خانه> کتاب >1159


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
جلسه خواستگاري
...

همه شرايط وضو
گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
شيوه هاي کنترل نفس...
دوستي با نامحرم در...
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2116

بازدید مقالات:
6607921

بازدید سوالات:
2592150



به پسرم! بازديد: 2231

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

 

به پسرم!

ترجمه بخش هايى از نامه سى و يكم نهج البلاغه
(وصيت امام على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام)

به اهتمام: فاطمه شهيدى

تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى ـ ماهنامه پرسمان
به اهتمام: فاطمه شهيدى
ناشر: دفتر نشر معارف
حروفچينى: اميرحسين عليزاده
نوبت چاپ: چهارم ـ پاييز 1390
تيراژ: 5000 نسخه
قيمت: 1000 تومان
شابك: 1-135-531-964-978

«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»

مراكز پخش:
1. مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 5، تلفن و نمابر: 7744616
2. فروشگاه شماره 1: قم، خيابان شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451
3. فروشگاه شماره 2: تهران، خيابان انقلاب، چهار راه كالج، جنب بانك ملت، پ 715، تلفن 88911212
نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir
پست الكترونيك: info@Ketabroom.ir



فهرست مندرجات
سفارش هاى پدرى كه زندگى اش رو به پايان است··· 7
آن كه به بيراهه نمى رود··· 15
همان كه مى آفريند، مى ميراند··· 23
پيش از فرود، جاى فرودت را هموار كن··· 31
به جايى ديگر بايد رسيد··· 39
به سمت فرصت ها بشتاب!··· 49
دين و دنيايت را به خدا مى سپارم··· 57


مقدمه ناشر
پرسش، حق دانشجو است و پرسمان، نخستين ماهنامه اى بود كه براى مشاوره و پاسخ دهى به نيازهاى فكرى نسل جوان شكل گرفت و استقبال بسيار دانشجويان ما را به تداوم اين راه تشويق كرد.
«كتاب هاى پرسمان» مجموعه اى است كه تلاش دارد صفحات ثابت نويسندگان پرسمان را به صورت مستقل منتشر كند؛ «به پسرم!» ششمين دفتر از اين مجموعه است كه مخاطبان پرسمان، پيشتر آن را در صفحه «در مسير» پى مى گرفتند.
ضمن سپاس از خانم فاطمه شهيدى، نويسنده محترم اين دفتر، اميد است كه به لطف حضرت حق، دفترهاى بعدى را نيز آماده و منتشر كنيم.

محمد اسحاق مسعودى
معاونت مطالعات راهبردى


سفارش هاى پدرى كه زندگى اش رو به پايان است
1 اين سفارش هاى پدرى است كه مى رود؛
2 پدرى كه مى داند لحظه ها مى گذرند؛
3 مى داند زندگى اش رو به پايان است؛
4 پدرى تسليم نظام روزگار، از دنيا بيزار؛
5 ساكن خانه هاى گذشتگان كه مى داند نوبت اوست كه خانه ها را بگذارد و برود.
6 اين سفارش هاى پدرى است به فرزندش. فرزندان، آرزوهاى درازى دارند كه به آنها نمى رسند؛
7 در راهى مى روند كه به نابودى مى رسد.
8 فرزندان انسان، نشانه گاه تير دردها،
9 اسيران روزگار،
10 تيررس رنج ها،
11 بندگان دنيا،
12 معامله گران هيچ و پوچ
13 و برنده هاى رقابت فنا و زوال اند.
14 فرزندان انسان، در بند مرگ،
15 ناگزير از رنج،
16 همدم اندوه،
17 آماج بلا،
18 شكست خورده شهوت
19 و جانشين مردگان اند.

فرزندم!
20 اين روزها كه مى بينم دنيا پشت كرده، روزگار سركش از من مى گريزد
21 و آخرت، نزديك مى شود.
22 از فكر و ذكر ديگران، رها شده ام.
23 به بيرون از خود، اعتنايى ندارم.
24 نگاهم از مردم، به درونم برگشته، به خود مى انديشم.
25 نزديك شدن مرگ، از فكرها و خواهش ها هم مرا منصرف كرده،
26 و حقيقت وجودم را عريان، پيش چشمم نهاده،
27 مرا مشغول امورى جدى كرده كه شوخى برنمى دارند
28 و به حقايقى كشانده كه عين واقعيت اند.
29 (اين روزها از فكر ديگران بيرون آمده ام؛
ولى به تو فكر مى كنم) چون تو پاره وجود منى،
30 نه، بالاتر از اين، تو، خود منى!
31 رنجى به تو برسد، به من رسيده؛
32 مرگ اگر سراغت بيايد، سراغ من آمده؛
33 حال و احوال تو، حال و احوال من است
34 به همين خاطر، اين نامه را مى نويسم.
35 مى نويسم تا پشت و پناه تو باشد؛ چه من زنده بمانم، چه نمانم.

پسرم!
36 سفارشت مى كنم از خدا پروا كن و پيوسته به فرمان او باش
37 و با پياپى به خاطر آوردنش، دلت را آباد كن
38 به ريسمان او بياويز.
39 كدام رشته، محكم تر از رشته بين تو و خداست؟
ـ اگر، اگر آن را بگيرى! ـ
40 دلت را زنده نگه دار؛ با يادآورى،
41 هوايش را بميران؛ با پارسايى،
42 توانايش كن؛ با باور،
43 روشنايى اش ده؛ با انديشه،
44 حقيرش كن؛ با فكر مرگ،
45 وادارش كن اقرار كند دنيا رفتنى است؛
46 وادارش كن با چشم باز، ناگوارى هاى دنيا را ببيند؛
47 وادارش كن واهمه كند از هيبت روزگار؛ از تغيير حال و احوال؛ از روزها و شب هاى تلخى كه شايد در راه باشند.
48 داستان رفتگان را برايش بگو!
49 بگو بر سر آنها كه پيش از او بودند، چه آمده!
50 ديار و يادگار رفتگان را نشان او بده!
51 «ببين چه ها كردند؟
52 از كجا كوچ كردند؟ بعد كجا فرود آمدند و ماندنى شدند؟
53 از كنار رفيقان، به ديار ناآشنايى رفتند
54 و همين امروز و فرداست كه تو هم از آنها شوى»

فرزندم!
55 آخر راه را آباد كن.
56 آن دنيا را با اين دنيا عوض نكن
57 درباره آن چه نمى دانى، گفتگو نكن
و آن جا كه لازم نيست حرفى بزنى، نزن
58 اگر مى ترسى در راهى گم شوى، همان اول راه، پا، پَس بكش؛
59 چون، در آستانه سرگردانى، بازايستادن و تأمل، بهتر است از اين كه بگذارى حوادث هول ناك، تو را بر پشت خود بنشانند و هرجا ببرند.
60 به خوبى ها بخوان و اهل خوبى باش!
61 با دست و زبان، بدى را بران!
62 تمام سعى ات را بكن تا از اهل بدى، دور بمانى!
63 آن طور كه شايد و بايد، در راه خدا جهاد كن و نگذار تا ملامت هيچ ملامت گرى، تو را نگه دارد.
64 در جست وجوى حقيقت، هر جا كه هست، در اعماق سختى ها و در انبوه حوادث، غوطه ور شو.
65 و پِىِ فهم حقيقت دين باش!
66 خودت را عادت بده به صبورى و تحمل ناگوارى ها!
67 چه اخلاق خوبى است اين صبورى و اين شكيبايى در مسير حق!
68 در همه احوال، وجودت را به خدايت بسپار!
69 پيش او باشى، پناهت امن است و نگهبانت قوى.
70 هرچه مى خواهى، تنها از او بخواه
71 كه دادن و ندادن، دست اوست.
72 مدام از او تقديرهاى خوب بخواه!
73 فرزندم، به اين سفارش ها دقت كن و به اين نامه، پشت نكن.

پى نوشت:
مِنَ الْوَالِدِ الْفَانِ (1) الْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ (2) الْمُدْبِرِ الْعُمُرِ (3) الْمُسْتَسْلِمِ لِلدُّنْيَا (4) السَّاكِنِ مَسَاكِنَ الْمَوْتَى وَ الظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً (5) إِلَى الْمَوْلُودِ الْمُؤمِّلِ مَا لَا يُدْرِكُ (6) السَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ (7) غَرَضِ الْأَسْقَامِ (8) وَ رَهِينَةِ الْأَيَّامِ (9) وَ رَمِيَّةِ الْمَصَائِبِ (10) وَ عَبْدِ الدُّنْيَا (11) وَ تَاجِرِ الْغُرُورِ (12) وَ غَرِيمِ الْمَنَايَا (13) وَ أَسِيرِ الْمَوْتِ (14) وَ حَلِيفِ الْهُمُومِ (15) وَ قَرِينِ الْأَحْزَانِ (16) وَ نُصُبِ الْآفَاتِ (17) وَ صَرِيعِ الشَّهَوَاتِ (18) وَ خَلِيفَةِ الْأَمْوَاتِ(19).
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا تَبَيَّنْتُ مِنْ إِدْبَارِ الدُّنْيَا عَنِّي وَ جُمُوحِ الدَّهْرِ عَلَيَّ (20) وَ إِقْبَالِ الْآخِرَةِ إِلَيَّ (21) مَا يَزَعُنِي عَنْ ذِكْرِ مَنْ سِوَايَ (22) وَ الِاهْتِمَامِ بِمَا وَرَائِي (23) غَيْرَ أَنِّي حَيْثُ تَفَرَّدَ بِي دُونَ هُمُومِ النَّاسِ هَمُّ نَفْسِي (24) فَصَدَفَنِي رَأْيِي وَ صَرَفَنِي عَنْ هَوَايَ (25) وَ صَرَّحَ لِي مَحْضُ أَمْرِي (26) فَأَفْضَى بِي إِلَى جِدٍّ لَا يَكُونُ فِيهِ لَعِبٌ (27) وَ صِدْقٍ لَا يَشُوبُهُ كَذِبٌ (28) وَ وَجَدْتُكَ بَعْضِي (29) بَلْ وَجَدْتُكَ كُلِّي(30) حَتَّى كَأَنَّ شَيْئاً لَوْ أَصَابَكَ أَصَابَنِي (31) وَ كَأَنَّ الْمَوْتَ لَوْ أَتَاكَ أَتَانِي (32) فَعَنَانِي مِنْ أَمْرِكَ مَا يَعْنِينِي مِنْ أَمْرِ نَفْسِي (33) فَكَتَبْتُ إِلَيْكَ كِتَابِي (34) مُسْتَظْهِراً بِهِ إِنْ أَنَا بَقِيتُ لَكَ أَوْ فَنِيتُ (35).
فَإِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ أَيْ بُنَيَّ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ (36) وَ عِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ (37) وَ الِاعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ (38) وَ أَيُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ (39) أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ (40) وَ أَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ (41) وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ (42) وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ (43) وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ (44) وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ (45) وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ الدُّنْيَا (46) وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ الدَّهْرِ وَ فُحْشَ تَقَلُّبِ اللَّيَالِي وَ الْأَيَّامِ (47) وَ اعْرِضْ عَلَيْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِينَ (48) وَ ذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ الْأَوَّلِينَ (49) وَ سِرْ فِي دِيَارِهِمْ وَ آثَارِهِمْ (50) فَانْظُرْ فِيمَا فَعَلُوا (51) وَ عَمَّا انْتَقَلُوا وَ أَيْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا (52) فَإِنَّكَ تَجِدُهُمْ قَدِ انْتَقَلُوا عَنِ الْأَحِبَّةِ وَ حَلُّوا دِيَارَ الْغُرْبَةِ (53) وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَلِيلٍ قَدْ صِرْتَ كَأَحَدِهِمْ (54).
فَأَصْلِحْ مَثْوَاكَ (55) وَ لَا تَبِعْ آخِرَتَكَ بِدُنْيَاكَ (56) وَ دَعِ الْقَوْلَ فِيمَا لَا تَعْرِفُ وَ الْخِطَابَ فِيمَا لَمْ تُكَلَّفْ (57) وَ أَمْسِكْ عَنْ طَرِيقٍ إِذَا خِفْتَ ضَلَالَتَهُ (58) فَإِنَّ الْكَفَّ عِنْدَ حَيْرَةِ الضَّلَالِ خَيْرٌ مِنْ رُكُوبِ الْأَهْوَالِ (59) وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَكُنْ مِنْ أَهْلِهِ (60) وَ أَنْكِرِ الْمُنْكَرَ بِيَدِكَ وَ لِسَانِكَ (61) وَ بَايِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِكَ (62) وَ جَاهِدْ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ لَا تَأْخُذْكَ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ (63) وَ خُضِ الْغَمَرَاتِ لِلْحَقِّ حَيْثُ كَانَ (64) وَ تَفَقَّهْ فِي الدِّينِ (65) وَ عَوِّدْ نَفْسَكَ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَكْرُوهِ (66) وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُرُ فِي الْحَقِّ (67) وَ أَلْجِئْ نَفْسَكَ فِي أُمُورِكَ كُلِّهَا إِلَى إِلَهِكَ (68) فَإِنَّكَ تُلْجِئُهَا إِلَى كَهْفٍ حَرِيزٍ وَ مَانِعٍ عَزِيزٍ (69) وَ أَخْلِصْ فِي الْمَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ (70) فَإِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءَ وَ الْحِرْمَانَ (71) وَ أَكْثِرِ الِاسْتِخَارَةَ (72) وَ تَفَهَّمْ وَصِيَّتِي وَ لَا تَذْهَبَنَّ عَنْكَ صَفْحاً(73) ...



آن كه به بيراهه نمى رود
فرزندم!
1 سن و سال من، بالا رفته و ناتوانى مرا فرا مى گيرد؛
2 گفتم پيش از اين كه اجلم شتابان از راه رسد، اين سفارش ها را بنويسم و اين اوصاف را براى تو ثبت كنم؛
3 نكند ديگر نتوانم آن چه در درون دارم، به تو برسانم؛
4 نكند جسمم كه ناتوان مى شود، انديشه و فكرم هم نقص پيدا كند؛
5 نكند بعضى وسوسه هاى درون و برون، زودتر از من، به قلب تو برسند و دلت را سخت و رميده كنند.
6 بى ترديد، دل جوان، زمين خالى از كشت وكارى است كه هر بذرى در آن بپاشند، مى پذيرد و مى روياند؛
7 به همين خاطر، پيش از اين كه دلت سخت شود و فكرت مشغول هزارجا گردد، تربيت تو را شروع كردم؛
8 تا با انديشه و اراده اى مصمم، سراغ حقايقى بيايى كه اهل تجربه، پيش از تو، زحمت گشتن و يافتن آنها را كشيده اند؛ حقايقى كه لازم نيست براى جُستجوى آنها رنجى ببرى و دوباره تجربه شان كنى.
9 با دريافت اين حقايق، به همان آثارى مى رسى كه ما رسيديم،
يا شايد نكاتى كه براى ما نامعلوم و تاريك بود، برايت روشن شود.

فرزندم!
10 من به اندازه همه پيشينيان عمر نكرده ام؛
11 اما به آن چه كردند، دقت كردم.
12 به حكايت هايى كه از روز و روزگارشان مانده، فكر كردم.
13 در نشانه ها و يادگارهايشان گشتم
14 شدم مِثل يكى از آنها
15 حتى بالاتر. من از سرگذشت همه آنها خبر داشتم؛ گويى با همه آنها، از اولين تا آخرين نفر، زندگى كرده ام.
16 زلالى و تيرگى، سود و زيان امور را فهميدم.
17 بعد، از هر چيزى، براى تو، زلال و زيبايش را انتخاب كردم و مبهم و شبهه ناكش را كنار زدم.
18 مِثل هر پدر دل سوزى، نگران تو بودم.
19 تصميم گرفتم (بر اساس اين تجربه ها) تربيت تو را آغاز كنم؛
درست همين حالا، كه تو در اوج زندگى هستى و در آستانه رويارويى با جهان؛
20 همين حالا كه نيتت سالم است و درونت صاف و پاك.
21 تصميم گرفتم تربيتت را با كتاب خدا و تفسيرش شروع كنم؛ با احكام اسلام و حلال و حرام ها. خواستم چيزى غير اينها نگويم.
22 بعد ترسيدم مكتب ها و شبهاتى كه براى مردم، به خاطر هواهاى نفسانى و انديشه هاى باطلشان پيش آمده، حقيقت را از چشم تو هم مثل همان مردم، بپوشاند؛
23 پس برخلاف ميل قلبى ام، تو را از انديشه ها ى ديگر هم آگاه مى كنم؛ چون به يقين رسيدنت را بيش از اين دوست دارم كه تسليم امرى شوى كه در آن، از مهلكه ها و شبهه ها در امان نيستى.
24 به اين اميدم كه در مسير اين تجربه ها، خدا، تو را به رشد برساند.
25 و تا مسير معتدل و راست، راه ببرد.
26 اينك، اين سفارش هاى من؛ از تو مى خواهم به آنها عمل كنى:

پسرم!
27 بدان! خوشايندترين چيزى كه دلم مى خواهد از وصيت من بگيرى، پرواى خداست؛
28 اكتفا به هر چه مقرر اوست و راه افتادنت در همان مسيرى كه پدران و نيكويان خاندانت طى كردند؛
29 چون آنها مدام دل و روحشان را مى پائيدند؛ همان جور كه تو مى پائى.
30 به خود فكر مى كردند؛ چون تو كه اهل فكر و مراقبه اى.
31 سرانجام، اين مراقبه ها آنها را رساند به اين كه، بايد به حقايقى كه مى شناسند، عمل كنند
32 و هرچه تكليفشان نيست، وا گذارند.
33 اگر قلب تو، اين دستاورد نياكانت را نمى پذيرد،
اگر مى خواهد خودش حقيقت را بداند،
همان طور كه آنها دانستند،
پس مراقب باش. خواستن و جست وجويت، براى دانستن و فهميدن باشد؛
34 نه غوطه در شبهه ها و تشديد جدل ها.
35 قبل از آغاز جست وجو، از خدا كمك بخواه،
36 به او با شوق، رو كن تا توفيقت دهد.
37 هرچه تو را به شبهه و دودلى مى اندازد، كنار بگذار!
38 دلت كه يك رنگ شد و سر فرود آورد،
39 رأى و نظرت كه از پريشانى درآمد و كامل شد،
40 آن گاه، به حقايق اين وصيت، دقت كن.
41 اگر دلت يك رنگ نشد،
42 و فكر و خيالت، آرام و آسوده نشد،
43 پس بدان! چون شترى شب كور به بيراهه مى روى،
44 و در تاريكى ها، غوطه ور مى شوى.
45 آن كه در جست وجوى دين است، به بيراهه ها نمى رود و تاريكى و روشنى را به هم نمى آميزد.
46 در اين آميختگى ها، ايستادن، بهتر از رفتن است.

پى نوشت:
أَيْ بُنَيَّ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُنِي قَدْ بَلَغْتُ سِنّاً وَ رَأَيْتُنِي أَزْدَادُ وَهْناً (1) بَادَرْتُ بِوَصِيَّتِي إِلَيْكَ وَ أَوْرَدْتُ خِصَالًا مِنْهَا قَبْلَ أَنْ يَعْجَلَ بِي أَجَلِي (2) دُونَ أَنْ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِمَا فِي نَفْسِي (3) أَوْ أَنْ أُنْقَصَ فِي رَأْيِي كَمَا نُقِصْتُ فِي جِسْمِي (4) أَوْ يَسْبِقَنِي إِلَيْكَ بَعْضُ غَلَبَاتِ الْهَوَى وَ فِتَنِ الدُّنْيَا فَتَكُونَ كَالصَّعْبِ النَّفُورِ (5) وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ (6) فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ (7) لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَكُونَ قَدْ كُفِيتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِيتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ (8) فَأَتَاكَ مِنْ ذَلِكَ مَا قَدْ كُنَّا نَأْتِيهِ وَ اسْتَبَانَ لَكَ مَا رُبَّمَا أَظْلَمَ عَلَيْنَا مِنْهُ (9).
أَيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي (10) فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أَعْمَالِهِمْ (11) وَ فَكَّرْتُ فِي أَخْبَارِهِمْ (12) وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ (13) حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ (14) بَلْ كَأَنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ (15) فَعَرَفْتُ صَفْوَ ذَلِكَ مِنْ كَدَرِهِ وَ نَفْعَهُ مِنْ ضَرَرِهِ (16) فَاسْتَخْلَصْتُ لَكَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ نَخِيلَهُ وَ تَوَخَّيْتُ لَكَ جَمِيلَهُ وَ صَرَفْتُ عَنْكَ مَجْهُولَهُ (17) وَ رَأَيْتُ حَيْثُ عَنَانِي مِنْ أَمْرِكَ مَا يَعْنِي الْوَالِدَ الشَّفِيقَ (18) وَ أَجْمَعْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَدَبِكَ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ وَ أَنْتَ مُقْبِلُ الْعُمُرِ وَ مُقْتَبَلُ الدَّهْرِ (19) ذُو نِيَّةٍ سَلِيمَةٍ وَ نَفْسٍ صَافِيَةٍ (20) وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْكَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ لَا أُجَاوِزُ ذَلِكَ بِكَ إِلَى غَيْرِهِ (21) ثُمَّ أَشْفَقْتُ أَنْ يَلْتَبِسَ عَلَيْكَ مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فِيهِ مِنْ أَهْوَائِهِمْ وَ آرَائِهِمْ مِثْلَ الَّذِي الْتَبَسَ عَلَيْهِمْ (22) فَكَانَ إِحْكَامُ ذَلِكَ عَلَى مَا كَرِهْتُ مِنْ تَنْبِيهِكَ لَهُ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ إِسْلَامِكَ إِلَى أَمْرٍ لَا آمَنُ عَلَيْكَ بِهِ الْهَلَكَةَ (23) وَ رَجَوْتُ أَنْ يُوَفِّقَكَ اللَّهُ فِيهِ لِرُشْدِكَ (24) وَ أَنْ يَهْدِيَكَ لِقَصْدِكَ (25) فَعَهِدْتُ إِلَيْكَ وَصِيَّتِي هَذِهِ وَ اعْلَمْ (26).
يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَبَّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَيَّ مِنْ وَصِيَّتِي تَقْوَى اللَّهِ (27) وَ الِاقْتِصَارُ عَلَى مَا فَرَضَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ الْأَخْذُ بِمَا مَضَى عَلَيْهِ الْأَوَّلُونَ مِنْ آبَائِكَ وَ الصَّالِحُونَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ (28) فَإِنَّهُمْ لَمْ يَدَعُوا أَنْ نَظَرُوا لِأَنْفُسِهِمْ كَمَا أَنْتَ نَاظِرٌ (29) وَ فَكَّرُوا كَمَا أَنْتَ مُفَكِّرٌ (30) ثُمَّ رَدَّهُمْ آخِرُ ذَلِكَ إِلَى الْأَخْذِ بِمَا عَرَفُوا (31) وَ الْإِمْسَاكِ عَمَّا لَمْ يُكَلَّفُوا (32) فَإِنْ أَبَتْ نَفْسُكَ أَنْ تَقْبَلَ ذَلِكَ دُونَ أَنْ تَعْلَمَ كَمَا عَلِمُوا فَلْيَكُنْ طَلَبُكَ ذَلِكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ (33) لَا بِتَوَرُّطِ الشُّبُهَاتِ وَ عُلَقِ الْخُصُومَاتِ (34) وَ ابْدَأْ قَبْلَ نَظَرِكَ فِي ذَلِكَ بِالِاسْتِعَانَةِ بِإِلَهِكَ (35) وَ الرَّغْبَةِ إِلَيْهِ فِي تَوْفِيقِكَ (36) وَ تَرْكِ كُلِّ شَائِبَةٍ أَوْلَجَتْكَ فِي شُبْهَةٍ أَوْ أَسْلَمَتْكَ إِلَى ضَلَالَةٍ (37) فَإِنْ أَيْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُكَ فَخَشَعَ (38) وَ تَمَّ رَأْيُكَ فَاجْتَمَعَ وَ كَانَ هَمُّكَ فِي ذَلِكَ هَمّاً وَاحِداً (39) فَانْظُرْ فِيمَا فَسَّرْتُ لَكَ (40) وَ إِنْ لَمْ يَجْتَمِعْ لَكَ مَا تُحِبُّ مِنْ نَفْسِكَ (41) وَ فَرَاغِ نَظَرِكَ وَ فِكْرِكَ (42) فَاعْلَمْ أَنَّكَ إِنَّمَا تَخْبِطُ الْعَشْوَاءَ (43) وَ تَتَوَرَّطُ الظَّلْمَاءَ (44) وَ لَيْسَ طَالِبُ الدِّينِ مَنْ خَبَطَ أَوْ خَلَطَ (45) وَ الْإِمْسَاكُ عَنْ ذَلِكَ أَمْثَلُ فَتَفَهَّمْ (46).


همان كه مى آفريند، مى ميراند
پسرم!
1 به وصيت من خوب فكر كن
2 و بدان، مرگ در اختيار كسى است كه زندگى در اختيار اوست؛
3 همان كه مى آفريند، مى ميراند؛
4 همان كه نيست مى كند؛ باز مى گرداند؛
5 همان كه گرفتار مى كند، آسايش مى بخشد.
6 بى ترديد، دنيا، جز با نظام خداوندى، برقرار نمى ماند: نعمت ها، سختى ها، سزاى روز جزا و امورى كه قرار داده و ما درك نمى كنيم.
7 درك بعضى سنت هاى خداوندى، اگر برايت مشكل شد، بگذار به حساب اين كه به حكمت هاى آن نادانى؛
8 چون تو در اول آفرينش، نادان بودى و بعد دانايت كردند.
9 زياد پيش آمده كه چيزهايى را نمى دانى؛ امورى فكرت را سرگردان مى كنند و بصيرتت، راهى براى فهم آنها نمى يابد؛ اما بعدها دركشان مى كنى؛
10 پس به آن كه تو را آفريده، روزى داده و خلقتى متعادل بخشيده، پناه ببر!
11 بندگى ات براى او باشد؛ شوقت به او و هراست از او.

فرزندم، بدان!
12 كسى از خدا خبرى نياورده، آن جور كه پيامبر خبر آورد؛
پس بگذار او پيشواى تو باشد.
13 او تو را تا نجات، راه ببرد.
14 من در نصيحت كردن تو، هيچ كوتاهى نكردم.
15 تو بخواهى خودت را بشناسى، سعى هم بكنى، باز به آن حدى كه من تو را مى شناسم و درك مى كنم، نمى رسى.

فرزندم، بدان!
16 اگر خدايت شريكى داشت، رسولان آن شريك، سراغت مى آمدند؛
17 آثار پادشاهى او را مى ديدى؛
18 از كارها و اوصافش باخبر مى شدى؛
19 ولى او خداى يگانه اى است؛
همان جور كه خودش، خودش را وصف مى كند.
20 كسى با حكومتش در تضاد نيست؛
21 بوده و نابود، نمى شود؛
22 پيش از همه چيز است و آغاز و ابتدايى ندارد؛
23 بعد از همه چيز است و آخر و انتهايى ندارد
24 بزرگ تر از آن كه دلى يا ديده اى، تمام ربوبيت او را دريابد.
25 حالا كه اين حقيقت را دريافتى،
رفتارت، رفتار كسى باشد كه شأنى حقير دارد؛
26 قدرتى ناچيز،
27 ضعفى زياد،
28 و حجم بزرگى نياز؛
29 نياز به توفيق فرمان برى، هراس از انتقام و ترس از خشم او؛
30 چون كه بى ترديد، او جز به زيبايى ها، فرمان نداده
31 و جز از زشتى ها دورتان نكرده.

پسرم!
32 تو را از دنيا و حالتش، نيست شدن و دست به دست گشتن اش، خبر كردم؛
33 از آخرت هم خبرت كردم؛ از آن چه كه آن جا براى اهلش آماده كرده اند.
34 براى هر دو جهان هم مثال هايى زدم؛ تا عبرت بگيرى و قدم هايت را با توجه به آن بردارى.
35 مردمى كه دنيا را آزموده و شناخته اند، مثل مسافرانى اند كه از منزل گاهى بى آب و گياه، عزم جايى را كرده اند، وسيع و آباد.
36 آنان، رنج راه و دورى دوست، سختى سفر و غذاى ناگوار، همه را تاب مى آورند؛
37 تا به خانه وسيع و منزل گاه امن و آرامشان برسند.
38 از اين سختى ها، دردى احساس نمى كنند؛
39 هزينه هاى سفر را ضرر حساب نمى كنند
40 دوست داشتنى تر از آن چه به منزل و محله موعود، نزديكشان مى كند، چيزى نيست
41 و مردمى كه دنيا فريبشان داده، مثل مسافرانى اند كه از جايى وسيع و آباد، مى روند به منزل گاهى بى آب و گياه؛
42 و برايشان ناخوشايندتر و دشوارتر از اين كوچ، از اين رفتن به جانب ناآباد، چيزى نيست.

پى نوشت:
يَا بُنَيَّ وَصِيَّتِي (1) وَ اعْلَمْ أَنَّ مَالِكَ الْمَوْتِ هُوَ مَالِكُ الْحَيَاةِ (2) وَ أَنَّ الْخَالِقَ هُوَ الْمُمِيتُ (3) وَ أَنَّ الْمُفْنِيَ هُوَ الْمُعِيدُ (4) وَ أَنَّ الْمُبْتَلِيَ هُوَ الْمُعَافِي (5) وَ أَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ إِلَّا عَلَى مَا جَعَلَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ النَّعْمَاءِ وَ الِابْتِلَاءِ وَ الْجَزَاءِ فِي الْمَعَادِ أَوْ مَا شَاءَ مِمَّا لَا تَعْلَمُ (6) فَإِنْ أَشْكَلَ عَلَيْكَ شَيْءٌ مِنْ ذَلِكَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِكَ (7) فَإِنَّكَ أَوَّلُ مَا خُلِقْتَ بِهِ جَاهِلًا ثُمَّ عُلِّمْتَ (8) وَ مَا أَكْثَرَ مَا تَجْهَلُ مِنَ الْأَمْرِ وَ يَتَحَيَّرُ فِيهِ رَأْيُكَ وَ يَضِلُّ فِيهِ بَصَرُكَ ثُمَّ تُبْصِرُهُ بَعْدَ ذَلِكَ (9) فَاعْتَصِمْ بِالَّذِي خَلَقَكَ وَ رَزَقَكَ وَ سَوَّاكَ (10) وَ لْيَكُنْ لَهُ تَعَبُّدُكَ وَ إِلَيْهِ رَغْبَتُكَ وَ مِنْهُ شَفَقَتُكَ (11).
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ كَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ عليه السلام فَارْضَ بِهِ رَائِداً (12) وَ إِلَى النَّجَاةِ قَائِداً (13) فَإِنِّي لَمْ آلُكَ نَصِيحَةً (14) وَ إِنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ فِي النَّظَرِ لِنَفْسِكَ وَ إِنِ اجْتَهَدْتَ مَبْلَغَ نَظَرِي لَكَ (15).
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّهُ لَوْ كَانَ لِرَبِّكَ شَرِيكٌ لَأَتَتْكَ رُسُلُهُ (16) وَ لَرَأَيْتَ آثَارَ مُلْكِهِ وَ سُلْطَانِهِ (17) وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ (18) وَ لَكِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ (19) لَا يُضَادُّهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ (20) وَ لَا يَزُولُ أَبَداً وَ لَمْ يَزَلْ (21) أَوَّلٌ قَبْلَ الْأَشْيَاءِ بِلَا أَوَّلِيَّةٍ (22) وَ آخِرٌ بَعْدَ الْأَشْيَاءِ بِلَا نِهَايَةٍ (23) عَظُمَ عَنْ أَنْ تَثْبُتَ رُبُوبِيَّتُهُ بِإِحَاطَةِ قَلْبٍ أَوْ بَصَرٍ (24) فَإِذَا عَرَفْتَ ذَلِكَ فَافْعَلْ كَمَا يَنْبَغِي لِمِثْلِكَ أَنْ يَفْعَلَهُ فِي صِغَرِ خَطَرِهِ (25) وَ قِلَّةِ مَقْدِرَتِهِ (26) وَ كَثْرَةِ عَجْزِهِ (27) و عَظِيمِ حَاجَتِهِ إِلَى رَبِّهِ (28) فِي طَلَبِ طَاعَتِهِ وَ الْخَشْيَةِ مِنْ عُقُوبَتِهِ وَ الشَّفَقَةِ مِنْ سُخْطِهِ (29) فَإِنَّهُ لَمْ يَأْمُرْكَ إِلَّا بِحَسَنٍ (30) وَ لَمْ يَنْهَكَ إِلَّا عَنْ قَبِيحٍ (31).
يَا بُنَيَّ إِنِّي قَدْ أَنْبَأْتُكَ عَنِ الدُّنْيَا وَ حَالِهَا وَ زَوَالِهَا وَ انْتِقَالِهَا (32) وَ أَنْبَأْتُكَ عَنِ الْآخِرَةِ وَ مَا أُعِدَّ لِأَهْلِهَا فِيهَا (33) وَ ضَرَبْتُ لَكَ فِيهِمَا الْأَمْثَالَ لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تَحْذُوَ عَلَيْهَا (34) إِنَّمَا مَثَلُ مَنْ خَبَرَ الدُّنْيَا كَمَثَلِ قَوْمٍ سَفْرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِيبٌ فَأَمُّوا مَنْزِلًا خَصِيباً وَ جَنَاباً مَرِيعاً (35) فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّرِيقِ وَ فِرَاقَ الصَّدِيقِ وَ خُشُونَةَ السَّفَرِ وَ جُشُوبَةَ المَطْعَمِ (36) لِيَأْتُوا سَعَةَ دَارِهِمْ وَ مَنْزِلَ قَرَارِهِمْ (37) فَلَيْسَ يَجِدُونَ لِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ أَلَماً (38) وَ لَا يَرَوْنَ نَفَقَةً فِيهِ مَغْرَماً (39) وَ لَا شَيْءَ أَحَبُّ إِلَيْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ وَ أَدْنَاهُمْ مِنْ مَحَلَّتِهِمْ (40) وَ مَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِهَا كَمَثَلِ قَوْمٍ كَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِيبٍ فَنَبَا بِهِمْ إِلَى مَنْزِلٍ جَدِيبٍ (41) فَلَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَهَ إِلَيْهِمْ وَ لَا أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا كَانُوا فِيهِ إِلَى مَا يَهْجُمُونَ عَلَيْهِ وَ يَصِيرُونَ إِلَيْهِ (42).


پيش از فرود، جاى فرودت را هموار كن
پسرم!
1 در رابطه با ديگران، دل خودت را ميزان قرار بده؛
2 هرچه براى خودت مى خواهى، براى آنها هم بخواه؛
3 هرچه براى خودت نمى خواهى، براى آنها هم نخواه؛
4 همان جور كه خوش ندارى به تو ظلمى شود، ظلمى نكن.
5 همان جور كه دوست دارى به تو خوبى كنند، خوبى كن.
6 هرچه فكر مى كنى مردم اگر بكنند بد است، براى خودت هم بد حساب كن.
7 هر چه را براى خودت مى پسندى، براى آنها هم بپسند.
8 هر چه نمى دانى، نگو؛ حتى اگر آن چه مى دانى كم است.
9 هر چه نمى خواهى درباره ات بگويند، درباره كسى نگو.
10 از خود راضى بودن، خلاف درستى و آفت انديشه هاست.
11 پس (به اين كه هستى، راضى نباش) و تمام سعى ات را بكن و ذخيره سازِ ديگران نباش.
12 به مقصد هم كه رسيدى، بيشتر از هميشه، در برابر پروردگارت، خاشع باش.

بدان!
13 بدان راهى طولانى و دشوار، پيش رو دارى
14 قطعا به توشه كافى نياز دارى؛ به سبك بارى،
و به اين كه قدم هايت درست و در مسير باشند؛
15 بيش از طاقتت، بار برندار
16 كه مبادا در راه، سنگينى بار، دست و پا گيرت شود.
17 اگر بين نيازمندان، كسى را يافتى كه توشه ات را برايت به قيامت ببرد و توشه را، فرداى محشر، در لحظه احتياج، به تو برگرداند،
وجودش را غنيمت بشمار (انفاق كن؛ انفاق كن)، بار را بگذار بر دوش او.
18 تا مى توانى، بار و كوله اش را سنگين كن؛
19 شايد بعدها، كسى را با اين مشخصات، پيدا نكنى.
20 هر كسى روزِ دارايى ات از تو وام مى خواهد، وجودش را غنيمت بشمار؛
21 تا در آن روز تنگ دستى، روز گرفتارى، وام را به تو پس دهد.

بدان!
22 گردنه و گذرگاهى دشوار، پيش رو دارى
23 كه حال و روز سبك باران، وقت عبور از آن، بهتر از اوضاع مردم سنگين بار است.
24 هر كه كُنْد و آهسته عبور مى كند، از آن كه شتابان رد مى شود، حال بدترى دارد.
25 بعد از اين گذرگاه، ناگزيرى يا در بهشت فرود آيى يا در جهنم.
26 پس، پيش از فرود، قاصدى بفرست تا برايت، جايى آماده كند.
27 پيش از فرود، جاى فرودت را هموار كن
28 كه بعد از مرگ، نه مى توان خدا را راضى كرد و نه مى توان به دنيا برگشت.

بدان!
29 كسى كه گنجينه هاى آسمان و زمين به دست اوست، به تو اجازه خواستن، و اجازه دعا داده،
30 ضمانت كرده كه خواهش هاى تو را جواب مى دهد،
31 فرمان داده، كه بخواهى، تا بدهد.
32 پى مهرش باش، تا به تو مهر بورزد.
33 بين تو و خودش، نگذاشته كسى حجاب و فاصله باشد.
34 تو را به كسى ديگر حواله نداده، پس لازم نيست يكى بين او و تو واسطه باشد.
35 وقتى بد مى كنى، راه بازگشتت را نمى بندد.
36 در عذابت عجله نمى كند.
37 وقتى توبه مى كنى و باز مى گردى، سرزنشت نمى كند.
38 حتى اگر رسوايى حق توست، باز، رسوايت نمى كند.
39 وقتى بازمى گردى، سخت نمى گيرد و مى پذيردت.
40 وقتى بازمى گردى، با جريمه و جزا، آزارت نمى دهد
و از لطفش، نااميدت نمى كند؛
41 بلكه بازگشتت را، برايت ثواب حساب مى كند.
42 هر گناهت را يكى و هر كار خوبت را ده تا حساب مى كند.
43 برايت درِ بازگشت را باز گذاشته است.
44 صدايش كه مى كنى، صدايت را مى شنود.
45 در دل، اگر با او نجوا كنى، نجوايت را مى فهمد.
46 نيازت را مى برى پيش او.
47 سفره دلت را پيش او وا مى كنى.
48 از غم و غصه هايت، به او شكايت مى كنى.
49 براى گرفتارى هايت، از او چاره مى خواهى.
50 در كارهايت، از او كمك مى خواهى.
51 چيزهايى از گنجينه هاى لطفش درخواست مى كنى كه هيچ كس ديگر نمى تواند آنها را بدهد؛
52 مثل طول عمرها، سلامتى بدن ها و وسعت روزى ها.
53 كليد همه گنجينه هايش را گذاشت در دو دست تو؛
وقتى به تو اجازه دعا و خواهش داد.
54 حالا هر وقت بخواهى، با دعا، درهاى نعمتش را باز مى كنى.
55 و انبوه مهر و لطفش را به روى خودت، سرازير مى كنى.
56 دير آمدن پاسخ دعاها، نا اميدت نكند... .
57 خيلى وقت ها، دعايت را دير اجابت مى كند؛ چون در اين تأخيرها، پاداش دعا كننده و عطايى كه به اميدوار، مى دهند، بيشتر مى شود.
58 خيلى وقت ها، چيزى مى خواهى، نمى دهند؛
59 اما، در دنيا يا آخرت، بهتر از آن را به تو مى بخشند؛
60 يا آن را نمى دهند؛ چون به صلاحت نيست.
61 خيلى وقت ها، اگر چيزى كه خواسته اى بدهند، دينت از بين مى رود.
62 پس چيزى بخواه كه زيبايى اش برايت بماند و رنج و سختى اش، از تو دور باشد؛
63 كه نه ثروت براى تو باقى مى ماند و نه تو براى ثروت باقى مى مانى.

پى نوشت:
يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ (1) فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ (2) وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا (3) وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ (4) وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ (5) وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ (6) وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ (7) وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ (8) وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ (9) وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الْأَلْبَابِ (10) فَاسْعَ فِي كَدْحِكَ وَ لَا تَكُنْ خَازِناً لِغَيْرِكَ (11) وَ إِذَا أَنْتَ هُدِيتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ مَا تَكُونُ لِرَبِّكَ (12).
وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِيقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِيدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ (13) وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِكَ فِيهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِيَادِ وَ قَدْرِ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ (14) فَلَا تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ (15) فَيَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالًا عَلَيْكَ (16) وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ يَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيُوَافِيكَ بِهِ غَداً حَيْثُ تَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِيَّاهُ (17) وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِيدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَيْهِ (18) فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُهُ (19) وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فِي حَالِ غِنَاكَ (20) لِيَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِي يَوْمِ عُسْرَتِكَ (21).
وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ عَقَبَةً كَئُوداً (22) الْمُخِفُّ فِيهَا أَحْسَنُ حَالًا مِنَ الْمُثْقِلِ (23) وَ الْمُبْطِئُ عَلَيْهَا أَقْبَحُ حَالًا مِنَ الْمُسْرِعِ (24) وَ أَنَّ مَهْبِطَكَ بِهَا لَا مَحَالَةَ إِمَّا عَلَى جَنَّةٍ أَوْ عَلَى نَارٍ (25) فَارْتَدْ لِنَفْسِكَ قَبْلَ نُزُولِكَ (26) وَ وَطِّئِ الْمَنْزِلَ قَبْلَ حُلُولِكَ (27) فَلَيْسَ بَعْدَ الْمَوْتِ مُسْتَعْتَبٌ وَ لَا إِلَى الدُّنْيَا مُنْصَرَفٌ (28).
وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ (29) وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ (30) وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ (31) وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِيَرْحَمَكَ (32) وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ (33) وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ (34) وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ (35) وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ (36) وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ (37) وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى (38) وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ (39) وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ وَ لَمْ يُؤيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ (40) بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً (41) وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً (42) وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ وَ بَابَ الِاسْتِعْتَابِ (43) فَإِذَا نَادَيْتَهُ سَمِعَ نِدَاكَ (44) وَ إِذَا نَاجَيْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاكَ (45) فَأَفْضَيْتَ إِلَيْهِ بِحَاجَتِكَ (46) وَ أَبْثَثْتَهُ ذَاتَ نَفْسِكَ (47) وَ شَكَوْتَ إِلَيْهِ هُمُومَكَ (48) وَ اسْتَكْشَفْتَهُ كُرُوبَكَ (49) وَ اسْتَعَنْتَهُ عَلَى أُمُورِكَ (50) وَ سَأَلْتَهُ مِنْ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ مَا لَا يَقْدِرُ عَلَى إِعْطَائِهِ غَيْرُهُ (51) مِنْ زِيَادَةِ الْأَعْمَارِ وَ صِحَّةِ الْأَبْدَانِ وَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ (52) ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ (53) فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ (54) وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ (55) فَلَا يُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ ... (56) وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ (57) وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْءَ فَلَا تُؤتَاهُ (58) وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا (59) أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ (60) فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ (61) فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ (62) فَالْمَالُ لَا يَبْقَى لَكَ وَ لَا تَبْقَى لَهُ (63).

 


به جايى ديگر بايد رسيد
بدان، فرزندم!
1 بى ترديد، تو را براى آخرت آفريده اند؛ نه براى دنيا
2 براى فنا، نه براى بقا؛
3 براى مرگ؛ نه براى زندگى.
4 جايى فرود آمده اى كه از آن جا بايد رفت؛
به جايى ديگر بايد رسيد.
5 تو در جاده آخرتى!
6 تو شكار فرارى مرگى و فرارى از مرگ، نجات نمى يابد.
7 مرگ، شكار خودش را پيدا مى كند.
8 و بى برو برگرد، آن را مى گيرد.
9 بترس از اين كه مرگ، موقعى سراغت بيايد كه دارى گناه مى كنى.
10 و با خودت هم مى گويى كه از اين گناه توبه مى كنم.
11 بترس از اين كه مرگ، بين تو و توبه موعودت، فاصله بيندازد، اگر اين طور شود، خودت را تباه كرده اى.

فرزندم!
12 زياد، ياد مرگ كن؛
13 ياد جايى كه ناگهان در آن فرو مى افتى
14 و بعدِ مردن، به آن مى رسى؛
15 تا وقتى سراغت آمد، آماده باشى؛ كمربسته و مهيا؛
16 نكند ناگهانى غافلگيرت كند و مغلوب شوى؛
17 نكند رنگ و لعاب مردمى كه خيال برشان داشته، در دنيا مى مانند،
مردمى كه مثل سگ، دنيا را از هم مى دزدند، تو را گول بزند.
18 خدا كه از احوال اين روزگار پست، تو را خبر كرده،
19 خود دنيا هم به تو، خودش را معرفى كرده،
20 و زشتى هايش را نشانت داده.
21 مردمى كه پى دنيايند، سگ هاى عوعوزن و درندگان شكارى اند؛
22 به هم چنگ و دندان نشان مى دهند؛
23 زورمندهاشان، بى زورها را مى خورند
24 بزرگ هاشان، كوچك ترها را تحت سلطه مى گيرند.
25 بعضى هاشان، چهارپاى رام و زانوبند دارند؛
26 بعضى ها رها شده
27 و زانوبندهاشان را گم كرده اند
28 و به تاخت، سَمْتِ بيراهه مى روند.
29 در شنزارى بى گياه و علف (و پر از) رنج وآفت مى چرند؛
30 بى چوپانى كه مواظبشان باشد،
31 و بى گله بانى كه آنها را (در مرتعى سالم) بچراند.
32 دنيا آنها را برد به راهى تاريك
33 چشم هايشان را هم گرفت؛ تا علائم و نشانه هاى راه روشن را نبينند.
34 آنان در سرگردانى هاى دنيا گم شدند؛
35 در نعمت هايش فرو رفتند
36 و دنيا شد خدايشان.
37 بعد، دنيا با آنها بازى كرد
آنها هم با دنيا بازى كردند
38 و هرچه فراسوى آن بود، از ياد بردند.
39 اگر صبر كنى، تاريكى كنار مى رود.
40 كجاوه هاى سفر، رسيده و آماده، ايستاده اند.
41 هر كه تند و سريع رود، به كاروان مى رسد.

پسرم، بدان!
42 آدمى كه بر مركب زمان سوار است، بر مركب روزها و شب ها، حتى وقتى خودش خيال مى كند ايستاده است، مركب زمان، دارد او را پيش مى برد،
43 همان وقتى كه خيال مى كند جايى ساكن شده و استراحت مى كند، دارد رو به پايان، جلو مى رود.
44 پس مطمئن باش كه به آرزويت نمى رسى و بيش از اندازه مقرر، عمر نمى كنى.
45 كه تو در همان جاده اى هستى كه آدم هاى پيش از تو رفته اند.
46 پس در جست وجوى مال و منال دنيا، آرام و بى حرص باش و
وقت خرج كردنش هم سنجيده و زيبا عمل كن.
47 خيلى پيش آمده كه افزون طلبى ها، همه مال را بر باد داده است.
48 اين طور نيست كه هر كه بيفتد پى مال و منال، به آن برسد
49 يا هر كس خيلى پى آن نباشد، محروم بماند.
50 روحت را بالاتر از اين بدان كه آلوده پستى و فرومايگى شود؛
حتى اگر از اين مسير، به آرزوهايت برسى (كرامت روحت را معامله نكن).
51 هيچ كالايى، هم قيمت با آن چه از روح و وجود تو كم مى شود، نيست.
52 بنده كس ديگرى نباش كه خدا تو را آزاد آفريده است.
(آرزوهايت فقط با پستى و فرومايگى به دست مى آيند؟)
53 چه جور خيرى است؛ خيرى كه فقط از مسير شر مى شود به آن رسيد؟
54 چه جور آسايشى است؛ آسايشى كه فقط از مسيرى سخت مى شود به آن رسيد؟
55 نكند مركب هاى طمع، تند و شتابان، تو را تا چشمه هاى هلاكت ببرند.
56 اگر مى توانى، نگذار يكى كه نعمتى در اختيار دارد، بين تو و خدا قرار گيرد. (نعمت را به جاى اين كه از او بخواهى، مستقيم از خود خدا بخواه).
57 به هر حال، همان قسمت و سهم مقررت را مى گيرى؛
58 ولى كم و اندكى كه خود خداى پاك به آدم بدهد، بزرگ تر و با ارزش تر از زياد و بسيارى است كه آفريدگانش بدهند؛ با اين كه همه و هر نعمتى از اوست.
59 جبران ضررى كه از سكوت به تو مى رسد، آسان تر از جبران حرف هاى نابجاست.
60 بندهاى ظرف را اگر خوب و محكم ببندى، هرچه در ظرف است، سالم مى ماند.
61 من بيشتر دوست دارم كه هرچه دارى، درست نگه دارى؛ تا اين كه بيفتى پى آن چه ديگران دارند.
62 تلخى يأس، بهتر از خواستن از مردم است.
63 كار كم درآمد با پاكدامنى، بهتر از توان گرى با گناه است.
64 آدم، راز خودش را بهتر از هر كس ديگر نگه مى دارد.
65 خيلى ها در راهى سعى مى كنند كه به ضرر خودشان تمام مى شود.
66 پرحرف، هرزه گو مى شود
67 و آن كه مى انديشد، بينايى مى يابد.

پى نوشت:
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا (1) وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ (2) وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَيَاةِ (3) وَ أَنَّكَ فِي قُلْعَةٍ وَ دَارِ بُلْغَةٍ (4) وَ طَرِيقٍ إِلَى الْآخِرَةِ (5) وَ أَنَّكَ طَرِيدُ الْمَوْتِ الَّذِي لَا يَنْجُو مِنْهُ هَارِبُهُ (6) وَ لَا يَفُوتُهُ طَالِبُهُ (7) وَ لَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُهُ (8) فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ (9) قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ (10) فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ (11).
يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ (12) وَ ذِكْرِ مَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ (13) وَ تُفْضِي بَعْدَ الْمَوْتِ إِلَيْهِ (14) حَتَّى يَأْتِيَكَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَكَ وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَكَ (15) وَ لَا يَأْتِيَكَ بَغْتَةً فَيَبْهَرَكَ (16) وَ إِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَيْهَا وَ تَكَالُبِهِمْ عَلَيْهَا (17) فَقَدْ نَبَّأَكَ اللَّهُ عَنْهَا (18) وَ نَعَتْ هِيَ لَكَ عَنْ نَفْسِهَا (19) وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَسَاوِيهَا (20) فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ عَاوِيَةٌ وَ سِبَاعٌ ضَارِيَةٌ (21) يَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ (22) وَ يَأْكُلُ عَزِيزُهَا ذَلِيلَهَا (23) وَ يَقْهَرُ كَبِيرُهَا صَغِيرَهَا (24) نَعَمٌ مُعَقَّلَةٌ (25) وَ أُخْرَى مُهْمَلَةٌ (26) قَدْ أَضَلَّتْ عُقُولَهَا (27) وَ رَكِبَتْ مَجْهُولَهَا (28) سُرُوحُ عَاهَةٍ بِوَادٍ وَعْثٍ (29) لَيْسَ لَهَا رَاعٍ يُقِيمُهَا (30) وَ لَا مُسِيمٌ يُسِيمُهَا (31) سَلَكَتْ بِهِمُ الدُّنْيَا طَرِيقَ الْعَمَى (32) وَ أَخَذَتْ بِأَبْصَارِهِمْ عَنْ مَنَارِ الْهُدَى (33) فَتَاهُوا فِي حَيْرَتِهَا (34) وَ غَرِقُوا فِي نِعْمَتِهَا (35) وَ اتَّخَذُوهَا رَبّاً (36) فَلَعِبَتْ بِهِمْ وَ لَعِبُوا بِهَا (37) وَ نَسُوا مَا وَرَاءَهَا (38) رُوَيْداً يُسْفِرُ الظَّلَامُ (39) كَأَنْ قَدْ وَرَدَتِ الْأَظْعَانُ (40) يُوشِكُ مَنْ أَسْرَعَ أَنْ يَلْحَقَ (41).
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ مَنْ كَانَتْ مَطِيَّتُهُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ فَإِنَّهُ يُسَارُ بِهِ وَ إِنْ كَانَ وَاقِفاً (42) وَ يَقْطَعُ الْمَسَافَةَ وَ إِنْ كَانَ مُقِيماً وَادِعاً (43) وَ اعْلَمْ يَقِيناً أَنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ (44) وَ أَنَّكَ فِي سَبِيلِ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ (45) فَخَفِّضْ فِي الطَّلَبِ وَ أَجْمِلْ فِي الْمُكْتَسَبِ (46) فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ (47) وَ لَيْسَ كُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ (48) وَ لَا كُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ (49) وَ أَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْكَ إِلَى الرَّغَائِبِ (50) فَإِنَّكَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضاً (51) وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً (52) وَ مَا خَيْرُ خَيْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِشَرٍّ (53) وَ يُسْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِعُسْرٍ (54) وَ إِيَّاكَ أَنْ تُوجِفَ بِكَ مَطَايَا الطَّمَعِ فَتُورِدَكَ مَنَاهِلَ الْهَلَكَةِ (55) وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَكُونَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ (56) فَإِنَّكَ مُدْرِكٌ قَسْمَكَ وَ آخِذٌ سَهْمَكَ (57) وَ إِنَّ الْيَسِيرَ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَعْظَمُ وَ أَكْرَمُ مِنَ الْكَثِيرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ كَانَ كُلٌّ مِنْهُ (58) وَ تَلَافِيكَ مَا فَرَطَ مِنْ صَمْتِكَ أَيْسَرُ مِنْ إِدْرَاكِكَ مَا فَاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ (59) وَ حِفْظُ مَا فِي الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِكَاءِ (60) وَ حِفْظُ مَا فِي يَدَيْكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ طَلَبِ مَا فِي يَدَيْ غَيْرِكَ (61) وَ مَرَارَةُ الْيَأْسِ خَيْرٌ مِنَ الطَّلَبِ إِلَى النَّاسِ (62) وَ الْحِرْفَةُ مَعَ الْعِفَّةِ خَيْرٌ مِنَ الْغِنَى مَعَ الْفُجُورِ (63) وَ الْمَرْءُ أَحْفَظُ لِسِرِّهِ (64) وَ رُبَّ سَاعٍ فِيمَا يَضُرُّهُ (65) مَنْ أَكْثَرَ أَهْجَرَ (66) وَ مَنْ تَفَكَّرَ أَبْصَرَ(67).



به سمت فرصت ها بشتاب!
فرزندم!
1 دور و بر خوبان بگرد تا از آنان شوى
2 از اهل شر فاصله بگير، تا از آنان جدا باشى.
3 مال حرام، بد لقمه اى است
4 و زشت ترين ظلم، ظلم به ناتوان است... .
5 خيلى داروها، خودشان دردند و خيلى دردها، دارو و مداوايند.
6 خيلى وقت ها، يكى كه انتظار ندارى ناصح و خيرخواه باشد، نصيحت خوبى مى كند؛
7 ولى يكى كه ناصح حسابش مى كنى، خيانت مى كند.
8 نكند به آرزوها تكيه كنى كه آرزو، سرمايه آدم هاى احمق است.
9 عقل، حفظ و به خاطر سپردن تجربه هاست
10 و بهترين آنها، تجربه اى است كه تو را پندى مى دهد.
11 به سمت فرصت ها بشتاب؛ قبل از اين كه از دست روند و به اندوه مبدل شوند.
12 اين طور نيست كه هركس چيزى مى خواهد، به آن برسد يا آن چه نيست، باز گردد.
13 اين كه توشه ات را ضايع و آخرتت را خراب كنى، يك جور تبهكارى است.
14 هر كارى، عاقبتى دارد.
15 همين امروز و فرداست كه تقدير تو فرا برسد.
16 بازرگان، در خطر است.
17 خيلى دارايى هاى كم هستند كه از دارايى بسيار هم بركت بيشترى دارند.
18 يار و ياور پَست و دوست متهم، فايده اى به حال آدم ندارند.
19 تا روزگار در برابرت رام است و از آن بهره مى برى، آسان بگير،
و به اميد چيزهاى بيشتر، خطر نكن.
20 نكند بگذارى مركب لجاجتت چموشى كند و تو را با خود ببرد.
21 با دوست، خودت را وادار كه اين گونه باشى:
22 از تو بريد، وصل باش.
23 از تو رو گرداند، به او رو كن.
24 با تو بخيل بود، بخشش كن.
25 از تو دور شد، نزديك برو.
26 با تو تندى كرد، نرم باش.
27 بدى كرد، عذرش را بپذير.
28 انگار بنده اويى و دوست، ولى نعمت توست.
29 نكند اين نرمى و وصل را در حق آن كه شايسته نيست، يا جايى غير جاى خودش، انجام دهى.
30 با دشمن دوستت، دوست نشو كه اين، دشمنى در حق دوست است.
31 دوست در هر موردى كه با تو مشورت مى كند، خوب يا بد، صادقانه خير او را بخواه.
32 جرعه جرعه، خشم خود را فرو ده. من شربتى با پايانى اين همه شيرين و ته مزه اى اين همه گوارا، نديده ام.
33 با آن كس كه با تو تندى مى كند، نرمى كن كه خيلى زود، با تو نرم خواهد شد.
34 نسبت به دشمن، با گذشت و فضيلت رفتار كن
كه اين، از هر دو نوع پيروزى، شيرين تر است.
35 اگر از دوستت جدا مى شوى، رشته اى از دوستى را بگذار بماند؛ تا اگر روزى خواست، با همان رشته، به دوستى برگردد.
36 اگر كسى به تو خوش بين است، تو كارى كن تا واقعا خيالش درست از كار درآيد.
37 حق دوستت را روى حساب رفاقتى كه بينتان است، ضايع نكن.
38 كسى كه حقش را ضايع مى كنى، ديگر دوستت حساب نمى شود.
39 نبايد به فاميل و خانواده ات، كمتر از آدم هاى ديگر توجه كنى.
40 به كسى كه هيچ از تو خوشش نمى آيد علاقه مند نشو.
41 جورى نباشد كه هر اندازه دلت مى خواهد، دوستى ادامه پيدا كند؛ پيش از آن كه دوستت بخواهد دوستى تان تمام شود.
42 جورى نباشد او در بدى كردن، تواناتر از تو در خوبى كردن باشد.
43 ظلم هر كه به تو ظلم مى كند، به نظرت بزرگ نيايد؛
44 چون او دارد به سود تو و به ضرر خودش كار مى كند.
45 پاداش يكى كه تو را خوشحال كرده، بدى كردن نيست.

پى نوشت:
قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ (1) وَ بَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ (2) بِئْسَ الطَّعَامُ الْحَرَامُ (3) وَ ظُلْمُ الضَّعِيفِ أَفْحَشُ الظُّلْمِ (4)... رُبَّمَا كَانَ الدَّوَاءُ دَاءً وَ الدَّاءُ دَوَاءً (5) وَ رُبَّمَا نَصَحَ غَيْرُ النَّاصِحِ (6) وَ غَشَّ الْمُسْتَنْصَحُ (7) وَ إِيَّاكَ وَ الِاتِّكَالَ عَلَى الْمُنَى فَإِنَّهَا بَضَائِعُ النَّوْكَى (8) وَ الْعَقْلُ حِفْظُ التَّجَارِبِ (9) وَ خَيْرُ مَا جَرَّبْتَ مَا وَعَظَكَ (10) بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَكُونَ غُصَّةً (11) لَيْسَ كُلُّ طَالِبٍ يُصِيبُ وَ لَا كُلُّ غَائِبٍ يَئُوبُ (12) وَ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّادِ وَ مَفْسَدَةُ الْمَعَادِ (13) وَ لِكُلِّ أَمْرٍ عَاقِبَةٌ (14) سَوْفَ يَأْتِيكَ مَا قُدِّرَ لَكَ (15) التَّاجِرُ مُخَاطِرٌ (16) وَ رُبَّ يَسِيرٍ أَنْمَى مِنْ كَثِيرٍ (17) لَا خَيْرَ فِي مُعِينٍ مَهِينٍ وَ لَا فِي صَدِيقٍ ظَنِينٍ (18) سَاهِلِ الدَّهْرَ مَا ذَلَّ لَكَ قَعُودُهُ وَ لَا تُخَاطِرْ بِشَيْءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ (19) وَ إِيَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ (20) احْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِيكَ (21) عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ (22) وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ (23) وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ (24) وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى الدُّنُوِّ (25) وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّينِ (26) وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى الْعُذْرِ (27) حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَيْكَ (28) وَ إِيَّاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَيْرِ أَهْلِهِ (29) لَا تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدِيقِكَ صَدِيقاً فَتُعَادِيَ صَدِيقَكَ (30) وَ امْحَضْ أَخَاكَ النَّصِيحَةَ حَسَنَةً كَانَتْ أَوْ قَبِيحَةً (31) وَ تَجَرَّعِ الْغَيْظَ فَإِنِّي لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَى مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً (32) وَ لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَلِينَ لَكَ (33) وَ خُذْ عَلَى عَدُوِّكَ بِالْفَضْلِ فَإِنَّهُ أَحْلَى الظَّفَرَيْنِ (34) وَ إِنْ أَرَدْتَ قَطِيعَةَ أَخِيكَ فَاسْتَبْقِ لَهُ مِنْ نَفْسِكَ بَقِيَّةً يَرْجِعُ إِلَيْهَا إِنْ بَدَا لَهُ ذَلِكَ يَوْماً مَا (35) وَ مَنْ ظَنَّ بِكَ خَيْراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ (36) وَ لَا تُضِيعَنَّ حَقَّ أَخِيكَ اتِّكَالًا عَلَى مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ (37) فَإِنَّهُ لَيْسَ لَكَ بِأَخٍ مَنْ أَضَعْتَ حَقَّهُ (38) وَ لَا يَكُنْ أَهْلُكَ أَشْقَى الْخَلْقِ بِكَ (39) وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِيمَنْ زَهِدَ عَنْكَ (40) وَ لَا يَكُونَنَّ أَخُوكَ أَقْوَى عَلَى قَطِيعَتِكَ مِنْكَ عَلَى صِلَتِهِ (41) وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَى الْإِسَاءَةِ أَقْوَى مِنْكَ عَلَى الْإِحْسَانِ (42) وَ لَا يَكْبُرَنَّ عَلَيْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ (43) فَإِنَّهُ يَسْعَى فِي مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِكَ (44) وَ لَيْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءَهُ (45).


 

دين و دنيايت را به خدا مى سپارم
فرزندم، بدان!
1 دو جور رزق و روزى داريم؛ يكى آن كه تو دنبالش مى روى و يكى آن كه مى آيد دنبالت؛ مى آيد سراغت؛ حتى اگر پى اش نباشى.
2 چه زشت است روز نيازمندى، خود را كوچك و پست كردن و روز بى نيازى، ظلم و ستم كردن!
3 آن چيزى از دنيا واقعاَ مال توست كه با آن، جايگاه ابدى ات را آباد كرده باشى.
4 اگر براى آن چه از دستت رفته، ناله مى كنى،
5 پس براى هر چه به دستت نرسيده هم ناله بزن.
6 بگذار وقايع گذشته، دليل و راهنماى تو در وقايع آينده و نيامده باشد كه امور، هميشه به هم شبيه اند.
7 از مردمى نباش كه موعظه سودى به حالشان ندارد؛
مگر اين كه سخت توبيخ و آزارشان كنند.
8 خردمند، از تعليم، پند مى گيرد،
9 چهارپايانند كه جز با ضرب تازيانه، ادب نمى شوند.
10 امواج اندوه را با شكيبايىِ جدّى و زيبايىِ يقين، از خود دور كن.
11 هر كه اعتدال را كنار بگذارد، منحرف مى شود.
12 دوست خوب، مثل فاميل است.
13 دوست واقعى، در غياب دوست هم به دوستى اش وفادار است.
14 هوا و هوس، شريك كوردلى اند.
15 خيلى وقت ها، بيگانه اى، از فاميل به آدم نزديك تر است
16 و خويشاوندى، از بيگانه ها هم دورتر.
17 غريب، آن آدمى است كه دوستى ندارد.
18 كسى كه از مسير حق منحرف شود، راهش باريك و دشوار مى شود.
19 كسى كه به قدر و ارزش خودش اكتفا كند، ارزش و مقامش باقى مى ماند.
20 مطمئن ترين رشته اى كه مى توانى بگيرى، رشته بين تو و خداست.
21 كسى كه به تو توجهى ندارد و به كمكت نمى آيد، دشمن توست.
22 گاهى كه هوسِ «بيشتر داشتن»، هلاكت مى آورد، نا اميدى و به آرزو نرسيدن، از داشتن و به دست آوردن، بهتر است.
23 اين طور نيست كه هر عيب و اشكالى را واضح و روشن بشود ديد و هر فرصتى، دوباره به دست نمى آيد.
24 خيلى وقت ها، آدم بينا، راه را اشتباه مى رود و نابينايى به رشد و به مقصد مى رسد.
25 تا مى توانى، شر را به تأخير بينداز كه هر موقع بخواهى، مى توانى به سمت آن بشتابى.
26 بريدن از نادان، مثل پيوستن به داناست.
27 آدمى كه به روزگار اعتماد كند، روزگار به او خيانت مى كند.
و روزگار، پيش چشم هر كه عزيز و بزرگ شود، همان روزگار، او را كوچك و خوار مى كند.
28 اين طور نيست كه هر تيراندازى، به هدف بزند.
29 وضع و رأى حاكم جامعه كه تغيير مى كند، اوضاع و روزگار هم به كلى تغيير مى كند.
30 درباره همسفر، پيش از سفر و درباره همسايه، پيش از خريد خانه، پرس وجو كن.
31 هريك از زيردستانت را به كار معلومى بگمار و همان را از او بخواه؛ تا امور را به هم واگذار نكنند.
32 خويشانت را احترام كن كه پر و بال تو، هنگام اوج اند،
33 و ريشه هاى تواند كه روزى به آن برمى گردى،
34 و هنگام رويارويى، دست تواناى تواند.
35 دين و دنيايت را به خدا مى سپارم،
36 و نيكوترين سرنوشت را براى امروز و فردايت و دنيا و آخرتت، از او مى خواهم.

پى نوشت:
وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ الرِّزْقَ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ (1) مَا أَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحَاجَةِ وَ الْجَفَاءَ عِنْدَ الْغِنَى (2) إِنَّمَا لَكَ مِنْ دُنْيَاكَ مَا أَصْلَحْتَ بِهِ مَثْوَاكَ (3) وَ إِنْ كُنْتَ جَازِعاً عَلَى مَا تَفَلَّتَ مِنْ يَدَيْكَ (4) فَاجْزَعْ عَلَى كُلِّ مَا لَمْ يَصِلْ إِلَيْكَ (5) اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ يَكُنْ بِمَا قَدْ كَانَ فَإِنَّ الْأُمُورَ أَشْبَاهٌ (6) وَ لَا تَكُونَنَّ مِمَّنْ لَا تَنْفَعُهُ الْعِظَةُ إِلَّا إِذَا بَالَغْتَ فِي إِيلَامِهِ (7) فَإِنَّ الْعَاقِلَ يَتَّعِظُ بِالْآدَابِ (8) وَ الْبَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ (9) اطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْيَقِينِ (10) مَنْ تَرَكَ الْقَصْدَ جَارَ (11) وَ الصَّاحِبُ مُنَاسِبٌ (12) وَ الصَّدِيقُ مَنْ صَدَقَ غَيْبُهُ (13) وَ الْهَوَى شَرِيكُ الْعَمَى (14) وَ رُبَّ بَعِيدٍ أَقْرَبُ مِنْ قَرِيبٍ (15) وَ قَرِيبٍ أَبْعَدُ مِنْ بَعِيدٍ (16) وَ الْغَرِيبُ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ حَبِيبٌ (17) مَنْ تَعَدَّى الْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُهُ (18) وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى قَدْرِهِ كَانَ أَبْقَى لَهُ (19) وَ أَوْثَقُ سَبَبٍ أَخَذْتَ بِهِ سَبَبٌ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ (20) وَ مَنْ لَمْ يُبَالِكَ فَهُوَ عَدُوُّكَ (21) قَدْ يَكُونُ الْيَأْسُ إِدْرَاكاً إِذَا كَانَ الطَّمَعُ هَلَاكاً (22) لَيْسَ كُلُّ عَوْرَةٍ تَظْهَرُ وَ لَا كُلُّ فُرْصَةٍ تُصَابُ (23) وَ رُبَّمَا أَخْطَأَ الْبَصِيرُ قَصْدَهُ وَ أَصَابَ الْأَعْمَى رُشْدَهُ (24) أَخِّرِ الشَّرَّ فَإِنَّكَ إِذَا شِئْتَ تَعَجَّلْتَهُ (25) وَ قَطِيعَةُ الْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَةَ الْعَاقِلِ (26) مَنْ أَمِنَ الزَّمَانَ خَانَهُ وَ مَنْ أَعْظَمَهُ أَهَانَهُ (27) لَيْسَ كُلُّ مَنْ رَمَى أَصَابَ (28) إِذَا تَغَيَّرَ السُّلْطَانُ تَغَيَّرَ الزَّمَانُ (29) سَلْ عَنِ الرَّفِيقِ قَبْلَ الطَّرِيقِ وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ (30) وَ اجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَلَّا يَتَوَاكَلُوا فِي خِدْمَتِكَ (31) وَ أَكْرِمْ عَشِيرَتَكَ فَإِنَّهُمْ جَنَاحُكَ الَّذِي بِهِ تَطِيرُ (32) وَ أَصْلُكَ الَّذِي إِلَيْهِ تَصِيرُ (33) وَ يَدُكَ الَّتِي بِهَا تَصُولُ (34) اسْتَوْدِع اللّه دِينَكَ وَ دُنْيَاكَ (35) وَ اسْأَلْهُ خَيْرَ الْقَضَاءِ لَكَ فِي الْعَاجِلَةِ وَ الآْجِلَةِ وَ الدُّنْيَا وَ الآْخِرَةِ (36).


منابع:
1. نهج البلاغه، ترجمه فيض السلام.
2. نهج البلاغه، ترجمه على اصغر فقيهى.
3. نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى.
4. نهج البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آيتى.
5. نهج البلاغه، ترجمه علامه جعفرى.
6. نهج البلاغه، ترجمه حسين انصاريان.
7. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى.
 



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

        : خانم شهیدی, ممنون از کتابای قشنگت. مخصوصا خدا خانه دارد که منو عاشق کرد, عاشق رسول خدا. خیلی دوستت دارم.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها