خانه > کتاب >1207


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



مهارت هاي زندگي (ويژه متأهلين) (دفتر48 پرسش ها و پاسخ ها) بازديد: 5027

 

پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي

دفتر چهل و هشتم (ويراست دوم با اصلاحات و اضافات)

مهارت هاي زندگي (ويژه متأهلين)

 

تنظيم و نظارت: نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها

(پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي - اداره مشاوره و پاسخ)

تدوين و تأليف: علي احمد پناهي

ناشر: دفتر نشر معارف

تايپ و صفحه آرايي: طالب بخشايش

نوبت چاپ:  ششم، (دوم از ويراست جديد)، بهار 1393

تيراژ: 000 نسخه

شابک: 9-564-531-964-978

قيمت: 7700 تومان

 

سرشناسه: پناهي، علي احمد، 1349 -

عنوان و نام پديدآور: مهارت هاي زندگي (ويژه متأهلين) / تنظيم و نظارت نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردي - اداره مشاوره و پاسخ؛ مؤلف علي احمد پناهي.                         وضعيت ويراست: [ويراست 2]

مشخصات نشر: قم: نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، 1392.

مشخصات ظاهري: 296 ص                              شابک: 9-564-531-964-978

فروست: مجموعه پرسش ها و پاسخ هاي دانشجويي ؛ دفتر 48. (تربيتي و روان شناسي ؛ 4 )

وضعيت فهرست نويسي: فيپا                              يادداشت: کتابنامه

يادداشت: کتاب حاضر قبلاً تحت عنوان «همسرداري» توسط همين انتشارات در سال 1390 منتشر شده است.

موضوع: زناشويي -- پرسش ها و پاسخ ها               موضوع: زناشويي -- راهنمايي و مشاوره

شناسه افزوده: نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردي، اداره مشاوره وپاسخ.

شناسه افزوده: نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.

رده بندي کنگره: 1392 ـ 8ه86پ/743               HQرده بندي ديويي: 306/81

شماره کتابشناسي ملي: 3350059


 

 

فهرست مطالب

 

مقـدمـه. 8

اهميت ازدواج.. 10

پرسش 1. ازدواج و تشکيل خانواده چه فايده اي دارد؟ آيا بهتر نيست خودمان را گرفتار مخارج، دردسرها و مشکلات خانواده نکنيم؟ آيا واقعاً به زحمتش مي ارزد؟. 10

آرامش بعد ازدواج.. 16

پرسش 2. اگر ازدواج باعث آرامش رواني است، چرا برخي متأهل ها در زندگي روي آرامش را نمي بينند؟ 16

تجربيات دوران نامزدي.. 23

پرسش 3. چند ماهي هست که نامزد هستيم و متأسفانه گاهي روابط ما به هم مي خورد، لطفاً توضيح دهيد که چه عواملي باعث مي شود تا شيريني اين دوران به تلخي و اختلاف منجر شود؟ چه توصيه هايي براي بهبود روابط با خانمم را داريد؟. 23

جشن ازدواج.. 28

پرسش 4. چگونه مي توان عروسي و عقد را شاد و با نشاط و به دور از معصيت الهي برگزار کرد؛ زيرا متأسفانه در برخي از مراسم ها و جشن هاي ازدواج خانواده هاي مذهبي نيز منکرات بسياري شايع شده است. چه بايد کرد؟ آيا جشن ازدواج برگزار نکنيم و موجبات دل خوري خانواده ها را فراهم کنيم يا اينکه خداي ناکرده به اين منکرات تن بدهيم؟. 28

مراسم عروسي.. 30

پرسش 5. آيا برگزاري مراسم عروسي و وليمه دادن لازم و ضروري است يا اينکه مي شود عروس و داماد به حج عمره و يا زيارت امام رضا (عليه السلام) بروند و از اين همه خرج دادن ها جلوگيري کرد؟ 31

زمان عروسي.. 32

پرسش 6. بهترين زمان براي برگزاري عروسي و وليمه چه موقعي است؟. 32

تأخير عروسي.. 32

پرسش 7. آيا به تأخير انداختن مراسم عقد يا عروسي به خاطر فوت بستگان واجب است؟ شما چه توصيه اي در اين رابطه داريد؟. 32

شـب زفـاف... 33

پرسش 8. شب زفاف و حجله عروسي چه فرقي مي کند؟ روابط زناشويي چگونه انجام شود که خاطره خوبي در زندگي بماند؟. 33

مراقبت شـب زفـاف... 38

پرسش 9. حد و اندازه آرايش عروس و داماد چه مقدار بايد باشد و آيا اين کار ضروري است؟ ضمناً من از شب زفاف هراس دارم برخي از دوستانم مي گويند درد شديدي را بايد تحمل کني، آيا تصور آنها (دوستانم) صحيح است لطفاً مرا راهنمايي کنيد. 38

تغذيه شب زفاف... 40

پرسش 10.      در شب زفاف از چه غذاها و ميوه هايي استفاده کنيم که در تقويت قواي جنسي مؤثر باشد؟ 40

آداب همبستري.. 41

پرسش 11.      در رابطه با آداب همبستر شدن چه مستحبات و مکروهاتي وجود دارد؟. 41

بهداشت و همبستري.. 42

پرسش 12.      در آداب ديني چه توصيه هايي براي همبستري توصيه شده است؟. 42

تفاوت نياز جنسي.. 45

پرسش 13.      زن و شوهر براي ايجاد روابط جنسي سالم و مطلوب در روابط خود به چه چيزهايي بايد توجّه کنند؟ 45

آمادگي روابط جنسي.. 50

پرسش 14.   مي خواستم بدانم آيا ميل جنسي در زنان و مردان تفاوت دارد بعضي ها مي گويند: هميشه مردان خواهان زنان بوده و از آنان خواستگاري کرده اند. مردان براي کاميابي از زنان، بخشي از دارايي خود را هزينه مي کنند و بسياري از جنايت ها به علت هوس راني مردان انجام مي گيرد؟! 50

اهميت روابط زناشويي.. 51

پرسش 15.      چرا در روايات تا اين اندازه روي مسائل جنسي بين زن و شوهر تأکيد شده است. لطفاً حکمت اين همه تأکيد را بيان کنيد؟. 51

آسيب هاي روابط جنسي.. 55

پرسش 16.      نمونه هايي از آسيب هاي ارتباط جنسي را بيان نماييد. آسيب هايي که روابط جنسي را تحت تأثير قرار مي دهند. 55

زودانزالي.. 58

پرسش 17.      به انزال زودرس مبتلا هستم، آيا اين مشکلي که دارم بيماري به حساب مي آيد و چه بايد بکنم؟ مخصوصا با توجه به اين نکته که همسرم خيلي اعلام نارضايتي مي کند و ارضا نمي شود، راه درمان آن چيست؟. 58

سردمزاجي.. 59

پرسش 18.      سرد مزاجي چيست و آيا اگر چنانچه مرد يا زني سرد مزاج باشد به استحکام خانواده ضربه مي زند؟ 59

وظايف مردان. 60

پرسش 19.      مرد چه وظايفي در برابر همسر و خانواده اش دارد؟. 60

ابراز محبت شوهر. 63

پرسش 20.   من به تازگي ازدواج نموده ام، نمي دانم چگونه و به چه اندازه به خانمم محبّت کنم که مشکل آفرين نگردد، لطفاً علاوه بر بيان راهکارها به حدّ و حدود آن نيز اشاره نماييد؟. 63

وظايف خانم ها 65

پرسش 21. مي خواستم بدانم که وظايف خانم ها نسبت به همسرشان چيست؟ در ضمن اين سؤال هميشه ذهنم را مشغول کرده که چرا هميشه به خانم ها توصيه مي شود که در برابر آقايون کوتاه بيايند و نظر شوهرشان را تأمين کنند؟. 66

ابراز محبت زن. 68

پرسش 22.   چگونه بايد محبت خود را نسبت به شوهرم ابراز کنم و به او نشان دهم دوستش دارم؟ اصلاً آيا مردان نيز مانند زنان به ابراز محبّت از سوي همسرشان نياز دارند؟. 68

راهکارهاي احترام زن و شوهر. 71

پرسش 23.      احترام در روابط زن و مرد به چه چيزهايي است، نمونه هايي را بيان کنيد تا ما در رابطه خود آنها را انجام دهيم. 71

حيا و عفت در خانواده 74

پرسش 24.      چرا در رابطه با «عفّت» به خانم ها بيشتر سفارش شده، درحالي که مردها بيشتر چشم چراني و هوس راني دارند؟. 74

زندگي معنوي.. 79

پرسش 25.      چگونه مي توانم با همسر خود زندگي معنوي و الهي داشته باشم تا زندگي زناشويي ما مورد رضايت پرودگار باشد؟. 79

کنترل بـارداري.. 84

پرسش 26.      بهترين روش براي کنترل بارداري در شب زفاف چيست؟. 84

راه هاي تنظيم خانواده 84

پرسش 27.      چه روش هايي براي تنظيم خانواده وجود دارد لطفاً بيان کنيد. 84

روش تقويمي جلوگيري.. 88

پرسش 28.      آيا روش تقويمي براي تنظيم خانواده قابل اطمينان است و آيا عوارضي دارد يا خير؟ 88

بارداري ناخواسته. 89

پرسش 29.      اگر به صورت اتفاقي کاندوم مرد در هنگام آميزش جنسي پاره شود، براي جلوگيري از حاملگي چه اقدامي مي توان انجام داد؟. 89

فرزندداري.. 90

پرسش 30.      هدف از بچه دار شدن چيست؟ چه لزومي دارد که بچه اي به دنيا بياوريم و براي تربيت آن مشکلات زيادي را تحمل کنيم؟. 90

اهميت فرزند. 90

پرسش 31.      لطفاً به نمونه هايي از فوايد و برکات فرزندآوري اشاره فرماييد. 90

سن بچه داري.. 96

پرسش 32.      بهترين سن براي بچه دار شدن چيست؟. 96

عوامل سلامتي جنين.. 101

پرسش 33. ما بعد از دو سالي که از ازدواجمان مي گذرد تصميم گرفته ايم  بچه دار شويم، لطفاً عوامل مؤثر در رشد بهينه جنين را بيان نماييد. 102

فاصله بچه داري.. 105

پرسش 34.      فاصله زماني بين فرزندان چند سال باشد، بهتر است؟. 105

نشاط خانوادگي.. 107

پرسش 35. من و همسرم در زندگي خود، گذشته خوبي را با يکديگر تجربه نکرديم، حال مي خواهيم جبران کنيم. از چه راهکارهايي مي توانيم براي ايجاد شادي و نشاط در روابط خود استفاده کنيم و خانواده شادي داشته باشيم؟. 107

خانواده موفق.. 112

پرسش 36.      دوست دارم خانواده موفّقي داشته باشم، لطفاً راهنماييم کنيد که چه نکاتي را بايد در زندگي مشترک با همسرم در نظر بگيرم؟. 112

عصبانيت همسر. 114

پرسش 37.   شوهرم خيلي اخلاق تندي دارد و زود عصباني مي شود، لذا محبتم نسبت به ايشان هر روز کمتر مي شود. لطفاً کمکم کنيد تا بتوانم  چاره اي بکنم آخه زندگيم را خيلي دوست دارم و نمي خام اينجوري ادامه پيدا کنه. 114

نقش پدر و مادر. 115

پرسش 38.      در نظام خانواده پدر و مادر چه نقشي مي تواند داشته باشد و چه انتظاري از پدر خانواده بايد داشت؟ 116

نامگذاري فرزند. 119

پرسش 39.      در برخي از کتاب ها مطالعه کردم که نامگذاري فرزند در شخصيت او تأثير دارد؟ شما چه اسم هايي را پيشنهاد مي کنيد؟. 119

شخصيت فرزند. 121

پرسش 40.      در تربيت و شکل گيري شخصيت سالم در فرزندان چه عواملي تأثير دارند؟. 121

تربيت فرزند. 122

پرسش 41.   من در خانواده اي بزرگ شدم که هيچ آزادي عملي نداشتم و پدر سخت گيري داشتم؛ بنابراين نمي دانم در تربيت فرزند آينده خود چه روش تربيتي را در پيش بگيرم، لطفاً در اين زمينه راهنماييم کنيد؟ 122

عوامل تربيت... 124

پرسش 42.   لطفاً مصاديق عوامل تأثيرگذار در شخصيت فرزندان را تبيين کرده و مصداق اصلي و مهم آن را نيز مشخص کنيد و اگر امکان دارد از فرمايشات معصومين نيز استفاده نماييد. 124

تأثيرات رسانه. 129

پرسش 43.      لطفاً درباره تأثيرات منفي رسانه ها بهخصوص تلويزيون بيشتر توضيح دهيد و تأثيرات منفي آنها را در سلامت و بهداشت رواني فرزندان را بيان نماييد. 129

رسانه و خانواده 134

پرسش 44.   فرزندانم ساعات زيادي را براي اينترنت و بازي هاي رايانه اي صرف مي کنند. من احساس مي کنم روحيات و رفتارشان تغيير کرده است و مخصوصا به مسايل اخلاقي و مذهبي بي رغبت شده اند. چگونه مي توانم جلوي اين آسيب را بگيرم؟. 134

پدر و مادر همسر. 139

پرسش 45.      چگونه روابط خودم را با پدر خانم و مادر خانمم بهتر و صميمي تر کنم؟. 139

اولويت پدر و مادر. 140

پرسش 46.   ما اول زندگيمان است، پدر و مادر همسرم اصرار دارند در خانه آنها زندگي کنيم، اما برايم سخت است. همسرم هم بين من و پدر و مادرش سرگردان شده، چه کار کنيم؟. 140

کتابنامه. 141

 

 

 

 


 

 

 

 

مقـدمـه

«پرسشگري» از آغاز آفرينش انسان، رخنمايي کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شيطان را فرونشانده و در اين ميان، مقام آدميت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زيبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خيزد هم جواب              همچنانکه خار و گُل از خاک و آب

آري! هر که سؤالهايش آسماني است، دانش و بينش پاسخش خواهد بود. پويايي و پايايي «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسشهاي حقيقتطلبانه و پاسخهاي خِردورزانه است.

از افتخارات ايران اسلامي، آن است که از سويي، سرشار از جواناني پاک دل، کمالخواه و پرسش گر مي باشد و از ديگر سوي، از مکتبي غني برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش دل هاي عطشناک پرسش گر و دانش جوست.

اداره مشاوره و پاسخ پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، محفل انسي فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمين اجابت» پذيرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانيم سنگ صبور جوانان انديشمند و بالنده ايران پرگهرمان باشيم، به خود خواهيم باليد.

شايان ذکر است در راستاي ترويج فرهنگ ديني، اداره مشاوره و پاسخ نهاد، تاکنون بيش از هفتصد هزار پرسش دانشجويي را در موضوعات مختلف انديشه ديني، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است. اين اداره داراي گروه هاي علمي
و تخصصي، به شرح زير است:

- قرآن و حديث؛          - تربيتي و روان شناسي ؛

- احکام؛                    - انديشه سياسي ؛

- فلسفه، کلام و دين پژوهي ؛    - فرهنگي و اجتماعي ؛

- حقوق و فلسفه احکام؛           - تاريخ و سيره؛

- اخلاق و عرفان؛                  - اديان و مذاهب.

آنچه پيشرو داريد، مهمترين سؤالات پيرامون مهارت هاي زندگي (ويژه متأهلين) است که توسط حجت الاسلام علي احمد پناهي(زيدعزّه ) پاسخدهي و تأليف شده و توسط حجج اسلام محمدرضا احمدي، رضا وظيفه مند و دکتر حسن قدوسي زاده، بازنگري و ارزيابي شده است که از زحمات اين عزيزان کمال تشکر و قدرداني ميشود.

بر آنيم با توفيق خداوند، به تدريج ادامه اين مجموعه را تقديم شما خوبان کنيم. پيشنهادها و انتقادهاي سازنده شما، راهنماي ما در ارائه شايسته و پربارِ مجموعههايي از اين دست خواهد بود.

در پايان از همه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، بهخصوص حجت الاسلام والمسلمين صالح قنادي که در بازپژوهي و آمادهسازي اين اثر تلاش کرده اند، تشکر و قدرداني مي شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مکتب اهلبيت(ع) و ارتقاء فرهنگ ديني جامعه - به ويژه دانشگاهيان - از خداوند متعال مسألت داريم.

 

الله ولي التوفيق

پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامي نهاد


 

 

 

اهميت ازدواج

پرسش 1.                         ازدواج و تشکيل خانواده چه فايده اي دارد؟ آيا بهتر نيست خودمان را گرفتار مخارج، دردسرها و مشکلات خانواده نکنيم؟ آيا واقعاً به زحمتش مي ارزد؟

انسان، از نخستين روزهاي حضور خود بر عرصه خاک و از همان لحظه هاي آغازين، به خوبي دريافته است که تشکيل خانواده و گزينش همسر، بهترين و منطقي ترين راه کسب آرامش و مطمئن ترين سکوي پيشرفت و بالندگي است. چنان که حضرت آدم و حوا به عنوان سرسلسله انسان ها با تشکيل خانواده زندگي خود را آغاز کردند. اين امر نشانگر اين حقيقت است که خانواده، يکي از اساسي ترين و طبيعي ترين نيازهاي انسان به شمار مي آيد. بسياري از مشکلات رواني و خستگي هاي جسماني که از فعاليت هاي زندگي روزمره حاصل مي شود، توسط يک خانواده و همسر مناسب، التيام يافته و برطرف مي گردد. به همين دليل يگانه سازمان اجتماعي که از عموميت و دوام ويژه اي از ديرباز در زندگي بشر وجود داشته خانواده است. حتي قبل از تشکيل هر دولت و سازماني براي تمرکز و مديريت فعاليت هاي انسان، خانواده شکل گرفته است. اگر چه در طول تاريخ خطراتي براي آن به وجود آمده است.

خانواده از نگاه اسلام و آموزه هاي ديني، بنياني مقدس، سازماني  حرکت آفرين، ساحل آرامش و سکون، بستر تربيت و رشد، جايگاه پيشرفت مادي و معنوي و تجلي گاه شکوفايي و بالندگي است. به طوري که اگر ضروري باشد تا انسان براي نيل به کمال و بهروزي از يک نردبان چند پله اي صعود کند و بالا برود، به طور حتم و يقين اولين پله اين نردبان ترقي و رشد، تشکيل خانواده است. به همين خاطر يعني به دليل تأثير شگرف خانواده سالم در شکوفايي و رشد افراد، اکثر انديشمندان و بزرگان علوم انساني و اجتماعي درباره خانواده، توصيه ها و دستورهايي بيان نموده اند.

همان طور که براساس متون اسلامي و آموزه هاي ديني، دستورهاي سازنده اي در رابطه با تعامل همسران و امور خانواده وارد شده است، در ساير اديان الهي نيز به خانواده توجه ويژه شده و براي هدايت آن، قوانيني وضع گرديده است. در آموزه هاي اسلامي به دليل اينکه اسلام آخرين و کامل ترين دين الهي است، توصيه ها، دستورالعمل ها و قوانين محکم و جامع و فراواني در رابطه با خانواده بيان گرديده است.

در نگاه تعاليم سازنده اسلام، خانواده کانوني مبارک و مورد رضايت حق تعالي تلقي شده و مورد تمجيد و مدح باري تعالي قرار گرفته است.

قرآن کريم درباره آرامش و اطمينان بخشي خانواده و همسر مي فرمايد:

«وَ مِنْ آياتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أنفُسِکُمْ أزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَيهَا وَ جَعَلَ بَينَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»؛ «از آيات و نشانه هاي قدرت خداوند اين است که براي انسان از نوع و جنس خود، همسراني آفريد تا در کنار آنان (در خانواده) به آرامش و سکون نيل پيدا کنند و بين آنان دوستي و رحمت قرار داد»[1].

 پيامبر اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «در اسلام هيچ بنياني پيش خداوند محبوب تر و ارزشمندتر از بنيان تشکيل خانواده و بنيان ازدواج نيست»[2].

خانواده و همسر باعث مي شود تا نيازهاي جنسي و شهواني در مسير طبيعي خود قرار گرفته و زمينه بروز ناهنجاري هاي جنسي سدّ گردد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) درباره تأثير همسرگزيني و تشکيل خانواده در مهار و کنترل تحريکات جنسي مي فرمايند: «هر کس در اوايل جواني تشکيل خانواده دهد و همسري برگزيند، شيطاني که مأمور اوست فرياد مي زند: اي واي! او دو سوم دينش را از دسترس من حفظ کرد و يک سوم ديگر را هم مي تواند با تقوا حفظ کند».[3]

در اين حديث شريف به صراحت بيان گرديده که تشکيل خانواده و گزينش همسر مانعي اساسي در مقابل اغواگري شيطان است و به وجود آمدن اين شرايط (مانع بودن) نتيجه کنترل شهوات و مهار آن از طريق خانواده و ازدواج است. خانواده به خاطر ايجاد حس مسئوليت پذيري، باعث بروز و شکوفايي استعداد همسران شده و آنها را به سوي تلاش، سازندگي و نقش پذيري وادار مي سازد.

شهيد مطهري درباره نقش ارزنده خانواده مي گويد: «... يک پختگي و پويايي وجود دارد که جز در پرتو ازدواج و تشکيل خانواده پيدا نمي شود، در مدرسه پيدا نمي شود، در جهاد با نفس پيدا نمي شود، در نماز شب پيدا  نمي شود؛ اين کمالات را فقط در تشکيل خانواده مي توان به دست آورد».[4]

مهم تر اينکه در آموزه ها و تعاليم اسلامي به اين حسّ مسئوليت و تلاش در راه رفاه، بالندگي و پيشرفت معنوي خانواده، پاداش در نظر گرفته شده و حتي آن را به منزله برترين کارها يعني جهاد در راه خدا قرار داده اند.[5]

به اعتقاد روان شناسان، آرامش و اطميناني که براي همسران و حتي ديگر اعضاي خانواده در محيط خانواده بهنجار ايجاد مي شود در هيچ جايي حاصل نمي گردد. خانواده و محيط آن، امن ترين و رضايت بخش ترين بستر براي ارضاي نيازهاي رواني به ويژه تأمين آرامش رواني است. محبت، غم خواري و پذيرش يکديگر که از مهم ترين مؤلفه ها و ضروريات زندگي اجتماعي است، به بهترين وجهي در خانواده تأمين مي شود.[6]

ازدواج در کنار مشکلات و مسئوليت هايي که به همراه خود دارد اگر با دورانديشي و معيارهاي صحيح انجام گيرد فرد را وارد دنيايي بسيار زيبا و دل نشين مي نمايد.

فوايد و ثمرات ازدواج بسيار زياد است و قابل قياس با مشکلات احتمالي آن نيست. پاره اي از اين فوايد عبارتند از:

1. کمالات معنوي

علامه محمدتقي جعفري در پاسخ اين سؤال راسل که چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براي آن قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با  ازدواج مي خواهد انسان واقعي به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانيت مطرح است».[7]

ازدواج در فرهنگ اسلامي، پيوندي مقدس است که موجب حفظ دين[8] و به وجود آورنده رابطه محبت است. ازدواج عاملي مؤثر در حفظ پاک دامني و پاکي دل هاست.

رسول گرامي (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «هرکس مي خواهد خدا را در حال پاکيزگي و پاکي ملاقات کند به وسيله ازدواج، عفّت پيشه سازد».[9]

همچنين حضرت فرمودند: «کسي که همسري برگزيده و ازدواج کرده است، خواب و استراحتش نزد خداوند، از روزه داري و شب زنده داري افراد مجرد (بدون همسر) با فضيلت تر است».[10]

2. دوري از گناه

حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج مي فرمايد: «اي گروه جوانان! هر يک از شما که مي تواند ازدواج کند، اقدام نمايد؛ زيرا ازدواج موجب مي گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفت انسان حفظ گردد».[11]

در جاي ديگر فرمودند: «دختران جوان مانند ميوه هاي درختان هستند  که در زمان رسيدن بايد آنان را چيد وگرنه حرارت خورشيد آنها را فاسد مي کند. دختران نيز هرگاه آنچه را که زن ها درمي يابند (نيازهاي عاطفي جنسي)، يافتند و نياز به شوهر داشتند، اگر ازدواج نکنند، احتمال فساد و تباهي آنان وجود دارد؛ زيرا آنها هم بشر هستند».[12]

از اين حديث شريف، به خوبي استفاده مي شود که تأخير در ازدواج از سنين جواني، که سن نياز به همسر است، موجب مشکلات ديني و عاطفي در فرد مي گردد؛ زيرا در اين مقطع زندگي که نيازهاي عاطفي و جنسي در هر کس فعال است و انرژي کافي جنسي در او وجود دارد، اگر اين نياز به طور صحيح ارضا نشود، يا بايد سرکوب گردد و يا به شيوه هاي نامناسب و ناهنجار تأمين شود که در هر دو صورت، موجب گناه شده و به عزت و سلامتي فرد آسيب مي رساند.

3. رحمت الهي

خداوند متعال به برخي کارها و رفتارهاي انسان عنايت ويژه و قابل توجهي دارد. به عنوان مثال؛ جوانمردي و امانت داري را دوست داشته و فحشا و هرزگي را ناپسند شمرده است. در قرآن کريم بعد از توصيه به ازدواج و تشکيل خانواده، روزي و رزق آنان را تضمين کرده و وعده رهايي از فقر به آنان داده است.[13]

امام صادق (عليه السلام) نيز فرمودند: «رزق و روزي به خاطر بچه ها و زنان داده  مي شود و افزايش مي يابد».[14]

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) همچنين درباره نزول رحمت الهي به همسرداران فرمود: «درهاي رحمت الهي در چهار زمان به طور ويژه گشوده مي شود؛ هنگام بارش باران، هنگام نگاه فرزند به چهره پدر، هنگام بازشدن درب خانه کعبه و هنگام نکاح و وصلت زناشويي».[15]

در آموزه هاي ديني مجرد ماندن مورد نکوهش قرار گرفته است. پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه مي فرمايند: «ازدواج کنيد، در غير اين صورت از ياران شيطان خواهيد شد»[16].

از مجموع روايات به اين نتيجه مي رسيم که خداوند متعال به افراد خانواده دار و همسردار عنايت خاصي دارد و از افراد مجرد و بدون همسر، راضي نيست. از طريق ازدواج، گناه و بي بند و باري، کنترل مي شود و از طرف ديگر، تعداد بندگان خدا افزايش يافته و خداپرستي توسعه پيدا مي کند و در نهايت انسان هاي زيادي به کمال و سعادت حقيقي خواهند رسيد.

4. انس و آرامش

يکي از ويژگي ها و نيازهاي طبيعي انسان، انس، محبّت و الفت است. تنها زندگي کردن بسيار دشوار و دردناک است.

بهترين فردي که مي تواند اين نياز طبيعي را تأمين کند همسر (چه زن و چه شوهر) است، زيرا همه محبت ها و دوستي ها موقت و محدود مي باشند اما  دوستي و محبت زن و شوهر چون هدف مشترک دارند و بيش از هر فرد ديگري به يکديگر نيازمندند، دائمي تر و پايدارتر است.

خداوند متعال مي فرمايد: «يکي از نشانه هاي [حکمت] الهي اين است که براي شما از جنس خودتان جفتي را بيافريد تا با او انس بگيريد و آرامش بيابيد و در بين شما دوستي و مهرباني قرار داد و در اين امر براي افرادي که اهل تفکر باشند آيات و نشانه هايي وجود دارد».[17]

امام رضا (عليه السلام) نيز درباره فوايد همسر شايسته مي فرمايد: «هيچ منفعتي بهتر از همسر شايسته نيست؛ همسري که وقتي انسان او را مي بيند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد».[18]

پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «خداوند متعال مي فرمايد وقتي اراده کردم تا به بنده ام خير دنيا و آخرت را عطا کنم، براي بنده ام زباني گويا به ذکر خدا، قلبي خاشع، بدني صبر کننده در بلاها و همسري مؤمن که وقتي به او نگاه مي کند شادمان مي شود و در هنگام نبود همسر حافظ ناموس و اموال شوهر باشد؛ قرار دادم».[19]

در اين دو روايت شريف به نکته اي روان شناختي و خانوادگي زيبا اشاره شده است و آن اينکه همسر شايسته باعث نشاط و شادماني و آرامش قلبي شوهر مي شود و وقتي نگاه شوهر به او مي افتد شادمان مي شود. البته درباره  شوهر نيز بايد اين گونه باشد يعني وقتي زن به شوهرش نگاه مي کند احساس نشاط و آرامش کند.

5. توليد نسل

يکي از ثمرات زيباي ازدواج، بقاي نسل بشريت است که مطابق هدف آفرينش است؛ زيرا توليد و پرورش انسان هاي خداپرست و نيکوکار، مطلوب خداي جهان آفرين است. همسران جوان از طريق فرزنددار شدن موجب پيوند بين نسل ها مي گردند و با پرورش فرزندان صالح و مؤمن، در اصلاح جامعه انساني شريک مي شوند و روح بندگي خالق متعال را که هدف اساسي خلقت انسان است، در عرصه گيتي گسترش مي دهند.

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «ازدواج کنيد تا صاحب فرزند شويد. قطعاً من به فراواني شما در روز قيامت بر امت هاي ديگر مباهات مي کنم».[20] اقدام و تلاش براي فرزندآوري و ازدياد نسل مسلمانان، پاداش و اجر معنوي دارد.

6. سلامت و امنيت اجتماعي

ازدواج و تأسيس کانون خانواده، براي سلامت و امنيت جامعه مفيد است و زمينه ارتکاب جرم و بزه کاري را کم مي کند.

اگر بنياد خانواده ها مستحکم باشد و جوان ها به موقع ازدواج کنند و به کانون گرم خانواده دل بسته باشند به طور محسوس از فساد، ولگردي، بي بندوباري، طغيان، قتل و سرقت، جنايت و ناامني، تجاوز، انحراف، اعتياد و خودکشي  کاسته خواهد شد؛ زيرا چنان که آمار نشان مي دهد اکثر اين امور از افرادي سر مي زند که از وجود کانون گرم خانوادگي محرومند.

در يک تحقيق ميداني که بر 500 تن از جوانان انگلستان انجام گرفت، اين نتيجه به دست آمد که جوانان پس از ازدواج و تشکيل خانواده، کمتر به انجام اعمال مجرمانه روي مي آورند و خلاف کاري و جرم در آنان کاهش مي يابد و در مقابل، افرادي که مجردند به اعمال خلاف و بزه کاري اجتماعي بيشتري روي مي آورند و زمينه کارهاي ناهنجار در آنان بيشتر است.[21]

پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «بيشتر اهل جهنم مجردها هستند».[22]

اين حديث شريف به روشني بر اين نکته دلالت مي کند که گناه و ناهنجاري در ميان مجردها بيشتر است و به همين دليل، گرفتار آتش شده اند و وقتي گناه و ناهنجاري از طريق مجردها بيشتر شود، امنيت اجتماعي و سلامت رواني اجتماع به مخاطره مي افتد.

ويل دورانت،[23] دانشمند معروف، درباره ترغيب به ازدواج و فوايد آنمي گويد: «اگر راهي پيدا شود که ازدواج در سال هاي طبيعي انجام گيرد، فحشا، امراض رواني، تنهايي بي ثمر، عزلت ناپسند و انحرافات جنسي، که زندگي را لکه دار کرده است، تا نصف تقليل خواهد يافت... عشق جنسي جوانان، زودتر از توانايي اقتصادي شان فرامي رسد، ما نبايد از اين پيشامد ناخشنود باشيم و بگذاريم آن عشق افسرده شود و بميرد. ازدواجي که بر پايه عشق تازه و نمرده  دختر و پسر انجام مي شود، در طي سال هاي دراز، زندگي آنها را معطر و خوش بو مي کند و گرنه عميق و طبيعي و آرماني نخواهد بود».[24]

7. رشد و شکوفايي استعدادها

ازدواج زمينه بروز خلاقيت ها و موفقيت ها را در همسران افزايش داده، همچنين موجب مي شود تا فضايل اخلاقي و انساني در آنان به فعليت برسد. وقتي از مرد خانواده انتظار مي رود تا هنگام ضرورت براي حمايت از خانواده خويش، ايستادگي کند؛ اين انتظار روحيه دفاع و جوان مردي را در او تقويت خواهد کرد.

همچنين به وجود آمدن شرايط مادري براي زنان، موجب مي شود تا با تحمل مشکلات فرزندپروري و شوهرداري، به کمال روحي بيشتري برسند و روح خود را در اثر شکيبايي و ايثار بالنده کنند و از طريق مسئوليتي که در خانه و خانواده دارند، به تلاش بيشتر روي آورند و استعدادهاي خود را براي اداره مناسب خانواده به کار گيرند و در نتيجه، به موفقيت بيشتري نايل آيند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «به جوانان خود، همسر دهيد، به درستي که خداوند در سايه همسر، اخلاقشان را نيکو مي کند، رزقشان را زياد مي کند و جوانمردي آنان را زياد مي کند».[25]

8. رشد اقتصادي

همسران جوان به دليل احساس مسئوليت بيشتر و به دليل اينکه خود را مدير خانواده مي دانند بعد از ازدواج تلاش بيشتري در راستاي رشد اقتصادي  خويش، تأمين مايحتاج زندگي، تهيه مسکن و... مي نمايند. انسان ها به طور ذاتي به گونه اي هستند که تا فشار اجتماعي و نيازهاي زندگي وجود نداشته باشد، کمتر به تلاش و کوشش مبادرت مي کنند و لذا پسر و دختر تا زماني که خانه پدرشان هستند و از جيب پدر، هزينه مي کنند، کمتر به فکر مسايل اقتصادي و پس انداز و توسعه زندگي هستند.

دختر و پسر وقتي ازدواج مي کنند و مسئوليت خانواده و فرزندان را به دوش مي گيرند، زمينه تلاش و فعاليت در آنان بيشتر شده و به صورت طبيعي امکانات زندگي نيز در سايه تلاش و کوشش، توسعه پيدا مي کند. علاوه بر اينها، افراد داراي همسر، مورد عنايت افراد جامعه بوده و به طور معمول در مراکز اقتصادي و کاري، به اينها اعتماد بيشتري دارند و کار را به اينها واگذار مي کنند. همچنين از عوامل بسيار مهم در رشد اقتصادي افراد داراي همسر و خانواده، عنايت ويژه خداوند به اينها مي باشد. خداوند متعال رزق و روزي اين افراد را تضمين نموده است[26] و در تعهّدات خداوند خطا و اشتباه، ممکن نيست.

امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «رزق و روزي به خاطر بچّه ها و خانواده (افراد تحت تکفّل) داده مي شود».[27]

همچنين پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) درباره آثار اقتصادي ازدواج فرمودند: «پسر و دخترهاي مجرد خود را همسر دهيد که خداوند اخلاق آنها را نيکو مي گرداند و روزيشان را افزايش داده و بر مروت و جوانمردي آنان مي افزايد».[28]

 بنا بر آنچه گفته شد به خوبي آشکار مي شود که ازدواج به زحمت سختي هايش مي ارزد.

 

آرامش بعد ازدواج

پرسش 2.                         اگر ازدواج باعث آرامش رواني است، چرا برخي متأهل ها در زندگي روي آرامش را نمي بينند؟

يکي از آثار روانشناختي ازدواج، دست يابي به آرامش دروني و امنيت اجتماعي زن و شوهر است که در سايه برقراري روابط عاطفي بسيار نزديک آنها به دست مي آيد.

نقش روابط زن و شوهر در آرامش يکديگر وقتي بيشتر آشکار مي شود که آسيب تأخير ازدواج و آسيب هاي روابط ناهنجار را مشاهده کنيم، البته براي ايجاد فضاي آرامش و اعتماد، بايد زن و شوهر و اطرافيان بيشترين همکاري و گذشت را داشته باشند و همگي بدانند در ميان حوادث استرس زا، شديدترين استرس ها در اثر از هم گسيختگي روابط خانوادگي پديد مي آيد، به طوري که از دست دادن همسر و زندگي جدا از يکديگر 35تا بيش از 80 درجه تنيدگي[29] به دنبال دارد.[30] قرآن کريم نيز در آيات متعددي مي فرمايد:

«از نشانه هاي خداوند اين است که از نوع خودتان، همسراني براي شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و ميانتان دوستي و رحمت  نهاد»[31].

«اوست خدايي که شما را از نفس واحدي آفريد و همسرتان را از آن پديد آورد تا در کنار او بياساييد».[32]

البتّه واقعيت اين است که مشکلات و عواملي وجود دارند که اين آرامش را به خطر انداخته و گاهي پايه هاي مهر و محبّت همسران را فرو خواهند ريخت؛ بنابراين در ادامه به برخي مشکلات و آسيب هايي که سبب اخلال در آرامش خانواده مي شود، اشاره مي گردد:

الف. مسائل پيش از ازدواج

1. عدم انتخاب مناسب

يکي از عوامل ايجاد اختلاف و ناسازگاري و به دنبال آن نبود آرامش در زندگي اين است که متأسفانه گاه افراد از مسايلي که بايد قبل از ازدواج نسبت بدان حساس باشند غفلت نموده و با ورود به زندگي مشترک ناهمگوني ها برايشان نمود پيدا مي کند! به همين دليل دختر و پسر مي بايست در بررسي ملاک هاي گزينش همسر، ملاک هاي جسماني، روانشناختي، اقتصادي، اجتماعي و خانوادگي طرفين را مدّنظر قرار دهند تا همتاي مناسب خود را براي يک عمر زندگي برگزينند.

امام علي (عليه السلام) مي فرمايند: «زني که مورد موافقت شوهرش باشد (يعني هر دو مورد توافق باشند) يکي از دو راحتي و آسايش است».[33]

 2. مهريه سنگين

قرآن کريم با لطافت و ظرافت بي نظيري فلسفه گذاشتن مهريه براي زن را، هديه و پيشکشي اعلام نموده و با تعبير «نحله» بدان اشاره مي نمايد[34].

همچنين از مهريه به «صداق» تعبير مي کند که نشانه صداقت و راستين بودن علاقه مرد به همسر خويش است. اين امر تأثير روانشناختي ويژه اي در زن برجاي مي گذارد؛ زيرا وي احساس مي کند مرد به او علاقه مند است و حاضر است هزينه کند.

در تعيين مهريه نبايد هيچ کدام از پسر و دخترها و خانواده هايشان احساس برد يا باخت کنند؛ زيرا اگر چنين احساسي به آنان دست دهد، شيريني زندگي و ازدواج به تلخي تبديل خواهد شد.

مهريه هاي سنگين يکي از عوامل به هم زدن آرامش در خانواده هاست و نشان دهنده بي اعتمادي خانواده دختر به داماد است و مي تواند به عنوان يک ابزار در دست دختران قرار گرفته و پسران را از اين نظر هميشه تحت استرس و فشار قرار دهد.

رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در باب نکوهش سنگيني مهريه مي فرمايند: «در مهريه آسان بگيريد؛ زيرا مرد کابين (سنگين) زن را مي دهد اما در دلش نسبت به او کينه و دشمني به وجود مي آيد».[35]

همچنين مي فرمايند: «از ميمنت زن اين است که راحت خواستگاري شود و  کابين (مهريه اش) سبک باشد».[36]

3. دوستي هاي قبل از ازدواج

اين دوستي ها علاوه بر مشکلاتي که به دليل احساس گناه به سبب ناخشنودي خداوند از اين ارتباط، ترس و اضطراب ناشي از آبروريزي، احساس سرخوردگي، شکست روحي، افسردگي و... براي دختر و پسر ايجاد مي کند، با توجّه به ويژگي غيرت در مرد باعث مي گردد حتّي اگر روابطشان به ازدواج نيز بينجامد، اعتمادش از همسر خود سلب گشته سؤالاتي در ذهن او شکل گيرد که چرا همسرم پيش از محرميت با من رابطه برقرار کرد؟! نکند مشابه اين رابطه را با ديگران نيز داشته است و اگر دوستي ها به ازدواج نيانجامد آشفتگي در احساسات و عواطف به ويژه از سوي دختران پيش مي آيد و باعث مي گردد که اين افراد نتوانند عاطفه، عشق، صفا و صميميتي را که لازمه زندگي مشترک و ستون خيمه زندگي زناشويي است در زندگي با همسر خود ابراز نمايند. به همين دليل است که قرآن کريم يکي از شرايط ازدواج را پاکدامني مي داند که هيچ کدام از پسر[37] و دختر دوست پنهاني و نامشروع نگرفته باشند.[38]

4. وارونه جلوه دادن حقايق

امروزه آسيب هاي مختلفي سلامت ازدواج و به دنبال آن زندگي مشترک همسران را تهديد مي کند که رواج فريب يا تدليس در ازدواج يکي از مهم ترين  آنهاست.

اين مسئله علاوه بر آنکه آثار و پيامدهاي حقوقي ويژه اي دارد که با عنوان قانون «تخلف از شرط صفت» در قانون مدني مطرح و قابل پيگيري است، باعث ايجاد فضاي بي اعتمادي و بدبيني در فضاي ارتباطي زن و شوهر گشته و زمينه اختلافات جدّي و به دنبال آن عدم آرامش را در زندگي آنان به وجود مي آورد. به همين دليل است که برگزاري جلسات گفتگوي مستقيم (تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) دختر و پسر و اطلاع يافتن آنان از آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترکشان تأثيرگذار باشد، يکي از مهم ترين گام هاي فرايند انتخاب همسر است.

ب. مسائل بعد از ازدواج

1. عدم رعايت حقوق اعضاي خانواده

خانواده از افراد و شخصيت هاي متفاوت تشکيل شده است که با پذيرش اصول اساسي زندگي مشترک و پايبندي به آن در يک «ما»ي فراتر گرد آمده اند. ناديده گرفتن شخصيت فردي و تحميل سليقه هاي شخصي بر همگان، هزينه هاي عاطفي - رفتاري سنگيني را به دنبال دارد که دل سردي و از خودبيگانگي اعضاي خانواده، کمترين پيامد منفي و فروپاشي خانواده، بزرگترين زيان چنين نگرشي است.[39]

راهکار اسلام جهت دوري از حسّ برتربيني اين است که هر يک از  اعضاي خانواده به حقوق ديگري احترام گزارده و وظايفي را که بر عهده دارند رعايت کنند، در اين صورت انتظار خير و سعادت، محبّت و لذّت، آرامش و اعتماد به زندگي مشترک را داشته باشند.

2. رقابت منفي

متأسفانه برخي از خانواده ها بدون توجّه به شرايط ويژه و نيازهاي واقعي زندگي خود دچار اشتباهي به نام نابهنجاري چشم و هم چشمي مي شوند. مؤلفه هاي اساسي اين پديده در خودنمايي، رقابت و فزون طلبي کور قابل مشاهده است که موجب تنش، بي قراري، نارضايتي، اضطراب و افسردگي همسران گشته و آرامش را از زندگي مشترک سلب مي کند.

3. عدم توجه به حريم خصوصي

گرچه روابط خويشاوندي و فاميلي به نوبه خود مورد تأکيد و اهميت است؛ اما عدم رعايت بعضي از نکات مسائلي را در روابط زن و شوهر ايجاد مي کند که آرامش را از زندگي آنان سلب مي کند. به عنوان مثال دخالت هاي غيرضروري و نابجاي اطرافيان يکي از مواردي است که مايه سلب آرامش زوجين مي گردد.

در عين حال که لازم است زن و شوهر پس از ازدواج، روابط خود را با خانواده ها حفظ نموده و به برقراري روابط مطلوب با خويشاوندان همسر نيز بپردازند، بايد نوعي استقلال به دست آورده و خانواده جديدي را با حريم خصوصي تشکيل دهند به طوري که حتي پدر و مادرها نيز از اين محدوده خارج باشند.

بر کسي پوشيده نيست که پدر و يا مادر حق دارند در مواقعي نوعروس  و تازه داماد را راهنمايي کنند، اما بايد به اين نکته نيز توجّه داشته باشند که نيازي به دخالت در همه جزئيات زندگي نيست. در واقع حمايت اجتماعي و مالي والدين از همسران جوان، نبايد موجب دخالت در زندگي آنان و تحميل نظريات به آنها شود؛ زيرا متأسفانه دخالت هاي بي مورد اطرافيان باعث اختلاف و ناسازگاري همسران شده، آرامش زندگي آنان را سلب مي نمايد.

4. ناآشنايي با مهارت هاي همسرداري

آشنايي با مهارت هاي همسرداري، از قواعد اوليه زندگي مشترک است. بسياري از مشکلات خانواده ها، ناشي از عدم شناخت وظايف، عدم آشنايي با راه هاي برقراري رابطه و عدم آشنايي با ويژگي هاي زن و مرد، است. ممکن است آقا يا خانمي، تحصيلات عالي داشته باشد ولي در اصول و مهارت هاي همسرداري، بسيار ضعيف باشد.[40]

در اين راستا در آموزه هاي ديني و تربيتي اسلام سفارش هايي به هر يک از همسران گرديده که اگر التزام عملي به آنها داشته باشند، روابطشان مستحکم و پايدار و با محبت خواهد بود.در اينجا به مضمون و مفهوم برخي از اين توصيه ها اشاره مي گردد:

1. با همدلي، هم فکري، همکاري و مشورت با يکديگر درباره مسائل مختلف، ميان اعضاي خانواده روابط سالم پديد آوريد.

2. هر يک از زوجين، ديگري را نزديک ترين و محرم ترين فرد نسبت به خود  بداند و او را حامي و پشتيبان خود تلقي کند.

3. با يادگيري مهارت هاي ارتباطي نظير گوش کردن فعال به حرف هاي يکديگر، احترام به نظرها و عقايد همديگر و تشريک مساعي و مشورت کردن، روابط خود را بهبود بخشيد.

4. هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاي سرزنش يکديگر يا تفسير نادرست، به شناسايي مسئله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم، کمک و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب کنيد.

5. به هر طريق ممکن، رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأييد قرار دهيد؛ به گونه اي که همسرتان بفهمد براي او ارزش قائل هستيد.

6. تشويق و تأييد و بيان نکات مثبت، به طور آشکار يا در جمع باشد؛ اما انتقاد و تذکّر نکات منفي، به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.

7. براي خصوصيات و نيازمندي هاي يکديگر، ارزش قائل شويد و در روابط کلامي و عاطفي، به افکار و خواسته هاي همسرتان توجه کنيد.

8. اگر رفتار خاصي براي شما مبهم است، ساده ترين راه اين است که از همسرتان هدف و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن کنيد.

9. خشونت را با سکوت پاسخ گوييد و در موقعيتي مناسب، درباره مسئله مورد نظر، بحث و گفت وگو کنيد.

10. بکوشيد در سراسر زندگي - به خصوص در روابط بين خود و همسرتان - به جاي هر گونه پيش داوري يا مشاهده اشکالات و ضعف ها، نقاط مثبت و قوت را ببينيد. به عبارت ديگر، به جاي توجه به نيمه خالي ليوان، به نيمه پر آن توجه کنيد.

 11. در برنامه ريزي براي فعاليت هاي اجتماعي، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاي خانوادگي و نظاير آن، با يکديگر مشورت کنيد و از يک جانبه نگري بپرهيزيد.

12. در هر فرصت ممکن، با همسر و اعضاي خانواده تان، ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کنيد. زنان از صحبت کردن با همسرشان بيشتر لذت مي برند؛ بنابراين مردان بايد فعّالانه به سخنان آنان گوش کنند و واکنش مناسب نشان دهند.

13. گاهي در فضايي محرمانه، محبت آميز و صميمانه به ارزيابي رفتار و روابط يکديگر بپردازيد و از يکديگر بپرسيد، چه بايد کرد تا روابط تان بهتر و بانشاط تر شود.

14. هميشه، در رويارويي با مسائل و مشکلات خانوادگي، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسئوليت خود و شناخت انتظارات متقابل، به حل و فصل اختلافات روي آوريد.

15. در هر روز يا در هر هفته، زمان مشخصي را براي گفت و گو درباره مسائل و مشکلات و به اصطلاح درد دل کردن با همسرتان، اختصاص دهيد.

16. از داشتن نگرش هاي آرمان گرايانه و شاعرانه، انتظارات غيرواقع بينانه در ازدواج و روابط زناشويي اجتناب کنيد.

17. زن و شوهر از مسخره کردن يکديگر و گفتن سخنان طعنه آميز و دو پهلو جداً پرهيز کنند.

18. از رفتارهايي نظير متلک، تحقير، سرزنش و به رخ کشيدن يکديگر - که موجب افزايش مقاومت هاي رواني در طرف مقابل است - بايد بپرهيزند.

19. در سراسر زندگي - از جمله در زندگي خانوادگي - بکوشيد به نقاط مثبت و نعمت هايي که در اختيار داريد بينديشيد، نه به اموري که در اختيار نداريد.

 20. با يادآوري برخي ايام - مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن - و دادن هديه هايي هرچند کوچک (مثل يک شاخه گل)، به طور نمادين عشق و علاقه خود را به همسرتان ابراز داريد.

21. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاکيزه و جالب توجّه نگه داريد و از پريشاني و وضع نامرتب بپرهيزيد.

22. خطاي يکديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين و ... بازگو نکنيد.

23. هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگري مقايسه نکنيد.

24. از رفتارهاي مطلوب همسرتان تشکر کرده، او را تشويق کنيد و انگيزه تکرار آن رفتار را بيشتر سازيد.

25. به قول هايي که به همسرتان داده ايد، عمل کنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگي نينجامد.

26. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب هاي ناگوار و نامطلوب - مانند بدقول، شلخته، کله شق، يک دنده، لجباز و خودخواه - به يکديگر بپرهيزيد.

27. همسرتان را تکريم کنيد؛

28. از سلام کردن به يکديگر دريغ ننماييد؛

29. در معاشرت ها ادب فراموش نشود؛

30. استقبال و بدرقه شوهر مستمر باشد؛

31. از همسر خود قدرداني و سپاس گزاري کنيد؛

32. خوش خلقي هرگز فراموش نشود؛

33. مهرباني و محبت هميشگي باشد؛

34. هرگز به فکر آزار همسر نباشيد؛

 35. جلب رضايت شوهر در اولويت برنامه باشد؛

36. قهر کردن را زشت بدانيد؛

37. صيانت از آبروي همسر را جدي بگيريد؛

38. در اداره منزل با همسر همراهي نماييد؛

39. صرفه جويي يک ارزش اساسي تلقي شود؛

40. مدارا با همسر شعار هميشگي باشد؛

41. رازدار اميني باشيد؛

42. همسرتان را همان گونه که هست بپذيريد؛

43. همسرتان را تحقير و سرزنش نکنيد؛

44. مچ گيري نکنيد؛

45. گذشته را فراموش کنيد؛

46. فداکاري داشته باشيد؛

47. زود قضاوت نکنيد؛

48. به اقوام يکديگر احترام بگذاريد؛

49. از تعصب بي جا پرهيز کنيد؛

50. به روحيات همسر دقت کنيد؛

51. به همسرتان شخصيت و ارزش بدهيد؛

52. در مقابل ديگران همسر خود را سرزنش نکنيد؛

53. هنگام صدا زدن همسر از باجاذبه ترين نام استفاده کنيد؛

54. مواظب خشم و خروش خود باشيد؛

55. به سليقه و ديدگاه همسر احترام بگذاريد؛

56. با همسرمان (خانم ها) جدي و رسمي نباشيم بلکه خودماني باشيم؛

 57. به وظايف اخلاقي التزام جدي داشته باشيد؛

58. پاکدامني سرلوحه کارتان باشد؛

59. تلاش هاي همسر را مهم تلقي کنيد؛

60. به درد دل يکديگر گوش دهيد؛

61. با افکار ديگران تصميم نگيريد؛

62. در پيش بچه ها از پدر با بزرگي ياد کنيد؛

63. خانواده خود را به رخ همديگر نکشيد؛

64. اشتباه خود را بپذيريد؛

65. حفظ صداقت و متانت با شوهر داشته باشيد؛

66. در خريد لوازم منزل با خانم مشورت کنيد؛

67. شنونده خوبي براي همسر باشيد؛

68. از امر و نهي دائمي پرهيز کنيد؛

69. افراد غريبه را با خانم خود آشنا نکنيد؛

70. به تفاوت هاي زن و مرد توجه داشته باشيد و آنها را بياموزيد.

5-ضعف التزام به وظايف اخلاقي

نهاد خانواده به مثابه جامعه کوچکي است که هر يک از اعضاي آن به گونهاي بر ديگري تأثيرگذار است. التزام همسران به حقوق اخلاقي متقابل علاوه بر تأثيرات تربيتي که بر فرزندان دارد، در رشد معنوي و تربيتي يکديگر نيز تأثيرگذار و باعث استحکام روابط مي شود. وقتي همسران در محيطي عاطفي، دوستانه و مملو از ارزشهاي اخلاقي، گذران عمر ميکنند، آرامآرام و به صورت ناهوشيار بر کمالات و زيباييهاي اخلاقي آنان افزوده خواهد شد. زيرا محيط سالم و پاکيزه (از نظر اخلاقي) در شخصيت و نوع کارکردهاي افراد تأثير ميگذارد و همينطور افراد سالم و بهنجار, متقابلاً در محيط و بهتر شدن آن اثر ميگذارند و همينطور اين سير ترقي ادامه دارد.

آلبرت بندورا يکي از روان شناسان بزرگ غربي اعتقاد دارد وقتي فردي در محيطي زندگي مي کند و رفتار خاصي انجام مي دهد (خوب يا بد) آن رفتار در محيط تأثير گذاشته و محيط را تغيير مي دهد و محيط تغيير يافته، دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او را به نوعي ديگر رقم مي زند؛ حال اگر رفتار فرد، مطلوب و صحيح باشد، محيط به طرف اصلاح و پاکيزه تر شدن متمايل شده و محيط پاکيزه دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او بهتر از گذشته خواهد شد. اين فرايند در رفتارهاي ناهنجار نيز وجود دارد. به عنوان مثال وقتي افراد سالم و مؤمن و  بهنجاري در محله اي زندگي بکنند، آن محله تحت تأثير اين افراد قرار گرفته و فضاي معنوي و خوبي پيدا خواهد کرد و اين فضاي معنوي در خود افراد نيز اثر گذاشته و رفتارشان از مرحله قبل بهتر خواهد شد.[41]

آبرهام مزلو[42] يکي از انديشمندان و روان شناسان بزرگ، در طبقه بندي نيازهاي اساسي انسان، معتقد است؛ نيازهاي فيزيولوژيکي، نياز به امنيت، تعلق و محبت، حرمت خود، نيازهاي شناختي و ذوقي و سرانجام نياز به خودشکوفايي، به ترتيب اولويت قرار دارند.

مزلو در خصوص نياز به احترام و تعلق که حرمت خود بخشي از آن است مي گويد: همه افراد جامعه ما (به جز برخي بيماران) به يک ارزشيابي ثابت و استوار و معمولاً عالي از خودشان و به احترام به خود و احترام به ديگران، تمايل و نياز دارند.[43]

در قرآن کريم به وضوح و صراحت بيان شده که يکي از آثار مهم ازدواج، آرامش و امنيت خاطر است[44]. آرامش گري همسران براي يکديگر زماني حاصل مي شود که آموزه هاي مربوط به يکديگر و تعهدات اخلاقي نسبت به همديگر را رعايت کنند. در سايه التزام به مباحث اخلاقي است که همسران مي توانند به عنوان ستون اصلي خيمه خانواده، آرامشگري را در محيط خانه ايجاد کنند؛ آرامشگري که ارزشمندترين نعمت و کارآمدترين ابزار در خانواده  است. وقتي همسران التزام جدي به مسائل اخلاقي اي همچون: بدرقه شوهر، استقبال از شوهر، اظهار محبت، همکاري و همدلي، زينت براي يکديگر، احترام به بستگان يکديگر، دلسوزي و فداکاري براي همديگر، خوش زباني و از همه مهم تر آراستگي به عفت و پاکدامني و حجاب و رعايت حريم نامحرم، داشته باشند فضاي خانه باطراوت و جذاب شده و روابط از استحکام خوبي برخوردار خواهد شد.

 

تجربيات دوران نامزدي

پرسش 3.                         چند ماهي هست که نامزد هستيم و متأسفانه گاهي روابط ما به هم مي خورد، لطفاً توضيح دهيد که چه عواملي باعث مي شود تا شيريني اين دوران به تلخي و اختلاف منجر شود؟ چه توصيه هايي براي بهبود روابط با خانمم را داريد؟

قبل از پاسخگويي به سؤال مورد نظر شايسته است به اين نکته اشاره گردد که منظور ما از «دوران نامزدي»[45]، فاصله بين عقد و عروسي است؛ يعني، عقد صورت گرفته باشد و پسر و دختر به يکديگر محرم شده اند. يا اگر طرفين براي عقد دائم آمادگي ندارند و مي خواهند در فرصت و مناسبتي خاص و با برپايي جشن، زندگي مستقل خود را شروع کنند، با خواندن عقد موقت به يکديگر محرم مي شوند تا زمان مناسب براي عقد دائم فراهم شود.

 بايد دانست؛ ازدواج مراحلي دارد که اگر در هر مرحله اي براساس شناخت و آگاهي، سنجيده گام برداريد به خوبي از آن مرحله عبور کرده و به تدريج آماده زندگي مشترک خواهيد شد.

در مرحله خواستگاري شما يک شناخت اجمالي نسبت به يکديگر پيدا کرديد و بر اساس آن تصميم گرفتيد با هم ازدواج کنيد، يعني همديگر را پسنديديد؛ امّا با توجّه به اين که انسان موجودي پيچيده و داراي ابعاد گوناگوني است و به لحاظ شخصيتي از ويژگي هاي خاصي برخوردار است، لازم است در دوران عقد شناخت و آگاهي خود را نسبت به روحيات يکديگر کامل تر کنيد تا براي زندگي مشترک از آمادگي هاي لازم برخوردار شويد؛ زيرا شناخت در دوره قبل از عقد براي انتخاب بود و شناخت در دوران عقد به دليل عدم وجود محدوديت هاي دوره قبل براي تفاهم بيشتر زوجين جهت سازگاري افزون تر در زندگي مشترک است.

اگر در پي آن هستيد که «دوران نامزدي» شما به دور از اختلاف باشد و در آرامش و موفقيت هاي زندگي مشترکتان تأثير عميقي داشته باشد، به راهکارهاي زير توجه کنيد:

1. ملاقات هاي صميمانه

دختر و پسري که قصد ديدار يکديگر در دوران عقد را دارند، با ظاهري آراسته هم ديگر را ملاقات کنند. يعني آقايان، اصلاح به موقع موهاي سر، شانه زدن موها و مرتب کردن آنها، تميز بودن لباس ها، استفاده از عطر مناسب و مورد علاقه همسر و... را از خاطر نبرده، دختران نيز سعي کنند در موقع ملاقات با همسر به سر و وضع خويش توجه نموده، علاوه بر استفاده از عطر و آرايش  مناسب براي افزايش زيبايي از لباسي استفاده کنند که بيشتر برازنده آنهاست تا بر جذابيت خود براي همسر بيفزايند.

همچنين يکي از موضوعات مهمي که دختر و پسر در ملاقات ها درصدد کشف آن هستند درجه محبّت و علاقه همسر نسبت به خود مي باشد؛ بنابراين، بر زن و شوهر لازم است که مراتب عشق و علاقه خود را نسبت به همسر ابراز داشته و از گفتن هر کلمه يا انجام هر عمل دلسردکننده اي که بوي کم محبّتي از آن استشمام مي شود، خودداري نمايند.

البتّه رعايت متانت و وقار در معاشرت ها و پرهيز از شوخي ها و حرکات سبک و زشت نيز از جمله آدابي است که سزاوار است در اين ملاقات ها مورد توجّه همسران قرار گيرد.

2. بها دادن به احساسات و عواطف يکديگر

معمولاً خاطرات تلخ و شيرين دوران نامزدي، گاهي تا آخر عمر در ذهن طرفين باقي مانده و در زندگي آينده شان تأثير مي گذارد؛ بنابراين شايسته است که دختر و پسر در دوران نامزدي مواظب عواطف، احساسات و شخصيت يکديگر باشند.

هرگونه سرسنگيني، بي اعتنايي و خداي ناکرده تکبّر در مقابل عواطف و احساسات نامزد ممکن است باعث جريحه دار شدن عواطف وي گشته، کار را به جايي برساند که وي کينه همسرش را به دل گرفته و اين مسئله لطمه هاي سنگيني بر زندگي مشترک وارد سازد.

3. هديه دادن

هديه نامزد نشانه توجّه و محبّت اوست و اثر زيادي بر همسرش خواهد داشت؛ زيرا به طور ناخودآگاه مهر و محبّت وي را در دل همسرش جاي داده  و به عنوان عاملي مهم در ايجاد ارتباط صحيح باعث همگرايي آنها نسبت به يکديگر خواهد شد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه مي فرمايد: «مردي که وارد بازار شود و هديه اي براي خانواده اش بخرد، اجر و پاداش او برابر کسي است که نيازهاي نيازمندان را برآورد».[46]

البتّه لازم نيست که هديه گران قيمت باشد، بلکه شايسته است هديه هر چند که اندک است زيبا و مورد علاقه طرف مقابل باشد و مهم تر آن که با ظرافت داده شود؛ زيرا هديه دادن ظرافت و سليقه خاصي را مي طلبد. به عنوان مثال همراه با نگارش جمله «دوستت دارم» يا جمله اي شبيه آن باشد.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: «دل به نوشته اعتماد مي کند و آرام مي گيرد».[47]

براي رسيدن به شناخت بيشتر در اين دوران طلايي مي توان با يکديگر به مسافرت کوتاه رفت؛ زيرا در مسافرت جنبه هاي مثبت و منفي اخلاق انسان بهطور ناخودآگاه بروز کرده و زمينه شناخت بيشتر فراهم مي شود.

 

آسيبهاي دوران نامزدي

در دوران عقد آسيب هايي وجود دارد که اگر با آنها مقابله نشود، پايه هاي زندگي مشترک را سست خواهد کرد. برخي از اين آسيب ها عبارتند از:

1. مقايسه هاي ناشايست

يکي از آفت ها و عوامل مهم دل سردي و نارضايتي در روابط همسران، مقايسه کردن همسر و نامزد خود با دختران و پسران ديگر و گاهي خواستگاران  ديگر است. در اين مقايسه ها چه بسا طرفين به اين نتيجه مي رسند که ديگران از همسرشان بهتر هستند. در حالي که اين برداشت به خاطر ظاهربيني و عدم اطلاع از عيب هاي ديگران و عدم آشنايي با زيبايي هاي اخلاقي، خلقي، جسماني، اجتماعي و... همسرشان است.

اگر همسران، خواهان آرامش و رضايت خاطر هستند، بايد دست از اين مقايسه و مطرح کردن اين گونه مسايل بردارند. اين گونه مسايل زيان بار معمولاً به دليل چشم چراني مرد يا حساسيت زن به وجود مي آيد. فردي که هر روز به صدها دختر و پسر چشم مي دوزد و آنها را با لباس هاي رنگارنگ و اندام هاي متفاوت مشاهده مي کند. به طور معمول در ذهنش اين مقايسه انجام مي شود که همسر من آن شرايط و ويژگي ها را ندارد!! در آموزه هاي ديني براي جلوگيري از هوس هاي شيطاني و آسيب زا، به مردان و زنان توصيه شده تا چشمان خود را از نامحرم ببندند و به آنها نگاه آلوده نداشته باشند.

امام صادق (عليه السلام)، درباره پيامدهاي ناپسند و مشکل آفرين نگاه حرام مي فرمايند: «نگاه حرام، تيري مسموم از تيرهاي شيطان است و چه بسا يک نگاه، حسرت و اندوهي طولاني به دنبال داشته باشد».[48]

2. انتظارات بي جا

متأسفانه گاهي مشاهده مي شود که دختر و پسر توقعات بيجايي از هم دارند و بارهاي سنگيني را بر هم تحميل و اين دوران شيرين را تلخ مي نمايند. اين توقعات به طور معمول برخاسته از نگاه سطحي به زندگي است و هر عقل سليمي آن را ناپسند مي داند و حتماً از آن بايد پرهيز کرد. اگر بزرگ ترها چنين  مسايلي را پيش آورند، دختر و پسر بايد هواي همديگر را داشته باشند و علاوه بر اينکه نبايد وارد اين امور واهي شوند، لازم است از يکديگر دفاع کنند و هر کدام نگذارند بر ديگري فشار وارد شود.

3. دخالت هاي بي جا

جواناني را مشاهده کرده ايم که دوران شيرين نامزدي و کانون باصفاي زندگي شان و قلب هاي پر از محبتشان، به خاطر دخالت هاي بي جاي اطرافيان، به تلخي و سردي و کدورت کشيده شده است! زوج هاي جوان بايد هميشه مراقب اين افراد باشند و زندگي شيرين خود را از «نيش زهرآگين» آنان محفوظ و مصون نگه دارند و هوشيار و مواظب باشند که ممکن است اين «افراد» در قيافه «دلسوز و خيرخواه» نيز ظاهر شوند! بهترين راه مقابله با اين گونه افراد آن است که در ظاهر سري تکان داده و بگذريم و سعي شود بدون ناراحتي آنها صورت مسئله را تغيير دهيم و همچنان به همدلي و صميميت يکديگر پايبند باشيد البته براي موفقيت در اين مرحله «هوشياري دختر و پسر» لازم است.

4. رعايت نکردن احترام پدر و مادر

بعضي دختر و پسرها، پس از اينکه همسر و مونس خود را يافتند، پدر و مادر را فراموش مي کنند و يا به آنان کم توجه مي شوند و گاهي نسبت به آنان بي ادبي مي کنند. گاهي مادر پسر، پس از آوردن عروس و حتي به محض نامزدي و عقد، احساس مي کند پسرش ديگر آن علاقه و توجه سابق را به او ندارد! و اين برايش بسيار سنگين و سخت است و گاهي از عهده تحملش خارج مي شود. آن گاه است که ناراحتي و دعوا برپا مي کند.

همسران جوان بايستي مراعات حال پدر و مادر دو طرف را بکنند. به طوري که پدر و مادر همسر را نيز همانند پدر و مادر خود بدانند و توجه  داشته باشند که احترام به پدر و مادر همسر، محبت و سازگاري بيشتر همسر را به ارمغان مي آورد و او نيز به پدر و مادر شما احترام مي گزارد و اين گونه دور تصاعدي محبت بالا مي گيرد. اما اگر اين روش انتخاب نشود دور نزولي زندگي شروع مي شود و با تلخي و نگراني پسر و دختر همراه خواهد بود. بنابراين نبايد والدين را فداي همسر کرد و يا همسر فداي والدين شود.

اگر عروس و داماد، به همه جوانب امور توجه داشته باشند و حق هر کس را به جاي خود رعايت کنند، بسياري از اين نزاع ها و کشمکش ها ميان والدين و عروس و داماد به وجود نمي آيد. عروس و داماد بايد توجه داشته باشند که پدر و مادر، سال ها زحمت کشيده اند و آنان را با سختي ها و خون دل خوردن ها بزرگ کرده اند، اکنون انصاف نيست که به آنان بي مهري کنند. ناراحت کردن پدر و مادر، نارضايتي خداوند را به دنبال دارد و نارضايتي خدا، لطمه هاي سنگيني به زندگي خانوادگي وارد مي کند و موجب عذاب آخرت نيز مي شود. پدران و مادران، مايه برکت زندگي فرزندانند. نبايد اين سرمايه ارزنده را از دست داد. پدر و مادرها هرگز بدبختي و ناراحتي عزيزانشان را نمي خواهند. آنان خواهان سعادت و خوشبختي فرزندانشان هستند.

پسر و دختر خوب است قدر نعمت پدر و مادر را بدانند. انصاف نيست الان که به هم رسيده اند، آنان را رنجيده خاطر کنند. جوانان فراواني را مشاهده کرده ايم که پس از بچه دار شدن و تحمل مقداري زحمت بچه ها، تازه متوجه ارزش پدر و مادر خود شده و فهميده اند که آنان چقدر برايشان زحمت کشيده و رنج برده اند! با اينکه مي دانيم امکانات رفاهي امروز، خيلي بيشتر و بهتر از قبل است و پدران و مادران ما، با سختي هاي زيادتري ما را پرورش داده اند. پس حق هر کس را به جاي خود ادا کنيد. بي توجهي و اهانت به هيچ کدام روا نيست.  کاري نکنيد که به تأسف و پشيماني در آينده دچار شويد و آنگاه بيدار شويد که ديگر پدر و مادر خفته اند!! و ديگر کاري از دستتان برنمي آيد.

5. زياده روي در رفت و آمدها

رابطه دختر و پسر و خانواده هايشان در اين دوران، بايد گرم و صميمي باشد؛ اما به افراط و زياده روي کشيده نشود. «اعتدال» در هر کاري پسنديده است و «افراط» ناپسند.

اگر رفت و آمدها و مهماني ها زياد شود، دو طرف خسته مي شوند و اين خستگي به محبت ها لطمه مي زند؛ به خصوص اگر اين دوران، طولاني بشود. بسيار پيش مي آيد که جوانان مي پرسند: «در دوران نامزدي و فاصله بين عقد و عروسي، چقدر بايد رفت و آمد کرد؟ چند روز يکبار؟ هر هفته چندبار؟...»

در جواب مي گوييم: اندازه معين و استانداردي ندارد، بلکه بايد ببينيد زمينه چقدر مهيا است و پذيرش چه اندازه مي باشد. نه آنقدر کم که دل سردي بياورد و نه آن قدر زياد که خستگي آور شود. نه تکبر و سرسنگيني و بي اعتنايي و نه زياده روي و سبک کردن خود و به زحمت انداختن ديگران. «اندازه نگه دار که اندازه نکوست».

6. خاطرات ناخوشايند

ممکن است در طول دوران قبل از عقد، کدورت ها و ناراحتي هايي پيش بيايد و خطاهايي از طرفين سر بزند و يا در هنگام خواستگاري و بله برون و تعيين مهريه و شرايط ازدواج و مهماني ها، ممکن است کدورت هايي پيش آمده و مسائلي بين دو خانواده ردّ و بدل شده باشد و بعضي از بزرگ ترها و اطرافيان و يا خود دختر و پسر، حرف هاي دل سرد کننده اي زده باشند. اين کدورت ها، نبايد به بعد از عقد سرايت کند. با خواندن عقد، همه اين ناراحتي ها  بايد برطرف گردد و به دوران پس از عقد کشيده نشود. اگر به کسي بي احترامي شده و يا خيال مي کند به او توهيني شده است، بايد به خاطر خدا ببخشد. اکنون که به سلامتي، اين دو جوان زندگي مشترکشان را آغاز کرده اند، بزرگترها و افراد دو خانواده بايد ناراحتي ها را به بزرگي خودشان ببخشند و فراموش کنند و هرگز در صدد تلافي و تجديد ناراحتي ها بر نيايند. عروس و داماد نيز هرگز درباره آن دل خوري ها، حرفي نزنند. مطرح کردن خاطرات ناخوشايند، نشانه عدم رشد و ناپختگي طرفين است و باعث کم شدن محبت ميان همسران مي شود و گاهي لطمه هاي سنگيني بر پيکره زندگي نو پا وارد مي کند و صفا و صميميت را خدشه دار مي کند.

7. يادآوري خاطرخواهان قبلي

بعضي از عروس و دامادها و بستگانشان براي عزيز کردن خود و يا براي جبران عقده هاي حقارتشان و يا به هر انگيزه ديگر، از خواستگاران و خاطرخواهان فراوان سابق خود، نزد يکديگر سخن مي گويند و معمولاً تعدادشان را چندين برابر واقعي اش افزايش مي دهند و آنان را به رخ همديگر مي کشند! در حالي که مطرح کردن اين نوع خاطرات و به رخ کشيدن ها، بيشتر غرور و يا تحقير را به دنبال دارد و گاهي به تحريک غيرت مرد و يا احساسات زن مي انجامد و موجب بدبيني و سوء برداشت مي شود. به همين جهت اين نوع خاطرات گذشته بايد پس از ازدواج از صحنه ذهن پاک کرد و به زبان نياورد.

8. طولاني شدن دوره نامزدي

برخي از مشکلات ناشي از طولاني شدن بيش از حدّ دوران عقد عبارت است از:

 - فشارهاي رواني که از ناحيه اطرافيان متوجه همسران مي شود و درباره تأخير عروسي و معطّلي آن به گفت و گو مي پردازند.

ـ محدوديت هاي تأمين عواطف و احساسات يکديگر و اختلال در وضعيت جسمي و رواني دوطرف.

- احساس بلاتکليفي براي دختران و اينکه با وجود داشتن همسر هنوز در خانه والدين زندگي مي کنند.

- خسته شدن والدين دختر و پسر از رفت و آمد زياد و مکرر داماد و مسايلي که پيش مي آيد.

- بدآموزي هاي اخلاقي و تربيتي که گاهي متوجه برادران و خواهران عروس مي شود.

گاهي ممکن است اين ارتباط ها فراتر رفته و زمينه اختلافات جدي را به دنبال داشته باشد. لذا توصيه ما اين است که مدت نامزدي در ازدواج فاميلي بين سه تا شش ماه و در ازدواج با غريبه، تا نه ماه باشد. البته بايد توجه داشت براي دانشجوياني که به دليل شرايط درسي نمي توانند عروسي کنند، ممکن است دوران عقد مدتي طولاني شود، لکن با رعايت ادب و تأمين نظر خانواده ها و لحاظ شرايط خاص خود، قدري ارتباط ها متفاوت باشد.

 

 

 

 

جشن ازدواج

پرسش 4.                      چگونه مي توان عروسي و عقد را شاد و با نشاط و به دور از معصيت الهي برگزار کرد؛ زيرا متأسفانه در برخي از مراسم ها و جشن هاي ازدواج خانواده هاي مذهبي نيز منکرات بسياري شايع شده است. چه بايد کرد؟ آيا جشن ازدواج برگزار نکنيم و موجبات دل خوري خانواده ها را فراهم کنيم يا اينکه خداي ناکرده به اين منکرات تن بدهيم؟

اسلام، ديني جامع، پويا، سرزنده و هماهنگ با فطرت انسان ها است. در تعاليم آسماني اسلام و آموزه هاي حيات بخش آن، به تمام نيازهاي طبيعي و فطري انسان ها، عنايت و توجه شده و مسيرهاي کمال، سعادت و کاميابي دنيوي و اخروي ترسيم گرديده است.

يکي از آموزه ها و دستورات اسلامي که البته مربوط به حوزه (ابعاد) روان شناختي انسان ها است، توصيه به شادي هاي مثبت، سازنده، نشاط آور و هدفمند است. نياز به شادي و نشاط در همه عرصه هاي زندگي به ويژه در زندگي خانوادگي، ضروري و لازم است.

حضرت علي (عليه السلام) درباره اهميت شادي و شادکامي در زندگي مي فرمايند: «اين دل ها و روان ها همانند بدن ها خسته و بي نشاط مي شوند و نياز به  استراحت دارند، لذا براي آنها نکته هاي زيبا و نشاط انگيز (حکيمانه) فراهم کنيد».[49]

و در حديث ديگري فرمودند: «براي مؤمن سه ساعت است (شبانه روز را بايد سه قسمت کند): ساعتي که در آن با پروردگارش راز و نياز نمايد و ساعتي که در آن نيازمندي هاي زندگي و معاش زندگي را تأمين کند (کار و تلاش) و ساعتي براي لذت ها و خوشي هاي حلال و نيکو، قرار دهد».[50]

حضرت علي (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: «شادماني، مايه انبساط روح و مايه وجد و نشاط مي شود».[51]

در آموزه هاي ديني علاوه بر توصيه به داشتن شادي هاي مطلوب و متعادل، شاد کردن مؤمن از عبادات حساب شده و همچنين نشاط و سرزندگي از صفات مؤمنين قلمداد گرديده است.

امام باقر (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: «عبادتي محبوب تر پيش خداوند، از شاد کردن مؤمنين نيست».[52]

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز فرمودند: «هر کس مؤمني را شاد کند مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد و مسرور کند، خدا را مسرور کرده است».[53]

 شب عروسي از زمان هاي ويژه و از نقاط عطف در زندگي هر فرد است و از لحظه هاي بسيار مبارک و بابرکت به شمار مي رود و لذا شايسته و لازم است:

اولاً، همراه با جشن و شادي باشد؛

ثانيا، بايد مواظب بود از حالت اعتدال و ميانه روي خارج نشود و از تشريفات زايد و غيرضروري اجتناب گردد و عروس و داماد سعي نکنند در اول زندگي، خود را به قرض و گرفتاري بيندازند؛

ثالثا، مواظب باشند در مراسم عروسي عمل خلاف شرع انجام نگيرد و زندگي جديد را با کارهاي خلاف شرع و حرام، شروع نکنند.

شعر خواندن، کف زدن، خنديدن، شوخي کردن و غنا (البته با حفظ شرايط) در شب عروسي براي زنان مانعي ندارد؛ ولي بايد از موسيقي بپرهيزند؛ زن ها در حضور مردها از آواز و غنا جداً خودداري کنند؛ خانم ها حجاب اسلامي را رعايت نمايند و با سر و صورت آرايش کرده در معرض نامحرم ها قرار نگيرند. به داماد نيز توصيه مي شود به زنان نامحرم که در مجلس حضور دارند، نگاه نکند و زندگي خود را با حرام الهي، که قطعاً تبعات بدي خواهد داشت، شروع ننمايد.

پيشنهاد مي شود براي سرگرمي و طراوت اين مجالس و استفاده بهتر، از مداحاني استفاده شود که مي توانند اين مجالس را با ذکر فضايل اهل بيت (عليهم السلام)،  لطيفه هاي اخلاقي و سرودهاي جذاب اداره کنند.

از جمله کارهاي حرام و ناشايستي که برخي از افراد کم اطلاع يا جاهل در برخي عروسي ها و مجالس ديگر انجام مي دهند، نواختن موسيقي و همين طور غنا (خوانندگي حرام) است.

غنا يعني خوانندگي به نحو خاص؛ يعني کشيدن صدا و آهنگين کردن آن به نحوي که طرب انگيز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد. اين نوع خوانندگي و آوازخواني، طبق نظر مبارک همه علما، حرام است و گناه دارد. البته يک نوع خوانندگي و آوازخواني با حفظ شرايطي که بيان مي شود، در مجلس عروسي جايز است و آن خوانندگي زن در مجلس عروسي است که اين نيز مي بايد شرايط زير را داشته باشد:

الف) خواننده زن باشد؛

ب) حرف هاي مستهجن جنسي نگويد؛

ج) همراه آن موسيقي حرام استفاده نشود؛

د) مردان حضور نداشته باشند و صداي زن را نشنوند؛

هـ) شب عروسي باشد نه شب عقد؛

و) همراه خوانندگي، رقص نباشد.

به طور خلاصه مي توان گفت که اگر نکات زير رعايت شود ان شاءاللّه  هم رضايت الهي جلب شده و هم ميهمانان راضي خواهند بود و هم گناهي صورت نمي گيرد:

1. بايد ابتدا عروس و داماد ملزم به رعايت آداب اسلامي باشند و مسائل شرعي  مثل پوشش، آرايش و ساير مسائل را مراعات کنند و مرتکب خلاف شرع نشوند.

2. زمان مناسبي براي مراسم جشن انتخاب شود مانند: اعياد مذهبي يا شب و روز جمعه.

3. عروس و داماد در نحوه برگزاري مجلس جشن با هم مشورت کنند و با خانواده هاي خود هماهنگ عمل کنند؛ در اين صورت از دخالت افراد خودسر جلوگيري مي شود.

4. از افراد هنرمندي که مي توانند به خواندن اشعار، بيان لطيفه هاي مناسب مجلس را شاد و گرم نگه دارند، دعوت به عمل بيايد تا مجلس جشن سوت و کور نباشد و جلوي سوء استفاده بعضي از افراد که در اين موقعيت ها مي خواهند اشاعه فحشا کنند و دست به کارهاي خلاف شرع بزنند، گرفته شود.

5. محيط خانم ها و آقايان جدا از يکديگر باشد و از اختلاط زن و مرد جلوگيري شود.

6. تا جايي که توان مالي داريد پذيرايي خوبي از ميهمانان داشته باشيد؛ زيرا يکي از وسايل شادي بخش همين پذيرايي هاست و مي تواند جانشين خوبي براي کارهاي حرام باشد.

7. از افراد متدين و با شخصيت در مجلس خودتان دعوت کنيد؛ زيرا حضور آنها در اين گونه مجالس باعث مي شود جلوي برخي از کارهاي خلاف گرفته شود.

8. اگر همه پيش بيني هاي گفته شده را به کار بستيد ولي هم چنان عدّه اي ابراز نارضايتي کردند نگران نباشيد و هيچ گاه رضايت ديگران را بر رضايت خدا  ترجيح ندهيد و همه تلاشتان اين باشد که رضايت خداوند را به دست آوريد.

 

مراسم عروسي

پرسش 5.                           آيا برگزاري مراسم عروسي و وليمه دادن لازم و ضروري است يا اينکه مي شود عروس و داماد به حج عمره و يا زيارت امام رضا (عليه السلام) بروند و از اين همه خرج دادن ها جلوگيري کرد؟

بايد توجّه داشت که جشن گرفتن براي عقد يا عروسي بسيار مطلوب و مورد سفارش اسلام است که از آن با عنوان وليمه عروسي ياد شده است.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در روايتي مي فرمايند: «وليمه در پنج مورد مستحب است و ثواب دارد: ازدواج، تولد فرزند، ختنه، خريد خانه و بازگشت از مکه».[54]

امام رضا (عليه السلام) نيز فرمودند: «از سنت هاي پيامبران، غذا دادن در موقع عروسي است».[55]

بر اين اساس وليمه دادن در ازدواج به شرط آنکه طرفين امکان مادّي داشته باشند، مستحب بوده و پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در ازدواج خويش اين موضوع را رعايت نموده و گروهي را اطعام نمودند.

در روايات اسلامي در مورد دفعات وليمه دادن نيز بحث شده است به طوري که پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه فرمودند: «دعوت روز اوّل (در عروسي) به حق است و دعوت روز دوم احسان و نيکي است و دعوت روز  سوم خودنمايي و شهرت طلبي».[56]

در حقيقت وليمه نوعي مشارکت اقوام و آشنايان در شادي و سرور زوجين است و فوايدي دارد که برخي از آن عبارتند از:

1. آگاهي و گواهي مردم به ازدواج زوجين که در شهرت نسل آنان به طهارت و پاکي مؤثر است.

2. پذيرفتن زوجين در ورود به جامعه اسلامي و قبول آنها به عنوان اعضاي فعّال و اساسي جامعه.

3. شرکت دسته جمعي در مجلس شادي و سرور که بسيار نشاط انگيز است.

4. حل و رفع بعضي ناراحتي ها و اختلافات و سهيم شدن آشنايان و نزديکان در حل مشکلات خانواده جديد، در حال و آينده.

5. تشويق جوانان ديگر به امر مقدّس ازدواج و تشکيل خانواده.

6. بدرقه زوجين با دعاي خير و دور نمودن بلا و گرفتاري از زندگي نوپاي آنان.

البتّه ناگفته نماند متأسّفانه امروزه وليمه دادن ها که به صورت جشن عروسي برگزار مي گردد، مشکلات و آفت هايي را نيز به دنبال مي آورد که برخي از آنها عبارتند از:

- تنها افراد متموّل و متمکن به چنين مجالسي دعوت مي شوند و از اطعام به فقرا و مساکين خبري نيست. پيامبراسلام (صلي الله عليه و آله) در اين باره مي فرمايند: «بد وليمه اي است وليمه عروسي اي که، در آن ثروتمندان را اطعام مي کنند و از مستمندان جلوگيري مي نمايند».[57]

 - آلوده شدن اين مراسم باارزش و شادي آفرين، به اختلاط زن و مرد، ولخرجي، چشم و هم چشمي، تجمّل پرستي، انواع هوا و هوس، اسراف و تبذير و...

 

زمان عروسي

پرسش 6.                          بهترين زمان براي برگزاري عروسي و وليمه چه موقعي است؟

عروسي و پذيرايي از ميهمانان را در هر موقعي از سال مي توان انجام داد؛ ولي بهتر و پسنديده تر اين است که از برگزاري جشن و سرور در ايام عزاداري و شهادت امامان معصوم (عليهم السلام)، اجتناب شود و با اين کارها حرمت شعاير ديني خدشه دار نگردد و سعي شود در ايام شادي و سرور مذهبي که ايامي با برکت و پرميمنت است اين مراسم انجام شود. همچنين توصيه گرديده تا اين مراسم عروسي در شب انجام شود به ويژه شب هاي جمعه زيرا آرامش و رضايت خاطر در شبانگاهان بيشتر است و عروس و داماد در شرايط بهتري به سر مي برند.

حضرت امام صادق (عليه السلام)، مي فرمايند: «عروس را شب به خانه شوهر ببريد».[58]

 و امام رضا (عليه السلام)، مي فرمايند: «انجام عروسي در شب روش رسول خداست چه اينکه خداوند شب را مايه آرامش قرار داده و زن هم مايه آرامش خاطر است».[59]

 البته مستحب است وليمه را در روز بدهند، در اين صورت به نظر مي رسد شب زفاف اسباب گرفتاري و اضطراب کمتري دامن گير زوجين شده و در نهايت شب خاطره انگيزتر و موفقتري خواهند داشت.

در آموزه هاي ديني نيز سفارش شده که ميهماني در روز باشد و زفاف در شب انجام گيرد.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «زفاف را در شب برگزار کنيد و غذا و طعام را در روز بدهيد».[60]

 

تأخير عروسي

پرسش 7.                        آيا به تأخير انداختن مراسم عقد يا عروسي به خاطر فوت بستگان واجب است؟ شما چه توصيه اي در اين رابطه داريد؟

تأخير انداختن مراسم عروسي به خاطر فوت افراد، وجوب شرعي و حتّي استحباب نيز ندارد و در اسلام حکم خاصي در اين باره وجود ندارد؛ امّا احترام به بعضي آداب و رسوم عرفي و اجتماعي به دليل اينکه زندگي اجتماعي دچار مشکل نشود، کاري منطقي و عقلاني است؛ به خصوص در مناطق و قوميت هايي که حساسيت خاصي به اين مسايل وجود دارد به طوري که برگزاري مراسم عروسي را نوعي توهين تلقي مي کنند. سزاوار است که آداب و رسوم اجتماعي را تا حدّ امکان رعايت نمود؛ البته اگر چنانچه در شرايطي قرار داشتيم که امکان به تأخير انداختن جشن عروسي نبود، مي توان با کسب اجازه از  صاحبان عزا و اداي احترام به آنها، جشن عروسي را با حفظ احترام به طور مختصر و خصوصي برگزار کرد.

 

شـب زفـاف

پرسش 8.                       شب زفاف و حجله عروسي چه فرقي مي کند؟ روابط زناشويي چگونه انجام شود که خاطره خوبي در زندگي بماند؟

«شب زفاف» يعني شبي که عروس را به خانه داماد مي برند (شب عروسي) و اوّلين شبي است که دختر و پسر، زن و شوهر ناميده شده، در محيطي جدا از خانواده پدري، خانواده جديدي تشکيل مي دهند.

«حجله» نيز اتاق مزين و آراسته اي براي عروس و داماد است که شب اوّل را در آن به سر مي برند. در حقيقت حجله، مکان سرآغاز يک زندگي جديد و تحوّل مهم و شگرف در زندگي مشترک است.

انتخاب کلمه زفاف به معناي «سرعت» براي اوّلين شب تشکيل خانواده و زندگي زناشويي به اين علّت است که عروس و داماد و بستگان آنان همه تمايل به شتاب و سرعت براي اين کار خير دارند و تمايل دارند هر چه سريع تر کانون گرم زندگي زوجين تشکيل گردد. شب زفاف، برنامه و زماني براي سرعت گرفتن است.[61]

شب زفاف از شب هاي به ياد ماندني، با اهميت و لذّتبخش براي همسران است. در اين شب مي بايد به نکاتي درباره مسايل روان شناختي، معنوي و  بهداشتي، توجّه داشت.

در اين قسمت به نمونه هايي از اين نکات اشاره مي شود:

1. ياد و نام خدا

استعانت از خداوند و ياد خالق متعال در هر کاري نيکو و انرژي آفرين است. هنگام همبستر شدن نيز طلب ياري از خداوند و توکل به او، بسيار زيبا خواهد بود. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: «هرگاه کسي از شما خواست با همسرش آميزش کند، به نام خدا و به ياري خدا شروع کند و بگويد: خداوندا! شيطان را از من و فرزنداني که به من عنايت مي کني، دور کن».[62]

امام باقر (عليه السلام) در بيان آداب حجله مي فرمايد: «وقتي به حجله وارد شدي و نزد عروس رفتي، دست بر پيشاني او بگير و دعا کن و بگو: خدايا! من، اين خانم را از تو به امانت گرفتم و با سخنان تو او را حلال نمودنم. پس، اگر فرزندي از او متولد شد، او را مبارک و با تقوا و از شيعيان محمد (صلي الله عليه و آله) و آلش قرار ده و در او براي شيطان نصيبي قرار مده».[63]

2. با وضو بودن

انسان با وضو احساس نشاط و آرامش مي کند. از امام رضا (عليه السلام) درباره وضو سؤال شد، حضرت فرمودند: «وضو باعث از بين رفتن کسالت و زدودن خواب آلودگي و پاک ساختن دل براي حضور در برابر خداي متعال مي شود».[64]

امام (عليه السلام) در اين حديث، به ابعاد جسمي و روحي وضو، يعني نظافت، پاکي،  آمادگي روح، کسب نشاط و پديد آوردن زمينه معنوي، اشاره مي کند. همه اين امور در آميزش جنسي مطلوب بوده و رابطه را معنوي، باصفا و نوراني مي کند به ويژه در شب زفاف با وضو بودن به آرامش و نشاط معنوي پسر و دختر بيشتر کمک مي کند و اطمينان آنان را براي شروع زندگي مشترک پاک و با ايمان بيشتر مي کند.

3. شستشوي پاي عروس

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «يا علي (عليه السلام)، چون عروس وارد خانه تو شود، پاهاي او را بشوي. اگر چنين کني، خداوند هفتاد هزار نوع فقر را از خانه تو دور مي کند و هفتاد برکت را در آن داخل مي کند و هفتاد رحمت بر تو نازل مي کند».[65] چه بسا چنين رفتار خاطره بسيار خوشايندي از علاقه شوهر به خانمش نشان دهد و آرامش و نشاط و اعتماد را در او دو چندان کند. بديهي است رضايت مندي عروس در شروع زندگي مشترک، آرامش و همراهي او را در تأمين نظر داماد را بيشتر فراهم مي سازد و لذت زندگي به طور تصاعدي اوج مي گيرد.

4. نماز و دعا

از امام باقر (عليه السلام) فرموده اند: «چون عروس را به نزد تو آوردند، بگو وضو بگيرد و هرکدام دو رکعت نماز بخوانيد و سپس حمد الهي را به جا آوريد و بر محمد (صلي الله عليه و آله) و آل محمد صلوات بفرستيد و دعا کنيد و حاجات خود را از خدا بخواهيد. همچنين اين دعا را بخوانيد: خدايا روزي ام کن دوستي و رضاي او را و خشنود دار مرا بدان، کانون خانوادگي و لذّت ما خوش دار؛ زيرا تو حلال را دوست داري و از حرام ناخشنودي».[66]

 5. رو به قبله و پشت به قبله نبودن

يکي از توصيه هاي معنوي در رابطه با آميزش اين است، رو به قبله و پشت به قبله، آميزش کردن، مکروه است و ناپسند مي باشد. امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «پيامبر نهي فرموده از آميزش در حالي که زن و شوهر پشت به قبله يا رو به قبله باشند».[67] (کف پا و فرق سر رو به قبله نباشد).

6. تميزي و خوشبويي

تميزي و نظافت و خوشبويي در شب زفاف از اهميت چند برابر برخوردار است. زيرا عروس و داماد اولين تجربه جنسي را با همديگر برقرار مي کنند و رضايت مندي آنان خاطره انگيز خواهد بود.

7. بغل کردن و هم آغوشي

وقتي زن و شوهر همديگر را بغل کرده و تماس بدني پيدا مي کنند، علاوه بر اينکه احساس الفت و دوستي بيشتري مي نمايند، تحريک جنسي نيز مي شوند. اين موضوع براي زنان از اهميت بيشتري برخوردار است. زيرا خانم ها عاطفي ترند و نياز به محبوب بودن در آنان بيشتر است.

8. ابراز محبت و علاقه

زن و شوهر بايد در تمام حالات زندگي به همديگر اظهار علاقه و محبت داشته باشند و اين جزء وظايف اخلاقي آنان است. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «حق مرد بر همسرش اين است که به خانه اش پايبند باشد، با او مهرباني کند و محبت بورزد و نسبت به او دل سوز باشد».

 همچنين فرمودند: «هرکس همسري برگزيد، بايد احترامش کند»[68].

و نيز فرمودند: «اين گفته مرد به زنش که «دوستت دارم» هرگز از قلب زن بيرون نمي رود».[69]

وقتي زن يا مرد با جملاتي همچون، دوستت دارم، خوشگل من، عزيز من و... مواجه مي شود، علاوه بر اينکه تحريک جنسي مي شود، علاقه اش به همسر زياد شده و با رضايت کامل پذيرايي جنسي مي نمايد. برخي از مردان از اظهار محبت کلامي خودداري مي کنند!! و استدلالشان اين است: معلومه که من دوستش دارم! و يا «لوس مي شه»! اينها بدانند اشتباه مي کنند. بلکه بايد محبت و علاقه را به زبان هم جاري کرد تا خيال زن آسوده شود و رضايت قلبي پيدا کند.

مردي به امام باقر (عليه السلام) عرض کرد: من اين شخص را دوست دارم. امام فرمود: «پس به او اعلام کن؛ چراکه اين کار، مودّت و دوستي را پايدارتر مي کند و براي الفت و دوستي بهتر است».[70]

9. شوخي کردن

شوخي ابزاري است که مي توان از آن در راستاي رفع تنش و اضطراب بهره جست. همين طور از شوخي مي توان براي ايجاد سرور و شادي استفاده نمود. زن و شوهر وقتي در کنار هم آرميده اند مي توانند با شوخي هاي لطيف و تحريک کننده، فضاي ارتباطي را تلطيف کنند و از اين طريق به نشاط و شادماني خود بيفزايند.

 10. آمادگي جنسي

به طور معمول ميل جنسي در مرد فعال است و به آساني واکنش نشان مي دهد و به راحتي برانگيخته مي شود. اما زنان نيازمند تحريک طولاني، عاطفي و صميمي هستند. به طور کلي زنان مرحله معاشقه و پيشنوازي جنسي را ترجيح مي دهند و بعد از فزوني يافتن تحريکات جنسي و فراهم شدن زمينه هايي، آمادگي آميزش را اعلام مي کنند. لذا مردان مي بايد از عشق بازي، نوازش، اظهار علاقه و هر روشي که باعث تحريک زن مي شود بهره برند و هم خودشان لذت برده و هم همسران خود را شادکام نمايند.

پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) در اين باره مي فرمايند: «سه چيز از جفا است: يکي اينکه با فردي همراه شوي و اسم و رسم او را نپرسي؛ ديگر اينکه به طعامي دعوت شوي و قبول نکني.... سوم اينکه بدون آماده سازي همسرت با او آميزش کني».[71]

همچنين فرمودند: «هر بازي و لهوي باطل و بيهوده است مگر در سه چيز که در اين سه چيز پسنديده و حق است؛ تربيت اسب، تيراندازي و ملاعبه و بازي با همسر (در موقع آميزش)».[72]

نقاط حساس و تحريک شونده زنان و مردان، متفاوت است؛ در مردان حساس ترين موضع تحريکي، آلت و سينه ها هستند. همين طور دست کشيدن به پشت مرد يعني ناحيه ستون فقرات، در تحريک جنسي مرد مؤثر است.

در زنان، نقاط تحريکي زيادي وجود دارد و همه بدن زن تحريک پذير است ولي برخي نقاط مثل سينه، کليتوريس (قسمت فوقاني واژن) لب ها، لاله گوش، گردن و... از حساسيت و تحريک پذيري بيشتري برخوردار است. اگر چنانچه مردان قبل از آميزش، با لمس کردن و دست ورزي نقاط حساس، زنان را براي ارتباط جنسي آماده کنند بسيار مطلوب خواهد بود و کام جويي به اوج خودش مي رسد. در آموزه هاي ديني به تحريک جسماني توجه شده و به آن توصيه گرديده است.

امام رضا (عليه السلام) فرموده اند: «با همسرت آميزش نکن، مگر اينکه با او زياد بازي کني و سينه هايش را مالش دهي، وقتي اين کار را کردي شهوت بر او غالب مي شود (تحريک مي شود)... وقتي شهوت غلبه کرد از صورت و چشمانش مشخص مي گردد، در اين صورت به تو ميل پيدا مي کند همانطور که تو ميل و رغبت داري».[73]

در اين روايت علاوه بر لزوم تحريک جسماني زن به زمان غلبه شهوت و آمادگي جنسي، اشاره شده است.

11. شتاب نکردن

روابط جنسي بسيار پيچيده و دقيق است و نمي توان آن را فقط محدود به ارضاي شهواني و جسمي نمود. يکي از مسايلي که در روابط جنسي مهم است آمادگي رواني است. ميزان آمادگي رواني بستگي به تجربيات، اطلاعات، مطالعات و مهارت هاي ارتباطي دارد. اگر چنانچه قبل از آميزش،  آمادگي رواني مهيا نگردد، اثر منفي شديدي روي همسر خواهد داشت. لذا در آميزش نبايد شتاب کرد و مي بايد با حوصله و آرامش، زن را براي آميزش جنسي آماده نمود.

خانم ها به روابط عاطفي بيشتر اهميت مي دهند تا روابط جنسي، علاوه بر اين که مدت زماني که براي تحريک جنسي آنان لازم است، حداقل 15 تا 20 دقيقه مي باشد؛ مردان نبايد در آميزش عجله داشته باشند و هرگز نبايد با اين کار، لذت کاميابي و کامجويي را کاهش دهند.

در شب زفاف اگر چنانچه آمادگي عاطفي ايجاد نگردد، بهتر است، ارتباط جنسي به شب هاي بعد موکول شود. در آموزه هاي ديني نيز اهميت زيادي به کيفيت آميزش با همسر داده شده و به مردان توصيه گرديده تا از عجله بپرهيزند و با زنان خود ملاعبه و بازي داشته باشند.

حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: «هرگاه کسي خواست با همسرش آميزش کند، نبايد عجله داشته باشد؛ زيرا زنان را قبل از آميزش، نيازها و کارهايي است!!»[74]

امام صادق (عليه السلام) نيز فرمودند: «وقتي خواستيد با همسرتان آميزش کنيد مانند پرندگان به صورت عجله اي با آنان درنياميزيد بلکه با حوصله و ملاعبه باشد و با درنگ و پاييدن انجام شود».[75]

12. پرهيز از آميزش عريان

در آموزه هاي اخلاقي اسلام از آميزش کردن در حالي که زن و شوهر هر دو به طور کامل لخت هستند، نهي شده است. تجربيات افراد خلاف اين را ثابت  کرده و اتفاقاً جذابيت حالت برهنگي بيشتر است استدلال قوي نيست و دليل آن بر ما پوشيده است.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «وقتي زن و شوهر ميخواهند آميزش جنسي داشته باشند کاملاً لخت نشوند (حداقل لباس جزئي داشته باشند) اگر اين کار را بکنند ملائکه از آنان دور مي شود».[76]

13. نگاه نکردن به آلت جنسي

در رابطه با نگاه کردن مرد به آلت جنسي زن در حال آميزش، روايات متعددي وجود دارد. برخي از آنها به مرد اجازه داده به آلت جنسي زن نگاه کند و برخي نيز نهي نموده است.

در مجموع ممکن است، نگاه کردن به ظاهر آلت زنان اشکال نداشته باشد اما نگاه کردن به داخل آلت و فرج زنان نهي شده است. در اين نهي شدن نکته تربيتي و روان شناختي وجود دارد و آن اين که داخل فرج زنان جذابيتي نداشته و باعث نفرت مرد از زن مي گردد، لذا براي اينکه علاقه مندي مرد به زنش کم نشود، توصيه شده به داخل فرج زن نگاه نکند.

حضرت علي (عليه السلام) در اين زمينه مي فرمايند: «احدي از شما نبايستي به داخل عورت همسرش بنگرد؛ چه بسا چيزي ببيند که او را خوشايند نباشد و البتّه موجب کوري فرزند نيز مي شود».[77]

14. گفتگو نکردن در حال آميزش

در آموزه هاي ديني و اخلاقي توصيه هاي زيادي به معاشقه و ملاعبه و اظهار محبت به همسر شده که مردان مي بايد در قبل از آميزش آن را  رعايت نمايند تا همسران تحريک شده و آماده ارتباط جنسي بشوند[78]، اما از صحبت کردن در موقع مجامعت (آميزش واقعي) نهي شده و آن را مکروه و ناپسند دانسته اند؛ بهطوري که در برخي روايات به وجود آمدن برخي اختلال ها در کودکان را به اين گفتگو نسبت داده اند.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «بپرهيزيد از صحبت کردن با همسر در موقع آميزش و دخول».[79]

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز از گفتگوي زياد در موقع مجامعت نهي فرمودند.[80]

نتيجه اينکه، گرچه گفتگو و اظهار علاقه و عشق به همسر به صورت کلامي و غيرکلامي، قبل از آميزش واقعي، مورد تأکيد است ولي از گفتگو در موقع آميزش نهي شده و ناپسند شمرده شده است. البته نام خدا و ذکر خدا نهي نشده و توصيه گرديده است.

گرچه حکمت و فلسفه اين نهي ها و توصيه ها براي ما مشخص نيست ولي ممکن است به اين دليل باشد که زن و شوهر در موقع آميزش کاملاً آرامش داشته باشند يا گفتگوي زياد از آرامش آنان بکاهد و البته ممکن است دلايل ديگري وجود داشته باشد.

15. رها نکردن همسر بعد از آميزش

معمولاً پس از پايان آميزش تمايل زن نسبت به مرد همچنان ادامه دارد و اين به دليل طولاني بودن ارگاسم و نياز شديد به محبت است. در اين موقع  مردان بايد اين نياز را با ادامه عشق بازي و اظهار علاقه، تأمين کنند. اگر مردها بعد از آميزش و ارگاسم، زن را رها کنند، اين تصور براي خانم ها پيش مي آيد که مردان فقط به فکر خواسته ها و اميال خود هستند و با چنين پيش فرضي، ناخوشايندي در نوبت هاي بعدي همراهي لازم را انجام نخواهند داد. در حالي که اگر شوهر بعد از آميزش نيز رو به سوي همسر داشته باشد و به نشانه محبت، او را در آغوش داشته باشد و حتي از او تشکر کند و بعد از چند دقيقه اگر خواست جهت استراحت حالت خواب خود را تغيير دهد اشکالي ندارد و خاطره خوش اين ابراز محبت براي نوبت هاي بعدي آميزش بسيار مؤثر خواهد بود.

نکته پاياني، در مورد مسائل جنسي اين است که تجربيات ناخوشايند جنسي برخي زن و شوهرها ممکن است براي جوان ها هراس ايجاد کند و در برخي از موارد تنفّر از مسائل زناشويي را به دنبال داشته باشد. بنابراين خوب است اطلاعات مناسب و شناخت صحيحي نسبت به آن به وجود آيد.

در اولين تجربه جنسي به طور معمول نوعي درد ممکن است پيش آيد، البته براي تحمل اين نوع درد، بهترين کار آمادگي عاطفي و توجه به شور و نشاط شروع زندگي مشترک است. اين عشق و علاقه سبب مي شود تا دختر به مرحله ارگاسم يا نزديک آن برسد و درد يا خيلي کم شود يا قابل تحمل گردد.

 

مراقبت شـب زفـاف

پرسش 9.                          حد و اندازه آرايش عروس و داماد چه مقدار بايد باشد و آيا اين کار ضروري است؟ ضمناً من از شب زفاف هراس دارم برخي از دوستانم مي گويند درد شديدي را بايد تحمل کني، آيا تصور آنها (دوستانم) صحيح است لطفاً مرا راهنمايي کنيد.

آراسته و معطر بودن از وظايف متقابل همسران است و زن و مرد مي بايست خود را آراسته و مرتب نگه دارند و اين امر در آموزه هاي ديني نيز مورد تأکيد است.

در روايتي که از محضر پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نقل شده چنين مي خوانيم: «وظيفه زن آن است که خود را با خوش بوترين عطرها معطر سازد؛ بهترين لباس هايش را بپوشد؛ بهترين زيورآلاتش را دربرکند و هر صبح و شام خود را به شوهرش عرضه نمايد»[81].

در روايت ديگري امام باقر (عليه السلام) درباره زينت کردن مرد، فرمودند: «زنان دوست دارند شوهر خود را در همان زينتي ببينند که مردان دوست دارند زنشان را به آن صورت آرايش کرده مشاهده کنند»[82].

همچنين امام کاظم (عليه السلام) فرمودند: «همانا آراستگي ظاهر مردان از اموري است که بر عفت و پاکدامني زنان مي افزايد»[83].

 توجه به آراستگي در شب عروسي دو چندان بوده و معمولاً عروس و داماد خود را به صورت مطلوب آرايش مي کنند.

اما نکته اي که قابل توجه جدي است و مي بايست همسران جوان عنايت داشته باشند اين است که:

ـ از آرايش هاي افراطي و غليظ پرهيز کنند زيرا عروس و داماد به اندازه کافي اضطراب شب عروسي و زفاف را دارند و آرايش افراطي بر اضطراب آنان خواهد افزود و چه بسا جسارت نزديک شدن به همديگر و انجام عمل زناشويي را از آنان بگيرد

ـ ديگر اينکه زن و شوهر جوان به اندازه کافي زيبايي و طراوت دارند و نيازي به آرايش هاي آن چناني نيست و مي توانند اين آرايش ها را در زمان هاي ديگر انجام دهند و به وسيله آرايش، جذابيت خود را حفظ کنند و به اصطلاح همه چيز را در شب زفاف خرج نکنند بلکه براي آينده نيز نگه داري کنند.

ـ نکته ديگر اينکه آرايش افراطي، آستانه لذت بري و تحريکي زن و مرد را ممکن است تغيير دهد و طوري شود که بعد از عروسي از همديگر لذت کافي نبرند.

ترس خيالي زفاف

بايستي گفت: شب زفاف در خاطره تمامي زوج هاي جوان يک شب خاطره انگيز است. کساني که اين شب را تجربه کرده اند، بي شک تا آخر عمر  آن را فراموش نخواهند کرد. منظور ما از زفاف، شب اول عروسي است. يعني شبي که زوجين آميزش جنسي (به طور کامل) را تجربه مي کنند...

دو نوع درد در هنگام اولين تجربه جنسي قابل تصور است:

1. درد به علت پارگي پرده بکارت

اين درد (که البته بسيار ناچيز است) به علت ايجاد يک زخم سطحي در داخل واژن است. که اينگونه زخم ها معمولاً به سرعت برطرف مي شوند. البته براي کنترل يا کاهش درد، بهترين کار ايجاد معاشقه طولاني است، اين کار سبب مي شود تا دختر به مرحله ارگاسم يا نزديک آن برسد. رسيدن به ارگاسم، آستانه درد را بالا مي برد و باعث مي شود که درد يا خيلي کم شود يا قابل تحمل گردد. به عنوان مثال در زمان ارگاسم اگر شخص گاز گرفته شود درد را احساس نمي کند يا درد بسيار جزئي خواهد بود.

نکته اي که مي بايد به آن توجه داشت اين است که ضخامت پرده بکارت افراد متفاوت است به طوري که برخي از دختران در موقع زوال بکارت، کمترين دردي را احساس نمي کنند. اما برخي دختران احساس مختصري از درد را خواهند داشت اما نبايد نگران بود زيرا اين درد جدي و طولاني نيست.

2. درد به علت دخول

اين درد دقيقاً به علت کشش ديواره واژن مي باشد. شما وقتي بادکنکي را براي اولين بار باد مي کنيد، نيروي بيشتري به کار مي بريد تا بتوانيد ديواره هاي بادکنک را از هم باز کنيد. اين حالت دقيقاً در واژن هم ايجاد مي شود؛ واژن براي اولين بار مي خواهد باز شود، پس درد مختصري  را حس مي کند.

براي کنترل اين درد، بايد دقيقاً مثل بالا، معاشقه طولاني داشت تا هم واژن ليز شود و هم آستانه درد افزايش يابد. براي اين منظور مي شود از ژل لوبريکانت استفاده نمود.

در مجموع براي آميزش بهتر و کم درد، در اولين تجربه بايد نکات زير را توجه نمود:

1. معاشقه طولاني تا رسيدن به مرحله ارگاسم؛

2. استفاده از ژل لوبريکانت؛

3. بهتر است دختر لبه تخت دراز بکشد، جوري که پاهاي وي کاملاً روي زمين قرار بگيرد. در اين صورت کمترين درد و فشار به دختر وارد مي شود؛

4. دختر را بايد قبل از نزديکي از نظر روحي آماده کرد؛

5. در صورت داشتن درد شديد از ادامه نزديکي خودداري کرد.

نکته اي که ذکر آن بسيار مهم و اساسي است آن است که اگر احياناً دختري در هنگام زفاف در عادت ماهيانه (پريود) بود، حتماً بايد از آميزش اجتناب کرد؛ زيرا آميزش در اين هنگام حرام و گناه است.

 

تغذيه شب زفاف

پرسش 10.                  در شب زفاف از چه غذاها و ميوه هايي استفاده کنيم که در تقويت قواي جنسي مؤثر باشد؟

عواملي که در تقويت قواي جنسي مرد و زن، تأثير فوق العاده اي دارد؛ نخست عوامل عاطفي و رواني است و سپس تغذيه مناسب مي باشد.

درباره عوامل رواني و عاطفي و نقش آن در تقويت قواي جنسي، تحريک همسران، رضايت جنسي و استحکام خانواده، در قسمت هاي بعدي به طور مفصل و جامع گفتگو خواهيم کرد. در اين قسمت فقط به عنصر تغذيه و نقش آن در تقويت قواي جنسي و تمايلات شهواني مي پردازيم.

همانطور که اطلاع داريد حيات و سرزندگي انسان ها به خوني است که در رگ هاي آنان جاري است. خون از طريق رگ ها به تمام اعضاي بدن منتقل مي شود و باعث تغذيه آنان مي گردد. خون نيز به نوبه خود از مواد غذايي که انسان مصرف مي نمايد، ساخته مي شود. اگر تغذيه سالم، بهداشتي و پرانرژي باشد، به دنبالش خوني سالم و پرانرژي توليد مي گردد. خون علاوه بر اينکه ماده اصلي سازنده مني است، در فعال شدن و استقامت قواي جنسي و آلت جنسي نقش تعيين کننده و محوري دارد. لذا تغذيه کافي، سالم و پرانرژي نقش اساسي در تأمين نشاط بدن و تقويت قواي جنسي دارد.

تذکر اين نکته نيز لازم است که مصرف دارو و يا مواد ديگري براي تحريک جنسي پايداري ندارد و چنين افرادي، به زودي به ناتواني جنسي مبتلا مي شوند و يا انتظاري که دارند برآورده نمي شود. زيرا آنان بدون تقويت  طبيعي بدن، به تحريک کاذب روي آورده و در واقع از قواي جنسي خود به صورت غيرطبيعي و از طريق تحريکات دارويي بهره مي برند.

بنابراين مسير طبيعي، استفاده از غذاهاي شيرين و پروتئين دار چون عسل، خرما، کباب، خامه، شير، گوشت مي باشد که براي تقويت قواي جنسي توصيه مي شود.[84] همچنين پسته، کاهو، هويج زرد، شلغم پخته، زنجبيل، انجير، زعفران، پياز، سير (البته کم) و تخم مرغ در تقويت قواي جنسي مؤثر است، برخي به استفاده از گداخته غذايي که از مغز پسته، بادام، فندق، گردو، شاه دانه، عسل و آرد تهيه مي شود توصيه مي کنند. نارگيل و شير آن، ترنجبين، دارچين، فلفل سياه، سيب، کاکائو، کندر، موز نيز در تقويت قواي جنسي مفيد است.

 

آداب همبستري

پرسش 11.                     در رابطه با آداب همبستر شدن چه مستحبات و مکروهاتي وجود دارد؟

همان گونه که مي دانيد، غريزه جنسي در انسان، همچون ديگر غرايز، يکي از نيازهايي است که خداوند در وجود انسان به وديعه گذاشته است. اين نياز نيز بايستي به طور معقول و متعادل تأمين و ارضا شود. در آموزه هاي ديني نيز بر اهميت اين موضوع تأکيد شده است.

پيامبر اعظم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «هر مؤمني که با همسرش آميزش نمايد، هفتاد هزار فرشته بال هايشان را براي آنها مي گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل مي گردد».[85]

نيز امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «هيچ مباح و حلالي نزد خداوند، دوست داشتني تر از آميزش با همسر نيست. پس زماني که مؤمن با همسرش نزديکي کرده و غسل جنابت مي کند، شيطان به گريه مي افتد و مي گويد: اي واي! اين بنده از پروردگارش اطاعت نموده و گناهانش بخشيده شده است».[86]

 همان طور که قبل از اين نيز بيان شد نکته اي که غالباً در بين همسران، مورد غفلت قرار مي گيرد اين است که در انسان برخلاف ساير جانداران، کيفيت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسي غريزي نيست، بلکه آموختني است و بايد روش صحيح آن را ياد گرفت، گرچه اصل وجود غريزه جنسي غريزي و فطري است. به همين دليل، يکي از آموزه هاي ضروري براي هر پسر و دختر جوان که تصميم دارند زندگي مشترک خويش را آغاز کنند اين است که دانستني هاي لازم براي اين کار را ياد بگيرند. يک سري از اين دانستني ها به احکام شرعي روابط زناشويي مربوط است که عبارتند از:

الف. آنچه در آميزش جنسي مکروه است

ـ  ايستاده آميزش کردن.

ـ  آميزش در حالي که سر يا کف پا، رو به قبله است.

ـ  آميزش در وضعيت کاملاً عريان.

ـ  آميزش در حالت جنابت مرد.

ـ  آميزش با زن حامله بدون گرفتن وضو.

ـ  آميزش با شکم و مثانه پر.

ـ  نگاه کردن به عورت زن.

ـ  پاک کردن خود بعد از آميزش، با دستمال مشترک.

ـ  آميزش بدون روانداز.

ب. آنچه در مورد آميزش جنسي، حرام است

ـ  آميزش در ايام عادت ماهانه زن (پريود)

ـ  آميزش از مقعد اگر زن راضي نباشد

 ـ  خوردن مني و ادرار

 

بهداشت و همبستري

پرسش 12.                     در آداب ديني چه توصيه هايي براي همبستري توصيه شده است؟

رعايت بهداشت در تمام عرصه هاي زندگي، امري مطلوب، مفيد و مورد سفارش خردمندان و پزشکان و بزرگان اخلاقي است. رعايت بهداشت در آميزش جنسي نيز علاوه بر حفظ سلامتي روحي و رواني، باعث لذت بيشتر از ارتباط جنسي مي گردد. در اين قسمت به نمونه هايي از بهداشت جنسي اشاره مي کنيم:

1. مسواک زدن

مسواک علاوه بر اينکه لثه ها را قوي و دندان ها را سفيد و پاکيزه مي کند، باعث خوشبويي و پاکي دهان مي شود. همچنين مسواک زدن پاداش معنوي نيز داشته و ثواب عبادات را افزايش مي دهد. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: «مسواک باعث پاکي دهان و رضايت پروردگار مي شود».[87]

پيامبر گرامي اسلام فرمودند: «براي هر چيزي پاک کننده اي است و دهان با مسواک زدن پاک مي شود».[88]

امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «مسواک زدن دوازده فايده دارد؛ از سنّت پيامبران است، باعث پاکي دهان مي شود، چشم را نوراني مي کند، باعث رضايت پروردگار است، بلغم را دفع مي کند، حافظه را قوي مي نمايد، دندان را سفيد مي کند، ثواب اعمال را زياد مي کند، پوسيدگي را کم مي کند لثه را قوي مي نمايد، اشتهاء را زياد مي کند و باعث خشنودي ملائکه مي شود».[89]

 امام صادق (عليه السلام) همچنين فرمودند: «دو رکعت نماز با مسواک، از هفتاد رکعت نماز که بدون مسواک زدن خوانده شود، برتر است».[90]

وقتي همسران با دهاني خوشبو، دنداني سفيد و حالتي معنوي با همديگر آميزش مي کنند، جذابيت آنان بيشتر شده و روابط آنان صميمي تر، پايدارتر و زيباتر خواهد بود. برعکس اگر اين مسايل بهداشتي رعايت نشود، ممکن است به خاطر کثيفي و بدبويي دهان، از همديگر متنفر شوند.

2. حمام و نظافت

آراستگي و نظافت از ويژگي هايي است که هر فردي که سالم و بهنجار است آن را دوست دارد. کمتر کسي پيدا مي شود که از زيبايي، تميزي و ظاهري آراسته و خوشبو لذت نبرد. اين امر در روابط همسران از اهميتي دوچندان برخوردار است زيرا آنها ساليان زيادي به طور عميق و بسيار نزديک با يکديگر مواجه هستند. اگرچنانچه از آراستگي و طراوت برخوردار نباشند کم کم به يکديگر کم رغبت مي شوند؛ لذا توصيه مي شود تا همسران چه مرد و چه زن، خود را آراسته و تميز نگه دارند. سعي کنند قبل از آميزش جنسي به حمام رفته و بدن خود را با صابون و آب نيمه گرم شستشو دهند؛ موهاي زايد را زائل کنند، عرق و بوي نامطبوع را از خود دور نمايند. اگر چنانچه همسري به مسايل نظافتي اهميت ندهد به ويژه خانم ها که مسايل حيض، نفاس و استحاضه دارند، اين امر علاوه بر ضررهاي جسماني و بهداشتي، باعث تنفر  همسر شده و ميل جنسي و علاقه مندي روحي، کاهش مي يابد.

مرد و زن بايد آلت تناسلي خود را تميز کنند، صورت و بدن خود را اصلاح نمايند تا جذابيت جنسي داشته باشند و براي همسر مسرت بخش باشند.

آلت جنسي زن بسيار حساس است و ميکروب هاي زيادي در آن جمع مي شود، لذا شستشو و خوشبو کردن آن، مطلوب است.

نکته اي که ذکر آن ضروري است اينکه اگر چه دخول در دُبر (پشت زن) کراهت شديد دارد و کاري ناپسند و مضر است ولي اگر مردي اين کار را کرد، مي بايد آلت خود را کاملاً شستشو دهد و بدون تميز کردن در مهبل (جلوي زن) وارد نکند زيرا مقعد زن، ميکروب هاي زيادي دارد.

3. پرهيز از آميزش با شکم پُر

يکي ديگر از دستورات بهداشتي آميزش جنسي اين است که با شکم پر آميزش نشود. وقتي غذا وارد معده مي شود به فاصله کمي تحت تأثير دستگاه گوارش قرار گرفته و تغييراتي در آن صورت مي گيرد. در اين موقع بيشتر توان مندي هاي بدن به امر گوارش متمرکز مي شود و بدن يک نوع سستي و رخوت پيدا مي کند که آماده انجام فعاليت جنسي نمي باشد.

در آموزه ها و تعاليم آسماني نيز از آميزش کردن در حالي که شکم پر است، نهي شده و توصيه گرديده در حالي که بدن راحت است و فشار معده وجود ندارد، آميزش انجام شود.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: «سه چيز به بدن انسان صدمه و زيان مي رساند؛ حمام رفتن در حال سيري و پر بودن شکم، نزديکي با همسر با شکم پر و همبستري با پيرزنان فرتوت و مسن».[91]

 نکته اي که بيان آن خالي از لطف نيست اين است که اغلب زنان اعتقاد دارند هم آغوشي بايد شب هنگام و در تاريکي رخ دهد، البته تا حدي حق با آنهاست چون اين تلقي به حياي ذاتي زنان بر مي گردد و در فصل اول همين کتاب به اين بحث اشاره گرديد.

4. پرهيز از آميزش ايستاده

بعضي از افراد به ويژه کساني که رفتار ناهنجار دارند گاهي اوقات به طور ايستاده عمل جماع را انجام مي دهند. اين عمل شايد در يکي دو بار اوليه ضرري نداشته باشد ولي وقتي به طور دايمي باشد، ضررهايي در پي مي آورد.

پيامبر گرامي اسلام در اين باره مي فرمايند: «ايستاده جماع و آميزش نکنيد. به درستي که اين کار مثل کار الاغ است».[92]

برخي روش هاي کام جويي به طور غيرطبيعي انجام مي گيرد و پيامدهاي ناخوشايند و تنفرآميز به دنبال دارد مانند آلوده شدن دهان و بدن زن به مني مرد و يا همبستر شدن با همسر از پشت و مقعد که آسيب هايي را به دنبال دارد؛ مانند:

الف. مهم ترين عارضه اي که مجامعت از طريق مقعد براي زن دارد اين است که چون لذت حقيقي جنسي براي زن از طريق مقاربت از فرج و مجراي تناسلي حاصل مي شود نه از طريق مقعد، بنابراين زن دچار سرد مزاجي و بي ميلي جنسي شده و در آينده نزديک خود را موجودي مي يابد که وسيله دفع شهوت شوهرش شده و خودش نبايد از اين عمل خدادادي لذتي ببرد.

 ب. از آنجا که ساختمان مقعد طوري است که ظرفيت پذيرش آلت مرد را ندارد (برخلاف واژن يا فرج که خاصيت ارتجاعي و لغزنده دارد) و هر لحظه امکان آسيب ديدگي ماهيچه حلقوي (اسفنگتر) دهانه مقعد و حتي پارگي آن وجود دارد، در نتيجه، زن گرفتار درجاتي از بي اختياري مدفوع شده و نيازمند جراحي و عوارض بعدي مي شود. چون مرد در حال لذت جنسي فقط به فکر دفع شهوت خود است و حرکات بدون کنترل او هر لحظه مي تواند به زن آسيب فيزيکي وارد کند.

ج. مقعد محل ذخيره فضولات دستگاه گوارش (مدفوع) است که حاوي ميکروب هاي فراواني است. در اثر مالش و دخول آلت مرد اين ميکروب ها مي توانند وارد دستگاه تناسلي مرد شده او را به عفونت هاي خاصي مبتلا سازند. در حالي که مقاربت از راه واژن يا فرج چنين عوارضي به همراه ندارد.

د. مخاط مقعد بسيار ظريف و نازک است و احتمال پارگي و انتقال ويروس ايدز از طريق آن به داخل خون زياد است و حتي يکي از علل شيوع ايدز در غرب از طريق جنسي، لواط و مقاربت از طريق مقعد است.

هـ. از آنجا که دهانه مقعد داراي ماهيچه اي حلقوي است، مانند يک کش محکم دور آلت مرد را گرفته و در لحظه خروج مني مانند يک سد عمل مي کند و در اثر اين عمل احتمال پس زدن مني به عقب و فشار به کيسه هاي مني و غدّه پروستات و عوارض ناشي از آن زياد است. البته اگر کساني تمايل داشته باشند تا از باسن همسر نيز لذت ببرند مي توانند از عقب به جلو زن دخول کنند.

5. پرهيز از آميزش در دوره قاعدگي (پريود)

در پايان گفتني است؛ علاوه بر توصيه هاي اخلاقي و تبيين احکام شرعي در رساله هاي مراجع تقليد که همبستري در دوران قاعدگي را منع کرده اند و حرام  دانسته اند، از نظر رواني ـ جنسي نيز اين امر خطرناک است. زن در اين دوران به ويژه در ابتداي آن دچار تنش، تخريب رحم، خونريزي، ضعف، افسردگي و استعداد عصبانيت و انواع اختلالات روحي است.[93]

در اين دوران، زن به مراقبت شديدي نياز دارد. چنانچه مردان به دليل فشار غريزه جنسي، زنان خود را به برقراري رابطه جنسي وادارند علاوه بر اين که از نظر شرعي کار حرامي انجام داده اند و بايد کفاره بپردازند. همچنين زمينه پرخاشگري و ناسازگاري زنان را فراهم و زندگي را با آسيب هاي جدّي در جهت ناسازگاري نيز مواجه ساخته اند. پس مناسب است براي تقويت سازگاري از اين آسيب ها جلوگيري کنند.[94]

 

تفاوت نياز جنسي

پرسش 13.                     زن و شوهر براي ايجاد روابط جنسي سالم و مطلوب در روابط خود به چه چيزهايي بايد توجّه کنند؟

زنان و مردان تفاوت هاي جنسي و شناختي زيادي با يکديگر دارند که اگر به اين تفاوت ها توجه لازم مبذول نشود، مشکلاتي در روابط جنسي همسران ايجاد مي گردد؛ بنابراين در ادامه به مطالبي اشاره مي گردد که در آمادگي رواني آنان جهت برقراري رابطه جنسي سالم و مطلوب مفيد است.

1. ايجاد رابطه سالم

به طور کلي انسان ها در صورتي مي توانند با هم ارتباط صميمي و عميق  داشته باشند که مسالمت اميز و با رعايت حساسيت هاي يکديگر و توأم با احترام متقابل باشد؛ در غير اين صورت يا رابطه به تدريج قطع مي شود و يا منجر به بروز رفتارهاي ناهنجار مي گردد. اگر چنانچه رابطه زن و شوهر بر پايه کنش ها و واکنش هاي مناسب استوار گردد، صميميت، درستي و علاقه مندي، هر روز بيشتر و پايدارتر مي گردد. هرچه قدر همسران بتوانند با کمال ادب و احترام و با ادبيات گفتاري دل نشين و زيبا، با همديگر رفتار کنند، رابطه زناشويي آنان، جذاب تر و لذت بخش تر خواهد بود.

اگر چنانچه براي همسري اين احساس پيش بيايد که همسرش او را فقط براي لذت هاي جنسي و شهواني مي خواهد و نه به عنوان انساني ارزشمند و داراي کرامت، آرام آرام از نظر عاطفي، از مرد دور شده و روابط آنان به سردي مي گرايد و اگر چنانچه رابطه جنسي نيز داشته باشند، واقعي و لذت بخش نخواهد بود. انسان نمي تواند کسي را دوست داشته باشد که به وي علاقه ندارد و حريمش را حفظ نمي کند، انسان ها دوست دارند محبت را و مهرورزي را نثار کسي کنند که اگر توان جبران نيز ندارند لااقل ارزش آن را بداند و زباني سپاسگزار داشته باشد. زن و مرد هر دو مشتاقند و دوست دارند که طرف مقابلشان ارزش و جايگاه آنان را درک کند و به زبان آورد.

براي زن بسيار رنج آور خواهد بود که تصور کند وجود او نزد شوهر ارزشي ندارد و وي را فقط براي انجام امور خانه، بچه داري و آميزش مي خواهد.

با اين اوصاف چگونه مي توان انتظار داشت تا اين زن، شب هنگام با آغوش باز مشتاق همبستري باشد؟ او حتي حاضر نيست چنين مردي را ببيند تا چه رسد به  اينکه خود را در آغوشش قرار دهد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين باره مي فرمايد: «آيا سزاوار است شما زنان را در روز کتک مي زنيد و آنگاه در شب به آغوش مي کشيد؟!»[95]

حضرت علي (عليه السلام) نيز فرمودند: «با همسرت در هر حال مدارا کن و با او نيکو سخن بگو تا زندگيت گوارا و راحت گردد».[96]

از اين روايات به روشني استفاده مي شود که هر چقدر با همسر مهرباني و رعايت ادب و احترام بشود، زندگي و روابط خانوادگي گواراتر و زيباتر خواهد شد. تأکيد اسلام به بزرگداشت زن، هم براي رعايت حقوق اوست و هم براي اينکه مرد در نزد زن جايگاهي بلند يابد، زيرا هرگاه مرد به زن ا حترام ننهد و پيش از آنکه بر اثر اين بي احترامي، زن کوچک شود، مرد است که در نظر زن بي شخصيت و بي ارزش مي گردد.

اشتباه شماري از مردان اين است که فکر مي کنند طبيعت تقاضاي هم آغوشي در زن و مرد يکسان است. مرد ممکن است همسرش را از ده ها جهت نپسندد و اما همين که او را در کام دهي موفق ببيند وي را براي همبستري و ارضاي تمايلاتش بپسندد و به آميزش با او رغبت تمام داشته باشد. اما در مورد زن چنين نيست؛ زن دوست دارد مردي او را در آغوش گيرد که از ديگر صفات انساني و همسرداري نيز بهره مند باشد؛ تمايل به مردي دارد که دوستش داشته باشد و به شخصيتش احترام نهد و به خواسته هاي معقولش حتي اگر در برآورده ساختن آنها ناتوان باشد توجه کند. از اين رو تمايل ندارد  به مردي کام دهد که محبوب او نيست، لذا اگر زنان احساس کنند که به آنان بي حرمتي مي شود با سردمزاجي و بي علاقه گي به آميزش جنسي تلافي مي کنند. لذا پيشنهاد ما اين است که مردان سعي کنند با تحريک حسّ احترام جويي و محبت، همسر خود را با خويش همراه سازند. زنان پيش از آنکه با فشار و لج بازي سر به راه شوند، با احترام، محبت و احساس ارزشمندي، مطيع مي گردند.

امام صادق (عليه السلام) در اين باره مي فرمايند: «هرچه قدر به زنان محبت داشته باشيد، ايمانتان افزايش پيدا مي کند».[97]

زنان نيز نبايد از اين مطلب غافل شوند که آنها نيز در مسايل جنسي بايد خواهان باشند و نه فقط خواستني و مي بايد خود را بر شوهر عرضه کنند و زمينه هاي تحريک شوهر را فراهم سازند و اظهار تمايل داشته باشند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «زن بايد براي شوهرش با نيکوترين عطري که دارد خود را معطر سازد و زيباترين جامه اش را بپوشد و به جالب ترين صورت، خود را آرايش نمايد و صبح و شام خويشتن را به شوهر عرضه کند».[98]

برخي زنان تصور مي کنند که بي نيازي از شوهر و اظهار تمايل نکردن، ارزش و کمال است!! در حالي که اين گونه نيست و زن مي بايد با اظهار علاقه و ميل و با ايجاد بسترهاي لازم براي آميزش از شوهر استقبال کند علاوه بر اينکه  اگر زن به شوهر اظهار تمايل و محبت نداشته باشد و در مسايل جنسي زمينه هاي لازم را فراهم نسازد، شوهر آرام آرام به سردمزاجي و يا انحرافات اخلاقي روي مي آورد و در هر دو صورت زن متضرر مي شود.

2. کنار گذاشتن کمرويي و حيا

کم رويي و حيا در مسايل جنسي از عواملي است که روابط جنسي را مختل مي کند و روابط جنسي مرد و زن را دچار مشکل مي سازد. پررويي و بي حيايي گرچه در نگاه اخلاقي و ارزشي صفتي ناپسند است ولي در روابط زناشويي ناپسند نيست. زن و شوهر به ويژه زن در تعاملات جنسي مي بايد حيا را کنار بگذارد. اگر چنانچه دختر يا پسري با اين فکر و عقيده پرورش يابد که ارتباط جنسي، عملي حيواني و باعث پستي منزلت انسان مي شود، اين خيال باطل در ذهن او نقش بسته و به مسايل جنسي نگاهي منفي خواهند داشت.

در آموزه هاي ديني نه تنها حيا در روابط جنسي پسنديده نيست بلکه کنار گذاشتن حيا، مورد تأکيد است.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «بهترين زنان کساني هستند که پُرزا (بچّه بياورد)، دوست داشتني و مليح باشد (پُرمهر)، در خانواده اش عزيز و محترم باشد، با شوهرش مطيع و فرمانبردار باشد، زيبايي و زينت خود را به شوهر عرضه کند، از غريبه ها پوشيده باشد، حرف شوهر را بشنود و اطاعت کند، وقتي با شوهرش خلوت کرد هرچه از او خواست بدهد در اختيارش گذارد»[99].

 همچنين امام صادق (عليه السلام) نيز در اين باره مي فرمايند: «بهترين زنان شما زني است که وقتي با شوهر خلوت کند، همچنان که از لباس برهنه مي شود از حيا نيز برهنه گردد و چون از خلوت با شوهر بدر آيد و لباس برتن کند، جامه پولادين حيا را نيز بپوشد».[100]

در اين دو روايت شريف به يک نکته روان شناختي اشاره دارد و آن اينکه زن مي بايد شرايط و موقعيت ها را تفکيک دهد و متوجه باشد که هر رفتاري در چه شرايطي پسنديده و مطلوب است. به هر اندازه رعايت متانت و حيا در برابر ديگران پسنديده است، اما بايد بداند که در موقع آميزش جاي حيا و پوشيدگي نيست.

3. توجه به تفاوتها و حساسيتهاي يکديگر

از جمله عوامل مشکل آفرين در زندگي زناشويي ناآشنايي هر يک از دو طرف با روحيات و حساسيت هاي طرف مقابل است. هرگز نمي توان انتظار داشت که بانويي بدون شناخت روحيه همسر و ويژگي هاي او، تقاضاي وي را آن طوري که مطلوب است، برآورده سازد. لذا در قدم اول مي بايد همسران جوان، روحيات يکديگر و نقاط قوت و ضعف همديگر را شناخته و در تعاملات جنسي و رفتاري، به آن ويژگي ها ارج نهند.

برخي از اين تفاوت هاي جنسي و عاطفي که در جنس زن و مرد وجود دارد، عبارتند از:

الف. تفاوت در نوع آميزش

 مردان برخلاف زنان تمايل جدّي به آميزش فيزيکي دارند و بيشتر مقاربت گرا هستند. مردان آميزش جنسي را در دخول خلاصه کرده و تمايل زيادي به آن دارند، در حالي که زنان به نزديکي هاي احساسي و عاطفي و معاشقه، بيش از دخول اهميت مي دهند و دوست دارند از طريق پيشنوازي و هم آغوشي خود را ارضا کنند. زنان مسايل عاطفي و احساسي را بر مسايل جنسي مقدم مي دارند و دوست دارند ارتباط جنسي با نوازش و اظهار علاقه شروع گردد و در آخر به آميزش جنسي ختم شود.[101]

ب. تفاوت در عوامل تحريکي

به دليل تفاوت هاي آشکار در قواي بينايي و شنوايي زنان با مردان، زنان بيشتر از طريق شنيده تحريک مي شوند و مردان بيشتر از طريق ديدن. بررسي ها و تحقيقات تجربي نيز نشان مي دهد که مردان بيشتر از زنان تحت تأثير زيبايي و آراستگي هستند.[102]

ج. تفاوت در سبک هاي اظهار علاقه

مرد همبستري مي کند تا دوست داشته باشد اما زن نياز به دوست داشتن دارد تا بتواند با مردان همبستر شود. مردان براي معذرت خواهي و اظهار علاقه به زنان، تمايل دارند تا روابط جنسي برقرار کنند و از اين طريق به طور غيرمستقيم درصدد اظهار علاقه مندي و اظهار پشيماني از رفتار ناشايسته خود هستند، در حالي که اين روش براي زنان چندش آور و نامطلوب است. زيرا خانم ها تا زماني که احساس مثبت و خوشايندي از نظر روحي به شوهر نداشته  باشند قادر به پاسخگويي نيازهاي جنسي نيستند. زنان نياز دارند براي معذرت خواهي و اظهار علاقه، از هم آغوشي و صحبت کردن بهره گيري شود. لمس کردن و نوازش کردن يکي از نيازهاي اساسي زنان است، حلقه کردن دستان به دور شانه و کمر همسر و فشردن او، براي اظهار صميميت و علاقه، لازم است.[103]

د. تفاوت در مواضع تحريک

همان طور که مي دانيد زنان با مردان از لحاظ برخي اندام ها و ويژگي هاي جنسي و فيزيولوژيکي، تفاوت هايي دارند. نقاط اروتيکي و تحريک زاي جنسي در زنان در بخش هاي وسيعي از بدنشان پراکنده شده است.

آگاهي از مواضع تحريک زاي زن و مرد، در پايداري و جذابيت روابط جنسي بسيار مؤثر است. تحريک فيزيکي و لمس قسمت تحتاني و تناسلي زن، تأثير بسزايي در تحريک جنسي او دارد. مردان بايد سعي کنند با رعايت ظرافت اقدام به نوازش و تحريک کنند. از تحريکات خشن و زمخت پرهيز گردد.[104]

نوازش و مالش دست ها و پاهاي زن (دست ها حتماً با دست و پاها را با دست ها و يا با پا نيز مي توان نوازش کرد)، نوازش پشت زن نيز در تحريک او تأثير دارد.[105]

تحريک مرد از طرف زن کمتر احتياج به آگاهي دارد؛ زيرا مردان با فکر کردن و يا در نظر آوردن نقاط شهوت انگيز و يا عوامل رواني تحريک  مي شود. البته تحريک و لمس مواضع حساس مرد، ستون فقرات و بوسيدن او، در تحريک جنسي، تأثير زيادي دارد.

نکته اي که حايز اهميت است اين است که زنان سعي کنند در موقع آميزش مرد، با ايجاد صدا و اظهار لذت بردن و ناله هاي عاشقانه و با فشار دادن عضلات، به پايداري و نشاط جنسي مرد، کمک کنند.

هـ. معاشرت نيکو با همسر

يکي از عوامل تأثيرگذار بر روابط همسران و جذابيت آن، معاشرت نيکو و تناسب در تعامل با زنان است. توجه به حالات رواني يکديگر و آمادگي هاي عاطفي جنسي، نقش بسياري در روابط جنسي دارد. اگر چنانچه زني، آمادگي ارتباط نداشته باشد و به اين عمل مجبور شود، قطعاً آزرده خاطر شده و استقبال لازم و کافي را از شوهر نخواهد داشت. راستي وقتي قرآن کريم مي فرمايد:

«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»[106]؛ «با زنانتان به شيوه اي شايسته رفتار کنيد».

قطعاً معاشرت نيکو تمام حوزه ها و ابعاد ارتباطي را شامل مي شود. همان طور که مردان در شدت بي ميلي نمي توانند غذا بخورند، زنان نيز اگر تمايل قلبي و شرايط روحي را نداشته باشند، قطعاً سرمايه گذاري کافي را براي شوهر نخواهند داشت. لذا به همسران توصيه مي کنيم به شرايط رواني همسر و آمادگي او براي آميزش توجه نمايند و سعي کنند با درک موقعيت روان شناختي زن، از او طلب آميزش داشته باشند.

 به عنوان مثال گاهي مرد در شرايط ويژه اي مثل ميهماني، حضور بچّه ها، ايام عادت ماهيانه زن و... تقاضاي ارتباط دارد و غافل از اين است که در اين مواقع، زن آمادگي روحي و رواني ندارد نمي تواند استقبال خوبي از شوهر داشته باشد.

 

آمادگي روابط جنسي

پرسش 14.                     مي خواستم بدانم آيا ميل جنسي در زنان و مردان تفاوت دارد بعضي ها مي گويند: هميشه مردان خواهان زنان بوده و از آنان خواستگاري کرده اند. مردان براي کاميابي از زنان، بخشي از دارايي خود را هزينه مي کنند و بسياري از جنايت ها به علت هوس راني مردان انجام مي گيرد؟!

خواستگاري مردان از زنان دليل بر قوي بودن شهوت نيست بلکه خواستگاري مربوط به جايگاه و روحيه خاص مردان است؛ به طوري که زن بيشتر دوست دارد معشوق و مطلوب باشد و مرد عاشق و طالب. مي توان گفت: وجود دو ويژگي حيا و صبر به ميزان بيشتر در زنان سبب شده است که زنان در برابر ميل جنسي مقاوم باشند.

تحقيق هاي روان شناسان نيز ثابت کرده است که زنان، در مقابل غريزه جنسي، بسيار مقاوم هستند. به عکس مردان که به سرعت و شدت در برابر صحنه هاي تحريک آميز، دچار طغيان شهوت مي شوند و صبر و مقاومت خويش را از دست مي دهند.

مؤسسه کينزي که بزرگ ترين نهاد تحقيقاتي در موضوع مسائل جنسي است در تحقيقات خود نشان داده که تحريک جنسي در مردان در مقايسه با زنان سريع تر، آسان تر و با فراواني بيشتر صورت مي گيرد[107] و بيشتر از طريق بينايي اين تحريک پذيري اتفاق مي افتد و لذا تصاوير جنسي و صحنه هاي جذاب و زنان زيبا، آنان را بيشتر تحريک مي کند. در حالي که زنان غالباً دير تحريک مي شوند و تحريک پذيري آنان بيشتر از طريق قوه شنوايي و لامسه است و لذا کلمات محبت آميز و تحريکات بدني آنان را بيشتر تحريک مي کند.[108]

خلاصه اينکه ميل جنسي مردان از نظر کمّي برتر و ميل جنسي زنان از نظر کيفي برتر است.

امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «وقتي يکي از شما خواست با همسرش زناشويي داشته باشد، قبلش ملاعبه و تحريک جنسي داشته باشد، به درستي که اين کار نيکو و پسنديده است».[109]

اين گونه روايات تحريک پذيري سريع مرد را اشاره دارد و لذا عجله مي کند و از طرفي کند بودن تحريک در زنان را و لذا توصيه به رعايت زمان مناسب براي تحريک جنسي مي شود.

روان شناسان اعتقاد دارند که اگر زن در برقراري روابط جنسي بهره کافي و طبيعي را نگيرد در برقراري مجدد آن بي رغبت شده و رفتارهاي رواني ناهنجار از خود نشان مي دهد. ديگر اينکه زنان نيازمند هستند علاوه بر درک توانايي  مرد براي روابط جنسي، کلمات محبّت اميز، اطمينان بخش، اظهار عشق و جملات عاطفي بشنوند و نياز دارند تا مردان اين کلمات را به زبان جاري کنند و علاقه قلبي کافي نيست.[110]

شهيد مطهري به اين نتيجه تصريح کرده و مي گويد: «مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان تر است»[111].

روان شناسان نيز معتقدند مردان از نظر کمّي خواستار ارتباط جنسي بيشتر هستند و زنان خواستار ارتباط جنسي عميق تر و طولاني تر بوده و ارگاسم آنان نيز طولاني تر است.[112]

 

اهميت روابط زناشويي

پرسش 15.                     چرا در روايات تا اين اندازه روي مسائل جنسي بين زن و شوهر تأکيد شده است. لطفاً حکمت اين همه تأکيد را بيان کنيد؟

انسان در صورتي مي تواند مسير کمال را طي کند که بر اساس آموزه هاي ديني کليه نيازهاي خود از جمله غرايز جنسي و عاطفي را در حدّ اعتدال تأمين و ارضا کند؛ زيرا اگر اين غريزه به شکل صحيح ارضا نشود پيامدها و ضررهاي زيادي به انسان وارد مي شود. بقاء نسل سالم به مخاطره مي افتد، انحرافات اخلاقي شيوع پيدا مي کند، کانون خانواده به عنوان اصيل ترين نهاد اجتماعي آسيب جدي ديده، بيماري هاي رواني گسترش پيدا نموده و به طور کلّي آسيب هاي اساسي بر پيکر فرد و جامعه وارد مي شود.

 امام رضا (عليه السلام) فرموده اند: «همانا از ويژگي هاي اخلاقي پيامبران، پاکيزگي و عطر زدن و خوشبو بودن و زدودن و تراشيدن مو و فراواني آميزش بوده است»[113].

ارتباط جنسي در پرتو ازدواج، آثار و برکات زيادي در زندگي مادي، معنوي، تربيتي و روان شناختي انسان دارد که نمونه هايي از آن عبارت است از:

1. زمينه ساز کمالات معنوي

رسول گرامي اسلام حضرت محمّد (صلي الله عليه و آله) در حديث ديگري فرمودند: «هرگاه مرد مؤمني با همسرش آميزش مي کند، دو فرشته آنها را ملازم و مراقب مي شوند و اين مرد مانند مجاهد راه خدا ثواب مي برد. وقتي از آميزش فارغ مي شود، گناهانش مي ريزد مانند ريزش برگ درختان در فصل خزان، وقتي غسل مي کند از گناهان جدا مي شود». زني سؤال کرد يا رسول الله پدر و مادرم به فدايت، اين پاداش ها مربوط به مرد بود، ثواب زنان و سهم آنان چيست؟ حضرت فرمود: «وقتي زنان حامله مي شوند پاداش روزه دار و شب زنده دار را مي برند و وقتي درد زايمان را تحمل مي کنند پاداش بي نهايتي دارند و وقتي بچه ها را شير مي دهند ثواب زيادي برده و گناهانشان محو مي شود».[114]

2. زمينه عفت و دوري از گناه

ارضاي ميل جنسي در پرتو ازدواج موجب مي گردد فرد، تا حدّ زيادي از روابط جنسي نامشروع مصون مانده و دامن خود را به گناه آلوده نسازد،  به همين دليل در مسير کمال و خودسازي معنوي قدم مي گذارد.

حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) در اين زمينه مي فرمايد: «اي گروه جوانان! هر يک از شما که مي تواند ازدواج کند، اقدام نمايد؛ زيرا ازدواج موجب مي گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفت انسان حفظ گردد».[115]

3. زمينه آرامش و رضايت خاطر

مهم ترين نيازي که در پرتو ازدواج و ارتباط جنسي، برآورده و تأمين مي گردد، نياز به آرامش و امنيت خاطر است. اين نياز، که در سرشت انسان ريشه دارد، چنان قابل توجه است که خداوند در قرآن کريم، ايجاد آرامش خاطر از طريق ازدواج را يکي از آيات خود معرفي کرده است.[116]

چنانچه نيازهاي جنسي همسران ارضاء نشود و يا به صورت مطلوب برآورده نگردد، اختلاف هاي زيادي به وجود مي آورد. تحقيقات نشان مي دهد که همسراني که روابط جنسي مطلوبي دارند، رضايت خاطرشان از زندگي بيشتر است و همچنين اثبات شده که ردّ درخواست هاي جنسي مرد از سوي همسر، آشفتگي زياد مرد را به همراه دارد.[117]

همچنين تحقيقات زيادي اثبات کرده که روابط خوب جنسي يکي از عوامل رضايت از تشکيل خانواده و رضامندي زناشويي است.

 مطالعات نشان مي دهد که 44درصد از اختلافات خانوادگي و زناشويي ناشي از مشکلات روابط جنسي بوده و حدود 25درصد نيز به عللي با روابط جنسي ارتباط دارد.[118]

در مطالعات طولي ادوارد وبوث مشخص شد که کاهش رضايت جنسي و ارتباط جنسي با احتمال وقوع طلاق و اختلافات همبستگي دارد.

همچنين تحقيقات نشان مي دهد که رضايت جنسي در پايداري زناشويي سهيم است.[119]

در تحقيقي که توسط لومن انجام شد اين نتيجه به دست آمد که رضايت جنسي با تعداد دفعات فعاليت جنسي همبستگي دارد و زوجيني که دفعات بيشتري به ارتباط جنسي مي پردازند، رضايت بيشتري دارند.[120]

در تحقيق ديگري که توسط گريلي انجام شد، چنين به دست آمد که نارضايتي جنسي باعث گرايش به فحشا و بي عفّتي و همچنين سردي روابط مي گردد.[121]

4. تأمين نيازهاي عاطفي

روابط جنسي همسران علاوه بر تأمين نيازهاي جنسي و زيستي زوجين، نيازهاي عاطفي آنان را نيز تأمين مي کند. زيرا وقتي رابطه جنسي واقعي و عميق برقرار مي شود در ضمن آن، رابطه عاطفي صميمي نيز وجود دارد. وقتي  همسران با همديگر هم آغوش مي شوند و تمايل به برقراي ارتباط جنسي پيدا مي کنند، در کنار همديگر خوابيده و با اظهار علاقه و محبت، يکديگر را نوازش نموده و نسبت به همديگر اظهار عشق و علاقه مندي مي نمايند. اين اظهار محبت و علاقه، نقش زيادي در آرامش رواني آنان دارد. به طوري که عده اي از خانم ها ارتباط عاطفي را به ارتباط جنسي ترجيح مي دهند و حتي ارتباط جنسي را بيشتر به دليل نيازهاي عاطفي مي خواهند.[122]

داده ها و تحقيقات حاکي از آن است که افراد متأهل به طور کلي از لحاظ جسماني و رواني نسبت به افراد مجرد کارکرد بهتري دارند و اين به خاطر حمايت عاطفي و رواني که در ازدواج و رابطه زناشويي وجود دارد، به وجود آمده. همچنين تحقيقات ثابت کرده، افرادي که رابطه زناشويي موفق و صحيحي دارند، با نشاط تر و شاداب تر بوده و رضايت مندي آنان از زندگي بيشتر است و کمتر گرفتار افسردگي و اضطراب مي شوند.[123]

5. ايجاد سلامتي جسماني

نتايج مطالعات نشان مي دهد، افراد متأهلي که زندگي شان پايدار بوده و رضايت جنسي داشته اند، عموماً عمر طولاني دارند، از نظر جسماني سالم تر و کمتر مبتلا به سرطان مي شوند. از سوي ديگر اختلاف زناشويي و عدم رضايت از روابط جنسي، با سطح سلامت پايين تر و بيماري هاي جسماني خاص نظير  سرطان، بيماري قلبي و درد مزمن، رابطه دارد.

بررسي هاي مربوط به تعامل زناشويي حاکي از احتمال وجود مکانيزم هايي است که نشان مي دهند رفتارهاي خصمانه و اختلاف در طول مدت زندگي زناشويي، با کارکردهاي ايمني غدد درون ريز و قلبي عروقي ارتباط دارد.

(کريگهد و نمروف)[124]، بلوم، اشر و وايت[125] نيز در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيده اند که ميان ناآرامي هاي زناشويي و اختلال جسماني و عاطفي يک رابطه آشکار وجود دارد.[126]

6. باعث شادي و نشاط

بسياري از مطالعات نشان داده که افراد متأهل شادتر از افراد مجرد هستند.

بررسي هاي تحليلي که توسط اينگل هارت[127] بر روي نمونه بزرگي حدود163000 نفر انجام شد. نشان داده که کساني که ازدواج کرده و رضايت از رابطه زناشويي دارند، به طور متوسط شادتر و بانشاط تر از ديگران هستند.

وود[128] و همکاران در يک مطالعه فراتحليلي بر روي 93 مطالعه، دريافتند کهازدواج و رضايت جنسي، مفيدترين شادي و رضايت را براي زنان ايجاد مي کند.[129]

 7. باعث عزت نفس

فرايندهاي شناختي زيادي وجود دارد که باعث افزايش عزت نفس و احساس ارزشمندي افراد مي شود. محبوب بودن و تمجيد شدن از عواملي هستند که عزت نفس را بالا مي برند، اين دو ويژگي در همسراني که رضايت جنسي دارند و رابطه جنسي خوبي برقرار مي کنند، به وفور يافت مي شود؛ يعني، آنان با اظهار علاقه و عشق نسبت به همديگر و با رعايت احوال آميزش، آن را رضايت مند مي کنند و در نتيجه يک ديدگاه مطلوب نسبت به خود و ديگران پيدا مي کنند و از تعارض و خودبيني خارج مي شوند و به طرف واقعيت ها ميل پيدا مي کنند.[130]

با توجه به مطالب ذکر شده مشخص مي شود که رابطه زناشويي، سنگ زيربنايي عملکرد خوب خانواده است که به طور مستقيم يا غيرمستقيم با عملکرد والدين ارتباط دارد. همسراني که تحت تأثير رابطه جنسي موفق از سلامتي عاطفي، جسماني و روان شناختي، برخوردار باشند، روابطشان با همديگر و با فرزندان، رضايت بخش بوده و اين خانواده از استحکام و پويايي برخوردار خواهد بود. علاوه بر اينکه فرزندان اين خانواده، سالم تر، پوياتر، موفق تر و از نظر روحي و جسماني، بهنجار خواهند بود.

تحقيقات ثابت کرده که اختلاف و تعارض زناشويي پدر و مادر موجب بزه کاري فرزندان شده است (کريگهد و نمروف). همچنين اختلاف والدين بر تحصيلات، روابط اجتماعي، همسرداري، صميميت، اظهار محبت، تعارضات زناشويي، فساد و فحشا و... فرزندان تأثير زيادي داشته است.[131]

 

 

آسيب هاي روابط جنسي

پرسش 16.                   نمونه هايي از آسيب هاي ارتباط جنسي را بيان نماييد. آسيب هايي که روابط جنسي را تحت تأثير قرار مي دهند.

بخشي از شرايط بايد پيش از آميزش جنسي مورد توجه قرار گيرد تا بستر مناسبي براي رابطه اي دل خواه باشد. در اين ميان، گاهي آسيب هايي به وجود مي آيد که هنگام آميزش جنسي يا پس از آن خود را نشان مي دهد و زمينه هاي کاميابي همسران را با خطر روبه رو مي کند. به نمونه هايي از آن آسيب ها که رابطه بيشتري با نارضايتي جنسي همسران دارد، اشاره مي کنيم:

1. ناهماهنگي جنسي ميان همسران

بعضي از مردان به شدت نسبت به ارضاي جنسي علاقه نشان مي دهند و در تمام اوقات آماده رابطه جنسي اند؛ ولي چون پس از عمل آميزش با نوعي سستي مواجه مي شوند، پس از عمل زناشويي به طور طبيعي به خواب مي روند. گاهي مرد در ابتدا تحريک مي شود و پيش از اينکه همسرش به لذت مطلوب خود برسد، نمي تواند به کار ادامه دهد. دليل اين امر آن است که براي مردان طغيان شهوت آسان تر انجام مي گيرد.

 کساني که واقع بين نيستند، انتظار دارند در هر رابطه جنسي ارضاي کامل جنسي صورت گيرد؛ ولي بايد گفت: زوج ها غالباً به دليل تجربه کم، انتظارشان در اين جهت برآورده نمي شود. متأسفانه همسراني که جوان و کم تجربه اند، ممکن است پس از مدتي موفق نشوند ميل و اشتياق روزهاي اوليه را از خود نشان دهند و به دنبال آن چنين نتيجه بگيرند که در خود يا همسرشان نقصي وجود دارد. اين نکته مي تواند نارضايتي ميان همسران را به وجود آورد. براي مقابله با اين خطر، همسران بايد واکنش هاي خود را براي رسيدن به ارگاسم کاملاً مورد توجه قرار دهند تا از اين راه بر شهوت و ميل خود بيفزايند. هر زن و شوهري بايد براي رسيدن به نقطه مطلوب، به دقت اشتباهات خود را مورد بررسي قرار دهد و از بروز دوباره آن ها جلوگيري کند تا زمينه چنين سوء تفاهم هايي پيش نيايد.[132]

2. نگاه يک سويه به روابط جنسي

پس از آميزش جنسي، ميل جنسي در مردان به شدت فروکش مي کند، در حالي که ميان زنان چنين فرآيندي به شدت ظهور نمي کند و به علاوه، انتظار نوعي عشق بازي و نگاهي فراتر از رابطه جنسي خالص در آنان وجود دارد؛ چرا که فکر بازيچه بودن زن براي مرد بايد به وسيله عشق بازي پس از آميزش، پاسخگوي خواسته هاي همسرش باشد. در مراحل اوليه ازدواج، عشق بازي پس از نزديکي، به مراتب بهتر از عشق بازي پيش از آميزش است؛ زيرا:

1. عشق بازي پس از نزديکي، محبت دو طرف به يکديگر را ثابت مي کند و نشان مي دهد عشق آنها تنها به منظور ارضاي جنسي نيست؛

 2. عشق بازي پس از آميزش، حسّ مردانگي و زنانگي را در آنها تقويت مي کند. هر مردي زماني احساس غرور مي کند که زن پس از نزديکي او را ستايش کند و هر زني مايل است بداند که صلاحيت جوابگويي به خواسته هاي شوهرش را دارد؛

3. عشق بازي پس از نزديکي، احساس نگراني از يک عمل به ظاهر حيواني را از بين مي برد و به عشق و محبت انساني مي افزايد؛

4. اگر در رابطه جنسي، يکي از همسران يا هر دو ارضا نشده باشند، اين حقيقت را که به يکديگر عشق و علاقه دارند، تأييد مي کند و نمي گذارد ارضا نشدن باعث از بين رفتن محبت ميان زن و شوهر شود؛

5. اظهار عشق پس از نزديکي، شروع دوباره خوبي را نويد مي دهد.[133]

هيچ جمله اي نمي تواند شور و شوق شما را در زمينه لذت جنسي درست وصف کند. عمدتاً علاقه شما و نگاهتان به بستر آميزش معين مي سازد چه قدر شما از ارتباط جنسي لذت کسب مي کنيد. پس با به کارگيري عشق بازي در هر مرحله، زمينه شور و شوق مراتب بعدي را بهتر فراهم سازيد.

3. کاهش تمايلات جنسي

منشأ کاهش تمايل جنسي را مي توان هم در شالوده زيستي و هم در زمينه هاي رواني جست وجو کرد. به طور طبيعي بالاتر رفتن سنّ مردان، باعث مي شود آن ها ديرتر به انزال برسند و زمان بيشتري را مي طلبند تا آمادگي تجديد رفتار جنسي را پيدا کنند. از طرفي زنان پس از يائسگي با  کاهش يافتن حالت لزجي مهبل، رابطه جنسي برايشان ناخوشايند مي نمايد. عوامل رواني از قبيل فشار کار، نداشتن وقت مناسب براي ارتباط جنسي، ترس از ناتواني جنسي، احساس يک نواختي در ارتباط زناشويي، کسالت در ايجاد ارتباط مناسب و تفاوت هاي فردي ميان همسران نيز، زمينه هاي کاهش را فراهم مي آورد.

در برخي همسران با گذر زمان تغيير چشمگيري در کاهش رابطه جنسي ديده نمي شود، در حالي که برخي در همان سال هاي اوليه زناشويي فعاليت هاي جنسي خود را به طور چشمگيري کاهش مي دهند. زن و مرد بايد در مرحله اول براي بالابردن درخواست جنسي فضاسازي کنند تا کاهش طبيعت اوليه را با طبعي جديد جبران نمايد، و در مرحله بعدي از تغييرات آگاهي داشته باشند تا وضعيت پيش آمده غيرمنتظره جلوه نکند و زمينه هاي ناسازگاري را فراهم نسازد. در اين زمينه زنان مي توانند با تصور ذهني و رواني ارتباطات جنسي گذشته، به فعاليت جنسي ادامه دهند و مردان نيز با تقويت قواي جنسي از طريق مواد غذايي قواي جنسي را تقويت کنند.

4. تحريکات جنسي ناسالم

رابطه جنسي سالم، مستلزم تصوير ذهني سالم در مشارکت جنسي است. زنان و مردان در طول روز و در محيط کار بايد بکوشند که کمتر به چهره ديگران نگاه کنند. ايده آل آن است که تصوير واضح هر يک از زن و شوهر، فقط به همسر خود اختصاص داشته باشد و زن و مرد تصوير واضحي از نامحرمان نداشته باشند. دقت در چهره و بدن ديگران، دو حالت دوستي و نفرت را به دنبال دارد. دوستي با ديگران رابطه فرد با همسر را تضعيف و زمينه  نارضايتي را تقويت مي کند. به همين جهت، سفارش شده است در انتخاب همسر زيبايي او را مدّ نظر قرار دهيد تا ديدن او زمينه دوستي شود. بايد کسي را براي ازدواج و شريک جنسي برگزيند که چهره، حالت ها و رفتارهاي او زمينه پذيرش يک عمر را فراهم سازد.

همان گونه که زنان بهتر است، جز همسر را نبينند و مردان را به حريم خود راه ندهند، مردان نيز هرزه گرايي را بايد وانهند و صادقانه، پاک و معصوم وار به همسر خود نگاهي عاطفي، عشقي و شهواني داشته باشند. آنان نه تنها در زمان انتخاب همسر، بلکه در زمان آميزش نيز بايد با تصويرسازي سالم و به دور از ذهنيت هاي ناسالم، روابط جنسي را برقرار کنند. در روايات معصومان (عليهم السلام) آمده است که ارتباط با همسر با شهوتي که از طريق تصوير ذهني زن بيگانه اي حاصل شده است، مطلوب نيست.[134]

5. نداشتن جذابيت ظاهري

مردان و زنان براي اين که جذّاب جلوه کنند، لازم است لباس هاي متنوع بپوشند. به طور طبيعي، تعداد زيادي از زنان و مردان از روش و نوع لباس پوشيدن همسران خود شکايت دارند. تغيير در لباس، تنها تفريح نيست؛ بلکه تصوير ذهني ديگران را تغيير مي دهد و آنان فرد را، شخصيتي پاکيزه و انساني مرتب مي بينند.

بي ترديد نوع لباس، ترکيب، تناسب رنگ ها و جلوه هاي گوناگوني که به همراه دارد، در رضايت رواني شريک جنسي تأثير فراواني مي گذارد. لباس هاي روشن تر براي جوانان، لباس هاي ميانه رنگ براي ميانسالان و لباس هاي ساده و  متناسب براي بزرگسالان باعث مي شود ميل جنسي در اولويت ديده شود. نکته جالب توجه اين که براي زن ها آنچه مي شنوند، در رفتار جنسي تأثير عميق دارد و براي مردها آنچه مي بينند، در روابط جنسي بسيار مؤثر است؛ البته اين بدان معنا نيست که ريزبيني فوق العاده زنان در ديدني ها ناديده گرفته شود.

6. تعيين وقت

هيچ گاه نمي توان براي نزديکي جنسي زمان تعيين کرد. انسان همانند يک ماشين نيست که مطابق دستورالعمل خاصي رفتار کند. زماني که همه چيز از نظر سايکوفيزيولوژي آماده باشد، انسان آماده آميزش جنسي است؛ البته عادت همان گونه که در ديگر موارد نقش چشم گيري دارد، اين جا نيز ايفاي نقش مي کند؛ اما داستان عادت را جداگانه بايد بررسي کرد. در پايان سال اول زندگي جنسي، زن و شوهر بايد آموخته باشند که مطابق خواسته هاي يکديگر عمل کنند.

هر زماني محيط آرام بود و تمايل به اوج رسيد، زمان رابطه جنسي فرارسيده است. هيچ کس نمي تواند در زمينه مسائل جنسي الگوي شما باشد. به هر کس نگاه کنيد و او را ملاک قرار دهيد، شکست خواهيد خورد؛ چرا که توانايي ها و گرايش هاي افراد به تعداد آنها متفاوت است. زماني که بيشتر موانع برداشته شد و شرايط از نظر محيطي، تغذيه، تمايل و... آماده بود، مي توان ارتباط جنسي را آغاز کرد. معيار در کاميابي جنسي مراحل آن نيست؛ بلکه رسيدن هم زمان زن و شوهر و فعاليت هماهنگ آنان براي رسيدن به ارگاسم ملاک است.[135]

 7. آميزش غيرطبيعي

از نظر شرعي و فقهي همه مراجع مي فرمايند (به جز آيات عظام تبريزي، سيستاني و وحيد): آميزش از طريق مقعد کراهت شديد دارد.[136]

آيات عظام تبريزي و وحيد مي فرمايند: بنا بر احتياط واجب جايز نيست[137].

آيت اللّه  سيستاني مي فرمايند: اگر زن راضي باشد، کراهت شديد دارد و اگر راضي نباشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست[138].

 

زودانزالي

پرسش 17.                  به انزال زودرس مبتلا هستم، آيا اين مشکلي که دارم بيماري به حساب مي آيد و چه بايد بکنم؟ مخصوصا با توجه به اين نکته که همسرم خيلي اعلام نارضايتي مي کند و ارضا نمي شود، راه درمان آن چيست؟

اصطلاح انزال زودرس وقتي به کار مي رود که انزال پيش از دخول يا فوراً پس از آن صورت گيرد به طوري که لذت جنسي را مختل کند. در اين صورت ارضاي خانم ها مختل مي شود، خسته و عصباني مي گردند و واکنش هاي منفي از خود نشان مي دهند.

 انزال زودرس مي تواند به صورت اوليه باشد؛ يعني به دليل اضطراب و ضعف اعتماد به نفس رخ دهد و مي تواند ثانويه باشد؛ يعني فشارهاي روحي، نگراني هاي اقتصادي يا برخي داروها، عامل انزال زودرس باشد[139]؛ از اين رو مناسب است روش هايي به کار برده شود که انزال به تأخير افتد. اينک به بخشي از اين روش ها اشاره مي کنيم:

1. هرگاه براي مرد احساس اوج لذت جنسي اتفاق افتاد براي چند دقيقه عقبنشيني کند. با تکرار اين کار توسط مرد، انزال عقب مي افتد و ارگاسم هماهنگ ميان زن و شوهر به وقوع مي پيوندد.

2. در صورتي که در طول هفته مقاربت ها به حداکثر برسد، انزال زودرس خود به خود رفع مي شود؛ بنابراين همسراني که در هفته يک بار مقاربت دارند، بايد دست کم چهار يا پنج بار مقاربت را در برنامه رفتار جنسي بگنجانند تا از اين راه حساسيت زوجين و به خصوص مرد کمتر شود و بتواند از آميزش طولاني تر و لذت بخش تر برخوردار شوند.

3. استفاده از کاندوم باعث کاهش سطح تماس و فشار مي شود و بر همين اساس، انزال ديرتر انجام مي گيرد.[140]

4. نوازش ها و معاشقه هاي پيش از آميزش را خيلي طولاني نکنيد و تنها تا آن اندازه که همسرتان به مرحله آمادگي برسد، ادامه دهيد.

5. به محض احساس نزديک شدن به لحظه انزال، عضلات ميان دو ران و مقعد خود را سست کنيد و در همان حال با دهان، نفس آرام و عميق بکشيد.[141]

 6. توصيه مي شود آميزش در مکاني آرام، بدون تنش و صدا و مقداري تاريک، انجام شود.

7. در موقع آميزش، مرد زير قرار گرفته و زن روي او قرار بگيرد و از اين طريق، تنش هاي رواني مرد کاهش پيدا کند؛

8. از تقويت جسماني بدن با غذاهايي همانند عسل، پياز، کباب برّه، دل و قلوه و... دريغ نشود.

9. در موقع ملاعبه، آلت خود را از بدن همسر دور نگه دارد و تصورات خود را به امور غيرشهواني معطوف کند.

با اين روش ها مي توان از انزال زودرس که خلاف انتظار زن و شوهر است، جلوگيري کرد. اگر چنانچه با اين روش ها مشکل حل نشد به روان شناس مراجعه شود.

 

سردمزاجي

پرسش 18.                  سرد مزاجي چيست و آيا اگر چنانچه مرد يا زني سرد مزاج باشد به استحکام خانواده ضربه مي زند؟

سردمزاجي نوعي اختلال جنسي است که مرد يا زن را به ارتباط جنسي بي رغبت و ناتوان مي کند. نوع اوليه پايين بودن ميل جنسي که در زنان سردمزاجي ناميده مي شود، نتيجه مشکلات در رشد رواني جنسي است. نوع ديگر آن که ثانويه ناميده مي شود، کاهشي است که شايع ترين علت آن  مشکلات روزمره در روابط با افراد است.

اغلب زوج ها نمي دانند که رفتار جنسي آنها، آينه احساسات خوب و بد ناخودآگاهشان است. نياز ظاهري يک مرد به محبت زن، دشمني ها را پنهان مي کند. وقتي چنين فردي به طور دايمي نقش آرام بخش را بازي مي کند، از عصبانيتي که در درونش انباشته شده، آگاه نيست؛ اما تظاهر اين عصبانيت مي تواند کاهش ميل جنسي، انزال زودرس و حتي ناتواني جنسي باشد.[142]

بي شک سردمزاجي را نبايد عارضه اي ساده پنداشت؛ بلکه بايد آن را پديده اي بسيار پيچيده و مرموز شمرد که انواع و درجات گوناگوني دارد. براي پي بردن به چگونگي سردمزاجي، بايد علت هاي آن را بررسي کرد. علت عمده سردمزاجي زن، ناآگاهي مرد و رفتارهاي ناشيانه اوست. غالباً مرد است که نمي داند چگونه بايد زن را براي دست يابي به اوج لذت آماده کند و اين ناآگاهي، به خصوص به لحاظ نقاط حساس زن در به اوج رسيدن جنسي و انزال است. بيشتر مردها اطلاعاتشان از نزديکي، تنها دخول است.[143]

انزال هر زني مستلزم شرايط خاصي است. گاهي مستلزم کارهايي است که به ظاهر بي معنا و خنده آور جلوه مي کند؛ اما تا جايي که ممکن است و ممنوعيتي از جهت شرعي و اخلاقي وجود ندارد، بايد در تأمين آنها کوشيد و به خواسته هاي آنان توجه کرد؛ البته توجه کردن به خواسته هاي آنان به معناي احتياط کاري و شرمساري و تعارف نيست که زن و مرد همانند عبور  از در اتاق يا سالني به يکديگر تعارف کنند. رابطه جنسي ميان زن و مرد، بايد به گونه اي صريح باشد که آنان بدون تعارف به نهايت لذت جنسي بينديشند. انديشيدن به نهايت لذت جنسي نه تنها خودخواهي نيست، بلکه يک نوع فداکاري است.

جايي که انسان در سايه اوج لذت جنسي ديگران، خود نيز به ارگاسم مي رسد، به هيچ وجه خودخواهي تلقي نمي شود؛ بلکه تنها همانند مادري است که با اوج لذت فرزند خود، خود نيز به اوج لذت مي رسد؛ بنابراين براي دور کردن از سرد مزاجي که مي تواند آسيب هاي فراواني به زندگي وارد کند، مرد نهايت تلاش خود را بايد به کار بندد.

 

 

 

 

 

وظايف مردان

پرسش 19.                     مرد چه وظايفي در برابر همسر و خانواده اش دارد؟

همانطور که پيش از اين بيان شد هر يک از زن و مرد براي اداره بهتر زندگي و تأمين آسايش و حفظ کيان خانواده، متناسب و هماهنگ با ساختار وجودي خود مسئوليت ها و وظايفي بر عهده دارند که برخي از آنها وظايف حقوقي و برخي ديگر به دليل ماهيت عاطفي و رفتاري پيوند زناشويي، وظايف اخلاقي به شمار مي آيند. برخي از اين وظايف و مسئوليت ها که از وظايف اختصاصي مرد نسبت به همسر و فرزندانش مي باشد، عبارتند از:

1. سرپرستي خانواده

خانواده يک واحد کوچک اجتماعي است که بايد مديريت و سرپرست واحدي داشته باشد؛ زيرا سرپرست بودن زن و مرد به طور مشترک، کارساز نخواهد بود، در نتيجه يکي از زن و مرد بايد رييس و سرپرست و ديگري معاون و تحت نظارت او باشد.

قرآن و اسلام بر اساس آيه «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلي بَعْضٍ وَ بِما أنْفَقُوا مِنْ أمْوالِهِمْ»[144]؛ «مردان سرپرست زنان هستند به خاطر  مزيت هايي که خداوند براي بعضي نسبت به بعضي ديگر قرار داده است و به خاطر آنکه از اموال شان براي آنان هزينه مي نمايند»، مردان را به عنوان سرپرست و مدير خانواده معرّفي مي نمايد.

موقعيت سرپرستي مرد بر خانواده، به سبب وجود ويژگي هايي در مرد است؛ مانند برتري دورانديشي مرد بر نيروي عاطفه و احساسات در حالي که زن سرشار از عاطفه است و برتري قدرت بدني و نيروي جسمي که هم بتواند کارهاي سنگين و اجرايي را بيشتر برعهده بگيرد و هم از حريم خانواده خود دفاع کند.

به علاوه مرد در برابر پرداخت هزينه هاي زندگي، حق مديريت نيز به او داده شده است.[145] امام صادق (عليه السلام) فرمود: «سرپرستي خانواده، از سعادت مرد است».[146]

البته بايد دانست؛ مديريت و سرپرستي مرد در خانواده به معناي مردسالاري و اجبار و تحميل نيست، بلکه به گونه اي مسئوليت خود را ايفا کند که به رشد مسائل اخلاقي و معنوي خانواده کمک کند و از ناهنجاري ها جلوگيري کند.

قرآن کريم مي فرمايد:

«يا أيهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أنْفُسَکُمْ وَ أهْليکُمْ ناراً وَ قُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ»[147]؛ «اي کساني که ايمان آورده ايد! خود و خانواده خويش را  از آتشي که هيزم آن انسان ها و سنگ هاست، نگه داريد».

2. تأمين و توسعه زندگي

بر اساس تعاليم اسلام مخارج اقتصادي خانواده بر عهده مرد است و زن در امور اقتصادي خانواده مسئوليتي ندارد، هر چند درآمد زيادي داشته باشد.

مصاديق نفقه نيز عبارت است از تهيه مسکن، لباس، غذا و امکانات زندگي که به طور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد.[148]

همچنين فراهم نمودن وضع اقتصادي بهتر و شرايط رفاهي بيشتر براي همسر و فرزندان از امور بسيار نيکو و پسنديده در زندگي خانوادگي است.

امام سجاد (عليه السلام) نيز فرمودند: «خداوند از کسي بيشتر خشنود است که بر خانواده اش توسعه دهد».[149]

مردي که با داشتن قدرت مالي، به تهيه امکانات مناسب زندگي و تنوّع و فراخي آن براي همسر و اهل خانه اقدام نکند، خوشي و آسايش را از خانواده سلب نموده و زمينه بدبيني و بيزاري از او فراهم مي شود.

حضرت رضا (عليه السلام) در اين زمينه فرمود: «شايسته است که مرد بر خانواده اش توسعه دهد، تا آنان آرزوي مرگ او را نکنند».[150]

3. تأمين امنيت خانواده

تلاش براي حفظ امنيت مالي، جاني و ناموسي همسر و فرزندان از وظايف مرد است؛ زيرا خداوند سرپرستي زن را بر عهده مرد قرار داده و از او خواسته  است تا از وي نگهداري کند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «کسي که در راه دفاع از اهل و عيال خود کشته شود، شهيد است».[151]

4. تأمين نيازهاي عاطفي خانواده

لازمه شادابي و نشاط رواني زن اين است که خود را محبوب همسر يافته و از عشق و علاقه او نسبت به خود مطمئن باشد؛ همين اعتماد و اطمينان، امنيت خاطر زن را تأمين کرده و به آرامش دروني او مي افزايد؛ زيرا اگر زن در مورد محبت و علاقه همسرش نسبت به خود ترديد کند، احساس درماندگي و ناتواني عاطفي به او دست داده و از اينکه نتوانسته عواطف شوهر را به سوي خود جلب کند، احساس شکست مي کند.

در اين ميان بايد توجّه داشت که زن به دليل ويژگي هاي خاصي، اغلب نمي تواند به طور مستقيم از بي مهري يا کم توجّهي شوهر نسبت به خود گلايه کند؛ گويي اين کار را يا در شأن خود نمي داند و يا آن را مايه تحقير خود و چه بسا مايه تحقير شوهر مي داند؛ بنابراين يکي از مهم ترين وظايف اخلاقي مرد اين است که از راه هاي مختلف نظير گفتار، هديه دادن و... همسر خود را از محبتي که به او دارد، آگاه سازد.

پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «با زنان مهرباني کنيد و دل هايشان را به دست آوريد تا با شما همراهي کنند و هرگز آنان را مجبور و خشمگين نکنيد».[152]

 ايشان همچنين فرمودند: «اگر مردي به همسرش بگويد «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نمي شود».[153]

امام علي (عليه السلام) نيز درباره آثار هديه مي فرمايند: «هديه دادن باعث جلب دوستي و محبت بين افراد مي شود».[154]

5. مشورت با همسر

استبداد رأي مرد به ويژه در مسائل مربوط به زندگي مشترک، او را گرفتار اشتباهات بزرگ مي نمايد، از سوي ديگر تصميم گيري هاي يک جانبه از طرف مرد، بدون مشورت با همسر به روحيه همکاري اعضاي خانواده آسيب مي رساند. البته کشاندن مشکلات و سود و زيان هاي بيرون از خانه به داخل خانه لطافت روحي و نشاط عاطفي در ميان اعضاي خانواده را تحت الشعاع قرار مي دهد و در اين گونه موارد مشورت با همسر و فرزندان مناسب نيست. اما درباره نيازهاي خانه و خانواده، مشورت خواهي از همسر جايگاه شخصيت او را تأييد نموده و به نوعي اعلام مي شود: «تو مورد اعتماد من هستي». در اين صورت زن خانواده نيز با شوهر خود احساس همبستگي مي نمايد و اگر هم تصميمي اشتباه گرفته شد هر دو خود را مسئول وضع پيش آمده دانسته و مي کوشند آثار منفي آن را کم کنند.

6. مدارا، عفو و گذشت

خانواده کانون انس و الفت است و بر اساس محبّت و مودّت بنا شده است؛  بنابراين التزام به مدارا در رابطه با همسر و گذشت از غفلت و خطاي وي، يکي از ضروريات زندگي مشترک است؛ زيرا انسان ها به سبب انسان بودن از خطا و اشتباه مصون نيستند[155] و اگر اين دستور اخلاقي رعايت نگردد چه بسا زندگي مشترک با مشکلاتي مواجه گردد.

لقمان حکيم در فرازي از سخنان خود مي فرمايد: «سه دسته اند که بايستي با آنان مدارا نمود: حاکم چيره و مسلط، زن و بيمار».[156]

امام علي (عليه السلام) مي فرمايند: «هميشه و در همه حال با همسرت مدارا کن و با او به نيکي معاشرت نما تا زندگيت باصفا و شادمان گردد»[157].

محبت و مدارا با همسر علاوه بر آنکه باعث استحکام بنيان خانواده مي گردد، به فرزندان نيز روش صحيح زندگي و آداب برخورد با ديگران را مي آموزد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «اگر مردي بر بدخلقي زنش صبر کند خداوند پاداشي که به حضرت داود (عليه السلام) داد به او مي دهد».[158]

7. کمک کردن در کارهاي خانه

براي اينکه کانون خانواده گرم نگه داشته شود بايد در سختي هاي زندگي همکاري شود. کمک کردن مرد به همسر در انجام کارهاي خانه، نشانه صميميت، محبّت و احترام به همسر است، به طوري که اسلام براي کار کردن  مرد در خانه پاداش فراواني قائل است.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «لاَ يخْدُمُ الْعِيالَ إِلاَّ صِدِّيقٌ أوْ شَهِيدٌ أوْ رَجُلٌ يرِيدُ اللَّهُ بِهِ خَيرَ الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ»[159]؛ «به همسر و خانواده خدمت نمي کند، مگر شخص صديق و درستکار و يا شهيد و يا مردي که خداوند متعال خير دنيا و آخرت را برايش خواسته باشد».

 

ابراز محبت شوهر

پرسش 20.                  من به تازگي ازدواج نموده ام، نمي دانم چگونه و به چه اندازه به خانمم محبّت کنم که مشکل آفرين نگردد، لطفاً علاوه بر بيان راهکارها به حدّ و حدود آن نيز اشاره نماييد؟

بديهي است؛ اساس و شالوده زندگي خانوادگي بر محبت استوار است، بر همين اساس مي توان ادعا کرد که نيرومندترين عامل دوام و رشد خانواده، عاطفه و محبت همسران به يکديگر است. در اين ميان به دليل احساسات و عواطف بيشتر زن ها، لازم است آقايان به ويژه در اوقاتي که همسرشان دچار فشار جسمي يا روحي (زمان بيماري، دوره عادت ماهانه، دوران بارداري، دوره پس از زايمان و زمان از دست دادن يک عزيز) است، تلاش بيشتري در اين زمينه از خود نشان دهند.

در حقيقت لازمه شادابي و نشاط زن اين است که خود را محبوب همسر ديده و از عشق و علاقه او نسبت به خود مطمئن باشد؛ زيرا از اين طريق امنيت خاطر وي تأمين شده و به آرامش رواني مي رسد.

حمايت و مهرباني قلبي مرد، آن قدر براي زن ارزش دارد که زندگي زناشويي بدون آن براي زن قابل تحمل نبوده و هرگز احساس خوشبختي نمي کند[160]. از اين رو در آموزه هاي ديني نيز به اظهار محبت و مهرباني به همسران بسيار سفارش گرديده است، به گونه اي که پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «با زنان مهرباني کنيد و دل هايشان را به دست آوريد تا با شما همراهي کنند و هرگز آنان را مجبور و خشمگين نکنيد».[161]

در روايت ديگري نيز فرمودند: «اگر مردي به همسرش بگويد «دوستت دارم» هرگز از قلب او خارج نمي شود»[162].

برخي از توصيه هاي عملي ابراز محبت مردان به همسر خود عبارتند از:

1. توجّه به همسر

يکي از رايج ترين اشتباهاتي که مردان مرتکب مي شوند آن است که وقتي همسرشان با آنان کاري دارد يا با او حرف مي زند و به هر دليل ديگري به توجّه او نياز دارد، آقا خودش را مشغول کار ديگري مانند: تماشاي تلويزيون، خواندن روزنامه، مجلّه و کتاب مي کند!! در حالي که آقايان حداقل در چند دقيقه اول لازم است؛ تمامي توجه خود را فقط متوجه همسرشان کنند و حتّي اين فرصت را بايد مغتنم شمرد. به طوري که اگر در اين گونه موقعيت ها به همسر توجه شود او نيز تمام همت و توان خود را براي جلب رضايت شوهرش و سازگاري در زندگي و تأمين نيازهاي عاطفي او به کار مي گيرد.

البته بايد توجه داشت محور اين رابطه دو طرفه سودجويي و منفعت طلبي شخصي نباشد، بلکه به طور واقعي و به عنوان يک انسان و يک همسر شايسته به او احترام گزارد و در اين رابطه عاطفي و صميمي رضايت خداوند و پاداش او انگيزه اصلي هر دو را شکل بدهد.

2. ابراز محبّت جسماني

اغلب زن ها، بيشتر تشنه محبت جسماني، اما غيرجنسي از جانب شوهر خود هستند. آنان دوست دارند ناز و نوازش شده و در آغوش گرفته شوند؛ بدون اينکه آميزش جنسي در کار باشد. محبت جسماني شوهر به همسر يعني هر روز از طريق گرفتن دست و نزديک کردن او به خود وي را مورد محبت و نوازش، قرار دهد.

3. ابراز تشکر زباني

زن ها به شدّت نيازمند آنند که شوهرشان از آنها تشکر کنند. ممکن است مرد سعي کند با انجام کار زياد يا انجام وظايف خود در خانه قدرداني خود را به همسرش نشان دهد،. اما آنچه قلب زن ها به راستي به آن نياز دارد، شنيدن تشکر و قدرداني در قالب الفاظ و عبارات است.

در حقيقت ابراز کلمات محبت آميز و نيز تعريف و تحسين گفتاري مانند جواهر براي زنان ارزشمندند؛ زيرا موجب احساس ارزشمندي، خوشبختي و رضايت آنان است. بسياري از مردها، جمله کوتاه «دوستت دارم» را خيلي کم به همسرشان مي گويند يا اصلاً بر زبان نمي آورند؛ چون تصور مي کنند «او که مي داند من دوستش دارم، پس چرا بايد بگويم»، در حالي که هر زني نياز دارد جمله «دوستت دارم» را هر روز به دفعات بشنود. او از شنيدن اين جمله هرگز خسته نمي شود.

4. تعريف از همسر

ستايش از زيبايي، سليقه، توانايي در اداره خانه، دست پخت و مراقبت از فرزندان اعتماد به نفس همسر را بالا برده و به او احساس ارزشمند بودن مي دهد.

5. هديه دادن

هديه دادن به همسر، نشانه حس قدرداني و علاقه به اوست. اين کار به او مي فهماند که براي همسرش ارزشمند است. به همين دليل است که پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «هر کس وارد بازار شود و هديه اي بخرد و آن را براي خانواده خود ببرد، همانند کسي است که براي گروهي نيازمند صدقه اي بَرَد»[163].

6. کامرواسازي و ارضاي جنسي همسر

ارضاي جنسي تنها يک موضوع جسمي و بدني نيست، بلکه لذّت آنان سکوي پرشي است براي دل بستگي و وابستگي هرچه بيشتر نسبت به يکديگر و زمينه سازگاري و تحمل سختي هاي زندگي بيشتر فراهم مي شود تا آنجا که به  رشد معنوي و شکرگزاري به درگاه خداوند مي انجامد.

7. صحبت و گفت وگو با همسر در مورد اتفاقات زندگي.

8. همگامي و همراهي در برنامه هاي تفريحي و پرکردن اوقات فراغت.

9. صداقت با همسر.

10. حمايت مالي و عاطفي از همسر و بستگان ايشان.

گفتني است اگرچه دوستي و محبّت ميان زن و شوهر امري طبيعي است امّا بايد توجّه داشت اين نعمت نيز مانند همه نعمت هاي خداوند حدّ و مرزي دارد که نبايد از آن تجاوز کرد.

در حقيقت بالاترين رابطه انسان متوجه خداست؛ بنابراين شايسته است محبت خدا در دل انسان بر همه محبت ها و دل بستگي ها غلبه پيدا نموده و مانع انجام وظايف شرعي از سوي هيچ کدام نگردد. به همين دليل قرآن کريم مي فرمايد:

«قُلْ إِن کَانَ آبَاؤکُمْ وَ أبْنَاؤکُمْ وَ إِخْوَانُکُمْ وَأزْوَاجُکُمْ وَعَشِيرَتُکُمْ وَأمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أحَبَّ إِلَيکُم مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّي يأْتِي اللّهُ بِأمْرِهِ وَ اللّهُ لاَ يهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»[164].

در اين آيات، کساني را که روابط عاطفيشان با همسران، فرزندان، پدران، افراد خانواده، فاميل و دل بستگي آنان به متعلقات زندگي دنيا چنان مستحکم مي شود که مصالح مهم ديگر را تحت الشعاع قرار داده و به فراموشي  مي سپارند، مورد نکوهش قرار مي دهد.

 

وظايف خانم ها

پرسش 21.                    مي خواستم بدانم که وظايف خانم ها نسبت به همسرشان چيست؟ در ضمن اين سؤال هميشه ذهنم را مشغول کرده که چرا هميشه به خانم ها توصيه مي شود که در برابر آقايون کوتاه بيايند و نظر شوهرشان را تأمين کنند؟

در ابتدا گفتني است؛ تجربه ثابت کرده اگر در ابتدا نظر مرد تأمين و نياز عاطفي شوهر ارضا شود پس از آن شوهر سعي مي کند حاصل تمامي تلاش هاي روزانه خود را براي خانواده بياورد و تمامي محبت ها و عاطفه خود را به کانون خانواده متمرکز کند و هر دو اتفاق براي خانم ها بسيار خوشايند است. در غير اين صورت ممکن است توجه آقايان به ديگران جلب شود و يا درآمدشان را در مسيرهاي ديگر هزينه کنند که هر دو اتفاق براي خانم ها بسيار آزاردهنده و شکننده است. در نتيجه اگر چه در ابتدا به تأمين نظر آقايان توصيه شده اما در اصل به تأمين نظر خانم ها توجه شده و در مجموع استحکام بنيان خانواده و مصونيت از ناهنجاري هاي اجتماعي و خانوادگي مورد نظر است. با درک اين واقعيت به خوبي آشکار مي شود توصيه هاي روايات مطابق با شناخت صحيح روحيات زن و مرد و به نفع همگان است.

اينک به برخي از وظايف و مسئوليت هاي حقوقي و اخلاقي زناشويي اشاره مي شود:

1. تمکين

يکي از مهم ترين اهداف ازدواج، ارضاي نيازهاي جنسي از طريق مشروع مي باشد، زن و شوهر در اين زمينه حقوق و مسئوليت هاي اساسي دارند.

 زن ها در اين زمينه نقش بيشتري بر عهده دارند و آمادگي بدون قيد و شرط آنان در امور جنسي و زناشويي به گرمي کانون خانواده و جذب علاقه و محبت همسر بسيار کمک مي کند.

پذيرش سرپرستي و مديريت شوهر در مسائل خانواده و امور فرزندان به همراه قبول حق نظارت شوهر بر اعمال و معاشرت هاي زن تا آن حدّ که به شئون زندگي زناشويي و مصالح خانواده مربوط است، از مصاديق تمکين عام مي باشند.

2. خوش اخلاقي

معاشرت نيکو و تعامل پسنديده از وظايف دوطرفه همسران با يکديگر است و هيچ کدام حق آزار و اذيت يکديگر را ندارند. زن مي بايد از هرگونه عملي که رنجش خاطر شوهر را فراهم مي کند، پرهيز نموده، سعي کند از هر کاري، حرکتي و حرفي که باعث ناراحتي شوهر مي گردد، اجتناب نمايد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «زني که با زبان، شوهر را بيازارد، خداوند هيچ عمل خوب و هيچ حسنه و نماز و روزه اي را از او قبول نمي کند، هرچند همواره روزها در روزه باشد و شب ها در حال نماز؛ مگر آنکه همسرش از او راضي گردد».[165]

3. لزوم اجازه شوهر

يکي از مسئوليت هاي مهم همسر، امانتداري است؛ زيرا مرد، زن را امين خود در خانه مي داند و او بايد تمام توان و کوشش خود را براي حفظ اموال شوهر به کار ببرد.

 امام صادق (عليه السلام) درباره لزوم اجازه زن در رابطه با تصرف در اموال شوهر مي فرمايند: «خانم چيزي به کسي ندهد مگر به اجازه همسر و اگر بدون اجازه تصرف کند، گناهکار است».[166]

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز مي فرمايند: «زن از خانه شوهر صدقه ندهد مگر به اجازه همسر».[167]

4. اجازه روزه مستحبي

زن نبايد کاري کند که امکان بهره جنسي از او ممکن نشود؛ در حالي که وقتي روزه مي گيرد امکان ارتباط جنسي نيست.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «زن بدون اجازه شوهر روزه مستحبي نگيرد».[168]

البته روزه واجب را هيچ کس نمي تواند مانع آن بشود؛ زيرا انسان، مکلّف به انجام آن است.

5. پاکدامني و عفت

گرچه حفظ کيان خانواده و صيانت از شخصيت اجتماعي و آبروي خانواده بر عهده هر يک از اعضاي خانواده است، اما زن به عنوان ناموس مرد در حفظ حريم و ارزش هاي خانواده، مسئوليت بيشتري دارد؛ زيرا عفّت، اساس خوشبختي در زندگي است و چه بسا سهل انگاري در آن، کانون گرم خانواده را متلاشي کند.[169]

در علم اخلاق، عفّت را يکي از فضايل شمرده اند[170] که آدمي به مدد آن  مي تواند بر بسياري از ناپاکي ها چيره گردد و دامنش را از فساد و تباهي حفظ کند. از اين رو، عفّت به معناي پاک بودن از کليه آلودگي هاي جنسي و مسائل شهواني است.

اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود: «خويشتن داري در مقابل شهوت، عفّت است».[171]

6. کاستن از توقّعات و کم خرج بودن

يکي از عوامل مهمي که در استحکام و روابط صميمانه زندگي نقش دارد، کاستن از توقعات و پرهيز از خواسته هاي بي مورد و بي جا است، به همين دليل از وظائف مهم زن، تعديل خواسته هاي خويش نسبت به درآمد زندگي مي باشد.

شايسته نيست زن تنها به خواسته هاي خود و يا فرزندان نظر کند و امکانات شوهر را ناديده گرفته و با ناراحتي، خشم و بهانه گيري زندگي را تلخ و سخت نمايد.

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «همسر شايسته يکي از دو کاسب است».[172]

طبق اين حديث شريف، هرگاه زن با عقل و سليقه خود خوشبختي خانواده را تأمين کند، اثر کار او کمتر از کسب و کار شوهر نيست؛ زيرا حفظ درآمد همانند تلاش براي درآمد داراي ارزش است.

7. پرهيز از قهر کردن با شوهر

 قهر کردن صفت ناپسندي است که آثار شومي بر روابط خانوادگي مي گذارد؛ زيرا آغازي بر شکاف در زندگي زناشويي است و باعث بروز ناراحتي ها و اختلاف گرديده، اطمينان زن و شوهر را نسبت به يکديگر سلب مي نمايد.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «هر زني که با شوهرش قهر کند در حالي که خودش مقصر بوده است، در روز قيامت با فرعون، هامان و قارون در پايين ترين جايگاه آتش محشور مي شود، مگر اينکه توبه کند و (نزد شوهرش) برگردد».[173]

8. پرهيز از منّت گذاري

کار خوب و ارزشمندي که بر زيبايي هاي زندگي افزوده و باعث استحکام زندگي زناشويي مي گردد، آن است که بدون منّت انجام گيرد؛ بنابراين شايسته نيست زن در مقابل کارهاي نيک و وظيفه اخلاقي خود در حق همسر، منّت بگذارد؛ زيرا در اثر منّت گذاري ارزش کار خود را از بين مي برد.

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «اگر زني تمام طلاها و نقره ها را به خانه شوهر ببرد آن گاه روزي به سرش منّت بگذارد و بگويد، تو از مال من مي خوري، در اين صورت ارزش زحمات او از بين مي رود؛ اگر چه از عابدترين مردم باشد؛ مگر اينکه از شوهر خود عذر بخواهد».[174]

 

 ابراز محبت زن

پرسش 22.                    چگونه بايد محبت خود را نسبت به شوهرم ابراز کنم و به او نشان دهم دوستش دارم؟ اصلاً آيا مردان نيز مانند زنان به ابراز محبّت از سوي همسرشان نياز دارند؟

برخي از روان شناسان نظير آبرهام مزلو و کويينگ نياز به محبّت و تعلّق پذيري را از نيازهاي اساسي و از نيازهاي روانشناختي تلقي کرده و اعتقاد دارند که ارضاي اين نيازها در آرامش رواني و سلامت رواني افراد تأثير اساسي دارد.[175]

به همين دليل زن نيز بايد به شوهر خود عشق ورزيده، از اظهار محبت به او دريغ نکرده و علاقه خود را به گونه هاي گوناگون بيان نمايد؛ زيرا اين ابراز علاقه علاوه بر جلب رضايت و عواطف شوهر، باعث افزايش انگيزه وي جهت تلاش و تأمين آسايش خانواده مي گردد.

امام صادق (عليه السلام) نيز در اين باره مي فرمايند: «زن بايد با اظهار علاقه و با دل ربايي و آرايش در برابر شوهر به گونه اي عمل کند که رضايت و خشنودي شوهر جلب شود».[176]

با توجّه به نکات فوق روشن مي گردد که زن ها بايد متوجه باشند که شوهران آنها نيز مانند خودشان انسانند و به شدت نيازمند محبت و دوستي اند. در حقيقت، نياز انسان به محبت از مهم ترين کشاننده هاي روان شناختي و اجتماعي در تمام مراحل رشد وي است که اين نياز پس از ازدواج در مردان، به ويژه  از طريق همسر برآورده مي شود. مردي که همسرش به او عشق مي ورزد، از روحيه اي شاد و با نشاط برخوردار مي گردد که اين مسئله انگيزه او را در جهت تلاش براي تأمين نيازهاي خانواده و همسر افزايش مي دهد.

برخي از شيوه هاي ابراز محبت به شوهر، عبارتند از:

1. سازگاري با شوهر

2. احترام به شوهر

احترام گذاشتن به شوهر يکي از مهم ترين راه هاي ابراز محبت به او از سوي همسرش مي باشد. استقبال از شوهر و خوش آمدگويي به وي با لب خندان و چهره اي گشاده هنگام ورود به منزل از جمله اين راهکارها است.

3. توجّه به شوهر

در اين زمينه بايد توجّه داشت که مردها دوست دارند، اولويت اوّل همسرشان در مقايسه با ديگران حتّي فرزندان خود باشند؛ بنابراين توجّه به خواسته هاي وي و سعي در برطرف نمودن آنها يکي از راه هاي عملي ابراز محبّت به اوست.

4. عدم مقايسه شوهر با مردان ديگر

همسر خوب و شايسته کسي است که مردهاي ديگر به ويژه پدر و برادر خود را به رخ شوهر نکشد؛ زيرا هر شوهري دوست دارد بابت توانايي ها و محاسنش از سوي همسر خود مورد تحسين قرار گيرد، در حالي که مقايسه او با ديگران از سوي همسر به او احساس ناشايستگي داده و اعتماد به نفس وي را تضعيف مي کند.

5. تحسين شوهر

 همه مردها صفات قابل تحسيني دارند که دوست دارند از سوي همسرشان مورد توجّه و تحسين قرار گيرد تا احساس شخصيت کنند. در اين زمينه بايد توجّه داشت که همه افراد، تفاوت ميان تحسين و تملّق را درک مي کنند؛ بنابراين شايسته نيست در اين زمينه به دروغ و نيرنگ متوسل شد، بلکه همسر خوب و کاردان کسي است که از طريق شناسايي نقاط قوّت شوهر در صدد تحسين واقعي وي باشد.

6. آراستن خود براي شوهر

يکي از نيازهاي اساسي شوهر اين است که همسرش از نظر جسماني و ظاهري براي او جذاب باشد؛ بنابراين آراستن خود براي شوهر يکي از راه هاي ابراز محبّت به اوست؛ زيرا چنين نيازي را در وي برآورده مي سازد.

7. پاسخ به تمايلات جنسي شوهر

تحقيقات نشانگر آن است که مردان، لذّت بخش ترين زمان خود را در مصاحبت با همسر زماني مي دانند که با وي آميزش داشته اند؛ زيرا آميزش با همسر اين اطمينان را به شوهر مي دهد که با همسرش رابطه اي نزديک دارد و همسرش وي را دوست دارد. به همين دليل يکي از راه هاي ابراز محبت به شوهر اين است که نيازهاي جنسي وي از روي رغبت برآورده گردد.

8. آماده سازي خانه

خوش اخلاقي با شوهر، فراهم نمودن اسباب استراحت و آسايش وي در منزل و تميز و مرتّب نمودن منزل از جمله مواردي است که هر زني مي تواند به عنوان وسيله اي جهت ابراز محبّت به شوهر از آن بهره گيرد.

خانه داري و خدمت به همسر و فرزندان، علاوه بر اينکه باعث استحکام  خانواده و ارزشمندي و محبوبيت همسر مي شود، باعث جلب رضايت الهي و پاداش معنوي نيز مي گردد. در اين قسمت به نمونه اي از اين روايات اشاره مي شود:

امام رضا (عليه السلام) درباره فوايد همسر شايسته مي فرمايد: «هيچ منفعتي بهتر از همسر شايسته نيست؛ همسري که وقتي انسان او را مي بيند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد»[177]؛ يعني، در حضور او، به نوعي او را شادمان مي کند و در غيبت او هم کاري مي کند که اگر شوهر متوجه عمل او گردد شادمان شود.

نبي مکرم اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) نيز فرمودند: «خداوند متعال مي فرمايد وقتي اراده کردم تا به بنده ام خير دنيا و آخرت را عطا کنم، براي بنده ام زباني ذکرگو (ذکر خدا)، قلبي خاشع، بدني صبرکننده در بلاها و همسري (زني) مؤمن که وقتي به او نگاه مي کند شادمان مي شود و در موقع غيبت شوهر حافظ ناموس و اموال شوهر است».[178]

جابربن عبداللّه  انصاري مي گويد: شنيدم شخصي مي گويد: در محضر پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) بوديم که ايشان فرمود: «بهترين زنان شما زني است که زاينده، مهربان و پاکدامن باشد؛ در ميان خاندان خود بزرگوار و گرامي و با شوهرش فروتن، آراسته به نزد شوهر و پوشيده از ديگران؛ زني که حرف همسر خود را مي شنود و فرمان او را مي برد؛ هنگامي که با شوهر خود خلوت کند به  خواهش هاي او تن در دهد (با عشوه و ناز) نه با دست و دل بازي مردانه».[179]

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: «هر زني که با جرعه اي آب، شوهر خويش را سيراب نمايد، عملش ارزشمندتر از عبادت يک سال است که روزهاي آن را روزه بدارد و شب ها به نماز مشغول باشد و خداوند به ازاي هر جرعه اي که به همسرش داده است، يک شهر در بهشت برايش هديه مي کند و شصت خطا را از او مي بخشد».[180]

در روايت ديگري آمده است: «هر زني که به مدت يک هفته خدمتي را براي همسرش انجام دهد خداوند هفت باب جهنم را بر وي مي بندد و هشت باب بهشت را بر او مي گشايد که از هر کدام که خواست به بهشت وارد شود».[181]

در روايات اسلامي حتي به کوچک ترين کار و عملي که زن در رابطه با خانه داري انجام مي دهند، مزد و پاداش قرار داده شده و به اين نحو آنان را به خانه داري تشويق نموده اند.

حضرت پيامبر (صلي الله عليه و آله) در روايتي مي فرمايند: «هر زني در رابطه با خانه داري، کاري انجام دهد و چيزي را به جاي خودش بگذارد و خانه را منظم کند، خداوند به او نظر کرده و عذابش نمي کند».[182]

 

 راهکارهاي احترام زن و شوهر

پرسش 23.                  احترام در روابط زن و مرد به چه چيزهايي است، نمونه هايي را بيان کنيد تا ما در رابطه خود آنها را انجام دهيم.

 

 

احترام متقابل ميان زن و شوهر به صورت ها و گونه هاي مختلفي در ارتباط همسران نمود مي يابد. برخي از آنها عبارتند از:

1. سلام به همديگر

سلام نوعي اعلام محبت، دوستي و اظهار محبت در آغاز گفت و گو و هنگام داخل شدن به منزل است. سلام همچنين نوعي اظهار ادب و احترام است.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «وارد بهشت نمي شويد مگر آن که ايمان بياوريد و ايمان نخواهيد آورد مگر آنکه يکديگر را دوست بداريد. آيا شما را به چيزي راهنمايي بکنم که اگر انجامش دهيد محبوب يکديگر خواهيد شد؟ سلام کردن ميان خودتان را آشکار کنيد».[183]

امام علي (عليه السلام) درباره جايگاه سلام در روابط اجتماعي و خانوادگي مي فرمايند: «زبانت را به نرم و لطيف گويي و سلام کردن عادت بده تا دوست دارانت زياد و دشمنانت اندک گردند».[184]

همچنين هر قدر که سلام رساتر و خالصانه تر و نيز سرشار از احترام و تکريم باشد، اثرش در جذب ديگران به ويژه همسر، قوي تر و پايدارتر خواهد بود.

 2. رعايت ادب و استقبال از همسر

رعايت ادب در ارتباط با همسر نيکوترين هديه و آشکارترين نشانه احترام و او است.

امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: «ادب نيکو بهترين کمک کار و برترين همراه است».[185]

همچنين حضرت فرمودند: «ادب نيکو سبب تزکيه و پاکسازي اخلاق است».[186]

در حالي که به کارگيري الفاظ نامناسب و رعايت نکردن عفت کلام، علاوه بر اينکه از مراتب معنوي انسان مي کاهد، باعث از بين رفتن صميميت و محبت در ميان همسران مي گردد و آنان را نسبت به همديگر جسور و بي پروا مي کند.

استقبال از همسر به هنگام وارد شدن به منزل يا بدرقه او به هنگام بيرون رفتن، نشانه علاقه مندي و صميميت ميان اعضاي خانواده است. اين خانم با اين کار نشان مي دهد که از نبود شوهر دلتنگ مي شود و از آمدنش خوشحال مي گردد؛ و باعث مجذوب شدن مرد به خانه و مصون ماندن او از وقت گذراني خارج از خانه مي شود.

پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرموده اند: «حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوي در به استقبال او برود و به او خوش آمد بگويد».[187]

 شخصي خدمت پيامبر گرامي اسلام شرفياب شد و عرض کرد: «همسري دارم که وقتي به خانه مي آيم به استقبالم مي آيد و مرا در بر مي گيرد و چون از خانه بيرون مي روم مرا بدرقه مي کند و هرگاه مرا غصه دار مي بيند، مي گويد: چرا غصه مي خوري؟ اگر براي رزق و روزي غصه مي خوري، خداوند ضامن رزق و روزي است؛ و اگر براي آخرت غصه مي خوري، خداوند زيادش کند! پيامبر (صلي الله عليه و آله) به او فرمود: «خداوند در زمين کارگزاراني دارد که اين زن تو يکي از آنها است و خداوند نصف اجر شهيد را به او مي دهد»[188].

توجه و اهميت دادن به حضور همسر در منزل و اظهار خوشحالي در موقع ورود شوهر به خانه و اهميت دادن به شخصيت و جايگاه او به ويژه در حضور فرزندان و ميهمانان، باعث به وجود آمدن اين تصور در شوهر مي شود که در خانه و ميان اهل خانه عزيز و محبوب است و لذا وقتي در کنار افراد خانواده است احساس رضايت خاطر دروني مي کند و خستگي کار و تلاش از او مرتفع مي شود و روز بعد با انرژي و اميد فراوان به کار و تلاش خود ادامه مي دهد، اما اگر خانواده به ويژه زن، بي اعتنايي کند مرد سرخورده شده و انگيزه حضور در خانه را از دست مي دهد و آرام آرام نه تنها به خانواده توجهي نمي کند بلکه خلأ عاطفي را از راه ديگري تأمين مي کند!!

بر اساس تحقيقات نيز ثابت شده که تماس مکرر به واکنش عاطفي مثبت مي انجامد و باعث نزديکي بيشتر مي گردد.[189] البته بايد توجه داشت که اين رفتار  هرگز نبايد در حضور بچه ها باشد زيرا باعث تحريکات جنسي آنان مي گردد و آسيب هاي اخلاقي به دنبال خواهد داشت.

3. قدرداني از همسر

سپاسگزاري بازتاب عاطفي محبت و خوش اخلاقي در روابط انساني است. هر انساني به طور طبيعي دوست دارد از نيکي و محبت و فداکاري ديگران قدرداني کند و همچنين دوست دارد از او قدرداني شود.

امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد: «مَنْ لَمْ يشکرِ المُنْعِمْ مِنَ المَخلوقينَ لم يشکرِ الله عَزَّوجَلَّ»[190]؛ «هر کسي از فردي که به او خوبي کرده تشکر نکند، شکر خداي عزّوجل را به جاي نياورده است».

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «خيرُ نِسائِکم الّتي إنْ أعْطِيتْ شَکرتْ وَ إنْ مُنِعَتْ رَضِيتْ»[191]؛ «بهترين زنان شما آن بانويي است که اگر به او چيزي دهند (و يا خدمتي کنند) سپاسگزاري مي کند و چنانچه از او باز گيرند راضي باشد».

اين يک اصل روان شناختي است که مي گويد اگر به دنبال انجام کاري، تقويت و تشويق بيابد، احتمال تکرار آن کار بيشتر مي گردد[192].

از اين رو قدرداني از زحمات همسر در قبال خدمات و زحماتي که مي کشد (چه وظايف الزامي و چه وظايف غير الزامي) يک عامل قوي در راستاي پيوند عاطفي بيشتر همسران و يک عامل تعيين کننده در ايجاد دل بستگي و علاقه مندي ميان آنان است.

 بر اساس تحقيقي که در اين زمينه انجام گرفته، 87درصد همسران اعلام کرده اند که توقع دارند در مقابل زحمات آنان (مثل آشپزي، بچه داري، تدريس، تحصيل، کارمندي، خريد منزل، مسافرت بردن و...) قدرداني شود.[193]

کارل راجرز[194] که يکي از روان شناسان غربي است در اين باره مي گويد:انسان نياز دارد به اينکه ديگران براي او قدر و منزلتي قايل باشند و قدرش را نيز بدانند. اهميتي که شخص به اين موضوع مي دهد در کنش هاي دروني و جنبه هاي تحريکي ارگانيسم و در رفتار او اثر فراوان مي گذارد. از سوي ديگر نياز به قدرداني ديگران و ارزشمند دانستن خويشتن در رفتار و کردار آدمي مؤثر است.[195]

جان گري درباره قدرداني زن از مرد مي گويد: هر وقت زن به خاطر کاري که مرد کرده از او قدرداني و تشکر مي کند، مرد بابت آن قدرداني به زن امتياز مي دهد، چون حس مي کند زن دوستش دارد. مردان براي امتياز دادن به زن لزوماً نمي خواهند زن براي آنها کاري انجام دهد و فقط مي خواهند زن دوستشان بدارد و قدردان باشد. لذا لازم است خانم ها از مردان قدرداني کنند، در غير اين صورت مردان نسبت به خانواده بي اهميت مي شوند.[196] در نتيجه هر دو ضرر مي کنند و خانواده به سردي مي گرايد.

وقتي همسران التزام جدي به مسائل اخلاقي اي همچون: بدرقه شوهر، استقبال از شوهر، اظهار محبت، همکاري و همدلي، تهيه هديه، زينت براي يکديگر، احترام به بستگان يکديگر، دل سوزي و فداکاري براي همديگر و...،  داشته باشند فضاي خانه باطراوت و جذاب شده و روابط از استحکام خوبي برخوردار خواهد شد. در چنين فضايي همسران اختلاف قابل توجهي نخواهند داشت و نسبت به يکديگر وفادار بوده و حقوق يکديگر را مراعات خواهند کرد. در اين خانواده بهترين فضاي عاطفي، امنيتي و اخلاقي ايجاد شده و نيازهاي دوطرف برآورده خواهد شد. در اين شرايط خانواده به استحکام و ثبات کافي نيل پيدا مي کند و همسران بهترين لحظات زندگي را در خانواده خواهند داشت. زمينه گرايش به رفيق بازي، اعتياد، انحرافات اخلاقي و... رخ نخواهد داد. در اين آشيانه باصفا، فرزندان نيز به طرف بالندگي و پيشرفت سوق پيدا کرده و آينده اي درخشان و مطمئن خواهند داشت. ان شاءاللّه .

 

حيا و عفت در خانواده

پرسش 24.                    چرا در رابطه با «عفّت» به خانم ها بيشتر سفارش شده، درحالي که مردها بيشتر چشم چراني و هوس راني دارند؟

هر يک از زن و مرد براي اداره بهتر زندگي و تأمين آسايش و حفظ کيان خانواده، نسبت به يکديگر مسئوليت ها و وظايفي برعهده دارند که گرچه اين وظايف متفاوتند؛ ولي متناسب و هماهنگ با ساختار وجودي آنها بوده و مايه تحکيم و حفظ خانواده مي گردد؛ بدين ترتيب مي توان گفت که هر کدام در انجام وظيفه خود کوشاتر باشند، نقش بيشتري در تحکيم خانواده خواهند داشت.

در اين ميان گرچه رعايت پاکدامني و عفّت در زندگي زناشويي از سوي زنان مهم تر و تأثيرگذارتر است؛ اما حقيقت آن است که برخورداري از اين  صفت ارزشمند جزء وظايف متقابل همسران بوده و آراستگي هر يک از آنان به ملکه عفّت، نتايج گران بهايي در تأمين سعادت خانوادگي آنان ايفا مي نمايد. برخي از اين آثار و نتايج که انگيزه تأکيد فراوان بر اين صفت اخلاقي است، عبارتند از:

1. جلب اعتماد همسر

اعتماد به همسر يکي از ضروريات زندگي خانوادگي و مايه استحکام و سعادت زندگي زناشويي است تا جايي که مي توان گفت بدون آن نمي توان زندگي خوش و باصفايي داشت؛ زيرا انسان غيرعفيف، همواره نگراني و بي اعتمادي همسرش را به دنبال دارد که اين موضوع عامل بسياري از ناراحتي ها، مشکلات روحي و به دنبال آن اختلافات خانوادگي است.

عفّت انسان موجب مي شود که همسر به پاکي و سلامت اخلاقي او اطمينان پيدا نموده، با دلي خوش و خاطري آسوده به انجام وظايف خانوادگي بپردازد؛ زيرا مي داند که عفّت همسرش مانع آلودگي او به زشتي هاست. حضرت علي (عليه السلام) فرمودند: «عفت، انسان را حفظ مي کند و او را از پستي ها نگه مي دارد».[197]

2. پاکدامني همسر

يکي از آثار حفظ عفّت در محيط خانوادگي، پاکدامني همسر است؛ زيرا اگر شوهر عفيف باشد، پاکدامني او در اخلاق و رفتار همسرش نيز تأثير داشته، او را به سوي خوبي ها سوق مي دهد. امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «از زنان مردم  چشم بپوشيد تا همسرانتان عفيف بمانند».[198]

3. تحکيم پيوند خانوادگي

خويشتن داري و عفاف محيط خانواده را از فساد اخلاقي و اختلافات ويرانگر در امان مي دارد؛ زيرا عفّت، بزرگترين عامل حفظ انسان از غلتيدن به ورطه فساد و تباهي است. اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) فرمود: «نتيجه پاکدامني، مصون ماندن است».[199]

انسان عفيف، بيش از حدّ لازم طلب نمي کند و در زندگي زناشويي به همسر خود قانع بوده، در پي هوسراني نمي رود.

حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «هر کس آنچه را نمي يابد بخواهد، به [زينت ]عفت آراسته نيست».[200]

در مورد راه هاي دست يابي به عفّت و پاکدامني در زندگي زناشويي نيز گفتني است که دست يابي به چنين ملکه اي از طريق شناخت، به کارگيري و تقويت عواملي امکان پذير است که برخي از اين آنها عبارتند از:

1. غيرت

غيرت، نفرت طبيعي انسان از مشارکت ديگران در چيزي است که محبوب اوست.[201] وجود اين صفت در فرد باعث مي شود که وي از آنچه دوست دارد و يا وظيفه محافظت از آن بدو سپرده شده است، نگاهباني نمايد.

در روايات اسلامي آمده است که خداي تعالي داراي صفت غيرت است و  انسان هاي غيور را دوست دارد و به دليل وجود همين صفت بود که کارهاي زشت را حرام نموده است.[202]

غيرت، عاملي است که انسان را از ارتکاب فساد و تباهي حفظ کرده، موجب پاکي او مي گردد. اين امر نشانگر رابطه مستقيم صفت غيرت و مردانگي با پاکدامني است، به همين دليل است که هر کس به قدر بهره مندي از مردانگي، از پاکدامني نيز برخوردار خواهد بود.

حضرت علي (عليه السلام) در اين زمينه فرمودند: «ارزش مرد به اندازه همت او... و عفتش به اندازه غيرت اوست».[203]

زن و شوهر غيرتمند نه خود را به هوسراني هاي زودگذر سرگرم مي کنند، نه زمينه فساد را براي ديگران آماده مي کنند و نه نسبت به بي عفّتي اعضاي خانواده بي اعتنا هستند؛ بنابراين همان گونه که وظيفه دارند با ديگر مردان و زنان نامحرم رابطه برقرار نساخته و از چشم چراني، هوسراني و پيروي از خواهش هاي نفساني خودداري نمايند، شايسته است همسر و فرزندان خود را از انجام کارهايي که موجب لکّه دار شدن عفّت خانواده مي گردد، بازداشته، گفتگوها، حجاب و پوشش، رفت و آمد، معاشرت و مهماني ها را کنترل کنند تا با مراقبت صحيح نه افراطي از خطرات احتمالي جلوگيري نمايند.

2. تأمين نيازهاي جنسي

ارتباط صميمي بين زن و شوهر، بقاي کانون گرم و پر نشاط خانواده را تأمين مي نمايد که جز با محدود کردن بهره وري هاي مشروع در خانواده و منع لذّت جويي هاي غيرمشروع در محيط اجتماع حاصل نمي شود.

 در حقيقت کسي که نيازهاي غريزي اش در محيط خانواده، از طريق صحيح و مشروع تأمين مي گردد، به راحتي مي تواند در محيط بيرون و در برخورد با زمينه هاي فساد جنسي، خود را کنترل نمايد.

در اين ميان گرچه تأمين نيازهاي جنسي همسر از وظايف مشترک زن و مرد در زندگي زناشويي است؛ ولي اين وظيفه بيشتر بر دوش زن قرار دارد؛ زيرا شوهر به علّت حضور بيشتر در جامعه و خصلت تهاجمي بودن غريزه اش بيشتر در معرض خطر قرار دارد و اگر از طرف همسرش به درستي ارضا نشود، امکان خطر انحراف و آلودگي او را تهديد خواهد کرد.

3. آراستگي همسر

زيبادوستي و زيباطلبي از امور فطري انسان هاست، به همين دليل هر انساني از زيبايي و آراستگي لذّت برده و از ژوليدگي و زشتي دوري مي جويد؛ بنابراين يکي از راه هاي عفيف ماندن زن و مرد آن است که هر يک خود را براي همسر بيارايد تا زيبايي و نشاط محيط خانواده دوچندان گردد.

امام صادق (عليه السلام) در اين زمينه فرمودند: «شايسته نيست زن، خود را [بدون زينت] رها کند، گر چه با آويزان کردن گردنبندي باشد و سزاوار نيست دستش را بدون رنگ بگذارد، اگر چه با کمي حنا باشد، هر چند آن زن سالخورده باشد».[204]

البتّه نبايد از نظر دور داشت که زن نيز از شوهرش انتظار دارد به وضع ظاهري خود رسيدگي کرده، لباس پاکيزه بپوشد، بوي خوش استعمال کرده و همواره آراسته و زيبا باشد؛ زيرا اين آراستگي نقش بسزايي در پاکدامني زن  خانواده خواهد داشت.

امام رضا (عليه السلام) در اين زمينه مي فرمايد: «آمادگي (آراستگي مرد) بر عفت و پاکدامني زن مي افزايد و گروهي از زنان، عفت خود را ترک کردند؛ زيرا شوهرانشان خود را براي نيازهاي آنها آماده نکردند».[205]

4. حيا

اکثر مواقع واژه عفّت و حيا در کنار هم به کار مي روند و در انجام يک عمل پسنديده و يا ترک يک کار نادرست، لازم و ملزوم يکديگرند.

حيا، حالت شرمساري و خجلت در ارتکاب اعمال ناپسند است. اين صفت مايه دوري از کارهاي زشت بوده[206]، صفا، پاکي و عفّت را در محيط زندگي خانوادگي به ارمغان مي آورد، در حالي که پرهيز نکردن از کارهايي نظير شوخي هاي زننده، سخنان زشت و ناروا، توصيف مفاسد اخلاقي ديگران و... که شرم و حيا را در انسان ضعيف و کمرنگ مي کند منجر به خدشه دار شدن عفّت انسان و محيط خانوادگي مي گردد.

بنابراين، انسان هر اندازه به حياي خود و همسرش اهميت دهد، بر عفّت و پاکدامني اعضاي خانواده اش افزوده و موجب استحکام روابط جمعي و خانوادگي خواهد شد.

حضرت علي (عليه السلام) فرمودند: «عفت به اندازه حيا[ي انسان] است».[207]

ويژگي عفت و حيا، عاملي بسيار مؤثر در حفظ و ارتقاي موقعيت و شخصيت زن و نيز گرايش مرد به سوي زن است. ناگفته نماند که حياي زن  در برابر مردان بيگانه ارزشمند است؛ و از آن به «حياي عاقلانه» ياد مي شود و باعث ارتقاء سطح سازگاري همسران مي شود. اما در مقابل «حياي احمقانه»! در ارتباط ميان زن و شوهر زمينه ناسازگاري آنان مي شود.[208] حيايي برخاسته از دانايي، نه حيايي که پيامد ناداني است.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «خير نساءکُم التي أذا خلت مع زوجها، خلعت له درع الحياء و اذا لبست، لبست معه درع الحياء»[209]؛ «بهترين زنان شما کسي است که چون با همسرش خلوت کند، جامه حيا از تن به در کند و چون بپوشد و همراه او شود، زره حيا را بر تن کند».

حضرت بهترين زن را کسي مي داند که چون جامه بپوشد و از خانه بيرون رود، لباسي از حيا و عفت بر تن کند که مانند سپر و زره حافظ او باشد؛ يعني با چنان وقار و سنگيني راه برود که تيرهاي نظر جوانان هرزه اجازه ورود به شخصيت او را نداشته باشد؛ ولي در خلوت با شوهر، هرگونه ظرافت کاري، طنّازي و عشوه گري براي زن نه تنها جايز، بلکه بهتر است. بهترين زن مسلمان، زني است که در زمان خلوت با شوهرش، خوش زبان و شيرين حرکات باشد. چيزي که زن را در رديف بهترين زنان مسلمان قرار مي دهد، همين است که بتواند اين دو حالت به ظاهر متناقض را در وجود خود حفظ کند. خلاصه آن که زن بايد با لباس رزم و بزم خود را بشناسد و هر يک در جاي خود بپوشد.[210]

 برخي ممکن است کمرويي را مترادف با حيا و عفت بگيرند. به خصوص اگر اين پديده درباره دختران مطرح شود آن را تاييد و تمجيد هم مي کنند. اما بايد به اين موضوع توجه داشت که حياء و کم رويي دو امر متفاوت هستند. حياء و عفت يک امر ارادي است ولي کمرويي يک امر غيرارادي مي باشد. حياء شاخص ايمان و بيانگر رشد مطلوب شخصيت است. ممکن است در هر دو يک نوع کناره گيري وجود داشته باشد ولي در کمرويي به علت عدم توانايي در ابراز وجود است ولي در حيا به خاطر امر مطلوب تر است.

حياء يکي از ارزش هاي اخلاقي است که فرد را از ارتکاب کارهايي که از نظر اجتماعي و اخلاقي ناپسند است باز مي دارد. فردي که داراي حياء است نسبت به ديگران فرصت انتخاب صحيح بيشتري دارد. زيرا فرصتي را پيدا مي کند که بتواند کنار بايستد و با تفکر موقعيت را بنگرد و سپس آگاهانه و با انديشه عمل نمايد. از اين رو در آيات و روايات حياء و شرم مورد تمجيد قرار گرفته اما کمرويي نکوهش شده است.

حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) فرمود: «الحياء لاياتي الا بخير»[211]؛ «حياء جز خوبي به بار نمي آورد».

حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «الحياء سبب الي کل جميل»[212]؛ «شرم و حياء وسيله رسيدن به هر زيبايي و نيکي است».

امام صادق (عليه السلام) در نکوهش کم رويي و آثار نامطلوبي که به دنبال دارد مي فرمايد: «من رق وجهه رق علمه»[213]؛ «هر کس که کمرو باشد کم دانش شود».

 برخي روايات کمرويي و خجالتي بودن را عامل محروميت معرفي مي کند.[214] همان طور که افراد کم رو در کسب دانش، تحصيل موقعيت هاي اجتماعي بالا و دفاع از حقوق خود دچار مشکل مي شوند، در پيشرفت و تعالي نيز با موانعي رو به رو مي شوند. بنابراين درباره فرق حياء و کم رويي مي توان گفت: حياء يک فضيلت است و باعث ترقي، کمال و مسئوليت پذيري اجتماعي مي شود و مورد ستايش افراد جامعه است اما کم رويي سبب محروميت از رسيدن به تعالي روحي، شکوفايي استعدادها و خلاقيت فرد و گريز از مسئوليت پذيري مي شود و قابل پذيرش براي جامعه نمي باشد، در حالي که حيا قدرت نه گفتن و شجاعت را افزايش مي دهد افراد کمرو از نه گفتن به ديگران مي هراسند از اين رو چه بسا دچار برخي بزه ها و انحرافات مي شوند.

در نتيجه مي توان گفت که حيا و عفت براي زنان و مردان لازم و پسنديده است و البته در روابط زناشويي مي بايد به گونه اي عمل کرد که رضايت هر دو يعني زن و شوهر حاصل گردد.

 

زندگي معنوي

پرسش 25.                  چگونه مي توانم با همسر خود زندگي معنوي و الهي داشته باشم تا زندگي زناشويي ما مورد رضايت پرودگار باشد؟

معنويت، نوعي ارتباط با خداوند متعال، از راه ايمان به خدا، عواطف و انگيزه هاي الهي و نيز ياري جويي از امدادهاي الهي بر اثر قرب به پروردگار  است که آثار عملي آن در جهت بخشي به زندگي و در قالب اخلاق فردي و اجتماعي بروز و ظهور مي يابد.

منظور از کسب معنويت در زندگي مشترک نيز اقدام هر يک از زن و شوهر در مسير توجه به خدا است که در پرتو اطاعت زن و شوهر از دستورهاي الهي و در سايه دين داري آنها به دست مي آيد.

در پژوهشي اين نتيجه به دست آمد که هر مقدار نگرش ديني افراد قوي تر باشد، رضايت از زندگي آنان افزايش مي يابد و هر چقدر اعتقاد به خداوند و دستورات او محکم تر باشد، زندگي زناشويي از ثبات بيشتري برخوردار بوده و آرامش بيشتري در خانواده حاکم خواهد بود.[215]

هانت[216] نيز پس از بررسي سازگاري زناشويي زوج ها اعلام کرد، مذهب وباورهاي مذهبي، با سازگاري زناشويي و سازگاري و رضامندي از زندگي ارتباط دارد و اين افراد سازگاري و رضايت بيشتري از زندگي دارند.[217]

معنويت، مصاديق و نمودهايي دارد که نمونه هايي از آنها عبارتند از:

1. اعتقاد به خداوند

توحيد و خداپرستي موجب مي شود نگرش فرد به همه هستي و زندگي انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتارها با انسجام،[218] وحدت رويه و آرامش عمل کند.[219]

باور به خدا، همه رفتارها و زندگي خانوادگي را به سوي کسب رضايت  خداوند، سوق مي دهد[220]؛ زيرا فردي که خدا را ناظر و همراه خود[221] مي بيند، تلاش مي کند در برخورد با اعضاي خانواده و انجام وظايف خانوادگي، رضايت او را جلب نمايد.

توجه به عدالت خداوند و اينکه هيچ گونه ظلمي را روا نمي دارد[222] و حق هيچ موجودي را ضايع نمي کند،[223] زمينه شناختي ديگري براي مهار رفتاري اعضاي خانواده است، به گونه اي که هرچه اين حالت قوي تر باشد، مشکلات فرد کمتر خواهد بود و چنين فردي به ناظر و داور بيروني براي حل مشکلات خود نياز نخواهد داشت.

گاهي سستي اراده، ترس، غم، اضطراب موجب مي شود اعضاي خانواده نتوانند براي حل مشکل اقدام مناسب انجام دهند. توکل اعضاي خانواده بر خدا باعث تقويت اراده آنها و کوشش براي حل مسائل زندگي و رسيدن به تعادل و سازگاري مي شود.[224]

در تحقيقي که درباره رابطه توکل انجام گرفت، اين نتيجه حاصل شده که کساني که بر خداوند توکل دارند، از عزت نفس بالايي برخوردار بوده و در زندگي احساس نيرومندي و کارآمدي مي کنند. اينها در مشکلات زندگي مقاوم بوده و با اراده اي قوي که در سايه اعتماد به خداوند به دست آورده اند، بر مشکلات غلبه مي کنند.[225]

 2. اعتقاد به نبوت و امامت

راه منحصر به فرد شناخت تعاليم دين، پس از کلام خداوند، سخنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) و جانشينان ايشان است، به گونه اي که حتي استفاده صحيح از کلام خداوند نيز مبتني بر شناخت و درک سخنان اولياي دين است.

دومين نقش پيامبر (صلي الله عليه و آله) و امامان (عليهم السلام) جنبه «الگودهي» آنان است؛ زيرا پيروي و همانندي با انسان هايي که تعاليم دين به طور کامل در آنها تجلّي يافته در چگونگي روابط اعضاي خانواده و نوع رفتار آنان، بسيار مؤثر است.

3. اعتقاد به معاد

امروزه عليرغم پيشرفت هاي علمي و کاهش مشکلات زندگي، اضطراب ها و نگراني ها که بخشي از آن بر اثر احساس بي هدفي و پوچي در زندگي است، رو به فزوني است.[226]

اثر اول اعتقاد به زندگي پس از مرگ اين است که، خانواده را متوجه اهداف پايداري مي کند که موجب پيوند بيشتر اعضاي خانواده مي شود؛[227] از اين رو، در خانواده هاي برخوردار از اين باور، اعضاي خانواده سال هاي طولاني خود را با حمايت عاطفي و احساس رضايت بخش از زندگي ادامه مي دهند. اينها به پاداش الهي، باور و اعتقاد قلبي دارند و زندگي را منحصر در اين دنيا نمي بينند.

 اثر دوم باور به معاد، ايجاد انگيزه اي است که اعتقاد به پاداش ها و نعمت هاي اخروي در برابر انجام وظايف خانوادگي به فرد داده مي شود.

در اين باره خداوند مي فرمايد: «شما و همسرانتان در نهايت شادماني وارد بهشت شويد. سيني هايي از طلا و جام هايي در برابر آنها مي گردانند و در آنجا آنچه دل ها بخواهد و چشم ها از آن لذت ببرد، موجود است و شما در آن جاودانيد، و اين همان بهشتي است که به خاطر اعمالي که انجام مي داديد، وارث آن شده ايد».[228]

اثر سوم باور به معاد، نقش آن در مقابله مناسب اعضاي خانواده با مشکلاتي نظير فقدان عزيزان، يا مشکلات بسيار شديد اقتصادي است. برخي مشکلات جبران ناپذير است و افراد تنها با توجه به پاداش هاي زندگي اخروي مي توانند خود را آرامش بخشند.

اثر چهارم باور به معاد، نقش مهارکننده و بازدارنده آن است. بسياري از مشکلات خانواده ها به عدم رعايت حقوق يکديگر، تحميل خواسته ها و پرخاشگري ها مربوط مي شود. باور به معاد و يادآوري عواقب تجاوز به حقوق ديگران و عدم انجام مسئوليت ها، افراد را از رفتارهاي نامناسب بازمي دارد.

قال الصادق (عليه السلام) : «ملعونةٌ ملعونةٌ إمرأةٌ تؤي زوجها و تغمّه، و سعيد إمرأةٌ تکرم زوجها ولا توْذيه»[229]؛ «از رحمت خدا به دور است زني که شوهر خود را اذيت کند و ناراحتش نمايد؛ و سعادت مند است زني که شوهر خود را اکرام کند و او را اذيت نکند».

 و قال رسول اللّه  (صلي الله عليه و آله) : «من ضرب امرأة بغير حقٍّ فأنا خصمه يوم القيامة»[230]؛ «کسي که همسرش را بدون دليل بزند، در روز قيامت من دشمن او خواهم بود».

نقش اعمال عبادي مانند: نماز، دعا، روزه در تحکيم خانواده، علاوه بر دوري از تکبر و غفلت، باعث آرامش دل و صفاي درون اعضاي خانواده مي شود.

تحقيقات نيز نشانگر آن است که نيايش و ارتباط با خدا يا به صورت مستقيم در رضامندي زناشويي و استحکام خانواده دخالت داشته و يا از طريق به وجود آوردن ويژگي و صفاتي در افراد که آن ويژگي ها در ثبات زندگي سهيم هستند. به عنوان مثال جريگان[231] و ناک[232] بعد از بررسي تحقيقات خود بهاين نتيجه رسيده اند که انجام رفتارهاي مذهبي، مهم ترين عامل ثبات و پايداري ازدواج است.

در حقيقت افرادي که التزام به فعاليت هاي مذهبي دارند، در مقايسه با ديگران، گرايش بيشتري به ازدواج پايدار دارند. بيشتر اين افراد مشکلات ارتباطي، عدم توافق، عدم صداقت و مصرف مواد کمتري دارند.[233]

کوينگ و لارسون نيز در تحقيقات خود نتيجه مي گيرند که افراد مؤمن و ملتزم به دستورات ديني، کمتر دچار بي بندوباري جنسي، همسرآزاري و الکل هستند.[234]

توجه به اين تحقيقات بيانگر آن است که اعتقادات و باورهاي مذهبي و  انجام اعمال عبادي، نقش زيادي در استحکام و ثبات خانواده دارد که شرح نحوه تأثيرگذاري آن عبارت است از:

الف. تأثير نماز بر استحکام خانواده

در خانه اي که تشکر و سپاسگزاري از يکديگر وجود داشته باشد، دل سردي ها و ناپايداري ها راه نمي يابد. وجود دل هاي پرمحبّت و باصفا، کانون خانواده را گرم و روابط عاطفي را در آن مستحکم مي سازد؛ زيرا آدمي در برخورد با افراد صميمي و مهربان، احساس آزردگي و سرخوردگي کمتري مي کند و خود را در محيطي آرام و سرشار از روابط گرم مي يابد.[235]

در اين ميان نماز، گرچه بندگي در برابر خداوند است؛ اما دل آدمي را رقّت بخشيده و به سوي محبّت به مخلوق سمت و سو داده و جمعي صميمي را در محيط خانواده به وجود مي آورد.

در حقيقت نماز برترين جلوه هاي عشق را به نمايش مي گذارد و مي تواند عاملي اساسي در ايجاد علاقه بين زن و شوهر و ساير اعضاي خانواده باشد؛ زيرا آنان که عاشق خدايند، جلوه هاي ديگر خالق (همسر و فرزندان) را نيز دوست داشته و به آنان همچون نشانه هاي خالق مي نگرند. به همين دليل است که وقتي به شکرگزاري معبود خود مي پردازند، نمي توانند نسبت به مخلوق خدا شاکر نباشند؛ زيرا حضرت امام رضا (عليه السلام) در روايتي مي فرمايند: «هر کسي از فردي که به او خوبي کرده تشکر نکند، شکر خداي عزّوجل را به جاي نياورده است».[236]

 از سوي ديگر نماز عاملي مهم براي دست يابي به آرامش رواني است؛ بنابراين اگر همه اعضاي خانواده و به ويژه زن و شوهر نمازگزار باشند، آرامش رواني را براي خانواده به ارمغان آورده و در پناه آن با موفقيت و رضايت کامل زندگي مي کنند؛ زيرا احساس گناه، اضطراب و افسردگي در آنان کاهش پيدا نموده و در پي آن اعتماد به نفس و اميد به آينده در چنين خانوادهاي افزايش مي يابد.

ب. تأثير دعا بر استحکام خانواده

التزام افراد خانواده به ويژه همسران به دعا، علاوه بر جنبه هاي معنوي خود در آرامش و استحکام خانواده نيز نقش زيادي دارد، به گونه اي که تحقيقات پژوهشگران، اثربخشي استفاده از دعا را در درمان افسردگي، مشکلات زناشويي و... سودمند گزارش نموده اند.

ميلر[237] بر اين باور است که دعا به فرد کمک مي کند تا از موقعيت هاي دشوارزندگي به آساني بگذرد.

مالتبي[238] نيز مطرح مي کند که دعا با بهداشت رواني افراد ارتباط زيادي داشته و عامل مهمي[239] در استحکام و بنياد خانواده ايجاد مي نمايد. به همين دليل است که در روايات معصومين (عليهم السلام) به دعا و مناجات در مراحل مختلف شکل گيري خانواده از جمله انتخاب همسر شايسته، شب زفاف و عروسي و... اشاره شده است.

ج. تأثير روزه داري در استحکام خانواده

 خانواده اي که از سلامت روان و مهارگري خوبي برخوردار باشند در زندگي خود آرامش و موفقيت بيشتري خواهند داشت.

در پژوهشي که درباره تأثير روزه بر سلامت رواني انجام شد مشاهده شد که تفاوت معناداري بين افرادي که التزام به روزه داري داشته اند با افرادي که التزام نداشته اند، وجود دارد و سلامت رواني افراد روزه دار بيشتر از ديگران بوده است. همچنين سلامت رواني افراد قبل از ماه رمضان در مقايسه با بعد از ماه رمضان، متفاوت بوده و بعد از ماه رمضان از سلامت رواني بهتري برخوردار بوده اند.[240]

از فايده هاي بزرگ روزه، تربيت روح، تقويت اراده و تعديل غرايز انساني است؛ زيرا روزه دار با وجود گرسنگي، تشنگي و خودداري از لذّت هاي ديگري که بايد از آن چشم بپوشد، روح و اراده خويشتن را تقويت مي کند. همچنين روزه واقعي زمينه ارتکاب گناهان مربوط به چشم، گوش، دست و پا را از بين مي برد؛ زيرا روزه دار مي داند که نبايد چشم به حرام باز کند و نبايد حرامي بشنود.

امام صادق (عليه السلام) در اين باره مي فرمايد: «بدانيد که روزه، تنها پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست...؛ پس هنگامي که روزه هستيد، زبان خود را از دروغ حفظ کنيد، چشم هاي خود را از حرام بپوشانيد؛ با يکديگر دعوا نکنيد، به همديگر حسد نورزيد، غيبت يکديگر را نکنيد، با هم بحث و جدل ننماييد، دروغ نگوييد، با يکديگر مخالفت نکنيد، بر هم خشم نگيريد، به يکديگر ناسزا نگوييد، همديگر را آزار و اذيت نکنيد، به ديگران ستم ننماييد، يکديگر  را به ستوه نياوريد و از ياد خدا و نماز غافل نشويد».[241]

رعايت توصيه ها و آموزه هاي اين حديث شريف در خانواده و در برخورد با همسر، کانون خانواده را سرشار از انس و الفت نموده، زن و شوهر را به هم نزديک ساخته و دل هاي آنان را به همديگر پيوند مي دهد که اين مسئله خود به خود استحکام بنيان خانواده را چند برابر مي سازد.

 

 

 

 

کنترل بـارداري

پرسش 26.                   بهترين روش براي کنترل بارداري در شب زفاف چيست؟

به نظر مي آيد بهترين روش براي کنترل بارداري در شب زفاف، استفاده از قرص يا کاندوم است؛ البته به صورت موقت و محدود؛ براي روزهاي بعد از زفاف مي توان از قرص، کاندوم و... استفاده نمود. توصيه مي شود جوانان عزيز بارداري را خيلي زياد به تأخير نيندازند.

 

راه هاي تنظيم خانواده

پرسش 27.                  چه روش هايي براي تنظيم خانواده وجود دارد لطفاً بيان کنيد.

در جهت تنظيم خانواده و جلوگيري از حاملگي راه هاي متعددي از زمان هاي گذشته تا به حال وجود داشته است. البته برخي از آنها مناسب تر بوده و آسيب کمتري دارد و برخي نيز از نظر فقهي و شرعي جايز نمي باشد که در ادامه به آنها اشاره مي گردد. برخي از روش هايي که در حال حاضر براي جلوگيري از بارداري وجود دارند، عبارتند از: 1. روش هاي هورموني؛ 2. روش هاي مکانيکي؛ 3. روش هاي سدي و فيزيکي؛ 4. روش هاي شيميايي؛ 5. روش هاي فيزيولوژيک؛ 6. بستن مجاري مني براي مردان (وازکتومي)؛ 7. بستن لوله هاي رحمي در زنان (سترون سازي).

هر کدام از روش هاي ذکر شده فوايد و آسيب هايي نيز دارند. البته اين روش ها ممکن است براي همگان توصيه نشود و هر فردي متناسب با شرايط  جسمي، رواني و فرهنگي مي تواند از آنها استفاده کند. در ضمن استفاده از اين روش ها مي بايد با دقت کافي و با مشورت پزشک انجام گيرد و در برخي نيز بايستي جواز و عدم جواز شرعي لحاظ گردد.

اينک نمونه هايي از آنها که کاربرد شايع تر و بيشتري دارد اشاره نموده و به فوايد و معايب آن نيز خواهيم پرداخت:

1. قرصهاي خوراکي ترکيبي براي پيشگيري از بارداري با دوز کم[242]

اين روش همانطور که از نامش پيداست (قرص ترکيبي) داراي دو نوع هورمون از نوع استروژن و پروژسترون است که مشابه هورمون هاي طبيعي بدن هستند. به قرص هاي ترکيبي که داراي مقادير کم هورمون هستند LD  گفته مي شود. قرص هاي داراي مقادير زياد هورمون  (High Dose) HDناميده مي شود که فقط در موارد خاص از آنها استفاده مي شود.

مزيت اين روش

- اين روش مانع تخمک گذاري در هر قاعدگي مي شود و لذا احتمال حاملگي بسيار نادر است؛

- عليرغم مهار تخمک گذاري يک روش برگشت پذير بوده در صورت قطع استفاده، امکان باردار شدن با قدرت قبل از استفاده موجود است؛

- در شرايط متداول استفاده، روش مؤثري است؛

- قرص  LDبه عنوان يک روش سالم و ايمن براي بيشتر زنان قابل استفاده است؛

- عوارض خطرناک و جدي اين روش نادر است؛

- اين قرص ها نمي توانند باعث سقط در حاملگي شوند؛

 - از قرص هاي ترکيبي خوراکي به عنوان روش اضطراري پيشگيري از بارداري نيز استفاده مي شود.

- اگر به طور صحيح استفاده شود روش بسيار مؤثري است. (يک حاملگي در 1000 زن در سال اول استفاده)

- دوره هاي قاعدگي را منظم کرده مقدار و مدت خونريزي و دردهاي دوره قاعدگي را کاهش مي دهد؛

- با توجه به ايمن و کم خطر بودن اين روش براي اکثر زنان، استفاده از اين روش مي تواند بدون قطع و نياز به دوره استراحت تا زماني که زن تصميم به باردار شدن نگرفته ادامه يابد؛

- در همه دوره هاي سني از نوجواني تا يائسگي قابل استفاده است؛

- اين روش براي زنان داراي سابقه بارداري يا بدون سابقه بارداري قابل استفاده است.

- استفاده از آن در هر زمان مي تواند قطع شود؛

- بلافاصله پس از قطع مصرف، بازگشت باروري و باردار شدن امکان پذير است.

عيب ها

- 21 روز بايد استفاده شود. به خاطر سپردن و به ياد داشتن استفاده روزانه براي بعضي از زنان دشوار است.

- همه جا و در هر روز بايد در کنار و در دسترس مصرف کننده باشد.

- در صورت استفاده غلط چندان مؤثر نيست.

- در موارد بسيار نادر باعث ايجاد لخته در خون و حملات قلبي و مغزي مي شود.

- معمولاً در سه ماهه اول مصرف، حالت تهوع، سردرد خفيف، دردناک و حساس شدن پستان ها، افزايش اندک وزن و لکه بيني ديده مي شود.

 طرز مصرف قرص هاي ترکيبي LD

اولين بسته بايد از روز پنجم قاعدگي شروع شود، و روزانه يک قرص در مدت 21 روز (تا انتهاي بسته) مصرف گردد. سپس يک هفته قرص قطع گردد. آنگاه مصرف بسته دوم، از روز هشتم قطع قرص، شروع گردد. توصيه مي شود که قرص ها در شب و هنگام خوابيدن مصرف شود. بعضي از کارخانه جات براي جلوگيري از اشتباه کردن در تاريخ مصرف قرص، هفت عدد قرص تقويتي و آهن به جعبه قرص ضدبارداري اضافه کرده اند، لذا لازم نيست که خانم ها قرص خود را قطع کنند و مي بايد بسته دوم را بلافاصله بعد از بسته اول مصرف نمايند.[243]

2. قرصهاي خوراکي غيرترکيبي (حاوي پروژسترون)

مزيت ها

ـ اين روش برخلاف قرص هاي ترکيبي فقط داراي يک نوع هورمون از نوع پروژسترون آن هم به ميزان کم است. از اين رو به اين قرص ها «مينيپيل» نيز گفته مي شود.

ـ اين روش فقط در نيمي از دوره هاي قاعدگي زن از تخمک گذاري جلوگيري مي کند.

ـ برگشت پذيري اين روش مشابه قرص هاي ترکيبي خوراکي است.

ـ اگر در دوران شيردهي مصرف شود يک روش بسيار مؤثر است، به شرط آنکه هر شب در ساعت معيني خورده شود.

 ـ مادران در دوران شيردهي از هفته ششم بعد از زايمان مي توانند مصرف اين قرص ها را شروع کنند.

ـ اين قرص ها هيچ نوع تأثيري بر کميت و کيفيت توليد و جريان شير مادر ندارند.

ـ عارضه هاي جانبي اين قرصها کمتر از قرص هاي ترکيبي است زيرا فقط حاوي يک نوع هورمون هستند.

ـ مصرف اين قرص ها ساده تر از قرص هاي ترکيبي است زيرا هر شب بدون وقفه يک قرص ميل مي شود (28 تايي است) در حالي که قرص هاي ترکيبي 21 شب خورده مي شود و 7 شب مصرف آن قطع مي گردد.

ـ به عنوان روش اورژانس پيشگيري از بارداري نيز قابل استفاده است.

عيب ها

در زناني که در دوران شيردهي نيستند و از اين روش استفاده مي کنند عارضه هاي زير ديده مي شود:

ـ تغيير در خونريزي قاعدگي؛

ـ لکه بيني؛

3. آمپول تزريقي پيشگيري از بارداري (دپو مدروکسي پروژسترون استات)

مزيت ها

ـ مرسوم ترين نوع آمپول تزريقي براي پيشگيري از بارداري  DMPAاست. اين آمپول هر سه ماه يکبار تزريق مي شود.

ـ اين آمپول فقط داراي يک هورمون از نوع پروژسترون است که مشابه پروژستروني است که در بدن زن ساخته مي شود.

ـ نقش اصلي اين روش، پيشگيري از تخمک گذاري است.

 ـ در پيشگيري از بارداري بسيار مؤثر است.

ـ استفاده از اين روش تقريباً هيچ عارضه خطرناکي به دنبال ندارد.

ـ پس از قطع استفاده به طور معمول بازگشت باروري طولاني تر از ساير روش هاست.

ـ استفاده از اين روش در دوره شيردهي بي خطر است.

عيب ها

ـ تغييرات در دوره قاعدگي به صورت لکه بيني، و خونريزي و قطع قاعدگي؛

ـ افزايش وزن.

ـ نياز به تزريق در هر فصل.

4. روش کاشتني (نورپلنت)

رايج ترين روش کاشتني پيشگيري از بارداري، نورپلنت است.

بسته نورپلنت شامل 6 کپسول کوچک پلاستيکي است. هر کپسول به اندازه يک چوب کبريت است که به راحتي در زير پوست و در قسمت بالاي بازوي زن کار گذاشته مي شود.

ـ روش بسيار مؤثري در پيشگيري از بارداري است (يک حاملگي در 1000 زن استفاده کننده در سال اول).

ـ به عمل جراحي سرپايي و کوچکي جهت کارگذاري و خروج کپسول هاي نورپلنت نياز است.

ـ اغلب زنان چند ساعت تا يک يا چند روز بعد از گذاشتن نورپلنت، احساس درد و ناراحتي در محل کاشت مي کنند.

 ـ بيرون آوردن نورپلنت در برخي اوقات دردناک و اغلب مشکل تر از کارگذاري آن است.

ـ نورپلنت از انتقال بيماري هاي مقاربتي و ايدز پيشگيري نمي کند.

5. آي يو دي (I.U.D)

آي يو دي يک ابزار داخل رحمي کوچک از جنس پلاستيک است که قابليت ارتجاعي دارد. اين ابزار داخل رحمي در اغلب موارد داراي سيم يا پوشش مسي است.

عمل اصلي آي يو دي جلوگيري از رسيدن اسپرم به تخمک است.

6. کاندوم

کاندوم از ابزارهاي تنظيم خانواده است که مزيت ها و عوارضي نيز دارد که به برخي از آنها اشاره مي شود:

مزيت ها

ـ اگر به طور صحيح استفاده شود از انتقال بيماري هاي مقاربتي از جمله ايدز پيشگيري مي کند.

ـ باعث محافظت در مقابل عوارض بيماري هاي مقاربتي از قبيل نازايي در زن و مرد، و بيماري هاي التهابي لگن و سرطان دهانه رحم در زن مي شود.

ـ تا حدودي از انزال سريع جلوگيري مي کند.

ـ بلافاصله پس از زايمان مي تواند مورد استفاده قرار گيرد.

ـ بي ضرر بوده و عارضه هاي جانبي هورمون ها را ندارد.

ـ هر زمان استفاده از کاندوم را مي توان متوقف کرد.

ـ در هر گروه سني قابل استفاده است.

 ـ استفاده از آن نياز به معاينات و آزمايشان خاصي ندارد.

در صورت مواجهه با شکست کاندوم مي توان بلافاصله از روش هاي اورژانس پيشگيري از بارداري استفاده کرد.

عيب ها

ـ کاندوم هاي لاتکس در تعداد کمي از افراد که حساسيت به لاتکس دارند باعث ايجاد خارش و ناراحتي مي شود.

ـ کاندوم اگر به مدت طولاني نگهداري شود يا در معرض گرما، نور خورشيد يا رطوبت قرار گيرد کارآيي خود را از دست مي دهد.

ـ احتمال پاره شدن و سوراخ بودن آن هست.

ـ ممکن است لذت جنسي را کاهش دهد.

7. جلوگيري سنتي

از قديمي ترين روش هاي جلوگيري از حاملگي آن است که مرد قبل از انزال از ادامه آميزش دوري کند. در اين متد علاوه بر اينکه شريک جنسي مذکر نياز به کنترل دقيق خود دارد، خروج مايع مني قبل از انزال، و در اکثر موارد خروج غيرقابل اجتناب مايع مني در نزديکي مدخل واژن، اين روش را به روشي غيرمؤثر تبديل مي سازد. گرچه روش ساده اي است و هزينه اي برنمي دارد اما از نظر رواني و ميزان موفقيت، اين روش چندان مطلوب نبوده و معمولاً تا 20درصد موارد با عدم موفقيت همراه است. زيرا حتي اگر پيش از انزال نزديکي قطع شود امکان ريزش اسپرم در واژن و فراهم شدن شرايط حاملگي وجود دارد.

 

 روش تقويمي جلوگيري

پرسش 28.                  آيا روش تقويمي براي تنظيم خانواده قابل اطمينان است و آيا عوارضي دارد يا خير؟

يکي ديگر از روش هاي جلوگيري از بارداري روش تقويمي است. اين روش به دليل ويژگي هايي که دارد به توضيح مفصلي نياز دارد که در اينجا به آن پرداخته مي شود.

زنان در شرايط طبيعي ازسنين بلوغ تا پنجاه سالگي و حتي شصت سالگي (در زنان سيده) توانايي بچه دار شدن را دارند. سال هاي توليد مثل طبيعي زن به وسيله تغيير ريتميک (سيکل هاي منظم) ماهانه در ميزان ترشح هورمون هاي زنانه و تغييراتي که در اندام هاي جنسي و ترشحات آنها اتفاق مي افتد، مشخص مي شود.

طرح ريتميک زن به دوره يا سيکل جنسي(female sexual cycle) يا سيکل قاعدگي (پريود) معروف است.

مدت هر دوره يا سيکل به طور متوسط 28 روز است اما مي تواند حتّي در زنان کاملاً طبيعي به کوتاهي 20 روز يا به بلندي 45 روز باشد.

هر زن در هر دوره جنسي طبيعي، يک تخمک آزاد مي کند و اگر شرايط مساعد وجود داشته باشد، اين تخمک به جنين تبديل مي شود[244].

تخمک گذاري در زني که داراي يک دوره جنسي طبيعي 28 روزه است، 14 روز بعد از شروع قاعدگي انجام مي شود تخمک آزاد شده حدود  12-24ساعت زندگي فعال دارد و مي تواند توسط نطفه مرد بارور شود. اسپرم مرد هم بعد از انزال مي تواند تا 7 روز در بدن زنده بماند ولي بيش از 24-48 ساعت قدرت بارورسازي تخمک را ندارد والبته احتمال دارد تا 72ساعت نيز قدرت باروري داشته باشد.

اگر چنانچه 24-72 ساعت قبل از آزاد شدن تخمک و 24 ساعت بعد از آزاد شدن تخمک، آميزش صورت گيرد، احتمال بارداري بسيار کاهش پيدا مي کند چون در فاصله زماني که تخمک آزاد مي شود، (72 ساعت قبل و 24 ساعت بعد از تخمک) بهترين زمان براي لقاح و انعقاد نطفه است. لذا در زناني که دوره ماهانه آنان 28 روزه است، به طور طبيعي تخمک در روز چهاردهم از ابتداي شروع قاعدگي آزاد مي شود و لذا مي بايد از روز يازدهم تا شانزدهم از آميزش خودداري نمود.

در زناني که دوره قاعدگي آنها 28 روزه نيست و در طول سال تغيير مي کند و يا بيشتر و کمتر از 28 روز است، مي بايد از روش محاسبه استفاده نمود، لذا براي مطالعه کافي در اين باره مي توانيد به کتاب هاي مربوطه مراجعه فرماييد.

البته لازم به ذکر است که اين روش (تقويمي) گرچه بي ضرر بوده و امکانات خاصي نمي خواهد ولي احتمال بارداري در اين روش زياد است و اطمينان کمتري دارد.

 

بارداري ناخواسته

پرسش 29.                     اگر به صورت اتفاقي کاندوم مرد در هنگام آميزش جنسي پاره شود، براي جلوگيري از حاملگي چه اقدامي مي توان انجام داد؟

هر زمان که احتمال بارداري ناخواسته پس از تماس جنسي وجود داشته باشد، نظير اينکه مقاربت بدون استفاده از يکي از روش هاي مطمئن پيشگيري انجام شده و يا کاندوم پاره شده باشد، مي توان از روش اورژانسي پيشگيري براي جلوگيري از بارداري استفاده کرد.

در اين روش هر 12 ساعت چهار عدد قرص «ال دي»(LD) به صورت يک جا و جمعاً هشت قرص يا هر 12 ساعت دو قرص «اچ دي»(HD) به صورت يک جا و جمعاً چهار قرص مصرف مي گردد که اگر بعد از آميزش هر چه زودتر قرص هاي مذکور خورده شود، مؤثرتر مي باشد.[245]

بعضي از خانم ها پس از خوردن اين قرص ها دچار حالت تهوّع و استفراغ مي گردند که چنين حالتي موقّتي است و به زودي از بين مي رود؛ امّا اگر در طول دو ساعت پس از مصرف قرص ها در نوبت اول يا نوبت دوم استفراغ اتفاق افتد، بايد در اولين فرصت استعمال قرص ها را تجديد کرد؛ ولي اگر استفراغ بيش از دو ساعت بعد از مصرف قرص ها رخ دهد، اهميتي ندارد؛ زيرا دارو جذب شده است.

اگر استفراغ بعد از خوردن قرص ها در نوبت اول رخ دهد، قرص هاي نوبت  دوم کماکان بايد 12ساعت بعد از نوبت اول مصرف شوند. تزريق يک آمپول ب 6 به صورت عضلاني مي تواند در کاهش تهوع مؤثر باشد.

چند روز پس از مصرف اين قرص ها، خونريزي مانند عادت ماهانه اتفاق مي افتد که علامت مؤثر بودن آن مي باشد.

هشدار

1. اين روش فقط براي موارد اضطراري به کار مي رود و نبايد از آن بطور مداوم به عنوان روش پيشگيري استفاده نمود، بلکه پس از استفاده از اين روش بايستي به پزشک يا مراکز بهداشتي - درماني مراجعه و پس از مشاوره يکي از روش ها به صورت دائمي انتخاب گردد.

2. اگر بعد از مصرف اين قرص ها، دوباره مقاربتي انجام شود که احتمال بارداري در آن وجود داشته باشد، اين قرص ها از بارداري مجدد جلوگيري نمي کنند.

 

 

 

فرزندداري

 

پرسش 30.                  هدف از بچه دار شدن چيست؟ چه لزومي دارد که بچه اي به دنيا بياوريم و براي تربيت آن مشکلات زيادي را تحمل کنيم؟

بهره مندي از فرزند صالح، شيريني و جذابيتي دارد که کمتر کسي پيدا مي شود که مايل باشد از اين نعمت عظيم خداوند محروم شود. با نگاهي گذرا به آيات و رواياتي که در مورد فرزند وارد شده است، مي توان به نگرش اسلام به فرزند و اهميت آن واقف شد. از مجموع آموزه هاي ديني در رابطه با فرزند، چنين استفاده مي شود که فرزندان نعمت هاي الهي نزد والدين اند و همانند ساير نعمت هاي الهي، هم مي توان با بهره گيري صحيح از آن ها در مسير تکامل و هدايت، گام برداشت.

در اينجا به نمونه هايي از فرمايشات قرآن کريم و روايات و تعابير آنها درباره فرزند اشاره مي کنيم.

1. گلي از گل هاي بهشت

پيامبر گرامي اسلام در روايتي زيبا و ارزشمند و تعبيري جذّاب مي فرمايند: «فرزند صالح گلي از گل هاي بهشت است»[246] يعني همان طور که گل هاي بهشتي باعث وجد و سرور اهل بهشت مي شود، فرزند صالح نيز باعث شادماني و  سرور والدين مي گردد.

2. خير و برکت

در روايات متعددي از فرزند به عنوان خير و برکت و همچنين نعمت ارزشمند، ياد شده است.

پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) نيز به ابن عباس فرمودند: «خانه اي که در آن کودک نباشد، خير و برکت ندارد».[247]

امام زين العابدين (عليه السلام) مي فرمايند: «فرزند، بهترين نعمت است؛ اگر زنده باشد، دعاکننده اي نقد است و اگر چنانچه بميرد، شفاعت کننده اي است که انسان او را پيشاپيش مي فرستد».[248]

 

اهميت فرزند

پرسش 31.                    لطفاً به نمونه هايي از فوايد و برکات فرزندآوري اشاره فرماييد.

انديشه فرزندآوري و داشتن فرزند آثار و برکات زيادي در حوزه خانواده و به ويژه در رابطه با والدين دارد. در اين بحث به نمونه هاي از اين آثار از منظر ديني و روان شناسي مي پردازيم:

1. انديشه فرزندآوري و سلامت رواني خانواده

در اين قلمرو پژوهش هايي وجود دارند که انديشه فرزندآوري را به عنوان يکي از فرآيندهاي زيربنايي در نظر گرفته اند.

ماکسول و مونت گمري در بررسي هاي خود نشان دادند که انديشه  فرزندآوري در ايجاد آرامش و تحکيم و کارآمدي خانواده مؤثر است.[249]

2. کسب آمادگي براي ايفاي نقش پدر و مادري

بسياري از پژوهش هايي که به بررسي نقش فرزند در تحکيم و بهداشت رواني خانواده پرداخته اند، افکار، هيجانات و روابط عاطفي با جنين در طول دوره بارداري را به عنوان يکي از عوامل مهم در نظر گرفته اند. نتايج پژوهش هاي متعدد نشان مي دهد که ابراز هيجان والدين[250] در دوران بارداري به عنوان يکي از متغيرهاي مهم، با بهداشت رواني و کيفيت روابط همسران ارتباط دارد؛ براي نمونه، يافته هاي پژوهشي برخي روان شناسان حاکي از آن است که چنانچه والدين در دوران بارداري نگرش و هيجانات مثبت در تعامل با جنين داشته باشند، ميزان رضامندي زناشويي، صلاحيت اجتماعي و دل بستگي به کودک در آنها افزايش يافته، مشکلات عاطفي رفتاري بعد از تولد در آنها کاهش مي يابد.[251]

3. باعث شادي و لذت والدين

از نظر زيست شناسي، زندگي از هنگام انعقاد نطفه و بارداري شروع مي شود. تولد را در واقع مي توان به عنوان يک مرحله از رشد دانست که کودک از رحم مادر به محيط بازتر (دنياي خارج) قدم مي نهد. از زمان تولد، کودکان منبع لذت و شادي در خانواده هستند. بنابراين، فرزندان نه تنها شالوده زندگي زناشويي را استحکام مي بخشند، بلکه عامل مؤثري در لذت بردن پدر و مادر  بوده و با افزايش اين لذت ها، سلامت و بهداشت رواني همسران نيز تأمين مي شود.

مايکل آرگيل کودکان را منبع فوايد زيادي براي خانواده دانسته و مي گويد: با وجود فرزند، لذت زيادي در خانواده وجود دارد. بيشتر، والدين محرک و شادي را به عنوان يک مزيت از کودکان شان دريافت مي کنند.[252]

فرزند، صفا و صميميت خاصي به خانواده مي بخشد و چون محبوب پدر و مادر است، هر دو به او دل بسته مي شوند. سيره عملي و فرمايشات و احاديث پيشوايان معصوم (عليهم السلام) نيز حاکي از اهميت هم بازي شدن با کودک و شور و نشاط حاصل از آن است. پيامبر (صلي الله عليه و آله)، فرزندش ابراهيم، حسن، حسين و فاطمه (عليهماالسلام) را در کودکي بر دامان خود مي نشاند، به سينه خود مي چسباند و مي بوسيد.[253] حضرت علي (عليه السلام) نيز دل بستگي خاصي به فرزندان خود داشت.[254] حضرت فاطمه (عليهاالسلام) با خواندن شعر براي فرزندان خود، به آنان اظهار علاقه مي کرد.[255] سيره عملي ديگر معصومان نيز نشان دهنده الگوهايي از دل بستگي سالم به فرزندان است.[256]

4. باعث تداوم حيات خانواده

وقتي که به بررسي علل طلاق ها مي پردازيم، يکي از علل بارز آن را نداشتن فرزند مي يابيم، هرچند که ممکن است زوجين، خود تصميم به نداشتن فرزند گرفته باشند، و يا به دليل وجود مشکلات ژنيتيکي و يا  بيماري هايي که منجر به عدم باروري شده است، توان توليد نسل را نداشته باشند. به هر حال يافته هاي تحقيقاتي و مشاهدات باليني حکايت از آن دارد که عدم حضور فرزند در محيط خانواده، يکي از عوامل ناپايداري در زندگي مشترک است.[257]

فرزند، مخصوصاً فرزند خردسال به منزله پيوندي است بين مادر و پدر و از اين رو بي فرزندي و حتي کم فرزندي باعث تزلزل خانواده مي شود. در سال هاي 1951و 1952 نيمي از خانواده هايي که در ايالت آيووا در ايالات متحده امريکا قرباني طلاق شدند، کساني بودند که فرزند کوچک نداشتند.[258]

بي فرزندي در خانواده ها يک فضاي خالي را به وجود مي آورد و باعث تضاد و بي علاقگي به زندگي مشترک مي شود. تحقيقات انجام شده در ايران نيز نشان مي هد که خانواده هاي بي فرزند بيش از هر نوع خانواده ديگر در معرض گسست قرار دارند.[259]

در آموزه هاي ديني، از فرزند با تعابيري مثل جگرگوشه والدين،[260] گل خوشبوي بهشتي[261] و... ياد شد. حتي در روايات شريف، بوسيدن و نوازش فرزند باعث پاداش و اجر بزرگ تلقي شده.[262] وقتي والدين با چنين نگاهي به فرزند بنگرند و حتي فرزندان، اين جايگاه را به خود اختصاص بدهند، قطعاً در تحکيم روابط خانوادگي و همسري، تأثير مثبت خواهند داشت، و کدام پدر يا مادري حاضر مي شود به راحتي اين دل بند و جگرگوشه خود را با اختلاف يا طلاق، آزرده سازد.

5. عامل حرمت خود و ارزشمندي والدين

در نظام آفرينش و به ويژه در دنيايي که ما زيست مي کنيم يک سلسله قوانين و تدابيري وجود دارد. از جمله اين قوانين، زايندگي و تکثير نسل است. اين پديده در گياهان، درختان، حيوانات و انسان ها، اتفاق مي افتد.

زن و مرد نيز انتظار دارند که پس از ازدواج صاحب فرزند شوند، و اين امر در موارد قابل ملاحظه اي، خود مي تواند عاملي براي گام برداشتن به سوي ازدواج باشد. پدر و مادر عروس و داماد و خويشان و آشنايان نيز به گونه اي عمل مي کنند که بيان گر چنين انتظاري است و وجود انتظاراتي از اين دست، در صورتي که به موقع رفع نشود، موجب ارزش يابي منفي ديگران و در نتيجه خود پنداره[263] منفي و حرمت خود پايين[264] در زوجين مي شود. در اين صورت،تصويري که آنها از خويشتن دارند، به طور ضمني در همه واکنش هاي ارزشي آنان تجلي مي کند. درصد افرادي که در جهان از نداشتن فرزند رنج مي برند، قابل توجه است. اينها کساني هستند که تحمل تنهايي را ندارند، دائماً احساس يک نياز توأم با فشار براي داشتن فرزند را دارند، و اعتماد به نفس خود را در مقابل اين وسوسه ذهني که «ديگران درباره آنها چه فکر مي کنند» از دست مي دهند. گاه و بي گاه احساس غم و اندوه و ناکامي و حيرت مي کنند که دليل  محروميت آنان از لذت داشتن فرزند چيست؟

براي آن که زوجين انتظارات خود و ديگران را برآورده کنند و به ارزش ها و هدف هايي که لازمه زندگي سعادت مند است نايل آيند، نياز به تلاش براي داشتن فرزند دارند. يکي از نقش هاي مثبت فرزند در خانواده، برآورده ساختن انتظارات والدين و ديگران و ايجاد و تقويت حرمت خود آنهاست.

6. حس مفيد بودن

تولد فرزندان در محيط خانه احساس مفيد و نتيجه داشتن را براي والدين در پي دارد. مردان و زنان قاطع و هدف مند با توجه به توانايي هايي که دارند، براي خود هدف هايي در نظر مي گيرند و براي دست يابي به آن تلاش مي کنند. هدف از تشکيل خانواده، آرامش رواني و توليد نسل است. اين هدف است که ما را به جلو مي برد و به ما انرژي مي دهد. زندگي هدف مند مستلزم پربار بودن است. بايد شايستگي خود را ثابت کنيم. داشتن فرزند با احساس شايستگي و مثمر ثمر بودن در ارتباط است. به همين دليل است که داشتن فرزند در روايات به ثمره وجود والدين تعبير شده است.[265]

امام سجاد (عليه السلام) مي فرمايد: «بايد بداني که او از تو و ثمره وجود توست».[266]

به راستي که تشبيه زيباي پيامبر شنيدني است، آن جاکه مي فرمايد: «فرزند صالح، گلي از گل هاي بهشت است».[267] در اين تعبير نمادين، خانواده به گلستان و فرزندان به گل هاي زيباي آن تشبيه شده است.

بديهي است که داشتن ثمرات نيکو، عامل دل گرمي والدين و تداوم حيات مشترک آنها بوده و احساس مثمر ثمر بودن و اعتماد به نفس را در آنان به وجود مي آورد.

7. باعث پيوند اجتماعي

منظور از پيوند اجتماعي يا جامعه پذيري[268] فرآيندي است که طي آن فرد بهتدريج به شخصي خودآگاه، دانا و باتجربه در شيوه هاي فرهنگي تبديل مي شود. اجتماعي شدن، نسل هاي مختلف را به هم پيوند مي دهد. تولد يک فرزند، زندگي والدين را که مسئول پرورش او هستند تغيير مي دهد و زمينه کسب تجربيات جديد را ايجاد مي کند.

هافمن تحقيقي روي خانواده هاي داراي فرزند انجام داد. وي نتيجه گرفت که فرزند بر فرآيند اجتماعي شدن و جامعه پذيري والدين تأثير مي گذارد. وي موارد زير را جهت اتخاذ براي فرزنددار شدن پيشنهاد کرده است:

ـ کودکان با حضور خود، وضعيت بزرگ سالان به خصوص زنان را تأييد نموده و به آنها هويت اجتماعي مي دهند.

ـ کودکان از طريق فعاليت هاي خود در مدرسه و مراکز تفريحات سالم و محيط همسايگي، والدين خود را با جامعه پيوند مي دهند.

ـ فرزندان بر اساس شعاير مذهبي والدين شان رشد مي کنند، زيرا والدين آنها براساس آن مفاهيم، رفاه و آسايش ديگران را مقدم داشته و به اجتماعي شدن گروه تداوم مي بخشند.

ـ کودکان به آنها اعتبار بخشيده و آنان را از تنهايي نجات مي دهند.

ـ کودکان به زندگي خانوادگي نشاط و سرور بخشيده و آن را لذت بخش  مي کنند.

ـ کودکان با توجه به اصول اجتماعي شدن، شايستگي و صلاحيت والدين را رشد داده و حتي آنان را به مرز خودکفايي مي رسانند.

چون والدين بيش از افراد بي فرزند از تأييد اجتماعي بهره مندند، کودکان علاوه بر کسب شخصيت بر اعمال نفوذ والدين نيز مي افزايند.[269] اين يک جنبهکليدي اجتماعي شدن براي اکثريت مردم در هر فرهنگي است؛ اگر چه ماهيت دقيق و نتايج آن از نظر فرهنگي فرق مي کنند.

8. زمينه ساز رشد توانمندي هاي والدين

دانش، تجربه، گذر زمان و حتي عقد و پيمان ازدواج و شروع زندگي مشترک، وضعيت ها و نقش هاي بزرگ سالي را به وجود نمي آورند، بلکه دوره پدر و مادري است که نقش هاي بزرگ سالي را مشخص مي سازد.

هن،[270] ميليسپ[271] و هارتکا[272] از مطالعات شخصيت خود به اين نتيجه رسيدندکه سازمان رواني انسان با پذيرفتن نقش پدر و مادري به کمال مي رسد. آنها در اين باره مي گويند: «معمولاً اين گونه تصور مي شود که تغييرات عمده سازمان شخصيت در طول نوجواني روي مي دهد، اما اين يافته ها نشان مي دهند که تغييرات بسيار مشخص نه در طول نوجواني بلکه در انتهاي آن رخ مي دهد؛ يعني زماني که اکثر مردم در نهايت، دچار تغييرات نقش ژرفي مي شوند و به اشتغال تمام وقت و ايفاي نقش والديني مشغول مي شوند».[273]

 بنابراين به نظر مي رسد که تجربه پدر و مادري در فراهم کردن امکانات به سوي تعالي و رشد شخصيت افراد داراي اهميت ويژه باشد. وجود همين تجربه ها مجموعه کاملي از ارزش ها را به ساختار شخصيت والدين مي افزايد. شايد از اين رو والدين در آموزه هاي ديني با قرار گرفتن در کنار اطاعت از خدا تقديس شده اند.[274] اينها همگي از کمال انساني، سلامت رواني و شکوفايي فطرت انساني به شمار مي رود. والدين بدون هيچ استثنايي سرگرم آرماني هستند که خارج از وجود خودشان و در چيزي بيرون از آنها وجود دارد. آنها شيفته اند؛ شيفته چيزي که برايشان بسيار گران قدر است (فرزند). آنها به کاري مشغول اند که آن را تا حدودي تقدير برايشان مقدر کرده و کاري که ضمن انجامش، به آن عشق مي ورزند (تربيت فرزند).

ازدواج و فرزندآوري زمينه بروز خلاقيت ها و موفقيت ها را در همسران افزايش داده، همچنين موجب مي شود تا فضايل اخلاقي و انساني در آنان به فعليت برسد. وقتي از مرد خانواده انتظار مي رود تا هنگام ضرورت براي حمايت از خانواده خويش، ايستادگي کند؛ اين انتظار روحيه دفاع و جوان مردي را در او تقويت خواهد کرد. همچنين به وجود آمدن شرايط مادري براي زنان، موجب مي شود تا با تحمل مشکلات فرزندپروري و شوهرداري، به کمال روحي بيشتري برسند و روح خود را در اثر شکيبايي و ايثار بالنده کنند و از طريق مسئوليتي که در خانه و خانواده دارند،  به تلاش بيشتر روي آورند و استعدادهاي خود را براي اداره مناسب خانواده به کار گيرند و در نتيجه، به موفقيت بيشتري نايل آيند. به عبارت لطيف تر مي توان گفت: فرزنددار شدن، سرآغاز لطيف ترين و گرمابخش ترين رابطه ها و به فعليت رساندن همه استعدادها و قابليت ها و بهره مندي از عالي ترين تکريم ها و ايثارگري هاست.

9. عامل نشاط والدين

داشتن فرزند و نگاه به او مي تواند موجب نشاط والدين و سلامت رواني آنها شود.

پژوهش ها نشان داده است که يکي از بزرگ ترين عوامل شادي آفرين براي والدين، اولين ملاقات آنها با فرزندان سالم خويش پس از تولد بوده است. هم زمان با تولد فرزند، به زن و شوهري که صاحب فرزند شده اند، پدر و مادر خطاب مي شود و لذا آنها زندگي خود را معنادارتر از گذشته مي يابند و بعدها نيز شنيدن الفاظ «مامان» و «بابا» از کودک براي آنها لذت بخش است.

تولد فرزندان، هم في نفسه موجب نشاط والدين مي شود و هم زوجين از ديدن فعاليت هاي شيرين و دل انگيز آنها و نگاه به چهره هاي بشّاش و تبسم آفرين فرزندان احساس شادماني مي کنند.

بنابراين، همان گونه که تولد فرزندان مي تواند موجب نشاط و سلامت رواني والدين شود، نگاه به چهره فرزند نيز مي تواند نشاطي وصف ناشدني براي آنان به ارمغان آورد و موجب سلامت رواني شان شود.[275] لذا وقتي که از امام صادق (عليه السلام) سؤال مي کنند که: از بهترين چيزها براي آدمي چيست؟ مي فرمايد:  «داشتن فرزند جوان، وقتي سؤال مي شود بدترين و تلخ ترين حالت براي انسان چيست؟ مي فرمايد: از دست دادن فرزند».[276]

10. توسعه اقتصادي و برکت در خانواده

وضعيت معيشتي و رفاه اقتصادي در خانواده نقش مهمي دارد. تأمين مخارج زندگي مشترک و هزينه فرزندان از قبيل خوراک، پوشاک و مسکن موجب شده است که عده اي زير بار مسئوليت زندگي زناشويي و والديني در سنين جواني نروند.

اسلام و قرآن تشکيل خانواده و فرزندآوري را نه تنها باعث مشکلات معيشتي در خانواده نمي داند، بلکه توسعه معيشتي را پس از ازدواج و صاحب فرزند شدن به واسطه تلاش و برکت همراه آن را، تضمين کرده است. براساس آموزه هاي ديني، فقر و بي چيزي مانعي در جهت تشکيل خانواده و انديشه فرزندآوري نيست؛ زيرا خداوند در پرتو ازدواج و فرزند، برکت و بي نيازي را به انسان عطا مي کند.[277]

يکي از آموزه هايي که در روايات بر آن تأکيد شده، اين است که فرزند موجب برکت در خانواده است.[278] برکت عبارت است از فراواني، رونق، فزوني،  سعادت و نيک بختي.[279] در اين تعريف، برکت شامل مجموعه اي از هيجان ها، انديشه ها، رفتارها و احساس هايي است که به طور وسيع با سلامت و بهداشت رواني خانواده در ارتباط هستند. لذا هرچقدر فرزندان بيشتر باشند، خير و برکت نيز افزايش پيدا مي کند.

 

سن بچه داري

پرسش 32.                     بهترين سن براي بچه دار شدن چيست؟

به دليل اينکه به طور معمول جوان ها در سنين مختلفي ازدواج مي کنند و همين طور شرايط کاري، خانوادگي، روحي و جسمي متفاوتي دارند، شايد نتوان قانون يگانه اي براي زمان فرزندآوري همگي آنها تعيين کرد؛ لذا مي بايد معيارها و شرايطي را بيان کرد که هر فردي خودش را با آن معيارها و شرايط مقايسه کند و اگر داراي شرايط مزبور بود، به فرزندآوري اقدام نمايد.

1. آمادگي جسماني

يکي از عوامل مهمي که در رشد طبيعي جنين دخالت دارد، سنِ پدر و مادر به ويژه مادر است. سنين مناسب آبستني را برخي 18 تا 35 سالگي بيان کرده اند. درصد احتمال خطر در مادراني که در سنين کمتر از 18 سال يا بيشتر از 35سالگي، حامله مي شوند، بيشتر است.[280] البته خانم ها مي توانند تا قبل از يائسگي و تا حدود 50 ـ 60 سالگي حامله بشوند. بديهي است بايد نکات ايمني و بهداشتي را بيشتر مراعات نمايند.

 2. آمادگي عاطفي و تربيتي

پدر و مادر به ويژه مادر، مي بايد آمادگي روحي براي فرزندآوري داشته باشند. والدين مي بايد از لحاظ عاطفي، تمايل جدي به فرزنددار شدن داشته باشند وگرنه سرمايه گذاري عاطفي و احساسي لازم را بر فرزندان نخواهند داشت و اين مسئله در رشد رواني و عاطفي نوزاد، آثار منفي خواهد داشت. همچنين حالات هيجاني مادر از قبيل پرخاش گري، ترس، اضطراب و... نيز بر نوزادان تأثير جدي دارد. هرگونه فشاري که مادر تحمل مي کند و از جمله نگرش منفي او نسبت به آبستني و فرزند، مي تواند چنين حالتي را ايجاد کند. پرتحرکي (فزون کنشي)، تولد زودرس، کم وزني و تحريک پذير و... از جمله آثار شرايط نامطلوب رواني است. در يک تحقيق که در سال 1973 انجام شد، مشخص گرديد که فشارهاي مداوم و پيوسته اي که مادر متحمل مي شود، با افزايش بيماري هاي کودک به ويژه کارکرد ناقص عصب شناختي و آشفتگي رفتاري همبستگي دارد.[281]

3. آمادگي محيطي و شغلي

کودکان و فرزندان علاوه بر نيازهاي فيزيولوژيکي (مثل غذا، آب و...) نيازهاي اساسي ديگري همچون نياز به محبت و امنيت، کسب تجارب جديد، تحسين و قدرداني و ارتباطات عاطفي قوي و واقعي، دارند.[282] اگر چنانچه شرايط محيطي و عاطفي به دليل اشتغال مادر، فراهم نشود، کودکان از رشد مطلوب جسمي و رواني و ذهني، محروم مي شوند. فرزندي که به طور مرتب يا به  مهدکودک يا اقوام و خويشان يا همسايگان سپرده مي شود، نمي تواند فرزند رشد يافته و هنجاري باشد. زيرا کودکان به حضور واقعي و ارتباط واقعي والدين به ويژه مادر، در جهت رشد عاطفي و دل بستگي هاي رواني، ذهني، محتاج هستند[283]، لذا مادراني که تمام وقت شاغل هستند، مي بايد براي بچه دار شدن، از ساعات کاري خود بکاهند و ساعات زيادي را به تربيت کودک اختصاص دهند.

اشتغال مادر به خصوص در دوره خردسالي کودک، ممکن است آثار زيان باري بر کودک داشته باشد که به برخي اشاره مي شود:

الف. عدم تأمين نيازهاي عاطفي

تحقيقات نشان داده است که «در بسياري از موارد مادر غيرشاغل بهتر مي تواند به نيازهاي عاطفي، اجتماعي، و شخصيتي کودک خود پاسخ مثبت دهد و در حين رسيدگي، با وي تعامل عاطفي برقرار ساخته، او را از عواطف محبت آميز خود بهره مند گرداند...»[284].

مادري که با فراغت کامل، در انجام دادن وظيفه خانه داري و مادري موفق باشد و محيط خانه را محل امنيت و آرامش خاطر خود، فرزندان و همسرش قرار دهد، بهتر مي تواند بين خود و ساير اعضاي خانواده، روابط عاطفي و انساني ايجاد کند و از اين طريق، الگوهاي صحيح تربيتي را به فرزندان منتقل سازد. به عکس مادري که به دنبال چندين ساعت کار و تلاش خارج از منزل، با حالتي خسته به خانه برمي گردد، نمي تواند براي انجام دادن اين مهم آن طور که شايسته است، اقدام کند. در چنين مواردي، کودکان در انتظار اشتياق ديدن  مادر، لحظه شماري مي کنند، اما معمولاً خستگي و احياناً بي حوصلگي مادر، مانع از ايجاد ارتباط عاطفي بين آنان و مادر مي شود، به ويژه اينکه رسيدگي به امور منزل را نيز غالباً مادر به عهده دارد.

واضح است که اشتغال مادر آن هم تمام وقت، اگر همکاري شوهر نيز در خانه ضعيف باشد، چه مشکلاتي را مي تواند براي خانواده خصوصاً فرزندان خردسال به وجود آورد و چه آثار مطلوبي بر جاي مي گذارد و در نتيجه فرآيند رشد کودکان را در ابعاد گوناگون مختل مي سازد.[285] (البته تحقيقات تجربي نشان داده است که اگر مادران شاغل بتوانند در زمان هايي که در منزل حضور دارند، تعامل عاطفي قوي و ارتباط نشاط انگيزي با فرزندان داشته باشند، مي توانند کمبودهاي به وجود آمده در زمان غيبتشان را جبران کنند و در نتيجه از آسيب ديدن فرزندان جلوگيري کنند).

اگر زنان به صورت پاره وقت شاغل باشند و شوهر آنها شغل آزاد داشته باشد و در کارهاي منزل به ويژه ارتباط عاطفي با فرزندان همکاري لازم را داشته باشد، قطعاً آثار نامطلوب اشتغال زوجين به حداقل مي رسد و چه بسا نتايج مثبتي نيز براي فرزندان در پي داشته باشد.

ب. عدم تأمين نيازهاي روان شناختي

اگر چنانچه مادر، حضور کافي و بانشاطي در کنار فرزندان نداشته باشد، اعتماد به نفس، مشارکت اجتماعي و دلبستگي به ديگران، در فرزندان دچار مشکلات جدي مي گردد.

به طور معمول؛ خانه يک زن شاغلِ متأهل، مانند زن خانه دار تميز و مرتب  نيست. در آن مواد غذايي تازه کمتر مصرف مي شود. برخي از فعاليت ها مانند آماده کردن غذا يکباره صورت مي گيرد و احتمالاً شلوغي بيشتري در خانه حاکم است. زنان شاغلِ متأهل مجبورند که بيشتر کار کنند و استراحت کم تري داشته باشند و طبعاً ساعاتي را که براي فرزندان خود اختصاص مي دهند ولو اينکه از نظر کمّي در حد لازم باشد اما به دليل برخوردار نبودن از نشاط کافي حضور آنها در کنار فرزندانشان از کيفيت مناسبي برخوردار نيست و فرزندان نمي توانند از اين مادر خسته انرژي عاطفي لازم را دريافت کنند. «با توجه به اينکه دوران کودکي مهم ترين زمان پرورش عاطفي فرزند است و عدم حضور مادر به ويژه در سه سال اول، حيات فرزند را با مشکلات عاطفي مواجه مي سازد و سپردن فرزند به مهدکودک نيز به دليل آنکه فعاليت هاي پرورشي مربيان با انگيزه هاي اقتصادي انجام مي شود، نمي تواند جايگزين مناسبي براي مادر باشد. اين مشکلات با اشتغال والدين به طور همزمان، مضاعف خواهد شد.

تحقيقات انجام شده، نشان مي دهد که اين صورت از اشتغال زوجين مضرترين صورت اشتغال زوجين است، زيرا بيش ترين آسيب به خانواده مخصوصاً فرزندان وارد مي شود.

اگر زن و مرد به صورت تمام وقت هر دو شاغل باشند کم ترين ارتباط عاطفي بين فرزندان و والدين برقرار مي شود، حتي خود زوجين نيز به دليل خستگي مفرط حوصله تعامل با يکديگر را ندارند، زيرا انرژي هاي جسماني و رواني آنها در خارج از خانه و محيط کار هزينه شده است و زوجين بيشتر براي استراحت به خانه مي آيند و گاهي اوقات به جاي ابراز محبت به فرزنداني که  ساعات زيادي در انتظار والدين بودند، با پرخاش گري و خشونت با آنها برخورد مي شود. در چنين خانواده هايي مسئوليت زنان مضاعف مي شود و مجموع ساعات کار آنها در خارج و داخل خانه به شدت افزايش پيدا مي کند در نتيجه به شدت تحت فشار کاري قرار مي گيرند و به دنبال آن، فرزندان که نياز بيشتري به مادر دارند، در ابعاد گوناگون آسيب هاي جدي مي بينند.[286]

ج. عدم شکل گيري دلبستگي ايمن[287]

به اعتقاد روان شناسان از جمله بالبي،[288] نياز به دلبستگي از جمله نيازهاينخستين (همانند نياز به تغذيه) است. ايشان اعتقاد دارد که نياز به دلبستگي از هيچ نيازي مشتق نشده و نيازي اساسي در تحول شخصيت کودک است. اين نياز که به طور عمده از ابتداي کودکي تا سه سالگي مطرح است، اگر چنانچه به صورت منطقي ارضاء نشود، باعث مي گردد تا کودک به ناايمني رواني مبتلا شود.

بالبي مي گويد اين دلبستگي و نياز عاطفي به طور معمول متوجه مادر است و اگر چنانچه مادر، حضور لازم و ضروري در کنار کودک نداشته باشد و يا اينکه حضور فيزيکي داشته باشد و به نيازهاي کودک توجه نکند، باعث ناايمني رواني، ترس، افسردگي و عدم اطمينان مي گردد.

 به عبارت ديگر کودکان به طور طبيعي نياز دارند تا مادرشان نيازهاي عاطفي، رواني، جسماني و غيره آنها را برآورده کند و در هر لحظه اي که نياز داشته باشند، در کنارشان باشد و در سايه اين تعامل، به آرامش و اطمينان رواني برسند. اگر چنانچه اين احساس براي کودک پيش بيايد که مادرش در دسترس نيست و يا اينکه توجهي به او (به کودک) ندارد و يا اينکه نمي تواند پناهگاه مطمئني برايش باشد، دچار ناايمني شده و احساس تنهايي و بي پناهي و انزوا مي کند. اين کودک در بزرگسالي نيز شخصيت هنجار و متعادل نخواهد داشت و ممکن است بدبيني، افسرده و بي عاطفه باشد.

علاوه بر اين اگر چنانچه دلبستگي کودک به طور طبيعي ارضاء نشود، استقلال و ظرفيت هاي سازشي و اجتماعي او نيز با مشکل مواجه مي گردد.[289]

تحقيقاتي که اخيراً توسط محققان در اين زمينه انجام گرفته مؤيد اين مدعاست. در اينجا به نتايج يکي از تحقيقات انجام شده اشاره مي کنيم.

در دانشگاه «کون کورديا» در مونترال گروهي از محققان، مطالعه اي کامل و جامع درباره تأثير اشتغال مادر در کودکاني که در سه سطح سني، 4، 10، 15 بودند به اجرا درآورند. اين تحقيق درباره تعداد زيادي از پسرها و دخترها انجام گرفت. براي هر گروه سني مفاهيم نقش جنسي، سازگاري اجتماعي و عمل کردن شناختي مورد اندازه گيري قرار گرفت، نتايج اين تحقيقات نشان داد که از نظر سازگاري کودکان 10 ساله نمره پايين تري نسبت به کودکان پيش دبستاني از مادران غير شاغل آوردند. البته از ساير جنبه ها فرق چشم گيري بين فرزندان مادران شاغل و غيرشاغل ديده نشد.[290] يعني اينکه اشتغال مادران  باعث کاهش ميزان سازگاري و تعامل کودکان شده بود.

همچنين اشتغال مادر به ويژه در شيفت شبانه، باعث محروم شدن کودکان از آغوش گرم مادر شده و در نتيجه ممکن است به انواع اختلال ها از قبيل اختلال خواب[291]، اضطراب[292] و ترس هاي مرضي (فوبيا)[293] مبتلا شوند.[294] لذا مادراني کهساعات زيادي در محل کار هستند و حضور کافي را در منزل ندارند و يا اينکه رابطه فعال و مفيد و پرانرژي با فرزندان ندارند، فرزندان آنها با ناايمني رواني مواجه مي گردند مگر اينکه پدر خانواده خلأ وجودي مادر را جبران کند و يا اينکه مادران تلاش کنند فرزندان را نيز به محل کار ببرند و يا طوري برنامه ريزي کنند که حداقل دو ساعت يکبار آنان را ببينند.

د. ايجاد اختلال در شکل گيري اعتماد کودکان

عدم حضور زوجين به ويژه مادر به طور هم زمان باعث مي شود که برخي از نيازهاي ضروري کودکان خصوصاً کودکان خردسال که به شدت به حضور مادر نياز دارند، تأمين نشود و کودکان براي ساعاتي از حضور مادر محروم بمانند و سپردن آنها نيز به کودکستان ها به دليل اينکه افرادي که در آن مراکز کار مي کنند بر اساس وظيفه شغلي اين کار را انجام مي دهند، هرگز نمي توانند آن رابطه عاطفي لازم را با کودک برقرار کنند. حداقل ضرري که ممکن است به کودکان زير دو سال وارد شود اين است که احساس اعتماد در آنها به خوبي شکل نمي گيرد، بلکه به دنياي بيروني احساس بي اعتمادي  مي کنند و اين حالت مي تواند فرآيند رشد آنها را در مراحل بعدي با مشکل مواجه کند.

روان شناساني مانند اريکسون[295] که در زمينه رشد رواني اجتماعي تحقيقاتيرا انجام داده اند، بر اين باورند که احساس اعتماد در مقابل بي اعتمادي در دو سال اول زندگي کودک به وجود مي آيد[296] و لازمه اينکه کودک اين مرحله را به خوبي طي کند، اين است که حداقل نيازهاي او تأمين شود و براي تأمين نيازهاي او دو نکته بايد رعايت شود:

1. اين نيازها به شيوه ثابتي تأمين شود،

2. از نظر زماني، در دوره هاي زماني معيني انجام گيرد.

در اين صورت کودک مي تواند به محيطي که نيازهاي او را تأمين مي کند، اعتماد کند؛ در غير اين صورت کودک نمي تواند به محيط اعتماد کند. اشتغال زوجين ولو به صورت نيمه وقت، البته همزمان ممکن است باعث شود که نتوانند نيازهاي کودک را به موقع و به شيوه ثابتي تأمين کنند و اين باعث مي شود که کودک به دنياي خود اعتماد نکند و در نتيجه دنياي خود را به خوبي نشناسد  و نتواند با آن تعامل برقرار کند و اين عدم تعامل مشکلاتي را به صورت دائمي و در فرآيند رشد ايجاد کند.

هـ. اختلال در تحول اجتماعي عاطفي کودک

تحول اجتماعي و تحول در دوران شيرخوارگي چنان با يکديگر پيوند خورده اند که به اعتقاد اسروف(1997)[297] مي توان واژه مرکب اجتماعي عاطفي[298]را براي هر دوي آنها به کار گرفت. در خانواده هايي که مادر شاغل است، متن زندگي و نوع تعامل به ويژه از نظر رشد رواني اجتماعي فرزندان، قابل تأمل است. در برابر منابع مادي که از طريق اشتغال مادران نصيب خانواده مي شود، شواهد علمي نشان مي دهد اگرچه مادران شاغل وقتي با فرزندان خود هستند رابطه قابل قبولي با آنها دارند، با اين حال وقت کمتري را با فرزندان صرف مي کنند. نتايج تحقيقات علمي نشان مي دهد که احساس رضايت و ويژگي هاي رواني اجتماعي افراد در بزرگسالي، با رابطه اوليه آنها با والدينشان و در دسترس بودن آنها همبستگي دارد؛ به طوري که، فرزنداني که کمترين ميزان دسترسي را به والدين داشتند، بيشترين ميزان احساس تنهايي، افسردگي و کمترين ميزان عزت نفس و سلامت رواني را داشته اند.[299]

 

عوامل سلامتي جنين

پرسش 33.                  ما بعد از دو سالي که از ازدواجمان مي گذرد تصميم گرفته ايم  بچه دار شويم، لطفاً عوامل مؤثر در رشد بهينه جنين را بيان نماييد.

عوامل مؤثر در سلامتي کودک بسيار است که به عوامل مهم آن اشاره مي گردد.

1. تغذيه مادر

مادري که در انتظار تولد فرزندي سالم، زيبا و باهوش است بايد رژيم غذايي مناسب داشته باشد. زناني که از رژيم غذايي خوبي برخوردارند، هم خودشان و هم نوزادشان سالم ترند. اين افراد به طور معمول از بيماري هايي مثل کم خوني، مسموميت حاملگي، جنين افکني (سقط جنين) و داشتن کودکان نارس، در امان هستند.[300]

تحقيق مهمي نشان داده که بين مصرف برخي ويتامين ها و رشد دوران جنيني رابطه اي هست و برخي ترکيبات غذايي مادر، مي تواند جلوي برخي ناهنجاري ها را بگيرد.[301] پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «وقتي جنين در شکم مادر قرار گرفت... جنين مانند اسيري است که به وسيله رشته اي از ناف خود به ناف مادرش مربوط است و به اين وسيله از خوردني ها و آشاميدني هاي مادر استفاده مي کند».[302]

با توجه به تأثير تغذيه بر جنين و رشد آن، شايسته است تا از غذاهاي مناسب استفاده گردد. در اينجا به نمونه هايي از غذاهاي مناسب اشاره مي شود.

 غذاهاي مناسب براي دوره بارداري

جنين فقط يک منبع غذا دارد و آن مادر است. در دوران بارداري بيش از هر زمان ديگري لازم است تا رژيم غذايي مناسبي وجود داشته باشد. لازم نيست مادران به اندازه دو نفر غذا بخورند بلکه لازم است غذاهاي متنوع، تازه، خانگي و ساده بخورند.

غذاهاي زير براي دوران حاملگي توصيه مي شود:

- غذاهاي کليسم دار مثل پنير، شير تازه، ماست، سبزيجات برگ دار، ماهي، آجيل (بادام، پسته، فندق) و نان سفيد؛

- غذاهاي پروتئين دار مثل گوشت طيور (مرغ، پرنده، بوقلمون و...)، تخم مرغ، ماهي، ماست، عدس، گوشت قرمز کم چربي، پنير و کره).

- غذاهاي داراي ويتامين ث مثل سيب زميني، ميوه هاي تازه، سبزيجات تازه، گوجه فرنگي، پرتقال، گريپ فروت، توت فرنگي، کلم، فلفل دلمه اي و گل کلم.

- غذاهاي الياف دار (فيبر) مثل نان کامل (ترجيحاً سبوس دار) برنج سبوس دار، ماکاروني تهيه شده از گندم کامل، نخود سبز، تره، کشمش، تمشک و آجيل زرد آلوخشک.

- غذاهاي داراي اسيد فوليک؛ اسيد فوليک از ويتامين هاي گروه ب است که براي تشکيل دستگاه عصبي مرکزي کودک خصوصاً در چند هفته نخست، لازم است. اين غذاها عبارتند از: نان سبوس دار، لوبيا چشم بلبلي، کلم دلمه اي، عصاره گوشت گوساله، ماءالشعير، قلوه پخته، کلم برگ، اسفناج، سبزيجات تازه، حبوبات سبز، فندق و بادام.

- غذاهاي داراي آهن مثل گوشت قرمز کم چربي، ماهي هاي روغني مانند: ساردين، لوبياي پخته، اسفناج، لوبيا چشم بلبلي، نان، غلات، حبوبات و  زردآلوي خشک.

خوردن نمک، نوشابه، غذاهاي منجمد، غذاهاي کهنه، غذاهاي چرب، غذاي بيرون، غذاهاي قنددار مصنوعي مثل کيک، بيسکويت، چربي زياد و...، غذاهاي مضري هستند و مي بايد در حدّ امکان از آنها اجتناب نمود. بهترين مايع براي اداره بارداري آب است و بهترين ميوه ها، ميوه هاي تازه به ويژه، انگور، به، سيب شيرين، هندوانه، موز، پرتقال، ليموشيرين و...[303].

در دستورات بهداشتي اسلام و آموزه هاي ديني نيز به خوردن برخي ميوه ها و غذاها، سفارش شده است که اين غذاها در زيبايي، سخاوت، سلامتي، رشد ذهني و... تأثير دارند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) مي فرمايند: «زنان آبستن در آخرين ماه هاي بارداري خرما بخورند تا فرزندانشان خوش اخلاق و بردبار شوند».[304]

همچنين در توصيه هاي ديني سفارش شده که به زنان باردار ميوه به بخورانيد زيرا ميوه به باعث زيبايي چهره، افزايش عقل و هوش و همچنين باعث خوش اخلاقي فرزندان مي شود.[305] همچنين در روايتي ديگر فرمودند: «اگر زنان حامله خربزه بخورند، فرزندانشان زيبا و خوش خُلق مي شوند».[306]

در فرمايش هاي معصومين (عليهم السلام) همچنين به خوردن کندُر، شير، سبزيجات  تازه و عسل اشاره گرديده و بيان شده که کندُر باعث تقويت هوش و حافظه، شير براي استحکام استخوان ها و قدرت بدني و قوت جنسي و سبزي براي تأمين ويتامين هاي مربوطه، مفيد و لازم است.[307]

در برخي آموزه هاي ديني به خوردن شنبليله خام براي تقويت موي نوزاد، روغن زيتون و روغن ماهي براي سلامتي معده و کاهو، خيار، زرشک، بيدمشک، هندوانه شيرين و سيب شيرين براي تأمين ويتامين هاي مربوطه، سفارش شده است.

2. ورزش و فعاليتهاي مادر

انجام ورزش در ايام بارداري نه تنها ضرري ندارد بلکه لازم و مفيد است. بارداري به طور معمول فشار زيادي به بدن وارد مي کند. بنابراين مادران هر قدر از نظر جسماني قوي تر و آماده تر باشند، آسيب کمتري ديده و بازگشت بدنشان به حالت عادي (بعد از زايمان) راحت تر و کامل تر خواهد بود. تمرين هاي ورزشي به ويژه تمرين هاي آرامش بخش، به مادران کمک مي کند تا آمادگي روحي و جسماني بهتري براي حاملگي و وضع حمل داشته باشند. تمرين هاي ورزشي به زنان کمک مي کند تا با اضطراب، افسردگي، کم خوني و بي نشاطي، مبارزه کنند.

 ورزش هايي که براي دوران بارداري سفارش مي شود ورزش هاي لطيف و سبک هستند و هرگز نبايد به ورزش هاي سنگين پرداخت. ورزش هايي مثل قدم زدن، شنا در آب سرد، نرمش بدن و تقويت برخي از اندام ها، از ورزش هاي مفيد براي زمان بارداري است.[308]

3. حالات رواني مادر

با وجود اينکه بين دستگاه عصبي و رواني جنين و مادر هيچ گونه ارتباط مستقيمي وجود ندارد، اما حالات رواني مادر و واکنش هاي عاطفي او، در رشد جنين و حتي روحيات او تأثيرگذار است. به عنوان مثال حالاتي مثل نفرت، ترس و اضطراب مادر، در دستگاه عصبي او تأثير گذاشته و باعث آزاد شدن بعضي از مواد شيميايي (مثل استيل کولين[309] و اپي نفرين[310]) و واردشدن آنبه جريان خون مي شود. علاوه بر اين، تحت چنين شرايطي غده هاي داخلي، به خصوص غدد فوق کليه انواع و مقادير مختلفي هورمون ترشح مي کنند. اين ترشحات از طريق جفت وارد خون جنين شده و تغييراتي را ايجاد مي کنند. تحقيقات نشان مي دهد که مشکلات عاطفي مادر و ناراحتي رواني او باعث مي شود تا نوزاد اين مادران، پيش از موعد به دنيا آيد، کم وزن باشد و بيش فعالي داشته باشد. حتّي احتمال بدغذايي و نياز شديد به آغوش مادر در آنها وجود داشته باشد.[311]

همچنين تحقيقات ثابت کرده است که مادراني که دچار استرس،  ترس، ناراحتي عاطفي، درگيري خانوادگي و ناآرامي محيطي هستند، ممکن است کودکان آنها در معرض سقط، کم وزني، بيماري تنفسي، کام شکافته و تنگي باب المعده،[312] قرار گيرند.[313] کج خلقي، حساسيت، اختلال خواب و تغذيه کودکان نيز ممکن است در اثر حالات آشفته رواني مادر در دوران بارداري باشد.[314]

4. پاکيزگي محيط زندگي مادر

پاکيزگي محيط و سلامت آن، تأثير قابل توجهي در سلامتي مادر و جنين دارد. محيطي که از عناصر شيميايي و تشعشعات راديواکتيو در امان باشد، براي سلامتي جنين و مادرش مفيد بوده و رشد بهنجاري خواهد داشت. مادراني که در دوران حاملگي در معرض دود سيگار و ساير دخانيات قرار دارند و يا خودشان به استعمال دخانيات مي پردازند، ضربات زيادي به جنين وارد مي کنند.

مادراني که سيگاري هستند يا مواد مخدر مصرف مي کنند و يا در معرض آلودگي ناشي از سيگار و ساير مخدرها قرار دارند، بيشتر در معرض آسيب هاي جسمي و تنفسي هستند. بر اساس تحقيقات انجام شده، سقط جنين، تنفس ناقص، کم وزني زمان تولد، سرطان ريه، تنش عضلاني، فزون کنشي (بيش فعالي) و بيماري هاي تنفسي در نوزادان مادران سيگاري و معتاد، بيشتر  است. مادراني که در فضاهاي طبيعي و به دور از دود و آلودگي زندگي مي کنند، معمولاً کودکاني سالم تر، زيباتر و شاداب تر دارند.[315]

قرار گرفتن در معرض تشعشعات نيز تأثيرات مخربي بر جنين دارد و باعث ايجاد نابهنجاري رفتاري و اختلال در توانايي پردازش اطلاعات (مثل اختلال در تميز دادن بصري) مي شود. لذا توصيه مي شود مادران باردار از فعاليت در مراکز راديولوژي (عکس برداري) و حتي از عکس گرفتن غيرضروري، اجتناب کنند.[316]

5. داروهاي غيرمجاز

مصرف داروهاي غيرمجاز و داراي کوکائين و قرص هاي روان گردان و حتي داروهاي معمولي که خودسرانه و بدون تجويز پزشک، مصرف مي شود، عواقب خطرناکي از جنين و نوزاد مي گذارد. فرزندان چنين مادراني در معرض بيماري هايي همچون، تنگي رگ هاي خوني، سقط، اختلال عصبي، عقب ماندگي ذهني، استرس، کم وزني، بي قراري (گريه زياد)، کمبود وزن، نارس بودن و مشکلات تنفسي، قرار دارند.[317]

 

فاصله بچه داري

پرسش 34.                  فاصله زماني بين فرزندان چند سال باشد، بهتر است؟

 يکي از سؤالات تقريباً همگاني و جدي همسران جوان اين است که بين دو فرزند چند سال فاصله لازم و مطلوب است.

توجّه به اين نکته لازم است که وقتي کودک دوم يا سوّم به خانواده اي اضافه مي گردد، تغيير قابل توجهي در ساختار خانواده به وجود مي آيد که سلامت کودکان خانواده به فراهم بودن زمينه رفع نيازهاي مختلف آنان نظير تغذيه کافي، بهداشت، ورزش و تفريح، تعليم و تربيت و حتّي فراهم شدن امکانات ازدواج آنها در آينده بستگي دارد؛ بنابراين شايسته است هر پدر و مادري با توجّه به امکانات خود براي داشتن فرزند ديگر تصميم بگيرند.[318]

به هر حال براي تصميم گيري مناسب در مورد چنين مسئله اي توجّه به چند نکته، ضروري است.

1. اهميت شير مادر

يکي از نيازهاي اساسي و سرنوشت ساز براي کودکان، تغذيه کافي و مناسب و مورد نياز است. تغذيه با شير مادر براي طفل و مادرش فوايد زيادي دارد. بنابراين فاصله تولد فرزندان بايد به گونه اي باشد که به تغذيه بچه از شير مادر آسيب نرساند.

2. شکل گيري دل بستگي در کودک

به اعتقاد روان شناسان، دل بستگي به مادر از دو يا سه ماهگي شروع مي شود ولي دل بستگي واقعي در طول 7 تا 24 ماهگي اتفاق مي افتد و کودک به صورت عميق به مادرش دل بسته شده و ارتباط عاطفي قوي با او پيدا مي کند.[319] لذا دو سال  اول زندگي کودک و نوع رابطه اي که با مادر دارد، بسيار با اهميت و تعيين کننده است و اگر سرمايه گذاري عاطفي لازم صورت نگيرد، ممکن است مشکلات جدي در فرايند شکل گيري شخصيت کودک و فرايندهاي رواني او ايجاد بشود. از اين رو سزاوار است حداقل فاصله ميان دو فرزند حدود سه سال باشد.

3. شکل گيري حس اعتماد در کودکان

اريکسون، يکي از روان شناسان مشهور غربي، اعتقاد دارد که مراحل رشد رواني انسان ها به هشت مرحله تقسيم مي شود. يکي از پايه اي ترين و مهم ترين مراحل رشد رواني، مرحله اول يعني مرحله «اعتماد اساسي در برابر بي اعتمادي» است که در دو سال اول زندگي به وجود مي آيد.

مراد او از اعتماد اين است که کودک از طريق وسايل، ابزار، امکانات و شرايط عاطفي رواني که برايش ايجاد مي شود، اين مرحله را با موفقيت طي مي کند. در اين صورت، کودک به طور عمده و دايم در جست و جوي آرامش است. اگر چنانچه نيازهاي جسماني، رواني، عاطفي او ارضا شود و مورد نوازش و محبت اطرافيان به ويژه مادر قرار بگيرد، به اين نتيجه مي رسد که دنيا محل امن و قابل اعتماد است. اگر چنانچه در محيطي نامناسب قرار گيرد، رشد هيجاني و عاطفي او تهديد شود و يا با او بدرفتاري شده و ترس و وحشت بر او حاکم گردد، احساس بي اعتمادي و ناايمني رواني در او پديد مي آيد. مانع رشد بهنجار کودک مي شود.[320] از اين رو اگر فرزند بعدي با فاصله کمتر از دو سال به  دنيا آيد حسّ رقابت، احساس ناايمني و... به کودک آسيب مي رساند.

4. تحولات اساسي تولد تا دو سالگي

دو سال اول زندگي به دليل تحولات سريع و رشد ابعاد مختلف در انسان، داراي اهميتي مضاعف است. در اين دوره از زندگي، رشد جسماني، عصبي، ذهني، شناختي و... سرعت بيشتر نسبت به ساير دوره ها دارد.

ـ وزن کودک در دو سال اول زندگي حدود چهار برابر افزايش پيدا مي کند و قد او نيز دو برابر مي شود.

ـ رشد دندان ها در اين دو سال اتفاق مي افتد و کمبود تغذيه کودک به ويژه کمبود شير، موجب ناهنجاري هايي در تشکيل و رشد مينا و نسوج دندان مي شود و رشد آنها را با مشکل رو به رو مي کند.

ـ رشد مهارت هاي حرکتي مثل نشستن، خزيدن، ايستادن و راه رفتن در اين دوره است.

ـ ادراکات حسي و شناختي مثل حس بويايي، شنوايي و لامسه، در اين دوره رشد چشم گيري دارند.

ـ رشد مغز و سلول هاي عصبي در دوره نوباوگي و نوپايي با سرعت حيرت انگيزي رخ مي دهد.

ـ توان مندي ذهني و عصبي کودک، افزايش پيدا مي کند.

علاوه بر سرعت رشد ذهني و جسماني کودک در دو سال اول زندگي، رشد عاطفي و اجتماعي او نيز در اين دوره، قابل توجه است.[321] از اين رو رعايت حداقل 2 تا 4 سال فاصله سني ميان بچه ها اين شرايط را بهتر فراهم  مي آورد.

نکته اي که لازم است در اينجا به آن پرداخته شود اين است که اگر فاصله بين دو فرزند، از سه سال بيشتر شود، چه اتفاقي مي افتد؟ در جواب بايد گفت اگر فاصله فرزندان زياد باشد، احتمال انس و الفت و دوستي فرزندان با يکديگر به دليل فاصله زياد، مشکل خواهد بود.

علاوه بر اين، به دليل محدود بودن زمان بهينه بارداري (18 تا 35سالگي) ممکن است زمينه تولد فرزندان بيشتر، از بين برود و خانواده با کم فرزندي مواجه شود. بنابراين پدر و مادر با توجه به تصميمي که در خصوص تعداد فرزندان دارند خوب است برنامه ريزي را طوري انجام دهند که تا قبل از سن 35 سالگي به تعداد دل خواه خود صاحب فرزند شوند.

 

نشاط خانوادگي

پرسش 35.                  من و همسرم در زندگي خود، گذشته خوبي را با يکديگر تجربه نکرديم، حال مي خواهيم جبران کنيم. از چه راهکارهايي مي توانيم براي ايجاد شادي و نشاط در روابط خود استفاده کنيم و خانواده شادي داشته باشيم؟

براي آنکه فضاي خانه و خانواده خود را لبريز از نشاط و شادکامي سازيد، ضروري است ابتدا فاصله ها را کم کنيد و آينده را فداي گذشته نسازيد، بلکه با بهتر زيستن و برخورد مثبت و عاطفي به تدريج از رنج ها و ناخشنودي ها بکاهيد و با التزام عملي به راهکارهايي که در ادامه بدان اشاره خواهد شد، زندگي شاد و پرنشاطي براي خود و همسرتان رقم زنيد؛ زيرا پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمودند: «هر کس مؤمني را شاد کند مرا شاد کرده و هر کس مرا شاد و مسرور کند، خدا را مسرور کرده است».[322]

مهم ترين راهکارها عبارتند از:

1. گفت و گوي محترمانه و محبت آميز

گفت و گو نقش عمده اي در ايجاد فضاي نشاط انگيز و فرح بخش در محيط خانواده دارد.

 در آموزه هاي اسلامي توصيه شده جوياي احوال اعضاي خانواده شده و در راستاي ايجاد نشاط، شادماني و صميميت در بين اعضاي خانواده تلاش شود.

توصيه به گفت وگوي محترمانه و همراه با محبت و با صداي ملايم[323] و دل نواز، صدا زدن همديگر با زيباترين نام،[324] سپاسگزاري همسران از يکديگر، پرهيز از تمسخر همديگر[325] و توصيه به پرهيز از کلمات رکيک و زشت[326] همگي در راستاي ايجاد محبت و نشاط در محيط خانواده است.

هم چنين درباره ارتباط با چهره گشاده و روي باز با افراد خانواده توصيه شده؛ زيرا روي خوش باعث جذب دل ها و فزوني محبت شده،[327] شادي و نشاط مي آورد. نگاه مهربانانه زن و شوهر به يکديگر نيز موجب نشاط آنان مي گردد.[328]

همسران مي توانند با ايجاد جاذبه هاي ميان فردي در ايجاد نشاط و طراوت  در روابط خود، نقش ارزنده اي داشته باشند. منظور از جاذبه هاي ميان فردي نيز کارهايي است که اگر زن و شوهر آنها را انجام دهند، در روابط خانوادگي شان تأثير زيادي خواهد داشت.

2. تبسم و خنده

خنده و گشاده رويي، عامل دوستي[329] و موجب انس و الفت با ديگران است.[330] لبخند زدن به همسر نيز اين مطلب را وانمود مي کند که دوستت دارم و از ديدار تو خرسندم، به همين دليل نه تنها کينه ها زايل مي گردد، بلکه دل ها به همديگر پيوند خورده و انبساط و نشاط دروني براي طرفين به وجود مي آيد.

3. هديه دادن

اگر همسران در مناسبت هاي مختلف نظير اعياد اسلامي مثل عيد غدير، نيمه شعبان و سالگرد ازدواج، روز تولّد، روز مادر، روز پدر و به بهانه هاي مختلف هديه اي کوچک به همسر خود تقديم کنند، باعث علاقه مندي و نشاط بيشتر وي شده، طراوت و شادابي را به زندگي خود ارمغان مي دهند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين باره فرمودند: «هديه دادن، دوستي ايجاد مي کند و روابط را تازه مي سازد و کينه را مي زدايد».[331]

4. آراستگي و نظافت

 آراستگي و نظافت ظاهري از ويژگي هايي است که در ايجاد رغبت، علاقه مندي و شادابي نقش زيادي دارد. عليرغم اينکه در تعاليم و آموزه هاي بيشتر فرهنگ ها، بر خصايص و زيبايي هاي دروني و معنوي تأکيد شده؛ ولي نبايد از اين نکته نيز غافل بود که تأثير زيبايي ظاهري افراد در ايجاد واکنش هاي عاطفي و علاقه مندي، بسيار مؤثر است.

5. خوش بيني

خوش بيني از صفات اخلاقي مؤثر در خانواده است؛ زيرا يکي از مشکلات روابط بين فردي، عدم درک انگيزه ها و مقاصد طرف مقابل است. در اين حالت، گاه افراد تفسير و برداشتي نادرست از يک رفتار دارند، در حالي که بر اساس اصول اسلامي بايد يک رفتار را به بهترين وجه تفسير کرد. بديهي است تلاش اعضاي خانواده براي کاهش برداشت هاي منفي از رفتارهاي يکديگر، زمينه اي مناسب براي درک روابط بهتر فراهم خواهد نمود. اين خوش بيني و مثبت انديشي، همسران را به تلاش براي طراحي نقشه هايي براي حل مشکلات احتمالي در روابط خود سوق مي دهد.

6. توجه به رغبت ها

توجه به سلايق و علايق افراد خانواده به ويژه همسر باعث مي شود که آنها احساس هويت مثبت و مستقل داشته باشند که اين امر به شکوفايي استعدادهاي آنها کمک مي کند. اين مسئله موجب رضايت خاطر همسران نيز گشته و بر شادکامي زندگي آنها مي افزايد.

7. تشويق و تحسين همسر

تشويق و تحسين همسر، باعث رشد اعتماد به نفس، رشد علاقه مندي، رضايت خاطر و دل بستگي به همسر مي گردد.

 خانم مارژوري هلمنر مي نويسد: کمتر مردي وجود دارد که تعريف و تمجيد زن، او را به وجد و شوق نياورد. وقتي به مردي گفته شود: «تو نظير نداري! تو مردي ممتاز هستي!» همين تعريف و تمجيد و تعريف مختصر روحيه او را تقويت مي کند تا واقعاً همان شخصيت عالي و ممتاز را داشته باشد.[332] البته تشويق زن از سوي مرد نيز، همين تأثير را دارد و باعث مي شود که زن اعتماد به نفس لازم را به دست آورده و در جهت رسيدن به اهداف عالي حرکت کند.

8. خوش اخلاقي

خوش خلقي، تحمل اخلاق همسر و بهره گيري از واژه هاي زيبا در تعاملات همسران، باعث ايجاد محبت[333] بيشتر بين آنها و تقويت و تثبيت علاقه مندي آنها مي گردد.

9. فروتني و تواضع

فروتني و تواضع همسران نسبت به يکديگر باعث استمرار روابط عاطفي آنها و افزايش محبت نسبت به يکديگر مي گردد. حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: «دوستي و محبت ثمره تواضع و فروتني است».[334]

10. تفريح و مسافرت

در آموزه هاي اسلامي به تفريح[335] و مسافرت توجّه خاصي گرديده است؛  زيرا تفريح و گردش در طبيعت زيبا و مناظر سبز آن باعث نشاط و تجديد قواي رواني و ذهني است و انسان را براي فعاليت هاي فيزيکي و ذهني آماده و بانشاط مي سازد.

کروکف دانشمند روسي در سال 1940 ادعا کرد که رنگ قرمز سلسله اعصاب سمپاتيک را و رنگ آبي سلسله اعصاب پاراسمپاتيک را تحريک مي کند. همچنين ثابت شده که رنگ قرمز سبب تحريک پذيري و اضطراب و رنگ آبي مايه آرامش و تسکين آشفتگي ها است. نور زرد و نارنجي، فشار خون و سرعت ضربان نبض را افزايش مي دهد. تجربه نشان مي دهد که رشد گياهان با نور قرمز سريع مي شود و با نور سبز، رشدشان آرام و با نور آبي، رشدشان کندتر مي گردد.[336]

همه اين نکات نشان مي دهد که تفريح و گردشگري در طبيعت زيبا و سرسبز و خرم با انواع رنگ هاي طبيعي و جذاب، مي تواند در ايجاد تحولات رواني و نشاط دروني مؤثر باشد.

11. ورزش

ورزش باعث نشاط و شادابي بدن بوده و انسان را از نظر روحي و رواني سرزنده و شاداب نموده و باعث تقويت اراده و پويايي او مي گردد.

امام صادق (عليه السلام) نيز در روايتي مي فرمايند: «نشاط و شادابي در اثر ده چيز حاصل مي گردد: پياده روي، سوارکاري، شنا در آب،...».[337]

 نتيجه اينکه همسران نه تنها مي توانند از ظرفيت هاي ورزش به عنوان ابزار مفيدي جهت سلامتي تن خود بهره گيرند، بلکه مي توانند از طريق ورزش، نشاط و شادابي را به زندگي خود هديه دهند.

12. صله رحم و ديد و بازديد

توصيه اکيد به ارتباط خويشاوندي و دوري گزيدن از قطع ارتباط، يکي از راهبردهاي اخلاقي، بهداشتي، روانشناختي و حقوقي اسلام در ايجاد همبستگي و تحکيم پيوندهاي اجتماعي و تأمين شادکامي افراد به ويژه همسران است. اين ديد و بازديدهاي خويشاوندي زمينه ارتباطات عاطفي و انساني را توسعه داده و همسران را در شبکه اي از روابط منطقي قرار مي دهد. وقتي همسران در جمعي صميمي حضور پيدا مي کنند و داد و ستد عاطفي برقرار مي کنند، نيازهاي رواني و عاطفي آنان ارضا شده و احساس محبوبيت و زندگي مي کنند. اين احساسات مثبت و انرژي رواني حاصل از آن، باعث نشاط دروني و پالايش روح و رفع اندوه مي گردد.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «صله رحم، خلق و خو را نيکو و دست را با سخاوت و دل را پاکيزه مي گرداند».[338]

امام علي (عليه السلام) نيز فرمودند: «قطع رحم و قطع رابطه با خويشان، حزن و اندوه را به دنبال دارد».[339]

13. مزاح و شوخي

شوخي و مزاح يکي از عوامل شادي بخش و سرورآفرين است؛ زيرا  شوخي باعث انبساط خاطر و ايجاد انرژي مثبت بوده و اين دو در شادابي و نشاط رواني افراد، لازم و مفيد هستند. مطالعاتي که درباره شوخي و مزاح انجام گرفته، بيان کننده رابطه روشني بين شوخي و شادي است.

در مطالعه اي که توسط راچ[340] و کارل[341] بر روي 263 نفر آمريکايي و151 نفر آلماني انجام شد و پرسش نامه شادي و مقياس احساس شوخي در بين آنان اجرا گرديد، همبستگي بسيار بالايي بين شوخي و شادي به دست آمد.[342]

همچنين تحقيقات ثابت کرده که افراد برون گرا و کساني که مهارت هاي اجتماعي مطلوبي دارند، شادتر بوده و نشاط بيشتري دارند.[343]

در آموزه ها و تعاليم ديني نيز شوخي، مزاح و زنده دلي از ويژگي ها و صفات افراد مؤمن به حساب آمده است. امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: «هيچ مؤمني نيست مگر اينکه دعابه دارد». راوي سؤال مي کند که دعابه چيست؟ حضرت مي فرمايد: «مقصود، مزاح و شوخي است».[344]

البتّه ناگفته نماند که گرچه مزاح و شوخي در جاي خود مطلوب، پسنديده و لازم است؛ اما شرايط و آدابي دارد؛ بنابراين اگر از حدّ اعتدال خارج شود و شرايط آن در نظر گرفته نشود، ممکن است احترام و جايگاه فرد را متزلزل کرده و از ارزش او بکاهد.

 پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز فرمودند: «شش چيز نشانه مروت و جوانمردي است...، خوش اخلاقي و شوخي بدون گناه».[345]

14. لباس هاي شاد و خوش رنگ

با بهره گيري از قرآن کريم، روايات معصومين و تحقيقات روان شناسان مي توان نتيجه گرفت که لباس هاي شاد نظير سبز، زرد، سفيد و آبي در ايجاد نشاط و شادابي مؤثرند؛[346] بنابراين توصيه مي شود همسران براي پوشش خود در منزل از اين لباس ها بهره گيرند.

15. نيايش با خدا و حضور در اماکن مذهبي

بر اساس تحقيقات ميداني و تجربي محققان ثابت شده که ارتباط با خدا، نيايش و همين طور مذهبي بودن، با رضايت از زندگي و شادکامي ارتباط زيادي دارد. پولنر دريافت که نزديکي با خداوند و ارتباط با او همبستگي زيادي با شادي و رضايت از زندگي دارد. اليسون و همکاران دريافتند که باورها و اعتقادات مذهبي مهم ترين منبع شادي هستند، حضور در مکان هاي مذهبي و نيايش با خداوند، از طريق تأثير بر باورها، باعث ايجاد نشاط و خوش بيني مي شود.[347]

همچنين براساس تحقيقي که توسط حميدطاهر نشاط دوست و همکاران  انجام شد، مسافرت، برگزاري ميهماني، فعاليت هنري، شادکامي همسر و... در شادکامي همسران و نشاط آنان تأثير زيادي دارد.[348]

 

خانواده موفق

پرسش 36.                  دوست دارم خانواده موفّقي داشته باشم، لطفاً راهنماييم کنيد که چه نکاتي را بايد در زندگي مشترک با همسرم در نظر بگيرم؟

قبل از هر چيز شايسته است به اين نکته اشاره گردد که براي تشکيل خانواده موفّق علاوه بر لزوم وجود معيارهاي صحيح و منطقي در انتخاب همسر و تشکيل خانواده که در حفظ و استمرار موفقيت آن سهم بسزايي دارد، نمي توان انتظار داشت که صرفاً با انتخاب درست همسر، خوشبختي تا آخر عمر در قلب زوجين احساس گردد، بلکه يک رابطه مهم و حساس مانند رابطه زناشويي نياز به مراقبت و توجّه زيادي از سوي همسران دارد؛ بنابراين مي توان گفت که براي داشتن خانواده اي موفّق ويژگي هاي زير ضروري است.

1. رعايت اصول و ارزش ها در انتخاب همسر

در هر جامعه اي متأثّر از شرايط مذهبي، اجتماعي، اقتصادي و آداب و سنن آن جامعه معيارهاي گوناگوني براي انتخاب همسر وجود دارد که رعايت تناسب سنّي، ظاهري و هوشي؛ سلامت جسماني، رواني و عقلي؛ انتخابي بودن همسر و... در موفقيت ازدواج سهم عمده اي ايفا مي کند.

 2. تعهّد و مسئوليت پذيري

در دوره هاي مختلف زندگي، مشکلات زيادي گريبان گير خانواده مي شود که همبستگي و تعهّد اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر نسبت به يکديگر مانند دلسوزي و مراقبت، حمايت متقابل، تقسيم قدرت و مسئوليت به شکلي مناسب در موفّقيت آنان مؤثر است.

3. تأمين آرامش

از نگاه قرآن هدف از زندگي مشترک رسيدن به آرامش است.[349] بنابراين در خانواده هاي موفّق جايي براي دلهره، تشويش، اضطراب و بي اعتمادي وجود ندارد، بلکه فضاي يک خانواده موفّق مملو از امنيت، آرامش و مهر و محبّت است.

4. رعايت احترام متقابل

خانواده مهم ترين کانون رشد و تعالي فردي و اجتماعي است؛ بنابراين خانواده اي موفّق است که بر محوريت رفتار اخلاقي، حسن سلوک و احترام متقابل بين فردي پايه ريزي گردد تا زمينه رشد فضائل و کمالات انساني اعضاي خود را فراهم نمايد.

5. وجود روابط عاشقانه و محبّت آميز

خانواده اي موفّق است که روابط اعضاي آن بر پايه عشق و محبّت استوار باشد. اين روابط شامل روابط عاشقانه همسران، روابط عاشقانه و محبّت آميز پدر و مادر با فرزندان و بالعکس و حتّي روابط محبّت آميز بين فرزندان است.

 6. آزادي عمل

ذات ازدواج محدوديت هايي را براي هر يک از همسران به نبال مي آورد که ممکن است آزادي عمل هر يک از آنها را به طور محسوس کاهش دهد. نوع نگرش هر يک از همسران به مفهوم آزادي و مرزبندي هاي منطقي در بهره برداري از آن و شيوه تعامل آنها در برخورد با محدوديت هاي زندگي زناشويي از جمله مواردي است که موفقيت يک خانواده را رقم خواهد زد. در اين ميان خانواده اي موفّق است که در تبيين حدود و تعريف آزادي اعضاي خود مباني اعتقادي و سنّت هاي پذيرفته شده ديني و اجتماعي را معيار قرار دهد.

7. امنيت اقتصادي

ايجاد منابع کافي مالي از طريق کار و تلاش، علاوه بر ثبات حيات اقتصادي خانواده سبب رعايت بهداشت، پيشگيري و تغذيه مطلوب افراد خانواده مي شود که در نجات آنان از افسردگي، ارتقاي اعتماد به نفس و شادي و نشاط تأثيرگذار است. در يک خانواده موفّق شوهر خانواده تأمين هزينه هاي اقتصادي خانواده را به عنوان يک وظيفه به عهده گرفته و ديگران نيز از طريق صرفه جويي و رعايت اعتدال به او ياري مي رسانند.

8. برنامه ريزي مناسب

زندگي فرصتي است که تنها يک بار به هر کسي داده مي شود و خيلي زود تمام مي شود. در اين ميان تنها کسي پيروز خواهد شد که از اين فرصت، نهايت استفاده را کرده باشد.[350] با توجّه به اين حقيقت يکي از اصول  اساسي براي موفقيت در زندگي مشترک و استفاده بهينه از عمر، برنامه ريزي است.

9. شاکر بودن

بدون شک زندگي «داشته ها» و «نداشته هاي» فراواني دارد. اگر انسان به داشته هاي خود توجه کند و از آنها لذّت ببرد، راحت تر مي تواند، نداشته ها را نيز تحمّل کند، اما اگر کسي داشته هاي خود را نبيند، زندگي را يکسره محروميت دانسته و در آن، هيچ نقطه اميدي نمي يابد. خانواده اي موفّق خواهند بود که اعضاي آن از سويي از آنچه دارند، آگاه بوده، نسبت به آن شاکر باشند و از سوي ديگر، نسبت به سختي ها بردبار بوده، از بيتابي کردن و مقايسه خود با ديگران بپرهيزند. کسي که شاکر نيست، از آنچه دارد، بي خبر است و يا آنچه را دارد، نعمت نمي داند و از آن لذّت نمي برد.

انسان بايستي در مسايل معنوي به بالاتر از خودش توجه کند تا رشد و ترقّي نمايد و در مسايل اقتصادي به پايين تر از خودش نگاه کند تا حسرت نخورد.

 

عصبانيت همسر

پرسش 37.                    شوهرم خيلي اخلاق تندي دارد و زود عصباني مي شود، لذا محبتم نسبت به ايشان هر روز کمتر مي شود. لطفاً کمکم کنيد تا بتوانم  چاره اي بکنم آخه زندگيم را خيلي دوست دارم و نمي خام اينجوري ادامه پيدا کنه.

قبل از هر چيز شايسته است به اين نکته اشاره نماييم که هيچ يک از رفتارهاي انسان بدون علّت نيست و تنها با شناخت صحيح دلايل هر رفتار است که مي توان از بروز و ظهور آن با خبر شده و با بررسي علل آن براي حلّش اقدام کرد.

چه بسا تجارب همسرتان از دوران قبل از ازدواج در منزل پدري، مشاهداتي که از نحوه برخورد پدر و مادر خود داشته و نوع رابطه والدينش با خودش و بقيه فرزندان، کمبودها و تنگناهايي که وجود داشته و يا دارد و... در شخصيت وي تأثير گذاشته باشد که در هر صورت رابطه شما و وي، داراي ظرفيتي است که مي توان اميدوار بود از طريق راهکارهايي که در ادامه بدان اشاره خواهد شد، بتوانيد در بهتر شدن اخلاق وي اقدامات مؤثري انجام دهيد. سعي نماييد:

1. با صبر و تحمّل و به کار گرفتن روش هاي مناسب سعي در اصلاح وضعيت موجود داشته باشيد. سه گروه از زنانند که خداوند عذاب قبر را از آنان برطرف کرده و با فاطمه زهرا (عليهاالسلام) در قيامت محشور خواهند شد؛ يکي از آن سه گروه زناني هستند که بر بداخلاقي همسرشان صبر مي کنند.[351]

2. با شناخت بيشتر از روحيات، احساس ها، ويژگي ها، توانايي ها، عدم توانايي ها، نقاط مثبت و نقاط منفي همسر خود بزرگترين گام را به سوي  روابطي بهتر و صميمانه تر با او برداريد.

3. خوبي هاي همسرتان را براي خود برجسته نماييد؛ زيرا از اين طريق انگيزه شما براي تحمّل بدخلقي هاي او بيشتر خواهد شد. در حقيقت با تفکّر روي خوبي هاي وي آستانه تحمّلتان در برابر رفتار ناصحيح وي بالا مي رود.

4. از طرح موضوعاتي که باعث عصبانيت وي مي شود، اجتناب نموده و در عوض سعي کنيد راه هايي براي درک و حمايت او بيابيد.

5. در هنگام عصبانيت به او تذکّر ندهيد؛ زيرا وي در هنگام عصبانيت نمي تواند منطقي فکر کرده و تذکّر شما را تحليل نماييد.

     اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) در اين زمينه مي فرمايند: «شدّت خشم، نحوه سخن گفتن را تغيير داده، ريشه برهان و دليل را قطع نموده و فهم را از هم مي گسلد».[352]

6. آرامش خود را حفظ نموده و از مقابله به مثل بپرهيزيد؛ زيرا انسان عصباني آتشداني برافروخته است که عصبانيت شما مي تواند آتش غضب وي را فروزانتر سازد؛ بنابراين شجاعت خود را با خويشتن داري از خشم ثابت نماييد.[353]

7. شنونده خوبي براي همسرتان باشيد. علّت عصبانيت بسياري از افراد عموماً آن است که احساس مي کنند اطرافيان، احساسات و صحبت هاي آنها را درک نمي کنند و يا جدي نمي گيرند؛ بنابراين نشان دهيد که شنونده خوبي براي صحبت هاي همسرتان هستيد. به عنوان نمونه در هنگام گفت و گو با  وي تماس چشمي برقرار کرده و به چشم هاي او نگاه کنيد. با تکان دادن سر نشان دهيد که متوجه گفتار او هستيد و حتّي بعضي کلمات او را تکرار کنيد تا متوجه شود که به او توجّه داريد.

8. به او محبّت کنيد؛ زيرا برقراري رابطه محبّت آميز با چنين همسراني تا حدّ زيادي از عصبانيت آنان پيشگيري مي کند.

9. عزّت نفس خود را حفظ کنيد. زندگي با همسري که هميشه عصباني است، با فرياد شما را صدا مي زند، زود تحريک مي شود و... ممکن است خود کارآمدي شما را زير سؤال ببرد؛ بنابراين لازم است تکنيک هاي حفظ آرامش و استرس را بياموزيد.

10. عصبانيت تنها يک مشکل اخلاقي نيست؛ زيرا گاهي يک بيماري جسماني مثل پرکاري يا کمکاري تيروئيد يا کمبود برخي ويتامين ها عامل عصبانيت فرد است که با درمان جسماني، درمان روحي نيز حاصل مي شود.

11. عصبانيت يک احساس پيچيده است؛ بنابراين در مواردي که عصبانيت هاي مکرر موجب اذيت و آزار اطرافيان مي شود و نمي توان علّت واقعي آن را بررسي کرد و يا اينکه علّت عصبانيت از حادثه اي است که مدت ها قبل اتفاق افتاده صحبت با يک مشاور مفيد است؛ زيرا انسان را سريع تر به نتيجه نزديک مي سازد.

 

نقش پدر و مادر

پرسش 38.                     در نظام خانواده پدر و مادر چه نقشي مي تواند داشته باشد و چه انتظاري از پدر خانواده بايد داشت؟

در نظام خانواده، مسئوليت پدري، مهم ترين رکن به شمار مي رود. با تولد اولين فرزند، تحولي اساسي در مسئوليت زن و شوهر پديد مي آيد. آنان در روابط و مسائل خصوصي خود بايد حضور فرد ديگري را در نظر بگيرند. چگونگي روابط آنها الگويي براي کودکان خواهد بود.

وظيفه والدين، پرورش کودک و اجتماعي کردن او طي مراحل مختلف است. در نوزادي و کودکي، تغذيه و حفاظت، غالب وظايف والدين را تشکيل مي دهد. در سنين کودکي، کنترل و راهنمايي اهميت بيشتري دارد و در نوجواني، فراهم آوردن زمينه استقلال آنان از نکات مهم است.

در توصيه هاي ديني در رابطه با نقش پدري به نکاتي از زمان انعقاد نطفه تا بزرگسالي اشاره شده است که همگي اينها از ملزومات نقش پدري است.

اين توصيه ها از تأمين نيازهاي مادي گرفته تا نيازهاي روان شناختي، عاطفي و... را دربرمي گيرد سفارش شده طعام کودک از حلال تهيه شود زيرا لقمه حرام در کودک آثار سويي دارد.[354]

علاقه مندي به فرزند دختر و صبر بر مشکلات ناشي از تحمل هزينه هاي دختران،[355] ملاطفت بيشتر با فرزند دختر،[356] نام گذاري فرزند با نام هاي نيکو،[357] آموزش قرآن معارف و احکام اسلامي، ادب آموزي[358] و مهارت آموزي، متمايل ساختن فرزند به انجام کارهاي خير[359] با رفتارهاي سهل گيرانه، از جمله رفتارهاي مورد انتظار از پدران است.

1. نقش اقتصادي

از جمله وظايف و تعهدات مرد که بعد از عروسي و ازدواج به عهده اش مي آيد نفقه و تأمين نيازهاي اقتصادي خانواده است. نفقه از وظايف ويژه مرد بوده و از حقوق قطعي زن و اعضاي خانواده مي باشد. نفقه از چيزهايي است که علاوه بر وجوب شرعي و الزام ديني، از نظر قانوني نيز بر مرد لازم و واجب است تا آن را بپردازد؛ يعني نفقه علاوه بر پشتوانه شرعي از پشتوانه حکومتي و قضايي نيز برخوردار بوده و چنانچه مردي نفقه واجب همسر خود را نپردازد، قانون او را ملزم به اين کار خواهد کرد. البته در آموزه هاي ديني توصيه شده زن نيز در تأمين مخارج زندگي با مرد، همکاري داشته باشد و سعي کند فشار اقتصادي خانواده را با صرفه جويي و تدبّر، کاهش دهد.

 2. نقش حمايتي

در آموزه هاي ديني در خصوص نقش حمايتي پدر و همچنين نقش تأمين امنيت خانواده به ويژه فرزندان، توصيه هاي وجوبي و استحبابي وجود دارد که به نوعي در راستاي تأمين امنيت رواني و جسماني اعضاي خانواده بوده و همين طور در جهت حمايت اجتماعي آنان است. دستوراتي مثل استحباب عقيقه کردن گوسفند براي نوزادان در روز هفتم.

قال الصادق (عليه السلام) : «الْغُلاَمُ رَهْنٌ بِسَابِعِهِ بِکَبْشٍ يسَمَّي فِيهِ وَ يعَقُّ عَنهُ»[360]؛ «سلامتي و تندرستي هر نوزادي در گرو قرباني کردن گوسفندي است که براي او معين شود و از طرفش در روز هفتم تولدش عقيقه گردد».

واجب بودن نفقه و مخارج زندگي فرزندان بر پدر[361] (تا سنين خاص)، تأمين مسکن همسر و فرزندان[362].

 3. نقش ولايتي

يکي ديگر از نقش ها که پدر در خانواده دارد، نقش ولايت است. ولايت در مفهوم وسيع آن به نوعي اختيار در تصرف در اموال يا شئونات شخص ديگر اشاره دارد و مراتب آن نيز از نظر شدت و ضعف متفاوت است. ولايت بر تزويج و حق حضانت و نگهداري و حق کنترل و تأديب کودک است.

4. نقش آموزشي و تربيتي

در رابطه با نقش تربيتي و آموزشي والدين به خصوص پدران، دستورات زيادي هم در آموزه هاي ديني و هم در آموزه هاي روانشناختي، بيان شده است که نشان مي دهد نقش آموزشي و تربيتي والدين به عنوان نقشه اي مهم و قابل توجه از زمان تولد فرزندان و حتي قبل از آن آغاز مي گردد.

قال رسول اللّه  (صلي الله عليه و آله) : «رَحِمَ اللَّهُ وَالِداً أعَانَ وَلَدَهُ عَلَي البِرّ»[363]؛ «خدا رحمت کند پدري را که به نيکي و صلاح فرزند خويش کمک کند».

همچنين فرمودند: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أعَانَ وَلَدَهُ عَلَي بِرِّهِ بِالاْءِحْسَانِ إِلَيهِ وَ التَّألُّفِ لَهُ وَ تَعْلِيمِهِ وَ تَأْدِيبِه»[364]؛ «رحمت خداوند بر پدري باد که به سبب احسان به فرزندش به نيکوکاري فرزندش کمک کند و با او انس و الفت داشته باشد و علم و ادبش آموزد».

تفکيک نقش هر يک از والدين از ديگري در ايفاي نقش آموزشي و تربيتي بسي مشکل است، گرچه مي توان در مواردي آن را تفکيک کرد. برخي از اين نقش ها عبارتند از: گفتن اذان و اقامه در گوش فرزند، برداشتن کام کودک با تربت  امام حسين (عليه السلام) يا خرما و همين طور ختنه کردن نوزاد در روز هفتم بعد از تولد، انتخاب نام نيک، ادب آموزي، آموزش خواندن و نوشتن، آموزش نظامي، آموزش آداب غذاخوردن، مسلح کردن فرزند در برابر افکار انحرافي و آشنايي با معارف توحيدي، آموزش نماز، آموزش قرآن و آموزش اجتماعي شدن.

5. نقش عاطفي

در باب روابط عاطفي والدين با فرزندان نيز به گفتگوي مهربانانه و دل سوزانه با فرزندان؛[365] نگاه مهربانانه به آنها[366]، دست کشيدن بر سرشان،[367] بوسيدن و در آغوش کشيدن فرزند، بازي با کودکان،[368] برخورد صميمانه و در سطح درک کودکان[369] با آنها، دوري از ابراز خشم و عواطف نامناسب نسبت به آنها[370] احترام به کودک با نيکو صدا زدن، گفت وگوي محترمانه[371] و... توصيه شده است.

6. نقش مادري

منظور از نقش مادري در اينجا فراتر از مسئله زايش و به دنيا آوردن کودک است. منظور از نقش مادري، ارتباط خاص با فرزندان از زمان انعقاد نطفه تا تولد و از آن زمان تا بزرگسالي است. درباره نقش مادري به تمام ابعاد آن يعني؛ عناصر عاطفي، بهداشتي، تغذيه اي و مراقبتي توجه مي گردد.

ايفاي نقش مادري از زمان انعقاد نطفه شروع مي شود و مادر با مراقبت هاي مختلفي که مي کند، زمينه لازم را براي سلامتي روحي و رواني و جسمي  کودک، فراهم مي سازد.

امام سجاد (عليه السلام) در رساله الحقوق ضمن توجه به فرايند مراقبت هاي مادر از فرزند، به جايگاه و نقش مادر در قبال فرزندان اشاره کرده و مي فرمايد: «مادر تو را (فرزند را) به طوري حمل و نگهداري کرده (در درون خود و جاي امن) که هيچ کس اين گونه ديگري را حمل و مواظبت نمي کند و از شيره جانش به فرزند داده که هيچ کس اين کار را درباره ديگري روا نمي دارد، با تمام وجود يعني به وسيله چشم، گوش، دست و پاها و حتي پوست و مويش، از تو مواظبت کرده اين مواظبت ها را با شادي، خنده و نشاط انجام داده، سختي هاي اين کار و درد و رنج هاي آن را تحمل نموده تا اينکه با قدرت الهي تو را بزايد و به دنيا بياورد بعد از تولد نيز راضي شده فرزندش سير باشد در حالي که خودش گرسنه بوده، تو را پوشانده در حالي که خودش پوششي نداشته (کنايه از توجه به فرزند) تشنه بوده و تو را سيراب کرده، براي شما سايبان فراهم کرده در حالي که خودش در آفتاب بوده، با سختي فرزندش را نگهداري کرده و زمينه خواب و استراحت او را فراهم ساخته و سينه اش و بغلش، منزل و مأواي فرزند بوده و سينه اش سيراب کننده او بوده و همين طور با تمام وجود محافظ فرزند بوده و از سردي و گرمي دنيا، او را محافظت کرده».[372]

در اين روايت شريف، امام سجاد (عليه السلام) به صورت ضمني بسياري از  نقش هاي مادرانه بيان فرموده است.

 

نامگذاري فرزند

پرسش 39.                  در برخي از کتاب ها مطالعه کردم که نامگذاري فرزند در شخصيت او تأثير دارد؟ شما چه اسم هايي را پيشنهاد مي کنيد؟

نخستين نيکي انسان به فرزندش، نام زيبايي است که براي او انتخاب مي کند.[373] در حقيقت يکي از حقوق مسلم کودک بر والدين، انتخاب نام نيک و شايسته براي اوست.[374] اهميت اين موضوع به قدري است که در متون اسلامي فصل جداگانه اي به نام «باب الاسماء و الکني؛ باب اسم ها و کنيه ها»، «باب التسميه؛ باب نامگذاري» وجود دارد.

نام و لقب از مظاهر تجلي شخصيت آدمي است؛ بنابراين بهترين نام ها نيز آن است که نشانه بندگي و عبوديت پروردگار و يادآور فضايل و مکارم اخلاقي باشد، بدين منظور نام هاي انبيا، صلحا، نيکان و همچنين نام هاي امامان معصوم (عليهم السلام) و فاطمه زهرا (عليهاالسلام) که احياء گوشه هايي از فرهنگ و شعائراسلامي است، مناسبت بسيار دارد؛ زيرا نام نيک از چند جهت در انسان تأثير دارد:

1. تأثير در رفتار ديگران

نام نيک علاوه بر آنکه گونه اي احترام به شخصيت انسان است، احترام ديگران را نيز برمي انگيزد؛ زيرا نام هر فرد نمادي از او و بيان گر هويت و شخصيت او براي ديگران است. در حقيقت نام هر فرد معاني و مفهوم خاصّي دارد که با انتقال آن به ذهن مخاطب باعث مي شود مخاطب فرد را به آن معنا  شناخته و بر طبق آن با وي رفتار کند.

2. اثر تلقيني

نام هر فرد برچسبي است که از آغاز تا پايان عمر و حتّي قيامت[375] همراه وي بوده و بر او اثر تلقيني دارد؛ زيرا وقتي نام انسان به عنوان مثال عبدالرحمان باشد و ديگران وي را به اين نام بخوانند علاوه بر اينکه ديگران از وي توقّع دارند که مطابق نام خويش عمل کند، با تلقين فضيلت و بندگي خدا به فرد باعث مي گردند که وي سعي مي کند اين صفت را در خود نهادينه سازد.

3. اثر انگيزشي

انسان به طور ناخودآگاه مي خواهد خود را مشابه بزرگاني سازد که نام او از آنها گرفته شده است؛ بنابراين نام نهادن کودک به اسم بزرگان ديني انگيزه بيشتري را در اين راستا براي آنان ايجاد خواهد نمود.

البتّه جاي ترديد نيست که الفاظ و اسامي هرچند نيکو و پسنديده باشد، نمي تواند به تنهايي آدمي را سعادتمند گرداند، بلکه نام هاي نيکو زمينه رواني و تلقينات روحي و اجتماعي مثبتي فراهم مي کنند که اگر شخص صاحب نام در افق آن قرار گيرد و به اخلاق والاي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و سيره اهل بيت (عليهم السلام) آراسته گردد، به حقيقت پيوسته و راه بهشت را به روي خود مي گشايد.

4. جلوگيري از آسيب هاي فردي نام هاي بد

نام نامناسب دست آويزي براي ديگران به ويژه کودکان و نوجوانان در تمسخر، تحقير و ضربه زدن به شخصيت فرد است.

5. جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي نام هاي بد

 نام هاي بد و نامناسب بخشي از زمينه گناهاني همچون: تحقير، تمسخر، سرزنش، فحش و بدگويي را در جامعه فراهم مي سازد که روابط افراد را تيره نموده و برادري، همدلي و وحدت آنان را مخدوش مي سازد.

خلاصه آنکه نام نيک بر تربيت فرزند تأثيرگذار است و نمي توان حتّي اگر هم تأثير کمي داشته باشد، از آن چشم پوشي کرد؛ زيرا موفقيت والدين در تربيت فرزند در پي توجّه به نکات کوچک قابل تحقق است.

 

 

 

 

 

شخصيت فرزند

پرسش 40.                  در تربيت و شکل گيري شخصيت سالم در فرزندان چه عواملي تأثير دارند؟

در شکل گيري و تکون شخصيت و ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري فرزندان، دو عامل عمده دخيل هستند که اولي وراثت (مسائل ارثي) و دومي محيط است. عوامل محيطي، مصاديق و نمودهاي متعددي دارد که هر کدام از آنها سهمي در تربيت و شکل گيري شخصيت سالم در فرزندان دارند. عوامل ارثي يعني ويژگي هايي که از والدين به فرزندان منتقل مي شود. در آموزه هاي ديني توصيه شده همسري شايسته انتخاب کنيد تا فرزنداني شايسته داشته باشيد.

پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) درباره اهميت همسر و خانواده او در تربيت مي فرمايد: «از خانواده و دامن شايسته، همسر انتخاب کنيد؛ زيرا عِرقْ (نطفه و ژن ها) تأثيرگذار هستند».[376]

 در روايت ديگر فرمود: «نيک بنگر که مي خواهي فرزندت را در دامن چه کسي قرار دهي (چه کسي را براي مادري انتخاب کني)؛ زيرا عِرق و خصوصيات ارثي، به صورت ناخواسته و بدون اختيار منتقل مي شود و تأثير مي گذارد»[377].

همچنين فرمود: «اي مردم! برحذر باشيد و بپرهيزيد از سبزه زاري که برفراز مزبله و منجلاب روييده باشد!» سؤال شد: اي پيامبر خدا! منظورت چيست؟ فرمود: «بپرهيزيد از دختر يا زن زيبايي که در خانواده غيراصيل و پليد رشد کرده باشد»[378]. البته پسر نيز چنين است و بايد از خانواد اصيل باشد.

خانواده مانند زميني است که اگر پاک و مساعد باشد، گياهان و درختان مفيد مي روياند؛ ولي اگر شوره زار و نامساعد باشد، جز خاروخس نصيب انسان نمي شود.

قرآن کريم در تشبيهي زيبا مي فرمايد:

«وَالْبَلَدُ الطَّيبُ يخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لا يخْرُجُ إِلاّ نَکداً»[379]؛ «زمين پاک، گياهش به اذن پروردگار بيرون مي آيد و گياهان ارزشمندي مي روياند و از زمين ناپاک و آلوده جز گياه اندک و بي فايده بيرون نمي آيد».

حضرت علي (عليه السلام) درباره ازدواج با افراد احمق (فاقد عقل و شعور کافي) مي فرمايد: «از ازدواج با افراد احمق و نادان بپرهيزيد؛ زيرا هم نشيني با آنان  بلاست و فرزندان تباه مي شوند».[380]

عوامل محيطي شامل دوستان، همسالان، مدرسه، رسانه هاي نوشتاري و صوتي و تصويري، محل و منطقه زندگي و خانواده. البته تأثيرگذارترين عامل و عمومي ترين عامل، خانواده است. در ميان عوامل خانوادگي، محوري ترين عامل، والدين هستند.

 

عوامل مؤثر در شخصيت و رفتارها

محيط                                                                    وراثت (ژنتيک)

 محيط اجتماعي                    محيط جغرافيايي

همسالان

مدرسه               برادران و خواهران

خانواده               ساير بستگان

پدر و مادر

 

 تربيت فرزند

پرسش 41.                  من در خانواده اي بزرگ شدم که هيچ آزادي عملي نداشتم و پدر سخت گيري داشتم؛ بنابراين نمي دانم در تربيت فرزند آينده خود چه روش تربيتي را در پيش بگيرم، لطفاً در اين زمينه راهنماييم کنيد؟

به نکته بسيار مهمّي اشاره نموديد؛ زيرا مسئوليت والدين در تربيت فرزند و انتخاب شيوه تربيتي مناسب، بسيار سرنوشت ساز است تا جايي که روش ها و الگوهاي تربيتي آنها به طور مستقيم با ويژگي هايي که مايلند در فرزندشان وجود داشته باشد، رابطه دارد؛ بنابراين چگونگي روابط ميان اعضاء خانواده و طرز ارتباط والدين با فرزندان در شکل گيري شخصيت آنها اهميت زيادي دارد.

در اين ميان اکثر صاحب نظران روانشناسي معتقدند که بهترين جو عاطفي بين اعضاء يک خانواده، فضايي است که نه نظير خانواده هاي سخت گير و مستبد، فرزندان در آن دچار محدوديت مطلق از طرف پدر و مادر شوند و نه از آزادي بيش از حد نظير خانواده هاي سهل گير برخوردار باشند، بلکه شايسته است تمام اعضاي خانواده با يک انضباط هدايت شده و آزادي مشروط در رشد و تعالي يکديگر و ايجاد آرامش و آسايش در خانواده مؤثر واقع شوند، زيرا وظيفه مهم خانواده تأمين آرامش و امنيت اعضاي آن و تعليم و تربيت فرزندان است.

از نگاه آموزهاي ديني، بهترين مدل، مدل تربيتي خانواده هاي مقتدر است.

حضرت علي (عليه السلام) در اين زمينه مي فرمايد: «فرزندانتان را گرامي بداريد و برخورد خود را با آنان نيکو کنيد...».[381]

اين بيان گواهي بر لزوم شخصيت دادن به فرزندان است؛ زيرا در عين حال  که امام (عليه السلام) احترام به فرزندان را ضروري دانسته، بر الگودهي شايسته به آنان و طرز رفتار درست با آنها نيز تأکيد مي ورزد.

بنابر مضمون روايتي از امام صادق (عليه السلام) به نقل از رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز آمده است که: «بسيار شايسته است والدين هرچه را فرزندشان به اندازه توانايي خويش انجام مي دهد، بپذيرند و آنچه را انجام دادنش بر وي سنگين و غيرقابل تحمل است، از او نخواهند و او را به گناه و گردن کشي وادار نکنند و به او خشونت نورزند و با اين شيوه درست تربيتي، کودکان خود را بر تربيت نيکو و انجام دادن کارهاي ارزشمند و نيک ياري رسانند تا مورد لطف و رحمت حق تعالي قرار گيرند».[382]

منظور از خانواده مقتدر نيز خانواده اي است که کودک را به شيوه اي اطمينان بخش و قاطع آزاد مي گذارد. در چنين خانواده اي فرزند به استقلال و آزادي فکري تشويق مي شود؛ در حالي که نوعي محدوديت و کنترل از طرف والدين بر او اعمال مي شود. در اين خانواده اظهار نظر و ارتباط کلامي وسيعي در تبادل کودک و والدين وجود دارد و گرمي، صميميت و محبّت به کودک در سطح بالايي است.

از ويژگي هاي اين خانواده، انضباط همراه رفتار خودمختارانه است. والدين هرگاه کودک را از چيزي منع کنند و يا از وي انتظاري خاص داشته باشند، براي او مسئله را خوب تبيين کرده، دليل آن را ارائه مي دهند. در چنين خانواده اي تقسيم کار وجود دارد، به طوري که هر يک از اعضا مسئوليتي را به عهده مي گيرد و در تصميم گيري ها و تقسيم درآمدها، رفت وآمدها، روش زندگي و ديگر مسائل، بر اساس مشورت و پيروي از مبناي عقلي و مصلحت انديشي رفتار مي کنند.[383]

 اساس کار اين نوع از خانواده ها آن است که همه افراد خانواده قابل احترامند و صلاحيت اظهار نظر درباره مسائل و مشکلات مربوط به خود را دارند؛ بنابراين در تصميماتي که درباره آنها گرفته مي شود يا کاري که به آنها مربوط است، حق دخالت دارند و در تصميم گيري ها عاقلانه وظيفه خود را انجام مي دهند. نوعي روش عقلايي در کليه شئون زندگي اين خانواده ديده مي شود و اساس اين نوع زندگي، بر همکاري و همياري است و گرچه بين اعضاي خانواده مشورت وجود دارد؛ ولي تصميم نهايي را پدر مي گيرد و براي تصميمات خود، دليل قانع کننده اي دارد. پيامدهاي چنين روش تربيتي آن است که:

1. به دليل احترامي که والدين مقتدر به کودک خود مي گذارند، روحيه استقلال و اعتماد به نفس را در او تقويت و به رشد سالم شخصيت وي کمک مي کنند. اين امر محبوبيت کودک را در ميان همسالان خود به دنبال دارد و به تدريج استعداد او را در پذيرش و ايفاي نقش رهبري و مديريت شکوفا خواهد ساخت.

2. براساس بررسي هاي روان شناسان اجتماعي، افرادي که در دوران کودکي آزادي معتدلي داشته اند و به آنها احترام گذاشته شده است، در بزرگسالي دشمن ظلم و ظالم و مخالف ناروايي ها بوده اند و به اصلاحات بزرگ اجتماعي توفيق يافته اند.

3. فرزندان اين خانواده ها مي توانند با دوستان و همسالان خود همکاري و همفکري داشته باشند، به آنها احترام بگذارند و اختلاف عقايدشان را به راحتي بپذيرند و به هيچ وجه درصدد تجاوز و حمله به حريم ديگران نباشند.

4. خودداري بچه هاي والدين مقتدر از اعمال ناشايست، به سبب ترس از والدين يا ترس از تنبيه و سرزنش نيست؛ بلکه سبب اساسي آن، رعايت قوانين و مقررات اجتماعي و اخلاقي و احترام به ديگران و التزام عملي به هنجارهاي اجتماعي و خانوادگي است.

 5. چنين فرزنداني از نظر عاطفي نيز متعادل و بدون افراط و تفريط اند و به موقع از محبت والدين بهره مي جويند. اين فرزندان با نظارت و راهنمايي مدير خانه، از قوانين و مقررات اجتماعي و خانوادگي اطاعت مي کنند و پيروي از قوانين، جزو ساخت هاي شناختي آنها شده و به تبع همين ساخت ها رفتار مي کنند. اين کودکان هنگام اشتباه، دچار ناامني رواني نمي شوند؛ زيرا مطمئن هستند که راهنمايي و هدايت والدين مقتدر به ياريشان مي شتابد و براي رفع اشتباه به آنها کمک مي کند که بار ديگر مرتکب اين خطاها نشوند.

 

 

 

 

عوامل تربيت

پرسش 42.                  لطفاً مصاديق عوامل تأثيرگذار در شخصيت فرزندان را تبيين کرده و مصداق اصلي و مهم آن را نيز مشخص کنيد و اگر امکان دارد از فرمايشات معصومين نيز استفاده نماييد.

همانطور که اشاره شد عوامل متعددي در تربيت و شکل گيري شخصيت کودکان دخالت دارد که در سؤال قبلي به عامل وراثت اشاره گرديد و در اين قسمت به مهمترين عوامل محيطي مي پردازيم:

الف. والدين

اثرگذاري والدين به دليل جايگاه ممتاز، تعامل بيشتر و نخستين مربي مرتبط با کودک، بيشتر از ساير عوامل اجتماعي است. انديشمندان و کارشناسان علوم تربيتي و روان شناسي، با عبارت مختلف و در جاهاي مختلف به نقش اساسي والدين و فضايي که در خانواده ايجاد مي شود، در رشد اخلاقي و شخصيتي کودکان اشاره نموده اند.

کارل يونگ[384] يکي از روان شناسان غربي معتقد است: در مرحله کودکي،آنچه ممکن است شخصيت کودک خوانده شود چيزي نيست مگر انعکاس  شخصيت و رفتارهاي والدين او. پرواضح است که پس از آن، والدين نفوذ و تأثير زيادتري بر شکل گيري شخصيت کودک اعمال مي کنند؛ آنها مي توانند با شيوه هاي رفتاري خود، نسبت به کودک، به رشد شخصيت او کمک کنند يا مانع آن بشوند.[385] يعني والدين در شکل گيري رفتارها و منش کودک دخالت زيادي دارند.

هورناي يکي ديگر از روان شناسان، رابطه اجتماعي موجود بين کودک و والدين را عامل اصلي رشد شخصيت کودک مي داند و از نياز کودک به ايمني (نياز به امنيت و رهايي او از ترس) و نقش آن در تعيين بهنجار بودن رشد شخصيت، سخن به ميان آورده و معتقد است: امنيت رواني کودک کاملاً بستگي دارد به اينکه چگونه والدين با او برخورد کرده اند. اظهار نکردن محبت به کودک و فقدان فضاي عاطفي، شيوه عمده اي است که والدين به وسيله آن، امنيت را تضعيف نموده و يا از آن جلوگيري مي کنند.[386]

کوپر اسميت[387] مي گويد: در نتيجه تحقيقات به اين نکته رسيدم که پسرانيکه از عزت نفس[388] بالايي برخوردارند معمولاً داراي والديني هستند کهاعتماد به نفس و کرامت نفس، ثبات هيجاني و اتکاي به خود از ويژگي هاي شخصيتي آنان به شمار مي رود و در مسائل پرورش و تربيت فرزندان، بين آنان و فرزندانشان توافق کاملي مشاهده مي شود.[389]

مطالعات کال دُوِل[390] و همکارانش نيز درباره شکل گيري هوش در جريان تأثير محيط خانواده نشان داده که کودکان باهوش تر معمولاً کساني هستند که در خانواده هاي صميمي رشد کرده و از امکانات فرهنگي و تربيتي بيشتري برخوردارند.[391]

بسياري از انديشمندان روان شناسي به ويژه آقاي آلبرت بندورا[392] اعتقاددارند بيشترين يادگيري ها و تأثيرپذيري هاي افراد انساني، از طريق يادگيري مشاهده اي و ديدن الگوهاي ارائه شده است. بر اساس نظريه ايشان هر چقدر الگوها از محبوبيت و جايگاه ارزشي ويژه اي برخوردار باشند، تأثيرگذاري بيشتري بر الگوگيرنده ها دارند. ايشان همچنين اعتقاد دارد والدين (پدر و مادر) به عنوان اولين الگو، بر شخصيت کودکان، اجتماعي شدن آنها، روش هاي تعامل با ديگران، نحوه برخورد با مشکلات زندگي و مسائل اخلاقي کودکان تأثير جدي و اساسي دارند.[393]

لذا وقتي پدر و مادر به آموزه هاي اخلاقي و ديني التزام جدي داشته باشند و با فرزندان روابط عاطفي و اخلاقي محبت آميز و مؤدبانه، دلسوزانه و دينمدارانه داشته باشند، بر فرزندان خود نيز اثر گذاشته و آنان را به سوي مسائل تربيتي سوق خواهند داد. علاوه بر اينها وقتي محيط خانواده، دوستانه، صادقانه، محبت آميز و همراه با حس وظيفه شناسي و احترام بود، فضايي آرام و معنوي به وجود خواهد آمد و اين فضا در آرامش رواني، شکوفايي استعدادها و همچنين خلاقيت فرزندان مؤثر خواهد بود. زيرا يکي از شرايط عمده براي رشد عاطفي، ذهني، فکري و رواني کودکان، محيط مناسب خانواده است که اين فضا در خانواده هايي که ملتزم به حقوق متقابل و ارزش هاي اخلاقي و ديني  هستند، به وجود مي آيد. اين گونه خانواده ها بيشترين شباهت را به خانواده اي که در روان شناسي به خانواده مقتدر معروف است، دارد. خانواده مقتدر بهترين نوع خانواده ها و بهترين نوع تربيتي است.[394]

التزام همسران به وظايف اخلاقي متقابل علاوه بر تأثيرات ذکر شده درباره  فرزندان، در ترقي معنوي و رشد معنوي و تربيتي يکديگر نيز تأثيرگذار است. وقتي همسران در محيطي عاطفي، دوستانه و مملو از ارزش هاي اخلاقي، گذران عمر مي کنند، آرام آرام و به صورت ناهوشيار بر کمالات و زيبايي هاي اخلاقي آنان افزوده خواهد شد. زيرا محيط سالم و پاکيزه (از نظر اخلاقي) در شخصيت و نوع کارکردهاي افراد تأثير مي گذارد و همين طور افراد سالم و بهنجار متقابلاً در محيط و بهتر شدن آن اثر مي گذارند و همين طور اين سير ترقي ادامه دارد.

آلبرت بندورا، يکي از روان شناسان بزرگ غربي اعتقاد دارد که تعامل شخص، محيط و رفتار، جبر متقابل به وجود مي آورد؛ يعني وقتي فردي در محيطي زندگي مي کند و رفتار خاصي انجام مي دهد (خوب يا بد) آن رفتار در محيط تأثير گذاشته و محيط را تغيير مي دهد و محيط تغيير يافته، دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او را به نوعي ديگر رقم مي زند؛ حال اگر رفتار فرد مطلوب و صحيح باشد، محيط به طرف اصلاح و پاکيزه تر شدن متمايل شده و محيط پاکيزه دوباره بر فرد اثر گذاشته و رفتار او بهتر از گذشته خواهد شد. اين فرايند در رفتارهاي ناهنجار نيز وجود دارد.

به عنوان مثال وقتي افراد سالم و مؤمن و بهنجاري در محله اي زندگي بکنند، آن محله تحت تأثير اين افراد قرار گرفته و فضاي معنوي و خوبي پيدا خواهد کرد و اين فضاي معنوي در خود افراد نيز اثر گذاشته و رفتارشان از مرحله قبل بهتر خواهد شد.

رفتار

B

 

محيط E                    P  شخص

 (B)يعني رفتار (behavior)

 (P)يعني شخص (person)

 (E)يعني محيط(Environ Ment) .[395]

 

والدين، همچنين با کيفيت ارتباط و تعاملي که با مسايل عاطفي، پرخاشگري و استقلال فرزندان دارند مي توانند در تقويت و تثبيت رشد جنسيتي و اخلاقي تأثيرگذار باشند. مثلاً در راستاي رشد عاطفي دختران، ارتباط عاطفي بيشتري با آنها برقرار مي کنند و يا نقش مردانه پسران را موجه دانسته و بعضاً تقويت مي کنند. همچنين بستر و زمينه بيشتري براي استقلال پسران ايجاد مي کنند[396].

ب. همتايان

همتايان، يکي از منابع تأثيرگذار در شکل گيري شخصيت هستند. تحقيقات نشان داده اند، تأثير همتايان در زمينه تأکيد بر رفتار تربيتي، مي تواند بسيار بيشتر از تأثير والدين باشد. افراد همسن به دليل تناسب سني و فکري و روان شناختي، تأثيرات زيادي بر همتايان خود دارند و لذا بايد تلاش کرد تا فرزندان با  همتاياني رابطه داشته باشند که مشکل اخلاقي و تربيتي ندارند.[397]

ج. مدرسه

ساعاتي که معمولاً کودکان در مدارس مي گذارنند، بيشتر از اوقاتي است که با اعضاي خانواده مي گذرانند. در نتيجه، معلمان و مدارس، فرصت زيادي براي تأثير گذاشتن بر فرزندان دارند. معلمان و ساير نيروهاي آموزشي و خدماتي، در تحول ويژگي دانش آموزان دخيل هستند و هر کدام از آنها متناسب با کميت و کيفيت ارتباطي که با دانش آموزان دارند، در آنها تأثيرگذارند.

برخي از محققان ادعا کرده اند که پسران در مقايسه با دختران، بازخورد مثبت تري از معلمان مي گيرند و خلاقيت بيشتري از خودشان بروز مي دهند.[398]

د. دوستان

انسان، موجودي اجتماعي است که عشق و علاقه به زندگي همراه با رفاقت و دوستي و انس با ديگران، يکي از نيازها و بايدهاي شخصيت اوست. دوست شايسته، زمينه ساز پيشرفت و موفقيت است و از طريق مباحثه علمي و تبادل افکار و انديشه ها، باعث بالندگي و پويايي انسان مي گردد.

بهدليل جايگاه مهم و تأثيرگذار دوست در زندگي و شخصيت انسان و به دليل اينکه صفات دوست به صورت ناخودآگاه به دوست و هم نشين سرايت مي کند، بايد با کساني دوست شويم که از بيشترين خصوصيات مثبت برخوردار هستند.

حضرت علي (عليه السلام) در روايتي مي فرمايند: «با انسان شرور و پست رفاقت نکن؛ زيرا شخصيت و طبع تو از شرارت هاي او الگوگيري مي کند، بدون آنکه خودت بفهمي».[399] همان طور که صفات زشت و ناپسند در اثر هم نشيني به  ديگران منتقل مي شود، صفات پسنديده و زيبا نيز در اثر هم نشيني با ديگران، به فرد سرايت مي کند.

سقراط، انديشمند کم نظير، مي گويد: مردم هر کدام آرزويي دارند؛ يکي مال و ثروت مي خواهد و ديگري افتخار مقام، ولي به عقيده من، يک دوست خوب از تمام اين ها بهتر است.

دوست شايسته يکي از سرمايه هاي بزرگ زندگي و از عوامل خوش بختي و سعادت انسان محسوب مي شود. ما نمي توانيم فرزندان را از داشتن دوست محروم کنيم بلکه بايد زمينه اي ايجاد کنيم که با افراد صالح و مؤمن دوست شوند. زيرا دوست نقش زيادي در تحول سرنوشت انسان دارد.

گلي خوش بوي در حمّام روزي

 رسيد از دست محبوبي به دستم

بدو گفتم که مشکي يا عبيري

 که از بوي دلاويز تو مستم؟

بگفتا: من گِلي ناچيز بودم

 و ليکن مدتي با گُل نشستم

ما نمي توانيم فرزندانمان را از داشتن دوست محروم کنيم بلکه بايد تلاش کنيم تا زمينه را براي برخورداري از دوستان خوب، برايشان مهيا نماييم[400].

هـ. رسانه ها

رسانه هاي جمعي از قبيل نرم افزارهاي رايانه اي، کتاب ها و مجلات، تلويزيون و... تأثيرات جدي و قابل توجهي در شکل گيري ويژگي هاي اخلاقي  و تربيتي فرزندان دارند و لذا بايد در اين زمينه نظارت جدي و برنامه ريزي اساسي داشت تا فرزندان دچار آسيب نشوند.

 

 

تأثيرات رسانه

پرسش 43.                   لطفاً درباره تأثيرات منفي رسانه ها بهخصوص تلويزيون بيشتر توضيح دهيد و تأثيرات منفي آنها را در سلامت و بهداشت رواني فرزندان را بيان نماييد.

رسانه هاي جمعي مصاديق مختلفي دارد که مهمترين آنها و تأثيرگذارترين آنها تلويزيون و سينما و اينترنت است. لذا در اين قسمت به تفصيل درباره فوايد و ضررهاي هر کدام بحث مي کنيم.

الف. تلويزيون و فوايد آن

تلويزيون مهم ترين وسيله ارتباط جمعي است که مي تواند در جهت پيشرفت و رشد بهنجار افراد و جوامع کاربرد داشته باشد.

تلويزيون به عنوان يکي از قوي ترين و تأثيرگذارترين رسانه در شکل گيري رفتارها، عقايد، عواطف و روابط فردي و اجتماعي ما نقش عمده اي بازي مي کند.

تلويزيون مي تواند براي کودکان و حتي بزرگسالان به منزله عوامل مهم اجتماعي شدن عمل کند. اجتماعي شدن اشاره به فرآيندي دارد که مردم از طريق آن عناصر اساسي فرهنگ خويش را مي آموزند و از آن راه نسبت به ماهيت جامعه اي که بايد به آن مرتبط باشند و در آن به گونه شايسته اي  عمل کنند و از ماهيت قواعد و هنجارهايي که چنين عملکردي را رهبري مي کند، شناخت پيدا مي کنند.[401]

تلويزيون سهم مهمي در اين زمينه مي تواند داشته باشد. گرچه والدين، همسالان، مدارس و نهادهاي ديني تأثير قابل توجهي بر اکثر رفتارها و هنجارها اعمال مي کنند، اما در جامعه، تکنولوژي نيز در حال رشد و توسعه است که والدين سر و کاري با آنها نمي توانند داشته باشند. هنجارهاي متناسب با اين ابعاد از جهان غالباً در سطح نظام اجتماعي از راه تلويزيون و ديگر رسانه هاي جمعي انتقال مي يابند. آنان درباره روابط اجتماعي از تلويزيون آگاهي هايي به دست مي آورند.

براي مثال، ياد مي گيرند که ديگران در جشن عروسي، در قرار ملاقات و در موقعيت هاي ديگر چگونه عمل مي کنند. کودکان قالب هاي اجتماعي درباره زنان، مردان، اقليت ها، سالمندان و بسياري از گروه هاي ديگر و خودشان را از تلويزيون مي آموزند. آسايش خاطر و راحتي ناشي از تماشاي تلويزيون از فوايد ديگر تلويزيون است.

در اوايل دهه 1960 ويلبر شرام و همکارانش سه نوع استفاده اصلي از تلويزيون را شرح دادند:

ـ نخستين مورد؛ به لذت مثبتي اشاره مي کند که در نتيجه سرگرمي ايجاد مي شود. تلويزيون دنياي خيالي ايجاد مي کند که فرد مي تواند از مشکلات و خستگي هاي زندگي واقعي رهايي يابد. شرام مشاهده کرد که افراد هنگام  تماشاي برنامه هاي مورد علاقه خود با چهره هاي مجذوب مي نشينند.

ـ دومين استفاده؛ استفاده اطلاعاتي بود. براي مثال، درباره چگونگي پوشش، رفتار و...

ـ سوم اينکه؛ او سودمندي اجتماعي را به عنوان يکي از نقش هاي مثبت تلويزيون معرفي کرد. وي استدلال کرد که تماشاي تلويزيون همراه ديگران اين فرصت را براي افراد خانواده ايجاد مي کند که کنار يکديگر بنشينند و اغلب موضوعي براي گفتگو داشته باشند.[402]

تلويزيون شکل هاي مختلفي سرگرمي ها را ارائه مي کند، نمايشنامه ها، داستان هاي علمي تخيلي، سريال هاي رمانتيک و نمايش هاي متنوع همراه با مسابقه و سرگرمي همه مي توانند به عنوان منبعي براي تهييج و سرگرمي و بهبود حالات روحي کاربرد داشته باشند.

ب. آسيبهاي تلويزيون

ترويج خشونت يکي از اولين موضوعاتي است که در تلويزيون و در فيلم هاي آن ترويج مي شود.

وقتي پژوهشگران کودکاني را که تلويزيون تماشا مي کردند، با کودکان مشابهي که تلويزيون تماشا نمي کردند، مقايسه کردند به اين نتيجه رسيدند که کودکاني که تلويزيون تماشا مي کنند بيشتر از همسالان خود خشونت رفتاري نشان مي دهند. پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند که تلويزيون باعث افزايش خشونت در کودکان مي شود.

در پژوهش هاي انجام شده توسط محققان ثابت شده که بدون هيچ  ترديدي، رابطه اي بين نمايش خشونت در برنامه هاي تلويزيوني و افزايش گرايش به سوي پرخاشگري، خشونت و ناسازگاري بين تماشاگران اين گونه برنامه ها وجود دارد. تلويزيون به چند شکل، موجب پرخاشگري کودکان مي شود. البته بعضي کودکان به طور مستقيم تقليد مي کنند؛ يعني هر آنچه را که در تلويزيون مي بينند تکرار مي کنند.

دوم اينکه، خشونت تلويزيوني، مهار پرخاشگري را از بين مي برد. مردم خشونت خود را مهار مي کنند ولي با ديدن پرخاشگري، خودداري خويش را از دست مي دهند.

سوم اينکه، خشونت در تلويزيون زمينه ساز نگرش هاي ضداجتماعي مي شود و کودکان را تشويق مي کند خشونت را به عنوان راهي براي رفع مشکلات مورد استفاده قرار دهند.

برخي پژوهش هاي اخير نشان مي دهد که تماشاي برنامه هاي خشن علاوه بر اينکه احتمال رفتار پرخاشگرانه را مي افزايد، احتمال رفتارهاي اجتماع پسند و مطلوب را نيز کم مي کند.[403]

ارون و هوسمن در مطالعات خود آثار بلندمدت خشونت تلويزيوني را مورد بررسي قرار دادند. آنها يک نمونه چهارصدنفري از کودکان هشت ساله را انتخاب کرده و رفتارهاي پرخاشگرانه و تماشاي برنامه هاي خشونت آميز آنها را در 8 و 19 و 30سالگي اندازه گيري کردند. نتايج نشان داد کودکان هشت ساله اي که برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني را ترجيح مي دادند، بيشتر  از ديگران پرخاشگر بودند.[404]

گين در آزمايشي، فيلمي را در معرض تماشاي کودکان قرار داد که حاوي صحنه هاي خشونت بود و به دنبال آن مشاهداتي پيرامون تمايل آنها به ابراز خشونت در برابر ديگران صورت گرفت. نتايج نشان داد که حتي کودکان خيلي کوچک مي توانند راه هاي جديد پرخاشگري را از طريق مواجهه با خشونت تلويزيوني بياموزند و قرار گرفتن در معرض اين برنامه ها تمايل به ابراز رفتارهاي پرخاشگرانه را افزايش مي دهد.[405]

مشغول کردن افراد به خصوص کودکان و نوجوانان به تلف کردن وقت و بي برنامگي و همچنين ترويج مصرف گرايي در قالب تبليغات تلويزيوني يکي ديگر از آسيب هاي جدي تلويزيون است.

آگهي ها، الگوي مصرف جامعه را دگرگون مي سازند و مصرف گرايي را دامن مي زند که نتيجه آن از دست رفتن امکان پس انداز و بي توجهي آينده نگري است.

همچنين آگهي هاي بازرگاني با دامن زدن به ماديات و چشم و هم چشمي در خانواده ها بر بهداشت رواني تأثير منفي مي گذارد.

تبليغات بازرگاني براي کودکان مخصوصاً در تلويزيون نگراني هايي را به دنبال داشت و موجب پژوهش هايي در اين زمينه شده است. کودکان به طور متوسط سالانه بيش از 20 هزار آگهي تبليغاتي تماشا مي کنند. يافته ها نشان مي دهند که آگهي ها يکي از مهم ترين منابع اطلاعات درباره کالاهاي مصرفي  کودکان است.[406]

اين بررسي ها به شرح يک رشته مطالعات پرداخته اند که در آنها روابط مثبتي بين تماشاي آگهي هاي تلويزيوني و نگرش هايي نسبت محصولات تبليغ شده، افزايش درخواست محصولات، پذيرش ادعاهاي آگهي ها، و اعتقاد به درستي آگهي هاي تبليغاتي به طور کل ذکر شده است. با توجه به اينکه کودکان به اندازه بزرگسالان مهارت هاي شناختي و تجارب زندگي کافي براي ارزيابي پيام هاي بازرگاني و آگهي هاي تبليغاتي ندارند، بسيار آسيب پذيرترند.

يافته ها حاکي از آن است که اين گونه آگهي ها ممکن است نيازهايي را خلق کنند که برآورده نشود و باعث شود کودکان از والدين خود بخواهند کالاهايي را برايشان تهيه کنند و آنها نتوانند. بنابراين آگهي هاي مربوط به کودکان تنش ها و برخوردهاي زيادي را در خانواده ها ايجاد مي کند.

گذشته از تأثيرات عمومي نشر آگهي، محتواي اغلب آگهي ها به دليل ادعاهاي اغراق آميز و پرداختن به مسائل غيراخلاقي و استفاده از زنان به عنوان اهداف تبليغاتي در آگهي ها، تأثيرات منفي بر فرزندان و افراد جامعه دارد.

ج. سينما، فوايد و آسيبها

سينما از مهم ترين رسانه هاي جمعي است که از آن در رشد افکار عمومي و بالا بردن سطح اطلاعات يک جامعه مي توان بهره برداري کرد. فيلم هاي سينمايي محتواهاي گوناگوني دارند و متناسب با هر محتوايي تأثير خاصي بر بهداشت رواني مي گذارند.

فيلم ممکن است وسيله اي براي تشويق و اشاعه ارزش هاي زيبايي شناختي  و هنري باشد و به منظور سرگرمي و تفريح بينندگانش ساخته شده باشد و از طريق گرد آوردن مطالبي متنوع و شادي آفرين راه فراري براي رهايي از کار روزانه و آموزش مسائل اخلاقي باشد. چنانچه ممکن است از نظر اخلاقي منحرف کننده باشد.

فيلم ها مسائلي را مطرح مي کنند که نشان دهنده نفوذ آن بر اخلاقيات، خلق و خوي، اعتقادات و رفتار افراد جامعه است. تأثير فيلم هاي سينمايي بر بهداشت رواني در بسياري از مطالعات بررسي شده است.

يکي از جامع ترين تحقيقات از سوي جامعه شناس معروف هربرت بلومر انجام شد. بلومر خواست تصويري کلي از مشاهده فيلم هاي سينمايي و تأثير آن بر رفتارهاي جوانان نظير لباس پوشيدن، سبک و شيوه خلق و خوي آنها، انگيزه ها، طرز عقايدشان نسبت به ادبيات و داستان هاي عاشقانه، جاه طلبي ها و اغوا و وسوسه نفس آنان و نقشه هاي آنها براي آينده زندگي شان را به دست دهد.

روش او در اين تحقيق ساده بود؛ او افراد بزرگسال و بزرگسالان جوان را انتخاب کرد و از آنها خواست در قالب داستان زندگي خودشان، از دوران نوجواني تأثيراتي را که در آن دوران از ديدن فيلم ها، پذيرفته اند، بيان کنند. سرانجام بلومر اطلاعات لازم را از 1200 نفر جمع آوري و تحليل کرد.

نتايج اين پژوهش نشان داد زندگي روزانه همه اين افراد از تماشاي حوادث و داستان فيلم ها متأثر شده بود. مطابق نتيجه گيري هاي بلومر، فيلم هاي سينمايي، تأثيرات عميقي بر رفتارهاي کودکان و نوجوانان داشتند.

فيلم و عواطف مطالعات بلومر جنبه ديگري از تأثيرات فيلم ها را نيز برملا ساخت. تماشاي فيلم هاي سينمايي معمولا باعث بروز هيجانات عاطفي شديد  در افراد مي شد. آزمودني ها اقرار کردند که هنگام تماشاي فيلم ها کاملا اسير احساسات و عواطف خود بودند. به تدريج که موقع تماشاي فيلم مي شد، آنها احساسات شديدي از وحشت، تأسف، غم و اندوه، تپش قلب، و يا احساسات عاشقانه پيدا مي کردند.[407]

در همه سريال ها و فيلم هاي سينمايي سطح ديگري وجود دارد که مي توان آن را محتواي غيرعمدي ناميد. منظره اتومبيل ها، صحنه هاي خياباني، معماري، دکوراسيون، مد لباس و... همه محتواي پنهان و غيرعمدي فيلم هاي هستند که مانند محتواي آشکار، به شکل گيري نگرش و رفتار در مخاطبان مي انجامد. برعکس محتواي عمدي، جزئيات محتواي غيرعمدي، بارها و بارها تصوير کاملاً درست از واقعيت هاي روزمره ارائه مي دهند.[408]

رفيع پور در تحقيقي که مي تواند بيانگر تأکيد وي بر نقش يادگيري پنهان در بهداشت رواني باشد، به بررسي چند فيلم سينمايي و تعدادي از سريال هاي تلويزيوني پرداخته است. وي با تعريف پاره اي از ارزش ها و جستجو به دنبال آنها در برنامه ها، تلاش کرده است تا آثار آنچه را که فيلم (خواسته يا ناخواسته) بر افراد القا کرده است، شناسايي کند. ارزش هاي مورد نظر در اين تحقيق عبارت بود از:

1. ميزان مشروعيت بخشيدن به ثروت و تبيين آن به مثابه يک ارزش مثبت؛

2. ميزان تأکيد و مشروع ساختن نابرابري هاي اجتماعي يا کاهش آنها؛

3. گسترش ارزش مادي گرايي و سودجويي يا کاهش آنها؛

 4. گسترش ارزش و روحيه مصرف رگرايي يا کاهش آنها؛

5. گسترش يا تضعيف ارزش هاي مذهبي.

وي به همين منظور از معرف هايي مانند نوع منزل، دکوراسيون، لباس هنرپيشه ها و زيورآلات و آرايش آنها، وضعيت حجاب، وسايل نقليه مورد استفاده، رفتارها و عمل هاي مذهبي، براي بررسي ميزان ارزش هاي پيش تر اشاره شده بهره گرفته است.

وي از ميان برنامه هاي متنوع تلويزيوني، سايه همسايه (1365)، مهمان (1370) و باغ گيلاس (1372) را که در زمان خود از پربيننده ترين سريال هاي تلويزيوني بوده اند، براي بررسي انتخاب کرده است. بررسي نتايج به دست آمده و تطبيق آن با مباحث مربوط به رسانه و بهداشت رواني گوياي بسياري از نکات است.

يافته هاي اين پژوهش نشان داد با گذر زمان به سوي سال هاي 1370 و بعد، سريال هاي تلويزيوني در جهت کاهش ارزش هاي انقلابي، ديني و ارزش هاي مشابه قدم برداشته اند و در مقابل، ارزش هاي مادي و نابرابري را ترويج کرده اند. جالب اينجاست که تأکيد ظاهري صدا و سيما در طول دوره ياد شده درست برخلاف جهتي است که صدا و سيما ناخواسته از طريق آموزش پنهان به بينندگان خود القا کرده است.

به سخن ديگر، در حالي که لايه هاي ظاهري برنامه هاي تلويزيون در حرکت به سوي تأکيد بيشتر بر ارزش هاي ديني بوده است، آموزه هاي پنهاني که از طريق همين رسانه به مخاطبان منتقل شده است، دقيقاً مسيري برخلاف اهداف يادشده پيموده است.

وي همچنين چهار فيلم سينمايي برزخي ها(1360)، بايکوت (1362)،  عروس (1370) و هنرپيشه (1372) را نيز براي پژوهش خود تحليل کرده است.

به طور کلي نتايج اين پژوهش نشان داد تغييرات ارزشي در برنامه هاي راديو و تلويزيون پس از سال 1368 در جهت منفي گرايش داشته و آموزه هاي پنهان رسانه ها در راستاي ارزش هاي مادي توسعه يافته است.[409]

در تبيين آثار يادگيري پنهان اشاره به اين نکته ضروري است که آموخته هاي پنهان نيز مانند آموخته هاي آشکار به شکل گيري نگرش و رفتار در مخاطبان مي انجامد.

د. تأثير تهيهکنندگان و هنرپيشهها بر تربيت و بهداشت رواني افراد

گذشته از محتواي فيلم ها، تهيه کنندگان و هنرپيشه ها نيز بر بهداشت رواني و تربيت کودکان و نوجوانان تأثير مي گذارند. يافته ها نشان مي دهد هنرپيشگان و بازيگران سينما با خلق آثار هنري و ترسيم صحنه هاي آموزنده از رويدادهاي تاريخي، حماسي علاوه بر ايجاد لذت هاي سمعي و بصري در بيننده، قادرند آموزه هاي اخلاقي و تربيتي يا مسائل عاطفي رواني نظير عشق، دوستي، روابط جنسي و... را به آنها بياموزند.

يافته ها نشان مي دهد کودکان و نوجوانان بسياري از خلق و خوي هنرپيشه ها و بازيگران، روش هاي سخن گفتن آنها و خلاصه شيوه هاي کلي رفتاريشان را عيناً کپي برداري مي کنند. حتي در موارد جزئي نظير لبخند زدن، نشستن، راه رفتن و صحبت کردن از آنها تقليد مي کنند. بنابراين، يکي از کارکردهاي منفي رسانه ها در بهداشت رواني ارائه الگوهاي ناسالم در رسانه هاست. به ويژه صدا و سيما که حضور نقش، تصوير و حرکت در آن باعث الگوپذيري بيشتري  مي شود، ممکن است خواسته يا ناخواسته در بهداشت رواني تأثير منفي بگذارند.

براي مثال، اگر يک هنرپيشه بدقيافه، چادر به سر کند و يک هنرپيشه زيبا و مقبول جوانان بي حجاب يا کم حجاب باشد، هر دو در بهداشت رواني بينندگان اثر منفي مي گذارند. هنرپيشه بدقيافه، با حجاب و هويت ديني تداعي و متقارن مي شود و به حجاب که نماد هويت ديني و عامل سلامت رواني در جامعه است، بار ارزشي منفي مي دهد و هنرپيشه زيبا و مقبول، به کم حجابي خود، بار ارزشي مثبت مي بخشد و لذا در بينندگان اين نوع پوشش را يک پوشش خوب و مجاز يا مشروع جلوه مي دهد و در پي همانندسازي و تقليد بينندگان از هنرپيشه ها، اين نوع پوشش در جامعه رواج مي يابد[410]، لذا توصيه مربيان تربيتي اين است که والدين اجازه ندهند فرزندانشان هر فيلمي را مشاهده کنند و همچنين از حضور افراطي آنان در سينما و پاي تلويزيون، جلوگيري کنند و ضمناً تلاش کنند تا فرزندان به ضررها و مفاسد اين رسانه ها آگاهي بيشتري يابند.

 

رسانه و خانواده

پرسش 44.                  فرزندانم ساعات زيادي را براي اينترنت و بازي هاي رايانه اي صرف مي کنند. من احساس مي کنم روحيات و رفتارشان تغيير کرده است و مخصوصا به مسايل اخلاقي و مذهبي بي رغبت شده اند. چگونه مي توانم جلوي اين آسيب را بگيرم؟

در قرن بيستم، حوزه ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي، دستخوش تغيير و  تحولات گسترده اي شد. در اين قرن، بشر شاهد پيدايش نظام هايي از ارتباطات بود که توزيع و انتقال سريع و گسترده پيام ها را از يک نقطه از جهان، به نقاط ديگر امکان پذير ساخته است. يکي از نمونه هاي بارز آن اينترنت است.

در دو دهه اخير اينترنت رشد سريعي داشته و در همه کشورها در حال تبديل شدن به جزئي از زندگي مردم است. براساس يک تحقيق، شمار برآورد شده کامپيوترهاي شخصي متصل به اينترنت در سراسر جهان از سال 1996 سه برابر شده است. اثر اينترنت بر تمام جنبه هاي زندگي مبهوت کننده است.

کيسلر، کرات، کامينگز و هگسون در پژوهش هاي متعدد توسعه اينترنت و تأثيرات اجتماعي آن را بررسي نموده و در جنبه هاي مثبت به اين نتيجه دست يافتند که اينترنت مي تواند در معنادار کردن زندگي و تسهيل روابط اجتماعي افراد تأثير بگذارد.

همچنين همسبرگر در پژوهشي نشان داد تکنولوژي اينترنت به افراد کمک مي کند از محدوديت هاي جغرافيايي رها شده، از زمان و مکان فراتر روند و در دنياي شبکه اي به خلاقيت و ارتباط با ديگران بپردازد.

از سوي ديگر، تحقيقات نشان مي دهد به رغم اينکه اينترنت به عنوان يک فناوري جديد از چنين جايگاهي در ميان مردم برخوردار شده و عامل رشد و پيشرفت به حساب مي آيد، بر سلامت رواني افراد آثار منفي دارد.

جي منو در پژوهشي که با عنوان «بررسي تأثير اينترنت در برخي موضوعات روش شناختي و ادراکي» انجام داد به اين نتيجه رسيد که نفوذ و گسترش اينترنت در چارچوب هاي بيرون از نهادهاي علمي و پژوهشي از مهم ترين عوامل تهديدکننده بهداشت رواني به شمار مي رود.

 گريفيتز (1998) در پژوهشي به منظور «بررسي نقش اينترنت در حالات رواني افراد» نشان داد اينترنت يکي از راه هاي مهم کسب دانش، آگاهي، دوستي و برقراري ارتباط با ديگران است. اما چون اينترنت دريايي از اطلاعات مثبت و منفي را ارائه مي کند، خطرهاي بالقوه آن خاصه براي نسل جوان، بسيار نگران کننده است. اخيراً تأثير سوءاستفاده از اينترنت در تحقيقات بسياري بررسي شده و يافته ها حاکي از آن است که اينترنت از جنبه هاي مختلف مي تواند بر بهداشت رواني وتربيت تأثير منفي داشته باشد[411].

مهم ترين آثار منفي اينترنت و افراط در بازي رايانه اي عبارت است از:

الف. افسردگي و انزواي اجتماعي

گرچه روش هاي تعامل و ارتباط ما با ديگران به واسطه اينترنت افزايش يافته است. پست الکترونيک، پيام هاي کوتاه، چت روم ها، وب سايت ها و بازي هاي تعاملي آن لاين، به مکان هايي براي گسترش و حفظ روابط اجتماعي بدل شده اند. تخمين زده مي شود که روزانه حدود 400 ميليون نفر در سراسر دنيا از اينترنت استفاده مي کنند و يکي از کاربردهاي اصلي اينترنت، براي برقراري ارتباط اجتماعي است. اما هر روز با تعدادي گزارش هاي بيشتري مواجه مي شويم که نشان مي دهند اشکال گوناگون ارتباط از طريق اينترنت در پايين ترين سطح قرار مي گيرند. شايد نقص اصلي ارتباط از طريق اينترنت آن است که ارتباط در فضاي مجازي اصولاً مبتني بر متن بوده و بنابراين فاقد نشانه هاي بصري و شنيداري در تعامل هاي رو در روي است.

کيسلر و همکاران معتقدند اين موضوع که آيا اينترنت تأثير اجتماعي مثبت  يا منفي دارد، ممکن است به کيفيت بهره گيري از اينترنت و آنچه را که افراد از دست مي دهند تا وقت خود را به استفاده از اينترنت صرف کنند، بستگي دارد. از اين رو بسياري از مؤلفان اين نگراني را داشته اند که سهولت ارتباطات اينترنتي ممکن است افراد را ترغيب کند زمان بيشتري را به تنهايي بگذرانند، به صورت آنلاين با غريبه ها صحبت کنند و ارتباط سطحي برقرار نمايند و اين کار را به قيمت از دست دادن صحبت هاي رو در رو و ارتباط با فاميل و دوستان انجام دهند.

بعضي از تحقيقات پيمايشي بيان مي دارد ارتباطات اجتماعي از طريق اينترنت، ضعيف تر از ارتباطات واقعي بوده و در درازمدت باعث انزواي اجتماعي مي شود.

«کرات و همکاران» (1998) با انجام يک پژوهش دوساله با عنوان «اينترنت و روابط خانوادگي» روي افرادي که از اينترنت استفاده مي کردند، به اين نتيجه دست يافتند که استفاده فزآينده از اينترنت با کاهش ارتباط خانوادگي و شرکت در محافل اجتماعي محلي همراه است. علاوه بر اين، شرکت کنندگان در اين تحقيق به انزواي اجتماعي و افسردگي دچار شده بودند.[412]

ب. هرزهنگاري[413] در اينترنت

لاسر معتقد است که در حال حاضر، اينترنت به واسطه داشتن سه ويژگي، مهم ترين منبع اشاعه هرزه نگاري است. اين سه مشخصه عبارت است از:

 1. قابليت دسترسي آسان به آن؛

2. استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهاي آن؛

3. ناشناس ماندن مصرف کنندگان آن.

برخي از سايت هاي اينترنت امور و صحنه هاي جنسي را در عريان ترين، صريح ترين و غيراخلاقي ترين وجه ممکن مورد تماشاي همگان قرار مي دهند. در گذشته، براي دست يابي به مجلات هرزه نگاري و يافتن چيزهايي که با مسائل سکسي ارتباط داشت، فرد بايد به خيلي از اماکن کثيف و کاملاً نکبت بار مراجعه مي نمود، اما امروزه با وجود اينترنت، دسترسي به اين موارد بسيار سهل و آسان شده است. هرساله شاهد آن هستيم که بر حجم مطالب اين چنيني افزوده مي شود.

«لاسر» با اشاره به تأثيرات منفي هرزه نگاري اينترنتي بر بهداشت رواني مي گويد: اين امکان وجود دارد که کودکان به واسطه ديدن مطالب و تصاوير مستهجن، رفتارهاي سکسي از خود بروز دهند. در مورد بزرگسالان نيز هرزه نگاري اينترنتي مي تواند به بروز رفتارهاي جنسي نامعقول و يا گاهي اعتياد جنسي منجر شود.

مطالعات متعدد صورت گرفته، حاکي از استفاده روزافزون از سايت هاي اينترنتي مختص به سکس است.

در سال 1998 دکتر کوپر از طريق معالجه صدها کاربر متصل به طور همزمان، پي برد که 15درصد از آنان به يکي از سايت هاي مربوط به سکس متصل بودند.

مطالعه اي که به دنبال آن در سال1999 صورت پذيرفت، نشان داد که 31درصد از کاربران متصل به اينترنت در يک زمان، به سايت هايي اتصال  داشتند که مختص به سکس بوده است.

پژوهشي که زير نظر مؤسسه بازپروري معتادان به سکس لوس آنجلس انجام شد، حاکي از آن است که هر هفته 25 ميليون نفر آمريکايي به سايت اينترنتي مختص سکس متصل مي شوند. و نيز اينکه اصولاً 60درصد از بازديدکنندگان هرگونه سايت اينترنتي، به دنبال مطالب مربوط به سکس هستند.[414]

به اعتقاد برخي، اينترنت اين قدرت را دارد تا به نحوي بنيادين اعمال، آداب و فرهنگ جنسي افراد را تغيير داده و تعريف ما از رفتار جنسي را متحول سازد. در سايه تحولات شگفت آور تکنولوژي، امروزه شاهد شکل گيري نوعي روابط جنسي در فضاي اينترنت هستيم که از آن به «سکس مجازي» يا «عشق شبکه» تعبير مي شود.

با وجود چنين شواهدي است که مي توان اينترنت را به عنوان عامل تهديدکننده تربيت اخلاقي و استحکام خانواده به حساب آورد.

ج. اعتياد به اينترنت و بازي رايانهاي

اعتياد به اينترنت و بازي رايانه اي از اختلال هايي است که امروزه در خانواده ها و در بين فرزندان شاهد هستيم. تشخيص صحيح اين نوع اعتياد، بسيار دشوار و پيچيده است ولي آسيب ها و علل گرايش به آن قابل تبيين است. انديشمندان بر اين باورند که اعتياد به اينترنت نوعي از اختلال است که فرد صفحه رايانه را جذاب تر از واقعيت زندگي روزمره مي بيند.

به نظر متخصصان هرکس رايانه دارد، در معرض اعتياد است، اما افراد  خجالتي، تنها و بي حوصله آسيب پذيري بيشتري دارند.

نبود روابط پايدار و صميمي با ديگران، اعتماد به نفس نداشتن و به طور کلي شکست در عرصه هاي گوناگوني زندگي، زمينه را براي اعتياد افراد به اينترنت فراهم مي کند. نتايج تحقيقي در اين زمينه نشان مي دهد يکي از دلايل مهم اعتياد به اينترنت در افرادي که روابط بين رفردي کمي دارند، کسب حمايت اجتماعي است.[415]

برخي از متخصصان نشانه هايي را براي اعتياد به اينترنت معرفي کرده است که عبارت است از:

1. تغييرات شديد در سبک زندگي به منظور گذراندن زمان بيشتري در شبکه؛

2. کاهش کلي فعاليت هاي بدني؛

3. بي توجهي به سلامت فردي و در نتيجه پرداختن به اشتغالات اينترنتي؛

4. اجتناب از فعاليت هاي مهم زندگي؛

5. کمبود خواب و يا تغيير الگوهاي خواب براي صرف زمان بيشتري در شبکه؛

6. کاهش معاشرت و در نتيجه از دست دادن دوستان؛

7. غفلت از خانواده؛

8. بي توجهي به مسئوليت هاي شغلي و شخصي محوله.

د. افسردگي و پرخاشگري در کودکان

کودکاني و نوجواناني که ساعات زيادي را به بازي رايانه اي و مشابه آن اختصاص مي دهند به اختلال افسردگي و بي نشاطي مبتلا شده و انگيزه تلاش در  آنان کاهش مي يابد. همچنين آمادگي لازم را براي مطالعه و فعاليت هاي ديگر نخواهند داشت. اينها پرخاش گر شده و آستانه تحمل آنها کاهش مي يابد و با کوچک ترين مشکلي مستأصل مي شوند.

راههاي غلبه بر اعتياد اينترنت و بازيهاي رايانهاي

1. لحظه اي با خود فکر کنيد آيا صرف مدت زمان طولاني پاي اينترنت يا بازي رايانه اي به نفع شماست يا به ضررتان؟ و آيا هزينه آن مقرون به صرفه است؟ آيا مي شود اين فرصت هاي هدر شما و گرفتاري هاي اخلاقي و ديني را جبران کرد؟

2. به جسم و روان تان استراحت بدهيد. استفاده زياد از رايانه چشمان شما را ضعيف، ناراحتي در قسمت هاي مچ دست، انگشتان، ستون فقرات و گردن و پاها را بيشتر مي کند و رفتاري يک بُعدي و گوشه گير به شما مي دهد و حتي اعتماد به نفس شما در زندگي اجتماعي را نيز دستخوش تغيير قرار مي دهد. پس از هر 30 دقيقه کار با رايانه برخيزيد و کمي راه برويد. براي استراحت دادن به چشمان تان، در محيطي روشن کار کنيد و هنگام کار با رايانه هر 10دقيقه به محلي خيره شويد، کمي پلک بزنيد و بعد شروع به کار کنيد.

3. براي اوقات فراغت خود برنامه ريزي کنيد و سعي کنيد در اين برنامه ريزي زمان استفاده از اينترنت را در اولويت هاي پايين تر قرار دهيد.

4. با دوستان خود قرار ملاقات بگذاريد و به تفريح هاي دسته جمعي روي بياوريد. تفريح هاي دسته جمعي باعث مي شود تا شما رفتار اجتماعي صحيح را جايگزين رفتار گوشه گيري ناشي از حضور طولاني مدت در اينترنت کنيد.

5. از اماکن ديدني و تفريحي محل زندگي خود استفاده کنيد، اما نه از روي گوگل ارث!

 6. شب ها زود بخوابيد. وقت خودتان را صرف دانلود رايگان نکنيد تا صبح بتوانيد با نشاط کامل به برنامه هاي اوقات فراغت خود برسيد. اگر شاغل هستيد شغل خود را به خاطر شب زنده داري اينترنتي به خطر نيندازي.

7. ورزش کنيد. به باشگاه هاي ورزشي مراجعه و در يک رشته مورد علاقه ثبت نام کنيد. اگر نمي خواهيد هزينه اي پرداخت کنيد کمي نرمش و پياده روي کنيد.

8. مطالعه کنيد. جديدترين کتاب هاي مورد علاقه خود را از کتاب خانه ها و کتاب فروشي ها تهيه کرده و بخوانيد. اما سعي کنيد پيرامون کامپيوتر و اينترنت نباشند!

9. والدين نيز سعي کنند اوقات فراغت بچه ها را با دوچرخه سواري و بازي هاي سنتي و بازي با کودکان پر کنند و براي راحتي خودشان آنها را سراغ رايانه نفرستند.

10. زن و شوهر شاغل سعي کنند يا کودکان را همراه خود ببرند و يا يکي از آنان کنار بچه ها باشند و الا در نهايت ممکن است وضع اقتصادي خوبي داشته باشند ولي مهم ترين ثروت زندگي که فرزندان هستند از دست خواهند داد.

11. جوانان و نوجوانان را با مساجد و بسيج و مراکز مذهبي ديگر آشنا کنيد تا وقتشان را پر کند.

12. ارتباطات خانوادگي و فاميلي و دوستانه را افزايش دهيد و فرزندان را نيز همراه خودتان ببريد.

 

 

 

 

 

 

پدر و مادر همسر

پرسش 45.                   چگونه روابط خودم را با پدر خانم و مادر خانمم بهتر و صميمي تر کنم؟

بهترين روش رفتار با ديگران و جلب محبت را مي توان از کلام رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) آموخت که فرمود: «هيچ يک از شما مؤمن نيست مگر اينکه براي ديگري آن را بخواهد که براي خود مي خواهد» و يا در جاي ديگر فرمود: «دست خود را بر سر هر کس که مي خواهي بگذار و براي او، آن بخواه که براي خود مي خواهي».[416]

زيرا انسان جز انتظار خوش رفتاري از مردم ندارد، کمترين اهانتي را از سوي آنان نمي پذيرد راضي نيست که کسي به او تهمت زند، و نمي پسندد که کسي از معايب او پيش ديگران سخن بگويد هر چند آن عيوب را داشته باشد.

- اگر خواستيد بزرگترها به ويژه پدر و مادر خود و همسر را نسبت به موضوعي متقاعد سازيد سعي کنيد پيرامون آنچه شما مي خواهيد با آنها به جرّ و بحث نپردازيد بلکه اول از خواسته خود کوتاه بياييد و خواسته او را در نظر بگيريد آنگاه نظر خودتان را مطرح کنيد.

- در گفت و گو با بزرگترها سعي کنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه خودداري کنيد.

 - سعي کنيد نکات مثبت در رفتار و شخصيت اطرافيان به ويژه پدر و مادرها را شناسايي کرده و آنها را به خاطر آن ويژگي ها و رفتارها، تحسين صادقانه داشته باشيد.

- سعي کنيد شنونده خوبي براي حرف بزرگترها باشيد.

- در برخورد با بزرگترها به ويژه فاميل خود و همسر با چهره اي گشاده و لبخند سخن را آغاز کنيد.

- اگر اطرافيان و پدر و مادرها کاري براي شما انجام دادند، از آنها تشکر و قدرداني کنيد و روحيه طلبکارانه نداشته باشيد.

در پايان به دو نکته اساسي در رابطه با نحوه معاشرت با خانواده همسرتان اشاره مي کنيم:

1. چون در سال هاي اول شروع زندگي با خانواده جديد به سر مي بريد و هنوز به زواياي ريز و جزئي زندگي آنها آشنايي کامل نداريد، سعي کنيد در رفت و آمدتان با آنها رعايت احتياط را بکنيد و تا زماني که اصرار بر حضور در خانه شان نکرده اند، رفت و آمدتان را محدود کنيد.

البته آنها چه بسا بگويند و از شما دعوت بکنند ولي تا زماني که دعوتشان جدي تر نشده و يا اصرار نکرده اند دعوتشان را پاسخ ندهيد.

2. سعي کنيد از طريق همسرتان، ويژگي هاي اخلاقي، اجتماعي، خانوادگي و شخصيتي والدين همسرتان را شناسايي کنيد. مثلاً روي چه اموري حساسيت بيشتري دارند و از چه اموري چندان دل خوشي ندارند و با آگاهي از اين نقاط ضعف و قوت، بر نکات قوت آنها تأکيد ورزيد و درباره آنچه به گمان شما صحيح نيست تأکيد نورزيد و يا چشم پوشي کنيد و در حضور ديگران از آنها تعريف و تمجيد کنيد و نسبت به آنها متواضعانه برخورد کنيد زيرا آنها نيز در حکم پدر و مادر شما محسوب مي شوند و  تواضع و فروتني نسبت به آنها پسنديده است.

توجه داشته باشيد براي ايجاد رابطه صميمانه با افرادي که فاصله سني شان حداقل با شما 20 سال است زمان نياز است و بايد به تدريج اين کار انجام گيرد و انتظار نداشته باشيد در طي مدت کوتاه اين رابطه صميمانه ايجاد شود.

 

اولويت پدر و مادر

پرسش 46.                     ما اول زندگيمان است، پدر و مادر همسرم اصرار دارند در خانه آنها زندگي کنيم، اما برايم سخت است. همسرم هم بين من و پدر و مادرش سرگردان شده، چه کار کنيم؟

بديهي است شروع زندگي مشترک چه بسا با فراز و نشيب هايي همراه باشد. اما با تصميم خوب و مديريت انعطاف پذير، مي توان روز به روز از تنش ها کم کرد و به آسايش ها اضافه کرد در حالي که عدم انعطاف و لجاجت ورزي کدورت ها و مشکلات را به طور تصاعدي بالا مي برد و شيريني زندگي را به تلخي و محبت ها را به کينه تبديل مي کند.

بايد دانست؛ براي بزرگترها بيش از هر چيز احترام و اطمينان مهم است. بنابراين اگر در قدم هاي اول و شروع زندگي، احترام بزرگترها رعايت شود و پسر و دخترها درباره مسئوليت زندگي به آنها اطمينان بدهند، رفته رفته حساسيت آنها کم مي شود و در سال هاي بعد مي توان به طور مستقل و به دل خواه خود زندگي را با آرامش و خوشي ادامه داد. بنا بر آنچه گفته شد تأمين نظر پدر و مادر پسر و دختر به ويژه در سال هاي اول زندگي از خط قرمزهاي زندگي است که نبايد از آن گذشت. البته خير و برکت فراواني را براي زندگي  به دنبال خواهد داشت. به طوري که از پشتيباني هاي مادّي و عاطفي آنها برخوردار خواهيد شد و کمک ها و پاداش هاي الهي به سوي شما سرازير خواهد شد.

از سوي ديگر گرفتاري ها و چالش هاي زندگي بسيار کم خواهد شد و هر کدام از پسرها و دخترها علاوه بر اينکه خوب است احترام پدر و مادر خود را نگه دارند بسيار خوب خواهد بود که احترام پدر و مادر همسر خود را نيز رعايت کنند و همديگر را تشويق کنند که هر چه بيشتر نظر پدر و مادرها را تأمين کنند، زيرا خير و برکت آن به زندگي خودشان بيشتر مي رسد. بنابراين اگر والدين اصرار مي کنند که با آنها زندگي کنيد و به هيچ وجه نمي توان رضايت آنها را مبني بر زندگي مستقل و جداي از آنها را به دست آوريد؛ در اين صورت خوب است تحمل برخي گفت و شنودها را داشته باشيد و انعطاف بيشتري در برابر هر دو طرف به خرج دهيد و از برخي خواسته هاي شخصي خود گذشت نماييد که مطمئناً خداوند جبران خواهد کرد. البته در صورتي که بتوان در يک ساختمان دوطبقه جداگانه زندگي کرد و يا با اندک تغييري در ساختمان محل سکونت يا تغيير منزل و تهيه منزلي دو طبقه جداگانه امکان زندگي مشترک را فراهم کرد، بهتر خواهد بود و موجب آسايش و رفاه پدر و مادر نيز خواهد بود و اگر بتوان در منزلي نزديک به منزل والدين منزلي تهيه نمود تا هم نظر آنها تأمين شود و هم از برخي مشکلات و برخوردهاي ناخواسته جلوگيري کرد، مطلوب تر است.

در هر صورت، رابطه گرم، عاطفي، صميمانه و صادقانه زن و شوهر در رسيدن به رضايت همسر و کسب رضايت والدين و مراقبت از آنها نقش حساس و مهمي دارد که بايد هر دو طرف (دختر و پسر) از برخي نفع هاي  شخصي براي مصلحتي بالاتر بگذرند و شيريني آن را نيز هر دو خواهند چشيد.


 

 

 

 

کتابنامه

 

قرآن کريم، ترجمه: مکارم شيرازي.

1. محمدحسين فرجاد، آسيب شناسي اجتماعي ستيزه هاي خانواده و طلاق، تهران: منصوري، 1372.

2. محمدمهدي اصفهاني، آيين تندرستي، اصفهان، اداره ارتباطات و آموزش سلامت معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، 1384.

3. دوروتي کارنگي، آيين همسرداري، ترجمه: مهستي شهلايي، تهران: نقش و نگار، 1376.

4. ابي محمدالحسن ديلمي، ارشاد القلوب، قم: شريف رضي، 1412 هـ.ق.

5. محسن ملااحمدي، ازدواج و تربيت انسان قبل از تولد، قم: وحدت بخش، 1384.

6. لينکلن رزماري، از ناتواني جنسي تا لذت جنسي، ترجمه: فرشاد نجفي پور، تهران: نسل نوانديش، 1381.

7. حسين بستان، اسلام و جامعه شناسي خانواده، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1383.

8. مرتضي فريد تنکابني، الحديث، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1371.

9. ابي جعفر محمدبن يعقوب کليني، الفروع من الکافي، تهران: دارالکتب الاسلاميه، تهران: 1350.

10. جوزف براگا و لوري براگا، با کودکان خود رشد کنيد، ترجمه: پروين قاسم زاده، تهران: آسيا، 1368.

11. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق.

12. جعفر جديري، بررسي رابطه رضامندي زناشويي براساس معيارهاي ديني با ثبات هيجاني (پايان نامه کارشناسي ارشد)، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني)، 1387.

13. سالاري فر و همکاران، بهداشت رواني با نگرش به منابع اسلامي، قم: پژوهشگاه حوزه و  دانشگاه، 1389.

14. سيد جواد مصطفوي، بهشت خانواده، قم: دارالفکر، بي تا.

15. يوسف غلامي، بي ميلي جنسي در بانوان، تهران: نشر راضيه، 1378.

16. مطهري، مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، قم: نشر صدرا، 1372.

17. جين ريدلي، تفاوت هاي جنسي زن و مرد، ترجمه: بهزاد رحمتي، تهران: توانا، 1385.

18. ناصر مکارم شيرازي و همکاران، تفسير نمونه، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1377.

19. گروهي از محققان، تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1386.

20. شرام، ويلبر، تلويزيون در زندگي کودکان ما، ترجمه: محمود حقيقت کاشاني، تهران: مرکز تحقيقات و مطالعات سنجش صدا و سيما، 1377.

21. سيد محمدحسن بني هاشمي خميني، توضيح المسائل مراجع، قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1377.

22. تافلر، الوين، جابه جايي قدرت، ثروت و خشونت در آستانه قرن بيست و يکم، ترجمه: شهين دخت خوارزمي، تهران: نشر مترجم، 1371.

23. حسن ملکي، چگونه با تفاهم زندگي کنيم، زنجان، نيکان کتاب، 1385.

24. سيدمصطفي محقق داماد، حقوق خانواده، تهران: نشر علوم اسلامي، 1374.

25. محمدرضا تقدمي، خستگي جنسي، تهران: مؤسسه انتشارات کتاب درماني، 1379.

26. جعفريه صادقي، دانستني هاي لازم جنسي و زناشويي براي مرد و زن جوان، تهران: دانش، 1380.

27. حسين محموديان، دانش خانواده، تهران: سمت، 1383.

28. علي اسلامي نسب، درمان هاي جنسي، تهران: نسل نوانديش، 1381.

29. مجتبي حيدري، دينداري و رضامندي خانوادگي، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1385.

30. شجاعي، محمدصادق، راهي به سوي حرمت خود و سلامت روان، قم: مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، 1383.

31. پاول هنري ماسن، رشد و شخصيت کودک، ترجمه: مهشيد ياسايي، تهران: مرکز، 1380.

32. ابراهام اسپرلينک، روان شناسي، ترجمه: محيي الدين بناب، نشر روز، 1372.

33. لوک، بدار، ژوزه دزيل و لوک لامارش، روان شناسي اجتماعي، ترجمه: حمزه گنجي،  تهران: ساوالان، 1381.

34. مسعود آذربايجاني و همکاران، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، قم: مؤسسه پژوهشي حوزه و دانشگاه، 1382.

35. رضا نوري، روان شناسي تربيتي، بي جا، 1376.

36. ابوالقاسمي، عباس، روان شناسي در اجتماع، اردبيل: رهرو دانش، 1384.

37. ديويد فونتانا، روان شناسي دين و معنويت، ترجمه: ساوار، تهران: نشر اديان، 1385.

38. پاول اس کاپلان، روان شناسي رشد (سفر پرماجراي کودک)، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، تهران: رسا، 1382.

39. لورا اي بِرک، روان شناسي رشد، ترجمه يحيي سيدمحمدي، تهران: ارسباران، 1381.

40. جيمز وَندِر زَندِن، روان شناسي رشد، ترجمه: حمزه گنجي، تهران: ساوالان، 1386.

41. سوسن سيف و همکاران (کديور، کرمي و لطف آبادي)، روان شناسي رشد 1، تهران: سمت، 1381.

42. ناصر بي ريا و همکاران، روان شناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، تهران: سمت، 1375.

43. مريم معين الاسلام، روان شناسي زن در نهج البلاغه، تهران: تربيت، 1380.

44. منصور، محمود و پريرخ دادستان، روان شناسي ژنتيک 2، تهران: رشد، 1374.

45. مايکل آرگايل، روان شناسي شادي، ترجمه: مسعود گوهري انارکي و همکاران، اصفهان: جهاد دانشگاهي، 1383.

46. لپ ايگيناس، روان شناسي عشق ورزيدن، ترجمه کاظم سامي و محمود رياضي، تهران: چاپخش، 1369.

47. مسعود آذربايجاني و همکاران، روان شناسي عمومي، قم: پژوهشکده تحقيقات اسلامي، 1385.

48. پريرخ دادستان، روانشناسي مرضي ـ تحولي، تهران: سمت 1378.

49. کارل گوستاو يونگ، روان شناسي و دين، ترجمه: فؤاد روحاني، تهران: شرکت نشر کتاب هاي جيبي، 1370.

50. نسرين تک زارع و همکاران، روش هاي جلوگيري از بارداري، تهران: شقايق، 1381.

51. بورنستين، ف. چ، روش هاي درمان مشکلات زناشويي، ترجمه: حسن توزنده جاني و نسرين کمال پور، مشهد، نشر مرنديز، 1380.

52. جمال الدين محمد خوانساري، شرح غررالحکم و دررالکلم، (تأليف تميمي آمدي)، تهران:  دانشگاه تهران، 1373.

53. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم: مکتبة آيت اللّه العظمي المرعشي النجفي، 1404ق.

54. دنيس، ملوين، شناخت ارتباطات جمعي، ترجمه: سيروس مدادي دانشکده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، 1383.

55. صحيفه کامله سجاديه، ترجمه: حسين استادولي، قم: الهادي، 1384 ش.

56. باقر ساروخاني، طلاق، پژوهشي در شناخت واقعيت و عوامل آن، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ، 1372.

57. عبدالواحد الآمدي التميمي، غررالحکم و دررالکلم، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1407 هـ.ق.

58. محمد معين، فرهنگ فارسي، تهران: اميرکبير، 1360.

59. احمد دانشگر، فرهنگ فارسي نوين.

60. آرتور گايتون، فيزيولوژي پزشکي، ترجمه: فرخ شادان، تهران: نشر مهر، 1375.

61. محمدبن يعقوب کليني، کافي، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1365.

62. علاءالدين علي متقي هندي، کنزالعمال في سنن الاقوال والافعال، بيروت: مؤسسه الرساله، 1405ق.

63. نانسي ماير رابينسون، کودک عقب مانده ذهني، ترجمه: فرهاد ماهر، مشهد، آستان قدس رضوي، 1368.

64. فخرالدين طريحي، لغت نامه مجمع البحرين، تهران: مرتضوي، 1365.

65. هاپ واکر، ل، «دين به زندگي معنا مي بخشد»، ترجمه: اعظم پويا، مجله نقد و نظر، سال هشتم، شماره 1و2، 1382.

66. فضل بن حسن الطبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت، دارالمعرفه، 1408ق.

67. جان گري، مردان مريخي، زنان ونوسي، تهران: همشهري، 1376.

68. انصاري، باقر و همکاران، مسئوليت مدني رسانه هاي همگاني، تهران: معاونت پژوهشي، تدوين و تنقيح قوانين و مقررات، 1381.

69. ميرزا حسين نوري طبرسي، مستدرک الوسائل، قم: مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408 هـ.

70. سيدمصطفي حسيني دشتي، معارف و معاريف، قم: دانش، 1376.

71. هرگنهان، بي. آر، مقدمه اي بر نظريه هاي يادگيري، ترجمه: علي اکبر سيف، تهران: نشر  دوران، 1377.

72. رضي الدين ابي نصر الحسن بن الفضل طبرسي، مکارم الاخلاق، تهران: دارالکتب الاسلامي، 1376ق.

73. محمدبن علي ابن بابويه، من لايحضره الفقيه، تهران: دارالکتب الاسلاميه، 1390ق.

74. جواد فيض، من و کودک من (راهنماي مادران از نظر بهداشت و سلامت خود، تغذيه، رشد و پرورش کودک).

75. سعيد آزرمي سه ساري، ميثاق مقدس (بلوغ، ازدواج و تشکيل خانواده)، تهران: اسپيند، 1379.

76. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمه، قم: مکتب الاعلام الاسلامي، 1371.

77. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، تهران: صدرا، 1369.

78. شولتز، دوان، نظريه هاي شخصيت، ترجمة يحيي سيد محمدي، تهران: مؤسسه نشر، 1384.

79. نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، نقش دين در بهداشت روان، تهران: دفتر نشر معارف، 1382.

80. محسن ماجراجو، نيازها و روابط جنسي و زناشويي، قم: عطر ياس، 1385.

81. مياکلم، پاول، پرينگل، نيازهاي کودکان، ترجمه: نيره ايجادي و جواد شافعي مقدم، تهران: رشد، 1380.

82. محمدبن حسن حرّ العاملي، وسائل الشيعه، قم: مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، 1414.

83. رفيع پور، فرامرز، وسايل ارتباط جمعي و تغيير ارزش هاي اجتماعي، تهران: کتاب فردا، 1378.

84. اليزابت فنويک، همه مادران سالم اند اگر...، (راهنماي کامل مراقبت هاي دوران بارداري و نگهداري از نوزادان) ترجمه: امير صادقي بابلان، تهران: نشر دانش، 1385.

مجلات

1. پناهي، علي احمد، مجله معرفت، شماره 104.

2. شجاعيان، رضا و همکاران، «ارتباط دعا با سلامت رواني»، فصلنامه انديشه و رفتار، شماره 30، 1381.

 3. نشاط دوست، حميدطاهر، (تعيين عوامل مؤثر در شادکامي همسران کارکنان شرکت فولاد مبارکه)، فصلنامه خانواده پژوهي، شماره 11، 1386.

4. حسين محبوبي منش، کتاب زنان، مقاله تغييرات اجتماعي ازدواج، شماره 26، 1383.

5. عليزاده، حميد، پژوهش هاي روان شناسي، تعامل والدين فرزند: تحول و آسيب شناسي، شماره 12، زمستان 1380.، شماره 12.

6. Koenig, H (1998). Hand Book of Religion and mentall health, Academic Press.

7. Hafman, L. the value of childrent to parent, S. New York: Bacic Books, 1973.

8. Mccrae, R and Costa, P. Peysonality in Adulthood. Guilford, new york, 2003.

9. Argyle, m. the psychology of Happiness, Routledge taylor and Francis Group, 2001.

10. Monahan. Is child Lessness Related to Family stability. American sociolo gical reviw Angust 1955.

11. Maxwell, J. W and Montgomery, J. E. social pressure tward early parenthood. Family cooy dinator, 1969.

12. Matlin Margaret  W.(2008)The Psychology of women. Belmont