خانه> کتاب >1203


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
جلسه خواستگاري
...

همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
لیست کتب اداره مشا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دوستي با نامحرم در...
اخلاق پيامبر(2)- م...
شيوه هاي کنترل نفس...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2146

بازدید مقالات:
6789065

بازدید سوالات:
2603084



اصطلاحات سياسى ، فرهنگى بازديد: 2861

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 




 

اصطلاحات  سياسى، فرهنگى و...
 

 


به اهتمام: حسن قدوسى زاده
تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى
تدوين: حسن قدوسى زاده
ناشر: دفتر نشر معارف
تيراژ: 000/3 نسخه
نوبت چاپ: دوم ـ تابستان 1390
شابك: 4ـ118ـ531ـ964ـ978
قيمت: 1700 تومان
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراكز پخش:
1. مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 5، تلفن و نمابر: 7744616
2. فروشگاه شماره 1: قم، خيابان شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451
3. فروشگاه شماره 2: تهران، خيابان انقلاب، چهار راه كالج، جنب بانك ملت، پ 715، تلفن 88911212
نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir ـ پست الكترونيك: info@Ketabroom.ir


فهرست مندرجات
آرماگدون (هارمجدون)··· 13
آژانس بين المللى انرژى اتمى IAEA··· 15
آمپريسم··· 15
آنارشيسم··· 15
آى. اس. آى.ISI ··· 16
آيپاك AIPAC··· 17
اَپك APEC··· 18
اُپك OPEC··· 18
اپوزيسيون··· 18
اتحاديه اروپا··· 19
اتوپى··· 19
اختلاس··· 20
استراتژى··· 20
استعمار··· 20
استعمار سنتى يا كهن··· 21
استعمار نو··· 21
استعمار فرانو··· 21
استكبار··· 22
استيضاح··· 24
اسطوره··· 24
اسلام ناب و اسلامى آمريكايى··· 25
امپرياليسم··· 26
امنيت ملى··· 26
انتفاضه··· 27
انجيل··· 28
انقلاب رنگى··· 29
اورشليم··· 30
اوشو··· 31
اومانيسم··· 34
ايكائو ICAO··· 35
بحران معنا··· 37
برخورد تمدن ها··· 38
بمب اتمى··· 41
بمب هيدروژنى··· 42
بودجه··· 42
بوروكراسى··· 43
بهره هوشىIQ··· 43
پاپ··· 44
پارادايم··· 46
پايان تاريخ··· 46
پروتكل هاى دانشوران صهيون··· 49
پست صهيونيسم··· 51
پست مدرنيسم··· 53
پلوراليسم··· 54
پنتاگون··· 55
پول شويى··· 55
تثليث··· 57
تلمود··· 58
توتاليتاريسم··· 58
تورم··· 59
توسعه··· 59
توليد ناخالص داخلى G.D.P··· 60
توليد ناخالص ملى GNP··· 60
جايزه نوبل··· 63
جنبش عدم تعهد··· 65
جنبش نرم افزارى··· 66
جنگ روانى··· 69
جنگ سايبر··· 70
جنگ سرد··· 71
جنگ نرم··· 71
چشم انداز··· 72
حادثه 11 سپتامبر··· 72
خاورميانه··· 73
خاورميانه بزرگ··· 75
خاورميانه جديد··· 78
دجال··· 81
دكترين··· 81
دموكراسى··· 82
دوپينگ··· 82
ده فرمان بنى اسرائيل··· 83
ديپلوماسى··· 84
ديوار براق (ندبه)··· 84
راديكاليسم··· 84
راسيوناليسم··· 85
رمانتيك··· 85
ژئوپوليتيك··· 86
سازمان بهداشت جهانى W.H.O··· 86
سازمان ملل متحد··· 86
ساينتيسم··· 87
سپر دفاع موشكى··· 87
سرزمين شير و عسل··· 90
سكولاريسم··· 90
سلفى گرى (وهابيت)··· 91
سلولهاى بنيادى··· 93
سوسياليسم··· 95
سيا CIA··· 95
شبيه سازى··· 95
شوراى امنيت سازمان ملل··· 99
صهيونيسم مسيحى··· 99
صهيونيسم··· 101
طرح··· 102
عروسك باربى··· 103
عهد قديمO.T ··· 104
غنى سازى اورانيوم··· 105
فائو FAO··· 105
فمينيسم··· 106
قُبة الصخره··· 108
قدس··· 108
قرون وسطى··· 109
كاپيتاليسم··· 109
كتاب مقدس··· 109
كشورهاى جهان سوم··· 110
كشورهاى در حال توسعه··· 110
كشورهاى عقب افتاده··· 111
كريدور شمال ـ جنوب··· 111
كنسرسيوم··· 112
كوكاكولا··· 112
كيك زرد··· 113
گات GATT··· 113
گفتمان··· 114
لابى··· 115
لايحه··· 116
ليبراليسم··· 116
ماترياليسم··· 119
مجمع عمومى سازمان ملل متحد··· 119
مُد··· 120
مدرنيسم··· 120
مسجدالاقصى··· 121
مسيح··· 121
ملت برگزيده··· 122
مهندسى فرهنگى··· 123
ناتوى فرهنگى··· 123
ناتو NATO··· 125
ناسيوناليسم··· 125
نانوتكنولوژى··· 126
نظم نوين جهانى··· 128
نقدينگى··· 128
نيهيليسم··· 129
وتو··· 130
هاليوود··· 130
هژمونى··· 132
هلال شيعى··· 133
هوش هيجانى EQ··· 134
هولوكاست··· 136
هويت··· 137
يادداشت تفاهم··· 138
يونسكوUNESCO ··· 139
يونيسف UNICEF··· 139
پى نوشتها··· 140


مقدمه
در دنياى امروز، حضور در صحنه سياسى ـ فرهنگى جامعه و داشتن فهم مناسب از آنها، از جمله مسائل ضرورى است كه باعث مى شود انسان دستخوش جريان هاى ناصواب نشود و قدرت درك و تحليل جريان هاى فرهنگى ـ سياسى حاكم بر جامعه و نظام هاى جهانى را به صورت صحيح پيدا كند.
در اين بين، نقش دانشجويان و جوانان فرهيخته و فرهنگى، بيش از ديگران قابل توجه است، زيرا اولاً دانشگاه و دانشجويان تضمين كننده فرداى جامعه هستند و ثانيا نبض فعاليت هاى سياسى ـ فرهنگى جامعه در دست اين قشر است. اينها هستند كه با تحليل هاى خود در جامعه موج مى آفرينند و افكار مردم را به اين سو و آن سو، متوجه مى سازند.
مقام معظم رهبرى در اين مورد مى فرمايند:
«سياسى بودن، يعنى دانشجو از آنچه كه در جهان و در كشور خودش مى گذرد، آگاه باشد، بينش داشته باشد؛ اگر اين نشد ممكن است فردى به حد اعلاى علم هم برسد، خيلى هم متدين باشد اما دشمن او را به قيمت بسيار ارزانى بخرد! او را زير بال خودش بگيرد»1
و پيداست زير بال دشمن رفتن مساوى است با خود و جامعه اطراف خود را تسليم او كردن و...!
آنچه در اين كتابچه گرد آمده، آشنايى با برخى كلماتى است كه در تحليل هاى سياسى ـ فرهنگى ـ اجتماعى روزنامه ها، مجلات، اخبار صدا و سيما و... اين روزها به كرات استفاده مى شود. و در بسيارى از موارد افراد از معنا و مفهوم ابتدايى آنها نيز مطلع نيستند و به خود زحمت مراجعه به كتب و نشريات خاص اين مطالب را نيز نمى دهند يا فرصت آن را ندارند. البته هدف، بيان توضيحى مختصر در هر مورد بوده تا حدى كه اين كتابچه گنجايش آن را داشته است.
اميد است اين مجموعه مختصر، نياز دانشجويان و طلاب جوان را در آشنايى با برخى مسائل سياسى ـ فرهنگى مطرح در جامعه امروز، تا حدودى برآورده نمايد و مقدمه مطالعه بيشتر آنها را فراهم سازد.
ان شاء اللّه.


الف

آرماگدون(هارمجدون) 2
واژه اى است يونانى به معناى نبرد نهايى حق و باطل در آخرالزمان. اين واژه از تركيب دو كلمه «هار» به معنى كوه و «مجدو» به معنى شهرى باستانى در كرانه غربى رود اردن حدود 45 مايلى درياى مديترانه تشكيل يافته است. لفظ «مجدو» يك بار در باب 16 مكاشفات يوحنا در عهد جديد آمده، و تفاسير گوناگونى درباره مفهوم آن وجود دارد. مسيحيان صهيونيست، عبارت يوحنا را به نفع خود تفسير كرده و آرماگدون يا هارمجدون را منطقه اى بين اردن و فلسطين اشغالى مى دانند كه نبرد آخرالزمان در آنجا به وقوع مى پيوندد.
اين گروه از يهوديان معتقدند وقوع اين جنگ جهانى بسيار نزديك است و نسل كنونى بشر حتما شاهد وقوع آن خواهد بود. از اين رو بايد قدرت نظامى اسرائيل به ويژه قدرت هسته اى آن به طور ويژه افزايش يابد تا در اين جنگ وعده الهى كه پيروزى آنها است محقق شود.
در واقع، مسيحيان صهيونيست معتقدند يكى از مهم ترين شرايط بازگشت مسيح در آخرالزمان وقوع جنگ آرماگدون است. در صحيفه حزقيال نبى درباره آرماگدون آمده است: «باران هاى سيل آسا و تگرگ هاى سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمين پديد خواهد آورد. كوهها سرنگون خواهد شد، صخره ها خواهند افتاد و جميع حصارهاى زمين منهدم خواهد شد».
در صحيفه زكرياى نبى نيز آمده است: «گوشت ايشان در حالى كه بر پاهاى خويش ايستاده اند كاهيده خواهد شد و چشمان ايشان در جاى خود گداخته خواهد شد و...». بنيادگرايان صهيونيست اين عبارات را بر استفاده از بمب هاى اتمى و نوترونى در اين جنگ تعبير مى كنند.
تأكيد بر وقوع آرماگدون در بين مسيحيان صهيونيست چنان زياد است كه اكنون سياست هاى خاورميانه اى آمريكا بر اساس آن شكل مى گيرد. اين همان چيزى است كه در ادبيات سياسى با عبارت هاى مختلف خوانده مى شود: جنگ تمدن ها، تقابل محور خير و شر، مقابله با تروريسم و...
كارتر، ريگان و جورج بوش پسر بارها صراحتا از حتمى بودن وقوع آرماگدون و از ضرورت داشتن آن به عنوان پيش شرط بازگشت حضرت مسيح سخن گفته اند. تداركاتى هم از طرف شخصيت هاى سياسى و دينى براى وقوع آن فراهم شده است. ريگان جايى گفته بود من از خدا تمنا مى كنم، از خدا مى خواهم كه هنگام وقوع جنگ آرماگدون زنده باشم و تكمه يكى از موشك ها را من فشار دهم.

آژانس بين المللى انرژى اتمى 3IAEA
يكى از مجموعه هاى وابسته به سازمان ملل متحد است كه اهداف اصلى آن عبارتند از:
1. تشويق و مساعدت به تحقيق و گسترش مطالعات علمى در مورد انرژى اتمى براى استفاده صلح آميز در سراسر جهان.
2. ارائه پيشنهاد و تسهيلات لازم براى تحقيق و توصيه هاى ضرورى در كاربرد انرژى اتمى در راه صلح و رفاه بشر در جهان.
3. فراهم كردن اطلاعات مربوط به تغييرات علمى و فنى مورد استفاده صلح آميز از اتم.1

آمپريسم 4
تجربه گرايى، نظريه اى كه شناخت جهان خارج را كاملاً برگرفته از تجارب مى داند. اين ديدگاه در مقابل عقل گرايى قرار مى گيرد و اصول شناخت را ناشى از داده هاى حسى و تجربيات ناشى از آن مى داند. از نظر آنان هيچ اصلى از اصول معرفت، قبل از تجربه وجود ندارد و هر معرفتى، سرانجام برتجربه استوار است.2

آنارشيسم5
از دو كلمه an_archos تركيب يافته است. archos به معناى تمركز، سر، سرور و رئيس است. پيشوند an معنى منفى به تركيب مى دهد. بنابراين معناى آنارشيسم سرورستيزى و حكومت ستيزى است.
آنارشيسم، جنبش و نظريه اى سياسى است كه عقيده دارد مرجعيت و قدرت سياسى در هيچ شكلى لازم و پسنديده نيست و لذا خواهان برافتادن هر گونه دولت سازمان يافته سياسى، دينى و اجتماعى و جايگزينى انجمن هاى آزاد و گروههاى داوطلب به جاى آن است. اين نظريه بر خلاف آنچه در اذهان عموم معروف شده، خواهان هرج و مرج و آشوب نيست بلكه جامعه اى را مى طلبد كه با همكارى آزادانه و هميارى داوطلبانه انسجام و انتظام يافته است.3 البته معناى لغوى آنارشيسم در روزنامه ها و مطبوعات و اخبار، همان هرج و مرج و بى نظمى و آشوب است.

آى. اس. آى.6ISI
سازمانى است در فيلادلفياى آمريكا كه از 50 سال پيش تأسيس شده و مقالات بيش از 11500 مجله بين المللى را در 220 زمينه مختلف كه خود به رسميت شناخته فهرست مى كند و وسيله اى فراهم مى كند كه طالبان، به مقالات مورد نياز خود به آسانى و سرعت دست يابند. با مراجعه به مقالات منتشره در ISIمى توان تا حدود زيادى به پيشرفت علم در جهان و در هر كشورى پى برد و سطح علم كشورها را سنجيد.
از آنجا كه گردانندگان ISI فقط مقالات نشرياتى را فهرست مى كنند كه با سياست هاى سكولار دنياى استكبارى غرب هماهنگ است، مقالات نشريات حوزه علوم انسانى و علوم اجتماعى و عقيدتى كشورمان كه برگرفته از آموزه هاى قرآن و عترت و وحى است توسط ISI فهرست نمى شوند و در واقع با نوعى «استعمار نوين فرهنگى» در اين عرصه علمى مواجه هستيم. به گونه اى كه در فاصله بين سالهاى 1370 تا 1380 ه. ش از مجموع مقالات متخصصان ايرانى، كمتر از 200 مقاله در علوم انسانى (مانند تعليم و تربيت، جامعه شناسى، الهيات، فلسفه، حقوق، هنر و...) در ISI چاپ شده است. قابل ذكر است كه اخيرا، وزارت علوم، تحقيقات و فن آورى در سدد راه اندازى مركزى داخلى مشابه ISIاست تا در سطح كشور و جهان اسلام كمبود موجود در اين زمينه را مرتفع سازد.4

آيپاك 7AIPAC
كميته روابط مسائل مشترك عمومى آمريكا و اسرائيل كه مهمترين لابى يهود و تشكيلاتى بسيار خطرناك است و از آن به عنوان سلطان واشنگتن يا پايتخت نيز ياد مى شود. رويارو شدن با آيپاك، بزرگترين كابوس مقامات حكومتى و همچنين اعضاى كنگره آمريكا است. زيرا آيپاك چنان قدرتمند است كه هر چه را هر وقت اراده كند به دست مى آورد.
سيستم اطلاعاتى آيپاك به حدى قدرتمند است كه در مراكز و سازمانهاى رسمى موجود در واشنگتن و محافل مربوط به آنها، هر گاه كوچكترين صحبتى درباره اسرائيل عنوان شود به سرعت از آن باخبر مى شود و گوينده را به بدترين شكل مجازات مى كند. (به واژه لابى مراجعه شود).5

اَپك 8APEC
سازمان همكارى اقتصادى آسيا و اقيانوس آرام. اين سازمان بين المللى در سال 1990 ايجاد گرديد و اعضاى آن عبارتند از استراليا، زلاند جديد، اندونزى، برونئى، تايلند، سنگاپور، فيليپين، مالزى، آمريكا، ژاپن، كانادا، كره جنوبى، چين، تايوان، هنگ كنگ، شيلى، گينه نو، مكزيك، پرو، ويتنام و روسيه. هدف اين سازمان ايجاد بزرگترين منطقه آزاد تجارى جهان تا سال 2020 در زمينه تكنولوژى اطلاعاتى است.6

اُپك 9OPEC
سازمان كشورهاى صادر كننده نفت كه در ژانويه 1961 در ونزوئلا تشكيل شد و 6 كشور ايران، عربستان، عراق، كويت، قطر و ونزوئلا به عضويت آن در آمدند و سپس اندونزى، ليبى، ابوظبى و نيجريه نيز به آن پيوستند.
اعضاى اپك 45% توليد نفت جهان و 85% صادرات آن را در خارج بلوك شوروى به عهده دارند.7

اپوزيسيون 10
مخالفت؛ كوشش حزب، گروه يا دسته اى خاص براى دستيابى به هدف هايى در جهت مخالف اهداف دارندگان قدرت سياسى، اقتصادى و اجتماعى به هر شيوه اى اعم از شيوه هاى پارلمانى ياغيره. اپوزيسيون نامى است براى گروهى كه در پارلمان موجوديت رسمى دارد و به قانون اساسى وفادار است ولى از دولت حمايت نمى كند. اپوزيسيون وسيله اى مؤثر براى نظارت بر قوه مجريه به شمار مى آيد.8

اتحاديه اروپا11
مجموعه كشورهاى آلمان، اتريش، ايتاليا، اسپانيا، ايرلند، بريتانيا، بلژيك، پرتغال، دانمارك، سوئد، فرانسه، فنلاند، لوكزامبورگ، هلند و يونان كه هدف از تشكيل آن ايجاد فضاى بدون مرز، بازار و پول مشترك و اتخاذ سياستهاى همسان در زمينه هاى مختلف است.

اتوپى 12
واژه اى يونانى است از ريشه Ou_topos به معناى هيچستان يا لامكان، ناكجاآباد؛ دولت يا كشور كامل و ايده آل، مدينه فاضله. از آنجا كه دولت ايده آل و مدينه فاضله فقط از نظر اسمى موجوديت دارد نه به صورت رسمى، از آن به اتوپى تعبير مى كنند. البته مكتب ليبراليسم و نظام هاى ليبرال دموكراسى غربى، زمانى خود را نظام ايده آل و شكل نهايى حكومت، در جوامع بشرى مى دانستند (نظريه پايان تاريخ فوكوياما) ولى گذشت زمان، آنها را با چالش هايى جدى مواجه ساخت كه حرف خود را پس گرفتند.

اختلاس
مصرف نادرست، نابجا و خارج از برنامه اموال و داراييها توسط مقامات دولتى و كسانى كه در مقام امين فعاليت مى كنند.

استراتژى 13
در اصل اصطلاحى است نظامى به معناى سنجيدن وضع خود و حريف و طرح نقشه براى رو به رو شدن با آن در وضع مناسب در سياست به معناى بسيج همه امكانات براى رسيدن به يك هدف اساسى و كلى است. مثلاً بسيج همه امكانات و نيروهاى اقتصادى، سياسى و... براى صنعتى كردن كشور يا رساندن سطح رفاه و بهداشت همگانى به مرزى معين را يك نوع استراتژى مى نامند.9

استعمار 14
آبادى خواستن و آباد كردن معناى لغوى آن است. در ادبيات سياسى به معناى تسلط سياسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى دولتى قدرتمند بر قوم يا ملتى ضعيف است. امروزه مفهوم استعمار با مفهوم امپريالسيم، پيوستگى كامل دارد. يعنى قدرتى كه مى خواهد از مرزهاى ملى و قومى خود تجاوز كند و سرزمينها و ملتهاى ديگر را زير تسلط خود درآورد.10

استعمار سنتى يا كهن
تسلط قدرت هاى بزرگ با اعمال زور بر حاكميت كشورهاى كوچك. در گذشته دولت هاى سلطه گر بيشتر از راه فتح نظامى به گسترش خاك خود مى پرداختند و حاكم كشور مستعمره را نيز مستقيما خود انتخاب مى كردند؛ مانند كشورهاى هند، تونس، الجزاير، مراكش و... كه مستعمره بودند. اين نوع استعمار تا پايان جنگ جهانى دوم به شكلى پررنگ ادامه داشت و با بيدارى ملتها از بين رفت.

استعمار نو
در اين شيوه، سلطه ظاهرى و تعيين مستقيم حاكم از سوى استعمارگران صورت نمى گيرد. بلكه سلطه به شكل غير مستقيم است، يعنى زمامداران كشور مستعمره از مردم خود آن سرزمين هستند و ظاهرا كشور، تمام نشانه هاى استقلال همچون: مرز مشخص، پرچم مشخص، قانون اساسى و انتخابات را دارد اما در حقيقت، توسط عوامل استعمارى با برنامه ها و سياست هاى آنها اداره مى شود. مانند زمان رضا خان و رژيم طاغوت در ايران.

استعمار فرانو
در اين شيوه، ظاهرا قدرت هاى بزرگ، سلطه اى بر كشورهاى ديگر ندارند اما سلطه آنها در حدى است كه تصميم گيرى ها و سياست گذارى هاى دولت هاى ديگر، در تمام عرصه هاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و... بايد در راستاى منافع قدرت هاى سلطه گر شكل گيرد.
استعمارگران در اين شيوه با ظاهرى مشروع و با شعارهايى مثل حقوق بشر، ايجاد صلح و امنيت، استقرار دموكراسى و آزادى، از طريق تهاجم وسيع خبرى، تبليغى، فرهنگى و با استفاده از رسانه هاى عمومى به خصوص اينترنت، شبكه هاى ماهواره اى، فيلم هاى سينمايى و... و به خدمت گرفتن روشن فكران وابسته داخلى و ساير گروه هاى همسو، اهداف استعمارى خود را دنبال مى كنند. مقام معظم رهبرى در مورد شكست اين روش جديد استعمارى مى فرمايند: «البته اين هم به جايى نخواهد رسد، چون چهره استعمار و استكبار، زشت تر از اين حرف هاست؛ نمى تواند ظلم و ستمگرى و دد منشى خود را پنهان كند، نمونه اش عراق است.
امروز پرچم حقوق بشر در دست آمريكا و انگليس و كشورهايى از اين قبيل به يك چيز مسخره و خنده آور تبديل شده است... امروز دل ملت هاى اسلامى پر از نفرت از آمريكا و مستكبران است».

استكبار
از نظر لغوى يعنى انسان، اظهار بزرگى كند و آنچه را كه از او نيست و براى او روا نيست ابراز دارد. بنابر اين تعريف، استكبار، وصفى درونى است كه مهمترين جلوه آن خود بزرگ بينى و خود را برتر از ديگران دانستن است.
از نظر سياسى، استكبار، وجود نوعى سلطه گرى، سلطه جويى، بهره كشى فرهنگى، سياسى و اقتصادى توسط اقليتى محدود و زورگو و نفع طلب بر خيل عظيم توده هاى محروم مى باشد. منفعت طلبى به هر قيمتى از جمله ظلم و ستم بر انسان ها، به دست آوردن سلطه بر امكانات موجود در سراسر جهان و تصاحب ذخاير ملت هاى ديگر و به چنگ آوردن شريان حيات اقتصادى آنها و همچنين جلوگيرى از پيشرفت ملتهاى مستضعف براى ادامه حيات خويش از جمله ويژگى هاى استكبار است.11
مقام معظم رهبرى، استكبار را يك دولت نمى دانند بلكه آن را يك مجموعه قدرت مى دانند و از آن به استكبار جهانى و گاه نظام سلطه تعبير مى كنند كه در رأس آنها آمريكا قرار دارد.
ايشان در مورد نظام سلطه و اهداف آن ها مى فرمايند: «قدرت هاى مستكبر جهانى و در رأس آنها ايالات متحده آمريكا، براى ملت هاى ديگر، حق حرف زدن و اظهار نظر كردن هم قائل نيستند، هر كارى كه براى سياست خودشان مفيد و لازم بدانند ولو به ضرر ملتى يا ملت هايى باشند انجام مى دهند...، يعنى يك طرف، فشار يك عده قدرتمند است كه اگر درصد مسئله هم با هم اختلاف دارند، در تقسيم دنيا به مناطق نفوذ و فشار آوردن بر اكثريت مردم عالم، يك دست هستند و با هم اختلافى ندارند. اگر در تقسيم منابع غارت زده جهان سوم با كشورهاى فقير، با هم درگيرى دارند ـ كه دارند ـ اما در اصل غارت منابع و فشار بر روى دولت هايى كه مقاومت كنند، با هم هيچ اختلافى ندارند» (بيانات رهبر معظم انقلاب، 13/8/1371).
همچنين سلطه فرهنگى، اقتصادى و به ويژه سلطه علمى را از جمله ابزارهاى استكبار جهانى براى حفظ سلطه بر ملت ها مى دانند و در مورد سلطه علمى مى فرمايند: «آن ها مى دانند كه علم چقدر در قدرت بخشيدن به يك ملت و يك كشور تأثير دارد، لذاست كه اگر بخواهند نظام سلطه باقى بماند، بايد نگذارند آن بخشى كه آنها مايلند سلطه پذير باشند، داراى علم شوند؛ اين يك استراتژى است كه برو برگرد ندارد. (1/4/1383) و ما نمونه بارز اين استراتژى را در مورد مسئله انرژى هسته اى كشورمان شاهديم.

استيضاح
نمايندگان مجلس شوراى اسلامى مى توانند در مواردى كه لازم مى دانند هيأت وزيران يا هر يك از وزرا را استيضاح كنند. استيضاح وقتى قابل طرح است كه با امضاى حداقل 10 نفر از نمايندگان به مجلس تقديم شود. هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح، بايد ظرف مدت 10 روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گويد و از مجلس رأى اعتماد بخواهد. اگر نمايندگان به هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح رأى اعتماد دهند اصطلاحا گفته مى شود استيضاح رأى نياورد و هيأت وزيران يا وزير مربوطه در پست خود ابقا مى شوند و اگر رأى اعتماد ندهند اصطلاحا گفته مى شود استيضاح رأى آورد و هيأت وزيران يا وزير مربوطه از پست خود عزل مى گردند.

اسطوره15
داستان ها و افسانه هايى كه باورها، اعتقادات و گاه خرافات و در مجموع آميخته اى از درست و نادرست را حمل مى كنند معناى خاص اسطوره است. داستان هاى نيمه حقيقى متافيزيكى و الهام بخش حركت بشر به سمت الگوهاى تكرارپذير.
درباره اسطوره تعاريف بسيار متعددى وجود دارد كه در يك دسته بندى كلى دو تعريف ارائه شده است:
1. برخى عالمان، اسطوره را داستانى رمزى دانسته اند كه ريشه در حقيقت دارد و الگوپرداز، فرهنگ ساز و تكرارپذير است.
2. گروه ديگر اسطوره را افسانه پردازى و خرافه گويى و پنداربافى مى دانند كه وسيله بيان رمزى معتقدات و اهداف است و با اهداف خوب و بد ساخته شده و به قصد حكمت آموزى يا استعمار توده ها پرداخته مى شود. (ماهنامه رواق هنر و انديشه، شماره 14، شهريور 1386، ص 61).

اسلام ناب و اسلامى آمريكايى
اصطلاح اسلام ناب و اسلام آمريكايى، دو اصطلاحى است كه حضرت امام خمينى قدس سره عمدتا در سالهاى آخر حيات خويش مطرح كردند و در سخنرانى ها و پيام هاى مكتوب خود ويژگى هاى اين دو اسلام را تشريح نمودند. ايشان در بيان خصوصيات اسلام ناب مى فرمايند:
اسلامى كه غرب و در رأس آن آمريكاى جهانخوا و شرق و در رأس آن شوروى جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند.
اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراى جهان اند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستان اند.
اسلامى كه طرفداران واقعى آن هميشه از مال و قدرت بى بهره بوده اند و دشمنان حقيقى آن زراندوزان حيله گر و قدرت مندان بازيگر و مقدس نمايان بى هنرند.
اسلام آميخته با سياست، اسلام مبارزه و ستيز با جهانخواران، اسلام دعوت به قيام و مبارزه، اسلام ظلم ستيزى و عدم سازش، اسلام تحمل سختى ها و مشكلات در راه مبارزه، اسلام حامى و تكيه گاه محرومان و مستضعفان و پابرهنگان و اسلام ساده زيستى.
ايشان همچنين ويژگى هاى اسلام آمريكايى را اين موارد مى دانند: اسلام سرمايه دارى، اسلام مرفهين بى درد، اسلام منافقين، اسلام راحت طلبان و فرصت طلبان، اسلام جدايى دين و سياست، اسلام سكوت و سازش و تسليم و فرومايگى در برابر ستمگران و مستكبران، اسلام ملى گرايان و ليبرالها و انجمن حجتيه اى ها، اسلام مقدس نماها و متحجرين، اسلام كناره گيران و اشكال تراشان و آخوندهاى دربارى و متحجر و در خدمت سياستهاى استعمارى.12

امپرياليسم 16
عنوانى است براى قدرتى يا دولتى كه بيرون از حوزه ملى خود به تصرف سرزمينهاى ديگر پردازد و مردم آن سرزمين ها را به زور وادار به فرمانبردارى از خود كند و از منابع اقتصادى و مالى و انسانى آنها به سود خود بهره بردارى نمايد.13 (به واژه استكبار مراجعه شود).

امنيت ملى17
مصونيت نسبى يا مطلق يك كشور از حمله مسلحانه يا خرابكارانه سياسى يا اقتصادى احتمالى، همراه با وارد كردن ضربه كارى و مرگبار در صورت مورد حمله قرار گرفتن. با بررسى تعاريف و نظريه هاى مختلفى كه پيرامون امنيت ملى وجود دارد، مى توان نتيجه گرفت كه امنيت ملى به فرآيندهاى زير اطلاق مى شود:
1. حفظ تماميت ارضى، حفظ جان مردم، بقا و ادامه سيستم اجتماعى و حاكميت كشور (سياسى، اقتصادى، فرهنگى).
2. حفظ و ارتقاى منابع حياتى كشور.
3. فقدان تهديد جديد از خارج نسبت به منافع ملى و حياتى كشور.14

انتفاضه 18
واژه اى است عربى از ريشه نفض به معنى جنبش، تكان، لرزش، انقلاب، قيام، قيام عليه رخوت و ركود و حركت توأم با شتاب. انتفاضه به صورت اسم خاص براى اشاره به قيام خودجوش، مستقل، مستمر و همگانى مردم فلسطين عليه اشغالگران صهيونيست به كار مى رود كه از دسامبر 1987 (آذر 1366) شروع شد و به انقلاب سنگ نيز معروف است؛ زيرا سلاح اصلى مورد استفاده مردم فلسطين، سنگ بود. اين امر باعث نگرانى شديد صهيونيست ها شده است؛ زيرا يادآور داستان كشته شدن جالوت با سنگ پرتاب شده از فلاخن حضرت داود است و صهيونيستها مى ترسند تاريخ، تكرار شود و فلسطينى ها نيز (همانند غلبه حضرت داود) بر اسرائيل پيروز شوند.
دور دوم انتفاضه كه از سپتامبر 2000 شروع گرديده، به انتفاضه الاقصى مشهور است.15
انتفاضه، آثار گوناگون ذيل را در عملكرد دولت غاصب اسرائيل به وجود آورده است:
1. صلح خواهى را در بخشى از مردم و در بخشى از بدنه دولت اسرائيل تقويت كرده، تا حدى كه مجلس صلح و امنيت در اسرائيل تشكيل شده است. اين مجلس مى كوشد، ثابت كند چشم پوشى تدريجى از مناطق اشغالى (غزه و نوار غربى) به افزايش امنيتى اسرائيل مى انجامد.16
2. دولت اسرائيل براى كنترل و سركوب انتفاضه به روش هاى خشونت آميز پرداخته است. اين موضوع مخالفت افكار عمومى جهانى و انتقادهاى ظاهرى اروپا و سرانجام كاهش اعتبار و موقعيت بين المللى اسرائيل را به دنبال داشته است.
3. هزينه مقابله با انتفاضه براى اسرائيل تكان دهنده است. به علاوه، انتفاضه به كاهش درآمدهاى صنعت توريسم، تنزل سه درصدى توليد ناخالص ملى، كم شدن صادرات از اراضى اشغالى، افزايش تورم، افزايش آمار بيكارى، كاهش ارزش پول ملى، پايين آمدن دستمزدها، كسرى تراز بازرگانى و نيز افزايش هزينه هاى نظامى و كاهش روحيه ارتش اسرائيل منجر شده است.17

انجيل 19
كتاب آسمانى عيسى مسيح. در زبان انگليسى معاصر، واژه Gospel معادل انجيل به كار مى رود كه اصل آن در انگليس باستان Godspellاست. اين كلمه مركب از دو واژه انگلوساكسون God و Spell به معناى كلام الهى يا املاى خداوند است. (به واژه كتاب مقدس نيز مراجعه شود).

انقلاب رنگى20
به آن انقلاب مخملى (velvet) يا انقلاب گُلى (Flower) نيز مى گويند، به يك رشته از تحركات مرتبط با هم و بدون خونريزى اطلاق مى شود كه در جوامع بلوك شرق سابق (پساكمونيستى) در اروپاى شرقى، مركزى و آسياى مركزى توسعه يافت و احتمالاً در حال نفوذ به ديگر مناطق از جمله خاورميانه است. در اين انقلاب ها، هيأت حاكمه اين كشورها، جاى خود را به حكومت هاى يكسره طرفدار غرب داده اند. هدف اصلى اين انقلاب ها كه توسط آمريكا هدايت و رهبرى مى شوند، حذف كامل دو مانع بزرگ استيلاى آمريكا بر جهان يعنى چين و روسيه است. از جمله ويژگى هاى مهم اين انقلاب ها چهار مورد زير بوده است.
1. تمام آنها (به جز قرقيزستان) بدون استفاده از ابزار خشونت آميز و طى راهپيمايى هاى خيابانى پيروز شدند.
2. تمامى اين تحركات با شعارهايى مبتنى بر دموكراسى خواهى و ليبراليسم انجام گرفتند.
3. نقش دانشجويان و نهادهاى غيردولتى (NGO) در بروز آنها پررنگ بوده است.
4. تحركات انقلابى به طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد حمايت آمريكا و اروپاى غربى بود.
مهمترين انقلاب هاى رنگى رخ داده عبارتند از:
1. انقلاب 5 اكتبر سال 2000 در صربستان.
2. انقلاب گل روز سال 2003 گرجستان.
3. انقلاب نارنجى سال 2004 اوكراين.
4. انقلاب گل لاله سال 2005 قرقيزستان.18

اورشليم
يكى از شهرهاى فلسطين اشغالى كه حرم شريف قدس (شامل مسجد الاقصى و قبة الصخره) در آن قرار دارد. اين شهر نزد پيروان سه دين اسلام، مسيحيت و يهود، مقدس شمرده مى شود. بيشتر ساكنان اين شهر فلسطينى هستند كه اميدوارند روزى آن را به عنوان پايتخت خود بر پا دارند. در حال حاضر اسرائيل اين شهر را به طور كامل اشغال كرده و در كنترل خود دارد.
براى بعضى ها مشتبه شده كه اورشليم را يهودى ها ساخته اند و چون اولين اقوامى بودند كه به اين سرزمين رسيدند و اين شهر را ساختند، حق مالكيت آن براى قوم يهود است، در حالى كه اين يكى از اكاذيب تاريخ است.
به شهادت مستشرقين اروپايى و برخى از تاريخ دانان يهود، قبل از ورود قوم يهود به سرزمين فلسطين، اقوام ديگرى در آن سرزمين زندگى مى كردند مانند فلسطينيها؛ امالقه و كنعانى ها كه قبل از قوم يهود، از جزيرة العرب آمدند و به اين سرزمين وارد شدند و شهر قدس توسط رهبر اين قبيله بنيان گذاشته شد. جانشين او به نام سالمه يبوسى شهر قدس را توسعه داد و تكميل كرد و براى اينكه شهرِ فضيلت هاى اخلاقى و مدينه فاضله تاسيس كرده باشد، آن را به نام اورسالم يعنى شهر سالم نام گذارى كرد.
عده اى مى گويند شهر سالم بدون آلودگى اخلاقى بوده است و يك عده مى گويند سالمه يبوسى آن را به نام خود نامگذارى كرده، چون خودش شهر را تكميل كرده بود.
بعد از گذشت مدت زمانى و آمدن قوم يهود به اين سرزمين و تسلط يهود بر آن، اورشالم و بعد اورشليم ناميده شد و به تلفظ غربى شد ژورسليم. اين يكى از اكاذيب يهوديها در مورد بنيانگذارى اين شهر بوده، در حالى كه از زمان حضرت آدم اين سرزمين مقدس مسكونى بوده است و حضرت ابراهيم 40 سال پس از بازسازى كعبه ماموريت پيدا كرد آنجا معبد احداث كند. بنابراين مالكيت انحصارى اورشليم براى يهوديها، يكى از اكاذيب بزرگى است كه صهيونيستها براى رسيدن به منافع نامشروع خود آن را عَلَم كرده اند. (صهيونيسم مسيحى، فرا روايت نو محافظه كارى آمريكا، ص 104ـ103).

اوشو
در طول تاريخ، همواره به موازات خط راستين انبياى بزرگ و پاك الهى جريانهاى غيرمستقيم و كم و بيش انحرافى و غلط وجود داشته است.
در ساليان اخير و با خواست و دخالت قدرت هاى داراى زر و زور و تزوير، بر تعداد آيين هاى ساختگى و انحرافى افزوده شده است. از عرفان هاى سرخ پوستى و غيرالهى و درون گرا گرفته تا انواع فرقه هاى شيطان پرستى؛ از انحراف در برخى از شرايع آسمانى تا ماترياليسم الحادى ليبراليسم، همه و همه گونه هاى رنگارنگ و موافق با برخى از سليقه ها هستند.
يكى از كسانى كه در قرن اخير آغازگر فكرى جديد شده است آقاى رجنيش يا اوشو است. اوشو فيلسوف معاصر هند در يازده دسامبر 1931 در ايالت ماديا پرادش هند زاده شد. تحصيلاتش را در هند تا درجه استادى فلسفه ادامه داد و سپس به ايراد خطابه و تبليغ در اقصى نقاط هند پرداخت. در سال 1981 براى معالجه به ايالات متحده آمريكا رفت و پنج سال در آن جا اقامت كرد. در سال 1985 مجددا به هند رفت و در شهر پوناى هند ساكن شد تا در سال 1990 از دنيا رفت.
اوشو هرگز كتابى ننوشته است اما از او 7000 ساعت نوار كاست، و 1700 سخنرانى ويدئويى باقى مانده است. كه در بيش از 650 جلد كتاب منتشر شده است.19
درباره برخى از توصيه هاى اوشو و نحوه زندگى او و پيروانش و چرايى برگشت وى از آمريكا نقل هاى مختلفى ذكر شده است. يكى از خصوصيات اين فرقه آن است كه تنها ثروتمندان، حق عضويت در آن را دارند و شعارشان نيز از اين قرار است.
«ثروتمندان! از ثروت خود بهترين لذت را ببريد!»
رجنيش (اوشو) در دوران اقامت خود در آمريكا ساليانه 15 تا 45 ميليون دلار درآمد شخصى از مريدان ثروتمند آمريكايى خود كسب كرده است. وى در دوران اقامت خود در شهر آنتيلوپ آمريكا، مالك ناوگانى مركب از 93 دستگاه ماشين گرانقيمت و يك rolls Royce و يك هواپيماى شخصى شده بود. وى در سال 1985 به دليل درگيريهاى خونين بين مريدان ارشد خود به خاطر اختلافات مالى مركز و تخلفات وسيع و فساد مالى، از آمريكا اخراج گرديد و مجددا به شهر پوناى هند مراجعت كرد و در سال 1990 از دنيا رفت.
رجنيش در دوران زندگى خود توسط مريدان ثروتمند آمريكايى و اروپايى اش توانست نزديك به 600 مركز براى فرقه خود در كشورهاى مختلف اروپا و آمريكا تأسيس نمايد؛ ليكن بعد از مرگ وى تعداد اين مراكز به كمتر از بيست مركز كاهش يافت.
رجنيش در سخنرانى هاى خود اعلام كرد كه خدا وجود ندارد و مريدان وى همه، خدا هستند. وى همچنين از مريدان خود مى خواست تمامى كتب مقدس اديان را آتش بزنند و با تمامى سنتها و ارزشهاى دينى مخالفت نمايند. مريدان رجنيش وى را بهگوان (خدا) مى ناميدند.
وى به مريدان خود توصيه كرد براى رسيدن به آرامش، حدكثر لذت جنسى را به هر شكل ممكن حاصل نمايند!
اوشو ازدواج را در بين پيروان خود شديدا ممنوع كرده بود و آن را اسارت كامل و مخالف آزادى مى دانست و خانواده را يك نهاد فاسد قلمداد مى كرد و از مريدان خود مى خواست كه با يكديگر رابطه جنسى آزاد داشته باشند و تأكيد مى كرد كه فرزندانى كه از اين روابط به دنيا آيند نبايد پدر مشخصى داشته باشند.
در جهان، رجنيش به عنوان آموزگار جنسى (Sexguru) شهرت پيدا كرد چرا كه وى نيروانا (Nirvana) يعنى رستگارى را در آزادى كامل در لذات (Kamasutra) در هر نوع ممكن مى دانست. بر اساس تعليمات وى تعداد زيادى از مريدان وى هم مواد مخدر مصرف مى كردند و هم موادمخدر را قاچاق مى نمودند و شمار زيادى از مريدان زن وى آشكارا به فاحشه گرى مى پرداختند. تعدادى از مريدان زن رجنيش در دادگاه هاى هند به دليل مورد آزار جنسى قرار گرفتن توسط وى شكايت كردند.
امروز هم پيروان رجنيش در هند در باشگاه هايى به نام «اوشو» آشكارا لذت جويى جنسى را در بين پيروان خود ترويج مى كنند.
شايان ذكر است كه رجنيش به سبب ابتلا به بيمارى ايدز (AIDS) مرد و در اواخر عمر خود آشكارا اظهار مى نمود كه افكار وى با دين و عرفان هيچ ارتباطى ندارد.
رجنيش ايثار و تمامى ارزشهاى اخلاقى و دينى را خلاف آزادى مى خواند و اعلام مى كرد آنها هيچ معنى و مفهومى ندارند. وى از مريدان خود مى خواست كه هفته اى يك بار حتما در مركز وى در شهر پونا يا ديگر مراكز حضور داشته باشند. مهم ترين كارهاى مريدان وى در مراكز ياد شده شنيدن موسيقى كامجويى از يكديگر، رقص و گريه و خنده با صداى بلند مى باشد.
جاى تأسف است كه در چند سال گذشته تعدادى از كتابهاى رجنيش بعد از گزينش و حذف بعضى از مطالب زننده به فارسى ترجمه و در كشورمان منتشر شده است. اين كتابها تحت عنوان عرفان شرقى تبليغ و معرفى مى شوند. ولى در واقع هدف آنها فقط گمراه نمودن جوانان كشور اسلامى مان مى باشد.20

اومانيسم21
انسان مدارى، انسان گرايى، مكتب اصالت انسان. نگرش يا فلسفه اى كه با نهادن انسان در مركز تأملات خود، اصالت را به رشد و شكوفايى انسان مى دهد.
اومانيسم يكى از مبانى و زيرساختهاى مكاتب فلسفى و سياسى غرب جديد است كه از رنسانس به بعد ابداع شده به گونه اى كه آن را بايد از مهمترين شالوده هاى تفكر جديد غرب و مدرنيسم به شمار آورد.21 به اعتقاد اومانيست ها، انسان مركز هستى و موجود قائم به خود و خودبنياد است. به عبارت ديگر بشر، اصل و دائر مدار عالم فرض مى گردد و عقل او كه منقطع از وحى است، معلم و راهنماى زندگى بشرى خواهد بود. در اين تفكر منشأ نهايى ارزشهاى اخلاقى و حقايق، آدمى است.22

ايكائو 22ICAO
سازمان بين المللى هواپيمايى كشورى است كه براى همكارى بين دولت ها در حمل و نقل هوايى و صنعت هواپيماسازى كشورى (نه نظامى) در سال 1947 اعلام موجوديت كرد. مقر اصلى آن در مونترآل كانادا است. هدف اصلى آن توسعه اصول و تكنيك هاى ناوبرى و تقويت، توسعه و پيشرفت حمل ونقل هوايى بين المللى است به گونه اى كه ايمنى پروازها تضمين گردد، توسعه راههاى هوايى، فرودگاه ها و دستگاههاى ناوبرى تقويت شود و درجه ايمنى پروازها بالا رود.23

 


ب ـ پ ـ ت

بحران معنا23
بحران معنا وضعيتى است كه در آن معيارها و شاخص هاى ارزيابى انسان ها دچار تلاطم و بى ثباتى مى شود. مراد از بحران معنا، فرو ريختن نظام دانايى و آگاهى انسانها است؛ در اين حالت معيارهاى داورى ثابتى وجود ندارد يعنى فرد، معيارى ثابت در دست ندارد كه رخدادها و مسائل پيش آمده و حق يا باطل بودن آنها را به وسيله آن بسنجد.
بحران معنا، چيزى غير از بحران معنويت است. چون ممكن است جايى بحران معنا وجود داشته باشد ولى بحران معنويت وجود نداشته باشد. بحران معنا در دنياى كنونى با تحولات و افول مدرنيته غربى پيوند خورده و به ويژه با مطرح شدن پديده دهكده جهانى و جهانى شدن، شدت يافته است. علت پيدايش بحران معنا در دنياى غرب را چنين بيان كرده اند:
به دنبال سيطره يافتن مدرنيته به عنوان يك مكتب و ايدئولوژى فراگير در غرب و به حاشيه رانده شدن ساير ايدئولوژى ها و فرهنگ ها، اصول مدرنيته (انسان محورى، سكولاريزم، عقلانيت تجربى و محدوديت سعادت بشرى در زندگى به سبك غربى) كه در طول چند قرن پس از رنسانس شكل گرفته و ذهنيت و نظام معنايى زندگى را به نوعى خاص شكل داده بود، به تدريج متزلزل گرديد. يعنى بسيارى از افراد به اين باور رسيدند كه انسان نمى تواند هر كارى را انجام دهد و عقل او قادر به شناخت همه چيز و حل و فصل تمام امور اجتماعى، فردى، سياسى و... نيست. بنابراين اصول اساسى مدرنيته و در رأس آنها انسان محورى زير سؤال رفت و دنياى غرب با فقدان يك نظام معنايى مسلط و غالب مواجه شد. در چنين شرايطى انسان غربى آرامش و اطمينان خود را از دست داد و دستخوش بحران معنا گرديد.

برخورد تمدن ها24
نظريه برخورد يا جنگ تمدن ها نظريه اى است كه توسط ساموئل هانتينگتون در سال 1993 مطرح گرديد. بر اساس اين نظريه هانتينگتون نه تنها پايان جنگ سرد را پايان مناقشات ايدئولوژيك نمى داند، بلكه آن را سرآغاز دوران جديد برخورد تمدن ها مى انگارد و براساس آن، بسيارى از حوادث و رخدادهاى جارى جهان را به گونه اى تحليل مى كند تا در جهت تحكيم انگاره ها و فرضيات نظريه جديدش قرار گيرند.
وى تمدن هاى زنده جهان را به هفت يا هشت تمدن بزرگ تقسيم مى كند (تمدن هاى غربى، كنفوسيوسى، ژاپنى، اسلامى، هند، اسلاو، ارتدكس، آمريكاى لاتين) و خطوط گسل ميان اين تمدن ها را منشاء درگيرى هاى آينده مى بيند. به اعتقاد وى تقابل تمدن ها، سياست غالب جهانى و آخرين مرحله تكامل درگيرى ها در جهان است و خطوط گسل موجود بين تمدن هاى امروز، جايگزين مرزهاى سياسى و ايدئولوژيك دوران جنگ سرد شده است و اين خطوط، جرقه هاى ايجاد بحران و خونريزى است.
همچنين خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب درحال افزايش است و روابط ميان دو تمدن اسلام و غرب، آبستن بروز حوادثى خونين است. بر اساس اين نظريه «پارادايم برخورد تمدنى» مسائل جهانى را تحت الشعاع قرار مى دهد و در عصر نو، صف آرايى هاى تازه اى بر محور تمدن ها شكل مى گيرد و سرانجام، تمدن هاى اسلامى و كنفوسيوسى در كنار هم و در مقابل تمدن غرب قرار مى گيرند. خلاصه اين كه كانون اصلى درگيرى ها در آينده، بين تمدن غرب و اتحاد جوامع كنفوسيوسى شرق آسيا و جهان اسلام خواهد بود.24
نظريه برخورد تمدن ها، از بدو انتشار، با واكنش هاى گسترده اى در محافل فكرى، مذهبى، فرهنگى و سياسى جهان، روبه رو شده است.
هانتينگتون با طرح اين نظريه، موجب شد تا سياست هاى بين المللى، اهداف، تحليل ها و ارزش هاى در حال شكل گيرى آن، مورد بازانديشى قرار گيرند و پژوهش گران علم روابط بين الملل نيز در تحليل اوضاع جديد جهانى، در صدد ارائه نظريات نو برآيند؛ هر چند كه تاكنون در تلاش براى ارائه جايگزينى براى نظريه هانتينگتون، موفق نبوده اند.
با وجود نقدهاى متعددى كه درباره نظريه برخورد تمدن ها منتشر شده است، هانتينگتون همچنان بر ديدگاه بدبينانه خويش، درباره آينده روابط بين تمدن ها، تأكيد مى كند و از شكست دولت - ملت، به عنوان واحد اصلى روابط بين الملل، تشديد تنش هاى ناسيوناليستى، گرايش فزاينده به درگيرى، افزايش سلاح هاى كشتار جمعى و رشد بى نظمى در جهان، سخن مى گويد. هانتينگتون از رهبران غربى مى خواهد كه بكوشند تا كيفيت تمدن غربى را بازسازى و نگهبانى نمايند. وى، اين مسئوليت را بيش از آن كه متوجه اروپا بداند، متوجه آمريكا مى داند. از نگاه او، براى حفظ تمدن غربى، تعقيب و تحقق اهداف زير، اجتناب ناپذير است:
الف) دست يابى به همگرايى سياسى، اقتصادى و نظامى بيشتر و هماهنگ كردن سياست ها، با اين هدف كه كشورهاى متعلق به تمدن هاى ديگر، اختلافات خود را با كشورهاى غربى حل كنند.
ب) پذيرش جايگاه روسيه، به عنوان كشور كانونى آيين ارتودوكسى و يك قدرت محلى عمده، با منافعى مشروع، در حفظ امنيت مرزهاى جنوبى خود.
ج) ادغام كشورهاى غربى اروپاى مركزى در اتحاديه اروپايى و ناتو؛ يعنى كشورهاى گروه ويسگراد، جمهورى هاى حوزه بالتيك، اسلوونى و كرواسى.
د) كمك به غربى شدن آمريكاى لاتين تا حد امكان و ايجاد پيوندهاى نزديك تر بين كشورهاى آمريكاى لاتين با غرب.
ه) محدود كردن گسترش قدرت نظامى متعارف و غيرمتعارف كشورهاى مسلمان و چين.
و) كند كردن شتاب دور شدن ژاپن از غرب و نزديك شدن اين كشور به چين.
ز) حفظ برترى فنى و نظامى غرب بر تمدن هاى ديگر.
با تحقق اين اهداف كه تحقق بخشى از آنها آغاز شده، ديگر فرهنگ ها و تمدن ها، بايد نابود شوند و يا به اطاعت محض غرب، تن در دهند. فراهم آوردن چنين نظمى، تنها سفيدپوست هاى غربى را شايسته تكريم مى داند.25

بمب اتمى25
بمب اتمى بمبى است كه در آن در اثر واكنش هاى زنجيره اى كنترل نشده، ناگهان تعداد بى شمارى هسته اتم شكافته (Fision) مى شود و مقدار عظيمى انرژى در كسرى از ثانيه رها مى شود. براى ايجاد چنين انفجارى، اورانيم 235 يا پلوتونيوم 239 خالص لازم است.
علاوه بر آن بايد مقدار حداقلى از مواد شكافت پذير كه «جرم بحرانى» ناميده مى شود در دسترس باشد تا انفجار صورت گيرد. جرم بحرانى در اورانيوم 235، 23 كيلوگرم و در پلوتونيوم 239، 6/5 كيلوگرم است (به بزرگى يك توپ تنيس).
در انفجار بمب اتمى جرم فوق العاده اندكى از ماده در عرض چند ميليارديم ثانيه به انرژى عظيم و غول آسايى تبديل مى گردد و جهنمى از آتش و تخريب ايجاد مى كند. مثلاً در بمب اتمى هيروشيماى ژاپن، يك گرم ماده به انرژى تبديل شد و 000/200 انسان را به كام مرگ فرو برد و تخريب هاى عظيمى بر جاى گذاشت. قدرت انفجارى اين بمب معادل 000/20 تن TNTبود.
عارضه ديگر بمب هاى اتمى، آلودگى سرزمين هاى مورد اصابت به وسيله مواد راديواكتيو است كه صدها سال بر روى نسل انسانها، جانوارن و گياهان آثار بسيار زيانبارى برجاى خواهد گذاشت و باعث به دنيا آمدن جانداران ناقص الخلقه، همراه با اختلالات ژنتيكى زيانبار در گياهان، جانوران و انسانها است.26

بمب هيدروژنى
26
در بمب هيدروژنى با ايجاد يك انفجار اورانيومى يا پلوتونيومى، دمايى معادل چندين ميليون درجه سانتى گراد ايجاد مى شود و به دنبال آن ايزوتوپ هاى هيدروژنى كه در بمب به كار رفته اند، در اين شرايط با يكديگر جوش خورده (Fusion) و به هليم تبديل مى شوند و انرژى غيرقابل وصفى را آزاد مى سازند. بنابراين در اين نوع بمب، تركيبى از شكافت هسته اى (Fission) و همجوشى هسته اى (Fusion) به كار رفته است. بزرگترين بمب هيدروژنى كه تاكنون براى آزمايش، منفجر شده معادل 58 مگاتن (58 ميليون تن) TNTقدرت انفجارى داشته كه حدود 000/3 برابر قدرت انفجارى بمب اتمى هيروشيما است.27

بودجه27
سندى است مشتمل بر درآمدها و مخارج يك مؤسسه يا سازمان يا دولت كه براى يك دوره معين(مثلاً يكسال) به تصويب بالاترين مقام صلاحيت دار آن سازمان رسيده باشد.
 

بوروكراسى 28
دستگاه ادارى كه بر طبق نظام و مقررات معين امور جارى مؤسسه اى (وزارت خانه، شركت و...) را اداره مى كند و هدف هاى آن را پيش مى برد؛ وجود مقررات حقوقى براى امور؛ وجود دستگاه ادارى و وظيفه معين براى هر يك از كاركنان دستگاه.
اهميت قدرت و مقام به جاى قدرت فرد و نگهدارى سازمان يافته اسناد و موارد از ويژگى هاى مهم بوروكراسى است. كند شدن كارها در چنبره مقررات زائد و سلسله مراتب و سوءاستفاده از قدرت مقام و... و در يك كلام «اداره بازى» از مهمترين جنبه هاى منفى بوروكراسى است.28

بهره هوشى29IQ
اساس آزمونهاى هوش امروزى كه توانايى هاى ذهنى فرد (از قبيل توانايى هاى كلامى، تجسم فضايى، درك رياضى، توانايى استدلال و درك انتزاعى و...) را اندازه گيرى مى كند، آزمون هاى هوشى است كه توسط آلفرد بينه (Binet) و سيمون (Simon) در اوايل قرن بيستم براى آموزش و پرورش فرانسه تهيه گرديد. اين آزمونها بعدها توسط ترمن و همكارانش در دانشگاه استنفورد ترجمه شد و تا سال 1985 بارها تجديد نظرهايى در آن صورت گرفت. امروزه آزمون هاى استاندارد شده استنفورد ـ بينه براى سنجش توانايى ذهنى كودكان استفاده گسترده اى يافته است. در اين آزمونها، بهره هوشى فرد، پس از پاسخ گويى وى به سؤالات متعددى كه جنبه هاى مختلف توانايى هاى ذهنى وى را به عنوان سن عقلى او مى سنجد، از فرمول زير محاسبه مى شود و به عنوان هوشبهر يا بهره هوشى (IQ) فرد گزارش مى گردد.100 × سن تقويمى سن عقلى = IQ

پاپ
رهبر كاتوليك هاى جهان؛ پاپ به زبان يونانى به معناى «پدر» و تلفظ فرانسوى آن پاپ (Pope) است.
تاكنون بيش از 260 پاپ رهبرى مسيحيت كاتوليك را بر عهده داشته اند؛ تعدادى پاپ معارض نيز وجود داشته اند كه آنان را «ناپاپ» (antipope) مى نامند. پاپ يا ناپاپ بودن چند تن نيز مورد اختلاف است. برخى اوقات پاپ ها علاوه بر صليبى كه پيوسته بر گردن داشته اند، به نشانه رهبرى دينى و دنيوى، دو شمشير بر كمر مى بسته اند و اين در حالى است كه در تاريخ، هيچ پادشاهى را نمى شناسيم كه دو شمشير بر كمر بسته باشد.
گروهى از پاپ ها نيز مانند ساير رهبران، پارسا، جمعى متوسط الحال و عده اى نيز فاسد بوده اند. به عنوان مثال در سال 896م. پاپ استفان ششم دستور داد جنازه پاپ اسبق به نام فُرمُسوس را كه چند ماه از مرگش مى گذشت، از قبر بيرون كشيدند و آن را در دادگاهى روى صندلى متهمان قرار دادند و محاكمه اش كردند. سپس آن را مُثله كردند و تكه هاى آن را در رود تيبِر شهر روم انداختند. پس از چندى، راهبى آنها را جمع كرد و به خاك سپرد. جنايات و فسق و فجور پاپ الكساندر ششم (زمان پاپى 1492-1503) نيز در تاريخ معروف است.
منصب پاپى مدت ندارد و مادام العمرى است، هنگامى كه پاپ از دنيا مى رود، اسقفان برجسته كه «كاردينال» ناميده مى شوند، براى انتخاب پاپ بعدى در واتيكان گرد مى آيند و به مشورت و رأى گيرى مشغول مى شوند. هر گاه نصاب لازم براى انتخاب پاپ به دست آمد، كاغذهاى رأى را همراه كاه مى سوزانند و دود سفيدى را از دودكشى مخصوص بيرون مى دهند تا خبرنگاران و ساير مردم از انتخاب پاپ جديد آگاه شوند.
لحظاتى بعد، يكى از كاردينال ها روى بالكن ظاهر مى شود و نخست اين جمله را به زبان لاتينى مى گويد: «Habemus Papam» يعنى «ما پاپ داريم» و پس از آن، پاپ جديد را معرفى مى كند. سپس خود پاپ منتخب ظاهر مى شود و براى حاضران دست تكان مى دهد. اما هر گاه نصاب لازم به دست نيايد، كاغذهاى رأى را با علف مى سوزانند و دود خاكسترى رنگى را از دودكش مخصوص بيرون مى دهند تا خبرنگاران و مردم بدانند كه هنوز پاپى انتخاب نشده است و رايزنى ها ادامه دارد.
هزار سال است كه پاپ ها پس از انتخاب، اسم خود را عوض مى كنند. در اين مدت، 23 تن از پاپ ها «ژان» و 6 تن از ايشان «پُل» ناميده شده اند. پاپ ژان بيست و سوم در سال 1963 درگذشت و پاپ پل ششم جاى او را گرفت. پس از درگذشت اين پاپ در سال 1978، پاپ بعدى براى نخستين بار اسم مركب «ژان پل اول» را برگزيد به اين معنا كه وى تصميم دارد برنامه هاى دو پاپ قبل را دنبال كند. ولى اين پاپ پس از 28 روز از دنيا رفت و كاردينال لهستانى كارل ويتولا (Karol Vojtyla) (متولد 1920) كه پس از وى در همان سال 1978 به پاپى برگزيده شد، براى احترام به آرمان هاى سه پاپ قبلى، نام «ژان پل دوم» برخود نهاد. ژان پل دوم يكى از پاپ هاى بسيار موفق كليساى كاتوليك بود كه در طى 27 سال رهبرى، بيش از يكصد سفر رسمى به كشورهاى مختلف داشت. همچنين از سال 1522 كه منصب پاپى عملاً در انحصار ايتاليايى ها بود، وى نخستين پاپ غيرايتاليايى بود. پاپ ژان پل دوم در سال 2005 فوت كرد و پاپ بنديكت شانزدهم به عنوان جايگزين وى انتخاب گرديد.
نشيب و فراز قدرت پاپ ها و شهرياران مسيحى و نزاع هاى ناشى از آن بخش مهمى از تاريخ قرون وسطى است.29

پارادايم30
سرمشق فكرى، الگوى نظرى و فكرى، مجموعه اى از پيش فرضها در زمينه اى خاص كه به تشكيل يك نظريه كمك مى كند.

پايان تاريخ
پايان تاريخ، نظريه اى است كه از سوى فرانسيس فوكوياما، معاون وقت بخش برنامه ريزى سياسى وزارت خارجه آمريكا در سال 1989م. در نشريه منافع ملى مطرح شد. وى نظريه خود را نخست به صورت مقاله و سپس با انتشار كتابى تحت عنوان «پايان تاريخ و آخرين انسان» در سال 1992 مطرح ساخت. به اعتقاد وى، ليبرال دموكراسى، شكل نهايى حكومت در جوامع بشرى است و تاريخ بشريت، مجموعه اى منسجم و جهت دار است كه بخش اعظمى از جامعه بشرى را به سوى ليبرال دموكراسى سوق مى دهد.
فوكوياما، در تشريح نظريات خود، چنين ابراز مى دارد:
«پايان تاريخ، زمانى است كه انسان به شكلى از جامعه انسانى دست يابد كه در آن، عميق ترين و اساسى ترين نيازهاى بشرى، برآورده شود و چنين اتفاقى در غرب و در نظام ليبرال دموكراسى، افتاده است. به بيان ديگر، بشر، امروزه به جايى رسيده كه نمى تواند دنيايى متفاوت از جهان كنونى را تصور كند؛ زيرا هيچ نشانه اى از امكان بهبود بنيادى نظم جارى، وجود ندارد».
فوكوياما معتقد است كه در طول چند سده گذشته، همگام با پيروزى ليبرال دموكراسى بر رقباى ايدئولوژيك خود - نظير سلطنت موروثى، فاشيسم و جديدتر از همه كمونيسم - در سراسر جهان، اتفاق نظر مهمى درباره مشروعيت ليبرال دموكراسى، به عنوان تنها نظام حكومتى موفق به وجود آمد. از اين رو، ليبرال دموكراسى، ممكن است نقطه پايان تكامل ايدئولوژيك بشريت و آخرين شكل حكومت بشرى باشد و در اين صورت، پايان تاريخ، اتفاق مى افتد. در واقع، شكست كمونيسم، دليل پيروزى ارزش هاى ليبرال دموكراسى غربى و پايان درگيرى هاى ايدئولوژيك است.
وى، سپس چنين مى گويد: «من قائل به پايان يافتن تاريخ هستم؛ زيرا تاريخ به مثابه يك فرآيند منسجم و متحول است كه وقوع آن، با توجه به تجربه همه مردمان، در همه زمان ها، ممكن است اتفاق بيفتد».
فوكوياما، اين نظريه را پس از شكست كمونيسم، مطرح كرد و گفت: «تاريخ جهان، به هدف و پايان خود رسيده و دموكراسى ليبرال به عنوان تنها ساختار سياسى، ابقا شده است». او، سقوط كمونيسم را نه تنها عامل بقاى جهان سرمايه دارى مى داند، بلكه موجب رسيدن به هدف نهايى و پايانى خود، يعنى همان ليبرال دموكراسى، ارزيابى مى كند.
در اين نظريه، فوكوياما در پى آن است كه چگونه مى توان نهادها و ارزش هاى غربى را به گونه اى مطلوب، به جهان غيرغرب تعميم داد و تثبيت كرد. نظريه فوكوياما، نظريه مشروعيت بخشى به الگوها، انديشه ها، برداشت ها، كردارها و ساختارهاى غربى، در سراسر جهان است. بر پايه اين نظريه، توليد كالاى مطلوب، تنها از ارزش ها و نهادهاى غربى ساخته است.
پايان تاريخ، بيش از آن كه برترى هاى كمى و كيفى كالاهاى مادى و غيرمادى غرب را مطرح كند، برترى ذهنى آن را مطرح نموده است و در اين بين، تنها كشورهاى اندكى در جهان - چون ايران - با پشتوانه اى پربار از انديشه اسلامى، در مقابل انديشه هاى سلطه گرايانه اى چون پايان تاريخ و مصداق عينى آن، يعنى جهانى شدن انديشه آمريكايى، ايستاده اند.30
با وجود آن كه نظريه پايان تاريخ فوكوياما يكى از پايه هاى فكرى نئومحافظه كاران (بوش و دار و دسته اش) به شمار آمد و در ترسيم سياست خارجى آمريكا پس از حادثه 11 سپتامبر نقش فعالى ايفا كرد ولى كتاب جديد فوكوياما كه در سال 2006 منتشر شد آسيب سختى به گروه محافظه كاران جديد وارد آورد و مبانى آنان را زير سؤال برد.
وى در اين كتاب اعلام كرد: حركت نئومحافظه كاران به عنوان يك پديده سياسى و موجوديت فكرى به چيزى تبديل شد كه از اين پس نمى تواند آن را تأييد كند. بنابراين با گذشت بيش از يك دهه از انتشار كتاب «پايان تاريخ و آخرين انسان» فوكوياما از تناقض هاى بين انديشه و تفكر ليبرال دموكراسى و نياز به يك آلترناتيو سخن به ميان آورد و در بيان تئورى مشهور «پايان تاريخ» خود، ترديد، اعلام كرده است.
 

پروتكل هاى دانشوران صهيون
پروتكل هاى 24 گانه دانشوران صهيون كه در اولين كنگره صهيونيست ها در شهر بال سوئيس در سال 1897 ارائه شد، خط مشى و دكترين برترى سازى فرهنگى ـ سياسى ـ اقتصادى صهيونيسم را ترسيم مى كند. چكيده پروتكل هاى 24 گانه دانشوران صهيون، چنين است:
1. توده مردم وحشى است.
2. به اعتقاد ما حق يعنى اعمال زور.
3. ما به مرگ و مير و كشتار غير يهوديان فكر مى كنيم.
4. هيچ گونه محدوديتى براى حوزه فعاليت هاى ما وجود ندارد.
5. هر گونه ابتكار و خلاقيتى را كه به سود ما نباشد، نابود مى كنيم.
6. غير يهوديان گله گوسفندانند و ما گرگ هاى اين گله هستيم.
7. اهميت خانواده و نقش تربيتى آن را در ميان غير يهوديان از بين مى بريم.
8. بايد مطالب ضد و نقيض در بين مردم پخش كنيم.
9. در ميان توده مردم حسد، نفرت و زياده خواهى ايجاد مى كنيم.
10. جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودى به كمك سخن پردازى و تئوريهاى وسوسه انگيز، كار متخصصان و مديران ما است.
11.ما طورى مردم را به جان هم انداخته ايم كه همه به همديگر بدگمانند.
12. هدف ما دستيابى به يك قدرت جهانى است.
13. ما بايد دولت هاى غير يهودى را مجبور كنيم كه در جهت خواسته هاى ما قدم بر دارند.
14. عامل اصلى موفقيت ما در امور سياسى، پنهان كارى است.
15. ما بايد آنقدر غير يهوديان را به مسائلى چون پيشرفت سرگرم كنيم تا سرانجام از فهم هر مسئله اى اظهار عجز كنند.
16. روش مهار كردن فكر را به وسيله سيستمى كه به سيستم دروس عينى معروف است و هدف آن مبدل كردن غير يهوديان به آدم ها ى بى فكر، بى خرد و مطيع كه منتظرند ديگران برايشان فكر كنند و عقائدشان را شكل بدهند، انجام مى دهيم.
17. اگر در رابطه هايمان دست روى حساسترين عصب ذهن آدميان بگذاريم، خيلى زود به پيروزى خواهيم رسيد و اين اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زر اندوزى، مال پرستى و تنوع طلبى در ارضاء نيازهاى مادى. هر يك از اين خواسته ها به تنهايى مى تواند آدمى را تسليم ما كند.
18. براى آنكه بتوانيم صنعت غير يهوديان را به كلى نابود كنيم علاوه بر انحصار طلبى تجمل پرستى را رايج مى كنيم و نيازهاى كاذب مردم را افزايش مى دهيم.
19. مرگ براى همه يك امر اجتناب ناپذير است. آنهايى كه مانع انجام برنامه هاى ما مى شوند بهتر است كه مرگشان را جلو بياندازيم و آنها را نابود كنيم.
20. ما جوانان مسيحى را در دريايى از افكار شاعرانه غرق مى كنيم و آنها را بر اساس تئوريها و اصولى كه آنها را غلط مى پنداريم تربيت مى كنيم تا بتوانيم آنان را به فساد بكشانيم.
21. جوامعى كه ما اخلاقيات را در آنها از بين برده ايم وجود خدا را نفى مى كنند و از ميان آنها شعله هاى آتش هرج و مرج طلبى (آنارشيسم) به هر سو زبانه مى كشد.
22. كانسرواتيسم (محافظه كارى)كه حكماى انديشمند ما آن را عامل هدايت و پرورش فكر تمام بشريت مى دانند قبل از هر چيز بايد جزء برنامه آموزشى باشد.
23. همه اديان بايد از بين بروند بجز دين ما. ريشه هر گونه عقيده اى بايد از بيخ و بن كنده شود حتى اگر اين كار به انكار خدا بيانجامد.
24. كسى نبايد اعتقادات واقعى مذهب ما را مورد بررسى قرار دهد هيچ كس جز خودمان نبايد از كار دينمان سر در بياورد.31

پست صهيونيسم31
پست صهيونيسم يك اعترض يهودى است، كه بر پايه آن، برخى از يهوديان، صهيونيست را از بعد مذهبى و غيرمذهبى رد مى نمايند. پست صهيونيست ها، اساس انديشه هاى خود را بر برقرارى صلح گذاشته اند، اين انديشه ابتدا در ميان روشنفكران و نويسندگان شكل گرفت، اما اين فكر، در حال حاضر در ميان دولت مردان يهود نيز در حال جا باز كردن است.
پست صهيونيست ها، به دنبال سرزمين موعود نيستند، آن ها معتقدند: تجمع يهوديان در هر جاى ديگر نيز، امكان پذير است و يهوديان مى بايست به جاى برترى طلبى، راه برترى اقتصادى را در پيش گرفته، و در مقام گسترش سلطه اقتصادى باشند. يهوديانى كه صهيونيسم را از بعد مذهبى و غيرمذهبى رد مى كنند، به سه دسته تقسيم مى شوند كه عبارتند از: يهوديان ارتدوكس، اصلاح طلبان و مخالفان صهيونيسم از بعد مذهبى.
برخى از يهوديان ارتدوكس، مانند: گروه نتورى كارتا، جنبش صهيونيسم را، جنبش غيرمذهبى مى دانند و معتقدند كه رهبران سياسى صهيونيسم با آن كه خود به يهوديت ارتدوكسى اعتقادى ندارند و حتى بسيارى از آنان، از منكران خدا هستند و هيچ اعتنايى به احكام دينى نمى كنند، دين را به عنوان يك ابزار كارآمد، در راه دست يابى با اغراض سياسى خود، بهانه كرد و آن را هم چنين، ابزارى براى ترغيب گروه هاى يهودى، به مهاجرت به فسلطين قرار داده اند. صهيونيسم از يهود، امتى نژادپرست و غيرمذهبى مى سازد، كه اين موضوع با تعاليم مذهب يهود، در تعارض است.
ارتدوكس ها، خواهان تشكيل يك امت به تمام معنا مذهبى مى باشند كه هويتش، با اجراى اوامر ونواهى خداوند مرتبط باشد. اين يهوديان، جنبش صهيونيسم، را جنبش مسيحايى دروغين مى دانند، كه با اراده خداوند به ستيز پرداخته است.
به نظر آنها، صهيونيسم، بايد يهود را به صبر و انتظار و بردبارى دعوت كند، تا خداوند به آنها اجازه بازگشت دهد، در واقع خداوند، آن ها را به دست گرفتن زمام امور و بازگشت به فلسطين، براى سكونت در آن دعوت نمى كند.
اصلاح طلبان بر اين باورند كه صهيونيسم، يهود را از جنبه هاى مذهبى تهى كرده و تنها در صدد بازگشت به گذشته پرشكوه يهود است. بسيارى از اصلاح طلبان عقيده دارند، صهيونيسم با عملكرد خود، باعث شده است كه در وجدان يهوديان اقامه شعائر صهيونيسم، جاى خداوند و وفادارى به آن و حمايت از او را بگيرد. الكساندر شندلر، يكى از خاخام هاى اصلاح طلب مى گويد: يهود در حال حاضر تصور مى كند، اسرائيل معبد آنها و رئيس دولت آن، بزرگ خاخام هاى آنها است. به علاوه، يكى از خاخام هاى ديگر، صهيونيسم را مانند گوساله طلايى توصيف كرده و مى گويد: در حال حاضر بت پرستى، جاى خداپرستى حقيقى را گرفته است.
مخالفان صهيونيسم در بعد مذهبى، كسانى هستند كه يا ليبرال هستند يا كمونيسم، آنها در اين ديدگاه اشتراك نظر دارند كه مى توان مشكل يهود را در جوامع غرب، يا از طريق افزايش ليبراليسم در جامعه يا از طريق قوانين اشتراكى و سوسياليستى حل كرد. اين گروه كه صهيونيسم را رد مى كنند، در جوامع غرب در اقليت قرار دارند، اما روز به روز، رو به افزايش هستند.
پسا صهيونيسم به شكل ديگرى هم ظهور كرده و آن اين كه برخى از يهوديان به اين سو رفته اند كه صهيونيسم به آن ها مربوط نيست، و مسأله اى است، وابسته به شهرك نشينان صهيونيسم، يا برخى از يهوديان كه به دنبال وطن جديدى براى خود هستند. پس مى توان گفت: عدم توجه به صهيونيسم، ديدگاه غالب يهوديان در جهان است و بسيارى از بزرگان با فرهنگ و تحصيل كرده يهود در جهان، به اين ديدگاه وابسته اند.32

پست مدرنيسم 32
فرا تجددگرايى، فرانوگرايى. پست مدرنيسم اصطلاحى است براى توصيف بعضى از گرايشها و نظريه ها در زمينه فلسفه، علم، معرفت، سياست، ادبيات، هنر و... كه وجه مشترك همه آنها، واكنش نسبت به بحرانهاى مدرنيته و به نقد كشيدن مدرنيسم و آرمانهاى آن است. خصوصيت بارز اين گرايش كه در اواخر دهه 60 از قرن بيستم عمدتا از فرانسه سر بر آورد، در اين است كه مدرنيته و مؤلفه ها و آرمانهاى آن را با نقد و چالش و ترديد جدى مواجه كرده است. رويكرد پست مدرنيسم به طور مشخص با مؤلفه هاى مدرنيسم مثل علم گرايى، تجربه گرايى، عقل گرايى، انسان محورى و... در ستيز قرار مى گيرد و آنها را مسئول خرابيها و خسارتهاى انسانى عصر حاضر مى داند.33

پلوراليسم33
كلمه پلوراليسم در لغت به معنى تكثر، تعدد و كثرت گرايى است.
پلوراليسم در حوزه هاى مختلف، معانى ويژه اى دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
پلوراليسم اجتماعى
همزيستى مسالمت اميز پيروان اديان آسمانى مختلف در كنار يكديگر. بر اين اساس پيروان اديان مختلف در هر كشور، مى توانند آزادانه به انجام دادن فرائض و مناسك دينى خود بپردازند. البته در صورتى كه يك دين در كشورى در اكثريت باشد پيروان اقليت هاى ديگر بايد خطوط قرمز و قوانين حكومتى آن كشور را رعايت كنند.
پلوراليسم اخلاقى
پذيرش تكثر در مرام هاى اخلاقى در پرتو تغيير مختصات جغرافيايى و زمان. اينها معتقدند ارزشهاى اخلاقى در هر زمان و مكانى مى توانند رنگ و شكل عوض كنند و تنوع داشته باشند.

پلوراليسم دينى
حقانيت تمام اديان در عرض يكديگر به گونه اى كه هيچ دينى بر دين ديگر امتياز و برترى ندارد.
پلوراليسم معرفتى
مهمترين نوع پلوراليسم كه با رويكردهاى بسيار متنوع عرضه شده پلوراليسم معرفتى است. از انكار اساس حقيقت گرفته تا نقص دائمى هر نوع شناخت، مواجهه افراد با ضلعى از اضلاع حقيقت و.... در شديدترين نوع آن معتقدند هر نوع شناختى در بردارنده نوعى شكاكيت و نسبى انگارى است.34

پنتاگون34
ساختمان بزرگ وزارت دفاع آمريكا كه به شكل 5 ضلعى است و در شهر واشنگتن واقع است.

پول شويى
نخستين بار فردى به نام آلكاپون گروهى به نام آلكاپونها تشكيل داد كه به زور از مردم اخاذى مى كردند. آنان براى پنهان كردن شيوه عمل خود، رختشويى خانه اى تأسيس كرده و وانمود مى كردند كه درآمد خويش را از اين راه به دست مى آورند و نه از راه نامشروع. اصلاح پول شويى اينگونه شكل گرفت.
به مجموعه فرايندهايى كه براى مشروعيت بخشيدن به درآمدهاى ناشى از اعمال خلاف قانون و غيرمشروع صورت مى گيرد، پول شويى مى گويند. به عبارت ديگر پول هاى كثيف ناشى از اعمال خلاف در بدنه اقتصاد تزريق مى شوند. انواع پول هايى كه مى تواند به صورت نامشروع در جامعه حاصل شود به سه دسته تقسيم مى شوند:
1. پول هاى خاكسترى: درآمدهاى حاصل از فروش كالا يا انجام دادن كارهاى توليدى است ولى از نظارت دولت پنهان مى ماند و معمولاً براى فرار از ماليات صورت مى گيرد.
2. پول هاى سياه: درآمدهاى حاصل از قاچاق كالاست.
3. پول هاى كثيف يا آغشته به خون: كه مربوط به نقل و انتقال مواد مخدر يا جنايات منجر به قتل و ترور است.
شيوه هاى تطهير پول بسيار متفاوت است. از معمولى ترين روشها، سرمايه گذارى پول هاى بدست آمده در بانك ها، بنگاه هاى توليدى ـ تجارى، بازار سهام و اوراق قرضه، بازار طلا و الماس و شركت در مزايده هاى اجناس هنرى و كالاهاى قديمى و انتقال پول به كشورهاى داراى مقررات بانكى آزاد مثل سوئيس است. پس از مدتى اين پول ها با پول هاى تميز (كه از راه قانونى و مشروع به دست آمده) مخلوط مى شود به طورى كه ديگر شناسايى منبع درآمد پول غيرممكن مى شود. بنابر آمار ارائه شده، حجم پول تطهير شده در سال 1996 در جهان حدود 5/1 تريليون دلار بوده است.

تثليث 35
يكى از اصول مسيحيت است كه بر اساس آن مسيحيان معتقدند از ازل، الوهيت و خدائيت را سه شخص با هم و همزمان داشته اند؛ اين سه شخص عبارتند از پدر، پسر و روح القدس، يعنى مسيحيت از يك سو خداوند را واحد مى داند و از سوى ديگر براى ذات او سه جلوه (يا اقنوم) قائل است. 1. خداى پدر (ابّ) كه خالق جهان است 2. خداى پسر (ابن) كه همان مسيح است. 3. خداى روح القدس كه خداى فعال است و در دل بندگان، حيات مى دمد.
كلمه «تثليث» هرگز در كتاب مقدس مسيحيان وارد نشده است و نخستين كاربرد شناخته شده آن در تاريخ مسيحيت به سال 180م. باز مى گردد.
نويسندگان عهد جديد عادت دارند خدا را پدر بنامند. اين اصطلاح از يهوديت آمده است. به گزارش انجيل ها، عيسى به شاگردان خود تعليم داد كه در دعاهاى خويش، خدا را پدر آسمانى بخوانند (متى 6:9) و گفت: «نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما مى روم» (يوحنا20:17).
غالبا، عهد جديد روح القدس را روح خدا مى نامد. مفهوم روح القدس در مسيحيت با مفهوم آن در اسلام تفاوت دارد. از ديدگاه سنت مسيحى و كتاب هاى مقدس، روح القدس، فرشته خدا يا آفريده اى از آفريدگان و جداى از خدا نيست. به عقيده مسيحيان وى خود خداست كه در قلوب مردم و در جهان زيست مى كند و به عمل اشتغال دارد. او وجود توانا و فعال خدا در جهان است و او بود كه عيسى را در شكم مادر قرار داد. روح القدس جامعه مسيحيت را ارشاد مى كند، تعليم مى دهد، رازهاى خدا را مى گشايد و به نويسندگان كتاب هاى مقدس الهام مى بخشد.
با گذشت زمان و در طول تاريخ كليسا مسيحيان مدعى شدند كه طبيعت سه گانه خدا يك راز است و نمى توان آن را با تعابير بشرى بيان كرد. با آنكه نويسندگان، عارفان و متكلمان مسيحى به كمك كتاب عهد جديد، براى دست يافتن به برخى از آنچه به ذات خدا مربوط مى شود، كوشيده اند ولى همگان به نافرجامى كوشش هاى خود براى توجيه تثليث اعتراف دارند.
نخستين شوراهاى كليسايى اعلام كردند كه خدا يكتا، ولى داراى سه اُقْنوم است. كلمه اُقنوم از ريشه يونانى و به معناى راه وجود است. بر اين اساس، اَقانيم سه گانه سه راه يا سه حالت براى وجود خدا و عمل اوست.35

تلمود
تلمود، در لغت به معنى آموزش و تعليم است و مجموعه اى است از شريعت يهود كه توسط كاهنان فريسى نوشته شده است و مى توان آن را نوعى تفسير بر تورات و عهد قديم، همراه با احكام عبادى و اعتقادى دانست.

توتاليتاريسم 36
دولت تمامت خواه، سلطه گرى، حكومت تك حزبى. توتاليتر، وصف رژيم هايى تمامت خواه است كه خود را براى دست يازى و دخالت در تمامى عرصه هاى زندگى اجتماعى انسانها مجاز و محق مى دانند.36


تورم
افزايش قيمت ها به علل گوناگون را تورم گويند. فرآيند افزايش مداوم سطح عمومى قيمت ها و به عبارت ديگر كاهش مستمر ارزش پول. ساده ترين علت تورم اين است كه مقدار پول در جامعه بيش از مقدار توليد باشد. مثلاً اگر در كشورى 1000 دستگاه دوچرخه توليد شود و قيمت هر يك 1000 تومان باشد، مجموع ارزش آن ها برابر 000/000/1 تومان است. حال اگر دولت اسكناس چاپ كند و معادل 000/000/1 تومان اسكناس وارد مدار اقتصاد كند قيمت دوچرخه دو برابر مى شود يعنى تورم 100% و اگر 000/500 تومان وارد مدار كند قيمت دوچرخه 5/1 برابر مى شود يعنى تورم 50% پيدا مى شود.37
علل تورم در ايران به طور عمده عبارتند از شوك هاى نفتى و رشد نقدينگى، اتكاى بودجه عمومى به نفت، كسرى بودجه، كاهش ارزش پولى ملى و قيمت گذارى نامناسب توليد كنندگان.38

توسعه 37
حركت مطلوب به سمت جلو، حركت به سمت جلو طبق يك سرى شاخص هاى معين.
توسعه، فرآيندى است كه متضمن پيشرفت مداوم در همه عرصه هاى زندگى انسان اعم از مادى و معنوى و بهبود بنيان هاى ملى، اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى باشد و انسان در اين فرآيند، به حياتى همراه با عزت نفس و گسترش دايره انتخاب در محدوده پذيرفته شده، دست يابد.
با اين تعريف مى توان دريافت كه توسعه، داراى ابعادى گسترده چون توسعه فرهنگى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى است و هر يك از اين ابعاد در ايجاد يك توسعه مطلوب و پايدار دخيلند، اما در ابتدا نقش توسعه اقتصادى از همه، شاخص تر به نظر مى رسد.39

توليد ناخالص داخلى 38G.D.P
ارزش كالاها و خدماتى كه در داخل يك كشور صورت گرفته، خواه توسط افراد داخلى آن كشور باشد يا توسط افرادى خارجى، مثلاً اگر يك شركت فرانسوى در ايران لوازم خانگى توليد كند جزو توليد ناخالص داخل محسوب مى شود. اگر ارزش توليدات اين شركت از ارزش كل كالا و خدمات داخلى كسر شود توليد خالص داخلى به دست مى آيد.40

توليد ناخالص ملى 39GNP
توليد ناخالص ملى يكى از شاخص هاى سنجش قدرت اقتصادى كشورها است و عبارت است از ارزش پولى كليه كالاها و خدمات كه اعضاى يك ملت در طول يك سال توليد كرده اند.
مثلاً فرض كنيد كشورى در يك سال توليدات زير را داشته باشد:
1. مواد غذايى: 5000 كيلو به ارزش 000/200/3 تومان
2. انواع اتومبيل: 000/10 دستگاه به ارزش 1000 ميليون تومان
3. پوشاك و اسباب بازى به ارزش 300 ميليون تومان
4. خدمات (تدريس، تأليف، تبليغات و...) 000/800/2 تومان
مجموع ارقام فوق يعنى 1306 ميليون تومان، توليد ناخالص ملى اين كشور است. منظور از كلمه ناخالص اين است كه وقتى كارخانه اى توليد اتومبيل يا پوشاك و... مى كند مقدارى فرسودگى و استهلاك هم برايش به وجود مى آيد كه بايد تعمير و جايگزين شود.
اگر در كشور فرضى فوق هزينه استهلاك را 6 ميليون تومان در نظر بگيريم و از ارزش توليد ناخالص ملى كم كنيم «توليد خالص ملى» كه 1300 ميليون تومان است به دست مى آيد.
منظور از كلمه ملى اين است كه اين مقدار از توليد به وسيله اهالى كشور صورت گرفته، خواه در داخل كشور باشد خواه در خارج از كشور. مثلاً اگر وزارت صنايع در خارج از كشور اتومبيل توليد كند، ارزش پولى آن به حساب توليد ناخالص ملى ايران گذاشته مى شود.41



ج ـ ح ـ خ

جايزه نوبل40
آلفرد نوبل در سال 1833 در استكهلم، پايتخت سوئد به دنيا آمد. چهار سال پس از تولد او، خانواده اش به روسيه مهاجرت كردند. پدرش كارخانه اى در سن پترزبورگ تأسيس كرد كه مواد انفجارى و برخى صنايع نظامى مى ساخت. مواد انفجارى براى كار در استخراج معدن به فروش مى رفت و تأسيسات نظامى، طبق سفارش هاى دريافتى، توليد مى شد. آلفرد در روسيه، پاريس و آمريكا درس خواند و به عنوان يك شيمى دان موفق فارغ التحصيل شد. وقتى كارخانه پدرش با نزول درآمد و توليد مواجه بود، به سوئد بازگشت و آزمايشگاهى كوچك راه انداخت تا روى مواد منفجره تحقيق كند. در سال 1863 توانست با اضافه كردن پودر سياه يا همان باروت به نيتروگليسرين مكانيسمى براى كنترل انفجار آن پيدا كند. اما در سال 1864 آزمايشگاه او منفجر شد و برادر كوچكش و چند نفر ديگر از كارمندان آزمايشگاه كشته شدند. نوبل در سال 1867 كشف كرد كه از مخلوط كردن نيتروگليسيرين با يك ماده ديگر، مى توان ماده منفجره اى ساخت كه ضريب اطمينان بالاتر در حمل ونقل داشته باشد. او اختراع خود را ديناميت ناميد كه از كلمه يونانى ديناميس به معناى قدرت گرفته شده بود.
اختراع نوبل هرچند در صنعت ساخت و ساز و اكتشاف و استخراج معادن، كاربرد زيادى داشت، اما در جنگ نيز قابل استفاده بود. نوبل، در اين زمان، ديگر تنها يك مخترع نبود، بلكه يك كارخانه دار، رئيس شركت، متخصص در امور صنعتى و اقتصاددان نيز به شمار مى آمد. آينده اى درخشان در انتظارش بود و ثروت هنگفتى نيز به دست آورده بود ولى ترجيح مى داد وقتش را صرف اختراع مواد منفجره جديد كند. اما هر چه سن نوبل بالاتر مى رفت، ثروت و عذاب وجدانش با هم زياد مى شد چون فكر مى كرد اختراعاتش به گسترش جنگ و خشونت در دنيا كمك كرده است.
يكى از دلايل اين فكر و خيال ها، مقاله اى بود كه يك روزنامه فرانسوى درباره او نوشته بود. وقتى برادر ديگر آلفرد نوبل مرد، آن روزنامه او را با آلفرد كه مخترع ديناميت بود، اشتباه گرفت و در مقاله اى، از او با عنوان فرشته مرگ نام برد. مقاله روزنامه كار خودش را كرد و نوبل در آخرين وصيت اش تمام ثروت خود را صرف پاك كردن اين لقب كرد. بنياد نوبل كه پنج سال پس از مرگ او تأسيس شد هر ساله جايزه اى را در پنج رشته به كسانى كه تحقيقات برجسته يا اختراعى مهم يا فعاليت مؤثر اجتماعى انجام داده باشند، اهدا مى كند.
اين جايزه شامل يك مدال طلا، ديپلم افتخار و چيزى در حدود يك ميليون دلار پول است و اگر برندگان، بيش از يك نفر باشند، جايزه نقدى بين آنها تقسيم مى شود و هر كس تنها يك بار مى تواند به تنهايى برنده نوبل شود و ضمنا هر سال در هر رشته جايزه، حداكثر به سه نفر مى رسد.
نوامبر 1985، آلفرد نوبل، يك سال قبل از مرگش وصيت كرد كه بخش اعظم ثروت خود را كه بالغ بر 190 ميليون دلار مى شد، در اوراق بهادار كم ريسك سرمايه گذارى كنند و سود حاصل از اين سرمايه گذارى را هر ساله در قالب جوايزى، به كسانى اعطا كنند كه در سال گذشته اش، بزرگترين خدمات را به نوع بشر كرده اند. موجودى صندوق مؤسسه در 31 دسامبر 2004 حدود 450 ميليون دلار بوده است.

جنبش عدم تعهد
با پايان پذيرفتن جنگ جهانى دوم، كشورهاى فاتح جنگ به ويژه ايالات متحده آمريكا و شوروى دچار اختلاف و رقابت شدند به طورى كه اين رقابت ها باعث شد كشورهاى جهان در يك جناح بندى كلى در بلوك شرق يا غرب قرار گيرند. در برابر اين جناح بندى و روابط خصم آميز ناشى از آن، برخى از كشورها خواهان بى طرفى خود بودند، ايده «عدم تعهد» نيز در اين شرايط ظهور كرد و پس از چندى باعث تشكيل جنبش عدم تعهد شد.
چهار رهبر سياسى كه مبارزات ضداستعمارى داشتند، يعنى جواهر لعل نهرو (هند)، مارشال تيتو (يوگسلاوى)، احمد سوكارنو (اندونزى) و جمال عبدالناصر (مصر) رهبران مؤسس اين جنبش بودند.
كنفرانس سران جنبش عدم تعهد هر سه سال يكبار در پايتخت يكى از كشورهاى عضو كه رياست جنبش را بر عهده گرفته تشكيل مى گردد. هم اكنون به علت تشكيل اعضاى جنبش از دولت هاى غير متجانس، شرط اساسى جنبش، كه «عدم وابستگى به يكى از ابرقدرتها» است رعايت نمى شود و از ضعف هاى عمده ديگر آن نبود ضمانت اجرايى لازم براى تصميمات جنبش از نظر حقوقى است.42

جنبش نرم افزارى41
اگر جنبش نرم افزارى را از زاويه لغت شناسى بررسى كنيم، از دو مفهوم «جنبش» و «نرم افزار» تشكيل شده است.
الف: جنبش
جنبش، اصالتا يك اصطلاح سياسى است كه در فرهنگ سياسى براى تبيين حركت هاى اجتماعى ـ سياسى به كار مى رود.
اين واژه، در زمينه هاى ديگر به صورت استعاره و به تناسب شباهت هايى كه وجود دارد، با تغييراتى در معنا، به كار برده مى شود. جنبش معمولاً در مواردى به كار مى رود كه وضع موجود در يك زمينه ـ سياسى، فرهنگى، اجتماعى، يا اقتصادى ـ مورد رضايت كامل نباشد، و روند امور در آن حيطه نيز آينده صددرصد اميدبخشى را ترسيم نكند.
در چنين موقعيتى، اين احساس به وجود مى آيد كه بايد حركت و جهت گيرى جديدى رخ دهد تا اوضاع رو به راه شود و كارها در جهت صحيحى به پيش رود. از ويژگى هاى ديگر يك جنبش، اجتماعى بودن آن است. اگر كسى نظريه جديدى عرضه كند، يا حزب جديدى تأسيس نمايد، يا كار جديدى را شروع كند، جنبش ناميده نمى شود.
جنبش مستلزم آن است كه يك حركت، اجتماعى باشد و بخش نسبتا وسيعى از افراد را دربر بگيرد. شايد ديگر ويژگى اين لفظ را بتوان در آن دانست كه در يك جنبش، نظر به هر تحولى نيست، بلكه تحول مثبت است كه جنبش به حساب مى آيد. حركت و تحولى در زمره جنبش ها قرار مى گيرد كه گامى مثبت در جهت آرمان ها و اهداف كسانى باشد كه آن را به وجود مى آورند.
ب: نرم افزار
نرم افزار، در مقابل سخت افزار و از اصطلاحات علوم رايانه وام گرفته شده، و با نوعى استعاره در اينجا به كار رفته است. در علوم رايانه، ابزارهاى كار با رايانه را به سخت افزار و نرم افزار تقسيم مى كنند. «سخت افزار» قسمت ها يا بخش هاى مكانيكى، الكتريكى، و الكترونيكى رايانه است كه جنبه فيزيكى دارد، و «نرم افزار» به دستورالعمل هايى گفته مى شود كه براى به كار بردن، تنظيم، مهار و ايجاد ارتباط ميان اجزاى مختلف سخت افزار استفاده مى شود. در جامعه هم مى توان نيروهاى اجتماعى را به دو بخش تقسيم نمود: بخش هايى كه ابزار يا كالا توليد مى كنند، و بخش هايى كه توليد فكر و نظريه مى كنند. بخش اول در حكم سخت افزار و بخش دوم، كه هدايت گر حركت هاى جامعه است، در حكم نرم افزار است.
در گام بعدى، اين مسئله از يك جامعه نيز فراتر رفته، به كل جوامع و تمدن هاى بشرى در طول تاريخ تسرّى يافته است. بر اين اساس گفته مى شود: در عناصر تمدن ساز، دو بخش از يكديگر قابل تفكيك است: يكى بخش سخت افزارى تمدن كه همان ابزارها، كالاها، فن آورى و تكنولوژى است، و ديگر بخش نرم افزارى تمدن است؛ يعنى فكر، علم و نظريه پردازى.
بنابراين، «جنبش نرم افزارى» را مى توان اين گونه تعريف كرد: يك حركت اجتماعى براى ايجاد تحول مثبت در روند توليد فكر، علم، و نظريه پردازى به منظور برپا ساختن تمدنى بر اساس مبانى حقيقت محور، و در جهت اهداف و آرمان هاى اصيل انسانى. البته ما معتقديم كه آن حقيقت، و اين آرمان، همگى در اسلام ناب محمدى متجلّى مى گردد.43
در حقيقت نهضت نرم افزارى زمينه لازم براى ايجاد جامعه اى آرمانى و مطلوب را فراهم مى آورد. نياز جامعه اين است كه ما به وضعيتى نايل آييم كه ضمن حفظ اسلاميت نظام، كارآمدى، توسعه يافتگى و رفاه اجتماعى نيز در حدى مقبول تأمين شود. تحقق جامعه اى با چنين ويژگى ها بُعد سخت افزارى است كه در پى تحقق نرم افزار آنيم. آنچه امكان تحقق جامعه اى توسعه يافته با ويژگى هاى ياده شده را فراهم مى نمايد، طراحى مهندسى توسعه جامعه است. بنابراين مهندسى توسعه اجتماعى مبتنى بر فرهنگ اسلام، اولين لايه جنبش نرم افزارى است كه جامعه بدان نياز دارد.
گام دوم براى نائل شدن به مهندسى توسعه اسلامى اين است كه بايد اطلاعات و علوم تخصصى، توليد گشته و جامعه به ظرفيتى از توليد علم رسد كه تمامى نيازمندى هاى اطلاعاتى را در مسير توسعه اسلامى پاسخگو باشد. بنابراين نرم افزار مورد نياز در اداره جامعه تنها به توليد علم محدود نمى شود، بلكه بايد توليد علم به طراحى مهندسى اجتماعى بينجامد تا مبتنى بر آن، تنظيم اعتبارات جامعه و تخصيص امكانات به شكلى بهينه و عادلانه ممكن شود.
نهضت نرم افزارى به معناى ياد شده، ضرورتى حتمى براى تحقق آرمان هاى هر جامعه به شمار مى رود؛ چه اينكه جامعه پردازى و توسعه يافتگى مرهون توليد علم و فناورى در هر جامعه است.
كشور ايران پس از انقلاب اسلامى، فصلى نوين از حيات و جوشش خود را آغاز نموده است. بديهى است براى عملى شدن و استمرار آرمان هاى انقلاب و تحقق اهداف آن لزوما نيازمند ظرفيت علمى توانا، آن هم متناسب با اهداف و آرمان هاى خود هستيم. ناگفته نماند كه در صورت كم توجهى به اين مسئله نيز از بعد داخلى و خارجى با محدوديت ها و فشارهايى روبه رو خواهيم شد؛ بدين بيان كه از بعد داخلى، وابستگى علمى، تشابه در الگوهاى توسعه اجتماعى را به همراه خواهد داشت و تشابه در الگوهاى توسعه نيز به حذف دين از عرصه جامعه پردازى و تمدن سازى خواهد انجاميد. در نتيجه، آرمان دستيابى به تمدن اسلامى و پيشتازى در تمدن سازى مبتنى بر فرهنگ اسلام، آرمانى دست نايافتنى و شعارى بى پشتوانه خواهد شد. اين امر افزون بر آنكه سبب تحقق نيافتن مهم ترين هدف انقلاب (يا دست كم يكى از اهداف مهم) مى شود، باعث كم شدن اعتماد مردم به نظام اسلامى و نااميدى آنها از دستيابى به جامعه اى سالم خواهد شد. در صورت بروز چنين فرجام ناخوشايندى، قطعا از درون فرو مى پاشيم.44

جنگ روانى42
جنگ روانى عبارت است از استفاده دقيق و طراحى شده از تبليغات و ابزارهاى مربوط به آن كه منظور اصلى اش تأثيرگذارى بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن يا گروه بى طرف يا گروه هاى دوست است تا موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملى شود. مجموعه اقدامات تبليغى ـ روانى است كه كشورها يا گروه ها براى اثرگذارى و نفوذ در عقايد و رفتار دولتها در جهت مطلوب به پشتيبانى زمينه ها و ابزارهاى سياسى ـ اقتصادى فرهنگى و نظامى انجام مى دهند. صنعت سينما و توليد فيلم هاى ويژه، شبكه هاى راديو تلويزيونى، اينترنت، مطبوعات و خبرگزارى ها و حتى بازى هاى رايانه اى در سالهاى اخير از مهمترين ابزارهاى ايجاد جنگ روانى بوده اند.

جنگ سايبر43
جنگ سايبر عبارت است از انجام يا آماده شدن براى انجام عمليات هاى نظامى مطابق با اصول مربوط به اطلاعات. جنگ سايبر يعنى ايجاد اختلال ـ اگر نگوييم نابودى كامل ـ در سيستم هاى اطلاعاتى و ارتباطى كه دشمن براى «دانستن» خود به آن ها تكيه مى كند؛ يعنى اينكه او كيست؟ كجاست؟ چه كارى را در چه زمانى مى تواند انجام دهد؟ چرا مى جنگد؟ چه تهديداتى در اولويت قرار دارند؟ و غيره...
در جنگ سايبر تلاش مى شود تا همه چيز را درباره دشمن بدانيم و در عين حال نگذاريم او هيچ چيز درباره ما بداند. به بيان ديگر، هدف اصلى در جنگ سايبر به هم زدن «موازنه اطلاعات و دانش» به نفع نيروهاى خودى است به ويژه اگر «موازنه توان رزمى» وجود ندارد. بنابراين در جنگ سايبر مى توان با بهره گيرى از دانش برتر، ضعف سرمايه و نفرات كمتر را جبران كرده و به پيروزى قاطع دست يافت.
جنگ سايبر اشكال متعددى داشته و در آن از انواع فناورى هاى پيشرفته بهره مى جويد. سيستم هاى سلاح هاى هوشمند، ماهواره هاى جاسوسى، پرنده هاى بدون سرنشين با مداومت پرواز بالا، فناورى موقعيت ياب جهانى و غيره نمونه هايى از فناورى هاى مورد استفاده در جنگ سايبر هستند.

جنگ سرد 44
حالت كشاكش سياسى ـ اقتصادى و ايدئولوژيك و مسابقه جنگ افزارى ميان دو يا چند كشور همراه با جنگ روانى و تبليغاتى عليه يكديگر بدون آنكه جنگ يا كاربرد مستقيم جنگ افزارهاى گرم در ميان باشد. اين اصطلاح مربوط به دوران پس از جنگ جهانى دوم تا سال 1978 هست كه كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا رسما پايان دوره جنگ سرد را در نطقى اعلام كرد. در اين مدت، كشمكش هايى بين كشورهاى بلوك شرق (شوروى و كشورهاى اروپاى شرقى) و بلوك غرب (آمريكا و كشورهاى اروپاى غربى) جريان داشت.45

جنگ نرم
شكل جديدى از تهديدات موجود و آتى استكبار جهانى عليه جمهورى اسلامى ايران است كه در آن رسانه ها مهمترين ابزار مى باشند. سرمايه گذارى سالهاى گذشته غرب در راه اندازى و حمايت از رسانه هاى مخالف و فعال شدن بيش از 30 شبكه ماهواره اى و تلويزيونى ضد انقلاب و فعال بودن صدها راديو نظير راديو آمريكا، راديو فردا، راديو آزادى و پخش برنامه هاى شبانه روزى عليه ايران از جمله آنهاست. حمايت از طيف روشنفكران دموكراسى ساز و ارتباط با برخى چهره هاى ضد انقلاب داخلى از ديگر ابزارهاى آنها ست. در جنگ نرم، ايمان و اعتقادات مردم به اسلام، انقلاب و آرمانهاى امام و رهبر انقلاب توسط رسانه هاى ضد انقلاب مورد هدف قرار مى گيرد.

چشم انداز
چشم انداز عبارت است از تصوير مطلوب و آرمان قابل دستيابى جامعه در يك افق زمانى معين بلند مدت كه متناسب با مبانى ارزشى و آرمانى نظام و مردم تعيين مى گردد.

حادثه 11 سپتامبر
انفجار برج هاى دوقلوى سازمان تجارت جهانى در شهر نيويورك آمريكا در روز 11 سپتامبر 2001 ميلادى (20 شهريور 1380). در جريان اين حادثه دو هواپيما به فاصله 20 دقيقه با برج هاى دوقلو برخورد كردند و به دنبال آن اين برجها كه نماد قدرت اقتصادى آمريكا از سالهاى دهه 1970 بودند در كمتر از يك ساعت به تلى از خاكستر و دود و آهن پاره تبديل شدند. اطلاعات منتشر شده در مورد اين حادثه نشان مى دهد كه دولت مردان نومحافظ كار آمريكا (بوش و همكارانش) اين حادثه را از قبل به صورت كاملاً دقيق طراحى كرده بودند تا بهانه اى باشد براى حضور نظامى خود در خاورميانه و تسلط بر منافع نفتى اين منطقه و تأمين امنيت رژيم اشغالگر قدس و محقق نمودن شعار اسرائيل بزرگ (نيل تا فرات).
تحليل گران بزرگى مانند ليندون لاروش آمريكايى و تيرى ميسان فرانسوى و دهها شخصيت ديگر با انجام تحقيقات رسمى و تحليل هاى قوى، ساختگى بودن اين حادثه را اثبات نمودند. از جمله دلايلى كه بر ساختگى بودن حادثه 11 سپتامبر بيان شده موارد زير است:
1. چرا فقط تعداد قربانيان اين حادثه حدود 3 ـ 4 هزار نفر ذكر شده در حالى كه جمعيت موجود در اين برجها به طور معمول حدود 100 هزار نفرند. همچنين هيچكدام از مسئولان و مديران شركت هاى متعلق به ساختمان هاى مركز تجارت جهانى كشته نشده اند و بيشتر آنها همان روز و در ساعت وقوع حادثه در پايگاه نظامى ال ـ فوت با جرج بوش به صبحانه دعوت شده بودند.
2. با وجود اينكه در اين برجها به طور معمول تعداد زيادى از يهودى ها حضور دارند چرا در بين كشته شدگان تعداد آنها بسيار اندك است.
3. پيدا شدن گذرنامه «محمد عطا» يكى از خلبانان حمله كننده به برجها به صورت كاملاً سالم و دست نخورده زير آوارهاى دو برج در حالى كه خود «عطا» كاملاً سوخته و همراه با دو هواپيماى منفجر شده كاملاً از بين رفته است.

خاورميانه45
منطقه خاورميانه در مفهوم كلاسيك آن كشورهاى عربى به عنوان هسته مركزى و كشورهاى كنارى يعنى ايران، تركيه و اسرائيل را در بر مى گيرد. خاورميانه داراى ويژگيهاى يگانه و شاخصى است كه مانند آن را در كمتر منطقه اى از جهان مى توان يافت، در اين منطقه شش نژاد گوناگون در كنار هم زندگى مى كنند. اين منطقه زادگاه سه دين بزرگ اسلام و مسيحيت و يهوديت است و فرهنگ آن بر اصول اسلام بنيان گذاشته شده است.
از ديگر ويژگى هاى مهم خاورميانه مى توان به برخورد قاره هاى اروپا، آسيا و آفريقا در امتداد مديترانه و درياى سرخ اشاره كرد كه در اين ميان نقش كانال سوئز اهميت چشمگير دارد و سبب شده است خاورميانه به صورت گذرگاهى ميان اروپا و خاور زمين عمل كند و نقش ترانزيتى بيابد.
با توجه به اهميت خاورميانه در چرخه قدرت و اقتصاد جهانى و ويژگيهاى برجسته آن از زواياى مختلف، شاهد اثرگذارى فزاينده آن بر نظام تصميم گيرى جهانى هستيم. اين منطقه در بر گيرنده 23 درصد جمعيت جهان است. 30 درصد منابع معدنى از جمله 74 درصد از ذخاير نفت خام جهان، 50 درصد از ذخاير كشف شده گاز طبيعى، 5 درصد كنف، 20 درصد توليدات پنبه، 30 درصد فسفات، 35 درصد قلع، 10 درصد اورانيم و 17 درصد توليد برنج را در دست دارد.
به نظر مى رسد همين شرايط ويژه سبب شده كه كشورهاى غربى به ويژه آمريكا نگاهى ويژه به خاورميانه داشته همواره به آن چشم طمع دوخته باشند كه نمونه آن را مى توان در برنامه ريزى براى تشكيل خاورميانه بزرگ در سال 2001 و پس از شكست آن، تشكيل خاورميانه جديد در سال 2006 مورد مشاهده قرار داد.46

خاورميانه بزرگ46
نومحافظه كاران آمريكايى كه پس از انتخابات سال 2000 در اين كشور به قدرت رسيدند ايجاد نظم هژمونيك (برترى و رهبرى جهانى) ايالات متحده را از رهگذر تشكيل خاورميانه بزرگ (در برگيرنده آسياى ميانه، جنوب غربى آسيا و شمال آفريقا و به عبارتى از مراكش تا بنگلادش) مورد توجه قرار دادند. اين طرح ناظر به اهداف امنيتى آمريكا در حوزه هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى بود و اصلى ترين هدف آن پشتيبانى از اسرائيل و تأمين امنيت سياسى اقتصادى آن بود.
حادثه 11 سپتامبر در سال 2001 و موضوعيت يافتن تروريسم و القاعده، فرصت بسيار مغتنم و مناسبى را براى آمريكا فراهم آورد تا طرح خاورميانه بزرگ و شكل گيرى قرن آمريكايى (قرن 21) را عملياتى نمايد. سردمداران كاخ سفيد براى اجرايى نمودن اين طرح در ابتدا سعى كردند محيط بين المللى را در راستاى اهداف مورد نظر خود سازماندهى كنند كه شامل موارد ذيل بود:
ـ ايجاد اجماع جهانى حول آمريكا براى مبارزه جهانى با تروريسم.
ـ همراه نمودن افكار عمومى جهانيان با سياست هاى ميليتاريستى آمريكا.
ـ مشروعيت بخشيدن به اقدامات سخت افزارى و نظامى آمريكا.
ـ ترسيم چهره منجى گرايانه از آمريكا و توليد قدرت نرم براى اين كشور.
اين اقدامات علاوه بر اينكه ساخت خاورميانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل مى كرد، شرايط را نيز براى برقرارى نظم هژمونيك (برترى و رهبرى جهانى) آمريكا در صحنه بين المللى فراهم مى ساخت.
از اين رو نومحافظه كاران، برنامه نظامى تسخير خاورميانه قديم (افغانستان، عراق، سوريه، لبنان و...) را در دايره طرح ريزى و اقدامات خود قرار دادند تا اهداف و راهبردهاى خاورميانه اى آمريكا را تأمين نمايند. تهاجم نظامى به افغانستان و عراق و ساقط كردن طالبان و صدام، آغاز مرحله اول طرح خاورميانه بزرگ، يعنى دولت سازى در منطقه خاورميانه قديم را معنا بخشيد.
سردمداران كاخ سفيد درصدد بودند در اين مرحله با ساقط كردن دولتهاى شرور، دولتهاى همراه با خود را جايگزين آنان نمايند. اما ديرى نگذشت كه متوجه شدند پروژه دولت سازى نه تنها به شكل گيرى و روى كار آمدن دولت هاى همسو نمى انجامد، بلكه فرصتى را براى اسلام گرايان فراهم مى سازد تا با استفاده از آن، به صورت دموكراتيك، از نردبان قدرت بالا روند.
پيروزى مجاهدين افغان و تشكيل مجلس قانونگذارى اسلامى در افغانستان، پيروزى ائتلاف يكپارچه در عراق و روى كار آمدن دولت اسلامى، پيروزى حزب اللّه در انتخابات پارلمانى لبنان و مشاركت در دولت اين كشور، پيروزى حماس در فلسطين و پيروزى اسلام گرايان شيعه در انتخابات شهردارى استانهاى شرقى عربستان، طرح خاورميانه بزرگ آمريكا را در اولين گام خود با مانع بسيار بلندى مواجه ساخت و معادلاتى را در منطقه رقم زد كه نه تنها با اهداف و راهبردهاى خاورميانه اى نظام سلطه مغايرت داشت، بلكه منافع آنان را نيز به خطر انداخت. از اين رو بازيگران نظام سلطه با رويكردى ارتجاعى به محدوده و موقعيت خاورميانه قديم، طرح خاورميانه جديد را مطرح كردند.
طرح خاورميانه بزرگ در صورت تحقق، اهداف زير را براى آمريكا عينيت مى بخشيد.
1. تأمين منابع نفت مورد نياز آمريكا در دهه هاى آينده: آمريكا روزانه 21 ميليون بشكه نفت مصرف مى كند كه 14 ميليون آن را وارد و 7 ميليون ديگر را در داخل توليد مى كند. و چنانچه با همين روند مصرف خود را ادامه دهد در كمتر از 10 سال با پايان ذخاير نفتى خود (كه حدود 21 ميليارد بشكه برآورد شده) دچار مشكل مى شود. بنابراين تأمين انرژى مورد نياز آمريكا در دهه هاى آينده يكى از مهمترين فاكتورهاى تهديدكننده امنيت ملى اين كشور است.
2. كنترل شريان نفت به عنوان اهرمى براى مهار اروپا و شرق آسيا.
3. حفظ امنيت اسرائيل به عنوان مهمترين متحد استراتژيك آمريكا.
4. ترويج دموكراسى هاى كنترل شده از طريق روى كار آوردن دولت هايى با گرايش به غرب به جاى دولت هاى مستبد منطقه براى مقابله با موج اسلام گرايى و مهار امواج مردمى معترض به حكومت هاى دست نشانده و افزايش سيطره خود بر منطقه.
5. زمينه سازى براى برترى تمدنى: خاورميانه بزرگ مورد نظر آمريكا، محل تلاقى 5 تمدن از 7 تمدن مورد اشاره هانتينگتون است. بنابراين اين منطقه مى تواند خاستگاه اتحاد آتى بر ضد تمدن غرب محسوب شود. لذا آمريكا سعى داشت با حضور در مرزهاى اين 5 تمدن، ضمن كنترل آنها و جلوگيرى از بلوك تمدنى در برابر غرب، شرايط مناسب براى پيروزى تمدن غرب در جنگ آينده كه به گفته هانتينگتون جنگ تمدن ها خواهد بود را فراهم كند.
6. مقابله و مهار اسلام گرايى و بيدارى اسلامى ناشى از صدور انقلاب اسلامى در جهان و به ويژه خاورميانه.
7. ترويج فرهنگ و هنجارهاى مورد نظر غرب با بهره گيرى از ساز و كارهاى تربيتى، آموزشى و رسانه اى به منظور استحاله و هضم بزرگترين مانع تمدنى (تمدن اسلامى) در برابر تمدن غرب.
8. پروسه ايجاد دولت هاى جديد: بر اين اساس آمريكا با استفاده از تعدد قوميت هاى خاورميانه، برنامه ريزى گسترده اى براى تحريك قوميت ها، تجزيه كشورها و تغيير جغرافياى سياسى در خاورميانه بر اساس منافع ملى خود انجام خواهد داد.
در اين راستا كشور مستقل كردستان (شامل بخشهايى از ايران، عراق، تركيه و سوريه) تشكيل خواهد شد كه به عقيده سران نظامى آمريكا چنين كشورى، آمريكايى ترين كشور در گسترده بين بلغارستان تا ژاپن خواهد بود. همچنين كشور عراق به سه كشور كردستان، عربى شيعه و يك كشور سنى تجزيه خواهد شد و ايران نيز بخش قابل توجهى از گستره خود را به كشورهاى جديد موسوم به كردستان، شيعه عرب و آذربايجان متحد واگذار مى كند.

خاورميانه جديد47
«خاورميانه جديد» واژه و عنوانى است كه در سال 2006 از سوى كاندوليزا رايس (وزير امور خارجه آمريكا) مطرح گرديده است. وى در سفر خاورميانه اى خود با اشاره به تحولات منطقه ـ به ويژه عراق و لبنان ـ اين شرايط را درد زايمان خاورميانه جديد ناميد.
خاورميانه جديد در واقع از يك سو ناظر بر شكست طرح خاورميانه بزرگ مى باشد و از سوى ديگر مؤيد تلاش نظام سلطه براى مقابله و مهار خاورميانه اسلامى است. اين طرح نشانگر تغيير رويكرد مجدد آمريكا از خاورميانه بزرگ به محدوده و موقعيت خاورميانه قديم و از جنگ عليه تروريسم به جنگ عليه «بيدارى اسلامى» است.
محوريت خاورميانه جديد، حول رژيم اشغالگر قدس به عنوان مهمترين شريك استراتژيك آمريكا خواهد بود و تضمين امنيت اين رژيم و نابودى تمامى سلاحهايى كه مى توانند اراضى اشغالى را مورد هدف قرار دهند، به عنوان اولين هدف، انتخاب شده است. به خصوص اينكه تمامى كشورهاى منطقه نيز مى بايست اين رژيم جعلى را به رسميت شناخته و در جهت تضمين منافع اسرائيل اهتمام كنند.
در اين طرح، آمريكا مجبور گرديده رويكرد دولت سازى خود در منطقه خاورميانه را متوقف سازد. زيرا از يك سو تلاش آمريكا در منطقه براى گسترش دموكراسى كنترل شده غربى با به قدرت رسيدن اسلامگرايان بى نتيجه مانده و از سوى ديگر كشورهاى مرتجع منطقه نيز اين روند گسترش دمكراسى را در تضاد با منافع داخلى خود احساس مى كنند.
علاوه بر اين، آمريكا نيز براى بازسازى قدرت نرم و نفوذ از دست رفته خود، تقويت نقش دولتهاى مرتجع و همسو را مناسب ارزيابى كرده است؛ به خصوص اينكه مثلث عربى منطقه (اردن، عربستان، مصر) تشكيل خاورميانه اسلامى را بر ضد منافع منطقه اى خود ارزيابى مى كنند. در خاورميانه جديد آمريكا تلاش خواهد كرد از اين فرصت براى متلاشى كردن جبهه ضدصهيونيستى (ايران، سوريه، لبنان، حماس) استفاده نمايد. به خصوص اينكه در طرح خاورميانه جديد مى بايست جبهه ايران و كشورهاى مرتبط با آن به شدت تعديل شود. به گونه اى كه خاورميانه اسلامى با محوريت جمهورى اسلامى معنى نداشته باشد. در چنين حالتى كنترل پيشرفت فن آورى در منطقه و جلوگيرى از پيدايش مواردى چون ايران هسته اى مشكل نخواهد بود.
در خاورميانه جديد مورد نظر آمريكا مى بايست ضمن كنترل صدور نفت و كاهش قيمت آن، احتمال استفاده از اين ماده به عنوان يك اهرم براى وارد آوردن فشار به آمريكا و متحدان استراتژيك آن براى هميشه از بين برود؛ چراكه با افزايش يك دلار به قيمت هر بشكه نفت، آمريكا مى بايست سالانه چهار ميليارد دلار بيشتر براى تأمين نفت مورد نياز خود هزينه كند.
در خاورميانه جديد براى مهار و مقابله با رويكرد اسلام گرايى، ترويج اسلام سكولار از يك سو و تقويت سلفى گرى و گرايش به مذاهب انحرافى و دست ساز از سوى ديگر، مورد توجه قرار مى گيرد.



د ـ ر ـ ژ ـ س ـ ش ـ ص ـ ط

دجال48
عنوان ضد مسيح كه مسلمانان وى را دجال مى نامند حكايت گر شخصى بسيار دروغگو، دغل باز و ستم كار است كه مردم را در آخرالزمان گمراه خواهد كرد. يهوديان او را «آرميلوس» و مسلمانان «صائد بن صيد» و مسيحيان نيز «وحش نشان دار» مى نامند.47

دكترين 49
در لغت به معناى آموزه، مكتب، آئين و عقيده آمده است ولى در سياست به معناى طرز تفكر و خط مشى دولت مردان در امور سياسى به كار رفته است. به مجموعه اقدامات و سياست هاى يك دولت مرد كه جنبه ابتكارى دارد و آثار مهمى برجاى مى گذارد دكترين وى گويند.48
دكترين در زبان يونانى به معناى درس گفتن و آموزش دادن آمده است و در معناى مجازى به مجموعه اى از آگاهى ها كه براى هدايت يك سلسله از اعمال اجتماعى، سياسى، اقتصادى و يا مذهبى و... كه روى حقيقى بودنشان فقط از جهت عملكرد در جامعه تكيه مى شود، اطلاق مى گردد.
به مجموعه اى از مقررات، اصول، نظرات و تزهاى مختلف كه جامعه اى آنها را پذيرفته و به آنها عمل مى شود دكترين گويند. هر گونه تئورى تا زمانى كه به آن عمل نشود فقط در حد نظريه مى ماند ولى از زمانى كه در جامعه اى پذيرفته شد و مردم به آن اعتقاد عملى پيدا كردند و به آن عمل نمودند به دكترين تبديل مى شود.49

دموكراسى
كلمه اى يونانى است و كاربرد اجتماعى ـ سياسى آن به معناى حاكميت مردم يا حق همگان براى شركت در تصميم گيرى در امور همگانى است؛ مردم سالارى، حكومت مردم بر مردم براى مردم. دموكراسى واژه اى است كه از دو لفظ يونانى Demosبه معناى عامه مردم و Kartosبه معناى قدرت، حكومت، اداره امور و حاكميت تشكيل شده است. شرط اساسى دموكراسى، مشاركت سياسى شهروندان براى اتخاذ تصميم است. سه اصل آزادى، برابرى و مشاركت در تصميم هاى سياسى از مبانى دموكراسى است.

دوپينگ50
دوپينگ به معناى استفاده از مواد متعلق به گروه داروهاى ممنوع، محدوده شده و يا استفاده از روش هاى گوناگون غيرمجاز مى باشد كه موجب افزايش كارايى فرد در ورزش مى شود. داروهاى محرك سيستم عصبى مركزى، داروهاى مخدر، برخى استروتيدها و داروهاى ادرارآور و هورمونها از جمله مواد مورد استفاده در دوپينگ است.

ده فرمان بنى اسرائيل
قتل، زنا و دزدى انجام نده، دروغ نگو، چشم طمع به مال و ناموس ديگران نداشته باش، به فكر تصاحب غلام و كنيز، گاو و الاغ و اموال همسايه ات نباش.
اين موارد به تدريج در احكام هلاخايى تغيير يافت و چنين تفسير گرديد: قتل يهودى جايز نيست، اما اگر يهودى، غيريهودى را بكشد مجازات نخواهد شد و فقط گناهكار است! و اگر اسباب قتل او را فراهم آورد، حتى مرتكب گناه نيز نشده است.
مثلاً اگر غيريهودى درون چاه افتاده باشد، فرد يهودى مى تواند نردبان او را بردارد تا از چاه خارج نشود و بر اثر گرسنگى بميرد. زنا عملى زشت و حرام است، اما اگر مرد يهودى به زنى غيريهودى تجاوز نمود ولو آن كه شوهردار باشد، اين عمل زنا محسوب نمى شود. گرفتن بهره پول از يهودى جايز نيست، ولى از غيريهودى واجب است. يهودى اگر توانست مال غيريهودى را تصاحب نمايد اشكالى ندارد ولو اين عمل همراه با فريب آن شخص باشد؛ چرا كه كلاه بردارى در مورد غيريهودى معنايى ندارد. دزدى از اموال غيريهوديان در مواقعى جايز است.
بدين ترتيب ده فرمان، تفسير قومى يافت و آنچه روزگارى باعث تقواى يهوديان مى گرديد پس از ظهور مسيحيت، كاركردى نژادپرستانه پيدا كرد.50

ديپلوماسى 51
روابط ميان دولت ها؛ فن همسازى و هماهنگى در سياست بين المللى كه باعث بهبود و افزايش منافع و امنيت ملى شود و از به خطر افتادن آن جلوگيرى كند؛ روش دستگاه اداره كننده روابط بين المللى و شيوه هاى شخصى كسانى كه مأمور ايجاد اين روابط هستند.51

ديوار براق (ندبه)
ديوار براق نام قسمت جنوب غربى ديوار حرم شريف قدس است. طول آن به حدود 48 متر و ارتفاع آن به حدود 17 متر مى رسد و ارتباط خاص و نزديكى با معراج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از كعبه به مسجدالاقصى دارد؛ زيرا بنابر روايات، براق نام مركبى است كه آن حضرت را به اين مكان مبارك رسانيد. اين ديوار از آن پس ديوار براق نام گرفت. يهوديان مدعى اند كه اين ديوار از بقاياى هيكل سليمان است و در برابر آن به ندبه (گريه) و عبادت مى پردازند.

راديكاليسم 52
افراط گرايى، تندروى. اين كلمه از واژه لاتينى radix به معناى ريشه و بنياد است. در مفهوم عام، راديكاليسم به معناى انديشه و مشى كسانى است كه طرفدار اقدامات قطعى و تند و بنيادى در نهادهاى اجتماعى و سياسى موجود هستند. نوعى گرايش تند كه بر حسب شرايط زمانى و مكانى مختلف، گوناگون خواهد بود.52

راسيوناليسم 53
عقل گرايى، اصالت عقل، خردباورى، بينشى كه معتقد است هر امرى در مورد حقايق اساسى عالم را مى توان به وسيله عقل تبيين كرد. اين مفهوم در فلسفه در برابر آمپريسم يا تجربه گرايى قرار مى گيرد و در كلام در برابر فيدئيسم يا ايمان گرايى است و به اين معنى است كه عقل بر ايمان مقدم است و كليه حقايق دينى بر مبناى عقل اثبات مى پذيرد نه بر اساس ايمان.53
بر اين مبنا دين در جايى حضور و نفوذ دارد كه عقل به آن دست رسى نداشته باشد و چون سياست، دايره نفوذ عقل به شمار مى ايد؛ دين در سياست حق دخالت ندارد. بنابراين در عقل گرايى نقش مرجعيت دينى در زندگى سياسى ـ اجتماعى نفى مى گردد و دين از سياست جدا خواهد بود. راسيوناليسم يكى از اصول اساسى مدرنيته است.

رمانتيك 54
احساس گرايى، تخيلى. التفات ويژه بر شناخت احساسى و شهودى و تأكيد بر اين كه فرايند شناخت تنها از مجراى مغز و ذهن و خرد به دست نمى آيد. (در برابر نگاه خشك و رياضى گونه عقل گرايى و تجربه گرايى دوره روشن گرى).54

ژئوپوليتيك 55
بررسى تأثير عوامل جغرافيايى بر سياست، بررسى رابطه بين جغرافيا و سياست، دانش مطالعه نقش محيط جغرافيايى در تصميم گيرى هاى سياسى.

سازمان بهداشت جهانى 56W.H.O
سازمانى است كه براى دست يابى مردم سراسر جهان به عالى ترين سطح بهداشت تأسيس شده است. از جمله وظايف اصلى آن: وضع مقررات در زمينه قرنطينه، تعيين روش هاى بهداشتى و استانداردهاى مربوط به تشخيص بيمارى ها و ضوابط مربوط به فراورده هاى بيولوژيك و داروها است.55

سازمان ملل متحد57
سازمان ملل متحد مهمترين و گسترده ترين سازمان بين المللى است كه بيش از 170 كشور در آن عضويت دارند و از سال 1945 رسما آغاز به كار كرده است. اهداف اين سازمان طبق ماده 1 منشور اين سازمان عباتند از:
1. حفظ صلح و امنيت بين المللى؛
2. توسعه روابط دوستانه ميان ملت ها بر اساس احترام به اصل برابرى حقوقى و خودمختارى دولت ها؛
3. همكارى اقتصادى و اجتماعى و ترويج احترام به حقوق بشر و آزادى هاى اساسى براى همگان؛
4. بودن مركزى براى هماهنگ سازى اقدامات ملت ها براى نيل به اهداف مشترك.
اركان اصلى سازمان ملل عبارتند از شوراى امنيت، مجمع عمومى، شوراى اقتصادى و اجتماعى، ديوان بين المللى دادگسترى، دبيرخانه، و شوراى قيمومت.56

ساينتيسم58
اصالت علم، علم زدگى، علم پرستى، ناسازگاى با هر علمى كه شالوده ماوراء طبيعى دارد (قطع نظر از ادعاى وحى آسمانى)

سپر دفاع موشكى
استراتژى امنيت ملى آمريكا در قرن 21 مبتنى بر مقابله با تهديدات كوتاه مدت و بلند مدت است. در سند امنيت ملى آمريكا و آخرين نسخه تجويزى با نام «دفاع 4 ساله» (QDR) پنتاگون بر مقابله با تهديدات كوتاه مدت و بلند مدت (ايران و چين) تأكيد كرده است. بنابراين، سيستم سپر دفاع موشكى به عنوان يك سيستم دفاع موشكى در عرصه جهانى (استقرار 2 سيستم در ايالت هاى آلاسكا و كاليفرنيا و يك سيستم در اروپاى مركزى) بيانگر طراحى آمريكا براى مقابله با اين كشورهاست.
اگر چه در اظهار نظرهاى مقامات آمريكايى مبانى رفتارى سياست خارجى اين كشور در حوزه هاى امنيتى مانند سپر دفاع موشكى و گسترش ناتو به شرق را در قالب ايجاد يك رژيم امنيتى جهانى تعريف و تفسير مى كنند و گسترش ناتو و طرح جديد امنيتى را در زمره كارهاى اجبارآميز مى دانند اما روسيه طرح سپر دفاع موشكى راتضعيف نظام بازدارندگى در جهان مى داند كه اين روند موجب ناامن شدن محيط بين المللى خواهد شد.
برنامه دفاع موشكى اى كه نام رسمى آن «برنامه دفاع موشكى ملى» است قرار است يك سپر دفاعى برفراز آمريكا با هدف رديابى و نابودى موشك هاى بالستيكى باشد كه ممكن است از سوى برخى كشورها، امنيت آمريكا را تهديد كند.
بعضى تحليل گران نظامى به خاطر شباهت اين برنامه با برنامه استراتژيك دفاعى آمريكا به نام «جنگ ستارگان» ريگان، آن را «فرزند جنگ ستارگان» ناميده اند. بر اساس برنامه پيشنهادى، آمريكا مى خواهد با به كارگيرى رادار و ديگر تسهيلات ارتباطى ماهواره اى و پايگاه هاى زمينى كه بعضى از آنها در بريتانيا و گرينلند و همچنين لهستان و جمهورى چك مستقر خواهند شد، يك سيستم هشداردهنده اوليه را براى حفاظت از خود بوجود آورد.
اهداف آمريكا از استقرار سپر دفاع ضد موشكى در موارد ذيل جاى مى گيرد:
1. خلع سلاح توان استراتژيك روسيه كه با اهداف تحريك كشورهاى منطقه صورت مى گيرد و پيامد آن ورود ناخواسته روسيه به رقابت تسليحاتى است تا در برآوردى ميان مدت در كمتر از يك دهه، بنيه اقتصادى روسيه تحليل رود.
2. تلاش براى جداسازى مناطق پيرامون روسيه (خاور نزديك، اروپاى شرقى، قفقاز و آسياى مركزى) از دامنه نفوذ مادى و معنوى آن كشور، اگر چه پروسه سياسى، اين روند را در قالب انقلاب هاى رنگين با هدف تغيير نظام منطقه در دستور كار خود قرار داده است.
3. اثبات كارايى سامانه سپر دفاع ضد موشكى با هدف توجيه مالى و ضرورت امنيتى ايجاد اين سامانه در نظام جهانى؛ زيرا ايالات متحده آمريكا طرح هاى مختلفى مانند زئوس، چتر امنيتى و جنگ ستارگان را دنبال كرده است كه البته به دليل عدم پذيرش جهانى و هزينه هاى سرسام آور آن عملياتى نشد.
4. با توجه به فضاى جديد روسيه دوران پوتين ـ كه با رشد ثبات سياسى و اقتصادى همراه بوده است ـ احتمال احياى قدرت سياسى سنتى روسيه در كشورهاى آسياى مركزى و قفقاز و اروپاى شرقى وجود دارد بنابراين، استقرار اين سيستم مى تواند تهديدات بالقوه روسيه را كاهش دهد و حساسيت كشورهاى مخالف كرملين را نيز تشديد كند.
5. به نظر مى رسد تعريف آمريكا از ايجاد رژيم امنيتى، تعميم نرم و هنجارهاى داخلى آمريكا به ساير كشورهاست. طرح سپر دفاع موشكى آمريكا نيز انعكاس بعضى تمايلات سياست داخلى دولتمردان (نئومحافظه كار) آمريكا به ساير كشورهاست كه در صورت اجرايى شدن اين پرونده به طور كامل، موفقيت نسبى در اين مسير بوده است.57

سرزمين شير و عسل
منظور سرزمين قدس است بنابر آنچه در عهد عتيق ذكر گرديده است.
نكته مهم در اين مورد، نوشته «ناتانيل كروچ» در كتاب «دو سفر به قدس» است كه در سال 1704 ميلادى به رشته تحرير در آمده و نمونه بارز صهيونيزم غيريهودى است كه در قرن 18 پديدار گرديده است. وى در اين كتاب با طرح سخن «تبديل شدن فلسطين به يك بيابان بى آب و علف» در بيان علت آن مى نويسد:
سرزمين قدس بنابر آنچه در عهد عتيق ذكر گرديده است «سرزمين شير و عسل» بوده اما وضعيت امروز فسلطين نقطه مقابل تعريفى بود كه در تورات مقدس از آن ياد شده است و تنها دليل اين وضعيت اسف بار، گرفتن اين سرزمين از دست صاحبان اصلى آن يعنى يهوديان است. كروچ تنها شرط تبديل مجدد سرزمين قدس به سرزمين شير و عسل را بازپس گيرى آن توسط يهوديان مى داند. 58

سكولاريسم59
سكولر يعنى دنيوى يا آنچه مربوط به جهان خاكى است و از كلمه سكولوم به معناى امور دنيوى مشتق شده است. سكولاريسم يعنى دنياپرستى يا اعتقاد به اصالت امور دنيوى. مترادف هاى آن عبارتند از عرفى شدن، دنياپرستى، جدا انگارى دين و دنيا، غيرمقدس و... . فرد و جامعه سكولار به امر مقدس اعتقاد و اعتنا ندارد.

سلفى گرى (وهابيت)
«تقى الدين احمد بن عبدالسلام» معروف به «ابن تيميه» عالم حنبلى مسلك اهل سنت را پدر فكرى و معنوى سلفى گرى ناميده اند. او در سال 661 هجرى قمرى در شام به دنيا آمد و به سال 728 در زادگاهش وفات يافت. وى به هنگام مرگ در زندان به سر مى برد.
ابن تيميه انسانى عقل ستيز و خواهان كنار نهادن عقل يا همان «حجت باطنى پروردگار» از تمامى شئون زندگى بود. او اعتقاد داشت كه وظيفه ما تنها «تقليد از سلف صالح» است. از اين رو تمامى مظاهر زندگى جديد را نفى مى نمود. «سلف» (در مقابل خلف) به معنى متقدم و سابق است و در اصطلاح، به علماى اسلامىِ سه قرن اول هجرى گفته مى شود.
او معتقد است كه مسلمانان بايد هر گونه روابط خود را با كفار قطع كنند. وى برخورد تبعيض آميز و نژادپرستانه را هم روا دانسته و مى گويد: آزار غير مسلمانان مجاز است. حتى پا را از اين نيز فراتر نهاده و اظهار مى دارد كه خون غير مسلمان، منافق و كافر هدر و ريختن آن حلال است.
نكته اصلى در تعريفى است كه ابن تيميه از مسلمان و كافر ارائه مى نمايد. او هر كه از مرام و مسلك وى پيروى نكند را در زمره منافقين و كفار قرار مى دهد. اين مسأله در مورد تشيع حالتى جدى تر به خود مى گيرد. ابن تيميه ـ كه پيروانش به وى لقب «شيخ الاسلام» داده اند ـ معتقد است كه شيعيان، شرور، پيرو هواى نفس و اهل بدعت اند. كفر ايشان عظيم تر و گناهشان بزرگتر از كفار اصلى بوده، قتل آنها از خوارج نيز واجب تر است.
عقايد افراطى ابن تيميه مخالفت گسترده اى را در ميان علماى اسلامى ـ حتى اهل سنت ـ برانگيخت. بسيارى از پيشوايان اهل سنت بر فساد افكار و اقوال وى تصريح نموده اند؛ تا جايى كه «محمد بخارى حنفى» از علماى بزرگ اهل سنت وى را تكفير كرده و حتى از اين نيز فراتر رفته و اظهار داشته است كه «هر كس ابن تيميه را شيخ الاسلام بخواند، كافر است» اين مخالفت گسترده سبب انزواى انديشه هاى او گرديد.
پس از گذشت پانصد سال از مرگ وى، مرام او توسط شخصى به نام «محمد بن عبدالوهاب نجدى» حياتى دوباره يافت و تفرقه اى عظيم در جهان اسلام پديد آمد. محمد بن عبدالوهاب از علماى حنبلى مسلك قرن دوازدهم هجرى است. او را به درستى احياگر آراء و انديشه هاى ابن تيميه دانسته اند. به عنوان نمونه وى معتقد است كسانى كه فرشتگان و پيامبران و اولياء الهى را شفيع قرار داده و بدان وسيله نزد پروردگار تقرب جويند، خون و ناموسشان حلال و قتلشان جايز است. از اين رو اظهار مى دارد كه هر كس در كفر شيعه شك كند كافر است.
پيروان محمد بن عبدالوهاب خود را «سلفى» مى دانند. اگر چه مخالفان، آنها را «وهابى» مى نامند. آنان در نام گذارى نيز از ابن تيميه تبعيت نموده اند. او روش خود را سلفى گرى نام نهاد و ادعا كرد كه مسلمانان از سيره سلف صالح خارج شده و داخل در شرك گرديده اند.
از نظر وهابيون نيز هر كس پيرو مرام و مسلك آنان نباشد مشرك و مهدورالدم است؛ هر چند مؤمن و مقيد به قرآن، سنت پيامبر، جهاد با دشمنان اسلام و ايثار در راه خدا باشد. از اين رو به آنان «تكفيرى» يا «جهادى» مى گويند؛ يعنى كسانى كه ديگران را تكفير نموده، جهاد عليه آنان را واجب مى شمارند. مبانى فكرى و باورهاى خشونت گرايانه وهابيون جهادى موجب شده است نه تنها شيعيان، كه اهل سنت نيز از اقدامات تروريستى آنان در امان نباشند.
در عين حال بايد توجه داشت كه همه وهابيون داراى چنين عقايد افراطى نيستند. به طور كلى وهابيت به دو دسته تقسيم مى شود: سلفيون افراطى و روشنفكران ميانه رو. گروه اخير از وهابيون ـ كه شمار آنان نيز رو به افزايش است ـ ضمن رد عقايد سلفيان و پذيرش ديگر فرق اسلامى، مخالف با خشونت و قائل به گفتگو و تعامل دوستانه اند.
برخى از صاحب نظران و محققين تاريخ وهابيت تصريح نموده اند كه اصل اين مذهب و تأسيس آن در جزيره العرب به دستور مستقيم وزارت مستعمرات انگلستان بوده است.59 فارغ از اين، كاملاً مشهود است كه ايالات متحده و رسانه هاى غربى ـ خصوصا در سال هاى اخير ـ به صورت گسترده اى تلاش كرده اند تا سلفيون را نمايندگان واقعى اسلام معرفى نمايند.
وهابيت تكفيرى كه در حال حاضر القاعده و فتح الاسلام از گروه هاى معروف آنان به شمار مى روند، قتل و غارت و انجام اقدامات تروريستى را براى خود تكليف الهى و عين ثواب قلمداد مى كنند. ترور برخى از علماى بزرگ اهل سنت، نسل كشى شيعيان در افغانستان، تخريب حرم امامان شيعه عليهم السلامدر عراق، انفجار پل كاظميه بغداد، جنايات عبدالمالك ريگى در ايران و... بر همين مبناى فكرى صورت پذيرفته است.60

سلولهاى بنيادى60
سلولهاى بنيادى سلولهايى هستند با دو ويژگى مهم كه آنها را از انواع ديگر سلولها جدا مى كنند.
1. اين سلولها، سلولهايى غيرتخصصى و تمايز نيافته هستند (يعنى عمل خاصى را مانند سلول هاى عضله قلب يا سلولهاى عصبى يا سلولهاى غدد ترشحى انجام نمى دهند) و در عين حال قدرت بازسازى و احياى خودشان را از طريق تقسيم سلولى دارا هستند.
2. اين سلولها تحت شرايط آزمايشگاهى يا فيزيولوژيكى خاص مى توانند به سلولهايى با كاركرد تخصصى تبديل شوند مانند سلولهاى عضله قلب كه توانايى تلمبه كردن خون را دارند يا سلولهاى توليد كننده انسولين در غده لوزه المعده يا سلولهاى عصبى كه پيام هاى عصبى را به مغز يا از مغز به اعضا منتقل مى كنند.
كشف اين سلولها تحولى بزرگ در حوزه علوم زيستى است. اين سلولها و دانش جديد مربوط به آنها به دانشمندان اين امكان را مى دهند كه درمان «سلول محور» را در درمان بيمارى ها برگزينند. بدين معنا كه سلولهاى بنيادين را به سمت تبديل شدن به سلولهاى بافت هاى آسيب ديده هدايت كنند و سپس آنها را در بافت هاى آسيب ديده پيوند زنند.
به عنوان نمونه در موارد سكته قلبى كه قسمتى از عضله قلب حيات خود را از دست داده و از رده فعاليت خارج مى شود با استفاده از اين سلولها و كاشتن آنها در قلب آسيب ديده مى توان توانايى انقباضى عضله قلب را احيا كرد يا با كاشتن اين سلولها در پرده صفاق و توليد غضروف، ناى آسيب ديده را درمان نمود.

سوسياليسم 61
جامعه باورى، سياستى كه هدف خود را مالكيت يا نظارت كل اجتماع بر ابزار توليد(سرمايه، زمين و...) در جهت تأمين منافع همگانى قرار مى دهد و يا از آن حمايت مى كند. بر خلاف مكتب كاپيتاليسم كه بر فرد و منفعت فردى اهتمام دارد، اين انديشه بر جمع گرايى و سود همگانى تأكيد مى كند. مؤلفه اصلى سوسياليسم ترجيح جامعه بر فرد و سود همگانى بر سود فردى و مالكيت خصوصى است.61

سيا 62CIA
سازمان مركزى اطلاعات و جاسوسى آمريكا كه در سال 1947 تأسيس شد و با شبكه بسيار وسيع و گسترده در عمليات هاى جاسوسى و براندازى و توطئه و ترور در سراسر جهان به ويژه در كشورهاى جهان سوم دخالت دارد. اين سازمان يكى از بازوهاى اصلى سياست خارجى آمريكا است.
از جمله مشهورترين عمليات هاى توطئه گرانه سيا، كودتاى 28 مرداد 1332 در ايران و كودتاى 1973 شيلى عليه حكومت مردمى آلنده است.

شبيه سازى 63
اصطلاح همانندسازى يا كلونينگ به روندى اطلاق مى شود كه در آن بر خلاف روند طبيعى توليد مثل دو والدى، از نقشه ژنتيكى يك جاندار براى توليد موجود ديگر استفاده مى شود به گونه اى كه جاندار توليد شده از لحاظ ژنتيكى كاملاً مشابه والد خود است. همانند سازى پديده جديدى نيست. دوقلوهاى همسان، نوعى موجودات همانندسازى شده به شمار مى روند؛ زيرا از يك سلول، دو سلول مشابه ايجاد مى شود كه ذخيره ژنتيكى كاملاً يكسانى دارند. دوقلوهاى همسان مى توانند از تمام اعضاى بدن يكديگر براى پيوند موفق اعضا استفاده كنند.
بنابراين، متداول ترين نوع همانندسازى همين شكل جنينى است كه طى آن يك سلول تخم به دو سلول تقسيم مى شود و هر كدام از دو سلول جديد، در صورت قرار گرفتن در رحم مادر و طى دوران جنينى، انسانى مشابه ديگرى ايجاد خواهد كرد. مى توان يكى از اين دو سلول را در حالت انجماد حفظ كرد و سال ها بعد، در صورت تمايل والدين، در رحم مادر گذاشت. به اين ترتيب، فرزندان خانواده كاملاً به هم شبيه مى شوند و تنها از لحاظ سنى با يكديگر اختلاف مى يابند.
در نوع ديگر همانندسازى، از سلول بالغ استفاده مى شود. يعنى هسته يك سلول لقاح يافته را خارج كرده و هسته سلول بالغى را به جاى آن قرار مى دهند. هر يك از سلول هاى بدن انسان اطلاعات لازم براى ساخت انسان ديگر را در خود دارد، اما سلول هاى هر بافت فقط از اطلاعات مربوط به فعاليت همان بافت استفاده مى كنند.
براى مثال، سلول پوست، با وجود برخوردارى از تمام اطلاعات ژنتيكى يك انسان كامل، تنها از داده هاى مربوط به بافت پوست استفاده مى كند و ژن هاى مرتبط با ساير بافت ها خاموش هستند. هر گاه هسته اين سلول بالغ در داخل تخم لقاح يافته قرار داده شود، ژن هاى خاموش، فعال مى شوند و انسانى با مشخصات ژنتيكى فرد بالغ توليد خواهند كرد. پس از تعويض هسته و تثبيت آن با كمك مواد شيميايى و جريان الكتريسيته، سلول تخم در داخل رحم مادر قرار داده مى شود. جنين حاصل، ديواره سلولى و مواد داخل آن ـ به جز هسته ـ را از مادر دريافت كرده است و پس از طى دوره نه ماهه باردارى، به روش زايمان طبيعى يا سزارين به دنيا خواهد آمد.
نوع سوم شيبه سازى شيوه درمانى آن است. كاربردهاى پزشكى اين روش بسيار است. برخى از سلول ها، مانند سلول هاى عصبى، خاصيت تكثير خود را پس از بلوغ از دست مى دهند. با استفاده از روش سوم همانندسازى مى توان چنان برنامه ريزى كرد كه سلول پوست فردى كه نياز به سلول عصبى دارد، سلول عصبى بسازد. بدن اين فرد هيچ گاه چنين سلولى را در پيوند پس نخواهد زد؛ زيرا از لحاظ خصوصيات ژنتيكى دقيقا يكسان هستند.
بسيارى از دانشمندان هدف از همانندسازى را به نتيجه رساندن نوع سوم آن، يعنى شبيه سازى درمانى، مى دانند. روشى كه در آن مى توان سلولهايى براى مبتلايان به بيمارى هاى مرگبار ساخت، سلول هايى كه ديگر با تهاجم بدن بيمار مواجه نمى شوند؛ چرا كه از نظر ژنتيكى كاملاً مشابه سلول هاى خود فرد هستند. چند سلول از بدن فرد مبتلا به ديابت گرفته مى شود و هسته اين سلولها به جاى هسته يك سلول تخم قرار مى گيرد. اگر سلول تخم حاصل را در آزمايشگاه رشد دهيم، در ميان سلول هاى به وجود آمده، انواعى از سلول به نام سلول هاى بنيادى يافت خواهند شد. سلول هاى بنيادى از قابليت تبديل به بافت هاى مختلف بدن برخوردار هستند. در فرد مبتلا به بيمارى قند، دانشمندان، سلول هاى بنيادى را به سلول هاى سازنده انسولين تبديل مى كنند. جايگزين كردن سلول هاى مذكور در بدن بيمار سبب بهبود وى خواهد شد.
از جمله كاربردهاى مفيد همانندسازى اين است كه ژن مورد نظرمان را از سلول يك موجود زنده خارج كنيم و در داخل سلول ديگرى جاى دهيم. براى مثال، ژن توليد شير در گاو را جدا كنيم و آن را درون سلول يك مخمر تك سلولى فعال كنيم. در نتيجه، براى توليد شير، نيازى به نگهدارى حيوان بزرگى با جثه گاو نيست و يك تك سلولى كوچك كار ترشح شير را انجام خواهد داد. اين روند در صنايع غذايى انقلاب بزرگى ايجاد خواهد كرد.
توليد انسان هاى همانندسازى شده مشكلات اجتماعى و روانى بسيارى را به دنبال خواهد داشت. اين بچه هاى به اصطلاح ماشينى، پدر يا مادرى نخواهند داشت و موجوداتى منزوى و مبتلا به انواع اختلالات روانى و شخصيتى خواهند بود. حتى ممكن است پدر و مادرانى كه فرزند خود را در حادثه اى از دست مى دهند قطعه اى از بدن كودك خود را به دست متخصصان ژنتيك بسپارند تا كودكى همانند فرزند فوت شده توليد كنند. اما همين موجود كپى شده براى والدين خود مشكلات عاطفى فراوانى ايجاد خواهد كرد. آنان با ديدن كودك تازه، به ياد فرزند از دست رفته خود مى افتند و دچار غم و اندوه مى شوند و اين تضاد عاطفى آنان را گرفتار مشكلات روحى خواهد كرد.
از ديگر كاربردهاى مثبت همانندسازى، نجات نسل حيوانات در حال انقراض است. با شبيه سازى چنين حيواناتى مى توان در حفظ گونه هاى كمياب كوشيد. همچنين همانندسازى نويدى براى بسيارى از زوج هاى نابارور است. اگر يكى از زوج ها حامل ژن عامل بيمارى لاعلاجى باشد، مى توان با كمك اين روش از انتقال آن به فرزند خانواده جلوگيرى كرد.62
شوراى امنيت سازمان ملل
يكى از اركان اصلى سازمان ملل متحد است كه مسئوليت اصلى آن حفظ صلح و امنيت بين المللى است. شوراى امنيت، يك ارگان اجرايى كوچك با عملكرد مداوم است كه قادر است به هنگامى كه صلح و امنيت بين المللى مورد تهديد قرار گرفت، تصميمات سريع و مؤثر اتخاذ نموده، مكانيزم اجباركننده پيش بينى شده در فصل 7 منشور ملل متحد را به كار اندازد.
شوراى امنيت مركب از 15 عضو دائم و غيردائم است. چين، فرانسه، روسيه، انگليس و آمريكا اعضاى دائم شورا هستند كه از حق وتو برخوردارند. اعضاى غير دائم به وسيله مجمع عمومى به شكل زير انتخاب مى شوند: دولتهاى آسيايى، آفريقايى 5 عضو، آمريكاى لاتين 2 عضو، اروپاى شرقى 1 عضو، اروپاى غربى 1 عضو، اقيانوسيه و ساير دولتها 1 عضو.
رياست شورا به ترتيب نوبت و بر حسب حروف الفباى انگليسى نام كشور عضو شورا است و دوره رياست هر يك نيز 1 ماه است.63

صهيونيسم مسيحى64
آنچه امروز از آن با عنوان صهيونيسم مسيحى ياد مى شود، يكى از جريان هاى مهم و مؤثر در مذهب پروتستان است كه ريشه هاى تاريخى و اعتقادى آن به قرن نوزدهم ميلادى (و به روايتى به قرن 16 و زمان مارتين لوتر) باز مى گردد. جريان سياسى دينى صهيونيسم مسيحى براى اولين بار توسط كليساى انگلستان در اواخر قرن نوزدهم ميلادى تحت تأثير عقايد جان نلسون انگليسى شكل گرفت. اين جريان به تدريج در قرن بيستم با هدف عملى نمودن خواسته هاى مسيح و نيز عملى نمودن پيش گويى هاى انجيل، قدرت و جايگاه مستحكمى يافت، به گونه اى كه هم اكنون از جريان هاى مطرح آمريكا به شمار مى رود و طى دو دهه گذشته توانسته است نقش بسيار مهمى در روند تصميم گيرى سياسى در آمريكا ايفا نمايد.
صهيونيسم مسيحى با تأسى از خاستگاه فرقه اى و آموزه هاى دينى، اهميت فوق العاده اى براى دعوت پيروان ديگر مذاهب به مسيحيت قائل است و فعاليت هاى گسترده اى را در اين زمينه سامان داده است. اين جريان از اجزاء مهم لابى طرفدار اسرائيل در آمريكا است. مبناى حمايت پيروان اين جريان از اسرائيل، عقايد دينى خاص آنها است؛ بر همين مبنا، آنها مانند صهيونيست ها و جناح راست در رژيم اسرائيل، حقوق ملى مردم فلسطين را نفى مى كنند به همين دليل از آن ها با عنوان صهيونيسم مسيحى ياد مى شود. هسته مركزى پيروان اين فرقه مطلق گرا معتقد به نبرد دائم بين خير و شر است. بازگشت دوم مسيح در آخرالزمان پس از جنگ و ويرانى از ديگر مبانى اعتقادى صهيونيسم مسيحى است. مهمترين ديدگاه هاى اين جريان كه قريب 70 ميليون نفر به آن معتقدند عبارتند از:
1. يهوديان «قوم برگزيده» خدا هستند و خدا اين حق را به آنها داده است كه نه تنها بر فلسطين بلكه بر منطقه گسترده تر، از مصر تا عراق امروزى (نيل تا فرات) با عنوان اسرائيل بزرگ، تسلط داشته باشند.
2. ايجاد يك كشور يهودى در فلسطين به عنوان پيش شرط ضرورى براى رجعت عيسى به زمين.
3. اعتبار يهوديت به عنوان اصل مسيحيت: مسيحيان مسيحيت را تكامل يهود مى دانند، اما صهيونيسم مسيحى معتقد است كه يهوديت اصل مسيحيت است و مسيحيت ناسخ يهوديت نيست.
4. ضديت شديد با اسلام: معتقدند براى ظهور دوم مسيح بايد با مسلمانان جنگيد و آنان را از بين برد، البته اين گروه به حوادثى ديگر نيز اشاره دارند كه پيش از ظهور مسيح بايد عملى گردد از جمله انهدام دو مسجد ـ الاقصى و صخره در بيت المقدس و بناى معبد بزرگ سليمان.
5. جنگ مقدس يا آرماگدون به رهبرى آمريكا و انگليس كه منجر به كشتار حدود 500 ميليون نفر از مردم كره زمين و ظهور دوم مسيح مى شود.
6. معرفى بوش به عنوان ناجى و حك كردن نام شمشير مقدس روى بدنه موشك هاى بالستيك.
7. تمامى اين حوادث پس از سال 2000 حتما به وقوع مى پيوندند.

صهيونيسم65
صهيونيسم، مأخوذ از صهيون (Zion) به معناى كوه خشك و پر آفتاب، نام تپه اى است در جنوب غربى شهر قدس در سرزمين فلسطين، كه در برخى از متون دينى يهوديان، آمده است كه منجى قوم يهود، پس از ظهور از همين كوه، قدرت مطلقه فرزندان اسرائيل (حضرت يعقوب عليه السلام) را بر تمام اقوام و ملل جهان مسلط مى سازد.
صهيونيسم جنبشى يهودى است كه از اواخر قرن 19 پديد آمد و به دنبال تحقق «دولت يهود» و آموزه هاى عهد عتيق و به ويژه كتاب فقهى آنان، «تلمود» است. اين مسلك بيشتر به صورت نهضتى سياسى مطرح است كه طرفدار سلطه و نفوذ يهوديان بر اقوام و ملل ديگر است و پايبند برنامه هاى مذهبى يهود نيست.

طرح
به پيشنهادى كه حداقل از طرف 15 تن از نمايندگان مجلس يا شوراى عالى استان ها براى تصويب به صورت قانون به مجلس ارائه شود طرح مى گويند.



ع ـ غ ـ ف ـ ق ـ ك ـ گ ـ ل

عروسك باربى
عروسك باربى، اسم خلاصه شده باربارا، دختر كوچك رئيس كمپانى متل، يعنى آقاى هندلر بود كه تقريبا از سال 1959 وارد بازار گرديد. باربى به زودى و با بهره گيرى از ابزار رسانه اى صهيونيست ها در صف اول عروسك ها جاى گرفت و فروش فوق العاده اى كرد. به گونه اى كه تا سال 2004 ميلادى بيش از يك ميليارد عروسك باربى در حدود 140 كشور جهان به فروش رفته و در اروپا و آمريكا بيش از 90% دختران بين سنين 10ـ3 سال صاحب حداقل يك عروسك باربى اند.64
جالب توجه است كه طراح باربى، «جك رايان»، كارمند ارشد پنتاگون و طراح موشك اسپارو و هاوك بود.
به نظر مى رسد موشك هاى فرهنگى و عقيدتى، تخريبى به مراتب بيشتر از موشك هاى نظامى به بار مى آورند.
در روش هاى تعليم و تربيت، مهمترين و كليدى ترين عامل، بحث «الگوسازى» است و هر سن و هر جنس، الگوى خاص خود را برمى تابد. در اين ميان، مهمترين سن، دوران كودكى است و در اين ميان عروسك و اسباب بازى، بر تكوين و شكل گيرى شخصيتى كودكان به ويژه دختر بچه ها نقش اساسى دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براى جلوگيرى از انحطاط هر ملت، يكى از راههاى مؤثر، دور داشتن دختران و زنان آن ملت از هر گونه انحراف است.

عهد قديم66O.T
عهد قديم، شامل 39 كتاب است كه در دوره اى بيش از هزار سال قبل از ميلاد مسيح نوشته شده است. يهوديان و حتى بيشتر مسيحيان آن را مقدس مى شمارند و معتقدند كه آن، الهام خداوند بر نويسندگان كتاب مقدس است. عهد قديم به سه بخش تورات (فرمان يا قانون)، نبوديم (انبيا) و كتوبيم (مكتوبات) تقسيم مى شود.
تورات شامل پنج كتاب (پنتاتوك Pentateaque) حضرت موسى عليه السلام است كه در مدت 40 سال بر وى وحى مى شد و شامل اسفار پنجگانه پيدايش، خروج، لاويان، اعداد و تثنيه است. اسفار پنجگانه محتوى مضامين تاريخى بيش از 2500 سال، از آغاز خلقت تا نبوت موسى و مشتمل بر احكام و قوانين شريعت يهود است.
نبوديم نيز به دو بخش انبيا متقدم و متأخر تقسيم مى شود كه به ذكر حكاياتى در باب آنان مى پردازد.كتوبيم نيز شامل اسفار مزامير داوود، امثال سليمان، مراثى ارميا، جامعه سليمان، غزل هاى سليمان، تواريخ اول و دوم، دانيال، عزرا، محيا، رووت، ايوب و استر است.65
غنى سازى اورانيوم
اورانيم خالص طبيعى كه به صورت كيك زرد درآمده براى استفاده از نيروگاه هاى اتمى مناسب نيست. زيرا فقط 7/0% آن از نوع اورانيم شكافت پذير (235ـU) و 3/99% آن از نوع سنگين تر (238ـU) است كه شكافت پذير نمى باشد. سوخت اتمى بيشتر نيروگاه هاى اتمى بايد حدود 3% اورانيم 235-U داشته باشد. بنابراين بايد از طريق روشهاى خاص اين دو ايزوتوب ـ كه در اورانيم خالص طبيعى وجود دارند ـ از يكديگر جدا شوند تا غلظت اورانيم 235 به 3% برسد.
براى جداسازى دو ايزوتوپ 235-U و 238-U ابتدا اورانيوم با كمك فلوئور به گاز هگزافلوئوريد اورانيم يا UF6 تبديل مى شود سپس گاز UF6 از سانتريفوژهاى بسيار سريع عبور داده مى شود. در اين دستگاه ها نيروى گريز از مركز، اورانيم سنگينتر (238-U) را به سمت ديواره هاى دستگاه مى راند و غلظت 235-U در مركز دستگاه افزايش مى يابد. بدين ترتيب 235- Uاز 238-U جدا مى گردد و با عبور از واحدهاى سانتريفوژ متعدد و مرتبط با هم، مرتب بر غلظت 235- Uافزوده مى شود تا به حد 3% و بالاتر از آن برسد. اين عمل را غنى سازى گويند.66

فائو 67FAO
سازمان خاروبار و كشاورزى ملل متحد كه كمك به گسترش اقتصاد جهانى و تقويت رفاه عمومى دو هدف عمده آن است و به منظور دستيابى به آنها فعاليتهاى زير توسط آن انجام مى شود.
1. بالا بردن سطح تغذيه و استانداردهاى زندگى مردم؛
2. اصلاح توليد و توزيع محصولات غذايى و كشاورزى؛
3. بهبود وضع جمعيت روستايى.67

فمينيسم 68
اين واژه از ريشه Feminie به معناى «زنانه» و «مادينه» است، معادل اين واژه در فارسى زن گرايى، زن باورى و زن آزادخواهى است. در تعريف اين واژه دو معناى زير ذكر شده است:
1. نظريه اى كه معتقد است زنان بايد به فرصتها و امكانات مساوى با مردان در تمامى جنبه هاى سياسى ـ اقتصادى و اجتماعى دست يابند. معادل هاى فارسى اين معناى فمينيسم، زن گرايى، زن باورى و زن سالارى است.
2. جنبش هاى اجتماعى كه تلاش مى كنند تا اعتقاد و باور فوق را نهادينه كنند. معادل هاى فارسى اين معنا عبارتند از نهضت زنان و نهضت آزادى زنان.
تمام فمينيسم ها دو مؤلفه مشترك دارند:
الف. زنان تحت ظلم و تبعيض قرار گرفته اند و اين ظلم و تبعيض ريشه در جنسيت آنها دارد.
ب. اين ظلم و تبعيض اصالت ندارد و بايد از بين برود.68
مهمترين آرمان و هدف فمينيسم، رفع تبعيض و ستم از زنان در همه جنبه هاى حقوقى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و دينى است. برخى از مطالبات اصلى فمينيسم را در سه قرنى كه از پيدايش آن مى گذرد به طور كلى مى توان در موارد ذيل خلاصه كرد:
1. حق رأى زنان همپاى مردان در مسائل سياسى ـ اجتماعى.
2. امكان تحصيل براى زنان مانند مردان بدون محدوديت.
3. حق اشتغال و دستيابى زنان به كار و كسب درآمد و انواع مشاغل اجتماعى.
4. ملزم نبودن زنان به اطاعت از شوهران.
5. آزادى سقط جنين براى زنان.
6. لغو قوانين سخت گيرانه نسبت به فاحشگى زنان.
7. ضرورت رهايى زنان از انقياد مردان چه در زندگى مدنى و چه در زندگى خصوصى به عنوان همسر يا مادر.
8. لزوم آزادى زنان از انقياد جنسى در برابر مردان و استفاده زنان از همجنس گرايى به جاى تشكيل خانواده سنتى.
9. اقدام دولت براى تأسيس مراكز نگهدارى از كودكان و برداشتن بار تربيت فرزند از دوش مادران.
10. ضرورت تجديد نظر در نگرشها و قوانين دينى مربوط به زنان.
11. برخوردارى يكسان فرزندان مشروع و نامشروع از حقوق.
12. برترى جنس زن بر جنس مرد به دليل برخى ويژگى هاى ممتاز روحى در زنان مانند تنفر از جنگ. (پژوهش هاى قرآنى (فصل نامه) شماره 48، ص 19-18، مقاله خانواده از منظر فمينيسم و قرآن؛ احمد آقايى زاده).

قُبة الصخره
گنبدى كه قديمى ترين اثر هنر معمارى اسلامى و بلندترين بارگاه و بقعه در حرم شريف قدس است. اين بنا داراى گنبدى چوبين از داخل، به قطر20 متر و 44 سانتى متر است.
گنبد خارجى به رنگ زرد طلايى در مركز هشت ضلعى اى كه طول هر ضلع آن به 20 متر و 59 سانتى متر و ارتفاع آن به 9 متر و 50 سانتى متر مى رسد، واقع شده است.

قدس
شهر قديمى قدس محدوده اى است كه به وسيله ديوارى به طول 4200 متر از اطراف خود جدا شده است. براى ورود به شهر قدس بايد از دروازه هاى هفت گانه آن عبور كرد. اين شهر شامل سه بخش و محله بوده است:
1. بخش مسيحى نشين كه كليساى قيامت (محل عروج حضرت عيسى) در آن قرار دارد.
2. بخش ارامنه كه قلعه داوود در آن واقع شده است.
3. بخش مسلمان نشين كه تقريبا 32 مساحت شهر را شامل است و حرم شريف شامل قبه الاصخره و مسجد الاقصى در آن قرار دارد. هم اكنون قسمتى از بخش مسلمان نشين كه اطراف مسجدالاقصى است به بخش يهودى نشين تبديل شده است و يهوديان در قسمت ديوار براق كه قسمتى از ديوار جنوب غربى حرم شريف است به عبادت مى پردازند.

قرون وسطى
فاصله زمانى بين 395 تا 1453 ميلادى را قرون ميانه (Middle Ages)، قرون وسطى، مقطع تاريك (Dark Ages) و عصر ايمان مى نامند. غربى ها اين دوره را دوره سياه تاريخ غرب ناميده اند و دوران جديد يا Modern را واكنشى نسبت به آن مى دانند به گونه اى كه از اين مقطع، بازگشت رُنسانسى صورت گرفته و غرب، دوباره به همان ارزش هايى كه قبل از عصر ايمان بر آن حاكم و جارى بوده، برگشته است. وقوع جنگ هاى صليبى و ظهور اسلام از وقايع مهم اين دوران است.

كاپيتاليسم 69
سرمايه دارى؛ سيستم اقتصادى دوران مدرن كه در آن بخش عمده فعاليت هاى اقتصادى به خصوص مالكيت و سرمايه گذارى در دست افراد و مؤسسات خصوصى است كه از طريق رقابت اقتصادى جهت كسب سود فعاليت مى كنند. مالكيت خصوصى ابزار توليد از ويژگى هاى عمده اين نظام اقتصادى است.69


كتاب مقدس70
آنچه كتاب مقدس ناميده مى شود مجموعه اى از چندين كتاب، نامه ها و يك مكاشفه است. كتاب مقدس مسيحيان دو بخش عمده دارد كه بخش بزرگ تر عهد عتيق (old testament) و بخش كوچك تر عهد جديد (New testament) ناميده مى شود. يهوديان به عهد جديد باور ندارند و تقريبا آنچه را مسيحيان، عهد عتيق مى نامند كتاب مقدس مى دانند. گاه به خطا به كتاب مقدس مسيحيان انجيل و به كتاب مقدس يهوديان تورات مى گويند. انجيل بخشى كوچك از عهد جديد و تورات نيز تنها بخشى از عهد عتيق است.70

كشورهاى جهان سوم
در مقابل اصطلاحات بلوك شرق (سوسياليستى) و غرب(سرمايه دارى) گروه سومى شامل كشورهاى آمريكاى لاتين، آفريقا و آسيا وجود دارند كه به آنها كشورهاى جهان سوم گويند. وجوه مشترك بسيارى از اين كشورها عبارتند از: گذشته استعمارى و نفرت از امپرياليسم، جمعيت زياد و رشد اقتصادى اندك، وابستگى اقتصادى و فنى به كشورهاى پيشرفته و اقتصاد دولتى و عدم پيشرفت مالكيت خصوصى.71

كشورهاى در حال توسعه
كشورهايى كه بيشتر آنها در آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين قرار دارند و اقتصادشان به طور عمده به كشاورزى متكى است. اين كشورها به رغم داشتن منابع طبيعى قابل توجه، منافع اندكى عايدشان مى شود. زيرا تمام ثروت طبيعى آنها به طور نامحدود مورد بهره بردارى انحصارى سلطه گران خارجى قرار مى گيرد.

كشورهاى عقب افتاده
به كشورهايى گفته مى شود كه در آن ها بى سوادى، كشاورزى و توليد فنى سنتى، عدم وجود روحيه نوآورى و توسعه و پيشرفت، اختلاف طبقاتى، سطح پايين فرهنگ و بهداشت و تغذيه حاكم باشد.72

كريدور شمال ـ جنوب
كريدور شمال ـ جنوب، با عنوان كريدور نهم يا نوردكا در چارچوب برنامه هاى توسعه حمل و نقل زمينى آسياى اسكاپ طراحى شده است. در تاريخ 12 سپتامبر سال 2000، روسيه، ايران و هند توافق نامه چند جانبه حمل و نقل را به منظور تسريع در جابجايى كالا بين آسيا و اروپا امضا كردند.
اين سند ده ساله، كه در پايان كنفرانسى در همين زمينه با مشاركت نمايندگان 27 كشور اروپايى و آسيايى در سن پترزبورگ نهايى شده بود، كريدورى را از طريق ايران به درياى خزر و سپس، به روسيه از آن جا، به فنلاند ايجاد مى كند. طول اين مسير از مسيرهاى رقيب بسيار كوتاهتر است، به طورى كه ميانگين زمان حمل بار را كه از مسير كانال سوئز بين 35 تا 40 روز بوده است به 21 تا 23 روز كاهش مى دهد.
از نظر برآوردهاى مالى و اقتصادى نيز، اين مسير 20 درصد هزينه ها (تقريبا معادل پانصد دلار) را براى هر كانتينر كاهش مى دهد. در حالى كه حجم مبادلات كالا از جنوب و جنوب شرق آسيا به روسيه پنجاه ميليون تن در سال برآورد شده، در سال 2001، حمل بار در كريدور شمال ـ جنوب حدود 1000 الى 1500 كانتينر بالغ بر 2/1 ميليون تن بوده است.
قزاقستان نخستين كشورى بود كه به دنبال اجلاس سن پترزبورگ، درخواست رسمى خود را مبنى بر عضويت در كريدور شمال ـ جنوب به جمهورى اسلامى ايران تسليم كرد. تاكنون، جمهورى هاى آذربايجان، ارمنستان، ازبكستان و روسيه سفيد جزء هشت كشورى بوده اند كه درخواست عضويت خود را براى الحاق به اين كريدور به جمهورى اسلامى ايران، به عنوان امين موافقت نامه، تسليم كرده اند. هم چنين، پانزده كشور شمال اروپا، آسياى مركزى و قفقاز، حوزه خليج فارس، اقيانوس هند و جنوب شرقى آسيا نيز موضوع الحاق به اين موافقت نامه را در دستور كار خود قرار داده اند.
در واقع، در كريدور شمال ـ جنوب، ايران به منزله حلقه ارتباطى هند به روسيه، از نظر ژئوپوليتيكى، بسيار اهميت دارد. هم چنين، رونق گرفتن اين كريدور مى تواند منافع اقتصادى و سياسى فراوانى را براى جمهورى اسلامى در پى داشته باشد.

كنسرسيوم 71
شركت تجارى، ائتلاف چند شركت مستقل براى انجام امور انتفاعى.

كوكاكولا72
شركت كوكاكولا كه شهرت جهانى دارد شركتى است كاملاً صهيونيستى كه درآمد ساليانه آن بيش از 120 ميليارد دلار است. قابل توجه است كه درآمد سالانه نفتى ايران در سال 85 حدود 56 ميليارد دلار بوده است.

كيك زرد
اورانيم، فلزى سنگين است كه از سنگ معدن اورانيم به دست مى آيد. معروفترين سنگ معدن اورانيم نوعى اورانينيت است كه از 95% اكسيد اورانيم تشكيل شده است و گاهى به صورت صخره هاى چند تنى يافت مى شود (و معمولاً رنگ قهوه اى تا سياه براق دارد) استخراج اورانيوم هنگامى مقرون به صرفه است كه حداقل از هر تن سنگ معدن، يك كيلوگرم اورانيم به دست آيد. سنگ معدن استخراج شده از معادن زيرزمينى يا سطحى پس از حمل براى آماده سازى ابتدا خُرد، آسياب و با آب قليايى شستشو مى شود. پس از طى مراحل متعدد، اورانيوم متراكم يا «كنسانتره اورانيم» كه بيش از 70% اورانيم در خود دارد به دست مى آيد كه آن را كيك زرد (Yellow Cake) مى نامند.73

گات 73GATT
موافقت نامه عمومى تعرفه و تجارت، نام ديگر سازمان تجارت جهانى يا 74WTO. اهداف اصلى گات عبارتند از:
1. دستيابى به يك نظام تجارى بين المللى آزاد بدون تبعيض.
2. ارتقاء سطح زندگى مردم در كشورهاى عضو
3. فراهم ساختن امكانات ذيل به اشتغال كامل در اثر گسترش جهانى تجارت.
4. افزايش درآمد واقعى و سطح تقاضاى مؤثر.
5. بهره بردارى كامل و كارا از منابع جهانى.
6. گسترش توليد و تجارت بين المللى كالا.
7. رفع موانع و مشكلات موجود در زمينه گسترش تجارت جهانى.74

گفتمان
اصطلاح گفتمان يكى از مقولاتى است كه در چند دهه اخير مورد توجه نظريه پردازان قرار گرفته است و در عرصه هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى و... كاربرد زيادى يافته است.
برخى از محققان و مترجمان، گفتمان را معادل Discourse به معناى بررسى سيستماتيك يك موضوع مشخص به كار برده اند و برخى ديگر آن را به معناى كلام، رأى و عقيده مى دانند. در يك بيان كلى و مورد اجماع اكثر نظريه پردازان، گفتمان به تمامى آنچه كه گفته و نوشته مى شود اطلاق مى گردد، اعم از موضوعات و مطالب گفتارى و نوشتارى و هر آنچه كه به گفتگو، تبادل آرا و مذاكره فرا مى خواند. از آنجا كه هر نوع گفتار، كلام و يا نوشتار، يك جريان اجتماعى محسوب مى شود و داراى ماهيت و ساختار اجتماعى است، لذا گفتمان نيز پديده اى اجتماعى و داراى زمينه ها و بسترهاى اجتماعى است.75

لابى75
به طور مشخص به سازمان ها و گروه هاى نفوذى سازمان يافته صهيونيستى گفته مى شود كه در جهت رسيدن به خواسته ها و آرمان هاى يهود گام برمى دارند و در تصميم گيرى هاى مجلس قانون گذارى و دستگاه حاكمه آمريكا و برخى ديگر از كشورهاى غربى به طور مستقيم يا غير مستقيم اِعمال فشار مى كند. قدرت لابى هاى يهودى در حوزه هاى مختلف فرهنگى، سياسى و اقتصادى نمود دارد.
مثلاً در حوزه فرهنگى، شبكه هاى مهم راديو تلويزيون آمريكا مانند NBC، CBSو ABC كه از پربيننده ترين شبكه ها هستند تحت كنترل لابى هاى صهيونيست است. همچنين هزاران روزنامه و مجله از جمله روزنامه هاى نيويورك تايمز، لس آنجلس تايمز، واشينگتن پست و وال استريت ژورنال از مبلغان قدرتمند و با سابقه يهوديان هستند.
از جمله لابى هاى مهم صهيونيستى مى توان به بنياد امور عمومى آمريكا و اسرائيل كه به اختصار «آيپاك» ناميده مى شود اشاره كرد. اين لابى در سال 1951 به منظور تصويب قوانينى براى حمايت از اسرائيل تشكيل شد. آيپاك معاف از ماليات است و مقر آن در نيويورك قرار دارد. آيپاك با بهره گيرى از شيوه ها و تكنيك هاى جديد و مناسب و ايجاد جّو وحشت، توانسته است در همراه ساختن مسئولان ايالات متحده با منافع صهيونيست ها و اسرائيل موفق عمل كند. آيپاك اصلى ترين لابى رسمى اسراييل در آمريكا است كه توانسته در عرصه هاى مختلف، منافع اسرائيل را نزد دولت مردان آمريكا بيمه كند.
سازمان صهيونيست هاى آمريكا (ZOA) دومين لابى مهم صهيونيست ها در آمريكا است كه رئيس آن عنصر فعال سياسى طرفدار حزب ليكود اسرائيل است. ZOA فعاليتهاى كنگره، كاخ سفيد و ادارات دولتى در واشنگتن را تحت نظر دارد و در نقش گروه هاى مشورتى و هيئت هاى كارشناسى در دفتر رياست جمهورى حضور فعال دارند و در تصميم گيرى هاى مختلف كشور به شخص رئيس جمهور كمك مى كنند.76
يكى ديگر از اين گروه هاى نفوذ، لابى موجود در كنگره آمريكاست كه هر ساله به واسطه فعاليت آن، حدود 5/5 ميليارد دلار از جانب دولت آمريكا به اسرائيل پرداخت مى شود.77

لايحه
به مصوبه اى كه از طرف دولت (كابينه) پس از گذراندن مراحل قانونى براى تصويب به صورت قانون به مجلس ارائه مى شود لايحه گويند. منشاء پيشنهاد لايحه ممكن است دولت، رئيس قوه قضاييه يا شوراى عالى استانها باشند.

ليبراليسم 76
آزادى خواهى، هوادار آزادى. ليبراليسم يكى از كهن ترين مكاتب فلسفى ـ سياسى ـ اخلاقى دوران مدرن است به گونه اى كه عمده ويژگى ها و مؤلفه هاى فكرى حاكم بر تمدن مدرن را مى توان در آن خلاصه كرد. ليبراليسم مجموعه روشها، نگرشها و سياست ها و ايدئولوژى هايى است كه هدف عمده آنها فراهم آوردن آزادى هر چه بيشتر براى فرد است.
از جمله مبانى و لوازمى كه با انواع ليبراليسم همراه است مى توان انسان گرايى، فردگرايى، عقل گرايى، تجربه گرايى، علم گرايى، سنت ستيزى، تجددگرايى، پلوراليسم معرفتى و اعتقاد به خود مختارى فرد انسانى را نام برد.78
ليبراليسم با طرح انديشه هاى فردگرايى، انسان گرايى، عقل گرايى و... زمينه ساز پيدايش و تثبيت سكولاريسم (اعتقاد به اصالت امور دنيوى، دنياگرايى) گرديد.



م ـ ن ـ و ـ ه ـ ى

ماترياليسم 77
مادى گرايى، اصالت ماده. مكاتبى كه معتقدند عوامل مادى بر عوامل غيرمادى و روحى ـ معنوى تقدم دارند. تعريف ديگر عبارت است از روحيه و حالتى روانى كه باعث بى توجهى شخص به امور غيرمادى و معنوى مى شود؛ يعنى معيار تصميم گيرى ها و رفتارهاى فرد بر اساس محاسبات مادى استوار مى شود.79

مجمع عمومى سازمان ملل متحد
مجمع عمومى سازمان ملل متحد مهمترين ركن تبادل نظر و مشورتى سازمان ملل متحد است كه با شركت كليه اعضاى سازمان (تمام كشورها) تشكيل مى شود و هر عضو داراى يك حق رأى است كه با رأى هر يك از اعضاى ديگر از قدرت برابر برخوردار است.80

مُد
مدها الگوهاى فرهنگى اى هستند كه به وسيله بخشى از جامعه پذيرفته مى شوند و داراى يك دوره زمانى نسبتا كوتاه اند و سپس فراموش مى شوند.81
گستره مد به اندازه گستره زندگى است و تمام شئونات آن را در بر مى گيرد ولى شاخص ترين كالاى مد شونده پوشاك و شيوه آرايش است. مد و مدگرايى را مى توان از جهتى مولود مدرنيسم دانست زيرا، مدرنيسم نگاه نو به عالم و آدم است با نگاه و شناختى كه برخاسته از زيستن در «اكنون» و گسستن از «گذشته» است.

مدرنيسم 78
نوگرايى، تجددگرايى. نگاهى نو و جديد به عالم و آدم كه برخاسته از زيستن در اكنون و گسستن از گذشته است. شيوه زندگى اجتماعى و تشكيلات و سازمانهاى اجتماعى جديد و امروزى كه از قرن 17 به بعد در اروپا ظاهر شد و به تدريج در تمام نقاط جهان گسترش يافت.
مدرنيته در معناى كلى و گسترده آن همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآورى، ابداع، پيشرفت، سليقه و مد است و همواره خود را در ستيز با هر گونه كهنگى، كهنه پرستى، قدمت و سنت قرار مى دهد. مدرنيته مدعى است جامعه را از خرافه، موهومات، زودباورى، اسطوره و... زدوده و عقل و روشهاى علمى را در پيش گرفته و بهترين شيوه زيستن را ارائه كرده است.82
 

مسجدالاقصى
مسجدالاقصى قبله اول مسلمين جهان است كه از اهميت بسيار زيادى برخوردار است و در قسمت مسلمان نشين شهر قديمى قدس، در مجاورت قبه الصخره قرار دارد. متأسفانه در طول چند سال اخير طرح ها، پوسترها و نقاشى هاى فراوانى به اسم مسجدالاقصى ولى با تصوير قبه الصخره ارائه شده است، البته قبه الصخره نيز براى مسلمانان مهم است ولى حكمش فقط در حد يك مسجد است! ولى مسجدالاقصى از قداست خاصى برخوردار است كه هيچ نقطه از جهان آن قداست را دارا نيست. به همين دليل صهيونيست ها سعى دارند مسجد قبه الاصخره را در اذهان مسلمين جايگزين مسجدالاقصى كنند تا در طول زمان به هدف خود يعنى محو اين مسجد در اذهان و سپس تخريب آن به طور فيزيكى دست زنند تا بتوانند در مكان مسجدالاقصى، هيكل سليمان را كه مقدمه ظهور دوم مسيح مى دانند بنا كنند.

مسيح
ترجمه واژه عبرى Mashiha به معناى تدهين شده يا مسح شده با روغن مقدس است. يهوديان پس از نخستين ويرانى شهر قدس، همواره منتظر رهبرى فاتح بودند كه اقتدار و شكوه پيشين را بر قوم برگزيده (يهوديان) بازگردانده و آنانرا به دوران طلايى حضرت داود و سليمان بازگرداند. شخصيت مورد انتظار «ماشيح» خوانده مى شد و لقب پادشاهان قديم بنى اسرائيل به شمار مى رفت؛ زيرا مرسوم بود كه آنان به حضور كاهنان بنى اسرائيل شرف ياب شده، كاهنان در حضور جمع، اندكى روغن بر سر آنان مى ماليدند و بدين ترتيب، نوعى قداست به ايشان مى بخشيدند. در كتاب عهد قديم از عنوان «ماشيح» به عنوان منجى در موارد مختلف استفاده شده است.83

ملت برگزيده79
صهيونيست ها، با استناد به تلمود و عهد عتيق، معتقدند «قوم برگزيده» خدا هستند و با تعابير و تدابير گوناگون تلاش مى كنند كه افكار عمومى ملت ها را مجاب كنند كه بين يهوديان و خدا، رابطه اى خاص وجود دارد كه هيچ كس جز آنان، به اين سعادت نايل نيامده است. «ذات قدوس، پنج چيز را به خود تخصيص داده و آنها را ثروت خويش خوانده است و آنها عبارتند از: تورات، آسمان، زمين، ملت اسرائيل و معبد بيت هميقداش».84
«همه ملت هاى جهان، حمد و ثناى ذات قدوس را مى گويند ولى حمد و ثناى ما به درگاه او مقبول تر و خوش تر است».85
«حتى اگر ملت اسرائيل، شايستگى هم نداشته باشند، با اين وجود، هنوز هم فرزندان خدا خوانده شده اند».86
اشارات فوق، نمونه اى از دهها موردى است كه در تلمود، در مدح و ستايش قوم يهود، آمده است كه اينك دستاويزى مذهبى است براى صهيونيست ها كه در جهت بسط و گسترش استيلاى خود بر سرتاسر جهان تلاش كنند.

مهندسى فرهنگى80
تطبيق وضع موجود فرهنگى با وضع مطلوب و آرمانى همراه با مشخص كردن عيب ها و مشكلات و بررسى علل و عوامل آنها و برنامه ريزى زمان بندى شده براى رفع مشكلات و دستيابى به اهداف و آرمانها؛ برنامه ريزى براى دستيابى به اهداف فرهنگى؛ برنامه ريزى تمام وزارتخانه ها و نهادها به گونه اى كه در كنار مسائل اقتصادى، سياسى، آموزشى و پژوهشى، مسائل فرهنگى نيز لحاظ گردد و با عينك فرهنگى به تمام امور نگريسته شود.
برنامه ريزى براى حاكم شدن فرهنگ اسلامى و ايرانى بر اذهان طبقه متفكر جامعه به گونه اى كه الگوهاى توسعه خودى جايگزين الگوسازى و تقليد از غرب شود. به عنوان مثال در كشور ما امكان دسترسى به بسيارى از كتابها و مقالات و كارگاههاى علمى و فرصتهاى مطالعاتى هست و دانشجو مى تواند از تمام اينها استفاده كند ولى با اين وجود دانشجوى ما هنوز نگاه به خارج دارد و به علت عدم تعلق به فرهنگ بومى، در برابر غرب احساس حقارت مى كند، اينها به خاطر فقدان ديد فرهنگى در مسائل است.

ناتوى فرهنگى
ناتوى فرهنگى صورتى تكامل يافته و رشد داده شده و در حقيقت يك مرحله بلوغ از ناتوى نظامى است كه جنبه نظامى گرى آن جزء كوچكى از حركت كلان نظام سلطه براى تضمين «آينده براى خود» است. در اين ميدان نبرد جديد، سربازان فرهنگى با پشتيبانى كلان اقتصادى به نبرد با انديشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغولند.
وجه غالب ناتوى فرهنگى بر تخريب پايه ها و بنيان هاى فرهنگى وايدئولوژى كشورهاى مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شده است. در جهان اسلام، اين بخش به كمك ابزارهاى متعدد محقق مى شود كه مهمترين آنها تخريب روند بيدارى جهان اسلام، دامن زدن به اختلاف شيعه و سنى، ترويج فساد و ابتذال اخلاقى، ترويج عرفان هاى انحرافى (مانند اوشو و پائولو كوئيلو...) و مسلك هاى منحط و استعمار ساخته (مانند صوفيه، وهابيت، حجتيه و بهاييت) و تخريب باورهاى ملى و دينى مى باشد.
وابستگى و ممانعت از رشد اقتصادى كشورهاى تحت سلطه از طريق تحريم ها و ايجاد جنگ روانى در حوزه موضوعى خاص (مانند مقوله انرژى هسته اى در ايران) از ديگر وجوه اساسى ناتوى فرهنگى است.
ناتوى فرهنگى جديدترين روش تسلط استعمارگران بر كشورهاست. بدين معنى كه در گذشته، ابرقدرتها براى تسلط بر منافع ساير كشورها از طريق لشكركشى و تحريم نظامى به اعمال سلطه خويش مبادرت مى كردند ولى امروزه به جاى صرف وقت و هزينه هاى گزاف، براى رسيدن به اهداف خويش از طريق اهرمهاى كليدى اقدام مى كنند و يكى از كليدى ترين اهرمها كه همواره مورد توجه استعمارگران در ميان همه ملتها و به خصوص ملل اسلامى بوده، مقوله فرهنگ است. فرهنگى كه به تعبير مقام معظم رهبرى، بى صداترين و مخرب ترين ابزار حمله دشمنان است.87
مهمترين زمينه هاى تغيير رويكرد آمريكا به ناتوى فرهنگى عبارتند از: كارآمدى اسلام در تقابل با هژمونى غرب و نيز تناقضات و ناكارآمدى ليبرال دموكراسى.
نابودى هويت ملى جوامع بشرى، به دست گرفتن سررشته تحولات سياسى ـ اقتصادى ـ اجتماعى و فرهنگى كشورهاى هدف، مجبور كردن ملتها به پذيرش فرهنگ مبتذل دول استعمارى، سازماندهى و حفظ انسجام تمدن غرب و جلوگيرى از ايجاد تمدن اسلامى از مهمترين اهداف ناتوى فرهنگى است. رويكرد اصلى ناتوى فرهنگى، جنگ نرم و هدف اصلى آن نابودى هويت ملى جوامع بشرى به ويژه مقابله با ايمان انسان هايى است كه مى خواهند از هويت دينى و ملى خود شرافتمندانه دفاع كنند.88

ناتو 81NATO
پيمان اتلانتيك شمالى؛ پيمانى كه به منظور دفاع جمعى از آمريكاى شمالى و بسيارى از كشورهاى اروپاى غربى بسته شده و هدف اوليه آن ايجاد يك اتحاديه نظامى منطقه اى قدرتمند در مقابل نيروهاى كمونيست اروپا و به ويژه آمادگى براى مقابله با شوروى سابق بود. هم اكنون با پيوستن بسيارى از كشورهاى اروپاى شرقى(كمونيستى سابق) به اين پيمان و مورد تحديد قرار گرفتن روسيه، اختلافاتى در مورد همكارى برخى كشورهاى اروپايى با آمريكا پيش آمده و ماهيت ناتو دستخوش تحول گرديده است.89

ناسيوناليسم 82
ملت باورى، ملى گرايى. آگاهى ملى و احساس تعلق به يك ملت مشخص كه با ويژگى هاى خاص(مانند نژاد، زبان، نمادها، سنتها و ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى) از ساير ملتها متمايز شده است. وفادارى به خاك و دولت و فداكارى براى آن از اركان ناسيوناليسم است.90

نانوتكنولوژى83
توانمندى توليد مواد، ابزارها و سيستم هاى جديد با در دست گرفتن كنترل در سطوح ملكولى و اتمى و استفاده از خواصى كه در آن سطوح ظاهر مى شود. تكنولوژى و روشهاى ساخت مواد در اندازه كوچك و كوچكتر در حد مولكول و اتم. اين رويكرد جديد، كابردهايى را در حوزه هاى مختلف مانند غذا، دارو، تشخيص هاى پزشكى، الكترونيك، كامپيوتر، ارتباطات، حمل و نقل، انرژى، محيط زيست، مواد، فضا و امنيت ملى داراست.
نانوتكنولوژى روش مناسبى براى ساخت و سرهم بندى اتم ها، مولكول ها، مواد، قطعات و سيستم هاى مفيد، در مقياس نانومتر91 و بهره بردارى از خصوصيات، ويژگى ها و پديده هاى جديد حاصله در آن مقياس است.
كليه محصولات و فرآورده هاى مادى موجود در جهان هستى از قرار گرفتن منظم و هدفمند اتم ها (كوچك ترين واحد اجزاى سازنده مواد) در كنار هم به وجود آمده اند. هرچه تسلط و آگاهى انسان به رفتار و خصوصيات واحد سازنده مواد يعنى اتم ها بيش تر شود، امكان كنترل كليه خصوصيات آن مانند نقطه ذوب، ظرفيت شارژ، خواص مغناطيسى و... افزايش خواهد يافت.
در اين فضا، مواد و سيستم ها به خاطر اندازه شان مى توانند به طور منطقى طراحى شوند و داراى خصوصيات و رفتارهاى زيستى، شيميايى و فيزيكى جديد و بهبود يافته باشند؛ بنابراين نانوتكنولوژى مى تواند در آينده اى نه چندان دور، امكان توليد كليه فرآورده هاى مورد نياز بشر را با كيفيت بسيار بالا و هزينه فوق العاده پايين فراهم كند.
هدف نانوتكنولوژى ساخت مولكول به مولكول مواد در آينده است. همان طور كه وسايل مكانيكى به ما اجازه مى دهند كه چيزى فراتر از نيروى فيزيكى خود به دست آوريم، علم نانو و توليد در مقياس اتمى، سبب مى شود تا بتوان پا را فراتر نهاده و از محدوديت هاى طبيعى مربوط به ابعاد و اندازه، رها شده و درست روى واحدهاى ساختارى مواد كار كنيم، جايى كه خواص آنها مشخص مى شود و با تغيير در آن واحدها مى توان خواص مواد را تعيين كرد.
كار با ذرات، اين امكان را فراهم مى كند تا بشر بتواند براساس نياز و ميل خود به موادى جديد دسترسى پيدا كند. امروزه با توجه به پيش بينى كه در عرصه فناورى نانو شده است، صنعتگران فولاد در جهان نگران ورشكستگى خود هستند، زيرا با تكيه بر فناورى نانو مى توان به مواد جديدى دست يافت كه چندين برابر مقاوم تر از فولاد و چندين برابر سبكتر از آلومينيوم است و باعث دگرگونى در صنعت فولاد خواهد گرديد. در صنايع ديگر مانند داروهاى هوشمند، لباس هاى هوشمند و شيشه و سراميك هاى هوشمند نيز وضع به همين منوال است و هريك از اين محصولات مى تواند زندگى بشر را متحول سازد. به عبارت ديگر مى توان بيان كرد كه نانو تكنولوژى فناورى كليدى در دهه اول قرن بيست و يكم خواهد بود.

نظم نوين جهانى
پس از جنگ دوم خليج فارس در زمان بوش پدر، وى و همفكرانش اعلام نمودند جهان جديدى با نظمى جديد بر محور سيطره سياسى و ايدئولوژيك آمريكا به وجود خواهد آمد و از اين پس در دنيا فقط يك قدرت برتر مطرح و ديده خواهد شد و آن آمريكاست؛ چرا كه آمريكا جنگ طولانى اش با پرچمدار سوسياليزم (اتحاد جماهير شوروى سابق) را با پيروزى كامل به پايان رسانده و نظام ايدئولوژيك و فرهنگ كاپيتاليسم يا ليبرال دموكراسى پيروز ميدان شده بود. هدف اين طرح تحقق «حكومت جهانى يهود» بود.

نقدينگى
در يك تعريف ساده، نقدينگى عبارت است از مجموع اسكناس و مسكوكات در دست مردم به علاوه سپرده هاى بلند مدت (شبه پول). نقدينگى بايد با گردشى كه دست افراد جامعه دارد تكافوى جريان كالاها و خدمات را بنمايد. بدين ترتيب قيمت كالاها به ميزان نقدينگى و سرعت گردش آن بستگى دارد. بنابراين هر گونه افزايش نقدينگى باعث رشد قيمت ها و تورم به همان نسبت خواهد شد.

نيهيليسم 84
پوچ گرايى، هيچ انگارى، نيست انگارى، نفى همه ارزشهاى ثابت.
نقطه پيدايش پوچ گرايى در تمدن غربى، به دوران بعد از رنسانس برمى گردد. در جريان انسان گرايى رواج يافته در اروپاى قرن 19 و 18، اعتقاد به هر گونه مرجع متعالى و ماوراى طبيعى و در نتيجه هر گونه عقيده و مذهب نجات بخش، رنگ باخت؛ تعاليم آسمانى انكار شد و انسان، بنيان گذار و ارزش گذار اصول و اخلاق شمرده شد و پس از گذشت اندك زمانى چون نتوانست با تكيه بر عقل و دانش خود پاسخ بسيارى از مسائل (به ويژه فلسفه حيات) را پيدا كند، وجود خود را پوچ و تهى يافت.
يعنى متفكران آن دوره با كنار گذاشتن ايمان به ماوراء، ابتدا پنداشتند كه تكيه گاه واقعى انسان را يافته اند. و بنابراين معتقد شدند كه انسان با پيشرفت هاى علمى از بدبختى رها و مشكلات آدمى كاسته خواهد شد. بدين ترتيب به تدريج قوانين علمى جاى مشيت الهى را گرفت و خدا از زندگى بشر غربى كنار رفت (نيهيليسم نسبى).
پس از آنكه زندگى مدرن و ابزارهاى پيشرفته در انحصار صاحبان قدرتهاى اقتصادى و سياسى قرار گرفت و نتايج زيانبار علم گرايى آشكار گرديد، انسان غربى در اصالت علم و پناهگاه بودن آن نيز ترديد كرد و ناچار شد حتى علم (يعنى تنها پناهگاه خود) و آنچه را كه مدت ها اميدوار بود محروميت بشر را برطرف كند، نيز نفى كند و دچار نيهيليسم مطلق شد و علاوه بر نفى خدا و ابديت و وحى و... مفاهيم جديد توسعه، مدرنيسم و هدف را نيز انكار كرد و به دامن نوميدى و نگرانى يا سرخوشى و ابتذال و سرگرمى درغلتيد.92

وتو85
واژه اى است لاتينى به معناى «جلوگيرى مى كنم». حق وتو، قدرت قانونى يك دستگاه يا اعضاى آن براى جلوگيرى از عمل در آن دستگاه يا دستگاه ديگر است؛ رأى منفى هر يك از اعضاى دائم شوراى امنيت سازمان ملل متحد به قطعنامه هاى اين شورا. قطعنامه اى كه وتو مى شود، رسما از اعتبار افتاده و امكان عمل به آن وجود ندارد.
از ابتداى تشكيل اين شورا، تا ژوئن 1986 به ترتيب شوروى 116 مورد، آمريكا 60 مورد، انگلستان 29 مورد، فرانسه 17 مورد و چين 4 مورد، قطعنامه هاى شواى امنيت را وتو كرده اند.
امتياز حق وتو در سال 1945 در كنفرانس يالتا از طرف روزولت، رئيس جمهور وقت آمريكا پيشنهاد شد و به تأييد رهبر انگلستان و شوروى نيز رسيد.

هاليوود86
كلمه هاليوود اغلب به صورت كنايه براى صنعت سينمايى آمريكا به كار مى رود كه شروع فعاليت آن به سال 1853 بر مى گردد. نام هاليوود به وسيله شخصى به نام H.J. whitley بر اين صنعت گذاشته شد. برخى نيز arvey wilcox را پدر هاليوود مى دانند.
هاليوود در نزديكى لوس آنجلس قرار دارد و قطب صنعتى فيلم هاى سينمايى در آمريكاست. هاليوود از چندين شركت بزرگ فيلم سازى مانند «والت ديسنى»، «پارامونت»، «يونيورسال»، «فوكس قرن بيستم»، «وارنر بروز» (سازنده فيلم 300)، «كلمبيا پيكچز»، «يونايتد آرتيست» و «مترو گلدوين ماير» تشكيل شده است.
امروزه قدرت ها از عنصر تصوير در بالاترين حد بهره مى برند و ذهنيت مخاطبان نيز اين امر را مى پذيرد. اكنون مهمترين كار غرب اين است كه مبانى نظرى برآمده از ايده ها و اهداف خود را به زبان تصوير ترجمه كند. بزرگترين ويژگى غرب ترجمه معنا به تصوير است؛ چون روان شناسى مدرن، تأثير تصوير را بسى فراتر از كلام مى داند و هر تصوير را با هزار كلمه برابر مى شمارد.
مجموعه فيلم هاى ساخته شده در دو دهه اخير توسط هاليوود اهداف غرب را به خوبى نشان مى دهد. آمريكايى ها با ساختن اين گونه فيلم ها در پى آنند كه نظام حاكم بر غرب را تنها سيستم مدافع جهان در برابر خطرات احتمالى آينده معرفى كنند. فيلم هايى مانند «روز استقلال»، «روح يا شبح»، «نوسترا داموس» و... نمونه هايى از اين قبيل اند.
هاليوود به عنوان مركز فيلم سازى آمريكا، در هر سال حدود 700 فيلم توليد مى كند و 15 ـ 16 ميليارد دلار سود خالص كسب مى كند. اين فيلم ها حدود 78% سينماها و تلويزيونهاى جهان را تغذيه و مبانى نظرى غرب را به زبان تصوير ترجمه مى كند. زبانى كه قدرت عظيم و اثرگذارى بى بديل دارد.
از سوى ديگر هاليوود يكى از ابزارهاى پرقدرت براى تبليغ افكار صهيونيست هاست به گونه اى كه 85% سرمايه هاليوود متعلق به آنهاست. بنابراين آنها به راحتى مى توانند براى ترويج نظريات خود به فيلم هاى سينمايى متوسل شوند. فيلم هاى آرماگدون، ماتريكس (كه با هزينه اى حدود 500 ميليون دلار در سال هاى 2003ـ1999 به وسيله كمپانى صهيونيستى برادران وارنر ساخته شد)، شمارش معكوس تا آرماگدون و... از اين قبيل اند.
به عبارت ديگر، يهوديان با ورود به عرصه فيلم سازى و توليد آثارى به ظاهر هنرى، اولاً در عرصه اى وارد شده اند كه كسى آنان را سرزنش نمى كند و ثانيا به راحتى مى توانند بر دنيا حكم رانى كنند در حالى كه تنها 4% جمعيت آمريكا را تشكيل مى دهند. در واقع اين تعداد اندك، در قرن 21 كه قرن اطلاعات ناميده شده است، نبض دنياى سرگرمى و اطلاعات را در دست دارند و از طريق آن، علاوه بر تحميل عقايد و افكار نامشروع خود، سود كلانى به جيب مى زنند.

هژمونى 87
تسلط ياتفوق يك كشور بر كشورهاى ديگر از طريق ديپلماسى يا تهديد به اطاعت و يا پيروزى نظامى. تسلط يك طبقه از تمام جنبه هاى اقتصادى اجتماعى، سياسى و ايدئولوژيك بر ساير طبقات يا يك دولت بر ساير دولتها.93
هژمونى در ادبيات روابط بين الملل هم با تعابير خوش بينانه به معنى حافظ نظم، ثبات بخش و هم بدبينانه به معنى سلطه و برترى جويى به كار گرفته مى شود، اما هر دو تعبير اشاره به موقعيتى دارد كه يك قدرت برتر از توانايى هاى خود در جهت حفظ و تثبيت نظم موجود جهانى بهره مى گيرد. در واقع موقعيت هژمونيك هنگامى شكل مى گيرد كه اين نقش از سوى ساير قدرت هاى بزرگ جهانى مورد پذيرش قرار گيرد. وضعيت پس از حوادث يازده سپتامبر كه همسويى قدرت هاى بزرگ با آمريكا را به همراه داشت، در جهت تثبيت وضعيت هژمونيك به پيش مى رود.

هلال شيعى
در كشاكش بحران لبنان در سال 2006 كه اسرائيل به لبنان حملات گسترده اى را آغاز كرد، براى منحرف كردن توجه جهانيان از اين جنگ، خطرى فرضى به نام هلال شيعى با هماوايى نخست وزيران اسرائيل و انگلستان، رئيس جمهور آمريكا و شاه اردن مطرح گرديد.
هدف آشكار اين طرح عبارت بود از معرفى يك هلال ژئوپوليتيكى كه از ايران و با رهبرى ايرانيان آغاز مى شود، عراق و سوريه را در برمى گيرد و به حزب اللّه لبنان و حماس در فلسطين پايان مى گيرد. آنها اين گونه وانمود كردند كه اين مجموعه كه نماى جغرافيائيش «هلال» مانند ترسيم شده و بزرگ ترين منابع سوخت فسيلى جهان از خليج فارس تا درياى خزر را در اختيار دارد مى خواهد از راه گسترش عمليات تروريستى (حماس و حزب اللّه) بر جهان اسلام چيره شود و اسرائيل را نابود كند.
در سايه اين سناريو، آمريكا خواهد توانست اعضاى القاعده، طالبان و تروريستهاى نو وهابى را به فراموشى سپرده و توجه غرب را بر جوامع شيعى در جهان اسلام به عنوان مراكز اصلى تروريست پرورى متمركز كند و شيعه را مذهبى تروريستى جلوه دهد (به خصوص از عمليات مقتدا صدر در عراق و حزب اللّه در لبنان بسيار سوءاستفاده كردند) و علاوه بر دشمنى كشورهاى بلوك غرب، كشورهاى سنى منطقه را به دشمنى بر عليه شيعيان و در رأس آنها جمهورى اسلامى ايران ترغيب نمايد.94

هوش هيجانى 88EQ
مفهوم «هوش هيجانى»، كه عمرش به بيش از دو دهه نمى رسد، بر پايه دو مفهوم «هوش» و «هيجان» و ارتباط آن دو بنا شده است. سالوى و ماير اصطلاح «هوش هيجانى» را براى بيان كيفيت ودرك احساسات افراد، همدردى با احساسات ديگران و توانايى اداره مطلوب خلق و خو به كار بردند. در حقيقت، اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براى اتخاذ تصميم هاى مناسب در زندگى است؛ عاملى است كه هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مى كند و به واسطه داشتن مهارت هاى اجتماعى بالا، منجر به برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود.
بار ـ اون هوش هيجانى را به اين صورت تعريف كرده اند:
يك دسته از مهارت ها، استعدادها و توانايى هاى غيرشناختى كه توانايى موفقيت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهاى محيطى افزايش مى دهد.
بنابراين، هوش هيجانى يكى از عوامل مهم در تعيين موفقيت فرد در زندگى است و مستقيما سلامت روانى او را تحت تأثير قرار مى دهد. هوش هيجانى با ساير تعيين كننده هاى مهم (توانايى موفقيت فرد در مقابله با اقتضاهاى محيط) از قبيل آمادگى هاى زيست پزشكى، استعداد هوش شناختى و واقعيت ها و محدوديت هاى محيطى در تعامل است.
«هوش شناختى» يا بهره هوشى يا EQ در بهترين شرايط، تنها عامل 20 درصد از موفقيت هاى زندگى است. 80 درصد موفقيت ها به عوامل ديگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسيارى از موقعيت ها، در گرو مهارت هايى است كه هوش هيجانى را تشكيل مى دهند، هوش هيجانى بهترين پيش بينى كننده موفقيت افراد در زندگى و نحوه برخورد مناسب با استرس ها است.
هوش هيجانى با توانايى درك خود و ديگران (خودشناسى و ديگرشناسى)، ارتباط با مردم و سازگارى فرد با محيط پيرامون خويش، پيوند دارد. به عبارت ديگر، هوش غيرشناختى، پيش بينى موفقيت هاى فرد را ميسر مى كند و سنجش و اندازه گيرى آن به منزله اندازه گيرى و سنجش توانايى هاى شخص براى سازگارى با شرايط زندگى و ادامه حيات در جهان است.
همه ما تركيبى از هوش و هيجان هستيم. هوش عمومى و هوش هيجانى از يكديگر متفاوتند. نظريه پردازان هوش هيجانى معتقدند: EQبه ما مى گويد كه چه كارى مى توانيم انجام دهيم، در حالى كه هوش هيجانى به ما مى گويد: چه كارى بايد انجام دهيم. EQ شامل توانايى ما براى ياديگرى، تفكر منطقى و انتزاعى مى شود، در حالى كه هوش هيجانى به ما مى گويد كه چگونه از EQدر جهت موفقيت در زندگى استفاده كنيم.95
هوش هيجانى در الگوى بار ـ اون داراى 15 عامل مؤثر است. افرادى كه تعداد بيشترى از اين مؤلفه ها را در خود بيابند هوش هيجانى بالاترى دارند. اين عوامل عبارتند از: خودآگاهى هيجانى، جرأت، حرمت نفس، خودشكوفايى، استقلال، روابط ميان فردى، تعهد اجتماعى، همدلى، آزمون واقعيت، مسئله گشايى، انعطاف پذيرى، توانايى تحمل استرس، توايى تحمل تنش ها، شادى و خوش بينى.

هولوكاست89
هولوكاست از دو واژه يونانى «Holos» به معنى «همه» و «Kaustos» (در بعضى از متون به جاى واژه Kaustosاز واژه Kaiein استفاده شده است) به معنى سوزاندن و نابودن كردن، تركيب يافته است. اين واژه روى هم رفته به معنى همه سوزى است و در اصطلاح از آن به قربانى و يا قربانى بزرگ ياد مى شود و به واقعه اى اطلاق مى گردد كه ادعا شده بر اثر آن 6 ميليون يهودى، زنده زنده در اطاقهاى گاز خفه شده و در كوره هاى آدم سوزى اردوگاههاى كار اجبارى نازى ها سوزانده شده اند.
از جمله افسانه هايى كه قدرت هاى مسلط و در رأس آنها دنياى استكبار و صهيونيست ها با اهداف ايدئولوژيك و سياسى كاملاً مشخص جعل كرده و به روش هاى پليسى ـ رسانه اى تلاش كرده اند آن را «حقيقت» جا بزنند، افسانه هولوكاست است كه منافع اقتصادى و سياسى فراوانى براى آنها در پى داشته است. به همين دليل هر گونه بررسى محققانه و تحقيق علمى درباره آن ممنوع است و اگر كسى در آن ترديد كند و بى احتياطى كرده، ترديد خود را به زبان آورد، او را به وحشيانه ترين شكل ممكن از هستى ساقط مى كنند.
در دنياى غرب كه مدعى آزادى بى حد و حصر در همه زمينه ها هستند، ورود به تحقيق درباره هولوكاست، ورود به «حريم ممنوعه» تلقى مى شود. بازداشت و اذيت و آزار دانشمندان و اساتيد سرشناسى مانند فوريسون، پل راسينيه، مورگن گراف و استاگليچ و اخراج آنها از دانشگاه نمونه اى از ورود به اين حريم ممنوعه است.
هولوكاست از جمله موضوعاتى است كه پس از انتخاب آقاى دكتر احمدى نژاد به رياست جمهورى اسلامى ايران، توسط ايشان در صحنه سياسى جهانى به چالش كشيده شد و ترديدهاى موجود در اين زمينه را قوت بخشيد.

هويت90
هويت يك فرد يا يك ملت تمام ويژگى هايى است كه آن فرد و ملت دارا هستند. عناصر مؤثر و سازنده هويت و مؤلفه هاى اساسى آن عبارت است از دين، عبادت و فرهنگ كه منظور از فرهنگ، بيشتر عادت هاى رفتارى و آيين و رسوم موجود ميان يك ملت است.
هويت، مرز ميان ما با ديگران است. آنچه ما را از ديگران متمايز مى سازد، هويت ما است؛ با اين توصيف مى توان سطوح و ابعاد هويت را از هم باز شناخت. سطوح فردى، اجتماعى و ملى. يك فرد در بسيارى ويژگيها از ديگران متمايز است، اين ويژگى هاى متمايز، سازنده هويت فردى او هستند. در سطح اجتماعى، مردمان داراى يك سرى ويژگى هاى متمايز هستند كه هويت اجتماعى آنان را مى سازد. يك گروه كه داراى زندگى قبيله اى هستند با گروه ديگر كه داراى يك زندگى اجتماعى مدرن هستند، تفاوت هاى جدى دارند. اين وجوه تمايز، سازنده هويت آنان است. يك ملت هم داراى برخى ويژگى هاست كه آن را از ملل ديگر متمايز مى كند.
اين ويژگى هاى متمايز، وراى سرزمين جغرافيايى است. ملت ايران واجد برخى تصميم هاست كه آن را از ملت هاى ديگر متمايز مى كند.
هويت به خودى خود پديده اى مقدس نيست، يعنى لزوما آنچه ما داريم و ما را از ديگران متمايز مى كند، به معناى آن نيست كه اين ويژگى ها، خصيصه هاى كاملاً پسنديده اى هستند. در اين معنا هويت فردى، اجتماعى و ملى هيچ فرد، گروه و ملتى ضرورتا مقدس و تغييرناپذير نيست. چه بسا يك فرد، گروه يا ملت، داراى خصيصه هاى ناپسند زيادى باشند كه بخشى از هويت آنان را مى سازد؛ يعنى اگر ما پذيرفتيم كه هويت، مرز ميان ما و ديگران است، اينگونه نيست كه بتوانيم خصيصه هاى خوب خود را به عنوان فرد، گروه و ملت، به صورت شاخصه هويت خود در نظر بگيريم و خصيصه هاى نامطلوب را خارج كنيم.96

يادداشت تفاهم
يادداشتى حاكى از توافق كلى يا همكارى متقابل در زمينه هاى مورد علاقه طرفين. اين گونه يادداشتها براى دولت هاى طرفين تعهد آورند ولى احتياج به تصويب مجلس ندارند.

يونسكو91UNESCO
سازمان آموزشى ـ علمى ـ فرهنگى ملل متحد كه از 14 دسامبر 1946 رسما شروع به كار كرد. هدف يونسكو، كمك به صلح و امنيت در جهان از طريق ترويج تشريك مساعى ميان ملل در امور تعليم و تربيت و علوم و فرهنگ و همچنين تقويت احترام جهانى به عدالت، حاكميت قانون، حقوق بشر و آزادى اساسى است.97

يونيسف 92UNICEF
صندوق كودكان ملل متحد است كه در سال 1946 براى ارائه كمك هاى اضطرارى به كودكان و نوجوانان قربانى جنگ دوم جهانى تشكيل شد و كار فعلى آن ارائه كمك هاى لازم براى كودكان كشورهاى در حال توسعه است. اين صندوق دفاتر متعدد منطقه اى در سراسر جهان دارد.



پى نوشتها
1. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 239، نشر ميزان، چاپ 2، 1380.
2. فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات و ديگران، ص 176، مؤسسه انديشه و فرهنگ دينى، چاپ اول، قم 1381.
3. فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بيات، ص 19-18.
4. بحث مفصل اين موضوع را در روزنامه كيهان 30-28 مرداد 1386 مطالعه فرماييد.
5. تاريخ ناگفته و پنهان آمريكا، ترجمه نصير صاحب خلق، ص 107-104، نشر هلال، چاپ اول، تهران، 1384.
6. فرهنگ علوم سياسى، على آقا بخشى و مينو افشارى راد، ص 40، نشر چاپار، چاپ اول (ويرايش ششم)، تهران، 1383.
7. دانشنامه سياسى، داريوش آشورى، ص 190، انتشارات مرواريد، چاپ 5، تهران، 1378.
8. دانشنامه سياسى، ص 8.
9. دانشنامه سياسى. ص 26.
10. دانشنامه سياسى، ص 27.
11. ماهنامه پرسمان، سال ششم، شماره 50، آبان ماه 1385.
12. اسلام ناب در كلام و پيام امام خمينى قدس سره، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، چاپ 5، تهران 1379.
13. دانشنامه سياسى، ص 36.
14. پگاه حوزه (هفته نامه) شماره 196، آذر 1385، ص 25.
15. فرهنگ علوم سياسى، ص 341.
16. روزنامه اطلاعات (17 مرداد 1367) ص 78.
17. روزنامه اطلاعات (19 مرداد 1367) ص 12، روزنامه اطلاعات (15 تير 1377) ص 5.
18. معارف (ماهنامه)، ش 49، 1386، ص 38-37.
19. آفتاب و سايه ها، محمدتقى فعالى، انتشارات نجم الهدى، چاپ اول، قم 1386.
20. رجنيش، راهى براى گمراهى، دكتر حميدرضا ضابط، روزنامه كيهان، 17/6/83.
21. فرهنگ واژه ها، ص 40-38.
22. واژه نامه فرهنگى سياسى، شهريار زرشناس، ص 61-53، كتاب صبح، چاپ اول، تهران، 1383.
23. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 209ـ208.
24. استراتژى نظامى آمريكا بعد از 11 سپتامبر، دكتر منوچهر محمدى، ص 43-42، بنياد فرهنگى پژوهشى غرب شناسى و سروش چاپ اول، تهران، 1382.
25. ماهنامه پرسمان، ش 57.
26. انرژى اتمى، دكتر اريك اوبلاكر (ترجمه بهروز بيضايى)، ص 47، مؤسسه انتشارات قديانى، تهران، چاپ دوم، 1373.
27. همان.
28. دانشنامه سياسى، ص 69.
29. آشنايى با اديان بزرگ، حسين توفيقى، ص 155-152، نشر سمت، مؤسسه فرهنگى طه و مركز جهانى علوم اسلامى، چاپ 7، 1384.
30. ماهنامه پرسمان، شماره 57.
31. صهيونيسم مسيحى، فراروايت نو محافظه كارى آمريكا، ص 13-11، نشر معارف، چاپ اول، قم، 1386.
32. هفته نامه پگاه حوزه، شماره 170، شنبه 7 آبان 1384، ص 15.
33. فرهنگ واژه ها، ص 84-83.
34. فرهنگ واژه ها 145-142.
35. آشنايى با اديان بزرگ، حسين توفيقى، ص 176-175.
36. فرهنگ واژه ها، ص 229.
37. از فقيرآباد تا خيال آباد، اصغر هادوى كاشانى، قم، دارالحديث، چاپ اول، 1383.
38. روزنامه ايران، سال 13، شماره 3824.
39. حديث زندگى (دو ماهنامه)، سال پنجم، شماره اول، فروردين و ارديبهشت 84.
40. از فقيرآباد تا خيال آباد، اصغر هادوى كاشانى، قم، دارالحديث، چاپ اول، 1383.
41. همان.
42. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 281ـ279.
43. ماهنامه معرفت، شماره 76، صفحات 37-9، گفتگو با آقايان دكتر على مصباح، دكتر محمد فنايى اشكورى و دكتر عباس شاملى.
44. هفته نامه پگاه حوزه، شماره 152، 3 بهمن 1383.
45. دانشنامه سياسى، داريوش آشورى، ص 118.
46. دوماهنامه اطلاعات سياسى ـ اقتصادى دگرگونى ژئوپولتيك خاورميانه، دكتر جواد معين الدينى، ؛ شماره 226-225، ص 149.
47. دكترين مهدويت، مجموعه مقالات، ج 2، ص 224، مؤسسه آينده روشن (پژوهشكده مهدويت)، چاپ اول، قم، 1385.
48. فرهنگ جامع سياسى، محمود طلوعى، نشر علم، چاپ دوم، 1377، ص 458.
49. فرهنگ فرهيخته، ص 408.
50. دكترين مهدويت، ج 2، ص 224.
51. دانشنامه سياسى، ص 169.
52. فرهنگ واژه ها، ص 295.
53. فرهنگ واژه ها، ص 380-378.
54. فرهنگ واژه ها، ص 301-298.
55. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 212.
56. سازمانهاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 86 و 99.
57. همشهرى ديپلماتيك، سال دوم، شماره 20، آذر 86، ص 77-76.
58. مسيحيت صهيونيستى، نصير صاحب خلق، ص 100، نشر هلال، چاپ سوم، 1384.
59. رضوانى، على اصغر. «مبانى اعتقادى وهابيان»، انتشارات مسجد مقدس جمكران، قم، 1385.
60. بى نام، فتح الاسلام عليه السلام، معاونت سياسى نهاد رهبرى در دانشگاه ها، ص 9-6، تهران 1386.
61. فرهنگ واژه ها، ص 348-346.
62. ماهنامه دانشجويى صرير، دانشگاه آزاد اسلامى واحد قائم شهر.
63. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 117-112 با تلخيص.
64. باربى، اكبر مظفرى، ص 45، انتشارات شاكر، چاپ دوم، 1385.
65. صهيونيسم مسيحى، فراروايتى نو از محافظه كارى آمريكا.
66. انرژى اتمى دكتر اريك اوبلاكر (ترجمه بهروز بيضايى)، مؤسسه انتشارات قديانى تهران، چاپ دوم، 1373، ص 35-33.
67. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 211ـ210.
68. فرهنگ واژه ها، ص 424-423.
69. فرهنگ واژه ها، ص 315-313.
70. دانشگاه تمدن ساز، ويژه نامه فلسطين و صهيونيسم، نشريه معاونت فرهنگى وزارت علوم تحقيقات و فناورى، تهران، 1386.
71. فرهنگ علوم سياسى، ص 682.
72. فرهنگ واژه ها، ص 52.
73. انرژى اتمى، دكتر اريك اوبلاكر (ترجمه بهروز بيضايى)، مؤسسه انتشارات قديانى، تهران، چاپ دوم، 1373، ص 33.
74. سازمان هاى بين المللى، رضا موسى زاده، نشر ميزان، چاپ دوم، 1380.
75. فصل نامه اجتماعى ـ سياسى گفتمان، شماره 2، پاييز 1377، ص 58-25.
76. ماهنامه پرسمان، سال ششم، شماره 50، آبان ماه 1385.
77. مسيحيت صهيونيستى، نصير صاحب خلق، ص 88، انتشارات هلال، چاپ سوم، 1384.
78. فرهنگ واژه ها، ص 458-451.
79. فرهنگ واژه ها، ص 482-480.
80. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 188.
81. درآمدى بر تئورى ها و مدل هاى تغييرات اجتماعى، احمدرضا غروى زاد، ص 196، جهاد دانشگاهى، تهران، 1377.
82. فرهنگ واژه ها، ص 510-507.
83. دكترين مهدويت، ج 2، ص 21.
84. تلمود، ص 150.
85. تلمود، ص 79.
86. تلمود، ص 84.
87. ويژه نامه تبليغ، شماره 8، جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1386، رمضان 1428.
88. روزنامه كيهان، 7/9/86، ص 12.
89. فرهنگ علوم سياسى، ص 465.
90. فرهنگ واژه ها، ص 569-568.
91. يك نانومتر، يك ميلياردم يك متر است. يعنى جسم نانومترى كه اندازه اش حدود 10 نانومتر (mm10) باشد، هزار بار كوچكتر از قطر يك تار موى انسان است.
92. حديث زندگى (دو ماهنامه)، سال هفتم، شماره دوم، خرداد و تير 86.
93. فرهنگ علوم سياسى، ص 290.
94. اطلاعات اقتصادى سياسى، ش 232 -231، آذر و دى 85، ص 17-15، مقاله دكتر پيروز مجتهدزاده.
95. ماهنامه معرفت، شماره 119، مقاله هوش هيجانى، ناصر آقابابايى.
96. هفته نامه پگاه حوزه، شماره 214، ص 4.
97. سازمان هاى بين المللى، دكتر رضا موسى زاده، ص 213.
 

1. 18/3/1373.

21. Armageddon

31. International Atomic Energy Agency

4. Empiricism

5. Anarchism

6. Information Sciences insititute

7. American Israel Public Affairs Comitte

8. Asian _ pacific Economic cooperation

9. Organization of petrolium Exporting

10. Opposition

11. European Union

12. Utopia

13. Strategy

14. Colonialism

15. Myth

16. Imperialism

17. National Security

18. Intifada

19. Gospel

20. Color revolution

21. Humanism

22. International Civil Aviation Organization

23. Crisis of meaning

24. Clash of civilization

25. Atomic bomb

26. Hydrogenic bomb

27. Budget

28. Bureaucracy

29. Intelligence quotient

30. Paradigm

31. Postzionism

32. Post modernism

33. Pluralism

34 . Pentagon

35. Trinity

36. Totalitarism

37 . Development

38 . Gross Domestic Product

39. Gross National Product

40. Nobel

41. Software movement

42. Psychic war

43. Cybernetic war

44. Cold war

45. Middle east

46. Grater middle east

47. New middle east

48. Antichrist

49. Doctrin

50. DOPING

51 . Diplomacy

52. Radicalism

53. Rationalism

54. romantic

55. Geopolitics

56. Word Health Organization

57 . United Nations Organization

58. Scientism

59. Secularism

60. Stem Cells

61. Socialism

62. Central Intelligence Agency

63. Cloning

64. Christian Zionism

65. Zionism

66. Old testament

67 . Food And Agricultur Organizatin

68. Feminism

69. Capitlism

70. Holy bible

71. Consortium

72. Coca Cola

73 . General Agreement on Tariff and Trade

74. Word Trade Organization

75. Labby

76. Liberalism

77. Materialism

78. Modernism

79 . Chosen people

80. Cultural Engineering

81 . North Atlantic Treaty Organization

82. Nationalism

83. Nanotechnology

84. Nihilism

85. Veto

86. Holly wood

87. Hegemony

88 . Emotional Quotiont

89. Holocaust

90 . Identity

91 . United Nations Educational Scientific And Cultural Organization

92. United nations childerns emergeny fund
 



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       sajadm1373... : سایت عالی دارید. ممنون دنبال چنین کتابی بودم
       پرسمان : از این که توانسته ایم ابهام و پرسشی از شما پاسخ داده باشیم، خوشحال و خدا را شاکریم. چشم براه سوالهای دیگرتان در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی در صفحه ویژه درج سوال در سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx هستیم.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها