت هاى اجتماعى
من به جوانان توصيه مى كنم كه در فعاليت هاى اجتماعى حضور داشته باشند؛ منتها مواظب باشند كه اين فعاليت اجتماعى، آن ها را از درس خواندن دور نكند. در فعاليت هاى اجتماعى هم آن چيزهايى كه جنبه هاى دينى آن واضح تر است، آن ها را مرجّح بدارند. اين يك نكته بسيار مهمى است. مثلاً فرض كنيد دو اردو وجود دارد كه شما مخيّريد به اين اردو برويد يا به آن اردو. اين اردو مربوط به جمعى است كه جنبه هاى دينى بيشترى دارند، اما آن يكى كمتر. آن اردويى را ترجيح دهيد كه جنبه هاى دينى بيشترى دارد.217

210. منابع انسانى، منابع قدرت ما
دشمنان ما بيش از آن كه به منابع طبيعى ما چشم طمع داشته باشند، به منابع انسانى ـ كه منابع قدرت ما هستند ـ چشم طمع دارند. آن ها مى دانند اگر اين سرمايه هاى اجتماعى از دست يك ملت گرفته شود، اگر يك ملت غيرت ملى و ايمان و وحدت و همبستگى خود را از دست بدهد، اگر نشاط كار و ابتكار را از دست بدهد، اگر حركت علمى رو به پيشرفت خود را از دست بدهد، كاملاً در دسترس دشمنان قرار خواهد گرفت؛ مى توانند راحت به او زور بگويند، مى توانند بر او سلطه پيدا كنند، مى توانند منابع طبيعى و مادى او را هم غارت كنند. آنچه سدّ مستحكمى در مقابل دشمنان قرار مى دهد، همين سرمايه هاى معنوى است كه بايد مراقب باشيم دچار شبيخون نشود.218

211. مناجات شعبانيه و دعاى كميل
من يك بار از امام بزرگوار پرسيدم: در بين دعاها به كدام يك بيشتر علاقه داريد؟ ايشان اسم دو دعا را بردند: يكى مناجات شعبانيّه، ديگرى هم دعاى كميل. اين دو دعا مضامين فوق العاده اى دارند. اين دعاها فقط براى خواندن نيست؛ يعنى فقط براى اين نيست كه انسان موجى در فضا ايجاد كند و اين كلمات را بر زبان جارى نمايد ـ اين خيلى سطحى و خيلى كم است ـ اين مفاهيم را بايد با دل آشنا كرد؛ بايد دل را وارد اين حريم نمود. اين معانى بلند و مضامين برجسته با اين الفاظ زيبا، براى اين است كه در دل انسان جايگزين شود.219

212. منبر
من به منبر خيلى عقيده دارم. امروز اينترنت، ماهواره، تلويزيون و ابزارهاى گوناگون ارتباطىِ فراوان هست، اما هيچ كدام از اين ها منبر نيست؛ منبر يعنى روبه رو و نفس به نفس حرف زدن؛ اين يك تأثير مشخص و ممتازى دارد كه در هيچ كدام از شيوه هاى ديگر، اين تأثير وجود ندارد. اين را بايد نگه داشت؛ چيز باارزشى است؛ منتها بايستى آن را هنرمندانه ادا كرد تا بتواند اثر ببخشد.220

213. منشأ كينه استكبار
كينه استكبار به خاطر اعتقادات و استقلال مردم و شعار نه شرقى و نه غربى ملت ما و پاى بندى عميق آن ها به اسلام است. پس كينه استكبار تمام شدنى نيست.221

214. منشأ مفاسد
خودخواهى ها، خودپرستى ها، خودمحورى ها، عمده كردن خود و خواست ها و تمايلات و شهوات و سود و منفعت خود، اين ها است كه منشأ اغلب مفاسد زندگى است.222

215. منشأ ناراحتى آمريكا از ملت ايران
واللّه كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پاى بندى به اسلام نام محمدى صلى الله عليه و آله ناراحت نيست. او مى خواهد شما از اين پاى بندى دست برداريد. او مى خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد.223

216. موتور محركه جامعه
جوانان موتور يك جامعه هستند، راه اندازنده حركت هاى بزرگ در جامعه هستند، هم حركات مثبت و هم منفى. اگر بتوانيم اين مجموعه جوان را كه در نقطه اى به نام دانشگاه جمع شده اند به سمت روحيه انقلابى و اسلامى جهت بدهيم بزرگترين سود را كشور و انقلاب خواهد برد.224
 

217. موسيقى حرام
موسيقى اگر انسان را به بيكارى و ابتذال و بى حالى و واخوردگى از واقعيت هاى زندگى و امثال اين ها بكشاند، اين موسيقى، موسيقى حلال نيست؛ موسيقى حرام است. موسيقى اگر چنانچه انسان را از معنويت، از خدا و از ذكر غافل كند، اين موسيقى حرام است. موسيقى اگر انسان را به گناه و شهوت رانى تشويق كند، اين موسيقى حرام است.225

218. موسيقى لهوى
«لهو» يعنى غفلت، يعنى دور شدن از ذكر خدا، دور شدن از معنويت؛ دور شدن از واقعيت هاى زندگى؛ دور شدن از كار و تلاش و فرو غلتيدن در ابتذال و بى بندوبارى. اين موسيقى مى شود حرام اگر اين با كيفيت اجرا حاصل بشود، اگر با كلام حاصل بشود؛ فرقى نمى كند.226

219. مهم ترين تأثير اعتماد به نفس ملى
اعتماد به نفس ملى كه بايد در نخبگان يك كشور بروز كند، مهم ترين تأثيرش اين است كه حالت انتظار كمك و دستگيرى از ديگران را از انسان مى گيرد. ملتى كه به خودش اعتماد ندارد، هميشه منتظر است براى او چيزى فراهم كنند و به او بدهند. وقتى منتظر بوديد برايتان غذاى آماده بياورند، ديگر غذا درست نمى كنيد؛ غذا درست كردن هم بلد نمى شويد. اين يكى از خطرات عمده است.227

220. مهم ترين خلاء امروزى دنيا
امروز دنيا به عدالت و معنويتى كه ايران اسلامى پرچم آن را به اهتزاز در آورده است، نهايت احتياج را دارد. امروز مهم ترين خلأ دنيا، خلأ معنويت و عدالت است.228

221. نسل جوان را بايد اميدوار كرد
نسل جوان را بايد وادار و اميدوار به حركت كرد. نااميدى درد بزرگى است و براى نابود كردن يك ملت، از همه وسايل مؤثرتر، نااميد كردن آن ملت است. ملتى را نااميد كنيد، نابود مى شود. وقتى اميد نبود، حركت و نشاط نيست. وقتى حركت و نشاط نبود، آينده نيست. ما دليلى براى نااميدى نداريم؛ صد دليل براى اميد داريم.229

222. نقش هنر در گسترش انقلاب
ما بايد اين را باور كنيم كه عمق و گسترش انقلاب، هم در داخل و هم در خارج از اين مرزها، فقط و فقط با هنر امكان پذير است و لا غير.230
 

223. نگرانى و ترديد نسبت به آينده
بنده بارها به مردم عزيزمان و به كسانى كه دلهايشان پر از اميد و ايمان است گفته ام كه من نسبت به آينده هيچ گونه نگرانى و ترديدى ندارم و مى دانم به فضل پروردگار ملت ما خواهند توانست همان حيات طيبه اسلامى را كه در آن، هم دنيا، هم آخرت، هم ماده، هم معنا، هم علم، هم عبادت، هم رفاه، هم معنويت، همه چيز هست به وجود بياورند و درست كنند.231

224. نگرش جدى به تاريخ
من هميشه به جوان ها و محصلين و طلاب و ديگران مى گويم كه تاريخ را جدى بگيريد و با دقت نگاه كنيد، ببينيد چه اتفاقى افتاده است: «تلك امة قد خلت». عبرت از گذشتگان، درس و آموزش قرآن مى باشد.232

225. نماز جمعه
از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود: «واللّه لقد بلغنى انّ اصحاب النّبى صلى الله عليه و آله كانوا يتجهّزون للجمعه يوم الخميس». يعنى اصحاب پيامبر، در روز پنج شنبه خودشان را براى فردا آماده مى كردند، تا به نماز جمعه بروند.
در يك روايت ديگر دارد كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند: روز پنج شنبه دارويى نخوريد كه شما را در بستر بيندازد، تا مبادا نماز جمعه فردا از دستتان برود.233
 

226. نماز، مستحكم ترين وسيله ارتباط با خدا
هيچ وسيله اى مستحكم تر و دايمى تر از نماز براى ارتباط ميان انسان با خدا نيست. مبتدى ترين انسان ها رابطه خود با خدا را به وسيله نماز آغاز كنند. برجسته ترين اولياى خدا نيز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در نماز مى جويند. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست، و هر كه با آن بيشتر آشنا شود، جلوه و درخشش بيشترى در آن مى يابد.234

227. نماز و مناجات
مناجات، نماز، نماز با حال و با توجه، براى شما خيلى لازم است؛ مبادا اين ها را به حاشيه برانيد.235

228. نورانيت نماز
نماز نورانيتى دارد؛ ظلمت ها را از بين مى برد، بدى ها را از بين مى برد و اثر گناهان را از دل مى زدايد. انسان بالاخره ممكن است آلودگى هايى پيدا بكند و دست و بالش به خطايى بند بشود. اگر به نماز پاى بند باشيد، اين نورانيت شما باقى خواهد ماند و گناه اين فرصت را پيدا نمى كند كه در جان شما نفوذ بكند... سعى كنيد نماز را از حالت كسالت آور براى خودتان خارج كنيد؛ چون اگر نماز را از يك كار همين طور از حفظى و به اصطلاح حالت طوطى وارى خارجش نكنيم، يك چيز كسالت آورى مى شود.236
 

229. وابستگى، سمّ بزرگ براى يك ملت
براى يك ملت، سمّ بزرگ عبارت است از وابستگى؛ و پادزهر اين سمّ، عبارت است از خودآگاهى، استقلال فكرى، استقلال علمى، روى پاى خود ايستادن، خود را اداره كردن و خود را محتاج ديگران نديدن.237

230. واجب ترين فريضه
اگر دانش از خود شما بجوشد ضرورتى نيست كه از بيگانگان به بهاى از دست دادن استقلال، آزادى و ارزش هاى معنوى آنچه را كه به اسم علم است ولى در نزد آن ها در واقع علم و تحقيق نيست به دست آوريد... تلاش علمى امروز جزء واجب ترين فرائض اين ملت و از اولويت ها است.238

231. وصيت نامه امام قدس سره
وصيت نامه امام قدس سره، ميثاق هميشگى امام با امت است. همه بايد اين كلمات را درست بفهميم و بر آن تدبر كنيم، تا راه امام را اشتباه نكنيم. كسانى كه دم از امام مى زنند، اما حاضر نيستند فكر امام و راه امام را بپذيرند و به آن تن بدهند، اشتباه مى كنند.239
 

232. وظيفه حوزه هاى علميه
حوزه هاى علميه بايد دائم توليد كند، كتاب توليد كند، آدم و عالم توليد كند، متدين توليد كند، فكر توليد كند. حرف تازه توليد كند، حرف تازه كه تمام نشده.240

233. وظيفه علما در مقابل تحريف دين
علماى دين بايد در مقابل تحريف دين ساكت ننشينند. برخورد غيرعلمى با اين قضايا غلط است. فرياد بلند كنيم كه آقا اين كفر گفت، تكفير كنيم، چه بكنيم؛ اين فايده اى ندارد. خيلى ها هم خوششان مى آيد كه همين كار بشود... اگر نقد علمى شد، آن وقت حرف شكافته مى شود و رسوايى سخن و صاحب سخن آشكار خواهد شد؛ اين كار بايد انجام بگيرد.241

234. ولايت فقيه
«ولايت فقيه» جزو مسلمات فقه شيعه است، اين كه حالا بعضى نيمه سوادها مى گويند امام «ولايت فقيه» را ابتكار كرد و ديگر علما آن را قبول نداشتند، ناشى از بى اطلاعى است. كسى كه با كلمات فقها آشناست مى داند كه مسأله «ولايت فقيه» جزو چيزهاى روشن و واضح در فقه شيعه است. كارى كه امام كرد، اين بود كه توانست اين فكر را با توجه به آفاق جديد و عظيمى كه دنياى امروز و سياست هاى امروز و مكتب هاى امروز دارند، مدون كند و آن را ريشه دار و مستحكم و مستدل و با كيفيت سازد؛ به شكلى در بياورد كه براى هر انسان صاحب نظرى كه با مسائل سياسى روز و مكاتب سياسى روز هم آشناست، قابل فهم و قابل قبول باشد.242

235. هدف اصلى تبليغات استكبارى و صهيونيستى
يك تحليل عميق كه محصول تجارب بيست ساله نظريه پردازان سياسى بيگانه است همه دشمنان ايران اسلامى را به اين نتيجه رسانيده است كه راه سلطه بر اركان جمهورى اسلامى و رخنه در پايه هاى استوار اين نظام شامخ، منحصراً سست كردن ايمان دينى نسل جوان، سست كردن پيوند فكرى و عاطفى آنان با كانون هاى اصلى نظام، سست كردن انگيزه هاى آموزشى و پرورشى آن ها است. امروز هدف اصلى همه تبليغات و نظريه پردازى هاى دستگاه هاى پرخرج تبليغاتى استكبارى و صهيونيستى همين است و بس.243

236. هر سخنى موجب يأس مردم از جمهورى اسلامى شود...
امروز هر سخنى كه موجب يأس مردم از جمهورى اسلامى بشود، از زبان هر كس كه جارى گردد و حنجره هر كس كه آن سخن را ادا كند، سخن دشمنان اسلام است. استعمار، آمريكا، صهيونيسم و دستگاه هاى استكبارى پول خرج مى كنند، تا بتوانند ملت ايران را از ادامه اين راه مأيوس كنند و آن ها را نسبت به جمهورى اسلامى و اسلام و قرآن نااميد نمايند. براى اين كار، زحمت مى كشند و طراحى مى كنند. بنابراين، هر كس مردم را مأيوس كند، هر كس خدمات و پيشرفت ها و تلاش هاى موفق جمهورى اسلامى را در سطح همين كشور و در سطح مسلمين عالم كوچك بكند، از زبان دشمن حرف زده است؛ ولو خود او نفهمد و نداند.244

237. ياد شهيدان را زنده كنيد
من به همه گويندگان، نويسندگان و كسانى كه تريبونى در اختيار دارند، توصيه مى كنم: اگر صلاح اين كشور و اين ملت را مى خواهند، ياد شهيدان، نام شهيدان، خاطره شهيدان و بازماندگان آن ها و جانبازان را گرامى بدارند.245

238. يأس، بزرگترين دشمن انسانى
يأس، بزرگترين دشمن انسانى است كه مى خواهد آرزو يا آرمانى را دنبال كند. اگر بگوييم «آقا اين چه فايده دارد؟ ما كه نمى توانيم، چرا بى خود تلاش كنيم؟» يقين بدانيد كه آن كار، نخواهد شد. لذا در اسلام، يأس، از عوامل منفى است و بعضى از يأس ها، گناه كبيره است.246
 

239. يك جمله كوتاه
اگر در يك جمله كوتاه از من بپرسند كه شما از جوانان چه مى خواهيد، خواهم گفت: تحصيل، تهذيب و ورزش.247

240. يك معادله
امروز، هر چيزى كه براى اسلام نافع تر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوض تر مى باشد. امروز، هر چيزى كه بيشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بيشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. اين، يك معادله قطعى است.248

* * * * *


پی نوشت :


1. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از علما و مبلغين دينى 2/2/1377.

2. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از علما و مبلغين دينى 2/2/1377.

3. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان به مناسبت روز ملى مبارزه با استكبار 11/8/1373.

4. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار نفرات برتر دانش آموزان مدارس شاهد، 25/5/1368.

5. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى مجمع نويسندگان مسلمان، 14/4/1371.

6. بيانات رهبر معظم انقلاب در گردهمايى جوانان عاشورايى 1/2/1379.

7. بيانات رهبر معظم انقلاب در بازديد از پژوهشكده رويان، 25/4/1386.

8. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 7/2/1377.

9. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با خانواده هاى معظم شهدا و جانبازان شهرهاى خوى، بندر گناوه و...، 2/3/1369.

10. سوره غافر 40، آيه 60.

11. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران 19/4/1379.

12. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 23/6/1386.

13. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 26/10/1376.

14. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار پزشكان و پرستاران به مناسبت روز پرستار 15/9/1368.

15. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم مشهد و زائران حضرت على بن موسى الرضاع، 4/1/1375.

16. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با هزاران تن از دانشجويان و دانش آموزان 10/8/1375.

17. پيام رهبر انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 10/3/1369.

18. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از مردم 1/9/1368.

19. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار استادان دانشگاه هاى استان خراسان در دانشگاه فردوسى مشهد، 25/2/1386.

20. سوره شمس 91، آيه 9.

21. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان بنياد شهيد و جمعى از اساتيد و دانشجويان، 24/5/1369.

22. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 23/6/1386.

23. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از تشكل هاى دانشجويى كشور در قم 18/9/1374.

24. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 7/2/1377.

25. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم يزد، 12/10/1386.

26. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با قاريان مصرى: شحات محمد انور و سيد متولى عبدالعال، 3/11/1370.

27. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار رؤساى دانشگاه هاى علوم پزشكى، 1/8/1369.

28. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از جوانان 13/11/1377.

29. مصاحبه تلويزيون ستاد نماز جمعه تهران، 4/5/1364.

30. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با قاريان مصرى 3/11/1370.

31. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و روحانيون و ائمه جماعت تهران، 7/5/1371.

32. بيانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با مجله جوانان پيرامون انتخاب جوان نمونه 24/12/1364.

33. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

34. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از مخترعان و نوآوران جوان كشور، 30/1/1384.

35. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت مردم شهرهاى مختلف 14/4/1368.

36. بيانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز ملى مبارزه با استكبار جهانى، 13/8/1369.

37. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تبديل مدرسه تربيت مدرس به دانشگاه تربيت مدرس، 7/8/1365.

38. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با وزير علوم و رؤساى دانشگاه ها، 17/10/1383.

39. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

40. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران، 23/5/1370.

41. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار فرزندان ممتاز مدرسه و معلمان نمونه مدارس شاهد، 13/6/1370.

42. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مردم چهارمحال و بختيارى 15/7/1371.

43. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن، 28/11/1386.

44. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 15/8/1370.

45. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانشگاهيان 10/8/1368.

46. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 12/8/1378.

47. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع شعرا، ادبا و هنرمندان تبريز، 5/5/1372.

48. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از دانشجويان بسيجى 25/9/1377.

49. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع بسيجيان به مناسبت هفته بسيج، 5/9/1376.

50. بيانات رهبر معظم انقلاب در جشن بزرگ منتظران ظهور همزمان با هفته بسيج و روز ولادت حضرت مهدىعجل اللّه  تعالى فرجه الشريف، 3/9/1378.

51. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار فضلا و نمايندگان طلاب حوزه علميه قم، 7/9/1368.

52. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى مجمع نويسندگان مسلمان، 14/4/1371.

53. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با رؤساى دفاتر نهاد نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه ها 16/7/1376.

54. سوره تحريم 66، آيه 6.

55. سوره طور 52، آيه 21.

56. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با كارگزاران نظام، 16/8/1383.

57. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از بانوان كشور به مناسبت روز زن 25/9/1371.

58. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با تشكل هاى دانشجويى دانشگاه هاى تهران، 24/10/1377.

59. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 15/8/1370.

60. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از معلمان و مسئولان امور فرهنگى 12/2/1369.

61. پيام به دهمين اجلاس سراسرى نماز، 22/6/1379.

62. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت گروهى از مردم، 22/4/1368.

63. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از پرسنل نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران به مناسبت روز نيروى هوايى، 19/11/1370.

64. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با كاركنان رسانه هاى گروهى و رؤساى مناطق آموزش و پرورش، 21/5/1371.

65. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با روحانيون و مبلغان در آستانه ماه محرم، 15/11/1384.

66. پيام به دومين كنگره جامعه اسلامى دانشجويان 8/7/1377.

67. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و كارگزاران جمهورى اسلامى ايران به همراه حاج سيداحمد خمينى، 14/9/1369.

68. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار باپرستاران 22/8/1370.

69. پيام نوروزى 9/1/1376.

70. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، 5/5/1371.

71. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان بسيجى 13/6/1378.

72. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاى اتحاديه هاى انجمن هاى اسلامى دانش آموزان 9/12/1379.

73. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از تشكل هاى دانشجويى كشور 18/9/1374.

74. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان بنياد شهيد، 23/10/1369.

75. سوره فصلت 41، آيه 30.

76. سوره فتح 48، آيه 26.

77. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى انجمن اهل قلم، 7/11/1381.

78. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با تشكل هاى مختلف دانشجويى دانشگاه هاى تهران 24/10/1377.

79. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از فرماندهان و رزمندگان عمليات بيت المقدس3/3/1378.

80. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى، 23/5/1370.

81. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان نخبه و دانشجويان، 5/7/1383.

82. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با هزاران تن از دانشجويان و دانش آموزان 10/8/1375.

83. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از بانوان كشور به مناسبت روز زن 25/9/1371.

84. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، 24/7/1368.

85. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار نخبگان استان يزد، 15/10/1386.

86. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 9/8/1375.

87. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كاركنان رسانه هاى گروهى و رؤساى مناطق آموزش و پرورش 1/5/1371.

88. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كاركنان رسانه هاى گروهى و رؤساى مناطق آموزش و پرورش، 21/5/1371.

89. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جوانان، اساتيد، معلمان و دانشجويان دانشگاه هاى استان همدان، 17/4/1383.

90. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع جوانان عاشورايى 1/2/1379.

91. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام، 31/6/1386.

92. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با بيست و هفت نفر از فرماندهان سپاه و... در سالروز ميلاد امام حسين عليه السلام و روز پاسدار، 29/11/1369.

93. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت گروهى از مردم و رزمندگان استان خوزستان 21/4/1368.

94. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با گروه كثيرى از دانشجويان و دانش آموزان به مناسبت 13 آبان، 15/8/1370.

95. بيانات رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومين روز از دهه مباركه فجر، 13/11/1377.

96. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 10/8/1368.

97. بيانات رهبر معظم انقلاب در گردهمايى جوانان عاشورايى 1/2/1379.

98. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 4/8/1376.

99. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاه ها 19/6/1375.

100. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار باانجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه تهران 31/2/1375.

101. بيانات رهبر معظم انقلاب در هزارمين خطبه نماز جمعه تهران، 8/8/1377.

102. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان گردان هاى بسيج 22/4/1371.

103. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

104. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 15/8/1383.

105. بيانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با جوانان پيرامون انتخاب جوان نمونه 24/12/1364.

106. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانش آموزان، 26/6/1382.

107. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كميسيون آموزش، تحقيقات و فناورى مجلس، 27/4/1380.

108. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى شوراى فرهنگى اجتماعى زنان 4/10/1370.

109. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از خواهران پرستار به مناسبت روز ولادتحضرت زينبس، 20/7/1373.

110. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكل هاى مختلف دانشجويى، 25/7/1385.

111. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با پرستاران 22/8/1370.

112. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار رؤساى دانشگاه هاى علوم پزشكى، 1/8/1369.

113. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و روحانيون و ائمه جماعات و وعاظ تهران، 7/5/1371.

114. بيانات رهبرمعظم انقلاب در ديدار گروهى از روحانيون، طلاب و دانشجويان، 29/9/1368.

115. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاى اتحاديه هاى انجمن هاى اسلامى دانش آموزان و مربيان امور تربيتى 9/12/1379.

116. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از خانواده شهداى نيروهاى مسلح و جهاد سازندگى، 5/7/1377.

117. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و مدرسين حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه 1/12/1370.

118. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع علما و مدرسان و فضلاى حوزه علميه قم در خجسته سالروز ميلاد حضرت مهدىعجل اللّه  تعالى فرجه الشريف، 30/11/1370.

119. پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز هفته كتاب، 4/10/1372.

120. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با نمايندگان مجلس چهارم، 20/3/1371.

121. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع شعرا، ادبا و هنرمندان تبريز، 5/5/1372.

122. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با هيأت رئيسه دانشگاه شهيد رجايى 31/1/1377.

123. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از دانشجويان مجروح در كوى دانشگاه 4/5/1378.

124. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم هفدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 14/3/1385.

125. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى، 20/9/1370.

126. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدىعجل اللّه  تعالى فرجه الشريف، 30/11/1370.

127. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 14/3/1369.

128. بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز درس خارج فقه 20/6/1379.

129. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كاركنان رسانه هاى گروهى و رؤساى مناطق آموزش و پرورش، 21/5/1371.

130. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار رئيس جمهور دكتر احمدى نژاد و هيئت وزيران، 8/6/1384.

131. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با تعدادى از اعضاى انجمن اسلامى دانشگاه تهران 31/2/1375.

132. پيام نوروزى 9/1/1376.

133. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمع كثيرى از مردم آمل، 21/3/1377.

134. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 19/11/1369.

135. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، 27/3/1383.

136. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم، 22/12/1386.

137. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع زنان پزشك متخصص، اعضاى شوراى فرهنگى و... به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهراس، 4/10/1370.

138. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و مدرسين حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه 4/11/1369.

139. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانش آموزان، دانشجويان، قهرمانان ورزشى و نخبگان المپيادها 7/2/1377.

140. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با گروه كثيرى از دانشجويان و دانش آموزان به مناسبت سيزدهم آبان ماه، 10/8/1368.

141. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانش آموزان مدارس شاهد 25/5/1368.

142. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از فرماندهان و رزمندگان عمليات بيت المقدس 3/3/1378.

143. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

144. بيانات رهبر معظم انقلاب در گردهمايى رزمندگان 8/8/1367.

145. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاى هيأت علمى كنگره امام خمينى قدس سره،4/11/1378.

146. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار وزير و مسئولان و كاركنان و معلمان آموزش و پرورش، 26/3/1368.

147. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از اعضاى تشكل ها، كانون ها، نشريات، هيأت هاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجويى، 15/8/1382.

148. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانش آموزان و دانشجويان 7/2/1377.

149. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان گردان هاى بسيج 22/4/1371.

150. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم، 22/12/1386.

151. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان بسيجى 13/6/1378.

152. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان جوان، 12/6/1386.

153. بيانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با مجله جهاد 1/4/1364.

154. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با خانواده هاى شهداى نيروهاى مسلح، 4/7/1380.

155. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 15/8/1383.

156. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع گروهى از خانواده هاى شهدا، مفقودين، آزادگان و جانبازان استان بوشهر، 11/10/1370.

157. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار خانواده هاى شهدا ايثارگران و جانبازان استان خراسان رضوى، 27/2/1386.

158. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان قوه قضاييه و خانواده شهداى هفتم تير، 7/4/1383.

159. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان استان همدان، 16/4/1383.

160. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم در سالروز ميلاد امام على عليه السلام، 6/5/1386.

161. پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 10/3/1369.

162. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با تشكل هاى مختلف دانشجويى دانشگاه هاى تهران 24/10/1377.

163. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار كارگزاران و قشرهاى مختلف مردم، در روز ولادت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام، 17/10/1371.

164. بيانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 10/3/1369.

165. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نمازجمعه تهران، 23/8/1382.

166. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مداحان اهل بيت به مناسبت ميلاد مبارك صديقهكبرى فاطمه زهرا عليهاالسلام، 17/10/1369.

167. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از دانشجويان، هيأت هاى هفت نفره و خانواده هاى شهدا 2/3/1369.

168. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از بسيجيان و مردم و روحانيون تهران، 10/3/1369.

169. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه كثيرى از آزادگان و طبقات مختلف مردم، 11/7/1369.

170. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان نخبه علمى كشور 20/7/1378.

171. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن، 28/11/1386.

172. بيانات رهبر معظم انقلاب در ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ايران، 9/5/1370.

173. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلاى تهران، 30/7/1381.

174. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعى از دانشجويان بسيجى 25/9/1377.

175. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف روحانيون در آستانه ماه مبارك رمضان 22/12/1369.

176. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع كاركنان صدا و سيما، 28/2/1383.

177. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار شوراى مركزى جمعيت زنان، 15/2/1371.

178. پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 10/3/1369.

179. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 13/8/1375.

180. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با نخبگان قرآنى 5/8/1378.

181. بيانات رهبر معظم انقلاب در جمع كاركنان صدا و سيما، 28/2/1383.

182. بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز درس خارج، 21/6/1372.

183. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم استان سمنان، 17/8/1385.

184. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى ادبيات و هنر حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، 21/4/1371.

185. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، 5/5/1371.

186. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه ادبيات بنياد جانبازان، 25/7/1372.

187. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم قم، 19/10/1386.

188. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى كنگره شعر حوزه، 15/7/1370.

189. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با قائم مقام و مسئولان بخش هاى مختلف بنياد شهيد انقلاب اسلامى، 23/10/1369.

190. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم توديع كاركنان نهاد رياست جمهورى، 18/5/1368.

191. بيانات رهبر معظم انقلاب در مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما پس از بازديد از سومين نمايشگاه بين المللى كتاب تهران، 29/2/1369.

192. پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز هفته انقلاب، 4/10/1372.

193. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار قشرهاى مختلف مردم به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم، 10/4/1371.

194. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با تشكل هاى دانشجويى 15/9/1375.

195. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با خانواده هاى شهداى خرم آباد، 30/5/1370.

196. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان 13/8/1378.

197. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، 24/7/1368.

198. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، 27/3/1383.

199. پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اولين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 10/3/1369.

200. بيانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران 12/10/1376.

201. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار مختلف مردم، 4/7/1369.

202. بيانات رهبر معظم انقلاب در گردهمايى رزمندگان 8/8/1367.

203. بيانات رهبر معظم انقلاب در شروع درس خارج فقه 22/2/1369.

204. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و كارداران جمهورى اسلامى ايران، 1/5/1369.

205. سوره اسرا 17، آيه 16.

206. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران، 23/5/1370.

207. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

208. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانش آموزان، 24/12/1383.

209. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت وزير آموزش و پرورش، 25/10/1370.

210. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اعضاى گروه اجتماعى صداى جمهورى اسلامى ايران، 29/11/1370.

211. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلاىتهران، 30/7/1381.

212. بيانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه تهران، 7/7/1365.

213. سوره بروج 85، آيه 8.

214. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با گروه كثيرى از معلمان، جمعى از كارگران و... در روز معلم و روز جهانى كارگر، 12/2/1369.

215. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت گروهى از مردم قم و رفسنجان، 19/4/1368.

216. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم پانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى قدس سره، 14/3/1383.

217. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

218. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع مردم استان همدان، 15/4/1383.

219. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه كثيرى از پاسداران به مناسبت سالروز ميلاد امام حسين عليه السلام و روز پاسدار، 17/7/1381.

220. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با روحانيون و مبلغان در آستانه ماه محرم، 15/11/1384.

221. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت گروهى از مردم استان زنجان و شهرستان هاى مختلف 15/4/1368.

222. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با50 هزار بسيجى 11/6/1378.

223. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از معلمان و مسئولان امور فرهنگى 12/2/1369.

224. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاى شوراى عالى انقلاب فرهنگى، 21/9/1368.

225. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

226. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

227. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان دانشگاه هاى استان يزد، 13/10/1386.

228. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع بزرگ مردم كاشان و آران و بيدگل، 20/8/1380.

229. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان و نخبگان استان همدان، 19/4/1383.

230. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروه تلويزيونى شاهد، 7/2/1371.

231. بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم بيعت گروهى از استان يزد، كلهكيلويه و بويراحمد 11/4/1368.

232. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار فرماندهان و نيروهاى سپاه 5/10/1374.

233. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران، 19/11/1369.

234. پيام رهبر معظم انقلاب به اولين اجلاس ساليانه اقامه نماز در مشهد مقدس، 15/7/1370.

235. بيانات رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 22/2/1377.

236. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با جوانان 13/11/1377.

237. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار گروهى از مخترعان و نوآوران جوان كشور، 30/1/1384.

238. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با مسئولان سازمان پژوهش هاى علمى و صنعتى ايران، 27/10/1361.

239. بيانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع با شكوه عزاداران مراسم نهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى قدس سره، 14/3/1377.

240. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار علما و مدرسين حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه 30/11/1370.

241. بيانات رهبر معظم انقلاب در آغاز درس خارج فقه 20/6/1379.

242. بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاى نماز جمعه تهران 14/3/1378.

243. پيام به دومين كنگره جامعه اسلامى دانشجويان 8/7/1377.

244. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با فضلا، طلاب و اقشار مختلف مردم قم، به مناسبت قيام نوزدهم دى ماه، 19/10/1369.

245. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان استان همدان، 16/4/1383.

246. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با گروه كثيرى از آزادگان، 26/5/1371.

247. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانش آموزان، دانشجويان، هنرمندان و نخبگان المپيادها 7/2/1377.

248. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مهمانان كنفرانس وحدت اسلامى، 24/7/1368.
 



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها