خانه> کتاب >1220


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2088

بازدید مقالات:
6473065

بازدید سوالات:
2583922



آراستگی و مدگرایی (دفتر 46 پرسش ها و پاسخ ها) بازديد: 3089

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

 

پرسش ها و پاسخ ها - دفتر چهل و ششم

 

آراستگى و مدگرايى

 

 

 

تنظيم و نظارت: ···  نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ···  سيدحسن موسوى

تايپ و صفحه آرايى: ···  طالب بخشايش

ناشر: ···  دفتر نشر معارف

نوبت چاپ: ···  اول، زمستان 1391

تيراژ: ···  2000 جلد

قيمت: ···  3400 تومان

شابك: ··· 0-455-531 - 964-978

«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»

مراكز پخش:

مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خ شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7740004

فروشگاه 1 (پاتوق كتاب): قم، خ شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451

فروشگاه 2 (پاتوق كتاب): تهران، خ انقلاب، چهار راه كالج، پ 715، تلفن 88911212

فروشگاه 3 (فرهنگ و انديشه): قم، بلوار امين، بلوار جمهورى، نهاد رهبرى در دانشگاه ها، تلفن 2904040

نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir - www.porseman.ir

پست الكترونيك:info@Ketabroom.ir- info@porseman.org

 

 

 

فهرست مطالب

مقدمه··· 13

پيش درآمد··· 13

فصل اول ـ آراستگى

آراستگى

پرسش 1 . آيا شيك پوشى و خودآرايى اشكال دارد؟ چرا برخى با آن مخالفت مى كنند؟ آيا اين نظر شخصى آنان است و يا قانون اسلام است؟··· 11

آراستگى در سيره پيشوايان

پرسش 2 . آراستگى در سيره معصومان (علیهماالسلام)  چه جايگاهى داشت ؛ آيا آنان هم به عنوان مثال به سر و روى خود مى رسيدند؟!··· 16

اصول آراستگى

پرسش 3 . آيا در نوع پوشش و آرايش، اصول ثابت و مشخصى وجود دارد و يا در هر زمان بايد متناسب با شرايط آن روز باشيم؟··· 18

تغيير يا يكنواختگى آراستگى

پرسش 4 . آيا ما در انتخاب نوع و شيوه پوشش و آرايش آزاد هستيم؟ تا چه مقدار مى توانيم به سليقه خودمان نوع پوشش و آرايش را انتخاب كنيم؟··· 26

حيا و آراستگى

پرسش 5 . آيا مى توان هر دختر و پسرى را كه به ظاهر خود مى رسد متهم كرد؟ چرا بعضى ها در دانشگاه و يا در بيرون دانشگاه در اين مسئله حساس و سخت گيرند؟··· 33

آرايش مو

پرسش 6 . شنيده ايم كه موهاى سر پيامبر (صلی الله علیه وآله)  بلند بوده است و يا ايشان براى موى سر خود فرق باز مى كردند؛ آيا اين موضوع صحت دارد؟ در صورتى كه جواب مثبت است پس چرا بعضى ها به جوانى كه موى سرش بلند باشد و فرق سر بگذارد، نگاه حقارت آميز مى كنند؟··· 35

آرايش صورت

 پرسش 7 . بعضى از اهل سنت موى سبيل خود را خيلى كوتاه مى كنند، آيا اين سنت پيامبر (صلی الله علیه وآله)  است؟··· 38

آرايش و پيرايش ريش

پرسش 8 . چرا تراشيدن ريش توسط مراجع حرام شده است؟ با آن كه بسيارى به اين توصيه عمل نمى كنند؟··· 39

آرايش بانوان

پرسش 9 . چرا زنان بيرون از خانه نبايد آرايش كنند؟ دلايل آن از نظر منطقى چيست؟ آيه مربوط به آرايش بانوان در كدام سوره از قرآن كريم مى باشد و در چه منابعى حدود آن مشخص شده است؟··· 45

پوشش بانوان

پرسش 10 . چرا پوشش فقط براى خانم ها واجب شده است؟ آيا اين مسئله و حكم در قرآن آمده است؟ در واقع چرا خانم ها بايد چادر بپوشند و مردها آزاد باشند؟··· 50

پوشش مشكى

پرسش 11 . اگر پوشيدن لباس مشكى در دين اسلام مكروه است، چرا زنان چادر مشكى به سر مى كنند و يا مردم در ايام عزادارى پيراهن مشكى مى پوشند؟··· 53

ناخن بلند

پرسش 12 . ناخن بلند، زيبايى خاصى به دست مى دهد پس چرا برخى افراد مذهبى به اين كار نگاه بدبينانه اى دارند؟··· 59

انگشتر داشتن

پرسش 13 . آيا انگشتر به دست چپ كردن اشكال دارد؟ و اصولاً به دست كردن چه انگشترهايى استحباب داد و كدام انگشت ها براى اين كار بهتر است؟··· 61

انگشتر طلا

پرسش 14 . چرا انگشتر طلا براى مردان حرام است؟··· 64

استعمال عطر

پرسش 15 . آيا درست است كه پيامبر9 حدود يك سوم از درآمدش را براى عطر هزينه مى كرده است؟ در ضمن آداب و رسوم استفاده از عطر را نيز شرح دهيد.··· 65

عطر زنان

پرسش 16 . با توجه به اين كه پيامبر براى استعمال عطر اهميت زيادى قائل بودند، پس چرا از نظر شرعى، استفاده از بوى خوش براى زنان به هنگام بيرون رفتن از خانه ممنوع شده است؟ سؤال من اين است كه اگر بوى خوش استعمال نكنيم، بوى بد عرق هم براى خود و هم براى ديگران آزاردهنده است، راه حل چيست؟··· 67

مدل كفش

پرسش 17 . آيا اسلام درباره مدل كفش هم نظر خاصى دارد؟··· 69

فصل دوم ـ مدگرايى

ماهيت مدگرايى

پرسش 18 . مى خواستم در مورد تعريف مد و مدگرايى و نحوه شكل گيرى و شايد تاريخچه آن بيش تر بدانم؟··· 72

مدگرايى در ايران

پرسش 19 . از چه زمانى موضوع مدگرايى در ايران مطرح شد؟ آيا ما ايرانى ها در همه تاريخ به داشتن مد غربى افتخار مى كرديم؟··· 76

معيار مدگرايى

پرسش 20 . مدگرا بودن چه عيبى دارد؟ مگر نه آن است كه انسان ذاتا تنوع طلب است و سرانجام بايد مد جديدى بيايد وگرنه براى هميشه همه تقريباً مثل هم باقى مى مانند! آيا مى توان از مد خوب و بد سخن گفت و يكى را انتخاب كرد؟··· 82

محيط و مدگرايى

پرسش 21 . با توجه به اينكه ما نمى توانيم جدا از فضاى دانشگاه و دوستانمان زندگى كنيم و انواع مدها پيش روى ماست، چطور ممكن است كه با آنها هم رنگ نشويم؟··· 87

انگيزه روانشناختى مدگرايى

پرسش 22 . بعضى از دوستانم هر از گاهى تيپ عجيب و غريبى پيدا مى كنند، آيا اين گرايش افراطى به مد ارتباطى با حالات روحى و روانى آنان مى تواند داشته باشد؟ من چطور مى توانم آنها را راهنمايى كنم؟··· 91

انگيزه اجتماعى مدگرايى

پرسش 23 . آيا انگيزه هاى اجتماعى مى تواند در گرايش جوان به مد و مدگرايى مؤثر باشد؛ راه درمان آن چگونه است؟··· 97

پيامدهاى منفى مدگرايى

پرسش 24 . در بعضى از سخنرانى ها و نوشته ها، آن چنان درباره مدگرايى جوانان مى گويند كه انگار چنين كارى «خلاف» است!··· 100

آسيب هاى جسمانى

پرسش 25 . آيا مدگرايى و تقليد از مدهاى پوششى و آرايشى، به جسم و بدن ما نيز لطمه مى زند؟··· 107

فصل سوم ـ احكام آراستگى و مد

لباس رنگارنگ مردان

پرسش 26 . آيا پوشيدن لباس هاى جذاب و رنگارنگ در برابر نامحرم، براى مردان جايز است؟··· 112

آستين كوتاه

پرسش 27 . پوشيدن پيراهن آستين كوتاه توسط مردان در مقابل زن نامحرم، چه حكمى دارد؟··· 112

كروات

پرسش 28 . حكم خريدن و استفاده كروات براى داماد چيست؟··· 113

لباس ابريشم

پرسش 29 . حكم پوشيدن لباس ابريشم براى زن و مرد چيست؟··· 114

پرسش 30 . آيا پوشيدن لباسى كه آستر آن ابريشم است، براى مرد جايز است؟··· 114

تعريف لباس شهرت

پرسش 31 . منظور از لباس شهرت چه نوع لباسى است؟··· 114

حكم لباس شهرت

پرسش 32 . حكم پوشيدن لباس شهرت را بيان كنيد؟··· 115

لباس زنانه و مردانه

پرسش 33 . پوشيدن لباس زنانه براى مردان و بالعكس چه حكمى دارد؟··· 116

لباس مشترك زن و مرد

پرسش 34 . لباس مشترك بين زن و مرد، چگونه مشخص مى شود؟··· 117

پيراهن آستين كوتاه

پرسش 35 . پوشيدن لباس آستين كوتاه براى مردان از نظر اسلام ايرادى دارد؟··· 117

لباس تئاتر

پرسش 36 . پوشيدن لباس زنانه به وسيله مردان و بر عكس، براى بازى در تئاتر و سينما چه حكمى دارد؟··· 118

لباس زير

پرسش 37 . آيا در حرمت پوشيدن لباس جنس مخالف، بين لباس زير و غير آن فرقى وجود دارد؟··· 119

لباس موقت

پرسش 38 . گاهى به مدت كوتاهى و به طور موقت لباس شوهر را در منزل مى پوشم، آيا اين كار جايز است؟··· 120

لباس هاى تنگ

پرسش 39 . پوشيدن مانتوهايى كه برجستگى هاى بدن (مانند سينه و پشت) را نمايان مى كند، چگونه است؟··· 121

پرسش 40 . پوشيدن لباس هاى تنگ و تحريك كننده كه برجستگى هاى بدن زن در آن پيدا است، چه حكمى دارد؟··· 121

جوراب نازك

پرسش 41 . پوشيدن جوراب نازك چه حكمى دارد؟··· 121

رنگ مو

پرسش 42 . آيا رنگ مو و حنا و رنگ پوست ميوه ها، مانع وضو است؟··· 122

موانع وضو

پرسش 43 . اگر بعد از وضو، در اعضا مانعى ببينيم، چه كنيم؟··· 122

مداد چشم

پرسش 44 . مداد چشم و ريمل، در هنگام وضو چه حكمى دارد؟··· 122

كرم پوست

پرسش 45 . آيا ماليدن كرم به دست و صورت مانع وضو مى شود؟··· 123

ژل مو

پرسش 46 . مسح سر بر موهاى روغن زده شده، چگونه است؟··· 123

زيورآلات زنان

پرسش 47 . زيورآلات زن، اگر در معرض ديد نامحرم باشد، چه حكمى دارد؟··· 124

پوشش آرايش صورت

پرسش 48 . آيا بايد سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ كرده را از نامحرم پوشاند؟··· 124

حكم پلاتين

پرسش 49 . آيا در دست كردن و استفاده از پلاتين براى مرد اشكال دارد؟··· 125

ريش تراشى

پرسش 50 . تراشيدن ريش تمام صورت، با ماشين يا تيغ چه حكمى دارد؟··· 125

ريش نوجوان

پرسش 51 . آيا تراشيدن موهاى كمِ صورت، به منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشكال دارد؟··· 126

سخره ديگران

پرسش 52 . اگر انسان براى اينكه توهين مردم را نشنود، ريشش را بزند؛ چه حكمى دارد؟··· 126

ريش پروفسورى

پرسش 53 . آيا گذاشتن ريش پروفسورى كفايت مى كند؟··· 127

پوشش حجم مو

پرسش 54 . مشخص شدن حجم موى زن از زير چادر چه حكمى دارد؟··· 127

كفش صدادار

پرسش 55 . آيا پوشيدن كفش هاى صدادار براى بانوان اشكال دارد؟··· 127

عطر زن

پرسش 56 . آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟··· 128

بوى خوش نرم كننده ها

پرسش 57 . استفاده از مواد نرم كننده كه لباس را كمى خوشبو و لطيف مى كند، براى بانوان چه حكمى دارد و مى توانند [ با آن] بيرون بروند؟··· 128

آرايش چهره

پرسش 58 . آيا زن بايد چهره آرايش كرده خود را از نامحرم بپوشاند؟··· 128

اسامى معصومين

پرسش 59 . لمس كردن نام نبى اكرم (صلی الله علیه وآله) ، امامان (علیهماالسلام)  و حضرت زهرا (علیهاالسلام)  روى پلاك ها و انگشترها بدون وضو چگونه است؟··· 129

طلاى مردان

پرسش 60 . آيا استفاده از طلا براى مردان بدون قصد زينت به طورى كه ديگران نبينند، اشكال دارد؟··· 129

طلاى زرد

پرسش 61 . زينت مردان با طلاى زرد چه حكمى دارد؟··· 130

طلاى سفيد

پرسش 62 . طلاى سفيد براى مردان چه حكمى دارد؟··· 130

زينت زن

پرسش 63 . مفهوم زينت در زنان چيست و چه چيزهايى را شامل مى شود؟··· 131

كتابنامه··· 131

 

 

 

 

مقدمه

«پرسش گرى» از آغاز آفرينش انسان، رخ نمايى كرده، بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شيطان را فرونشانده و در اين ميان، مقام آدميت را نشان داده است. آفتاب كوفه چه زيبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خيزد هم جواب

همچنان كه خار و گُل از خاك و آب

آرى، هر كه سؤال هايش آسمانى است، دانش و بينش، پاسخش خواهد بود. پويايى و پايايى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقيقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.

از افتخارات ايران اسلامى، آن است كه از سويى، سرشار از جوانانى پاك دل، كمال خواه و پرسش گر مى باشد و از ديگر سوى، از مكتبى غنى برخوردار است كه معارف بلند آن، گوارا نوش دل هاى عطشناك پرسش گر و دانش جوست.

اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمين اجابت» پذيرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانيم سنگ صبور جوانان انديشمند و بالنده ايران پرگهرمان باشيم، به خود خواهيم باليد.

شايان ذكر است در راستاى ترويج فرهنگ دينى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، تاكنون بيش از دويست هزار پرسش دانشجويى را در موضوعات مختلف انديشه دينى، مشاوره، احكام و... پاسخ داده است.

اين اداره داراى گروه هاى علمى و تخصصى، به شرح زير است:

ـ قرآن و حديث؛

ـ احكام؛

ـ فلسفه، كلام و دين پژوهى؛

ـ حقوق و فلسفه احكام؛

ـ اخلاق و عرفان؛

ـ تربيتى و روان شناسى؛

ـ انديشه سياسى؛

ـ فرهنگى و اجتماعى؛

ـ تاريخ و سيره؛

ـ اديان و مذاهب.

آنچه پيش رو داريد، مجموعه اى از پرسش ها و پاسخ هاى مربوط به آراستگى و مدگرايى است كه توسط حجة الاسلام والمسلمين سيدحسن موسوى(زيدعزّه) نگاشته شده و توسط حجه الاسلام محمدباقر پورامينى(زيدعزّه) بازنگرى و ارزيابى شده است.

در پايان، از تلاش هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجة الاسلام والمسلمين صالح قنادى(زيدعزّه ) كه در بازخوانى و آماده سازى اين اثر تلاش كرده اند، تشكر و قدردانى مى شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيش تر به مكتب اهل بيت (علیهم السلام)  و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه - به ويژه دانشگاهيان - از خداوند متعال مسئلت داريم.

پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شايسته و پربارِ مجموعه هايى از اين دست خواهد بود.

 

 

پيش درآمد

انسان همواره، به ويژه در دوران نوجوانى و جوانى، تنوع طلب، نوگرا و لذت خواه است. يكى از حيطه ها و قلمروهاى اين تنوع طلبى، تنوع طلبى در پوشش و زينت است كه به بركت آن، افزون بر اين كه زمينه آراستگى ظاهرى فراهم مى شود، انگيزه تعالى معنوى و تداوم زندگى اجتماعى و روابط صحيح انسانى نيز تقويت مى گردد. با اين همه اگر ميل و گرايش به تنوع طلبى و خودآرايى، حالت افراطى به خود بگيرد و به شكل مدپرستى درآيد، حالتى ناهنجار مى شود.

دين مبين اسلام به عنوان دينى جامع و جاودان نه تنها با گرايش هاى ذاتى آدمى مخالفت نكرده؛ بلكه با بيان چارچوب ها و ايجاد بينش و ارائه الگوى عملى، به اين گرايش هاى درونى جهت و عمق بخشيده است؛ از اين رو در معارف دينى و سيره ائمه (علیهماالسلام) براى پوشش و آرايش، حدود و مرزهايى تعيين شده تا از افراط و تفريط جلوگيرى شود.

كتاب حاضر نيز بر همين مبنا در دو بخش تنظيم گرديده و به پاسخ گويى دغدغه هاى ذهنى ـ دينى دانشجويان پيرامون مقوله «مد» و «مدگرايى» و تبيين ديدگاه اسلام پيرامون آراستگى پرداخته است.

 پيرامون مبنا و محتواى اين كتاب نكاتى شايسته يادآورى است:

1. رويكرد كلى كتاب بر اين اساس بنا نهاده شده كه دانشجوى دختر و پسر و بلكه همه جوانان به واسطه دست يابى به بينش و اصولى كه در اين كتاب ارائه مى شود؛ بتوانند رفتار صحيحى در برابر فضاى مدگرايى غربى از خود نشان دهند.

2. «مد» يك بحث ميان رشته اى است كه به جامعه شناسى، روان شناسى، انسان شناسى، فقه، اخلاق، مربوط مى شود. لذا با مطالعه و بررسى ده ها عنوان مقاله مندرج در مجلات و روزنامه ها و هم چنين كتب متعدد، سعى شده بنا به اقتضاى موضوع، تمامى اين جنبه ها مورد توجه قرار گيرد. هم چنين در بخش دوم اين كتاب تقريباً تمامى مباحث آراستگى مورد نظر اسلام به طور اجمال طرح گرديده تا دانشجويان عزيز با اين بخش از فرهنگ ناب اسلامى شناخت بيش ترى پيدا نمايند.

3. با آن كه مدگرايى در حوزه پوشش و آرايش از مباحث مطرح و جدى جامعه جوان و جوانان جامعه ماست، با كمال تأسف آثار منتشره در اين عرصه اندك و انگشت شمار است و اميد است نوشته حاضر توانسته باشد به سهم خود از خلاء موجود بكاهد و بر آگاهى دانشجويان بيفزايد.

 

اللهم تقبل منا

سيد حسن موسوى ـ تيرماه 1390

 

 

 

 

فصل اول : آراستگى

 

آراستگى

پرسش 1 . آيا شيك پوشى و خودآرايى اشكال دارد؟ چرا برخى با آن مخالفت مى كنند؟ آيا اين نظر شخصى آنان است و يا قانون اسلام است؟

نخست بايد دانست؛ گرايش به «آراستگى» از ويژگى هاى ممتاز انسان به ويژه در دوران جوانى است و اهميت ندادن به آن پيامدهاى نگران كننده اى دارد؛ زيرا تجربه نشان داده است آن دسته از جوانانى كه به زيبايى و آراستگى خود اهميت نمى دهند، گرفتار احساس حقارت و افسردگى مى شوند.

خداوند متعال با نزول اين آيه، به عنوان يك قانون همگاهى و همگانى، مى فرمايد: «يا بَنى آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»[1]؛ «اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته باشيد».

هم چنين در آيه بعد، با لحن تندترى در پاسخ آنان كه گمان مى برند تحريم زينت ها و پرهيز از غذاها و روزى هاى پاك و حلال، نشانه زهد و پارسايى و مايه قرب به پروردگار است و مى گويد: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيباتِ مِنَ الرِّزْقِ»[2]؛ «[ اى پيامبر!] بگو چه كسى زينت هاى الهى را كه براى بندگانش آفريده و هم چنين مواهب و روزى هاى پاك و پاكيزه را تحريم كرده است؟»

سپس براى تأكيد اضافه مى كند: «قُلْ هِى لِلَّذينَ آمَنُوا فِى الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ»[3]؛ «به آنها بگو كه اين نعمت ها و موهبت ها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده اند و روز قيامت نيز خاصّ آن مى باشد».

بنابراين اسلام نه تنها با جمال و زيبايى مخالفتى ندارد؛ بلكه همگان را به آراستگى تشويق مى نمايد؛ اسلام يادگار پيامبرى است كه نظافت و آراستگى، بوى خوش و لبخند را از نشانه هاى ايمان مى داند.

روايات اسلامى از توصيه و تشويق مسلمانان به پوشش مناسب و آراستگى سرشار است.

پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «خداوند متعال زيباست و زيبايى را دوست دارد و خواستار آن است كه اثر نعمت خود را در بنده اش ببيند»[4].

امام على (علیه السلام)  نيز مى فرمايد: «خودآرايى از ويژگى هاى خاص انسان مؤمن است»[5].

البته آراستگى بيرونى را بايد با زيبايى درونى پيوند داد؛ يعنى هم درون را بايد آراست و هم به زيبايى ظاهر پرداخت؛ چون ظاهر، آينه درون است.

امام جعفر صادق (علیه السلام)  فرموده است: «خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دارد و بينوايى و قيافه فقرآلود را ناخوش مى شمرد. هرگاه خداوند به بنده اى نعمتى دهد، دوست دارد اثر آن را در او ببيند»[6]. در اين هنگام يكى از ياران حضرت سؤال نمود: چگونه؟ و حضرت اين موارد را يادآور شد:

1. لباس تميز پوشيدن؛

2. خوشبو نمودن خود و استعمال عطر؛

3. نيكو و زيبا ساختن خانه و كاشانه؛

4. جارو نمودن جلوى در خانه؛

5. چراغ روشن نمودن پيش از غروب (كه موجب رفع فقر و زيادى روزى مى شود).

سه نشانه مهم آراستگى :

الف. پوشيدن لباس مرتب و تميز

خوش لباسى يك ميل درونى است و جوانان در آراستگى، بيش تر به نوع لباس خود اهميت مى دهند كه پسنديده و جالب توجه باشد. با اين همه آراستگى لباس از پوشيدن نوع لباس مهم تر است.

خداوند به پيامبر مى فرمايد: «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ »[7]؛ «و لباس خويشتن را پاك كن». زيرا جامه پاكيزه غم و اندوه را مى زدايد.[8]

پيامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «لباس خوب بپوشيد و خانه هايتان را آباد كنيد تا در ميان مردم مانند خال رخساره باشيد»[9].

امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «لباس زيبا بپوش؛ زيرا خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، اما بايد حلال باشد»[10].

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  به پوشيدن لباس سفيد رنگ توصيه مى فرمود؛ چون سبب آرامش و پاكيزگى است. رنگ هاى زرد و سبز نيز از رنگ هاى برگزيده است.[11]

ب. رسيدگى به آرايش سر و صورت

پيراستن و آراستن موهاى سر و صورت و تميز نگاه داشتن و مرتب كردن آن بر آراستگى آدمى مى افزايد. پيامبر (صلی الله علیه وآله)  مى فرمود: «موى خوب از پوشش هاى الهى است كه خداوند بر انسان ارزانى داشته است پس آن را عزيز بداريد».[12]

شانه كردن مو، آسان ترين روش آراستگى است. به فرموده پيامبرخدا (صلی الله علیه وآله) ، «هر كه موى سر را بگذارد مى بايد آن را به شانه كردن، تربيت نيكو كند، در غير اين صورت آن را بتراشد»[13].

براى اصلاح صورت، ضمن مرتب كردن و كوتاه كردن ريش و شارب (سبيل) بايد از رها كردن آن براى بلند شدن بى قواره پرهيز نمود.

هم چنين شايسته است به هنگام هر نماز و براى آراسته بودن، سر و صورت با شانه مرتب شود.[14]

ج. بوى خوش و عطر

بوى خوش از اخلاق پيغمبران است.[15] رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  معتقد بود كه در بوى خوش اسراف نيست. ايشان هزينه اى را كه در بوى خوش صرف مى نمودند، بيش تر از هزينه اى بود كه در غذاى خود مصرف مى كردند.

سيسرون، سخنور رومى، گفته است: «چهره، تصوير روح است»؛ يعنى احساسات و هيجانات انسان، غالباً در چهره وى منعكس مى شود. خشم، ترس، شادى، غم، تعجّب، تنفّر و رضايت به سادگى در چهره نمايان مى گردد و به راحتى قابل تشخيص است. بنابراين احساسات ما نسبت به ديگران، به صورتى غيراختيارى خود را نشان مى دهد و قابل پنهان كردن هم نيست. نوع آرايش سر و صورت، عينك داشتن يا نداشتن و زيبايى ظاهرى، مى تواند برداشت هاى اوّليه را در مخاطب ما ايجاد كند.[16]

 

آراستگى در سيره پيشوايان

پرسش 2 . آراستگى در سيره معصومان (علیهماالسلام)  چه جايگاهى داشت ؛ آيا آنان هم به عنوان مثال به سر و روى خود مى رسيدند؟!

پيشوايان ما ساده زيستى را با آراستگى جمع كرده بودند كه به نمونه هايى از آن اشاره مى شود:

الف. تن پوش پيامبر (صلی الله علیه وآله)  با لباس هاى متعارف مردم عصر خويش تفاوتى نداشت و هر نوع لباسى را كه در دسترس وى قرار مى گرفت مى پوشيد[17]. او به راحتى لباس خود را انتخاب مى كرد و سخت گير و سخت پسند نبودند البته اين ساده زيستى او به معناى بى انضباتى نبود؛ بلكه پيامبر (صلی الله علیه وآله)  در پوشيدن لباس بسيار منظم بود. هنگامى كه هيأتى بر او وارد مى شد، زيباترين لباسش را مى پوشيد[18].

ايشان بيش تر لباس پنبه يا كتان مى پوشيد و بيش ترين لباس هايش به رنگ سفيد بود و لباس مخصوصى براى نماز جمعه داشت[19].

پيامبر (صلی الله علیه وآله) به نظافت و بوى خوش، علاقه داشت[20]؛ ايشان توجه بسيارى به استفاده از بوى خوش داشت و به آينه يا آب مى نگريست و موهايش را شانه مى زد و خود را براى ياران مى آراست.[21] همواره لباسش پاكيزه بود و مى فرمود: از عوامل ارجمندى مؤمن نزد خداى والا، پاكيزگى لباس اوست[22].

ب. حضرت رضا (علیه السلام) نيز ساده زيستى را با آراستگى جمع كرده بود و پاكيزگى را از اخلاق پيامبران مى شمرد.[23] او درباره لباس زيبا مى فرمود: «حسن (علیه السلام)  لباس هاى زيبا مى پوشيد، و جعفر ابن محمد (علیهم السلام) لباس هاى تازه مى خريد و در آب فرو مى برد و سپس در بر مى كرد، و به من مى گفت تو هم [اين چنين لباس] بپوش و خود را نو كن؛ زيرا على بن الحسين (علیهم السلام)  جبّه هاى خز را پانصد درهم مى خريد و زمستان مى پوشيد و بعد آن را مى فروخت و به فقراء انفاق مى نمود و مى فرمود:[24]«مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيباتِ مِنَ الرِّزْقِ»[25]؛ «بگو: چه كسى زينت هاى الهى را كه براى بندگان خود آفريد و روزى هاى پاكيزه را حرام كرده است؟!».[26]

ياسر، خادم امام رضا (علیه السلام)  مى گويد: حضرت به من فرمود: «براى خود يك جبّه خز بخريد و اگر خواستيد پارچه هاى نقش دار تهيه كنيد. عرض كردم هر پارچه نقش دارى را بخرم؟ فرمود مگر پارچه نقش دار چيست؟ گفتم: پارچه هاى نقش دارى كه در آن پنبه نباشد مى گويند حرام است، فرمود: تو از آن پارچه هايى كه در آن پنبه هست بپوش»[27].

امام رضا (علیه السلام)  محاسن خود را با خضاب سياه مى كرد[28] و موهاى سر و صورت خود شانه مى زد[29]. امام مقيد به استفاده از عطر بود؛ روايت شده است كه امام از عود هندى و چينى بخور مى كرد، و مشك و گلاب استعمال مى نمود[30]. حضرت رضا (علیه السلام)  عطر زدن را از اخلاق پيامبران مى شمرد[31] و در روايتى، به سيره جدشان اشاره مى نمايند و مى فرمايند: «حضرت زين العابدين مشكدانى داشت از قلع كه در آن مشك نهاده بود و وقت لباس پوشيدن و بيرون رفتن از آن مشك به خود مى ماليد»[32].

امام همگان را به عطر زدن سفارش مى كرد: «بر هيچ كس روا نيست كه از به كار بردن عطر در هر روز خوددارى كند، و اگر قدرت نداشت يك روز در ميان خود را خوشبو كند، و اگر باز هم نتوانست در روز جمعه حتماً بوى خوش استعمال نمايد».[33]

 

اصول آراستگى

پرسش 3 . آيا در نوع پوشش و آرايش، اصول ثابت و مشخصى وجود دارد و يا در هر زمان بايد متناسب با شرايط آن روز باشيم؟

اسلام در كنار آزادى انتخاب در نوع آرايش و پوشش، اصول ثابتى را نيز تعيين نموده است كه با تمسك بدان در همه زمان ها مى توان ضمن مصونيت نسبت به از دست دادن هويت ملى و دينى، از پيامدهاى منفى افراط و تفريط در خودآرايى و مدگرايى در امان بود.

اصول پوشش و آرايش در نگاه اسلام را مى توان در موارد ذيل جستجو كرد:

1. پاكيزگى و نظافت

رعايت پاكيزگى و نظافت در پوشش و آراستگى يكى از اصول ثابتى است كه اسلام بر آن تأكيد دارد. به گونه اى كه خداوند متعال در قرآن به پاك نمودن لباس توصيه نموده و بيان داشته است: «وَ ثِيابَكَ فَطَهِّر»[34]؛ «و لباست را پاك كن».

آيه فوق در حقيقت خطاب به مردم است كه پاكيزگى لباس ظاهر از مهم ترين نشانه هاى شخصيت و تربيت فرهنگ انسان است.[35]

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  نيز بر نظافت اصرار داشته و آن را جزو ايمان برشمرده و فرموده اند: «پاكيزگى جزئى از ايمان است»[36] و يا فرموده اند: «هر كس لباسى مى پوشد، بايد آن را نظيف نگه دارد»[37].

بنابراين هرگونه پوشش و آرايش ـ چه سنتى باشد و چه در قالب مد ـ كه در قالب مد ارائه گردد اگر با اصل پاكيزگى و نظافت منافات داشته باشد از سوى اسلام مردود است.

2. آراستگى و مرتب بودن

دين اسلام افزون بر تكيه و تأكيدى كه به مسئله نظافت و پاكيزگى دارد، به آراستگى ظاهر و مرتب بودن نيز به عنوان يك اصل مهم توجه نشان داده است.

در حديثى از قول پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  در مورد شخصى ژوليده چنين آمده: «خداوند متعال شخص آلوده و ژوليده را دشمن مى دارد»[38].

در سيره پيامبر (صلی الله علیه وآله)  نيز چنين نقل شده كه هنگام بيرون رفتن از خانه در آينه و يا آب مى نگريست و خود را مرتب مى كرد. امام صادق (علیه السلام)  در اين زمينه چنين مى فرمايد: «مردى به در خانه پيامبر ايستاده بود و اجازه مى خواست كه آن حضرت را ببيند. پيامبر (صلی الله علیه وآله)  از اتاق خارج شد و كنار ظرفى كه در آن آب بود، ايستاد و محاسن خود را صاف و نظرى به آب  كرد و سپس به داخل خانه بازگشت. عايشه (با تعجّب) گفت: اى رسول خدا! تو سيّد فرزندان آدم و رسول خدايى. در كنار آن ظرف آب ايستادى و خويش را آراستى! پيامبر به او فرمود: «اى عايشه! خداوند دوست دارد وقتى بنده مؤمن براى ملاقات برادرش از خانه خارج مى شود، خود را آراسته و آماده كند».[39]

براساس اين اصل نيز مدهايى كه نتيجه اى جز ژوليدگى و پلشتى ندارد، از سوى اسلام مورد قبول واقع نخواهد بود.

3. رعايت عرف جامعه

رعايت هويت ملى و دينى در پوشش و آرايش يكى از اصول مهم حقوق اجتماعى است؛ امام صادق (علیه السلام)  در توصيه به يكى از ياران خود به نام عُبَيدِ بْنِ زِيادٍ فرمودند: «خداوند آشكار كردن نعمت را بيش از پنهان نگاه داشتن آن دوست مى دارد، پس جز اين مباد كه با بهترين شكل آرايش مرسوم قوم خويش خود را بيارايى».[40]

از همين رو در اسلام پوشيدن لباس هايى كه به جهت جنس پارچه، رنگ و كيفيت دوخت، معمول نبوده، خلاف شأن افراد بوده و موجب جلب توجه و انگشت نما شدن شود، ممنوع شده است. براساس تعاليم اسلامى استفاده از اين گونه لباس ها كه در بيان روايات «لباس شهرت» نام دارد، به دليل اينكه موجب خود بزرگ بينى يا حقارت، يا ايجاد ضعف شخصيت  و يا هتك حرمت و خوارى مسلمان مى گردد ممنوع است.

امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «براى انسان از نشانه هاى خفت و خوارى همين بس كه لباسى بپوشد كه به آن مشهور شود»[41].

4. رعايت جنسيت

نوع لباس و آرايش افراد، بايد با جنسيت آنها نيز تناسب داشته باشد. به همين دليل بايد بين لباس و آراستگى مردان و زنان تفاوت وجود داشته باشد و هر يك از اين دو جنس از لباس و آرايش مخصوص خود استفاده كرده، از پوشيدن لباس جنس مخالف خوددارى نماييد. امير مؤمنان (علیه السلام)  شخصى را ديدند كه جامه اش را (همچون زنان آن وقت) بر زمين مى كشيد! حضرت فرمود: مرا خوش نمى آيد كه مردى شبيه به زنان باشد.[42]

در متون دينى مردانى كه لباس زنان و زنانى كه لباس مردان را بپوشند، از رحمت خدا به دور مى خواند و در روايات متعددى از تشبه زنان به مردان و مردان به زنان نهى شده است. در چندين روايت اشخاصى كه در رفتار و لباس پوشيدن خود را مانند جنس مخالف كنند، مورد لعن خدا و رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  قرار گرفته اند.

امام باقر (علیه السلام)  فرموده اند: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  به مردانى كه خود را همانند زنان بيارايند و رفتار زنانه اى داشته باشند، و زنانى كه خود را به شكل مردان  درآورند، لعنت فرستاد»[43].

در روايتى از نبى مكرم اسلام (صلی الله علیه وآله)  آمده است كه: «خداوند چهار گروه را از رحمت خويش دور كرده است و خدا و رسولش و ملائكه بر آنان لعن مى فرستند... يكى از اين گروه ها زنانى هستند كه خود را شبيه مردان مى كنند»[44]. از اين رو مراجع تقليد نيز آرايش زنانه را براى مردان جايز نمى دانند.[45]

در پايان بايد گفت دختران و پسرانى كه ويژگى هاى جنس مخالف را از خود بروز مى دهند، كمتر مى توانند با نقش خود سازگار باشند؛ چنين افرادى از نقشى كه ايفا مى نمايند احساس رضايت نمى كنند و از نگاه روان شناسانه دچار اختلال در هويت جنسى خوانده شده اند[46].

5. رعايت عفاف و حياء

حياء سرچشمه همه زيبايى هاست[47] و اسلام براى آراستگى، رعايت حياء و عفت را به عنوان يك اصل ثابت قرار داده است. براساس اين اصل هرگونه پوشش و آرايش، از هر نوع، شكل، رنگ و مُدى كه مخالف عفت و حياء بوده، باعث تهييج و برانگيختن احساسات ديگران در جامعه شود،  ممنوع است؛ زيرا زنان و مردان مسلمان در فعاليت هاى اجتماعى و به هنگام مواجهه با نامحرمان، بايد با جنبه هاى انسانى خود حضور يابند، نه با جنبه هاى تحريك آميز كه نتيجه اى جز انحطاط فرد، خانواده و جامعه به دنبال نخواهد داشت.

6. پرهيز از خودنمايى و فخرفروشى

گاه آراستگى راهى براى فخرفروشى و احساس تفاخر است، از اين رو اسلام به شدت آن را نفى مى نمايد. احاديث معصومين (علیهماالسلام) بيانگر آن است كه حتى در پوشيدن لباس بايد نيت انسان پاك و زيبا باشد از همين رو اسلام مبناى خود را در پوشش، پرهيز از خودنمايى، مباهات و فخرفروشى قرار داده و كسانى را كه بدين منظور لباس مى پوشند مورد نكوهش قرار داده است.

پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «هر كس لباس بپوشد كه بدان برترى جويد و مردم به او بنگرند خدا به او ننگرد تا آن لباس را از تن به در كند»[48].

در روايت ديگرى فرموده اند: «بپرهيز كه براى بزرگ منشى و خودنمايى جامه بلند بپوشى، كه خداوند خودخواهى را دوست ندارد و در قيامت به او نظر ننمايد»[49].

7. پرهيز از تشبه به كفار

 بايد از لباس ها و آرايش هايى كه نشانه وابستگى به فرهنگ بيگانه و خرده فرهنگ هاى انحرافى است، اجتناب كرد، از اين رو در متون دينى آمده است: «خداوند به پيامبرى فرمود: به قومت بگو، لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاى دشمنان مرا نخورند و خود را به شكل دشمنان من در نياورند و اگر اين كار را بكنند، آنها هم دشمنان من هستند. همان طورى كه آن كفار و مشركين دشمن من هستند»[50]. اين است كه «تشبّه به كفار» و خود را در ظاهر به شكل غيرمسلمان ها درآوردن، حرام است.

دليل ممنوعيت اين ناهنجارى آن است كه رفته رفته «از خودبيگانگى» به دوگانگى در رفتار فردى و اجتماعى منجر مى شود و با گذشت زمان به طور طبيعى زمينه براى همرنگى هاى ديگر در ساير شئون زندگى فراهم مى شود تا آنجا كه به تدريج موجوديت دينى و ايمانى و هويت اصيل از دست مى رود.[51] چنان كه پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «هر كه به گروهى تشبه جويد، از آنهاست»[52].

شهيد مطهرى درباره اين اصل اسلامى مى گويد: «از نظر اسلام زبان انگليسى و ژاپنى و فارسى يكى است... اما اسلام يك چيز ديگر گفته است. گفته شخصيت باختن حرام است. مرعوب ديگران شدن حرام است. تقليد كوركورانه كردن حرام است، هضم شدن و محو شدن در ديگران حرام  است. طفيلى گرى حرام است. افسون شدن در مقابل بيگانه مانند خرگوشى كه در مقابل مار افسون مى شود حرام است... انحرافات و بدبختى هاى آنها را به نام پديده قرن جذب كردن حرام است، اعتقاد به اينكه ايرانى بايد جسماً و روحاً و ظاهراً و باطنا فرنگى بشود حرام است»[53].

8. اعتدال و ميانه روى

اسلام در استفاده از انواع پوشش ها و زينت ها حد اعتدال و ميانه روى را به عنوان يك اصل، برگزيده و هرگونه افراط و تفريط را مردود شمرده است. براساس همين اصل در صورتى كه پيروى از مد و مدگرايى به حد تجمل پرستى و افراط برسد مطرود است؛ زيرا اين كار يكى از مصاديق اسراف است و اسراف از جمله گناهان كبيره مى باشد و خداوند متعال نيز به اسراف كاران وعده دوزخ داده و فرموده: «و مسرفان اهل آتشند»[54].

 

تغيير يا يكنواختگى آراستگى

پرسش 4 . آيا ما در انتخاب نوع و شيوه پوشش و آرايش آزاد هستيم؟ تا چه مقدار مى توانيم به سليقه خودمان نوع پوشش و آرايش را انتخاب كنيم؟

 دين اسلام براى نيازهاى ثابت بشر، قوانين ثابت و براى احتياجات متغير وى وضع متغيرى در نظر گرفته است. در زمينه پوشش و آرايش نيز در تعاليم اسلامى، از يك سو متغيرهايى براى برخوردارى مسلمانان از منافع و جنبه هاى مختلف پوشش و آرايش معرفى گرديده و از سويى براى مصونيت مسلمانان نسبت به از دست دادن هويت ملى و دينى و هم چنين در امان ماندن از پيامدهاى منفى افراط و تفريط در خودآرايى، اصول ثابتى براى تمامى افراد مشخص كرده است[55].

دين اسلام با در نظر گرفتن متغييرهايى همچون: مقتضيات زمانى، موقعيت خاص فردى، وضعيت معيشتى و جايگاه اجتماعى افراد و هم چنين در نظر گرفتن سلايق شخصى، مقتضيات سنى افراد، مسلمانان را در انتخاب پوشش و آرايش دلخواه آزاد گذاشته است.

براى روشن شدن اين مسئله ابتدا به متغييرهايى كه اسلام معرفى نموده، اشاره مى شود:

1. مقتضيات زمانى

به طور طبيعى در گذر زمان عوامل متعددى همچون بهبود شرايط اقتصادى ـ فرهنگى جامعه، ورود طرح هاى نو و يا ورود فن آورى هاى جديد در عرصه بافت پارچه و ساخت لوازم آرايشى دست به دست هم داده و در نوع پوشش و آرايش افراد تأثير مستقيم مى گذارند؛ به گونه اى كه  هر دورانى پوشش و آرايش خاص خود را اقتضا مى نمايد.

پيشوايان معصوم (علیهماالسلام)  به عنوان الگوهاى رفتارى ما مسلمانان در عمل خود نيز نوع پوشش و آراستگى خويش را متناسب با مقتضيات زمان تنظيم مى نمودند، كه در اينجا به نمونه اى از اين موارد اشاره مى نماييم:

نمونه اول:

اميرالمؤمنين على (علیه السلام)  با اينكه موهاى شان سپيد شده بود رنگ نمى بست. شخصى به آن حضرت گفت: مگر پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  دستور نداد كه: «موى سپيد را با رنگ بپوشانيد؟» آن حضرت فرمود: چرا. آن شخص گفت: پس چرا شما رنگ نمى بندى؟ حضرت فرمود: در آن وقت كه پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) اين دستور را داد مسلمانان از لحاظ عدد اندك بودند، در ميان آنها عدّه اى پيرمرد وجود داشت كه در جنگ ها شركت مى كردند، دشمن كه به صف سربازان مسلمان نظر مى افكند و آن پيرمردان سپيد مو را مى ديد اطمينان روحى پيدا مى كرد كه با عدّه اى پيرمرد طرف است و روحيه اش قوى مى شد؛ پيغمبر اكرم دستور داد كه رنگ ببندند تا دشمن به پيرى آنها پى نبرد. آنگاه على (علیه السلام) فرمود: اين دستور را پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله) در وقتى صادر كرد كه عدد مسلمانان كم بود و لازم بود از اين گونه وسائل نيز استفاده شود. اما امروز كه اسلام سراسر جهان را فراگرفته است نيازى به اين كار نيست. هر كسى آزاد است كه رنگ ببندد يا رنگ نبندد.

نمونه دوم:

فردى به نام سفيان ثورى در انتقاد به نوع پوشش امام صادق (علیه السلام) : به  ايشان عرضه داشت: شما روايت مى كنيد كه على (علیه السلام)  لباس خشن مى پوشيد، و حال آن كه خودتان لباس قوهى و مروى (دو پارچه قيمتى منسوب به قهستان و مرو) مى پوشيد؟! حضرت فرمود: واى بر تو، على (علیه السلام)  در زمان تنگدستى مردم زندگى مى كرد، ولى چون روزگار فراخى رسيد، نيكان زمانه به آن شايسته ترند.[56]

در روايت ديگرى آن حضرت با تأكيد بر نقش مقتضيات زمانه بر نوع پوشش فرموده اند: شيعيان ضعيف الايمان دوست دارند كه من بر پلاس بنشينم، و لباس خشن بپوشم، ولى زمانه اقتضا ندارد.[57]

با توجه به آنچه گفته شد معلوم مى شود يكى از متغييرهاى مهمى كه اسلام در نوع پوشش و آرايش مسلمانان در نظر گرفته، مقتضيات زمان است و نوع پوشش و آرايش افراد براساس زمان قابل تغيير مى باشد. چنان كه امام صادق (علیه السلام)  فرموده اند: «خَيرُ لِباسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ اَهلِهِ»[58]؛ «بهترين لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است».

 

2. موقعيت فردى و خانوادگى

از ديگر متغيرهايى كه اسلام براى مسلمانان در پوشش و آرايش لحاظ نموده، موقعيت هاى خاصى است كه افراد در آن قرار مى گيرند كه در اينجا  به سه نمونه اشاره مى نماييم:

يكم: موقعيت هاى زناشويى؛ آيات، روايات و سيره عملى معصومين (علیهماالسلام)  گوياى آن است كه اسلام محدوديتى نسبت به نوع آرايش و پوشش زن و شوهر به هنگام قرار گرفتن در كنار يكديگر قائل نشده است؛ بلكه به آنها توصيه نموده به هنگام حضور در كنار يكديگر از بهترين لباس و لوازم زينتى و آرايشى خود استفاده نمايند همان گونه كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده اند: «بر زن لازم است خود را خوشبو كند، بهترين لباس هايش را بپوشد، به بهترين وجه زينت كند و با چنين وضعى صبح و شب با شوهرش ملاقات نمايد»[59].

از سوى ديگر دين اسلام از زنان مؤمن خواسته تا در موقعيت هاى اجتماعى و يا حضور در ميان نامحرمان از به نمايش گذاشتن خود و زينت هايشان به شدت پرهيز نمايند. قرآن مى فرمايد: «و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [ از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [ فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان و... آشكار نسازند... و پاهاى خود را [ به گونه اى بر زمين ]نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى دارند، معلوم گردد. اى مؤمنان همگى [ از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد»[60].

دوم. موقعيت هاى شغلى و كارى؛ اقتضاى كار و تلاش آن است كه لباس مخصوص خود را داشته باشد از همين رو هنگامى كه از امام كاظم (علیه السلام) سؤال شد: اگر انسان ده دست جامه داشته باشد اسراف است؟ فرمود: نه، بلكه براى حفظ جامه ها بهتر است و اسراف آن است كه لباس بيرون را وقت كار بپوشى.[61]

سوم. حضور در جمع دوستان و ديدارهاى خانوادگى؛ يكى از موقعيت هاى خاصى كه هر انسان در زندگى خود بارها تجربه نموده و متناسب با آن، نوع پوشش و آرايش خود را تغيير مى دهد، حضور در جمع دوستان و آشنايان مى باشد كه در قالب ديدارهاى خانوادگى و مهمانى ها و مجالس مختلف صورت مى پذيرد. اسلام اين موضوع را نيز لحاظ نموده و بر استفاده از نوع پوشش و آرايش مناسب با اين موقعيت تأكيد كرده است.

پيامبرخدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «خداوند دوست دارد وقتى بنده اى به سوى دوستان مى رود، آماده و آراسته شود»[62].

و يا در روايت ديگرى مى خوانيم: «بايد هر يك از شما، براى [ خودى ها] برادر مسلمان خود، خويش را بيارايد؛ چنانكه از براى بيگانه [ و كسانى كه فاميل نيستند] زينت مى كند و دوست دارد كه او را به  نيكوترين شكل ببيند»[63].

 

3. وضعيت اقتصادى و جايگاه اجتماعى

از ديگر متغيرهاى تأثيرگذار در نوع پوشش و آرايش افراد كه دين اسلام آن را لحاظ نموده، شرايط معيشتى خود افراد و هم چنين جايگاه و شأن آنها در جامعه است. به گونه اى كه داشتن لباس هاى متعدد و مناسب كه در شأن و جايگاه اجتماعى افراد باشد، مجاز دانسته شده است.

شخصى از امام صادق (علیه السلام)  درباره فرد ثروتمندى پرسيد كه لباس متعدد و مرغوب و چندين پيراهن تهيه مى كند؛ آيا با پوشيدن آنها، اسراف گر است؟ حضرت فرمود: «خير، چون خداوند مى فرمايد: «لِينْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيهِ رِزْقُهُ فَلْينْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ»[64]؛ «آنان كه امكانات وسيعى دارند، بايد از امكانات وسيع خود انفاق (خرج) كنند و آنها كه تنگ دست اند، از آنچه كه خدا به آنها داده انفاق (خرج) نمايند»[65].[66]

اين بيان شريف امام صادق (علیه السلام)  گوياى آن است كه در مكتب اسلام مسلمانان مى توانند متناسب با وضعيت معيشتى خود لباس مناسب تهيه و استفاده نمايد.

 

 4. سلايق شخصى

سلايق شخصى نيز از ديگر متغيرهايى است كه اسلام براى آن احترام قائل شده و پارچه، مدل و حتى جنس و رنگ خاصى براى لباس واجب ننموده و مسلمانان را نسبت به نوع خاصى از آرايش الزام نكرده تا تمام مسلمانان در انتخاب اين موارد آزاد باشند.

البته اسلام در راستاى حفظ بهتر سلامتى روحى و جسمى مسلمانان در اين زمينه توصيه هايى در قالب مستحب و مكروه ذكر نموده است؛ مثلاً بر لباس هاى روشن به ويژه لباس سفيد تأكيد كرده و لباس سياه را به دليل تأثير منفى كه بر نشاط روحى و سلامتى افراد دارد مكروه اعلام نموده است. مگر در مورد عبا [ و چادر] و عمامه و كفش كه كراهت ندارد.

 

5. شرايط سنى

بدون ترديد، ميل به خودآرايى و زيبايى كه ميل ذاتى آدمى است، در سنين مختلف تغيير مى نمايد، به گونه اى كه ارضاى اين ميل در دوران نوجوانى و جوانى به اوج خود رسيده و به شكفتن احساسات كمك كرده و به سوى تعالى روحى و پيشرفت هاى عاطفى سوق مى دهد.

پيشوايان اسلام نيز در سيره عمليشان به تمايل جوانان به خودآرايى و تجمّل دوستى توجه مى نمودند. به همين جهت، على (علیه السلام) ، به هنگام خريد لباس، جامه بهتر را به قنبر (غلام جوان خود) داد تا او را با پوشاندن آن لباس، شادمان و مسرور كند، و خطاب به وى فرمود: تو جوانى و مانند ساير  جوانان به آراستگى و زيبايى رغبت بسيار دارى.[67]

 

حيا و آراستگى

پرسش 5 . آيا مى توان هر دختر و پسرى را كه به ظاهر خود مى رسد متهم كرد؟ چرا بعضى ها در دانشگاه و يا در بيرون دانشگاه در اين مسئله حساس و سخت گيرند؟

آراسته بودن هميشه پسنديده است. البته بايد دقت داشت كه نوع لباس و آرايش به حيا و عفت عمومى آسيب نزند؛ زيرا «بدون عفت و حيا، هيچ كار زيبايى انجام نمى شود و هيچ كار زشتى ترك نمى گردد»[68].

رعايت حيا و عفت يك اصل دائمى در آراستگى مرد و زن است و اسلام درباره پوشش و آرايش در برابر نامحرمان و به هنگام حضور در اجتماع خواستار رعايت حريم ها و مرزبندى ها مى باشد.

در قرآن آمده است؛ «اى فرزندان آدم ! براى شما لباسى فرو فرستاديم (و زمينه تهيه آن را فراهم كرديم)، كه بدن شما را مى پوشاند و جامه زينت است»[69].

بديهى است كسانى كه مرز حيا و عفت را رعايت نكنند و نگاه هاى  ديگران را به خود جلب نمايند به طور طبيعى آتش شهوت در ديگران تحريك شده و زمينه مفاسد اخلاقى را در جامعه افزايش مى دهد.

در منابع اسلامى نيز از لباس نازك كه نقش مؤثرى در تحريك اميال جنسى دارد، منع شده است.

امام على (علیه السلام)  فرمود: «لباس نازك بدن نما نپوشيد؛ زيرا نشانه سستى در دين است».

در روايت ديگرى از عايشه نقل گرديده: خواهرش اسماء در حالى كه لباس نازكى بر تن داشت، نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  آمد، حضرت روى از وى برتافت و فرمود: «اى اسماء، زن هنگامى كه به بلوغ مى رسد، صحيح نيست كه غير از اين قسمت و اين قسمت از بدنش پيدا باشد» و به صورت و كفين خويش اشاره كرد[70].

هم چنين امام صادق (علیه السلام)  در اين باره فرموده اند: «زيبنده زن مسلمان نيست كه روسرى يا پيراهنى بپوشد كه بدن از زير آن ديده شود»[71].

گفتنى است، در ميان زنان و دختران دو ويژگى بيش از مردان و پسران نمايان است: يكى خودآرايى و تمايل به آرايش و ديگرى روحيه خجالت و حيا كه اين دو ويژگى در دختران و زنان بسيار پسنديده و با اهميت است و لازم است جايگاه ابراز آن مديريت شود. در فرهنگ اديان الهى و به ويژه در اسلام بسيار تأكيد شده است كه خودآرايى و آرايش زن در چارچوب  خانواده نمايان شود كه زمينه لذت و مهر و محبت را هرچه بيش تر به طور سالم فراهم كند و خجالت و حيا در بيرون خانواده هرچه بيش تر رعايت گردد تا زمينه احتياط و دورى از سوء استفاده ناهنجاران بيش تر فراهم شود. از اين رو پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  نهى فرمود كه زن براى غيرشوهرش زينت كند و اگر چنين كند حقّ خدا است كه او را به آتش بسوزاند.[72]

در روايت ديگرى نيز امام باقر (علیه السلام)  در خصوص لباس هاى كوتاه چنين بيان داشته اند: «براى زن مسلمان شايسته نيست كه روسرى و پيراهنى بر تن كند كه او را نپوشاند و بدن نما باشد»[73].

از ديگر لباس هايى كه با عفت و حيا منافات دارد و از سوى اسلام ممنوع شده است، لباس هاى تنگ و چسبان است كه برجستگى هاى اندام بدن را نمايان ساخته، تحريك جنسى را به دنبال دارد.

 

آرايش مو

 پرسش 6 .شنيده ايم كه موهاى سر پيامبر (صلی الله علیه وآله)  بلند بوده است و يا ايشان براى موى سر خود فرق باز مى كردند؛ آيا اين موضوع صحت دارد؟ در صورتى كه جواب مثبت است پس چرا بعضى ها به جوانى كه موى سرش بلند باشد و فرق سر بگذارد، نگاه حقارت آميز مى كنند؟

 برخلاف آنچه كه شهرت يافته است، در منابع شيعى روايتى مبنى بر اينكه پيامبر (صلی الله علیه وآله)  موهاى خود را بلند مى نمود به گونه اى كه موهايشان از بلندى بر روى شانه هاى آن حضرت بيفتد و يا اينكه به دليل بلندى موها فرق بازمى كرد، وجود ندارد، بلكه گاه توصيه هايى برخلاف آن مطرح است.

از امام صادق (علیه السلام)  پرسيدند آيا رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  براى موى سر خود فرق مى گذاشتند؟ حضرت فرمودند: «خير! زيرا كه موى سر آن حضرت وقتى كه بلند مى شد [ حداكثر] تا نرمه گوش آن حضرت مى رسيد».[74]

در حديث ديگرى از امام صادق (علیه السلام)  پيرامون بلند كردن مو پرسيده شد ايشان در پاسخ فرمودند: «ياران رسول خدا همواره موى سر خود را كوتاه مى كردند»[75].

با توجه به روايات فوق، بلند كردن موى سر براى مردان به مقدارى كه بر روى شانه ها بيفتد و يا اينكه انسان مجبور به فرق بازكردن شود، توصيه نشده است و اگر هم در برخى نقل هاى تاريخى ذكر شده كه موى سر پيامبر (صلی الله علیه وآله) يا ائمه (علیهماالسلام)  بلند بوده، به اين معنا نيست كه چنان موهاى خود را بلند مى نمودند كه بر روى شانه هايشان بيفتد و مجبور به بازكردن فرق سر باشد. البته بلند شدن موى پيامبر در شرايط خاص و استثنايى اتفاق افتاده است مانند موقعيت صلح حديبيه كه مدتى پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و ياران ايشان منتظر ورود به  مكه شدند كه در مراسم حج موى خود را بتراشند؛ اما مشركان مخالفت كردند و مانع ورود حضرت و ديگر مسلمانان شدند. در آن مدت موى سر حضرت بلند ماند.[76]

بنابراين موى بلند از سنت پيامبر (صلی الله علیه وآله)  نبوده است؛ بلكه به طور استثنايى رخ داده است. در هر صورت فرق گذاشتن براى موى بلند، نوعى سليقه شخصى است و اگر كسى موى سر خود را بلند گذاشت بايد به خوبى آن را مرتب كند[77] اما نمى توان آن را به روش پيامبر (صلی الله علیه وآله)  مستند ساخت.

درباره آرايش موى سر چند نكته شايسته يادآورى است:

الف. بهترين وضعيت براى موى سر مردان كوتاه بودن آن است

امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «موى سرت را كوتاه كن؛ زيرا (با كوتاه كردن مو) آلودگى هاى آن را كم، و گردنت را استوار و نور چشمت را افزون مى كند»[78].

امام كاظم (علیه السلام)  نيز در زيان هاى بلند بودن موى سر فرموده اند: «چون موى سر دراز شود چشم ضعيف گردد و ديدش برود، و كوتاه كردن موى سر چشم را روشن كند و ديدش را بيفزايد»[79].

ب. بلند بودن مو نبايد از حد متعارف خارج گردد

براساس روايات نقل شده از سيره عملى و گفتارى پيامبر (صلی الله علیه وآله) و ديگر معصومين (علیهماالسلام)  به دست مى آيد كه نهايت بلندى موى آن بزگواران به مقدارى بوده كه از نرمه گوش فراتر نمى رفته لذا اگر كسى موهاى خود را بلند نمايد و قصد دارد طبق سيره معصومين (علیهماالسلام)  عمل كند بايد بلندى موى او از حد متعارف خارج نگردد به گونه اى كه موهاى وى بر روى شانه بيفتد تا مجبور شود پشت مو را ببندد.

از اميرالمؤمنين (علیه السلام)  نقل گرديده كه ايشان فرموده است: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  به ما مى فرمود موهاى پشت سرتان را كوتاه كنيد»[80].

ج. در صورت بلند نمودن موى سر بايد نظافت و آراستگى را مراعات نمود

اگر كسى به هر دليلى موهاى خود را بلند نمود بر اساس همين آموزه ها بايد نسبت به نظافت و آراستگى آن كوشا باشد. پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «هر كس موى سرش را بلند مى گذارد، خوب نگهدارى يا كوتاهش كند»[81].

 

آرايش صورت

پرسش 7 . بعضى از اهل سنت موى سبيل خود را خيلى كوتاه مى كنند،  آيا اين سنت پيامبر (صلی الله علیه وآله)  است؟

سنّت پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و معصومين (علیهماالسلام)  درباره موهاى پشت لب اين بوده كه از بلند شدن آن جلوگيرى نموده و آن را كوتاه مى نمودند. رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «مجوس ريش خود را مى تراشند و سبيل را بلند مى گذارند، و ما سبيل خود را مى زنيم و ريش خود را بلند مى گذاريم»[82].

در حديث ديگرى چنين آمده: «گرفتن از موى پشت لب به طورى كه لب آشكار شود از سنت است»[83].

در سيره امام صادق (علیه السلام)  از برخى يارانشان چنين نقل گرديده است: «ديدم حضرت صادق شارب هاى خود را گرفته به طورى كه نزديك بود به پوست برسد»[84].

گفتنى است به طور معمول دستورات و توصيه هاى اسلامى حداقل به دو منظور است:

1. رعايت بهداشت فردى كه با كوتاه كردن موى پشت لب و سبيل در هنگام خوردن و آشاميدن از آلودگى غذاها و نوشيدنى ها جلوگيرى مى شود.

2. حفظ هويت فرهنگى و اجتماعى؛ به طورى كه فرد مسلمان دنباله رو سليقه ها و آشفتگى هاى گوناگون از سوى ديگران نباشد. به ويژه كسانى كه  بلند گذاشتن سبيل را براى خود آرم و آرمان قرار مى دهند و هويت فرقه اى خودشان را در بلند گذاشتن سبيل به نمايش مى گذارند.

بنابراين آنچه مهم است كوتاه كردن سبيل به مقدارى است كه امكان رعايت بهداشت انجام گيرد و از نظر ظاهر به گروه يا فرقه خاصى مشابهت پيدا نشود. چنان كه رهبران و بزرگان دينى با ملاحظه اين دو اصل اضافات موى پشت لب و سبيل را كوتاه مى كنند اگرچه آن را نيز نمى تراشند.

 

آرايش و پيرايش ريش

پرسش 8 . چرا تراشيدن ريش توسط مراجع حرام شده است؟ با آن كه بسيارى به اين توصيه عمل نمى كنند؟

در ابتدا بايد داسنت؛ احكام الهى بر اساس حكمت و مصلحت انسان از سوى خداوند متعال تنظيم گرديده، نه بر اساس مقبوليت و عدم مقبوليت برخى مردم و اگر مراجع تقليد نيز حكمى از احكام الهى را بيان نمايند، اين حكم براساس وظيفه آنها مبنى بر استنباط احكام الهى از آيات و روايات است، لذا عدم رعايت احكام تراشيدن ريش از سوى برخى مردم مجوزى براى تغيير احكام الهى نمى شود.

اما در پاسخ اين سؤال اشاره به چند موضوع شايان توجه است؛

فلسفه تحريم ريش تراشى

عمده ترين علت حرمت ريش تراشى از سوى مراجع، روايات و سيره  قطعى معصومان (علیهماالسلام)  است؛ زيرا روايات فراوانى در مورد فضيلت حفظ محاسن و نهى از تراشيدن آن وارد شده، در بين مراجع نيز كسى حكم به جواز تراشيدن تمام محاسن نداده و اغلب يا فتوا به حرمت داده اند يا بنابر احتياط واجب تراشيدن آن را جايز نمى دانند و برخى نيز تنها تراشيدن ريش در صورتى كه از اطراف آن باشد يعنى يك چهارم صورت تراشيده نشود، و صدق ريش كند، جايز دانسته اند.[85]

در اينجا به برخى از ادله حرمت ريش تراشى اشاره مى شود:

الف. سنت پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و اوليا

سيره رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  و ائمه معصومين (علیهماالسلام)  و حتّى پيامبران پيشين و انسان هاى بزرگ و وارسته در اديان گذشته همواره بر داشتن ريش و حفظ محاسن بوده است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  در هنگام رويارويى با كسانى كه ريش خود را تراشيده و سبيل خود را بلند گذاشته بودند فرمود: «اما پروردگار من دستور به گذاشتن ريش و كوتاه كردن سبيل داده است»[86].

ب. حفظ هويت اسلامى

اسلام براى حفظ هويت فرهنگى، به مسلمانان دستور داد ضمن عمل به احكام اسلام، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نكنند. بر همين اساس رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «سبيل هايتان را كوتاه نماييد و محاسن (ريش ها) را  بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد»[87].

و در جاى ديگر نيز فرمود: «شارب خود را بچينيد و ريش خود را بگذاريد و شبيه مجوس نشويد»[88].

گفتنى است؛ گاهى تراشيدن ريش همانند بستن كراوات و پاپيون حكايت از آرم ها و آرمان هاى فرهنگى غيرمسلمانان دارد و مشابهت با آنان به نوعى از خودباختگى و پذيرفتن فرهنگ بيگانه است و از سوى ديگر بلند گذاشتن بيش از حد ريش نيز به نوعى مشابهت با خاخام هاى يهودى است. بر اين اساس بلند گذاشتن بيش از حد ريش نيز همانند تراشيدن ريش از نگاه اسلام مورد نكوهش است.[89]

بديهى است اسلام تعامل علمى و اقتصادى با ديگران را مى پذيرد امّا سلطه اقتصادى و تهاجم فرهنگى و فرهنگى را نمى پذيرد.

ج. نزول عذاب

رسول گرامى (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «ده عمل زشت و گناه، باعث نابودى قوم لوط شد... تا اينكه فرمود: و تراشيدن ريش و بلند كردن سبيل دو عمل و گناهى بود كه سبب از بين رفتن قوم لوط شد».[90]

فوايد حفظ محاسن:

الف. وقار و نشانه مردانگى

روييدن مو در صورت مردان يكى از صفات مردانگى آنان به حساب مى آيد و داشتن ريش مرتب را مى توان از جمله جلوه هاى وقار و ابهت مردان شمرد. به تعبير امام صادق (علیه السلام) : «... مو بر صورت مردان علامت مردانگى و موجب عزت ايشان است».[91]

بر اساس آنچه كه از معصومين (علیهماالسلام)  نقل گرديده، خداوند متعال محاسن را وسيله اى براى زينت مردان قرار داده است.

امام رضا (علیه السلام)  نيز مى فرمايد: «خدا ريش را زيور مردان نمود و آن را دليل تمايز مردان از زنان ساخت»[92].

ب. سلامتى بدن

پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «شانه زدن به سر و [محاسن ]صورت درد را از بدن بيرون مى كشد»[93].

امام صادق (علیه السلام)  در اين باره فرموده اند: «شانه زدن ريش گونه هاى صورت و دندان ها را سخت كند»[94].

در حديثى از امام صادق (علیه السلام)  آمده است: «رسول خدا همواره ريش خود  را شانه مى زد و مى فرمود: هوش را مى افزايد و بلغم را مى برد»[95].

ج. آراستگى

پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  چشمش به مردى افتاد كه ريش بلند و ژوليده داشت و فرمود: «چه ضرر داشت اگر اين مرد ريش خود را اصلاح مى كرد؟». آن مرد شنيد و ريش خود را به طور مرتب و معمولى اصلاح كرد و به نزد حضرت آمد، پيغمبر (صلی الله علیه وآله) چون او را ديد، فرمود اين طور اصلاح كنيد.[96]

در اسلام نسبت به نظافت محاسن و ريش نيز توصيه شده است اميرالمؤمنين على (علیه السلام)  از قول  پيامبر (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «ريش را پاكيزه نگه داريد و شانه بزنيد»[97].

درباره آراستگى و مرتب نگه داشتن محاسن نيز توصيه هايى در روايات آمده است: سدير مى گويد: حضرت باقر (علیه السلام)  را ديدم كه موى اطراف صورت را كوتاه مى كرد، و موى چانه را پر پشت مى گذاشت»[98].

در روايتى حضرت على (علیه السلام)  در خصوص نحوه آراستگى موى سر و صورت توصيه فرموده اند تا موهاى گيج گاه و اطراف محاسن و هم چنين در صورت بلند بودن محاسن طرف جلوى آن كوتاه و مرتب گردد.[99]

در پايان ذكر اين نكته شايسته يادآورى است كه در موضوع تراشيدن ريش نبايد گرفتار افراط و تفريط شد و كسانى كه اين مسئله را رعايت نكنند، آنان را از جرگه مسلمانى به دور شمرد! ممكن است بسيارى به دليل عدم اطلاع از احكام شرعى مرتكب اين گناه شوند و در صورت اطلاع رسانى صحيح و بيان روايات معصومين (علیهماالسلام)  از آن خوددارى كنند، لذا لازم است با حوصله در جامعه فرهنگ سازى شود.

 

آرايش بانوان

پرسش 9 . چرا زنان بيرون از خانه نبايد آرايش كنند؟ دلايل آن از نظر منطقى چيست؟ آيه مربوط به آرايش بانوان در كدام سوره از قرآن كريم مى باشد و در چه منابعى حدود آن مشخص شده است؟

هرچند آرايش و زيبايى از نظر اسلام مطلوب و پسنديده است و منعى بر آن وجود ندارد؛ بلكه توصيه به آرايش و آراستن شده و حتى نسبت به آرايش زنان براى همسران از سوى اسلام تأكيد فراوانى صورت پذيرفته است، با اين همه آرايش هاى زننده و ناهنجار در برابر نامحرمان از نگاه دين مورد نكوهش قرار گرفته است.

خداوند متعال به زنان مؤمن دستور مى دهد: «زينت و آرايش خود را آشكار نكنند جز آن مقدارى كه آشكار است (صورت و دست ها تا مچ)  مگر براى شوهران و ديگر محارم». و در ادامه به زنان مؤمن سفارش مى كند: «هنگام راه رفتن پاهايشان را به زمين نكوبند تا زينت مخفى آنان [كه همان خلخال پا است] آشكار نشود و يا صداى آن شنيده نشود و موجب جلب توجه نامحرمان نگردد».[100]

آسيب ها و پيامدهاى منفى و گاهى غيرقابل جبران به واسطه حضور تحريك كننده زنان در بين نامحرمان دامنگير فرد، خانواده و جامعه مى گردد و در اينجا به گوشه اى از اين آسيب ها اشاره مى نماييم:

1. پيامدهاى فردى

به طور طبيعى آرايش چهره به نوعى توجه و نگاه نامحرمان را به خود جلب مى كند، بديهى است كه اين كار زمينه برخى از تحريكات را براى طمع ورزى ايجاد مى نمايد، در حالى كه حفظ شخصيت زن و كرامت انسانى او مى طلبد كه با وقار لازم از منزل بيرون شود و از هر چيزى كه توجه و رغبت ديگران را به او جلب مى كند پرهيز نمايد.[101] بنابراين خود زنان آرايش كرده اولين كسانى هستند كه در معرض آسيب قرار مى گيرند.

از سويى شخصيت زن به خاطر حضور آرايش كرده او در جامعه، او را تا حد يك عروسك، يا يك كالاى بى ارزش به سقوط مى كشاند و  ارزش هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها به عنوان وسيله اى براى كاميابى هاى جسمى مورد توجه قرار مى گيرد.[102]

2. پيامدهاى خانوادگى

بنيان خانواده، مقدس ترين پيوند اجتماعى است. براى ثبات اين بنيان، عفت و حجاب مهم ترين عامل به شمار مى آيد. اگر زنان آرايش ها و خودنمايى ها را به بيرون منزل بكشانند، و مورد نگاه هاى هوس آلود نامحرمان قرار بگيرند، ناخواسته عامل پيامدهاى منفى خواهند شد كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى شود:

الف. سستى نظام خانواده و تأخير در ازدواج

حضور دختران آرايش كرده در جامعه موجب تنوع طلبى پسران در انتخاب همسرشان مى شود و در آرزوى رسيدن به دخترى كه همه زيبايى ها را داشته باشد، ازدواج را به تأخير مى اندازند.

برخى دختران تصور مى نمايند اگر آرايش كرده در جامعه رفت و آمد كنند، زمينه ازدواج آنها بيش تر فراهم مى گردد؛ اما واقعيت آمارها خلاف آن را اثبات نموده است؛ زيرا بيش از اين كه مورد «توجه» باشند «طعمه هجوم نگاه هاى سمّى» هستند و شرايط ازدواج آنان سخت تر مى شود.

ب. كاهش جذابيت همسران و افزايش طلاق

اگر مردان به راحتى و به آسانى در تمام صحنه هاى اجتماعى به زنان آرايش كرده و متنوع دسترسى داشته باشند، ضمانتى براى پايدارى محبت و دلبستگى آنان به همسرانشان نخواهد بود؛ زيرا تحريك هوى و هوس آنان را از زن خود دلسرد مى كند و در كانون گرم خانواده اختلاف و اختلال پيش خواهد آمد.

اين است كه وقتى زن بزك كرده و بدحجاب در جامعه ظاهر مى شود، چشم ها، به سوى او نشانه مى روند و چه بسا فريفته و فريب خورده شده و سرانجام به جدايى از همسر منجر شود.

3. پيامدهاى اجتماعى

الف. سقوط ايمانى و اخلاقى جامعه

حضور آرايش كرده زنان در جامعه علاوه بر اينكه نشانه پاى بند نبودن و بى مبالاتى فرد به احكام و اعتقادات اسلامى است؛ نگاه هاى آلوده مردان هوس باز را به خود جلب مى كند و آتش شهوت را در دل آنان شعله ور مى سازد و هنگامى كه اين وضعيت در جامعه شيوع پيدا كند همه حدّ و مرزها به تدريج شكسته مى شود و حريم عفاف خدشه دار مى گردد و گناه و آلودگى همه جامعه را فرامى گيرد و سرانجام با از بين رفتن سرمايه هاى معنوى، پايه هاى ايمانى مردم سست گرديده، جامعه در سقوط اخلاقى و فساد قرار مى گيرد.[103]

ب. افزايش التهاب و آرامش اجتماعى

اگر زنان به صورت تحريك آميز در اجتماع ظاهر شوند، التهاب و هيجان روحى بينندگان هر لحظه با ديدن صحنه اى تازه افزايش مى يابد و از آن جا كه ارضاى غريزه جنسى در تمامى موارد دلخواه، ممكن نيست، باعث برهم خوردن تعادل روحى بينندگان مى گردد.

ج. كم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه

زنى كه تن و اندام خود را در معرض ديد همگان مى گذارد، در حقيقت ويژگى هاى «جنسيتى» خود را ابزارى براى ارتباط ناسالم جنسى قرار مى دهد و اصطلاحاً كوچه و بازارى مى شود. به عبارت ديگر او مى خواهد با تكيه بر فريبندگى جنسى خويش، جاى خود را در جامعه باز كند، نه با تكيه بر انسانيت خود و بدين ترتيب اعلام مى كند كه آن چه براى او مهم است، جاذبه هاى زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه انديشه و نه لياقت و كارآيى او و حال آن كه اسلام با ممنوع نمودن آرايش زنان در جامعه خواهان آن است كه زنان و مردان مسلمان با جنبه هاى انسانى خود در اجتماع حاضر گردند.

د. گسترش فساد اجتماعى

در جامعه اى كه حجاب، متانت، عفت و حيا ارزش تلقى مى شود، زن پايه هاى اين ارزش را از رفتار و كردار خود، به بينش و باور خويش سرايت  مى دهد و از طرفى نه تنها زنان ديگر بلكه مردان را نيز متوجه ارزش هاى جامعه مى سازد و جامعه را به سلامت و ارزش هاى واقعى سوق مى دهد. اما اگر زن، روش ها و منش هاى خود را تغيير دهد و به خودنمايى و آرايش هاى ظاهرى بپردازد، ارزش هايى چون حجاب و حيا و وقار را خدشه دار مى كند و خود و اجتماع را به تباهى و فساد و در نهايت به ضدارزش ها مى كشاند.[104]

 

پوشش بانوان

پرسش 10 . چرا پوشش فقط براى خانم ها واجب شده است؟ آيا اين مسئله و حكم در قرآن آمده است؟ در واقع چرا خانم ها بايد چادر بپوشند و مردها آزاد باشند؟

در پوشش دختران و زنان، ظرافت و دقتى نهفته است كه با شخصيت و تكريم جايگاه آنان پيوند خورده است. پوشش زن سبب مى شود كه زن در هنگام حضور در جامعه و روبرو شدن با مردان بيگانه، تنها به مسئوليت هاى اجتماعى خود رسيدگى كند و از رهزنى هاى شيطانى به دور باشد كه در اين صورت هم به بهداشت روانى جامعه كمك مى كند و هم نظام خانه و خانواده پايدار مى ماند؛ زيرا اسلام مى خواهد لذت هاى جنسى و حتى  ديدارى و شنيدارى در محيط خانوادگى و زير چتر ازدواج قانونى قرار بگيرد و حضور در اجتماع براى درس و كار و فعاليت بوده، هر كدام از اين دو محيط كاركرد ويژه خود را داشته باشد. از اين رو مى توان حجاب زنان را نوعى آراستگى جهت حفظ حريم و مسئوليت پذيرى برشمرد كه رعايت آن بر ايشان ضرورى و شايسته است.

پيامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دورى از خودنمايى و تبرج اصرار مى ورزيد[105]. قرآن نيز زنان را به حفظ حريم و رعايت پوشش و حجاب مؤكداً توصيه كرده است كه استشهاد به دو آيه آشكارا اين تأكيد را نشان مى دهد:

آيه نخست: «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو پوشش هاى بلند (جلباب) خود را بر خويش فرو افكنند».[106]

آيه دوم: «به زنان مؤمن بگو: ديدگان خود را فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و ساير محارم آشكار نكنند؛ مگر آنچه پيدا است و روسرى هاى (خُمُر) خويش را به گريبان ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش ها پوشيده باشد و پاهايشان را به زمين نكوبند تا [مبادا] آنچه از زينت پنهان مى كنند معلوم شود».[107]

درباره اين دو آيه، به چند نكته توجه كنيد:

الف. جلباب، پوششى است گشاد و پارچه اى (مانند چادر) كه با روسرى كوچك و خمار متفاوت است. جلباب همچون مقنعه ها و روسرى هاى بزرگ، سر و همه بدن را مى پوشانيده است[108] و خداوند در آيه نخست با بيان جلباب، به پوشاندن سر و گردن و بدن زنان اشاره دارد.

ب. خُمُر، جمع خمار و به معناى روسرى و سرپوش است[109] و خداوند در آيه دوم از دختران و زنان مؤمن خواسته است كه با خمار، سينه و گريبان (جيب) خود را بپوشانند. مرحوم طبرسى درباره اين آيه مى نويسد: زنان مدينه، اطراف روسرى هاى خود را به پشت سر مى انداختند و سينه، گردن و گوش هاى آنان آشكار مى شد و براساس اين آيه موظف شدند اطراف روسرى خود را به گريبان ها بيندازند تا اين مواضع نيز پوشيده باشد. ابن عباس نيز در باره تفسير اين آيه مى گويد: يعنى زن، مو، سينه، دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند.[110]

ج. قرآن در پاسخ به ضرورت پوشش نيز چنين مى فرمايد كه «ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤذَيْنَ »[111]؛ «بدين وسيله شناخته مى شوند (كه داراى اصالت خانوادگى اند) پس با آزار و تعقيب (هوس رانان) رو به رو نمى شوند».

د. پيامبر به اسماء فرمود: «اسماء! وقتى زن بالغ شد، شايسته نيست كه [در برابر نامحرم] جز صورت و دست هايش ديده شوند».[112]

در پايان اين نكته قابل يادآورى است كه: «پوشش اسلامى به معناى زندانى كردن و قرار دادن خانم ها پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت در فعاليت هاى اجتماعى نيست؛ بلكه پوشش بدان معناست كه به عنوان دختران و زنان مؤمن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشانند و به خودنمايى نپردازند و مشاركتشان در فعاليت ها، براساس اصول انسانى و اسلامى استوار باشد».[113]

 

پوشش مشكى

پرسش 11 . اگر پوشيدن لباس مشكى در دين اسلام مكروه است، چرا زنان چادر مشكى به سر مى كنند و يا مردم در ايام عزادارى پيراهن مشكى مى پوشند؟

در ابتدا بايد گفت رنگ برگزيده و انتخاب اول اسلام، رنگ سفيد است كه پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايد: «هيچ لباسى بهتر از لباس سفيد نيست، پس لباس سفيد بپوشيد»[114].

در مقابل رنگ سفيد، رنگ سياه قرار دارد كه، نگاه آغازين اسلام به اين رنگ، يك نگاه منفى است و هرگز آن را در حالات عادى و عرصه روزمره زندگى، به عنوان يك رنگ مطلوب برنمى گزيند.

البته پوشش لباس مشكى در دو مورد كراهت نداشته، بلكه بدان توصيه شده و امرى پسنديده است: يكى در پوشش زنان و ديگر در عزاى سالار شهيدان (علیه السلام) .

1. پوشش مشكى زنان

هدف از حكم حجاب حفظ پاكى و طهارت قلب انسان از هرگونه هيجانات و توجهات شهوت آلود است چنان كه در آيات حجاب آمده است:

«ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ»[115]؛ «اين براى آنان پاكيزه تر است».

«ذلِكَ أَدْنى أَنْ يعْرَفْنَ فَلا يؤذَينَ»[116]؛ «اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است».

«أَنْ يسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَهُنَّ»[117]؛ «اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است».

«ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن»[118]؛ «اين كار براى پاكى دل هاى شما (مردان) و زن ها بهتر است».

 لذا اگر دستوراتى در مورد نوع پوشش يا سخن گفتن و راه رفتن زنان آمده است، همه تأمين كننده سلامتى قلبى و طهارت باطنى زنان و مردان و در نهايت سلامت و سعادت جامعه است.

با توجه به حكمت و فلسفه اين حكم الهى كه در آيات ياد شده آمده است، آنچه منطقى و معقول به نظر مى رسد، آن است كه رنگ پوشش حجاب به گونه اى بايد باشد تا اثرات تحريك كنندگى و شهوت برانگيزى نداشته باشد.[119]

از همين رو مى بينيم پس از نزول آيه حجاب، زنان انصار نيز رنگ مشكى را براى پوشش خود انتخاب نمودند و اين اقدام زنان نه تنها از سوى پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  رد نشد؛ بلكه مورد تأييد ضمنى ايشان نيز قرار گرفت.

وقتى آيه جلباب نازل شد[120] زنان انصار از خانه هايشان خارج شدند، در حالى كه پوشش هاى مشكى بر تن داشتند.[121]

بعضى از تفاسير مهم، مانند تفسير الدرالمنثور سيوطى، روح المعانى و تفسير الميزان[122] نيز در ذيل آيه جلباب جريان تاريخى پيش گفته را نقل كرده اند كه سكوت پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  در مقابل رنگ مشكى پوشش زنان  انصار، دليل بر تقرير و تأييد آن است.

علاوه بر آنچه گفته شد شواهد لغوى فراوانى نيز براى اثبات اين مدعا وجود دارد كه اساساً در ريشه لغوى جلباب رنگ مشكى اخذ شده است.

هم چنين در برخى از كتاب هايى كه درباره انواع لباس هاى اسلامى نوشته شده، جلباب به پوشش گسترده و گشاد مشكى مانند چادر كه زن روى لباس هاى ديگر مى پوشد، معنا شده است.[123]

در نتيجه مى توان از مجموع شواهد لغوى، تفسيرى و تاريخى مذكور، به روشنى استفاده نمود كه رنگ جلباب و چادر زنان هنگام نزول آيه شريفه، مشكى بوده است؛ و رنگ مشكى چادر منشأ و ريشه ى قرآنى دارد.

در كنار شواهد قرآنى و تاريخى؛ پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  سه چيز را از كراهت لباس هاى مشكى استثناء نموده اند كه شامل عمامه و چكمه و عبا مى گرديد[124]. چادر مشكى نيز همچون عباى مشكى از موارد استثناء شده از كراهت لباس مى باشد.

بر همين اساس در احكام شرعى نيز چادر مشكى از لباس هاى مشكى استثناء شده است. از همين رو صاحب جواهر روايات مربوط به كراهت سياه پوشى را شامل زنان ندانسته و مى فرمايد: «طبق تصريح كتاب هاى متعددى از علماى اماميه، كراهت پوشش سياه مختص مردان است؛ زيرا  شارع مقدس پوشش غليظ تر و بيش ترى براى زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است، و رنگ مشكى در مقايسه با رنگ هاى ديگر به نحو بهترى پوشش غليظ تر و بيش تر را تأمين مى كند»[125].

هم اكنون تمامى مراجع تقليد نيز بر عدم كراهت چادر مشكى در اسلام تصريح نموده، در پاسخ به اين سؤال چنين بيان داشته اند:

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، صافى، فاضل، نورى و وحيد: پوشيدن لباس سياه مكروه است؛ ولى عبا از آن استثناء شده و چادر مشكى نيز داخل عنوان عبا است و مكروه نيست.

آيات عظام سيستانى و مكارم: به طور كلى پوشيدن لباس سياه مكروه نيست؛ افزون بر آن كه چادر مشكى داخل عنوان عبا است و عبا استثناء شده است.[126]

گذشته از آنچه كه تاكنون گفته شد، امروزه در روان شناسى رنگ ها، اين كه رنگ مشكى رنگى صامت و غيرفعال است و باعث تحريك و جلب توجه نمى شود يك واقعيت مسلم است[127].

بنابراين چادر سياه كه امروزه مورد استفاده بانوان مسلمان واقع شده است، در عمل تناقضى با احكام شرع (از نظر كراهت) و اثرات روانى رنگ  سياه (از لحاظ علمى) ندارد.[128]

2. پوشش مشكى در عزادارى ها

از برخى روايات استفاده مى شود كه ائمه (علیهماالسلام)  خود نيز در عزادارى ها لباس مشكى مى پوشيده اند.

بنابر نقل ابن ابى الحديد، امام حسن (علیه السلام)  در سوگ اميرالمؤمنان على (علیه السلام)  جامه سياه بر تن كرد و با همين جامه به ميان مردم آمد و براى آنان خطبه خواند.[129] در باب پوشيدن لباس سياه در عزاى ابا عبداللّه الحسين (علیه السلام) نيز روايت شده است: «وقتى امام حسين (علیه السلام)  شهيد شد، زنان بنى هاشم لباس سياه پوشيدند و امام زين العابدين (علیه السلام)  براى آن ها طعام تهيه مى كردند»[130] و شايد از آن تاريخ به بعد اين كار به صورت يك سنت و رسم بين شيعه در ايام عزاى ائمه شهرت يافت.

از همين روست كه شيعيان و ارادتمندان به اهل بيت (علیهماالسلام)  در دهه اول محرم، آخر صفر، ايام شهادت اميرمؤمنان (علیه السلام)  و فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  و نظاير آن، جامه مشكى مى پوشند و در و ديوار و كوى و برزن را سياه پوش مى كنند.

 

ناخن بلند

پرسش 12 . ناخن بلند، زيبايى خاصى به دست مى دهد پس چرا برخى افراد مذهبى به اين كار نگاه بدبينانه اى دارند؟

كوتاه كردن ناخن براى مردان به عنوان يك امر مستحب تلقى مى شود.

امام صادق (علیه السلام)  در توصيه اى به يكى از ياران خود فرمود: «در هر جمعه... ناخن هايت را بگير»[131].

در روايت ديگرى از آن حضرت آمده است: «يكى از سنت هاى اسلامى گرفتن ناخن ها مى باشد»[132].

اما از آنجا كه بلندى ناخن در زنان، خود يكى از عوامل افزايش زيبايى است، دين مبين اسلام اين موضوع را ناديده نگرفته، به زنان به عنوان يك عمل مستحب توصيه نموده كه براى حفظ زيبايى ناخن هايشان را بلند نگه دارند.

در اين باره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  نقل شده است كه: به مردان فرمود: «ناخن خود را كوتاه كنيد» و به زنان فرمود: «ناخن هاى خود را بلند نگه داريد كه براى شما زيباتر است»[133].

ناگفته نماند كه لازمه بلند نگاه داشتن ناخن از سوى زنان نيز منوط به رعايت مسائلى همچون موارد ذيل مى باشد:

 1. نظافت ناخن ها و بهداشت فردى مؤكدا مراعات شود.

2. چنانچه بلند نگاه داشتن ناخن از سوى زنان زينت محسوب شود، بايد آن را از نامحرم بپوشاند.

3. اگر ناخن بيش از حد معمول بلند شد و زير آن چرك يا مانعى پديد آمد، براى وضو و غسل بايد برطرف شود تا آب را به زير آن برساند.

 

انگشتر داشتن

پرسش 13 . آيا انگشتر به دست چپ كردن اشكال دارد؟ و اصولاً به دست كردن چه انگشترهايى استحباب داد و كدام انگشت ها براى اين كار بهتر است؟

انگشترى از زينت هايى است كه به آراستگى و زيبايى دست مى افزايد و از زبان معصومين (علیهماالسلام)  هم بر اين كار توصيه هاى فراوانى شده است.

امام صادق (علیه السلام)  فرموده است: «دوست مى دارم كه مؤمن نگين انگشترش از پنج چيز باشد: ياقوت كه از همه فاخرتر است. عقيق كه از هر نگين ديگر براى خدا و ما خالصانه تر است. فيروزه... و حديد صينى (آهن چينى) و سنگ ها و درهاى سپيد ناحيه نجف».[134]

در احاديث براى هر يك از اين انگشترها فوائد و آثار متعددى ذكر گرديده كه در اينجا تنها به گوشه هايى از آن اشاره مى شود:

حضرت على (علیه السلام)  در فضيلت به دست كردن انگشتر عقيق مى فرمايد: «صَلاَةُ رَكْعَتَينِ بِفَصِّ عَقِيقٍ تَعْدِلُ أَلْفَ رَكْعَةٍ بِغَيرِهِ»[135]؛ «كسى كه انگشتر عقيق در دست كند و دو ركعت نماز با آن بخواند، ثواب آن دو ركعت، برابر با هزار ركعت نمازى است كه بدون انگشتر عقيق بخواند».

در روايتى از قول حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام)  و به نقل از پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  آمده است: «كسى كه انگشتر عقيق به دست كند، هميشه خير مى بيند»[136].

امام صادق (علیه السلام)  در خاصيت انگشتر ياقوت فرموده اند: «تَخَتَّمُوا بِالْيوَاقِيتِ فَإِنَّهُ ينْفِى الْفَقْرَ»[137]؛ «انگشتر ياقوت در دست كنيد؛ زيرا كه تنگدستى را از بين مى برد».

امام صادق (علیه السلام)  پيرامون فضيلت انگشتر فيروزه نيز مى فرمايد: «فيروزه مايه مسرت خاطر زنان و مردان مؤمن مى شود و نور چشم را تقويت مى كند و سينه را گشاده مى سازد و بر نيروى دل مى افزايد».[138]

ايشان در پاسخ به سؤالى در خصوص فضيلت دُرّ نجف چنين بيان داشته اند: «هر كس به آن بنگرد، خداوند به هر نظر، اجر پيامبران و صالحان  را مى نويسد و اگر لطف و رحمت خداوند بر شيعيان ما نبود، هر نگين از آن چنان گران مى شد كه به هيچ قيمت پيدا نشود؛ ولى خداوند آن را براى ايشان فراوان و ارزان قرار داده است كه توانگر و مستمند ايشان بتوانند از آن نگين انگشتر بسازند».[139]

بنابر احاديث منقول، انگشتر بايد در دو انگشت آخر يعنى انگشت كوچك و انگشت پهلوى آن قرار داده شود و براى انگشترى كردن در انگشت كوچك بسيار سفارش شده است و از انگشترى كردن در انگشت وسط و سبابه نهى كرده اند.[140]

امام صادق (علیه السلام)  به نقل از پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  فرموده اند: «امت من از اينكه انگشتر را به انگشت وسط و سبابه كنند، نهى شده اند».[141]

اما انگشتر به دست راست كردن ريشه در سيره معصومان (علیهماالسلام) دارد و يكى از نشانه هاى ايمان شمرده شده است[142]. آن بزرگواران، هميشه انگشتر در دست راستشان نموده و علاوه بر اينكه خود به اين موضوع اهميت مى دادند، شيعيان را نيز به اين عمل سفارش كرده و آن را از علائم پيروان  اميرمومنان (علیه السلام)  بر مى شمردند.

امام رضا (علیه السلام)  در حديثى به اين موضوع اشاره نموده و فرموده اند: «پيامبرخدا (صلی الله علیه وآله)  اميرالمؤمنين (علیه السلام)  و ديگر امامان معصوم (علیهماالسلام)  همواره انگشتر را بر دست راست مى نمودند»[143].

از همين رو، انگشتر به دست راست نمودن به عنوان يك عمل مستحب از فضيلت بسيار برخوردار است.

از مجموع روايات كه تا حدّ ممكن بايد از خالى گذاردن دست راست از انگشترى و استعمال آن در دست چپ پرهيز كرد؛ زيرا انگشتر در دست راست كردن نشانه شيعه بودن است و ائمه اطهار (علیهماالسلام)  نيز بر انجام اين عمل و زنده نگه داشتن اين سنت بسيار تأكيد داشته اند. البته اگر كسى خواست مى تواند علاوه بر استفاده انگشتر در دست راست آن را در دست چپ نيز استعمال نمايد.

 

انگشتر طلا

پرسش 14 . چرا انگشتر طلا براى مردان حرام است؟

استفاده از طلا براى مردان به طور مطلق چه در نماز و چه در غيرنماز، چه به صورت انگشتر و چه غير انگشتر حرام است و استفاده از آن در نماز  موجب بطلان است. اما اينكه چرا اسلام استفاده از طلا براى مردان را حرام گردانيده، حكمت هاى متعددى دارد كه ضمن تأكيد بر جنبه تعبد نسبت به احكام، به برخى از آن حكمت ها اشاره مى نماييم:

1. وجود ويژگى هاى جسمى و روانى مردان

ويژگى هاى جسمى و روانى مرد، تفاوت هايى با زن دارد و اسلام با توجه به اين تفاوت هاى طبيعى، احكام و مقررات ويژه اى را براى هر يك وضع كرده است و از مرد انتظار دارد كه از تجملاتى مانند تزيين به طلا پرهيز كند. در مقابل براى زنان كه طبيعتى احساسى تر و عاطفى تر دارند، اجازه داده از برخى زينت ها كه با روحيه ايشان سازگارتر است و به زندگى مرد نيز لطافت و شيرينى بيش ترى مى بخشد، استفاده كنند. لذا امام صادق (علیه السلام) مى فرمايد: «خداوند چون طلا را در دنيا زينت زنان قرار داده است، پوشيدن آن براى مردان و نماز خواندن با آن حرام شده است».[144]

2. بروز مشكلات خونى

تحقيقات جديد نشان مى دهد گلبول هاى سفيد در خون مرد بيش تر از زن است. از طرف ديگر طلا در افزايش اين گلبول ها مؤثر است. از اين رو وجود آن براى زن كه معمولاً به دليل عادت هاى ماهانه دچار كم خونى مى شوند، مفيد است ولى براى مردان چندان مناسب نيست و ممكن است موجب برهم زدن تعادل گلبول هاى سرخ و سفيد گردد.[145]

 

استعمال عطر

پرسش 15 . آيا درست است كه پيامبر (صلی الله علیه وآله)  حدود يك سوم از درآمدش را براى عطر هزينه مى كرده است؟ در ضمن آداب و رسوم استفاده از عطر را نيز شرح دهيد.

بوى خوش يكى از مهم ترين عوامل آراستگى است و سيره عملى پيامبران به ويژه پيامبر اسلام گواه اين مسئله است.[146]

رسول گرامى اسلام (صلی الله علیه وآله)  آن چه را كه براى بوى خوش هزينه مى نمودند، بيش تر از آن بود كه در غذاى خود هزينه مى كردند.[147]

ايشان مشكدانى خوشبو داشتند كه چون وضو مى ساختند با دست تر از آن مشك استفاده مى كردند و چون از منزل بيرون مى آمدند، همه كس از آن بو مى دانستند كه حضرت تشريف مى آورند.[148]

ائمه اطهار (علیهماالسلام)  نيز در معطر كردن خود اهتمام داشتند، امام صادق (علیه السلام)  چنان از عطر استفاده مى نمود كه مكان نمازگزاردن وى در مسجد از بوى  خوش عطر ايشان قابل تشخيص بود.[149]

در احاديث مى خوانيم پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  با «مشك» خود را خوشبو مى فرمود، چندان كه «مشك» بر فرق سر حضرت برق مى زد و خود را به «مشك» و «عنبر» معطر مى فرمود و در شب تاريك پيش از آن كه ديده شود، از بوى خوشش شناخته مى شد.[150]

در سيره امام رضا (علیه السلام)  آمده است كه ايشان از «گلاب» و «مشك» استفاده مى كردند.[151]

پيشوايان معصوم بر بهره گيرى از عطر تاكيد فراوانى داشتند؛ پيامبر (صلی الله علیه وآله)  گاه به برخى از عطرها نيز اشاره مى فرمود از جمله توصيه مى نمود: «با بنفشه عطر بزنيد كه در تابستان خنك و در زمستان گرم است».[152]

در خصوص آداب و رسوم استعمال عطر نيز مى توان به اين موارد اشاره نمود:

1. عطر زدن به هنگام نماز موجب فضيلت يافتن نماز است و به كمال آن مى افزايد. امام صادق (علیه السلام)  در اين باره مى فرمايد: «نماز انسان معطر، بر هفتاد نمازى كه بدون عطر باشد، برترى دارد».[153]

2. از امام صادق (علیه السلام)  نقل گرديده: هرگاه مى خواهى عطر استعمال كنى، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ الزِّينَةَ وَ الدِّينَ- وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّينِ وَ الشَّنَآن»[154]؛ «بار خدايا من از تو زينت و دين مى خواهم و از زشتى و دشمنى بر تو پناه مى برم».

3. نيز شايسته است هنگام استعمال عطر بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه وآله) درود فرستاده شود.

البته آداب ديگرى مانند عطر به شارب و موى روى لب، عطر در اول صبح و هنگام رفتن به مسجد و اهداى عطر به ديگران وارد شده است.[155]

 

عطر زنان

پرسش 16 . با توجه به اين كه پيامبر براى استعمال عطر اهميت زيادى قائل بودند، پس چرا از نظر شرعى، استفاده از بوى خوش براى زنان به هنگام بيرون رفتن از خانه ممنوع شده است؟ سؤال من اين است كه اگر بوى خوش استعمال نكنيم، بوى بد عرق هم براى خود و هم براى ديگران آزاردهنده است، راه حل چيست؟

آنچه كه از فوايد و فضايل استعمال عطر در روايات ذكر گرديده منحصر در مردان نيست؛ بلكه معطر بودن، هم براى زنان و هم براى مردان مطلوب و پسنديده است؛ به ويژه در آداب همسردارى و خانواده، استعمال بوى خوش از سوى زنان مورد تأكيد فراوان دين اسلام قرار گرفته است.

پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  فرموده اند: «بر زن لازم است خود را به بهترين عطرش خوشبو كند، بهترين لباس هايش را بپوشد، به بهترين وجه زينت كند و با چنين وضعى صبح و شب با شوهرش ملاقات نمايد»[156].

اين كار علاوه بر اينكه ارضاى غرايز جنسى را در مسير صحيح خود و در كانون خانواده قرار مى دهد موجب تحكيم روابط خانوادگى مى گردد؛ اما گاهى برخى عوامل، غرايز جنسى را خارج از چارچوب خانواده تحريك و تشديد مى كنند. يكى از آن عوامل، استعمال عطر توسط بانوان در بيرون منزل و در برخورد با نامحرم است.[157] از همين رو در برخى احاديث از استعمال عطر از سوى زنان براى نامحرمان شديدا نهى شده است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  مى فرمايند: «هر زنى كه خود را معطّر كند و از خانه بيرون رود، تا زمانى كه به خانه اش باز گردد، مورد لعنت و نفرين قرار مى گيرد».[158]

بنابراين آنچه كه از سوى اسلام حرام اعلام گرديده و مراجع تقليد نيز بر  آن تأكيد نموده اند، اين است كه استعمال عطر و ادكلن باعث خوشايندى و جلب توجه و استشمام نامحرم گردد.[159]

از سوى ديگر استحمام يك روز در ميان عمل مستحب شمرده شده[160] و با آن ضمن حفظ نشاط و شادابى و تقويت بدن، بوى عرق كاهش مى يابد و براى از بين بردن آن نياز به عطر و ادكلن تند نيست.

 

مدل كفش

پرسش 17 . آيا اسلام درباره مدل كفش هم نظر خاصى دارد؟

در تعاليم اسلامى به انتخاب كفش راحت و مناسب اهميت داده شده و حتى آن را يكى از عوامل مؤثر در سلامتى بدن برشمرده است. از همين رو رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  به خريد كفش مناسب تأكيد نموده و فرموده است: «هر كس كفشى مى خرد، بايد كفش خوب بخرد»[161].

براساس همين رويكرد در تعاليم اسلام راجع به كفش مناسب توصيه ظريف و زيبايى ذكر گرديده است و آن تاكيد بر راحت بودن كفش است؛ زيرا استفاده از كفش هاى تنگ كه امروزه به حسب مد در كشور ما نيز رواج  يافته و افراد زيادى از آن استفاده مى نمايند. از نظر سلامت و بهداشت به هيچ عنوان مناسب نيست؛ زيرا موجب فشردگى انگشتان پا گرديده و در نتيجه باعث فرو رفتن ناخن در گوشت و ايجاد عفونت و عوارض ديگرى مى گردد. حتّى ممكن است انگشتان پا به مرور زمان و در نتيجه فشار وارده روى هم قرار گرفته و از حالت طبيعى خارج شود.[162]

پوشيدن كفش هاى راحت از سنت هاى ثابت معصومين (علیهماالسلام)  بوده است. يكى از ياران امام صادق (علیه السلام)  كه به كفش دوزى اشتغال داشته، نقل مى كند: «براى امام صادق (علیه السلام)  نعلينى دوختم مطابق نمونه اى كه فرستاده بود، و آن نمونه ظريف و كم رويه بود»[163].

نيز در خصوص سيره پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)  در مورد استفاده از كفش آمده است: «نعلين پيغمبر (صلی الله علیه وآله)  دو بند داشت كه بين انگشتان قرار مى گرفت، و كمر نعلين باريك بود كه به طرف پاشنه به طورى زيبا باريك مى شد و نوك تيز نبود»[164].

 

 

 

 

فصل دوم : مدگرايى

 

ماهيت مدگرايى

پرسش 18 . مى خواستم در مورد تعريف مد و مدگرايى و نحوه شكل گيرى و شايد تاريخچه آن بيش تر بدانم؟

واژه «مد» واژه اى فرانسوى است و به معناى طرز، اسلوب، عادت، شيوه، سليقه، روش، رسم، و باب روز آمده است.[165]

Modeاز ريشه لاتين  Modusگرفته شده است. اين واژه پس از جنگ جهانى اول، به دنبال نفوذ تمدن غرب، وارد زبان فارسى شد.[166] در زبان انگليسى اصطلاح fashionبراى مد به كار مى رود.

مد يك پديده اجتماعى و الگوى فرهنگى رايجى است كه به دلايل مختلف در يك زمان معين توسط بخشى از جامعه پذيرفته مى شود و داراى دوره اى نسبتاً كوتاه است و سپس فراموش مى شود؛ و مدگرايى آن است كه فرد، سبك لباس پوشيدن و طرز زندگى و رفتار خود را طبق برخى الگوها  تنظيم و به محض آن كه الگوى جديدى در جامعه رواج يافت، از آن پيروى كند.[167]

درباره نحوه شكل گيرى مد و شكل امروزى اين پديده، به دو نكته اشاره مى شود:

الف. شكل گيرى پديده مد

در جامعه ابتدايى كه هنوز طبقه هاى اجتماعى شكل نگرفته بود و رقابت اقتصادى وجود نداشت، زنان و مردان، بدن شان را رنگ آميزى و زينت مى كردند اما نه براى زيبايى. در آن زمان لازم بود همه افرادى كه به دليل قرابت، متعلق به گروه مشخصى بودند، خود را به شكل خاصى «نشانه گذارى» كنند.

با گذشت زمان و شكل گيرى جامعه طبقاتى، اين نشانه ها دگرگون گرديد و به مد ـ كه نابرابرى اجتماعى را نشان مى داد ـ تبديل شد؛ به گونه اى كه در آن دوران، مد نشانه تمايز طبقاتى زنان و مردان طبقه حاكم بود و آنان را از طبقات ديگر باز مى شناساند.

اين نوع مدگرايى در دربار فرانسه و پيش از انقلاب كبير فرانسه به اوج خود رسيد به گونه اى كه شاهان، شاهزادگان و اشراف زمين دار و مردان و زنان آنها طبق مد روز به بهترين شكل لباس مى پوشيدند، صورت هايشان را پودر مى زدند و موهايشان را رنگ مى كردند، از والان هاى توردار، زينت  آلات، طلا و نظاير آن استفاده مى كردند.[168]

شكل ديگرى از مدگرايى نيز در دهه 1920م به چشم مى خورد كه هنرمندان از طريق پوشش، رنگ ها و زيورآلات و يراق هايى با رنگ هاى فلاشى، هم شكل نبودن خود را ابراز مى داشتند. هم چنين عصبانيت جوانان اروپايى از بزرگ ترها و از قيود و نظم هاى اجتماعى در اين دوران به تشكيل گروه هايى منجر شد كه لباس هاى تيره مى پوشيدند و روى بلوزهاى سياه، جملاتى خشم آلود مى نوشتند و شلوارهاى افتاده و گشاد به تن مى كردند. نمونه هايى از اين دست در ساير كشورها هم ديده شده است.[169]

ب. آغاز مدگرايى به شكل امروزى

مدگرايى به شكل كنونى، از قدمت چندانى برخوردار نيست و سرآغاز آن به 1960 ميلادى برمى گردد.

يكى از مهم ترين تحولات دهه 60، شكل گيرى جنبش هاى ضدجنگ در ايالات متحده آمريكا بود.در همين سال ها بود كه دو گروه معروف هيپى ها (Hippie) و بيتل ها  (Beetele)ظهور كردند و با روى كار آمدن پانك ها  (Punk)در دهه 70 ميلادى يك مثلث اعتراضى ساخته شد. اعضاى اين گروه ها براى اعتراض به اوضاع اجتماعى آمريكا با پرداختن به نوع  لباس خاص، آرايش موى عجيب و رفتارهاى اجتماعى هنجارشكنانه، تلاش كردند تا اعتراضات اجتماعى خود را بيان كنند. اين گروه ها نخستين گروه هايى بودند كه شكل ظاهرى و ايده هايشان در دنيا به عنوان مد، مورد تقليد قرار گرفت.[170]

در ابتداى دهه 1980 عدّه اى از متفكران و انديشمندان سياه پوست آمريكايى، گروهى را تشكيل دادند كه يكى از اهداف آن ايجاد صلح و آرامش در آمريكا و فرو نشاندن آتش دشمنى بين سياه و سفيد بود؛ به همين دليل اين گروه خود را جمهور صلح امريكايى (Republic American  Peace)يا به اختصار  RAPناميد. آنان با شعار آزادى و صلح، به ترويج موسيقى تند جاز اقدام نمودند كه به همين نام نيز مشهور شد. اين گروه در تداوم حيات و فعاليت خود و به مرور زمان از ماهيت اصلى تفكر خود در زمان شكل گيرى فاصله گرفت و به سرنوشت گروه پانك دچار شد. در اين راستا مى توان از گروه هاى ديگرى مانند متاليكا  (Metalica)هوى متال  (Heavymetal)راك  (Rock)و مارداك  (Mardock)نيز نام برد.[171]

نكته جالب توجه اينكه اين گونه رفتارها و موج هاى اجتماعى به آسانى به جوامع ديگر سرايت مى كند و بدون توجه به هدف و فلسفه پيدايش آنها، از سوى جوانان مورد تقليد قرار مى گيرد.

در شكل گيرى روند مدهاى امروزى علاوه بر جريان هاى اجتماعى، دو جريان ديگر نيز تأثيرگذار بوده اند:

1. مدهايى كه از سوى گروه هاى منحرف اعتقادى و اخلاقى - همچون شيطان پرست ها - شكل گرفته و با پشتيبانى سرمايه گذاران و سودجويان گسترش مى يابد.

2. مدهايى كه براساس الگوگيرى از افراد خاص شكل گرفته و در يك مقطع زمانى مورد تقليد قرار مى گيرد؛ مانند موج هاى ايجاد شده توسط برخى فيلم هاى سينمايى و يا برخى بازيكنان فوتبال و...

 

مدگرايى در ايران

پرسش 19 . از چه زمانى موضوع مدگرايى در ايران مطرح شد؟ آيا ما ايرانى ها در همه تاريخ به داشتن مد غربى افتخار مى كرديم؟

مدگرايى در ايران، مقاطع تاريخى پر فراز و فرودى را سپرى نموده است كه در نگاهى گذرا مى توان آن را به شش دوره متفاوت تقسيم بندى نمود.

1. ثبات فرهنگ ايرانى، اسلامى و انتقال مد توسط ايرانيان

ايران به لحاظ واقع شدن بر سر راه ابريشم و منطقه خاورميانه همواره گذرگاه تردد اقوام مختلف بوده، ولى غناى فرهنگ اسلامى ـ ايرانى اين  سرزمين در ادوار مختلف مانع تقليدپذيرى از بيگانگان بوده و حتى بر كسانى كه با اين فرهنگ آشنا مى شدند، تأثير مى گذاشت؛ اين خودباورى و تأثيرگذارى به نحوى بود كه در دوره صفويه، هم شاه و هم مردم نسبت به طرز لباس پوشيدن اروپايى ها، نگاه مسخره آميز داشتند.

پولاك مستشرق نوشته است كه «كلاه گرد اروپايى از آن نظر به ديده ايرانيان مسخره جلوه مى كند كه به ديگى كه در آن چلو مى پزند، شباهت دارد».[172]

در اين دوره نه تنها به لباس غربيان توجهى نمى شد؛ بلكه كسانى همچون تاورنيه[173] و شاردن[174] و رابرت شرلى[175] و پادشاه سيام (تايلند) و... لباس ايرانى به تن مى كردند.

2. سرآغاز مدگرايى غربى در ايران

تاريخ ورود اولين مد غربى به ايران به دوران فتحعلى شاه قاجار برمى گردد. پس از انعقاد قرارداد فين كن اشتاين بين ايران و فرانسه در سال  1807م ناپلئون، «ژنرال گاردان» و كارشناسان نظامى فرانسه را به ايران فرستاد تا به تجديد سازمان ارتش ايران بپردازند. فرانسوى ها موفق شدند در مدت كوتاهى چهارهزار سرباز پياده نظام با لباس متحدالشكل و به طرز اروپايى تربيت كنند.[176] در اين زمان، علاوه بر نظاميان، افرادى از طبقات ديگر نيز از نظاميان ايرانى و اروپايى در پوشيدن لباس تقليد كردند و بدين ترتيب اولين مد غربى به نام «رخت نظامى» از سوى ايرانيان مورد تقليد قرار گرفت.

معاشرت شاهزادگان و اعيان با سفراى خارجى و هم چنين تحصيل ايرانيان در فرنگ در انتقال و روايج مد غربى مؤثر بود[177]؛ پس از انعقاد موافقت نامه دوجانبه بين عباس ميرزا و «سرهارد فورد جونز»، گروه هاى متعددى از جوانان اعيان براى كسب علم، روانه انگلستان شدند كه اين اقدام خواه ناخواه گامى براى انتقال و سرايت آداب و رسوم اروپايى به جامعه ايرانى بود، چنانكه اين افراد پس از بازگشت از اروپا و طبق عنوان روشنفكر، آداب و رسوم و فرهنگ غربى و حتى تفكر اروپايى را در ايران تبليغ مى كردند.[178]

3. نهادينه شدن مدگرايى غربى در ايران

 دوران پادشاهى ناصرالدين شاه قاجار را مى توان عصر پذيرش فرهنگ اروپايى و نهادينه شدن مدگرايى در ايران ناميد. ناصرالدين شاه قاجار اولين پادشاه ايران بود كه رسماً از اروپا ديدن كرد[179] كه سوغات مسافرت هاى او، فروش ثروت هاى ملى به ارزش ناچيز، تأثيرپذيرى از فرهنگ غرب و ترويج آن در ايران بود. يكى از آثار آشكار سفر ناصرالدين شاه به اروپا دستور او به تغيير و تحول در لباس زنان دربار بود و به دنبال آن لباس هاى درباريان نيز كم و بيش طبق مدهاى اروپايى گرديد.[180] و به تدريج به سطح جامعه سرايت كرد.

با تأسيس مدارس جديد به سبك اروپايى و ورود دختران و پسران ايرانى به اين مدارس كه بيش تر از طبقه فرادست و از اعيان زادگان، درباريان و خان زادگان بودند، پوشاك آنها نيز متحول شد. در واقع مدارس جديد اولين پايگاه نشر فرهنگ نوين پوشاكى (به مدل اروپايى) بود و اولين دختر مسلمان ايرانى كه در زمان ناصرالدين شاه، چادر را از سر خود برداشت، دخترى بود كه در مدرسه آمريكايى تربيت يافته بود.[181]

مطبوعات تازه تأسيس نيز در تشويق و ترويج مدگرايى غربى مؤثر بودند؛ زيرا غالب مؤسان و بنيانگذاران و نويسندگان اين نشريات، كسانى بودند كه به مدرنيزه كردن ايران و نوسازى و بازسازى فرهنگى جامعه  گرايش نشان مى دادند و در روزنامه ها و نشريات خود به نحوى لباس سنتى را به مسخره گرفته، مردم را اين گونه به استفاده از لباس هاى مدل اروپايى ترغيب و تشويق مى كردند.[182]

از سويى ديگر نيز برخى از تجار با واردات برخى لباس ها، مدهايى را رواج مى دادند. با افزايش جمعيت اروپايى ها در ايران و رسوخ فرهنگ اروپا بين مردم پايتخت و شهرهاى بزرگ ديگر و ميان طبقه فرادست و بالا، برخى از خياط ها، انواع لباس را بر طبق مدل اروپايى مى دوختند و اين گونه مدگرايى غربى در بين تمامى طبقات جامعه ايران رسوخ پيدا كرد و نهادينه گرديد.

4. اوج گيرى مدگرايى غربى در دوران سلطنت پهلوى

در نخستين سال هاى حكومت رضاخان، اولين حركت منسجم براى تغيير در لباس ايرانيان، از سوى مجلس شوراى ملى آغاز شد. پارلمان در 29بهمن 1301ش. تصويب كرد كه همه كاركنان شهرى، اعضاى كابينه و نمايندگان مجلس، در طول ساعات كارى، بايد لباسى شامل كت و شلوار آبى رنگ و كلاهى لبه دار موسوم به كلاه پهلوى را بر سر كنند.[183]

در سال 1307ش قانون لباس يكسان شامل كت و شلوار اروپايى و كلاه  لبه دار موسوم به كلاه پهلوى براى همه طبقات مردم به تصويب رسيد و به اجرا درآمد.

در سال 1309ش زمانى كه ديكتاتورى رضاخان تثبيت شده بود، دولت ورود كلاه هاى زنانه را آزاد اعلام كرد[184] كه اين اقدام توانست نقش مؤثرى در ترويج مدهاى غربى ايفا نمايد.

رضاشاه در سال 1313ش پس از مسافرت به تركيه و ملاقات با آتاترك و مشاهده مظاهر غرب بر اين باور شد كه حجاب سبب عقب افتادگى ايران زمين است! از همين رو با فراهم نمودن مقدماتى در نهايت در دى ماه سال 1314ش پوششى غربى و فاقد پوشش موى سر براى زنان را اجبارى نمود[185] كه با اين اقدام يكى از بزرگ ترين موانع حضور مدهاى غربى در ايران از ميان برداشته شد.[186]

انحراف در الگوبردارى از مظاهر پيشرفت كه با سلطنت رضا شاه اوج گرفته بود، در دوران محمدرضا پهلوى سرعت بيش ترى گرفت. لذا در دوره رضاخان كه شروع تسرى تجدد و مدگرايى به مردم عادى بود، با  ايجاد مغازه هاى خيابان جمهورى و شكل گيرى طبقه متوسط ايرانى در سال هاى بعد بحث مد داغ تر شده و «هيپى گرى» به عنوان اولين مد توسط جوانان ايرانى از غرب اقتباس شد.[187]

5. مدگرايى پس از انقلاب اسلامى

با پيروزى انقلاب اسلامى و تحولات بنيادين فرهنگى در طبقات مختلف جامعه، بسيارى از مدهاى غربى به فراموشى سپرده شد و جاى خود را به مدهاى بومى برخاسته از ارزش هاى والاى انسانى داد؛ اين امر به ويژه در دوران جنگ تحميلى نمود بيش ترى پيدا كرد. در اين دوره پوشش بسيجى هاى زمان جنگ و بعد از جنگ در قالب افراد حزب اللهى از نوع آرايش موها، نوع محاسن و هم چنين نوع لباسى كه مى پوشيدند، در قالب يك مد در جامعه رايج گرديد.[188]

پس از اتمام جنگ تحميلى و آغاز جنگ نرم، كشورهاى غربى به ويژه آمريكا، تهاجم جديدى را نسبت به جوانان اين مرز و بوم آغاز نمودند. در اين تهاجم گسترده كه از سوى مقام معظم رهبرى(دام ظله) تهاجم فرهنگى و شبيخون فرهنگى نام گذارى شد، روند جديدى در ترويج مدگرايى غربى در كشور پديدار شد.

در اين مقطع زمانى به دليل رواج تكنولوژى ارتباطات و راه يافتن رايانه، اينترنت و امواج ماهواره اى به منازل، مجدداً آهنگ پيروى از مدهاى غربى به ويژه در ميان جوانان دختر و پسر روندى صعودى يافته و تا امروز نيز اين روند با شتابى روز افزون سير صعودى خود را طى مى نمايد.

 

معيار مدگرايى

پرسش 20 . مدگرا بودن چه عيبى دارد؟ مگر نه آن است كه انسان ذاتا تنوع طلب است و سرانجام بايد مد جديدى بيايد وگرنه براى هميشه همه تقريباً مثل هم باقى مى مانند! اين سؤال براى من مطرح است كه آيا مى توان از مد خوب و بد سخن گفت و يكى را انتخاب كرد؟

انسان به طور فطرى، زيبايى را دوست دارد و از مشاهده زيبايى لذت مى برد. تغيير لباس، لوازم زينتى و آرايش افراد نيز در همين راستا قرار دارد. به همين دليل است كه خودآرايى و زينت دادن از سنت هاى ثابت و دايمى است و به موازات ترقى و تنزل فرهنگ و مدنيت، ترقى و تنزل مى نمايد، به طورى كه از كهن ترين روزگاران نيز در هر ملت و اجتماعى، «مد» به نوعى مرسوم بوده است.

بنابراين مدگرايى نه به طور مطلق قابل رد است و نه پذيرش كامل و بى چون و چرايى آن عاقلانه به شمار مى آيد؛ بلكه ميانه روى در مدگرايى و  مراقبت بر هماهنگى آن با فرهنگ و مذهب و مليت خويش، مناسبت ترين راه مواجهه با مد و مدگرايى است.

گستره مد به اندازه گستره زندگى انسان است و تمامى شئون آن را در بر مى گيرد. با وجود آن كه مد و مدگرايى همه قلمرو زندگى اجتماعى را در بر مى گيرد، پوشاك و سبك و شيوه آرايش، شاخص ترين قلمرو مدگرايى محسوب مى شوند.

از آن جا كه مدگرايى به همراه خود شيوه هاى رفتارى، هنجارى، ارزش هاى خاصى را بين جوانان و بلكه همه جامعه به دنبال دارد، از اين رو لازم است جوانان با توجه به آسيب هاى پيش رو، با هوشيارى نسبت به اين موضوع برخورد نموده، براساس ضوابط شناخته شده، مد مورد نظر خود را انتخاب نمايند. در اينجا به پاره اى از اين ضوابط اشاره مى نماييم:

1. عدم خودباختگى

در هر جامعه اى، نوع لباس افراد، علاوه بر آن كه تابع شرايط اقتصادى، اجتماعى و اقليمى آن جامعه است، تابع جهان بينى، ارزش ها و باورهاى حاكم بر فرهنگ آن جامعه نيز مى باشد. لذا همراهى و تقليد كوركورانه يك كشور با فرهنگ بيگانه، به معناى از دست دادن استقلال فكرى، فرهنگى، اقتصادى و سياسى است به بيان اميرالمؤمنين (علیه السلام) : «اين امّت تا هنگامى كه لباس عجم (كفّار و بيگانگان) را نپوشند و غذاى آنان را نخورند، در خير و سعادت اند. هرگاه چنين كنند خداوند آنان را سرافكنده خواهد كرد».[189]

متأسفانه امروزه بسيارى از رفتارها و هنجارهايى كه به عنوان مُد در جامعه ما مطرح است، برگرفته از الگوهاى بيگانه و غيرخودى است و تقليد كوركورانه از فرهنگ غربى را القا مى كند.

مقام معظم رهبرى نيز با توجه به همين امر نسبت به تقليد كوركورانه از مدهاى غربى هشدار داده و فرموده اند: «... تقليد فرهنگى خطر خيلى بزرگى است؛ اما اين حرف اشتباه نشود با اينكه بنده با مُد و تنوع و تحول در روش هاى زندگى مخالفم؛ نه خير. مُدگرايى و نوگرايى اگر افراطى نباشد، اگر روى چشم و هم چشمى رقابت هاى كودكانه نباشد، عيبى ندارد. لباس و رفتار و آرايش تغيير پيدا مى كند، مانعى هم ندارد؛ اما مواظب باشيد قبله نماى اين مُدگرايى، به سمت اروپا نباشد؛ اين بد است! اگر مديست هاى اروپا و امريكا در مجلاتى كه مُدها را مطرح مى كنند، فلان طور لباس را براى مردان يا زنانِ خودشان ترسيم كردند، آيا ما بايد اينجا در همدان يا تهران يا در مشهد آن را تقليد كنيم!؟ اين بد است».[190]

2. عدم معارضه با دين

اگر مد، متناسب با هويت ملى و تاريخى و هماهنگ با حفظ اصول و معيارهاى ارزشى و اخلاقى جامعه باشد، مورد قبول شرع خواهد بود. اما  مدگرايى گاهى در تعارض مستقيم با دستورات دين و به تجمّل گرايى، اشرافى گرى، اسراف، تكبّر، فساد، خودنمايى افراطى، شهوت رانى و فخرفروشى و گناه مبدل مى شود.

برخى از مدها در ظاهر هيچ گونه تعارضى با دستورات دين ندارند؛ اما محتوا و پيامى كه آن مد به همراه دارد كاملاً در تعارض با دستورات دين مى باشد؛ مانند برخى از نمادهاى گروه هاى شيطان پرستى.

3. حفظ سلامتى

بسيارى از مدهاى امروزى مانند لباس هاى تنگ و چسبان، آرايش غليظ، تاتو، پيرسينگ، كاهش وزن افراطى (جهت حفظ تناسب اندام براى مدل هاى مانكنى) و جراحى هاى زيبايى (مانند جراحى بينى)، مشكلات فراوان جسمانى را براى افراد مدگرا به دنبال آورده است. متأسفانه از امورى كه بسيارى از جوانان و نوجوانانى مدگرا نسبت به آن كم توجهى مى نمايند، از دست دادن سلامتى است.

4. حفظ استقلال شخصيت

مدگرايى بدون تفكر و منطق و احساسى و لجام گسيخته كه از بين برنده هويت است، امرى خطا و خطرناك است. پيروى از الگوها و مدهاى غربى و پوشيدن لباس هايى با برندهاى خارجى و يا تقليد از مدل موى سر فلان فوتباليست و يا هنرپيشه و خواننده نمى تواند به انسان شخصيت ببخشد و  اين گونه مدگرايى ها، انسان را از رشد علمى و معنوى بازمى دارد و استقلال شخصيت او را خدشه دار مى سازد.

5. حفظ اصالت بومى

اگر مد تقليدى از گزاره هاى مربوط به مبانى فكرى يك جامعه ديگر باشد، جعلى است و نوعى حركت تقليدى شمرده مى شود. مثل تقليد از نوع پوشش جنبش هاى اعتراضى كشورهاى ديگر كه در آنجا يك مسأله اصيل براى آن جامعه است؛ ولى وقتى وارد جامعه غريبه اى مثل جامعه ما مى شود، طبيعى است كه جعلى جلوه نمايد. از اين منظر وقتى ما نگاه مى كنيم، مى بينيم كه كاركردها و ارزيابى ها و چارچوب ها تفاوت دارد.[191]

مدى كه از سوى افراد مورد استفاده قرار مى گيرد، بايد ريشه در باورهاى دينى، فرهنگى و ملى داشته باشد تا سبب تقويت فضايل و منشأ پيامدهاى مثبتى گردد.[192] در غير اين صورت همچون حبابى بر سطح آب، مدت كوتاهى مى درخشد؛ اما پس از آن مد و شخصيت كاذب مدگرا در جامعه گم و محو مى شود.[193]

 

محيط و مدگرايى

پرسش 21 . با توجه به اينكه ما نمى توانيم جدا از فضاى دانشگاه و دوستانمان زندگى كنيم و انواع مدها پيش روى ماست، چطور ممكن است كه با آنها هم رنگ نشويم؟

محيط زندگى جوان به 4 حوزه عمده قابل تقسيم بندى است كه هر يك به تناسب جايگاه و اهميت خود مى تواند در بحران مدگرايى وى تأثيرگذار باشد اين 4 حوزه و محيط عبارتند از:

الف. محيط دوستى و معاشرت

محيط دوستان و معاشران نقشى جدّى در رفتار جوانان مى گذارد. اين نقش ممكن است مثبت يا منفى باشد.

هر فرد به اندازه ميزان دوستى و رفاقت خويش مى تواند در امور مادى و معنوى فرد ديگر و بر عقايد، اخلاق، رفتار و گفتار او تأثير بگذارد. رسول اكرم (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «آدمى بر دين رفيق و قرين خويش است».[194]

در روايت ديگرى امام على (علیه السلام)  فرمود: «بدانيد كه همنشينى هواپرستان، فراموش خانه ايمان و جاى شيطان است».[195]

بنابراين اگر جوان گرفتار مدگرايى افراطى و انحرافى شده باشد و اين رفتار مورد تشويق و تأييد و اعتماد دوستانش قرار گيرد، روند انحرافى ادامه  پيدا خواهد نمود؛ اما اگر با عكس العمل منفى آنها مواجه گردد زمينه مساعدترى براى اصلاح به وجود خواهد آمد.

ب. محيط تحصيل

فضاى دانشگاه و خوابگاه با عناصر گوناگونى مانند استاد و همكلاسى ها و هم اتاقى ها مى تواند براى دانشجويان، تأثيرگذار باشد.

به عنوان نمونه نقش استاد در سازندگى يا ويرانى اخلاقى جوانان بسيار مهم است. استاد به سبب نفوذ معنوى خود، با تمام رفتارش، الگوها و سرمشق هايى در اختيار شاگردان قرار مى دهد و آنان از تمام حركات و سكنات و اشارات او و حتى واژه هايى كه از آنها استفاده مى كند، به شدّت تأثير پذيرفته و از اين رو پوشش استادان مى تواند در حفظ روحيه اعتدال دانشجويان در مدگرايى تأثيرگذار باشد.

ج. محيط اجتماع

محيط اجتماعى نيز افراد را تحت تأثير قرار مى دهد. به تعبير شهيد مطهرى «هر انسانى پاك و پاكيزه به دنيا مى آيد، يعنى مجهز به يك تقواى ذاتى است، ولى ممكن است كه به تدريج در اثر آلودگى هاى محيط از مسير فطرت خارج شده تا آنجا كه به كلى مسخ گردد».[196] لذا در صورتى كه جوان و يا نوجوانى در محيطى زندگى نمايد كه هسته اعمال اجتماعى و  ارزش هاى فرهنگى آن، بيش تر با شاخص هاى مصرف گرايى و مدگرايى هماهنگ است گرايش جوانان و نوجوانان نيز خواسته يا ناخواسته به اين سمت سوق پيدا نموده، انحرافات مدگرايى وى تشديد مى گردد.

د. محيط خانواده

خانواده به عنوان اولين نهاد اجتماعى در گرايش جوانان به مدگرايى افراطى يا پرهيز از مدگرايى انحرافى نقش برجسته اى دارد. اين نقش هم نقش نظرى است و هم نقش عينى و عملى؛ يعنى والدين هم در پوشش و آرايش خود دقت لازم داشته و در صورت نقص و يا انحراف، به بازبينى بپردازند تا به عنوان الگوى قابل قبول فرزندانشان مطرح شوند.

از سويى نوع نگرش والدين در شكل گيرى تصور مغالطه آميز جوانان نسبت به مد مؤثر است؛ به عنوان نمونه برخى از جوانان و نوجوانان در انديشه تشخص طلبى مى باشند و تعريف تشخص طلبى را در برخى رفتارهاى هنجار شكنانه جست و جو مى كنند. در واقع بايد اين تصور غلط را از ذهن جوان و نوجوان پاك كرد كه راه رسيدن به شخصيت مستقل و متمايز رفتارهاى هنجارشكنانه و پوشيدن لباس هاى جلف نمى باشد؛ بلكه راه صحيح براى رسيدن به اين هدف آراسته شدن افراد به كمالات انسانى است.

خانواده مى تواند با راهكارهايى كه ارائه مى شود، از مواجهه مرگبار و هويت ستيز جوانان با مد و مدگرايى جلوگيرى نمايد.

1. پر كردن اوقات فراغت فرزندان؛

2. كمك به فرزندان در يافتن دوستان خوب؛

3. نظارت و راهنماى مستمر در نحوه پوشش و آرايش فرزندان؛

4. ارائه الگوهاى مناسب؛

5. پرهيز دادن از محيط هاى ناسالمى كه جوانان را به سوى مدگرايى غلط سوق مى دهد؛

6. آموزش اصول و معيارهاى آراستگى اسلامى[197]؛

7. تعميق باورها و ارزش هاى دينى، اخلاقى و پايبندى به اجراى حدود و احكام الهى؛

8. بالا بردن عزت نفس، خويشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندان؛

9. تقويت كنترل درونى و پرورش پاك دامنى با توسعه آموزش هاى دينى؛

10. اطلاع رسانى به موقع و همه جانبه نسبت به آثار و پيامدهاى منفى مدگرايى[198]؛

11. ايجاد مقررات، جهت تضمين سلامت و سعادت فرزندان؛

12. آموزش كنار آمدن با فشار همسالان جهت مقابله فرزندان با تشويق آنها جهت گرايش به مدگرايى.

 

انگيزه روانشناختى مدگرايى

پرسش 22 . بعضى از دوستانم هر از گاهى تيپ عجيب و غريبى پيدا مى كنند، آيا اين گرايش افراطى به مد ارتباطى با حالات روحى و روانى آنان مى تواند داشته باشد؟ من چطور مى توانم آنها را راهنمايى كنم؟

يكى از علل مهم گرايش به مد، انگيزه هاى روانشناختى است كه با شناخت آن مى توانيد براى راهنمايى دوستانتان از راهكارهاى ارايه شده بهره بگيريد.

الف. شناخت انگيزه ها

غالبا جوانان با انگيزه هاى روانشناختى ذيل به مد گرايش پيدا مى كنند:

1. تنوع طلبى و نوگرايى

تمايل به امروزى شدن و نوگرايى در روحيه و رويه جوانان وجود دارد. اين تمايل ممكن است شديد يا ضعيف باشد و نشانگر نياز جوان به شكستن قالب هاى موجود، فاصله گرفتن از هنجارهاى پيشين و رسيدن به هويتى متمايز و هم چنين گرايش به فاصله گرفتن از والدين است. اين نياز، زمانى كه نمود بيرونى به خود مى گيرد و در رفتار جوان منعكس مى شود، به صورت مدگرايى ظاهر مى گردد.[199]

2. همانندسازى

همانندسازى به فرايندى اطلاق مى شود كه براساس آن؛ افراد، نگرش ها و الگوهاى رفتارى شخص ديگرى را براى خود سرمشق قرار مى دهند و با تقليد از نگره ها و ويژگى رفتارى وى احساس مى كنند كه بخشى از قدرت و كفايت او را نيز به دست آورده است. در دوران جوانى كه فرد از والدينش فاصله مى گيرد، الگوهايى كه خود را با آنها شبيه كرده است از دست مى دهد و در درون او خلأيى به وجود مى آيد. چنين خلأيى مى بايد از طريق يافتن الگوهاى ديگر، يعنى از طريق همانندسازى هاى جديد پر شود. اين شخصيت ها ممكن است چهره هاى محبوب و معروف يا گروه خاصى (مانند رپ ها) باشند و جوان خود را از نظر ظاهرى شبيه آنها ساخته، در شيوه لباس پوشيدن و طرز رفتار با آنان همانندسازى مى كند[200].

3. رقابت و چشم و هم چشمى با ديگران

انگيزه رقابت و چشم و هم چشمى با ديگران، ممكن است در همه افراد وجود داشته باشد و به گونه هاى مختلف بروز مى كند. اگر جهت گيرى رقابت در زمينه هاى مثبت باشد، باعث پيشرفت و رشد و تكامل معنوى فرد مى شود؛ اما اگر جهت گيرى آن به سوى امور مادّى و مُدپرستى سوق پيدا كند و فرد، سعى كند از لحاظ ظاهرى (و مثلاً در سبك و شيوه لباس پوشيدن) از ديگران عقب نماند، سرانجامِ خوبى نخواهد داشت.[201]

4. انگيزه همسان سازى

علاوه بر اينكه تمايل شديد به همسان سازى با گروه هاى همسال و الگوپذيرى از دوستان در مدگرايى جوانان نقش اساسى دارد؛ ترس و نگرانى از سرزنش ها از سوى دوستان در گرايش جوانان و نوجوانان به انتخاب نوع پوشش و آرايش آنها نقش بسزايى ايفا مى نمايد. لذا از آنجا كه عدم هم رنگ شدن با ديگران ممكن است به تحقير و تمسخر، پوزخند زدن و متلك گفتن اطرافيان منجر شود، همين امر انگيزه اى مى شود تا جوانان و نوجوانان خود را شبيه اطرافيان نموده، از مدهاى رايج پيروى كنند.[202]

5. تشخُّص طلبى

«مد» صورتى از تقليد و بنابراين صورتى از تشخيص اجتماعى است. برخى بر اساس همسان سازى تمايل دارند از ديگران تقليد كنند و در واقع به متحدالشكل شدن و وفق دادن خود با ديگران اهميت فراوانى مى دهند. اما در مقابل برخى نيز دوست دارند از بقيه افراد متمايز باشند و به عبارتى مايلند با ديگران تطابق نداشته، مجزا از سايرين به حساب بيايند. لذا برخى بر اساس همين انگيزه به مدهاى خاص رو مى آورند.

مد تنها يك حركت نيست؛ بلكه عبارت از دو حركت ميان طبقات بالا و طبقات پايين جامعه است. به عبارت ديگر طبقات پايين دست سعى دارد كه هر چه بيش تر شبيه افراد طبقات بالاست باشد، در سوى ديگر نيز افراد  طبقه بالا وقتى بين خود و طبقات پايين تفاوتى نمى بينند، سعى مى كنند وضع گذشته را رها سازند و با خريد اشياء گران قيمت و لباس هاى گران بها مانع از رسيدن طبقات پايين به سطح خود شوند. اين است كه از مد براى تشخص طلبى و برتر نشان دادن خود استفاده مى كنند.

6. خودنمايى

طبق گفته آبراهام مازلو «ارزش و منزلت» يكى از نيازهاى مهم انسان مى باشد. جوانان نيز بر حسب مقتضيات سنى و جنسى مى خواهند از ارزش و احترام نزد ديگران برخوردار باشند و براى رسيدن به اين هدف از روش ها و شيوهاى مختلف استفاده مى كنند: يكى از طريق درس خواندن، ديگرى از طريق زيبايى، عدّه اى با ورزش و هنر و عدّه اى نيز بامدگرايى اظهار وجود مى نمايند. بنابراين «مد» از لحاظ روانى با نوعى خودنمايى و نياز به جلب توجه ديگران بستگى دارد.

برخى افراد نيروى متراكم آزاد نشده اى در درونشان احساس مى كنند كه از آن براى نفوذ در دل ها و بروز قدرت و استعداد خود استفاده مى نمايند. آنان با تعويض و تغيير هر روزه لباس و آرايش خود و خريدن لباس هاى گران قيمت و مُدِ روز، در صدد جلب توجه ديگران برآمده، نگاه ها را به خود معطوف مى دارند.[203]

7. استقلال طلبى

دوره جوانى دوره گذار بلوغ و شكل گيرى حس استقلال طلبى فرد است. از همين رو جوان سعى دارد با روش هاى مختلف، استقلال و هويت خود را به ديگران نشان دهد. به عنوان نمونه دختران در سن جوانى و گاهى در نوجوانى دست به آزمون «آرايش» مى زنند تا از گروه سنى خود پيش تر باشند.

8. عقده حقارت

يكى از مشكلات روحى ـ روانى در حيات آدمى، عقده هايى است كه بر اثر تحقير يا ارضا نشدن برخى اميال و خواسته ها، انباشته مى شود و با ايجاد يك زمينه (مد غربى و زينت كردن و...) خود را نمايان مى كند؛ عقده هايى كه فرد را نسبت به خود بى اعتماد، و اراده را از او سلب مى سازد و فرد براى جبران آن به رفتار نابهنجار مدگرايى گرايش مى يابد.[204]

ب. راه هايى براى راهنمايى

اما براى راهنمايى افراد مبتلا به مدگرايى افراطى و انحرافى قبل از هر چيز بايد ريشه اين گرايش را شناخت؛ يعنى اين كه بروز اين رفتار در حس استقلال طلبى ريشه دارد يا در عقده حقارت و... ثانيا، نبايد با موضع گيرى هاى تند و تخريبى، آنها را به لجاجت و مقابله وا داشت؛ به گونه اى كه به بهاى تحمل آسيب ها بر روش اشتباه خود پافشارى نمايند.

در اين حالت ابتدا بايد از چنين افرادى دلجويى كرد و به آنها تفهيم  نمود كه هيچ گاه مراعات ضوابط صحيح دينى و اجتماعى در نحوه پوشش و آرايش مناسب، به معناى محروميت و محدوديت و سلب آزادى و انتخاب نيست. بديهى است در مسير راهنمايى و ارشاد افراد مدگرا، نكات ذيل در خور توجه و سزاوار پيگيرى است:

1. اعتماد دوست و فرد مدگرا را به سمت خود جلب كنيد تا او با شما به عنوان دلسوز و امين مواجه شود.

2. از او بخواهيد در مسير خودشناسى گام نهاده، ارزش وجودى خويش را به خوبى ارزيابى و سنجش نمايد.

3. آنها را در انتخاب دوست خوب راهنمايى نماييد و با هشدار نسبت به پيامدهاى دوستان ناباب اين نكته را يادآورى كنيد كه معمولاً اين دوره زودگذر است؛ ولى اگر فرد در همين ايام كوتاه با دوستان ناباب معاشرت داشته باشد، ممكن است انحراف تازه اى را براى فرد پديد آورد.

4. خاطرنشان نماييد كه زيبايى ظاهرى يك امتياز محسوب مى شود؛ اما علت موفقيت، سعادت و خوشبختى انسان نيست. افراد فراوانى هستند كه وضعيت ظاهرى چندان مناسبى ندارند، ولى هيچ گاه احساس بى ارزشى نمى كنند، بلكه احساس خوشبختى و موفقيت دارند و با آرامش زندگى مى كنند.

5. از كسانى كه به دليل عقده هاى حقارت و خود كم بينى به مدگرايى گرايش پيدا كرده اند، بخواهيد تا توانايى ها و استعدادهاى خود را شناسايى كرده، آنها را بر روى كاغذى يادداشت كند.

6. به چنين افرادى ارزش هاى واقعى را معرفى نموده و از آنها بخواهيد اين ارزش ها را ملاك رفتار خود قرار دهند. در اين صورت به طور طبيعى كسانى كه به دليل رقابت و همسان سازى به مدگرايى رو آورده اند، ديگر واكنش ها و بازخوردهاى اطرافيان را ملاك رفتارهاى خود قرار نمى دهند.

7. كسانى كه بر اساس انگيزه هاى روانشناختى به مدگرايى گرايش پيدا كرده اند بايد بدانند، تنها راه نشان دادن برترى خود و جلب توجه ديگران پوشش و آرايش عجيب و غريب نيست؛ بلكه بسيارى از كمالات ديگر در عرصه هاى علم، هنر و ورزش وجود دارد كه افراد مى توانند برترى خود را از آن طريق اثبات نمايند.

8. آسيب هاى فردى، اجتماعى، سياسى و حتى اقتصادى رفتارهاى مدگرايانه را به اين گروه يادآور شويد.

 

انگيزه اجتماعى مدگرايى

پرسش 23 . آيا انگيزه هاى اجتماعى مى تواند در گرايش جوان به مد و مدگرايى مؤثر باشد؛ راه درمان آن چگونه است؟

برخى از جامعه شناسان ريشه مد، مدسازى و مدگرايى را در نابرابرى هاى اجتماعى مى دانند. اسپنسر معتقد است: مد برعكس تشريفات موجب رقابت بين اشخاص طبقات بالاتر مى شود و در واقع نوعى تقليد ناشى از رقابت است، نه تقليد ناشى از پسند و ستايش.

در جامعه اى كه جايگاه افراد بر اساس ميزان ثروت آنها ارزيابى مى شود، هر فرد تا زمانى كه در مقايسه با ديگران احساس كمبود كند، پيوسته از وضعيت موجود در ناخشنودى شديد به سر خواهد برد. در چنين شرايطى هر طبقه اى تا آنجا كه مى تواند، سبك زندگى طبقه بالاتر را الگو قرار مى دهد. و با همه توان مى كوشد تا مطابق اين سرمشق زندگى كند و بدين وسيله به ترقى اجتماعى خود تظاهر نمايد.

همچنين فشارهاى اجتماعى مى تواند يكى از عوامل مؤثر در گرايش به مد تلقى گردد. به عنوان نمونه در جوامع سرمايه دارى كه در آن بازار رقابت جنسى شديد است، زنان ناگزيرند با همجنس خود رقابت كنند. بر مبناى اين رويكرد زنان از روى هوى و هوس به لوازم آرايش روى نمى آورند، بلكه به علت فشار اجتماعى است كه از لوازم آرايشى استفاده مى كنند.[205]

از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه گاه رفتارهاى اجتماعى يك فرد يا گروه مدگرا مى تواند مقابله ستيزه جويانه با فضاى سياسى و اجتماعى حاكم بر جامعه باشد. از همين روست كه مى بينيم اولين مدهايى كه در جهان شكل گرفت (بيتل ها Beetele، هيپى ها  Hippieو پانك ها Punk) با همين انگيزه به وجود آمد.

براى راهنمايى آن دسته از افرادى كه با انگيزه هاى اجتماعى به سوى مد گرايش پيدا كرده اند، به نكات ذيل مى توان تكيه كرد تا به تغيير رويه آنان  كمك نمود:

1. ارزش هاى واقعى زندگى به آنها معرفى گردد. اين دسته از افراد بايد بدانند كه پول و ثروت به عنوان يكى از امتيازات اجتماعى مطرح مى شود؛ اما ارزش واقعى انسان با پول و ثروت ارزيابى نمى شود؛ بلكه تقوا، سخاوت، فروتنى، قناعت، دستگيرى از نيازمندان و... معيارهاى حقيقى ارزش انسانى است. خداوند متعال نيز افراد را بر همين اساس ارزيابى كرده و فرموده است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[206]؛ «گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست».

2. بايد ديدگاه اين افراد را نسبت به فلسفه درست زندگى تغيير داد، زيرا كسانى كه نسبت به فلسفه زندگى بينش درستى ندارند به راحتى تحت تأثير فشارهاى اجتماعى قرار گرفته، به آسانى به هر سويى سوق داده مى شوند.

3. بايد به كسانى كه تلاش مى نمايند ظاهر زندگى خود را شبيه طبقات مرفه اجتماعى جلوه دهند، يادآورى شود كه با اين ظاهرسازى ها نمى توانند واقعيت زندگى خود را تغيير دهند. امام رضا (علیه السلام)  به يكى از ياران خود فرمود: «اگر در دست راست تو يك مرواريد باشد و مردم بگويند يك بعره[207] در دست گرفته اى، و اگر يك بعره در دست داشته باشى و مردم بگويند يك دُرّ در دست توست، آيا از اين سخنان چيزى به تو سود مى رساند»[208].

بنابراين اگر كسى به جاى كوشش در ارتقاى وضعيت زندگى تنها به فكر اين باشد كه خود را از نظر ظاهر شبيه طبقات مرفه جامعه نمايد، در حقيقت واقعيت زندگى خود را تغيير نداده و هيچ سودى عايد او نگرديده است.

4. از ديگر اقداماتى كه مى توان براى راهنمايى و ارشاد كسانى كه تلاش مى نمايند تا به هر نحو ممكن خود را از لحاظ ظاهرى شبيه طبقات مرفه جامعه نمايند، تذكر اين موضوع است كه، هر انسانى بايد توقع از خويش را متناسب با واقعيات و توانايى هاى خود تنظيم نموده و بى جهت مشغول آرمان هاى دست نيافتنى نباشد و در غير اين صورت، پيامدها و تبعات منفى از جمله بالا رفتن هزينه هاى زندگى، تحمل بيش از توان فشار اقتصادى، از دست دادن فرصت ها، از دست دادن روحيه قناعت، اسراف گرايى و... دامن گير وى مى شود.

5. در مواجهه با افرادى كه مدل مو و لباس را به عنوان شيوه اى براى اظهار نارضايتى سياسى خود انتخاب مى نمايند، تبيين تاريخى بى نتيجه بودن اين گونه روش ها، در به ثمر نشاندن اعتراضات اجتماعى و گاه سياسى مفيد و نتيجه بخش خواهد بود؛ زيرا تجربه تاريخى گروه هاى مختلفى همچون بيتل ها و پانك ها و... نشان داده كه اين روش ها در به ثمر رسيدن اهداف آنان بلافايده بوده و بهترين راه براى تحقق مطالبات همان پيگيرى هاى قانونى مى باشد.

 

پيامدهاى منفى مدگرايى

پرسش 24 . در بعضى از سخنرانى ها و نوشته ها، آن چنان درباره مدگرايى جوانان مى گويند كه انگار چنين كارى «خلاف» است! در حالى كه بسيارى از ما به دليل چند روز جوانى اين طور مى گرديم اما تصميم دارم پس از ادامه تحصيل به تيپ عادى برگردم. آيا بهتر نيست حالا اين قدر به ما گير ندهند؟

در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: پيروى از مدهاى بيگانه و مدگرايى، از ابعاد مختلف روان شناختى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى و... آسيب ها و پيامدهاى منفى به دنبال دارد كه به تشريح آنها خواهيم پرداخت.

الف. انحراف اعتقادى

برخى از گروه هاى منحرف اعتقادى با استفاده ابزارى از پوشش، آرايش و موسيقى، تفكرات انحرافى خود را منتشر و تبليغ مى نمايند و اگر افراد جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان نسبت به اين موضوع آگاهى لازم را نداشته باشند، به راحتى با پيروى از نوع پوشش و آرايش اين گروه ها، جذب آنها شده و به مرور زمان از تفكرات و باورهاى آنها نيز پيروى خواهند كرد و نتيجه همان مى شود كه پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله)  فرمود: «هر كه به گروهى تشبه جويد، از آنهاست»[209].

يكى از بهترين مصاديق امروزى اين نوع آسيب، گروه هاى شيطان پرستى است. بنا به اعتقاد اين فرقه، شيطان به عنوان قدرت غالب در جهان مى باشد و اگر كسى بخواهد در جهان خوب زندگى كند، بايد با شيطان باشد! آنان حتى معتقدند راه خدا از طريق ارتباط با شيطان مى گذرد!!

ب. آسيب هاى اخلاقى

برخى از آسيب هاى اخلاقى كه افراد به واسطه مدگرايى، دچار آن مى شوند عبارت است از:

1. در معرض اتهام ديگران قرار گرفتن

يكى از آموزه هاى اخلاقى پيشوايان معصوم (علیهماالسلام)  آن است كه انسان خود را در معرض اتهام قرار ندهد. اگر عملكرد افراد در انتخاب نوع لباس، آرايش و مد، برخاسته از باورها، نيازها و شرايط فرهنگى و بومى نباشد، از منظر ديگران به منزله سستى فرد در حفظ اعتقاد و منش اخلاقى تلقى مى گردد. به عبارت ديگر چنين شخصى، به طور دائم خود را در معرض نوعى اتهام قرار داده است.

2. گرفتار شدن به رذايل اخلاقى

پيروى از مدها و مدل هاى مخرّب فرهنگى كه با خارج شدن فرايند نوخواهى و زيبايى دوستى از حالت طبيعى و معقول به سوى افراط و  تفريط مى باشد، انسان را به رذايل اخلاقى دچار نموده، موجب انحطاط اخلاقى و معنوى افراد مى گردد.

بديهى است كه انحراف در اين فرايند به دليل نداشتن نقطه اتكاى معنوى، موجب آلوده شدن افراد به رذايلى همچون فخرفروشى، زياده خواهى، خودنمايى، اسراف، تجمل گرايى، حرص، طمع، خودپرستى و... خواهد شد.

3. اتلاف وقت

يكى از مهم ترين آسيب هاى مدگرايى كه متأسفانه از سوى جوانان و نوجوانان كمتر مورد توجه قرار مى گيرد؛ از دست دادن سرمايه عمرى است كه در مسير مدگرايى از دست مى رود. سوگمندانه بايد گفت كه براى انتخاب مد، تهيه لباس و حضور در فروشگاه ها و آرايشگاه ها و وب گردى ها چه زمان زياد و برگشت ناپذيرى از اين افراد هزينه و هدر مى شود.

ج. انحرافات جنسى

به طور طبيعى آرايش دختران و پسران و جلوه گرى در جامعه، جاذبه جنسى ايجاد مى كند و از آنجا كه رقابت در مدگرايى امرى طبيعى است. نتيجه اى كه به دنبال دارد، افزايش گرايش جنس مخالف به يكديگر و با كمال تأسف گرايش گروه هاى هم جنس به همديگر است.

مى دانيم كه ويژگى غالب پوشاكى كه با نام مد و مدگرايى به جوانان ارائه  مى شود تنگ، چسبان و يا كوتاه بودن آنها مى باشد. پوشاك هاى تنگ و چسبان در آستانه بلوغ و نوجوانى (و سنين بعد) در هر دو گروه پسر و دختر از نظر تحريك اميال غريزى و تقويت و افزايش هوس شهوانى دو نقش متفاوت درونى و بيرونى دارد. از نظر درونى، پوشاك تنگ (مخصوصاً در نواحى كمر و شكم) يك اثر تحريك موضعى از خود برجاى مى گذارد كه به تحريك اعضاى تناسلى منجر گشته، تمايلات شهوانى را در نوجوان بيدار و تقويت مى نمايد.

ساليان درازى است كه تحقيقات و مطالعات روانشناسى در شناخت و تشخيص علل بروز و ابتلاى نوجوانان و جوانان به عارضه غيرطبيعى استمناء همه علل و عوامل مؤثر در ايجاد چنين ميل و اثرات محرك عمومى و موضعى غريزه جنسى را كاويده و در ميان منشأ پيدايش اين ابتلاء نقش و اثرات «تنگى پوشاك» را جستجو كرده است.[210]

از نظر بيرونى نيز پوشاك هاى تنگ، چسبان و يا كوتاه در سنين بلوغ و نوجوانى مى تواند نظرها را به سوى خود جلب كرده، زمينه تحريك شهوت و انحرافات جنسى را در بيننده فراهم نمايد.

د. پيامدهاى روحى و روانى

1. احساس شكست و ناكامى

رشد سريع مدهاى غربى و رواج آن در بازار، خود عاملى براى شكست  روحى افرادى است كه به دنبال مدهاى تازه اند[211]؛ زيرا از يك سو امكانات و فراغت مردم براى دست يابى به آخرين مدها محدود است و از سوى ديگر كاروان مدگرايى با شتابى وقفه ناپذير در حركت است و وقتى مدگرايان در بن بست اين سرعت و آن محدوديت مى مانند، احساس ناكاميابى و ناتوانى مى كنند.

2. فردگرايى و جمع گريزى

با مدپرستى و نوگرايى افراطى، انسان خود را تافته اى جدابافته از جامعه دانسته و برترى را در داشتن ظاهرى جديد مى داند و كسانى را شايسته دوستى و احترام مى داند كه از نظر ظاهرى هم شأن او باشد. به همين دليل بسيارى از روابط اجتماعى و معاشرت ها را كه در اسلام به آن توصيه شده است، كنار مى گذارد و دايره ارتباطات اجتماعى اش تنگ تر و محدودتر مى شود.

3. تضييع انرژى عاطفى، روانى و ذهنى

بى ترديد هر فرد افزون بر داشتن محدوديت زمانى و اقتصادى داراى محدوديت عاطفى، ذهنى، روانى و... نيز است. اين محدوديت ها ايجاب مى كند كه ما با مديريت صحيح، آن را در اولويت هاى مهم تر زندگى، مانند تحصيل، روابط زناشويى و خانوادگى و شغلى و... صرف نماييم. به كارگيرى افراطى اين سرمايه ها در يك بُعد خاص، باعث نارسايى عاطفى، ذهنى، روانى و... در ابعاد مهم زندگى مى گردد كه اين خود باعث افت  تحصيلى، كاهش مهرورزى، ناسازگارى در روابط بين فردى و كاهش خلاقيت مى شود كه به نوبه خود موجب پايين آمدن احساس حرمت نفس و ارزشمندى و عدم موفقيت فرد در حيطه هاى مختلف زندگى مى گردد. به تعبير دقيق علمى، بين موفقيت (در ابعاد مختلف زندگى) و احساس ارزشمندى، رابطه معنادارى وجود دارد.[212]

4. اضطراب و استرس

افرادى كه به شدت دنبال مدگرايى هستند به توجه ديگران اهميت زيادى مى دهند. اين افراد در زندگى خويش براى اين كه در نظر ديگران ارزشمند جلوه كنند، حاضرند به هر قيد و شرطى كه از طرف جامعه به آنها تحميل مى شود تن در دهند. آنها براى جلب توجه ديگران، تجربه خويش را ناديده مى گيرند و ارزش ها و عقايد ديگران را مى پذيرند و در واقع با اين عمل به شروط آنها تن داده، به همين دليل دچار اضطراب دايمى مى شوند.

5. بحران هويت

به مجموع باورها، ارزش ها و رفتارها، هويت گفته مى شود. بحران هويت وقتى رخ مى دهد كه فرد نتواند به باورهايى جدا از باورهاى ديگران برسد و براى خود نقش ثابتى پيدا كند.

اگر انسان ـ به خصوص در دوره نوجوانى و جوانى ـ هر روز خود را به شكلى تازه درآورد و سبك زندگى اش را به روش جديد و متأثر از مدگرايى تغيير دهد، هيچ گاه هويت ثابت خويش را نخواهد يافت؛ زيرا  يكى از نشانه هاى هويت و شخصيت سالم، ثبات است.

6. از دست دادن اراده و اختيار خود

هر چند ممكن است افراد مدگرا در ظاهر با اختيار خود مدى را انتخاب نمايند؛ اما در واقع، اختيارى در انتخاب نوع پوشش و مد ندارند و كاملاً مطيع مد و مدسازانند و هر چيزى كه تبديل به مد شد - زشت يا زيبا - آنان را در بند خود مى سازد. بهترين دليل بر اين سخن آن است كه اگر لباس و يا مدل مويى تغيير كرد و مد جديدى وارد بازار شد، اين افراد حاضر نيستند از مدهاى گذشته استفاده نمايند، هرچند مدهاى قبلى انتخاب خودشان باشد.[213]

7. اختلال در حس زيباشناختى

از آفت هاى مدگرايى آن است كه مدگرايان همان چيزى را كه طراحان مد القاء و ترويج مى نمايند به عنوان مد مى شناسند، از اين رو به مرور زمان ملاك تشخيص زيبايى واقعى از مدگرايان گرفته مى شود. اين است كه برخى لباس هاى مُد روز اگر اين عنوان را با خود يدك نمى كشيدند، چيز دندان گير و جالب توجهى به نظر نمى رسيدند.

 

آسيب هاى جسمانى

پرسش 25 . آيا مدگرايى و تقليد از مدهاى پوششى و آرايشى، به جسم و بدن ما نيز لطمه مى زند؟

متأسفانه غالب مدهاى جارى و آرايش ها، پيامدهاى منفى جسمانى در پى دارد كه بر اساس اطلاعات كارشناسان، به آن اشاره مى شود:

1. لباس هاى الياف مصنوعى

امروزه مدسازان با ترفندهاى گوناگون توليد و استفاده از كتان و پنبه و منسوجات به دست آمده آن را از چرخه توليد خارج كرده اند.

لباس هايى كه از الياف مصنوعى تهيه شده اند، مانع تبادل و تهويه هوا مى شوند و اين محصولات كه غالبا از تركيبات پتروشيمى به وجود آمده اند، به دليل افزايش بار الكتريكى بدن و نقش حياتى پوست زيان آور بوده، به هيچ روى نمى توانند جاى پوشاك طبيعى را بگيرند.[214]

نمونه ديگر، لباس هاى توليدى مدسازان در جنس هاى چرمى، جير، پلاستيك و مشتقات آن است كه؛ تعريق، تنفس و دفع سموم از بدن را با مشكل رو به رو و انسان را بيمار مى كند.[215]

2. لباس هاى تنگ و چسبان

انواع مدهاى ابداعى لباس در قرن بيستم به جز پاره اى انگشت شمار از آن هميشه تنگ و چسبان بوده است.

تنفس پوستى، يكى از مهم ترين عملكردهاى طبيعى بدن است، به هر ميزان لباس تنگ باشد رابطه پوست با هواى آزاد كم تر شده، شادابى و  سلامتى پوست بيش تر در معرض خطر قرار خواهد گرفت[216]. در فعاليت هاى عضلانى بدن نيز، به جهت در تنگنا قرار گرفتن عضلات و ماهيچه ها، يك نوع محدوديت حركتى ايجاد مى شود. اين موضوع را به هنگام نشست و برخاست، راه رفتن، خم شدن و ساير حركات بدنى كسانى كه از لباس هاى تنگ استفاده مى نمايند، به وضوح مى توان ملاحظه نمود.[217]

3. آسيب هاى لوازم آرايشى

در سال هاى اخير، گرايش به استفاده بى رويه از لوازم آرايشى به مرز بحران رسيده، نگرانى عميقى در سطح جامعه برانگيخته است. بيش تر اين مواد به دليل تقلبى و غيراستاندارد بودن، زمينه ساز شيوع انواع بيمارى هاى پوستى همچون پيرى زودرس پوست، حساسيت هاى پوستى، عفونت هاى پوستى و... مى باشد.[218]

يكى از مواد آرايشى كه امروزه مورد استفاده قرار مى گيرد، فر دهنده هاى مو است. اين مواد قادرند موهاى صاف را حالت دار و مجعد كنند. اين فرايند باعث آسيب رساندن به موها مى شود. از اين رو فاصله زمانى مصرف مواد فر كننده موى سر نبايد كم تر از 3ماه باشد. اگر محلول فر كننده به مدت طولانى روى مو بماند و بسيار قوى باشد يا روى موهاى آسيب ديده استفاده شود، باعث شكستگى و آسيب جبران ناپذير موها  مى شود؛ حتى پوست سر نيز از آسيب اين گونه محلول ها در امان نيست.[219]

ريزش مو در اثر استفاده از رنگ هاى غيرمجاز تقريباً پديده اى رايج است و در برخى موارد گزارش شده كه فرد استفاده كننده به سبب مصرف اين مواد پياز موى سرش سوخته، سلامتى آن غيرقابل بازگشت شده است.[220]

4. كفش هاى نوك باريك و پاشنه بلند

از آن جهت كه تمام وزن بدن بر پاهاى انسان وارد مى شود، كفش راحت نقش مهمى در سلامتى انسان دارد. استفاده از كفش هاى تنگ، نوك باريك و يا پاشنه بلند از نظر سلامت و بهداشت به هيچ عنوان مناسب نبوده و آسيب هاى متعددى را به همراه دارد كه كج شدن انگشتان پا، ايجاد عفونت به دليل فرورفتگى ناخن پا، عدم حفظ تعادل، كمر درد و...[221] پاره اى از اين آسيب ها و عوارض است.

5. تاتو (خالكوبى)

خالكوبى (تاتو) كه تزريق جوهرهاى مخصوص به لايه هاى پوست است، در بخش هاى مختلف بدن ايجاد عوارض مى كند كه از آن جمله مى توان به بيمارى هاى خونى، بيمارى هاى پوستى، حساسيت هاى پوست و... اشاره كرد.[222]

6. پيرسينگ

پيرسينگ  (piercing)در لغت به معناى سوراخ كردن پوست و نصب اشياى تزئينى در اين سوراخ است. «حساسيت»، شايع ترين عارضه پيرسينگ است كه بيش تر در هنگام استفاده از فلزات بدلى به ويژه كروم و نيكل به وجود مى آيد.

7. برنزه كردن پوست

استفاده از دستگاه سولاريوم براى برنزه كردن پوست، عوارضى را به دنبال دارد: بالا رفتن ضريب ابتلا به سرطان پوستى بر اثر مواجه شدن با شدت بالاى اشعه كه در دستگاه هاى سولاريوم به كار مى رود و هم چنين پيرى پوست، افزايش چين و چروك هاى پوست و شلى و افتادگى پوست از عوارض استفاده از سولاريوم است.

گذشته بر عوارض پوستى، استفاده از دستگاه سولاريوم زمينه ساز ابتلا به عوارض چشمى متعددى همچون آسيب قرنيه، شبكيه، ملتحمه يا آسيب توأم قرنيه و شبكيه است. اين در حالى است كه بيش تر مشتريان سولاريوم از عينك هاى ايمنى استفاده مى كنند اما باز هم گرفتار عوارض آن مى شوند.[223]

 

 

 

فصل سوم : احكام آراستگى و مد

 

كروات

پرسش 26 . حكم خريدن و استفاده كروات براى داماد چيست؟

آيات عظام امام، خامنه اى، مكارم و نورى: اگر باعث ترويج فرهنگ غرب شود، جايز نيست.[224]

آيات عظام بهجت و صافى: بنابر احتياط، استفاده نكنند.[225]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و فاضل: براى مسلمان بهتر است، از لباسى كه باعث تشبه به غيرمسلمانان شود، اجتناب كند.[226]

آيه اللّه  وحيد: آنچه كه باعث تشبه به غيرمسلمانان شود، جايز نيست.[227]

تبصره. اگر بر پوشيدن كروات مفسده اى مترتب شود، پوشيدن آن حرام مى شود.

 

لباس ابريشم

پرسش 27 . حكم پوشيدن لباس ابريشم براى زن و مرد چيست؟

همه مراجع: اگر ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام است؛ ولى براى زن اشكال ندارد.[228]

 

پرسش 28 . آيا پوشيدن لباسى كه آستر آن ابريشم است، براى مرد جايز است؟

همه مراجع (به جز بهجت): خير، جايز نيست.[229]

آيه اللّه  بهجت: بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[230]

 

تعريف لباس شهرت

پرسش 29 . منظور از لباس شهرت چه نوع لباسى است؟

همه مراجع (به جز سيستانى و مكارم): لباس شهرت، لباسى است كه پوشيدن آن براى شخص، به جهت جنس پارچه يا رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودنش و مانند آن، معمول نبوده و خلاف شأن او به حساب آيد؛ به طورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب كرده و انگشت نما شود.[231]

آيه اللّه  سيستانى: منظور لباسى است كه مؤمن را به صورتى زشت و نامناسب در آورد.[232]

آيه اللّه  مكارم: لباس شهرت، لباسى است كه جنبه رياكارى دارد و شخص مى خواهد به وسيله آن مثلاً به زهد و ترك دنيا مشهور شود، خواه از جهت پارچه يا رنگ آن باشد و يا دوخت آن. امّا اگر واقعاً قصدش ساده پوشيدن است و جنبه رياكارى ندارد، نه تنها جايز است؛ بلكه عملى شايسته است.[233]

 

حكم لباس شهرت

پرسش 30 . حكم پوشيدن لباس شهرت را بيان كنيد؟

آيات عظام امام، خامنه اى، فاضل و نورى: پوشيدن لباسى كه موجب شهرت و انگشت نمايى شود، بنابر احتياط واجب حرام است.[234]

آيات عظام بهجت، صافى و وحيد: پوشيدن لباسى كه موجب شهرت و انگشت نمايى شود، حرام است.[235]

آيات عظام تبريزى و سيستانى: پوشيدن آن حرام نيست؛ مگر آن كه موجب هتك حرمت و خوارى شخص شود.[236]

آيه اللّه  مكارم: پوشيدن لباسى كه جنبه رياكارى دارد و شخص مى خواهد  به وسيله آن مثلاً به زهد و ترك دنيا مشهور شود، بنابر احتياط واجب حرام است؛ خواه از جهت پارچه يا رنگ آن باشد و يا دوخت آن اما اگر واقعاً قصدش ساده پوشيدن است و جنبه رياكارى ندارد، نه تنها جايز است؛ بلكه عملى شايسته است.[237]

تبصره. پوشيدن هر لباسى كه موجب هتك حرمت و خوارى شخص شود، به فتواى همه مراجع حرام است.

 

لباس زنانه و مردانه

پرسش 31 . پوشيدن لباس زنانه براى مردان و بالعكس چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام و بهجت: بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباس مختص به جنس مخالف جايز نيست.[238]

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، صافى، فاضل و وحيد: بنابر احتياط واجب پوشيدن لباس مختص به جنس مخالف، در صورتى كه آن را زى و پوشش خود قرار دهد، جايز نيست.[239]

آيه اللّه  سيستانى: بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباس مختص به جنس مخالف، اگر او را به صورت جنس مخالف در بياورد، جايز نيست.[240]

آيه اللّه  مكارم: پوشيدن لباس جنس مخالف، اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد.[241]

آيه اللّه  نورى: بنابر احتياط واجب، پوشيدن لباس مختص به جنس مخالف جايز نيست؛ مگر آن كه انگيزه عقلايى و مصلحت مهم ترى در بين باشد.[242]

 

لباس مشترك زن و مرد

پرسش 32 . لباس مشترك بين زن و مرد، چگونه مشخص مى شود؟

همه مراجع: تشخيص آن به نظر عرف است؛ مانند شلوارها و برخى اقسام بلوز و كفش هاى مشترك.[243]

 

پيراهن آستين كوتاه

پرسش 33 . پوشيدن لباس آستين كوتاه براى مردان از نظر اسلام ايرادى دارد؟

پوشيدن لباس آستين كوتاه براى مردان از چند جهت قابل بررسى است؛

1. پوشيدن لباس آستين كوتاه بدون حضور نامحرم و در شرايط عادى شخصى اشكال ندارد.

2. پوشيدن لباس آستين كوتاه در برابر نامحرمان بنا بر نظر برخى از مراجع بزرگوار تقليد، حرام و به نظر برخى ديگر بدون اشكال است و هركس بايد به فتواى مرجع تقليد خود عمل كند.

البته بنا بر نظر همه مراجع تقليد اگر در جايى پوشيدن لباس آستين كوتاه، باعث مفسده خاص گردد، اجتناب از آن واجب است.[244]

اما طرف ديگر اين مسئله، زنان مى باشند و مراجع تقليد درباره نگاه زنان به دست و بازوان مردانى كه از لباس آستين كوتاه استفاده مى نمايند، چنين بيان داشته اند:

آيات عظام امام خمينى، خامنه اى، صافى: جايز نيست.[245]

آيه اللّه  بهجت: بنابر احتياط واجب جايز نيست[246].

آيات عظام تبريزى، مكارم، سيستانى، نورى، فاضل و وحيد: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكالى ندارد[247].[248]

 

لباس تئاتر

پرسش 34 . پوشيدن لباس زنانه به وسيله مردان و بر عكس، براى بازى در تئاتر و سينما چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، بهجت و فاضل: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[249]

آيات عظام خامنه اى، سيستانى، صافى، مكارم و وحيد: پوشيدن لباس جنس مخالف، هنگام بازيگرى و بيان خصوصيات يك شخص حقيقى [ اگر باعث فساد نشود] اشكال ندارد.[250]

آيه اللّه  نورى: پوشيدن لباس جنس مخالف، تنها در موقع ضرورت؛ يعنى، زمانى كه مصلحت اهم و انگيزه عقلايى در كار باشد، جايز مى شود و اگر پوشيدن لباس جنس مخالف در بازى تئاتر و سينما، تا اين حد از ضرورت و مصلحت رسيده، ارتكاب به آن اشكال ندارد.[251]

تبصره. طبق فتواى آيات عظام: خامنه اى، سيستانى، تبريزى، وحيد و صافى، پوشيدن لباس مختص به جنس مخالف، در صورتى حرام است كه آن را زى خود براى زندگى روزمره و پوشش خويش قرار دهد و ترديدى نيست كه زنان و مردان بازيگر، لباس جنس مخالف را به عنوان زى خود قرار نمى دهند؛ بلكه به طور موقت و براى بازيگرى آن را به تن مى كنند.

 

لباس زير

پرسش 35 . آيا در حرمت پوشيدن لباس جنس مخالف، بين لباس زير و غير آن فرقى وجود دارد؟

آيات عظام امام، بهجت و فاضل: تفاوتى بين لباس زير و غير آن در حكم نمى كند.[252]

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، صافى و وحيد: اگر آن را زى و پوشش خود قرار دهد، بنابر احتياط واجب پوشيدن آن جايز نيست.[253]

آيه اللّه  سيستانى: اگر او را به صورت جنس مخالف در بياورد، بنابر احتياط واجب پوشيدن آن جايز نيست.[254]

آيه اللّه  مكارم: اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، پوشيدن آن اشكال ندارد.[255]

آيه اللّه  نورى: اگر از پوشيدن آن انگيزه عقلايى دارد و مصلحت مهم ترى در بين است، اشكال ندارد.[256]

 

لباس موقت

پرسش 36 . گاهى به مدت كوتاهى و به طور موقت لباس شوهر را در  منزل مى پوشم، آيا اين كار جايز است؟

همه مراجع (به جز امام و بهجت): خير، اشكالى ندارد.[257]

آيات عظام امام و بهجت: بنابر احتياط واجب جايز نيست.[258]

 

لباس هاى تنگ

پرسش 37 . پوشيدن مانتوهايى كه برجستگى هاى بدن (مانند سينه و پشت) را نمايان مى كند، چگونه است؟

همه مراجع: اگر باعث تهييج شهوت باشد، جايز نيست.[259]

 

پرسش 38 . پوشيدن لباس هاى تنگ و تحريك كننده كه برجستگى هاى بدن زن در آن پيدا است، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشيدن اين نوع لباس ها [ در فرض مذكور] جايز نيست و بايد آنان را با چادر يا مانتوى مناسب و گشاد بپوشاند.[260]

 

جوراب نازك

پرسش 39 . پوشيدن جوراب نازك چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر ظاهر پا در آن پيدا باشد، پوشيدن آن جايز نيست.[261]

 

رنگ مو

پرسش 40 . آيا رنگ مو و حنا و رنگ پوست ميوه ها، مانع وضو است؟

همه مراجع: رنگ بدون جِرم، مانع نيست.[262]

 

موانع وضو

پرسش 41 . اگر بعد از وضو، در اعضا مانعى ببينيم، چه كنيم؟

همه مراجع: اگر ندانيد موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضويتان صحيح است؛ ولى اگر در وقت وضو، مانع وجود داشته، بايد دوباره وضو بگيريد.[263]

 

مداد چشم

پرسش 42 . مداد چشم و ريمل، در هنگام وضو چه حكمى دارد؟

همه مراجع: براى وضو، ريمل و مداد بيرون چشم اگر جرم داشته باشد بايد برطرف شود؛ ولى مقدارى كه داخل چشم است، برطرف كردن آن لازم نيست.[264]

تبصره. بعد از برطرف كردن جرم مواد آرايشى، باقى ماندن رنگ آن مانع وضو نيست.

 

كرم پوست

پرسش 43 . آيا ماليدن كرم به دست و صورت مانع وضو مى شود؟

همه مراجع: اگر به حدى باشد كه مانع رسيدن آب به پوست نباشد، اشكال ندارد.[265]

تبصره. تشخيص اين امر به عهده عرف است.

 

ژل مو

پرسش 44 . مسح سر بر موهاى روغن زده شده، چگونه است؟

همه مراجع: اگر روغن به قدرى زياد نباشد كه مانع از رسيدن آب وضو در حال مسح، به پوست يا بيخ موهاى جلوى سر يا موها باشد، اشكال ندارد.[266]

تبصره. مى توانيد به مقدار طول و عرض يك انگشت از وسط سر را ژل نزنيد و بر روى آن مسح كنيد؛ زيرا مسح به قدر طول و عرض يك انگشت كفايت مى كند.

 

زيورآلات زنان

پرسش 45 . زيورآلات زن، اگر در معرض ديد نامحرم باشد، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، خامنه اى، فاضل و وحيد: بايد از ديد مرد نامحرم پوشانده شود.[267]

آيات عظام سيستانى، مكارم و نورى: پوشاندن گردن بند از ديد نامحرم واجب است؛ ولى پوشاندن حلقه ازدواج و انگشتر واجب نيست.[268]

 

پوشش آرايش صورت

پرسش 46 . آيا بايد سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ كرده را از نامحرم پوشاند؟

امام: پوشاندن اصلاح صورت واجب نيست؛ ولى پوشاندن سرمه چشم و رنگ ابرو اگر نزد عرف زينت محسوب شود واجب است.[269]

آيات عظام بهجت و صافى: بايد آن را از نامحرم پوشاند.[270]

آيات عظام سيستانى، مكارم و نورى: پوشاندن آن از نامحرم واجب نيست.[271]

آيات عظام خامنه اى، فاضل و وحيد: اگر زينت محسوب مى شود، بايد آن را از نامحرم پوشاند.[272]

تبصره. اگر موارد ياد شده به گونه اى باشد كه باعث مفسده و جلب توجه مرد نامحرم شود، پوشاندنش واجب است.

 

حكم پلاتين

پرسش 47 . آيا در دست كردن و استفاده از پلاتين براى مرد اشكال دارد؟

همه مراجع: استفاده از پلاتين اشكال ندارد.[273]

تبصره. پلاتين طلا نيست و فلز ديگرى است.

 

ريش تراشى

پرسش 48 . تراشيدن ريش تمام صورت، با ماشين يا تيغ چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): تراشيدن ريش خواه با تيغ باشد يا ماشين بنابر احتياط واجب حرام است.[274]

آيات عظام بهجت و صافى: تراشيدن ريش حرام است.[275]

 

ريش نوجوان

پرسش 49 . آيا تراشيدن موهاى كمِ صورت، به منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشكال دارد؟

همه مراجع: اگر موهاى صورت كم باشد و صدق ريش بر آن نكند، تراشيدن آن مانعى ندارد.[276]

 

سخره ديگران

پرسش 50 . اگر انسان براى اينكه توهين مردم را نشنود، ريشش را بزند؛ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گذاشتن ريش براى مسلمانى كه به دينش اهميت مى دهد، باعث خوارى و سرشكستگى نيست و با مسخره كردن ديگران، احكام الهى عوض نمى شود؛ مگر آن كه باعث حرج بشود و تحمل آن غيرممكن باشد.[277]

 

ريش پروفسورى

پرسش 51 . آيا گذاشتن ريش پروفسورى كفايت مى كند؟

همه مراجع (به جز تبريزى و مكارم): خير، كفايت نمى كند و حكم تراشيدن تمام آن را دارد.[278]

آيات عظام تبريزى و مكارم: اگر چانه و اطراف آن (يك چهارم  صورت) تراشيده نشود، به طورى كه در وقت مواجهه صدق ريش كند، كفايت مى كند.[279]

 

پوشش حجم مو

پرسش 52 . مشخص شدن حجم موى زن از زير چادر چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر باعث تهييج شهوت ديگران نشود، اشكال ندارد.[280]

 

كفش صدادار

پرسش 53 . آيا پوشيدن كفش هاى صدادار براى بانوان اشكال دارد؟

همه مراجع: اگر باعث جلب توجه مرد نامحرم و مفسده شود، پوشيدن آن اشكال دارد.[281]

 

عطر زن

پرسش 54 . آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟

همه مراجع: اگر باعث جلب توجه نامحرم شود، جايز نيست.[282]

 

بوى خوش نرم كننده ها

پرسش 55 . استفاده از مواد نرم كننده كه لباس را كمى خوشبو و لطيف مى كند، براى بانوان چه حكمى دارد و مى توانند [با آن ]بيرون بروند؟

همه مراجع: اگر باعث جلب مرد نامحرم بشود جايز نيست.[283]

 

آرايش چهره

پرسش 56 . آيا زن بايد چهره آرايش كرده خود را از نامحرم بپوشاند؟

همه مراجع (به جز مكارم): آرى، بايد از نامحرم بپوشاند.[284]

آيه اللّه  مكارم: بنابر احتياط واجب، بايد از نامحرم بپوشاند.[285]

 

اسامى معصومين

پرسش 57 . لمس كردن نام نبى اكرم (صلی الله علیه وآله) ، امامان (علیهماالسلام)  و حضرت زهرا (علیهاالسلام)  روى پلاك ها و انگشترها بدون وضو چگونه است؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: بنابر احتياط واجب اسماى آنان را بدون وضو مس نكند.[286]

آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد: بهتر (احتياط مستحب) است اسماى آنان را بدون وضو مس نكند.[287]

 

طلاى مردان

پرسش 58 . آيا استفاده از طلا براى مردان بدون قصد زينت به طورى كه ديگران نبينند، اشكال دارد؟

همه مراجع (به جز مكارم): پوشيدن طلا براى مرد حرام است؛ هر چند به قصد زينت نباشد و از نگاه ديگران پنهان بماند.[288]

آيه اللّه  مكارم: اگر پنهان باشد، اشكال ندارد.[289]

 

طلاى زرد

پرسش 59 . زينت مردان با طلاى زرد چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشيدن طلا مانند آويختن زنجير طلا به سينه و به دست كردن انگشتر و ساعت مچى طلا براى مرد حرام است.[290]

 

طلاى سفيد

پرسش 60 . طلاى سفيد براى مردان چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز مكارم و فاضل): اگر از جنس طلا باشد، جايز نيست؛ هر چند به رنگ سفيد باشد.[291]

آيات عظام مكارم و فاضل: استفاده از طلاى سفيد، براى مردان جايز نيست.[292]

تبصره. هيچ گونه اختلافى بين فقيهان در مسأله ياد شده نيست و همگى معتقدند: اگر طلاى سفيد از جنس همان طلاى متعارف بين مردم باشد (ذهب) استفاده از آن جايز نيست؛ ولى برخى مانند آيات عظام مكارم و فاضل با بررسى موضوع و كسب آگاهى از اهل خبره به اين نتيجه قطعى دست يافته اند كه طلاى سفيد، همان طلاى متعارف است كه تنها رنگ آن تغيير كرده است.

 

زينت زن

پرسش 61 . مفهوم زينت در زنان چيست و چه چيزهايى را شامل  مى شود؟

«زينت» در زبان عربى معنايى گسترده تر از لفظ «زيور» دارد. زيور، فقط به زينت هايى گفته مى شود كه جزء بدن شخص به شمار نمى رود، (مانند انواع زيورهاى طلا و جواهر)، ولى كلمه «زينت» هم در چنين زيورهايى به كار مى رود و هم به آرايش هايى گفته مى شود كه به بدن شخص متصل بوده و گويى جزئى از اوست؛ (همانند سرمه و خضاب). علاوه بر اين، خود زيبايى هاى طبيعى هم زينت به شمار مى رود، بنابراين شامل اندام زيباى او نيز مى گردد.

حال از ديدگاه شرع مقدس اسلام، آشكار كردن كدام يك از اقسام زينت براى زنان حرام شمرده شده است؟ از آيه 31 سوره «نور» به دست مى آيد كه زينت دو نوع هست: زينت پنهان و زينت نمايان كه آشكار كردن اولى براى بانوان ممنوع و ديگرى جايز شمرده شده است. تمامى فقيهان اتفاق دارند كه زينت به معناى اندام و زيبايى هاى بدن، جزء زينت پنهان محسوب مى شود و بانوان بايد آنها را در برابر مرد نامحرم بپوشانند. در زينت به معناى زيورآلات و آرايش ميان آنان اختلاف نظر وجود دارد كه آيا جزء زينت پنهان محسوب مى شود يا از زينت نمايان به حساب مى آيد؛ براى مثال در مورد حلقه ازدواج و النگو، برخى معتقدند: پوشاندن آن واجب است، ولى عدّه اى بر اين باورند كه پوشاندن آن لازم نيست.

 

 

 

كتابنامه

قرآن كريم.

1. احمد صبور اردوبادى، آيين بهزيستى در اسلام، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، اول، 1367ش.

2. اكبر نوراللهى، مدگرايى (تمدن يا خودباختگى)، قم، نسيم حيات، 1389ش، دوم.

3. پاينده، ابوالقاسم، نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) ، تهران، دنياى دانش، 1382ش، چهارم.

4. جوليوس گولد - ويليام ل. كولب، فرهنگ علوم اجتماعى، گروه مترجمان، تهران، مازيار، 1376، اول.

5. حرانى ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، قم، جامعه مدرسين، 1404ق، دوم.

6. حسن بن ابى الحسن ديلمى، أعلام الدين، قم، مؤسسه آل البيت (علیهماالسلام) ، 1408ق، اول.

7. بهاءالدين خرمشاهى و مسعود انصارى، پيام پيامبر، تهران، منفرد، 1376ش، اول.

 8. سيد حسام الدين شريعت پناهى، اروپايى ها و لباس ايرانيان، تهران، قومس، 1372ش.

9. سيد مجتبى حسينى، پرسش و پاسخ دانشجويى دفتر هجدهم (احكام نگاه و پوشش)، قم، دفتر نشر معارف، 1386ش، هفتم.

10. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، قم، موسسه آل البيت، اول.

11. شيخ طوسى، الأمالى (للشيخ الطوسى)، قم، انتشارات دارالثقافة، 1414ق، اول.

12. شيخ صدوق و شيخ مفيد، اعتقادات الإمامية و تصحيح الاعتقاد، قم، كنگره شيخ مفيد، 1414 ق، دوم.

13. شيخ صدوق، الخصال، قم، جامعه مدرسين، 1362ش، اول.

14. شيخ طبرسى فضل بن حسن حفيد، مشكاه الأنوار فى غرر الأخبار، نجف، حيدريه، 1385 ق، دوم.

15. شيخ كلينى، الكافى، تهران، اسلاميه، 1362ش، دوم.

16. طبرسى، شيخ حسن، مكارم الأخلاق، ترجمه ميرباقرى، تهران، فرهانى.

17. طريحى، فخرالدين، مجمع البحرين، تهران، كتابفروشى مرتضوى، 1375ش، سوم.

18. عبدالواحد تميمى آمدى، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، 1366ش، اول.

19. عزيز الله عطاردى، مسند الإمام الرضا (علیه السلام) ، مشهد، آستان قدس (كنگره)، 1406ق، اول.

20. علامه مجلسى، بحارالأنوار، تهران، اسلاميه، مكرر.

21. على اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1352ش.

22. محدث عاملى، الجواهر السنية-كليات حديث قدسى، زين العابدين كاظمى خلخالى، تهران، انتشارات دهقان، 1380ش، سوم.

23. محدث نورى، مستدرك الوسائل، قم، موسسه آل البيت لاحياءالتراث، 1408ق، اول.

24. مراد على توانا، زن در تاريخ معاصر ايران، تهران، برگ زيتون، 1380ش، اول.

25. ابوالعباس مستغفرى، طب النبى (صلی الله علیه وآله) ، قم، انتشارات رضى، 1362ش، اول.

26. موسى خسروى، مواعظ امامان (علیهماالسلام) ، ترجمه جلد هفدهم بحارالانوار، تهران، اسلاميه، 1364ش، اول.

27. لوامع صاحبقرانى،

 

 

 

پی نوشت ها :

[1]. اعراف 7، آيه 31.

[2]. اعراف 7، آيه 32.

[3]. همان.

[4]. الخصال، ج2، ص613.

[5]. تصنيف غررالحكم و دررالكلم، ص 435.

[6]. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص 195.

[7]. مدثر 74، آيه 4.

[8]. الكافى، ج6، ص 444.

[9]. نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) )، ص 444.

[10]. بحارالأنوار، ج62، ص 125.

[11]. الكافى، ج 3، ص 342.

[12]. دعائم الاسلام، ج 1، ص 125.

[13]. الكافى، ج6، ص 485.

[14]. وسايل الشيعه، ج8، ص 169.

[15]. الكافى، ج6، ص 511.

[16]. حديث زندگى، شماره 1، ص 7 آذربايجانى، بررسى نقش آراستگى در روابط ميانْ فردى.

[17]. سنن النبى، طباطبايى، ص69.

[18]. كنزالعمال، متقى هندى، ج7، ص 122.

[19]. سنن النبى، ص 173.

[20]. مكارم الاخلاق، ابونصر طبرسى، ج1، ص 82 - 80.

[21]. مكارم الاخلاق، ج1، ص 85.

[22]. مجمع الزوائد، هيثمى، ج5، ص 132؛ ر.ك: پيامبر (صلی الله علیه وآله)  و جوان امروز، محمدباقر پورامينى.

[23]. تحف العقول، ص 451.

[24]. الكافى، ج6، ص 451.

[25]. اعراف 7، آيه 32.

[26]. مسند الامام الرضا (علیه السلام) ، عطاردى، ج2، ص 360.

[27]. الكافى، ج6، ص 452.

[28]. بحارالانوار، ج73، ص 100.

[29]. بحارالانوار، ج 73، ص  115.

[30]. عيون اخبارالرضا (علیه السلام) ، ج2، ص 179.

[31]. الكافى، ج6، ص 512.

[32]. مكارم الاخلاق، ص42.

[33]. خصال، ج2، ص 392.

[34]. مدثر 74، آيه 4.

[35]. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، تهران، دارالكتب الإسلامية، 1374ش، اول، ج 25، ص212.

[36]. طب النبى (صلی الله علیه وآله) ، ابوالعباس مستغفرى، قم، انتشارات رضى، اول، 1362ش، ص 21.

[37]. مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار، ص 263.

[38]. نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) )، ص 304.

[39]. مكارم الأخلاق، ص34.

[40]. الكافى، ج 6، ص 440.

[41]. وسائل الشيعة، ج 5، ص 24.

[42]. لوامع صاحبقرانى، ج2، ص 92.

[43]. مستدرك الوسائل، ج3، ص246.

[44]. همان، ج13، ص203.

[45]. جهت كسب اطلاع بيش تر به نظر مرجع تقليد خود مراجعه نماييد.

[46]. جهت اطلاع بيش تر به كتاب هايى كه در زمينه هويت و درمان جنسى نگاشته شده، مراجعه كنيد.

[47]. تحف العقول، ص 84.

[48]. نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) )، ص 704.

[49]. مكارم الأخلاق، ص 109.

[50]. الجواهر السنية كليات حديث قدسى، ص 680.

[51]. آيين بهزيستى در اسلام، ج 4، ص 23.

[52]. نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) )، ص 737.

[53]. ر.ك: نظام حقوق زن در اسلام، مرتضى مطهرى، ص 130 - 135.

[54]. غافر 40، آيه 43.

[55]. ر.ك: اسلام و مقتضيات زمان، شهيد مطهرى. 

[56]. مكارم الأخلاق، ص 97.

[57]. همان، ص 98.

[58]. الكافى، ج1، ص 411.

[59]. همان، ج 5، ص 508.

[60]. نور 24، آيه 31.

[61]. همان، ص 98.

[62]. همان، ص 97.

[63]. تحف العقول عن آل الرسول، ص102.

[64]. طلاق 65، آيه 7.

[65]. الكافى، ج6، ص 443.

[66]. مكارم الأخلاق، ص 114.

[67]. مستدرك الوسائل، ج 3، ص 256.

[68]. بحارالانوار، ج3، ص 81.

[69]. اعراف 7، آيه 26.

[70]. پيام پيامبر (صلی الله علیه وآله) ، بهاءالدين خرمشاهى و مسعود انصارى، تهران، منفرد، اول، 1376ش، ص 422.

[71]. مكارم الأخلاق، ص 93.

[72]. مكارم الأخلاق، ص 424.

[73]. همان، ص 94.

[74]. لوامع صاحبقرانى، ج2، ص 92.

[75]. همان، ج73، ص 112.

[76]. ر.ك: الكافى، ج 6، ص 486، ح 5.

[77]. مستدرك الوسائل، ج 1، ص 402.

[78]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 23.

[79]. بحارالأنوار، ج73، ص 85.

[80]. «عَنْ عَلِى بْنِ أَبِى طَالِبٍ (علیه السلام)  قَالَ قَالَ لَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) احْلِقُوا شَعْرَ الْقَفَا»، مستدرك الوسائل، ج1، ص401.

[81]. مكارم الأخلاق، ص 70.

[82]. سنن النبى (صلی الله علیه وآله)  با ترجمه، ج1، ص92.

[83]. وسائل الشيعة، ج 2، ص 114. 

[84]. وسائل الشيعة، ج 2، ص 115.

[85]. ر.ك: فصل سوم همين كتاب.

[86]. مستدرك الوسائل، ج 1، ص 407.

[87]. من لايحضره الفقيه، ج1، ص 130.

[88]. وسائل الشيعة، ج 2، ص 116.

[89]. الكافى، ج 1، ص 486.

[90]. رسول خدا (صلی الله علیه وآله)  فرموده اند: «عَشْرُ خِصَالٍ عَمِلَهَا قَوْمُ لُوطٍ بِهَا أُهْلِكُوا وَ تَزِيدُهَا أُمَّتِى بِخَلَّةٍ إِتْيانُ الرِّجَالِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ قَصُّ اللِّحْيةِ وَ طُولُ الشَّارِبِ»، مستدرك الوسائل، ج 1، ص407.

[91]. توحيد المفضل، ص 49.

[92]. همان، ج 58، ص 316.

[93]. همان، الفصل الثالث فى تسريح الرأس و اللحية، ص72.

[94]. همان.

[95]. همان، ج73، ص 116.

[96]. مكارم الأخلاق، ص 67.

[97]. مستدرك الوسائل، ج 1، ص 404.

[98]. مكارم الأخلاق، ص 68.

[99]. «خُذُوا مِنْ شَعْرِ الصُّدْغَينِ وَ مِنْ عَارِضِ اللِّحْيةِ وَ مَا جَاوَزَ الْعَنْفَقَةَ مِنْ مُقَدَّمِهَا»، مستدرك الوسائل، ج1، ص404.

[100]. نور 24، آيه 31.

[101]. براى آگاهى بيش تر ر.ك: نظام حقوقى زن در اسلام، مرتضى مطهرى.

[102]. برگزيده تفسير نمونه، ج3، ص: 292.

[103]. ر.ك: آثار و پيامدهاى فرهنگى اجتماعى گسترش بدحجابى، محمدحسين درافشان، پيام زن، شماره 184 و 185.

[104]. همان.

[105]. تبرج همان خودنمايى زنان در برابر مردان، براى جذب و فتنه انگيزى است.

[106]. احزاب 33، آيه 59.

[107]. نور 24، آيه 31.

[108]. التبيان، شيخ طوسى، ج8، ص 361.

[109]. المفردات، راغب اصفهانى، ص 159.

[110]. مجمع البيان، ج 8 - 7، ص 217.

[111]. احزاب 33، آيه 59.

[112]. سنن، ابى داود، ج4، ص 62.

[113]. تفسير نمونه، مكارم شيرازى، ج17، ص 401.

[114]. مكارم الأخلاق، ص104، فى لبس الثياب البيض.

[115]. نور 24، آيه 30.

[116]. احزاب 33، آيه 59.

[117]. نور 24، آيه 60.

[118]. احزاب 33؛ آيه 53.

[119]. داور، ناجيه، بشارت، قم، 1383، ص 32-37، دفتر تبليغات.

[120]. «يا أَيهَا النَّبِى قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنينَ يدْنينَ عَلَيهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ  »؛ «اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب هاى پوشش هاى بلند خود را بر خويش فروافكنند» (احزاب (33)، آيه 59).

[121]. سنن، ابى داود، ج 2، ص 182؛ عون المعبود، شرح سنن ابى داود، ج 11، ص 159.

[122]. ترجمه الميزان، ج16، ص: 517.

[123]. الجلباب: كساء اسود تلبسه المرأة فوق ثيابها، الخطيب العدنانى، الملابس و الزينة فى الاسلام، فى اسماء و انواع الملابس القديمه و الحديثه، ص 190.

[124]. الخصال، ج1، ص 148.

[125]. جواهر، ج8، ص 235.

[126]. پرسش و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر 18، احكام نگاه و پوشش، سيدمجتبى حسينى، قم: نشر معارف.

[127]. ر.ك: روانشناسى رنگ ها، دكتر ماكس لوتر، ترجمه ويدا ابى زاده، ص 97.

[128]. آيين بهزيستى در اسلام،، احمد صبور اردوبادى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1367ش، اول، ج3، ص31.

[129]. شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج16، ص22.

[130]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 890.

[131]. بحارالأنوار، ج73، ص 122.

[132]. الكافى، ج 6، ص 490.

[133]. الكافى، ج 6، ص 491.

[134]. جامع الأخبار، ص 135؛ علاوه بر اين پنج انگشتر، برخى ديگر از انگشترها همچون زمرد و جزع يمانى نيز از سوى اسلام توصيه گرديده است.

براى مطالعه بيش تر ر.ك: سنگ و خواص اعجاب انگيز، سيدمحمد صدرا موحد ابطحى، نشر عطر عترت.

[135]. أعلام الدين، ص 393.

[136]. الأمالى، طوسى، ص 311.

[137]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 176.

[138]. جامع الأخبار، ص 135.

[139]. جامع الأخبار، ص 135، الفصل الثالث و التسعون فى التختم بالعقيق. خاطرنشان مى شود علاوه بر خواص و فضيلت هايى كه براى هر يك از اين انگشترها ذكر شده از سوى معصومين (علیهماالسلام) حك نمودن اذكار خاصى  نيز براى انگشترها ذكر گرديده كه اين امر موجب مى شود تا هر يك از انگشترها داراى خواص و ويژگى هاى ديگرى نيز گردند.

براى مطالعه بيش تر ر.ك: سنگ و خواص اعجاب انگيز، سيدمحمد صدرا موحد ابطحى، نشر عطر عترت.

[140]. از لحاظ فقهى اين نهى حكايت از كراهت آن دارد و در آن فرقى بين زن و مرد نيست.

[141]. مكارم الأخلاق، ص93، فى كيفية التختم.

[142]. مستدرك الوسائل، ج3، ص288.

[143]. وسائل الشيعة، ج 5، ص 83.

[144]. همان، ج 4، ص 414.

[145]. ر.ك: تجلى حكمت در فلسفه پزشكى احكام، محمد عزيز حسامى، ص 29.

[146]. الإمام الصّادق (علیه السلام) : «العطر من سنن المرسلين»، الكافى، ج6، ص 511.

[147]. «كَانَ رَسُولُ اللّه (صلی الله علیه وآله)  ينْفِقُ عَلَى الطِّيبِ، أكْثَر مِمّا ينْفِقُ عَلى الطَّعامِ»؛ «پيامبر اكرم براى بوى خوش، بيش تر از غذاى خود هزينه مى كرد».

[148]. لوامع صاحبقرانى، ج2، ص 97.

[149]. «عَنِ الرِّضَا (علیه السلام)  كَانَ يعْرَفُ مَوْضِعُ جَعْفَرٍ (علیه السلام)  فِى الْمَسْجِدِ بِطِيبِ رِيحِهِ وَ مَوْضِعِ سُجُودِِهِ»، مسند الإمام الرضا (علیه السلام) ، ج2، ص: 374.

[150]. مكارم الأخلاق، ص 33.

[151]. بحارالأنوار، ج73، ص 142.

[152]. همان، ج73، ص 145.

[153]. الكافى، ج 6، ص 510.

[154]. بحارالأنوار، ج73، ص 145.

[155]. ر.ك: وسائل الشيعه، ج 2، ص141 باب اسْتِحْبَابِ التَّطَيبِ.

[156]. الكافى، ج 5، ص 508.

[157]. براساس دستورات اسلامى اين موضوع اختصاص به بيرون از خانه ندارد و حتى اگر زنى در خانه اش خود را براى نامحرمى معطر نمايد فعل حرام انجام داده است.

[158]. وسائل الشيعه، ج 20، ص 161.

[159]. ر.ك: پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر 18، احكام نگاه و پوشش، سيد مجتبى حسينى، قم، دفتر نشر معارف، هفتم، 1386ش، ص 111 و هم چنين استفتائاتى كه در اين زمينه از سوى مراجع صورت پذيرفته است.

[160]. وسائل الشيعه، ج 2، ص 31.

[161]. مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار، ص 263.

[162]. آيين بهزيستى در اسلام، ج4، ص 114.

[163]. مكارم الأخلاق، ص122.

[164]. همان، ص 37.

[165]. ر.ك: لغت نامه دهخدا، على اكبر دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1352، ص41.

[166]. آيين بهزيستى در اسلام، احمد صبور اردوبادى، قم، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1367 ش، اول، ج4، صص15 - 16.

[167]. ر.ك: نگاهى به پديده مدگرايى، حسين بافكار، طوبى، شماره 21، شهريور 1386.

[168]. برگرفته از: آرايش، مد و بهره كشى از زنان، جوزف هنسن، ايولين ريد، مارى آليس واترز، مترجم: افشنگ مقصودى، تهران، نشر گل آذين، 1381ش، اول، صص 103 - 102.

[169]. ر.ك: مد و لباس، اين بار در مجلس، يدالله آزرمى، مجله سروش، شماره 1233، سال 1383.

[170]. ر.ك: بررسى پديده مد و مدگرايى در جامعه، عمار عطاپور، اميد انقلاب، شماره 362، دى 1384.

[171]. هويت انسانى زن در چالش آرايش و مد، مريم رفعت جاه، فصلنامه «كتاب زنان»، شماره 38، ص 135.

[172]. اروپايى ها و لباس ايرانيان، ص 117، به نقل از كتاب: ايران و ايرانيان و مردم آن، پولاك، 104.

[173]. ژان باتيست تاوِرْنيه 1100-1014ق/1689-1605م، جهانگرد و بازرگان معروف فرانسوى است كه در عصر صفوى بارها به ايران و مشرق زمين سفر كرد. سفرنامه او در شرح وقايع دوره صفويه و وقايع دربار صفوى داراى اهميت بسيار است.

[174]. ژان شاردن 16 نوامبر 5 - 1643 ژانويه 1713 جواهرفروش و سياح فرانسوى بود كه كتاب 10 جلدى «سفرهاى سِر ژان شاردن» به عنوان يكى از بهترينِ كارهاى پژوهشگران غربى درباره ايران و شرق نزديك برشمرده مى شود.

[175]. رابرت شرلى 13-1581 ژولاى 1628 يك جهانگرد و ماجراجوى انگليسى بود كه مأموريت داشت ارتش صفويان را تعليم دهد. 

[176]. همان، صص 76 - 74، به نقل از كتاب: تاريخ روابط خارجى ايران، مهدوى، ص 212.

[177]. همان، ص 78، به نقل از: كنت دوسرس ايران در 1839 -40، ص 146.

[178]. همان، صص 88 - 78.

[179]. ناصرالدين شاه سه مسافرت به اروپا كرد كه به ترتيب در سال هاى 1873، 1878 و 1889م بود. اروپايى ها و لباس ايرانيان، ص 109.

[180]. اروپايى ها و لباس ايرانيان، ص 109.

[181]. همان، ص 120.

[182]. همان، ص 121.

[183]. لباس ملى، تلاش براى تحميل سنت يا احياى تمدن ايرانى، عليرضا قاسمى، پرسمان، شماره 30،اسفند 1383.

[184]. همان، ج 1، ص 256.

[185]. همان، ج 1، صص 270 - 260.

[186]. ناگفته نماند رضا شاه با اجبارى نمودن رفع حجاب بهترين خدمت را به اقتصاد اروپاييها نمود؛ زيرا هنگامى كه اروپايى ها به ايران آمدند، اكثرا لباس زنان ايرانى را پسنديدند؛ از مهم ترين دلايل آن اين بود كه نوع خاص پوشش بيرونى زنان باعث مى شد نتوانند لباس هاى آماده بخش مهمى از جمعيت ايران را نيز صادر كنند، حال آن كه چادر زنان و لباس هاى سنتى آنان مانع و سد بزرگى جهت منابع كارخانه هاى توليدى لباس آماده بود. اروپايى ها و لباس ايرانيان، ص 148 و رضا شاه با اين اقدام خود اين سد بزرگ را درهم شكست و زمينه مساعد را براى كسب درآمد كلان از سوى اروپايى ها فراهم نمود.

[187]. روزنامه همشهرى، شماره 3457، پنجشنبه 15 مرداد 1383.

[188]. ر.ك: مدگرايى در واقع نوعى نوگرايى است، در گفت و گويى با دكتر حسن عباسى، پرسمان شماره 10، تير 1382.

[189]. بحارالأنوار، ج63، ص 323.

[190]. بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جوانان، اساتيد، معلمان و دانشجويان دانشگاه هاى استان همدان، 17/4/1383.

[191]. مدگرايى در واقع نوعى نوگرايى است، گفت و گويى با دكتر حسن عباسى، پرسمان، شماره 10، تير 1382.

[192]. مُدگرايى، جواد همتى، صباح، شماره 17 و 18، پاييز و زمستان 1384.

[193]. احسان لطيفى، سامانه تحقيقات فرهنگى راهبردى فاحص،  http://fahes.ir.

[194]. بحارالأنوار، ج71، ص 201.

[195]. نهج البلاغة، ص 117.

[196]. آشنايى با قرآن، مرتضى مطهرى، تهران، صدرا، 1370ش.، پنجم، ج 1و2، ص 131.

[197]. در بخش دوم كتاب به تفصيل به اين موضوع پرداخته شده است.

[198]. پيامدهاى مدگرايى از مباحث مهمى است كه در اين كتاب بدان پرداخته شده.

[199]. جوانان و مدگرايى، محمدصادق شجاعى، حديث زندگى: مهر و آبان 1382، شماره 13.

[200]. مد؛ نوآورى يا هنجارشكنى؟!، على تركاشوند، روزنامه رسالت، شماره 6538، ص 20.

[201]. همان.

[202]. همان.

[203]. ر.ك: اخلاق و رفتارهاى جنسى، يوسف غلامى، قم، دفتر نشر معارف، بهار 1386، سوم، صص 214 - 186.

[204]. ر.ك: مدگرايى، سيدمحمدتقى قاضوى، صباح، بهار و تابستان 1384، شماره 15 و 16.

[205]. هويت انسانى زن در چالش آرايش و مد، مريم رفعت جاه، فصلنامه «كتاب زنان»، شماره 38، زمستان 1386، ص 135.

[206]. حجرات 49، آيه 13.

[207]. در لغت نامه فرهنگ ابجدى «بعره» اين گونه معنا شده: پشكل جانوران سَپَل دار و سم دار.

[208]. بحارالأنوار، ج2، ص 66.

[209]. نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) )، ص 737، ح 282.

[210]. آيين بهزيستى در اسلام، ج4، ص 256.

[211]. همان.

[212]. همان.

[213]. ر.ك: واقعيت مد و مدگرايى، سرور اسفنديار، ماهنامه پيام زن، شماره 196، ص 22.

[214]. مدگرايى در لباس آفت هويت و ديانت، غلامرضا گلى زواره، ديدار آشنا، شماره 75، صص18 - 20.

[215]. ر.ك: نگاهى به پديده مدگرايى، حسين بافكار، طوبى، شماره 21.

[216]. ر.ك: آيين بهزيستى در اسلام، ج4، صص 39 - 97.

[217]. همان.

[218]. وقتى صورت ها شبيه يك ماسك نقاشى مى شوند، بيتا مهدوى، روزنامه جام جم، 24/5/1385.

[219]. همان.

[220]. همان.

[221]. ر.ك: آيين بهزيستى در اسلام، ج4، ص 114-123، خبرگزارى جمهورى اسلامى ايرنا، 16/12/1389، كد خبر 3028541.

[222]. ر.ك: سايت تابناك  www.tabnak.comكد خبر: 25773، 30/10/88.

[223]. روزنامه جام جم، شماره 2876، 31/3/89، صفحه 16 سلامت.

[224]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1379؛نورى، استفتائات، ج 1، س 469 و دفتر: امام و مكارم.

[225]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1731 و دفتر: بهجت.

[226]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 2238؛ تبريزى، استفتائات، س 2225 و 2228 و 2229.

[227]. دفتر: وحيد.

[228]. توضيح المسائل مراجع، م 834 و 836؛ وحيد، توضيح المسائل، م 840 و 844 و دفتر: خامنه اى.

[229]. توضيح المسائل مراجع، م 835؛ وحيد، توضيح المسائل، م 841 و دفتر: خامنه اى.

[230]. بهجت، توضيح المسائل مراجع، م 835.

[231]. توضيح المسائل مراجع، م845؛ نورى، توضيح المسائل، م846؛ بهجت، توضيح المسائل، م711؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1361؛ وحيد، توضيح المسائل، م851.

[232]. دفتر: سيستانى.

[233]. مكارم، توضيح المسائل مراجع، م845.

[234]. امام، نورى و فاضل، توضيح المسائل مراجع، م845؛ خامنه اى، استفتاء، س 550.

[235]. صافى، توضيح المسائل مراجع، م845؛ بهجت، توضيح المسائل، م711؛ وحيد، توضيح المسائل، م851.

[236]. تبريزى و سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م845.

[237]. مكارم، توضيح المسائل مراجع، م845.

[238]. توضيح المسائل مراجع، م846.

[239]. فاضل، توضيح المسائل مراجع، م846. وحيد، توضيح المسائل، م 852؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1372؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1688؛ تبريزى، صراط النجاة، ج3، س781.

[240]. توضيح المسائل مراجع، م846.

[241]. مكارم، استفتائات، ج1 س138.

[242]. نورى، توضيح المسائل، م 847.

[243]. العروه الوثقى، ج1، التقليد، م67.

[244]. ر.ك: پرسش و پاسخ دانشجويى دفتر هجدهم احكام نگاه و پوشش، سيد مجتبى حسينى، قم، دفتر نشر معارف، هفتم، 1386ش.

[245]. آيه اللّه  خامنه اى، استفتاء، س 487؛ آيه اللّه  صافى، جامع الاحكام، ج2، س1712، امام خمينى، استفتائات، ج3، نظر، س6 و 39.

[246]. آيه اللّه  بهجت، توضيح المسائل م، 1933.

[247]. آيه اللّه  مكارم، استفتائات، ج2، م1043؛ آيه اللّه  تبريزى، استفتائات، س1591؛ آيه اللّه  وحيد، توضيح المسائل، م2442، دفتر آيه اللّه  فاضل؛ دفتر آيه اللّه  سيستانى.

[248]. ر.ك: پرسش و پاسخ دانشجويى دفتر هجدهم احكام نگاه و پوشش، سيد مجتبى حسينى، قم، دفتر نشر معارف، هفتم، 1386ش.

[249]. امام، استفتائات، ج3، سؤالات متفرقه، س174؛ فاضل و بهجت، توضيح المسائل مراجع، م846.

[250]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1219؛ مكارم، استفتائات، ج1، س132 و 138؛ سيستانى،  sistani.orgزينت، ش34 و توضيح المسائل مراجع، م846؛ وحيد، توضيح المسائل، م852؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1688؛ تبريزى، صراط النجاة، ج3، س781.

[251]. نورى، استفتائات، ج2، س569 و توضيح المسائل، م 847.

[252]. توضيح المسائل مراجع، م846.

[253]. وحيد، توضيح المسائل، م 852؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1372؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1688؛ تبريزى، صراط النجاة، ج3، س781.

[254]. توضيح المسائل مراجع، م846.

[255]. مكارم، استفتائات، ج1 س138.

[256]. نورى، توضيح المسائل، م 847.

[257]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1219؛ مكارم، استفتائات، ج1، س132 و 138؛ سيستانى،  sistani.orgزينت، س34 و توضيح المسائل مراجع، م846؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1688؛ تبريزى، صراط النجاة، ج3، س781؛ وحيد، توضيح المسائل، م852؛ نورى، استفتائات، ج2، س569 و توضيح المسائل، م847.

[258]. توضيح المسائل مراجع، م846؛ امام، استفتائات، ج3، سؤالات متفرقه، س174.

[259]. امام، استفتائات، ج3، احكام حجاب، س27؛ سيستانى،  sistani.orgحجاب، س5؛ فاضل، جامع المسائل،ج1، س1708؛ مكارم، استفتائات، ج2، س 153 و 1023؛ نورى، استفتائات، ج2، س679؛ تبريزى، صراط النجاة، ج1، س907؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1694 و 1729؛ خامنه اى، استفتاء، س 618 و دفتر: وحيد و بهجت.

[260]. مكارم، استفتائات، ج2، س153 و 156؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1729؛ سيستانى،  sistani.orgحجاب، س5؛ امام، استفتائات، ج3، احكام حجاب، س27؛ نورى، استفتائات، ج1، س485؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1708؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1364 و 1367؛ تبريزى، استفتائات، س1590؛ دفتر: وحيد و بهجت.

[261]. امام، استفتائات، ج1، لباس نمازگزار، س34؛ تبريزى، صراط النجاة، ج5، س1248؛ مكارم، استفتائات، ج2، س154؛ سيستانى،  sistani.orgحجاب، س2؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1712؛ همه مراجع، العروة الوثقى، ج1، الستر، الثانى و 16؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1692؛ نورى، استفتائات، ج2، س682.

[262]. امام، استفتائات، ج 1، س 42؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 127؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 140؛ تبريزى، استفتائات، س 176؛ دفتر: سيستانى، بهجت، صافى، نورى، مكارم و وحيد.

[263]. توضيح المسائل مراجع، م 297؛ نورى، توضيح المسائل، م 298؛ دفتر: خامنه اى.

[264]. همان، م 242؛ نورى، توضيح المسائل، م 243؛ وحيد، توضيح المسائل، م 248، دفتر: خامنه اى.

[265]. تبريزى، استفتائات، س 152؛ سيستانى،  Sistani.orgوضو؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 104؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 125؛ امام، استفتائات، ج 1، وضو، س 40؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س91 و 106؛ دفتر: نورى، وحيد، مكارم و بهجت.

[266]. تبريزى، استفتائات، س 154؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 106؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س 125 و 127؛ امام، استفتائات، ج 1 وضو، س 42 و 43خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س104 و 114 و 140؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 69؛ سيستانى،  Sistani.orgوضو: دفتر: نورى، بهجت و وحيد.

[267]. امام، تعليقات على العروة، الستر، م1 و استفتائات، ج3، احكام حجاب، س 36؛ خامنه اى، استفتاء، س 543؛ فاضل، توضيح المسائل، م796 و جامع المسائل، ج1، 1707؛ دفتر: صافى، بهجت و وحيد.

[268]. سيستانى، تعليقات على العروة، الستر، م1.

[269]. دفتر: امام و استفتائات، ج 3، احكام حجاب، س34.

[270]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1683 و دفتر: بهجت و صافى.

[271]. سيستانى،  Sistani.orgزينت؛ مكارم، استفتائات، ج2، س1034 و 151 و ج1، س802 و نورى، استفتائات، ج1، س491 و 542 و 500.

[272]. خامنه اى، استفتاء، س 477 و 564؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1707 و دفتر: وحيد.

[273]. مكارم، استفتائات، ج1، س811؛ تبريزى، استفتائات، س2193؛ امام، استفتائات، ج1، س50 لباس نمازگزار؛ سيستانى،  Sistani.orgزينت، س33؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س969؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س443؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1739؛ دفتر: وحيد، بهجت، نورى.

[274]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 79؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 492 و 493؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 750 و 753؛ تبريزى، استفتائات، س 1089 و 1096؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 957 و 955؛ سيستانى،  Sistani.orgريش تراشى، س 1 و 3؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1421 و 1416؛ دفتر: وحيد.

[275]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1740 و 1742؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 4.

[276]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 80؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 753 و ج 1، س 570؛تبريزى، استفتائات، س 1096؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 956 و 960 و 958؛ سيستانى،  Sistani.orgريش تراشى، س 14؛ دفتر: وحيد، بهجت، نورى و صافى.

[277]. خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1418؛ مكارم، استفتائات، ج 2 س 753؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 2، س 905 و التعليقه على منهاج الصاحين، م 43؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 43؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 46؛ دفتر: صافى، بهجت، وحيد، فاضل و امام.

[278]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 84؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 43؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1413؛ سيستانى؛  Sistani.orgريش تراش، س 1 و 3؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1743؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، س 4؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 492 و 493 و فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 957 و 955.

[279]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 751 و تبريزى، استفتائات، س 1087.

[280]. العروة الوثقى، ج1، الستر، الثانى.

[281]. امام، استفتائات، ج3، نظر، س66؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1362؛ مكارم، استفتائات، ج2، س1023 و دفتر: همه مراجع.

[282]. خامنه اى، استفتاء، س 667؛ مكارم، استفتائات، ج1، س797؛ تبريزى، استفتائات، س1616؛ نورى، استفتائات، ج1، س1033؛ دفتر: وحيد، صافى، بهجت، امام و فاضل.

[283]. همان.

[284]. نورى، استفتائات، ج1، س490؛ فاضل، جامع المسائل، ج2، س1328؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1682؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1220؛ تبريزى، استفتائات، س1590 و 1586؛ سيستانى،  sistani.orgزينت، س28؛ امام، استفتائات، ج2، احكام حجاب، س32؛ دفتر: بهجت.

[285]. استفتائات، ج1، س801.

[286]. توضيح المسائل مراجع، م 319؛ مكارم، استفتائات، ج 3، س 126؛ نورى، توضيح المسائل، م 320خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 164.

[287]. توضيح المسائل مراجع، م 319 و وحيد، توضيح المسائل، م 325.

[288]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س444؛ تبريزى، التعليقه على منهاج الصالحين، ج1، الخامس و م31؛ امام، نورى، فاضل، تعليقات على العروة، لباس المصلى، م24؛ بهجت، وسيله النجاة، ج1، م639؛ صافى، هدايه العباد، ج1، م678.

[289]. دفتر: مكارم.

[290]. توضيح المسائل مراجع، م832؛ نورى، توضيح المسائل، م833؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س444؛ وحيد، توضيح المسائل، م838.

[291]. تبريزى، استفتائات، س2194؛ نورى، استفتائات، ج2، س517؛ امام، استفتائات، ج1، لباس نمازگزار، س52؛ سيستانى،  sistani.orgزينت، س2؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1737؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س443؛ دفتر: بهجت، وحيد.

[292]. مكارم، استفتائات، ج1، س811؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س969.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       maryammr25... : خيلى عالى بود ممنون

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها