خانه> کتاب >1328


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
لیست کتب اداره مشا...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2072

بازدید مقالات:
6404261

بازدید سوالات:
2579962



دفتر شانزدهم پرسش ها و پاسخ ها «رساله دانشجویی» بازديد: 2477

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


دفتر شانزدهم پرسش ها و پاسخ ها «رساله دانشجویی»

پرسش‏ها و پاسخ‏ها - دفتر شانزدهم

رساله دانشجویى

احكام تقلید، احكام نماز و روزه، احكام ازدواج، احكام نگاه و پوشش، احكام موسیقى
احكام بانكى، احكام پزشكى، احكام خارج از كشور، احكام ویژه دانشجویى و ...

مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام

 

نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها

معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

 

 

مراكز پخش:

  • مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خ شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7740004

  • فروشگاه 1 (پاتوق كتاب): قم، خ شهداء، روبه‏روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 7735451

  • فروشگاه 2 (پاتوق كتاب): تهران، خ انقلاب، چهار راه كالج، پ 715، تلفن 88911212

  • فروشگاه 3 (فرهنگ و اندیشه): قم، بلوار امین، بلوار جمهورى، نهاد رهبرى در دانشگاه‏ها، تلفن 2904440

  • قم، مؤسسه فرهنگى و اطلاع‏رسانى طلوع طاها، تلفن 7748345

نشانى اینترنت:   www.Ketabroom.ir  -   www.porsemani.ir

پست الكترونیك:  info@Ketabroom.ir  -  info@porseman.org

«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»

 تنظیم و نظارت: ··· نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها

معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

 مؤلف: ··· سیدمجتبى حسینى

 تایپ و صفحه آرایى: ··· طالب بخشایش

 ناشر: ··· دفتر نشر معارف

 نوبت چاپ: ··· سى‏ام (بیست و سوم از ویراست دوم)، زمستان 1391

 تیراژ: ··· 000/3 جلد

 قیمت: ··· 9200 تومان

 شابك: ··· 2-94-8523-964-978

 

فهرست اجمالى

احكام تقلید - وضو - غسل - جنابت - استمنا - تیمم - اسماى متبركه - نماز - نماز و روزه اساتید و دانشجویان - روزه - اول ماه - زكات فطره - اعتكاف - خمس - نذر - موسیقى و جشن‏ها - پوشش - نامحرم - نگاه - ازدواج - زن و شوهر - پزشكى - آموزشى - امر به معروف - منزل - مالى - بانكى - غیرمسلمانان و خارج از كشور - كپى‏رایت

 

مقدمه

«پرسش‏گرى» از آغاز آفرینش انسان، رخ‏نمایى كرده ؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب كوفه چه زیبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خیزد هم جواب

 همچنانكه خار و گُل از خاك و آبآرى! هر كه سؤال‏هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش‏هاى حقیقت‏طلبانه و پاسخ‏هاى خِردورزانه است. بدون تردید سؤال و پرسش‏گرى، وسیله‏اى براى رسیدن به آگاهى‏ها و باورها است، ولى توجه به چند نكته، داراى اهمیت است.

نخست اینكه پرسش‏گر به دنبال حقیقت و یادگیرى باشد و پاسخ‏گو در آن موضوع داراى تخصص و صاحب ایده و فكر باشد. دیگر اینكه گمان نرود این پاسخ، كامل‏ترین و آخرین است، بلكه براى یك پرسش، ممكن است چندین پاسخ درست وجود داشته باشد. چه بسا تحقیق‏ها و پاسخ‏هاى قوى دیگرى نیز وجود داشته باشد كه با همفكرى اساتید، دانشجویان و پژوهشگران گران‏قدر، نیل به آنها ممكن خواهد بود.

اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمتِ» پرسش‏ها را بر «زمین اجابت» پاسخ‏گو باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران اسلامى باشیم، به خود خواهیم بالید.

شایان ذكر است در راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‏ها، تاكنون بیش از دویست هزار پرسش دانشجویى را در موضوعات مختلف اندیشه دینى، مشاوره، احكام و... پاسخ داده است.

این اداره داراى گروه‏هاى علمى و تخصصى، به شرح زیر است:

ـ قرآن و حدیث؛

ـ احكام؛

ـ فلسفه، كلام و دین پژوهى؛

ـ حقوق و فلسفه احكام؛

ـ اخلاق و عرفان؛

ـ تربیتى و روان شناسى؛

ـ اندیشه سیاسى؛

ـ فرهنگى و اجتماعى؛

ـ تاریخ و سیره.

آنچه پیش رو دارید، بخشى از پرسش‏هاى احكامِ داراى فراوانى در میان قشر جوان و دانشگاهیان است كه از سوى محقق ارجمند حجه‏الاسلام سیدمجتبى حسینى(زیدعزّه) پاسخ داده شده است. ویژگى‏هاى این مجموعه و شیوه تنظیم آن در چند نكته ذیل بیان مى‏شود:

الف. پاسخ پرسش‏ها همراه با مآخذ و مستندات آن آورده شده است.

ب. پاسخ‏هاى هم‏مضمون، با عبارت یكسان و روان تحریر شده است ؛ از این رو بیشتر پاسخ‏ها اقتباسى است.

ج. جهت اتقان و اطمینان بیشتر علاوه بر مستندسازى پاسخ‏ها، از دفاتر مراجع بزرگوار نیز استفتا شده است.

د. جهت دستیابى آسان به پاسخ‏ها، در انتهاى كتاب فهرست كلیدواژه‏ها و اصطلاحات براساس «حروف الفبا» تنظیم شده است.

ه . در تنظیم كتاب، نظر حضرت امام خمینى قدس‏سره به عنوان اولین فتوا آمده و فتاواى دیگر مراجع بزرگوار - كه نامشان به ترتیب حروف الفبایى در ذیل مى‏آید - پس از آن ذكر گردیده است:

1. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ محمدتقى بهجت (قدس سرّه الشریف)

 2. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ میرزا جواد تبریزى (قدس سرّه الشریف)

3. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج سید على حسینى خامنه‏اى (دام‏ظله العالى)

4. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج سید على حسینى سیستانى (دام ظله العالى)

5. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ لطف‏اللّه‏ صافى گلپایگانى (دام ظله العالى)

6. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ محمد فاضل لنكرانى (قدس سرّه الشریف)

7. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ حسین نورى همدانى (دام ظله العالى)

8. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ ناصر مكارم شیرازى (دام ظله العالى)

9. حضرت آیه‏اللّه‏ حاج شیخ حسین وحید خراسانى (دام ظله العالى)

گفتنى است كه در متن كتاب تنها به ذكر اسامى مراجع بزرگوار به اختصار اكتفا شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش مى‏طلبیم و از درگاه خداوند متعال براى ایشان، دوام عزت و سلامتى مسألت داریم.

برآنیم با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان كنیم. پیشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه‏هایى از این دست خواهد بود.

در پایان از تلاش‏هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج اسلام سید محمد تقى علوى و صالح قنادى(زیدعزّهما) كه در بازخوانى و آماده‏سازى این اثر تلاش كرده‏اند، تشكر و قدردانى مى‏شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مكتب اهل‏بیت علیهم‏السلام و ارتقاى فرهنگ دینى جامعه - به ویژه دانشگاهیان - از خداوند متعال مسألت داریم.

 

اللّه ولى التوفیق

معاونت مطالعات راهبردى نهاد

 

 

 

 

 

احكام تقلیدبازگشت به فهرست

 

 

اجتهاد و تقلید

 پرسش 1 . «اجتهاد» و «تقلید» به چه معناست؟

«اجتهاد» در لغت به معناى تلاش و كوشش تا سرحد توانایى است ؛ به گونه‏اى كه با تحمل رنج و سختى همراه باشد. در اصطلاح فقه عبارت است از: «به كار بردن تلاش و كوشش خویش در راه به دست آوردن احكام شرعى از راه‏ها و منابعى[1] كه نزد فقیهان اسلام، معمول و متعارف است». در نتیجه مجتهد كسى است كه بتواند احكام را از روى دلیل به دست آورد و طبق رأى و نظر خویش عمل كند.[2]

«تقلید» به معناى پیروى و دنباله‏روى است و در اصطلاح فقهى عبارت است از: «عمل كردن به آنچه مجتهد در مسائل شرعى فتوا مى‏دهد».

گفتنى است: اگر چه واژه تقلید به معناى پیروى بدون چون و چرا، خوشایند نیست ؛ اما در آموزه‏هاى فرهنگ اسلامى، مقلد كسى است كه از حاصل تلاش علمى مجتهد استفاده مى‏كند و مسؤولیت درستى و نادرستى استنباط احكام را بر عهده مجتهد مى‏گذارد و چه بسا كاربرد واژه «تقلید» (برگرفته از «قلادة» به معناى گردن بند)، به این منظور باشد.

 پیشینه تقلید

 پرسش 2 . تقلید از مجتهد از چه زمانى شروع شده است؟ آیا در زمان پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و ائمه علیهم‏السلام نیز مطرح بوده است؟

مراجعه به فقیه و اسلام شناس، جهت آگاهى به احكام الهى و اطمینان نسبت به درستى اعمال، ریشه در تاریخ صدر اسلام و عصر ائمه علیهم‏السلام دارد و طبق نظر برخى از بزرگان، دو آیه در این زمینه نازل شده است[3] ؛ آنجا كه خداوند متعال مى‏فرماید: «فَسئَلُوا أَهلَ الذِّكرِ إِن كُنتُم لا تَعلَمُونَ »[4] ؛ «اگر نمى‏دانید از آگاهان بپرسید».

هر چند «اهل ذكر» در روایات به امامان علیهم‏السلام - كه مصداق بارز و كامل آیه هستند - تفسیر شده است ؛ ولى شأن نزول و مورد، كلیت آیه را تخصیص نمى‏زند و محدود به آنان نمى‏سازد و شامل هر اهل خبره‏اى مى‏گردد و فقیهان نیز از جمله آنها هستند.

در جاى دیگر مى‏فرماید: «وَ ما كانَ المُؤمِنُونَ لِینفِرُوا كَافَّةً فَلَو لا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِى الدِّینِ وَ لِینذِرُوا قَومَهُم إِذا رَجَعُوا إِلَیهِم لَعَلَّهُم یحذَرُونَ »[5] ؛ «شایسته نیست مؤمنان همگى [به سوى میدان جهاد] كوچ كنند ؛ چرا از هر گروهى، طایفه‏اى از آنان كوچ نمى‏كنند [و طایفه‏اى بمانند] تا در دین [و معارف و احكام اسلام] آگاهى پیدا كنند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها، را انذار نمایند تا [از مخالفت فرمان پروردگار] بترسند و خوددارى كنند».

تردیدى نیست كه «تفقّه» در این آیه، مفهومى گسترده دارد و شامل معارف و احكام اسلام - اعم از اصول و فروع دین - مى‏شود. از سوى دیگر مردم به پذیرش سخنان این گروه  - كه در حوزه دین تربیت و پرورش یافته‏اند - دعوت شده‏اند و این همان رجوع به فقیه و اهل خبره است.

 رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله برخى از صحابه را براى تبلیغ و تعلیم احكام دین، به سرزمین‏هاى اطراف مى‏فرستاد. مصعب بن عمیر و معاذ بن جبل از نمونه‏هاى بارز آنان به شمار مى‏آیند. آن حضرت مى‏فرمود: «از افتا بدون علم خوددارى كنید كه لعن فرشتگان را به دنبال خواهد داشت».[6] این امر نشانگر آن است كه فتوا دادن از سوى مفتى و فقیه و تقلید و پیروى كردن از طرف مردم، در عصر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مطرح بوده است و رجوع به فقیه پس از رحلت آن حضرت نیز همانند گذشته، ادامه داشت تا آنكه در دوران امام باقر و امام صادق علیهم‏السلام، فزونى گرفت. فقیهان بى‏شمارى در مكتب آن دو بزرگوار، تربیت و پرورش یافتند[7] و به منظور احیا و تعلیم احكام، به شهرهاى مختلف كوچ كردند و بسیارى از مردم - كه شیفته و تشنه معارف و احكام الهى بودند و در نقاط دور دست زندگى مى‏كردند و دستشان از اهل بیت كوتاه بود - به سراغ آنان مى‏رفتند و مسائل خود را از ایشان مى‏پرسیدند و از علم بى‏كران ائمه علیهم‏السلام سیراب مى‏گشتند. این همان «تقلید» است كه به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:

1. حضرت باقر علیه‏السلام به ابان بن تغلب مى‏فرماید: «اِجلِس فى مسجد المَدینة و اَفتِ النّاسَ فَاِنّى اُحِبُّ اَن اَرى فى شیعَتى مِثلَك» ؛ «در مسجد مدینه بنشین و به مردم فتوا بده ؛ زیرا دوست دارم در میان شیعیانم كسانى همچون تو باشند».[8]

2. شعیب عقرقوقى مى‏گوید: به امام صادق علیه‏السلام عرض كردم: «رُبَما اِحتَجنا اَن نَسأَلَ عَنِ الشَى‏ءِ فَمَن نَسأَل» ؛ «گاهى ما مى‏خواهیم سؤال و مشكل دینى خود را از كسى بپرسیم (و به شما به جهت دورى راه یا حالت تقیه و... دسترسى نداریم)، شما بگویید به چه كسى رجوع كرده و سخن او را بپذیریم؟»

حضرت در جواب فرمود: «عَلَیكَ بِالاسَدى یعنى اَبا بَصیر» ؛ یعنى، شما مى‏توانید به ابوبصیر مراجعه كنید.[9]

این امر به همین شكل در عصر امامان علیهم‏السلام بعد نیز تا زمان غیبت صغراى حضرت مهدى(عج) ادامه یافت.

3. حسن بن على بن یقطین مى‏گوید: به امام رضا علیه‏السلام عرض كردم: «لا اَكادُ اَصِلُ اِلَیك اَسأَلَكَ عَن كُلِ مااحتاجُ اِلَیهِ مِن مَعالِمِ دینى. اَفَیونُسُ بنُ عَبدِ الرَّحمانِ ثِقَةٌ آخُذُ مِنهُ ما احتاجُ اِلَیهِ مِن مَعالِمِ دینى فَقالَ نَعَم»[10] ؛ «من نمى‏توانم به جهت هر مشكل دینى كه برایم پیش مى‏آید، از شما سؤال كنم! پس آیا یونس بن عبدالرحمان ثقه و راستگو است و مى‏توانم پاسخ نیازهاى دینى خود را از او دریافت كنم؟ حضرت فرمود: آرى».

4. حضرت مهدى(عج) در توقیع شریف و معروف خود به اسحاق بن یعقوب - به عنوان یك قاعده كلى - این چنین مى‏نگارد: «... و اَمَا الحَوادِثُ الواقِعَةُ فَارجِعُوا فیها اِلى رُواةِ اَحادیثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتى عَلَیكُم و اَنَا حُجَّه‏اللّهِ عَلَیهِم»[11] ؛ «در پیشامدهایى كه رخ مى‏دهد، به راویان احادیث ما (فقها) مراجعه كنید كه آنها حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر ایشان».

بر اساس این توقیع و دیگر روایات، مسأله رجوع به فقیه در عصر غیبت كبرى، شكل دیگرى به خود گرفت و دو راه «اجتهاد» و «تقلید» مصطلح به وجود آمد و فقیهان و مجتهدان جامع شرایط، مسؤولیت افتا و پاسخ‏گویى را به عهده گرفتند و خلأ و مشكل عدم دسترسى به امام معصوم را با حضور خود در عرصه اجتماع پر كردند. این امر تاكنون ادامه دارد و خواهد داشت ؛ چنان كه شیخ طوسى مى‏گوید: «من شیعه امامى را از زمان حضرت على علیه‏السلام تاكنون (قرن پنجم هجرى) این گونه یافتم كه پیوسته سراغ فقیهان خود رفته و در احكام و عبادات خود، از آنان استفتا مى‏كردند و بزرگان آنان نیز پاسخ و راه عمل به فتوا را به آنان نشان مى‏دادند».[12]

 

ضرورت تقلید

 پرسش 3 . چرا تقلید كنیم؟ فلسفه آن چیست؟

ذهنِ پرسش‏گر هر مسلمانى، در جست‏وجوى فلسفه احكام شرعى است. اهمیت آگاهى از فلسفه تقلید، نسبت به دیگر احكام، بیشتر است ؛ زیرا در شریعت اسلام، واجبات و محرماتى وجود دارد كه خداى حكیم، آنها را براى سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع كرده است و اگر انسان آنها را اطاعت نكند، نه به سعادتِ مطلوب مى‏رسد و نه از عذاب سرپیچى از آنها در امان مى‏ماند.

براى شناخت احكام شرعى، آگاهى‏هاى فراوانى - از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیرصحیح، كیفیت تركیب و جمع روایات و آیات و ده‏ها مسأله دیگر - لازم است كه آموختن آنها، نیازمند سال‏ها تلاش جدى است.

در چنین حالتى، مكلف خود را در برابر سه راه مى‏بیند:

نخست اینكه راه تحصیل این علم (اجتهاد) را در پیش گیرد ؛

دوم اینكه در هر كارى آراى موجود را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (احتیاط كند) ؛

 سوم اینكه از رأى كسى كه این علوم را به طور كامل آموخته و در شناخت احكام شرعى كارشناس است، بهره جوید.

بى‏شك، اگر او در راه اول به اجتهاد برسد، كارشناس احكام شرعى شده، از دو راه دیگر بى‏نیاز، خواهد بود ؛ امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.

راه دوم نیازمند اطلاعات كافى از آراى موجود در هر مسأله و روش‏هاى احتیاط است و در بسیارى از موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را مختل مى‏كند. ناگزیر گزینه «تقلید» براى توده مردم حتمیت مى‏یابد. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احكام شرعى ندارد ؛ بلكه در هر رشته تخصصى دیگر نیز وجود دارد. به عنوان مثال یك مهندس متخصص را فرض كنید كه بیمار مى‏شود. او براى درمان بیمارى خویش، یا باید خود به تحصیل علم پزشكى بپردازد، یا تمام آراى پزشكان را مطالعه كرده، به گونه‏اى عمل كند كه بعداً پشیمان نشود و یا به پزشك متخصص رجوع كند.

راه نخست او را به درمان سریع نمى‏رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از كار تخصصى خود (مهندسى) باز مى‏دارد. از این رو بى‏درنگ از پزشك متخصص كمك مى‏گیرد و به رأى او عمل مى‏كند.

وى در عمل به رأى پزشك متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده و احیانا سرزنش دوستان نجات مى‏دهد ؛ بلكه در اغلب موارد، درمان نیز مى‏شود. مكلف نیز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى‏دهد ؛ بلكه به مصالح احكام شرعى نیز دست مى‏یابد.

 

شنیدن فتوا

 پرسش 4 . آیا شنیدن فتوا از طریق وسایل ارتباط جمعى (تلفن، اینترنت، رادیو و...) براى مكلف حجیت دارد؟

همه مراجع: اگر به گفته او اطمینان پیدا كند، حجت است.[13]

اختلاف مراجع تقلید

 پرسش 5 . چرا مراجع تقلید، با یكدیگر اختلاف نظر دارند؟

نظریه‏پردازى مختلف در ادبیات و اصول فقه، برداشت متفاوت از آیات و روایات و اختلاف نظر در سند احادیث و شناخت راویان، به طور طبیعى موجب تفاوت در بعضى از فتاوا مى‏شود.

گفتنى است این مقدار اختلاف نظر و اختلاف سلیقه، در میان صاحب‏نظران و حتى متخصصان پزشكى طبیعى است. اگرچه لازم است زمینه‏اى فراهم شود كه با كارشناسى و موضوع شناسى مناسب، اختلاف فتاوا به حداقل برسد.

 

معیار تقلید

 پرسش 6 . در چه صورت، تقلید از یك مرجع تحقّق مى‏یابد؟

همه مراجع (به جز صافى): معیار تحقّق تقلید، عمل به فتواى مجتهد است.[14]

آیه‏اللّه‏ صافى: معیار تحقق یافتن تقلید، یاد گرفتن فتواى مجتهد به قصد عمل است.[15]

 

رساله مرجع تقلید

 پرسش 7 . آیا لازم است براى تقلید از یك مجتهد، تمام رساله او را بخوانیم؟

همه مراجع: خیر، خواندن تمام رساله لازم نیست ؛ ولى مسائلى را كه انسان غالبا به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد.[16]

 پرسش 8 . اگر مرجع تقلید رساله نداشت، آیا تقلید از او جایز است؟

همه مراجع: اگر شرایط مرجعیت تقلید را داشته باشد، تقلید از او جایز است و داشتن رساله شرط نیست.[17]

 

تشخیص اعلم

 پرسش 9 . راه تشخیص اعلم چیست؟

همه مراجع: مجتهد اعلم را از سه راه مى‏توان شناخت:

1. خودش یقین كند ؛ مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.

2. دو نفر عالم عادل - كه مى‏توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند - اعلمیت او را تصدیق كنند (به شرط آنكه با گفته دو عالم عادل دیگر، تعارض پیدا نكند).

3. از گفته عده‏اى از اهل علم - كه مى‏توانند اعلم را تشخیص دهند - یقین یا اطمینان پیدا شود.[18]

 تبصره 1. آیات عظام سیستانى، تبریزى و وحید: اگر یك نفر عالم خبره و مورد اطمینان هم تصدیق كند، كافى است.

 تبصره 2. آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر شخص از هر راهى كه اطمینان به اعلمیت كسى پیدا كند، كافى است.

 

انتخاب مرجع تقلید

 پرسش 10 . اگر نتوانیم مجتهد اعلم را بشناسیم، وظیفه چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، مكارم و نورى: باید به اهل خبره مراجعه كنید و در صورت تعارض بین شهادت آنان، احتیاط واجب است كه از كسى تقلید كنید كه احتمال اعلمیت را در او مى‏یابید.

آیات عظام بهجت، فاضل، صافى و وحید: باید به اهل خبره مراجعه كنید و در صورت تعارض بین شهادت آنان، واجب است از كسى تقلید كنید كه احتمال اعلمیت را در او مى‏یابید.[19]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: باید به اهل خبره مراجعه كنید و در صورت تعارض بین شهادت آنان، نظر آن عده كه تخصص‏شان بیشتر است، مقدم دارید. در غیر این صورت باید از كسى تقلید كنید كه احتمال اعلمیت را در او مى‏یابید.[20]

 تبصره. تعبیر آیه‏اللّه‏ مكارم در مورد «احتمال اعلمیت»، گمان به اعلم بودن است.

 

تخصص مراجع تقلید

 پرسش 11 . آیا تخصصى شدن مراجع تقلید در زمینه‏هاى مختلف علمى جایز است؟

همه مراجع: اگر هر یك از آنان در بخشى از فقه اعلم باشند، مقلد باید در هر بخشى، از مجتهد اعلم تقلید كند.[21]

 

مسائل مستحدثه

 پرسش 12 . با پیشرفت علم، ممكن است مسائلى مانند بازاریابى شبكه‏اى پیش بیاید كه در منابع اسلامى ذكرى از آن به میان نیامده باشد، در این صورت تكلیف چیست؟ آیا مراجع تقلید مى‏توانند پاسخگوى آن باشند یا اینكه مى‏توانیم از عقلمان كمك بگیریم؟

همه مراجع: هر چند دین اسلام به بسیارى از مسائل كلى و جزیى پرداخته و حكم آن‏ها را بیان كرده است ؛ ولى با وجود آن یك سرى از مسائل است كه به طور صریح و روشن از آنها نامى به میان برده نشده است، اما در آن یك سلسله قواعد كلى وجود دارد كه مجتهد مى‏تواند بر اساس آن مسائل جدیدى كه پیش مى‏آید، پاسخ دهد و هیچ راه بن بستى وجود ندارد. امام رضا علیه‏السلامفرمود: «علینا القاء الاصول و علیكم التفریع» ؛ «ما بیانگر قواعد كلى هستیم و شما با استفاده از آن‏ها عهده‏دار استنباط فروعات و (مسائل جدید)»[22].

 

مرجع تقلید خانوادگى

 پرسش 13 . آیا درست است كه تقلید افراد خانواده (همسر و فرزند)، تابع سرپرست خانواده است؟

همه مراجع: خیر، در تقلید پیروى از یكدیگر درست نیست و هر كس در این امر مستقل است.[23]

 تبصره. البته اگر افراد خانواده به صحّت تحقیق سرپرست خانواده اطمینان یابند، مى‏توانند بر اساس گفته او عمل كنند.

 

 تبعیض در تقلید

 پرسش 14 . آیا تبعیض در تقلید جایز است؟ یعنى در برخى مسائل به فتواى مجتهدى و در برخى دیگر به فتواى مجتهد دیگرى عمل كنیم؟

همه مراجع (به جز وحید): تبعیض در تقلید در صورت تساوى دو یا چند مجتهد جایز است ؛ به عنوان مثال مى‏توان در مسائل نماز و روزه، از مجتهدى و در خمس از مجتهد دیگر و در ازدواج از شخص سومى تقلید كرد. اما در مسائلى كه به هم مربوط است - چنانچه اخذ به فتواى آنان باعث بطلان عمل و یا مخالفت قطعى شود - تبعیض جایز نیست ؛ مانند اینكه در احكام نجاست بدن و لباس، به فتواى مجتهدى و در احكام لباس نماز گزار به فتواى دیگرى عمل كند.[24]

آیه‏اللّه‏ وحید: تبعیض در تقلید جایز نیست و در صورت تساوى دو یا چند مجتهد، باید به فتواى كسى عمل كند كه نظرش مطابق با احتیاط است. در غیر این صورت بین آن دو جمع كند (مثل اینكه یكى به شكسته شدن نماز و دیگرى به تمام فتوا داده است كه بین آن دو جمع مى‏كند). اگر احتیاط ممكن نبود و یا مشقّت داشت، مى‏تواند از یكى از آنان تقلید كند.[25]

 تبصره 1. حكم بالا در تبعیض ابتدایى است ؛ یعنى، جایگاه این اختیارى كه براى مقلّد منظور شده، به پیش از عمل باز مى‏گردد و اگر بخواهد بعد از عمل، به فتواى مجتهد دیگر رفتار نماید، در این صورت حكم رجوع و عدول را پیدا مى‏كند.

تبصره 2. طبق فتواى آیه‏اللّه‏ بهجت و آیه‏اللّه‏ سیستانى، در صورتى تبعیض در تقلید جایز است كه مجتهدان در تقوا و ورع نیز مساوى باشند.

 

رجوع به مرجع مساوى

 پرسش 15 . آیا عدول از مرجع تقلید زنده به مرجع مساوى با او، جایز است؟ به طور مثال آیا در نماز و روزه دانشجوى مسافر، مى‏توان به مرجع دیگرى كه مساوى با مجتهد اول است، رجوع كرد؟

آیات عظام امام و فاضل: آرى، رجوع به مساوى جایز است.[26]

آیات عظام بهجت و سیستانى: اگر در علم و ورع مساوى باشند، رجوع به مساوى در مسائل غیرمرتبط به هم جایز است ؛ براى مثال نمى‏تواند در مسائل احكام روزه مسافر باقى بماند و در احكام نماز رجوع كند.[27]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: در خصوص مسائلى كه یاد گرفته، رجوع به دیگرى جایز نیست.[28]

آیه‏اللّه‏ صافى: در خصوص مسائلى كه یاد گرفته، بنابر احتیاط واجب رجوع به مساوى جایز نیست.[29]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنابر احتیاط واجب، رجوع به مساوى جایز نیست.[30]

آیات عظام مكارم و نورى: در خصوص مسائلى كه تقلید (عمل) كرده، رجوع به مساوى جایز نیست.[31]

آیه‏اللّه‏ وحید: باید به فتوایى عمل كند كه مطابق احتیاط است و اگر احتیاط ممكن نبود و یا مشقّت داشت، مى‏تواند به فتواى دیگرى عمل كند.[32]

 

معناى احتیاط

 پرسش 16 . احتیاط واجب و مستحب را توضیح دهید؟

اگر مرجع تقلید در مسأله‏اى فتوا نداشت و احتیاط واجب كرده بود، مقلد نمى‏تواند آن را ترك كند ؛ بلكه مى‏تواند به احتیاط واجب عمل كند و یا در مسأله به مرجع تقلید دیگرى - با رعایت «الاعلم فالاعلم»[33] - رجوع كند. اگر احتیاط مستحب داشت، ترك عمل براى مقلّد جایز است ؛ اگر چه انجام دادن آن ثواب و پاداش دارد.[34]

 

احتیاط وجوب مرجع

 پرسش 17 . اگر مرجع تقلیدمان در مسأله‏اى احتیاط واجب نمود و ما هم به آن عمل كردیم، آیا مى‏توانیم بعد از عمل، به مجتهد دیگرى - كه اعلم بعد از او است - رجوع كنیم؟

همه مراجع: آرى، مى‏توانید رجوع كنید.[35]

 تبصره. اگر بدون توجه به مسأله، برخلاف احتیاط وجوبى مرجع تقلید خویش عمل‏كرده است و مطابق فتواى مرجع دیگر با رعایت (الاعلم فالاعلم) باشد، صحیح است.

 

 بقاء بر تقلید

 پرسش 18 . مقلد یكى از مراجع بودم و پس از وفات او، بدون رجوع به مجتهد زنده، به تقلید از او باقى ماندم ؛ اكنون چه و ظیفه‏اى دارم؟

همه مراجع: نخست باید به مجتهد زنده اعلم مراجعه كنید ؛ سپس مطابق نظر او در مسأله بقاى بر تقلید از میت، عمل نمایید.[36]

 

 پرسش 19 . اگر مجتهد میت با مجتهد زنده، در علم و تقوا مساوى باشند، حكم بقا بر تقلید میت چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: كسى كه در برخى مسائل به فتواى مجتهدى عمل كرده است، بعد از رحلت او مى‏تواند در همه مسائل بر تقلید او باقى بماند.[37]

آیات عظام بهجت و مكارم: تنها در مسائلى‏كه به آنها عمل كرده، مى‏تواند باقى بماند.[38]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر مجتهدى كه وظیفه انسان تقلید از او بوده (لااقل حیات او را درك كرده) از دنیا برود؛ تا وقتى كه اعلمیت مجتهد زنده نسبت به او، برایش ثابت نشود (حتى در صورت تساوى)، باید به فتواى مجتهد میت عمل كند.[39]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: تنها در مسائلى كه براى عمل یاد گرفته، مى‏تواند باقى بماند.[40]

 آیه‏اللّه‏ صافى: كسى كه در برخى مسائل، به فتواى مجتهدى عمل كرده و یا به قصد عمل یاد گرفته است، مى‏تواند در همه مسائل بر تقلید او باقى بماند.[41]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: كسى كه در برخى مسائل، تصمیم داشته به فتواى مجتهدى عمل كند (هر چند عمل نكرده باشد)؛ بعد از رحلت او، مى‏تواند در همه مسائل بر تقلید او باقى بماند؛ مگر در موارد علم اجمالى بر تكلیف كه بنابر احتیاط واجب باید هر دو فتوا را رعایت كند (مانند موارد اختلاف در قصر و تمام).[42]

 تبصره. حكم یاد شده در جایى است كه پس از فوت مجتهد، به فتواى مجتهد زنده عمل نكرده باشد؛ و گرنه حكم بازگشت از مجتهد زنده به مجتهد میت، در جاى خود ذكر شده است.

اعلمیت مجتهد میت

 پرسش 20 . مرجع تقلیدم از دنیا رفته و او را از مجتهدان زنده اعلم مى‏دانم، آیا مى‏توانم بر تقلید او باقى بمانم؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: آرى، مى‏توانید بر تقلید او باقى بمانید.[43]

آیه‏اللّه‏ بهجت: در مسائلى كه به آنها عمل كرده‏اید، واجب است بر او باقى بمانید.[44]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید در مسائلى كه در زمان حیات، از او یاد گرفته‏اید، بر تقلید او باقى بمانید.[45]

آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، باید بر تقلید او باقى بمانید.[46]

 آیات عظام سیستانى، فاضل و وحید: باید بر تقلید او باقى بمانید.[47]

آیه‏اللّه‏ مكارم: باید در مسائلى كه به فتواى میت عمل كرده‏اید، بر او باقى بمانید.[48]

 

جاهل قاصر و مقصر

 پرسش 21 . جاهل قاصر و مقصر چیست؟

«جاهل قاصر» كسى است كه در تحصیل علم كوتاهى نكرده است ؛ یعنى، در شرایطى بوده است كه امكان دسترسى به حكم خدا براى او وجود نداشته و یا خود را جاهل نمى‏داند و احتمال بطلان اعمالش را نمى‏دهد.

«جاهل مقصر» كسى است كه در تحصیل كوتاهى كرده است ؛ یعنى، امكان آموختن و یاد گرفتن احكام الهى را داشته ؛ ولى آنها را یاد نگرفته است.

جاهل قاصر در برخى موارد، مورد عقاب و عذاب خداوند قرار نمى‏گیرد ؛ ولى جاهل مقصر سزاوار آن است.[49]

 

 

 

 

احكام وضوبازگشت به فهرست

 

 

 

 پرسش 22 . آیا در قرآن آیه‏اى درباره وضو وجود دارد؟ معناى وضو و فایده آن چیست؟

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمتُم إِلَى الصَّلاةِ فَاغسِلُوا وُجُوهَكُم وَ أَیدِیكُم إِلَى المَرافِقِ وَ امسَحُوا بِرُؤسِكُم وَ أَرجُلَكُم إِلَى الكَعبَینِ... »[50] ؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چون به [عزم] نماز برخیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید ؛ و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح كنید...».

«وضو» در لغت به معناى نظافت و پاكیزه كردن است و در اصطلاح فقه عبارت است از: «شستن مخصوص ؛ كه مى‏توان آن را به دو صورت انجام داد: ترتیبى و ارتماسى.

وضوى ترتیبى بدین‏صورت است كه به قصد قربت و اطاعت از فرمان خدا، ابتدا صورت و سپس دست راست و بعد دست چپ رابشوید. آن‏گاه با رطوبتى كه از شستن دست بر كف آن باقى مانده، سر را مسح كرده و سپس پاى راست و در پایان پاى چپ را مسح نماید».

 وضوى ارتماسى عبارت است از فرو بردن صورت و دست‏ها در آب، به قصد وضو با مراعات شستن از بالا به پایین. گاهى ممكن است بین این دو شیوه تلفیق شود ؛ به این معنا كه صورت را ارتماسى و دست‏ها را ترتیبى بشوید. این شكل از وضو نیز صحیح است. باید دانست كه وضو براى برخى از كارها واجب و براى بعضى دیگر مستحب است.

وضو داراى دو فایده روشن است: بهداشتى و معنوى. از نظر بهداشتى شستن صورت و دست‏ها - آن هم پنج بار یا سه بار در شبانه روز - اثر قابل ملاحظه‏اى در نظافت بدن دارد. مسح بر سر و پاها - كه شرط آن رسیدن آب به موها یا پوست سر است - سبب مى‏شود این اعضا را نیز پاكیزه بداریم. ضمن اینكه تماس آب با پوست بدن، اثر خاصى در تعادل اعصاب (سمپاتیك و پاراسمپاتیك) دارد. از نظر معنوى وضو چون با قصد قربت و براى رضاى خدا انجام مى‏گیرد، اثر تربیتى و اخلاقى دارد ؛ زیرا مفهوم باطنى وضو این است: «از فرق تا قدم در راه اطاعت تو گام بر مى‏دارم».[51]

 

شرایط وضو

 پرسش 23 . شرایط وضو چیست؟

1. آب وضو پاك باشد.

2. آب وضو مطلق باشد (مضاف نباشد).

3. آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد).

4. ظرف آب وضو مباح باشد.

5. ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.

 6. اعضاى وضو پاك باشد.

7. براى وضو گرفتن وقت باشد.

8. به قصد قربت باشد.

9. ترتیب را رعایت كند.

10. پى در پى باشد.

11. در كارهاى وضو از دیگرى كمك نگیرد.

12. استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.

13. مانعى از رسیدن آب بر اعضاى وضو نباشد.

 

موارد وجوب وضو

 پرسش 24 . در چه مواردى واجب است وضو گرفته شود؟

موارد وجوب وضو گرفتن عبارت است از:

1. نمازهاى واجب (غیر از نماز میت)،

2. طواف واجب كعبه،

3. سجده و تشهد فراموش شده،

4. تماس بدن با نوشته قرآن و اسم خداوند،

5. نذر یا عهد و یاقسم خورده باشد كه وضو بگیرد.

 

شستن در وضو

 پرسش 25 . منظور از یك بار شستن در وضو چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل و مكارم: منظور از یك بار شستن آن است كه تمام عضو را بشوید خواه با یك مشت آب باشد یا چندین مشت. پس وقتى عضو به طور كامل شسته شد، یك مرتبه محسوب مى‏شود.[52]

 آیات عظام خامنه‏اى، سیستانى، صافى، نورى و وحید: ملاك براى تعیین یك بار شستن قصد انسان است ؛ پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً ده مرتبه آب بریزد، اشكال ندارد و همه آنها شستن اول محسوب مى‏شود.[53]

 

 پرسش 26 . آیا شستن دست‏ها از آرنج تا مچ كافى است ؛ در صورتى كه قبلاً دست‏ها را تا مچ شسته باشیم؟

همه مراجع: خیر، باید بعد از شستن صورت، در هنگامى كه دست راست و چپ را مى‏شوییم، تمام دست شسته شود و اگر تنها تا مچ را بشوییم، وضویمان باطل است.[54]

 

 پرسش 27 . هنگام وضو چند مرتبه دست مى‏كشیم تا اطمینان پیدا كنیم كه آب رسیده است ؛ آیا این عمل اشكال دارد؟

همه مراجع: چنانچه به حد وسواس نرسد، اشكال ندارد.[55]

 

 پرسش 28 . در وضو شستن صورت و دست‏ها تا چند مرتبه جایز است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: براى مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جایز و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[56]

آیات عظام بهجت، سیستانى، صافى و وحید: براى مرتبه اول واجب و مرتبه دوم مستحب و مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[57]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: براى مرتبه اول واجب و مرتبه دوم بنا بر نظر مشهور مستحب است ؛ ولى احتیاط واجب در دست چپ ترك مرتبه دوم است و براى مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[58]

آیه‏اللّه‏ مكارم: براى مرتبه اول واجب و بنا بر احتیاط واجب ترك مرتبه دوم است و براى مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام است.[59]

 

سه بار شستن

 پرسش 29 . آیا شستن سه بار صورت و دست، وضو را باطل مى‏كند؟

همه مراجع: شستن سه مرتبه صورت و دست راست، به قصد وضو حرام است ؛ ولى وضو را باطل نمى‏كند و اگر دست چپ را سه مرتبه بشوید، مسح او اشكال پیدا كرده و وضو را باطل مى‏سازد.[60]

 

مسح سر

 پرسش 30 . كسى كه موهاى جلوى سرش بلند است و آن را بالاى سر جمع مى‏كند ؛ چگونه در هنگام وضو مسح نماید؟

همه مراجع: یا باید بیخ موها را مسح كند و یا فرق سر را باز كرده، پوست سر را مسح نماید.[61]

مسح پا

 پرسش 31 . مقدار مسح پا از درازا چقدر است؟

آیات عظام امام، بهجت، فاضل، مكارم، نورى و وحید: باید پا را از سر یكى از انگشت‏ها تا برآمدگى روى پا، مسح كند و بنا بر احتیاط مستحب تا مفصل پا مسح نماید.[62]

آیات عظام تبریزى و صافى: باید پا را از سر یكى از انگشت‏ها تا برآمدگى روى پا، مسح كند و بنابر احتیاط واجب، تا مفصل پا مسح نماید.[63]

آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: باید پا را از سر یكى از انگشت‏ها تا مفصل، مسح كند.[64]

 

 پرسش 32 . آیا لازم است مسح پا بر روى شست پا انجام گیرد؟

همه مراجع: لازم نیست مسح حتما به روى شست پا انجام شود و مسح یكى از انگشتان دیگر نیز كافى است.[65]

 تبصره. آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر فقط از سر انگشت كوچك مسح بكشد كافى نیست.

 

رنگ مو

 پرسش 33 . آیا رنگ مو و حنا و رنگ پوست میوه‏ها، مانع وضو است؟

همه مراجع: رنگ بدون جِرم، مانع نیست.[66]

موانع وضو

 پرسش 34 . اگر بعد از وضو، در اعضا مانعى ببینیم، چه كنیم؟

همه مراجع (به جز سیستانى، مكارم و وحید): اگر ندانید موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در وقت وضو، به مانع توجه نداشته‏اید، بنابر احتیاط واجب، دوباره وضو بگیرید.[67]

آیات عظام مكارم و وحید: اگر ندانید موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در هنگام وضو به آن توجه نداشته‏اید، باید دوباره وضو بگیرید.[68]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر ندانید موقع وضو بوده یا بعد پیدا شده، وضویتان صحیح است ؛ ولى اگر در وقت وضو، به مانع توجه نداشته‏اید، بنابر احتیاط مستحب، دوباره وضو بگیرید.[69]

 

مداد چشم

 پرسش 35 . مداد چشم و ریمل، در هنگام وضو چه حكمى دارد؟

همه مراجع: براى وضو، ریمل و مداد بیرون چشم - اگر جرم داشته باشد - باید برطرف شود ؛ ولى مقدارى كه داخل چشم است، برطرف كردن آن لازم نیست.[70]

 تبصره. بعد از برطرف كردن جرم مواد آرایشى، باقى ماندن رنگ آن مانع وضو نیست.

چرك زیر ناخن

 پرسش 36 . اگر چركى زیر ناخن باشد كه مانع رسیدن آب مى‏شود، آیا وضو صحیح است؟

همه مراجع: اگر چرك ظاهر نباشد، وضو صحیح است.[71]

 

جوهر خودكار

 پرسش 37 . آیا رنگ خودكار مانع از صحّت وضو است؟

همه مراجع: اگر جرم داشته باشد، مانع است و باید براى وضو، برطرف شود.[72]

 تبصره. آیه‏اللّه‏ مكارم مى‏گوید: در مورد جوهر خودكار به این نتیجه رسیده‏اند كه جرم ضعیفى دارد و مانع از رسیدن آب به پوست نیست.[73]

 

كرم پوست

 پرسش 38 . آیا مالیدن كرم به دست و صورت مانع وضو مى‏شود؟

همه مراجع: اگر به حدى باشد كه مانع رسیدن آب به پوست نباشد، اشكال ندارد.[74]

تبصره. تشخیص این امر به عهده عرف است.[75]

ژل مو

 پرسش 39 . مسح سر بر موهاى روغن زده شده، چگونه است؟

همه مراجع: اگر روغن به قدرى زیاد نباشد كه مانع از رسیدن آب وضو در حال مسح، به پوست یا بیخ موهاى جلوى سر یا موها باشد، اشكال ندارد.[76]

 

وضو و نامحرم

 پرسش 40 . آیا نگاه به نامحرم در حال وضو، باعث بطلان وضو مى‏شود؟

همه مراجع: نگاه عمدى به نامحرم حرام است ؛ ولى باعث بطلان وضو نمى‏شود.[77]

 

شیر آب وضو

 پرسش 41 . بستن شیر آب در حال وضو، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اشكال ندارد.[78]

 تبصره. اگر بعد از ریختن آب روى اعضاى وضو، نخست شیر آب بسته شود و سپس وضوى اعضا كامل شود:

 1. از اسراف جلوگیرى خواهد شد، 2. براى مسح، اشكالى پیش نخواهد آمد.

 

شك در وضو

 پرسش 42 . در هنگام غسل و وضو زیاد شك مى‏كنم، وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): نباید به شك خود اعتنا كنید [و مطابق متعارف مردم انجام دهید] .[79]

آیات عظام تبریزى و وحید: اگر به حد وسواس برسید، نباید به شك خود اعتنا كنید [و مطابق متعارف مردم انجام دهید] .[80]

 

 پرسش 43 . كسى كه شك دارد وضو گرفته یا نه، آیا باید براى نماز وضو بگیرد؟

همه مراجع: آرى، باید وضو بگیرد.[81]

 

 پرسش 44 . كسى كه شك دارد وضویش باطل شده است یا نه، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: بنا مى‏گذارد كه وضویش باقى است.[82]

 

شك بعد نماز

 پرسش 45 . تكلیف كسى كه بعد از نماز شك مى‏كند كه در هنگام نماز وضو داشته یا نه، چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى، فاضل و وحید): نمازى كه خوانده، صحیح است ؛ ولى باید براى نمازهاى بعدى، وضو بگیرد.[83]

آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل و وحید: چنانچه احتمال مى‏دهد، پیش از نماز به گرفتن وضو توجّه داشته، نمازى كه خوانده صحیح است ؛ ولى باید براى نمازهاى بعدى، وضو بگیرد.[84]

فراموشى در وضو

 پرسش 46 . اگر بعد از وضو یقین كنیم یكى از اعمال وضو را انجام نداده‏ایم، وظیفه چیست؟

همه مراجع: اگر موالات وضو از بین نرفته است، محل فراموش شده و بعد از آن را باید بشوید یا مسح كند و اگر موالات از بین رفته، باید از نو وضو بگیرد.[85]

 

وضو قبل از اذان

 پرسش 47 . آیا قبل از اذان مى‏توان براى نماز وضو گرفت؟

همه مراجع: اگر به قصد داشتن طهارت و انجام كار مطلوبى مانند خواندن قرآن و یا گفتن ذكر وضو بگیرد، مى‏تواند نماز را نیز با همان وضو بخواند.[86]

 

خشكى اعضاى وضو

 پرسش 48 . آیا خشك بودن اعضاى وضو، قبل از وضو لازم است؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست ؛ مگر جاى مسح كه باید خشك باشد.[87]

تبصره. اگر رطوبت جاى مسح به گونه‏اى كم باشد، كه رطوبت كف دست بر آن غلبه كند و بگویند رطوبت مسح تنها از ترى كف دست است، اشكال ندارد.

 

دست كشیدن وضو

 پرسش 49 . اگر هنگام وضو، به طور سهوى دست از پایین به بالا كشیده شود، آیا وضو صحیح است؟

همه مراجع: اگر عرفاً از بالا به پایین شسته شود، وضو صحیح است ؛ هر چند به طور سهوى دست به طرف بالا كشیده شود.[88]

راه رفتن در وضو

 پرسش 50 . اگر هنگام مسح كشیدن راه برویم، وضو باطل مى‏شود؟

همه مراجع: راه رفتن در حال مسح اشكال ندارد.[89]

 

خوردن در وضو

 پرسش 51 . اگر در حین وضو چیزى بخوریم، وضویمان درست است؟

همه مراجع: خوردن چیزى در حال وضو اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است از كارهایى كه حضور قلب را هنگام وضو از بین مى‏برد، پرهیز شود.[90]

 

حفظ وضو

 پرسش 52 . وضوى كسى كه از خروج باد معده خوددارى مى‏كند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: وضوى او باطل نیست.[91]

 

خواب وضودار

 پرسش 53 . خواب در چه حدى وضو را باطل مى‏كند؟

همه مراجع: اینكه چشم نبیند و گوش نشنود و اگر یكى از این دو مشخصه نباشد، وضو باطل نمى‏شود.[92]

وضوى خانم‏ها

 پرسش 54 . وضو گرفتن زن در جایى كه مرد نامحرم او را مى‏بیند، چگونه است؟

همه مراجع: گناه كرده ؛ ولى وضویش صحیح است.[93]

 

ترشحات زنانه

 پرسش 55 . آیا ترشحات معمولى خانم‏ها، وضو را باطل مى‏كند؟

همه مراجع: خیر ؛ مگر آنكه به منى یا بول بودن آن یقین كند.[94]

 

وضوى جبیره

 پرسش 56 . كسى كه دست راست یا چپش شكسته و داخل گچ است، چگونه وضو بگیرد؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى، سیستانى، صافى، فاضل و نورى: باید وضوى جبیره‏اى بگیرد.[95]

آیه‏اللّه‏ بهجت: باید وضوى جبیره‏اى بگیرد و بنا بر احتیاط واجب، تیمم هم كند.[96]

آیات عظام تبریزى، مكارم و وحید: بنا بر احتیاط واجب، باید هم وضوى جبیره‏اى بگیرد و هم تیمّم كند.[97]

 تبصره 1 . جبیره ؛ یعنى، پارچه و پمادى كه روى محل زخم یا شكستگى گذاشته مى‏شود. شخص یاد شده، مى‏تواند وضوى جبیره‏اى را به روش زیر انجام دهد: ابتدا صورت را (با دست چپ یا با گرفتن زیر شیر و یا فرو بردن در آب) بشوید و سپس دست راست را وضوى جبیره‏اى دهد (با دست مرطوب بر روى آن باند یا گچ بكشد) بعد دست چپ را مانند صورت بشوید. آن گاه با رطوبت آن سر و روى پاها را مسح كند.

 تبصره 2 . همه مراجع دست كشیدن با آب وضو روى جبیره را لازم مى‏دانند و آیه‏اللّه‏ مكارم رساندن آب را نیز كافى مى‏داند اگرچه با زیر شیر آب قرار گرفتن و پا در آب فرو بردن باشد.

 

 

 

احكام غسلبازگشت به فهرست

 

 

اهمیت غسل

 پرسش 57 . درباره غسل و اهمیت آن توضیح دهید؟

«وَ إِن كُنتُم جُنُباً فَاطَّهَّرُوا»[98]؛ «هنگامى‏كه جنب شدید، خود را بشویید (غسل دهید)».

غسل در لغت به‏معناى شستن‏چیزى براى ازبین‏بردن چرك آن است ودراصطلاح فقه عبارت است از: «شستن تمام بدن، به قصد قربت و اطاعت از فرمان الهى».

غسل دو نوع است: غسل واجب و غسل مستحبى.

غسل‏هاى واجب عبارت است از: غسل جنابت، حیض، نفاس، استحاضه، مس میت، غسل میت و غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند آن واجب مى‏شود.

تعداد غسل‏هاى مستحبى فراوان است كه در كتاب‏هاى مفصل از آنها نام برده شده است.

در میان غسل‏هاى واجب مهم‏ترین آنها غسل جنابت است. اصل غسل جنابت به تنهایى واجب نیست ؛ بلكه براى انجام برخى كارها (مانند نماز، مس قرآن و...) به دستور شرع واجب شده است و انجام دادن این گونه اعمال بدون غسل، گناه است ؛ بلكه در برخى موارد عمل باطل خواهد بود.

غسل جنابت داراى دو فایده و فلسفه مهم است:

1. طبق تحقیقات دانشمندان، در بدن انسان دو سلسله اعصاب نباتى وجود دارد كه تمام فعالیت‏هاى بدن را كنترل‏مى‏كند: اعصاب سمپاتیك و اعصاب پاراسمپاتیك. این دو رشته اعصاب در سراسر بدن انسان گسترده است. وظیفه اعصاب سمپاتیك، تند كردن و وظیفه اعصاب پاراسمپاتیك، كند كردن فعالیت دستگاه‏هاى مختلف بدن است. گاهى جریان‏هایى در بدن رخ مى‏دهد كه این تعادل را به هم مى‏زند ؛ از جمله آنها حالت ارگاسم (اوج لذت جنسى) است كه معمولاً مقارن خروج منى صورت مى‏گیرد. از امورى كه مى‏تواند اعصاب سمپاتیك را به كار وا دارد و تعادل از دست رفته را تأمین كند، تماس آب با بدن است و از آنجا كه تأثیر ارگاسم روى تمام اعضاى بدن به طور محسوس دیده مى‏شود، دستور داده شده كه بعد از آمیزش جنسى یا خروج منى، تمام بدن با آب شسته شود.

2. غسل جنابت یك دستور اسلامى براى پاك نگه داشتن بدن و رعایت بهداشت، در طول زندگى است. همواره عده‏اى از نظافت خود غافل مى‏شوند ؛ ولى این حكم اسلامى آنان را وادار مى‏كند كه در فاصله‏هاى مختلف خود را شست و شو دهند و بدن را پاك نگه دارند. البته موارد یاد شده، تنها به عنوان حكمت و فلسفه غسل به شمار مى‏آید و به هیچ وجه ملاك اصلى وجوب غسل نیست ؛ چه اینكه غسل یك واجب تعبدى است و نیاز به قصد قربت دارد. از این رو كسى كه تازه بدن خود را شسته ؛ ولى از او منى خارج شده است، باز باید غسل را انجام دهد.[99]

غسل را به دو صورت مى‏توان انجام داد: ترتیبى و ارتماسى. در غسل ترتیبى ابتدا سر و گردن، سپس نیمه راست و بعد از آن نیمه چپ بدن شسته مى‏شود.[100] در غسل ارتماسى بدن یكباره در آب قرار مى‏گیرد (مانند غسل در استخر). در هر دو روش، دست كشیدن لازم نیست ؛ بلكه همین اندازه كه به نیت غسل، آب به تمام نقاط بدن برسد، كافى است. تمام شرط‏هایى كه براى صحیح بودن وضو لازم است، در صحیح بودن غسل نیز شرط است ؛ ولى در چند چیز با وضو تفاوت دارد:

1. در غسل موالات شرط نیست.

2. در غسل شستن از بالا به پایین لازم نیست.[101]

3. در غسل باید آب به پوست بدن برسد ؛ ولى در وضو اگر پوست صورت از لاى موها پیدا نباشد، لازم نیست.

كیفیت انجام دادن غسل براى انواع واجب و مستحب آن، به یك شكل است و هیچ تفاوتى با هم ندارد.

 

غسل چند منظوره

 پرسش 58 . آیا كسى كه چند غسل بر ذمّه او هست، مى‏تواند به نیت همه یك غسل انجام دهد؟

همه مراجع: آرى، مى‏تواند.[102]

 

 پرسش 59 . اگر كسى براى انجام غسل خاصى (مانند غسل جنابت) نیت كند و آن را به جا آورد، آیا از سایر غسل‏ها كفایت مى‏كند؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى و مكارم: اگر غسل جنابت باشد و به قصد آن غسل كند، از سایر غسل‏ها كفایت مى‏كند؛ ولى اگر غیر غسل جنابت باشد بنا بر احتیاط واجب از سایر غسل‏ها كفایت نمى‏كند.[103]

آیة اللّه‏ بهجت: اگر غسل واجب باشد و به قصد آن غسل كند، از سایر غسل‏ها كفایت مى‏كند؛ ولى اگر غسل مستحبى را قصد كند، تنها از غسل‏هاى مستحبى كفایت مى‏كند.[104]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل و وحید: به قصد هر كدام انجام دهد از سایر غسل‏ها كفایت مى‏كند.

غسل زیر دوش

 پرسش 60 . آیا مى‏توان با دوش حمام غسل ارتماسى گرفت؟

همه مراجع: خیر، غسل ارتماسى زیر دوش حمام صحیح نیست و باید غسل ترتیبى انجام داد.[105]

 

مبطلات غسل

 پرسش 61 . آیا بعد از غسل، خارج شدن بول و باد معده آن را باطل مى‏كند؟

همه مراجع: خیر، غسل باطل نمى‏شود ؛ ولى باید براى نماز وضو بگیرد.[106]

 

غسل و باد معده

 پرسش 62 . اگر در اثناى غسل جنابت، حدث اصغر (بول، باد معده و...) خارج شود، آیا غسل صحیح است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: غسل باطل نمى‏شود ؛ و آن را تمام كند ؛ ولى بهتر (احتیاط مستحب) است آن را به قصد آنچه بر ذمّه او است (از اتمام یا اعاده) از سر گیرد. در هر صورت باید براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[107]

آیه‏اللّه‏ بهجت: لازم نیست غسل را تمام كند و بنابر احتیاط واجب باید آن را به قصد آنچه بر ذمه او است (اتمام یا اعاده)، از سر گیرد و براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[108]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید غسل را از سر گیرد و بنابر احتیاط واجب، باید براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[109]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: غسل باطل نمى‏شود ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، باید براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو بگیرد.[110]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب، باید غسل را از سر گیرد و براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[111]

آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب باید غسل را تمام كند و دوباره از سر گیرد و براى نماز و هر كارى كه در آن طهارت لازم است، وضو نیز بگیرد.[112]

 

غسل موهاى بلند

 پرسش 63 . آیا در غسل شستن موهاى بلند بدن واجب است؟

همه مراجع (به جز امام، فاضل، مكارم و نورى): خیر شستن موهاى بلند واجب نیست.[113]

آیات عظام امام، فاضل، مكارم و نورى: بنا بر احتیاط واجب شستن موهاى بلند هم واجب است.[114]

 تبصره. اگر رساندن آب به پوست، بدون شستن آنها ممكن نباشد ؛ باید موهاى بلند را بشوید كه آب به بدن برسد.

 

شك در غسل

 پرسش 64 . اگر بعد از اتمام غسل، در صحّت غسل شك كنیم، تكلیف چیست؟

همه مراجع: غسل صحیح است.[115]

فراموشى در غسل

 پرسش 65 . اگر پس از غسل بفهمد جایى از بدن را نشسته، تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان مقدار كافى است و اگر از سمت راست باشد، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سرو گردن باشد، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره سمت راست و سپس سمت چپ بدن را بشوید.[116]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان مقدار كافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط مستحب آن است كه بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر سر و گردن باشد، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف راست و چپ را بشوید.[117]

آیات عظام سیستانى و مكارم: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان مقدار كافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط مستحب آن است كه بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سرو گردن باشد، بنابر احتیاط واجب، باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره بدن را بشوید.[118]

 آیه‏اللّه‏ وحید: اگر از طرف چپ بدن باشد، شستن همان مقدار كافى است و اگر از سمت راست باشد، احتیاط (واجب) آن است كه باید بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سر و گردن باشد، باید بعد از شستن آن، دوباره طرف راست و چپ را بشوید.[119]

 

 

 

 

احكام جنابتبازگشت به فهرست

 

 

 

 پرسش 66 . راه‏هاى تشخیص جنابت چیست؟

همه مراجع: به دو چیز انسان جنب مى‏شود:

1. آمیزش جنسى به مقدار دخول نسبت به مرد و زن [اگرچه منى بیرون نیاید] .

2. بیرون آمدن منى، چه در خواب باشد یا بیدارى، كم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بى‏شهوت، با اختیار باشد یا بى‏اختیار.[120]

 

 پرسش 67 . وذى، مذى و ودى را توضیح دهید؟

همه مراجع: «مذى» به آبى گویند كه گاه بعد از ملاعبه و بازى كردن از انسان بیرون مى‏آید.

«وذى» به آبى گویند كه گاه بعد از منى بیرون مى‏آید.

«ودى» به آبى گویند كه گاه بعد از بول بیرون مى‏آید و كمى سفید و چسبنده است.

همه این آب‏ها در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است.[121]

 تبصره. فایده استبرا از بول این است كه اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود، پاك است و وضو را هم باطل نمى‏كند ؛ اما اگر استبرا نكرده، باید وضو را اعاده كند و محل را بشوید. فایده استبرا از منى این است كه اگر رطوبت مشكوكى از او خارج شود و نداند منى است یا یكى از آب‏هاى پاك، غسل ندارد و اگر استبرا نكند و احتمال دهد ذرات منى در مجرا باقى بوده و همراه بول یا رطوبت دیگرى خارج شده، باید دوباره غسل كند.

 

تشخیص منى

 پرسش 68 . راه تشخیص منى و احتلام در مرد چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): خروج منى در مرد داراى سه نشانه است: 1. همراه با شهوت باشد. 2. با جستن بیرون آید. 3. بدن سست شود. اگر هیچ یك از نشانه‏هاى سه گانه و یا یكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند كه منى است.[122]

آیات عظام بهجت و مكارم: خروج منى در مرد داراى دو نشانه است:

1. همراه با شهوت باشد.

2. با جستن بیرون آید. اگر هیچ یك از دو نشانه یا یكى از آن دو را نداشت، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند كه منى است.[123]

 آیه‏اللّه‏ صافى: اگر با شهوت و جستن بیرون آید و یا با جستن بیرون آید و بدن سست شود، آن رطوبت حكم منى را دارد و اگر هیچ یك از این دو نشانه را نداشت، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى اطمینان پیدا كند كه منى است.[124]

 

جنابت زن

 پرسش 69 . راه تشخیص منى و احتلام در زن چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى، بهجت و نورى): خروج ترشّحات زن، اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد، حكم به جنابت آنان مى‏شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند منى است.[125]

آیه‏اللّه‏ بهجت: خروج ترشّحات زن اگر همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد و با جستن بیرون آید، حكم به منى مى‏شود و اگر هیچ یك از دو علامت و یا یكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند منى است.[126]

آیات عظام تبریزى و نورى: خروج ترشّحات زن اگر همراه با شهوت خاصى (اوج لذت جنسى) باشد و بدن پس از آن سست شود، حكم به منى مى‏شود و اگر هیج یك از دو نشانه یا یكى از آنها را نداشت، حكم به منى نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند منى است.[127]

 

پاكى ترشّحات زنانه

 پرسش 70 . آیا ترشّحات و رطوبت‏هایى كه از بانوان خارج مى‏شود، پاك است؟

همه مراجع: ترشّحات مزبور پاك است و غسل ندارد ؛ مگر آنكه یقین كنند بول یا منى است.[128]

 

محرمات جنب

 پرسش 71 . كارهایى كه براى شخص جنب حرام است، كدامند؟

چند چیز بر شخص جنب حرام است:

1. گذاشتن چیزى در مسجد،

2. خواندن آیه‏هاى سجده واجب،[129]

3. رفتن به مسجد الحرام و مسجد النبى،[130]

4. رساندن جایى از بدن به خط قرآن و اسم خداوند،

5. توقف در سایر مساجد و حرم امامان علیهم‏السلام (احتیاط واجب).[131]

 

مكروهات جنب

 پرسش 72 . كارهایى كه براى شخص جنب مكروه است، كدامند؟

چند چیز بر شخص جنب مكروه است:

 1. خوردن و آشامیدن،

2. خوابیدن بدون وضو،[132]

3. همراه داشتن قرآن،

4. مالیدن روغن به بدن،

5. آمیزش بعد از احتلام،

6. خضاب با حنا و مانند آن،

7. تماس بدن با جلد یا حاشیه قرآن،

8. خواندن بیشتر از هفت آیه از سوره‏هایى كه سجده واجب ندارد.

 

غسل جایگزین وضو

 پرسش 73 . با چه غسل‏هایى مى‏توان نماز خواند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و فاضل: تنها با غسل جنابت مى‏توان نماز خواند ؛ ولى با غسل‏هاى دیگر باید وضو هم گرفت.[133]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم، نورى و وحید: با همه غسل‏هاى واجب و مستحب - غیر از غسل استحاضه متوسطه - مى‏توان نماز خواند ؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است كه [در غیر غسل جنابت] وضو هم بگیرد.[134]

 

نیت غسل جنابت

 پرسش 74 . به قصد غسل جنابت به حمام رفتم ؛ ولى وقتى كه بیرون آمدم شك كردم غسل را انجام داده‏ام یا نه، تكلیف چیست؟

همه مراجع: باید بنا را بر انجام ندادن بگذارید و غسل‏تان را با نیت مربوطه به جا آورید.[135]

زمان غسل جنابت

 پرسش 75 . آیا غسل جنابت، فورى بر انسان واجب مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، غسل جنابت تنها براى نماز و كارهایى كه در آن، طهارت شرط است، واجب مى‏شود.[136]

 

مدت غسل جنابت

 پرسش 76 . با غسل جنابت تا چه زمانى مى‏توان نماز خواند؟

همه مراجع: تا زمانى كه یكى از مبطلات وضو رخ ندهد، مى‏توان با آن نماز خواند.[137]

 

غسل پیش از وقت

 پرسش 77 . آیا مى‏شود غسل جنابت را قبل از وقت نماز انجام داد؟

همه مراجع: اگر به قصد قربت و داشتن طهارت غسل كند، كافى است و با آن مى‏تواند نماز بخواند.[138]

 

 تیمم و جنابت عمدى

 پرسش 78 . كسى كه نمى‏تواند غسل كند، ولى تیمم برایش ممكن است ؛ آیا مى‏تواند با همسر خود نزدیكى كند و با تیمم نماز بخواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): آرى، مى‏تواند با همسر خود نزدیكى كند ؛ خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد، یا پیش از آن.[139]

آیه‏اللّه‏ فاضل: پیش از داخل شدن وقت نماز، مانعى ندارد و بعد از آن - اگر بدون جهت با عیال خود نزدیكى كند - اشكال دارد ؛ ولى اگر نزدیكى براى لذت بردن یا امر عقلایى دیگر باشد، اشكال ندارد.[140]

 

شك در منى

 پرسش 79 . اگر در خواب مایعى از انسان خارج شود كه نمى‏داند منى است یا نه، حكمش چیست؟

همه مراجع: اگر نشانه‏هاى منى را داشته باشد، غسل واجب مى‏شود و در صورت شك غسل واجب نیست.[141]

 

شك در جنابت

 پرسش 80 . صبح بعد از بیدارى متوجه مى‏شوم كه محتلم شده‏ام ؛ در حالى كه اصلاً هیچ گونه لذتى در خود حس نكرده‏ام، آیا غسل واجب است؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر نشانه‏هاى منى یا یكى از آنها را نداشته باشد و یا در آنها شك كند، غسل واجب نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى یقین كند كه منى است.[142]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر هیچ یك از نشانه‏هاى منى را نداشته باشد و یا در آنها شك پیدا نماید غسل واجب نمى‏شود ؛ مگر آنكه از راه دیگرى اطمینان پیدا كند كه منى است.[143]

رطوبت بعد غسل

 پرسش 81 . بعد از غسل جنابت، آب مشكوكى از من خارج مى‏شود، آیا نجس است و غسل لازم دارد؟

همه مراجع: اگر پیش از انجام دادن غسل، بول كرده باشد، این آب پاك است و غسل ندارد و در غیر این صورت حكم منى را دارد.[144]

 تبصره. فرض مسأله جایى است كه شخص به دلیل بیرون آمدن منى، جنب شده و پس از غسل، رطوبت مشكوكى از وى خارج شده است. اما اگر جنابت او از راه آمیزش - بدون خروج منى - بوده و پس از غسل رطوبت مشكوكى مشاهده كرده، پاك است و غسل ندارد ؛ هر چند پیش از غسل بول نكرده باشد.

 

جنابت و تأخیر نماز

 پرسش 82 . كسى كه بعد از اذان صبح با حالت احتلام از خواب بیدار مى‏شود، آیا مى‏تواند نماز خود را تا نزدیك طلوع آفتاب به تأخیر اندازد و با تیمم نماز بخواند؟

همه مراجع: اگر نماز خود را به تأخیر اندازد، تا جایى كه وقت تنگ شود، گناه كرده است. در این صورت باید تیمم كند و نماز خود را بخواند و نماز او صحیح است.[145]

 

 

 

احكام استمنابازگشت به فهرست

 

 

تعریف استمنا

 پرسش 83 . استمنا چیست؟

همه مراجع: «استمنا» آن است كه انسان با خود یا دیگرى كارى كند كه از او منى بیرون آید. انجام دادن آن حرام است[146] و در صورت خروج منى، غسل جنابت واجب مى‏شود.

 

حرمت خودارضایى

 پرسش 84 . آیا خودارضایى در صورتى كه به حد خروج منى نرسد، باز هم حرام است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى و وحید): آرى، حرام است ؛ ولى غسل بر او واجب نمى‏شود.[147]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب حرام است ؛ ولى غسل بر او واجب نمى‏شود.[148]

تبصره. فرض مسئله جایى است كه با خودارضایى قصد خروج منى دارد.

استمنا در شرایط خاص

 پرسش 85 . برخى از روان‏شناسان، استمنا را در شرایطى كه امكان حفظ تعادل روحى سالم وجود ندارد، توجیه مى‏كنند ؛ نظر مراجع چیست؟

همه مراجع: استمنا در هر شرایطى حرام است ؛ مگر در جایى كه براى معالجه و درمان بوده و درمان آن نیز تنها منحصر به استمنا باشد.[149]

 

حرمت استمنا

 پرسش 86 . كسى كه شرایط ازدواج برایش فراهم نیست و از نظر غریزه جنسى در سختى به سر مى‏برد، آیا مى‏تواند استمنا كند؟

همه مراجع: خیر، استمنا در هیچ شرایطى جایز نیست.[150]

 

استمنا و آزمایشگاه

 پرسش 87 . براى تشخیص اینكه مرد قادر بر بچه‏دار شدن هست، آیا مى‏تواند استمنا كند تا آزمایش‏هاى پزشكى بر روى منى او، انجام شود؟

همه مراجع: خیر، این كار جایز نیست ؛ مگر آنكه ضرورتى ایجاب كند.[151]

 تبصره. چنانچه در موردى، ضرورت ایجاب نماید كه شخص استمنا كند ؛ در صورتى كه همسر دارد، واجب‏است این عمل را به‏وسیله او انجام دهد (نه با اعضا و جوارح خود).

 

كفاره استمنا

 پرسش 88 . آیا استمنا كفاره دارد؟ كفاره آن چیست؟

همه مراجع: خیر، كفاره ندارد ؛ ولى باید توبه كند و از این كار دست بردارد.[152]

استمنا با همسر

 پرسش 89 . شخصى به قصد اینكه از همسرش منى خارج شود، او را با دست تحریك مى‏كند ؛ آیا این كار از نظر شرعى جایز است؟

همه مراجع: آرى، استمنا به وسیله بدن همسر جایز است.[153]

 

تصاویر تحریك كننده

 پرسش 90 . آبى كه هنگام خواندن مطالب مهیج و یا دیدن تصاویر محرك از انسان خارج مى‏شود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر یقین كند كه منى است یا نشانه‏هاى منى را داشته باشد، غسل واجب مى‏شود و در صورت شك، آن رطوبت پاك است و غسل ندارد.[154]

 

جلوگیرى منى

 پرسش 91 . آیا بر كسى كه خودارضایى مى‏كند ؛ ولى نمى‏گذارد منى خارج شود، غسل واجب است؟

همه مراجع: خیر، تا از او منى خارج نشود، غسل واجب نیست.[155]

 

 

 

 

احكام تیممبازگشت به فهرست

 

 

 

 

اهمیت تیمم

 پرسش 92 . درباره دلیل تیمم و فایده آن برایم توضیح دهید؟

«فَلَم تَجِدُوا ماءً فَتَیمَّمُوا صَعِیداً طَیباً »[156] ؛ «[اگر] آب [براى غسل یا وضو] نیابید، با خاك پاكى تیمم كنید».

«تیمم» در لغت به معناى قصد و اراده كردن است و در اصطلاح فقه «عملى است كه در شرایط خاص، جایگزین وضو و غسل مى‏شود».

تیمم به این صورت انجام مى‏گیرد: ابتدا كف دو دست را بر چیزى كه تیمم بر آن جایز است، مى‏زنیم. سپس هر دو دست را بر تمام پیشانى و دو طرف آن - از جایى كه موى سر مى‏روید - تا روى ابروها و بالاى بینى مى‏كشیم. بعد با كف دست چپ، بر تمام پشت دست راست - از مچ تا سر انگشتان - و در آخر كف دست راست را بر تمام پشت دست چپ مى‏كشیم (انگشتان هم جزو كف دست است).[157]

 تیمم دو فایده و فلسفه مهم دارد:

1. فایده بهداشتى:

خاك به جهت داشتن باكترى‏هاى فراوان، مى‏تواند آلودگى‏ها را از بین ببرد. این باكترى‏ها معمولاً در سطح زمین - كه از هوا و نور آفتاب بهتر استفاده مى‏كنند - فراوانند. از این نظر خاك مى‏تواند تا حدودى جانشین آب شود. با این تفاوت كه آب حلاّل است ؛ یعنى، میكروب‏ها را حل كرده و با خود مى‏برد ؛ ولى خاك میكروب‏كش است و خاكى این اثر بخشى را دارد كه كاملاً پاك باشد. از این رو قرآن از آن به «طیب» تعبیر كرده است.

2. فایده اخلاقى:

تیمم یكى از عبادات است ؛ زیرا انسان پیشانى خود را - كه شریف‏ترین عضو او است - با دستى كه بر خاك زده، لمس مى‏كند تا فروتنى و تواضع خود را در پیشگاه خداوند متعال آشكار سازد و به دنبال این كار، متوجه نماز و یا سایر عباداتى شود كه در آن وضو و غسل شرط است. به این ترتیب تیمّم در پرورش روح تواضع و عبودیت و شكر گزارى در بندگان اثر دارد.[158]

تیمم بر دو نوع است:

تیمم بدل از ‎وضو و تیمم بدل از غسل. كسى كه وظیفه‏اش تیمم است، تا هنگامى كه عذر او باقى است، مى‏تواند تمام كارهایى را كه با وضو و غسل انجام مى‏دهد، با تیمّم به جا آورد. اگر یكى از امور باطل كننده وضو، از او سر بزند، تیممش باطل مى‏شود. باید دانست كه تیمم تنها بر زمین و هر چه كه این عنوان بر آن صدق مى‏كند (خاك، ریگ، كلوخ، سنگ مرمر و سایر ‎اقسام سنگ‏ها) جایز است.[159]

 موارد تیمم

 پرسش 93 . در چه مواردى باید تیمم كنیم؟

1. وقت تنگ باشد.

2. دسترسى به آب نباشد.

3. آب براى انسان ضرر داشته باشد.

4. بدن یا لباس او نجس بوده و آب بیش از تطهیر آن نیست و لباس دیگرى ندارد.

5. اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند، افراد مرتبط با او از تشنگى هلاك یا بیمار مى‏شوند و یا به سختى مى‏افتند.

 

جنابت و میهمانى

 پرسش 94 . اگر شخص در جایى كه مهمان است جنب شود، آیا به جهت خجالت مى‏تواند به جاى غسل، تیمّم كند؟

همه مراجع: خجالت مجوز تیمّم نیست و باید غسل كند.[160]

 تبصره. چنانچه صبر كند تا وقت نماز تنگ شود - اگر چه گناه كرده - تیمّم او در آن هنگام صحیح است و مى‏تواند پس از تطهیر بدن و لباس، با آن نماز بخواند.

 

تیمم بدل از وضو

 پرسش 95 . آیا فرقى بین تیمّم بدل از وضو و غسل است؟ كیفیت هر دو را بیان كنید؟

 آیات عظام امام، مكارم و نورى: كیفیت تیمم در هر دو به یك شكل است؛ ولى بهتر است در تیمم بدل از غسل، بعد از مسح صورت و دست‏ها یك بار دیگر دست‏ها را بر زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح كند.[161]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: كیفیت تیمم در هر دو به یك شكل است؛ ولى بهتر است در هر دو، بعد از مسح صورت و دست‏ها یك بار دیگر دست‏ها را بر زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح كند.[162]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: كیفیت تیمم در هر دو به یك شكل است و احتیاط واجب آن است در هر دو، بعد از مسح صورت و دست‏ها یك بار دیگر دست‏ها را بر زمین زند و با آن پشت دست راست و سپس پشت دست چپ را مسح كند.[163]

آیه‏اللّه‏ فاضل: كیفیت تیمم در هر دو به یك شكل است؛ ولى بهتر است در هر دو، زدن دست‏ها بر زمین سه بار انجام گیرد، به این ترتیب كه دو مرتبه پشت سر هم دست‏ها را بر زمین زند و بر پیشانى بكشد و یك مرتبه دیگر بر زمین زند و بر پشت دست‏ها بكشد.[164]

 

تیمم بدل از غسل

 پرسش 96 . آیا بعد از تیمم بدل از غسل، تیمم بدل از وضو نیز لازم است؟

همه مراجع (به جز سیستانى، مكارم، نورى و وحید): در تیمم بدل از غسل جنابت، براى نماز، وضو یا تیمم بدل از وضو لازم نیست ؛ ولى در تیمم بدل از سایر غسل‏ها، براى نماز وضو یا تیمم بدل از وضو نیز لازم است.[165]

آیات عظام سیستانى، مكارم، نورى و وحید: خیر، لازم نیست براى نماز، وضو یا تیمّم بدل از وضو بگیرد (خواه غسل جنابت باشد یا غسل‏هاى دیگر)، به جز غسل استحاضه متوسطه ؛ ولى اگر به جا آورد، بهتر (احتیاط مستحب) است.[166]

 

وقت تیمم

 پرسش 97 . كسى كه شك دارد اگر غسل كند، وقت براى نماز او مى‏ماند یا نه ؛ تكلیفش چیست؟

همه مراجع: در این صورت، باید تیمم كند.[167]

 

نماز با تیمم

 پرسش 98 . پس از بر طرف شدن عذر، آیا نمازهایى را كه با تیمم خوانده‏ایم، باید دوباره قضا كنیم؟

همه مراجع: خیر، قضا لازم نیست.[168]

 

 پرسش 99 . آیا كسى كه براى جنابت، تیمم بدل از غسل كرده است، مى‏تواند نمازهاى بعدى را نیز با آن تیمم بخواند؟

 همه مراجع: آرى، تا هنگامى كه تیمم و عذرش باقى است، مى‏تواند با همان تیمم نمازهاى بعدى را بخواند.[169]

محل تیمم

 پرسش 100 . آیا لازم است محل تیمم گرد و غبار هم داشته باشد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: خیر ؛ ولى مستحب است گردى هم داشته باشد.[170]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: تا آنجا كه امكان دارد، بنابر احتیاط واجب باید گردى هم داشته باشد.[171]

 

تیمم و قرآن

 پرسش 101 . آیا كسى كه وظیفه‏اش به جاى غسل تیمم بوده، مى‏تواند دست به قرآن بزند و یا به مسجد برود؟

آیات عظام امام و نورى: اگر به جهت ضرر داشتن آب و مانند آن، تیمم كرده - در صورتى كه تیمم و عذرش باقى است - مى‏تواند كارهاى یاد شده را انجام دهد. اما اگر به جهت تنگى وقت، به جاى غسل تیمم كرده است، بنابر احتیاط واجب نمى‏تواند.[172]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید: اگر به جهت ضرر داشتن آب و مانند آن، تیمم كرده - در صورتى‏كه تیمم و عذرش باقى است - مى‏تواند كارهاى یاد شده را انجام دهد. اما اگر به جهت تنگى وقت، به جاى غسل تیمم كرده است، نمى‏تواند.[173]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر تیمم و عذرش باقى است، مى‏تواند كارهاى یاد شده را انجام دهد.[174]

 

 

 

 

احكام اسماى متبركهبازگشت به فهرست

 

 

 

اسماى جلاله

 پرسش 102 . حكم تماس بدن با اسماى جلاله، بدون وضو چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: مس اسماى بارى تعالى - به هر زبان و كیفیتى كه نوشته شده باشد - بدون وضو جایز نیست.[175]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: مس اسماى بارى تعالى - به هر زبان و كیفیتى كه نوشته شده باشد - بنابر احتیاط واجب، بدون وضو جایز نیست.[176]

 

 پرسش 103 . لمس كردن كلمه «بسمه تعالى» و یا «ا...» - كه به جاى كلمه «اللّه» مى‏نویسند - بدون وضو چه حكمى دارد؟

امام: مس اسماى بارى تعالى یا جزئى از آنها - به هر زبان و كیفیتى كه نوشته شده باشد - بدون وضو جایز نیست.[177]

 آیات عظام بهجت، صافى: بنابر احتیاط واجب، بدون وضو مس نكنند.[178]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مكارم و نورى: اشكال ندارد (هر چند بهتر است كه مس نكنند).[179]

آیه‏اللّه‏ وحید: مس «ا...» اشكال ندارد ؛ ولى مس «بسمه تعالى» بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[180]

 

آرم جمهورى اسلامى

 پرسش 104 . آیا مس كردن نقش آرم جمهورى اسلامى ایران - كه روى نامه‏ها و... وجود دارد - حرام است؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى، وحید و نورى: بنابر احتیاط واجب بدون طهارت مس نكنند.[181]

آیه‏اللّه‏ بهجت: مس آن، بدون طهارت جایز نیست.[182]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: چنانچه در نظر عرف اسم جلاله محسوب و خوانده شود، مس آن بدون طهارت حرام است.[183]

 آیات عظام فاضل و مكارم: اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است آن را مس نكنند.[184]

اسامى معصومین

 پرسش 105 . لمس كردن نام نبى اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم، امامان علیهم‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلامبدون وضو چگونه است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: بنابر احتیاط واجب اسماى آنان را بدون وضو مس نكند.[185]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: بهتر (احتیاط مستحب) است اسماى آنان را بدون وضو مس نكند.[186]

 

اسم «عبداللّه»

 پرسش 106 . افرادى كه اسمشان «عبداللّه» و «حبیب اللّه» و... است، اگر بدون وضو آن را بنویسند و مس كنند، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مركب باشد.[187]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: اشكال ندارد ؛ هر چند بهتر است كه مس نكنند.[188]

 آیات عظام مكارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست ؛ هر چند جزئى از اسم مركب باشد.[189]

گردن‏بند اسماى جلاله

 پرسش 107 . استفاده از گردن‏بند منقش به نام خدا چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: استفاده از آن مانع ندارد ؛ ولى بدون طهارت، آن را مس نكنند.[190]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: استفاده از آن مانع ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، مس اسم «اللّه» بدون وضو جایز نیست.[191]

 تبصره. استفاده از گردن‏بند یاد شده، غیر از تماس بدن با آن است. آنچه ممنوع است، تنها تماس است ؛ نه استفاده از آن. بنابراین اگر كسى آن را روى لباس خود بیندازد و یا روكش براى آن بگذارد و بدون طهارت هم باشد، اشكال ندارد.

 

گردن‏بند قرآن

 پرسش 108 . آویختن گردن بندى كه روى آن آیه قرآن نوشته شده است، در ایام عادت چه حكمى دارد؟

همه مراجع: استفاده از گردن‏بند مانع ندارد ؛ باید نوشته آیه قرآن با بدن تماس پیدا نكند.[192]

 

عقیق اسماى جلاله

 پرسش 109 . آیا مى‏توان عقیقى كه روى آن اسماى متبركه نوشته شده، به گردن انداخت و با آن به دستشویى رفت؟

همه مراجع: اگر باعث هتك و بى‏حرمتى نشود، اشكال ندارد.[193]

 

 

 

 

احكام نمازبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت نماز

 پرسش 110 . درباره وجوب نماز و فواید آن توضیح دهید؟

«أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكرِى »[194] ؛ «نماز را به یاد من به پاى دارید».

نماز تنها در شریعت اسلام تشریع نشده است ؛ بلكه این عبادت در ادیان پیشین نیز به شكل‏هاى مختلفى وجود داشت. قرآن مجید، آن را از وصایاى چند تن از پیامبران[195] و امام صادق علیه‏السلام، آن را آخرین و مهم‏ترین سفارش‏هاى پیامبران دانسته است.[196]

نماز ستون دین و مهم‏ترین و با ارزش‏ترین عبادت‏ها است كه اگر در درگاه خداوند پذیرفته شود، عبادت‏هاى دیگر نیز قبول مى‏شود و اگر پذیرفته نشود، اعمال دیگر نیز ارزش نخواهد داشت. از این رو ترك آن، از بزرگ‏ترین گناهان كبیره است. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «كسى كه به نماز اهمیت ندهد و آن را سبك بشمارد، سزاوار عذاب آخرت است».

 نماز داراى آثار و بركاتى است ؛ از جمله:

1. احیاى ذكر خدا در فرد و جامعه «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكرِى »[197] ؛

2. كسب آرامش درونى «أَلا بِذِكرِ اللّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ »[198] ؛

3. بهترین عامل باز دارنده از فحشا و منكر «إِنَّ الصَّلاةَ تَنهى عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنكَرِ »[199] ؛

4. بهترین وسیله تقوا و پرهیزكارى «یا أَیهَا النّاسُ اعبُدُوا... لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ »[200].

نماز یازده جزء واجب دارد: نیت، تكبیرة الاحرام، قیام (ایستادن هنگام تكبیرة الاحرام و قیام متصل به ركوع)، ركوع، سجود، قرائت، ذكر، تشهد، سلام، ترتیب، موالات. بعضى از این اجزا ركن نماز محسوب مى‏شود ؛ یعنى، اگر انسان آنها را به‏جا نیاورد یا در نماز اضافه كند، نمازش باطل مى‏شود ؛ خواه از روى عمد باشد یا به طور اشتباه (پنج مورد اول) ؛ بر خلاف باقى اجزا كه اگر انسان آنها را از روى اشتباه و فراموشى به‏جا نیاورد یا اضافه كند، نمازش باطل نمى‏شود.

رعایت بعضى از امور نیز حضور قلب را زیاد مى‏كند و در نتیجه نماز در پیشگاه حق پذیرفته‏تر خواهد بود ؛ مانند:

الف. نمازگزار چشم‏ها را نبندد.

ب. با انگشتان، دست‏ها و موى سر یا صورت بازى نكند.

ج. در هنگام خواندن حمد یا سوره و یا ذكر، براى شنیدن حرف كسى سكوت نكند.

 د. از هر كارى كه خضوع و خشوع را از بین مى‏برد، اجتناب ورزد.

نماز یك تركیب و هیئت خاصى دارد كه اگر نمازگزار به شكل و صورت آن خلل وارد سازد، نماز از بین رفته و در نتیجه باطل مى‏شود. این موارد عبارت است از: سخن گفتن، خندیدن با صدا (نه لبخند)، گریستن براى كار دنیایى، روى از قبله برگرداندن، خوردن و آشامیدن، بر هم زدن صورت نماز و كم و زیاد كردن اركان نماز. اینها را مبطلات نماز نیز مى‏گویند.

 

نمازهاى واجب

 پرسش 111 . نمازهاى واجب كدام است؟

1. نماز یومیه،

2. نماز آیات،

3. نماز میت،

4. نماز قضاى پدر،

5. نماز طواف واجب،

6. نمازى كه به سبب اجاره، نذر، عهد و قسم واجب مى‏شود.

 

نمازهاى مستحب

 پرسش 112 . نمازهاى مستحب كدام است؟

1. نماز عید فطر [در زمان غیبت] ،

2. نماز عید قربان [در زمان غیبت] ،

3. نماز وحشت،

4. نماز جعفر طیار،

5. نماز غفیله،

 6. نماز اول ماه،

7. نوافل یومیه (نافله‏هاى شبانه روزى)،

8. نماز شب،

9. نماز زیارت،

10. نماز تحیت مسجد،

11. نماز شكر،

12. نماز باران،

13. نمار برآورده شدن حاجت.

 

لباس نماز گزار

 پرسش 113 . شرایط لباس نمازگزار كدام است؟

1. پاك باشد (نجس نباشد).

2. مباح باشد.

3. از اجزاى مردار نباشد (حتى كمربند و كلاه).

4. از حیوان حرام گوشت نباشد (به عنوان مثال از پوست پلنگ یا روباه تهیه نشده باشد).

5. اگر نماز گزار مرد است، لباس او طلا یا ابریشم خالص نباشد و زینت طلا (حتى انگشتر طلا) نپوشد.

 

مكان نمازگزار

 پرسش 114 . شرایط مكان نمازگزار كدام است؟

1. مباح باشد (غصبى نباشد).

 2. بى‏حركت باشد (مانند اتومبیل در حال حركت نباشد).

3. جاى آن تنگ و سقف آن كوتاه نباشد تا بتواند قیام و ركوع و سجود را به طور صحیح انجام دهد.

4. جایى كه پیشانى را مى‏گذارد (در حال سجده)، پاك باشد.

5. مكان نماز گزار اگر نجس است، تر نباشد كه به بدن یا لباس وى سرایت كند (و اگر خشك باشد، مانعى ندارد).

6. جایى كه پیشانى را در حال سجده مى‏گذارد، از جاى قدم‏هاى او بیش از چهار انگشت بسته، پست‏تر یا بلندتر نباشد ؛ ولى اگر شیب زمین كم باشد اشكال ندارد.

 

حجاب در نماز

 پرسش 115 . اگر خانمى در بین نماز متوجه شود كه موهاى او از چادر بیرون آمده، تكلیفش چیست؟ اگر بعد از نماز بفهمد، آیا درست است؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و وحید): اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و نمازش صحیح است ؛ به شرط آنكه پوشاندن زیاد طول نكشد. اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[201]

آیات عظام بهجت و وحید: اگر در بین نماز بفهمد، باید آن را بلافاصله بپوشاند و بنابر احتیاط واجب نماز را تمام كند و دوباره بخواند. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[202]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در بین نماز بفهمد، نمازش باطل است و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است.[203]

نماز با مانتو

 پرسش 116 . نماز خواندن با مانتو و روسرى چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر مقدار واجب پوشش و شرایط لباس نمازگزار در آن رعایت شود، اشكال ندارد ؛ هر چند نماز با چادر براى رعایت پوشش در نماز، آسان‏تر و بهتر است.[204]

 تبصره. مقدار واجب پوشش براى زن در حال نماز، پوشاندن تمام بدن حتى موى سر به جز صورت (به مقدارى كه در وضو شسته مى‏شود) و دست‏ها تا مچ و پاها تا مچ است. اما براى آنكه یقین كند مقدار واجب را پوشانده است، باید[205] مقدارى از اطراف صورت و قدرى پایین‏تر از مچ را هم بپوشاند.

 

پوشش پا

 پرسش 117 . آیا پوشاندن كف پا هنگام سجده كردن واجب است؟

همه مراجع: خیر، پوشاندن روى پا و كف آن واجب نیست.[206]

 

لباس نجس

 پرسش 118 . بعد از نماز فهمیدم كه لباس یا بدنم نجس بوده است ؛ نمازم چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بعد از نماز متوجّه نجس بودن بدن یا لباس شده‏اید، نماز صحیح است.[207]

فراموشى نجاست لباس

 پرسش 119 . اگر شخصى نجاست لباس یا بدن را فراموش كرده و نماز خوانده باشد، قضا دارد یا خیر؟

همه مراجع (به جز سیستانى): باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت آن گذشته است، قضا كند.[208]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر فراموشى او از روى بى‏اعتنایى باشد، بنابر احتیاط واجب دوباره بخواند و اگر وقت گذشته است، قضا كند. در غیر این صورت، لازم نیست نماز را دوباره بخواند.[209]

 

نماز بر روزنامه

 پرسش 120 . اگر در نماز جمعه از روزنامه‏اى كه اسم خدا در آن نوشته شده، به عنوان زیر انداز استفاده كنیم، چطور است؟

همه مراجع: نباید بر روى چیزى كه ایستادن و نشستن بر آن حرام است (مثل روزنامه یا فرشى كه اسم خدا بر آن نوشته شده)، نماز خواند.[210]

 

ركوع نماز

 پرسش 121 . آیا در ركوع نماز باید دست‏ها روى زانو باشد ؛ یا اگر بالاتر از زانو هم گذاشته شود، اشكال ندارد؟

 آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل، صافى و نورى: در ركوع واجب است، به مقدارى خم شود كه بتواند كف دست‏ها را بر زانو بگذارد ؛ ولى گذاشتن دست‏ها بر زانوها واجب نیست.[211]

آیات عظام سیستانى و وحید: در ركوع واجب است به مقدارى خم شود كه بتواند سر انگشت‏ها را بر زانو بگذارد ؛ ولى گذاشتن دست‏ها بر زانوها واجب نیست.[212]

آیه‏اللّه‏ مكارم: در ركوع واجب است به اندازه‏اى خم شود كه بتواند كف دست‏ها را بر زانو بگذارد و گذاشتن كف دست‏ها بر زانو، بنابر احتیاط، واجب است.[213]

 

نجاست فرش نمازگزار

 پرسش 122 . اگر فرش اتاق نجس باشد، آیا نماز بر روى آن صحیح است؟

همه مراجع: اگر فرش نجس، خشك باشد و رطوبت آن به بدن یا لباس نمازگزار نرسد، اشكال ندارد.[214]

 

نجاست مهر

 پرسش 123 . اگر مهر نماز و یا محل سجده نجس باشد، نماز بر آن صحیح است؟

همه مراجع: خیر، باید مهر و جاى سجده پاك باشد، هر چند خشك شده باشد.[215]

 

موانع سجده

 پرسش 124 . اگر هنگام گذاشتن پیشانى روى مهر، قسمتى از موى سر یا چادر بین پیشانى و مهر حایل شود، وظیفه چیست؟

همه مراجع: باید به طورى كه پیشانى از روى مهر بلند نشود، مو یا چادر را كنار بزند و بعد از استقرار پیشانى روى مهر، ذكر سجده را بگوید. البته اگر پیشانى به مقدارى كه در سجده لازم است، روى مهر باشد، كنار زدن چادر یا مو از پیشانى لازم نیست.[216]

 

مهر نماز

 پرسش 125 . سجده بر مهر چرك دار چگونه است؟

همه مراجع: باید بین پیشانى و چیزى كه سجده بر آن صحیح است، چیزى حایل نشود. پس اگر مهر به قدرى چرك باشد كه پیشانى به خود مهر نرسد، سجده باطل است. امّا اگر رنگ مهر تغییر كرده است، اشكال ندارد.[217]

 

زخم پیشانى

 پرسش 126 . وسط پیشانى جوش زده، در سجده خونى مى‏شود، چگونه سجده كنیم؟

همه مراجع: تمام پیشانى جاى سجده است و در مورد سؤال، باید با قسمت سالم پیشانى، سجده كنید كه مهر خونى نشود.[218]

 

تكرار ذكر نماز

 پرسش 127 . اگر جملات «حمد» و سوره یا اذكار نماز چند مرتبه تكرار شود، براى نماز اشكالى ایجاد مى‏كند؟

همه مراجع: تكرار كردن آیات «حمد» و سوره یا ذكرهاى ركوع و سجود و تسبیحات اربعه، بدون قصد جزئیت - بلكه براى ثواب یا احتیاط - مانعى ندارد ؛ به شرط آنكه به حد وسواس نرسد.[219]

 

تكرار سر بر مهر

 پرسش 128 . اگر دو بار سر به مهر بخورد، وظیفه چیست؟

همه مراجع (به جز وحید): اگر مرتبه دوم بى‏اختیار باشد، روى هم یك سجده محسوب مى‏شود.[220]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر نتواند سر را نگه دارد و بى‏اختیار دوباره به جاى سجده برسد، بنابر احتیاط واجب روى هم یك سجده محسوب نمى‏شود (اگر چه یك سجده آورده شده است). پس اگر ذكر نگفته باشد، بنابر احتیاط واجب به قصد آنچه به او امر دارد - اعم از واجب و مستحب - ذكر بگوید.[221]

 

تسبیحات نماز

 پرسش 129 . آیا مى‏توان به عمد تسبیحات اربعه را كمتر یا بیشتر از سه بار خواند؟

همه مراجع (به جز فاضل): ذكر تسبیحات اربعه یك مرتبه كافى است ؛ ولى بهتر است سه بار بگوید و خواندن آن بیش از سه مرتبه به قصد ذكر، اشكال ندارد.[222]

آیه‏اللّه‏ فاضل: احتیاط واجب آن است كه تسبیحات اربعه را سه بار بگوید.[223]

سلام نماز

 پرسش 130 . اگر براى سلام نماز فقط جمله «السلام علیكم و رحمه‏اللّه و بركاته» بگوییم، كافى است، یا دو سلام قبلى هم لازم است؟

همه مراجع: آرى، كافى است ؛ ولى بهتر است دو سلام قبلى را نیز بگوید.[224]

 

طلا در نماز

 پرسش 131 . نماز مرد با زنجیر و انگشتر طلا چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): نماز با آن باطل است.[225]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنابر احتیاط واجب، نماز با آن باطل است.[226]

 

نماز زنان

 پرسش 132 . آیا محل ایستادن خانم‏ها در نماز، باید عقب‏تر از مردها باشد؟

 آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: خیر، اگر جلوتر از مرد هم بایستد اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است زن عقب‏تر از مرد بایستد.[227]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید حداقل بین زن و مرد یك وجب فاصله باشد و با رعایت فاصله، اگر زن هم جلوتر بایستد، نمازش صحیح است.[228]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بنا بر احتیاط واجب باید حداقل بین زن و مرد یك وجب فاصله باشد و با رعایت فاصله، اگر زن هم جلوتر بایستد، نمازش صحیح است.[229]

آیات عظام فاضل و مكارم: زن باید عقب‏تر از مرد بایستد ؛ وگرنه نماز او باطل است و فرقى بین محرم و نامحرم نیست.[230]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط لازم، زن باید عقب‏تر از مرد بایستد و فرقى بین محرم و نامحرم نیست.[231]

آیه‏اللّه‏ وحید: باید بین مرد و زن در حال نماز، حداقل یك وجب فاصله باشد ؛ ولى اگر زن برابر مرد یا جلوتر - در كمتر از فاصله‏اى كه ذكر شد - بایستد و هر دو با هم وارد نماز شوند، باید نماز را دوباره بخوانند.[232]

 

حركت در نماز

 پرسش 133 . اگر در حال خواندن «حمد» و سوره، به انسان تنه بزنند و او بى‏اختیار قدرى حركت كند، نمازش چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از حال نمازگزار خارج نشود، نمازش باطل نیست و ذكرى را كه در حال حركت گفته‏است - بنابر احتیاط واجب - دوباره در حال آرامش بدن تكرار كند.[233]

 تبصره. تكرار ذكر به نظر آیه‏اللّه‏ سیستانى، تبریزى و وحید، بنابر احتیاط مستحب است.

 

نماز روى تخت

 پرسش 134 . آیا نماز خواندن روى تخت و تشك ابرى صحیح است؟

همه مراجع: اگر هنگام نماز، تخت حركت زیادى نداشته و بدن در موقع قرائت و ذكر روى آن آرام باشد، نماز صحیح است.[234]

نماز در هواپیما

 پرسش 135 . نماز خواندن در هواپیما و قطار در حال حركت چگونه است؟

همه مراجع: مكان نماز گزار باید بى‏حركت باشد. بلى، اگر به واسطه تنگى وقت یا ضرورت دیگرى، ناچار باشد كه در هواپیما یا ترن در حال حركت نماز بخواند، باید استقرار و قبله را در حد ممكن رعایت كند و در حال چرخش به طرف قبله، چیزى نخواند.[235]

 

شرایط نامساعد نماز

 پرسش 136 . در چه صورتى تكلیف نماز از انسان برداشته مى‏شود؟

همه مراجع: در هیچ حالتى تكلیف نماز از شخص مكّلف ساقط نمى‏شود. اگر نمى‏تواند ایستاده نماز بگزارد، باید نشسته بخواند و اگر نشسته نمى‏تواند، خوابیده و به پهلوى راست رو به قبله بخواند. اگر به پهلوى راست نمى‏تواند، به پهلوى چپ بخواند. در غیر این صورت به پشت بخوابد، به طورى كه كف پاى او رو به قبله باشد. حتى در اتوبوس یا هواپیما اگر وقت نماز تنگ باشد، باید در حد مقدور نسبت به قبله و ركوع و سجود اقدام كند.[236]

 

خوردن در نماز

 پرسش 137 . اگر در حین نماز غذاى بین دندان‏ها را فرو برد، اشكالى به نماز مى‏رسد؟

همه مراجع (به جز امام، فاضل و نورى): فروبردن ذرات غذاى مانده در لاى دندان ها، موجب بطلان نماز نمى‏شود. همچنین اگر قند یا شكر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم‏كم آب شود و فرو رود، نمازش اشكال پیدا نمى‏كند.[237]

آیات عظام امام و فاضل: فروبردن ذرات غذاى مانده در لاى دندان ها، موجب بطلان نماز نمى‏شود ؛ ولى اگر قند یا شكر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود، نمازش اشكال پیدا مى‏كند.[238]

آیه‏اللّه‏ نورى: احتیاط واجب آن است كه در بین نماز، غذاى مانده در لاى دندان ها را فرو ندهد ؛ ولى اگر قند و شكر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود، اشكال ندارد.[239]

 

حواس‏پرتى در نماز

 پرسش 138 . پرت شدن حواس در نماز - در حالى‏كه حمد و سوره مى‏خواند - نماز را باطل مى‏كند یا خیر؟

همه مراجع: حواس‏پرتى و غرق شدن در افكار مختلف، نماز را باطل نمى‏كند ؛ مگر به حدى غافل شود كه اگر از او بپرسند چه مى‏كنى، نتواند پاسخ دهد كه نماز مى‏خوانم.[240]

 

شك در نماز

 پرسش 139 . شك بعد از محل را با مثال توضیح دهید؟

همه مراجع: شك بعد از محل، مانند آن است كه در حال خواندن سوره، شك كند «حمد» را خوانده یا نه ؛ در ركوع شك كند سوره را خوانده یا نه ؛ در سجده شك كند ركوع را انجام داده یا نه ؛ بعد از سلام شك كند تشهد را خوانده یا نه و... در تمام این موارد نباید به شك خود اعتنا كند ؛ بلكه باید نماز را ادامه دهد و نماز صحیح است.[241]

 

كثیرالشك

 پرسش 140 . كسانى كه زیاد شك مى‏كنند، در نماز چه تكلیفى دارند؟

همه مراجع: كثیرالشك به كسى مى‏گویند كه نمى‏تواند، سه نماز پشت سر هم را بدون شك بخواند در این صورت نباید به شك خود اعتنا كند ؛ یعنى، هر طرف را كه به نفع او است، انتخاب كند. براى مثال اگر در نماز صبح بین دو و سه شك كند، بگوید دو ركعت خوانده‏ام و اگر در به جاى آوردن سجده و ركوع شك كند، بگوید انجام داده‏ام.[242]

 

نماز احتیاط

 پرسش 141 . كیفیت نماز احتیاط را توضیح دهید؟

همه مراجع: كسى كه نماز احتیاط بر او واجب شد، بعد از سلام نماز، باید فورى نیت نماز احتیاط كند و تكبیرة الاحرام بگوید و فقط «حمد» را بخواند و به ركوع و سجده رود. پس از سجده دوم، اگر یك ركعت نماز احتیاط بر او واجب است، تشهد و سلام دهد و اگر دو ركعت بر او واجب است، ركعت دوم را مانند ركعت اول انجام دهد و پس از تشهد، سلام دهد.

نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و باید نیت آن را به زبان نیاورد و بنابر احتیاط واجب «حمد» و حتى «بسم اللّه» آن را هم آهسته بگوید. در بین نماز اصلى و نماز احتیاط، كارى كه نماز را باطل مى‏كند، انجام ندهد.[243]

 

سجده سهو

 پرسش 142 . دستور سجده سهو را بیان دارید؟

همه مراجع: براى سجده سهو، بعد از نماز فورى نیت سجده سهو كند و پیشانى را بر چیزى كه سجده بر آن صحیح است، بگذارد و بگوید: «بسم اللّه و باللّه السلام علیك ایها النبى و رحمة اللّه و بركاته». بعد بنشیند و دوباره سجده رود و ذكرى را كه گفته شد، بخواند و بنشیند و پس از تشهد بگوید: «السلام علیكم و رحمه‏اللّه و بركاته».[244]

 تبصره. آیه‏اللّه‏ مكارم: رعایت پوشش بدن، قبله و داشتن وضو نیز لازم است.

آیه‏اللّه‏ بهجت: بنا بر احتیاط واجب رعایت پوشش، قبله و وضو لازم است.

 

نماز قضا

 پرسش 143 . كسى كه نماز و روزه قضا بر گردن دارد، آیا مى‏تواند نماز و روزه مستحبى به جا آورد؟

همه مراجع: مى‏تواند نماز مستحبى بخواند ؛ ولى نمى‏تواند روزه مستحبى بگیرد.[245]

 پرسش 144 . آیا براى خواندن نماز قضا، مى‏توانیم به جماعت اقتدا كنیم؟

همه مراجع: بلى، اقتدا به جماعت در نماز قضا، اشكال ندارد و لازم نیست هر دو یك نماز بخوانند ؛ بلكه قضاى نماز صبح را مى‏توان به نماز ظهر یا عصر امام جماعت اقتدا كرد.[246]

 

نماز قضاى پدر

 پرسش 145 . آیا قضاى نماز پدر را باید پسر بزرگ بخواند یا دیگرى هم مى‏تواند انجام دهد؟

همه مراجع: نماز قضاى پدر تنها بر عهده پسر بزرگ خانواده (بعد از فوت پدر) است. امّا اگر كس دیگرى هم به جا آورد، اشكال ندارد و رفع تكلیف از پسر مى‏شود. پسر بزرگ نیز مى‏تواند كسى را براى خواندن نماز پدر اجیر كند.

اگر پدر وصیت كند كه از ثلث مالش براى قضاى نماز او اجیر بگیرند، پس از خواندن اجیر، قضاى نماز از عهده پسر بزرگ ساقط مى‏شود.[247]

 

فضیلت نماز جماعت

 پرسش 146 . در نماز فرادا بهتر مى‏توانم به مستحبات عمل كنم، در این صورت باز هم جماعت را توصیه مى‏كنید؟

همه مراجع: بلى، نماز جماعت مختصر، از نماز فرادایى كه طول داده شود، بهتر است. در روایتى آمده است: اگر یك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از آن نماز ثواب 150 نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند، ثواب ششصد نماز دارد... و اگر عدد آنها از ده تجاوز كند ؛ چنانچه تمام آسمان‏ها كاغذ، دریاها مركب، درخت ها قلم و جن و انس و ملائكه نویسنده شوند، نمى‏توانند ثواب یك ركعت آن را بنویسند.[248]

 

اقتداى نماز جماعت

 پرسش 147 . پس از تكبیر امام جماعت هنوز صف هاى جلو تكبیر نگفته‏اند ؛ كسى در صف‏هاى بعدى تكبیره‏الاحرام مى‏گوید، نمازش چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت): اگر صف‏هاى جلو آماده نماز هستند و تكبیر گفتن آنها نزدیك است، افراد در صف‏هاى بعدى مى‏توانند «تكبیرة الاحرام» بگویند و وارد نماز شوند.[249]

آیه‏اللّه‏ بهجت: احتیاط واجب آن است كه پیش از تكبیر، كسانى كه در صف‏هاى جلو هستند، تكبیر نگوید.[250]

 

محل نماز آیات

 پرسش 148 . اگر خورشید گرفتگى در شهر ما قابل رؤیت نباشد و یا در شهر دیگرى زلزله شود، نماز آیات بر ما واجب مى‏شود؟

همه مراجع: امورى كه نماز آیات براى آنها واجب است، در هر محلى كه اتفاق بیفتد، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهاى مجاور آن، واجب نیست.[251]

نماز استیجارى

 پرسش 149 . آیا مى‏توانم براى نماز و روزه‏هایى كه از من قضا شده، كسى را اجیر بگیرم و یا دوستانم به من كمك كنند؟

همه مراجع: شخص مكلّف تا زمانى كه زنده است، نمى‏تواند دیگرى را براى انجام دادن نماز و روزه‏هاى قضا، اجیر كند و یا به كمك بگیرد ؛ بلكه واجب است به هر صورت كه مى‏تواند، خود آنها را به جا آورد.[252]

 

نماز شب

 پرسش 150 . كیفیت خواندن نماز شب چگونه است؟

همه مراجع: نافله شب در مجموع یازده ركعت است كه چهار نماز دو ركعتى آن، به نیت نافله «شب» و دو ركعت آن به نیت نماز «شفع» و یك ركعت آن به نیت نماز «وتر» خوانده مى‏شود.

نافله شب از مهم‏ترین نمازهاى مستحبى است كه در آیات و روایات، بر آن تأكید شده است و تأثیر عمیقى در صفاى روح و پاكى قلب و تربیت نفوس انسانى و حل مشكلات دارد. آدابى براى آن در كتاب‏هاى دعا ذكر شده است كه رعایت آن خوب است ؛ ولى مى‏توان نماز شب را بدون این آداب و مثل نمازهاى معمولى نیز انجام داد. اگر شخص به هر علّتى نتواند آخر شب بیدار شود، مى‏تواند قبل از خواب آنها را به‏جاى آورد.[253]

سوره نماز مستحبى

 پرسش 151 . آیا خواندن سوره در نمازهاى مستحبى لازم است؟

همه مراجع: خواندن سوره در نمازهاى مستحبى لازم نیست ؛ ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى (مثل نماز جعفر طیار كه سوره مخصوصى دارد)، اگر بخواهد به دستور آن رفتار كند، باید همان سوره را بخواند.[254]

 

نماز مستحبى

 پرسش 152 . آیا نماز مستحبى را مى‏توان در حال حركت خواند؟ رعایت قبله در نمازهاى مستحبى چگونه است؟

همه مراجع (به جز بهجت): نماز مستحبى در حال حركت صحیح است و در هنگام راه رفتن و سوارى، براى نماز مستحبى رعایت قبله لازم نیست.[255]

آیه‏اللّه‏ بهجت: ولى در حال كار كردن در منزل، بنابر احتیاط واجب، مراعات قبله لازم است.[256]

 

نماز جمعه

 پرسش 153 . نماز جمعه واجب است یا مستحب و به جاى نماز ظهر محسوب مى‏شود یا خیر؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و مكارم): در زمان غیبت ولى عصر (عج)، نماز جمعه واجب تخییرى است و بهتر است انسان در این نماز شركت كند. براى كسى كه آن را به جا مى‏آورد، كفایت از نماز ظهر مى‏كند ؛ (ولى احتیاط آن است كه هر دو را بخواند).[257]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر نماز جمعه با شرایطش اقامه شود، شركت در آن احتیاط واجب است و براى كسى كه آن را به جا آورد، كفایت از نماز ظهر مى‏كند.[258]

آیه‏اللّه‏ صافى: شركت در اقامه نماز جمعه، بسیار خوب است ؛ ولى كسى كه نماز جمعه را به جا مى‏آورد، بنابر احتیاط واجب باید نماز ظهر را بخواند و به نماز جمعه اكتفا نكند.[259]

آیه‏اللّه‏ مكارم: در زمان غیبت ولى عصر (عج)، نماز جمعه واجب تخییرى است و براى كسى كه آن را به جا مى‏آورد، كفایت از نماز ظهر مى‏كند ؛ ولى به هنگام تشكیل حكومت اسلامى، احتیاط در خواندن نماز جمعه است.[260]

 

نماز غفیله

 پرسش 154 . نماز غُفیله چیست؟

همه مراجع: یكى از نمازهاى مستحبى «نماز غفیله» است كه بین نماز مغرب و عشا خوانده مى‏شود. در ركعت اول بعد از حمد، به جاى سوره این آیه را بگوید:

«وَ ذَا النُّونِ إِذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَقدِرَ عَلَیهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ أَن لا إِلهَ إِلاّ أَنتَ سُبحانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظّالِمِینَ . فَاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنجِى المُؤمِنِینَ ».

در ركعت دوم نیز بعد از حمد این آیه را بخواند: «وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لا یعلَمُها إِلاّ هُوَ وَ یعلَمُ ما فِى البَرِّ وَ البَحرِ وَ ما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاّ یعلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِى ظُلُماتِ الأَرضِ وَ لا رَطبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فِى كِتابٍ مُبِینٍ ».

و در قنوت آن بگوید: «اللّهمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِمَفاتِحِ الغَیبِ الَّتى لا یعلَمُها اِلاّ انتَ أَن تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ و اَن تَفعَلَ بى كَذا و كَذا» [و به جاى این كلمه حاجت خود را ذكر و سپس بگوید:] «اللّهُمَّ أَنتَ وَلىُّ نِعمَتى وَ القادِرُ عَلى طَلِبَتى تَعلَمُ حاجَتى فَأَسئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِهِ - عَلَیهِ وَ عَلیهِمُ السَّلامُ - لَمّا قَضَیتها لى».

مى‏توان نماز غفیله را به جاى دو ركعت نافله نماز مغرب به جاى آورد.[261]

 

 

 

 

احكام نماز و روزه اساتید و دانشجویانبازگشت به فهرست

 

 

 

روزه اساتید و دانشجویان

 پرسش 155 . اساتید و دانشجویان در صورتى كه كمتر از ده روز در محل تحصیل و خوابگاه مى‏مانند، تكلیف نماز و روزه‏شان چیست؟

امام: نماز شكسته است و روزه صحیح نیست.

آیات عظام بهجت، صافى، فاضل و نورى: اساتید و دانشجویان، اگر در كمتر از ده روز، حداقل یك بار، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند و این وضعیت، تا مدتى ادامه داشته باشد - به طورى كه نزد عرف «سفر» كار آنان شمرده شود - نماز ایشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه صحیح است.

 تبصره 1. آیه‏اللّه‏ صافى مدت لازم براى صدق شغل سفر را حداقل چهار ماه رفت و آمد مى‏داند.

 تبصره 2 (سفر اول). تمامى دانشجویان و اساتید مذكور، هرگاه بیش از ده روز در وطن خود بمانند، در اولین مسافرت به محل درس و تدریس، باید نماز را شكسته بخوانند و روزه نگیرند. اما پس از یك رفت و برگشت میان وطن و محل تحصیل، به وظیفه خود، مانند كثیرالسفر عمل كنند و نماز را كامل بخوانند و روزه را بگیرند.

تبصره 3. به فتواى آیه‏اللّه‏ بهجت، سفر اول با طى مسیر هشت فرسخ، تحقق مى‏یابد. از این رو اگر فاصله محل درس و تدریس از وطن، بیش از هشت فرسخ باشد، در همان اولین مسافرت نیز نمازشان در محل تحصیل، كامل و روزه صحیح است.

آیه‏اللّه‏ تبریزى: دانشجو اگر در مدت كمتر از ده روز، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد كند، باید احتیاط كند ؛ یعنى، نماز را تمام و شكسته بخواند و اگر روزه گرفت، صحیح است و قضا ندارد. استاد اگر هر هفته، براى تدریس، به حدّ مسافت شرعى مسافرت مى‏كند - چنانچه مدت تدریس، دو ماه یا زیادتر باشد - باید نماز را تمام بخواند و روزه بگیرد.

 تبصره. با توجه به اینكه آیت اللّه‏ تبریزى در این مسئله احتیاط واجب دارند، مقلدان ایشان مى‏توانند در این مسئله به فتواى مرجع تقلید مساوى و یا اعلم بعدى رجوع كنند و نمازشان را تمام بخوانند و روزه بگیرند.

آیه‏اللّه‏ سیستانى: 1. كسانى كه حداقل سه روز در هفته و یا ده روز در ماه [اگرچه به طور پراكنده] در رفت و آمد باشند و این برنامه براى مدتى [به‏طور مثال شش ماه در یك سال و یا حداقل سه ماه در چندسال تحصیلى] ادامه یابد، كثیرالسفر محسوب مى‏شوند و نمازشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه‏شان صحیح است.

2. كسانى كه سه سال یا بیشتر و هر سال حداقل 15 روز در ماه و یا 6 ماه در سال [اگرچه به طور پراكنده] در محل تحصیل و خوابگاه اقامت داشته باشند، آنجا در حكم وطن آنهاست و تا ادامه این وضعیت همواره در محل تحصیل، نمازشان كامل و روزه‏شان صحیح است [در بین راه نماز شكسته است] .

 تبصره 1. در هر دو صورت اگر در دو هفته اول، قصد اقامت ده روز نكنند، باید احتیاط نمایند ؛ یعنى، نمازشان را هم تمام و هم شكسته بخوانند و روزه را هم بگیرند و هم قضا نمایند.

 تبصره 2. با توجه به اینكه آیه‏اللّه‏ سیستانى، رجوع به مرجع تقلید مساوى را جایز مى‏داند، مقلدان ایشان مى‏توانند در این مسئله به مرجع مساوى دیگر، مراجعه كنند كه نماز را كامل و روزه را صحیح مى‏داند.

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اساتید و دانشجویان بورسیه و مأمور به تحصیل، اگر در كمتر از ده روز، حداقل یك بار بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه ایشان صحیح است ؛ اما دیگر دانشجویان، نمازشان شكسته و روزه آنها صحیح نیست.

 تبصره. با توجه به اینكه آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى در مسئله رجوع به مرجع مساوى، احتیاط واجب دارند، دانشجویان مى‏توانند در این مسئله به مرجع تقلید مساوى دیگر، مراجعه كنند ؛ [به شرط اینكه مرجع تقلید جدید] رجوع به مرجع مساوى را جایز دانسته باشد و نماز دانشجوى مسافر را تمام و روزه او را صحیح بداند (مانند آیه‏اللّه‏ بهجت).

آیه‏اللّه‏ مكارم: 1. كسانى كه حداقل سه‏روز در هفته در رفت و آمد باشند و این برنامه حداقل دو ماه ادامه مى‏یابد، كثیرالسفر محسوب مى‏شوند و نمازشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه‏شان صحیح است.

2. كسانى كه دو سال یا بیشتر و هر سال حدود سه - چهارماه [اگرچه به‏طور پراكنده] در محل تحصیل یا تدریس و خوابگاه اقامت داشته باشند، آنجا در حكم وطن آنهاست و تا ادامه این وضعیت همواره نمازشان كامل و روزه‏شان صحیح است [در بین راه نماز شكسته است] .

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر در هفته حداقل چهار روز بین وطن و دانشگاه رفت و آمد كند و این كار براى مدت یك سال یا بیشتر ادامه داشته باشد، آنجا در حكم وطن است. نماز در آنجا تمام و روزه صحیح است و در بین راه باید احتیاط كند ؛ یعنى، نماز را تمام و شكسته بخواند و روزه بگیرد و قضاى آن را نیز به جا آورد و اگر رفت و آمد سه روز باشد، در این مورد نیز باید احتیاط كند.[262]

 

 پرسش 156 . اساتید و دانشجویان، در صورتى كه بیش از ده روز با قصد اقامت در محل درس و تدریس مى‏مانند، تكلیف نماز و روزه‏شان چیست؟

همه مراجع: براى این گونه افراد، نماز تمام و روزه صحیح است.[263]

 تبصره. در صورتى كه از ابتدا به طور جدّ، قصد ماندن ده روز داشته باشند و بعد از خواندن یك نماز چهار ركعتى، به دلیلى تصمیم بر بازگشت به وطن بگیرند ؛ نماز و روزه آنها در محل تحصیل كامل خواهد بود.

 

 پرسش 157 . دانشجویانى كه در خوابگاه ده روز یا بیشتر مى‏مانند و بین آنجا و محل تحصیل رفت و آمد مى‏كنند و فاصله بین آن دو، كمتر از چهار فرسخ شرعى (5/22 كیلومتر) است، حكم نماز و روزه‏شان چگونه است؟

امام: اگر در مدت ده روز، تنها یك مرتبه و به اندازه دو ساعت، از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحیح است و در غیر این صورت شكسته است و روزه صحیح نیست.[264]

آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، صافى، مكارم، نورى و وحید: در فرض یاد شده، نماز تمام و روزه صحیح است.[265]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنابر احتیاط واجب، باید نماز را بین شكسته و تمام جمع كنند و اگر روزه بگیرند، صحیح است و قضا ندارد.[266]

 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر در مدت ده روز، به اندازه یك تا دو ساعت در روز - یا چند روز كه مجموع آن به مقدار یك سوم روز یا یك سوم شب باشد - از خوابگاه به دانشگاه بروند، نماز تمام و روزه صحیح است و در غیر این صورت نماز شكسته است و روزه صحیح نیست.[267]

 

 پرسش 158 . اگر استاد یا دانشجو به طور اتفاقى، به شهرى غیر از محل درس مسافرت كند، نماز و روزه او چگونه است؟

همه مراجع (به جز سیستانى): نماز شكسته است و روزه صحیح نیست.[268]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: نماز تمام و روزه صحیح است.[269]

 

 پرسش 159 . حكم نماز و روزه اساتیدى كه یك یا چند روز در هفته، به محل تدریس (كه فاصله آن با وطن بیش از مسافت شرعى است)، رفت و آمد دارند ؛ در دو صورت زیر در محل تدریس و بین راه چگونه است؟

الف. محل تدریس یك شهر است.

ب. محل تدریس شهرهاى مختلف است.

امام: نماز شكسته است و روزه صحیح نیست.[270]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر رفت و آمد حداقل تا مدتى ادامه داشته باشد - كه عرف این كار را شغل او بداند - نماز تمام و روزه صحیح است.[271]

 آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در هفته حداقل یك بار براى تدریس، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد مى‏كنند، نماز تمام و روزه صحیح است. اگر رفت و آمدشان در مدت هشت یا نه روز، یك بار انجام مى‏گیرد، باید احتیاط كنند ؛ یعنى، نماز را تمام و شكسته بخوانند و اگر روزه بگیرند، صحیح است و قضا ندارد.[272]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در ماه، ده روز یا بیشتر در سفر باشند و این امر در مدت یك سال، شش ماه و در مدت بیش از یك سال، تا سه ماه ادامه داشته باشد، نماز تمام و روزه صحیح است. اگر در ماه نه یا هشت روز در سفر باشند، باید احتیاط كنند ؛ یعنى، نماز را تمام و شكسته بخوانند و روزه بگیرند و قضاى آن را نیز به جا آورند.[273]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر چهار روز در هفته را به محل تدریس رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه‏شان صحیح است. اگر سه روز در سفر باشند، بنابر احتیاط بین نماز شكسته و تمام جمع كنند و بنابر احتیاط روزه بگیرند و قضاى آن را نیز به جا آورند و اگر كمتر از سه روز باشد، نماز شكسته است و روزه صحیح نیست.[274]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر رفت و آمد حد اقل براى مدت چهار ماه ادامه داشته باشد، نماز تمام و روزه صحیح است.[275]

 

سفر اول

 پرسش 160 . حكم نماز و روزه دانشجوى مسافر، در سفر اول چگونه است؟

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اساتید و دانشجویان بورسیه در سفر اول و دوم نمازشان شكسته است و نباید روزه بگیرند و از سفر سوم نمازشان كامل و روزه‏شان صحیح است [دیگر دانشجویان بنا بر فتواى مرجع انتخابى عمل نمایند] .

آیات عظام صافى، فاضل و نورى: در سفر اول نمازشان شكسته است و نباید روزه بگیرند و از سفر دوم نمازشان كامل و روزه‏شان صحیح است.

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر فاصله محل تحصیل بیش از 45 كیلومتر باشد از همان سفر اول نماز كامل و روزه صحیح است.

آیه‏اللّه‏ مكارم: سه یا چهار روز سفر اول را احتیاط كنند؛ یعنى نماز را هم كامل و هم شكسته بخوانند و روزه را بگیرند و بعد هم قضا كنند ولى در روزهاى بعد، نمازشان كامل و روزه‏شان صحیح است [مقلدین ایشان در این احتیاط مى‏توانند به مرجع دیگرى رجوع كنند] .

آیه‏اللّه‏ سیستانى: دو هفته اول شروع سفر احتیاط كنند [مقلدین ایشان در این احتیاط مى‏توانند به مرجع دیگرى رجوع كنند] .

 

مسافت شرعى

 پرسش 161 . مقدار مسافت شرعى چند كیلومتر است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، فاضل ، صافى و نورى: مسافت شرعى تقریبا 5/22 كیلومتر است.[276]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: مسافت شرعى تقریبا 22 كیلومتر است.[277]

آیه‏اللّه‏ مكارم: مسافت شرعى تقریبا 5/21 كیلومتر است.

 

 

 

 

 

احكام روزهبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت روزه

 پرسش 162 . درباره اهمیت روزه و فواید آن توضیح دهید؟

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ »[278] ؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همان گونه كه بر كسانى كه بیش از شما [بودند] مقرر شده بود ؛ باشد كه پرهیزكارى كنید».

«روزه» در لغت به معناى امساك و خوددارى از هر چیز است و در اصطلاح فقه عبارت است از: «امساك و خود دارى از موارد هشت‏گانه[279] - از هنگام اذان صبح تا اذان مغرب - به قصد انجام دادن فرمان خداوند».

شواهد فراوانى در تاریخ به چشم مى‏خورد كه روزه در میان یهود و مسیحیت و اقوام و ملت‏هاى دیگر نیز بوده است. آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه و توبه و طلب خشنودى خداوند، روزه مى‏گرفتند تا با این كار در پیشگاه او اظهار عجز و تواضع نموده و به گناهان خود اعتراف كنند. از انجیل استفاده مى‏شود كه مسیح علیه‏السلامچهل شبانه روز، روزه داشته است.[280] قرآن مجید به صراحت بیان مى‏كند: این فریضه الهى، در امت‏هاى پیشین نیز واجب بوده است.[281]

روزه ابعاد گوناگون و تأثیرات مفیدى بر وجود انسان دارد. مهم‏ترین این آثار عبارت است:

1. روزه روح انسان را تلطیف و اراده او را قوى و غریزه‏هایش را تعدیل مى‏كند «لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ ».

2. روزه براى برقرارى مساوات میان فقیر و غنى است تا مردم با چشیدن طعم گرسنگى، به یاد فقیران و محرومان بیفتند و حق آنان را ادا كنند.[282]

3. روزه اثر بهداشتى و درمانى فراوان دارد و باعث سلامتى و تندرستى جسم مى‏گردد.[283] الكسى سوفورین (دانشمند روسى) روزه‏دارى را طریق درمان بسیارى از بیمارى‏ها - از جمله كم خونى، ضعف روده‏ها، رماتیسم، نقرس، بیمارى‏هاى چشم، مرض قند و بیمارى‏هاى كلیه و كبد - مى‏داند.[284]

«روزه» عبادت است و باید براى انجام دادن فرمان خداوند، از اذان صبح تا مغروب كارى كه روزه را باطل مى‏كند، انجام ندهد. این همان نیت روزه است و لازم نیست آن را از قلب خود بگذراند و یا بر زبان جارى كند. نیت براى روزه ماه رمضان و نذر معین، از اول شب تا اذان صبح و براى روزه غیرمعین (مانند روزه قضا و نذر مطلق) از اول شب تا ظهر روز بعد است. نیت روزه مستحبى، از اول شب شروع شده و تمام روز ادامه دارد تا موقعى كه به اندازه نیت كردن به مغرب وقت مانده باشد.

 اگر انسان از روى عمد و اختیار كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، روزه‏اش باطل مى‏شود و باید علاوه بر قضا، كفاره نیز بدهد. كفاره روزه، دو ماه روزه است كه 31 روز آن باید پى در پى باشد و یا شصت فقیر را سیر كند و اگر به هر كدام یك مد (تقریباً 750 گرم گندم یا جو یا مانند آنها) بدهد، كافى است. دادن پول به فقیر كفایت نمى‏كند ؛ مگر اینكه اطمینان داشته باشد فقیر به وكالت از او، طعام خریده، سپس آن را به عنوان كفاره قبول مى‏كند. همچنین مى‏تواند پول كفاره را به یكى از مراكز و نهادهاى مطمئن بدهد كه به مصارف یاد شده مى‏رسانند (مانند دفاتر مراجع بزرگوار تقلید و كمیته امداد).

 

روزه‏هاى واجب

 پرسش 163 . روزه‏هاى واجب كدام است؟

روزه‏هاى واجب عبارت است از:

1. روزه ماه رمضان،

2. روزه كفاره،

3. روزه قضا،

4. روزه نذر و عهد و یمین،

5. روزه استیجارى،

6. روزه روز سوم اعتكاف،

7. روزه جایگزین قربانى در حج تمتع.

 

روزه‏هاى حرام

 پرسش 164 . روزه‏هاى حرام كدام است؟

روزه‏هاى حرام (روزه‏هایى كه نباید گرفت) عبارت است از:

1. روزه عید قربان،

2. روزه عید فطر،

 3. روزه ایام تشریق براى كسى كه در منا است،

4. روزه یوم‏الشك (روزى كه نمى‏داند آخر شعبان است یا اول رمضان) به نیت ماه‏رمضان،

5. روزه سكوت،

6. روزه وصال (شب را نیز تا سحر روزه بگیرد)،

7. روزه مستحبى زن در جایى كه با حق شوهر منافات داشته باشد،

8. روزه مستحبى فرزند در جایى كه باعث آزار و اذیت پدر و مادر گردد،

9. روزه مریض و هر كس كه روزه براى او ضرر دارد،

10. روزه مسافر، به جز مواردى كه استثنا شده است.

 

روزه‏هاى مكروه

 پرسش 165 . روزه‏هاى مكروه كدام است؟

1. روزه روز عاشورا،

2. روزه روز عرفه براى كسى كه او را از خواندن دعا باز دارد،

3. روزه مستحبى مهمان بدون اجازه میزبان،

4. روزه مستحبى فرزند بدون اجازه پدر و مادر.

 

روزه خواران

 پرسش 166 . براى چه كسانى روزه‏خوارى جایز است؟

همه مراجع: بر چند دسته روزه واجب نیست، آنان عبارتنداز:

1. پیرمرد و پیرزنى كه گرفتن روزه براى آنان مشقت دارد.

2. زن باردارى كه گرفتن روزه براى حمل یا خودش ضرر دارد.

3. زن شیردهى كه گرفتن روزه بارى بچه یا خودش ضرر دارد.

4. بیمارى كه گرفتن روزه براى او ضرر دارد.

 5. كسى كه بیمارى دارد كه زیاد تشنه مى‏شود و نمى‏تواند تشنگى را تحمل كند.

6. كسى كه به سن بلوغ نرسیده است.

7. زنى كه خون حیض و نفاس مى‏بیند.

8. كسى كه به مسافرت مى‏رود و در جایى قصد اقامت ده روز نمى‏كند.

9. دخترى كه به جهت ضعف بنیه گرفتن روزه براى او مشقت فراوان و ضرر دارد.

10. كسى كه بى‏هوش است و یا در كما به سر مى‏برد.

11. دیوانگان.[285]

 

خون لثه روزه‏دار

 پرسش 167 . گاهى از لثه‏هایم خون بیرون مى‏آید و با آب دهان مخلوط مى‏شود، اگر آن را فرو ببرم روزه باطل مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و نورى): اگر خون لثه در آب دهان مستهلك شود، فرو بردن آن روزه را باطل نمى‏كند.[286]

آیات عظام تبریزى و صافى: اگر خون لثه در آب دهان مستهلك شود ؛ بنابر احتیاط واجب فرو نبرد و بیرون بریزد.[287]

آیه‏اللّه‏ نورى: فرو بردن آن جایز نیست ؛ هر چند در آب دهان مستهلك شود.[288]

 

روزه‏دار و دندان‏پزشكى

 پرسش 168 . پركردن دندان در ماه رمضان چگونه است؟

 همه مراجع: پر كردن یا جرم‏گیرى و كشیدن دندان در ماه رمضان، براى پزشكان جایز است و براى شخص روزه‏دار زمانى جایز است كه مطمئن باشد خون یا آبى كه به وسیله دستگاه وارد فضاى دهان مى‏شود، فرو نخواهد رفت.[289]

خلط روزه‏دار

 پرسش 169 . آیا فرو بردن خلط، روزه را باطل مى‏كند؟

همه مراجع (به جز بهجت و سیستانى): فرو بردن خلط - چنانچه به فضاى دهان نیامده باشد - اشكال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد، احتیاط واجب آن است كه فرو نبرد.[290]

آیه‏اللّه‏ بهجت: فرو بردن خلط اگر در حال غیر روزه امر عادى باشد و به فضاى دهان نیز نیامده باشد، اشكال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد، احتیاط واجب آن است كه فرو نبرد.[291]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: فرو بردن خلط - چنانچه به فضاى دهان نیامده باشد - اشكال ندارد ؛ ولى اگر به فضاى دهان برسد، احتیاط مستحب آن است كه فرو نبرد.[292]

 تبصره. مرز فضاى دهان و حلق، مخرج حرف (خ) مى‏باشد.

 

عطر روزه‏دار

 پرسش 170 . آیا استفاده از عطر، شامپو، كرم و رژلب در ماه مبارك رمضان مجاز است؟

همه مراجع: هیچ یك از موارد ذكر شده روزه را باطل نمى‏كند ؛ مگر آنكه رژ لب، وارد دهان شده و فرو داده شود.[293]

 

دود وسیله نقلیه

 پرسش 171 . گاهى انسان روزه‏دار در كنار وسیله نقلیه قرار مى‏گیرد و دود آن به حلق او مى‏رسد آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟

همه مراجع: اگر با این اعتقاد كه دود غلیظ به حلقش نمى‏رسد در كنار وسیله نقلیه بایستد و به طور اتفاق دود به حلقش برسد روزه‏اش صحیح است.[294]

 

بخار حمام

 پرسش 172 . تنفس بخار آب در حمام، براى روزه‏دار چه حكمى دارد؟

همه مراجع: بخار آب حمام، روزه را باطل نمى‏كند.[295]

 

شستن سر روزه‏دار

 پرسش 173 . شستن سر در زیر شیر آب در حال روزه، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى): آنچه روزه را باطل مى‏كند، فرو بردن سر زیر آب است ؛ به طورى كه یك مرتبه آب، همه سر را فراگیرد ؛ اما شستن سر زیر شیر و زیر دوش اشكالى ندارد.[296]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: فرو بردن تمام سر در آب، روزه را باطل نمى‏كند؛ ولى كراهت شدید دارد و شستن سر زیر شیر و زیر دوش حكم آن را ندارد.[297]

 

نگاه روزه‏دار

 پرسش 174 . اگر روزه‏دار به نامحرم نگاه كند، آیا روزه‏اش باطل مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، روزه‏اش صحیح است[298]

 تبصره. با این عمل از ثواب و ارزش روزه كاسته مى‏شود ؛ از این رو واجب است چشم، گوش، زبان، قلب و همه اعضا، از ارتكاب خلاف و گناه حفظ شوند.

 

روابط زناشویى روزه‏دار

 پرسش 175 . آیا ملاعبه با همسر - به جز نزدیكى - در حال روزه جایز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد بیرون آمدن منى با همسر خود ملاعبه كند - چنانچه اطمینان دارد منى از او خارج نمى‏شود - اشكال ندارد و روزه هر دو نیز صحیح است ؛ هرچند اتفاقا از او منى بیرون آید. البته اگر ملاعبه را ادامه بدهند تا آنجا كه احتمال خروج منى پیش آید و خوددارى نكند و منى خارج شود روزه او باطل است و قضا و كفاره دارد.[299]

 

 پرسش 176 . چه نوع دروغى روزه را باطل مى‏كند؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى و مكارم): دروغ بستن به خدا، پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله، امامان علیهم‏السلام و بنابر احتیاط واجب پیامبران و جانشینان آنان و حضرت زهرا علیهاالسلام.

آیه‏اللّه‏ بهجت: دروغ بستن به خدا، پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان علیهم‏السلام، پیامبران، جانشینان آنان و حضرت زهرا علیهاالسلام.

آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب دروغ بستن به خدا، پیامبر اسلام و امامان علیهم‏السلام.[300]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب دروغ بستن به خدا، پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان علیهم‏السلام، پیامبران و جانشینان آنان و حضرت زهرا علیهاالسلام.

 

سحرى و اذان

 پرسش 177 . كسى كه در سحر تا پایان اذان غذا بخورد، روزه‏اش چه حكمى دارد؟

همه مراجع: ملاك امساك براى روزه، طلوع فجر صادق است. بنابراین اگر با شروع اذان، اطمینان به طلوع فجر پیدا كند، نباید چیزى بخورد و اگر لقمه‏اى در دهان دارد، نباید فرو برد. امّا اگر اطمینان به دخول وقت ندارد، مى‏تواند چیزى بخورد.[301]

 تبصره. البته براى آنكه دچار شبهه بطلان روزه و وجوب قضا نشود، احتیاط آن است كه چند دقیقه قبل از اذان صبح، از خوردن و آشامیدن امساك كند.

 

 پرسش 178 . اگر شخصى با اعتقاد به اینكه هنوز اذان صبح را نگفته‏اند، مشغول سحرى بشود ؛ سپس متوجه گردد كه اذان صبح گذشته است حكم روزه او چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت): اگر بدون بررسى و تحقیق در طلوع فجر، مشغول سحرى شده، روزه‏اش باطل است و باید قضا كند.[302]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر بدون بررسى و تحقیق در طلوع فجر مشغول سحرى شده، بنابر احتیاط واجب روزه‏اش باطل است و باید قضا كند.[303]

 تبصره. فرد یاد شده با وجود اینكه روزه‏اش باطل شده، حق ندارد افطار كند ؛ بلكه باید تا شب از مفطرات امساك نماید.

ضعف بدن روزه‏دار

 پرسش 179 . چشم من ضعیف است و مى‏ترسم روزه برایم ضرر داشته باشد، تكلیف من چیست؟

همه مراجع: اگر خوف ضرر عقلایى باشد، روزه بر شما واجب نیست و اگر تا ماه رمضان سال بعد بیمارى ادامه یافت، قضا هم واجب نیست. تنها براى هر روز 750 گرم گندم، جو و یا آرد و ... را به عنوان كفّاره به فقیر بدهید.[304]

 تبصره. ملاك ضرر، تشخیص خود شخص است ؛ یعنى، همین اندازه كه ترس شما نسبت به ضرر، عقلایى باشد، كافى است. احتمال ضرر گاهى از قول متخصص و زمانى از تجربه مریض‏هاى مشابه و گاهى از تجربه خود انسان، به دست مى‏آید.

 

 پرسش 180 . هنگامى كه روزه مى‏گیرم، به شدت بدنم سست مى‏شود و نمى‏توانم كارهایى مثل درس خواندن را انجام دهم، وظیفه من چیست؟

همه مراجع: این گونه ضعف و سستى‏ها تا حدودى لازمه روزه است و براى نوع افراد پیش مى‏آید و به جهت آن نمى‏توان روزه را خورد ؛ ولى اگر ضعف به قدرى باشد كه معمولاً نمى‏شود آن را تحمل كرد، خوردن روزه اشكال ندارد.[305]

 تبصره. البته انسان مى‏تواند در این شرایط به مسافرت برود (حداقل 5/22 كیلومتر) و روزه خود را بخورد و به وطن برگردد. در این صورت لازم نیست تا مغرب از خوردن و آشامیدن خوددارى كند و بعد از ماه رمضان، قضاى آن را به جا آورد و كفاره هم ندارد.

فراموشى قضاى روزه

 پرسش 181 . در ماه رمضان مدتى روزه نگرفته‏ام، اما تعداد روزه‏ها را فراموش كرده‏ام ؛ وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع: مى‏توانید به مقدار حداقل اكتفا كنید ؛ یعنى، هر مقدار از روزه‏ها را كه یقین دارید كمتر از آن نبوده، قضا كنید و بیش از آن لازم نیست.

 

كفاره روزه

 پرسش 182 . روزه‏ها را از روى عمد نگرفتم ؛ ولى نمى‏دانستم افزون بر قضا، كفاره هم دارد، آیا در این فرض كفاره واجب مى‏شود؟

همه مراجع: آرى، افزون بر قضاى روزه‏ها، باید كفاره نیز بدهید و ناآگاهى از كفاره، باعث سقوط آن نمى‏گردد.[306]

 

 كفاره روزه زن

 پرسش 183 . كفاره روزه زن، بر مرد است یا بر زن؟

همه مراجع: كفاره در موارد یاد شده، بر خود زن واجب است و در صورتى كه زن درآمد ندارد، كفّاره از او ساقط است.[307]

 

 پرسش 184 . كسى كه به واسطه بیمارى نتوانسته روزه‏هاى ماه رمضان را بگیرد، اگر چند سال قضاى آن را به تأخیر اندازد، تكلیف چیست؟

همه مراجع: اگر بیمارى او در میان سال خوب شد، باید روزه‏ها را قضا كند و اگر به سال‏هاى بعد انداخت، علاوه بر قضاى روزه، باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد اما اگر بیمارى او تا سال بعد ادامه یافت - به طورى كه نمى‏تواند قضا كند - فقط باید براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد.[308]

 

جنابت قبل اذان

 پرسش 185 . شخص جنبى كه در ماه رمضان، قبل از اذان صبح دسترسى به آب ندارد، وظیفه‏اش چیست؟

همه مراجع: اگر تا پیش از اذان صبح به آب دسترسى ندارد، تیمم بدل از غسل كند و روزه او صحیح است. بعد از اذان در صورت دسترسى به آب، براى نماز صبح غسل كند و در غیر این صورت، با تیمم نماز صبح خود را بخواند.[309]

 

تأخیر غسل جنابت

 پرسش 186 . اگر در شب ماه رمضان، جُنُب شویم و تا نزدیك اذان صبح غسل را به تأخیر اندازیم و سپس تیمم كنیم ؛ آیا روزه صحیح است؟

همه مراجع (به جز صافى و وحید): در این فرض (هر چند تأخیر غسل، گناه است) ؛ ولى چنانچه قبل از اذان صبح تیمم كنید، روزه‏تان صحیح است.[310]

آیات عظام صافى و وحید: در این فرض (هر چند تأخیر غسل، گناه است) ؛ بنابر احتیاط واجب تیمم كنید و روزه بگیرید و قضاى آن را نیز به‏جا آورید.[311]

جنابت روزه‏دار

 پرسش 187 . اگر شخصى بعد از نماز صبح، محتلم شود و تا غروب غسل نكند، آیا اشكالى به روزه او وارد مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست فورى غسل كند و روزه او صحیح است ؛ ولى براى نماز باید غسل كند.[312]

 

 پرسش 188 . چندین سال با حال جنابت، روزه گرفتم و نماز خواندم ؛ در حالى كه نمى‏دانستم جنب باید غسل كند، تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، خامنه‏اى، مكارم و وحید: نماز و روزه‏هایى را كه در حال جنابت انجام داده‏اید، باید قضا كنید.[313]

 آیات عظام سیستانى، صافى و فاضل: اگر در یاد گرفتن مسائل كوتاهى نكرده‏اید، روزه‏ها صحیح است و قضا ندارد ؛ ولى نمازهایى را كه در حال جنابت خوانده‏اید، در هر حال باید قضا كنید.[314]

آیه‏اللّه‏ نورى: روزه‏ها صحیح است و قضا ندارد ؛ ولى نمازهایى را كه در حال جنابت خوانده‏اید، باید قضا كنید.[315]

 تبصره. طهارت نسبت به نماز شرط واقعى است ؛ از این رو اگر از روى ناآگاهى نیز بدون طهارت نماز بخواند، نمازش باطل است.

فراموشى غسل جنابت

 پرسش 189 . اگر در ماه رمضان، غسل جنابت را فراموش كنیم و پس از چند روز یادمان بیاید، چه تكلیفى داریم؟

همه مراجع: باید نمازها و روزه آن چند روز را قضا كنید ؛ ولى كفاره ندارد.[316]

 

 پرسش 190 . كسى كه مدتى نماز خوانده و روزه گرفته است و بعد بفهمد جنب بوده، تكلیف او چیست؟

همه مراجع: اگر متوجه اصل جنابت نبوده، روزه‏هاى او صحیح است ؛ ولى نمازهاى او قضا دارد.[317]

 

استمناى روزه‏دار

 پرسش 191 . اگر كسى به عمد روزه خود را در ماه مبارك رمضان، به وسیله استمنا باطل كند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى، سیستانى و صافى): علاوه بر قضا، بنابر احتیاط واجب، باید «كفاره جمع» (60 روز روزه و اطعام 60 فقیر) بپردازد.[318]

آیات عظام سیستانى و خامنه‏اى: علاوه بر قضا، كفاره دارد و بنابر احتیاط مستحب كفاره جمع (60 روز روزه و اطعام 60 فقیر) بپردازد.[319]

آیه‏اللّه‏ صافى: علاوه بر قضا، باید كفاره جمع (60 روز روزه و اطعام 60 فقیر) بپردازد.[320]

 پرسش 192 . در جوانى گاهى در ماه رمضان استمنا مى‏كردم ؛ ولى به هیچ وجه از حرمت آن آگاهى نداشتم و نیز نمى‏دانستم كه روزه را باطل مى‏كند، تكلیف من چیست؟

آیات عظام امام، صافى و نورى: اگر جهل به حدى باشد كه احتمال باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، كفاره واجب نیست ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، باید روزه‏هایى را كه با حال جنابت گرفته‏اید، قضا كنید.[321]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و فاضل: اگر جهل به حدى باشد كه احتمال باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، كفاره واجب نیست ؛ ولى باید روزه‏هایى را كه با حال جنابت گرفته‏اید، قضا كنید.[322]

آیات عظام تبریزى و وحید: باید روزه‏هایى را كه با حال جنابت گرفته‏اید، قضا كنید ؛ ولى كفاره واجب نیست.[323]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: پرداخت كفاره واجب نیست و اگر جهل به حدى باشد كه احتمال باطل شدن روزه را نمى‏داده‏اید، قضاى روزه‏ها نیز واجب نیست.[324]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب باید روزه‏هایى را كه با حال جنابت گرفته‏اید، قضا كنید ؛ ولى كفاره واجب نیست.[325]

 

 جهت آگاهى درباره مسائل جنابت و روزه به بخش احكام جنابت مراجعه فرمایید.

 

مسافرت ماه رمضان

 پرسش 193 . آیا مى‏شود در ماه رمضان مسافرت كرد؟ حكم روزه چگونه است؟

همه مراجع: مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد ؛ ولى اگر براى فرار از روزه باشد، مكروه است.[326]

 

 پرسش 194 . آیا مى‏توانیم نذر كنیم كه روزه ماه رمضان و یا قضاى آن را در سفر به جا آوریم؟

 همه مراجع: خیر، این نذر صحیح نیست.[327]

 

 

 

 

احكام اول ماهبازگشت به فهرست

 

 

 

رؤیت هلال

 پرسش 195 . راه‏هاى ثبوت اول ماه را به طور مختصر بیان كنید؟

اول ماه از چند راه ثابت مى‏شود:

1. خود انسان ماه را ببیند ؛

2. دو مرد عادل شهادت بدهند كه ماه را دیده‏اند ؛

3. عده‏اى كه از گفته آنان یقین پیدا مى‏شود، بگویند ماه را دیده‏اند ؛

4. سى روز از اول ماه شعبان بگذرد ؛

5. حاكم شرع (مجتهد جامع شرایط) حكم كند كه اول ماه است.[328]

 تبصره. آیه‏اللّه‏ سیستانى و آیه‏اللّه‏ وحید معتقدند با حكم حاكم اول ماه ثابت نمى‏شود.

 

اختلاف نظر مراجع

 پرسش 196 . علت اختلاف نظر مراجع تقلید، در اعلام اول ماه رمضان و عید فطر چیست؟ آیا در گذشته این اختلاف بوده است؟

 اختلاف نظر مراجع تقلید در ثبوت اول ماه، امرى نیست كه تازه به وجود آمده باشد ؛ بلكه در گذشته نیز این مسئله، در نزد ایشان مورد فكر و نظر بوده است. عوامل متعددى باعث اختلاف نظر گردیده است كه موارد ذیل را مى‏توان از مهم‏ترین آنها دانست:

1. اعتبار اتحاد افق ؛ عده‏اى بر این باورند كه اگر هلال ماه، در نقطه‏اى از كره زمین دیده شود - كه افق در آنجا با جاهاى دیگر تفاوت داشته باشد ولى در شب مشترك باشند - اول ماه در آن مكان‏ها ثابت مى‏شود. در مقابل این نظریه، فقهایى هستند كه اتحاد در افق را معتبر مى‏دانند و معتقدند: اگر هلال ماه در شهرى دیده شود كه افق آن، با شهر یا كشور دیگر اختلاف داشته باشد، اول ماه از نظر شرعى براى شهر دوم ثابت نمى‏شود. بدیهى است طبق نظر اول به طور معمول، اول ماه یك روز زودتر ثابت مى‏شود.

2. اعتبار حكم حاكم ؛ حجیت و نفوذ حكم حاكم میان فقیهان، نظرى مشهور است ؛ ولى برخى از آنان، حكم حاكم را در رؤیت هلال ماه معتبر نمى‏دانند.

3. شهادت بینه نزد حاكم ؛ گاه مجتهد جامع شرایط، از شهادت كسانى كه ماه را دیده‏اند، اطمینان پیدا مى‏كنند و بر این اساس ثبوت اول ماه را اعلام مى‏دارند. چه بسا ممكن است به جهت فقدان برخى شرایط، براى مجتهد دیگرى این اطمینان حاصل نشده باشد.

اختلاف فقیهان در امور یاد شده، به جهت اختلاف در یك سرى از مبانى نظرى و اصول فكرى است كه آرا و افكار متفاوتى را برمى‏تابد. نظریه‏پردازى مختلف در ادبیات و اصول فقه، برداشت متفاوت از آیات و روایات و اختلاف نظر در سند احادیث و شناخت راویان، به طور طبیعى موجب تفاوت در بعضى از فتاوا مى‏شود.

 

 پرسش 197 . شما مى‏گویید اگر دو نفر عادل شهادت بدهند كافى است ؛ آیا اعلام عید از سوى چند مرجع، به اندازه دو نفر عادل نیست؟

كسى منكر عدالت مرجع تقلید نیست. آنچه گفته شده، آن است كه دو نفر عادل، شهادت دهند كه خودشان ماه را دیده‏اند ؛ ولى مراجع معظم خودشان ماه را نمى‏بینند ؛ بلكه از گفته دیگران اطمینان به رؤیت پیدا مى‏كنند و این دو جهت با هم تفاوت مى‏كند و شهادت بر شهادت - كه شهادت علمى نامیده مى‏شود - در این مورد اعتبار شرعى ندارد.[329]

 

 پرسش 198 . با توجه به اینكه هر سال در ثبوت اول ماه رمضان، دچار اختلاف مى‏شویم، تكلیف شب قدر چه مى‏شود؟

براى انجام اعمال شب قدر كافى است هر كس در مسئله رؤیت هلال، به دیدگاه مرجع تقلید خود یا حكم حاكم و یا اطمینان شخصى خود، عمل كند و سه شب را به احیا و شب زنده دارى بپردازد در این صورت به طور حتم خداوند او را از ثواب و پاداش معین شده، محروم نمى‏سازد و به احتمال قوى شب قدر را نیز درك مى‏كند. براى درك حتمى شب قدر و فیوضات و بركات آن، بهتر است شش شب را احیا نماید تا آن شب بزرگ و با عظمت و مخفى درك گردد. شاهد این امر، روایات منقول از معصوم علیه‏السلام است.[330]

 

 پرسش 199 . اگر بین مراجع تقلید در ثبوت عید فطر، اختلاف پیش آید، وظیفه مكلف چیست؟ آیا هر مقلد باید به نظر مرجع تقلید خود مراجعه كند؟

همه مراجع: در ثبوت اول ماه تقلید راه ندارد، بلكه اگر شخص از گفته و اعلام نظر مرجع تقلید، اطمینان به رؤیت ماه پیدا كند، باید روزه خود را افطار كند و اگر شك داشت، باید آن روز را روزه بگیرد.[331]

 

ثبوت ماه رمضان

 پرسش 200 . اگر پیش از ظهر اعلام كردند كه امروز اول ماه رمضان است ؛ تكلیف روزه آن روز چه مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): اگر مبطلات روزه را مرتكب نشده، باید نیت كند و روزه‏اش صحیح است و اگر یكى از آنها را مرتكب شده، روزه او باطل است ؛ ولى (به احترام ماه رمضان) باید تا اذان مغرب از كارى كه روزه را باطل مى‏كند، خوددارى نموده و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا كند.[332]

آیات عظام تبریزى و وحید: اگر مبطلات روزه را مرتكب نشده، باید نیت كند و روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب بعد از ماه رمضان قضا نماید و اگر یكى از آنها را مرتكب شده، روزه‏اش باطل است ؛ ولى (به احترام ماه رمضان) باید تا اذان مغرب از كارى كه روزه را باطل مى‏كند، خوددارى نموده و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا كند.[333]

 

محاسبات تقویمى

 پرسش 201 . آیا اول ماه بر اساس تقویم محاسبات منجمان ثابت مى‏شود؟

 همه مراجع: خیر، ثابت نمى‏شود ؛ مگر آنكه انسان از گفته آنان اطمینان پیدا كند.[334]

رؤیت هلال در سفر

 پرسش 202 . افرادى كه براى كار به كشورهاى حوزه خلیج فارس مى‏روند، با توجه به اینكه در آنجا رؤیت هلال اول ماه، یك روز زودتر اعلام مى‏شود ؛ تكلیف روزه آنان در ماه رمضان و عید فطر باید بر مبناى كدام محل باشد؟

همه مراجع: اگر از راه‏هاى شرعى و معتبر اول ماه در آنجا ثابت شود، باید بر مبناى محلى كه هلال رؤیت مى‏شود، عمل كنند.[335]

 

اختلاف افق

 پرسش 203 . اگر هلال ماه در عربستان دیده شود، آیا براى ایران نیز اول ماه ثابت مى‏شود؟

همه مراجع (به جز تبریزى، صافى و نورى): خیر، براى ایران اول ماه ثابت نمى‏شود.[336]

آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: اگر از راه‏هاى شرعى و معتبر ثابت شود، براى ایران نیز اول ماه ثابت مى‏شود.[337]

 تبصره. دیدگاه آیات عظام: تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید بر اساس آن است كه اشتراك در شب بین مناطق مختلف جهت ثبوت اول ماه كفایت مى‏كند و لازم نیست اتحاد افق داشته باشند.

 

 پرسش 204 . اگر هلال ماه رمضان یا شوال، در كشورى دیده شود - كه افق آنها یك یا دو ساعت با شهر ما تفاوت دارد - آیا اول ماه براى ما هم ثابت مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و مكارم: اگر شهر یا كشورى كه ماه در آن دیده شده از بلاد شرقى باشد، اول ماه ثابت مى‏شود و اگر از بلاد شرقى نباشد (مانند عربستان)، اول ماه ثابت نمى‏شود.[338]

آیات عظام تبریزى، فاضل، صافى، نورى و وحید: اگر در شب مشترك باشند، اول ماه ثابت مى‏شود ؛ هر چند در افق یكى نباشند و از بلاد شرقى نباشد.[339]

 تبصره 1. به عنوان مثال كشور افغانستان در بخش شرقى ایران قرار دارد ؛ اگر ماه در آنجا دیده شود، براى كشور ایران نیز ثابت مى‏شود و یا اگر ماه در شهر مشهد دیده شود، براى شهر تهران نیز ثابت مى‏شود.

 تبصره 2. باید رؤیت هلال در آنجا از راه‏هاى شرعى و معتبر ثابت شود، تا براى كشور ما نیز اول ماه ثابت شود.

 

 پرسش 205 . اگر هلال ماه در عراق دیده شود، آیا براى مردم ساكن تهران نیز اول ماه ثابت مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، خامنه‏اى، مكارم و نورى: با توجه به اینكه اختلاف افق بین این دو مكان، كم و ناچیز است (تقریبا ده دقیقه)، اول ماه براى مردم ساكن تهران ثابت مى‏شود.[340]

آیات عظام تبریزى، صافى، نورى و وحید: آرى اول ماه براى آنان ثابت مى‏شود.[341]

 

حكم حاكم

 پرسش 206 . آیا حكم حاكم شرع، در ثبوت اول ماه، براى غیرمقلّدان او نیز حجت است؟

همه مراجع (به جز سیستانى و وحید): آرى، حكم حاكم شرع در ثبوت اول ماه، براى همه حجت است و باید به حكم او عمل كنند ؛ مگر آنكه بفهمند حاكم شرع اشتباه كرده است.[342]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اول ماه با حكم حاكم شرع ثابت نمى‏شود.[343]

آیه‏اللّه‏ وحید: بنابراحتیاط واجب، اول ماه به حكم حاكم شرع ثابت نمى‏شود.[344]

 

اخبار عادل

 پرسش 207 . اگر چند نفر عادل شهادت بدهند كه دو نفر عادل ماه را دیده‏اند ؛ آیا اول ماه رمضان یا شوال ثابت مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، باید دو نفر عادل خودشان براى انسان شهادت بدهند كه ماه را دیده‏اند و اگر رؤیت ماه را با واسطه نقل كنند، كافى نیست ؛ مگر آنكه از گفته آنان، اطمینان به رؤیت هلال پیدا شود.[345]

 

چشم مسلح

 پرسش 208 . آیا رؤیت ماه به وسیله چشم مسلح و تلسكوپ‏ها و وسایل نجومى، اعتبار دارد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى و فاضل): خیر، مگر آنكه از این راه براى شخص اطمینان پیدا شود كه اول ماه است.[346]

آیات عظام خامنه‏اى و فاضل: آرى، اول ماه به وسیله چشم مسلح و تلسكوپ و یا وسایل نجومى، ثابت مى‏شود.[347]

حدس و گمان

 پرسش 209 . اگر از گفته عده‏اى حدس بزنیم كه فردا عید فطر است، آیا مى‏توانیم روزه بگیریم؟

همه مراجع: تا هنگامى كه براى شخص اطمینان پیدا نشود كه فردا عید فطر و اول شوال است، نمى‏تواند روزه را افطار كند.[348]

 

 

 

 

احكام زكات فطرهبازگشت به فهرست

 

 

 

معنا و فلسفه فطره

 پرسش 210 . معناى فطره و فواید پرداخت آن را توضیح دهید؟

«فطره» در لغت چند معنا دارد كه مهم‏ترین آنها، خلقت و اسلام است. در اصطلاح عبارت است از: «زكاتى كه هر مسلمان براى خود و هر كس كه نان خور او محسوب مى‏شود، به مستحق مى‏پردازد». زمان اداى آن مغرب روز آخر ماه رمضان تا ظهر روز عید فطر است.

با توجه به اینكه پرداخت این نوع حق مالى، باعث سلامت جسم (خلقت) و روح مى‏شود، آن را زكات بدن یا فطره مى‏نامند. شاید وجه تناسب آن با معناى اسلام، این باشد كه زكات فطره مقتضاى اسلام است ؛ از این رو كسى كه پیش از غروب شب عید فطر مسلمان شود، تكلیف از او ساقط نمى‏شود.

«زكات فطره» به اتفاق شیعه و سنى، واجب است و در متون دینى براى آن، فلسفه و فواید متعددى برشمرده است كه مهم ترین آنها عبارت است از:

1. زكات فطره مكمل و تمام كننده روزه است ؛ همان گونه كه درود و صلوات بر پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مكمل و تمام كننده نماز است.[349]

 2. باعث قبولى روزه ماه مبارك رمضان مى‏گردد.[350]

3. موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال مى‏شود.[351]

4. باعث سلامتى جسم و پاكسازى روح از رزایل اخلاقى است.[352]

5. مكمل و تمام كننده زكات مال است.[353]

 

فطریه دانشجو

 پرسش 211 . آیا زكات فطره براى دانشجویى كه در خوابگاه سكونت دارد، واجب است؟

همه مراجع: اگر مخارج او را پدر و مادر مى‏دهند و نان خور ایشان محسوب مى‏شود، بر عهده آنها است و اگر دانشجو مستقل است، بر عهده خودش مى‏باشد.[354]

 

نان‏خور دولت

 پرسش 212 . فطره دانشجویان و سربازانى كه به طور رایگان از غذاى دولتى استفاده مى‏كنند، بر عهده چه كسى است؟

همه مراجع (به جز صافى، مكارم و نورى): بر عهده خودش است و چنانچه تمكن مالى نداشته باشد از او ساقط است.[355]

آیه‏اللّه‏ نورى: در فرض یاد شده زكات فطره بر كسى واجب نیست.[356]

 آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر تمكّن مالى دارد، بنابر احتیاط واجب خودش بپردازد.[357]

آیه‏اللّه‏ صافى: هر كدام تمكن داشته باشند، بنابر احتیاط خودشان بپردازند.[358]

 تبصره. از نظر كسانى كه زكات فطره بر عهده دانشجو نیست ؛ اگر وى تمكن مالى دارد، احتیاط مستحب آن است كه خودشان بپردازند.

 

فطریه نامزد

 پرسش 213 . فطره دخترى كه در حال عقد است، بر عهده كیست؟

همه مراجع: اگر نان خور پدرش باشد، بر عهده او است.[359]

 

فطریه جنین

 پرسش 214 . آیا فرزندى كه هنوز متولد نشده، زكات فطره دارد؟

همه مراجع: پرداخت زكات فطره براى بچه‏اى كه در شكم مادر است، واجب نیست ؛ مگر آنكه پیش از غروب شب عید فطر به دنیا آید.[360]

 

پرداخت فطریه به والدین

 پرسش 215 . آیا زكات فطره را مى‏توان به پدر و مادر خود، در صورت مستحق بودن، پرداخت كرد؟

همه مراجع: اگر پدر و مادر فقیر باشند، بر فرزندان واجب است كه مخارج آنان را بپردازند و نمى‏توان چیزى از زكات فطره به ایشان داد.[361]

پرداخت فطریه به فرزند

 پرسش 216 . آیا پدر مى‏تواند زكات فطره را به فرزند خود كه محتاج است، بدهد؟

همه مراجع: اگر فرزندان فقیر باشند، بر پدر و مادر واجب است كه مخارج آنان را بپردازند و نمى‏توان چیزى از زكات فطره به آنها داد.[362]

 

 

 

 

احكام اعتكافبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت اعتكاف

 پرسش 217 . درباره اهمیت اعتكاف و چگونگى آن توضیح دهید؟

«وَ عَهِدنا إِلى إِبراهِیمَ وَ إِسماعِیلَ أَن طَهِّرا بَیتِی لِلطّائِفِینَ وَ العاكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ » ؛ «و ما به ابراهیم و اسماعیل امر كردیم كه خانه مرا براى طواف‏كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان، پاك و پاكیزه كنید»[363].

اعتكاف، در لغت به معناى توقف در جایى است و در اصطلاح فقه، عبارت است از: «ماندن حداقل سه روز در مسجد، به قصد عبادت خداوند، با شرایطى خاص».

مراسم اعتكاف، به زمان حضرت ابراهیم علیه‏السلام بر مى‏گردد و بعد از او در بعضى از شریعت‏ها و در زندگى برخى از صالحان - از جمله حضرت مریم و زكریا - به چشم مى‏خورد. با ظهور دین اسلام این امر، شكل تازه‏اى به خود گرفت و در میان مسلمانان به عنوان یك عبادت مستحب با آداب و شرایط خاص، رایج شد.

اعتكاف عبادتى است كه استحباب و فضیلت فراوان دارد و صفاى خاصى به روح و جان مى‏بخشد. پیامبراسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله همه ساله در ماه رمضان - به ویژه دهه آخر آن - اعتكاف مى‏كرد و دستور مى‏داد رختخوابش را برچینند و چادرى در مسجد بر پا كنند و همیشه مى‏فرمود: «ده روز اعتكاف در ماه رمضان، برابر با دو حج و دو عمره است».[364]

اعتكاف حكمت‏ها و فواید فراوانى دارد كه بخشى از آنها عبارت است از:

الف. ایجاد زمینه مناسب براى اندیشه و تفكر و خردورزى ؛

ب. فراهم آمدن زمینه توبه و بازگشت ؛

ج. فراهم شدن فرصت نیایش، نماز و تلاوت قرآن ؛

د. به وجود آمدن دوره‏اى كوتاه براى محاسبه نفس و خودسازى كه حداقل سه روز طول مى‏كشد و انسان را از حاكمیت غریزه‏ها، عادت‏ها و اشتغالات معمول زندگى آزاد مى‏سازد.

در زمینه اعتكاف توجّه به چند امر ضرورى مى‏نماید:

1. اصل اعتكاف مستحب است ؛ ولى گاهى به واسطه نذر، عهد، قسم و مانند آن واجب مى‏شود.

2. اعتكاف باید در یكى از مساجد چهارگانه و یا در مسجد جامع شهر باشد و در غیر آن صحیح نیست[365].

3. حداقل اعتكاف سه روز است و كمتر از آن صحیح نیست ؛ ولى بیش از آن اشكال ندارد.

4. این عبادت را مى‏توان به نیابت از مردگان انجام داد.

5. اعتكاف زمان خاصى ندارد و در هر زمان كه روزه صحیح باشد، اعتكاف نیز صحیح است. بنابراین كسى كه نمى‏تواند روزه بگیرد (مانند مسافر، مریض، حائض و كسى كه به عمد روزه گیرد) ؛ اعتكافش صحیح نیست. بهترین زمان براى انجام دادن آن، ماه رمضان و دهه آخر آن است.

6. اگر اعتكاف با حق شوهر منافات داشت، با اجازه او باشد.

7. اگر اعتكاف باعث اذیت و آزار پدر و مادر شود، با اجازه آن دو باشد.

 

محرمات اعتكاف

 پرسش 218 . محرمات اعتكاف كدام است؟

محرمات اعتكاف عبارت است از:

1. نزدیكى با همسر،

2. خرید و فروش غیرضرورى،

3. استمنا (بنابر احتیاط واجب)،

4. بوییدن عطر و گیاهان خوشبو به قصد لذت بردن،

5. مجادله به منظور غلبه بر دیگرى و اظهار فضل.

 

مكان اعتكاف

 پرسش 219 . با توجّه به اینكه اعتكاف باید در مسجد جامع شهر باشد، آیا جایز است در مسجد دانشگاه اعتكاف را به قصد رجا انجام داد؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): اعتكاف در مسجد دانشگاه صحیح نیست.[366]

 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: به قصد رجا اشكال ندارد.[367]

اعتكاف در دانشگاه

 پرسش 220 . آیا در ایام اعتكاف، رفتن به كلاس و شركت در درس‏ها جایز است؟

همه مراجع: خروج از مسجد و شركت در كلاس‏هاى درسى، اشكال دارد.[368]

 

 پرسش 221 . آیا در حیاط مسجد هم اعتكاف صحیح است؟ همچنین در پشت بام و زیرزمین مسجد چطور؟

همه مراجع: اگر جزء مسجد باشد، صحیح است.[369]

 

نذر اعتكاف

 پرسش 222 . با توجّه به اینكه بیشتر مراجع، اعتكاف را تنها در مساجد جامع جایز مى‏دانند ؛ آیا دانشجویان مى‏توانند نذر كنند كه سه روز در مسجد دانشگاه اجتماع كنند و در این مدت به طور معمول به نماز و روزه و عبادت و اجراى برنامه‏هاى دینى بپردازند؟

همه مراجع: آرى، نذر یاد شده صحیح است.[370]

تبصره. متعلق نذر به هر صورت كه نیت شود، باید طبق آن عمل گردد. از این رو مى‏توان روزهاى عبادت و یا ساعت حضور را تغییر داد.

 

مطالعه هنگام اعتكاف

 پرسش 223 . آیا مى‏توانیم در روزهایى كه معتكف هستیم، درس‏هاى خود را مطالعه و یا مسأله درسى حل كنیم؟

همه مراجع: آرى، مانعى ندارد.[371]

 

تلفن هنگام اعتكاف

 پرسش 224 . گفت‏وگو با تلفن همراه در مسجد، در موارد غیرضرورى و مكرر، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اشكال ندارد.[372]

 

اعتكاف بدون روزه

 پرسش 225 . به علت بیمارى از روزه گرفتن معذورم، آیا مى‏توانم بدون روزه اعتكاف كنم؟

همه مراجع: خیر، چون روزه شرط صحّت اعتكاف است.[373]

 تبصره. تردیدى نیست كه اصل توقف در مسجد و عبادت، خود مستحب و داراى ثواب است ؛ هر چند به عنوان اعتكاف نباشد.

 

 روزه اعتكاف

 پرسش 226 . آیا روزه‏هاى قضاى خود را مى‏توانیم در اعتكاف بگیریم؟

همه مراجع: آرى، جایز است.[374]

خروج از اعتكاف

 پرسش 227 . در چه مواردى مى‏توان از مسجد خارج شد؟

همه مراجع: خارج شدن از مسجد جایز نیست، مگر به جهت ضرورت عقلى، عرفى و شرعى ؛ مانند: مراجعه به پزشك در موارد اضطرار، رفتن به دستشویى (ضرورت عقلى)، عیادت بیمار، تشییع جنازه مرده‏اى كه با او نسبت دارد (ضرورت عرفى)، غسل كردن و وضو گرفتن (ضرورت شرعى).[375]

 

ترك اعتكاف

 پرسش 228 . اگر كسى به جهت ضرورت از مسجد خارج شود و خروج او طولانى گردد، اعتكافش چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر به قدرى باشد كه صورت اعتكاف را به هم زند، اعتكاف او باطل مى‏شود.[376]

 

قطع اعتكاف

 پرسش 229 . آیا قطع اعتكاف گناه دارد؟

همه مراجع: اگر اعتكاف واجب باشد و یا دو روز اعتكاف مستحبى را گذرانده باشد و بخواهد اعتكاف را به هم بزند، معصیت كرده است.[377]

تبصره. اگر بخواهد براى قطع اعتكاف دچار معصیت نشود، مى‏تواند پیش از اعتكاف، با خداى خود شرط كند كه هر زمان براى او عذر و پیشامدى رخ داد، دست از اعتكاف بكشد. در این صورت قطع اعتكاف جایز است.[378]

نماز جمعه در اعتكاف

 پرسش 230 . آیا براى رفتن به نماز جمعه، مى‏توان از محل اعتكاف خارج شد؟

همه مراجع (به جز تبریزى، نورى و وحید): آرى، جایز است.[379]

آیات عظام تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[380]

آیه‏اللّه‏ نورى: جایز نیست.[381]

 تبصره. بنابر فتواى كسانى كه رفتن به نماز جمعه را در ایام اعتكاف جایز مى‏دانند ؛ باید حداقل زمان لازم رعایت شود تا شكل و صورت اعتكاف، به هم نخورد.

 

 

 

 

 

احكام خمسبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت خمس

 پرسش 231 . درباره خمس و اهمیت آن توضیح دهید؟

«وَ اعلَمُوا أَنَّما غَنِمتُم مِن شَى‏ءٍ فَأنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى القُربى وَ الیتامى وَ المَساكِینِ وَ ابنِ السَّبِیلِ »[382] ؛ «و بدانید كه هر چه غنیمت گرفتید، یك پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است».

«خمس» در لغت به معناى پنج یك مى‏باشد و در اصطلاح فقه عبارت است از: «پرداخت یك پنجم درآمدى كه از راه زراعت، صنعت، تجارت، پژوهش و یا از طریق كارگرى و كارمندى در مؤسسات گوناگون، به دست مى‏آید.[383] خمس به امام علیه‏السلام و سادات اختصاص مى‏یابد و باید آن را در عصر غیبت به فقیه جامع شرایط داد».[384]

 شارع مقدس به صاحب مال، فرصت داده چنانچه تا یك سال، آن را در مؤونه و نیازهاى خود و خانواده استفاده نكند و تمام و یا مقدارى از آن تا پایان سال زیاد بیاید، خمس آن را بپردازد.

آیه خمس، در عصر رسالت، نازل شده و پیامبراكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله این فریضه را به اجرا درآورده است. به طور مسلّم آن حضرت، خمس غنیمت‏هاى جنگى را دریافت مى‏كرد. اما خمس سود تجارت - هر چند بنا به ضرورت و مصالحى - تا عصر امامان علیهم‏السلام به تأخیر افتاد ؛ ولى بى‏شك وجود آن در دوره امامان، غیرقابل انكار است.[385]

«خمس» یكى از فریضه‏هاى اسلامى است و قرآن مجید آن را در كنار جهاد قرار داده و هر دو را از ریشه ایمان دانسته است ؛ چه اینكه نشانه صداقت ایمان، مبارزه با مال اندوزى و تطهیر نفس است. حضرت باقر علیه‏السلام فرموده است: «براى هیچ كس جایز نیست از مالى كه خمس به آن تعلق گرفته، چیزى بخرد ؛ مگر اینكه حق ما را به ما برساند».[386]

آیه 41 سوره «انفال» به طور روشن و صریح، بر اصل وجوب خمس دلالت مى‏كند ؛ از این رو شیعه و سنى بر اصل آن اتفاق نظر دارند. البته ممكن است دلالت آیه بر مواردى از آن (مانند درآمد كسب) روشن و شفاف نباشد ؛ ولى بى‏شك به كمك روایات متعددى، به خوبى وجوب خمس درآمد استفاده مى‏شود.[387]

خمس داراى حكمت‏ها و اسرار گوناگونى است كه به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

1. خمس به منظور تأمین هزینه‏هاى امام علیه‏السلام به عنوان رئیس حكومت، براى پیشبرد نظام اسلامى و اداره جامعه، واجب گردیده است[388] ؛ از این رو در روایت از خمس به عنوان «وجه الاماره» یاد شده است.[389]

2. خداوند متعال براى حفظ كرامت و عزت پیامبر اسلام، محل تأمین بودجه فقیران بنى‏هاشم و منسوبان به آن حضرت را از خمس قرار داد و سهم آنان را قرین سهم خود و رسول كرد تا زمینه تحقیر نسبت به آنان از بین برود.[390]

3. خمس براى تأمین بودجه هر كار خیرى است كه امام بخواهد انجام دهد و براى هر موردى كه صلاح بداند، مصرف كند.[391]

4. خمس وسیله‏اى براى رشد و كمال انسان محسوب مى‏شود كه اداى آن، باعث جلب روزى و وسیله آمرزش گناهان مى‏گردد.[392]

5. خمس براى احیاى دین خدا و تحقّق حكومت اسلامى واجب گردیده‏است.[393]

 

 پرسش 232 . مؤونه چیست؟

«مؤونه» به مخارجى گفته مى‏شود كه در زندگى، هزینه مى‏گردد و شامل موارد ذیل است:

1. هزینه‏هاى زندگى شخصى ؛ مانند: خوراك و پوشاك، خانه مسكونى، وسایل زندگى، وسایل نقلیه، وسایل تحصیلى، رایانه، هزینه ازدواج و... ؛

2. هدایا و بخشش‏ها ؛ مانند: خیرات، صدقات، جوایز و... ؛

3. مخارج سفر حج (واجب و مستحب)، سفر زیارت، گردش و تفریح ؛

4. حقوقى كه بر عهده شخص است ؛ مانند: دیه، غرامت و كفاره[394].[395]

 

خمس درآمد دانشجو

 پرسش 233 . آیا به درآمد دانشجویى كه تحت تكفّل خانواده است، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: چنانچه از درآمد كسب تهیه شده و یك سال از آن گذشته باشد، خمس دارد.[396]

 تبصره. حكم درآمدهایى مانند هدیه، جایزه و... در بخش «خمس هدیه» بیان شد.

 

خمس كمك هزینه

 پرسش 234 . آیا به پولى كه در مدت تحصیل در دانشگاه به عنوان كمك هزینه دریافت مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: خیر، خمس ندارد.[397]

تبصره 1. كمك هزینه تحصیلى، وامى است كه در مدت تحصیل، به دانشجویان پرداخت مى‏شود و اقساط آن چند سال بعد، باز پس گرفته مى‏شود.

 تبصره 2. چنانچه كمك هزینه تحصیلى تا پس از پرداخت اقساط آن پس‏انداز شود، به اصل و سود آن خمس تعلّق مى‏گیرد.

 

خمس كتاب

 پرسش 235 . آیا به كتاب‏هایى كه براى ترم‏هاى آینده تهیه مى‏كنیم، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز بهجت، فاضل، نورى): در فرض یاد شده خمس دارد مگر آنكه داشتن آنها مورد نیاز و در شأن شخص باشد، در این صورت خمس ندارد.[398]

آیات عظام بهجت، فاضل و نورى: آرى، خمس دارد ؛ مگر آنكه نتوانید در سال آینده تهیه كنید، در این صورت خمس ندارد.[399]

 

خمس درآمد زن

 پرسش 236 . آیا به درآمد زنى كه براى خود كسبى داشته و مخارج او را شوهر مى‏دهد، خمس تعلّق مى‏گیرد؟

همه مراجع: آرى، باید خمس آن را بدهد ؛ ولى اگر مقدارى از آن را در نیازهاى زندگى خرج كرده باشد، تنها باید خمس باقى مانده را بدهد.[400]

 

خمس بورسیه

 پرسش 237 . آیا پولى كه به عنوان بورسیه به دانشجو مى‏دهند، خمس دارد؟

همه مراجع: آرى، چنانچه تا سر سال خمسى زیاد بیاید، خمس دارد.[401]

 تبصره. دانشجویان بورسیه دبیرى و... كسانى‏اند كه چند سال آموزش مى‏بینند و در این مدت، از سوى دانشگاه یا وزارتخانه مربوطه حقوق دریافت مى‏كنند و تعهّد مى‏دهند كه پس از پایان تحصیلات، در مقابل حقوق دریافت شده، خدمت كنند. این حقوق تفاوتى با سایر درآمدها ندارد ؛ از این رو به آن خمس تعلق مى‏گیرد.

 

خمس سپرده‏گذارى

 پرسش 238 . آیا به پولى كه در بانك سپرده گذارى شده و از درآمد (سود) آن ارتزاق مى‏شود، خمس تعلّق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، سیستانى، فاضل و مكارم: اگر پول سپرده‏گذارى از درآمد كسب باشد، خمس دارد. [اما در صورتى كه] با پرداخت خمس (هر چند به صورت اقساط) نتواند زندگى خود را اداره كند، خمس ندارد.[402]

آیات عظام بهجت، تبریزى و نورى: اگر از درآمد كسب باشد، آن مقدار از پول سپرده - كه اداره زندگى به آن‏بستگى دارد - خمس‏ندارد ؛ ولى به مقدار بیشتر از آن، خمس تعلق مى‏گیرد.[403]

آیات عظام خامنه‏اى، صافى و وحید: اگر پول سپرده‏گذارى از درآمد كسب باشد، خمس دارد و چنانچه نمى‏تواند با پرداخت خمس آن، امرار معاش كند، مى‏تواند با حاكم شرع دستگردان نماید.[404]

 تبصره 1. به سود حاصل از آن، خمس تعلق مى‏گیرد.

 تبصره 2. اگر پول سپرده گذارى از راه هدیه، جایزه و مانند آن به دست آمده باشد، حكم اصل را دارد.[405]

 

خمس سهام بورس

 پرسش 239 . آیا سهامى كه از سازمان بورس خریدارى مى‏كنیم، خمس دارد؟

همه مراجع: آرى، سر سال باید خمس آن را بدهید ؛ چون حكم سرمایه را دارد.[406]

 

خمس شركت

 پرسش 240 . اگر شریك من، خمس سهم و سرمایه خود را ندهد، تكلیفم چیست؟ آیا ادامه شركت با او جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): هیچ كدام نمى‏توانید در آن تصرف كنید و ادامه شركت با او جایز نیست ؛ مگر آنكه از حاكم شرع اجازه بگیرید.[407]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر شما خمس سهم و درآمد خود را بدهید، مى‏توانید در سرمایه مشترك تصرف كنید.[408]

خمس هدیه

 پرسش 241 . اگر چیزى به انسان هدیه یا جایزه بدهند، آیا باید خمس آن را پرداخت؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: هدیه، خمس ندارد.[409]

آیات عظام بهجت، فاضل و مكارم: چنانچه تا سر سال خمسى زیاد بیاید، بنابر احتیاط واجب، باید خمس آن را بدهد.[410]

آیات عظام تبریزى و وحید: چنانچه مقدار آن زیاد و قابل توجه باشد و از مخارج سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.[411]

آیات عظام سیستانى و صافى: چنانچه تا سر سال خمسى زیاد بیاید، خمس دارد.[412]

 

 پرسش 242 . آیا به پولى كه براى خرید وسایل ضرورى زندگى ذخیره مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

 آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: چنانچه سال خمسى از آن بگذرد، خمس دارد.[413]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر بدون پس‏انداز كردن، نمى‏توانند وسایل مورد نیاز خود را در آینده تهیه كنند ؛ چنانچه پس‏انداز كوتاه مدت (مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد.[414]

آیات عظام فاضل و نورى: اگر بدون پس‏انداز كردن، نمى‏توانند وسایل مورد نیاز خود را در آینده تهیه كنند، خمس ندارد.[415]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر براى تهیه وسایل مورد نیاز در آینده نزدیك (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس‏انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن نتواند آنها را تهیه كند، خمس ندارد.[416]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر هم اكنون به آن وسیله نیاز دارد و تهیه آن بدون پس‏انداز در مدت چند سال ممكن نباشد، خمس ندارد.[417]

 تبصره. چنانچه در آینده با پس‏انداز خود، لوازم مورد نیاز خویش را تهیه نكند، باید خمس آن را بدهد.

 

خمس وام مسكن

 پرسش 243 . آیا به پولى كه جهت گرفتن وام مسكن، در بانك گذاشته مى‏شود و چندین سال از آن مى‏گذرد، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، مكارم و وحید: آرى، خمس دارد.[418]

 آیات عظام بهجت، فاضل و نورى: اگر براى تهیه خانه مورد نیاز، راهى جز این ندارد، به پول پس‏انداز شده خمس تعلق نمى‏گیرد.[419]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر خانه مسكونى در حال حاضر مورد نیاز او و در شأنش باشد و راهى جز طریق یاد شده ندارد، به آن خمس تعلق نمى‏گیرد.[420]

 تبصره. بنا بر نظر مراجعى كه معتقدند پول مزبور خمس ندارد ؛ چنانچه در آینده، صرف خرید منزل نشود، خمس آن را باید بدهد.

 

خمس فیش حج عمره

 پرسش 244 . كسانى كه قصد تشرف به حج و عمره دارند، براى حفظ نوبت باید مبلغ مقررى را به بانك بسپارند كه این مبلغ مطابق قرارداد مضاربه است و سودى نیز به آن تعلق مى‏گیرد. زمانى كه نوبت تشرف آنان فرا مى‏رسد، اصل پول و سود را دریافت و به سازمان حج و زیارت مى‏سپارند و به عمره و حج مشرف مى‏شوند و چنانچه كسى این پول را به بانك نسپارد، نوبتى براى تشرف او منظور نخواهد شد ؛ آیا در این فرض به اصل پول و سود آن خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز بهجت و مكارم): اگر در سال سپرده گذارى پول به بانك (همان سال خمسى) به حج مشرف شود، خمس ندارد ؛ ولى اگر نوبت حج پس از آن سال است، به اصل پول سپرده‏گذارى خمس تعلق مى‏گیرد، اما سود آن اگر قابل وصول نباشد و براى تشرف به حج از آن استفاده شود خمس ندارد.[421]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر براى رفتن به حج و عمره چاره‏اى جز سپرده‏گذارى و ثبت نام ندارد، به آن خمس تعلق نمى‏گیرد.[422]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر پول سپرده‏گذارى از درآمد سالى باشد كه نام نویسى كرده، خمس ندارد (نه اصل و نه سود آن).[423]

 تبصره. حكم یاد شده در صورتى است كه شخص با بانك قرارداد شرعى (مانند مضاربه و...) انجام دهد.

 

خمس وسایل ضرورى

 پرسش 245 . به جهت نیاز وسایلى خریده‏ام ؛ ولى با اینكه بیش از یك سال از خرید آنها مى‏گذرد، هیچ استفاده‏اى نكرده‏ام، آیا به اینها خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز سیستانى و وحید): چنانچه در معرض استفاده بوده، خمس ندارد[424].

آیه‏اللّه‏ سیستانى: باید خمس آن را بپردازد ؛ مگر اینكه وجود آن در خانه ضرورى باشد و در وقت نیاز نتواند فورى آن را تهیه كند. در این صورت اگر تهیه آن از قبل، متعارف باشد، خمس ندارد.[425]

آیه‏اللّه‏ وحید: خمس دارد.[426]

 تبصره. هر چند عبارت رساله‏ها در مورد «كتاب» است ؛ ولى كتاب خصوصیتى ندارد و این حكم شامل هر وسیله‏اى است كه مورد نیاز انسان باشد.

 

 خمس زمین

 پرسش 246 . از درآمد خود، زمینى خریده‏ام تا دو سال دیگر آن را بسازم و در آن زندگى كنم، آیا سر سال به آن خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع (به جز تبریزى، مكارم و وحید): چنانچه براى تهیه خانه مسكونى، راهى جز نگه داشتن زمین تا چند سال نیست، خمس ندارد.[427]

آیات عظام تبریزى و وحید: باید خمس زمین را به قیمت فعلى بدهد.[428]

آیه‏اللّه‏ مكارم: خمس ندارد.[429]

خمس رهن

 پرسش 247 . آیا به پولى كه از درآمد كسب تهیه شده و به عنوان رهن به صاحبخانه پرداخت مى‏شود، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام و سیستانى: خمس دارد و هر زمان دریافت شد یا دریافت آن ممكن گردید، باید فورى خمس آن را بپردازد.[430]

آیات عظام بهجت، تبریزى، فاضل و وحید: چنانچه بدون پول رهن، نیاز مسكن او تأمین نمى‏شود، خمس ندارد و هر زمان آن را باز پس گرفت و نیازى به آن نداشت و از مخارج سال زیاد آمد، خمس دارد.[431]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: هنگامى كه براى این منظور نیاز دارد، پرداخت خمس آن واجب نیست ؛ ولى هر زمان آن را بازپس گرفت، باید خمس آن را بدهد ؛ مگر آنكه براى اجاره در جاى دیگر، به آن نیاز داشته باشد.[432]

آیات عظام صافى و مكارم: پول رهن جزء مؤونه است و خمس ندارد ؛ ولى اگر آن را باز پس گرفت و نیازى به آن نداشت، بنابر احتیاط خمس آن را بپردازد.[433]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر نتواند خانه را از راه دیگرى اجاره كند، به مبلغ مذكور خمس تعلق نمى‏گیرد.[434]

 تبصره. اصطلاح «رهن» در رهن و اجاره خانه غلط مشهور است، اصطلاح قرض و اجاره (اجاره به شرط قرض) صحیح است. از این رو اصل قرض خمس ندارد.

خمس پول ازدواج

 پرسش 248 . آیا به پولى كه انسان براى ازدواج ذخیره كرده، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مكارم و صافى: خمس دارد.[435]

آیه‏اللّه‏ بهجت: چنانچه پس‏انداز كوتاه مدت ودر حد متعارف (مثلاً تا سه سال) باشد، خمس ندارد.[436]

آیات عظام فاضل و نورى: چنانچه بدون پس‏انداز نمى‏تواند در آینده ازدواج كند، خمس ندارد.[437]

 آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر براى تهیه هزینه‏هاى ازدواج درآینده نزدیك (مثلاً تا سه ماه پس از سال خمسى) پس‏انداز شده باشد و با پرداخت خمس آن، نتواند آنها را تهیه كند، خمس ندارد.[438]

 

خمس جهیزیه

 پرسش 249 . شخصى وسیله‏اى براى جهیزیه دختر خود خریده و چندین سال نگه داشته است ؛ اكنون نمى‏خواهد آن را به عنوان جهیزیه به دختر بدهد. حال اگر آن را براى زندگى خویش استفاده كند، باز باید خمس آن را بپردازد یا نه؟ اگر بفروشد چطور؟

همه مراجع: اگر جهیزیه را به دختر بخشیده، جایز نیست آن را از او بگیرد و اگر نبخشیده، باید خمس آن را بپردازد.[439]

خمس موبایل و خودرو

 پرسش 250 . آیا به پول درآمدى كه براى تهیه موبایل و خودروى مورد نیاز، به حساب ریخته مى‏شود و سال هم بر آن مى‏گذرد، خمس تعلق مى‏گیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: خمس دارد.[440]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل و نورى: چنانچه خودرو، مورد نیاز بوده و تنها راه تهیه آن، واریز كردن پول به حساب است، خمس ندارد.[441]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر به عنوان پیش خرید به حساب ریخته است، خمس ندارد و چنانچه به صورت ودیعه باشد، خمس دارد.[442]

 تبصره 1. پولى كه به سازمان مربوطه ریخته مى‏شود، چنانچه سود داشته باشد و یك سال از آن بگذرد، به سود آن خمس تعلق مى‏گیرد.

 تبصره 2. حكم بالا به خودرو اختصاص ندارد ؛ بلكه هر گونه وسیله مورد نیازى را كه با ثبت نام خریدارى شود، شامل مى‏شود.

 

خمس قرض‏الحسنه

 پرسش 251 . به پولى كه از درآمد كسب تهیه شده و به عنوان قرض‏الحسنه به دیگرى داده‏ایم، آیا خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: چنانچه سرسال خمسى دریافت آن (بدون زحمت) ممكن باشد، باید خمس آن را بپردازد و در غیر این صورت هر زمان دریافت كرد، باید فورى خمس آن را بدهد.[443]

بدهى مؤجل

 پرسش 252 . بدهى كه به جهت نیاز زندگى بوده و چند ماه بعد از سال خمسى، زمانش فرا مى‏رسد ؛ آیا مى‏توان هنگام محاسبه مقدار آن را از درآمد كم كرد؟

همه مراجع: اگر بدهى را پیش از سال خمسى ادا كند، به مقدار آن، از درآمد كسر مى‏شود.[444]

 

خمس طلا

 پرسش 253 . خانمى از حقوق خود طلا و زیورآلاتى كه همیشه خود را با آن زینت مى‏كند، خریده است. شوهرش پولى ندارد كه وى بتواند در این زمینه صرف كند، آیا دادن خمس این گونه خریدها بر زن لازم است؟

همه مراجع: اگر به مقدار متعارف و مناسب شأن او باشد، خمس ندارد.[445]

 

خمس سكه

 پرسش 254 . آیا به سكه بهار آزادى، خمس تعلق مى‏گیرد؟

همه مراجع: اگر از درآمد كسب تهیه شده و از مخارج سال زیاد بیاید، خمس دارد.[446]

 تبصره 1. سكه بهار آزادى جزء مؤونه (هزینه زندگى) شمرده نمى‏شود ؛ از این رو سر سال به آن خمس تعلق مى‏گیرد.

 تبصره 2. بنابر نظر مراجعى كه معتقدند هدیه خمس دارد، چنانچه سكه بهارآزادى به آنها بخشیده شود و از مخارج سال زیاد بیاید، خمس دارد.

پرداخت خمس

 پرسش 255 . خمس را باید به چه كسى پرداخت كرد؟

امام: باید به مرجع تقلید خود یا مجتهدى كه مانند او از نظر كمیت و كیفیت به مصرف مى‏رساند، بپردازد و نیز مى‏تواند در جایى مصرف كند كه مرجع تقلیدش اجازه مى‏دهد.[447]

آیات عظام بهجت، فاضل، مكارم، نورى و وحید: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدى كه مانند او از نظر كمیت و كیفیت به مصرف مى‏رساند، بدهد و نیز مى‏تواند در جایى مصرف كند كه مرجع تقلیدش اجازه مى‏دهد. سهم سادات را بنابر احتیاط واجب،باید به مرجع تقلید خود و یا با اجازه او به سادات بدهد.[448]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفى كه او اجازه مى‏دهد، برساند و چنانچه بخواهد به مجتهد دیگرى بدهد، بنابر احتیاط واجب باید از مرجع تقلید خود، اجازه بگیرد. سهم سادات را مى‏توان به خود آنان داد.[449]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا به مصرفى كه او اجازه مى‏دهد، برساند و احتیاط واجب آن است كه او مرجع اعلم و آگاه بر جهات عامه باشد. سهم سادات را مى‏توان به خود آنان داد.[450]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: باید خمس را به ولى امر مسلمین یا وكیل او بدهد و اگر به فتواى مرجع تقلید خود نیر عمل كند، موجب برائت ذمه مى‏شود.[451]

آیه‏اللّه‏ صافى: باید سهم امام را به مرجع تقلید خود یا مجتهدى كه مانند او از نظر كمیت و كیفیت به مصرف مى‏رساند، بدهد و نیز مى‏تواند در جایى مصرف كند كه مرجع تقلیدش اجازه مى‏دهد. سهم سادات را مى‏توان به خود آنان داد.[452]

 تبصره. خمس دو قسمت مى‏شود: نصف آن سهم امام و نصف دیگر سهم سادات است. آیات عظام سیستانى، تبریزى و صافى در پرداخت سهم سادات، اجازه مجتهد را لازم نمى‏دانند.

 

مصرف خمس

 پرسش 256 . آیا مى‏توان خمس را در امور فرهنگى و احداث اماكن علمى و دانشگاهى، مصرف كرد؟

همه مراجع: باید طبق اجازه حاكم شرع مصرف شود.[453]

 

سهم سادات

 پرسش 257 . آیا به سیدى كه بیش از مخارج سالش داشته باشد، مى‏توان خمس داد؟

همه مراجع: خیر، در سهم سادات «فقر» شرط است.[454]

زن سیده

 پرسش 258 . آیا مى‏توان به زن سیده‏اى كه فقیر است و شوهرش قادر به اداره زندگى او نیست، سهم سادات داد؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: با اجازه حاكم شرع اشكال ندارد.[455]

آیات عظام بهجت، فاضل، مكارم، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه حاكم شرع انجام گیرد.[456]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى، جایز است.[457]

 

 پرسش 259 . آیا در پرداخت خمس لازم است به مستحق گفته شود كه این پول خمس است؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست گفته شود ؛ بلكه مى‏تواند به عنوان هدیه به او بدهد و نیت خمس كند.[458]

 تبصره. فرض مسئله جایى است كه شخص براى به مصرف رساندن سهم سادات (طبق برخى فتاوا) و سهم امام علیه‏السلام، از حاكم شرع اجازه گرفته باشد.

 

 پرسش 260 . از كسى طلبكار هستم ؛ آیا جایز است طلب خود را بابت خمس حساب كنم؟

آیات عظام امام، بهجت، فاضل و نورى: اگر بدهكار مستحق است، باید با اجازه حاكم شرع باشد.[459]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى‏تواند طلب خود را بابت خمس حساب كند ؛ ولى نسبت به سهم امام علیه‏السلام بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه حاكم شرع باشد.[460]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى‏تواند از مستحق وكالت گرفته و از جانب او قبض نموده و بابت طلبش دریافت كند و نسبت به سهم امام علیه‏السلام، باید با اجازه حاكم شرع باشد.[461]

 آیه‏اللّه‏ صافى: اگر بدهكار مستحق است، مى‏تواند سهم سادات را به او بدهد و تعد مستحق بابت بدهى، به او برگرداند، ولى نسبت به سهم امام علیه‏السلام باید با اجازه حاكم شرع باشد.[462]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر بدهكار مستحق است، در مورد سهم سادات مى‏تواند طلب خود را بابت خمس حساب كند، ولى نسبت به سهم امام علیه‏السلام، باید با اجازه حاكم شرع باشد.[463]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر بدهكار مستحق است، بنابر احتیاط واجب باید با اجازه حاكم شرع باشد.[464]

 تبصره. فرض مسئله جایى است كه طلب انسان پول است، نه جنس و كالا.

 

سال خمسى

 پرسش 261 . شخص از چه زمانى باید سال خمسى داشته باشد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و فاضل: آغاز سال خمسى براى كسانى كه درآمد تدریجى روزانه دارند (مانند تاجر و كاسب)، از وقتى است كه شروع به كار مى‏كند و براى كارمند و كارگر اولین درآمد و حقوق آنان است و براى كشاورز و مانند آن، از اولین محصولى است كه برداشت مى‏كند و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد.[465]

آیات عظام تبریزى، مكارم و نورى: آغاز سال خمسى براى هر كس، اولین درآمد او است و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد.[466]

آیات عظام سیستانى و وحید: آغاز سال خمسى براى هر كس، از وقتى است كه شروع به كار مى‏كند و چنانچه از مخارج سال زیاد آمد، باید خمس آن را بپردازد.[467]

 

زمان خمس

 پرسش 262 . كسى كه درآمد او كمتر از مخارجش باشد و در عین حال سر سال مقدارى پول، خوراكى و... زیاد مى‏آورد، آیا باز هم واجب است حساب سال داشته باشد و خمس بپردازد؟

همه مراجع (به جز بهجت و نورى): آرى اگر درآمد او تا یك سال در نیازهاى زندگى مصرف نشود و سر سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد.[468]

آیات عظام بهجت و نورى: خیر و چنانچه سر سال پول و یا چیزهایى از مؤونه زیاد بیاید، مى‏تواند آنها را در مخارج مورد نیاز صرف كند و خمس ندارد.[469]

 

 پرسش 263 . آیا پرداخت خمس به صورت اقساط جایز است؟

همه مراجع: خیر، پرداخت خمس به صورت اقساط جایز نیست ؛ ولى اگر حاكم شرع صلاح بداند، مى‏تواند با او یا نماینده‏اش، مقدار بدهى خود را دستگردان كند و به ذمه بگیرد و به صورت اقساط بپردازد.[470]

 محاسبه خمس

 پرسش 264 . راه محاسبه خمس را ذكر كنید.

كشاورزان، كارمندان، كارگران، كاسب‏ها و كسانى كه درآمد كسب دارند، باید براى خود حساب سال خمسى داشته باشند و جهت محاسبه خمس، به صورت زیر عمل كنند:

هنگامى كه از دریافت اولین درآمد[471] یك سال گذشت، آن روز، وقت حساب سال است. هر چه از مؤونه كه مورد استفاده قرار مى‏گیرد و عین آن از بین مى‏رود (مانند خوراكى‏ها، موادهاى شوینده، وسایل تحصیلى دفتر، خودكار و غیر آنها) چنانچه تا آخر سال خمسى زیاد بیاید و در بازار ارزشى داشته باشد، باید خمس (یك پنجم) آن را با قیمت روز بپردازند. چیزهایى از مؤونه كه مورد نیاز انسان است و با استفاده عین آن، از بین نمى‏رود (مانند وسایل زندگى مثل فرش، یخچال، وسیله نقلیه و...)، هر چند سال هم بر آنها بگذرد، خمس به آنها تعلق نمى‏گیرد.[472]

مثال: كارمندى در پایان خرداد سال 80، اولین حقوق خود را دریافت مى‏كند ؛ حساب سال او پایان خرداد سال 81 است. در این تاریخ ده كیلو برنج، پنج كیلو لپه، پنج عدد تاید و مبلغ پنجاه هزار تومان زیاد آمده است. او باید یك پنجم هر یك از اجناس بالا را جدا كرده و بابت خمس بپردازد و جایز است قیمت آن را به روز حساب كرده و یك پنجم آن را به صورت پول نقد بدهد.

 تبصره 1. كسى كه شغل ندارد، اگر اتفاقا معامله‏اى كند و سودى ببرد - بعد از آنكه یك سال از وقتى كه فایده برده، بگذرد - باید خمس مقدارى را كه از خرج سالش زیاد آمده بدهد.[473]

تبصره 2. درباره خمس بعضى از درآمدها (مانند حقوق خانواده شهدا، هدیه، جایزه بانكى و...) میان مراجع تقلید اختلاف نظر هست.

 

 پرسش 265 . اگر مال مخمس با مال غیرمخمس، در یك حساب بانكى جمع شود ؛ آیا مى‏توانیم براى مخارج زندگى نیت كنیم مال غیرمخمس كسر شود؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، سیستانى و نورى: آرى، جایز است.[474]

آیات عظام خامنه‏اى، فاضل، مكارم و وحید: خیر، جایز نیست ؛ بلكه باید در پایان سال، خمس باقى‏مانده را به نسبت اموال بپردازید ؛ مگر آنكه پیش از هزینه كردن، آن دو را جدا و از مال غیرمخمس خرج كنید.[475]

آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، باید در پایان مال، خمس باقیمانده را به نسبت اموال بپردازید ؛ مگر آنكه پیش از هزینه كردن، آن دو را جدا و از مال غیرمخمس خرج كنید.[476]

 

فرار از خمس

 پرسش 266 . آیا شخص قبل از رسیدن سال، مى‏تواند اموال خود را به قصد فرار از خمس به همسرش ببخشد تا بعد از سال خمسى، او دوباره همان پول را به شوهرش ببخشد؟

همه مراجع (به جز مكارم): خیر، باید خمس آن را سر سال بپردازد.[477]

 آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب، باید خمس آن را سر سال بپردازد.[478]

 

 پرسش 267 . آیا به پولى كه خمس تعلق گرفته، جایز است به مقدار خمس جدا كرد و در بقیه آن تصرف نمود؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، جایز نیست ؛ مگر با اجازه حاكم شرع.[479]

آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى، اشكال ندارد.[480]

 

مال خمس نداده

 پرسش 268 . رفت و آمد با خانواده‏اى كه خمس پرداخت نمى‏كنند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): معاشرت با آنان اشكال ندارد و اگر یقین نداشته باشد به غذاى آنها خمس تعلق گرفته، خوردن آن نیز جایز است و چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد كند.[481]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: معاشرت با آنان اشكال ندارد و مى‏تواند از غذاى آنها استفاده كند ؛ هر چند بداند كه خمس آن پرداخت نشده است. چنانچه احتمال تأثیر بدهد، آنان را ارشاد كند.[482]

 

 پرسش 269 . جنسى كه به آن خمس تعلق گرفته فروخته‏ام ؛ آیا مى‏توانم در پولى كه به دست آورده‏ام، تصرف كنم؟ وظیفه‏ام چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): معامله یك پنجم جنس فضولى است و نیاز به اجازه حاكم شرع (مجتهد جامع شرایط) دارد. اگر آن را امضا كرد، خریدار باید خمس جنس را به حاكم شرع بدهد و به مقدار آن از شما پس بگیرد.[483]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: باید خمس جنس را بدهید و بر خریدار چیزى نیست.[484]

 

 

 

 

احكام نذربازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت نذر

 پرسش 270 . درباره اهمیت نذر و سابقه تاریخى آن توضیح دهید؟

«یوفُونَ بِالنَّذرِ وَ یخافُونَ یوماً كانَ شَرُّهُ مُستَطِیراً » ؛ «آنان به نذر خویش وفا مى‏كنند و از روزى كه شر و عذابش گسترده است (قیامت) مى‏ترسند».[485]

«نذر» در لغت به معناى وعده دادن و پیمان به چیزى است و در اصطلاح پیمان خاصى با خداوند است كه انسان آن را بر خود واجب مى‏كند. نذر به دو صورت مى‏تواند انجام گیرد: نذر مشروط و نذر مطلق.

«نذر مشروط» آن است كه شخص به خاطر انجام دادن عمل نیك و یا اجتناب از كار ناشایست، آن را بر خود واجب مى‏كند تا در نتیجه آن، خداوند متعال حاجت او را برآورد. به عنوان مثال مى‏گوید: «اگر فرزندم خوب شد و سلامتى خود را بازیافت، هزار تومان به فقیر كمك مى‏كنم».

«نذر مطلق» نذرى است كه هیچ قید و شرطى در آن مطرح نیست ؛ به عنوان مثال مى‏گوید: «من براى خدا نذر مى‏كنم كه نماز شب بخوانم».

 نذر داراى پیشینه زیادى است و انسان در طول تاریخ از آن سود جسته و با نذر سعى كرده تا رضایت معبود خویش را در جهت تأمین نیازهایش جلب كند. این امر همواره مورد توجّه پیامبران و امت‏هاى گذشته بوده[486] و در اسلام نیز مشروعیت یافته است. قرآن كریم در آیاتى، داستان نذر حضرت مریم علیهاالسلام و مادرش را بیان مى‏كند.[487] همچنین ویژگى‏هاى بندگان خدا را وفاى به نذر برمى‏شمارد: «آنان به نذر خویش وفا مى‏كنند و از روزى كه شرّ و عذابش گسترده است (قیامت) مى‏ترسند».[488]

امام صادق علیه‏السلام در شأن نزول این آیه مى‏فرماید: «هنگامى كه حسن و حسین علیهم‏السلام مریض بودند، روزى پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به ملاقات آنان آمد و به على علیه‏السلامفرمود: خوب است جهت سلامتى فرزندانت نذر كنى. على علیه‏السلام فرمود: من نذر مى‏كنم: «چنانچه این دو بهبود یابند، سه روز را به جهت تشكر از خداوند روزه بگیرم». سپس فاطمه علیهاالسلام و فضه (خدمتگزار آنان)، همین نذر را تكرار كردند. خداى متعال نیز لباس عافیت به اندام آن دو امام پوشاند و ایشان نیز روزه گرفتند»[489].

نذر ممكن است حكمت‏هاى گوناگونى داشته باشد كه مهم‏ترین آنها، رسیدن به مطلوب و برآورده شدن حاجت و تقویت انگیزش در جهت سیر و سلوك معنوى است.

نذر یكى از احكام عملى و جارى اسلام و داراى احكام و شرایطى است. این عمل نیاز به صیغه خاص دارد كه اگر به هر زبانى خوانده شود، كفایت مى‏كند. البته باید نام «اللّه» یا ترجمه آن ذكر شود. بدون رعایت این شرایط، نذر تحقق نمى‏یابد. پس اگر بگوید: «چنانچه مریض من خوب شود، براى خدا بر من است كه ده تومان به فقیر بدهم»، نذر او صحیح است.

شرایط نذر

 پرسش 271 . شرایط نذر كدام است؟

شرایط نذر عبارت است از:

1. نذر كننده بالغ باشد، عاقل و با قصد و اختیار باشد.

2. انجام دادن آن ممكن باشد.

3. انجام دادن آن مطلوب شرع باشد (مانند نماز، روزه، قربانى كردن، كمك به دیگران، عیادت مریض و...).

4. ترك آنها مطلوب شرع باشد (ترك حرام یا مكروه).

 تبصره. اگر متعلق نذر مباح باشد ؛ یعنى، انجام دادن یا ترك آن از هر جهت مساوى باشد، نذر باطل است. اما اگر انجام دادن یا ترك آن، از جهتى بهتر باشد، صحیح است. براى مثال نذر كند: غذایى بخورد كه براى عبادت نیرو بگیرد و یا غذایى نخورد كه مایه سستى بدن او از انجام دادن عبادت مى‏شود.

 

صیغه نذر

 پرسش 272 . صیغه نذر چیست و آیا جمله خاصى دارد؟

همه مراجع: آرى، نذر صیغه خاصى دارد ؛ براى مثال شخصى در مورد شفا یافتن بیمارى‏اش نذر مى‏كند كه مبلغى به فقیر بدهد ؛ پس چنین مى‏گوید: «اِن شَفَى اللّه‏ُ مَرَضى فَلِلّهِ عَلىَّ اَن اُعطِىَ الفَقیرَ كَذا». البته لازم نیست به عربى بخواند. همین اندازه كافى است كه بگوید: اگر بیمارى من شفا یابد، براى خدا بر عهده من است كه فلان مبلغ را به فقیر بدهم.[490]

 تغییر نذر

 پرسش 273 . آیا تغییر نذر جایز است؟ براى مثال كسى كه نذر كرده در روز عاشورا، به مردم حلیم بدهد، آیا مى‏تواند به جاى آن خوراكى دیگرى بدهد؟ یا حلیم را در روزهاى دیگر ماه محرم به مصرف برساند؟

همه مراجع: اگر نذر طبق صیغه معتبر شرعى بوده، تغییر آن جایز نیست ؛ بلكه باید به همان صورت كه نذر كرده، عمل كند و در غیر این صورت تغییر مورد نذر، اشكال ندارد.[491]

 

عمل به نذر

 پرسش 274 . آیا عمل به نذر فورى است؟ مثلاً چنانچه شخص نذر كند كه اگر حاجتش برآورده شود، ده روز روزه بگیرد ؛ آیا باید بلافاصله این كار را بكند؟

همه مراجع: اگر براى گرفتن روزه‏ها زمان معین نكرده، لازم نیست بعد از برآورده شدن حاجتش، بلافاصله روزه بگیرد.[492]

 تبصره. البته سهل انگارى و كوتاهى در عمل به نذر، جایز نیست.

 

زمان نذر

 پرسش 275 . اگر انسان براى نذر خود وقت تعیین كند ؛ ولى در زمان خود نتواند آن را انجام دهد، وظیفه‏اش چیست؟

 همه مراجع: اگر نذر او روزه است، چنانچه در وقت عمل به آن عذرى مانند بیمارى، سفر ضرورى و... پیش آید، عمل به آن واجب نیست و كفاره هم ندارد ولى باید قضاى آن را بجا آورد. و در غیر روزه، اگر در وقت انجام دادن نذر، نتواند آن را به جا آورد، تكلیف از او ساقط است و كفاره هم ندارد.[493]

 

شك در نذر

 پرسش 276 . نذرى كرده‏ام، ولى بین دو چیز (روزه گرفتن و صدقه دادن به فقیر) شك دارم و نمى‏دانم كدام یك از آن دو است ؛ تكلیف چیست؟

همه مراجع: باید احتیاط كرده و به هر دو عمل كنید.[494]

 

فراموشى نذر

 پرسش 277 . كسى نذر كرده به فقیر مبلغى پول بدهد، ولى فراموش كرده كه مقدار آن چقدر است ؛ تكلیف چیست؟

همه مراجع: اگر نذر طبق صیغه معتبر شرعى بوده، مى‏تواند به مقدار حداقل اكتفا كند. به عنوان مثال اگر بین هزار تومان یا بیشتر تردید دارد ؛ پرداخت همان هزار تومان كافى است [و اگر بیشتر هم بدهد، كار پسندیده‏اى است] .[495]

 

كفاره نذر

 پرسش 278 . كفاره نذرى كه از روى عمد به جا نیاورده و چندین مدت از زمان آن گذشته، چگونه است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و وحید): كفاره آن آزاد كردن یك بنده، یا اطعام شصت فقیر و یا گرفتن دو ماه روزه پى‏درپى به طور تخییر است.[496]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و وحید: كفّاره آن آزاد كردن یك بنده یا اطعام ده فقیر یا پوشاندن آنان است و اگر اینها را نتوانست، باید سه روز پى در پى روزه بگیرد.[497]

 

نذر فرزند

 پرسش 279 . آیا براى نذر اجازه پدر لازم است؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: خیر، اجازه پدر لازم نیست و او نمى‏تواند فرزند را از نذر منع كند.[498]

آیه‏اللّه‏ بهجت: بنا بر احتیاط واجب، اجازه پدر لازم است و اگر بدون اجازه او نذر كند، بنا بر احتیاط باید به نذرش عمل كند[499].

آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: خیر، اجازه پدر لازم نیست ؛ ولى اگر پدر از كارى منع كند كه فرزند نذر آن را كرده، نذر او صحیح نیست.[500]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: خیر، اجازه پدر لازم نیست ؛ ولى اگر پدر از كارى منع كند كه فرزند آن را نذر كرده - چنانچه نهى او از روى شفقت و دوستى باشد و مخالفت فرزند باعث آزار او گردد - نذر او صحیح نیست[501].

آیه‏اللّه‏ مكارم: خیر، اجازه پدر لازم نیست ؛ مگر آنكه كار او باعث آزار پدر باشد. در این صورت نذر صحیح نیست[502].

نذر زن

 پرسش 280 . آیا زن مى‏تواند بدون اذن شوهر، از مال خودش نذر كند؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: خیر، نذر زن در اموال خودش، بدون اذن شوهر صحیح نیست.[503]

آیه‏اللّه‏ بهجت: نذر زن بدون اذن شوهر [حتى در اموال خودش] ، بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.[504]

آیات عظام تبریزى و مكارم: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط مستحب آن است كه با اجازه او باشد [حتى در اموال خودش] .[505]

آیات عظام سیستانى، صافى و وحید: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او (در هر حال) صحیح نیست و بنابر احتیاط واجب در اموال خودش نیز - غیر از حج، زكات، صله رحم و احسان به پدر و مادر - با اذن شوهر نذر كند.[506]

آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال] صحیح نیست و اگر مزاحم نباشد، احتیاط واجب آن است كه با اذن او باشد ؛ به خصوص در نذر اموال (هر چند متعلق به خودش باشد).[507]

آیه‏اللّه‏ نورى: آرى، نذر زن از مال خودش، بدون اذن شوهر صحیح است.[508]

نذر روزه

 پرسش 281 . آیا نذر روزه در سفر صحیح است؟

آیات عظام امام، تبریزى، صافى، فاضل، نورى و وحید: در مسافرت، نذر روزه جایز نیست.[509]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و سیستانى: آرى، در مسافرت نذر روزه جایز و صحیح است.[510]

آیه‏اللّه‏ مكارم: روزه در سفر در هر صورت جایز نیست، هر چند نذر كرده باشد.[511]

 

 

 

 

احكام موسیقى و جشن‏هابازگشت به فهرست

 

 

 

آثار موسیقى

 پرسش 282 . درباره موسیقى و دلیل حرمت آن توضیح دهید؟

«وَ مِنَ النّاسِ مَن یشتَرِى لَهوَ الحَدِیثِ لِیضِلَّ عَن سَبِیلِ اللّهِ بِغَیرِ عِلمٍ »[512] ؛ «و برخى از مردم سخنان بیهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند».

«موسیقى» - یا «موسیقیا» - واژه‏اى یونانى است كه در فرهنگ لغت، معادل «غنا» است ؛ ولى در حوزه مفاهیم دینى و اصطلاح فقه، با یكدیگر تفاوت دارد. «غنا» در اصطلاح شرعى عبارت است از: «آوازى كه از حنجره آدمى بیرون آمده و در گلو چرخانده (چهچهه) شود و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد كند و مناسب با مجالس لهو و خوش‏گذرانى باشد». اما موسیقى به «صوت و آهنگى گفته مى‏شود كه از آلات موسیقى، پدید آید». بر این اساس بین موسیقى علمى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است.[513]

 در قرآن چند آیه در این مورد نازل شده است كه با توجه به بعضى از آیات قرآن و احادیث، حرمت غنا و موسیقى لهوى، به خوبى ثابت مى‏شود.[514] افزون بر آن، تمامى فقیهان شیعى نیز بر حرمت موسیقى و غنا اتفاق نظر دارند.[515]

با بررسى كوتاه در قرآن و روایات و سخن روان شناسان، مى‏توان موارد ذیل را از فلسفه‏هاى حرمت موسیقى دانست:

1. انسان را به فساد و فحشا گرایش مى‏دهد.[516]

2. او را از یاد خدا غافل مى‏سازد.[517]

3. بر روان و اعصاب، تأثیر سویى دارد.[518]

در زمینه غنا و موسیقى توجه به چند نكته بایسته است:

یكم. هر نوع آواز و آهنگى، حرام شمرده نمى‏شود ؛ بلكه تنها آهنگ‏هاى مناسب با مجالس لهو و فساد، مشمول حرمت است و گوش دادن به آهنگ‏هایى كه از این مشخصه عارى بوده و یا مشكوك به نظر مى‏رسد، اشكال ندارد.

 دوم. طرب و لهو، دو واژه كلیدى است كه در باب غنا و موسیقى به كار مى‏رود. «طرب» به حالت سبك وزنى و سبك عقلى گفته مى‏شود كه در اثر شنیدن آواز یا آهنگ، در روان و نفس آدمى پدید مى‏آید و او را از حد اعتدال خارج مى‏كند. این امر تنها به حالت شادى اختصاص نمى‏یابد ؛ بلكه ممكن است از آهنگ‏هاى غم و حزن آور نیز به دست آید.[519] «لهو» سازگارى و هم‏نوایى آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش‏گذرانى است ؛ بدین معنا كه ممكن است نغمه‏اى طرب‏انگیز نباشد ؛ ولى از نغمه‏هایى باشد كه فقط در جلسات فاسقان و هواپرستان رایج باشد، به این آهنگ لهوى مى‏گویند و اگر از هر دو مشخصه (طرب و لهو) برخوردار باشد، به آن مطرب لهوى مى‏گویند.

تمامى مراجع تقلید، «لهوى بودن» را جزء و قید موسیقى حرام مى‏دانند ؛ ولى در قید «طرب‏انگیزى» اختلاف نظر دارند.[520]

سوم. آلات موسیقى دو قسم است: آلات مختص حرام؛ آلات مشترك.

«آلات مختص» به آلاتى از موسیقى گفته مى‏شود كه نوعا در لهو و لعب به كار مى‏رود و منفعت حلالى در بر ندارد.

«آلات مشترك» به آلاتى از موسیقى گفته مى‏شود كه هم براى منافع مشروع و حلال به كار مى‏رود و هم براى منافع نامشروع و حرام.

استفاده از آلات مختص به هیچ وجه جایز نیست ؛ ولى آلات مشترك بستگى به كیفیت نواختن آن دارد.

بیشتر مراجع تقلید[521] استفاده از آلات مشترك را به طور مطلق حرام نكرده‏اند ؛ بلكه براساس كیفیت نواختن آن فتوا داده‏اند.

 

حكم نوازندگى

 پرسش 283 . حكم نواختن با آلات موسیقى را بیان كنید؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است كه به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جایز نیست ؛ ولى اگر از آلات مشترك باشد، استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشكال ندارد[522].

آیات عظام بهجت و صافى: به طور كلى نواختن با آلات موسیقى (لهو)، حرام است[523].

 

حكم انواع موسیقى

 پرسش 284 . آیا میان انواع موسیقى‏ها - از قبیل اصیل(سنتى)، كلاسیك، محلى، پاپ و... - تفاوتى در حكم هست؟

همه مراجع: خیر، هیچ گونه تفاوتى میان آنها در حكم نیست و معیار حرمت استماع موسیقى، طرب انگیزى و لهوى بودن آن است.[524]

 

 شنیدن آهنگ

 پرسش 285 . حكم گوش دادن به آهنگ بدون كلام چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: گوش دادن به هر آهنگى كه مطرب و لهوى و مناسب مجالس‏گناه وخوش‏گذرانى است، جایز نیست (هرچند مشتمل بر كلام نباشد)[525].

آیات عظام بهجت و صافى: گوش دادن به هر آهنگى كه مطرب و لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى است، جایز نیست و گوش دادن به آهنگى كه از نواختن آلات موسیقى تولید مى‏شود، حرام است[526].

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: گوش دادن به هر آهنگ لهوى كه مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى است، جایز نیست (هر چند مشتمل بر كلام نباشد)[527].

 

موسیقى حرام

 پرسش 286 . اگر استماع موسیقى هیچ گونه تأثیرى در انسان نداشته باشد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست ؛ هر چند در شخص تأثیر نداشته باشد.[528]

تبصره. موسیقى حرام، غالباً آثار مخرّبى دارد و باعث بیگانگى از خدا و تحریك شهوت و آلودگى به مفاسد دیگر مى‏شود ؛ ولى حكم تابع این امور نیست و اگر به فرض، در موردى موسیقى حرام هیچ تأثیرى در روح و روان انسان بر جاى نگذارد، باز گوش دادن به آن جایز نیست.

موسیقى لهوى

 پرسش 287 . آیا در موسیقى، «لهوى بودن» آن مطرح است یا محتواى شعرهایى كه خوانده مى‏شود؟ به تعبیر دیگر اگر اشعار خوب و مذهبى در قالب موسیقى مطرب و لهوى خوانده شود، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: معیار در حرمت موسیقى، مطرب و لهوى بودن آن است ؛ هر چند محتواى آن اشعار مذهبى و اسلامى باشد.[529]

 تبصره. برخى از مراجع تقلید (آیات عظام: تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید)، قید «مطرب» را جزء موسیقى حرام نمى‏دانند.

 

نواختن موسیقى

 پرسش 288 . ویژگى‏هاى نواختن موسیقى حرام (بدون كلام) كدام است: داشتن ریتم تند، ایجاد رقص در شنونده، طرب‏انگیزى آن و یا هیچ كدام؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: معیار حرمت موسیقى، طرب انگیزى و لهوى بودن آن است كه با مجالس گناه و خوش‏گذرانى و فساد تناسب دارد.[530]

آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى به طور مطلق حرام است.[531]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: معیار حرمت موسیقى، لهوى بودن آن است كه با مجالس گناه، خوش‏گذرانى و فساد تناسب دارد.[532]

 تبصره. موسیقى حرام معمولاً داراى نشانه‏هاى یاد شده است ؛ ولى گاه ممكن است لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى باشد ؛ اما با وجود آن داراى ریتم تند و ایجاد حالت رقص در شنونده نباشد. در این صورت نیز گوش دادن به آن حرام است.

 

موزیك‏هاى ورزشى

 پرسش 289 . اگر گوش دادن به موزیك، باعث نیرو گرفتن و ایجاد علاقه به كار باشد ؛ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست (هر چند باعث علاقه پیدا كردن به كار شود).[533]

 

 موسیقى تحریكى

 پرسش 290 . آیا زن و شوهر به جهت تمایل به یكدیگر و افزایش شهوت، مى‏توانند به موسیقى لهوى گوش فرا دهند؟

همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام، جایز نیست و صرف افزایش تمایل به همسر، مجوّز شرعى براى استماع آن محسوب نمى‏شود.[534]

موسیقى درمانى

 پرسش 291 . امروزه موسیقى براى معالجه بعضى از بیمارى‏هاى روانى (مانند افسردگى، اضطراب، مشكلات جنسى و سرد مزاجى زنان) به كار مى‏رود، حكم آن چیست؟

همه مراجع: اگر نظر پزشك متخصص و امین، بر این است كه تنها راه معالجه و درمان آن، استفاده از موسیقى است ؛ گوش دادن به آن - به مقدارى كه درمان بیمار اقتضا مى‏كند - اشكال ندارد.[535]

 تبصره. این فرض بسیار نادر است و خداوند متعال در كارهاى حرام - از جمله موسیقى ممنوع - شفا قرار نداده است و پاسخ یاد شده تنها در هنگام ضرورت و به مقدار حداقل به كار مى‏آید.

 

مجالس موسیقى

 پرسش 292 . در صورتى كه در مجلسى، مجبور باشیم موسیقى مطرب و لهوى را تحمل كنیم، آیا باز هم مرتكب گناه شده‏ایم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - با فراهم بودن سایر شرایط - باید نهى از منكر كنید. اگر نمى‏پذیرند - چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه گردد - مجلس را ترك كنید ؛ مگر آنكه باعث فتنه و فساد شود. در این صورت ماندن در آن محل به مقدار ضرورت، اشكال ندارد. البته در صورت امكان باید از گوش دادن به موسیقى حرام، اجتناب ورزید و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشكال ندارد.[536]

 

 پرسش 293 . شركت در مجالسى كه موسیقى و ترانه مبتذل پخش مى‏كنند - در حالى كه تذكر دادن فایده ندارد - چگونه است؟

همه مراجع: شركت در مجالسى كه باعث استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه مى‏گردد، جایز نیست ؛ مگر آنكه بتواند نهى از منكر كند.[537]

 

تشخیص موسیقى

 پرسش 294 . ملاك و مرجع تشخیص موسیقى و غناى حرام در نظام اسلامى كیست: وزارت ارشاد، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، كارشناسان موسیقى، فقیهان، عرف مردم و یا شخص؟

 همه مراجع: در تعیین و تشخیص موسیقى حرام و حلال، باید به عرف عام مراجعه كرد.[538]

 تبصره. فقیهان، كارشناسان موسیقى و نهادهاى فرهنگى نیز مى‏توانند در زمینه موضوعات، اظهار نظر كرده و موسیقى حرام و حلال را (بر اساس نظر عرفى خود) معرفى كنند.

تكثیر نوار موسیقى

 پرسش 295 . درآمدى كه از رهگذر تكثیر و توزیع نوار و سى‏دى‏هاى موسیقى به دست مى‏آید، حلال است یا حرام؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام است، خرید و فروش و درآمد حاصل از آن، حرام مى‏باشد.[539]

 

موسیقى شب عروسى

 پرسش 296 . حكم استفاده از دف و دایره زنگى در عروسى چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و فاضل: استفاده از آلات موسیقى براى نواختن موسیقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى)، جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[540]

 آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى به طور كلى جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[541]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم، نورى و وحید: استفاده از آلات موسیقى براى نواختن موسیقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش‏گذرانى)، جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن، تفاوتى وجود ندارد.[542]

مجالس عروسى

 پرسش 297 . آیا جایز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان)، غنا و آواز بخواند و عده‏اى به رقص و زدن بر روى میز و صندلى مشغول شوند؟ حكم شرعى چنین مجلسى چیست (البته از آلات موسیقى استفاده نمى‏شود)؟

همه مراجع (به جز تبریزى و خامنه‏اى): در فرض مذكور اشكال دارد.[543]

آیه‏اللّه‏تبریزى: اگر مرد یا پسرممیز در مجلس‏زنانه حضورنداشته‏باشد و ازموسیقى لهوى نیز استفاده نكنند ؛ آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براى زنان و زدن بر میز و صندلى و مانند آن - كه از آلات موسیقى محسوب نمى‏شود - اشكال ندارد.[544]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر كیفیت زدن به شیوه متداول در عروسى‏هاى سنتى باشد و لهو محسوب نشود و نیز رقص زن براى زنان، باعث تحریك شهوت و یا مفسده دیگر نگردد، اشكال ندارد.[545]

 

موسیقى مجلس عروسى

 پرسش 298 . اگر به مجلس عروسى و مانند آن دعوت شدیم ؛ ولى در آنجا موسیقى و ترانه مبتذل پخش كردند، تكلیف چیست؟ آیا باید محل را ترك كنیم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید، با فراهم بودن شرایط، نهى از منكر كنید و اگر نمى‏پذیرند - چنانچه حضور شما باعث استماع موسیقى حرام یا تأیید گناه گردد - باید مجلس را ترك كنید ؛ مگر آنكه عسر و حرج لازم آید.[546]

آهنگ‏هاى صدا و سیما

 پرسش 299 . گاهى از صدا و سیما و یا نوار ضبط صوت، آهنگ‏هایى پخش مى‏شود كه به نظر مى‏رسد مناسب با مجالس لهو و خوش‏گذرانى است ؛ در حالى كه در نظر دیگران این چنین نیست! آیا مى‏توانم آنان را از گوش دادن به آن منع كنم؟

همه مراجع: بر شما واجب است به آن گوش ندهید ؛ ولى نهى دیگران، مبتنى بر این است كه آنان هم آن را موسیقى حرام بدانند.[547]

 تبصره. یكى از شرایط وجوب فریضه امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه حرام بودن منكر، درباره انجام دهنده آن ثابت باشد و یا او بر گناه اصرار ورزد. فرض مسأله در جایى است كه موسیقى یاد شده، در نظر دیگران از نوع موسیقى حلال است ؛ در نتیجه نهى از منكر در اینجا ساقط مى‏شود.

 

آهنگ مبتذل

 پرسش 300 . استفاده از آهنگ‏هاى مبتذل (موسیقى حرام)، در مجالس عروسى زنان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام - هر چند در مجالس عروسى زنان - جایز نیست.[548]

 تبصره. «موسیقى» و «غنا و آوازخوانى» دومقوله است. آنچه كه در مجالس عروسى زنان جایز شمرده شده، غنا و آوازخوانى زن است ؛ ولى موسیقى لهوى، در هر حال و زمانى حرام است.

 

موسیقى محل كار

 پرسش 301 . من در مكانى كار مى‏كنم كه صاحب آن همیشه به نوارهاى موسیقى مبتذل و حرام گوش مى‏دهد و من هم مجبور به شنیدن آن هستم ؛ آیا این كار براى من جایز است یا خیر؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - با تحقّق سایر شرایط - باید او را نهى از منكر كنید و اگر نمى‏پذیرد، چنانچه مجبورید در آن مكان حضور داشته باشید، كاركردن در آنجا براى شما اشكال ندارد ؛ ولى باید به موسیقى حرام گوش ندهید. و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشكال ندارد.[549]

تبصره. اگر این شخص بتواند بدون زحمت و مشقّت، شغل مناسب دیگرى پیدا كند، باید این راه را برگزیند. فرض مسأله جایى است كه ترك آن مكان و انتخاب شغل دیگر، براى او دشوار و حرجى است.

 

كف زدن

 پرسش 302 . حكم دست زدن در مراسم عروسى چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و مكارم: اگر به طور متعارف و غیر لهوى باشد، اشكال ندارد.[550]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: دست‏زدن فى‏نفسه (به‏تنهایى)، اشكال ندارد.[551]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر جلف و سبك نباشد، اشكال ندارد.[552]

آیه‏اللّه‏ وحید: احتیاط واجب در ترك آن است.[553]

 

جشن ولادت امامان علیهم‏السلام

 پرسش 303 . حكم دست زدن در مراسم و جشن‏هایى كه به مناسبت ایام ولادت و اعیاد امامان علیهم‏السلام برگزار مى‏شود، چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل و مكارم: اگر دست زدن به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشكال ندارد ؛ ولى این كار با مجالس اهل بیت علیهم‏السلام مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذكر صلوات و تكبیر و مانند آن، معطر گردد.[554]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن در این گونه مجالس، اشكال ندارد ؛ ولى این كار با مجالس اهل بیت علیهم‏السلام مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذكر صلوات و تكبیر و مانند آن معطّر گردد.[555]

آیه‏اللّه‏ نورى: دست زدن در این گونه مجالس - اگر سبك و جلف نباشد - اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است فضاى این مراسم، به ذكر صلوات و تكبیر و مانند آن معطّر گردد.[556]

آیه‏اللّه‏ وحید: احتیاط واجب در ترك آن است.[557]

حكم رقص

 پرسش 304 . آیا رقص زن و مرد اشكال دارد؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: رقص اگر باعث تحریك شهوت، ارتكاب گناه و یا ترتّب مفسده شود و یا زن در بین مردان نامحرم برقصد، حرام است.[558]

آیه‏اللّه‏ بهجت: به طور كلى رقص اشكال دارد.[559]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: رقص زن براى شوهر و رقص زن براى زنان، در مجالس عروسى و مانند آن - در صورتى كه در معرض نگاه مرد (حتى پسر ممیز) نبوده و مشتمل بر حرام دیگرى مثل موسیقى و مانند آن نباشد - اشكال ندارد. رقص در غیر این دو مورد، از مصادیق لهو بوده و سزاوار است كه مؤمن، از لهو اجتناب كند.[560]

 آیات عظام سیستانى و وحید: تنها رقص زن براى شوهر و بر عكس آن، جایز است.[561]

آیات عظام صافى، فاضل و مكارم: تنها رقص زن براى شوهر جایز است.[562]

 

رقص همسر

 پرسش 305 . آیا زن مى‏تواند براى شوهرش برقصد و همراه با آن، به موسیقى طرب انگیز و شاد گوش كنند؟

همه مراجع (به جز بهجت): رقص زن براى شوهر، در صورتى كه با موسیقى حرام همراه نشود، جایز است.[563]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر همراه با موسیقى حرام انجام گیرد، جایز نیست و اگر بدون آن باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[564]

 

نگاه به رقص

 پرسش 306 . آیا نگاه به رقص از تلویزیون داخلى و خارجى، اشكال دارد؟

همه مراجع: نگاه به رقص از تلویزیون، اگر باعث تحریك شهوت یا استماع موسیقى حرام و یا مفسده گردد، جایز نیست.[565]

تبصره. نگاه به رقص از طریق تلویزیون، حكم حضور در مجلس گناه را ندارد ؛ مگر آنكه باعث گناه و مفسده شود.

 

خوانندگى زن

 پرسش 307 . گوش دادن به نوارى كه خواننده‏اش زن باشد واز سروده‏هاى شعرایى مثل حافظ و مولوى و... استفاده كند، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و وحید: گوش دادن به آن جایز نیست.[566]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى و نورى: گوش دادن به آواز زن، اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده‏اى بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد.[567]

 تبصره. «غنا» عبارت است از ترجیع صدا، به نحوى كه طرب‏انگیز و مناسب با مجالس لهو و گناه باشد.

همخوانى زنان

 پرسش 308 . همخوانى زنان و یا زنان و مردان در سرودها و تواشیح، چه حكمى دارد و آیا شنیدن آن جایز است؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهییج شهوت و مفسده نگردد، اشكال ندارد.[568]

 آیات عظام بهجت، صافى و مكارم: اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نیز بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[569]

 

مداحى زنان

 پرسش 309 . در برخى موارد مرثیه خوانى و یا مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونه‏اى است كه صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى‏رسد ؛ آیا این عمل جایز است؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر صداى آنان در معرض ریبه، تلذّذ و تهییج شهوت باشد، جایز نیست.[570]

آیه‏اللّه‏ مكارم: خیر، جایز نیست.[571]

 

 

 

 

 

احكام پوششبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت حجاب

 پرسش 310 . درباره حجاب و دلیل وجوب آن توضیح دهید؟

«وَ لا یبدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنها وَ لیضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیوبِهِنَّ »[572] ؛ «و زینت خود را جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار نكنند و [اطراف] روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افكنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود] ».

«حجاب»، در لغت به معناى پرده، حاجب و پنهان كردن است و در اصطلاح «پنهان كردن زن خود را از دید مرد بیگانه است». آنچه دین اسلام بر زنان لازم دانسته، همان پوشش است كه در متون دینى و در كلام فقیهان، از آن به ستر، پوشش، ساتر و پوشاننده تعبیر شده است.

حجاب و پوشش پیش از اسلام، در میان برخى از ملّت‏ها - از جمله ایران باستان و قوم یهود و شاید در هند - مطرح و از آنچه كه در قانون اسلام آمده، سخت‏تر بوده است.[573]

 این دستور در دین اسلام، حدود سال‏هاى چهارم و پنجم تشریع گردیده است.[574]

حجاب، یكى از احكام ضرورى اسلام به شمار مى‏آید و شیعه و سنى بر آن، اتفاق نظر دارند. خداوند متعال در این باره سه آیه[575] در شهر مدینه، نازل كرده و در دو مورد آن، به مسأله پوشش بانوان اشاره كرده است.[576] علاوه بر این، احادیث بسیارى درباره اهمیت و چگونگى حجاب نقل شده است.

حضرت على علیه‏السلاممى‏فرماید: «پوشیدگى زن به حالش، بهتر است و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏سازد».[577]

پوشش براى زن دو هدف و فلسفه اساسى دارد:

1. مصونیت زن، در برابر طمع ورزى‏هاى هوس بازان.

2. پیشگیرى از تحریكات شهوانى و تأمین سلامت و بهداشت جامعه.[578]

در زمینه حجاب و پوشش، توجه به چند نكته بایسته است:

یكم. زن باید بدن و زیور آلات و آرایش خود و هر آنچه را كه نزد عرف زینت محسوب مى‏شود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن استثنا شده است.

دوم. هر چند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتى دوخت لباس، تأكید چندانى ندارد و تنها به اصل پوشش‏ـ اعم از چادر، مانتو و مانند آن - تكیه كرده است ؛ ولى روشن است كه لباس نباید تنگ، محرّك، نازك، بدن‏نما و باعث جلب توجّه گردد. از این رو چادر برترین پوشش به شمار مى‏آید. از مواردى كه مشكى بودن آن مكروه نیست ؛ بلكه نشانه وقار و متانت است، چادر و عبا مى‏باشد كه در روایات به آن اشاره شده است.

سوم. پرهیز از نرمش در سخن كه باعث طمع نامحرم شود و متانت در راه رفتن و استفاده نكردن از كفش‏هایى كه باعث توجه نامحرم مى‏گردد، بخشى از حجاب زن را تشكیل مى‏دهد.

چهارم. گرچه پوشش كامل براى مرد واجب نیست ؛ ولى نگاه زن به بدن او حرام است. همان گونه كه پوشش صورت و دست‏ها تا مچ بر زن، واجب نیست ؛ ولى نگاه مرد به آن از روى شهوت حرام است.

 

حكم مانتو

 پرسش 311 . پوشیدن مانتوهایى كه برجستگى‏هاى بدن (مانند سینه و پشت) را نمایان مى‏سازد، چگونه است؟

همه مراجع: اگر باعث تهییج شهوت باشد، جایز نیست.[579]

 

 پوشش در برابر كودكان

 پرسش 312 . آیا بر زن لازم است خود را در مقابل بچه نابالغ بپوشاند؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و مكارم): اگر خوب و بد را مى‏فهمد و احتمال مى‏دهد كه نگاهش به بدن زن، موجب تحریك شهوتش شود ؛ بنابر احتیاط واجب، باید بدن و موى خود را از او بپوشاند.[580]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر خوب و بد را مى‏فهمد، بنابر احتیاط واجب باید بدن و موى خود را از او بپوشاند.[581]

آیات عظام تبریزى و مكارم: خیر، لازم نیست ؛ ولى بهتر است، بدن و موى خود را از پسرى هم كه خوب و بد را مى‏فهمد، بپوشاند.[582]

 

پوشش زیرچانه

 پرسش 313 . آیا پوشاندن زیر چانه و كف و روى پا، در مقابل نامحرم واجب است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مكارم): آرى، باید آنها را از نامحرم بپوشاند.[583]

آیه‏اللّه‏ مكارم: پوشاندن زیر چانه واجب است ؛ ولى پوشاندن كف و روى پا تا مچ، بهتر است پوشانده شود و اگر احتمال مفسده بدهد واجب است پوشانده شود.[584]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن زیر چانه واجب است ؛ ولى پوشاندن كف و روى پا تا مچ بنابر احتیاط، واجب است.[585]

 

آستین كوتاه

 پرسش 314 . پوشیدن پیراهن آستین كوتاه در مقابل زن نامحرم، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و مكارم: اشكال ندارد.[586]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر مخالف عفت عمومى نباشد و در نظر افراد متشرع، منكر محسوب نشود، اشكال ندارد.[587]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر بداند زنان از روى تعمّد و لذت به او نگاه مى‏كنند، واجب است مرد لباس آستین‏دار بر تن كند و در غیر این صورت اشكال ندارد.[588]

آیات عظام بهجت و صافى: بنابر احتیاط واجب، باید لباس آستین‏دار بر تن كند.[589]

 تبصره. اگر در جایى پوشیدن لباس آستین كوتاه، باعث مفسده خاص گردد، اجتناب از آن واجب است.

 

پوشش صورت

 پرسش 315 . زنى كه مى‏داند به جهت چهره زیبایى كه دارد، مردان نامحرم به او نگاه مى‏كنند، چه وظیفه‏اى دارد؟ آیا پوشاندن آن واجب است؟

آیات عظام امام، سیستانى، فاضل، مكارم و نورى: اگر باعث مفسده نشود، پوشاندن چهره بر او واجب نیست ؛ ولى مردان وظیفه دارند به او نگاه نكنند.[590]

 آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: اگر باعث جلب توجّه مرد نامحرم شود، بنابر احتیاط واجب باید چهره خود را بپوشاند.[591]

آیه‏اللّه‏ صافى: باید چهره خود را در برابر نامحرم بپوشاند.[592]

ادكلن زنان

 پرسش 316 . آیا براى زن جایز است كه عطر بزند و از منزل بیرون رود؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست.[593]

 تبصره. حكم فوق بر این اساس است كه بیرون رفتن زن از منزل با حالت معطّر، باعث تحریك و جلب توجه مرد نامحرم مى‏شود و اگر در جایى باعث این مفسده نشود، بیرون رفتن او با آن حالت اشكال ندارد.

 

زیورآلات زنان

 پرسش 317 . زیورآلات زن، اگر در معرض دید نامحرم باشد، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، خامنه‏اى، فاضل و وحید: باید از دید مرد نامحرم پوشانده شود.[594]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن زیوآلات پنهانى (مانند دستبند، النگو و گردن‏بند)، از دید نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن انگشترى كه پیش زنان بزرگ‏سال و یا كمى پایین‏تر متعارف است، واجب نیست.[595]

 آیه‏اللّه‏ سیستانى: پوشاندن گردن‏بند از دید نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن النگو، دستبند، حلقه ازدواج و انگشتر واجب نیست.[596]

آیات عظام مكارم و نورى: پوشاندن زیورآلات پنهانى (مانند دستبند، النگو و گردن‏بند) از دید نامحرم واجب است ؛ ولى پوشاندن حلقه ازدواج و انگشتر، واجب نیست.[597]

پوشش آرایش صورت

 پرسش 318 . آیا باید سرمه چشم، اصلاح صورت و ابروهاى رنگ كرده را از نامحرم پوشاند؟

امام: پوشاندن اصلاح صورت واجب نیست ؛ ولى پوشاندن سرمه چشم و رنگ ابرو - اگر نزد عرف زینت محسوب شود - واجب است.[598]

آیات عظام بهجت و صافى: باید آن را از نامحرم پوشاند.[599]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: پوشاندن اصلاح صورت - به گونه‏اى كه نزد زنان كهنسال و یا كمى كمتر از آن متعارف است - واجب نیست.[600]

آیات عظام سیستانى، مكارم و نورى: پوشاندن آن از نامحرم واجب نیست.[601]

آیات عظام خامنه‏اى، فاضل و وحید: اگر زینت محسوب مى‏شود، باید آن را از نامحرم پوشاند.[602]

تبصره. اگر موارد یاد شده به گونه‏اى باشد كه باعث مفسده و جلب توجه مرد نامحرم شود، پوشاندنش واجب است.

 

 

 

 

 

احكام نامحرمبازگشت به فهرست

 

 

 

گفت و گوى تلفنى

 پرسش 319 . آیا در گفت‏وگوى زن و مرد نامحرم، فرقى بین گفت‏وگوى مستقیم و از راه دور هست؟

همه مراجع: خیر، هیچ تفاوتى در حكم نمى‏كند و در هر دو مورد، اگر با قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال دارد.[603]

 

صحبت براى ازدواج

 پرسش 320 . آیا صحبت كردن با كسى كه قصد داریم در آینده با او ازدواج كنیم، گناه است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[604]

 چت با جنس مخالف

 پرسش 321 . چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبت‏هاى معمولى، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: در صورتى كه خوف فتنه و كشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، جایز نیست.[605]

 

چت اینترنتى

 پرسش 322 . چت كردن با شخصى كه از جنسیت او بى‏اطلاعیم، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر ترس افتادن به حرام باشد، جایز نیست.[606]

 

جشن‏هاى دانشگاه

 پرسش 323 . برگزارى جشن‏ها و مراسم در دانشگاه - كه در آن دختران و پسران مختلط اند - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اصل اجتماع دختران و پسران، در یك محیط اشكال ندارد ؛ ولى اگر بانوان حجاب كامل را رعایت نكنند و آقایان نگاه گناه‏آلود داشته باشند و محرمات دیگرى (از قبیل موسیقى حرام و مانند آن) انجام گیرد، اجتماع آنان در آن محل جایز نیست.[607]

 اردوى مختلط

 پرسش 324 . آیا دانشجویان دختر و پسر، مى‏توانند به طور مشترك به اردوهاى تفریحى و سیاحتى بروند؟

همه مراجع: با توجه به اینكه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده است، باید از آن اجتناب شود.[608]

 

سلام به نامحرم

 پرسش 325 . آیا سلام كردن مرد به زن نامحرم و زن به مرد نامحرم، جایز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد.[609]

 تبصره. اگر جنس مخالف، دختر جوان باشد، بهتر است به او سلام نكند تا از افتادن در گناه، در امان باشد.

 

شوخى با نامحرم

 پرسش 326 . شوخى كردن با نامحرم چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر با قصد لذت (جنسى) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست.[610]

 

خنده با نامحرم

 پرسش 327 . خنده زن هنگام صحبت با مرد نامحرم، چه حكمى دارد؟

 همه مراجع: اگر خنده او طورى باشد كه باعث تحریك نامحرم شود، جایز نیست.[611]

همكارى دختر و پسر

 پرسش 328 . آیا ارتباط صمیمى بین دختر و پسر در هنگام همكارى یا میهمانى اشكال دارد؟

همه مراجع: دوستى بین دختر و پسر جایز نیست ؛ چون ترس افتادن به گناه در میان است. اما ارتباط شغلى، اگر باعث مفسده نشود و موازین شرع در آن رعایت شود، اشكال ندارد.[612]

 

خلوت با نامحرم

 پرسش 329 . آیا خلوت كردن دو نفر نامحرم در یك مكان، جایز است؟

امام، خامنه‏اى و نورى: اگر كسى نمى‏تواند وارد آن مكان شود و آنها بترسند كه به حرام بیفتند، ماندنشان در آنجا حرام است.[613]

آیات عظام بهجت، سیستانى و وحید: اگر احتمال فساد برود، ماندنشان در آنجا حرام است ؛ هر چند طورى باشد كه كس دیگر بتواند وارد شود.[614]

آیات عظام تبریزى و فاضل: اگر كسى نمى‏تواند وارد آن مكان شود - در صورتى كه احتمال فساد برود - ماندنشان در آنجا حرام است.[615]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر كسى نمى‏تواند وارد آن مكان شود، ماندنشان در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهاى علمى و ضرورى بپردازند[616].

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر كسى نمى‏تواند وارد آن مكان شود، بنابر احتیاط واجب ماندنشان در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهاى علمى و ضرورى مانند آن بپردازند[617].

 

نشستن كنار نامحرم

 پرسش 330 . گاهى در وسایل نقلیه به جهت نشستن مرد كنار زن، بدنشان به یكدیگر برخورد مى‏كند، در اینجا تكلیف چیست؟

همه مراجع: اصل تماس بدن زن و مرد با یكدیگر از روى لباس حرام نیست ؛ ولى اگر باعث تحریك شهوت و فساد گردد، جایز نمى‏باشد.[618]

 تبصره. اگر در تماس بدنى، فشار و اتكا پیدا شود، باید از آن پرهیز كرد.

 

دست دادن با نامحرم

 پرسش 331 . هرگاه در منطقه یا محیطى، رسم بر این باشد كه هنگام برخورد با یكدیگر مصافحه مى‏كنند (حتى زنان با مردان) و اگر این كار را ترك كنند، اهانت و اسائه ادب نسبت به طرف مقابل محسوب مى‏شود ؛ حكم دست دادن زن و مرد با این فرض چیست؟

همه مراجع: دست دادن با زن نامحرم جایز نیست و شعائر دینى باید حفظ شود و با بیان حكم شرعى، حمل آن بر اسائه ادب از بین مى‏رود.[619]

داستان تحریك‏كننده

 پرسش 332 . آیا خواندن داستان‏هاى تحریك كننده جنسى، جایز است؟

همه مراجع: اگر باعث تحریك شهوت گردد، خواندن آن جایز نیست.[620]

 

نامه‏نگارى نامحرم

 پرسش 333 . نامه نگارى با نامحرم و طرح مسائل شهوانى از طریق ایمیل، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: طرح مسائلى كه باعث ایجاد فتنه و فراهم آمدن زمینه فساد است، اشكال دارد.[621]

 

 

 

 

احكام نگاهبازگشت به فهرست

 

 

 

نگاه نامحرم

 پرسش 334 . درباره حرمت نگاه به نامحرم توضیح دهید؟

«قُل لِلمُؤمِنِینَ یغُضُّوا مِن أَبصارِهِم »[622] ؛ «به مؤمنان بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند».

«وَ قُل لِلمُؤمِناتِ یغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ »[623] ؛ «و به زنان با ایمان بگو: چشم‏هاى خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند».

نگاه حرام در شرع عبارت است از: نگاه مرد به بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست‏ها تا مچ) ؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن. و نیز نگاه به صورت و دست‏ها اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد. همچنین نگاه زن به مرد نامحرم (به جز صورت، گردن و دست‏ها و مقدارى از پا) ؛ خواه با قصد باشد یا بدون آن و نیز به مواضع یاد شده، اگر با قصد شهوت یا ترس افتادن به حرام باشد.

امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: «نگاه به نامحرم، تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است و چه بسا یك نگاهى كه حسرتى طولانى بر جاى گذارد».[624]

 نگاه‏هاى حلال

 پرسش 335 . نگاه‏هاى جایز و حلال كدام است؟

نگاه‏هاى جایز عبارت است از:

1. نگاه به زن روستانشین كه نوعا خود را نمى‏پوشاند،[625]

2. نگاه به عكس بى‏حجاب زن ناشناس،

3. نگاه هم‏جنس به هم‏جنس (به جز عورت)،

4. نگاه به زن به منظور ازدواج (با شرایط خاص)،

5. نگاه به زن كهنسال[626] كه هیچ گونه رغبتى به ازدواج با او نیست،

6. نگاه به زن غیرمسلمان ؛ خواه از اهل كتاب باشد یا نه.[627]

 تبصره. جواز نگاه‏هاى یاد شده در صورتى است كه با قصد لذت و یا ترس افتادن به گناه همراه نشود.

 

نگاه‏هاى حرام

 پرسش 336 . نگاه‏هاى ممنوع و حرام كدام است؟

نگاه‏هاى حرام عبارت است از:

1. نگاه به چهره آرایش كرده زن،

2. نگاه به زیور آلات زن،

3. نگاه به عكس بى‏حجاب زن آشنا،

4. نگاه با ریبه (ترس افتادن به حرام)،

5. نگاه به بدن مرد نامحرم (به جز صورت و دست‏ها)،

 6. نگاه به تمام بدن زن نامحرم (به جز صورت و دست‏ها تا مچ)،

7. نگاه هوس آلود (هر چند به صورت و دست‏ها و یا به بدن هم‏جنس).

نگاه به عكس دختر

 پرسش 337 . آیا مرد مى‏تواند براى آگاهى از خصوصیات جسمى و زیبایى دخترى كه مى‏خواهد با او ازدواج كند، عكس یا فیلم او را مشاهده كند؟ در صورتى كه دختر، فامیل و آشنا باشد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت باشد، اشكال ندارد ؛ هر چند آن دختر از فامیل و آشنایان باشد.[628]

 

نگاه به دختران

 پرسش 338 . شخصى قصد ازدواج دارد، آیا مى‏تواند بدون قصد لذت به چهره و موى خانم‏ها (مثلاً در خیابان) نگاه كند، تا یكى را بپسندد و بعد از او خواستگارى كند؟

همه مراجع: این نوع نگاه‏ها جایز نیست.[629]

 تبصره. نگاه به بدن زن، به منظور ازدواج با او شرایطى دارد و پرسش یاد شده، خارج از این موارد است.

 

نگاه به نامزد

 پرسش 339 . آیا نگاه مرد به بدن نامزد خود - كه هنوز نامحرم است ؛ ولى ازدواج با او قطعى است - جایز است؟

همه مراجع: خیر، نامزد نامحرم، با سایر زنان تفاوتى ندارد.[630]

نگاه خواستگارى

 پرسش 340 . مرد تا چه اندازه مى‏تواند به بدن زن، هنگام خواستگارى نگاه كند (البته با رعایت شرایط خاص خود)؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و فاضل: مى‏تواند به بدن دختر نگاه كند ؛ هر چند احتیاط مستحب است كه تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) اكتفا كند.[631]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى و مكارم: تنها مى‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه كند.[632]

آیه‏اللّه‏ صافى: بنا بر احتیاط واجب، تنها به صورت و دست‏ها تا مچ اكتفا كند[633].

آیه‏اللّه‏ نورى: مى‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سینه) دختر نگاه كند و اگر نتواند از خصوصیات سایر بدن، از روى لباس آگاهى پیدا كند، نگاه به تمام بدن جایز است.[634]

 تبصره. نگاه به دختر براى خواستگارى شرایطى دارد كه عبارت است از:

 1. به قصد لذت و ریبه نباشد.

2. براى آگاهى از وضع جسمانى او باشد.

3. مانعى از ازدواج در میان نباشد.

4. احتمال بدهد كه دختر او را رد نمى‏كند.

نگاه به برجستگى‏ها

 پرسش 341 . آیا نگاه به برجستگى‏هاى بدن زن نامحرم (مانند سینه و پشت)، از روى لباس و مانتو جایز است؟

همه مراجع: اگر با قصد لذت باشد و یا بترسد كه به گناه بیفتد، نگاه به این مواضع جایز نیست.[635]

 

نگاه لذّت آور

 پرسش 342 . اگر انسان همان طور كه از دیدن باغ و گلستان لذت مى‏برد، از نگاه كردن به چهره زن لذت ببرد ؛ آیا این كار حرام است و مصداق قصد لذت به حساب مى‏آید؟

همه مراجع: این گونه نگاه‏ها، چون جنبه لذت جنسى دارد، جایز نیست.[636]

 

نگاه به چشم خواهرى

 پرسش 343 . نگاه به زنان نامحرم - به ویژه فامیل و آشنا - بدون قصد لذت و تنها از روى علاقه و محبت (مثلاً به چشم خواهرى)، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، نگاه به صورت و دست آنان تا مچ جایز است ؛ ولى نگاه به جاهاى دیگر (هر چند بدون قصد لذت) حرام است.[637]

آیه‏اللّه‏ صافى: نگاه به بدن آنان (هر چند بدون قصد لذت) حرام است و بنابر احتیاط واجب، به صورت و دست آنان تا مچ نیز بدون قصد لذت نگاه نشود.[638]

 

نگاه از آینه

 پرسش 344 . آیا نگاه به موهاى زن نامحرم، از داخل آینه جایز است؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست.[639]

 تبصره. حكم نگاه از آینه، شیشه، آب صاف و مانند آن، با نگاه به عكس و فیلم زن تفاوت دارد. نگاه از داخل آینه به زن نامحرم جایز نیست ؛ ولى نگاه به عكس و فیلم او (اگر نا آشنا باشد)، جایز است.

 

نگاه به مرد

 پرسش 345 . حكم نگاه كردن زن به بازو و آرنج مرد نامحرم چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و صافى: جایز نیست.[640]

 آیه‏اللّه‏ بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[641]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحید: اگر بدون قصد لذّت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد.[642]

نگاه به دختر بچه

 پرسش 346 . آیا نگاه كردن به مو و بدن دختر نابالغ جایز است؟

آیات عظام امام و سیستانى: اگر بدون قصد لذّت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط (مستحب) به جاهایى (مانند ران، شكم و سینه) كه معمولاً آنها را مى‏پوشانند، نگاه نكند.[643]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر دخترى است كه خوب و بد را مى‏فهمد، بنابر احتیاط واجب نگاه به او - خواه با قصد لذّت یا بدون آن - جایز نیست.[644]

آیات عظام تبریزى، صافى و وحید: اگر دخترى است كه خوب و بد را مى‏فهمد (و به حدى رسیده كه مورد نظر شهوانى است) ؛ در این صورت نگاه به او - هر چند بدون قصد لذّت - جایز نیست.[645]

آیات عظام فاضل، مكارم و نورى: اگر بدون قصد لذّت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد ؛ ولى بنابر احتیاط واجب به جاهایى (مانند ران، شكم و سینه) كه معمولاً آنها را مى‏پوشانند، نگاه نكند.[646]

 

عكس كودكى

 پرسش 347 . دیدن عكس دوران كودكى زن نامحرم، در صورتى كه پوشش كافى نداشته باشند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز سیستانى): اگر نگاه به آن باعث هتك وى و تحریك شهوت نشود، اشكال ندارد.[647]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر عكس یاد شده، حكایت از وضع كنونى زن كند و او را نیز بشناسد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[648]

 

فیلم نامحرم

 پرسش 348 . نگاه به عكس و فیلم برخى از فامیل‏ها و آشنایان كه از نظر حجاب بى‏بند و بار و بى‏باك هستند، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مكارم، نورى و وحید: اگر باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[649]

آیات عظام بهجت و فاضل: بنابر احتیاط واجب، نگاه به عكس و فیلم آنان، جایز نیست.[650]

آیات عظام خامنه‏اى و صافى: نگاه به عكس و فیلم آنان جایز نیست.[651]

 

 فیلم مجاز

 پرسش 349 . نگاه به فیلم‏هاى مجاز داخلى و خارجى - كه از سوى وزارت ارشاد اجازه داده شده است - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: [اگر در حد ابتذال نبوده] و بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد و باعث مفاسد و انحرافات اخلاقى نشود، اشكال ندارد (خواه فیلم داخلى باشد یا خارجى).[652]

فیلم تحریك همسر

 پرسش 350 . آیا زن و شوهر براى تحریك جنسى، مى‏توانند به فیلم‏هاى سكس و مبتذل نگاه كنند؟

همه مراجع (به جز تبریزى): خیر، تحریك شهوت به وسیله فیلم‏هاى مبتذل و جنسى جایز نیست.[653]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: نگاه به فیلم‏هایى كه باعث تحریك شهوت بر حرام و یا ترویج فساد در جامعه مى‏شود، جایز نیست.[654]

 

فیلم تحریك كننده

 پرسش 351 . اگر با مشاهده فیلم‏هاى شهوت‏انگیز، مقدارى از شهوت انسان فروكش كند و در جلوگیرى از ارتكاب حرام مؤثر باشد ؛ آیا مشاهده آن جایز است؟

 همه مراجع: نگاه به این فیلم‏هاى شهوت انگیز، جایز نیست و توجیه یاد شده، مجوز ارتكاب حرام دیگر نمى‏شود.[655]

 

فیلم مبتذل

 پرسش 352 . نگاه به فیلم‏هاى مبتذل - كه بیشتر زنان غیرمسلمان در آن بازى مى‏كنند - در صورتى كه موجب تحریك انسان نشود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): با توجه به اینكه دیدن این گونه فیلم‏ها، شهوت برانگیز و مقدمه ارتكاب گناه است، نگاه به آنها حرام است.[656]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: نگاه به فیلم‏هایى كه موجب تحریك شهوت بر حرام یا ترویج فساد در جامعه باشد، جایز نیست.[657]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نیز باشد، بنابر احتیاط واجب نگاه به زنان جایز نیست.[658]

 

عكس اینترنتى

 پرسش 353 . در حین كار با شبكه اینترنت گاهى در كنار برخى از مقالات، عكس‏هاى مبتذل دیده مى‏شود كه ناگزیر از دیدن آنها هستیم ؛ راهنمایى شما چیست؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و وحید: اگر به طور اتفاقى چشمتان به آن بیفتد، اشكال ندارد ؛ ولى نگاه به آن با قصد لذت حرام است و بنابر احتیاط واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه، جایز نیست.[659]

آیات عظام بهجت، صافى، مكارم و نورى: اگر به طور اتفاقى چشمتان به آن بیفتد، اشكال ندارد ؛ ولى نگاه عمدى به آن (هر چند بدون قصد لذت)، جایز نیست.

 

سانسور فیلم

 پرسش 354 . دیدن فیلم‏هاى مبتذل به منظور سانسور كردن آن، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و مكارم: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، براى مأموران نظارت در مقام عمل به وظیفه قانونى - به مقدار ضرورت - اشكال ندارد ؛ ولى باید از قصد لذت اجتناب كنند. واجب است افرادى كه براى نظارت و بررسى گمارده مى‏شوند، از جهت فكرى و روحى زیر نظر راهنمایى مسؤولان باشند.[660]

آیات عظام بهجت، صافى و وحید: نگاه به این فیلم‏ها - كه همیشه با نگاه شهوت برانگیز همراه است - جایز نیست.[661]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر با قصد لذت باشد، حرام است. اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، بنابر احتیاط واجب، نگاه كردن به آن جایز نیست.[662]

 

ظهور فیلم

 پرسش 355 . ظهور فیلم‏هاى عكاسى و میكس به وسیله مرد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر زن را نشناسد و باعث مفسده نشود، اشكال ندارد.[663]

 

فیلم‏بردارى مجالس

 پرسش 356 . در حالى كه مى‏دانیم مردان فامیل و آشنا، فیلم ما را مشاهده مى‏كنند ؛ آیا بر ما (زنان) جایز است بدون حجاب در مقابل فیلم‏بردار ظاهر شویم؟

همه مراجع: خیر، باید حجاب خود را رعایت كنید.[664]

نگاه به ورزشكاران

 پرسش 357 . حضور بانوان در میادین ورزشى مردان (مانند فوتبال و كشتى) وقتى كه با شورت و زیرپوش بازى مى‏كنند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و سیستانى): نگاه زن به بدن نامحرم جایز نیست ؛ هر چند بدون قصد لذت باشد.[665]

آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به آنها بنابر احتیاط واجب جایز نیست و اگر باعث مفسده شود، حضور آنان حرام است.[666]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: با توجه به اینكه حضور زنان در این گونه ورزشگاه‏ها، باعث مفسده است، جایز نیست.[667]

 

فیلم ورزشى

 پرسش 358 . حكم تماشاى كشتى‏گیران و سایر ورزشكاران با بدن نیمه برهنه، از تلویزیون براى بانوان چگونه است؟

آیات عظام امام، فاضل، سیستانى، نورى و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد و باعث مفسده هم نشود، اشكال ندارد.[668]

آیات عظام بهجت، صافى و مكارم: با توجه به اینكه نگاه به این نوع برنامه‏ها، باعث فساد و تهییج شهوت مى‏شود، جایز نیست.[669]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر به طور غیرزنده پخش شود و قصد لذت و ترس افتادن به حرام نباشد، اشكال ندارد. اما اگر به طور زنده پخش شود، در هر حال جایز نیست.[670]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر به طور غیر زنده پخش شود و قصد لذت و ترس افتادن به حرام نباشد، اشكال ندارد. و اگر به طور زنده پخش شود، در هر حال بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[671]

 تبصره. فرض مسأله، جایى است كه مردان ورزشكار و كشتى‏گیر ناشناس باشند (یعنى او را از غیرطریق فیلم به طور شخصى نشناسد) وگرنه به فتواى همه مراجع تقلید، تماشاى آن حرام است.

 

 

 

 

 

احكام ازدواجبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت ازدواج

 پرسش 359 . درباره اهمیت ازدواج و فواید آن توضیح دهید؟

«وَ أَنكِحُوا الأَیامى مِنكُم وَ الصّالِحِینَ مِن عِبادِكُم وَ إِمائِكُم إِن یكُونُوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ »[672] ؛ «مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید و نیز غلامان و كنیزان شایسته را اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد ؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است».

هیچ شالوده‏اى مقدس‏تر از بناى رفیع ازدواج نیست[673] و هر ملتى در دین و آیین خود، به نوعى از آن بهره‏مند است. دین اسلام بیش از همه، بر آن تأكید فراوان دارد و آثار و فواید مهمى براى آن یاد كرده است. فقیهان، ازدواج را از مستحبّات مؤكّد بر شمرده و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بیفتد، واجب دانسته‏اند. نبى اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «هر كس ازدواج كند، به درستى كه از نصف دینش پاسدارى كرده است».[674]

 ازدواج داراى چند فایده است:

1. بقاى نسل،

3. آرامش و تعادل روحى و جسمى،

3. سلامت اخلاقى و اجتماعى جامعه،

4. ارضاى حس محبت كردن و مورد محبت قرار گرفتن و... .

زن و مرد از سه راه به یكدیگر محرم مى‏شوند: نسب (خویشاوندى)، رضاع (شیرخوردن) و ازدواج. راه سوم (ازدواج) بر دو قسم است: دائمى و موقت. عقد دائم آن است كه مدّت زناشویى در آن تعیین نشود و عقد موقّت آن است كه مدت زناشویى در آن تعیین شود. براى مثال زن را به مدت یك ساعت، یك روز، یك ماه، یك سال و یا بیشتر عقد نمایند[675]. زنى را كه به این قسم عقد كنند، متعه و صیغه نیز مى‏نامند. هر دو ازدواج در بسیارى از احكام و مسائل مشترك است ؛ به عنوان مثال در هر دو باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نیست. خود زن و مرد مى‏توانند این صیغه را بخوانند و یا دیگرى را وكیل كنند كه از طرف آنان بخواند. در پاره‏اى از مسائل نیز با یكدیگر تفاوت دارد ؛ مانند:

1. ذكر نشدن مهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى‏سازد ؛ بر خلاف عقد موقت.

2. زن و شوهر در عقد دائم از یكدیگر ارث مى‏برند ؛ بر خلاف عقد موقت.

3. جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط كنند كه نزدیكى انجام نگیرد ؛ بر خلاف عقد موقّت.

4. شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد ؛ برخلاف عقد موقّت.

5. زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى‏تواند بیرون برود ؛ ولى در عقد موقت مى‏تواند ؛ مگر آنكه باعث تضییع حق شوهر شود.

6. ذكر مدت در عقد دائم لازم نیست ؛ ولى در عقد موّقت باید مدّت ذكر شود.

 

شرایط عقد ازدواج

 پرسش 360 . شرایط عقد ازدواج چیست؟

ازدواج داراى شرایطى است ؛ از جمله:

1. به صورت شفاهى صیغه خوانده شود، نه نوشتارى.

2. قصد انشاى عقد داشته باشند.

3. بین ایجاب و قبول موالات رعایت شود.

4. صیغه را به صورت صحیح بخوانند.

5. خواننده صیغه عاقل و بالغ باشد.

6. زن و مرد به ازدواج راضى باشند.

 

ازدواج‏هاى حرام

 پرسش 361 . ازدواج‏هاى حرام كدام است؟

ازدواج با افراد زیر حرام است:

1. محارم،

2. زن شوهردار،

3. خواهرزن،

4. زن عده دار،

5. خواهر لواط دهنده،

 6. كافر غیركتابى (مانند كمونیست‏ها)،

7. در حال احرام،

8. ازدواج دائم با زن پنجم.

هم‏خوابى دوران عقد

 پرسش 362 . آیا در زمان عقد (پیش از عروسى)، اجازه پدر عروس در مورد هم‏خوابى شرط است؟

همه مراجع: اگر دختر در خانه پدر باشد، رفت و آمد به آن خانه براى ارتباط زناشویى، باید با اجازه پدر او باشد.[676]

 

وجوب ازدواج

 پرسش 363 . آیا ازدواج در اسلام واجب است، یا اینكه شخص مى‏تواند تا پایان عمر خود مجرد بماند؟

همه مراجع: اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتى است كه به آن بسیار سفارش شده است ؛ ولى اگر كسى به واسطه نداشتن همسر، به حرام بیفتد، ازدواج بر او واجب مى‏گردد و حق ندارد تا پایان عمر مجرد باشد.

 

تأخیر ازدواج

 پرسش 364 . اگر جوانى از نظر شغلى و مالى، قادر به ازدواج نباشد ؛ آیا باز ازدواج بر او واجب است؟

 همه مراجع: اگر امكانات ازدواج براى او فراهم نباشد، معذور است ؛ ولى باید خود را از گناه حفظ كند.[677]

 

حلقه داماد

 پرسش 365 . آیا خانواده عروس، مى‏تواند براى داماد حلقه و انگشتر طلا تهیه كند؟

همه مراجع: خرید آن جایز نیست.[678]

 

طلاى زرد

 پرسش 366 . زینت مردان با طلاى زرد چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشیدن طلا - مانند آویختن زنجیر طلا به گردن و به دست كردن انگشتر و ساعت طلا - براى مرد حرام است.[679]

 

طلاى سفید

 پرسش 367 . طلاى سفید براى مردان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از جنس طلا باشد، جایز نیست ؛ هر چند به رنگ سفید باشد.[680]

 

 حكم پلاتین

 پرسش 368 . آیا در دست كردن و استفاده از پلاتین براى مرد اشكال دارد؟

همه مراجع: استفاده از پلاتین اشكال ندارد.[681]

 تبصره. پلاتین طلا نیست و فلز دیگرى است.

زمان عروسى

 پرسش 369 . آیا مراسم عقد و عروسى در ماه محرم و صفر جایز است؟

همه مراجع: برگزارى این نوع مراسم، اگر توأم با معصیت و یا هتك حرمت حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام نباشد، اشكال ندارد. اما براى مؤمنان سزاوار است كه حرمت این ایام را پاس بدارند و از انجام كارهاى شادى آفرین بپرهیزند.[682]

 

دوران نامزدى

 پرسش 370 . تفریح و رفتن به گردش با نامزد خود - كه هنوز عقد نكرده است - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تا زمانى كه عقد شرعى خوانده نشده، جایز نیست.[683]

 

صیغه موقت

 پرسش 371 . زن و مردى صیغه موقّت جارى مى‏كنند و بعد از آمیزش متوجه مى‏شوند كه عقدشان به جهتى باطل بوده است ؛ آیا این كار آنان در حكم زنا است و بچه به دنیا آمده نامشروع است؟

همه مراجع: با توجه به اینكه به مسأله آگاه نبوده‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نیز حلال‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، باید دوباره صیغه عقد را جارى كنند.[684]

مدت عقد موقت

 پرسش 372 . حداقل و حداكثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید): عقد موقت اندازه معینى ندارد و مقدار آن، با توافق دو طرف انجام مى‏پذیرد.[685]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: ...باید مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر و یا یكى از آنها بیشتر نباشد كه در این صورت عقد باطل خواهد بود.[686]

آیات عظام تبریزى، مكارم و وحید: ...بنابر احتیاط واجب، باید مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر یا یكى از آنها بیشتر نباشد. در غیر این صورت، احتیاط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند.[687]

 

عقد دائم

 پرسش 373 . آیا جایز است پیش از تمام شدن مدت عقد موقت، زن را به عقد دائم خود در آورد؟

همه مراجع: خیر، جایز نیست ؛ ولى مى‏تواند مدت باقى مانده را به او ببخشد و سپس عقد دائم بخواند.[688]

صیغه عقد عربى

 پرسش 374 . آیا در عقد ازدواج - خواه دائم یا موقت - عربى خواندن شرط است؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، مكارم، سیستانى و وحید: بنابر احتیاط واجب باید صیغه به عربى صحیح خوانده شود.[689]

آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر شرط نیست ؛ بلكه مى‏توانند به هر زبانى كه خواستند بخوانند. اما احتیاط مستحب (بهتر) آن است كه به عربى بخوانند.[690]

آیات عظام صافى، فاضل و نورى: باید صیغه به عربى صحیح خوانده شود.[691]

 

اشتباه صیغه عقد

 پرسش 375 . اگر در خواندن عقد نكاح یك حرف یا بیشتر اشتباه شود، آیا عقد باطل است؟

همه مراجع: اگر معناى آن عوض شود، عقد باطل است.[692]

 

خواندن صیغه عقد

 پرسش 376 . كسى كه معناى لفظ عربى صیغه ازدواج را نمى‏داند، مى‏تواند آن را بخواند؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، جایز نیست ؛ مگر آنكه معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و كلمات آن را صحیح ادا كند.[693]

آیه‏اللّه‏ بهجت: بنابر احتیاط واجب، نمى‏تواند آن را به عربى بخواند ؛ مگر آنكه بخواهد ترجمه آن را به زبان فارسى و یا زبان دیگرى جارى كند. در این صورت احتیاط مستحب آن است كه هر دو را بخواند (عربى و ترجمه آن).[694]

 

صیغه عقد فارسى

 پرسش 377 . آیا زن و مرد مى‏توانند خودشان صیغه ازدواج را به فارسى بخوانند یا اینكه باید وكیل بگیرند تا عربى خوانده شود؟

آیات عظام امام، سیستانى، صافى، مكارم، نورى و وحید: اگر نمى‏توانند خودشان به صورت عربى صحیح بخوانند، مى‏توانند به فارسى و یا هر زبان دیگرى صیغه را اجرا كنند ؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند كه معناى «زوجت» و «قبلت» را بفهماند و لازم نیست وكیل بگیرند.[695]

آیه‏اللّه‏ بهجت: خواندن عقد نكاح به زبان فارسى و یا هر زبان دیگرى جایز است ؛ هر چند توانایى بر خواندن زبان عربى هم داشته باشند و وكیل گرفتن لازم نیست.[696]

آیات عظام تبریزى و فاضل: اگر نمى‏توانند خودشان به صورت عربى صحیح بخوانند، چنانچه گرفتن وكیل برایشان ممكن باشد - بنابر احتیاط واجب - باید وكیل بگیرند و اگر ممكن نیست، مى‏توانند خودشان به زبان فارسى و یا هر زبان دیگرى صیغه را اجرا كنند ؛ ولى باید در همان زبان، لفظى را بگویند كه معناى «زوجت» و «قبلت» را بفهماند.[697]

 پرسش 378 . اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صیغه عقد موقت بخوانند، كیفیت آن به چه شكل است؟

همه مراجع: پس از تعیین مهر و مدت عقد و رعایت شرایط عقد (مانند اجازه پدر دختر)، نخست دختر بگوید: «زَوَّجتُكَ نَفسى فِى المُدَّةِ المَعلومَةِ عَلَى المَهرِ المَعلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) پسر بگوید: «قَبِلتُ التَّزویجَ».[698]

 

مجلس عقد

 پرسش 379 . آیا زن و شوهر باید در مجلسى كه صیغه عقد خوانده مى‏شود، حضور داشته باشند؟

همه مراجع: خیر، لازم نیست.[699]

 

روابط مشروع

 پرسش 380 . آیا هیچ راه شرعى و قانونى - به جز ازدواج - وجود دارد كه دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آیا در اسلام چیزى به نام صیغه خواهر و برادرى وجود دارد؟

همه مراجع: خیر، تنها راه، ازدواج - به طور دائم یا موقّت - است و صیغه خواهر و برادرى با نامحرم مشروع نیست.[700]

 

وكیل عقد ازدواج

 پرسش 381 . آیا خود مرد مى‏تواند از طرف زن، وكیل شود و عقد را بخواند؟

همه مراجع: آرى، مى‏تواند.[701]

ازدواج اجبارى

 پرسش 382 . اگر پدر و مادر فرزندان خود (پسر یا دختر) مجبور سازند با شخص غیر مورد علاقه خود ازدواج كنند، آیا عقد صحیح است؟

همه مراجع: خیر، در فرض یاد شده عقد باطل است.[702]

 

عقد در چت

 پرسش 383 . آیا جایز است عقد ازدواج را از طریق چت و به صورت آنلاین و زنده، اجرا كرد؟

همه مراجع: اگر شرایط صحت عقد را رعایت كنند و صداى یكدیگر را بشنوند و بین جملات آنان فاصله طولانى نیفتد، اشكال ندارد و عقد صحیح است.[703]

 

عقد معاطاتى

 پرسش 384 . آیا عقد و نكاح معاطاتى نیز جایز است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر كند به قصد اینكه همسر یكدیگر شوند، بى‏آنكه صیغه عقد بخوانند؟

همه مراجع: ازدواج معاطاتى، درست نیست و باید صیغه بخوانند.[704]

شاهد ازدواج

 پرسش 385 . آیا در عقد ازدواج، شاهد گرفتن لازم است؟

همه مراجع: خیر، در عقد ازدواج - خواه دائم یا موقت - حضور شاهد لازم نیست.[705]

 

اجازه پدر

 پرسش 386 . آیا در ازدواج با دختر باكره، اجازه پدر یا جد پدرى واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، مكارم و نورى: آرى، باید با اجازه پدر یا جدّ پدرى دختر باشد و بدون اجازه او عقد باطل است.[706]

 آیات عظام بهجت، فاضل: از نظر تكلیفى، احتیاط واجب آن است كه با اجازه پدر یا جدّ پدرى باشد، ولى اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقد باطل نیست.[707]

آیات عظام خامنه‏اى، صافى و وحید: بنا بر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد و اگر بدون اجازه عقد بخوانند بنا بر احتیاط واجب، عقد باطل است.[708]

 

اجازه عقد موقت

 پرسش 387 . آیا عقد موقت نیز مانند عقد دائم، احتیاج به اجازه پدر دارد؟

همه مراجع: آرى، تفاوتى بین آن دو نیست.[709]

صیغه محرمیت

 پرسش 388 . ما دو نفر همكار مجرد هستیم، براى آنكه روابط مان از نظر شرعى دچار مشكل نشود و به گناه كشیده نشویم، مى‏توانیم بدون اجازه پدر دختر، ازدواج موقت كنیم؟

همه مراجع: روابط كارى و تحصیلى باعث نمى‏شود، اذن پدر یا جد پدرى دختر از اعتبار بیفتد.[710]

 

تفاوت مرجع تقلید

 پرسش 389 . اگر مرد مقلد مرجعى باشد كه معتقد است ازدواج موقت دختر باكره بدون اجازه پدرش جایز نیست ؛ ولى دختر مقلد كسى است كه مى‏گوید اجازه پدر لازم است ؛ آیا مرد مى‏تواند این دختر را بدون اجازه پدرش عقد كند؟

همه مراجع: در این فرض نیز باید با اجازه پدر دختر باشد.[711]

 

رضایت قلبى پدر

 پرسش 390 . اگر دختر گفت: پدر و مادرم رضایت قلبى به ازدواج دارند ؛ آیا مى‏توان به گفته او بدون اذن پدر با او ازدواج كرد؟

همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضایت قلبى كافى نیست.[712]

 

ازدواج دختر

 پرسش 391 . اگر دختر بكارتش را در دوران كودكى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع ؛ بلكه مثلاً با بازى و ورزش)، آیا در ازدواج با او، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: این دختر حكم دختر باكره را دارد.[713]

 

طلاق دختر

 پرسش 392 . اگر دختر باكره‏اى شوهر كند و بدون اینكه با او نزدیكى شود، طلاق بگیرد ؛ آیا ازدواج با او نیاز به اجازه پدر دارد؟

آیات عظام امام، سیستانى و نورى: آرى، باید با اجازه او باشد.[714]

آیات عظام بهجت، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و وحید: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه او باشد.[715]

عقد مخفیانه نامزد

 پرسش 393 . اگر پدر دختر به ازدواج دائم با جوانى اجازه دهد ؛ آیا آنان مى‏توانند براى آشنایى از خصوصیات یكدیگر، بدون اطلاع خانواده او، عقد موقت بخوانند؟

همه مراجع: در این فرض نیز اعتبار اجازه پدر براى خواندن عقد موقت ساقط نمى‏شود[716].

 

فوت پدر

 پرسش 394 . دختر باكره رشیده‏اى كه پدرش فوت كرده، اجازه چه كسى براى عقد او لازم است؟

همه مراجع (به جز مكارم): در ازدواج با دختر باكره به جز اجازه پدر و یا جد پدرى، اجازه فرد دیگرى لازم نیست.[717]

آیه‏اللّه‏ مكارم: در صورت فوت پدر و جدّ پدرى، عقد موقت دختر با اجازه حاكم شرع باشد.

 

روابط قبل عقد

 پرسش 395 . آیا دختر و پسر عاقل و بالغ، مى‏توانند بدون اطلاع خانواده براى ازدواج با هم صحبت كنند و سپس خانواده را مطلع سازند؟

همه مراجع: خواستگارى و گفت‏وگوى پیش از عقد، اگر مفسده نداشته و بدون قصد لذت و ترس افتادن در گناه باشد، اشكال ندارد.[718]

مخالفت پدر

 پرسش 396 . در صورتى كه دختر و پسرى هم كفو باشند ؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آیا باز هم رضایت او لازم است؟ (باید توجه داشت دختر بالغ و رشیده است و نیاز به ازدواج دارد)؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و صافى): اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر باشد، اجازه پدر لازم نیست.[719]

 آیات عظام بهجت و تبریزى: اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر باشد و ازدواج هم به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نیست.[720]

آیات عظام خامنه‏اى و صافى: اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر باشد و كفو دیگرى نیز پیدا نشود، اجازه پدر لازم نیست.[721]

 

رضایت پدر

 پرسش 397 . در صورتى كه ولى دختر باكره، به اصل ازدواج دخترش با جوانى راضى است ؛ ولى نسبت به خصوصیات ازدواج (مانند مقدار مهر و تعیین زمان عقد و عروسى و...) مخالف است و خود پسر و دختر توافق دارند ؛ آیا در این صورت هم اجازه پدر لازم است؟

همه مراجع: اگر پدر با اصل ازدواج موافق است، ولى نسبت به خصوصیات آن مخالف باشد ؛ در این صورت اجازه او لازم نیست و عقد صحیح است.[722]

ازدواج مجدد

 پرسش 398 . آیا زن مى‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختیار نكند؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، فاضل، مكارم و نورى: خیر، این شرط صحیح و نافذ نیست ؛ ولى اگر شرط كند كه: «زن وكیل شوهر باشد، چنانچه شوهر ازدواج مجدد نماید، خود را طلاق دهد»، صحیح است.[723]

 آیات عظام تبریزى، سیستانى و صافى: آرى، این شرط صحیح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج، به این شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است.[724]

آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، این شرط صحیح و نافذ نیست ؛ ولى اگر شرط كند كه: «زن وكیل شوهر باشد، چنانچه شوهر ازدواج مجدد نماید، خود را طلاق دهد»، صحیح است.[725]

 

زنان بدكاره

 پرسش 399 . صیغه كردن زنان بدكاره چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى: ازدواج موقت با او كراهت شدید دارد و اگر با او ازدواج كرد، واجب است او را از كار زشتش باز دارد.[726]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحید: بنا بر احتیاط واجب پیش از توبه او، جایز نیست.[727]

 

ازدواج با بى‏نماز

 پرسش 400 . آیا ازدواج با شخصى كه نماز نمى‏خواند، جایز است؟

 همه مراجع: ازدواج با او جایز است ؛ ولى كراهت دارد.[728]

 تبصره. ازدواج با فرد فاسق كراهت دارد و كسى كه نماز نمى‏خواند، مصداق بارز فسق شمرده مى‏شود.

 

ازدواج با اهل سنت

 پرسش 401 . حكم ازدواج دختر شیعه با مردى از اهل تسنن چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، تبریزى و وحید): ازدواج دختر شیعه با مرد سنى، مكروه است ؛ ولى اگر بترسد كه بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز نیست.[729]

آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: اگر بترسد كه بر اثر ازدواج با او به گمراهى بیفتد، جایز نیست و در غیر این صورت بنا بر احتیاط واجب، با او ازدواج نكند.[730]

 تبصره. ازدواج با برخى از فرقه‏ها مانند: غلات، ناصبى‏ها و خوارج - كه خود را مسلمان مى‏پندارند، ولى در حقیقت محكوم به كفر هستند - جایز نیست.

زن شوهردار

 پرسش 402 . هرگاه با زنى به صورت دائم یا موقّت ازدواج كند، آن‏گاه معلوم شود كه شوهر دارد، تكلیف چیست؟

همه مراجع: عقد باطل است و باید از او جدا شود و نیاز به طلاق هم ندارد.[731]

 

 خواهر لواط دهنده

 پرسش 403 . شخصى پس از بلوغ با پسر بچه‏اى نابالغ، وطى (لواط) كرده ؛ بعد خواهر او را گرفته است. پس از ازدواج متوجه مى‏شود كه ازدواج با او حرام بوده ؛ اكنون تكلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى): در فرض یاد شده، آن زن بر مرد حرام است و باید از اوجدا شود و نیاز به طلاق هم ندارد.[732]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنا بر احتیاط واجب زن بر مرد حرام است و باید از او جدا شود و بنا بر احتیاط طلاق هم بدهد.[733]

 

 پرسش 404 . اگر لواط كننده و لواط دهنده هر دو نابالغ باشند، آیا باز ازدواج با خواهر لواط دهنده حرام مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت و نورى: آرى، ازدواج با خواهر او حرام مى‏شود.[734]

آیات عظام تبریزى، صافى، فاضل و مكارم: خیر، ازدواج با خواهر او حرام نمى‏شود.[735]

آیات عظام سیستانى و وحید: بنابر احتیاط واجب، ازدواج باخواهر او حرام‏نمى‏شود.[736]

 

ازدواج در عده

 پرسش 405 . اگر مردى با زنى كه در عدّه است از روى جهل به مسأله، عقد دائم یا موقت بخواند ؛ آیا این زن بر او حرام ابدى مى‏شود؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر هر دو نمى‏دانستند كه ازدواج با زن عدّه‏دار حرام است ؛ چنانچه مرد (در زمان عدّه) با او نزدیكى كرده باشد، آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود. اما اگر نزدیكى نكرده باشد، تنها عقد باطل است و مى‏توانند پس از پایان عدّه، با یكدیگر ازدواج كنند.[737]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر وكیل عقد را در عدّه خوانده باشد حرام ابدى نمى‏شود.

 

پرداخت مهریه

 پرسش 406 . اگر به اعتقاد اینكه، دختر باكره است با او ازدواج كند، آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود كه بكارتش از بین رفته ؛ آیا عقد صحیح است؟ آیا از مهر چیزى كسر مى‏شود؟

همه مراجع: آرى، عقد صحیح است و باید مقدار تفاوت مهریه دختر باكره و غیرباكره‏اى كه همانند و هم شأن او هستند، در نظر گرفت و به نسبت آن از مهریه او كم كرد. به عنوان مثال اگر مهریه این دختر صد سكه و مهریه دختر باكره هم شأن او، هشتاد سكه و مهریه دختر غیرباكره هم شأن او، شصت سكه طلا باشد ؛ در این صورت شوهر مى‏تواند هفتاد و پنج سكه طلا به همسرش بدهد.[738]

 پرسش 407 . اگر مردى قصد پرداختن مهریه همسرش را نداشته باشد، آیا این عقد آنها باطل است؟

 همه مراجع: عقد صحیح است و مرد باید مهریه را بپردازد.[739]

 

 پرسش 408 . اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مهریه‏اى را قرار دهد كه مى‏داند قدرت پرداخت آن را ندارد ؛ آیا این عقد باطل است؟

همه مراجع: خیر، عقد صحیح است و باید مهریه‏اى را كه تعیین كرده، به زن بپردازد.[740]

 

مهر السنه

 پرسش 409 . مقدار مهرالسنه را بیان كنید؟

همه مراجع: «مهر السنه» مقدار مهرى است كه نبى اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله براى همسران خود و حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داد. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه‏دار است. در مجموع برابر 6300 نخود (یا 5/262 مثقال) مى‏شود و قیمت آن در هر زمان، تابع نرخ همان زمان است.[741]

 

 

 

 

 

 

احكام زن و شوهربازگشت به فهرست

 

 

 

حقوق زن و شوهر

 پرسش 410 . درباره حقوق زن و شوهر توضیح دهید؟

«وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِن أَنفُسِكُم أَزواجاً لِتَسكُنُوا إِلَیها »[742] ؛ «و از نشانه‏هاى او اینكه همسرانى از جنس خودتان، براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید».

در زندگى زناشویى چندین حقوق متقابل - به عنوان حقّ و وظیفه - مطرح است. هر جا وظیفه هست، در برابرش حق قرار دارد ؛ چنان كه هر جا براى كسى حقى قرار داده شده، در مقابل وظیفه‏اى نیز بر عهده او گذاشته شده است. زن و شوهر نسبت به همدیگر، وظایفى دارند و بر همین اساس حقوق متقابلى متوجه آنان است كه اگر هر دو به وظایف خود عمل كنند و به حقوق خود برسند، زندگى آنها درست و بر اساس عدالت استوار است و در نتیجه زندگى در سایه آن شیرین مى‏گردد.

پایه و اساس خانواده، احترام و محبت و رعایت حقوق یكدیگر است. امام باقر علیه‏السلاممى‏فرماید: «هر كس زن گرفت، باید او را گرامى بدارد و به او احترام كند.»[743] و امام كاظم علیه‏السلام مى‏فرماید: «جهاد زن شوهردارى نیكو است».[744]

حقوق زناشویى بر دو نوع است:

1. حقوق واجب و قانونى،

2. حقوق مستحب و اخلاقى.

حقوق قانونى، رعایت حداقل‏ها است كه قانون و دادگاه از آن دفاع مى‏كند. حقوق اخلاقى، رعایت حُسن هم زیستى است كه خوشى و شیرینى زندگى را بیش از پیش فراهم مى‏سازد.

 

الف. حقوق زن نسبت به مرد:

1. تهیه غذا،

2. تهیه پوشاك،

3. تهیه وسایل مورد نیاز خانه،

4. تهیه مسكن،

5. حق آمیزش و همخوابى،

 

ب. حقوق مرد نسبت به زن:

1. خروج از منزل با اجازه شوهر،

2. حق تمكین،

3. رفع امور نفرت آور،

4. آرایش و نظافت،

 5. نذر و قسم خوردن با اجازه شوهر.

نفقه زن

 پرسش 411 . آیا بدهى‏هاى شرعى زن - از قبیل كفاره، خمس، رد مظالم و... - بر عهده شوهر است؟

همه مراجع: خیر، پرداخت این نوع بدهى‏ها بر شوهر واجب نیست و اگر زن مال دارد، باید خودش بدهد. در غیر این صورت، تكلیفى ندارد.[745]

 

مخارج اضافى

 پرسش 412 . آیا علاوه بر نفقه و نیازهاى ضرورى زن، نیازهاى دیگر او نیز - از قبیل خرید كتاب، انفاق به فقیران، هدیه دادن، برپا كردن مجالس روضه خوانى و جشن ائمه علیهم‏السلام - بر شوهر واجب است؟

همه مراجع: خیر، تأمین نیازهاى یاد شده، براى شوهر واجب نیست.[746]

 

مخارج زندگى

 پرسش 413 . چنانچه مردى نفقه همسرش را ندهد و یا از آن كم بگذارد، زن چگونه مى‏تواند نفقه خود را از او استیفا نماید؟

آیات عظام امام، بهجت و فاضل: نخست باید به حاكم شرع مراجعه كند و با عدم دسترسى به او، با چند نفر از افراد عادل در میان بگذارد تا از این طریق، او را بر پرداخت نفقه ملزم كنند و اگر این راه‏ها ممكن نبود، مى‏تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[747]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى، مكارم و نورى: اگر ممكن است، مى‏تواند مخارج زندگى خود را بدون اجازه از مال شوهر بردارد.[748]

آیه‏اللّه‏ وحید: مى‏تواند از طریق متصدى امور حسبیه، شوهر را بر پرداخت نفقه ملزم كند و اگر ممكن نشد، مى‏تواند خرجى خود را بدون اجازه، از مال شوهر بردارد و احتیاط واجب آن است كه این كار با اجازه حاكم شرع باشد.[749]

 تبصره. به فتواى آیه‏اللّه‏ سیستانى و آیه‏اللّه‏ مكارم شیرازى، در فرض یاد شده، تصرف در اموال شوهر باید با اجازه حاكم شرع باشد.

 

حق زن

 پرسش 414 . اگر زن درآمد كافى داشته باشد، آیا شوهر مى‏تواند از پرداخت نفقه به همسر خود امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر ؛ هر چند زن درآمد كافى نیز داشته باشد، باز نفقه او بر شوهر واجب است.[750]

 

نفقه نامزد

 پرسش 415 . در دوران عقد تا عروسى - كه دختر در خانه پدر به سر مى‏برد - آیا تأمین نفقه او بر عهده شوهر است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: در فرض یاد شده اگر زن تمكین داشته باشد، نفقه او بر شوهر واجب است.[751]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر، در این فرض بر عهده شوهر نیست.[752]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى‏كنند، متعارف این است كه نفقه دختر را خانواده‏اش مى‏دهد، بر عهده شوهر چیزى نیست. در غیر این صورت، پرداخت نفقه، وظیفه شوهر است.[753]

 تبصره. اگر با مطالبه زن، مرد نفقه را در این مدت نپردازد (طبق فتواى كسانى كه مى‏گویند نفقه او بر عهده شوهر است)، زن مى‏تواند در آینده قیمت نفقه پرداخت نشده در این دوران را، از شوهر مطالبه كند.

 

مسكن زن

 پرسش 416 . آیا زن حق دارد از زندگى كردن در خانه‏اى كه پدر و مادر شوهر هستند، امتناع ورزد و منزل جداگانه‏اى درخواست كند؟

همه مراجع: بر شوهر واجب است مسكن مناسب شأن زن و متعارف محل، تهیه كند و منزل جداگانه لازم نیست ؛ مگر آنكه داشتن منزل جداگانه، از شئون آن زن باشد.[754]

 

متابعت در سكونت

 پرسش 417 . آیا زن بعد از عقد ازدواج، مى‏تواند از سكونت در شهرى خاص امتناع ورزد؟

همه مراجع: خیر، چنین حقى ندارد ؛ مگر آنكه در ضمن عقد شرط كرده باشد [و یا عقد بر این توافق واقع شده باشد] .[755]

مطالبه مهریه

 پرسش 418 . اگر زن بعد از نزدیكى با همسرش، مهرش را از شوهر بطلبد ؛ ولى او قادر به پرداخت آن نباشد، تكلیف چیست؟

همه مراجع: اگر شوهر به جز خانه و اثاث آن و چیزهاى دیگرى كه به آنها نیاز دارد و یا در شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد، زن نمى‏تواند مهر خود را از او مطالبه كند ؛ بلكه باید صبر كند تا او بتواند بدهى خود را بپردازد.[756]

 

 پرسش 419 . در جایى كه بیرون رفتن زن با حق شوهر منافات نداشته باشد (مانند اینكه شوهر سر كار است)، آیا باز اجازه او لازم است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مكارم): آرى، اجازه شوهر در این فرض نیز لازم است.[757]

آیات عظام تبریزى و مكارم: بنابر احتیاط واجب، در این فرض نیز اجازه شوهر لازم است.[758]

 

شرط ادامه تحصیل

 پرسش 420 . هنگام ازدواج (در ضمن عقد) با شوهرم شرط كردم كه اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را به من بدهد ؛ آیا اكنون مى‏تواند از شرط خود دست بردارد و اجازه ندهد؟

همه مراجع: خیر ؛ شما مى‏توانید بدون اجازه شوهرتان، به تحصیل ادامه دهید.[759]

ادامه تحصیل

 پرسش 421 . مردى با دخترى دانشجو ازدواج مى‏كند ؛ آیا پس از آن، شوهر مى‏تواند او را از ادامه تحصیل باز دارد؟

همه مراجع (به جز نورى): اگر در ضمن‏عقد، شرط نشده كه زن به تحصیل‏خود ادامه دهد و یا عقد بر طبق این شرط و توافق واقع نشده است، زن نمى‏تواند بدون اذن شوهر، از منزل‏خارج شود. در غیر این صورت، مى‏تواند به تحصیل خود ادامه دهد.[760]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر تحصیل دختر باعث تضییع حق شوهر نباشد، مى‏تواند بدون اذن او، به تحصیل خود ادامه دهد.[761]

 

 پرسش 422 . اگر مرد به هر علتى اجازه ادامه تحصیل و مانند آن را به زن ندهد، آیا زن هم مى‏تواند نسبت به او تمكین نكند؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، زن چنین حقى ندارد و باید تمكین كند.[762]

 

لجاجت شوهر

 پرسش 423 . اگر شوهر از روى لجاجت و انتقام‏گیرى از زن، اجازه بیرون رفتن را به او ندهد، آیا اطاعت از او واجب است؟

همه مراجع: هر چند انتقام‏گیرى و اذیت كردن از سوى مرد، بر خلاف اخلاق اسلامى است ؛ ولى اگر به هر جهت اجازه ندهد، زن باید اطاعت كند.[763]

اجازه دوران عقد

 پرسش 424 . آیا در دوران عقد - كه دختر در خانه پدر و مادر زندگى مى‏كند - براى بیرون رفتن از خانه اجازه شوهر لازم است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، مكارم و نورى: آرى، در این فرض براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[764]

آیات عظام تبریزى و وحید: خیر، در این فرض اجازه شوهر، لازم نیست.[765]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در شهرى كه زندگى مى‏كنند، متعارف این است كه دختر در این مدت از شوهر اجازه نمى‏گیرد ؛ در این صورت براى بیرون رفتن اجازه او لازم نیست و در غیر این صورت، باید اجازه بگیرد.[766]

آیه‏اللّه‏ فاضل: در این فرض بنا بر احتیاط واجب، براى خروج از منزل پدر، اجازه شوهر لازم است.[767]

 تبصره. اگر زن در ضمن عقد، شرط كرده باشد كه در این مدت، بدون اجازه او بیرون رود و یا عقد بر توافق قبلى واقع شده باشد ؛ در این صورت به فتواى همه مراجع، این شرط نافذ است و دیگر اجازه شوهر لازم نیست.

 

اجازه صله رحم

 پرسش 425 . اگر شوهرى، همسرش را از صله رحم - به ویژه دیدار والدین - منع كند، تكلیف زن چیست؟ آیا مى‏تواند بدون اجازه او به دیدن آنان برود؟

همه مراجع (به جز مكارم): خیر، نمى‏تواند بدون اجازه شوهر به دیدار آنان برود و صله رحم منحصر به رفت و آمد نیست ؛ بلكه با احوال پرسى و پیغام فرستادن از طریق تلفن، نامه و مانند آن نیز محقّق مى‏شود.[768]

آیه‏اللّه‏ مكارم: براى صله‏رحم به ویژه والدین و یادگیرى واجبات دینى كه بدون خروج از منزل امكان‏پذیر نیست، اجازه شوهر لازم نیست.[769]

 

رضایت شوهر

 پرسش 426 . آیا همین اندازه كه زن بداند شوهرش براى بیرون رفتن از منزل راضى است، كفایت مى‏كند یا اینكه باید از او اجازه بگیرد؟

همه مراجع: اگر مى‏داند كه شوهرش راضى است، كفایت مى‏كند و اجازه گرفتن لازم نیست.[770]

 

اجازه نماز جمعه

 پرسش 427 . آیا حضور در مراسم مذهبى (مثل نماز جمعه و راهپیمایى) نیاز به اجازه شوهر دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مكارم): آرى، باید با اجازه شوهر باشد.[771]

آیات عظام تبریزى و مكارم: بنابر احتیاط واجب، باید با اجازه شوهر باشد.[772]

انتخاب لباس

 پرسش 428 . آیا زن در انتخاب پوشش، باید مطیع همسر خود باشد؟

همه مراجع: خیر، اطاعت زن از شوهر، تنها در حقوق زناشویى و بیرون رفتن از منزل است و در امور دیگر، اطاعت از او واجب نیست.[773]

 

اطاعت شوهر

 پرسش 429 . اگر شوهر پوشیدن لباس و یا آرایش خاصى را از همسرش درخواست كند، آیا اطاعت او بر زن واجب است؟

همه مراجع: اگر این درخواست در راستاى استمتاعات باشد و یا ترك آن باعث نفرت شوهر گردد، بر زن واجب است اطاعت كند. در غیر این صورت، واجب نیست.[774]

 

اجازه روزه مستحبى

 پرسش 430 . آیا براى گرفتن روزه‏هاى مستحبى، اجازه شوهر لازم است؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): اگر با حق زناشویى شوهر منافات داشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد. امّا اگر شوهر او را از روزه گرفتن باز دارد، باید اطاعت كند ؛ هر چند با حق زناشویى او منافات نداشته باشد.[775]

آیات عظام بهجت و مكارم: بنابر احتیاط واجب، باید از شوهر اجازه بگیرد ؛ هر چند با حق زناشویى شوهر منافات نداشته باشد.[776]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر با حق شوهر منافات داشته باشد، باید از شوهر اجازه بگیرد و اگر منافات نداشته باشد، بنابر احتیاط واجب باید اجازه بگیرد. اگر شوهر او را از روزه گرفتن بازدارد، باید اطاعت كند ؛ هرچند با حق زناشویى او هم منافات نداشته‏باشد.[777]

 

اموال شوهر

 پرسش 431 . آیا زن مى‏تواند در اموال شوهر، بدون اجازه او تصرف كند؟

همه مراجع: خیر، باید اجازه بگیرد.[778]

 

اموال زن

 پرسش 432 . آیا شوهر مى‏تواند همسر را از تصرف در اموال خودش، نهى كند؟

همه مراجع: خیر، زن مى‏تواند هر گونه تصرفى در اموال خود انجام دهد و اجازه شوهر لازم نیست [هر چند اجازه بگیرد، بهتر است] .[779]

 تبصره. در مورد نذر زن از اموال خودش، به مسأله «نذر زن» مراجعه شود.

 

روابط زناشویى

 پرسش 433 . تمكین زن نسبت به روابط زناشویى، چه مقدار باید باشد؟

همه مراجع: اگر عذر شرعى (مانند حیض، ضرر براى سلامتى بدن و...) نداشته باشد و شوهر بخواهد، باید تمكین كند.[780]

ایام عادت

 پرسش 434 . آیا زن و شوهر، مى‏توانند در زمان حیض به جز نزدیكى، سایر استمتاعات را از یكدیگر داشته باشند؟

همه مراجع: آرى، جایز است ؛ ولى كامیابى از ناف تا زانوى او كراهت دارد، مگر آنكه از روى لباس باشد.[781]

 

نزدیكى از پشت

 پرسش 435 . حكم نزدیكى از پشت در زمانى كه زن حائض است، چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و صافى: كراهت شدید دارد.[782]

 آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[783]

آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر زن راضى باشد، كراهت شدید دارد و اگر راضى نباشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[784]

آیه‏اللّه‏ مكارم: در ایام پاكى با رضایت زن كراهت شدید دارد و در ایام عادت بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[785]

آیه‏اللّه‏ نورى: مطلقا جایز نیست.[786]

 

 

 

 

احكام پزشكىبازگشت به فهرست

 

 

 

مقدمه

«وَ مَن أَحیاها فَكَأَنَّما أَحیا النّاسَ جَمِیعاً »[787] ؛ «...و هر كس كسى را زنده بدارد، چنان است كه گویى تمام مردم را زنده داشته است».

پزشكى شغل بسیار خطیر و حساسى است ؛ چه اینكه پزشك هم با جسم و جان مریض و هم با حكم و دستور الهى در درمان و معالجه ارتباط دارد. در حقیقت او بایستى به خوبى از عهده این وظیفه و حق بر آید (وظیفه الهى و حق انسانى). اگر پزشك جان یك انسان را نجات دهد، گویا به همه انسان‏ها جان بخشیده و به ارزش والایى دست یافته است. در كنار آن اگر به احكام و مسائل مربوط به خود عمل كند، ثواب او دو چندان مى‏گردد. از آنجایى كه پزشك، رسالت بزرگى را بر دوش دارد، باید به احكام و مسائل پزشكى آشنا و آگاه گردد و چنانچه در این راه اندكى غفلت و كوتاهى كند، مورد غضب الهى قرار مى‏گیرد. امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: اهل هر مملكتى به سه كس محتاج و نیازمندند تا در دین و دنیاى خود، به آنها پناه برند: فقیه دانشمند و باتقوا، حاكم نیكوكارى كه مورد اطاعت مردم باشد و پزشك كاردان و مورد اعتماد».

«پزشكى» نیز مانند سایر موضوعات فقهى، داراى احكام بسیارى است ؛ از قبیل: نگاه و لمس مریض، سقط جنین، تلقیح، تشریح و پیوند اعضا، تغییر جنسیت، عقیم‏كردن و... هر یك از این عنوان‏ها، خود داراى مسائل گوناگون و جزئى است كه در این كتاب، تنها به بخشى از آن پرداخته شده است.

 

پزشك نامحرم

 پرسش 436 . در جایى كه پزشك زن در دسترس باشد، آیا لمس بدن زن از روى لباس، به وسیله پزشك مرد جایز است؟

همه مراجع: اصل لمس بدن زن نامحرم، از روى لباس حرام نیست ؛ ولى اگر تلذّذ و مفسده‏اى در بین باشد، جایز نیست.[788]

 

پزشك متخصص نامحرم

 پرسش 437 . در صورتى كه پزشك هم‏جنس هم وجود دارد و معالجه مستلزم نگاه و لمس است ؛ ولى احتمال مى‏رود كه متخصص غیرهم‏جنس بیمارى را بهتر تشخیص دهد، تكلیف چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): تخصص بیشتر باعث نمى‏شود كه زن به پزشك مرد مراجعه كند ؛ مگر آنكه ضرورت و احتمال خطر در میان باشد.[789]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر تخصص پزشك مرد در آن بیمارى بیشتر باشد، مراجعه به او اشكال ندارد.[790]

معاینه نامحرم

 پرسش 438 . لمس بیمار براى معاینه و درمان، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر پزشك هم‏جنس در دسترس نباشد، لمس بیمار براى معاینه و درمان اشكال ندارد ؛ ولى باید به مقدار ضرورت اكتفا كند.[791]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر پزشك هم جنس در دسترس نباشد و یا مهارت مرد بیشتر باشد، لمس بیمار براى معاینه و درمان اشكال ندارد ؛ ولى باید به مقدار ضرورت اكتفا كند.[792]

 تبصره 1. اگر معاینه از روى لباس ممكن باشد، باید به این راه بسنده كند.

 تبصره 2. جواز لمس بیمار به منظور معاینه، باعث نمى‏شود كه نگاه به بدن نیز جایز باشد ؛ مگر آنكه نگاه به آن لازم باشد.

 

پرستار نامحرم

 پرسش 439 . آیا پرستار مى‏تواند براى گرفتن نبض و فشار خون و... به بدن نامحرم نگاه و او را لمس كند؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): با وجود پرستار هم‏جنس، این كار براى غیرهم‏جنس جایز نیست ؛ ولى اگر ضرورت باشد، اشكال ندارد.[793]

 آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر براى انجام دادن این امور، پرستار هم‏جنس در دسترس نباشد و یا مهارت غیرهم‏جنس در این زمینه بیشتر باشد، اشكال ندارد.[794]

 تبصره 1. پرستار در نگاه و لمس تنها باید به همان قسمت از بدن - كه انجام معاینه به آن ارتباط دارد - اكتفا كند.

 تبصره 2. چنانچه پرستار براى معاینه، به نگاه و لمس بدن بیمار نیاز داشت، مانعى ندارد و در غیر این صورت، تنها باید به یكى از آن دو اكتفا كند.

 تبصره 3. در صورتى كه معاینه از روى لباس ممكن باشد، باید به این مقدار اكتفا كند و لمس بدن جایز نیست.

 

تزریقات نامحرم

 پرسش 440 . حكم آمپول زدن توسط نامحرم چگونه است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر هم‏جنس در دسترس نباشد و ضرورت اقتضا كند، اشكال ندارد.[795]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر هم‏جنس در دسترس نباشد یا آمپول‏زن غیرهم‏جنس مهارتش در تزریق بیشتر باشد، اشكال ندارد.[796]

 

سقط جنین

 پرسش 441 . آیا سقط جنین در ماه‏هاى اول حاملگى، اشكال شرعى دارد؟

همه مراجع: آرى، سقط جنین پس از انعقاد نطفه، در هر ماهى كه باشد، جایز نیست.[797]

دیه سقط جنین

 پرسش 442 . دیه سقط جنین چه مقدار است؟

همه مراجع: دیه براى نطفه، 20 مثقال شرعى طلاى سكه دار ؛ براى علقه (خون بسته شده)، 40 مثقال و براى مضغه (پاره گوشت)، 60 مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت كامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دمیده شده ؛ چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال و اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعى طلاى سكه دار دیه دارد. گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنین دمیده مى‏شود.[798]

 

 پرسش 443 . دیه جنینى كه به وسیله پزشك سقط مى‏شود، بر عهده كیست؟ وظیفه پدر و مادرى كه اقدام به چنین كارى كرده‏اند، چیست؟

همه مراجع (به جز مكارم و وحید): دیه سقط جنین بر عهده قاتل مباشر است و چون این عمل به وسیله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكلیفى نیست ؛ بلكه او ضامن است و این دیه به پدر و مادر پرداخت مى‏شود. البته مى‏توانند از حق خود بگذرند و از او چیزى دریافت نكنند. در هر حال باید از كار خود توبه كنند.[799]

 آیات عظام مكارم و وحید: در صورتى كه پدر و مادر نیز رضایت داشته باشند پرداخت دیه بر عهده آنان نیز مى‏باشد كه باید به وارثان بپردازند و یا رضایت آنان را جلب كنند.[800]

جنین نامشروع

 پرسش 444 . سقط جنین نامشروع، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: جایز نیست.[801]

 

اعضاى مرگ مغزى

 پرسش 445 . آیا استفاده از اعضاى بدن شخصى كه دچار مرگ مغزى شده (مانند قلب و كلیه)، براى نجات جان بیماران دیگر جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى، فاضل و وحید: در فرضى كه هنوز شخص از دنیا نرفته، استفاده از اعضاى او، قتل نفس محسوب مى‏شود و جایز نیست.[802]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر استفاده از اعضاى بدن شخص یاد شده، باعث تسریع در مرگ وى شود، جایز نیست. در غیر این صورت اگر با اجازه قبلى او صورت گرفته باشد و یا نجات جان نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشكال ندارد.[803]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر مرگ مغزى به طور كامل و مسلم باشد و هیچ گونه احتمال بازگشت به زندگى عادى وجود نداشته باشد - چنانچه براى نجات جان مسلمانى باشد - اشكال ندارد.[804]

آیه‏اللّه‏ نورى: آرى، جایز است ؛ ولى اگر میت در این باره وصیت نكرده باشد، باید این كار با اجازه مجتهد جامع شرایط انجام گیرد.[805]

اعضاى غیرمسلمان

 پرسش 446 . آیا پیوند اعضاى بدن میت غیرمسلمان (غیر ذمى)، به بدن بیماران مسلمان جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى و نورى): اشكال ندارد.[806]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر جزء باطنى بدن مسلمان شود (مانند كلیه)، اشكال ندارد.[807]

آیه‏اللّه‏ نورى: اشكال ندارد ولى باید این‏كار با اجازه مجتهد جامع شرایط انجام گیرد.[808]

 

خرید و فروش كلیه

 پرسش 447 . در مواردى كه پیوند عضو جایز است ؛ آیا خرید و فروش اعضا و كلیه جایز است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: در فرض یاد شده، خرید و فروش آن جایز است ؛ و نیز مى‏تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[809]

 آیات عظام بهجت، سیستانى، صافى و وحید: در فرض یاد شده، مى‏تواند پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[810]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اعضاى بدن انسان، قابل خرید و فروش نیست.[811]

آیات عظام فاضل و مكارم: در فرض یاد شده، خرید و فروش آن جایز است ؛ ولى بهتر است پول را در برابر اجازه برداشتن عضو بگیرد.[812]

 

دیه قطع عضو

 پرسش 448 . آیا قطع عضو میت مسلمان براى پیوند زدن، دیه دارد؟ این دیه به چه كسى مى‏رسد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، سیستانى و نورى: اگر میت در زمان حیات خود وصیت نكرده، بر قطع كننده، دیه تعلّق مى‏گیرد. این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلكه در راه خیرات، براى خود میت صرف مى‏شود.[813]

آیات عظام بهجت، تبریزى و وحید: بر قطع كننده دیه تعلق مى‏گیرد و این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلكه باید در راه خیرات، براى خود میت صرف شود.[814]

آیه‏اللّه‏ فاضل: بر قطع كننده دیه تعلق مى‏گیرد و این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلكه بنابر احتیاط واجب، باید در راه خیرات، براى خود میت صرف شود (هر چند میت در زمان حیات خود هم وصیت كرده باشد).[815]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر میت در زمان حیات خود وصیت نكرده، بر قطع كننده، دیه تعلق مى‏گیرد. این دیه بین ورثه‏ها تقسیم نمى‏شود ؛ بلكه بنابر احتیاط واجب در راه خیرات، براى خود میت صرف مى‏شود.[816]

طهارت عضو پیوندى

 پرسش 449 . پیوند قسمتى از بدن میت به انسان زنده، از نظر طهارت و نجاست چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر جزء بدن انسان زنده شود، پاك است.[817]

 

كالبد شكافى

 پرسش 450 . كالبد شكافى براى كشف جرایم و شناسایى قاتل، چه حكمى دارد؟

آیات عظام بهجت و مكارم: اگر ضرورت ایجاب كند اشكال ندارد ؛ مانند نجات جان بى‏گناه و شناسایى قاتل.[818]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: خیر، جایز نیست.[819]

آیات عظام خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر كشف حقیقت متوقف بر آن است، اشكال ندارد.[820]

 

تشریح جسد غیرمسلمان

 پرسش 451 . حكم كالبد شكافى و تشریح بدن میت غیرمسلمان (غیرذمى) چیست؟

همه مراجع: تشریح بدن میت غیرمسلمان اشكال ندارد.[821]

 پرسش 452 . آیا تشریح جسد كافر ذمى جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، فاضل و مكارم: اشكال ندارد.[822]

آیات عظام سیستانى و وحید: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست ؛ مگر آنكه در آیین آنها، تشریح جسد اشكال نداشته باشد.[823]

آیه‏اللّه‏ نورى: جایز نیست.[824]

 

فروش خون

 پرسش 453 . آیا شخص مى‏تواند در مقابل اهداى خون به بیماران نیازمند، پول بگیرد؟

همه مراجع: آرى، جایز است [؛به شرط آنكه براى او خطر و ضرر قابل توجهى نداشته باشد] .[825]

 

تلقیح مصنوعى

 پرسش 454 . حكم باردار نمودن مصنوعى زن با نطفه شوهرش چیست؟ آیا فرزندى كه از این راه متولد مى‏شود، حكم فرزند حقیقى را دارد؟

همه مراجع: اصل این كار اشكال ندارد ؛ به شرط آنكه از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و بچه به دنیا آمده، همه احكام فرزند آن زن و شوهر را دارا است.[826]

اسپرم مرد اجنبى

 پرسش 455 . حكم وارد كردن اسپرم مرد اجنبى به رحم زن - در صورتى كه شوهرش عقیم باشد - چیست؟ فرزندى كه متولد مى‏شود، متعلق به كیست؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): این كار حرام است و اگر فرزندى به دنیا آید، به صاحب نطفه و به زنى كه صاحب رحم است، تعلّق دارد.[827]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اصل این كار اشكال ندارد ؛ به شرط آنكه از مقدمات حرام (مانند نگاه و لمس نامحرم) پرهیز شود و اگر فرزندى به دنیا آید، به صاحب نطفه و به زنى كه صاحب رحم است، تعلّق دارد.[828]

 

استعمال مواد مخدر

 پرسش 456 . حكم استعمال موادمخدر (هرویین، تریاك، حشیش و...) چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى و وحید: اعتیاد به مواد مخدر جایز نیست.[829]

آیات عظام خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: استفاده از مواد مخدر، جایز نیست.[830]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب، از استعمال مواد مخدر اجتناب شود.[831]

مواد مخدر و درمان

 پرسش 457 . در مواردى كه مواد مخدر جنبه درمانى پیدا كند، استفاده از آن چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بر اساس تشخیص پزشك متخصص و مورد اطمینان، استفاده از مواد مخدر، تنها راه درمان محسوب شود (به مقدار ضرورت)، اشكال ندارد.[832]

 تبصره. هر چیزى كه در دین حرام شمرده شده، استفاده از آن به عنوان درمان با شرایط یاد شده، جایز است و مواد مخدر هم مصداقى از آن محسوب مى‏شود.

 

 پرسش 458 . آیا حشیش و تریاك نجس است؟

همه مراجع: خیر، پاك است.[833]

 

حكم سیگار

 پرسش 459 . كشیدن سیگار چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر باعث ضرر قابل توجه باشد، جایز نیست.[834]

آیه‏اللّه‏ مكارم: با توجه به شهادت و گواهى جمعى از پزشكان آگاه و اساتید متعهد دانشگاه و نیز آمارهاى تكان دهنده از مرگ و میر ناشى از سیگار و بیمارى‏هاى خطرناكى كه از آن نشأت مى‏گیرد ؛ ثابت شده كه خطرات مهم دود سیگار، یك واقعیت است. از این رو كشیدن آن به طور مطلق حرام است.[835]

پوست لب

 پرسش 460 . كندن و جویدن پوست لب و جاهاى دیگر بدن، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوست‏هاى مختصر لب و جاهاى دیگر بدن - كه به آسانى كنده مى‏شود و در حال افتادن است - پاك است.[836]

 

خون دهان

 پرسش 461 . اگر از دندان خون بیاید و با آب دهان مخلوط شود، فرو بردن آن چه حكمى دارد؟ آیا باید دهان را آب كشید؟

همه مراجع (به جز مكارم و نورى): اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد.[837]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر خون به حدى كم باشد كه واسطه مخلوط شدن با آب دهان، از بین مى‏رود، پاك است ؛ ولى فرو بردن آن اشكال دارد.[838]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد ؛ ولى عمدا این كار را نكند.[839]

 

خون زخم

 پرسش 462 . آیا خونى كه بر روى زخم خشك مى‏شود، نجس است؟

همه مراجع: آرى، نجس است ؛ هر چند خشك شده باشد.[840]

 

خون تزریقات

 پرسش 463 . گاهى هنگام خون‏گیرى از بیمار، مقدار بسیار كم و ناچیزى از خون سرایت مى‏كند ؛ آیا با پنبه الكلى مى‏توان محل را تطهیر كرد؟

همه مراجع: خون - هر چند به مقدار ناچیز هم باشد - نجس است و باید آن را با آب شست.[841]

 

تنفس مصنوعى میت

 پرسش 464 . آیا ماساژ فردى كه نمى‏دانیم زنده است یا مرده، غسل مس میت دارد؟

همه مراجع: تا وقتى كه روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى‏شود.[842]

 

لمس مرگ مغزى

 پرسش 465 . آیا دست زدن به بیمارى كه در كما بوده و یا دچار مرگ مغزى شده و چند لحظه دیگر مى‏میرد، غسل مس میت دارد؟

همه مراجع: تا وقتى كه روح از بدن او جدا نشده و یا بدنش گرم است، دست زدن به بدن او موجب غسل نمى‏شود.[843]

غسل مس میت

 پرسش 466 . در هنگام تشریح، اگر دست ما به مرده‏اى بخورد كه نمى‏دانیم مسلمان است یا كافر ؛ آیا غسل مس میت لازم است؟

همه مراجع: غسل مس میت واجب است، خواه میت مسلمان باشد یا كافر ؛ مگر آنكه بدانید میت مسلمانى است كه او را غسل داده‏اند.[844]

 

استخوان میت

 پرسش 467 . حكم دست زدن دانشجویان پرستارى به استخوان‏هاى (بدون گوشت) میت چیست؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى و نورى: اگر میت را غسل نداده‏اند، باید براى مس استخوان او غسل كرد.[845]

آیات عظام بهجت، صافى و فاضل: اگر میت را غسل نداده‏اند، بنابر احتیاط واجب باید براى مس استخوان او غسل كرد.[846]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: اگر استخوانى باشد كه گوشت ندارد، براى مس آن غسل واجب نیست.[847]

 

مس میت

 پرسش 468 . كسى كه به بدن میت قبل از غسل دست بزند، آیا بدن و لباسش هم نجس مى‏شود و باید آب بكشد، یا فقط غسل كند؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر دست یا لباس خودش و یا بدن میت، مرطوب باشد، نجس مى‏شود و باید محل تماس را تطهیر كند. اگر خشك باشد، بهتر است (احتیاط مستحب)، محل تماس را بشوید.[848]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر دست یا لباس خودش و یا بدن میت مرطوب باشد، نجس مى‏شود و باید محل تماس را تطهیر كند. اگر خشك باشد، بنابر احتیاط واجب، باید محل تماس را بشوید.[849]

 

 پرسش 469 . اگر مس میت با دستكش صورت گیرد، باز غسل مس میت لازم است؟

 همه مراجع: خیر، غسل واجب نمى‏شود.[850]

 

حكم الكل

 پرسش 470 . آیا الكل صنعتى مورد استفاده در آزمایشگاه‏ها و الكلى كه در تزریقات و مانند آن به كار مى‏رود، نجس است؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى و نورى: اگر یقین نداشته باشید كه از الكل مست كننده تهیه شده، پاك است.[851]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: خیر، پاك است.[852]

 تبصره. الكل صنعتى از مایع مست كننده تهیه نمى‏شود بلكه از گازهاى اتیل و استیل كه از فرآورده‏هاى نفتى است به دست مى‏آید. این الكل آن قدر غلظتش بالا است كه باعث مسمومیت مى‏شود نه مستى.

 پرسش 471 . به طور كلى حكم طهارت و نجاست انواع الكل‏ها چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: هر كدام از این الكل‏ها، اگر اصلشان مایع مست كننده باشد، نجس است.[853]

آیات عظام تبریزى و خامنه‏اى: هر كدام از این الكل‏ها، اگر اصلشان مایع مست كننده باشد، بنابر احتیاط واجب نجس است.[854]

آیات عظام سیستانى و وحید: تمامى انواع الكل‏ها پاك است. البته اگر اصل آن مایع مست كننده باشد، بنابر احتیاط مستحب نجس است.[855]

آیه‏اللّه‏ مكارم: هر الكلى كه به صورت فعلى آن قابل نوشیدن نباشد و باید آن را رقیق كرد، نجس نیست ؛ ولى اگر به صورت كنونى آن قابل نوشیدن باشد، بنابر احتیاط واجب نجس است.[856]

 

 

 

 

 

احكام آموزشىبازگشت به فهرست

 

 

 

آموزش پزشكى

 پرسش 472 . در بیمارستان‏ها و مراكز آموزشى - پزشكى، دانشجویان جهت آموزش به معاینه نواحى مختلف بدن (شكم، سینه، لگن و عورت) بیمار زن مى‏پردازند. با توجه به اینكه این امر یك موضوع آموزشى است كه در برنامه پزشكان قرار دارد، حكم آن چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر فراگیرى مسائل پزشكى، در حدى است كه حفظ سلامتى و جان بیماران (هر چند در آینده)، متوقف بر آن باشد ؛ به مقدار ضرورت و ناچارى جایز است.[857]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر فراگیرى مسائل پزشكى، در حدى است كه حفظ سلامتى و جان بیماران (هر چند در آینده) و یا حفظ پیشرفت و فرهنگ طب مسلمانان، متوقف بر آن باشد، اشكال ندارد.[858]

 عكس‏هاى آموزشى

 پرسش 473 . نگاه كردن به عكس‏هاى عریان موجود در كتاب‏هاى پزشكى - كه آموزش آن براى دانشجویان ضرورى است - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد.[859]

 

تشریح جسد مسلمان

 پرسش 474 . آیا براى آموزش دانشجویان یا كشف مطالب جدید علم پزشكى، تشریح بدن میت مسلمان جایز است؟

همه مراجع (به جز تبریزى): اگر امكان دسترسى به بدن میت غیرمسلمان نباشد و كشف مسائل جدید پزشكى در حدى باشد كه نجات جان مسلمان (هر چند در آینده)، متوقف بر آن باشد ؛ تشریح بدن میت مسلمان (به مقدار ضرورت) اشكال ندارد.[860]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر نیاز به تشریح است، باید جسد غیرمسلمان را تهیه كنند و تشریح جسد مسلمان جایز نیست.[861]

 

آموزش موسیقى

 پرسش 475 . حكم آموزش و یادگیرى نوازندگى آلات موسیقى چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات مختص [به لهو] جایز نیست و اگر از آلات مشترك باشد، به منظور استفاده مشروع و حلال، اشكال ندارد.[862]

آیات عظام بهجت و صافى: آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات موسیقى، حرام است.[863]

 

نگاه به استاد

 پرسش 476 . حكم نگاه به صورت استاد زن، در هنگام تدریس چیست؟

همه مراجع (به جز صافى): اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد.[864]

آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب بدون قصد لذت نیز جایز نیست ؛ ولى اگر نگاه اتفاقى باشد، اشكال ندارد.[865]

 

استاد بدحجاب

 پرسش 477 . استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعى را رعایت نمى‏كند و در هنگام نوشتن مطالب روى تخته سیاه، دست و موهاى سر او، بیش از اندازه ظاهر مى‏شود ؛ تكلیف ما چیست؟

 آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: نگاه به او - هرچند بدون قصد لذت - اشكال دارد.[866]

آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به او - هر چند بدون قصد لذت - جایز نیست.[867]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: در صورتى كه از زنان بى‏باكى است كه اگر او را امر به حجاب كنند، اعتنا نمى‏كند ؛ نگاه به او - بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام - اشكالى ندارد.[868]

 

دختران هم‏كلاسى

 پرسش 478 . با توجه به اینكه كلاس‏هاى دانشجویان دختر و پسر، با هم برگزار مى‏شود، ناخودآگاه چشم انسان به دختران نامحرم مى‏افتد ؛ حكم آن چیست؟

همه مراجع: اگر ناخود آگاه و بدون قصد لذت باشد، اشكال ندارد.[869]

 

حرمت تقلب

 پرسش 479 . حكم تقلّب در امتحان چیست؟

 همه مراجع: تقلب در امتحان جایز نیست.[870]

 

تقلب با رضایت

 پرسش 480 . اگر طرف مقابل راضى به تقلّب از روى نوشته‏اش باشد، حكم تقلّب چگونه است؟

همه مراجع: رضایت شخص مقابل، هیچ تأثیرى در حكم ندارد.[871]

 

تقلب در آزمون

 پرسش 481 . تقلب در امتحان‏هایى كه براى ورزیدگى و تست دانش‏آموزان انجام مى‏شود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تقلّب در این نوع امتحانات هر چند حرام نیست ؛ ولى زیان آن به خود شخص باز مى‏گردد ؛ مگر آنكه بگوید: خودم نوشتم كه از باب دروغ، حرام مى‏گردد.[872]

 

تقلّب در آزمون‏هاى استخدامى

 پرسش 482 . تقلّب در آزمون‏هایى كه جهت استخدام در مشاغل صورت مى‏گیرد، در دستمزدها و حقوق‏هایى كه افراد بعد از تصدى شغل مربوطه دریافت مى‏كنند، ایجاد شبهه مى‏كند یا نه؟

 همه مراجع (به جز وحید): اگر تخصّص و مهارت لازم را براى آن كار دارد و مقررات پس از استخدام نیز رعایت شده است ؛ حقوقى كه دریافت مى‏كند، اشكال ندارد.[873]

آیه‏اللّه‏ وحید: استفاده از مزایاى آن نهاد، جایز نیست.[874]

تقلب آزمون كارشناسى

 پرسش 483 . دانشجویى كه در خود قدرت ادامه تحصیل در مقطع كارشناسى ارشد را مى‏بیند، چنانچه در امتحان ورودى تقلب كند و علت آن را عدم آماده بودن شرایط روحى و روانى، در آن زمان خاص و اصولاً عدم تبحّر در تست‏زنى قلمداد كند ؛ آیا عمل او جایز است؟

همه مراجع: تقلّب در امتحان در هر صورت، جایز نیست.[875]

 

 

 

 

احكام امر به معروفبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت امر به معروف

 پرسش 484 . درباره اهمیت امر به معروف و نهى از منكر و ضرورت آن توضیح دهید؟

«كُنتُم خَیرَ أُمَّةٍ أُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرُونَ بِالمَعرُوفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ »[876] ؛ «شما بهترین امتى بودید كه به سود انسان‏ها آفریده شده‏اند [؛ چه اینكه] امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنید».

«معروف» آن است كه عقل و شرع آن را نیك و خوب بداند و «منكر» آن است كه عقل و شرع آن را ناپسند و بد بداند. بنابراین آنچه كه نیك است - اعم از امور فرهنگى، اعتقادى، اقتصادى، عبادى، اخلاقى، سیاسى، جسمى، روانى و... - معروف است و كلیه آنچه كه ناپسند است، مشمول منكر مى‏گردد. پس امر به معروف، به معناى «فرمان دادن به كار خوب» و نهى از منكر، به معناى «باز داشتن از كار بد» است.

بهترین راه براى به دست آوردن مصداق‏هاى معروف و منكر، مراجعه به شرع است. بعضى از معروف‏ها عبارت است از: تقوا، احسان و نیكى، توكل، حسن ظن به خدا، توبه، تلاوت قرآن، شكر خدا، مشورت، دعا، اخلاق نیك، بردبارى، ایستادگى در راه دین، خوف از خدا، انفاق، اندیشیدن و تفكر، عفو و بخشش، فرو بردن خشم، جهاد، نماز، روزه و... بخشى از منكرها نیز عبارت است از: كفر، نفاق، دوستى با كافران، ظلم و ستم، خیانت به بیت‏المال، كتمان حق، دین فروشى، بخل، كرنش در برابر دشمن، بد گمانى، دروغ، غیبت، تهمت، ایجاد اختلاف، ریاست‏طلبى، حسادت، قطع رحم و... .

فریضه امر به معروف و نهى از منكر، در همه ادیان مطرح بوده است و وجوب آن اختصاص به مسلمانان ندارد. این حكم در میان بنى اسرائیل به چشم مى‏خورد. خداوند در قرآن مى‏فرماید: «اهل كتاب همه یكسان نیستند ؛ بلكه پاره‏اى از آنان به انجام این فریضه مى‏پردازند و از نیكان به شمار مى‏روند».[877] لقمان اجراى این فریضه را به فرزندش سفارش مى‏كند.[878] خداوند به حضرت موسى و هارون دستور مى‏دهد كه با زبان نرم، فرعون را نصیحت كنند.[879]

امر به معروف و نهى از منكر، از مهم‏ترین، بهترین و عالى‏ترین فریضه‏ها و واجبات اسلامى است ؛ به طورى كه برخى از فقیهان، آن را از ضروریات دین دانسته‏اند. در آیات و روایات گوناگونى به آن سفارش شده است و تعابیر زیبایى در آنها به چشم مى‏خورد. حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «تمام كارهاى نیك و (حتى) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر، همچون آب دهان در برابر دریاى پهناورى است».[880] امام باقر علیه‏السلاممى‏فرماید: «بد قومى هستند، قومى كه بر امر به معروف و نهى از منكر عیب مى‏گیرند و آن را بى‏ارزش مى‏پندارند».[881]

ذكر چند امر در این زمینه لازم است:

1. این فریضه از تكالیف همگانى است و همه مسلمانان باید آن را پاس بدارند. این چنین نیست كه در زمان اقتدار حاكمیت اسلامى، این فریضه تنها بر دوش نیروهاى انتظامى و قوه قضاییه و سایر نهادهاى دولتى قرار داشته باشد ؛ بلكه تك تك آحاد مردم به انجام این فریضه موظف‏اند. امر به معروف و نهى از منكر، واجب كفایى است و چنانچه عده‏اى به اجراى آن بپردازند و به گسترش معروف و از بین بردن منكر اقدام ورزند، انجام دادن آن از دیگران ساقط مى‏شود.

2. در اجراى فریضه امر به معروف و نهى از منكر، بین زن و مرد تفاوتى نیست و هر دو گروه، در این راستا وظیفه و مسؤولیت دارند.

3. یكى از مراتب امر به معروف و نهى از منكر اقدام و برخورد عملى با شخص گنه‏كار است ؛ ولى به فتواى مراجع تقلید، این امر باید[882] با اجازه حاكم شرع و مسؤولان حكومت اسلامى انجام گیرد و بدون اجازه آنها جایز نیست.[883]

4. این فریضه داراى شرایطى است كه بدون فراهم آمدن آنها، انجام دادن آن بر شخص واجب نیست ؛ بلكه در برخى موارد نیز حرام است.

 

مراتب امر به معروف

 پرسش 485 . مراتب امر به معروف و نهى از منكر كدام است؟

مراتب امر به معروف و نهى از منكر عبارت است از:

 1. انكار قلبى،

2. انكار زبانى،

3. اقدام عملى.

شرایط امر به معروف

 پرسش 486 . شرایط امر به معروف و نهى از منكر كدام است؟

1. آمر و ناهى باید معروف و منكر را بشناسد.

2. احتمال دهد امر و نهى او تأثیر دارد.

3. امر و نهى مفسده‏اى (ضرر جانى، مالى مهم و آبرویى) نداشته باشد.

4. تارك معروف و عامل منكر، بر ادامه شیوه خود اصرار داشته باشد.

 

 پرسش 487 . آیا بر كسى كه از احكام شرعى و راه و روش امر به معروف آگاهى ندارد، امر به معروف واجب است؟

همه مراجع: خیر واجب نیست ؛ ولى باید شرایط و مسائل امر به معروف را یاد بگیرد تا دچار اشتباه نگردد.[884]

 

موارد امر به معروف

 پرسش 488 . از نظر شرعى امر به كدام یك از معروف‏ها و نهى از كدام یك از منكرها واجب است؟

آیات عظام امام، بهجت، مكارم، فاضل، خامنه‏اى و نورى: در واجبات و محرمات، امر و نهى واجب و در مستحبات و مكروهات، امر و نهى مستحب است.[885]

 آیات عظام تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: در واجبات و محرمات امر و نهى واجب و در مستحبات امر مستحب است.[886]

وظیفه امر به معروف

 پرسش 489 . اگر كسى عملى را مرتكب شود كه مرجع تقلید شخص دیگرى آن را حرام مى‏داند ؛ ولى به نظر مرجع تقلید خودش جایز است ؛ آیا باید او را از آن عمل نهى كند؟

همه مراجع: خیر، نهى از منكر در این مورد واجب نیست.[887]

 

 پرسش 490 . آیا كسى كه خودش به معروف عمل نمى‏كند و مرتكب گناه مى‏شود ؛ حق دارد دیگران را امر و نهى كند؟

همه مراجع: آرى، بر او هم واجب است كه با تحقّق شرایط، امر به معروف و نهى از منكر كند. البته باید بداند كه اگر بخواهد سخنش در قلب دیگران جاى گیرد و تأثیر بگذارد، با عمل و رفتار خود مى‏تواند، به این هدف دست یابد.[888]

 

 امر به معروف فامیل

 پرسش 491 . برخى از بستگان و خویشاوندان ما به طور كلى به نماز و روزه و سایر واجبات توجهى ندارند و اموالشان نیز حرام و یا مشكوك است و هیچ‏گونه نصیحت و موعظه‏اى در آنها اثر نمى‏كند ؛ آیا معاشرت با آنان جایز است؟

همه مراجع: معاشرت با آنان اشكال ندارد ؛ به ویژه اگر باعث هدایت آنان بشود و تا هنگامى كه یقین ندارید غذاى مورد استفاده، از مال حرام است، تصرف در آن جایز است.[889]

 

وظیفه نیروى انتظامى

 پرسش 492 . در زمان حكومت اسلامى، اگر نیروى انتظامى در برخورد با مفاسد اجتماعى از خود جدیت نشان ندهد، وظیفه مردم چیست؟ آیا باید بر اساس فریضه امر به معروف و نهى از منكر اقدام كنند؟

همه مراجع (به جز بهجت): بر همه مكلفان، امر به معروف و نهى از منكر واجب است و اگر نیروى انتظامى به این فریضه عمل نكند، تكلیف از دیگران ساقط نمى‏شود ؛ بلكه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب است البته چنانچه نیاز به اقدام و برخورد فیزیكى باشد، این امر بدون اجازه حاكم شرع جایز نیست.[890]

 آیه‏اللّه‏ بهجت: بر همه مكلفان، امر به معروف و نهى از منكر واجب است و اگر نیروى انتظامى به این فریضه عمل نكند، تكلیف از دیگران ساقط نمى‏شود ؛ بلكه با فراهم بودن شرایط آن، بر سایرین نیز واجب است. در جایى كه منجر به جراحت بشود، نهى از منكر جایز نیست و اجازه مجتهد جامع شرایط نیز بنا بر احتیاط واجب كفایت نمى‏كند.[891]

منكرات مجلس عروسى

 پرسش 493 . گاهى در عروسى‏ها به پخش نوارهاى موسیقى - كه بعضى از آنها از صدا و سیما هم پخش مى‏شود - مى‏پردازند ؛ آیا نیروى انتظامى و یا بسیج و یا نهاد دیگرى، مى‏تواند آنها را از این عمل باز دارند و نهى از منكر كنند؟

همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست و نهادهاى یاد شده وظیفه دارند ارشاد و نهى از منكر كنند و صرف پخش شدن آن از رسانه صدا و سیما، دلیلى بر جواز آن نیست ؛ ولى صداهاى مشكوك اشكال ندارد.[892]

 

موسیقى خوابگاه دانشجویى

 پرسش 494 . با كسانى كه در خوابگاه‏هاى دانشجویى به موسیقى‏هاى مبتذل گوش مى‏دهند، چه باید كرد؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى‏دهید - در صورت فراهم بودن سایر شرایط - باید به او تذكر دهید و یا در صورت امكان، مسؤولان امر را مطلع سازید.[893]

 

امر به معروف بدحجاب

 پرسش 495 . وظیفه مردم در قبال بدحجابى و مفاسد موجود در جامعه چیست؟

همه مراجع: وظیفه هر فردى امر به معروف ونهى از منكر است ؛ ولى باید به شرایط و مراتب آن توجه داشته باشد.[894]

امر به معروف دانشجویان

 پرسش 496 . در دانشگاه‏ها، روابط پسر و دختر غوغا مى‏كند ؛ وظیفه ما نسبت به آنان چیست؟

همه مراجع: بر هر فردى واجب است، ضمن دورى از ابتلا به مفاسد، در صورت تمكّن و تحقق شرایط نهى از منكر، به این فریضه اقدام كند.[895]

 

سختى امر به معروف

 پرسش 497 . بعضى از گناهان (مانند بدحجابى و...) به حدى است كه اگر بخواهم تمام وقتم را براى آن سپرى كنم، باز هم نمى‏توانم به تكلیف خود عمل كنم و از كار و زندگى مى‏افتم ؛ در این صورت تكلیف چیست؟

همه مراجع: امر به معروف و نهى از منكر، تا جایى كه باعث ضرر مالى قابل توجّه یا سختى و اختلال در زندگى نشود، واجب است.[896]

 

نگاه به نامحرم

 پرسش 498 . هر گاه نهى از منكر باعث نگاه به زنان بى‏موالات و آرایش كرده شود، آیا باز هم واجب است؟

همه مراجع: نهى از منكر، ملازم با نگاه كردن نیست و نگاه‏هاى قهرى و اتفاقى، اشكال ندارد.[897]

تجسس در خوابگاه

 پرسش 499 . براى اینكه اطلاع پیدا كنیم كه در اتاق خوابگاه‏ها، گناه (نه توطئه بر ضد نظام) انجام مى‏شود یا نه، آیا جایز است تفحّص كنیم؟

همه مراجع: خیر، این كار حرام است.[898]

 

نجاست فرش

 پرسش 500 . اگر فرش كسى نجس باشد و ببیند دیگران با پاى مرطوب بر آن قدم مى‏گذارند، تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: لازم نیست به آنان بگوید.[899]

آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر، لازم نیست به او بگوید ؛ مگر اینكه با او طورى معاشرت داشته باشد كه اگر نگوید، لوازم مشترك بین آن دو نجس خواهد شد.[900]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر در معرض این باشد كه نجاست به خوردنى‏ها و آشامیدنى‏ها سرایت كند، باید به آنان بگوید.[901]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر او باعث این امر شده باشد، با دو شرط باید به وى بگوید: یكى اینكه در معرض این باشد كه نجاست به خوردنى‏ها و آشامیدنى‏هاى او سرایت كند و دیگر آنكه احتمال بدهد آنان به گفته او ترتیب اثر مى‏دهند ؛ ولى اگر بداند ترتیب اثر نمى‏دهند، گفتن لازم نیست.[902]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط به آنان بگوید.[903]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر او باعث این امر شده و در معرض این باشد كه نجاست به خوردنى‏ها و آشامیدنى‏ها سرایت كند، باید به آنان بگوید.[904]

 

امر به معروف پدر و مادر

 پرسش 501 . اگر پدر و مادر انسان مرتكب گناه شوند، آیا نهى از منكر آنان بى‏احترامى محسوب نمى‏شود؟

همه مراجع: خیر، نهى از منكر آنان - با فراهم بودن شرایط آن - بر فرزند واجب است. البته سعى كند این كار را با سخن نرم و اخلاق نیك، انجام دهد و این امر، بى‏احترامى به آنان محسوب نمى‏شود و اگر تأثیر نكرد، وظیفه دیگرى ندارد.[905]

 

تكرار امر به معروف

 پرسش 502 . در فریضه امر به معروف و نهى از منكر، آیا یك بار تذكر دادن كافى است، یا باید چندین بار تكرار كند؟

همه مراجع: اگر در تكرار تذكّر، احتمال اثر مى‏دهد، باید تكرار كند.[906]

 

نهى غذاى نجس

 پرسش 503 . اگر انسان ببیند كسى چیز نجسى را مى‏خورد، آیا لازم است به او بگوید؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، لازم نیست به او بگوید.[907]

آیه‏اللّه‏ بهجت: خیر، لازم نیست به او بگوید ؛ مگر اینكه با او طورى معاشرت داشته باشد كه اگر نگوید، لوازم مشترك بین آن دو نجس مى‏شود.[908]

 

فضله موش

 پرسش 504 . اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن، بفهمد غذا نجس است (مانند دیدن فضله موش در غذا)، آیا لازم است به میهمانان بگوید؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مكارم): آرى، باید به آنان بگوید.[909]

 آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر احتمال دهد میهمانان به گفته او ترتیب اثر مى‏دهند، باید به آنان بگوید ؛ ولى اگر بداند ترتیب اثر نمى‏دهند، گفتن لازم نیست.[910]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب، باید به آنان بگوید.[911]

 

دروغ مصلحتى

 پرسش 505 . دروغ مصلحتى چه حكمى دارد؟

همه مراجع: «دروغ مصلحتى» به معناى رایج نزد مردم - كه در واقع «دروغ منفعتى» است - حرام است. موارد جواز دروغ در اسلام مشخص است ؛ از جمله آنها وجود مصلحت اهم (مثل حفظ جان مؤمن و یا رفع نزاع بین دو مسلمان) است.[912]

 

حكم غیبت

 پرسش 506 . كسى كه از شخصى غیبت كرده یا شنیده است، آیا باید رضایت فرد غیبت شده را به دست آورد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، كسب رضایت او واجب نیست ؛ ولى باید از این گناه توبه كند.[913]

آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى باید رضایت او را جلب كند، مگر اینكه عزت و آبروى او را نزد كسانى كه پیش آنان غیبت كرده، اعاده نماید و اگر امكان رضایت و یا دسترسى به او نباشد، باید براى او استغفار كرد.[914]

 

موارد غیبت

 پرسش 507 . كسى كه عیب ظاهرى دارد (مثلاً قدش كوتاه است)، آیا مى‏توان پشت سر او این عیب را گفت؟

همه مراجع: بیان صفات ظاهرى و آشكار شخصى كه همه از آن آگاهى دارند - اگر قصد هتك و تحقیر و مسخره كردن او را نداشته باشد - اشكال ندارد.[915]

 

غیبت استاد

 پرسش 508 . غیبت در مسائلى كه اگر درباره آن صحبت نشود، حل نمى‏گردد (مثلاً درباره استادى كه خوب درس نمى‏دهد)، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: بیان نقاط ضعف استاد، نزد مسؤولان و یا در مقام مشورت، اشكال ندارد. به طور كلى در مواردى كه مصلحت غیبت، اهم از مفسده آن باشد، غیبت حرام نیست.[916]

قطع رحم

 پرسش 509 . خویشاوندانى كه قطع رحم با آنان جایز نیست، چه كسانى‏اند؟

همه مراجع: ارحام كسانى‏اند كه در مراتب ارث واقع مى‏شوند ؛ مانند: پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزندان آنان و نیز عمو، عمه، خاله، دایى و فرزندان آنان.[917]

 

 پرسش 510 . اگر برادر یا سایر نزدیكان فرد به وظایف دینى (نماز، روزه، خمس و...) عمل نمى‏كنند و به تذكر هم گوش نمى‏دهند، آیا مى‏تواند رفت و آمد با آنان را قطع كند؟

همه مراجع (به جز امام): خیر، نمى‏تواند به این بهانه، صله رحم را ترك كند ؛ مگر آنكه قطع رابطه (به طور موقّت) باعث تأثیر و بیدارى او گردد. در این صورت از باب نهى از منكر لازم است.[918]

امام: خیر، بكوش با رفت و آمد او را ارشاد كند و از قطع رحم در هر حال اجتناب ورزد.[919]

 

صله رحم

 پرسش 511 . صله رحم به چه چیز تحقّق مى‏یابد؟ آیا رفت و آمد با خویشاوندان واجب است؟

همه مراجع: صله رحم، منحصر به رفت و آمد با خویشاوندان نیست ؛ بلكه این عمل با هدیه دادن، میهمانى كردن، پیغام فرستادن، تماس تلفنى، سلام كردن و... نیز تحقق مى‏یابد. پس همین اندازه كه قطع رحم نشود، كافى است.[920]

 

لباس شهرت

 پرسش 512 . منظور از لباس شهرت چه نوع لباسى است؟

همه مراجع (به جز سیستانى و مكارم): لباس شهرت، لباسى است كه پوشیدن آن براى شخص - به جهت جنس پارچه، رنگ، كیفیت دوخت و یا مندرس بودنش - معمول نبوده و خلاف شأن او به حساب آید ؛ به طورى كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد، توجه آنان را به خود جلب كرده و انگشت‏نما مى‏شود.[921]

آیه‏اللّه‏ مكارم: لباس شهرت، لباسى است كه جنبه ریاكارى دارد و شخص مى‏خواهد به وسیله آن، مثلاً به زهد و ترك دنیا مشهور شود ؛ خواه از جهت پارچه یا رنگ آن باشد و یا دوخت آن. امّا اگر واقعا قصدش ساده پوشیدن است و جنبه ریا كارى ندارد ؛ نه تنها جایز بلكه عملى شایسته است.[922]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: منظور لباسى است كه مؤمن را به صورتى زشت و نامناسب درآورد.[923]

 

پوشیدن لباس شهرت

 پرسش 513 . حكم پوشیدن لباس شهرت را بیان كنید؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پوشیدن لباسى كه موجب شهرت و انگشت نمایى شود، بنابر احتیاط واجب حرام است.[924]

آیات عظام بهجت، صافى و وحید: پوشیدن لباسى كه موجب شهرت و انگشت نمایى شود، حرام است.[925]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: پوشیدن آن حرام نیست ؛ مگر آنكه موجب هتك حرمت و خوارى شخص شود.[926]

 آیه‏اللّه‏ مكارم: پوشیدن لباسى كه جنبه ریاكارى دارد و شخص مى‏خواهد به وسیله آن، مثلاً به زهد و ترك دنیا مشهور شود، بنابر احتیاط واجب حرام است ؛ خواه از جهت پارچه یا رنگ آن باشد و یا دوخت آن. اما اگر واقعا قصد او ساده پوشیدن است و جنبه ریاكارى ندارد ؛ نه تنها جایز، بلكه عملى شایسته است.[927]

 تبصره. پوشیدن هر لباسى كه موجب هتك حرمت و خوارى شخص شود، به فتواى همه مراجع حرام است.

 

لباس جنس مخالف

 پرسش 514 . پوشیدن لباس زنانه براى مردان و بالعكس چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام و بهجت: بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، جایز نیست.[928]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید: بنابر احتیاط واجب پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، در صورتى كه آن را زىّ و پوشش خود قرار دهد، جایز نیست.[929]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: بنابر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، اگر او را به آن صورت در آورد، جایز نیست.[930]

آیه‏اللّه‏ مكارم: پوشیدن لباس جنس مخالف، اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، اشكال ندارد.[931]

 آیه‏اللّه‏ نورى: بنا بر احتیاط واجب، پوشیدن لباس مختص به جنس مخالف، جایز نیست ؛ مگر آنكه انگیزه عقلایى و مصلحت مهم‏ترى در بین باشد.[932]

 

لباس منزل

 پرسش 515 . آیا در حرمت پوشیدن لباس جنس مخالف، تفاوتى بین پوشیدن آن در خانه و بیرون از آن دارد؟

آیات عظام امام و بهجت: خیر، بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن جایز نیست.[933]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل و وحید: تا زمانى كه لباس جنس مخالف را به عنوان زىّ (لباس و پوشش) خود قرار نداده باشد، اشكال ندارد.[934]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر او را به صورت جنس مخالف در آورد، بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن جایز نیست.[935]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر مفسده خاصى بر آن مترتب نشود، پوشیدن آن اشكال ندارد.[936]

آیه‏اللّه‏ نورى: اگر از پوشیدن آن انگیزه عقلایى دارد و مصلحت مهم‏ترى در بین است، اشكال ندارد.[937]

پوشیدن دمپایى

 پرسش 516 . آیا پوشیدن دمپایى زنان براى مردان و بالعكس اشكال دارد؟

 همه مراجع (به جز امام و بهجت): خیر، اشكال ندارد (اگر باعث مفسده نشود).[938]

آیات عظام امام و بهجت: اگر مختص به زن یا مرد باشد، بنابر احتیاط واجب پوشیدن آن براى دیگرى جایز نیست.[939]

 تبصره. اگر در موردى پوشیدن دمپایى مختص به جنس مخالف، به عنوان زىّ و لباس قرار گیرد (مانند پوشیدن آن در بیرون از منزل)، در این صورت پوشیدن آن اشكال دارد.

 

ریش تراشى

 پرسش 517 . تراشیدن ریش تمام صورت، با ماشین یا تیغ چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): تراشیدن ریش - خواه با تیغ باشد یا ماشین - بنابر احتیاط واجب حرام است.[940]

آیات عظام بهجت و صافى: تراشیدن ریش حرام است.[941]

ریش نوجوان

 پرسش 518 . آیا تراشیدن موهاى كمِ صورت، به منظور رشد و پر پشت شدن آن، اشكال دارد؟

همه مراجع: اگر موهاى صورت كم باشد و صدق ریش بر آن نكند، تراشیدن آن مانعى ندارد.[942]

 

مسخره ریش

 پرسش 519 . اگر انسان براى اینكه توهین مردم را نشنود، ریشش را بزند ؛ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گذاشتن ریش براى مسلمانى كه به دینش اهمیت مى‏دهد، باعث خوارى و سرشكستگى نیست و با مسخره كردن دیگران، احكام الهى عوض نمى‏شود ؛ مگر آنكه باعث حرج بشود و تحمل آن غیرممكن باشد.[943]

 

ریش پروفسورى

 پرسش 520 . آیا گذاشتن ریش پروفسورى كفایت مى‏كند؟

همه مراجع (به جز تبریزى و مكارم): خیر، كفایت نمى‏كند و حكم تراشیدن تمام آن را دارد.[944]

 آیات عظام تبریزى و مكارم: اگر چانه و اطراف آن (یك چهارم صورت) تراشیده نشود، به طورى كه در وقت مواجهه صدق ریش كند، كفایت مى‏كند.[945]

 

وسایل قمار

 پرسش 521 . اگر بعضى از وسیله‏هاى بازى، در شهرى از آلات قمار محسوب شود ؛ ولى در شهر دیگر این طور نباشد، آیا بازى با آنها جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، صافى، نورى و وحید: اگر تنها در بعضى شهرها نیز از آلات قمار محسوب شود، بازى با آن جایز نیست.[946]

آیات عظام سیستانى، فاضل و مكارم: اگر در عرف محل (شهر) از آلات قمار محسوب شود، بازى با آن جایز نیست و در غیر این صورت اشكال ندارد.[947]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر این وسیله‏ها در یكى از دو شهر، از آلات قمار محسوب شود و در گذشته نیز در هر دو مكان از آلات قمار بوده، بازى با آنها حرام است.[948]

 

بازى رایانه

 پرسش 522 . بازى قمار، به صورت تك نفره با رایانه چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى، فاضل و مكارم): بازى با آلات قمار جایز نیست ؛ خواه طرف مقابل، شخص باشد یا رایانه.[949]

آیات عظام بهجت و سیستانى: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[950]

آیات عظام فاضل و مكارم: اگر طرف دیگر رایانه باشد اشكال ندارد.[951]

 بازى شطرنج

 پرسش 523 . بازى با شطرنج، بدون برد و باخت و به منظور تقویت فكر و حافظه، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، فاضل، مكارم و نورى: اگر (واقعاً) در نظر عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن اشكال ندارد.[952]

آیات عظام بهجت و وحید: اگر بدون برد و باخت باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و این احتیاط بسیار شدید است.[953]

آیات عظام سیستانى و صافى: بازى با شطرنج حرام است و انگیزه یاد شده، هیچ تأثیرى در حكم ندارد و باعث جواز آن نمى‏گردد.[954]

 

 پرسش 524 . اگر براى مقلّد ثابت شود كه شطرنج در زمان حاضر آلت قمار بودن خود را از دست داده است، بازى با آن بدون برد و باخت، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر احراز شود كه از نظر عرف، آلت قمار بودن خود را از دست داده است، بازى با آن اشكال ندارد.[955]

آیه‏اللّه‏ بهجت: بازى با شطرنج، اگر بدون برد و باخت باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و این احتیاط بسیار شدید است.[956]

 آیه‏اللّه‏ صافى: بازى با شطرنج، در هر حال حرام است.[957]

جوایز ورزشى

 پرسش 525 . آیا در بازى‏هاى ورزشى، تعیین جایزه از سوى شخص یا گروه دیگر (غیر از مسابقه دهندگان) اشكال دارد؟

همه مراجع: در فرض یاد شده، اشكال ندارد.[958]

 

شرط بندى

 پرسش 526 . آیا هر بازى كه در آن برد و باخت و شرط بندى انجام گیرد، حرام است؟

همه مراجع: هر نوع بازى كه به صورت برد و باخت و شرط بندى باشد، حرام است ؛ مگر در مسابقه تیراندازى و اسب سوارى.[959]

 

تخت نرد

 پرسش 527 . حكم بازى با تخت نرد را بیان كنید؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، فاضل و مكارم: اگر از آلات قمار محسوب شود بازى با آن هر چند بدون برد و باخت حرام است.[960]

آیات عظام بهجت و وحید: بازى با نرد، اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و بدون آن بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[961]

آیات عظام سیستانى، صافى و نورى: حرام است.[962]

بازى با ورق

 پرسش 528 . بازى ورق و یا پاسور چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، نورى و وحید: بازى با آلات قمار - هر چند بدون برد و باخت - حرام است.[963]

آیات عظام بهجت و مكارم: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون آن باشد، بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[964]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون برد و باخت و شرط بندى باشد ؛ چنانچه در عرف محل (شهر) از آلات قمار شناخته شود، بنابر احتیاط واجب بازى و این جایز نیست.[965]

آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر در عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد و برد و باختى در كار نباشد اشكال ندارد.[966]

 

بیلیارد

 پرسش 529 . با توجه به رواج بیلیارد در سطح جامعه و تمایل بعضى مراكز آموزش عالى به استفاده از آن، لطفا نظر مراجع عظام تقلید را در این خصوص بیان كنید؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: اگر در نظر عرف وسیله قمار شناخته شود، بازى با آن جایز نیست ؛ هر چند بدون برد و باخت باشد.[967]

آیه‏اللّه‏ بهجت: بازى با بیلیارد جایز نیست.[968]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر در نظر عرف محل، وسیله قمار شناخته شود، با برد و باخت حرام است و بنا بر احتیاط واجب، بدون برد و باخت هم جایز نیست.[969]

آیه‏اللّه‏ وحید: اگر در نظر عرف وسیله قمار شناخته شود، با برد و باخت حرام است و بنا بر احتیاط واجب، بدون برد و باخت هم جایز نیست.[970]

 

نگه‏دارى وسایل قمار

 پرسش 530 . حكم نگه‏دارى آلات قمار را بیان كنید؟

همه مراجع (به جز تبریزى و وحید): نگه‏دارى آلات قمار، جایز نیست و باید آنها را از بین برد.[971]

آیات عظام تبریزى و وحید: بنابر احتیاط واجب، نگه‏دارى آلات قمار، جایز نیست و باید آنها را از بین برد.[972]

 

مجسمه سازى

 پرسش 531 . ساختن مجسمه انسان یا حیوان، به صورت نیم تنه و یا برجسته روى دیوار چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: تفاوتى بین مجسمه كامل و ناقص نیست و هر دو اشكال دارد.[973]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى و صافى: ساختن مجسمه آنها به صورت ناقص، اشكال ندارد.[974]

آیه‏اللّه‏ نورى: ساختن مجسمه در صورتى كه براى هدف عقلایى باشد و اسراف محسوب نشود، جایز است و در این امر، تفاوتى بین مجسمه كامل و ناقص نیست.[975]

 

خرید و فروش مجسمه

 پرسش 532 . حكم خرید و فروش و نگه دارى مجسمه جاندار چیست؟

همه مراجع (به جز صافى و مكارم): خرید و فروش و نگه دارى آن اشكال ندارد.[976]

آیه‏اللّه‏ مكارم: خرید و فروش آن اشكال دارد و سزاوار آن است كه از نگه دارى آن، خوددارى شود.[977]

 آیه‏اللّه‏ صافى: بنابر احتیاط واجب، خرید و فروش و نگه دارى آن، جایز نیست.[978]

 

حكم كاریكاتور

 پرسش 533 . كشیدن كاریكاتور اشخاص، در صورتى كه موجب استهزا و هتك آنان شود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: به طور كلى استهزا و هتك حرمت مؤمن، حرام است.[979]

شرب شراب

 پرسش 534 . حكم شراب از نظر حرمت و نجاست چیست؟ آیا تفاوتى بین كم و زیاد آن نیست؟

همه مراجع: شراب، نجس و خوردن آن حرام است. تفاوتى بین كم و زیاد آن نیست و نوشیدن یك قطره آن نیز حرام است. این كار از گناهان بزرگ محسوب مى‏شود ؛ هر چند شخص را مست نكند.[980]

 

 پرسش 535 . آیا هر مایع مست كننده، نوشیدن آن گناه است و باعث جارى شدن حد مى‏گردد؟

همه مراجع: آرى، اگر مایع مست كننده است، نوشیدن آن حرام و از گناهان بزرگ است و هر كس مرتكب شود، حد بر او جارى مى‏شود.[981]

 

شرب مایع مسكر

 پرسش 536 . آیا هر مایعى كه مست كننده باشد، نجس و نوشیدن آن حرام است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و نورى: اگر اصل آن هم مایع بوده، نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[982]

آیات عظام تبریزى و خامنه‏اى: اگر اصل آن هم مایع بوده، بنابر احتیاط واجب نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[983]

آیات عظام سیستانى و وحید: اگر اصل آن هم مایع بوده، بنابر احتیاط مستحب نجس است ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[984]

آیه‏اللّه‏ مكارم: بنابر احتیاط واجب نجس است، هر چند اصل آن هم مایع نبوده باشد ؛ ولى نوشیدن آن در هر حال حرام است.[985]

 تبصره. اگر مایع مست كننده از مخلوط كردن یك چیز جامد (مانند بنگ و حشیش) با محلول آب تهیه شود، نجس نیست ؛ هر چند این محلول مست كننده باشد (چون اصل آن مایع نبوده است) ؛ ولى استعمال آن حرام است.

 

 

 

 

احكام منزلبازگشت به فهرست

 

 

 

نظافت و پاكیزگى

 پرسش 537 . آیا درباره نظافت و پاكیزگى آیه‏اى وجود دارد؟

در قرآن مجید مى‏خوانیم: «وَ اللّهُ یحِبُّ المُطَّهِّرِینَ »[986] ؛ «و خداوند كسانى را كه خواهان پاكى‏اند دوست مى‏دارد».

اسلام دین پاكى و پاكیزگى است. طهارت از این رو احكام و قوانینش بر این اساس تنظیم شده است و به عنوان بخشى از ایمان شمرده شده است. همچنان كه پلیدى و پلشتى بسیارى از نجاسات، نزد بشر فطرى و ذاتى است و طبع او از آن تنفر دارد. البته بعضى از پدیده‏ها وجود دارند كه نجاست آن مخفى است و انسان به راحتى نمى‏تواند به آنها پى ببرد و چه بسا آنها را پاك مى‏داند ؛ ولى دین اسلام نجاست آنها را گوشزد كرده است (مانند نجاست سگ، خوك و شراب). از سوى دیگر این دین براى پاك گردانیدن نجاسات، برنامه و دستورات خاصى دارد.

گفتنى است با توجه به اینكه عموم مردم در شبانه روز با مسائل طهارت و نجاست سر و كار دارند، دین اسلام احكام این باب را بسیار آسان و منطبق با فطرت بشرى تشریع كرده و جست و جو و تحقیق و دقت نظر را لازم نشمرده است. حتى در مواردى شخص را از دقت زیاد و وسواس بر حذر و منع كرده است ؛ زیرا وسواس در طهارت و نجاست، شخص را دچار بیمارى روحى و افسردگى نموده، زندگى را بر خودش تلخ مى‏كند. تردیدى نیست كه خداوند راضى به رنج و عذاب او و اطرافیانش نیست.

به منظور آگاهى بیشتر در این باره، برخى از احكام خانه را مورد توجه قرار مى‏دهیم.

 

شستن نجس

 پرسش 538 . اگر چیزى به بول، نجس شود چگونه با آب قلیل پاك مى‏شود؟

همه مراجع (به جز بهجت، سیستانى و صافى): اگر از قبیل بدن و چیزهاى سفت است (كه آب در آن نفوذ نمى‏كند) پس از برطرف شدن عین نجاست (خواه با آب یا وسیله دیگر)، باید دو بار شسته شود و اگر از قبیل لباس و فرش و مانند اینها است، باید بعد از هر بار شستن فشار داده شود تا غساله آن بیرون آید.[987]

آیات عظام بهجت و صافى: پس از برطرف كردن عین نجاست، یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حركت دادن لازم است.[988]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر آن چیز لباس و بدن باشد، پس از برطرف شدن عین نجاست (خواه با آب یا وسیله دیگر)، باید دو بار شسته شود و اگر غیر آن باشد، یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند. در هر حال در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حركت لازم است.[989]

 تبصره. غساله آبى است كه در وقت شستن و بعد از آن، از آن چیزى كه شسته مى‏شود خود به خود یا به وسیله فشار و مانند آن، جدا مى‏شود.

 

 پرسش 539 . اگر چیزى به بول، نجس شود چگونه با آب كر (مانند آب لوله‏كشى) پاك مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پس از برطرف كردن عین نجاست یك مرتبه با آب شسته شود، كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، بنابر احتیاط واجب باید آن را فشار یا حركت داد، تا غساله آن بیرون آید.[990]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: پس از برطرف كردن عین نجاست باید دو مرتبه با آب شسته شود و در لباس و فرش و مانند آن فشار یا حركت دادن لازم است.[991]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: پس از برطرف كردن عین نجاست، باید دو مرتبه با آب شسته شود و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حركت دادن لازم نیست.[992]

آیه‏اللّه‏ صافى: پس از برطرف كردن عین نجاست یك مرتبه با آب شسته شود، كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حركت دادن لازم نیست.[993]

 آیات عظام مكارم و وحید: پس از برطرف كردن عین نجاست، یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، باید آن را فشار یا حركت داد تا غساله آن بیرون آید.[994]

 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از بین برود و بعد از آن آب استمرار داشته باشد، آن چیز پاك مى‏شود و نیاز به شستن بار دوم نیست ؛ مگر بنابر فتواى كسانى كه دو بار شستن را لازم مى‏شمارند.

 

 پرسش 540 . اگر چیزى به غیربول، (مانند خون) نجس شود چگونه با آب قلیل پاك مى‏شود؟

همه مراجع: اگر از قبیل بدن و چیزهاى سفت است (كه آب در آن نفوذ نمى‏كند)، پس از برطرف شدن عین نجاست (خواه با آب یا وسیله دیگر) ؛ یك مرتبه شستن، پاك مى‏شود و اگر از قبیل لباس و فرش و مانند اینها است باید فشار داده شود تا غساله آن بیرون آید.[995]

 

 پرسش 541 . اگر چیزى به غیربول، (مانند خون) نجس شود چگونه با آب كر (مانند آب لوله‏كشى) پاك مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: پس از برطرف كردن عین نجاست، یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، بنابر احتیاط واجب باید آن را فشار یا حركت داد، تا غساله آن بیرون آید.[996]

 آیات عظام بهجت، سیستانى و صافى: پس از برطرف كردن عین نجاست یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، فشار یا حركت دادن لازم نیست.[997]

آیات عظام تبریزى، مكارم و وحید: پس از برطرف كردن عین نجاست یك مرتبه با آب شسته شود كفایت مى‏كند و در لباس و فرش و مانند آن، باید آن را فشار یا حركت داد تا غساله آن بیرون آید.[998]

 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از بین برود، آن چیز پاك مى‏شود و نیاز به‏شستن باردوم نیست ؛ مگر بنابرفتواى كسانى‏كه دوبار شستن را لازم‏مى‏شمارند.

 

رنگ نجاست

 پرسش 542 . اگر بعد از شستن لباس، رنگ نجاست روى آن باقى باشد، آیا هنوز نجس است؟

همه مراجع: خیر، پاك است.

 

كف صابون

 پرسش 543 . آیا آبى كه كف صابون دارد، مى‏تواند چیز نجس را پاك كند؟

همه مراجع: آرى، آب با كف صابون مضاف محسوب نمى‏شود.[999]

 

ماشین لباس‏شویى

 پرسش 544 . آیا لباس‏شویى اتوماتیك كه چند بار لباس را مى‏شوید، مى‏تواند لباس نجس را پاك كند؟

آیات عظام امام و نورى: اگر بعد از برطرف شدن عین نجاست، یك مرتبه با آب لوله‏كشى یا دو مرتبه با آب قلیل مى‏شوید، پاك مى‏كند.[1000]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر عین نجاست را برطرف كند و آب متصل به لوله در داخل ماشین لباس‏شویى، به لباس‏ها و تمامى قسمت‏هاى داخل ماشین برسد، پاك مى‏كند.[1001]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر هنگام چرخیدن ماشین لباس‏شویى براى شستن لباس، آب آن به اطراف داخل آن در بار اول پاشیده شود، باید آب كر در بار دوم، تمام جاهایى را كه نجس شده، فرا بگیرد و لباس هم در حال اتصال به آب لوله‏كشى شسته شود و پس از آن غساله خارج شود، تا لباس پاك گردد.[1002]

آیات عظام سیستانى و مكارم: اگر عین نجاست را برطرف كند، پاك مى‏كند ؛ خواه در حال شستن لباس‏ها اتصال با آب لوله كشى داشته باشد، یا بعد از قطع شدن شروع به شست و شو كند.[1003]

آیات عظام خامنه‏اى و صافى: اگر عین نجاست را برطرف كند و آب متصل به لوله در داخل ماشین لباس‏شویى، به لباس‏ها و تمامى قسمت‏هاى داخل ماشین برسد و از آن جدا و خارج شود، پاك مى‏كند.[1004]

آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر حد اقل آب را سه بار تخلیه مى‏كند، پاك مى‏كند.[1005]

آیه‏اللّه‏ وحید: در این مورد باید احتیاط كرد.[1006]

 

 پرسش 545 . اگر پیش از آنكه لباس‏ها را داخل لباس‏شویى بریزیم، عین نجاست آنها را برطرف كنیم، آیا لباس‏شویى در این هنگام لباس‏ها را پاك مى‏كند؟

 همه مراجع (به جز تبریزى): در فرض یاد شده، لباس‏ها پاك مى‏شود.[1007]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر به غیربول نجس شده باشد كه در تطهیر آن یك بار شستن كافى است و ماشین لباس‏شویى آن را پاك مى‏كند ؛ ولى اگر به بول نجس شده است، در تطهیر آن دو بار شستن لازم است. از این رو احتیاط آن است كه لباس‏ها را یك بار در بیرون لباس‏شویى هم بشویند.[1008]

 

خون كم

 پرسش 546 . آیا خون كم (كمتر از درهم) كه در نماز بخشیده شده، پاك است؟

همه مراجع: خیر، نجس است ؛ ولى اگر در بدن و لباس نمازگزار باشد، نماز با آن صحیح است.[1009]

 تبصره. درهم تقریبا به اندازه یك بند انگشت اشاره است.

 

فرش و موكت

 پرسش 547 . چگونه موكتى كه به زمین چسبیده و به بول نجس شده، پاك مى‏شود؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست، توسط شیلنگى كه به آب لوله كشى شهر متصل است، یك بار روى آن آب ریخته شود، پاك مى‏گردد و احتیاط واجب آن است كه موكت طورى فشار یا حركت داده شود كه آب داخل آن خارج شود.[1010]

 آیات عظام بهجت و صافى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط شیلنگى كه به آب لوله كشى شهر متصل است، یك بار روى آن آب ریخته شود، پاك مى‏گردد و فشار یا حركت دادن موكت لازم نیست.[1011]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط شیلنگى كه به آب لوله كشى شهر متصل است، دو بار روى آن آب ریخته شود، پاك مى‏گردد و در ضمن باید موكت طورى فشار یا حركت داده شود، كه آب داخل آن خارج گردد.[1012]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط شیلنگى كه به آب لوله كشى شهر متصل است، دو بار روى آن آب ریخته شود، پاك مى‏گردد و فشار و حركت دادن موكت لازم نیست.[1013]

آیات عظام مكارم و وحید: اگر بعد از برطرف ساختن عین نجاست توسط شیلنگى كه به آب لوله كشى شهر متصل است، یك بار روى آن آب ریخته شود، پاك مى‏گردد و در ضمن باید موكت طورى فشار یا حركت داده شود كه آب داخل آن خارج شود.[1014]

 تبصره. اگر عین نجاست با همان شستن مرتبه اول از بین برود، آن چیز پاك مى‏شود و نیاز به شستن بار دوم نیست ؛ مگر بنابر فتواى كسانى كه دو بار شستن را لازم مى‏شمارند.

 

تطهیر با باران

 پرسش 548 . آیا فرش نجس زیر باران زیاد، پاك مى‏شود؟

همه مراجع (تبریزى و مكارم): اگر عین نجاست در آن باقى نماند، پاك مى‏شود.[1015]

 آیه‏اللّه‏ تبریزى: اگر عین نجاست در آن باقى نماند، پاك مى‏شود و بنابر احتیاط واجب، باید فرش فشار داده شود.[1016]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر عین نجاست در آن باقى نماند، پاك مى‏شود و (باید فرش فشار داده شود) تا غساله آن بیرون بیاید.[1017]

تطهیر با آفتاب

 پرسش 549 . آیا لباس و فرش نجس و مانند آن، با آفتاب پاك مى‏شود؟

همه مراجع: خیر، آفتاب با شرایطى تنها مى‏تواند چیزهاى ثابت از قبیل در، دیوار و پنجره را پاك كند ؛ ولى لباس و فرش و مانند آن كه قابل نقل و انتقال است، با آفتاب پاك نمى‏شود.[1018]

 

تطهیر لوازم منزل

 پرسش 550 . اگر دیوار اتاق یا برخى اثاث آن، نجس شود، آیا تطهیر آنها واجب است؟

همه مراجع: خیر، تطهیر آنها واجب نیست. تنها براى صحّت نماز، باید لباس نمازگزار و محل گذاشتن پیشانى(مانند مهر) پاك باشد.[1019]

 

ظروف نجس

 پرسش 551 . اگر ظرف یا وسیله‏اى نجس شده و به دیگرى داده یا فروخته شود ؛ آیا باید به او اعلام شود؟

همه مراجع (به جز امام، مكارم و نورى): اگر بداند كه باعث نجس شدن غذا یا آب آشامیدنى یا آب وضو و غسل او مى‏شود، باید به او اطلاع دهد.[1020]

آیات عظام امام، مكارم و نورى: اگر بداند كه باعث نجس شدن غذا یا آب آشامیدنى یا آب وضو و غسل او مى‏شود، بنابر احتیاط واجب، باید به او اطلاع دهد.[1021]

فروش لباس نجس

 پرسش 552 . اگر لباس نجس شده باشد ؛ آیا هنگام فروختن به دیگرى و یا هدیه دادن و مانند آن، باید به او اعلام شود (با توجه به اینكه مى‏دانیم با آن نماز مى‏خواند)؟

همه مراجع (به جز مكارم): خیر، در مورد لباس، اطلاع دادن نجاست آن به دیگرى واجب نیست ؛ چه اینكه پاك بودن لباس، شرط واقعى نیست.[1022]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر بداند كه با آن لباس نماز مى‏خواند، بنابر احتیاط واجب، باید به او اطلاع دهد.[1023]

 

نجاست مواد غذایى

 پرسش 553 . اگر قسمتى از روغن جامد یا رب گوجه با فضله موش و یا چیز دیگر نجس شده باشد، آیا با برداشتن قسمت نجس شده است، جایز است از بقیه آن استفاده كرد؟

 همه مراجع: این امر در مورد روغن جامد اشكال ندارد ؛ ولى در مورد رب گوجه جایز نیست، مگر آنكه رب گوجه به طورى جامد باشد كه اگر قسمتى از آن برداشته شود، فضاى خالى فورا پر نگردد.[1024]

 

خوردن غذاى نجس

 پرسش 554 . اگر هنگام خوردن غذا، دهان خونى شود ؛ آیا خوردن لقمه‏اى كه در دهان است، جایز است؟

همه مراجع (به جز مكارم و نورى): خوردن لقمه نجس شده، حرام است ؛ ولى اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد.[1025]

آیه‏اللّه‏ مكارم: خوردن لقمه نجس شده حرام است ؛ ولى اگر خون به حدى كم باشد كه به واسطه مخلوط شدن با آب دهان از بین مى‏رود، پاك است و فرو بردن آن اشكال ندارد ؛ ولى عمدا این كار را نكند.[1026]

آیه‏اللّه‏ نورى: خوردن لقمه نجس شده، حرام است ؛ هر چند خون به حدى كم باشد كه واسطه مخلوط شدن با آب دهان، از بین مى‏رود.[1027]

 

كشمش پلو

 پرسش 555 . خوردن پلویى كه كشمش یا خرماى جوشیده در آن استفاده شده، چه حكمى دارد؟

 همه مراجع (به جز بهجت): اشكال ندارد.[1028]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر خرما یا كشمش خود به خود یا با پختن جوش بیاید، بنابر احتیاط واجب، نجس و خوردن آن جایز نیست.[1029]

 

آب دهان گربه

 پرسش 556 . آیا غذایى كه گربه به آن دهان زده، نجس است؟

همه مراجع: خیر نجس نیست.[1030]

خوراندن غذاى نجس

 پرسش 557 . آیا غذایى كه نجس شده، خوراندن آن به بچه جایز است؟

همه مراجع (به جز صافى): آرى جایز است.[1031]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر براى بچه ضرر داشته باشد، خوراندن آن به بچه جایز نیست.

 

خون تخم مرغ

 پرسش 558 . حكم خونى كه گاهى در تخم مرغ پیدا مى‏شود، چیست؟

آیات عظام امام و فاضل: این خون پاك است ؛ ولى بنابر احتیاط واجب، باید از خوردن آن اجتناب كرد و اگر خون را با زرده تخم مرغ، به هم بزنند كه از بین برود، خوردن آن اشكال ندارد.[1032]

آیات عظام بهجت، تبریزى، صافى، نورى، مكارم و وحید: این خون بنابر احتیاط واجب نجس است و باید از آن اجتناب شود. اگر خون در زرده باشد (تا پوست نازك روى آن پاره نشده)، سفیده پاك است.[1033]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: این خون نجس نیست ؛ ولى احتیاط مستحب آن است كه از آن اجتناب شود. اگر خون در زرده باشد [تا پوست نازك روى آن پاره نشده] ، سفیده پاك است.[1034]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: این خون پاك است ؛ ولى خوردن آن حرام مى‏باشد و اگر خون را با زرده تخم مرغ، به هم بزنند كه از بین برود، خوردن آن اشكال ندارد.[1035]

ظرف طلا و نقره

 پرسش 559 . آیا استفاده از ظرف‏هاى طلا و نقره جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت و خامنه‏اى: نگه دارى و به كارگیرى آنها در زینت اتاق اشكال ندارد ؛ ولى استفاده‏هاى دیگر از آنها (مانند خوردن و آشامیدن) حرام است.[1036]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر نیز جایز نیست ؛ ولى نگه دارى و یا به كارگیرى آنها در زینت اتاق و مانند آن اشكال ندارد.[1037]

آیات عظام صافى و مكارم: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز جایز نیست.[1038]

آیه‏اللّه‏ فاضل: نگه‏دارى آنها اشكال ندارد ؛ ولى استفاده‏هاى دیگر مانند خوردن و آشامیدن و حتى به كارگیرى آنها در زینت اتاق حرام است.[1039]

آیه‏اللّه‏ نورى: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره و هرگونه استفاده دیگر، حتى نگه دارى آنها نیز حرام است.[1040]

آیه‏اللّه‏ وحید: خوردن و آشامیدن از ظرف‏هاى طلا و نقره حرام است و بنابر احتیاط واجب، هرگونه استفاده دیگر، هر چند به كارگیرى آن در زینت اتاق نیز جایز نیست ؛ ولى نگه دارى آنها اشكال ندارد.[1041]

ظرف آب طلا و نقره

 پرسش 560 . آیا استفاده از ظرف‏هایى كه روى آن را آب طلا یا نقره داده‏اند، اشكال دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، اشكال ندارد.[1042]

آیه‏اللّه‏ بهجت: آرى، اشكال دارد ؛ هر چند به حدى نباشد كه دو ظرف متصل محسوب شود.[1043]

 

گیره استكان نقره‏اى

 پرسش 561 . خوردن چاى از استكان‏هایى كه گیره‏اش طلا یا نقره است، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر به گونه‏اى است كه بعد از برداشتن استكان، به گیره استكان ظرف گفته شود، چاى خوردن از آن اشكال دارد.[1044]

تبصره. آیه‏اللّه‏ مكارم گیره استكان را ظرف نمى‏دانند.

 

قلمدان و عطردان طلا

 پرسش 562 . حكم استفاده از قلمدان، عطردان، سرمه دان و مانند آن كه از طلا یا نقره ساخته شده، چیست؟

همه مراجع (به جز بهجت، صافى و مكارم): استفاده از آن اشكال ندارد (هر چند بهتر است از آنها اجتناب شود).[1045]

آیه‏اللّه‏ بهجت: استفاده از آن جایز نیست.[1046]

آیات عظام صافى و مكارم: استفاده از آن بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[1047]

فرش ابریشم

 پرسش 563 . آیا نماز خواندن بر روى فرش ابریشم، صحیح است؟

همه مراجع: آرى، صحیح است.[1048]

 

لباس ابریشم

 پرسش 564 . حكم پوشیدن لباس ابریشم براى زن و مرد چیست؟

همه مراجع: اگر ابریشم خالص باشد، پوشیدن آن براى مرد حرام است ؛ ولى براى زن اشكال ندارد.[1049]

 

 لباس موقت

 پرسش 565 . گاهى به مدت كوتاهى و به طور موقت لباس شوهرم را در منزل مى‏پوشم، آیا این كار جایز است؟

همه مراجع (به جز امام و بهجت): خیر، اشكال ندارد.[1050]

آیات عظام امام و بهجت: بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[1051]

 

تطهیر مخرج بول

 پرسش 566 . هنگام تخلّى، مخرج بول باید چند مرتبه شسته شود؟

آیات عظام امام، بهجت، سیستانى، فاضل و نورى: اگر بعد از برطرف شدن بول، یك بار شسته شود، كفایت مى‏كند (خواه با آب شیلنگ باشد یا آب قلیل).[1052]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى و صافى: اگر شستن با شیلنگ متصل به آب لوله كشى شهر باشد، (بعد از برطرف شدن بول) ؛ یك مرتبه شسته شود، كفایت مى‏كند ؛ ولى اگر با آب قلیل باشد، بنابر احتیاط واجب، باید دو مرتبه شسته شود.[1053]

آیه‏اللّه‏ مكارم: اگر شستن با شیلنگ، متصل به آب لوله كشى شهر باشد، (بعد از برطرف شدن بول) یك مرتبه شسته شود، كفایت مى‏كند ؛ ولى اگر با آب قلیل باشد، باید دو مرتبه شسته شود.[1054]

 

ترشّحات آب نجس

 پرسش 567 . هنگام تطهیر نجاست گاهى آب لوله‏كشى در اثر رسیدن به عین نجاست به بدن ترشّح مى‏كند، حكم این ترشح چیست؟

همه مراجع: با توجه به اینكه آب لوله كشى، به كر متصل است، ترشّح آن پاك است ؛ مگر آنكه عین نجاست در آب ترشح شده، دیده شود.[1055]

 

سیفون توالت

 پرسش 568 . آبى كه هنگام كشیدن سیفون توالت به بدن ترشح مى‏كند پاك است؟

همه مراجع: اگر هنگام كشیدن سیفون، شیلنگ متصل به شیر آب به آن جارى باشد، ترشحات پاك است.[1056]

 

چاه منزل

 پرسش 569 . آیا جایز است چاه آشپزخانه و توالت یكى باشد؟

همه مراجع: آرى، اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است از یكدیگر جدا باشند. در هر حال سعى شود مانند نان و... در آن ریخته نشود.[1057]

 

توالت منزل

 پرسش 570 . اگر توالت خانه رو یا پشت به قبله ساخته شده باشد، وظیفه هنگام تخلى چیست؟

همه مراجع: باید هنگام تخلّى طورى بنشیند كه بدن به سمت یا پشت به قبله قرار نگیرد.[1058]

 تبصره 1. آیه‏اللّه‏ سیستانى در مسئله احتیاط واجب دارند.

 تبصره 2. هنگام تطهیر رو یا پشت به قبله بودن، اشكال ندارد.

 

رهن و اجاره

 پرسش 571 . براى رهن خانه چه كنیم تا دچار ربا نشویم؟

همه مراجع (به جز سیستانى): راه صحیح آن است كه از اول به عنوان اجاره قرارداد بسته شود ؛ به طورى كه مالك، خانه خود را تا مدت مشخص به مبلغ معینى، به مستأجر اجاره دهد و شرط كند كه مستأجر مبلغى را به او قرض دهد. اما اگر اول به عنوان قرض، پول را به صاحبخانه دهد - به شرط آنكه خانه را به كمتر از قیمت اجاره دهد - ربا و حرام است.[1059]

آیه‏اللّه‏ سیستانى: اجاره به شرط قرض، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[1060]

 تبصره. اصطلاح «رهن» در رهن و اجاره خانه غلط مشهور است، اصطلاح قرض و اجاره (اجاره به شرط قرض) صحیح است. از این رو اصل قرض خمس ندارد.

 

 

 

 

احكام مالىبازگشت به فهرست

 

 

 

اهمیت حقوق مالى

 پرسش 572 . درباره حق الناس و حقوق مالى توضیح دهید؟

«إِنَّ اللّهَ یأمُرُكُم أَن تُؤدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهلِها »[1061] ؛ «خدا به شما فرمان مى‏دهد كه سپرده‏ها را به صاحبان آنها ردّ كنید...».

احكام و مسائل مربوط به حق‏الناس دو قسم است:

1. امور مالى (مانند بدهى، مظالم، خمس، زكات و...)،

2. امور غیرمالى (مانند غیبت، تهمت، هتك حرمت و...).

آنچه در این بخش بیان مى‏شود، احكام و مسائل قسم اول است. حقوق مالى در اسلام از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و باید در رعایت این حقوق، بسیار دقت كرد ؛ چه اینكه اگر اندكى از مال دیگران تضییع گردد و وى راضى نشود ؛ به هیچ‏وجه با توبه و پشیمانى پاك نمى‏گردد! امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید: «اولین قطره خون شهید، كفاره گناهان او است ؛ مگر بدهكارى كه كفاره آن اداى آن است».[1062]

 حق‏الناس دوران كودكى

 پرسش 573 . در دوران كودكى، پولى از كسى برداشته‏ام و نمى‏توانم آن را به او بگویم، وظیفه‏ام چیست؟ آیا مى‏توانم از طرف او صدقه بدهم؟

همه مراجع: باید به هر طریقى كه ممكن است، پول را به او برسانید و لازم نیست بگویید بابت چه چیز است و حتى مى‏توانید به وسیله شخص دیگرى، به او برسانید و یا به حساب بانكى او واریز كنید. صدقه دادن كفایت نمى‏كند.[1063]

 

دسترسى به صاحب مال

 پرسش 574 . اگر مالى را از كسى برداشته باشیم و اكنون به او دسترسى نداریم، تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر از پیدا كردن صاحبش مأیوس هستید، باید آن را با اجازه مجتهد، از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[1064]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: اگر از پیدا كردن صاحبش مأیوس هستید، باید آن را از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید و احتیاط واجب آن است كه با اجازه مجتهد باشد.[1065]

 

فوت صاحب مال

 پرسش 575 . اگر در گذشته، پولى را از كسى برداشته باشیم و اكنون از دنیا رفته است ؛ چگونه آن را جبران كنیم؟

 آیات عظام امام، بهجت، صافى و نورى: اگر وارثان او را مى‏شناسید، باید به هر طریق ممكن، به آنها برسانید و اگر از پیدا كردن آنان مأیوسید، باید آن را با اجازه مجتهد از طرف آنها به فقیر صدقه دهید.[1066]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید: اگر وارثان او را مى‏شناسید، باید به هر طریق ممكن، به آنها برسانید و اگر از پیدا كردن آنان مأیوسید، باید آن را از طرف آنها به فقیر صدقه دهید و احتیاط واجب آن است كه با اجازه مجتهد باشد.[1067]

 

بیمه دیگران

 پرسش 576 . آیا استفاده از بیمه دیگران، جایز است؟

همه مراجع: استفاده از دفترچه بیمه دیگرى، برخلاف مقررات و موجب ضمان استفاده كننده است[1068].

 

تلفن كارتى

 پرسش 577 . اختلال در تلفن كارتى و استفاده از آن، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: استفاده خلاف مقررات از اموال دولت، حرام و موجب ضمان است.[1069]

 

جابجایى كفش

 پرسش 578 . گاهى در سالن دانشگاه و نمازخانه كفش‏ها جابه جا مى‏شود، آیا جایز است به جاى كفشمان كفشى كه باقى مانده برداریم؟

همه مراجع (به جز تبریزى، سیستانى و وحید): اگر بدانید كفشى كه برداشته‏اید، مال كسى است كه كفش شما را برده و راضى است آن را به جاى كفش او بردارید، برداشتن آن اشكال ندارد ؛ وگرنه باید به صاحبش برسانید. اگر از پیدا شدن آن مأیوس شوید، مى‏توانید آن را براى خود بردارید. اگر قیمت آن از كفش خودتان بیشتر باشد، باید هر وقت صاحب آن پیدا شد، زیادى قیمت را به او بدهید و چنانچه از پیدا شدن او ناامید شوید، باید زیادى قیمت را با اجازه حاكم شرع (مجتهد جامع شرایط)، از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[1070]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: اگر بدانید كفشى كه برداشته‏اید، مال كسى است كه كفش شما را برده و راضى است آن را به جاى كفش او بردارید، برداشتن آن اشكال ندارد ؛ وگرنه باید به صاحبش برسانید. اگر از پیدا شدن آن مأیوس شوید، باید با اجازه حاكم شرع (مجتهد جامع شرایط)، قیمت كل كفش را از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[1071]

 تبصره. در مال مجهول المالك، بعد از یأس و ناامیدى با اجازه حاكم شرع به فقیر صدقه داده مى‏شود.[1072]

 

كفش هم‏اتاقى

 پرسش 579 . اگر كفش هم اتاقى خود را بدون رضایت او بپوشد و با آن وضو بگیرد ؛ چه حكمى دارد؟

 همه مراجع: اگر اطمینان به رضایت دارد، اشكال ندارد و اگر بدون رضایت او این كار را انجام دهد، گناه كرده ؛ ولى وضویش صحیح است.[1073]

كتاب امانتى

 پرسش 580 . چند سال پیش، از یكى از دوستانم در دانشگاه كتابى را امانت گرفتم ؛ ولى بعد از تمام شدن درسمان از هم جدا شدیم و دیگر نتوانستم او را ببینم و آدرسى هم از او ندارم، حال تكلیف كتاب چه مى‏شود؟

همه مراجع: چنانچه از پیدا كردن او مأیوس هستید، باید آن را با اجازه مجتهد، از طرف صاحبش به فقیر صدقه دهید.[1074]

بلى اگر مى‏دانید كه او راضى است، كتاب براى خودتان باشد و استفاده از آن بى‏اشكال است.

 تبصره. از دیدگاه عده‏اى از مراجع تقلید (سیستانى، فاضل، تبریزى، مكارم و وحید)، گرفتن اجازه از مجتهد جامع شرایط بنابر احتیاط، واجب است.

 

حق دانشجویان

 پرسش 581 . در دانشگاه‏ها امكاناتى براى غذا و لوازم مورد نیاز دانشگاهى به دانشجویان داده مى‏شود - كه از سوى وزارت بازرگانى و مؤسسات دیگر به دانشجویان مشغول به تحصیل اختصاص یافته است - آیا توزیع آنها بین سایر كارمندان دانشگاه نیز جایز است؟

همه مراجع: خیر، توزیع نیازمندى‏هاى مختص به دانشجویان مشغول به تحصیل، بین سایر اشخاصى كه در آنجا كار مى‏كنند، جایز نیست.[1075]

فیش غذا

 پرسش 582 . اعتبار فیش‏هاى غذاى دانشجویان در صورت عدم دریافت غذا در روز معین باطل مى‏شود ؛ آیا جایز است آنها را در روزهاى دیگر، به عنوان فیش‏هاى معتبر براى دریافت غذا ارائه دهیم؟

همه مراجع: استفاده از فیش‏هایى كه از اعتبار ساقط شده است، براى دریافت غذا جایز نیست و تصرّف در غذایى كه با آن گرفته مى‏شود، جایز نبوده و موجب ضمان است.[1076]

 

یخچال خوابگاه

 پرسش 583 . استفاده دانشجویان از مواد خوراكى دیگران - كه در یخچال مشترك نگه‏دارى مى‏شود - چگونه است؟

همه مراجع: استفاده از آنها، بدون اجازه صاحبش جایز نیست.[1077]

 

مواد خوراكى

 پرسش 584 . آیا جایز است از مواد خوراكى دوستمان استفاده كنیم و پول آن را به او بدهیم؟

همه مراجع: خیر، بدون اجازه صاحبش جایز نیست.[1078]

 

 سود قرض

 پرسش 585 . كسى كه قرض مى‏گیرد چنانچه سود آن را با رضایت كامل بدهد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر در آن شرط سود شده باشد، حرام است و رضایت دو طرف آن را حلال نمى‏نماید ولى اگر بدون آنكه شرط شود خود قرض گیرنده زیادتر از مقدارى كه قرض گرفته، پس بدهد اشكال ندارد بلكه مستحب است[1079].

 

 پرسش 586 . از شخصى مبلغى پول طلب دارم كه باید آن را یكسال دیگر بگیرم آیا مى‏توانم مقدارى از آن را كم كنم و باقى آن را بصورت نقد دریافت نمایم؟

همه مراجع: مى‏توانید با او صلح نمایید و از مقدارى از طلب خود گذشت كنید و باقى را به صورت نقد دریافت كنید.[1080]

 

بدهى

 پرسش 587 . اگر مدیون در سختى قرار گرفته باشد و نتواند بدهى خود را بپردازد آیا مطالبه طلب از سوى طلبكار جایز است؟ آیا مى‏تواند بابت تأخیر سود آن را بگیرد؟

همه مراجع: اگر بدهكار غیر از خانه و اثاثیه و سایر چیزهایى كه به آنها احتیاج دارد و یا مناسب شأن او است، چیز دیگرى نداشته باشد مطالبه طلب بر طلبكار حرام است بلكه باید صبر كند تا بتواند بدهى خود را بدهد و دریافت سود پول به جهت تأخیر حرام است.[1081]

 

 پرسش 588 . رد مظالم چیست؟

واژه مظالم جمع مظلمه عبارت است از چیزى كه به ستم از كسى گرفته شده است و در اصطلاح اموال حرامى است در دست انسان و صاحبان آن را نمى‏شناسد. در این صورت باید با اجازه مجتهد جامع شرایط به فقیر بدهد[1082].

تقاص

 پرسش 589 . اگر بدهكار در پرداخت بدهى خود كوتاهى نماید آیا جایز است طلبكار از مال او تقاص نماید؟

همه مراجع (به جز فاضل و مكارم): اگر طلب او مسلم باشد و مدیون قدرت بر پرداخت دارد ولى امتناع مى‏كند مى‏تواند به اندازه طلب خود تقاص و تملك كند.[1083]

آیه‏اللّه‏ مكارم: با اجازه حاكم شرع مى‏تواند از اموال او تقاص نماید.[1084]

آیه‏اللّه‏ فاضل: اگر طلب او مسلم باشد و مدیون قدرت بر پرداخت دارد ولى امتناع مى‏كند مى‏تواند به اندازه طلب خود تقاص و تملك كند و احتیاط آن است كه با اذن حاكم شرع باشد.[1085]

 تبصره. اگر در این زمینه قانونى وجود داشته باشد، باید مراعات گردد.

 

مال پیدا شده

 پرسش 590 . حكم مالى كه پیدا مى‏شود و ارزش آن بسیار كم است ؛ چیست؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر ارزش آن كمتر از یك درهم (6/12 نخود نقره سكه دار) باشد و نشانه‏اى ندارد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود (مانند اسكناس پول) مى‏تواند براى خودش بردارد.[1086]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر نشانه‏اى ندارد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود (مانند اسكناس پول) مى‏تواند براى خودش بردارد ؛ خواه قیمت آن كمتر از یك درهم (6/12 نخود نقره سكه دار) باشد یا نباشد.[1087]

 پرسش 591 . اگر مالى پیدا شود و ارزش آن زیاد باشد تكلیف چیست؟

همه مراجع: اگر ارزش آن به اندازه یك درهم (6/12 نخود نقره سكه دار) یا بیش‏تر باشد و نشانه‏اى دارد كه به واسطه آن صاحبش معلوم شود، باید آن را تا یك سال در محل اجتماع مردم (مثلاً از طریق نوشتن و نصب) اعلام كند.[1088]

 تبصره. لازم نیست خودش اعلام كند بلكه مى‏تواند به شخص مطمئن بدهد تا از طرف او اعلام كند.

 

 پرسش 592 . مالى كه پیدا شده و باید تا یك سال اعلام شود، چنانچه با گذشت یك یا دو هفته از پیدا شدن صاحبش مأیوس شویم آیا مى‏توانیم آن را از طرف صاحبش صدقه بدهیم یا اینكه باید تا یك سال اعلام شود؟

همه مراجع: اگر از پیدا شدن صاحبش مأیوش باشید، مى‏توانید آن را از طرف او به فقیر صدقه بدهید و اعلام یك سال واجب نیست.[1089]

 

 پرسش 593 . مبلغ بیست هزار تومان پول پیدا كردم ؛ آیا مى‏توانم آن را براى خود بردارم، یا اینكه باید از طرف صاحبش صدقه بدهم؟

همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر نشانه‏اى ندارد كه به واسطه آن، صاحبش معلوم شود، بنابر احتیاط واجب باید از طرف صاحبش به فقیر صدقه بدهید.[1090]

آیات عظام تبریزى و سیستانى: اگر نشانه‏اى ندارد كه به واسطه آن صاحبش معلوم شود، مى‏تواند براى خودش بردارد.[1091]

گلدكوئیست

 پرسش 594 . حكم شركت در طرح تجارى «گلدكوئیست» و مانند آن چیست؟

همه مراجع: شركت و عضو شدن در هر نوع بازاریابى شبكه‏اى كه به صورت هرمى مانند و بى‏انتهاست، جایز نیست.[1092]

 تبصره. هر نوع بازاریابى شبكه‏اى حرام نیست. تنها بخشى از آن كه به صورت دسیسه هرمى (Pyramid Scheme) و بى‏انتهاست، جایز نیست.

 

 پرسش 595 . تكلیف پولى كه از طریق معامله با شركت گلدكوئیست و مانند آن به دست آمده چیست؟

همه مراجع: اگر صاحبان اصلى پول را مى‏شناسد، باید به آنها برگرداند و در غیر این صورت، از طرف آنان - با اجازه مجتهد جامع شرایط - به فقیر صدقه بدهد.[1093]

 تبصره. آیات عظام (تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل، مكارم و وحید) كسب اجازه از مجتهد جامع شرایط را احتیاط واجب مى‏دانند.

 

 

 

 

احكام بانكىبازگشت به فهرست

 

 

 

بانكدارى اسلامى

 پرسش 596 . درباره نظام بانكى در كشور ما توضیح دهید؟

«أَحَلَّ اللّهُ البَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا » ؛ «خداوند داد و ستد را حلال و ربا را حرام گردانیده است».[1094]

قوانین بانكدارى در نظام جمهورى اسلامى، براساس یكى از عقود شرعى با تصویب نمایندگان مجلس و تحت نظارت و تأیید شوارى نگهبان تدوین گشته است. از این رو اگر بانك‏ها مطابق قانون مصوب عمل كنند، اعطاى تسهیلات و سود سپرده‏گذارى مشتریان، دچار ربا و حرام نمى‏گردد ؛ ولى متأسفانه برخى از مسؤولان بانك‏ها، بدون توجه به قانون و یا براساس اسناد و فاكتورهاى جعلى، عمل مى‏كنند و مشتریان نیز از مسائل آن آگاهى ندارند. از این رو سپرده و اعطاى تسهیلات، ربوى و حرام مى‏شود. در این راستا تبیین چند اصطلاح ضرورى مى‏نماید:

 

1. سود سپرده‏گذارى:

ماهیت سپرده‏گذارى آن است كه مشترى، پول خود را براى سرمایه‏گذارى به صورت سپرده كوتاه یا بلند مدت، نزد بانك مى‏گذارد و بانك را طبق قراردادى وكیل مى‏كند تا آن را در معاملاتى به كار گیرد. در این صورت عملیات بانكى بدون ربا است و سود حاصل از این معاملات، به سپرده‏گذار تعلق دارد. تنها بانك از محل این سود، حق وكالت دریافت مى‏كند.

 

2. قرض الحسنه:

هر سودى كه از حساب قرض الحسنه - اعم از جارى و پس انداز - به دست مى‏آید، متعلق به بانك است و سودى به قرض دهنده تعلق نمى‏گیرد ؛ مگر اینكه بانك براى تشویق مشتریان جوایزى اهدا كند.

 

3. اعطاى تسهیلات بانكى:

بانك براساس یكى از عقود شرعى (مانند جعاله، شركت، مضاربه و...)، به مشترى تسهیلات مى‏دهد و در این معامله سودى دریافت مى‏كند. البته بانك گاهى تسهیلاتى به صورت قرض الحسنه به مشترى مى‏دهد و در ازاى آن سود دریافت نمى‏كند ؛ بلكه از مشترى كارمزد مى‏گیرد كه حكم آن در متن بیان شده است.

گفتنى است كه آیه‏اللّه‏ بهجت و آیه‏اللّه‏ وحید خراسانى، به طور كلى با شیوه كنونى عملیات بانكى مخالف بوده و معتقدند: هر كس مى‏خواهد پول خود را به عنوان سرمایه گذارى به بانك بسپارد یا از بانك تسهیلات دریافت كند، لازم است خودش با بانك، به مبلغ مورد تقاضاى خود معامله شرعى انجام دهد و در ضمن آن، دریافت تسهیلات را شرط كند.

تسهیلات بانكى

 پرسش 597 . آیا جایز است تسهیلاتى را كه بانك براى استفاده خاصى (مانند تعمیر، خرید و ساخت خانه) به اشخاص و اگذار مى‏كند، در كارهاى دیگر مصرف كرد؟

همه مراجع (به جز بهجت): خیر، حق ندارد آن را در غیر كار معین شده، مصرف كند.[1095]

آیه‏اللّه‏ بهجت: به طور كلى گرفتن تسهیلات با بهره از بانك حرام است ؛ مگر آنكه خودش با بانك معامله شرعى انجام دهد.[1096]

 تبصره. نظر آیه‏اللّه‏ بهجت این است كه به عنوان مثال: بانك، جنسى را [هرچه كه باشد] ، به مبلغ سود سپرده به مشترى بفروشد ؛ به شرط اینكه مبلغى را تا مدت معینى به بانك قرض بدهد.[1097]

 

جریمه دیركرد

 پرسش 598 . آیا گرفتن خسارت دیركرد تسهیلات توسط بانك‏ها، جنبه شرعى دارد؟

همه مراجع (به جز فاضل، صافى و مكارم): خیر، گرفتن خسارت تأخیر پرداخت، جایز نیست.[1098]

آیه‏اللّه‏ فاضل: خیر، گرفتن خسارت تأخیر پرداخت، جایز نیست ؛ مگر با سه شرط: 1. در ضمن عقد لازم شرط شود، 2. طرف مقابل بتواند آن را بپردازد، 3. مقدار آن نیز معلوم باشد.

آیه‏اللّه‏ صافى: خیر، گرفتن خسارت تأخیر پرداخت، جایز نیست ؛ مگر اینكه در ضمن عقد لازم شرط شود و براى مهلت و تأخیر در مطالبه نباشد.[1099]

آیه‏اللّه‏ مكارم: جریمه دیر كرد اگر به معناى سود اجبارى باشد، جایز نیست ؛ ولى اگر جنبه تعزیر از سوى حكومت داشته و به صورت عادلانه باشد و یا در ضمن عقد لازم جداگانه‏اى شرط شده باشد، جایز است.[1100]

 

كاهش ارزش پول

 پرسش 599 . شخصى ده سال پیش مبلغى را به دیگرى قرض داده ؛ آیا جایز است به عنوان تورم و كاهش ارزش پول، بیش از آن از او بگیرد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: خیر، جایز نیست بیشتر از مقدار قرض، از او دریافت كند.[1101]

آیات عظام بهجت و خامنه‏اى: خیر، طلبكار تنها باید اصل طلب خود را دریافت كند و حق ندارد قیمت كاهش ارزش پول را بگیرد ؛ مگر آنكه فاصله طولانى و تفاوت فاحش باشد كه در این صورت بنا بر احتیاط واجب، باید مصالحه كنند.[1102]

آیه‏اللّه‏ صافى: خیر، جایز نیست بیشتر از مقدار قرض از او دریافت كند ؛ ولى اگر قرض‏دهنده، مطالبه مى‏كرده و قرض گیرنده با وجود قدرت بر پرداخت بدهى خود، كوتاهى كرده است ؛ باید ضرر قرض دهنده را از این جهت جبران كند و احتیاط آن است كه با هم مصالحه كنند.[1103]

آیات عظام مكارم و نورى: اگر فاصله زمانى به قدرى زیاد باشد كه ارزش پول فوق‏العاده كاهش یابد - به طورى كه در نظر عرف اداى قرض محسوب نشود (مانند بدهكارى‏هاى مربوط به ده، بیست سال قبل) - باید معادل روز در نظر گرفته شود و یا لااقل مصالحه گردد.[1104]

 

 پرسش 600 . آیا در كاهش ارزش پول، بین قرض، مهریه، مضاربه، خمس و سایر موارد تفاوتى هست؟

همه مراجع: خیر، تفاوتى میان اقسام بدهى‏ها نیست.[1105]

 

ارزش پول

 پرسش 601 . از دیدگاه برخى از متخصصان و كارشناسان اقتصادى، بدهكار ضامن كاهش ارزش پول است و باید آن را جبران كند و این امر نزد آنان ربا محسوب نمى‏شود ؛ آیا كارشناسى آنان، مى‏تواند معیار قرار گیرد؟

همه مراجع: خیر، احكام شرعى بر محور موضوعاتى دور مى‏زند كه از عرف عام مردم گرفته شود. نظر برخى كارشناسان اقتصادى - هر چند محترم است - نمى‏تواند معیار احكام شرعى قرار گیرد.[1106]

 تبصره. برخى دیگر از كارشناسان معتقدند، براى كمك به تولید و رشد نیروى انسانى، باید به بدهكار فرصت بدهیم و از او سود نگیریم. حتى برخى معتقدند باید به تولید كنندگان یارانه نیز پرداخت شود.

رضایت پرداخت سود

 پرسش 602 . كسى كه قرض مى‏گیرد، چنانچه سود آن را با رضایت كامل بدهد، آیا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر در آن شرط سود شده باشد، حرام است و رضایت دو طرف آن را حلال نمى‏كند. اما اگر بدون شرط، خود قرض گیرنده مقدارى زیادتر پس بدهد، اشكال ندارد ؛ بلكه مستحب است.[1107]

 

سود پول

 پرسش 603 . آیا شخص مى‏تواند نزد دیگران پول بگذارد و هر ماه سود آن را دریافت كند؟

همه مراجع: اگر سپردن اموال نزد دیگران، تحت عنوان یكى از عقدهاى صحیح با رعایت شرایط شرعى باشد، اشكال ندارد ؛ ولى اگر به عنوان قرض باشد و در آن شرط سود شود، ربا و حرام است.[1108]

 

كارمزد

 پرسش 604 . گرفتن درصد بسیار كم (مانند 1 %) به عنوان كارمزد توسط صندوق‏هاى قرض الحسنه، به منظور تأمین مخارج صندوق، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل، مكارم و نورى: گرفتن بهره وام - زیاد باشد یا كم - حرام است ؛ هر چند به اسم كارمزد باشد. اما اگر آنچه گرفته مى‏شود، در حقیقت براى مخارج صندوق و حقوق كارمندان باشد (به مقدار متعارف)، با توافق دو طرف اشكال ندارد.[1109]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: گرفتن كارمزد حرام است ؛ هر چند آنچه كه گرفته مى‏شود، در حقیقت براى مخارج صندوق و حقوق كارمندان باشد.[1110]

 

رباى حلال

 پرسش 605 . در چه مواردى گرفتن ربا جایز است؟

همه مراجع: 1. ربا گرفتن مسلمان از كافر (كه در پناه اسلام نیست)،

2. ربا گرفتن پدر و فرزند از یكدیگر،

3. ربا گرفتن زن و شوهر از یكدیگر.[1111]

 تبصره. طبق فتواى آیه‏اللّه‏ تبریزى معامله ربوى با كافر نیز حرام است ؛ ولى مسلمان مى‏تواند از او چیزى را به صورت ربا به قصد استنقاذ (تصرف مجاز) بگیرد.

 

مضاربه و نسیه

 پرسش 606 . اگر با سپردن پول به كسى، بخواهم در هر ماه درصد مشخصى از سود پول از او دریافت كنم ؛ راه حل بدون ربا چیست؟

همه مراجع: اگر پول را به شخصى بدهید و هر ماه به طور مشخص سود بگیرید ؛ ربا و حرام است و براى دورى از ربا، چند راه وجود دارد:

1. گیرنده پول را وكیل كنید تا با پول شما، كالایى بخرد و آن را به هر كس كه بخواهد (هر چند به خودش)، به صورت نسیه بفروشد. در هر ماه مبلغ مشخصى (على‏الحساب) به شما بدهد و در پایان باقى‏مانده را - كه شامل اصل پول نیز مى‏شود - به شما برگرداند.[1112]

2. او را وكیل كنید تا با پول شما كار حلال و مشروع نماید. هر چه سود به دست آید، به شما تعلق مى‏گیرد و به او حق وكالت بدهید.

3. با او عقد مضاربه انجام دهید ؛ به این ترتیب كه سرمایه از شما و كار از او. سودى كه حاصل مى‏شود، بین هر دو - به نسبتى كه در عقد قرار مى‏گذارید - تقسیم مى‏گردد. در مضاربه لازم است نسبت سهم، و درصد سود تعیین گردد. به عنوان مثال قرار مى‏گذارند هر چه سود حاصل شد، مقدارى از آن (نصف، یك سوم و...) به مالك تعلق گیرد و مقدارى از آن به عامل.[1113]

 تبصره. در قرارداد وكالت، مضاربه و مانند آن، مى‏توانید هر شرط مشروعى در ضمن آن قرار بدهید.

 

تبدیل قرض به طلا

 پرسش 607 . آیا جایز است مبلغى پول، به كسى داده شود و آن را به قیمت طلا محاسبه كند و هنگام پرداخت بدهى، بر اساس نرخ روز طلا محاسبه شود؟

همه مراجع: چنانچه پول را به او قرض داده، نمى‏تواند بیش از آن مقدار طلب نموده و آن را با نرخ روز طلا محاسبه و دریافت كند. اما اگر نرخ روز طلا معلوم بوده و با آن پول از گیرنده پول، طلا خریده باشد [كه طلا را در آینده بدهد] ، بر فروشنده واجب است، همان طلا را بپردازد.[1114]

خرید و فروش ارز

 پرسش 608 . خرید و فروش ارز با تفاوت قیمت، به صورت نقد و نسیه چه حكمى دارد؟

همه مراجع: خرید و فروش ارز اشكال ندارد.[1115]

 

اسكناس نو

 پرسش 609 . آیا فروش اسكناس‏هاى نو و خرده با قیمت بیشتر جایز است؟

همه مراجع: آرى جایز است.[1116]

 

خرید و فروش چك

 پرسش 610 . فروش مبلغ چك مدت دار به صورت نقد با قیمت كمتر، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام و خامنه‏اى: فروش آن از سوى طلبكار، به بدهكار اشكال ندارد ؛ ولى فروش آن به شخص سوم صحیح نیست.[1117]

آیه‏اللّه‏ بهجت: اگر فروشنده چك، مبلغ آن را از صادر كننده چك، طلبكار باشد ؛ فروش آن به مبلغ كمتر، در صورتى جایز است كه در مابه‏التفاوت، معامله شرعى انجام گیرد و در ضمن آن، شرط قرض (به مبلغ فروش چك) شود.[1118]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، فاضل، مكارم و نورى: اگر فروشنده چك، مبلغ آن را از صادر كننده چك، طلبكار باشد ؛ فروش آن (به بدهكار یا شخص دیگر) به قیمت كمتر و به صورت نقد، اشكال ندارد.[1119]

آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[1120]

 تبصره. با توجه به اینكه آیه‏اللّه‏ بهجت رجوع به مرجع مساوى را جایز مى‏دانند، مقلدان ایشان مى‏توانند به مرجع تقلید مساوى با او رجوع كنند ؛ كه فتوا به جواز فروش چك داده‏اند.

 

عیدى مشتریان

 پرسش 611 . شخصى در اداره دولتى به مناسبت فرا رسیدن سال نو، به كارمندان عیدى مى‏دهد و یا مبلغى را با رضایت و بدون تبانى قبلى و به عنوان تشویق به كارمندى كه برایش كار را انجام داده مى‏پردازد، آیا گرفتن آن جایز است؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): در فرض یاد شده، دادن و گرفتن این پول اگر مخالف مقررات نظام نباشد، اشكال ندارد.[1121]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: بر كارمندان جایز نیست این نوع هدایا را به هر عنوانى كه باشد، از ارباب رجوع دریافت كنند ؛ مگر آنكه هدیه دهنده با اصرار زیاد و با امتناع كارمند، به نحوى آن را اهدا كند (آن هم بدون مذاكره و چشم‏داشت قبلى).[1122]

جوایز بانكى

 پرسش 612 . سپردن پول به حساب قرض الحسنه بانك‏ها و یا مؤسسات خصوصى، به قصد دریافت جوایز (بدون شرط شركت در قرعه كشى)، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اشكال ندارد.[1123]

 تبصره 1. بین انگیزه و شرط ؛ تفاوت هست. بنابراین اگر پول را به انگیزه شركت در قرعه كشى پس انداز كند، اشكال ندارد و آنچه كه اكنون در بانك‏ها و مؤسسه‏هاى خصوصى رایج است، به همین صورت است.

 تبصره 2. از نظر آیه‏اللّه‏ سیستانى، مشتریان مى‏توانند جایزه را بگیرند ؛ ولى نصف آن را به فقیر متدین بدهند.

 

رشوه ادارى

 پرسش 613 . دادن رشوه براى حل مشكل ادارى و تسریع در كار، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: پرداخت پول یا اموالى، از سوى مراجعه كننده، به كارمندان اداره‏ها - كه وظیفه ارائه خدمات به مردم را دارند - منجر به فساد اداره‏ها خواهد شد كه از نظر شرعى حرام است. گرفتن آن بر دریافت كننده نیز حرام است و حق تصرف در آن را ندارد.[1124]

آیات عظام تبریزى، سیستانى و وحید: رشوه دادن در غیر باب قضا، براى گرفتن حق جایز است ؛ ولى گرفتن آن بر كسى كه وظیفه‏اش ارائه كار و خدمت است، جایز نیست.[1125]

 

 پرسش 614 . اگر در كارهاى ادارى گرفتن حق، مستلزم دادن رشوه باشد ؛ آیا پرداخت آن جایز است؟

همه مراجع (به جز خامنه‏اى): اگر گرفتن حق منحصر به این راه باشد، اشكال ندارد ؛ ولى بر گیرنده پول، حرام است.[1126]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: خیر، پرداخت رشوه و گرفتن آن در هر حال حرام است ؛ هر چند براى رسیدن به حق باشد.[1127]

 تبصره. مخالفت با مقررات و قوانین جایز نیست.

 

 

 

 

احكام غیرمسلمانان و خارج از كشوربازگشت به فهرست

 

 

 

طهارت اهل كتاب

 پرسش 615 . اهل كتاب پاك‏اند یا نجس؟

آیات عظام امام و بهجت: آرى، آنان نجس هستند.[1128]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، فاضل، سیستانى، نورى و وحید: خیر، اهل كتاب پاك‏اند ؛ ولى بهتر است (احتیاط مستحب) از آنان اجتناب شود.[1129]

آیات عظام صافى و مكارم: بنابر احتیاط واجب نجس‏اند.[1130]

 تبصره. با توجه به اینكه امام خمینى و آیه‏اللّه‏ بهجت رجوع به مرجع مساوى را جایز مى‏دانند آیه‏اللّه‏ مكارم و آیه‏اللّه‏ صافى، احتیاط واجب دارند، مقلدان ایشان مى‏توانند به مراجع تقلید دیگر رجوع كنند.

 

 پرسش 616 . اگر تحصیل راه‏هاى مطمئن و معتبر در تعیین قبله ممكن نبود (مانند دانشجویانى كه در كشورهاى خارجى زندگى مى‏كنند) تكلیف چیست؟

 همه مراجع (به جز بهجت): اگر تحصیل راه‏هاى مطمئن و معتبر ممكن نبود، از هر راهى كه براى او گمان به قبله پیدا شود، كفایت مى‏كند.

آیه‏اللّه‏ بهجت: براى نماگزار واجب نیست در تشخیص قبله، راه‏هاى یقین آور و معتبر را پیگیرى و جست و جو كند ؛ بلكه اگر از هر راهى براى او گمان عقلایى به قبله پیدا شود، كفایت مى‏كند ؛ هر چند تحصیل راه‏هاى مطمئن بهتر و موافق احتیاط است.[1131]

 تبصره 1. مراجع تقلید برخى از راه‏ها و نشانه‏هاى گمان آور را بیان كرده‏اند كه عبارتند از:

1. قبله محراب مساجد و قبور مسلمانان،

2. قبله شناس حتى اگر مسلمان نباشد،

3. قبله نماهاى معمول.[1132]

 تبصره 2. آیه‏اللّه‏ وحید قبله بلد و قبور مسلمانان را از راه‏هاى مطمئن و معتبر مى‏داند.

 

 پرسش 617 . در مكانى قرار دارم كه هیچ راهى براى پیدا كردن قبله وجود ندارد و به هیچ طرف نیز گمان پیدا نمى‏شود ؛ تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، صافى، فاضل و نورى: اگر وقت نماز تنگ نیست، باید به چهار طرف نماز بخوانید تا یقین پیدا شود كه یكى از آنها رو به قبله بوده است.[1133]

آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: اگر به یك طرف نماز بخوانید، كفایت مى‏كند ؛ ولى اگر وقت تنگ نیست، بهتر (احتیاط مستحب) است به چهار طرف نماز بخوانید.[1134]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر وقت تنگ نیست، بنابر احتیاط واجب باید به چهار طرف نماز بخوانید.[1135]

 

حجاب در خارج كشور

 پرسش 618 . آیا حفظ حجاب در سفر به كشورهاى غیرمسلمان، واجب است؟

همه مراجع: آرى، حفظ حجاب كامل (شرعى)، بر زن در برابر مرد نامحرم واجب است ؛ خواه مسلمان باشد یا كافر ؛ در كشور اسلامى باشد یا غیراسلامى.[1136]

 

نگاه به بى‏حجاب

 پرسش 619 . حكم نگاه، به زنان مسلمان - كه در كشورهاى خارجى فاقد حجاب و پوشش اسلامى‏اند - چگونه است؟

آیات عظام امام، خامنه‏اى، صافى، فاضل و نورى: بنابر حتیاط واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام نیز جایز نیست.[1137]

آیه‏اللّه‏ بهجت: نگاه به آنان جایز نیست ؛ هر چند بدون قصد لذت باشد.[1138]

آیات عظام تبریزى، سیستانى، مكارم و وحید: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد[1139] (مگر اینكه از زنانى باشند كه اگر آنان را نهى كنند، بپذیرند).

دست دادن با غیرمسلمان

 پرسش 620 . دست دادن با زنان غیرمسلمان، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: دست دادن با زنان غیرمسلمان جایز نیست ؛ خواه كافر حربى باشد یا كتابى (مانند یهود و نصارا).[1140]

 

نگاه به غیرمسلمانان

 پرسش 621 . نگاه كردن به عكس‏هاى عریان و برهنه زنان و مردان غیرمسلمان، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و وحید: اگر با قصد لذت باشد، حرام است و بنابر احتیاط واجب بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام نیز جایز نیست.[1141]

آیات عظام بهجت، صافى، مكارم و نورى: نگاه به آنها جایز نیست ؛ هر چند بدون قصد لذت باشد.[1142]

 

 ازدواج با غیرمسلمان

 پرسش 622 . آیا ازدواج موقّت با زنان اهل كتاب (یهود و نصارا) جایز است؟

همه مراجع: آرى، ازدواج موقّت با آنان جایز است.[1143]

 پرسش 623 . آیا نحوه ازدواج موقّت با زن مسلمان و غیرمسلمان متفاوت است؟

همه مراجع: خیر، تفاوتى ندارد و باید در ازدواج موقت با آنان نیز، صیغه خوانده شود.[1144]

 

 پرسش 624 . حكم ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان چیست؟

همه مراجع: زن مسلمان نمى‏تواند با مرد غیرمسلمان، ازدواج كند ؛ خواه آن مرد كافر كتابى باشد یا غیركتابى و خواه ازدواج دائم باشد یا موقت.[1145]

 

ازدواج تازه مسلمان

 پرسش 625 . آیا براى ازدواج با دختر مسلمانى كه پدرش مسیحى است، اجازه پدرش شرط است؟

همه مراجع: خیر، كافر - هر چند پدر باشد - بر دختر مسلمان ولایت ندارد.[1146]

 

ازدواج دختر مسیحى

 پرسش 626 . آیا ازدواج موقّت با دختر مسیحى و یهودى، نیاز به اجازه پدرش دارد؟

همه مراجع: اگر در مذهب آنان اجازه پدر در ازدواج دختر شرط نیست، لازم نیست با اجازه او باشد.[1147]

چت با غیرمسلمان

 پرسش 627 . چت كردن با زنان غیرمسلمان و انجام دادن صحبت‏هاى تحریك‏آمیز با آنها، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: حرام است.[1148]

 

هم‏نشینى با شراب خوار

 پرسش 628 . آیا جایز است با غیرمسلمان اهل شراب، هم‏نشین شد؟

آیات عظام امام، بهجت و سیستانى: اصل هم‏نشینى اشكال ندارد ؛ ولى نشستن بر سر سفره‏اى كه بر سر آن شراب مى‏خورند، بنابر احتیاط واجب جایز نیست و خوردن از آن سفره - هر چند غذاى حلال باشد - حرام است.[1149]

آیات عظام تبریزى، خامنه‏اى، صافى، فاضل، مكارم، نورى و وحید: اصل هم نشینى اشكال ندارد ؛ ولى نشستن بر سر سفره‏اى كه بر سر آن شراب مى‏خورند، جایز نیست و خوردن از آن سفره - هر چند غذاى حلال باشد - حرام است.[1150]

 

ذبح اسلامى

 پرسش 629 . در برخى كشورهاى غیراسلامى، فروشگاه‏هایى وجود دارند كه فرآورده‏هاى اسلامى مى‏فروشند و بر روى محصولات آنها مارك ذبح اسلامى نوشته شده است ؛ تهیه وسایل از آنها چه حكمى دارد؟

همه مراجع: صرف نوشته (ذبح اسلامى) بر روى بسته‏هاى‏غذایى، حجت برتذكیه شرعى نیست ؛ ولى اگر فروشنده مسلمان است و اعلام مى‏كند كه به طریق شرعى تذكیه شده، گفتارش معتبر است.[1151]

وسایل چرمى

 پرسش 630 . آیا خرید وسایل چرمى از غیرمسلمانان جایز است؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، نورى و وحید: جایز نیست و معامله باطل است ؛ مگر آنكه بداند وسایل چرمى از حیوانى است كه مطابق دستور شرع یا با نظارت مسلمانى ذبح شده است.[1152]

آیات عظام تبریزى و مكارم: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست و معامله باطل است ؛ مگر آنكه بداند وسایل چرمى از حیوانى است كه مطابق دستور شرع یا با نظارت مسلمان، ذبح شده است.[1153]

آیات عظام سیستانى و فاضل: اگر احتمال برود از حیوانى است كه به دستور شرع یا با نظارت مسلمان ذبح شده، خرید آن جایز و معامله صحیح است ؛ وگرنه معامله باطل مى‏باشد.[1154]

 

كفش و لباس چرمى

 پرسش 631 . اگر دست خیس با كفش یا صندلى‏هاى چرمى كه از كشورهاى غیر اسلامى وارد مى‏شود تماس پیدا كند، آیا نجس مى‏شود؟

همه مراجع (به جز فاضل و مكارم): اگر احتمال بدهد كه وارد كننده مسلمان، مسئله ذبح و تذكیه حیوان را بررسى و تحقیق كرده، پاك است.[1155]

آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: اگر احتمال بدهد كه تذكیه شرعى شده، پاك است.[1156]

آیات عظام فاضل و مكارم: پاك است.[1157]

 تبصره. چرم‏هاى مصنوعى پاك است و اگر ندانیم چرم طبیعى است یا مصنوعى، در این صورت هم پاك است.

 

 پرسش 632 . دانشجویانى كه در كشورهاى غیراسلامى درس مى‏خوانند ؛ چنانچه از بازار كفش و لباس چرمى تهیه كنند، حكم طهارت و نجاست آن چگونه مى‏شود؟

آیات عظام امام، بهجت، صافى، نورى و وحید: اگر چرم طبیعى است نه مصنوعى، نجس است.[1158]

آیه‏اللّه‏ تبریزى: بنابر احتیاط واجب نجس است.[1159]

آیات عظام خامنه‏اى و سیستانى: اگر احتمال بدهد كه تذكیه شرعى شده، پاك است.[1160]

 آیات عظام فاضل و مكارم: پاك است.[1161]

 

 

 

 

احكام كپى‏رایتبازگشت به فهرست

 

 

 

تولید نرم‏افزار

 پرسش 633 . آیا اصولاً تولید نرم افزار حقى براى تولید كنندگان ایجاد مى‏كند؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: خیر، حقى براى آنان ایجاد نمى‏كند.[1162]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط واجب، براى آنان حق ایجاد مى‏كند.[1163]

آیات عظام مكارم، فاضل و نورى: آرى، از حقوق عقلایى به شمار مى‏آید و براى آنان حق ایجاد مى‏كند.[1164]

 

 پرسش 634 . كپى و تكثیر نرم افزار بدون اجازه تولید كننده، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: اشكال ندارد.[1165]

 آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط واجب بدون اجازه و رضایت تولید كننده اصلى، جایز نیست.[1166]

آیات عظام فاضل، مكارم و نورى: این كار بدون اجازه و رضایت تولید كننده اصلى، جایز نیست.[1167]

 

شرط كپى‏رایت

 پرسش 635 . اگر در ضمن معامله نرم‏افزار، فروشنده (تولیدكننده اصلى) عدم تكثیر و كپى را شرط كند و یا عقد را مبتنى به آن قراردهد ؛ حكم تكثیر آن چیست؟

همه مراجع: در این صورت، تكثیر آن جایز نیست.[1168]

 

قانون كپى‏رایت

 پرسش 636 . تكثیر نرم افزار بدون اجازه تولید كننده - در صورتى كه از نظر قانون ممنوع باشد - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر در این زمینه قانونى باشد، باید رعایت شود.[1169]

 

خسارت پدیدآورنده

 پرسش 637 . اگر از راه كپى یا تكثیر نرم افزار، خسارتى به تولید كننده وارد آید، آیا موجب ضمان است؟

 آیات عظام امام، تبریزى و سیستانى: خیر، ضمان نمى‏آورد.[1170]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى، فاضل، مكارم و نورى: آرى، باید خسارت جبران شود.[1171]

آیه‏اللّه‏ صافى: اگر خسارتى وارد آید، ضمان مى‏آورد ؛ ولى باید توجه داشت كه سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمى‏شود.[1172]

آیه‏اللّه‏ وحید: بنابر احتیاط واجب، ضمان مى‏آورد ؛ ولى باید توجه داشت كه سود نبردن، خسارت و ضرر شمرده نمى‏شود.[1173]

 

نرم‏افزار قفل شكسته

 پرسش 638 . تكثیر نرم‏افزارهایى كه قبلاً توسط فرد یا افراد دیگرى قفل آنها شكسته شده و در بازار به صورت معمول رایت و توزیع مى‏شوند، چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: تفاوتى بین آن دو در حكم نیست.[1174] در هر صورت اشكالى ندارد.

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: تفاوتى بین شكستن قفل نرم افزار و تكثیر نرم‏افزار - كه قفل آن توسط دیگران شكسته شده - نیست. و در هر دو صورت بنابر احتیاط واجب تصرف و تكثیر آن جایز نیست.[1175]

 آیات عظام مكارم، نورى و فاضل: تفاوتى بین شكستن قفل نرم افزار و تكثیر نرم افزارى - كه قفل آن توسط دیگران شكسته شده - نیست و در هر صورت، تصرف و تكثیر آن جایز نیست.[1176]

رایت شخصى

 پرسش 639 . رایت كردن نرم‏افزار در حد استفاده شخصى چه حكمى دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، خامنه‏اى، سیستانى، فاضل و صافى: اگر در این زمینه قانونى نباشد، اشكال ندارد.[1177]

آیات عظام بهجت و وحید: بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.[1178]

آیات عظام مكارم و نورى: جایز نیست.[1179]

 

نرم‏افزار خارجى

 پرسش 640 . آیا در حكم تكثیر نرم افزار تفاوتى بین تولید داخل و خارج وجود دارد؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى، صافى و وحید: تفاوتى بین تولید داخل و خارج در حكم نمى‏كند.[1180]

آیه‏اللّه‏ خامنه‏اى: اگر تولید داخل باشد، بنابر احتیاط واجب اجازه تولید كننده شرط است و اگر تولید خارج باشد، تابع قرارداد است.[1181]

 آیه‏اللّه‏ مكارم: تفاوتى بین تولید داخل و خارج نمى‏كند ؛ مگر آنكه تولید آمریكا یا اسرائیل باشد.[1182]

آیه‏اللّه‏ وحید: تفاوتى بین تولید داخل و خارج در حكم نمى‏كند.[1183]

رضایت پدیدآورنده

 پرسش 641 . اگر ندانیم كه تولید كننده نرم افزار، به كپى و تكثیر و استفاده آن رضایت ندارد، تكلیف چیست؟

آیات عظام امام، تبریزى، سیستانى و صافى: تكثیر و استفاده از آن اشكال ندارد.[1184]

آیات عظام بهجت، خامنه‏اى و وحید: بنابر احتیاط واجب باید رضایت و اجازه تولید كننده احراز و كسب گردد.[1185]

آیات عظام مكارم، فاضل و نورى: حق نشر و كپى رایت براى مؤلف و تولید كننده است و باید رضایت و اجازه تولید كننده، احراز و كسب گردد.[1186]

 

 

 

 

 

 

 

كلیدواژه‏ها

(به ترتیب حروف الفبا)

 

 

حرف « الف »

آب دهان گربه - آثار موسیقى - آرم جمهورى اسلامى - آستین كوتاه - آموزش پزشكى - آموزش موسیقى - آهنگ مبتذل - آهنگ‏هاى صدا و سیما - اجازه پدر - اجازه دوران عقد - اجازه روزه مستحبى - اجازه صله رحم - اجازه عقد موقت - اجازه نماز جمعه - اجتهاد و تقلید - احتیاط وجوب مرجع - اخبار عادل - اختلاف افق - اختلاف مراجع تقلید - اختلاف نظر مراجع - ادامه تحصیل - ادكلن زنان - اردوى مختلط - ارزش پول - ازدواج اجبارى - ازدواج با اهل سنت - ازدواج با بى‏نماز - ازدواج با غیرمسلمان - ازدواج تازه مسلمان - ازدواج دختر - ازدواج دختر مسیحى - ازدواج در عده - ازدواج مجدد - ازدواج‏هاى حرام - اسامى معصومین - اسپرم مرد اجنبى - استاد بدحجاب - استخوان میت - استعمال مواد مخدر - استمنا با همسر - استمنا در شرایط خاص - استمنا و آزمایشگاه - استمناى روزه‏دار - اسكناس نو - اسماى جلاله - اسم «عبداللّه - اشتباه صیغه عقد - اطاعت شوهر - اعتكاف بدون روزه - اعتكاف در دانشگاه - اعضاى غیرمسلمان -اعضاى مرگ مغزى - اعلمیت مجتهد میت - اقتداى نماز جماعت - امر به معروف بدحجاب - امر به معروف پدر و مادر - امر به معروف دانشجویان - امر به معروف فامیل - اموال زن - اموال شوهر - انتخاب لباس - انتخاب مرجع تقلید - اهمیت ازدواج - اهمیت اعتكاف - اهمیت امر به معروف - اهمیت تیمم - اهمیت حجاب - اهمیت حقوق مالى - اهمیت خمس - اهمیت روزه - اهمیت غسل - اهمیت نذر - اهمیت نماز – ایام

حرف « ب »

بازى با ورق - بازى رایانه - بازى شطرنج - بانكدارى اسلامى - بخار حمام - بدهى - بدهى مؤجل - بقاء بر تقلید - بیلیارد – بیمه

حرف « پ »

پاكى ترشّحات زنانه - پرداخت خمس - پرداخت فطریه به فرزند - پرداخت فطریه به والدین - پرداخت مهریه - پرستار نامحرم - پزشك متخصص نامحرم - پزشك نامحرم - پوست لب - پوشش آرایش صورت - پوشش پا - پوشش در برابر كودكان - پوشش زیرچانه - پوشش صورت - پوشیدن دمپایى - پوشیدن لباس شهرت - پیشینه تقلید

حرف « ت »

تأخیر ازدواج - تأخیر غسل جنابت - تبدیل قرض به طلا - تبعیض در تقلید - تجسس در خوابگاه - تخت نرد - تخصص مراجع تقلید - ترشّحات آب نجس - ترشحات زنانه - ترك اعتكاف - تزریقات نامحرم - تسبیحات نماز -تسهیلات بانكى - تشخیص اعلم - تشخیص منى - تشخیص موسیقى - تشریح جسد غیرمسلمان - تشریح جسد مسلمان - تصاویر تحریك كننده - تطهیر با آفتاب - تطهیر با باران - تطهیر لوازم منزل - تطهیر مخرج بول - تعریف استمنا - تغییر نذر - تفاوت مرجع تقلید - تقاص - تقلب آزمون كارشناسى - تقلب با رضایت - تقلب در آزمون - تقلّب در آزمون‏هاى استخدامى - تكثیر نوار موسیقى - تكرار امر به معروف - تكرار ذكر نماز - تكرار سر بر مهر - تلفن كارتى - تلفن هنگام اعتكاف - تلقیح مصنوعى - تنفس مصنوعى میت - توالت منزل - تولید نرم‏افزار - تیمم بدل از غسل - تیمم بدل از وضو - تیمم و جنابت عمدى - تیمم و قرآن

حرف « ث »

ثبوت ماه رمضان

حرف « ج »

جابجایى كفش - جاهل قاصر و مقصر - جریمه دیركرد - جشن ولادت امامان - جشن‏هاى دانشگاه - جلوگیرى منى - جنابت روزه‏دار - جنابت زن - جنابت قبل اذان - جنابت و تأخیر نماز - جنابت و میهمانى - جنین نامشروع - جوایز بانكى - جوایز ورزشى - جوهر خودكار

حرف « چ »

چاه منزل - چت اینترنتى - چت با جنس مخالف - چت با غیرمسلمان - چرك زیر ناخن - چشم مسلح

حرف « ح »

حجاب در خارج كشور - حجاب در نماز - حدس و گمان - حركت در نماز - حرمت استمنا -حرمت تقلب - حرمت خودارضایى - حفظ وضو - حق‏الناس دوران كودكى - حق دانشجویان - حق زن - حقوق زن و شوهر - حكم الكل - حكم انواع موسیقى - حكم پلاتین - حكم حاكم - حكم رقص - حكم سیگار - حكم غیبت - حكم كاریكاتور - حكم مانتو - حكم نوازندگى - حلقه داماد - حواس‏پرتى در نماز

حرف « خ »

خروج از اعتكاف - خرید و فروش ارز - خرید و فروش چك - خرید و فروش كلیه - خرید و فروش مجسمه - خسارت پدیدآورنده - خشكى اعضاى وضو - خلط روزه‏دار - خلوت با نامحرم - خمس بورسیه - خمس پول ازدواج - خمس جهیزیه - خمس درآمد دانشجو - خمس درآمد زن - خمس رهن - خمس زمین - خمس سپرده‏گذارى - خمس سكه - خمس سهام بورس - خمس شركت - خمس طلا - خمس فیش حج عمره - خمس قرض‏الحسنه - خمس كتاب - خمس كمك هزینه - خمس موبایل و خودرو - خمس وام مسكن - خمس وسایل ضرورى - خمس هدیه - خنده با نامحرم - خواب وضودار - خواندن صیغه عقد - خوانندگى زن - خواهر لواط دهنده - خوراندن غذاى نجس - خوردن در نماز - خوردن در وضو - خوردن غذاى نجس - خون تخم مرغ - خون تزریقات - خون دهان - خون زخم - خون كم - خون لثه روزه‏دار

 حرف « د »

داستان تحریك‏كننده - دختران هم‏كلاسى - دروغ مصلحتى - دست دادن با غیرمسلمان - دست دادن با نامحرم - دسترسى به صاحب مال - دست كشیدن وضو - دود وسیله نقلیه - دوران نامزدى - دیه قطع عضو - دیه سقط جنین

حرف « ذ »

ذبح اسلامى

حرف « ر »

راه رفتن در وضو - رایت شخصى - رباى حلال - رجوع به مرجع مساوى - رساله مرجع تقلید - رشوه ادارى - رضایت پدر - رضایت پدیدآورنده - رضایت پرداخت سود - رضایت شوهر - رضایت قلبى پدر - رطوبت بعد غسل - رقص همسر - ركوع نماز - رنگ مو - رنگ نجاست - روابط زناشویى - روابط زناشویى روزه‏دار - روابط قبل عقد - روابط مشروع - روزه اعتكاف - روزه خواران - روزه‏دار و دندان‏پزشكى - روزه‏هاى حرام - روزه‏هاى مكروه - روزه‏هاى واجب - روزه اساتید و دانشجویان - رهن و اجاره - ریش پروفسورى - ریش تراشى - ریش نوجوان - رؤیت هلال - رؤیت هلال در سفر

حرف « ز »

زخم پیشانى - زمان خمس - زمان عروسى - زمان غسل جنابت - زمان نذر - زنان بدكاره - زن سیده - زن شوهردار - زیورآلات زنان

حرف « ژ »

ژل مو

حرف « س »

سال خمسى - سانسور فیلم - سجده سهو - سحرى و اذان - سختى امر به معروف - سفر اول - سقط جنین - سلام به نامحرم - سلام نماز - سود پول - سود قرض - سوره نماز مستحبى - سه بار شستن - سهم سادات - سیفون توالت

حرف « ش »

شاهد ازدواج - شرایط امر به معروف - شرایط عقد ازدواج - شرایط نامساعد نماز - شرایط نذر - شرایط وضو - شراب - شرب مایع مسكر - شرط ادامه تحصیل - شرط بندى - شرط كپى‏رایت - شستن در وضو - شستن سر روزه‏دار - شستن نجس - شك بعد نماز - شك در جنابت - شك در غسل - شك در منى - شك در نذر - شك در نماز - شك در وضو - شنیدن آهنگ - شنیدن فتوا - شوخى با نامحرم - شیر آب وضو

حرف « ص »

صحبت براى ازدواج - صله رحم - صیغه عقد عربى - صیغه عقد فارسى - صیغه محرمیت - صیغه موقت - صیغه نذر

حرف « ض »

ضرورت تقلید - ضعف بدن روزه‏دار

حرف « ط »

طلا در نماز - طلاق دختر - طلاى زرد - طلاى سفید - طهارت اهل كتاب - طهارت عضو پیوندى

حرف « ظ »

ظرف آب طلا و نقره - ظرف طلا و نقره - ظروف نجس - ظهور فیلم

حرف « ع »

عطر روزه‏دار - عقد دائم - عقد در چت - عقد مخفیانه نامزد - عقد معاطاتى - عقیق اسماى جلاله - عكس اینترنتى - عكس كودكى - عكس‏هاى آموزشى - عمل به نذر - عیدى مشتریان

حرف « غ »

غسل پیش از وقت - غسل جایگزین وضو - غسل چند منظوره - غسل زیر دوش - غسل مس میت - غسل موهاى بلند - غسل و باد معده - غیبت استاد

حرف « ف »

فرار از خمس - فراموشى در غسل - فراموشى در وضو - فراموشى غسل جنابت - فراموشى قضاى روزه - فراموشى نجاست لباس - فراموشى نذر - فرش ابریشم - فرش و موكت - فروش خون - فروش لباس نجس - فضله موش - فضیلت نماز جماعت - فطریه جنین - فطریه دانشجو - فطریه نامزد - فوت پدر - فوت صاحب مال - فیش غذا - فیلم‏بردارى مجالس - فیلم تحریك كننده - فیلم تحریك همسر - فیلم مبتذل - فیلم مجاز - فیلم نامحرم - فیلم ورزشى

حرف « ق »

قانون كپى‏رایت - قطع اعتكاف - قطع رحم - قلمدان و عطردان طلا

حرف « ك »

كارمزد - كالبد شكافى - كاهش ارزش پول - كتاب امانتى - كثیرالشك - كرم پوست - كشمش پلو - كفاره استمنا - كفاره روزه - كفاره روزه زن - كفاره نذر - كف زدن - كفش و لباس چرمى - كفش هم‏اتاقى - كف صابون

حرف « گ »

گردن‏بند اسماى جلاله - گردن‏بند قرآن - گفت و گوى تلفنى - گلدكوئیست - گیره استكان نقره‏اى

حرف « ل »

لباس ابریشم - لباس جنس مخالف - لباس شهرت - لباس منزل - لباس موقت - لباس نجس - لباس نماز گزار - لجاجت شوهر - لمس مرگ مغزى

حرف « م »

ماشین لباس‏شویى - مال پیدا شده - مال خمس نداده - مبطلات غسل - متابعت در سكونت - مجالس عروسى - مجالس موسیقى - مجسمه سازى - مجلس عقد - محاسبات تقویمى - محاسبه خمس - محرمات اعتكاف - محرمات جنب - محل تیمم - محل نماز آیات - مخارج اضافى - مخارج زندگى - مخالفت پدر - مداحى زنان - مداد چشم - مدت عقد موقت - مدت غسل جنابت - مراتب امر به معروف - مرجع تقلید خانوادگى - مسائل مستحدثه - مسافت شرعى - مسافرت ماه رمضان - مسح پا -مسح سر - مسخره ریش - مسكن زن - مس میت - مصرف خمس - مضاربه و نسیه - مطالبه مهریه - مطالعه هنگام اعتكاف - معاینه نامحرم - معنا و فلسفه فطره - معناى احتیاط - معیار تقلید - مكان اعتكاف - مكان نمازگزار - مكروهات جنب - منكرات مجلس عروسى - مواد خوراكى - مواد مخدر و درمان - موارد امر به معروف - موارد تیمم - موارد غیبت - موارد وجوب وضو - موانع سجده - موانع وضو - موزیك‏هاى ورزشى - موسیقى تحریكى - موسیقى حرام - موسیقى خوابگاه دانشجویى - موسیقى درمانى - موسیقى شب عروسى - موسیقى لهوى - موسیقى مجلس عروسى - موسیقى محل كار - مهر السنه - مهر نماز

حرف « ن »

نامه‏نگارى نامحرم - نان‏خور دولت - نجاست فرش - نجاست فرش نمازگزار - نجاست مواد غذایى - نجاست مهر - نذر اعتكاف - نذر روزه - نذر زن - نذر فرزند - نرم‏افزار خارجى - نرم‏افزار قفل شكسته - نزدیكى از پشت - نشستن كنار نامحرم - نظافت و پاكیزگى - نفقه زن - نفقه نامزد - نگاه از آینه - نگاه به استاد - نگاه به برجستگى‏ها - نگاه به بى‏حجاب - نگاه به چشم خواهرى - نگاه به دختران - نگاه به دختر بچه - نگاه به رقص - نگاه به عكس دختر - نگاه به غیرمسلمانان -نگاه به مرد - نگاه به نامحرم - نگاه به نامزد - نگاه به ورزشكاران - نگاه خواستگارى - نگاه روزه‏دار - نگاه لذّت آور - نگاه نامحرم - نگاه‏هاى حرام - نگاه‏هاى حلال - نگه‏دارى وسایل قمار - نماز احتیاط - نماز استیجارى - نماز با تیمم - نماز با مانتو - نماز بر روزنامه - نماز جمعه - نماز جمعه در اعتكاف - نماز در هواپیما - نماز روى تخت - نماز زنان - نماز شب - نماز غفیله - نماز قضا - نماز قضاى پدر - نماز مستحبى - نمازهاى مستحب - نمازهاى واجب - نواختن موسیقى - نهى غذاى نجس - نیت غسل جنابت

حرف « و »

وجوب ازدواج - وسایل چرمى - وسایل قمار - وضو قبل از اذان - وضو و نامحرم - وضوى جبیره - وضوى خانم‏ها - وظیفه امر به معروف - وظیفه نیروى انتظامى - وقت تیمم - وكیل عقد ازدواج

حرف « ه »

هم‏خوابى دوران عقد - همخوانى زنان - همكارى دختر و پسر - هم‏نشینى با شراب خوار

حرف « ى »

یخچال خوابگاه

 

 

 

 

اصطلاح‏شناسى

اجتهاد - اعتكاف - آلات مختص موسیقى - آلات مشترك موسیقى - استمنا - تقلید - تیمم - تیمم بدل از غسل - تیمم بدل از وضو - جاهل قاصر و مقصر - حجاب - خمس - روزه - سپرده گذارى - صله رحم - عقد دائم - عقد موقت - غسل - غسل ارتماسى - غسل ترتیبى - غنا - فطریه - لباس شهرت - متعه - مذى - مسجد جامع - معروف - معناى احتیاط - منكر - موسیقى - مؤونه - نذر - نگاه حرام - نماز شب - نماز غفیله - ودى - وذى - وضو - وضوى ارتماسى - وضوى ترتیبى - وضوى جبیره

 

 

 

 

كتابنامه

 

 

1. قرآن كریم، ترجمه استاد فولادوند.

2. امام خمینى، سید روح‏اللّه‏، استفتاءات، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، 1372.

3. ــــــــــــــــــــــ ، المكاسب المحرمة.

4. ــــــــــــــــــــــ ، تحریر الوسیله، پیام، تهران، پنجم ، 1365 .

5. ــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، دفتر انتشارات اسلامى، قم، نهم، 1379.

6. بروجردى، سیدحسین، زبدة المقال، مكتبة الداورى، قم.

7. بنى‏هاشمى خمینى، سید محمدحسن، توضیح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، 1377.

8. بهجت، محمدتقى، توضیح المسائل، شفق، قم، بیست و چهارم، 1379.

9. تبریزى، میرزا جواد، استفتاءات جدید، سرور، قم، اول، 1378.

10. ـــــــــــــــــــ ، التعلیقة على منهاج الصالحین، مهر، قم، اول، 1415ق.

11. ـــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، سرور، قم، هفتم، 1379 .

12. ـــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مهر، هشتاد و یكم، 1381.

13. ـــــــــــــــــــ ، جامع المسائل، مهر، قم، دوم، 1379.

14. ـــــــــــــــــــ ، منهاج الصالحین، دارالصدیقة الشهیده، قم، دوم، 1382.

15. حرعاملى، محمدبن حسن، وسائل‏الشیعه، مكتبه‏الاسلامیه، تهران، پنجم، 1401ق.

 16. حسینى خامنه‏اى، سید على، اجوبة الاستفتاءات، الهدى، تهران، اول، 1381.

17. ــــــــــــــــــــــ ، رساله نگاه و نكاح، آماده چاپ.

18. حسینى سیستانى، سید على، المسائل المنتخبه، ستاره، قم، 1416 ق .

19. ــــــــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، دفتر آیه‏اللّه‏ سیستانى، مشهد، شانزدهم، 1419 ق .

20. ــــــــــــــــــــــــــــ ، منهاج الصالحین.

21. حكیم، سید محسن، مستمسك العروة الوثقى، احیاء التراث العربى، بیروت، سوم، 1390 ق .

22. حلى، اسد، الامام الصادق والمذاهب الاربعه.

23. خراسانى، محمد كاظم، كفایة الاصول، مؤسسه آل البیت، قم، اول، 1409ق.

24. خراسانى، وحید، توضیح المسائل، مدرسة الامام باقرالعلوم، قم، چهارم، 1423ق.

25. ــــــــــــ ، منهاج الصالحین.

26. خویى، سید ابوالقاسم، التنقیح فى شرح العروة الوثقى.

27. ــــــــــــــــــــــ ، صراط النجاة مع تعلیقات التبریزى، دار الاعتصام، قم، اول، 1417 ق.

28. خویى، سید ابوالقاسم، مصباح الفقاهة.

29. ــــــــــــــــــ ، مستند العروة الوثقى، لطفى، قم، 1364.

30. صافى گلپایگانى، لطف‏اللّه‏، استفتاءات پزشكى.

31. ــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، قم، دوازدهم، 1418 ق .

32. ـــــــــــــــــــــــــــ ، جامع الاحكام، حضرت معصومه، قم، دوم، 1378.

33. طباطبایى یزدى، سیدمحمدكاظم، العروة الوثقى، اسماعیلیان، قم، چاپ‏پنجم،1377.

34. لنكرانى، محمدفاضل، العروة الوثقى مع تعلیقات...، اعتماد، قم، اول، 1422 ق .

35. مجلسى، محمد تقى، بحارالانوار.

36. مدرسى، سیدمحمدتقى، احكام الخمس، محبان الحسین، تهران، دوم، 1380.

37. مغنیه، محمدجواد، الفقه على المذاهب الخمسة، مؤسسة الصادق، چهارم، 1378.

 38. مطهرى، مرتضى، آشنایى با قرآن، صدرا، تهران، هشتم، 1374.

39. ـــــــــــــ ، ده‏گفتار، صدرا، تهران، دهم، 1374.

40. ـــــــــــــ ، مسأله حجاب.

41. مكارم شیرازى، ناصر، استفتاءات جدید، مدرسه على بن ابیطالب، قم، اول، 1379.

42. ـــــــــــــــــــــ ، انوار الفقاهه، نسل جوان، قم، اول، 1416 ق .

43. ـــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، هاتف، مشهد، هفدهم، 1376.

44. ـــــــــــــــــــــ ، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلامیه، تهران، دوازدهم، 1374.

45. ـــــــــــــــــــــ ، تعلیقات على العروة الوثقى، مدرسه على‏بن ابیطالب، قم، دوم، 1413 ق.

46. ـــــــــــــــــــــ ، یك‏صد و هشتاد پرسش، دفتر نشر برگزیده، قم، اول، 1378.

47. مكى عاملى، محمدجمال الدین، اللمعة الدمشقیه، مكتبة الداورى، قم، اول.

48. نورى همدانى، حسین، التعلیقات على كتاب العروة الوثقى.

49. ــــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، مؤسسه مهدى موعود، پانزدهم، 1378.

50. ــــــــــــــــــــــ ، هزار و یك مسأله فقهى، مؤسسه مهدى موعود، اول، 1380.

51. هاشمى شاهرودى، سیدمحمود، كتاب الخمس، مكتب السیدمحمود الهاشمى، اول، 1409 ق .


پی‌نوشت‌ها:


[1]. اين منابع عبارت است از: كتاب، سنت، اجماع و عقل.

 

[2]. لسان العرب، ماده، جهد ؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقليد ، ص 20.

 

[3]. التنقيح فى شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقليد ، ص 88 ـ 85.

 

[4]. انبياء 21 ، آيه 7.

 

[5]. توبه 9 ، آيه 122.

 

[6]. وسائل الشيعه، ج 27، باب 4 و 7.

 

[7]. مورخان مى‏نويسند: امام صادق عليه‏السلام چهار هزار شاگرد داشتند كه از بلاد مختلف به حوزه آن حضرت كوچ كرده بودند. ر.ك: اسد، حيدر، الامام الصادق و الصادق و المذاهب الاربعة، ج1، ص69.

 

[8]. مستدرك الوسائل، ج 17، باب 11.

 

[9]. وسائل الشيعه، ج 27، باب 11.

 

[10]. همان.

 

[11]. همان.

 

[12]. عده‏الاصول.

 

[13]. توضيح‏المسائل، م 5 ؛ العروة الوثقى، ج 1، م 36 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 25 ؛ بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 27 ؛ نورى و وحيد، توضيح‏المسائل، م 5.

 

[14]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 34 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 2 ؛ نورى و وحيد، توضيح‏المسائل، م 2.

 

[15]. صافى، توضيح‏المسائل، م 2.

 

[16]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 6 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 11 ؛ نورى و وحيد، توضيح‏المسائل، م 11 ؛ العروة الوثقى، ج 1، التقليد، م 62.

 

[17]. خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س9 ؛ توضيح‏المسائل‏مراجع، م 2 ؛ نورى و وحيد، توضيح‏المسائل، م 2.

 

[18]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 25 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 3 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 3 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 3.

 

[19]. توضيح‏المسائل مراجع، م 3و4 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 3 و 4 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 3و4.

 

[20]. سيستانى، تعليقات على العروة، م 13 و 20 و 21 و تبريزى، توضيح‏المسائل، م 3 و 4 ؛ استفتاءات، س 32.

 

[21]. امام، نورى، فاضل، مكارم و سيستانى، تعليقات على العروة، ج 1، التقليد، م 47 و دفتر: همه مراجع.

 

[22]. وسائل الشيعه، ج 27، ص 62.

 

[23]. امام، استفتاءات، ج 1، س 24 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 7 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 24 ؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 14 ؛ دفتر: بهجت، سيستانى، خامنه‏اى، مكارم، وحيد و تبريزى.

 

[24]. نورى، استفتاءات، ج 2، س 11 و ج 1، س 4 ؛ امام، استفتاءات، ج 1، س 8 و 9 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 11 ؛ تبريزى، استفتاءات، س 42 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 11 و 12 ؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج 1،13 و 14، خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 18 ؛ بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 4 و توضيح‏المسائل، م 5 ؛ سيستانى، تعليقات على العروة، م 13 و 33.

 

[25]. وحيد، توضيح‏المسائل، م 4.

 

[26]. فاضل، توضيح المسائل، م 11 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 1، م 4.

 

[27]. وسيلة النجاة، ج 1، م 4 ؛ سيستانى، تعليقات على العروة، م 11 و 13.

 

[28]. استفتاءات، س 11.

 

[29]. جامع الاحكام، ج 1، س 18.

 

[30]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 31.

 

[31]. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 14 و ج 1، ص 26 ؛ استفتاءات، ج 2، س 12.

 

[32]. توضيح المسائل، م 4.

 

[33]. مقصود آن است كه مقلد، مى‏تواند به فتواى مجتهد ديگرى كه علمش از مرجع تقليد خودش كمتر و از مراجع تقليد ديگر بيشتر است، عمل كند، اگر مرجع دوم نيز در همان مسأله احتياط واجب داشت، باز مى‏تواند به مرجع سومى كه علمش از مرجع دوم كمتر و از مرجع ديگر بيشتر است رجوع كند و ... .

 

[34]. توضيح‏المسائل مراجع، م 7 و 8.

 

[35]. دفتر: همه مراجع ؛ عروه‏الوثقى، ج 1، باب التقليد، م 63.

 

[36]. توضيح‏المسائل مراجع، م 9 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 9 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 23 ؛ دفتر: وحيد.

 

[37]. خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س 34 و 41؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 9؛ امام، توضيح‏المسائل، م 9؛ فاضل، توضيح‏المسائل، م 10.

 

[38]. مكارم، توضيح‏المسائل، م 10؛ توضيح‏المسائل، م 12 و 13.

 

[39]. توضيح‏المسائل، م 9.

 

[40]. استفتاءات، س 14 و 50.

 

[41]. جامع‏الاحكام، ج 1، س 20.

 

[42]. توضيح‏المسائل، م 8.

 

[43]. نورى، استفتاءات، ج 1، س 8؛ امام، استفتاءات، س 20؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س 35.

 

[44]. توضيح‏المسائل، م 12 و 13؛ وسيلة النجاة، ج 1، م 14.

 

[45]. استفتاءات، س 26.

 

[46]. توضيح‏المسائل، م 9 ؛ جامع‏الاحكام، ج 1، س 20.

 

[47]. توضيح‏المسائل مراجع، م 9؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 9.

 

[48]. توضيح‏المسائل، م 10.

 

[49]. فرائدالاصول، ج 2، صص 374ـ379 ؛ التنقيح فى شرح العروه‏الوثقى كتاب الاجتهاد و التقليد م 16، صص 195ـ202.

 

[50]. مائده 5 ، آيه 6.

 

[51]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج 4، ص 291.

 

[52]. توضيح المسائل مراجع، م 248.

 

[53]. نورى، توضيح‏المسائل، م 249 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 254 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 248 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 102.

 

[54]. العروة الوثقى، ج 1، افعال الوضو، م 13 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 247 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 253 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 248 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[55]. العروة الوثقى، ج 1، افعال الوضو، الاول و مسأله 47.

 

[56]. امام، فاضل و نورى، توضيح المسائل مراجع، م 248 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 102.

 

[57]. بهجت، صافى و سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، م 248 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 254.

 

[58]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع، م 248.

 

[59]. مكارم، توضيح المسائل مراجع، م 248.

 

[60]. امام، استفتاءات، ج 1، س 35 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1 س 90 فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 113 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 61 و 64 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2 س 39 ؛ دفتر: سيستانى، بهجت، خامنه‏اى و وحيد.

 

[61]. توضيح‏المسائل مراجع، م 251 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 257 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 252 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[62]. توضيح‏المسائل مراجع، م 252؛ نورى، توضيح المسائل، م 253 و وحيد، توضيح المسائل، م 258.

 

[63]. توضيح‏المسائل مراجع، 252.

 

[64]. همان؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتائات، س 111.

 

[65]. توضيح‏المسائل مراجع، م 253 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 258 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 254 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[66]. امام، استفتاءات، ج 1، س 42 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 127 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 140 ؛ تبريزى، استفتاءات، س 176 ؛ دفتر: سيستانى، بهجت، صافى، نورى، مكارم و وحيد.

 

[67]. توضيح‏المسائل مراجع، م 297 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 298 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[68]. وحيد، توضيح المسائل، م 303 و مكارم، توضيح المسائل، م 321.

 

[69]. توضيح‏المسائل مراجع، م 297.

 

[70]. همان، م 242 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 243 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 248 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[71]. توضيح‏المسائل مراجع، م 291 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 297 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 292 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[72]. امام، استفتاءات، ج 1، س 41 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 93 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 124 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 141 ؛ تبريزى، استفتاءات، س 176 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 55 ؛ دفتر: بهجت، وحيد، سيستانى و نورى.

 

[73]. استفتاءات، ج 2، س 55.

 

[75]5. تبريزى، استفتاءات، س 152 ؛ سيستانى، Sistani.org، وضو ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 104 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 125 ؛ امام، استفتاءات، ج 1، وضو ، س 40 ؛ صافى، جامع‏الاحكام، ج 1، س91 و 106 ؛ دفتر: نورى، وحيد، مكارم و بهجت.

 

[76]. تبريزى، استفتاءات، س 154 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 106 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 125 و 127 ؛ امام، استفتاءات، ج 1 وضو ، س 42 و 43 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 104 و 114 و 140 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 69 ؛ سيستانى، Sistani.org، وضو: دفتر: نورى، بهجت و وحيد.

 

[77]. امام، استفتاءات، ج 1، س 71 و دفتر: همه مراجع.

 

[78]. امام، استفتاءات، ج 1، س 34 ؛ العروة الوثقى، ج 1، افعال الوضو، م 43 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 43 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 112.

 

[79]. توضيح‏المسائل مراجع، م 299 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، 300.

 

[80]. وحيد، توضيح‏المسائل، م 305 ؛ تبريزى، توضيح‏المسائل مراجع، م 299.

 

[81]. توضيح‏المسائل مراجع، ج 1، م 301 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 307 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 302 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[82]. توضيح‏المسائل مراجع، م 300 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 306 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 301 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[83]. توضيح‏المسائل مراجع، م 303 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 304 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[84]. توضيح‏المسائل مراجع، م 303 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 310.

 

[85]. العروة الوثقى، ج 1، شرايط الوضو، م 45.

 

[86]. توضيح‏المسائل مراجع، م 320 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 326 ؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 42.

 

[87]. توضيح‏المسائل مراجع، م 256؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 362؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 257؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[88]. امام، استفتاءات، ج 1، س 16 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 97 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 110 ؛ دفتر: مكارم، سيستانى، تبريزى، نورى و خامنه‏اى.

 

[89]. العروة الوثقى، ج 1، م 25، شرايط الوضو، الحادى عشر.

 

[90]. العروة الوثقى، ج 1، شرايط الوضو و مستحبات الوضو، الرابع عشر.

 

[91]. العروة الوثقى، ج 1، موجبات الوضو، الثالث.

 

[92]. توضيح‏المسائل مراجع، ج 1، م 323 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 329 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 324 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[93]. امام، سيستانى، نورى، مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، ج 1، شرايط الوضو، م 30 و تبريزى، استفتاءات، س 158 و دفتر: خامنه‏اى، بهجت، صافى و وحيد.

 

[94]. العروة الوثقى، ج 1، باب الاستبراء ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 73.

 

[95]. توضيح‏المسائل مراجع، م 330 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 331 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[96]. توضيح‏المسائل مراجع، م 330.

 

[97]. توضيح‏المسائل مراجع، م 330 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 336.

 

[98]. مائده 5 ، آيه 6.

 

[99]. تفسير نمونه، ج 4، ص 294.

 

[100]. بايد دانست كه برخى مراجع در ترتيب شستن اعضا احتياط واجب دارند.

 

[101]. البته برخى مراجع آيه‏اللّه‏ بهجت شستن از بالا به پايين را احتياط واجب مى‏دانند.

 

[102]. توضيح‏المسائل مراجع، م 389 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 390 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 395 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 187.

 

[103]. توضيح‏المسائل مراجع، م 389؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 395 ؛ فاضل، تعليقات على العروة، ج 1، مستحبات غسل الجنابة، م 15.

 

[104]. بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 221.

 

[105]. توضيح‏المسائل مراجع، م 361 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 362 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[106]. العروة الوثقى، فصل فى مستحبات غسل الجنابه، م 10.

 

[107]. امام، تحرير الوسيلة، ج 1، واجبات الغسل، م 19 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 386 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 185 و نورى، توضيح المسائل، م 387 و تعليقات على العروة، فصل فى مستحبات الغسل، م 8.

 

[108]. بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 218.

 

[109]. تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 204.

 

[110]. توضيح‏المسائل مراجع، م 386.

 

[111]. همان، م 386.

 

[112]. وحيد، توضيح‏المسائل، م 392.

 

[113]. توضيح المسائل مراجع، م 379 و وحيد، توضيح المسائل، م 385.

 

[114]. توضيح المسائل مراجع، م 379 و نورى، توضيح المسائل، م 380.

 

[115]. بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 675 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 178 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 193 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 193 ؛ امام، فاضل، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، احكام الغسل، م 14 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[116]. توضيح‏المسائل مراجع، م365 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 191 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 366.

 

[117]. توضيح‏المسائل مراجع، م 365.

 

[118]. توضيح‏المسائل مراجع، م 365.

 

[119]. وحيد، توضيح‏المسائل، م 370 .

 

[120]. توضيح المسائل مراجع، م 345 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 351: وحيد، توضيح المسائل، م 351 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 346 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، احكام غسل جنابت.

 

[121]. توضيح المسائل مراجع، م 73 و 348 ؛ العروة الوثقى، ج 1، مستحبات غسل الجنابه، م 2 و 3 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 349 و 73 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 74 و 354 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[122]. توضيح‏المسائل مراجع، م 346 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 352 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 347 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 180.

 

[123]. بهجت، توضيح‏المسائل مراجع، م 346 و مكارم، تعليقات على العروة، غسل الجنابة.

 

[124]. توضيح المسائل، م 1352.

 

[125]. توضيح‏المسائل مراجع، م 346 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 352 ؛ سيستانى، تعليقات على العروة، ج 1، غسل الجنابة، الاول ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 171. صافى، هدايه‏العباد، ج 1، م 175.

 

[126]. بهجت، توضيح‏المسائل مراجع، م 346.

 

[127]. تبريزى، استفتاءات، س 248.

 

[128]. العروة الوثقى، ج 1، مستحبات غسل الجنابه، م 6.

 

[129]. اين آيه‏ها در چهار سوره قرآن آمده است: سجده، فصلت، نجم و علق. البته برخى مراجع تقليد خواندن سوره‏هايى كه سجده واجب در آن است را حرام مى‏دانند.

 

[130]. هر چند از يك در وارد شود و از در ديگر بيرون رود.

 

[131]. ولى اگر از يك در برود و از در ديگر خارج شود، مانعى ندارد.

 

[132]. ولى اگر وضو بگيرد يا به واسطه نداشتن آب بدل از غسل تيمم كند، مكروه نيست.

 

[133]. توضيح‏المسائل مراجع، 391 و 646.

 

[134]. توضيح‏المسائل مراجع، م 391 و 646 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 397 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 392 و 647 ؛ مكارم، توضيح‏المسائل، م 391 و 646.

 

[135]. بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 675 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 178 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 193 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 1، م 193 ؛ امام، فاضل، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، احكام الغسل، م 14 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[136]. العروة الوثقى، ج 1، احكام الغسل.

 

[137]. توضيح‏المسائل مراجع، م 323 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 324.

 

[138]. العروة الوثقى، فصل فى غسل الجنابه.

 

[139]. توضيح‏المسائل مراجع، م 353 ؛ امام، تحرير الوسيلة، ج 1 غسل الجنابه، م 3 نورى، توضيح‏المسائل، م 354 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 359 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 190.

 

[140]. فاضل، تعليقات على العروة، غسل الجنابه، م 8.

 

[141]. توضيح‏المسائل مراجع، م 346 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 352 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 347 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 180.

 

[142]. توضيح‏المسائل مراجع، م 346 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 352 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 347 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 180.

 

[143]. توضيح المسائل، م 352.

 

[144]. توضيح‏المسائل مراجع، م 348 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 354 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 349 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[145]. العروة الوثقى، فصل فى التيمم، م 26.

 

[146]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1572 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1580 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[147]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1330 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 984 ؛ تبريزى، استفتاءات س 211 ؛ دفتر: بهجت، مكارم، امام، نورى و خامنه‏اى.

 

[148]. تبريزى، استفتاءات، س 83 و دفتر: سيستانى و وحيد.

 

[149]. دفتر: همه مراجع.

 

[150]. مكارم، استفتاءات، ج 2، 1073 و دفتر: همه مراجع.

 

[151]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 790 ؛ امام، استفتاءات، ج 1، غسل جنابت، س 96 و دفتر: همه مراجع.

 

[152]. سيستانى، Sistani.org، استمنا و دفتر: همه مراجع.

 

[153]. العروة الوثقى، 19 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 986 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س 1246 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 656 ؛ سيستانى، Sistani.org، استمنا و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 788.

[154]. توضيح‏المسائل مراجع، م 346 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 352 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 347 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 180.

 

[155]. توضيح‏المسائل مراجع، م 352 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 358 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 353 ؛ خامنه‏اى،اجوبة الاستفتاءات، احكام غسل جنابت.

 

[156]. نساء 4 ، آيه 43.

 

[157]. بنا بر نظر آيه‏اللّه‏ خامنه‏اى، احتياط واجب آن است كه بار ديگر دست‏ها را به زمين بزند و سپس كف دست چپ را بر پشت دست راست و كف دست راست را به پشت دست چپ بكشد خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، 209 .

 

[158]. تفسير نمونه، ج 3، ص 443.

 

[159]. البته در مواردى ميان مراجع تقليد اختلاف نظر هست مانند تيمم بر آجر، گچ و مانند آن كه هر كس بايد بر طبقفتواى مرجع تقليد خود عمل كند.

 

[160]. امام، استفتاءات، ج 1، تيمم، س 236 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 215 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2،184 و دفتر: همه مراجع.

 

[161]. امام و نورى، تعليقة على العروة، ج 1، شرايط التيمم، م 18 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 701.

 

[162]. توضيح‏المسائل مراجع، م 701 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 708.

 

[163]. خامنه‏اى، اجوبة، س 209.

 

[164]. توضيح‏المسائل مراجع، م 701.

 

[165]. توضيح‏المسائل مراجع، م 723 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[166]. سيستانى و مكارم، توضيح‏المسائل مراجع، م 723 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 730 و نورى، توضيح‏المسائل، م 724.

 

[167]. توضيح‏المسائل مراجع، م 680 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 681 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 687 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[168]. توضيح‏المسائل مراجع، م 727 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 728 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 734 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[169]. توضيح‏المسائل مراجع، م 726 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 726 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 733 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 202 و 204.

 

[170]. توضيح‏المسائل مراجع، م 698 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 699 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[171]. توضيح‏المسائل مراجع، م 698 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 705.

 

[172]. امام، توضيح‏المسائل مراجع، م 726 و نورى، توضيح‏المسائل، م 727.

 

[173]. توضيح‏المسائل مراجع، م 726 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 733 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 202.

 

[174]. مكارم، توضيح‏المسائل مراجع، م 726.

 

[175]. توضيح المسائل مراجع، م 319 و خامنه‏اى، اجوبه، س157.

 

[176]. توضيح المسائل مراجع، م 319 و وحيد، توضيح المسائل م 315.

 

[177]. امام، استفتاءات، ج 1، وضو، س 79.

 

[178]. جامع الاحكام، ج 1، س 53 و 54 و دفتر: بهجت.

 

[179]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 990 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 147 و 148 و نورى، استفتاءات،1 س 52. فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 184 و دفتر: سيستانى و مكارم.

 

[180]. دفتر: وحيد.

 

[181]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 987 ؛ امام، استفتاءات، ج 1، وضو، س 80 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1،53 و 54 و دفتر: سيستانى، وحيد و نورى.

 

[182]. دفتر: بهجت.

 

[183]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 157.

 

[184]. فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 184 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 75.

 

[185]. توضيح المسائل مراجع، م 319 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 3، س 126 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 320 خامنه‏اى، اجوبة، س 164.

 

[186]. توضيح المسائل مراجع، م 319 و وحيد، توضيح المسائل، م 325.

 

[187]. امام، استفتاءات، ج 1، وضو، س 82 ؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 53 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 152 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 54 و دفتر: بهجت.

 

[188]. فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 184 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 990 و دفتر: سيستانى.

 

[189]. دفتر: مكارم و وحيد.

 

[190]. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 152 و 153 ؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 319 ؛ نورى، توضيح‏المسائل،320.

 

[191]. توضيح‏المسائل مراجع، م 319 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 325.

 

[192]. همان، م 319 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 323 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 318 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 153 و 154.

 

[193]. دفتر: همه مراجع.

 

[194]. طه 20 ، آيه 14.

 

[195]. پيامبران ياد شده عبارت‏اند از: اسماعيل، لقمان، موسى، عيسى و پيامبر اسلام.

 

[196]. «اَحَبُّ الاعمالِ اِلَى اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ الصَّلاةُ وَ هِىَ آخِرُ وَصايا الانبِياء»: كافى، ج 3 .

 

[197]. طه 20 ، آيه 14.

 

[198]. رعد 13، آيه 28 .

 

[199]. عنكبوت 29، آيه 45 .

 

[200]. بقره 2، آيه 21 .

 

[201]. توضيح‏المسائل مراجع، م 792 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 432 و نورى، توضيح‏المسائل، م 793.

 

[202]. توضيح‏المسائل، م 798 و بهجت، توضيح‏المسائل، م 665.

 

[203]. توضيح‏المسائل مراجع، م 792.

 

[204]. توضيح‏المسائل مراجع، م 897.

 

[205]. آيت‏اللّه مكارم احتياط واجب دارند.

 

[206]. امام، نورى، مكارم و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، فصل فى الستر والساتر ؛ وحيد، سيستانى و تبريزى، منهاج الصالحين، م 518 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 661 ؛ بهجت، وسيله‏النجاة، ح 1، م 625 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[207]. توضيح‏المسائل مراجع، م 802 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 430 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 803 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 808.

 

[208]. توضيح‏المسائل مراجع، م 803 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 804 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 809.

 

[209]. توضيح‏المسائل مراجع، م 803.

 

[210]. همان، م 883 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 884 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 892 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[211]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1022 و 1023 و نورى توضيح‏المسائل، م 1023 و 1024.

 

[212]. سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، م 1022 و 1023 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 1031 و 1032.

 

[213]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1023.

 

[214]. توضيح‏المسائل مراجع، م 885 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 886 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 895 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[215]. توضيح‏المسائل مراجع، م 885 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 886 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 895 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[216]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1060.

 

[217]. همان، م 1060 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1061 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1069 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 491.

 

[218]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1066 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1067 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 1075.

 

[219]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1136 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1137 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 1145.

 

[220]. توضيح‏المسائل مراجع، م1071 ؛ نورى، استفتاءات، ج 1، س 130.

 

[221]. توضيح‏المسائل، م 1080.

 

[222]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1005 و نورى، توضيح‏المسائل، م 1006 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 1014. خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 483.

 

[223]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1005.

 

[224]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1105 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1114 و نورى، توضيح‏المسائل، م 1106 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[225]. توضيح‏المسائل مراجع، م 832 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 833 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 838.

 

[226]. اجوبة الاستفتاءات، س 442.

 

[227]. توضيح‏المسائل مراجع، م 886 و نورى، توضيح‏المسائل، م 9ـ887.

 

[228]. توضيح‏المسائل مراجع، م 886.

 

[229]. توضيح‏المسائل مراجع، م 886 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 374.

 

[230]. توضيح‏المسائل مراجع، م 886.

 

[231]. توضيح‏المسائل مراجع، م 886.

 

[232]. وحيد، توضيح‏المسائل، م 895 ـ 896.

 

[233]. توضيح‏المسائل مراجع، م 968 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 965 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 977.

 

[234]. توضيح‏المسائل مراجع، م 880.

 

[235]. توضيح‏المسائل مراجع، م 880، اجوبه‏الاستفتاءات، س 388 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 881 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 887.

 

[236]. توضيح‏المسائل مراجع، م 971 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 971 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 978 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[237]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1155 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1163 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[238]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1155.

 

[239]. نورى، توضيح‏المسائل، م 1156.

 

[240]. توضيح‏المسائل مراجع، م 945 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 946 و حيد، توضيح‏المسائل، م 954.

 

[241]. توضيح‏المسائل مراجع، م 9 ـ 1168 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1170.

 

[242]. توضيح‏المسائل مراجع، م 6 ـ 1185 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 518 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1193، نورى، توضيح‏المسائل، م 6 ـ 1185.

 

[243]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1215 و 1216 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 5 ـ 1224 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 7 ـ 1216 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[244]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1250 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1259 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1251 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[245]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1373، نورى، توضيح‏المسائل، م 1373، وحيد، توضيح‏المسائل، م 1381 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 743.

 

[246]. توضيح‏المسائل مراجع 1388، نورى، توضيح‏المسائل، م 1387 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1396 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[247]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1394 و 1390، نورى، توضيح‏المسائل، م 1393 ـ 1390 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1402 ـ 1398 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[248]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1400 و 1402 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1399 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، 1410 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[249]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1418 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1415 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، 1426 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[250]. استفتاءات، ج 1، س 2672.

 

[251]. توضيح المسائل مراجع، م 1494 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 1491 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1502 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 713.

 

[252]. توضيح‏المسائل مراجع، 1533 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 1530، وحيد، توضيح‏المسائل، م 1541 و خامنه‏اى،اجوبة الاستفتاءات، س 709.

 

[253]. توضيح‏المسائل مراجع، م 765 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 766 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 771 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 722.

 

[254]. توضيح‏المسائل مراجع، م 986 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 995.

 

[255]. توضيح‏المسائل مراجع، م 781 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 782 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 787.

 

[256]. توضيح‏المسائل مراجع، م 781.

 

[257]. امام، فاضل، توضيح‏المسائل مراجع، بخش احكام نماز جمعه ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 606 و 611 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 215 و 216 ؛ بهجت، توضيح‏المسائل، نماز جمعه، م 2 ؛ سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، بخش دوم احكام نماز جمعه و وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، الفصل الثالث عشر فى صلاة الجمعه، الثالث.

 

[258]. استفتاءات، س 627 و 630.

 

[259]. جامع الاحكام، ج 1، س 353.

 

[260]. استفتاءات، ج 2، س 356 و 357.

 

[261]. توضيح‏المسائل مراجع، م 775، نورى، توضيح‏المسائل، م 776، وحيد، توضيح‏المسائل، م 781 ؛ دفتر: خامنه‏اى.

 

[262]. دفتر: همه مراجع.

 

[263]. توضيح المسائل مراجع، م 1335.

 

[264]. توضيح المسائل مراجع، م 1338.

 

[265]. دفتر: نورى، سيستانى، مكارم، بهجت، صافى، فاضل و وحيد.

 

[266]. دفتر: تبريزى.

 

[267]. اجوبة الاستفتاءات، س 659.

 

[268]. توضيح المسائل مراجع، م 1307 و وحيد، توضيح المسائل، م 1316 و خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات، س 645.

 

[269]. توضيح المسائل مراجع، م 1307.

 

[270]. امام، استفتاءات، ج 2، احكام مسافر، س 267.

 

[271]. نورى، استفتاءات، ج1 و ج2، نماز مسافر ؛ بهجت، توضيح المسائل، نماز مسافر، شرط پنجم.

 

[272]. استفتاءات، س 498، 472.

 

[273]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 1، صلاة المسافر، الخامس و sistani.org، نماز مسافر.

 

[274]. دفتر: وحيد.

 

[275]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، نماز مسافر.

 

[276]. توضيح المسائل مراجع، م 1272.

 

[277]. تبريزى، سيستانى و وحيد، منهاج الصالحين، م 884.

 

[278]. بقره 2 ، آيه 183.

 

[279]. خوردن و آشاميدن، نزديكى، استمناء، دروغ بستن بر خدا و پيغمبر و جانشينان او، رساندن غبار غليظ به حلق، فرو بردن تمام سر در آب، باقى ماندن بر جنابت، حيض و نفاس تا اذان صبح، اماله كردن با چيز روان و قى كردن.

 

[280]. ر.ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 633.

 

[281]. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ»: بقره 2 ، آيه 183.

 

[282]. احاديث بسيارى در اين زمينه آمده است، ر.ك: من لايحضره الفقيه، ج 2، ح 1769ـ1766.

 

[283]. رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله «صُومُوا تَصِحُّوا» ؛ «روزه بگيريد تا سالم شويد».

 

[284]. به نقل از: تفسيرنمونه، ج 1، ص 632.

 

[285]. توضيح المسائل مراجع، 1729، 1725، العروة الوثقى، ج 2 ؛ كتاب‏الصوم، فصل فى طرق ثبوت الهلال.

 

[286]. امام، سيستانى، فاضل و مكارم، تعليقات على العروه، الفصل الرابع، م 1 ؛ خامنه‏اى، اجوبة الاستفتاءات،763 و دفتر: وحيد، بهجت.

 

[287]. تبريزى، استفتاءات، س 640 و دفتر: صافى.

 

[288]. نورى، تعليقات على العروة، الفصل الرابع، م 1.

 

[289]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1583 ـ1573.

 

[290]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1580 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1588 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[291]. توضيح المسائل مراجع، م 1580.

 

[292]. همان، م 1580.

 

[293]. العروة الوثقى، احكام المفطرات، فصل 4 و 5.

 

[294]. سيستانى و نورى، تعليقات على العروة، ج 2، المفطرات، السادس ؛ امام، تبريزى، فاضل و مكارم، توضيح‏المسائل مراجع، م 1605 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1132 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[295]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1605.

 

[296]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1608 و 1609 و 1610.

 

[297]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1608 و 1609 و 1610.

 

[298]. دفتر: همه مراجع.

 

[299]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1595 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 1603 و دفتر: امام، خامنه‏اى و بهجت.

 

[300]. ر.ك: توضيح‏المسائل مراجع، م 1596 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 1604.

 

[301]. توضيح‏المسائل مراجع، م 742 و 1574.

 

[302]. امام، نورى، فاضل و مكارم: تعليقات على العروة، ج 3، فصل فيما تعليق بالقضا، الاربع ؛ سيستانى، وحيد، تبريزى، منهاج الصالحين، م 1023 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1336 و دفتر: خامنه‏اى.

 

[303]. بهجت، وسيله‏النجاة، ج 1، م 1132.

 

[304]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1703 و 1744.

 

[305]. توضيح‏المسائل مراجع، م 1583.

 

[306]. سيستانى، منهاج‏الصالحين، ج1، كفاره‏الصوم ؛ خامنه‏اى، اجوبه‏الاستفتاءات، س822 و دفتر: همه مراجع.

 

[307]. فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 1313 ؛ سيستانى، م