خانه> کتاب >1347


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
نظرات مقاله «پيامد...
احضار روح با نعلبك...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
لیست کتب اداره مشا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
شيوه هاي کنترل نفس...
امام خميني(ره) و غ...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2088

بازدید مقالات:
6473055

بازدید سوالات:
2583921



دفتر 22 پرسش ها و پاسخ ها « احکام موسیقی » بازديد: 3235

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


              

 

 

 

پرسش  ها و پاسخ ها ـ دفتر بيست و دوم :

 

احكام موسيقى

به ضميمه رقص و قمار 

مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام

 

  

 

نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

سرشناسه: حسينى، سيد مجتبى، 1345 ـ گردآورنده

عنوان و نام پديدآور: احكام موسيقى (به ضميمه رقص و قمار)، مطابق با نظر ده تن از مراجع عظام / مؤلف سيد مجتبى حسينى ؛ تنظيم و نظارت نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ.

مشخصات نشر: قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، 1385.

مشخصات ظاهرى: 112 ص

فروست:  پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى ؛ دفتر بيست و دوم (احكام ؛ 7 )

شابك: 000/13 ريال  ؛ 3-058-531-964-978

كتابنامه: ص [111] ـ 112 ؛ همچنين به صورت زيرنويس

موضوع: اسلام و موسيقى

موضوع: موسيقى (فقه)

موضوع: فقه جعفرى -- رساله عمليه

شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ.

شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف.

رده بندى كنگره:1385 3الف 47ح/82/232 BP

رده بندى ديويى: 4878 / 297

شماره كتابشناسى ملى: 1098262

تنظيم و نظارت: ···  نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها

معاونت مطالعات راهبردى ـ اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ···  سيدمجتبى حسينى

تايپ و صفحه آرايى: ···  طالب بخشايش

ناشر: ···  دفتر نشر معارف

نوبت چاپ: ···  نهم، پاييز 89

تيراژ: ···  000/10 جلد

قيمت: ···  1300 تومان

شابك: ··· 3ـ058ـ531ـ964ـ978

«كليه حقوق براى ناشر محفوظ است»

مراكز پخش:

قم: معاونت مطالعات راهبردى نهاد، تلفن 2904440

قم: مؤسسه فرهنگى و اطلاع رسانى طلوع طاها، تلفن 7748345

قم: خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7744616

فروشگاه قم: خ شهدا، روبه روى دفتر رهبرى، تلفن7735451 نمابر 7742757

فروشگاه تهران: خ انقلاب، چهارراه كالج، جنب بانك ملت، پ 715، تلفن 88911212 نمابر 88809386

نشانى اينترنت: www.nashremaaref.ir - پست الكترونيك: info@porseman.org

 

 

فهرست اجمالى

فهرست تفصيلى··· 7

مقدمه··· 21

بخش اول ـ موسيقى و غنا··· 25

استماع موسيقى··· 43

نوازندگى··· 52

آموزش و ترويج موسيقى··· 61

غـنـا و آواز··· 66

كف زدن··· 77

رقـص··· 80

بخش دوم ـ قمار··· 87

كليدواژه ها··· 109

كتابنامه··· 111

 

 

فهرست تفصيلى

مقدمه··· 21

بخش اول ـ موسيقى و غنا

تعريف موسيقى و غنا

پرسش 1 . آيا در اصطلاح فقهى، موسيقى مترادف با غنا است يا با يكديگر تفاوت دارند؟··· 27

موسيقى در نگاه قرآن و حديث

پرسش 2 . آيا در قرآن آيه اى وجود دارد كه غنا را حرام بداند؟··· 28

موسيقى در نگاه شيعه و سنى

پرسش 3 . نظر شيعه و سنى درباره غنا چيست؟ آيا در ميان فقيهان شيعى كسى هست كه غنا را حلال بداند؟··· 30

فلسفه حرمت موسيقى

پرسش 4 . فلسفه حرمت موسيقى (لهوى) و غنا چيست؟··· 32

موسيقى لهوى

پرسش 5 . گفته مى شود موسيقى انسان را غافل مى كند، بسيارى از امور روزمره نظير انواع بازى ها و فيلم ها نيز اين چنين هستند ؛ پس چرا اينها حرام نيست؟··· 34

دف شب عروسى

پرسش 6 . اگر نواختن آلات موسيقى از جمله دف و دايره حرام است، پس چرا در عروسى حضرت زهرا (علیهاالسلام)  و ياهنگامى كه پيامبراسلام (صلی  الله  علیه  و  آله)   و اصحاب باپيروزى از جنگ برمى گشتند و عده اى دف مى زدند، حضرت نهى نمى فرمودند؟··· 35

موسيقى و فقها

پرسش 7 . اگر موسيقى يك هنر مبتنى بر اصول و قواعد علمى و تاريخى است، آيا بهتر نيست فقيهان ـ كه نه جزء عرف محسوب مى شوند و نه كارشناس موسيقى هستند ـ درباره مصداق موسيقى حكم ندهند؟··· 37

آلات مختص و مشترك موسيقى

پرسش 8 . آلات موسيقى مختص به لهو و آلات مشترك كدام است؟ براى هر يك نمونه هايى بيان كنيد؟··· 39

نوازندگى

پرسش 9 . چرا گوش دادن به بعضى از آهنگ ها مجاز و حداكثر مشتبه است ؛ اما استفاده از هر نوع ابزار آلات موسيقى به طور مطلق حرام است؟··· 39

طرب و لهو

پرسش 10 . منظور از مطرب و لهوى بودن موسيقى چيست؟··· 40

مجلس لهو و لعب

پرسش 11 . مجالس لهو و لعب به چه نوع مجالسى گفته مى شود؟··· 42

استماع موسيقى

شنيدن آهنگ

پرسش 12 . حكم گوش دادن به آهنگ بدون كلام چيست؟··· 43

پرسش 13 . گوش دادن به آهنگى كه هيچ گونه توجهى به اشعار همراه با آن نمى شود و  يا  اصلاً به زبانى خوانده مى شود كه معناى آن فهميده نمى شود، چه حكمى دارد؟··· 44

موسيقى بدون تأثير

پرسش 14 . اگر استماع موسيقى هيچ گونه تأثيرى در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟··· 44

موسيقى شعرهاى مذهبى

پرسش 15 . آيا در موسيقى حرام، لهوى بودن آن مطرح است يا محتواى شعرهايى كه خوانده مى شود؟ به تعبير ديگر اگر اشعار خوب و مذهبى در قالب موسيقى مطرب و لهوى خوانده شود، آيا باز حرام است؟··· 45

ملاك حرمت موسيقى

پرسش 16 . آيا ملاك حرمت استماع غنا و موسيقى، طرب انگيز بودن آن است يا مناسب بودن آن با مجالس لهو و لعب؟··· 45

پرسش 17 . ويژگى هاى موسيقى (بدون كلام) حرام كدام است: داشتن ريتم تند، ايجاد رقص در شنونده، طرب انگيزى آن و يا هيچ كدام؟··· 46

موسيقى نيروبخش

پرسش 18 . اگر گوش دادن به موزيك، باعث نيرو گرفتن و علاقه پيدا كردن به كار باشد، حكمش چيست؟··· 47

موسيقى تفريحى

پرسش 19 . آيا استماع موسيقى و يا غنا به قصد تفريح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟··· 47

موسيقى غم انگيز

پرسش 20 . گوش دادن به موسيقى غم انگيز چه حكمى دارد؟··· 47

موسيقى كوتاه

پرسش 21 . آيا گوش دادن به موسيقى، حد (اندازه و زمان) مشخصى دارد؟ براى مثال اگر كسى دو دقيقه به قطعه اى از موسيقى لهوى گوش دهد، آيا مرتكب گناه شده است؟··· 48

موسيقى ناخواسته

پرسش 22 . شنيدن صداى موسيقى بدون اختيار، چه حكمى دارد؟··· 48

موسيقى عروسى

پرسش 23 . اگر به مجلس عروسى و مانند آن دعوت شديم ؛ ولى در اثناى امر، موسيقى و ترانه مبتذل پخش كردند، تكليف چيست؟ آيا بايد محل را ترك كنيم؟··· 48

پرسش 24 . در صورتى كه در مجلسى مجبور هستيم موسيقى مطرب و لهوى را تحمل كنيم ؛ آيا باز هم مرتكب گناه مى شويم؟··· 49

پرسش 25 . من در مكانى كار مى كنم كه صاحب آن هميشه به نوارهاى موسيقى مبتذل و حرام گوش مى دهد و من هم مجبور به شنيدن آن هستم ؛ آيا اين كار براى من جايز است يا خير؟··· 49

موسيقى اتوبوس

پرسش 26 . در اتوبوسرانى بين شهرى كه نوار مبتذل مى گذارند و تذكر فايده اى ندارد ؛ حكم گوش دادن به آن چگونه است؟··· 50

آهنگ مشكوك

پرسش 27 . حكم گوش دادن به آهنگ و صداهاى مشكوك چيست؟··· 50

موسيقى حماسى

پرسش 28 . آيا مى توان استفاده از موسيقى حرام را براى امرى مهم تر، همچون مقابله با هجوم فرهنگى و سياسى غرب (براى مدتى و يا مردم منطقه اى)، جايز دانست؟··· 51

موسيقى تحريك همسر

پرسش 29 . آيا زن و شوهر به خاطر تمايل به يكديگر و افزايش شهوت، مى توانند به موسيقى گوش فرا دهند؟··· 51

نوازندگى

حكم نوازندگى

پرسش 30 . حكم نواختن با آلات موسيقى را بيان كنيد؟··· 52

دف زدن

پرسش 31 . حكم استفاده از دف و دايره زنگى، در عروسى چيست؟··· 52

حكم ساز

پرسش 32 . آيا همه سازهاى دستى و الكترونيكى ايرانى و غربى، حكم واحدى دارند؟··· 53

زدن ظرف و حلبى

پرسش 33 . كوبيدن بر روى ظروف پلاستيكى و حلبى در عروسى ها و غير آن چه حكمى دارد؟··· 54

موسيقى متن

پرسش 34 . استفاده از موسيقى براى تعليم مسائل شرعى و پيام هاى اخلاقى و بهداشتى چه حكمى دارد؟··· 54

موزيك متن فيلم

پرسش 35 . استفاده از موسيقى غربى براى موزيك متن فيلم و برنامه هاى راديويى و تلويزيونى چه حكمى دارد؟··· 55

موسيقى درمانى

پرسش 36 . امروزه موسيقى براى معالجه بعضى از بيمارى هاى روانى (مانند افسردگى، اضطراب، مشكلات جنسى و سرد مزاجى زنان) به كار مى رود، حكم آن چيست؟··· 55

موسيقى صدا و سيما

پرسش 37 . گاهى از صدا و سيما آهنگ هايى پخش مى شود كه به نظر من مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است ؛ در حالى كه در نظر ديگران اين چنين نيست! آيا مى توانم آنان را از گوش دادن به آن منع كنم؟··· 56

پرسش 38 . بعضى از موسيقى هاى تلويزيون، همان موسيقى غربى است كه تنها آوازش برداشته شده است! آيا گوش دادن آن جايز است؟··· 56

پرسش 39 . با توجه به نظارت رهبرى بر سازمان صدا و سيما، موسيقى آن چه حكمى دارد؟··· 57

پرسش 40 . اگر فتواى ولى فقيه با مرجع تقليد، در گوش كردن به بعضى از موسيقى هاى صدا و سيما تفاوت داشته باشد، تكليف چيست؟··· 57

موسيقى و نهى از منكر

پرسش 41 . بيشتر وقت ها در عروسى ها به پخش نوارهاى موسيقى مى پردازند كه بعضى از آنها از صدا و سيما هم پخش مى شود ؛ آيا نيروى انتظامى و يا بسيج و يا نهاد ديگرى مى توانند آنها را از اين عمل باز دارند و نهى از منكر كنند؟··· 57

موسيقى خوابگاه

پرسش 42 . در مورد كسانى كه در خوابگاه هاى دانشجويى به موسيقى هاى مبتذل گوش مى دهند، چه بايد كرد؟··· 58

مرجع تشخيص موسيقى

پرسش 43 . آيا ملاك در تشخيص موسيقى حرام، نوع مردم است يا شخص؟··· 58

پرسش 44 . ملاك و مرجع تشخيص موسيقى و غناى حرام، در نظام اسلامى كيست: وزارت ارشاد، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، كارشناسان موسيقى، فقيهان و يا عرف؟··· 59

نوار غير قانونى

پرسش 45 . آيا مى شود به نوارى كه از نظر قانونى غير مجاز است ؛ ولى شرعا غنا و مطرب محسوب نمى شود، گوش داد؟··· 59

موسيقى خارج از كشور

پرسش 46 . گوش دادن به ترانه ها و موسيقى هاى توليد شده در خارج، چه حكمى دارد؟··· 60

موسيقى سنتى و غربى

پرسش 47 . آيا ميان انواع موسيقى ها ـ از قبيل اصيل(سنتى)، كلاسيك، محلى، پاپ و... ـ تفاوتى در حكم هست؟··· 60

آموزش و ترويج موسيقى

نشر كتاب موسيقى

پرسش 48 . حكم انتشار كتاب در زمينه مسائل آموزشى و تحقيقى موسيقى چيست؟··· 61

نگه دارى آلات موسيقى

پرسش 49 . حكم نگه دارى آلات موسيقى چيست؟··· 61

خريد آلات موسيقى

پرسش 50 . حكم خريد و فروش آلات موسيقى چيست؟··· 62

چاپ آگهى موسيقى

پرسش 51 . چاپ آگهى در مطبوعات و يا انعكاس در صدا و سيما به منظور جلب افراد مورد نظر، براى آموزش موسيقى چه حكمى دارد؟ آيا مصداق ترويج است؟··· 62

نمايشگاه آلات موسيقى

پرسش 52 . حكم تشكيل نمايشگاه آلات موسيقى چيست؟··· 63

نمايش آلات موسيقى

پرسش 53 . اگر موسيقى حلال پخش مى شود، آيا نشان دادن دستگاه هاى آن از سيماى جمهورى اسلامى حرام است؟!··· 63

تكثير نوار موسيقى

پرسش 54 . ضبط و تكثير ترانه و موسيقى، چه حكمى دارد؟··· 64

پرسش 55 . درآمدى كه از رهگذر تكثير و توزيع نوار و سى دى هاى موسيقى به دست مى آيد، حلال است يا حرام؟··· 64

آموزش موسيقى

پرسش 56 . حكم آموزش و يادگيرى نوازندگى آلات موسيقى چيست؟··· 64

پرسش 57 . آيا دانشجو مى تواند در رشته موسيقى ادامه تحصيل دهد؟··· 65

پرسش 58 . آيا يادگيرى آلات موسيقى صرفا براى استفاده شخصى اشكال دارد؟··· 65

غـنـا و آواز

حكم غنا و آواز

پرسش 59 . غنايى كه از نظر فقهى موضوع حكم حرمت قرار گرفته، چيست؟··· 66

ملاك حرمت غنا

پرسش 60 . آيا حكم غنا مربوط به قالب (صوت) يا مربوط به محتوا (كلام) است، يا هر دو؟··· 67

نيت غنا

پرسش 61 . هرگاه خواننده در آوازخوانى خود، نيت و انگيزه غنا نداشته باشد ؛ ولى شنونده آن را غنا بپندارد، تكليف چيست؟! آيا گوش دادن به آن جايز است؟!··· 68

غناى كودكان

پرسش 62 . گوش دادن به غناى اطفال چه حكمى دارد؟··· 68

غنا در مجلس عروسى

پرسش 63 . آيا غنا و آواز خوانى زن در شب عروسى جايز است؟··· 68

پرسش 64 . گوش دادن به صداى ترانه زن ايرانى و خارجى، چه حكمى دارد؟··· 69

پرسش 65 . آيا مجوّز وزارت ارشاد در حكم تك خوانى و يا جمع خوانى زن و مرد تأثير دارد؟··· 69

صداى مداحى زن

پرسش 66 . در برخى موارد مرثيه خوانى و يا مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونه اى است كه صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آيا اين عمل جايز است؟··· 69

صداى گريه زن

پرسش 67 . حكم استماع صداى گريه زن نامحرم، چه حكمى دارد؟··· 70

صداى خنده زن

پرسش 68 . لبخند و خنديدن هنگام صحبت با مرد نامحرم چه حكمى دارد؟··· 70

پرسش 69 . شنيدن صداى خنده زنان در مجلس فاميلى و غيره، چه حكمى دارد؟··· 70

صداى تلاوت زن

پرسش 70 . قرآن خواندن خانم ها با صوت زيبا جهت يادگيرى در مقابل استاد مرد چگونه است؟··· 71

صداى دكلمه زن

پرسش 71 . گوش كردن به صداى زن ـ كه به صورت شعر و دكلمه خوانده مى شود و گاهى با احساسات شاعرانه نيز همراه است ـ چه حكمى دارد؟··· 71

صداى كودكانه زن

پرسش 72 . آيا زن مى تواند در برنامه هاى كودكان و امثال آن، صداى خود را به لحن كودكان در بياورد و آواز بخواند؟··· 72

همخوانى زنان

پرسش 73 . همخوانى زنان در سرودها و تواشيح، چه حكمى دارد و آيا شنيدن آن جايز است؟··· 72

جمع خوانى زن و مرد

پرسش 74 . همخوانى زنان و مردان در سرودها و تواشيح، چه حكمى دارد؟ آيا شنيدن آن جايز است؟··· 73

آواز زن براى شوهر

پرسش 75 . آيا آواز خواندن زن براى شوهرش جايز است؟··· 73

پرسش 76 . در شب عروسى آواز زن را بر روى نوار يا سى دى ضبط مى كنند، آيا بر زنان جايز است در روزهاى ديگر نيز آن را گوش كنند؟··· 73

آواز شب عروسى

پرسش 77 . آيا جايز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان)، غنا و آواز بخواند و عده اى به رقص و زدن بر روى ميز و صندلى مشغول شوند؟··· 74

پرسش 78 . اگر زن در شب عروسى غنا بخواند، آيا مردان محرم مى توانند به آن گوش فرا دهند؟··· 74

پرسش 79 . استفاده از آهنگ هاى مبتذل (موسيقى حرام)، در مجالس عروسى زنان چه حكمى دارد؟··· 75

پرسش 80 . آيا جايز است همراه غنا و آوازخوانى زن در مجالس عروسى، دف و دايره بزنند؟··· 75

جشن ميلاد امامان (علیهم  السلام)  

پرسش 81 . آيا غنا و آوازخوانى زن در مجالس جشن ميلاد و اعياد ائمه (علیهم  السلام)   و مانند آن جايز است؟··· 76

كف زدن

دست زدن در عروسى

پرسش 82 . حكم دست زدن در مراسم عروسى چيست؟··· 77

دست زدن در ميلاد ائمه (علیهم  السلام)  

پرسش 83 . حكم دست زدن در مراسم و جشن هايى كه به مناسبت ايام ولادت و اعياد ائمه (علیهم  السلام)   برگزار مى شود، چيست؟··· 77

دست زدن براى تشويق

پرسش 84 . حكم دست زدن به منظور تشويق وتأييد شخص يا كارى چگونه است؟··· 78

دست زدن در مساجد

پرسش 85 . حكم دست زدن در مساجد و حسينيه ها چيست؟··· 79

رقـص

رقص زن و شوهر

پرسش 86 . آيا رقص زن براى شوهرش يا مرد براى همسرش جايز است؟··· 80

پرسش 87 . آيا زن مى تواند براى شوهرش برقصد و همراه با آن به موسيقى طرب انگيز و شاد گوش كنند؟··· 81

رقص داماد

پرسش 88 . رقصيدن داماد در مجلس زنان چه حكمى دارد؟··· 81

رقص زن براى زن

پرسش 89 . رقص زن براى زن، بدون وجود نامحرم در مجالس عروسى، ميهمانى ها و پارتى ها چه حكمى دارد؟··· 82

رقص مرد براى مرد

پرسش 90 . حكم رقص مرد براى مرد را بيان كنيد؟··· 82

رقص زن براى مرد نامحرم

پرسش 91 . حكم رقص زن براى مردان نامحرم چگونه است؟··· 83

رقص زن براى مرد محرم

پرسش 92 . رقص زن براى محرم چگونه است؟··· 83

رقص نابالغ

پرسش 93 . آيا رقص دختر و پسرى كه به سن تكليف نرسيده اند اشكال دارد؟ ديدن آن چه حكمى دارد؟··· 84

رقص ورزشى

پرسش 94 . آيا زن يا مرد مى تواند به تنهايى و به دور از چشم ديگران (حتى از نگاه همسر خود)، براى ورزش بدن برقصد؟··· 84

انواع رقص

پرسش 95 . آيا در حكم رقص، فرقى بين رقص انفرادى و دسته جمعى هست؟··· 84

پرسش 96 . رقص محلى و سنتى چه حكمى دارد؟··· 84

رقص با چوب

پرسش 97 . آيا چوب بازى و حركات موزون و مانند آن اشكال دارد؟··· 85

رقص براى آموزش

پرسش 98 . حكم رقص جهت آموزش چيست؟··· 85

فيلم رقص

پرسش 99 . آيا نگاه به رقص از تلويزيون اشكال دارد؟··· 85

پرسش 100 . نگاه به فيلم هاى رقص و آواز زنان ـ كه از تلويزيون كشورهاى مسلمان پخش مى شود ـ چه حكمى دارد؟··· 85

بخش دوم ـ قمار

فلسفه حرمت قمار

پرسش 101 . فلسفه حرمت بازى با شطرنج يا پاسور چيست؟ طبق نظر برخى از فقها اين  كار جايز است ؛ پس چگونه چيزى كه حرام بوده، اينك حلال شده است؟ مگر احكام دين ثابت نيست؟··· 89

حكم قمار

پرسش 102 . حكم بازى با آلات قمار چيست؟··· 96

ملاك تشخيص قمار

پرسش 103 . اگر بعضى از وسيله هاى بازى، در شهرى از آلات قمار محسوب شوند ؛ ولى در شهر ديگر اين طور نباشد، آيا بازى با آنها جايز است؟··· 97

بازى شطرنج

پرسش 104 . بازى با شطرنج، بدون برد و باخت و به منظور تقويت فكر و حافظه، چه حكمى دارد؟··· 98

پرسش 105 . اگر براى مقلد ثابت شود كه شطرنج در زمان حاضر آلت قمار بودن خود را از دست داده، بازى با آن بدون برد و باخت چه حكمى دارد؟··· 98

جايزه قهرمان شطرنج

پرسش 106 . پولى كه به قهرمان بازى شطرنج مى دهند، چه حكمى دارد؟··· 99

بازى پاسور

پرسش 107 . بازى ورق و يا پاسور چه حكمى دارد؟··· 99

تخت نرد

پرسش 108 . حكم بازى با تخت نرد را بيان كنيد؟··· 100

بيليارد

پرسش 109 . با توجه به رواج بيليارد در سطح جامعه و تمايل بعضى مراكز آموزش عالى به استفاده از آن لطفا نظر مراجع عظام تقليد را در اين خصوص بيان كنيد؟··· 100

بازى با رايانه

پرسش 110 . بازى با آلات قمار به صورت تك نفره با رايانه چه حكمى دارد؟··· 101

پرسش 111 . در اكثر پارك ها و فروشگاه ها و مكان هاى عمومى، بازى هايى رايج است كه فرد سكه پولى را در دستگاه قرار مى دهد و ممكن است چيزى برنده شود يا نشود!! آيا بر اين بازى ها قمار صدق مى كند؟··· 101

شرط بندى

پرسش 112 . آيا هر بازى كه در آن برد و باخت و شرط بندى انجام گيرد، حرام است؟··· 102

شرط بندى فوتبال

پرسش 113 . بيشتر اوقات مشاهده مى شود كه عده اى در مسابقات فوتبال و... مبلغ كمى را تعيين و روى آن شرط بندى مى كنند و هر گروه يا تيمى كه برنده مى شود ؛ با آن پول مواد خوراكى خريدارى كرده و همگى با هم مى خورند آيا اين عمل حرام است؟··· 102

مسابقه اسب دوانى

پرسش 114 . حكم شرط بندى در مسابقات اسب دوانى، تيراندازى و شنا چيست؟··· 102

شرط بندى تماشاچيان

پرسش 115 . آيا تماشاچيان مسابقات اسب دوانى و تيراندازى، مى توانند با يكديگر در پيش بينى نفرات برتر شرط بندى نموده و دريافت پول كنند؟··· 103

پرسش 116 . اگر مالكان اسب يا سواركاران در مسابقه كورس به تماشاچيان وكالت دهند تا ميان خود نفرات برتر را پيش بينى و شرط بندى كنند ؛ آيا شرعاً مبالغ يا اجناس رد و بدل شده، حلال خواهد بود؟··· 103

مسابقه موتور سوارى

پرسش 117 . آيا مسابقه موتور سوارى و مانند آن ـ كه در اين عصر جنبه نظامى دارد ـ آيا شرط برد و باخت در آن جايز است؟··· 103

مسابقات ورزشى

پرسش 118 . آيا در بازى هاى ورزشى، تعيين جايزه از شخص يا گروه سوم (غير از مسابقه دهندگان) اشكال دارد؟··· 104

جايزه پيشگويى مسابقات

پرسش 119 . بعضى از بنگاه هاى خصوصى، با توجه به علاقه شديد جوانان به ورزش فوتبال اوراقى را در معرض فروش قرار داده و از خريداران مى خواهند كه نتيجه مسابقات بين تيم هاى ورزشى را پيشگويى كنند و به كسانى كه صحيح ترين پاسخ را بدهند، جايزه نقدى اعطا مى كنند، آيا اين كار جايز است؟··· 104

پول زمين

پرسش 120 . پولى كه براى برگزارى مسابقات ورزشى، از بازى كنندگان دريافت مى شود، چه حكمى دارد؟··· 104

نگه دارى آلات قمار

پرسش 121 . حكم نگه دارى آلات قمار را بيان كنيد؟··· 105

خريد آلات قمار

پرسش 122 . آيا خريد و فروش آلات قمار جايز است؟··· 105

ارمغان بهزيستى

پرسش 123 . سازمان هايى كه به عنوان انجام كارهاى خير، (مانند ارمغان بهزيستى، نهادهاى فرهنگى و...) اوراقى را در معرض فروش مى گذارند و در آن اوراق سؤالاتى مطرح مى كنند كه اگر خريدار به آنها پاسخ بدهد، به قيد قرعه جوايزى دريافت مى كند ؛ آيا اين كار جايز است؟··· 105

گلدكوئيست

پرسش 124 . حكم شركت در طرح تجارى «گلدكوئيست» و مانند آن چيست؟··· 106

پرسش 125 . تكليف پولى كه از طريق معامله با شركت گلدكوئيست و مانند آن به دست آمده چيست؟··· 107

كليدواژه ها··· 109

كتابنامه··· 111

 

 

 

مقدمه

«پرسش گرى» از آغاز آفرينش انسان، رخ نمايى كرده ؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده ؛ بر برگ زرد خود شيطان را فرونشانده و در اين ميان، مقام آدميت را نشان داده است. آفتاب كوفه چه زيبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خيزد هم جواب

همچنانكه خار و گُل از خاك و آب

آرى! هر كه سؤال هايش آسمانى است، دانش و بينش پاسخش خواهد بود. پويايى و پايايى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقيقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.

از افتخارات ايران اسلامى، آن است كه از سويى، سرشار از جوانانى پاك  دل، كمال  خواه و پرسش گر مى باشد و از ديگر سوى، از مكتبى غنى برخوردار است كه معارف بلند آن، گوارا نوش دل هاى عطشناك پرسش گر و دانش جو است.

اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمين اجابت» پذيرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانيم سنگ صبور جوانان انديشمند و بالنده ايران پرگهرمان باشيم، به خود خواهيم باليد.

شايان ذكر است در راستاى ترويج فرهنگ دينى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها با همكارى گروه هاى علمى، بيش از 70  هزار پرسش دانشجويى را در موضوعات مختلف انديشه دينى، مشاوره، احكام و... پاسخ داده است.

اين اداره داراى هشت گروه علمى و تخصصى، به شرح زير است:

1. گروه قرآن و حديث ؛

2. گروه احكام ؛

3. گروه فلسفه، كلام و دين پژوهى ؛

4. گروه اخلاق و عرفان ؛

5. گروه تربيتى و روان شناسى ؛

6. گروه انديشه سياسى ؛

7. گروه فرهنگى و اجتماعى ؛

8. گروه تاريخ و سيره.

آن چه پيش رو داريد، بخشى از سؤالات فقهى درباره احكام موسيقى (به ضميمه رقص و قمار) است كه توسط محقق ارجمند حجه الاسلام سيدمجتبى حسينى(زيدعزه) پاسخ داده شده است. ويژگى هاى اين مجموعه و شيوه تنظيم آن در چند نكته ذيل بيان مى شود:

الف. پاسخ پرسش ها همراه با مأخذ و مستندات آن آورده شده است.

ب. پاسخ هاى هم مضمون با عبارت يكسان و روان تحرير شده است ؛ از اين رو بيشتر پاسخ ها به صورت اقتباس مى باشد.

ج. جهت اتقان و اطمينان بيشتر علاوه بر مستندسازى پاسخ ها، از دفاتر مراجع بزرگوار نيز استفتا گرديده است.

د. در تنظيم كتاب، نظر حضرت امام خمينى قدس سره به عنوان اولين فتوا آمده و فتاواى ديگر مراجع بزرگوار كه نامشان به ترتيب حروف الفبايى در ذيل مى آيد، سپس ذكر گرديده است:

1. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ محمدتقى بهجت (دام ظلّه العالى)

2. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ ميرزا جواد تبريزى (قدس سرّه)

3. حضرت آيه اللّه  حاج سيدعلى حسينى خامنه اى (رهبر معظم انقلاب)(دام ظلّه العالى)

4. حضرت آيه اللّه  حاج سيد على حسينى سيستانى (دام ظلّه العالى)

5. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ لطف اللّه  صافى گلپايگانى (دام ظلّه العالى)

6. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى (قدس سرّه)

7. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ حسين نورى همدانى (دام ظلّه العالى)

8. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ ناصر مكارم شيرازى (دام ظلّه العالى)

9. حضرت آيه اللّه  حاج شيخ حسين وحيد خراسانى (دام ظلّه العالى)

لازم به ذكر است كه در متن كتاب تنها به ذكر اسامى مراجع بزرگوار به اختصار اكتفا شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش مى طلبيم و از درگاه خداوند متعال براى ايشان دوام عزت و سلامتى مسئلت داريم.

ه . در اين كتاب تنها به بيان احكام تكليفى «واجب و حرام» و احكام وضعى «باطل و صحيح» بسنده شده و از بيان احكام استحبابى خوددارى شده است.

بر آنيم با توفيق خداوند، به تدريج ادامه اين مجموعه را تقديم شما خوبان كنيم. پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شايسته و پربارِ مجموعه هايى از اين دست خواهد بود.

در پايان از تلاش هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج اسلام سيد محمدتقى علوى و صالح قنادى كه در بازخوانى و آماده سازى اين اثر تلاش كرده اند، تشكر و قدردانى مى شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل بيت (علیهم  السلام)   و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه ـ به ويژه دانشگاهيان ـ از خداوند متعال مسألت داريم.

 

 

 

بخش اول : موسيقى و غنا

 

تعريف موسيقى و غنا

 پرسش 1 . آيا در اصطلاح فقهى، موسيقى مترادف با غنا است يا با يكديگر تفاوت دارند؟

موسيقى (يا موسيقيا)، واژه اى يونانى است كه در اصطلاح و فرهنگ لغت معادل مفهوم «غنا» دانسته شده و در چند معنا به كار مى رود:

الف. اصوات و نغمه هاى موزون و متناسب كه از طبيعت برخى اشياء و يا از حنجره حيوانات شنيده مى شود ؛ مانند صداى آهسته برگ ها و درختان هنگام وزيدن باد و يا آواز خوش برخى پرندگان.

ب. آواز خوش كه از حنجره آدمى بيرون آيد.

ج. صدايى كه از نواختن آلات موسيقى توليد مى شود.

ولى اين دو واژه، در حوزه مفاهيم دينى و اصطلاح فقيهان با يكديگر تفاوت دارند، «غنا» از ديدگاه فقه عبارت است از: آوازى كه از حنجره آدمى بيرون آيد و در گلو چرخانده (چهچهه) و در شنونده حالت سرور و وجد ايجاد كند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى باشد. اما «موسيقى» به صوت و آهنگى گفته مى شود كه از آلات موسيقى پديد آيد. بنابراين بين موسيقى اصطلاحى و موسيقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است: «موسيقى اصطلاحى»، عام و گسترده است و شامل موسيقى فقهى نيز مى گردد ؛ ولى «موسيقى فقهى»، خاص است و به بخشى از موسيقى اصطلاحى اختصاص مى يابد.

اين سخن در غنا نيز صادق است و نسبت ياد شده در آن جارى است[1].

گفتنى است واژه موسيقى (يا موسيقيا) در متون دينى به چشم نمى خورد ؛ ولى به جاى آن واژه هاى غنا، لهو، ملاهى و مصاديق آلات موسيقى، مانند: دف، مزمار (نى و فلوت)، معزف (تار)، عود، طبل، تنبور و مانند آن به كار رفته است.

 

موسيقى در نگاه قرآن و حديث

پرسش 2 . آيا در قرآن آيه اى وجود دارد كه غنا را حرام بداند؟

دين اسلام، مجموعه اى از اعتقادات و دستورالعمل هاى فردى و اجتماعى اعم از اخلاقى و فقهى است كه به عنوان اساسى ترين و مطمئن ترين منبع و در كنار آن، سنت پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)  و معصومين (علیهم  السلام)   مى باشد كه مشتمل بر احاديث، رفتارها و حتى تقرير آنان است و عقل سليم بشرى نيز از منابع فقه و حقوق اسلامى است. از اين رو براى دستيابى به تفسير و شرح هر موضوعى از نگاه دين، بايستى در همه آن منابع، آن را مورد بررسى قرارداد و تنها اكتفا به قرآن كافى نيست. در اين كتاب مقدس تصريحى نسبت به غنا نشده است ؛ ولى با توجه به احاديثى كه در ذيل برخى آيات آمده، حرمت غنا به خوبى استفاده مى شود.

1. «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ»[2] ؛ «و برخى از مردم سخنان بيهوده را مى خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند ؛ براى آنان عذابى خواركننده است».

«لهو الحديث» به هر گونه سخن با آهنگ سرگرم كننده و غفلت زا ـ كه انسان را به بيهودگى يا گمراهى مى كشاند ـ گفته مى شود. روايات متعددى آن را به غنا تفسير كرده و آن را از مصاديق «لهو الحديث» مى شمارد[3].

2. «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»[4] ؛ «و از بت هاى پليد اجتناب كنيد و از سخن باطل بپرهيزيد».

«قول الزور» به گفتار باطل و بى واقعيت گفته مى شود و در روايات مختلفى، غنا از مصاديق «قول الزور» بر شمرده شده است[5].

3. «وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ»[6] ؛ «و كسانى كه شهادت به باطل نمى دهند [و در مجالس باطل شركت نمى كنند]».

در بخشى از اين سوره، به ويژگى هاى خوب بندگان خاص الهى اشاره گشته و در اين آيه مشخصه ياد شده از صفات نيك آنان دانسته شده است. روايات متعددى در ذيل آيه آمده و واژه «الزور» را به غنا تفسير كرده است[7].

4. «وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»[8] ؛ «و آنها (مؤمنان) كه از لغو و بيهودگى روى گردانند».

5. «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ»[9] ؛ «و [مؤمنان] هرگاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روى بر مى گردانند».

در تفسير قمى در ذيل اين دو آيه از امام معصوم (علیه السلام)  آمده كه مقصود از «اللغو»، غنا است[10]. ترديدى نيست كه اگر اين احاديث نبود، حرمت غنا از ظاهر آيات استنباط نمى شد! اهل بيت (علیهم  السلام)   با علم و دانش نشأت گرفته از غيب و با توسعه در معناى اين واژه ها، غنا را از مصاديق آن دانسته اند ؛ وگرنه فهم بشر از ظاهر آيات تجاوز نكرده و حرمت غنا را به طور مستقل از آيات درك و استنباط نمى كند.

گفتنى است ؛ رواياتى كه در ذيل آيات پيشين آمده، همگى غنا را به عنوان مصداق و از نمونه هاى بارز برشمرده است، نه اينكه تنها به غنا تفسير شده و در آن منحصر گردد.

 

موسيقى در نگاه شيعه و سنى

پرسش 3 . نظر شيعه و سنى درباره غنا چيست؟ آيا در ميان فقيهان شيعى كسى هست كه غنا را حلال بداند؟

غنا از مسائلى است كه از دير باز تاكنون مورد توجه و نظر فقيهان بوده و رساله هاى فراوانى در اين زمينه نگاشته شده است. تمامى فقيهان شيعى بر اين باورند كه غنا حرام بوده و هيچ شك و ترديدى در آن نيست و اگر اختلافى هم هست، همه به مصاديق باز مى گردد. از اين رو سخن عده اى از فقيهان و نويسندگان ـ كه اظهار مى دارند دو تن از فقيهان شيعى (فيض كاشانى و محمدباقر سبزوارى) قائل به حليت غنا هستند و همان چيزى را معتقدند كه اهل تسنن به آن گرايش دارند ـ توهم و گزافى بيش نيست!! اگر اندكى در سخن اين دو فقيه تأمل و درنگ شود، روشن مى گردد كه آن دو نيز در اصل حرمت غنا ترديدى ندارند و معتقدند غنا دو قسم دارد: غناى حرام و غناى حلال. غناى حرام آن است كه با محرمات ديگرى از قبيل كلام باطل، نواختن آلات موسيقى و گرد آمدن زن و مرد در يك مكان و.. آميخته شود (نظير آنچه كه در عصر بنى اميه و بنى عباس رواج داشته است). اين نوع غنا با اين ويژگى خودش، حرام است ؛ نه اينكه حرمت تنها به اين امور اختصاص يابد!

اين دو فقيه بزرگوار يك دسته از آوازها را از اصل غنا استثنا كرده اند و آن غنا و آوازى است كه در قالب اشعار و مراثى مذهبى و يا قرآن و ذكر بوده و از خدا و بهشت ياد مى شود. اين غنا حلال است. استثنا و جدا كردن، شاهد بر اين است كه ايشان اصل غنا را حرام مى دانند و در حرمت غنا همسنگ فقيهان ديگر فتوا و نظر مى دهند با اين تفاوت كه يك دسته از غنا و آوازها را حلال مى دانند[11]. لكن بيشتر فقيهان اين نوع از غنا را نيز حرام مى دانند و مى گويند آواز قرآنى و مذهبى نيز اگر با مجالس لهو و خوش گذرانى تناسب داشته باشد، مشمول حرمت قرار مى گيرد. در واقع آنان قالب (صوت) را حرام مى دانند و براى محتوا نقشى قائل نيستند و يا حد اقل احتياط مى كنند. بر اين اساس امام خمينى مى گويد: اين دو فقيه راهى بر خلاف اجماع فقيهان برنگزيده اند تا مورد طعن و سرزنش قرار گيرند ؛ بلكه آنان نيز بر حرمت غنا فتوا داده اند ؛ منتها در برخى ويژگى و خصوصيات با آنان اختلاف نظر دارند. افزون بر آن آيه اللّه  خويى در صحّت انتساب اين نظر به محقق سبزوارى، ترديد دارد[12].

 اما تمامى فرقه هاى اهل تسنن بر اين باورند كه اصل غنا، به تنهايى حلال است و آنچه از محرمات همراه آن انجام مى گيرد، آن را دچار مشكل و حرمت مى سازد!![13]

 

فلسفه حرمت موسيقى

پرسش 4 . فلسفه حرمت موسيقى (لهوى) و غنا چيست؟

با پژوهشى اندك در قرآن و روايات و ديدگاه برخى از روان شناسان و پزشكان، مى توان موارد ذيل را از حكمت هاى حرمت موسيقى دانست:

1. گرايش به فساد: غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى كشاند و از راه پرهيزكارى باز مى دارد. مجلس غنا و موسيقى، معمولاً مركز مفاسد گوناگون است. در حديثى از نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: «غنا نردبان زنا است»[14].

امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «خانه اى كه در آن غنا باشد، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود»[15]. و نيز: «غنا باعث پيدايش روح نفاق است»[16]. روح نفاق همان آلودگى به فساد و كناره گيرى از تقوا است. در تفسير روح المعانى سخن يكى از سران قبايل را نقل مى كند كه به آنها مى گفت: از غنا بپرهيزيد كه حيا را كم مى كند ؛ شهوت را مى افزايد ؛ شخصيت را درهم مى شكند ؛ جانشين شراب مى شود و همان كارى را مى كند كه مستى انجام مى دهد[17].

2. غفلت از ياد خدا: قرآن يكى از عوامل گمراهى را «لهو الحديث»[18] دانسته است. «لهو» چيزى است كه انسان را چنان مشغول كند كه باعث غفلت و بازماندن از كارهاى مهم تر شود. گوش دادن به غنا قساوت قلب مى آورد[19] و در نتيجه باعث فراموشى خدا و معنويت مى شود. از اين رو در روايات اسلامى از «لهو الحديث» به «غنا» تفسير شده است[20] ؛ چه اينكه شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مى كند كه از ياد خدا و قيامت باز مى ماند. در روايتى نبى اكرم (صلی  الله  علیه  و  آله)  فرمود: هر كس به غنا و موسيقى (لهوى) گوش فرا دهد قطعه اى از سرب (روز قيامت) در گوش او آب مى شود[21] و شايد اين تعبير كنايه از آن است كه گوش او از شنيدن سخن حق كر مى شود.

3. زيان بخشى غنا بر اعصاب: به گواهى برخى از پزشكان، غنا و موسيقى آثار زيان بارى بر روى اعصاب دارد[22] و در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب به شمار مى رود. مواد مخدر گاهى از راه دهان و نوشيدن وارد بدن مى شوند (مانند شراب) ؛ زمانى از راه بوييدن (مانند هروئين) ؛ گاه از راه تزريق (مانند مرفين) و از راه حس شنوايى به جان و روان آدمى منتقل مى شود (مانند غنا و موسيقى). از اين رو بعضى از آهنگ ها چنان افراد را در نشئه فرو مى برد كه حالتى شبيه به مستى به آنها دست مى دهد. البته گاهى به اين حد و مرحله نمى رسد ؛ ولى تخدير خفيف ايجاد مى كند و در پى آن آثار زيان بارى روى اعصاب بر جاى مى گذارد و شخص را دچار افسردگى و مبتلا به فشار خون مى كند[23].

بايد دانست كه هر موسيقى و آهنگى شايد براى اعصاب زيان بار نباشد ؛ بلكه موسيقى تند و استفاده زياد و افراط در آن باعث تخدير اعصاب مى شود ؛ با وجود اين پيامدهاى منفى معنوى آن حتى در ساير موارد نبايد كوچك شمرده شود.

 

موسيقى لهوى

پرسش 5 . گفته مى شود موسيقى انسان را غافل مى كند، بسيارى از امور روزمره نظير انواع بازى ها و فيلم ها نيز اين چنين هستند ؛ پس چرا اينها حرام نيست؟

بايد دانست لهو انواعى دارد كه مهم ترين آنها عبارت است از:

1. مشغول شدن انسان به امور غير مهم و بى معنا و بيهوده ؛ مانند بازى با تسبيح، بازى با محاسن صورت و برخى از امورى كه هيچ فايده عقلايى در بر ندارد.

2. مشغول شدن به امورى كه اوقات فراغت را پر مى كند و داراى فايده عقلايى است ؛ چنان كه حضرت على (علیه السلام)  از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)  نقل مى كند: «نِعْمَ اللهوُ المِغْزَلُ لِلْمَرأة الصالِحَةِ» ؛ «بافندگى لهو و سرگرمى زن صالح است»[24]. بسيارى از بازى هايى كه در اين عصر رايج بوده و داراى هدف و منفعت عقلايى است، از مصاديق اين قسم به شمار مى رود.

3. مشغول شدن به امورى كه باعث طرب و شادى نفسانى و خارج شدن از حد اعتدال مى گردد ؛ مانند غنا و نواختن موسيقى.

در متون دينى، هيچ گاه لهو به صورت فراگير و مطلق حرام نبوده ؛ بلكه نوع خاصى از آن مورد مذمت و حرمت قرار گرفته است. «لهو حرام» آن است كه شارع مقدس به طور جزئى و مشخص، به آن تصريح كرده و مورد نهى و سرزنش خود قرار داده است، مانند نواختن موسيقى و استماع آن[25].

آيه اللّه  بروجردى مى فرمايد: حرمت برخى انواع لهو هر چند قطعى است ؛ ولى نمى توان آن را به همه اقسام آن سرايت داد. لهو حرام آن است كه انسان را از حد اعتدال و طبيعى خود بيرون آورد و باعث كاهش يا سلب جديت عقل شود ؛ مانند برخى آهنگ هاى موسيقى كه هر كس بشنود، او را در حركات و رفتار بى اختيار مى سازد (هر چند از عاقل ترين انسان ها باشد)[26] شبيه اين سخن از آيه اللّه  وحيد خراسانى نيز نقل شده است[27].

 

دف شب عروسى

پرسش 6 . اگر نواختن آلات موسيقى از جمله دف و دايره حرام است، پس چرا در عروسى حضرت زهرا (علیهاالسلام)  و يا هنگامى كه پيامبر اسلام (صلی  الله  علیه  و  آله)   و اصحاب با پيروزى از جنگ برمى گشتند و عده اى دف مى زدند، حضرت نهى نمى فرمودند؟

با دقت در امور ذيل، پاسخ پرسش فوق به خوبى روشن مى شود:

1. اين نوع احاديث كه غالباً در كتاب هاى اهل تسنن ـ آن هم به طور فراوان وجود دارد ـ ضعيف و غير معتبر بوده و با مذهب آنان، سازگار است ؛ چه اينكه آنان غنا و دف زنى را به ويژه در ايام جشن عروسى، عيد و سرور و هنگام بازگشت از جنگ، حلال و جايز مى دانند!![28]

2. در مقابل آن، روايات فراوان و معتبر موجود در كتاب هاى شيعه، به روشنى بر حرمت غنا و نواختن آلات لهو دلالت دارد.

3. اگر به فرض اكثر اين احاديث، معتبر و قابل پذيرش باشند، در نهايت به جهت ناهمگونى مضمون، با يكديگر تعارض پيدا مى كنند ؛ در اين صورت بايد از قواعد فنى آن رشته بهره جست. در علم اصول قاعده اى هست كه هرگاه دو دسته از روايات با يكديگر تعارض كنند و هيچ راهى در سازگارى و جمع بين آنها نباشد، به مرجّحات عمل مى شود كه يكى از آنها، ناسازگارى با فتواى اهل تسنن است. هر حديثى كه با مذهب آنان مطابق و موافق باشد، آن را كنار مى گذارند و به آن عمل نمى كنند و به روايتى كه مخالف باشد، پايبند مى شوند. مسئله فوق از اين قبيل است، چه اينكه اهل تسنن غنا و موسيقى را حلال مى شمارند و احاديث ياد شده، با اين مذهب سازگار است (نه با مذهب شيعه).

4. آنچه در باره ازدواج حضرت زهرا (علیهاالسلام)  از تاريخ و احاديث معتبر استفاده مى شود، اين است كه رسول خدا (صلی  الله  علیه  و  آله)   در شب عروسى دختر گرامى شان به زنان دستور دادند اظهار خوشحالى كنند ؛ ولى چيزى كه موجب خشم خداوند باشد، انجام ندهند. گفته شده كه عايشه و برخى از زنان، اشعارى در فضيلت و مقام حضرت زهرا (علیهاالسلام) مى سرودند و اظهار سرور و شادمانى مى كردند[29] و مسئله دف و دايره زنى در احاديثى كه هيچ سند و اعتبارى ندارد، بيان شده است[30].

 

موسيقى و فقها

پرسش 7 . اگر موسيقى يك هنر مبتنى بر اصول و قواعد علمى و تاريخى است، آيا بهتر نيست فقيهان ـ كه نه جزء عرف محسوب مى شوند و نه كارشناس موسيقى هستند ـ درباره مصداق موسيقى حكم ندهند؟

ترديدى نيست كه موسيقى، يك هنر و دانش به شمار مى آيد و داراى قواعد علمى و فرمول هاى پيچيده اى است و نيز تشخيص موضوع و مصاديق موسيقى حرام و حلال، بر عهده عرف و مكلف نهاده شده و وظيفه فقيهان تنها بيان و تبيين حكم است و به هيچ وجه نظر خاص فقهى آنان در اين زمينه (موضوعات) معتبر و حجت نيست ؛ جز در مواردى كه موضوع از موضوعات شرعى باشد و يا شرع مقدس موضوع را با معيارهاى خاص خود پايه صدور حاكم قرار داده باشد ولى با وجود آن اشاره به چند نكته در اين راستا بايسته است:

يكم. بسيارى از مصاديق موسيقى حرام، طورى است كه همه آن را درك مى كنند و مجتهد نيز به عنوان يك مكلف و فرد (همانند ديگران) نظر عرفى خود را بيان مى كند و مصاديق موسيقى حرام و حلال را از يكديگر جدا مى سازد.

دوم. با اندكى تأمل در رساله ها و استفتائات مراجع تقليد، روشن مى شود كه آنان به هيچ وجه پا به عرصه موضوع نگذاشته و در آن حكم صادر نكرده اند ؛ بلكه تنها در حكم كلى موسيقى نظر خود را بيان نموده اند. براى مثال وقتى از آنان درباره برخى از آلات موسيقى (از قبيل پيانو، گيتار، سه تار و...) سؤال مى شود، در پاسخ مى گويند: استفاده از آنها به طور لهوى و مناسب مجالس فساد و خوش گذرانى حرام است و تشخيص آن بر عهده عرف است. در برخى موارد نيز به طور صريح اظهار داشته اند كه تشخيص موسيقى حرام بر عهده عرف عام است ؛ نه فقيه و يا كارشناس موسيقى[31].

سوم. شارع مقدس فهم و شناخت الفاظ و مفاهيمى را كه داراى حكم شرعى بوده، بر عهده عرف واگذار كرده و نظر و تشخيص او را مورد تأييد خود قرار داده است (مگر در موارد خاص)،[32] و ترديدى نيست كه عرف متدين و متشرع، موسيقى لهوى را به خوبى مى شناسد ؛ هر چند از اصول و قواعد علمى آن هيچ گونه اطلاعى نداشته باشد. اين امر در بسيارى از موضوعات صادق است ؛ براى مثال قمار، قانون و قواعد علمى دارد و مؤمنانى كه اهل قمار نيستند و از قواعد آن بى خبرند، قمار بودن آن را به خوبى مى شناسند. بنابر اين لازم نيست كه فقيه از قواعد دقيق و پيچيده علم موسيقى آگاهى داشته باشد تا بتواند فتوا صادر كند ؛ بلكه همين اندازه براى او كافى است كه ديدگاه دين را به كليت خود بيان كند و تشخيص مصاديق و نمونه ها را به عرف و مردم واگذار نمايد. افزون بر آنكه برخى از فقيهان از علم موسيقى و رموز و دقايق آن آگاهى داشته اند.

 

 آلات مختص و مشترك موسيقى

 پرسش 8 . آلات موسيقى مختص به لهو و آلات مشترك كدام است؟ براى هر يك نمونه هايى بيان كنيد؟

از ديدگاه فقهى، آلات موسيقى دو قسم است: آلات مختص و آلات مشترك. قسم اول به ابزار و آلاتى گفته مى شود كه نوعا در لهو و لعب به كار رفته و با آن آهنگ هاى مناسب مجالس فساد و رقص و پايكوبى نواخته مى شود. اين قسم هيچ منفعت حلالى در بر ندارد و استفاده از آن در هر حال اشكال دارد (هر چند به صورت لهوى نواخته نشود).

قسم دوم به آلاتى گفته مى شود كه مى توان با آن آهنگ هاى حلال و حرام نواخت. اگر به طور لهوى و (مُطرب) و مناسب با مجالس ياد شده نواخته شود، استفاده از آن حرام است و در غير اين صورت نواختن آن اشكال ندارد. فقيهان و مراجع تقليد، در تبيين و تشخيص مصداق ها و نمونه ها و اينكه كدام آلات از قسم اول و كدام از قسم دوم است، اختلاف نظر دارند. اكثر آنان برخى از آلات و ابزار رايج موسيقى در اين عصر را از آلات مشترك مى دانند ؛ مانند: طبل، سنج، نى، شيپور، دهل، ساز، تار، دف، سنتور و... ولى براى آلات مختص، به نمونه ها اشاره نكرده و تنها از حكم كلى آن سخن گفته اند و تشخيص مصداق را به عرف مردم واگذار كرده اند.

 

نوازندگى

پرسش 9 . چرا گوش دادن به بعضى از آهنگ ها مجاز و حداكثر مشتبه است ؛ اما استفاده از هر نوع ابزار آلات موسيقى به طور مطلق حرام است؟

دانستن چند امر در اين زمينه بايسته است:

يكم. استفاده از همه نوع آلات موسيقى حرام نيست ؛ بلكه اگر از آلاتى باشد كه نوعا در لهو و لعب و حرام به كار مى رود و منفعت حلالى در بر ندارد، استفاده از آن جايز نيست ؛ ولى اگر از آلات مشترك باشد، نواختن آن به منظور منافع مشروع و حلال (مانند اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه هاى دينى و مانند آن) اشكال ندارد.

دوم. مسئله نوازندگى با استماع آهنگى كه از آلات موسيقى توليد مى شود، تفاوت بسيار دارد و هر دو از يك مقوله به شمار نمى رود: بلكه هر كدام حكم خاص خود را دارد. نواختن آلات مختص به لهو، به اتفاق همه مراجع تقليد در هر حال حرام است، هر چند در موردى به صورت غير لهوى از آن استفاده شود ؛ زيرا اين گونه آلات (مختص به لهو) نوعا براى حرام ساخته شده و نگه دارى آنها جايز نيست و بايد از بين برود ؛ ولى گوش دادن به آهنگ هايى كه از اين نوع آلات (آلات مختص) توليد مى شود، تنها در صورتى حرام است كه متناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى باشد و در غير اين صورت محكوم به حليت است. بنابراين ممكن است نواختن در اين آلات حرام باشد، در حالى كه گوش دادن به آن حلال و يا مشتبه و مشكوك باشد كه باز هم استماع آن جايز مى باشد.

 

طرب و لهو

پرسش 10 . منظور از مطرب و لهوى بودن موسيقى چيست؟

«طرب و لهو» از واژه هاى اساسى و كليدى است كه در باب غنا و موسيقى به كار مى رود «طرب» به حالت سبك عقلى گفته مى شود كه در اثر شنيدن آواز يا آهنگ در روان و نفس آدمى پديد مى آيد و او را از حد اعتدال خارج مى كند. اين امر تنها به حالت شادى اختصاص ندارد ؛ بلكه ممكن است از آهنگ هاى غم و حزن آور نيز به دست آيد. پس اختصاص دادن كلمه غنا به حالت شادى، توهمى بيش نيست ؛ زيرا ممكن است از راه غنا حالت اندوه و حزن براى آدمى حاصل شود[33] و از اين راه اختيار و عنان آدمى از كف عقل او گرفته شود!!

گفتنى است كه چه در باب شادى و چه در باب غم، غلبه هواى نفس و تهييج افكار باطل و تحريك شهوات نيز ملاك حصول غنا است. غنا هميشه فرحناك نيست ؛ زيرا گاهى آدم هواپرست از راه غنا و توجه به فقدان معشوق و يا محروميت از عشق جنسى، دچار هيجانات گشته به اندوه و غم مبتلا مى گردد.

مقصود فقيهان از واژه «لهو»، سازگارى و همنوايى آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش گذرانى است ؛ يعنى ممكن است نغمه اى طرب انگيز نباشد ؛ ولى از نغمه هايى باشد كه فقط در جلسات فاسقان و هواپرستان رايج باشد. اين آهنگ را لهوى گويند و اگر از هر دو مشخصه (طرب و لهو) برخوردار باشد، مطرب لهوى گفته مى شود.

تمامى مراجع تقليد «لهوى بودن» را جزء و قيد اصلى موسيقى حرام مى دانند ؛ ولى در قيد «طرب انگيزى» اختلاف نظر است. عده اى بر اين باورند كه اين مشخصه به هيچ گونه در موسيقى حرام تأثير ندارد و مقوم ماهيت غنا نيست ؛ ولى برخى اظهار مى دارند كه موسيقى حرام بايد از دو مشخصه «لهوى» و «طرب انگيزى» برخوردار باشد تا مشمول حرمت قرار گيرد[34]. افزون برآن گاهى در كلام و عبارات برخى از فقيهان واژه «مطرب» به كار رفته، ولى مقصودشان لهوى بودن است[35].

 

مجلس لهو و لعب

پرسش 11 . مجالس لهو و لعب به چه نوع مجالسى گفته مى شود؟

منظور مجالسى است كه براى عياشى، هوس رانى و رقص و پايكوبى تشكيل شده و نزد عرف متدين مجلس گناه محسوب گردد. اگر هر موسيقى اى به كيفيتى نواخته شود كه مناسب آن باشد، گوش دادن به آن حرام است.

مقصود از مجالس لهو و لعب، آن نيست كه در آن شراب، رقص و... باشد ؛ بلكه منظور مجالس شأنى است ؛ يعنى، آهنگ موسيقى به گونه اى باشد كه اگر در مجلس عادى و يا به صورت فردى نيز نواخته شود، متناسب با مجلس فسق و گناه به كار مى رود و انسان را به ياد فضاى مجالس ياد شده مى اندازد[36].

 

استماع موسيقى:

شنيدن آهنگ

پرسش 12 . حكم گوش دادن به آهنگ بدون كلام چيست؟

آيات عظام امام، خامنه اى، فاضل و نورى: گوش دادن به هر آهنگى كه مطرب و لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جايز نيست (هر چند مشتمل بر كلام نباشد)[37].

آيات عظام بهجت و صافى: گوش دادن به هر آهنگى كه مطرب و لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جايز نيست و گوش دادن به آهنگى كه از نواختن آلات موسيقى توليد مى شود، حرام است[38].

آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد: گوش دادن به هر آهنگ لهوى كه مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جايز نيست (هر چند مشتمل بر كلام نباشد)[39].

 

پرسش 13 . گوش دادن به آهنگى كه هيچ گونه توجهى به اشعار همراه با آن نمى شود و يا اصلاً به زبانى خوانده مى شود كه معناى آن فهميده نمى شود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام جايز نيست و توجه نداشتن به محتوا و عدم شناخت زبان خواننده، هيچ تأثيرى در آن ندارد[40].

 

موسيقى بدون تأثير

پرسش 14 . اگر استماع موسيقى هيچ گونه تأثيرى در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثير نداشته باشد[41].

تبصره. موسيقى حرام، غالباً آثار ناپسندى دارد و باعث بيگانگى از خدا و تحريك شهوت و آلودگى به مفاسد ديگر مى شود ؛ ولى حكم تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردى موسيقى حرام، هيچ تأثيرى در روح و روان انسان بر جاى نگذارد، باز گوش دادن به آن جايز نيست.

 

 موسيقى شعرهاى مذهبى

 پرسش 15 . آيا در موسيقى حرام، لهوى بودن آن مطرح است يا محتواى شعرهايى كه خوانده مى شود؟ به تعبير ديگر اگر اشعار خوب و مذهبى در قالب موسيقى مطرب و لهوى خوانده شود، آيا باز حرام است؟

همه مراجع: معيار در حرمت موسيقى، مطرب و لهوى بودن آن است ؛ هر چند با محتواى اشعار مذهبى و اسلامى باشد[42].

تبصره. برخى از مراجع تقليد (آيات عظام: تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد) قيد «طرب انگيزى» را جزء موسيقى حرام نمى دانند.

 

ملاك حرمت موسيقى

پرسش 16 . آيا ملاك حرمت استماع غنا و موسيقى، طرب انگيز بودن آن است يا مناسب بودن آن با مجالس لهو و لعب؟

آيات عظام امام، خامنه اى، صافى، فاضل و نورى: ملاك حرمت آنها، هر دو مورد است[43].

 آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، مكارم، و وحيد: ملاك حرمت آنها، مناسب بودن با مجالس لهو و خوش گذرانى است[44].

 

پرسش 17 . ويژگى هاى موسيقى (بدون كلام) حرام كدام است: داشتن ريتم تند، ايجاد رقص در شنونده، طرب انگيزى آن و يا هيچ كدام؟

آيات عظام امام، خامنه اى، فاضل و نورى: معيار حرمت موسيقى، مطرب و لهوى بودن آن و مناسبت آن با مجالس گناه و خوش گذرانى و فساد است[45].

آيات عظام بهجت و صافى: نواختن و استفاده از موسيقى، به طور مطلق حرام است[46].

آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد: معيار حرمت موسيقى، لهوى و مناسب بودن آن با مجالس گناه و خوش گذرانى و فساد است[47].

تبصره. موسيقى حرام معمولاً داراى نشانه هاى ياد شده است ؛ ولى گاه ممكن است لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى باشد ؛ اما با وجود آن داراى ريتم تند و ايجاد حالت رقص در شنونده نباشد. در اين صورت نيز گوش دادن به آن حرام است.

 

موسيقى نيروبخش

پرسش 18 . اگر گوش دادن به موزيك، باعث نيرو گرفتن و علاقه پيدا كردن به كار باشد، حكمش چيست؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست (هر چند باعث علاقه پيدا كردن به كار شود)[48].

 

موسيقى تفريحى

پرسش 19 . آيا استماع موسيقى و يا غنا به قصد تفريح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشكال دارد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست (هر چند به منظور هدف ياد شده باشد)[49].

 

موسيقى غم انگيز

پرسش 20 . گوش دادن به موسيقى غم انگيز چه حكمى دارد؟

همه مراجع: در موسيقى حرام تفاوتى بين شاد و غم انگيز بودن آن نيست و گوش دادن به هر دو حرام است[50].

 

موسيقى كوتاه

پرسش 21 . آيا گوش دادن به موسيقى، حد (اندازه و زمان) مشخصى دارد؟ براى مثال اگر كسى دو دقيقه به قطعه اى از موسيقى لهوى گوش دهد، آيا مرتكب گناه شده است؟

همه مراجع: تفاوتى ميان موسيقى كوتاه مدت و بلند مدت نيست[51].

 

موسيقى ناخواسته

پرسش 22 . شنيدن صداى موسيقى بدون اختيار، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: آنچه حرام است گوش دادن به موسيقى است ؛ ولى شنيده شدن آن بدون توجه، اشكال ندارد[52].

 

موسيقى عروسى

پرسش 23 . اگر به مجلس عروسى و مانند آن دعوت شديم ؛ ولى در اثناى امر، موسيقى و ترانه مبتذل پخش كردند، تكليف چيست؟ آيا بايد محل را ترك كنيم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير مى دهيد، با فراهم بودن شرايط، نهى از منكر كنيد و اگر نمى پذيرند، چنانچه حضور شما باعث استماع موسيقى حرام يا تأييد گناه گردد، بايد مجلس را ترك كنيد ؛ مگر آنكه عسر و حرج لازم آيد[53].

 

پرسش 24 . در صورتى كه در مجلسى مجبور هستيم موسيقى مطرب و لهوى را تحمل كنيم ؛ آيا باز هم مرتكب گناه مى شويم؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير مى دهيد ـ با فراهم بودن ساير شرايط ـ بايد نهى از منكر كنيد و اگر نمى پذيرند، چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسيقى حرام و يا تأييد گناه گردد، مجلس را ترك كنيد ؛ مگر آنكه باعث فتنه و فساد شود. در اين صورت ماندن در آن محل، به مقدار ضرورت اشكال ندارد. البته بايد در صورت امكان از گوش دادن به موسيقى حرام اجتناب ورزيد و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسيد، اشكال ندارد[54].

 

پرسش 25 . من در مكانى كار مى كنم كه صاحب آن هميشه به نوارهاى موسيقى مبتذل و حرام گوش مى دهد و من هم مجبور به شنيدن آن هستم ؛ آيا اين كار براى من جايز است يا خير؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير مى دهيد ـ با تحقق ساير شرايط ـ بايد او را نهى از منكر كنيد و اگر نمى پذيرد، چنانچه مجبوريد در آن مكان حضور داشته باشيد كار كردن در آنجا براى شما اشكال ندارد ؛ ولى بايد به موسيقى مبتذل حرام گوش ندهيد. و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسيد، اشكال ندارد[55].

تبصره. اگر اين شخص بتواند بدون زحمت و مشقّت، شغل مناسب ديگرى انتخاب كنيد، بايد اين راه را برگزيند و فرض مسئله جايى است كه ترك آن مكان و اختيار شغل ديگر، براى او دشوار و سخت است.

 

موسيقى اتوبوس

پرسش 26 . در اتوبوسرانى بين شهرى كه نوار مبتذل مى گذارند و تذكر فايده اى ندارد ؛ حكم گوش دادن به آن چگونه است؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير بدهيد ـ با تحقّق ساير شرايط ـ بايد نهى از منكر كنيد و اگر نمى پذيرد، چنانچه حضور شما در اتوبوس باعث استماع موسيقى حرام يا تأييد گناه گردد، (اگر برايتان امكان دارد) بايد پياده شويد ؛ ولى بدانيد اگر به طور ناخودآگاه صداى موسيقى حرام به گوش شما برسد، اشكال ندارد[56].

 

آهنگ مشكوك

 پرسش 27 . حكم گوش دادن به آهنگ و صداهاى مشكوك چيست؟

همه مراجع (به جز صافى): گوش دادن به آهنگ و موسيقى هاى مشكوك، اشكال ندارد[57].

آيه اللّه  صافى: گوش دادن به آهنگ هايى كه با آلات موسيقى نواخته مى شود، جايز نيست (هر چند مشكوك باشد)[58].

 

 موسيقى حماسى

پرسش 28 . آيا مى توان استفاده از موسيقى حرام را براى امرى مهم تر، همچون مقابله با هجوم فرهنگى و سياسى غرب (براى مدتى و يا مردم منطقه اى)، جايز دانست؟

همه مراجع: خير، جايز نيست[59].

 

موسيقى تحريك همسر

پرسش 29 . آيا زن و شوهر به خاطر تمايل به يكديگر و افزايش شهوت، مى توانند به موسيقى گوش فرا دهند؟

همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام جايز نيست و صرف افزايش تمايل به همسر، مجوز شرعى براى استماع آن محسوب نمى شود[60].

 

نوازندگى:

حكم نوازندگى

پرسش 30 . حكم نواختن با آلات موسيقى را بيان كنيد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است كه به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جايز نيست ؛ ولى اگر از آلات مشترك باشد، استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشكال ندارد[61].

آيات عظام بهجت و صافى: به طور كلى نواختن با آلات موسيقى (لهو)، حرام است[62].

 

دف زدن

پرسش 31 . حكم استفاده از دف و دايره زنگى، در عروسى چيست؟

آيات عظام امام، خامنه اى و فاضل: استفاده از آلات موسيقى، براى نواختن موسيقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى) جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست[63].

آيات عظام تبريزى، سيستانى، مكارم، نورى و وحيد: استفاده از آلات موسيقى براى نواختن موسيقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى)، جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست[64].

آيات عظام بهجت و صافى: استفاده از آن جايز نيست و بين مجلس عروسى و غير آن تفاوتى نيست[65].

 

حكم ساز

پرسش 32 . آيا همه سازهاى دستى و الكترونيكى ايرانى و غربى، حكم واحدى دارند؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلات موسيقى مختص به لهو باشد، استفاده از آن جايز نيست و اگر از آلات مشترك است، استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشكال ندارد[66].

آيات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسيقى و لهو جايز نيست[67].

 

زدن ظرف و حلبى

پرسش 33 . كوبيدن بر روى ظروف پلاستيكى و حلبى در عروسى ها و غير آن چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): اگر به طور لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى كوبيده نشود، اشكال ندارد[68].

آيات عظام تبريزى و سيستانى: كوبيدن بر ظروف ياد شده، حرام نيست[69].

 

موسيقى متن

پرسش 34 . استفاده از موسيقى براى تعليم مسائل شرعى و پيام هاى اخلاقى و بهداشتى چه حكمى دارد؟ به عنوان مثال بسيارى از احكام را مى توان در قالب نظم آورد و با موسيقى موزون تنظيم و به صورت نوارهاى كاست به بازار عرضه كرد كه مورد پسند و علاقه كودكان، نوجوانان و جوانان قرار گيرد و از اين راه آنها را با ضرورت حكمت و چگونگى اجراى احكام و دستورات اسلامى آشنا ساخت؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از انواع موسيقى حرام باشد، استفاده از آن جايز نيست ؛ هر چند به منظور هدف ياد شده باشد[70].

آيات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسيقى مطلقا حرام است[71].

 

موزيك متن فيلم

پرسش 35 . استفاده از موسيقى غربى براى موزيك متن فيلم و برنامه هاى راديويى و تلويزيونى چه حكمى دارد (با توجه به اينكه به جهت انس نداشتن ذائقه ايرانى با آن، طرب انگيز هم نيست)؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، جايز نيست و تفاوتى بين زبان ها و كشورهاى محل توليد نيست[72].

 

موسيقى درمانى

پرسش 36 . امروزه موسيقى براى معالجه بعضى از بيمارى هاى روانى (مانند افسردگى، اضطراب، مشكلات جنسى و سرد مزاجى زنان) به كار مى رود، حكم آن چيست؟

همه مراجع: اگر نظر پزشك متخصص و امين بر اين است كه تنها راه معالجه و درمان آن، استفاده از موسيقى است، گوش دادن آن به مقدارى كه درمان بيمار اقتضا مى كند، اشكال ندارد[73].

تبصره. فرض فوق بسيار نادر است و خداوند متعال در كارهاى حرام ـ از جمله موسيقى ممنوع ـ شفا قرار نداده است و پاسخ ياد شده تنها در هنگام ضرورت به كار مى آيد.

 

موسيقى صدا و سيما

پرسش 37 . گاهى از صدا و سيما و يا نوار ضبط صوت، آهنگ هايى پخش مى شود كه به نظر من مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است ؛ در حالى كه در نظر ديگران اين چنين نيست! آيا مى توانم آنان را از گوش دادن به آن منع كنم؟

همه مراجع: بر شما واجب است به آن گوش ندهيد ؛ ولى نهى ديگران مبتنى بر اين است كه آنان هم آن را موسيقى حرام بدانند[74].

تبصره. يكى از شرايط وجوب امر به معروف و نهى از منكر، آن است كه حرام بودن منكر در حق فاعل ثابت و يا اصرار بر گناه داشته باشد و فرض مسئله جايى است كه موسيقى ياد شده، در نظر ديگران از نوع موسيقى حرام نيست ؛ در نتيجه نهى از منكر در اينجا ساقط مى شود.

 

پرسش 38 . بعضى از موسيقى هاى تلويزيون، همان موسيقى غربى است كه تنها آوازش برداشته شده است! آيا گوش دادن آن به صرف اينكه در نظام اسلامى پخش مى شود، جايز است؟ به تعبير ديگر آيا ممكن است مكان پخش موسيقى در حكم تأثير داشته باشد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست و محل پخش، تأثيرى در جواز و حرمت آن ندارد[75].

 

پرسش 39 . با توجه به نظارت رهبرى بر سازمان صدا و سيما، موسيقى آن چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست و صرف پخش آن از اين رسانه، دليلى بر جواز آن نيست ؛ ولى صداهاى مشكوك اشكال ندارد[76].

 

پرسش 40 . اگر فتواى ولى فقيه با مرجع تقليد، در گوش كردن به بعضى از موسيقى هاى صدا و سيما تفاوت داشته باشد، تكليف چيست؟

همه مراجع: هر كس بايد به فتواى مرجع تقليد خود عمل كند[77].

 

موسيقى و نهى از منكر

پرسش 41 . بيشتر وقت ها در عروسى ها به پخش نوارهاى موسيقى مى پردازند كه بعضى از آنها از صدا و سيما هم پخش مى شود ؛ آيا نيروى انتظامى و يا بسيج و يا نهاد ديگرى مى توانند آنها را از اين عمل باز دارند و نهى از منكر كنند؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست و نهادهاى ياد شده وظيفه دارند ارشاد و نهى از منكر كنند. صرف پخش شدن آن از صدا و سيما، دليلى بر جواز آن نيست ؛ ولى صداهاى مشكوك اشكال ندارد[78].

تبصره. امر به معروف و نهى از منكر، متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرايط آن است و تعرض به خانه هاى مردم، جايز نيست و نيروهاى انتظامى بايد مطابق مقررات عمل كنند.

 

موسيقى خوابگاه

 پرسش 42 . در مورد كسانى كه در خوابگاه هاى دانشجويى به موسيقى هاى مبتذل گوش مى دهند، چه بايد كرد؟

همه مراجع: اگر احتمال تأثير مى دهيد، در صورت فراهم بودن ساير شرايط، بايد نهى از منكر كنيد و يا به مسئولان دانشگاه اطلاع دهيد و اگر نمى پذيرند، واجب است از گوش دادن به آن اجتناب كنيد و چنانچه به طور ناخودآگاه به گوش شما برسد، اشكال ندارد[79].

 

مرجع تشخيص موسيقى

پرسش 43 . آيا ملاك در تشخيص موسيقى حرام، نوع مردم است يا شخص؟

همه مراجع: ملاك نوع مردم (متدين) است ؛ نه شخص مكلّف[80].

 

پرسش 44 . ملاك و مرجع تشخيص موسيقى و غناى حرام، در نظام اسلامى كيست: وزارت ارشاد، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، كارشناسان موسيقى، فقيهان و يا عرف؟

همه مراجع: در تعيين و تشخيص موسيقى حرام و حلال، بايد به عرف عام مراجعه كرد[81].

تبصره. فقيهان، كارشناسان موسيقى و نهادهاى فرهنگى نيز مى توانند در زمينه موضوعات، اظهار نظر كرده و موسيقى و غناى حرام و حلال را بر اساس نظر عرفى خود، معرفى كنند.

 

نوار غير قانونى

پرسش 45 . آيا مى شود به نوارى كه از نظر قانونى غير مجاز است ؛ ولى شرعا غنا و مطرب محسوب نمى شود، گوش داد؟

همه مراجع: اگر موسيقى و غناى حرام نباشد، گوش دادن به آن حرام نيست ؛ ولى رعايت قانون و مقررات واجب است[82].

 

موسيقى خارج از كشور

پرسش 46 . گوش دادن به ترانه ها و موسيقى هاى توليد شده در خارج، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام، جايز نيست و هيچ تفاوتى بين توليد داخل و خارج نيست[83].

 

موسيقى سنتى و غربى

پرسش 47 . آيا ميان انواع موسيقى ها ـ از قبيل اصيل (سنتى)، كلاسيك، محلى، پاپ و... ـ تفاوتى در حكم هست؟

همه مراجع: خير، هيچ گونه تفاوتى ميان آنها در حكم نيست و معيار حرمت استماع موسيقى، مطرب و لهوى بودن آن است[84].

 

آموزش و ترويج موسيقى:

نشر كتاب موسيقى

پرسش 48 . حكم انتشار كتاب در زمينه مسائل آموزشى و تحقيقى موسيقى چيست؟

همه مراجع: اصل نشر و تأليف كتاب، در علم موسيقى اشكال ندارد[85].

 

نگه دارى آلات موسيقى

پرسش 49 . حكم نگه دارى آلات موسيقى چيست؟

آيات عظام امام، خامنه اى، سيستانى، فاضل، مكارم و نورى: اگر از آلاتى است كه به لهو و حرام اختصاص دارد، نگه دارى آنها جايز نيست و بايد آنها از بين برد ؛ ولى اگر از آلات مشترك است، اشكال ندارد[86].

آيات عظام تبريزى و وحيد: اگر از آلاتى است كه به لهو و حرام اختصاص دارد، نگه دارى آنها بنابر احتياط واجب جايز نيست و بايد آنها را از بين برد ؛ ولى اگر از آلات مشترك است و منفعت حلالى (هرچند كم) دربرداشته باشد، اشكال ندارد[87].

آيات عظام بهجت و صافى: نگه دارى آلات موسيقى (لهو) جايز نيست و بايد آنها را از بين برد[88].

 

خريد آلات موسيقى

پرسش 50 . حكم خريد و فروش آلات موسيقى چيست؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است كه به لهو و حرام اختصاص دارد، خريد و فروش آن جايز نيست ولى اگر از آلات مشترك باشد معامله آن اشكال ندارد[89].

آيات عظام بهجت و صافى: خريد و فروش آن جايز نيست[90].

 

چاپ آگهى موسيقى

پرسش 51 . چاپ آگهى در مطبوعات و يا انعكاس در صدا و سيما به منظور جلب افراد مورد نظر، براى آموزش موسيقى چه حكمى دارد؟ آيا مصداق ترويج است؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر به منظور جذب افراد براى آموزش موسيقى حرام باشد جايز نيست[91].

 آيات عظام بهجت و صافى: اين كار حرام است[92].

 

نمايشگاه آلات موسيقى

پرسش 52 . حكم تشكيل نمايشگاه آلات موسيقى چيست؟

همه مراجع: حكم نگه دارى آلات موسيقى را دارد[93].

 

نمايش آلات موسيقى

پرسش 53 . آنچه از تلويزيون پخش مى شود، بايد جنبه تصويرى و ديدارى داشته باشد متأسفانه سال ها است كه تلويزيون صداى موسيقى را پخش مى كند و روى اين صدا تصوير منظره و طبيعت قرار مى دهد. هنرمندان اين رشته، اين اقدام تلويزيون را توهين به اصل موسيقى مى دانند و مى گويند: چگونه است كه صداى ساز پخش مى شود، ليكن تصاوير آن ممنوع است، حال اين سؤال مطرح است كه اگر موسيقى حلال پخش مى شود، آيا نشان دادن آلات آن از سيماى جمهورى اسلامى حرام است؟!

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): نشان دادن ابزار و آلاتى كه به لهو و حرام اختصاص دارد، جايز نيست ؛ ولى نمايش آلات مشترك اشكال ندارد[94].

آيات عظام بهجت و صافى: نمايش ابزار و آلات موسيقى جايز نيست[95].

 

تكثير نوار موسيقى

پرسش 54 . ضبط و تكثير ترانه و موسيقى، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام باشد، ضبط و تكثير آن جايز نيست[96].

 

پرسش 55 . درآمدى كه از رهگذر تكثير و توزيع نوار و سى دى هاى موسيقى به دست مى آيد، حلال است يا حرام؟

همه مراجع: اگر از نوع موسيقى حرام است، خريد و فروش و درآمد حاصل از آن، حرام مى باشد[97].

 

آموزش موسيقى

پرسش 56 . حكم آموزش و يادگيرى نوازندگى آلات موسيقى چيست؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و يادگيرى نوازندگى با آلات مختص (به لهو)، جايز نيست و اگر از آلات مشترك باشد، به منظور استفاده مشروع و حلال، اشكال ندارد[98].

آيات عظام بهجت و صافى: آموزش و يادگيرى نوازندگى با آلات موسيقى (لهو) حرام است[99].

 

پرسش 57 . آيا دانشجو مى تواند در رشته موسيقى ادامه تحصيل دهد؟ در صورتى كه تحصيلات دانشگاهى براى وى ضرورى باشد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر تحصيلات او به صورت تئورى باشد، اشكال ندارد ؛ ولى اگر به صورت عملى باشد، تنها در آموزش نواختن آلات مشترك به طور غير لهوى (و غيرمطرب) جايز است[100].

آيات عظام بهجت و صافى: اگر تحصيلات او به صورت تئورى باشد، اشكال ندارد ؛ ولى آموزش به صورت عملى جايز نيست[101].

 

پرسش 58 . مى خواهم بنا به علاقه زيادم، موسيقى را ياد بگيرم و از طرفى دوست ندارم با شرع مغايرتى داشته باشد ؛ لطفا بگوييد آيا يادگيرى آلات موسيقى صرفا براى استفاده شخصى اشكال دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و يادگيرى آلات مختص به لهو، جايز نيست ؛ هر چند براى استفاده شخصى باشد. اما در آلات مشترك به منظور اغراض و منافع مشروع، اشكال ندارد[102].

آيات عظام بهجت و صافى: آموزش و يادگيرى آلات موسيقى (لهو) جايز نيست[103].

 

 غـنـا و آواز:

حكم غنا و آواز

پرسش 59 . غنايى كه از نظر فقهى موضوع حكم حرمت قرار گرفته، چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، فاضل و نورى: غنا، آوازى است كه در گلو غلتانده (چهچهه) و باعث طرب شود و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گيرد. آواز با اين مشخصه، خواندن و استماعش حرام است ؛ خواه در كلام حق باشد يا كلام باطل[104].

آيه اللّه  تبريزى: غنا، آوازى است كه مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گيرد و محتواى آن كلام باطل باشد. آواز با اين مشخصه، خواندن و استماعش حرام است و اگر محتواى آن كلام صحيح و حق باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست[105].

آيات عظام مكارم و وحيد: غنا، آوازى است كه مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گيرد. آواز با اين مشخصه، خواندن و استماعش حرام است ؛ خواه در كلام حق باشد يا باطل[106].

 آيه اللّه  سيستانى: غنا، آوازى است كه مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى انجام گيرد و اگر محتواى آن كلام باطل و يا قرآن، ذكر و دعا باشد، آواز با اين مشخصه، خواندن و استماعش حرام است و اگر محتواى آن كلام حق و صحيح باشد (به جز قرآن ذكر و دعا)، بنابر احتياط واجب جايز نيست[107].

 

ملاك حرمت غنا

پرسش 60 . آيا حكم غنا مربوط به قالب (صوت) يا مربوط به محتوا (كلام) است، يا هر دو؟

همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): به قالب (صوت) مربوط است و محتوا هيچ نقشى ندارد[108].

آيه اللّه  تبريزى: به هر دو مربوط است ؛ اگر محتواى غنا كلام باطل باشد، خوانندگى و گوش دادن به آن حرام است و اگر كلام صحيح و حق باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست[109].

آيه اللّه  سيستانى: به هر دو مربوط است ؛ اگر محتواى غنا كلام باطل باشد، خوانندگى و گوش دادن به آن حرام است و اگر كلام صحيح و حق باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست ؛ مگر آنكه محتوا قرآن و دعا و ذكر باشد (كه در اين صورت حكم فرض اول را دارد)[110].

 

نيت غنا

پرسش 61 . هرگاه خواننده در آوازخوانى خود، نيت و انگيزه غنا نداشته باشد ؛ ولى شنونده آن را غنا بپندارد، تكليف چيست؟! آيا گوش دادن به آن جايز است؟!

همه مراجع: اگر شنونده آن را غنا بداند، گوش دادن به آن جايز نيست[111].

 

غناى كودكان

پرسش 62 . گوش دادن به غناى اطفال چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر به صورت غنا بخوانند، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند خواندن آن براى كودكان اشكال نداشته باشد[112].

 

غنا در مجلس عروسى

پرسش 63 . آيا غنا و آواز خوانى زن در شب عروسى جايز است؟

همه مراجع (به جز سيستانى و مكارم): اگر محتواى آن باطل نباشد، اشكال ندارد[113].

آيات عظام سيستانى و مكارم: بنابر احتياط واجب جايز نيست[114].

تبصره. در صورتى آوازخوانى زن در شب عروسى جايز است كه صداى او را  مرد اجنبى نشنود و به همراه آن موسيقى لهوى نيز به كار نرود.

 

پرسش 64 . گوش دادن به صداى ترانه زن ايرانى و خارجى، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به غنا حرام است ؛ خواه خواننده، ايرانى باشد و يا خارجى[115].

 

پرسش 65 . آيا مجوّز وزارت ارشاد در حكم تك خوانى و يا جمع خوانى زن و مرد تأثير دارد؟

همه مراجع: مجوّز وزارت ارشاد يا هر نهاد ديگرى، هيچ تأثيرى در حكم ندارد[116].

 

صداى مداحى زن

پرسش 66 . در برخى موارد مرثيه خوانى و يا مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونه اى است كه صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آيا اين عمل جايز است؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر صداى آنان در معرض ريبه، تلذّذ و تهييج شهوت باشد، جايز نيست[117].

 آيه اللّه  مكارم: خير، جايز نيست[118].

 

صداى گريه زن

پرسش 67 . حكم استماع صداى گريه زن نامحرم، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نشود، اشكال ندارد[119].

 

صداى خنده زن

پرسش 68 . لبخند و خنديدن هنگام صحبت با مرد نامحرم چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر خنده او طورى باشد كه باعث تهييج شهوت نامحرم شود، جايز نيست[120].

 

پرسش 69 . شنيدن صداى خنده زنان در مجلس فاميلى و غيره، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر شنيدن آن باعث تلذذ و ترس افتادن به گناه نباشد، اشكال ندارد[121].

 

صداى تلاوت زن

پرسش 70 . از آنجايى كه اين جانب در رشته علوم و فنون كتابت و قرائت قرآن مجيد، در دانشگاه تحصيل مى كنم و قرائت صوت جزء درس هاى اصلى مى باشد، خواندن قرآن با صوت زيبا براى يادگيرى در مقابل استاد مرد چگونه است؟

همه مراجع (به جز مكارم): اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت شنونده نگردد و مفسده ديگرى نيز نداشته باشد، اشكال ندارد[122].

آيه اللّه  مكارم: جايز نيست[123].

 

صداى دكلمه زن

پرسش 71 . گوش كردن به صداى زن ـ كه به صورت شعر و دكلمه خوانده مى شود و گاهى با احساسات شاعرانه نيز همراه است ـ چه حكمى دارد؟

آيه اللّه  صافى: جايز نيست[124].

همه مراجع (به جز صافى): اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نشود، اشكال ندارد[125].

 

صداى كودكانه زن

پرسش 72 . آيا زن مى تواند در برنامه هاى كودكان و امثال آن، صداى خود را به لحن كودكان در بياورد و آواز بخواند؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و مكارم: خير، خوانندگى زن (به هر شكلى كه باشد) جايز نيست و گوش دادن به آن نيز حرام است[126].

آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى، نورى و وحيد: اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت شنونده نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشكال ندارد و گوش دادن به آن نيز جايز است[127].

 

همخوانى زنان

پرسش 73 . همخوانى زنان در سرودها و تواشيح، چه حكمى دارد و آيا شنيدن آن جايز است؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: اگر باعث تهييج شهوت و مفسده نگردد، اشكال ندارد[128].

آيات عظام بهجت، صافى و مكارم: اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نيز بنابر احتياط واجب جايز نيست[129].

 

جمع خوانى زن و مرد

پرسش 74 . همخوانى زنان و مردان در سرودها و تواشيح، چه حكمى دارد؟ آيا شنيدن آن جايز است؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهييج شهوت نشود و مفسده ديگرى نيز نداشته باشد، اشكال ندارد[130].

آيات عظام بهجت، صافى و مكارم: اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نيز بنابر احتياط واجب جايز نيست[131].

 

آواز زن براى شوهر

پرسش 75 . آيا آواز خواندن زن براى شوهرش جايز است؟

همه مراجع: اگر به صورت غنا باشد، جايز نيست[132].

 

پرسش 76 . در شب عروسى آواز زن را بر روى نوار يا سى دى ضبط مى كنند، آيا بر زنان جايز است در روزهاى ديگر نيز آن را گوش كنند؟

همه مراجع: خير، جواز استماع آواز خوانى زن، مختص به شب عروسى است و گوش دادن در غير اين شب جايز نيست[133].

 

آواز شب عروسى

پرسش 77 . آيا جايز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان)، غنا و آواز بخواند و عده اى به رقص و زدن بر روى ميز و صندلى مشغول شوند؟ حكم چنين مجلسى از نظر شرع چيست (البته از آلات موسيقى استفاده نمى شود)؟

همه مراجع (به جز تبريزى و خامنه اى): در فرض مذكور اشكال دارد[134].

آيه اللّه  تبريزى: اگر مرد يا پسر مميز در مجلس زنانه حضور نداشته باشد و از موسيقى لهوى نيز استفاده نكنند، آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براى زنان و زدن بر ميز و صندلى و مانند آن ـ كه از آلات موسيقى محسوب نمى شود ـ اشكال ندارد[135].

آيه اللّه  خامنه اى: اگر كيفيت زدن به شيوه متداول در عروسى هاى سنتى باشد و لهو محسوب نشود و نيز رقص زن براى زنان، باعث تحريك شهوت و يا مفسده ديگر نگردد، اشكال ندارد[136].

 

پرسش 78 . اگر زن در شب عروسى غنا بخواند، آيا مردان محرم مى توانند به آن گوش فرا دهند؟

همه مراجع (به جز سيستانى، صافى و مكارم): اگر باعث تهييج شهوت مرد گردد، جايز نيست (خواه محرم باشد يا نامحرم)[137].

آيه اللّه  صافى: خير، استماع آن بر مرد حرام است (خواه محرم باشد يا نامحرم)[138].

آيات عظام سيستانى و مكارم: بنابر احتياط واجب آواز خوانى زن در شب عروسى جايز نيست[139].

 

پرسش 79 . استفاده از آهنگ هاى مبتذل (موسيقى حرام)، در مجالس عروسى زنان چه حكمى دارد؟

همه مراجع: گوش دادن به موسيقى حرام ـ هر چند در مجالس عروسى زنان باشد ـ جايز نيست[140].

تبصره. «موسيقى» و «غنا» دو مقوله است. آنچه كه در مجالس عروسى زنان جايز شمرده شده، غنا و آوازخوانى زن است ؛ ولى موسيقى لهوى در هر حال حرام است.

 

پرسش 80 . آيا جايز است همراه غنا و آوازخوانى زن در مجالس عروسى، دف و دايره بزنند؟

همه مراجع (به جز سيستانى و مكارم): آواز خوانى زن در شب عروسى اشكال ندارد ؛ ولى بايد از دف و دايره زدن اجتناب شود[141].

آيات عظام سيستانى و مكارم: آواز خوانى زن در شب عروسى، بنابر احتياط واجب نيست و دف و دايره زدن، حكم ساير آلات موسيقى را دارد[142].

تبصره. دف و دايره زدن در اين نوع مجالس، غالباً به صورت لهوى مورد استفاده قرار مى گيرد ؛ لذا مراجع بزرگوار تقليد آن را حرام مى دانند.

 

جشن ميلاد امامان

پرسش 81 . آيا غنا و آوازخوانى زن در مجالس جشن ميلاد و اعياد ائمه (علیهم  السلام)  و مانند آن جايز است؟

همه مراجع: خير، غنا و آوازخوانى زن در ميلاد و اعياد ائمه (علیهم  السلام)   و جشن هاى ديگر، حرام است[143].

  

كف زدن:

دست زدن در عروسى

پرسش 82 . حكم دست زدن در مراسم عروسى چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، فاضل و مكارم: اگر به طور متعارف و غير لهوى باشد، اشكال ندارد[144].

آيه اللّه  نورى: اگر جلف و سبك نباشد، اشكال ندارد[145].

آيات عظام تبريزى و سيستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهايى) اشكال ندارد[146].

آيه اللّه  وحيد: بنابر احتياط واجب، دست زدن جايز نيست[147].

 

دست زدن در ميلاد ائمه (علیهم  السلام)  

پرسش 83 . حكم دست زدن در مراسم و جشن هايى كه به مناسبت ايام ولادت و اعياد ائمه (علیهم  السلام)   برگزار مى شود، چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، صافى، فاضل و مكارم: اگر دست زدن به نحو متعارف (غيرلهوى) باشد، اشكال ندارد ؛ ولى اين كار با مجالس اهل بيت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى اين مراسم، به ذكر صلوات و تكبير و مانند آن معطر گردد[148].

آيه اللّه  نورى: دست زدن در اين گونه مجالس اگر سبك و جلف نباشد، اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است فضاى اين مراسم به ذكر صلوات و تكبير و مانند آن معطر گردد[149].

آيات عظام تبريزى و سيستانى: دست زدن در اين گونه مجالس اشكال ندارد ؛ ولى اين كار با مجالس اهل بيت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى اين مراسم، به ذكر صلوات و تكبير و مانند آن معطر گردد[150].

آيه اللّه  وحيد: بنابر احتياط واجب، از دست زدن خوددارى شود[151].

 

دست زدن براى تشويق

پرسش 84 . حكم دست زدن به منظور تشويق و تأييد شخص يا كارى، چگونه است؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى مكارم و وحيد: چنانچه به نحو متعارف (غيرلهوى) باشد، اشكال ندارد[152].

آيات عظام تبريزى، سيستانى و فاضل: اشكال ندارد[153].

آيه اللّه  نورى: دست زدن به تنهايى حرام نيست ؛ ولى اگر جلف و سبك باشد بايد از آن خوددارى شود[154].

 

دست زدن در مساجد

پرسش 85 . حكم دست زدن در مساجد و حسينيه ها چيست؟

آيات عظام فاضل، مكارم و نورى: در اين گونه مكان هاى مقدس، بايد از دست زدن پرهيز شود[155].

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى و صافى: بهتر است در اين گونه مكان هاى مقدس، از دست زدن پرهيز شود[156].

آيه اللّه  وحيد: بنا بر احتياط واجب، از دست زدن خوددارى شود[157].

تبصره 1 . كلام آيات عظام: بهجت، سيستانى، تبريزى و صافى در اين زمينه مطلق و فراگير است و تفاوتى بين مكان هاى مقدس و غير مقدس قائل نشده اند.

تبصره 2 . اگر دست زدن در مساجد و حسينيه ها، موجب هتك اين مكان ها شود به فتواى همه مراجع حرام است.

 

رقـص:

رقص زن و شوهر

پرسش 86 . آيا رقص زن براى شوهرش يا مرد براى همسرش جايز است؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، سيستانى و وحيد: آرى، رقص زن براى شوهر و بر عكس آن جايز است[158].

آيات عظام صافى، فاضل، مكارم و نورى: تنها  رقص زن براى شوهر جايزاست[159].

آيه اللّه  بهجت: بنابر احتياط واجب رقص زن و شوهر، براى يكديگر جايز نيست[160].

تبصره 1 . فرض مسئله جايى است كه زن و شوهر براى يكديگر در خلوت برقصند و كس ديگرى نباشد و نيز حرام ديگرى مرتكب نشوند (مانند گوش دادن به موسيقى حرام و مانند آن).

تبصره 2 . كسانى كه فرموده اند رقص مرد براى همسرش جايز است، متذكر شده اند كه هر چند اين كار حرام نيست ؛ ولى سزاوار است مؤمن از آن اجتناب كند.

 

پرسش 87 . آيا زن مى تواند براى شوهرش برقصد و همراه با آن به موسيقى طرب انگيز و شاد گوش كنند؟

همه مراجع (به جز بهجت): رقص زن براى شوهر ـ در صورتى كه با موسيقى حرام همراه نشود ـ جايز است[161].

آيه اللّه  بهجت: اگر همراه موسيقى حرام انجام گيرد، جايز نيست و اگر بدون آن باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست[162].

تبصره. رقص و استماع موسيقى دو موضوع است و هر كدام حكم جداگانه اى دارد.

 

رقص داماد

پرسش 88 . رقصيدن داماد در مجلس زنان چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى و خامنه اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب حرام يا ترتب مفسده شود، جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد ؛ ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب كند[163].

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب جايز نيست[164].

آيات عظام صافى و مكارم: حرام است[165].

 

رقص زن براى زن

پرسش 89 . رقص زن براى زن، بدون وجود نامحرم در مجالس عروسى، ميهمانى ها و پارتى ها چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى و خامنه اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده نشود، اشكال ندارد (ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب كند)[166].

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب جايز نيست[167].

آيات عظام صافى و مكارم: رقص زن براى زن حرام است[168].

 

رقص مرد براى مرد

پرسش 90 . حكم رقص مرد براى مرد را بيان كنيد؟

آيات عظام امام، تبريزى و خامنه اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده نشود، اشكال ندارد (ولى براى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب كند)[169].

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب، رقص مرد در حضور مردان جايز نيست[170].

آيات عظام صافى و مكارم: رقص مرد در حضور مردان حرام است[171].

 

رقص زن براى مرد نامحرم

پرسش 91 . حكم رقص زن براى مردان نامحرم چگونه است؟

همه مراجع: حرام است[172].

 

رقص زن براى مرد محرم

پرسش 92 . رقص زن براى مرد محرم چگونه است؟

آيات عظام امام و خامنه اى: اگر باعث تحريك شهوت يا ارتكاب گناه و يا ترتب مفسده شود، حرام است و در غير اين صورت اشكال ندارد[173].

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب، زن نمى تواند براى محارم خود برقصد[174].

آيات عظام تبريزى، صافى و مكارم: رقص زن براى مردان حرام است، خواه محرم باشند يا نامحرم[175].

 

رقص نابالغ

پرسش 93 . آيا رقص دختر و پسرى كه به سن تكليف نرسيده اند اشكال دارد؟ ديدن آن چه حكمى دارد؟

همه مراجع: دختر و پسر نابالغ تكليف ندارند و ديدن آن نيز اگر باعث مفسده نشود اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است آنان را به رقص تشويق نكنند[176].

 

رقص ورزشى

پرسش 94 . آيا زن يا مرد مى تواند به تنهايى و به دور از چشم ديگران (حتى از نگاه همسر خود)، براى ورزش بدن برقصد؟

آيات عظام امام، تبريزى و خامنه اى: اشكال ندارد، ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب كند.[177]

آيات عظام بهجت، سيستانى، فاضل، نورى و وحيد: بنابر احتياط واجب، جايز نيست.[178]

آيات عظام صافى و مكارم: حرام است[179].

 

انواع رقص

پرسش 95 . آيا در حكم رقص، فرقى بين رقص انفرادى و دسته جمعى هست؟

همه مراجع: خير، تفاوتى بين آنها نيست[180].

 

پرسش 96 . رقص محلى و سنتى چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تفاوتى ميان انواع رقص ها در حكم نيست[181].

 

رقص با چوب

همه مراجع: اين كار نيز نوعى رقص محسوب مى شود و حكم رقص را دارد[182].

 

رقص براى آموزش

پرسش 98 . حكم رقص جهت آموزش چيست؟

همه مراجع: حكم رقص را دارد و هدف ياد شده، هيچ تأثيرى در حكم ندارد[183].

 

فيلم رقص

پرسش 99 . آيا نگاه به رقص از تلويزيون اشكال دارد؟

همه مراجع: نگاه به رقص از تلويزيون، اگر باعث تحريك شهوت يا استماع موسيقى حرام و يا مفسده گردد، جايز نيست[184].

 

پرسش 100 . نگاه به فيلم هاى رقص و آواز زنان ـ كه از تلويزيون كشورهاى مسلمان پخش مى شود ـ چه حكمى دارد؟

همه مراجع: جايز نيست[185].

 

 

 

بخش دوم : قمار

 

 فلسفه حرمت قمار

پرسش 101 . فلسفه حرمت بازى با شطرنج يا پاستور چيست؟ طبق نظر برخى از فقها اين كار جايز است ؛ پس چگونه چيزى كه حرام بوده، اينك حلال شده است؟ مگر احكام دين ثابت نيست؟

در بيان احكام الهى، چند نكته را بايد در نظر داشت:

يكم. احكام الهى، مبتنى بر مصلحت ها و مفسده ها است. گستره مصالح و مفاسد نيز، شامل ابعاد جسمى و روحى، فردى و اجتماعى و امور دنيوى و اخروى است.

دوم. احكام الهى براى پاسخ گويى به نيازهاى (ثابت و متغير) بشر است. براى نيازهاى ثابت، احكام ثابت و براى نيازهاى متغير، احكام متغير وضع مى شود.

سوم. احكام الهى، تابع موضوعات است و هر موضوعى، حكم خاص خود را دارد. از اين رو ثبات و تغيير احكام، پيوند وسيعى با ثبات و تغيير موضوع دارد. بنابراين ثبات احكام دينى، به لحاظ استوارى موضوعشان است و اگر موضوع عوض شود، ديگر ثبات حكم معنا ندارد. به عنوان مثال خوردن انگور حلال است ؛ اما اگر همان انگور تبديل به شراب شود، خوردن آن نيز حرام خواهد شد.

چهارم. تغيير موضوع، انواع مختلفى دارد: يكى از انواع آن، استحاله شى ء (تغيير ماهوى) است ؛ مانند آنچه در مثال بالا آمد. گونه ديگر آن، تغيير عنوان منطبق بر موضوع است. به عنوان مثال هر شى ء نجسى كه داراى منفعت حلال نباشد، از نظر شرعى قابل مبادله اقتصادى نيست. از اين رو در گذشته فروش خون حرام بود ؛ زيرا فاقد منفعت حلال بود. اما امروزه كه با تزريق خون، مى توان جان بيمارانى را از خطر مرگ رهانيد، داراى منفعت حلال است. بنابراين با آنكه تغييرى در ماهيت خون پديد نيامده، عنوان منطبق بر آن تغيير كرده ؛ يعنى، خون مصداق امورى واقع شده است كه منفعت حلال دارند و قابل مبادله اقتصادى است.

پنجم. بازى با آلات قمار، در اسلام حرام است و حكم به حرمت بازى با پاسور، از باب آن است كه به عنوان يكى از ابزارهاى قمار شناخته مى شود ؛ هر  چند با آن شرط بندى نكنند. بنابراين تا زمانى كه به اين عنوان شناخته شود، حكم آن حرمت خواهد بود. البته اگر مرجع تقليد در صدق عنوان آلت قمار بودن پاسور ترديد كند، فتوا به حرمت نمى دهد.

در مقابل گفته شده است كه شطرنج امروزه در سطح جهان، آلت قمار به حساب نمى آيد ؛ بلكه را نوعى وسيله بازى فكرى شناخته مى شود. بر اين اساس شطرنج از نظر موضوع حكم شرعى، تغيير يافته است ؛ يعنى، از آلت قمار بودن خارج شده و به تبع آن، حكمش نيز دگرگون شده است.

 مضرّات قمار:

خداوند متعال قمار را در رديف مى گسارى و بت پرستى و از كارهاى پليد شيطانى دانسته و دستور به اجتناب از آن داده است: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[186] ؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بدانيد كه شراب، قمار، بت ها و چوب هاى مخصوص برد و باخت، به تمامى پليد و ناپاك و از كارهاى شيطانى است ؛ پس از اين كارها بپرهيزيد تا رستگار شويد».

«ميسر» ؛ يعنى، قمار و لذا قمارباز را «ياسر» گويند. ريشه آن «يسر» به معناى آسانى است و علت ناميدن قمار به «ميسر»، اين است كه قمار باز با آن، مال ديگران را به آسانى و بدون زحمت به چنگ مى آورد[187].

از امام رضا (علیه السلام)  نقل شده است: «الميسر هوالقمار»[188] ؛ «ميسر همان قمار است». بر اساس روايات متعددى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  و ائمه معصومين (علیهم  السلام)  ، بازى با آلات قمار نيز در رديف «ميسر» شمرده شده است. جابر از امام باقر (علیه السلام) نقل كرده است: «از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)  پرسيدند: ميسر چيست؟ فرمود: هر آنچه كه با آن قمار بازى كنند، حتى مانند قاب يا گردو»[189].

آيه بعد مى فرمايد: شيطان همواره در صدد ايجاد دشمنى و كينه توزى ميان شما و بازداشتن شما از ياد خدا و برپايى نماز است. قماربازى و مى  گسارى، ابزار شيطان در نيل به اين هدف است ؛ آيا باز هم دست از اين كار برنمى داريد: «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِى الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»[190].

آيه اى ديگر، مى گسارى و قماربازى را در يك رديف و از گناهان كبيره دانسته است ؛ گرچه ممكن است احيانا داراى منافعى هم باشد، اما قطعا آثار زيان بار آن به مراتب بيشتر از سود آن است: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما»[191] ؛ «درباره شراب و قمار، از تو مى پرسند، بگو: «در آن دو، گناهى بزرگ، و سودهايى براى مردم است، و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است.» و از تو مى پرسند: «چه چيزى انفاق كنند؟» بگو: «مازاد [بر نيازمندى خود] را.» اين گونه، خداوند آيات [خود را] براى شما روشن مى گرداند، باشد كه در [كار] دنيا و آخرت بينديشيد».

همچنين آمده است: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَ ما اهل لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطِيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ»[192] ؛ «بر شما حرام شده است: مردار، و خون، و گوشت خوك، و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده، و به چوب مرده و از بلندى افتاده، و به ضرب شاخ مرده، و آنچه درنده از آن خورده باشد ـ مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد ـ و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده، و [نيز ]قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه ؛ اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ست. امروز كسانى كه كافر شده اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده اند. پس، از ايشان مترسيد واز من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان] آيينى برگزيدم. و هر كس دچار گرسنگى شود، بى آنكه به گناه متمايل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد]، بى ترديد، خدا آمرزنده مهربان است».

از اين آيه مى توان فهميد كه تقسيم به «ازلام»[193]، نوعى قمار بوده كه در اسلام تحريم شده است.

پس بازى قمار كه با برد و باخت مالى همراه است ـ اعم از اينكه با آلات قمار باشد يا با هر وسيله ديگرى ـ حرام و داخل در عناوين «ميسر» و «ازلام» است و نيز از نمونه هاى تصرف (ناروا) در مال ديگران است كه براساس آيه شريفه «لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ»[194] حرام مى باشد.

نكته مهم ديگر بازتاب روانى «قمار» است. قمارباز هميشه بازنده است ؛ چون اگر ببرد، حريص تر مى شود كه باز هم قمار كند و به يقين او هميشه برنده نخواهد بود و در دفعه هاى بعدى، خواهد باخت!! از آنجا كه اين ثروت باد آورده است ـ نه نتيجه كار و كوشش ـ قدر آن را ندانسته و چه بسا به زودى آن را از دست بدهد. از نظر اخلاقى نيز قساوت قلب مى خواهد كه كسى اموال و دارايى و گاهى تمام زندگى و كاشانه دوستش را بگيرد و او و خانواده اش را به روز سياه بنشاند و خود با دارايى آنها، به عيش و نوش بپردازد!!

در بعضى از روايات وارد شده است[195]: قريش آن قدر به قماربازى ادامه مى دادند كه حتى زن و بچه خود را بر سر آن گرو گذاشته و مى فروختند! از اين رو بازى با آلات قمار ـ حتى اگر بدون برد و باخت باشد ـ حرام شمرده شده است تا كسى به اين وادى خطرناك نزديك نشود. به عبارت ديگر احتمال دارد حرمت بازى با آلات قمار، جنبه حريمى داشته و موجب شود كه جامعه اسلامى، به طور كامل از اين گونه امور، فاصله گيرد و به آن نزديك نشود.

از ديگر سو كسى كه مى بازد، مى كوشد براى جبران شكست روحى و مادى خود، بازى را ادامه دهد و چون عصبانى شده، چه بسا تمام زندگى خود را ببازد و براى تسكين شكست و ناراحتى هاى خود، به انواع مواد مخدر و مشروبات الكلى كشيده شود!! شايد بدين جهت است كه در اين آيات شراب و قمار با هم آمده است.

در خصوص بعضى از بازى ها (مانند شطرنج)، بايد دانست كه «فقه» مرز نهايى ميان حرام و واجب را مشخص مى كند ؛ اما بايد مواظب ساير آثار جانبى آنها بود. برخى مانند «شانتال شوده»، قهرمان شطرنج فرانسوى، برآنند كه شطرنج يك ورزش خسته كننده است ... پرداختن به شطرنج، ساير منابع ذهنى را از كار مى اندازد و ديگر فعاليت هاى ذهن، بيهوده و پوچ مى شود. شطرنج مى تواند به مفهوم «نظريه پاسكالى» با فشارى كه بر يك نقطه از بدن (مغز) وارد مى سازد، اختلال حواس ايجاد كند.

به نظر برخى ديگر از مضرات شطرنج، كينه و عداوتى است كه ميان بازيكنان پديد مى آيد. «الخين» (قهرمان ديگر شطرنج) مى گويد: «براى برنده شدن در بازى شطرنج، بايد از حريف خود متنفر شد». مهم تر از همه آنكه بازى با پاسور، شطرنج و ... عمر انسان را تلف، اعصابش را فرسوده و روانش را آشفته مى سازد!

در پايان گفتنى است: بازى ها به چهار گروه تقسيم مى شوند:

1. بازى با آلات قمار با شرط بندى،

2. بازى با آلات قمار بدون شرط بندى،

3. بازى با غير آلات قمار با شرط بندى،

4. بازى با غيرآلات قمار بدون شرط بندى.

بدون ترديد حكم دو نوع بازى روشن است. قسم چهارم قمار نيست و به هيچ وجه حرمت ندارد ؛ همان طور كه در قمار بودن قسم اول و حرام بودن آن ترديد نيست. نوع سوم نيز تقريباً محل اتفاق نظر علماى دينى است و بسيارى از فقها اصلاً ملاك قماربازى را توأم بودن آن با برد و باخت و شرط بندى مى دانند، حتّى اگر بازى با آلات قمار نباشد! مانند فوتبال كه فى نفسه حرام نيست ؛ اما اگر با شرط بندى و برد و باخت مالى همراه باشد، قمار شمرده شده، حرام مى گردد. پس شرط بندى در هرگونه بازى حرام است ؛ مگر در موارد استثنايى مانند تيراندازى و اسب سوارى.

تنها مورد اختلاف قسم دوم است ؛ يعنى، بازى با آلات قمار بى آنكه با برد و باخت و شرط بندى همراه باشد. قبل از هر چيز بايد ياد آور شد: قمار و بازى با آلات قمار متفاوت است ؛ زيرا همان طور كه گفته شد، ممكن است قمار بدون آلات قمار نيز صورت پذيرد. از سوى ديگر، بازى ها تنها به جهت قمار بودن حرمت ندارند. براساس روايات و فتواى فقها، بازى با آلات قمار نيز حرام است. مراد از آلات قمار، ابزارى است كه نوعاً با آن قمار بازى مى كنند ؛ به عبارت ديگر، چيزى كه در عرف متديّنان و كسانى كه تقيّد شرعى دارند، ابزار قمار بازى شمرده مى شود ـ هر چند به قصد سرگرمى يا پرورش فكر بدون برد و باخت نيز مورد استفاده قرار مى گيرد ـ اين كار بازى با آلت قمار شمرده مى شود و طبق روايات حرام است ؛ اگر چه قمار نام نگيرد.

دليل تغيير حكم بعضى از بازى ها، بدان جهت است كه ممكن است يكى از آلات قمار به تدريج تغيير ماهيّت دهد و ديگر در عرف متديّنان ابزار قمار شمرده نشده و ابزار تفريح و سرگرمى يا پرورش فكر خوانده شود ؛ چنان كه برخى درباره شطرنج اظهار مى دارند. در اين صورت حكم آن تغيير مى كند ؛ زيرا حكم تابع موضوع است و با دگرگونى موضوع، تغيير مى يابد. بنابراين، بهتر است در اين موارد، به جاى «تغيير حكم» از عبارت «تغيير موضوع» استفاده كنيم تا كسانى كه دقّت كافى ندارند، نگويند اگر حلال و حرام پيغمبر (صلی الله علیه و آله)  ابدى است، چرا حكم خدا دگرگونى مى يابد و حرمت، تبديل به حليت مى شود!

گاه مرجع تقليد ـ به عنوان كارشناس امور دينى ـ يقين دارد وسيله اى ابزار قمار شمرده مى شود ؛ در اين صورت، بازى با آن را حرام اعلام مى كند و گاه ممكن است در صدق اين عنوان، ترديد داشته باشد. بنابراين فتواى هر مرجع تقليد، براى مقلدان خودش اعتبار دارد.

 

حكم قمار

پرسش 102 . حكم بازى با آلات قمار چيست؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: بازى با آلات قمار ـ هر چند بدون برد و باخت ـ حرام است[196].

آيات عظام بهجت، سيستانى، مكارم و وحيد: بازى با آلات قمار اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و بدون آن بنا بر احتياط واجب جايز نيست[197].

 

ملاك تشخيص قمار

پرسش 103 . اگر بعضى از وسيله هاى بازى، در شهرى از آلات قمار محسوب شوند ؛ ولى در شهر ديگر اين طور نباشد، آيا بازى با آنها جايز است؟

آيه اللّه  خامنه اى: بايد عرف هر دو مكان رعايت شود ؛ به اين معنا كه اگر اين وسيله ها در يكى از دو شهر از آلات قمار محسوب شوند و در گذشته هم در هر دو مكان از آلات قمار بوده اند، بازى با آنها حرام است[198].

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، صافى، نورى و وحيد: بايد عرف هر دو مكان رعايت شود، بنابراين اگر تنها در بعضى از شهرها هم از آلات قمار محسوب شود، بازى با آن جايز نيست[199].

آيات عظام سيستانى، فاضل و مكارم: اگر در عرف محل (شهر) خود آنها از آلات قمار محسوب شود، بازى با آن جايز نيست و در غير اين صورت اشكال ندارد[200].

 

بازى شطرنج

پرسش 104 . بازى با شطرنج، بدون برد و باخت و به منظور تقويت فكر و حافظه، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، فاضل، مكارم و نورى: اگر (واقعاً) در نظر عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد، بازى با آن اشكال ندارد[201]

آيات عظام بهجت و وحيد: اگر بدون برد و باخت باشد، بنابر احتياط واجب جايز نيست و اين احتياط بسيار شديد است[202].

آيات عظام سيستانى و صافى: بازى با شطرنج حرام است و انگيزه ياد شده، هيچ تأثيرى در حكم ندارد و باعث جواز آن نمى گردد[203].

 

پرسش 105 . اگر براى مقلد ثابت شود كه شطرنج در زمان حاضر آلت قمار بودن خود را از دست داده، بازى با آن بدون برد و باخت چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر احراز شود كه به نظر عرف آلت قمار بودن خود را از دست داده، بازى با آن اشكال ندارد[204].

آيه اللّه  بهجت: بازى با شطرنج اگر بدون برد و باخت باشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست و اين احتياط بسيار شديد است[205].

آيه اللّه  صافى: بازى با شطرنج در هر حال حرام است[206].

 

جايزه قهرمان شطرنج

پرسش 106 . پولى كه به قهرمان بازى شطرنج مى دهند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز سيستانى): اگر (واقعاً) در نظر عرف بازى با شطرنج از آلت قمار بودن خارج شده باشد، دريافت جايزه اشكال ندارد[207].

آيه اللّه  صافى: دريافت آن جايز نيست[208].

آيه اللّه  بهجت: بنابر احتياط واجب، دريافت آن جايز نيست[209].

آيه اللّه  سيستانى: دريافت آن اشكال ندارد[210].

 

بازى پاسور

پرسش 107 . بازى ورق و يا پاسور چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، صافى، نورى و وحيد: بازى با آلات قمار ـ هر چند بدون برد و باخت ـ حرام است[211].

آيه اللّه  فاضل: اگر در عرف از آلت قمار بودن خارج شده باشد و برد و باختى در كار نباشد اشكال ندارد[212].

آيات عظام بهجت و مكارم: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون آن باشد، بنا بر احتياط واجب جايز نيست[213].

آيه اللّه  سيستانى: اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و اگر بدون برد و باخت و شرط بندى باشد ؛ چنانچه در عرف محل (شهر) از آلات قمار شناخته شود، بنابر احتياط واجب بازى و اين جايز نيست[214].

 

تخت نرد

پرسش 108 . حكم بازى با تخت نرد را بيان كنيد؟

آيات عظام سيستانى، صافى و نورى: حرام است[215].

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، فاضل و مكارم: اگر از آلات قمار محسوب شود بازى با آن هر چند بدون برد و باخت حرام است[216].

آيات عظام بهجت و وحيد: بازى با نرد، اگر به صورت برد و باخت باشد، حرام است و بدون آن بنا بر احتياط واجب جايز نيست[217].

 

بيليارد

پرسش 109 . با توجه به رواج بيليارد در سطح جامعه و تمايل بعضى مراكز آموزش عالى به استفاده از آن لطفا نظر مراجع عظام تقليد را در اين خصوص بيان كنيد؟

آيات عظام امام، تبريزى، خامنه اى، صافى، فاضل، مكارم و نورى: اگر در نظر عرف وسيله قمار شناخته شود، بازى با آن جايز نيست ؛ هر چند بدون برد و باخت باشد[218].

 آيه اللّه  وحيد: اگر در نظر عرف وسيله قمار شناخته شود، با برد و باخت حرام است و بنا بر احتياط واجب، بدون برد و باخت هم جايز نيست[219].

آيه اللّه  سيستانى: اگر در نظر عرف محل، وسيله قمار شناخته شود، با برد و باخت حرام است و بنا بر احتياط واجب، بدون برد و باخت هم جايز نيست[220].

آيه اللّه  بهجت: بازى با بيليارد جايز نيست[221].

 

بازى با رايانه

پرسش 110 . بازى با آلات قمار به صورت تك نفره با رايانه چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و سيستانى): بازى با آلات قمار جايز نيست. خواه طرف مقابل شخص باشد يا رايانه[222].

آيات عظام بهجت و سيستانى: بنابر احتياط واجب جايز نيست[223].

 

پرسش 111 . در اكثر پارك ها و فروشگاه ها و مكان هاى عمومى، بازى هايى رايج است كه فرد سكه پولى را در دستگاه قرار مى دهد و ممكن است چيزى برنده شود يا نشود!! آيا بر اين بازى ها قمار صدق مى كند؟

همه مراجع: آرى، قمار است و بازى با آن جايز نيست[224].

 

شرط بندى

پرسش 112 . آيا هر بازى كه در آن برد و باخت و شرط بندى انجام گيرد، حرام است؟

همه مراجع: هر نوع بازى كه به صورت برد و باخت و شرط بندى باشد، حرام است ؛ مگر در مسابقه تيراندازى و اسب سوارى[225].

 

شرط بندى فوتبال

پرسش 113 . بيشتر اوقات مشاهده مى شود كه عده اى در مسابقات فوتبال و... مبلغ كمى را تعيين و روى آن شرط بندى مى كنند و هر گروه يا تيمى كه برنده مى شود ؛ با آن پول مواد خوراكى خريدارى كرده و همگى با هم مى خورند آيا اين عمل حرام است؟

همه مراجع: اين عمل قمار و شرط بندى محسوب مى شود و حرام است، مگر آنكه آن مبلغ را بعد از بازى از روى رضايت بدهند[226].

 

مسابقه اسب دوانى

پرسش 114 . حكم شرط بندى در مسابقات اسب دوانى، تيراندازى و شنا چيست؟

همه مراجع: در مسابقات اسب دوانى و تيراندازى چنانچه اين امر ميان خود آنان انجام گيرد، اشكال ندارد ؛ ولى شرط بندى در مسابقات شنا جايز نيست[227].

تبصره. مسابقه اسب دوانى و تير اندازى، داراى شرايطى است كه بايد آنها را رعايت كرد. در اين صورت پاسخ ياد شده مورد پيدا مى كند.

 

شرط بندى تماشاچيان

پرسش 115 . آيا تماشاچيان مسابقات اسب دوانى و تيراندازى، مى توانند با يكديگر در پيش بينى نفرات برتر شرط بندى نموده و دريافت پول كنند؟

همه مراجع: خير اين كار حكم قمار دارد و حرام است[228].

 

پرسش 116 . اگر مالكان اسب يا سواركاران در مسابقه كورس به تماشاچيان وكالت دهند تا ميان خود نفرات برتر را پيش بينى و شرط بندى كنند ؛ آيا شرعاً مبالغ يا اجناس رد و بدل شده، حلال خواهد بود؟

همه مراجع: خير جايز نيست و تنها اين امر (شرط بندى) ميان خود سواركاران مشروعيت دارد[229].

 

مسابقه موتور سوارى

پرسش 117 . آيا مسابقه موتور سوارى و مانند آن ـ كه در اين عصر جنبه نظامى دارد ـ آيا شرط برد و باخت در آن جايز است؟

همه مراجع: خير جايز نيست[230].

آيه اللّه  نورى: اگر داراى غرض عقلايى باشد، شرط بندى در آن اشكال ندارد[231].

 

مسابقات ورزشى

پرسش 118 . آيا در بازى هاى ورزشى، تعيين جايزه از شخص يا گروه سوم (غير از مسابقه دهندگان) اشكال دارد؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، اشكال ندارد[232].

 

جايزه پيشگويى مسابقات

پرسش 119 . بعضى از بنگاه هاى خصوصى، با توجه به علاقه شديد جوانان به ورزش فوتبال اوراقى را در معرض فروش قرار داده و از خريداران مى خواهند كه نتيجه مسابقات بين تيم هاى ورزشى را پيشگويى كنند و به كسانى كه صحيح ترين پاسخ را بدهند، جايزه نقدى اعطا مى كنند، آيا اين كار جايز است؟

همه مراجع: خير اين كار قمار و حرام است[233].

 

پول زمين

پرسش 120 . پولى كه براى برگزارى مسابقات ورزشى، از بازى كنندگان دريافت مى شود، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر به عنوان اجاره زمين و وسايل ورزشى باشد، اشكال ندارد[234].

 

نگه دارى آلات قمار

پرسش 121 . حكم نگه دارى آلات قمار را بيان كنيد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و وحيد): نگه دارى آلات قمار جايز نيست و بايد آنها را از بين برد[235].

آيات عظام تبريزى و وحيد: بنابر احتياط واجب نگه دارى آلات قمار جايز نيست و بايد آنها را از بين برد[236].

 

خريد آلات قمار

پرسش 122 . آيا خريد و فروش آلات قمار جايز است؟

همه مراجع: خريد و فروش آلات قمار حرام است[237].

 

ارمغان بهزيستى

پرسش 123 . سازمان هايى كه به عنوان انجام كارهاى خير، (مانند ارمغان بهزيستى، نهادهاى فرهنگى و...) اوراقى را در معرض فروش مى گذارند و در آن اوراق سؤالاتى مطرح مى كنند كه اگر خريدار به آنها پاسخ بدهد، به قيد قرعه جوايزى دريافت مى كند ؛ آيا اين كار جايز است؟

آيات عظام امام، خامنه اى، صافى، فاضل، مكارم و وحيد: اگر انگيزه اصلى شركت كننده، كمك به امور خيريه باشد و نيت شرط بندى در آن نداشته باشد و آن سازمان و مؤسسه نيز جايزه را از وجوهى غير از پول شركت كنندگان بپردازد، اشكال ندارد[238].

آيه اللّه  تبريزى: اگر انگيزه اصلى شركت كننده، كمك به امور خيريه باشد و نيت شرط بندى در آن نداشته باشد و جايزه را از وجوهى غير پول شركت كنندگان بپردازند، اشكال ندارد. البته جايزه اى را كه از مؤسسات غيرشخصى (دولتى) به او مى دهند، حكم مجهول المالك را دارد[239].

آيه اللّه  بهجت: جايز نيست[240].

آيات عظام سيستانى و نورى: آرى، جايز است[241].

تبصره. آنچه در حال حاضر جريان دارد، بدين صورت است كه مردم به انگيزه شرط بندى و دريافت جايزه شركت مى كنند! در اين صورت تمام مراجع تقليد ـ به جز آيات عظام نورى و سيستانى ـ آن را قمار و حرام مى دانند.

 

گلدكوئيست

پرسش 124 . حكم شركت در طرح تجارى «گلدكوئيست» و مانند آن چيست؟

همه مراجع: شركت و عضو شدن در هر نوع بازاريابى شبكه اى ـ كه به صورت هرمى مانند و بى انتها است ـ جايز نيست[242].

تبصره.  هر نوع بازاريابى شبكه اى حرام نيست.  تنها بخشى ازآن كه به صورت زنجيره اى و هرمى (Pyramid Scheme) و بى انتها است، جايز نيست.

 

 پرسش 125 . تكليف پولى كه از طريق معامله با شركت گلدكوئيست و مانند آن به دست آمده چيست؟

همه مراجع: اگر صاحبان اصلى پول را مى شناسد، بايد به آنها برگرداند و در غير اين صورت، از طرف آنان ـ با اجازه مجتهد جامع شرايط ـ به فقير صدقه بدهد[243].

تبصره. آيات عظام تبريزى، خامنه اى، سيستانى، فاضل، مكارم و وحيد، كسب اجازه از مجتهد جامع شرايط را احتياط واجب مى دانند.

 

  

كتابنامه

1. حسينى خامنه اى، سيد على، اجوبه الاستفتائات، الهدى، تهران، اول، 1381.

2. موسوى خمينى، سيد روح اللّه ، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، 1372.

3. تبريزى، ميرزاجواد، استفتائات جديد، سرور، قم، اول، 1378.

4. مكارم شيرازى، ناصر، استفتائات جديد، مدرسه على بن ابيطالب، قم، اول، 1379.

5. نورى همدانى، حسين، التعليقات على كتاب العروة الوثقى.

6. تبريزى، ميرزاجواد،  التعليقة على منهاج الصالحين، مهر، قم، اول، 1415ق.

7. طباطبايى يزدى، سيدمحمدكاظم، العروه الوثقى، اسماعيليان، قم، چاپ پنجم، 1377.

8. لنكرانى، محمدفاضل، العروة الوثقى مع تعليقات...، اعتماد، قم، اول، 1422 ق .

9. عبد الكريم عكاس، الغنا فى الاسلام، ص 151 دارالمحبه دمشق.

10. عبد الرحمن جزيرى، الفقه على المذاهب الاربعه، هفتم 1406 قمرى داراحياء التراث العربى.

11. حسينى سيستانى، سيد على، المسائل المنتخبه، ستاره، قم، 1416 ق .

12. مكارم شيرازى، ناصر، انوار الفقاهه، نسل جوان، قم، اول، 1416 ق .

13. موسوى خمينى، سيد روح اللّه ، تحرير الوسيله، پيام، تهران، پنجم ، 1365 .

14. مكارم شيرازى، ناصر،  تعليقات على العروة الوثقى، مدرسه على بن ابيطالب، قم، دوم، 1413ق.

15. ـــــــــــــــــــــ ، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، دوازدهم، 1374.

16. ـــــــــــــــــــــ ، توضيح المسائل، هاتف، مشهد، هفدهم، 1376.

17. موسوى خمينى، سيد روح اللّه ، توضيح المسائل، دفتر انتشارات اسلامى، قم، نهم، 1379.

18. بهجت، محمدتقى، توضيح المسائل، شفق، قم، بيست و چهارم، 1379.

19. تبريزى، ميرزاجواد، توضيح المسائل، سرور، قم، هفتم، 1379 .

20. حسينى سيستانى، سيد على، توضيح المسائل، دفتر آيه اللّه  سيستانى، مشهد، شانزدهم، 1419ق.

21. صافى گلپايگانى، لطف اللّه ، توضيح المسائل، قم، دوازدهم، 1418 ق .

22. لنكرانى، محمدفاضل،  توضيح المسائل، مهر، هشتاد و يكم، 1381.

23. نورى همدانى، حسين،  توضيح المسائل، مؤسسه مهدى موعود، پانزدهم، 1378.

24. وحيد خراسانى، حسين، توضيح المسائل، مدرسة الامام باقرالعلوم، قم، اول، 1419ق.

25. بنى هاشمى خمينى، سيد محمدحسن، توضيح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، دوم و سوم 1377.

26. صافى گلپايگانى، لطف اللّه ،  جامع الاحكام، حضرت معصومه، قم، دوم، 1378.

27. لنكرانى، محمدفاضل، جامع المسائل، مهر، قم، دوم، 1379.

28. خويى، سيد ابوالقاسم،  صراط النجاة مع تعليقات التبريزى، دار الاعتصام، قم، اول، 1417ق.

29. سيد محمد تقى حسينى، غنا در آيينه شفاف اهل بيت، چاپ اول انتشارات استاد مطهرى قم 1382

30. حكيم، سيدمحسن، مستمسك العروة الوثقى، احياء التراث العربى، بيروت، سوم، 1390ق.

31. خويى، سيد ابوالقاسم، مستند العروة الوثقى، لطفى، قم، 1364.

32. ــــــــــــــــــــــ ،  مصباح الفقاهه، سيدالشهداء، قم، دوم، 1374.

33. حسينى سيستانى، سيد على،  منهاج الصالحين.

34. حرعاملى، محمدبن حسن، وسائل الشيعه، مكتبه الاسلاميه، طهران، پنجم، 1401ق.

 

 


پی نوشت :

[1]. ر.ك: امام خمينى، مكاسب المحرمه، ج 1 صص 198ـ224 ؛ على حسينى، الموسيقى، ص 16 و 17 ؛ آيه اللّه  شيخ جواد تبريزى، استفتائات، س 1046 و 1047 و 1048 ؛ آيه اللّه  فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 974 و 978 و 979.

[2]. لقمان 31، آيه 6.

[3]. ر.ك: وسائل الشيعه، ج 12، باب 99، ابواب ما يكتسب به.

[4]. حج 22، آيه 30.

[5]. همان.

[6]. فرقان 25، آيه 72.

[7]. همان.

[8]. مؤمنون 23، آيه 3.

[9]. قصص 28، آيه 55.

[10]. تفسير القمى، ج 2، ذيل آيات.

[11]. الوافى، ج 17، ص 223ـ218 ؛ كفاية الاحكام، ص 85.

[12]. امام خمينى، مكاسب المحرمه، ج 1، باب الغناء مصباح الفقاهه، ج 1، ص 486، (باب الغناء).

[13]. عبد الرحمن جزيرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج 2، ص 41 ؛ مصباح الفقاهه، ج 1، ص 304.

[14]. «الغناء رقية الزنا»: بحار الانوار، ج 76، باب 99، باب الغناء.

[15]. «بيت الغناء لاتؤمن فيه الفجيعة»: كافى، ج 6، باب الغناء.

[16]. «الغناء يورث النفاق»: وسايل الشيعه، ج 12، باب 99، ابواب مايكتسب به.

[17]. به نقل از: تفسير نمونه، ج 17، ص 24.

[18]. لقمان 31، آيه 6.

[19]. امام صادق فرمود: «ان الملاهى تورث قساوة القلب»: مستدرك الوسائل، ج 13، ص 118.

[20]. وسائل الشيعه، ج 12، باب 99، ابواب مايكتسب به.

[21]. «من استمع الى اللّه و يذاب فى اذنه الآنك»: وسايل الشيعه، ج 5، ص 348.

[22]. عبد الكريم عكاس، الغنا فى الاسلام، ص 151.

[23]. تفسير نمونه، ج 17، ص 24 ؛ الغنا فى الاسلام، ص 151.

[24]. وسائل الشيعه، ج 6، ص 185.

[25]. فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج 1، س 1009 ؛ اكبر ايرانى، بررسى مبانى موسيقى، ص 76 ؛ على حسينى، الموسيقى، ص 143ـ152 ؛ سيد ابوالقاسم خوئى، مصباح الفقاهه، ج 1، ص 423.

[26]. البدر الزاهر فى صلوة الجمله والمسافر، ص 234.

[27]. سيد محمد تقى حسينى، غنا در آيينه شفاف اهل بيت، ص 9 و 78.

[28]. ر.ك: سنن نسايى، ج 3، ص 194 ؛ صحيح بخارى، ج 6، ص 137 ؛ سنن ترمذى، ج 2، ص 276 ؛ سنن ابى داود، ج 2، ص 104 ؛ عبد الرحمن جزيرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج 2 ص 41.

يك نمونه از آن عبارت است از: وقتى نبى اكرم (صلی  الله  علیه  و  آله)   از غزوه اى با پيروزى به مدينه باز مى گشت زنى خدمت حضرت رسيد و درخواست كرد كه با خداى خود عهد و نذر كردم كه هرگاه حضرت پيروز و سالم از جنگ باز گردد من شادمانى كنم حضرت فرمودند اگر عهد كرده اى به عهد خود وفا كن آن زن در حضور حضرت شروع به دف زنى و شعر خوانى كرد. فتح البارى، ج 11 ص 510 ؛ المغنى، ج 12، ص 40 ؛ مسند احمد، ج 5، ص 356.

[29]. بحارالانوار، ج 43، ص 115.

[30]. دعائم الاسلام، ج 2، ص 206.

[31]. ميرزاجواد تبريزى، استفتائات، س 1059 ؛ ناصر مكارم، استفتائات، ج 2، ص 695.

[32]. العروه الوثقى، ج 1، التقليد، م 67.

[33]. مكاسب المحرمه، ج 1، (باب الغناء).

[34]. آيات عظام: سيستانى، تبريزى، وحيد و مكارم، قيد «مطرب» را لازم و شرط نمى دانند.

[35]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 27 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1047 و 1050 و صراط النجاة، ج 1، س 1001.

[36]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 704 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 20 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 1 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1012 و 1013 و ج 2، س 919 ؛ دفتر: بقيه مراجع.

[37]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 27 و 28 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 999 و 1005 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1140 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه.

[38]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 20 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1018.

[39]. تبريزى، استفتائات، س 1046 و 1065 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 5 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 703 و 708 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3 م 17.

[40]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 و 1157 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 701 و 708 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1152 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 22 ؛ دفتر: امام، بهجت، فاضل، صافى، نورى و وحيد .

[41]. امام، استفتائات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 110 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 694 و 698 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1003 و 1017 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 و 1135 و 1155 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 15 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1039 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 996 ؛ دفتر: بهجت، وحيد و نورى.

[42]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 25 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1157 ؛ بهجت، وسيله النجاة، ج 1، م 1449 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1003 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 8 و 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 999 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج1، س 1008 و 1025 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 5 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 708.

[43]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 27 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 107 و تحريرالوسيله، ج 1، (مكاسب محرمه)، م 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1005 و 987 و 988 و 974 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 و 1132 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1697 و جامع الاحكام، ج 1، س 995 و 1018.

[44]. بهجت: دفتر؛ تبريزى، التعليقة على منهاج الصالحين، المكاسب المحرمه، م 17 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 519 و 520 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج  3، م 17 .

[45]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 27 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 107 و تحريرالوسيله، ج 1، (مكاسب محرمه)، م 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1005 و 987 و 988 و 974 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 و 1132.

[46]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 995 و 1018 و دفتر: بهجت.

[47]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17 ؛ تبريزى، التعليقة على منهاج الصالحين، مكاسب محرمه، م 17 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 519 و 520.

[48]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 و 1157 و 1147 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 999 و 1005 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1014 و ج 5، س 1149 ؛ دفتر: امام، بهجت، سيستانى نورى و وحيد .

[49]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1147 و 1143 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1041 و ج 5 س 1149 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 و 993 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحيد، نورى.

[50]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 40 و 45 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 527 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1007 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1084 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 438 ؛ دفتر: سيستانى، بهجت، و وحيد.

[51]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 39 ؛ دفتر: همه مراجع.

[52]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1004 و ج 2، س 919 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 716 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1064 و 1138 و 1158 و 1159 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 38 ؛ دفتر: بهجت، وحيد، نورى، صافى، فاضل و سيستانى.

[53]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 1160 و ج 2، س 1388 و 719 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1013 و 1011 و ج 2، س1482 و 1459 و 1010 و 1475 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1071 و 1074 و 1045 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 948 و 946 و 950 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1167 و 1174 و 1064 و 1193 و 1429 و 1154 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى ش 13 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحيد و نورى.

[54]. دفتر: همه مراجع.

[55]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 1160 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1016 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1004 و استفتائات، س 1071 و 1074 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 933 و 947 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1138 و 1158 و 1064 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحيد و نورى.

[56]. دفتر: همه مراجع.

[57]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 31 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 999 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 20، تبريزى، استفتائات، س 1050 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ دفتر: نورى و وحيد.

[58]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1018 و 1007 و 998 و 997.

[59]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 و 1157 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1149 و ج 1، س 1003 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 26 ؛ دفتر: نورى، وحيد، بهجت، سيستانى، فاضل و مكارم.

[60]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1152 و 1155 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 999 و 1005 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1083 و صراط النجاة، ج 5، س 1149 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحيد، مكارم، نورى، سيستانى و فاضل.

[61]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات س1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س992 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1 س 524 و 525 و ج 2، س 707 و 710 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1054 و 1065 و صراط النجاة، ج 1، س 1005 ؛ دفتر: سيستانى، وحيد و نورى.

[62]. صافى، جامع الاحكام، ج 1 س 1003 و 1015 و 1018 ؛ دفتر: بهجت.

[63]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ امام ،استفتائات، مكاسب محرمه، س 25 و دفتر: فاضل.

[64]. تبريزى، استفتائات، س 1054 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى ش 2 و منهاج الصالحين، ج 2 م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 571 ؛ مكارم، استفتائات ج 1، س 525 و 528 و دفتر: وحيد.

[65]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1006 و 1009 ؛ دفتر: بهجت.

[66]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرم س30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات س1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س992 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1 س 524 و 525 و ج 2، س 707 و 710 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1054 و 1065 و صراط النجاة، ج 1، س 1005 و دفتر: سيستانى، وحيد و نورى.

[67]. صافى، جامع الاحكام، ج 1 س 1003 و 1015 و 1018 ؛ دفتر: بهجت.

[68]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1133 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 533 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 27 و ج 3، موسيقى، س 107 ؛ دفتر: بهجت، صافى و وحيد.

[69]. تبريزى، صراط النجاة، ج 2، س 923 و 930 و ج 6، س 1456 ؛ دفتر: سيستانى .

[70]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 26 و 30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 و 993 و 991 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1149 و دفتر: سيستانى و نورى.

[71]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1003 و 1000 و 1007 و 1005 و دفتر: بهجت.

[72]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 28 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 517 و 533 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1006 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى ش 10 ؛ دفتر: نورى، صافى، وحيد و بهجت.

[73]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 714 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1004 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1151 ؛ دفتر: امام، بهجت، تبريزى، سيستانى، فاضل، وحيد و نورى.

[74]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 929 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1140 ؛ دفتر: همه مراجع.

[75]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 717 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1002 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1043 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 22 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 28 و دفتر: بهجت، وحيد، فاضل و نورى.

[76]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 712 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1020 و 1018 و 998 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1043 و 1050 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 1002 و 1004 و 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 27 و 22 و 10 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه و استفتائات، ج 2، س 541 و 547 و دفتر: بهجت و وحيد.

[77]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1136 ؛ دفتر: همه مراجع.

[78]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 1372 و 1712 ؛ صافى، جامع المسائل، ج 2، س 1462 و 1459 و ج 1، س 1016 و 1007 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1071 و 1059 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 947 و 946 و 995 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1154 و 1066 و 1139 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 13 و 22 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1608 و متفرقه م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 1 س 1011 و 1015.

[79]. دفتر: همه مراجع.

[80]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 659 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 994 و 1018 و 1020 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1077 و 1050 و 1059 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 996 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1154 و 1127 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 1 س 1008 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17.

[81]. همان منابع.

[82]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 712 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1020 و 1018 و 998 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1043 و 1050 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 1002 و 1004 و 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ سيستانى، sistani.org موسيقى ش 27 و 22 و 10 ؛ نورى، توضيح المسائل، (مسائل مستحدثه) ؛ استفتائات، ج 2 س 541 و 547 ؛ دفتر: بهجت و وحيد.

[83]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 717 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1002 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1043 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى ش 22 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 28 و دفتر: وحيد، بهجت، فاضل و نورى.

[84]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1002 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 ؛ 1146 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 527 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1043 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 26 و 22 و 5 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 548 ؛ دفتر: امام، بهجت، فاضل و وحيد.

[85]. دفتر: همه مراجع.

[86]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 30 و 41 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 116 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 و 1000 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 11 ؛ دفتر: خامنه اى، نورى و مكارم.

[87]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 8 و 9 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 8 و 9 ؛ صراط النجاة، ج 1، س 1012.

[88]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 996 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1441 و 1442 و دفتر .

[89]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 25 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1149 و 1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ توضيح المسائل مراجع، م 2067 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1023 ؛ استفتائات، س 1063 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3 م 8 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 707 ؛ سيستانى، سايت، (موسيقى) ؛ دفتر: نورى.

[90]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 996 و 1020 و 1018 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1624 ؛ وسيله النجاة، ج 1، م 1441 و 1442  و دفتر .

[91]. دفتر: همه مراجع.

[92]. دفتر: صافى و بهجت.

[93]. ر.ك: منابع عنوان «نگه دارى آلات موسيقى».

[94]. دفتر: همه مراجع.

[95]. دفتر: بهجت و صافى.

[96]. دفتر: همه مراجع.

[97]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1210 و 1165 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 812 و ج 1، س 518 ؛ توضيح المسائل مراجع، م 2055 و 2067 و 2068 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 2051 و 2062 و 2063 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2063 و 2075 و 2076.

[98]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، م 26 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1078 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 11 و سايت، س 17 و 18 ؛ دفتر: وحيد، و نورى.

[99]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1005 و 1007 و 1020 و 1018 ؛ دفتر: بهجت.

[100]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، م 26 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1078 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 11 و سايت، س 17 و 18 ؛ دفتر: وحيد و نورى.

[101]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1005 و 1007 و 1020 و 1018 ؛ دفتر: بهجت.

[102]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 711 و ج 1، س 525 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1078 و صراط النجاة، ج 1، س 10501023 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 و 1156 و 1164 ؛ دفتر: وحيد، نورى.

[103]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1020 و 996 ؛ دفتر: بهجت.

[104]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، س 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1132 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1 م 1697 ؛ نورى، توضيح المسائل، (مسائل مستحدثه) ؛ بهجت، وسيله النجاة، ج 1، م 1449.

[105]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1151 و 1162.

[106]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 701 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17.

[107]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20.

[108]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 701 و 703 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1697 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1150 ؛ نورى، توضيح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1449 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17.

[109]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 1151 و 1162.

[110]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20.

[111]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1002 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1128 و 1139 و 1157 ؛ دفتر:  همه مراجع .

[112]. تبريزى، صراط النجاة، ج 6، س 1441 ؛ دفتر: همه مراجع.

[113]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، م 13 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1057 و التعليقة على منهاج الصالحين، (مكاسب محرمه)، م 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، وسيله النجاة، ج 1، م 1449 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17 ؛ دفتر: نورى.

[114]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 523 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2.

[115]. تبريزى، استفتائات، س1069 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، 1142 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1724 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1671 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س549 ؛ مكارم، استفتائات، ج2، س709 و ج1، س531 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، س23 ؛ دفتر: بهجت، امام و وحيد.

[116]. تبريزى، استفتائات، س1043 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1128 و 1139 ؛ نورى، استفتائات،ج1، س439 و ج2، س 547 و 548 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، س23 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س992 و 995 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1608 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س533 ؛ امام، استفتائات، ج2، (مكاسب محرمه)، س25 ؛ دفتر: بهجت و وحيد.

[117]. فاضل، جامع المسائل، ج1 س2182 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1681 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 ؛ امام، استفتائات، ج3، احكام نظر، 57 و 65 ؛ تبريزى، استفتائات، س1058 ؛ دفتر: بهجت، سيستانى و وحيد.

[118]. مكارم، استفتائات، ج2، س764 و ج1، س785.

[119]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1671 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1145 ؛ تبريزى، استفتائات، س1058 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م1936 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1725 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س549 و دفتر: امام، وحيد، سيستانى و مكارم.

[120]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1670 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج3، النكاح، م29 ؛ نورى، مكارم و امام، تعليقات على العروة، (النكاح)، م39 و دفتر: بهجت، تبريزى، خامنه اى و وحيد.

[121]. مكارم، استفتائات، ج1، س811 و تعليقات على العروة، النكاح، م39 ؛ امام، فاضل و نورى، تعليقات على العروة، (النكاح)، م39 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1668 و 1671 ؛ تبريزى، استفتائات، س1609 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م1936 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1146 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج3، (النكاح)، م29 و دفتر: وحيد.

[122]. امام، استفتائات، ج3، نظر، س65 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1676 و 1674 و 1671 و 1677 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات ، س 1145 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1721 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 و 549 ؛ تبريزى، استفتائات، س1609 ؛ سيستانى، sistani.org، غناء، ش3 ؛ دفتر: بهجت.

[123]. مكارم، استفتائات، ج1، س785.

[124]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1670 و 1675.

[125]. فاضل، جامع المسائل، ج1، س1725 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 و 549 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1145 ؛ تبريزى، استفتائات، س1076 و 1609 ؛ سيستانى، sistani.org، غناء، س3 ؛ دفتر: امام و وحيد.

[126]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1671 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1724 ؛ مكارم، استفتائات، ج2، س709، ج1، س526 ؛ دفتر: امام و بهجت.

[127]. تبريزى، استفتائات، س1058 و 1049 و 1075 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س444، و ج2، س542 و 544 و 549 ؛ سيستانى، sistani.org، غناء، س5.

[128]. امام، استفتائات، ج3، نظر، س64 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1722 ؛ تبريزى، استفتائات، س1058 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س 1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س544 و 545 و 549 ؛ دفتر: امام، سيستانى و وحيد.

[129]. مكارم، استفتائات، ج1، س522 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج2، س1674 و 1675 و دفتر: بهجت.

[130]. تبريزى، استفتائات، س1058 ؛ خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س544 و 545 و 549 ؛ سيستانى، sistani.org، غناء، س6 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1722 و 977 ؛ دفتر: امام و وحيد.

[131]. مكارم، استفتائات، ج1، س522 ؛ دفتر: بهجت و صافى.

[132]. خامنه اى، اجوبة الاستفتائات، س1155 ؛ امام، استفتائات، ج2، مكاسب محرمه، س34 ؛ تبريزى، استفتائات، س1083 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س529 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س446 و دفتر: وحيد، بهجت، فاضل، صافى و سيستانى.

[133]. تبريزى، صراط النجاة، ج 6، س 1446 ؛ دفتر: همه مراجع.

[134]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 535 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1023 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1737 ؛ دفتر: امام، بهجت، سيستانى، وحيد و نورى.

[135]. تبريزى، صراط النجاة، ج 6، س 1456 و 1448 و 1444.

[136]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1133 و 1134 و 1166.

[137]. امام، مكاسب محرمه، ج 1، ص 234 ؛ تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، (مكاسب محرمه)، م 17 ؛ دفتر: بهجت، خامنه اى، فاضل و نورى.

[138]. صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698.

[139]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 523 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م؟؟؟؟؟.

[140]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، م 13 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 20 و وسليه النجاة، ج 1، م 1449 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17 ؛ تبريزى، استفتائات، 1057 و التعليقة على منهاج الصالحين، مكاسب محرمه، م 17 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 528 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698 و جامع الاحكام، ج 2، س 1585 ؛ دفتر: نورى.

[141]. صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1015 و هداية العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1057 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1740 و 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17.

[142]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 20 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 528 و 523.

[143]. امام، تحريرالوسيله، ج 1، مكاسب محرمه، م 13 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1057 و التعليقة على منهاج الصالحين، (مكاسب محرمه)، م 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، وسيله النجاة، ج 1، م 1449 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 17 ؛ دفتر: نورى و مكارم و استفتائات، ج 1، س 523.

[144]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 538 و712 و 539 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1581 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1051 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 و 1180 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ دفتر: امام خمينى.

[145]. نورى، استفتائات، ج 1 س 1037.

[146]. تبريزى، استفتائات، س 1051 ؛ سيستانى، sistani.org، موسيقى، ش 5.

[147]. دفتر: وحيد.

[148]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ مكارم، ج 1، س 539 و 538 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1583 و 1581 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 30.

[149]. نورى، استفتائات، ج 2 س 548.

[150]. تبريزى، استفتائات، س 1037 و صراط النجاة، ج 1، س 1020 ؛ سيستانى، sistani.org، كف زدن ش 3 و 4.

[151]. دفتر: وحيد.

[152]. امام، استفتائات، ج 2، س 33 ؛ مكارم، استفتائات جديد، ج 1، س 539 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1581 و 1583 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1180 و 1181 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 1046 و 441 و ج 2، س 584 ؛ دفتر: وحيد.

[153]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1020 و استفتائات، سيستانى، sistani.org كف زدن، ش 7 و 5 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1734 و 1735 و 1739.

[154]. نورى، استفتائات، ج 1، س 1046 و ج 2، س 584.

[155]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 538 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1734 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 584 و ج 1، س 441.

[156]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1583 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1051 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ سيستانى، sistani.org كف زدن ش 1 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ دفتر: امام خمينى.

[157]. دفتر: وحيد.

[158]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 35 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1042 و 1067 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1171 ؛ سيستانى، sistani.org رقص ش 7 ؛ دفتر: وحيد.

[159]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 534 و 535 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1738 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574.

[160]. دفتر: بهجت.

[161]. تبريزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1174 و 1171 ؛ امام، استفتائات، ج 2، س 35 و 25 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 574 و توضيح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 534 و 535 و 520 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580 و 1585 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1737 و 989 ؛ سيستانى، sistani.org، رقص، ش 2 ؛ دفتر: وحيد .

[162]. دفتر: بهجت.

[163]. تبريزى، استفتائات، س 1067 و 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمينى.

[164]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 575 و 573 و 574 ؛ دفتر: بهجت، سيستانى و وحيد.

[165]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 535 و 537 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580.

[166]. تبريزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمينى.

[167]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ سيستانى، sistani.org رقص، ش 3 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 574 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1.

[168]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 537 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580.

[169]. تبريزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمينى.

[170]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ سيستانى، sistani.org، رقص ش 9 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 1.

[171]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 537 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580.

[172]. تبريزى، استفتائات، س 1067 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: همه مراجع.

[173]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمينى.

[174]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574 ؛ دفتر: بهجت، سيستانى و وحيد.

[175]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 534 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1580 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1067.

[176]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 536 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1175 ؛ دفتر: همه مراجع.

[177]. دفتر: امام، تبريزى، خامنه اى .

[178]. دفتر:  بهجت، فاضل، نورى و وحيد؛ سيستانى، سايت رقص Sistani.org .

[179]. دفتر:  صافى و مكارم .

[180]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1169 ؛ دفتر: همه مراجع.

[181]. تبريزى، استفتائات، س 1062 ؛ خامنه اى، استفتائات، س 1166 و 1179 ؛ دفتر: همه مراجع.

[182]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1179 ؛ دفتر: همه مراجع.

[183]. دفتر: همه مراجع.

[184]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 821 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1169 و دفتر: همه مراجع.

[185]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 821 ؛ دفتر: همه مراجع.

[186]. مائده 5، آيه 90.

[187]. سيد على اكبر، قرشى، قاموس قرآن، ج 7، ص 263.

[188]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 119، ح 3.

[189]. «قيل يا رسول اللّه  ما الميسر؟ فقال (صلی الله علیه و آله) : كل ما تقومر به حتى الكعاب و الجوز» ؛ همان، ح 4.

[190]. مائده 5، آيه 91.

[191]. بقره 2، آيه 219.

[192]. مائده 5، آيه 3.

[193]. اعراب دوگونه ازلام تيرهاى مخصوص داشتند: «ازلام» امر و نهى و ديگرى «ازلام قمار». «ازلام قمار» عبارت بود از ده چوب تير به نام هاى فذّ، توأم، مسبل، نافس، حلس، رقيب، معلّى، سفيح، منيح و رغد. هفت تاى اولى داراى سهم بود به ترتيب از يك تا هفت سهم و سه تاى اخير سهمى نداشتند.

در تفسير مجمع البيان آمده است: شترى را سربريده و 28 قسمت مى كردند و قماربازان ده نفر به عدد تيرها بودند، آن گاه تيرها را مخلوط كرده، هر كس يك تير برمى داشت ؛ صاحب تير «فذ» يك قسمت و صاحب تير «توأم» دو قسمت، تا آنكه تير «معلى» به نام او آمده بود، هفت سهم مى برد و آنان كه سه تير «سفيح، منيح يا رغد» به دست آنها آمده بود، نه تنها چيزى نمى بردند ؛ بلكه پول شتر را هم مى پرداختند صص 245 ـ 244.

در آيه، اين كار فسق دانسته شده است ؛ يعنى، قمار و بازى با آلات قمار، گناهى بزرگ و خروج از طاعت خداوند و روى آوردن به معصيت است. همان، ص 245 و نيز: على اكبر، هاشمى رفسنجانى، تفسير راهنما، ج 4.

روشن است كه نه تيرهاى قمار، خصوصيتى در تحريم داشته و نه حيوان و گوشت آن. بنابراين اموال به دست آمده از هر نوع، برد و باخت و حرام است (همان) ؛ جز در مواردى مانند مسابقه تيراندازى يا اسب سوارى كه استثنا شده است.

[194]. بقره2، آيه 188 ؛ نساء(4)، آيه 29 و نيز ر.ك: نساء(4) آيه 161 ؛ توبه(9)، آيه 34.

[195]. ر.ك: وسائل الشيعه، ج 12، صص 119 ـ 121.

[196]. امام، استفتائات، ج2، مكاسب محرمه، س18 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1116 ؛ تبريزى، استفتائات، س981 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج2، س939 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج1، س1041 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س544.

[197]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، س9 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج3، م19 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج2، م22 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 544.

[198]. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1126.

[199]. تبريزى، استفتائات، س 981 ؛ دفتر: امام، بهجت، صافى، نورى و وحيد.

[200]. سيستانى، سايت قمار، س 4 ؛ دفتر: فاضل و مكارم.

[201]. تبريزى، استفتائات، س 983 ؛ دفتر: امام، خامنه اى، فاضل، مكارم و نورى.

[202]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 9 ؛ دفتر: وحيد .

[203]. صافى، جامع الاحكام، ج1، س1041 ؛ سيستانى، سايت شطرنج، س 4 و 5.

[204]. امام، استفتائات، ج2، مكاسب محرمه، س21 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1115 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 952 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س543 ؛ تبريزى، استفتائات، س982 ؛ سيستانى، سايت، س12 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج3، م 19 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س 559.

[205]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، س 9.

[206]. صافى، جامع الاحكام، ج1، س1041 و 1042.

[207]. دفتر: امام، بهجت، خامنه اى، فاضل، صافى و وحيد.

[208]. صافى، جامع الاحكام، ج1، س1051.

[209]. دفتر: بهجت.

[210]. دفتر: سيستانى.

[211]. صافى، جامع الاحكام، ج1، س 1045 ؛ امام، استفتائات، ج2، مكاسب محرمه، س18 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1116 ؛ نورى، استفتائات، ج1 س559 و 560 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج3، م19 ؛ تبريزى، استفتائات، س 981.

[212]. فاضل، جامع المسائل، ج1، س 951.

[213]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 541 و 544 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، س 9.

[214]. سيستانى، سايت، س 9.

[215]. سيستانى، سايت، قمار ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 560 ؛ دفتر: صافى.

[216]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س15 ؛ تبريزى، استفتائات، س 982 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 733 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1125 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج2، س939.

[217]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، س9 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج3، م19.

[218]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س15 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1125 و 1119و 1116 ؛ فاضل، سايت، قمار، س47 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س540 و ج 2، س733 ؛ تبريزى، سايت ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س1041 ؛ دفتر: نورى.

[219]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م19.

[220]. سيستانى، سايت، قمار، س2.

[221]. دفتر: بهجت.

[222]. فاضل، سايت، احكام قمار، س 50 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، ج5، س1154 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج1، س1043 ؛ مكارم، استفتائات، ج2، س734 و نورى، استفتائات، ج1، س559 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج5، س1154 ؛ دفتر: امام و وحيد.

[223]. سيستانى، سايت، قمار، س و 1 ؛ دفتر: بهجت.

[224]. دفتر: همه مراجع.

[225]. امام، استفتائات، ج 2، مكاسب محرمه، س 17 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1123 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 22 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 19 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 953 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1039 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 727 ؛ تبريزى، استفتائات، س 992 ؛ دفتر: بهجت و نورى.

[226]. سيستانى، سايت، شرط بندى، س 1 ؛ دفتر: همه مراجع.

[227]. امام، استفتائات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 150 ؛ دفتر: همه مراجع.

[228]. دفتر: همه مراجع.

[229]. دفتر: همه مراجع.

[230]. تبريزى، استفتائات، س 995 ؛ دفتر: همه مراجع.

[231]. دفتر: نورى.

[232]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 728 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1049 ؛ دفتر: امام، بهجت، تبريزى، خامنه اى، فاضل، نورى و وحيد.

[233]. فاضل، جامع المسائل، ج2، س952 ؛ دفتر: همه مراجع .

[234]. دفتر: همه مراجع .

[235]. امام، تحرير الوسيله، ج 1، م 8 ؛ بهجت، وسيله النجاة، ج 1، م 1441 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1689 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 559 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 11 ؛ دفتر: خامنه اى و فاضل.

[236]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 9 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين ج 2، التجارة، م 9.

[237]. امام، تحريرالوسيلة، ج 1، م 8 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 8 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج2، التجارة، م 8 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، م 9 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 733 ؛ بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 1441 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 559 ؛ صافى، هداية العباد، ج 1، م 1689 ؛ دفتر: خامنه اى و فاضل.

[238]. فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 953 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 731 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1237 و 1239 ؛ دفتر: امام و وحيد.

[239]. دفتر: تبريزى.

[240]. دفتر: بهجت.

[241]. دفتر: نورى و سيستانى.

[242]. دفتر: همه مراجع.

[243]. دفتر: همه مراجع.

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها