خانه> کتاب >1351


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
پيامدهاي خودارضايي...
قرص شب امتحان (تار...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
همجنسگرايي، علل و ...
گناهان كبيره
رابطه دختر و پسر
چشم چراني، آثار و ...
چگونه از ياران اما...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
تقويت اراده در انج...
علامت قبولي توبه
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
احكام نماز و روزه ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
جلسه خواستگاري
...

گرايش دختران آمريك...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دفتر 30 پرسش ها و ...
جايگاه و ارزش نماز...
لیست کتب اداره مشا...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
خاطره اي جالب از ز...
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
امام خميني(ره) و غ...
تا باشگاه هسته اي

آمار سایت


تعداد مقالات:
2072

بازدید مقالات:
6404230

بازدید سوالات:
2579961



دفتر 25 پرسش ها و پاسخ ها « روابط دختر و پسر » بازديد: 10467

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


        

 

 

 

 

پرسش ‏ها و پاسخ ‏ها - دفتر بيست و پنجم:

 

 روابط پسر و دختر

 

 

محمدرضا احمدى

(با همكارى جمعى از محققان) 

 

 

نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها

معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

سرشناسه: احمدى، محمدرضا، 1342 -

عنوان و نام پديدآور: روابط پسر و دختر / محمدرضا احمدى (با همكارى جمعى از محققان)؛ تنظيم و نظارت نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها، معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ.

مشخصات نشر: قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها، دفتر نشر معارف، 1386.

مشخصات ظاهرى: 152 ص

فروست: مجموعه پرسش ‏ها و پاسخ ‏هاى دانشجويى ؛ دفتر بيست و پنجم (تربيتى و روان ‏شناسى ؛ 1 )

شابك: 000/18 ريال؛ 3-087-531-964-978

يادداشت: كتابنامه: ص [151] - 152 ؛ همچنين به صورت زيرنويس

موضوع: اسلام - پرسش ‏ها و پاسخ ‏ها.                     موضوع: جوانان و اسلام.

موضوع: جوانان - جنبه ‏هاى اخلاقى - پرسش ‏ها و پاسخ ‏ها.

شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها، معاونت آموزش ‏و تبليغ، اداره مشاوره وپاسخ.

شناسه افزوده: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها، دفتر نشر معارف.

رده بندى كنگره: 1386   9ر3الف/12 BP

رده بندى ديويى: 076 / 297

شماره كتابشناسى ملى: 1125432

تنظيم و نظارت: ···  نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها

معاونت مطالعات راهبردى - اداره مشاوره و پاسخ

مؤلف: ···  محمدرضا احمدى (با همكارى جمعى از محققان)

تايپ و صفحه آرايى: ···  طالب بخشايش

ناشر: ···  دفتر نشر معارف

نوبت چاپ: ···  دهم، پاييز 89

تيراژ: ···  000/10 نسخه

قيمت: ···  1800 تومان

شابك: ···  3-087-531-964-978

«كليه حقوق براى ناشر محفوظ است»

مراكز پخش:

قم: معاونت مطالعات راهبردى نهاد، تلفن 2904440

قم: خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 7744616

فروشگاه 1 قم: خ شهداء، روبه ‏روى دفتر رهبرى، تلفن 7735451 نمابر 7742757

فروشگاه 2 تهران: خ انقلاب، چهار راه كالج، جنب بانك ملت، پ 715، تلفن 88911212 نمابر 88809386

نشانى اينترنت: www.nashremaaref.ir - پست الكترونيك: info@porseman.org

 

 

فهرست مطالب

مقدمه ···  15

بخش اول - روابط پسر و دختر

ارتباط با جنس مخالف

پرسش 1 . ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده ‏ام. لطفا درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.··· 19

اظهار محبت

پرسش 2 . اگر يك دختر، پسرى را دوست داشته باشد ؛ چگونه محبت خود را به او تفهيم كند كه براى پسر سوء تفاهم نشود؟··· 27

ارتباط تلفنى

پرسش 3 . با پسرى دوست هستم كه به دليل نداشتن شرايط مناسب پسر براى ازدواج، نمى ‏توانيم با هم ازدواج كنيم و حدود دو سال است كه تلفنى با هم ارتباط داريم و شديدا نياز جنسى داريم، بايد چه كار كنيم؟··· 35

شناخت همديگر

پرسش 4 . آيا ممنوع بودن ارتباط دختر و پسر موجب عدم شناخت قبل از ازدواج و سرانجام جدايى نمى ‏شود؟··· 43

مخالفت خانواده

پرسش 5 . به ازدواج با كسى سخت علاقه ‏مندم ؛ ولى خانواده ‏ام مخالفت مى ‏كنند! چگونه با او ارتباط برقرار كنم و حرف دلم را به او بگويم و خانواده ‏ام را راضى سازم؟··· 46

اطمينان به همديگر

پرسش 6 . اگر دختر از خودش و طرف مقابل اطمينان كامل داشته باشد و هيچ يك از طرفين از جاده عصمت و تقوا دور نشوند، ارتباط چه صورت دارد؟!··· 50

دوستى و دين دارى

پرسش 7 . اگر دوست شدن با يك دخترى، باعث شود كه او با حجاب و سنگين شود و دست از كارهاى خود بردارد، آيا شرعى است كه اين كار را انجام دهم؟··· 52

از من مى ‏خواهد مدتى با او دوست باشم

پرسش 8 . دخترى هستم 24 ساله، چند وقت پيش با پسرى آشنا شدم. او از من مى ‏خواهد مدتى كه اينجا هستم، با او دوست باشم. از تجربه  ‏هاى زندگى ‏ام برايش بگويم. به يكديگر در مشكلات كمك كنيم و بعد از تمام شدن درس از همديگر جدا شويم...55

چطور فراموشش كنم؟!

پرسش 9 . دخترى نوزده ساله هستم كه خصوصيت روحى عجيبم اين است كه به هيچ ‏كس دل نمى ‏بندم ؛ حتى به خانواده خودم تا جايى كه اگر مدتى آنها را نبينم جاى خالى آنها را احساس نمى ‏كنم؟ اما از پنج ماه پيش با شخصى آشنا شدم كه وجودش به من آرامش مى ‏دهد از اول با هم در اين مورد صحبت كرده ‏ايم كه شرايط ما براى ازدواج مساعد نيست و هر دو نيز قبول كرده ‏ايم. از طرفى فكر جدايى من را هر روز بيشتر عذاب مى ‏دهد ؛ به هيچ صورت نمى ‏توانم خودم را قانع كنم كه او را فراموش كنم و اين مسئله روى درس ‏هاى من اثر منفى گذاشته است...··· 59

در پى هواى عشق

پرسش 10 . از آنچه كه مى ‏خواهم بگويم، واقعاً خودم شرم دارم، ولى تمام چوبى كه مى ‏خورم به خاطر سادگى و نادانى خودم است. درست از اين تاريخ كه مى ‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده ‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسرى دنبال من افتاد...··· 63

اشتباهم كجا بود؟

پرسش 11 . دخترى نوزده ساله و دانشجوى ترم اول كامپيوتر هستم ؛ با دخترى دوست شدم كه او به راحتى با پسرها سلام و عليك داشت... مدتى بعد سلام كردن به پسران هم شروع شد. آنها هم به ما سلام مى ‏كردند...69

نگاه استاد

پرسش 12 . دخترى 26 ساله و دانشجوى سال دوم رشته زبان انگليسى هستم. چندى قبل در كلاس كامپيوتر با نگاه ‏هاى مداوم استادمان روبه ‏رو شده، به او علاقه ‏مند شدم...··· 76

روابط دختر و پسر

پرسش 13 . پسران و دختران به قول خودشان براى شناخت بيشتر، بدون اطلاع خانواده ‏ها در خلوت باهم صحبت مى ‏كنند. آيا در احكام دينى چنين چيزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظيفه ما در اين موقعيت چيست و چه بايد بكنيم؟··· 81

ارتباط در تشكل ‏هاى مذهبى

پرسش 14 . توى انجمن اسلامى، جلسات با جوى صميمى و تقريبا دوستانه ولى محترمانه برگزار مى ‏شود، ولى من خيلى آدم با ظرفيتى نيستم! زود جو گير مى ‏شوم و بعضى وقت ‏ها كنترلم از دست مى ‏رود و شايد از مرزهاى حيا مى ‏گذرم ؛ به خاطر همين دائم از شركت در اين جلسات سود مى ‏برم يا نه؟··· 87

پيش ما مى ‏مانديد!

پرسش 15 . مهم ‏ترين ماجراى زندگى ‏ام را برايت تعريف مى ‏كنم ؛ به ياد يكى از دوستانم افتادم كه خيلى اصرار داشت كه حتماً توى اين شهر غريب، يك بار هم كه شده به خانه ‏اش بروم. راه خانه او را در پيش گرفتم. وقتى كه به خانه رسيدم، در زدم ؛ چند دقيقه بعد خانمى پشت در آمدو گفت كه برادرش در خانه نيست و چند ساعت ديگر مى ‏آيد...··· 88

ما چه كنيم؟

پرسش 16 . از يك طرف جوانى و اوج غرايز جنسى و از سوى ديگر نامناسب بودن فضاى اخلاقى و فرهنگى جامعه كه اين غرايز را شعله ‏ورتر مى ‏كند و...؟··· 94

همسريابى

پرسش 17 . به نظر شما در جامعه و فرهنگ امروزى، چگونه مى ‏توان يك همسر خوب انتخاب كرد؟ راه ‏هاى عملى براى يافتن همسر مورد نظر چيست؟··· 117

بخش دوم - احكام روابط

ريبه و تلذذ

پرسش 18 . مقصود از «ريبه» و «تلذذ» در رساله ‏هاى مراجع چيست؟··· 123

دختر رشيده

پرسش 19 . منظور از دختر بالغ رشيده چيست؟ معمولاً در چه سنى به اين حد مى ‏رسد؟··· 123

سن تمييز

پرسش 20 . سن تمييز در پسر و دختر بچه در احكام نگاه و پوشش، چه سنى است؟··· 124

راه ‏هاى محرميت

پرسش 21 . به طور كلى دختر و پسر، از چند راه مى ‏توانند با يكديگر محرم شوند؟··· 124

صيغه خواهر و برادرى

پرسش 22 . آيا هيچ راه شرعى و قانونى - به جز ازدواج - وجود دارد كه دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آيا در اسلام چيزى به نام صيغه خواهر و برادرى وجود دارد؟··· 125

پرسش 23 . ما دو نفر همكار مجرد هستيم، براى آنكه روابطمان از نظر شرعى دچار مشكل نشود و به گناه كشيده نشويم ؛ مى ‏توانيم بدون اجازه پدر دختر، صيغه محرميت بخوانيم؟··· 125

مخالفت پدر

پرسش 24 . در صورتى كه دختر و پسرى هم كفو باشند ؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آيا باز هم رضايت او لازم است (بايد توجه داشت دختر بالغ و رشيده است و نياز به ازدواج دارد)؟··· 125

پرسش 25 . آيا اظهار عشق و محبت بين دختر و پسر به منظور ازدواج، گناه است؟··· 126

پرسش 26 . تفريح و رفتن به گردش با نامزد خود - كه هنوز عقد نكرده است - چه حكمى دارد؟··· 126

وجوب عقد موقت

پرسش 27 . اگر كسى به واسطه نداشتن همسر و نبود شرايط ازدواج دائم، به گناه مى ‏افتد، آيا ازدواج موقت براى او واجب مى ‏شود؟··· 126

رابطه نامشروع

پرسش 28 . با يك دخترى (رشيده) رابطه نامشروع داشتم كه موجب بى ‏عفتى ايشان گرديده!! آيا بدون اذن پدر ايشان مى ‏توانم با او ازدواج كنم؟··· 127

مشروعيت ازدواج موقت

پرسش 29 . آيا در قرآن مجيد آيه ‏اى در باره ازدواج موقت آمده است؟··· 127

پرسش 30 . نظر مراجع تقليد درباره ازدواج موقت چيست؟··· 128

صيغه فارسى

پرسش 31 . آيا زن و مرد مى ‏توانند خودشان صيغه ازدواج را به فارسى بخوانند، يا اينكه بايد وكيل بگيرند تا عربى خوانده شود؟··· 128

پرسش 32 . اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صيغه عقد موقت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟··· 129

عقد موقت و زنا

پرسش 33 . فرق عقد موقت با زنا در چيست؟··· 130

پرسش 34 . آيا عقد و نكاح معاطاتى نيز جايز است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر كند، به قصد اينكه همسر يكديگر شوند، بى ‏آنكه صيغه عقد بخوانند؟··· 130

نگاه ناخودآگاه

پرسش 35 . با توجه به اينكه كلاس ‏هاى دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار مى ‏شود، طبعاً ناخودآگاه چشم انسان به دختران نامحرم مى ‏افتد ؛ حكم آن در صورتى كه بدون قصد لذت باشد چيست؟··· 131

گفت و گوى علمى با نامحرم

پرسش 36 . آيا صحبت كردن زن با مرد نامحرم كه به نيت خير و يا براى درس باشد، اشكال دارد؟··· 131

پرسش 37 . آيا زن در هنگام صحبت كردن با مرد نامحرم، حتما بايد صداى خود را تغيير دهد و مردانه صحبت كند؟··· 131

چت با جنس مخالف

پرسش 38 . چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبت ‏هاى معمولى، چه حكمى دارد؟··· 132

پرسش 39 . حكم چت كردن با شخصى را كه از جنسيت او بى ‏اطلاعيم، بفرماييد؟··· 132

نامه نگارى با نامحرم

پرسش 40 . نامه نگارى با نامحرم و طرح مسائل شهوانى از طريق ايميل و يا چت، چه حكمى دارد؟··· 132

سلام كردن به نامحرم

پرسش 41 . آيا سلام كردن مرد به زن نامحرم و زن به مرد نامحرم، جايز است؟··· 133

شوخى با نامحرم

پرسش 42 . شوخى كردن با نامحرم چه حكمى دارد؟··· 133

اختلاط دانشجويان

پرسش 43 . آيا در محيط دانشگاهى اختلاط بين پسران و دختران، اشكالى دارد؟··· 133

جشن مختلط

پرسش 44 . برگزارى جشن ‏ها و مراسم در دانشگاه كه در آن دختر و پسرها مختلط ‏اند، چه حكمى دارد؟··· 134

شركت در تشكل مذهبى

پرسش 45 . در يك تشكل مذهبى فعاليت دارم كه دختران و پسران در آن مختلط هستند! در بعضى مواقع احساس مى ‏كنم كه ممكن است به گناه بيفتم، تكليف چيست؟··· 134

اردوى دختر و پسر

پرسش 46 . آيا دانشجويان دختر و پسر مى ‏توانند به طور مشترك، به اردوهاى تفريحى و سياحتى مسافرت كنند؟··· 135

خلوت زن و مرد

پرسش 47 . آيا خلوت كردن دو نفر نامحرم در يك مكان جايز است؟ به طور مثال آيا دختر و پسرى كه مى ‏خواهند با يكديگر ازدواج كنند، مى ‏توانند در اتاق دربسته و خلوت با يكديگر در مورد مسائل آينده صحبت كنند؟··· 135

ارتباط شغلى

پرسش 48 . آيا ارتباط صميمى بين دختر و پسر در هنگام همكارى و يا ميهمانى، اشكال دارد؟··· 136

تدريس خصوصى

پرسش 49 . معاشرت با دختر عمو در حد استادى و تقويت درس، چه حكمى دارد؟··· 136

دوست داشتن جنس مخالف

پرسش 50 . اظهار دوستى به جنس مخالف در اين حد كه بگويد من تو را دوست دارم، چه حكمى دارد؟··· 137

برخورد در تاكسى و بازار

پرسش 51 . گاهى در بازار، نمايشگاه و و وسايل نقليه زن و مرد به يكديگر برخورد مى ‏كند، در اينجا تكليف چيست؟··· 137

پرسش 52 . هرگاه در منطقه يا محيطى، رسم بر اين باشد كه هنگام برخورد با يكديگر مصافحه مى ‏كنند (حتى زنان با مردان) و اگر اين كار را ترك كنند، اهانت و اسائه ادب نسبت به طرف مقابل محسوب مى ‏شود ؛ حكم دست دادن زن و مرد با اين فرض چيست؟··· 137

پرسش 53 . دست دادن با زن نامحرم به وسيله دستكش و مانند آن، چه حكمى دارد؟··· 138

پوشش زن

پرسش 54 . پوشش بدن براى زنان بايد چگونه باشد؟··· 138

پرسش 55 . پوشيدن لباس ‏هاى تنگ و تحريك كننده - كه برجستگى ‏هاى بدن زن در آن پيدا است - چه حكمى دارد؟··· 139

عطر زن

پرسش 56 . آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟··· 139

آرايش دختران

پرسش 57 . آرايش براى دختران چه حكمى دارد؟··· 139

رنگ ابرو

پرسش 58 . آيا رنگ كردن ابرو زينت بوده و پوشاندن آن از نامحرم واجب است؟··· 140

اجازه پدر

پرسش 59 . آيا در ازدواج با دختر باكره، اجازه پدر يا جد پدرى واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟··· 140

دختر غير باكره

پرسش 60 . اگر دختر بكارتش را در دوران كودكى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع ؛ بلكه مثلاً با بازى و ورزش)، آيا در ازدواج با او، اجازه پدر شرط است؟··· 141

دختر مستقل

پرسش 61 . آيا دخترى كه درآمدى دارد و مستقل است، مى ‏تواند بدون اجازه پدرش ازدواج كند؟··· 141

پرسش 62 . دخترى كه بيش از سى سال دارد و هنوز باكره (دوشيزه) باقى مانده است ؛ آيا براى ازدواج نياز به اجازه پدر است؟··· 141

پرسش 63 . اگر دختر بگويد: پدر و مادرم رضايت قلبى به ازدواج دارند؛ آيا مى ‏توان ـ بدون اذن پدر ـ با وى ازدواج كرد؟··· 142

اجازه پسر

پرسش 64 . آيا در ازدواج پسر، نياز به اجازه پدر است؟··· 142

پرسش 65 . آيا صيغه عقد، در صورتى كه بعدا رضايت پدر جلب شود، درست است و آن دختر محرم و همسر شرعى آن پسر محسوب مى ‏شود؟··· 142

نگاه خواستگارى

پرسش 66 . مرد تا چه اندازه مى ‏تواند به بدن زن، هنگام خواستگارى نگاه كند (البته با رعايت شرايط خاص خود)؟··· 142

پرسش 67 . استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعى را رعايت نمى ‏كند و در هنگام نوشتن مطالب روى تخته سياه، دست و موهاى سر او، بيش از اندازه ظاهر مى ‏شود، تكليف ما چيست؟··· 143

پرسش 68 . با وضعى كه زنان بيرون مى ‏آيند و ما نيز مجبوريم به كوچه و خيابان برويم و چشم ‏مان به آنان مى ‏افتد، تكليف چيست؟··· 144

نگاه به زيبايى ‏ها

پرسش 69 . اگر انسان همان طور كه از ديدن باغ و گلستان لذت مى ‏برد، از نگاه كردن به چهره زن لذت ببرد ؛ آيا اين كار حرام است و مصداق قصد لذت به حساب مى ‏آيد؟··· 144

عكس و فيلم آموزشى

پرسش 70 . نگاه كردن به عكس ‏هاى عريان موجود در كتاب ‏هاى پزشكى كه آموزش آن براى دانشجويان ضرورى است، چه حكمى دارد؟··· 145

عكس و فيلم مبتذل

پرسش 71 . نگاه به فيلم ‏هاى مبتذل كه بيشتر زنان غير مسلمان در آن بازى مى ‏كنند - در صورتى كه موجب تحريك انسان نشود - چه حكمى دارد؟··· 145

فيلم ‏هاى صدا و سيما

پرسش 72 . نگاه به فيلم ‏هاى ايرانى و خارجى كه در آنها حجاب رعايت نمى ‏شود و از صدا و سيما پخش مى ‏شوند، چه حكمى دارد؟··· 146

فيلم تحريك زناشويى

پرسش 73 . آيا زن و شوهر براى تحريك جنسى، مى ‏توانند به فيلم ‏هاى سكس و مبتذل نگاه كنند؟··· 146

ارضاى شهوت با فيلم

پرسش 74 . اگر با مشاهده فيلم ‏هاى شهوت ‏انگيز، مقدارى از شهوت انسان فروكش كند و در جلوگيرى از ارتكاب حرام مؤثر باشد، چه حكمى دارد؟ آيا مشاهده آن به اين منظور جايز است؟··· 147

كليدواژه ‏ها··· 149

كتابنامه··· 151

 

 

مقدمه

«پرسش ‏گرى» از آغاز آفرينش انسان، رخ ‏نمايى كرده، بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شيطان را فرونشانده و در اين ميان، مقام آدميت را نشان داده است. آفتاب كوفه چه زيبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خيزد هم جواب

همچنان كه خار و گُل از خاك و آب

آرى، هر كه سؤال ‏هايش آسمانى است، دانش و بينش، پاسخش خواهد بود. پويايى و پايايى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش ‏هاى حقيقت طلبانه و پاسخ ‏هاى خِردورزانه است.

از افتخارات ايران اسلامى، آن است كه از سويى، سرشار از جوانانى پاك دل، كمال خواه و پرسش ‏گر مى ‏باشد و از ديگر سوى، از مكتبى غنى برخوردار است كه معارف بلند آن، گوارا نوش دل ‏هاى عطشناك پرسش ‏گر و دانش ‏جوست.

اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ‏ها را به «زمين اجابت» پذيرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانيم سنگ صبور جوانان انديشمند و بالنده ايران پرگهرمان باشيم، به خود خواهيم باليد.

شايان ذكر است كه در راستاى ترويج فرهنگ دينى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ‏ها، با همكارى گروه ‏هاى علمى، بيش از 70 هزار پرسش دانشجويى را در موضوعات مختلف انديشه دينى، مشاوره، احكام و... پاسخ داده است.

 اين اداره، داراى هشت گروه علمى و تخصصى، به شرح زير است:

1. گروه قرآن و حديث ؛

2. گروه احكام ؛

3. گروه فلسفه، كلام و دين پژوهى ؛

4. گروه اخلاق و عرفان ؛

5. گروه تربيتى و روان شناسى ؛

6. گروه انديشه سياسى ؛

7. گروه فرهنگى و اجتماعى ؛

8. گروه تاريخ و سيره.

آن ‏چه پيش ‏رو داريد، مهمترين سؤالات پيرامون روابط پسر و دختر است كه توسط مسئول گروه مشاوره، جناب حجه ‏الاسلام والمسلمين محمدرضا احمدى(زيدعزّه ) پاسخ ‏دهى شده و صاحبان انديشه و قلم حجج ‏اسلام على زينتى و سيدابراهيم حسينى(زيدعزّهما ) در تهيه و پاسخ ‏دهى بخشى از پرسش ‏ها هميارى نموده ‏اند و بخش احكام توسط محقق توانمند، جناب حجه ‏الاسلام والمسلمين سيدمجتبى حسينى(زيدعزّه ) به رشته تحرير درآمده است.

بر آنيم تا با توفيق خداوند، به تدريج ادامه اين مجموعه را تقديم شما خوبان كنيم. پيشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شايسته و پربارِ مجموعه ‏هايى از اين دست خواهد بود.

در پايان، از تلاش ‏هاى مخلصانه مؤلفان محترم و مجموعه همكاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجه ‏الاسلام والمسلمين صالح قنادى(زيدعزّه ) كه در بازخوانى و آماده ‏سازى اين اثر تلاش كرده ‏اند، تشكر و قدردانى مى ‏شود و دوام توفيقات اين عزيزان را در جهت خدمت بيشتر به مكتب اهل ‏بيت (علیهم ‏السلام) ‏ و ارتقاء فرهنگ دينى جامعه - به ويژه دانشگاهيان - از خداوند متعال مسئلت داريم.

 

 

 

بخش اول : روابط پسر و دختر

   

ارتباط با جنس مخالف

پرسش 1 . ترم اول هستم و تازه با محيط دانشگاه آشنا شده ‏ام. لطفا درباره رابطه دختر و پسر در دانشگاه و شرايط آن برايم توضيح دهيد.

همان ‏گونه كه خود مى ‏دانيد، تاكنون در محيط تحصيلى، كمتر با جنس مخالف برخورد داشته ‏ايد. در مقاطع تحصيلى قبلى، با فضاى آموزشى مختلط مواجه نبوديد. زندگى آموزشى شما، فارغ از حضور جنس مخالف بود. شايد محيط دانشگاه، نخستين تجربه برخورد مستقيم شما با جنس مخالف است. بر اين اساس، بايسته است با شكل اين نوع ارتباط و پيامدهاى مثبت و منفى و راه ‏هاى كنار آمدن با اين پديده، آشنايى بيشترى پيدا كنيد. ناآشنايى مى ‏تواند موجب خسران و ضرر آموزشى گردد و به جاى بهره ‏مندى علمى و آموزشى، زيان اجتماعى، اخلاقى و حيثيتى به شما تحميل كند. همچنين بدون قصد و برنامه قبلى، شما را از هدف دور كرده، به سمت انحراف ‏هاى پيش ‏بينى نشده ببرد. بر اين اساس، آگاهى از مواجهه صحيح با اين پديده و داشتن ارتباط سالم و صحيح با جنس مخالف و شناخت كافى از شرايط، آداب و مقررات اين نوع ارتباط، براى شما لازم و بايسته است. از اين رو، به منظور روشن ‏گرى، نكاتى بيان مى ‏شود. اما پيش از پرداختن به جزئيات، توجّه به يك نكته اساسى و كليدى در ارتباط با ديگران بايسته است.

انسان، هرگز بدون ارتباط و تعامل با ديگران زندگى نكرده است و اگر چه سطح و نوع ارتباط ‏ها متنوّع بوده ؛ ولى هيچ ‏گاه قطع نشده است ؛ زيرا ارتباط با همنوع براى آدمى ضرورت دارد. نوع و كيفيت ارتباط، بر اساس اهداف و اغراض اشخاص تعيين مى ‏شود. بدين جهت اين ارتباط گاهى آموزشى، اقتصادى، فرهنگى و يا اجتماعى است. هر نوع ارتباطى، شرايط خاص خود را دارد كه بايد رعايت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد. يك مجموعه، داراى اصول و قواعدى است كه بايد در تمام ارتباط ‏ها، رعايت گردد. به عنوان نمونه هرگز ارتباط ‏ها، نبايد با همديگر همپوشى و تداخل كند ؛ يعنى، در ضمن يك ارتباط، نبايد هدف گم شود. پيام مبادله شده، بايد محدود و منحصر به نوع ارتباط باشد ؛ مثلاً در ضمن يك ارتباط اقتصادى، نبايد پيام خانوادگى مبادله شود. اين تداخل، موجب ضرر به هر دو نوع ارتباط شده و طرفين را از اهداف خود دور مى ‏سازد. همان طور كه در ضمن ارتباط آموزشى، اگر حواس متوجه مطالب ديگر شود، موجب افت كيفيت آموزش مى ‏شود. به هر حال بايد به اصول ارتباط ‏هاى انسانى پايبند بود تا بتوان به اهداف ارتباط ‏ها دست يافت.

توجه داريد كه علت اصلى حضور شما در دانشگاه - همان گونه كه از نام اين محيط پيدا است - تحصيل دانش و علم است ؛ از اين رو، ارتباط اساسى و اصلى شما با تمام افراد در اين محيط، «آموزشى» است و اگر ارتباط دوستى يا اقتصادى و ... برقرار شود، در مسير تكميل آموزش و يا مقدمه ‏اى جهت رسيدن به اهداف آموزشى است. اما هر رفتار و يا ارتباطى كه شما را از اين هدف دور كند، آفت زندگى دانشجويى و انحراف از مسير آموزش تلقى مى ‏شود.

 هر ارتباط ديگرى - غير از ارتباط آموزشى - فقط يك عامل مزاحم است و بايد آنها را از مسير زندگى دانشجويى خود حذف كنيد تا بتوانيد به اهداف علمى و معرفتى نايل آييد. از ديدگاه تعليم و تربيت، ارتباط با جنس مخالف، يك عامل مزاحم است و در اولين گام، سطح تمركز شما را كاهش مى ‏دهد. كافى است يك پيام غير آموزشى از جنس مخالف، نظر شما را به خود جلب كند ؛ تا ساعت ‏ها فكر و ذهن شما را به خود مشغول سازد!! پس هر عمل و ارتباطى كه آموزش و فعاليت تحصيلى شما را تحت تأثير خود قرار دهد و كميت و كيفيت دانش اندوزى شما را كاهش دهد، بايد از زندگى دانشجويى ‏تان حذف شود.

تأثير مزاحمتى ارتباط با جنس مخالف، نه قابل كتمان است و نه با مزاحمت ‏هاى ديگر (همانند سر و صدا) قابل مقايسه است ؛ يعنى، كسى نيست كه بگويد ارتباط با جنس مخالف، همانند خريد لوازم التحرير، مقدمه ‏اى براى تحصيل موفق است ؛ زيرا بروز عامل مزاحم، برابر است با افت تحصيلى! افزون بر اين، پژوهش ‏هاى صورت گرفته و تجربيات افراد مبتلا به ارتباط با جنس مخالف، گوياى افت شديد تحصيلى اين گونه افراد است.

موضوع ارتباط با جنس مخالف، تنها نظر انديش ورزان و صاحب نظران تعليم و تربيت را به خود جلب نكرده است ؛ بلكه اين مسئله از ديدگاه فقهى، جامعه ‏شناختى، روان ‏شناختى و ... نيز مورد بررسى قرار مى ‏گيرد. اينك از ديدگاه روان ‏شناختى اين مسئله را مورد بررسى كوتاه قرار مى ‏دهيم. در هر ارتباطى پنج مؤلفه نقش آفرين است: 1. پيام ‏دهنده، 2. پيام ‏گيرنده، 3. محتواى پيام، 4. كانال، 5. رسانه.

از بين اين امور، بيشترين تأثير و نقش تعيين كننده از آن مؤلفه سوم (محتواى پيام) است. آنچه يك ارتباط را از ديگر ارتباط ‏ها متمايز مى ‏سازد، محتوا و پيام است. حال سخن اين است كه در ارتباط دوستى با جنس مخالف، چه نوع پيامى مبادله مى ‏گردد كه آن را «دوستى با جنس مخالف» مى ‏گويند؟ چرا ارتباط با استاد در كلاس درس يا ارتباط با دفتردار دانشگاه را «ارتباط دوستى» نمى ‏گويند؟ آيا چيزى جز محتوا و پيام مبادله شده، مى ‏تواند نقش مؤثر و تعيين كننده ‏اى داشته باشد؟ بايد مشخص شود در ارتباط دوستى با جنس مخالف، محتوا و پيام مبادله شده چيست كه آن را از ديگر ارتباط ‏ها - همانند ارتباطات اقتصادى، سياسى، اجتماعى و ... - متمايز مى ‏سازد؟

آنچه در ارتباط با جنس مخالف مبادله مى ‏شود، محبت و عشق ويژه ‏اى است ؛ محبتى كه يك همجنس از ارائه آن ناتوان است. از اين رو به سراغ جنس مخالف مى ‏رود! پس محبت از نوع جنسيتى است و اگر پيام آرامش، سكون و ... نيز مبادله مى ‏گردد، رنگ جنسيتى - نه جنسى - مى ‏پذيرد. در اين نوع ارتباط، چون قواعد، شرايط و تعهّدات طرفين تعريف نشده، با پيامد منفى فراوانى همراه است. براى مثال چون سطح دوستى تعريف نشده، دوستان در برابر همديگر احساس تعهد نمى ‏كنند كه معمولاً با خيانت، بى ‏وفايى، شكست و ... همراه است.

گاهى اوقات به واسطه اينكه سطح دوستى و ارتباط تعريف نشده است، اندك اندك از ارتباط دوستى فراتر رفته، همسان با ارتباط خانوادگى و كاركردهايى از آن دست مى ‏شود و چون شرايط آن با توافق طرفين قرين نشده، به هتك حيثيت اجتماعى و چه بسا خسارت ‏هاى جبران ‏ناپذير - به ويژه از طرف دختر - همراه مى ‏شود! هرگز كسى در ابتدا پيش بينى نمى ‏كند كه اين دوستى، به اين نقطه ختم شود ؛ ولى كم كم به جايى مى ‏رسد كه نتيجه ‏اى جز پشيمانى به بار نمى ‏آورد!

 بنابراين چون در فرهنگ دينى و عرف ايران اسلامى، اين نوع ارتباط تعريف نشده است، نبايد به سراغ آن برويم ؛ چون هر ارتباطى كه از شرايط، آداب و تعهد لازم فارغ باشد، نه تنها به هدف خود نمى ‏رسد، بلكه جز خسارت نتيجه ‏اى ندارد. اگر ارتباط اقتصادى با آداب، شرايط و تعهدهاى بيگانه باشد، نه تنها سود نمى ‏دهد ؛ بلكه خسارت اقتصادى تنها نتيجه آن خواهد بود. در اين نوع ارتباط هم، وضعيت به همين منوال است.

در ارتباط دوستى با جنس مخالف، آنچه در معرض خسارت و ضرر (و يا بهتر بگوييم تهديد) قرار مى ‏گيرد، مال، سرمايه و تحصيل دانش نيست ؛ بلكه آبرو و پاكى است كه اگر از كف رود، هرگز جبران نمى ‏شود. آيا انسان عاقل حاضر است در يك ارتباط دوستى فاقد تعهّد لازم، حيثيت خود را در معرض آسيب و خطر قرار دهد! اگر اين ضرر رخ داد، چه كسى آن را جبران مى ‏كند و آيا آبروى بر باد رفته، قابل برگشت است! چه بسيار افرادى كه هرگز گمان نمى ‏كردند به بى ‏آبرويى و از دست دادن آبرو و ... مبتلا شوند ؛ ولى مبتلا شدند! بنابراين، از ديدگاه روان ‏شناختى، چون ارتباط دوستى با جنس مخالف فاقد شرايط يك ارتباط سالم است و ويژگى ‏هاى لازم در مؤلفه ‏هاى آن رعايت نشده، يك ارتباط شكست خورده و مقرون به آسيب است و تا زمانى كه به يك تعهد طرفينى همراه با رعايت آداب و شرايط منتهى نشود، بايد از آن سخت پرهيز كرد.

حال كه پيامدهاى ارتباط با جنس مخالف در فضاى آموزشى و غيرآموزشى قابل پيش ‏بينى نمى ‏باشد و سخت مورد ترديد است؛ پس شكل رفتار ما با جنس مخالف چگونه بايد باشد؟

به طور كلى در جامعه ما چند شيوه برخورد وجود دارد كه يك شيوه آن درست و شيوه ‏هاى ديگر غلط است. برخورد مبتنى بر شناخت و احترام متقابل، مواجهه صحيح با جنس مخالف است. در اين شيوه، دختران و پسران به محض ديدن يكديگر، خود را نمى ‏بازند و هيجان زده نمى ‏شوند. اينان يك نگاه و يك  كلام از جنس مخالف را به عشق تعبير نمى ‏كنند، آن را در ذهن خود و در رؤياهاى خويش نمى ‏پرورانند ؛ بلكه در برخوردها در مجامع فاميلى، تحصيلى و ... بسيار با وقار و سنگين برخورد مى ‏كنند و در عين پرس و جو از احوال يكديگر و پاسخ ‏گويى به پرسش ‏هاى آنان، دچار افراط در خنده و شوخى نمى ‏شوند. آنان جنس مخالف را افرادى چون پدر، مادر، برادر و خواهر خود نمى ‏دانند و آدابى را كه از لحاظ شرعى و اجتماعى در برخورد با ديگران لازم است، رعايت مى ‏كنند. آنان بر اثر تربيت خانوادگى، برقرارى رابطه پنهان با جنس مخالف را بى ‏معنا مى ‏دانند و درباره روحيات جنس مخالف، به حد كافى آگاهند و براى برقرارى روابط نزديك و صميمى با جنس مخالف، برنامه دارند و آن را از طريق ازدواج و فراهم آوردن شرايط مقبول اجتماعى، به تحقّق مى ‏رسانند.

شيوه ‏هاى نادرست ارتباط :

1. برخورد احساسى و هيجان زده ؛ اين رفتار بر اثر عدم شناخت صحيح از جنس مخالف است. آنان يك ابراز محبت ساده را نشانه عشقى عميق مى ‏دانند و هيجان زده مى ‏شوند كه معمولاً در دختران چنين واكنشى بيش از پسران به چشم مى ‏خورد!

2. برخورد خشك و محدود ؛ عده ‏اى از جوانان، بر اساس تربيت ‏هاى غلط، گاهى در ميان خويشان و آشنايان از افراد هم ‏جنس نيز اجتناب مى ‏كنند و رفتارى سرد و يا خشن دارند. البته خشك نبودن، هرگز به معناى رعايت نكردن حدود شرعى نيست ؛ ولى رعايت موازين شرعى هم لزوما به معناى بد اخلاقى و سرد بودن نيست.

3. داشتن روابط پنهانى ؛ داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس ‏هاى تلفنى و مخفيانه و... عواقب روانى و اجتماعى بسيار خطرناكى در پى دارد كه متأسفانه بيشترين آسيب، نصيب دختران مى ‏شود.

4. افراط در معاشرت ؛ بعضى از خانواده ‏ها، به بهانه اجتماعى كردن فرزندان خود، سعى در ايجاد روابط افراط گونه بين پسر و دختر مى ‏كنند كه نوعى تبعيت كوركورانه از فرهنگ غربى است! بنابراين به نظر مى ‏رسد شيوه صحيح در رابطه با جنس مخالف، تابع اصولى است كه به بعضى از آنها اشاره مى ‏شود:

1. برخورد با جنس مخالف، بر اصل «تكبّر ورزى» استوار شده است. رفتار صميمانه و چهره گشاده و لب خندان داشتن، براى مواجهه با هم جنس و محارم است ؛ نه براى نامحرم و جنس مخالف. راه حفظ حريم و مصونيت و حرمت نهادن براى خود، «تكبرورزى» است تا ناشناسان و نامحرمان، به حريم شما بار نيابند.

2. نبايد به بعضى از تأثيرات مثبت و اندك اين ارتباط دل خوش كرد. بايد بدانيم انسان ‏هاى پشيمان، اندك اندك به خط قرمز رسيده، از آن عبور كرده ‏اند! اگر شما يك قدم جلو بگذاريد، بايد ده قدم از ارزش ‏هاى خود عقب ‏نشينى كنيد! جاذبه طبيعى و زيستى دختر و پسر - به ويژه در سنين جوانى - زمينه انحراف در ارتباط ‏هاى انسانى را فراهم مى ‏سازد. در محيط آموزشى هم نبايد از آفاتى كه در جاذبه ‏هاى زيستى ريشه دارد، غفلت كنيد ؛ زيرا روابط انسانى از اين ناحيه، بسيار آسيب ‏پذير بوده و به انحراف مى ‏گرايد. بر همين اساس شارع مقدس به ما هشدار مى ‏دهد كه هرگاه دو غير هم جنس، در قالب هر ارتباطى و در مكانى خلوت و دور از ديد ديگران قرار گيرند ؛ شيطان آنها را به سمت روابط تهديدآميز مى ‏كشاند و بايد از آن محيط و ارتباط بگريزند.

نكته ديگرى كه به اين حساسيت مى ‏افزايد، تهديد مستمر و لحظه به لحظه اين خطر است ؛ يعنى، در حالى كه ديگر عوامل تهديد كننده، نيازمند زمان و مكان خاصى است تا آدمى را در معرض تهديد قرار دهد و در رفتار وى نفوذ كند ؛ اين عامل هميشه نقش تهديد كننده دارد و انسان هوشيار، نبايد يك لحظه خود را از اين تهديد در امان ببيند.

3. محيط آموزشى، بدون ارتباط آموزشى نيست و طرف دوم اين ارتباط، هميشه از جنس شما نيست. شايد شما در بعضى اوقات، مجبور به برقرارى ارتباط با جنس مخالف شويد ؛ در اين صورت، نبايد از محدوده پيام آموزشى تجاوز كنيد و فقط به مبادله همين نوع پيام - در صورت مستقيم يا غير مستقيم - اكتفا نماييد. براى اينكه يقين كنيد مخاطب شما پيام ديگرى دريافت نكرده است و پيام ديگرى مبادله نكرده ‏ايد، به نكات زير بسيار پايبند باشيد.

الف. به محض احساس دريافت پيامى غيرآموزشى، به سرعت رابطه را در همان لحظه قطع كنيد.

ب. در فضاى آموزشى مختلط، مواظب نگاه خود باشيد و به پيام ‏هاى شفاهى و كتبى افراد مزاحم توجه نكنيد و حتى اگر به داد و فرياد متوسّل شدند، ناشنيده گرفته، از موقعيت دور شويد.

ج. در جمع دوستانى كه به اين نوع روابط دل خوش كرده ‏اند، شركت نكنيد و از آنها كناره بگيريد.

د. توجه داشته باشيد هيچ انسان مبتلا به انحراف رفتار، با قصد و غرض قبلى به اين وادى وارد نشده ؛ بلكه دست ‏هاى ناپيدايى او را در اين گرداب مبتلا ساخته است. شما نيز از حيله اين دست ‏ها، خود را در امان نپنداريد ؛ زيرا هميشه آنها با شما و در كمين شما هستند ؛ (گرچه شما از آنها غافل هستيد)![1] به همين جهت در قرآن مجيد به انسان ‏هاى پاك و وارسته سفارش شده كه از دوست ‏گيرى پنهانى خوددارى كنند و اين توصيه هم به دختران شده و هم به پسران.

«... وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ »[2]؛ «[ زنان] دوست ‏گيران پنهانى نباشند».

«... وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ »[3]؛ «[ مردان] زنان را در پنهانى دوست خود نگيرند».

 

اظهار محبت

پرسش 2 . اگر يك دختر، پسرى را دوست داشته باشد ؛ چگونه محبت خود را به او تفهيم كند كه براى پسر سوء تفاهم نشود؟

اظهار محبت به جنس مخالف، اغلب به يكى از دو هدف زير انجام مى ‏گيرد:

1. به منظور ايجاد روابط دوستانه و صميمانه و استمرار آن براى مدت زمانى خاص، در جهت پاسخ به احساس نياز روانى خود (يعنى نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن) ؛

2. به منظور آشنايى با يكديگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج و بعضى انگيزه ‏هاى ديگر.

حال كدام يك از اين دو صورت را مى ‏توان پذيرفت و بر آن مهر تأييد زد؟

شكى نيست كه انسان داراى نيازهاى مختلف زيستى، اجتماعى، عاطفى و شناختى است. او همان ‏طور كه نياز به خوردن و آشاميدن دارد ؛ نيازمند ارتباط و تعامل با ديگران است و سرانجام نيازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخى روان ‏شناسان، با انواع نيازهاى مختلف انسان و سطح بندى آن، بر اهميت نيازهاى عاطفى در دوران نوجوانى و جوانى و لزوم تأمين آن، توسط گروه همسالان، تأكيد ورزيده، معتقدند: اين نياز، يكى از نيازهاى عالى انسان است و همسالان با ايجاد ارتباط مثبت عاطفى، مى ‏توانند به تأمين آن بپردازند ؛ اما آنچه در ايجاد رابطه دوستى و اظهار محبت به ديگرى، از اهميت زيادى برخوردار است، آن است كه اين اظهار محبت به چه كسى و تا چه محدوده ‏اى انجام گيرد تا هم آن نياز عاطفى پاسخ داده شود و هم عوارض و پيامدهاى منفى نداشته باشد. به عبارت ديگر، به چه هزينه ‏اى، مى ‏خواهيم اين نياز را تأمين و ارضا كنيم؟ همان طور كه ما براى تأمين نيازهاى زيستى خود دست به هر اقدامى نمى ‏زنيم ؛ بلكه مى ‏كوشيم طبق معيارهاى صحيح، به آنچه تناسب بيشترى با وضعيت جسمانى ما دارد، عمل كنيم ؛ شايسته است همين روش را در مورد نيازهاى عاطفى و روانى به كار ببريم و آنچه سلامت روحى و روانى ما را تهديد مى ‏كند، به كنارى گذاشته، از آن دورى كنيم. اظهار محبت به جنس مخالف، پيامدهاى زير را به دنبال دارد:

الف. زياده ‏طلبى

كمال ‏طلبى انسان، در هر بعدى از ابعاد جسمانى و روانى، زبانزد همگان است. اگر فردى در پى علم و دانشى باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هيچ گاه دست از كنجكاوى و دانش جويى خود، برنمى ‏دارد و چه بسا در واپسين لحظات زندگى نيز در پى كشف مجهولات خود مى ‏باشد. فردى كه در پى كسب قدرت و سلطه بر ديگران است، اگر بر تمام كره خاكى سلطه يابد، آن را كم و اندك مى ‏پندارد و حكومت بر ديگر كرات را خواهان است و كسى كه خواهان ثروت است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد، باز هم در پى مال و ثروت بيشتر است و... به طور كلى در تمام زمينه ‏ها اين كمال خواهى ظهور و بروز دارد و با اندك تأملى در رفتار خود و ديگران، مى ‏توان اين صفت را كشف و مشاهده كرد.

آيه ‏اللّه ‏ سبحانى گفته است: روزى در محضر آيه ‏اللّه ‏العظمى بروجردى رحمه ‏الله نشسته بوديم كه گفتند يكى از پزشكان تركيه، خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. آن پزشك، هدف از ملاقات خود را تقاضاى مقاله ‏اى علمى درباره علت و يا علل «تحريم شراب» از نظر فقه شيعه براى ارائه به همايشى در تركيه عنوان كرد. نماينده همايش، دوست داشت پاسخ سؤال را مستقيماً از آيه ‏اللّه ‏ بروجردى بشنود ؛ از اين رو، سؤال كرد: چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است؟ آن مرجع بزرگ، در پاسخ به وى چنين اظهار داشت: «حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكّر وى تشكيل مى ‏دهد و اگر عقل نبود، ايشان با ديگر موجودات زنده، چه تفاوتى داشت؟ پس در حفظ آن، بايد كوشا بود و آنچه با اين بعد وجودى تعارض و تنافى دارد، بايد با آن به مقابله برخاست. يكى از امورى كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است، نوشيدن شراب است. بنابراين، چون شراب عقل را از بين مى ‏برد و حقيقت انسان به عقل او است، اسلام آن را ممنوع كرده است». آن پزشك گفت: درست است كه نوشيدن زياد شراب، باعث از بين رفتن قوه تعقّل انسان است ؛ ولى اگر كسى به مقدار كمى از اين نوع مايعات بنوشد، نمى ‏توان گفت چنين تأثيرى را دارد ؛ چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده، نوشيدن آن را غيرمجاز مى ‏داند؟! آيه ‏اللّه ‏ بروجردى گفت: «چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمى ‏كند، اگر مجاز شمرده شود، بر اساس كمال خواهى ‏اش، به تدريج بر خواسته خود مى ‏افزايد و چه بسا به جايى مى ‏رسد كه خودش هم فكرش را نمى ‏كرد! به همين جهت است كه اسلام از همان ابتدا، حتى مقدار اندك را ممنوع كرده است و به عنوان يك قانون قطعى و دقيق براى تمام افراد - چه با اراده و چه كم اراده - به اجرا گذاشته مى ‏شود. اين ويژگى، (كمال ‏طلبى) چون در ديگر ابعاد و زمينه ‏ها جارى است، ديگر قوانين و مقررات و دستورات صادره از طرف قانون گذار هستى، نيز چه بسا بر اساس همين نكته شكل گرفته است و آنجا كه ممكن است زياده ‏طلبى، باعث حريم شكنى شود و به تدريج در وادى هولناك و خطرات جانى و روحى قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهى مى ‏كند».

اظهار محبت به جنس مخالف، از همين موارد است كه با يك سلام و احوال ‏پرسى ساده و مختصر و يا به انگيزه اهداف آموزشى و غيره شروع مى ‏شود ؛ ولى به تدريج نوع رابطه و گفت و گو تغيير يافته، به ميزان و كميت آن نيز افزوده مى ‏شود و تا آنجا پيش مى ‏رود كه تمام انرژى عاطفى خود را مى ‏خواهد در همين گفت و گوها و ارتباط هزينه كند و هرگز به همان حداقلى كه در روزهاى اول داشته، اكتفا نمى ‏كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز، بايد از ايجاد ارتباط عاطفى و مبتنى بر احساسات اجتناب كرد.

بنابراين، ما براى اظهار محبت به جنس مخالف - چه منشأ سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمى را به دنبال نداشته باشد - دليل موجّه و قابل قبولى نمى ‏شناسيم. در واقع، اگر هم باعث سوء تفاهم نشود، باعث سوء رفتار مى ‏شود و به تدريج افراد در گردونه ‏اى وارد مى ‏شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند! گردونه ‏اى كه گاهى رهايى از آن، مستلزم هزينه كردن تمام انرژى روانى و جسمانى فرد و قرار گرفتن در بن بست شديد است.

ب. وابستگى

با شكل ‏گيرى روابط عاطفى بين دختر و پسر و افزايش تدريجى آن، زمينه وابستگى آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مى ‏شود. نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن، در دوران جوانى به اوج خود مى ‏رسد و به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مى ‏گيرند. از اين رو علاقه ابتدايى شدت يافته، كم ‏كم دو طرف به يكديگر وابسته مى ‏شوند. اين وابستگى، در بسيارى موارد، آفت بزرگى براى تمركز حواس مى ‏شود ؛ به گونه ‏اى كه گاهى مطالعه و حضور در كلاس درس را غيرممكن مى ‏سازد و هر كدام از آنها، در تمام اوقات شبانه روز - حتى در كلاس درس - در فكر طرف مقابل است!!

همچنين وابستگى مانع گزينش صحيح و دقيق براى شريك آينده زندگى مى ‏شود و از آنجا كه شخص، به فردى خاص وابسته شده، تمام نيكى ‏ها، خوبى ‏ها، زيبايى ‏ها و... را در فرد مورد علاقه خود مى ‏بيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالى او را ندارد ؛ زيرا از روى علاقه و از پشت عينك وابستگى، به طرف مقابل نگاه مى ‏كند ؛ نه با نگاهى خريدارانه، نقّادانه و بررسى كننده تا تمام نقاط ضعف و قوّت او را در ترازوى حقيقت بين، مورد دقّت و مشاهده قرار دهد!

از طرف ديگر، اگر كسى بخواهد با فردى، فقط براى مدتى دوست باشد و به او اظهار محبت كند - نه به طور درازمدت - مطمئناً پس از آن مدت، امكان جدايى از يكديگر، از نظر روانى بسيار سخت و مشكل آفرين است. معمولاً در چنين مواقع بسيارى از جوانان به افسردگى ‏هاى شديد دچار شده، از زندگى نااميد مى ‏شوند. آنان احساس مى ‏كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت ؛ زيرا از طرفى مى ‏خواهند اين ارتباط دوستانه را - كه به وابستگى شديد منجر شده - ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند كه نمى ‏توانند همديگر را به عنوان شريك زندگى خود انتخاب كنند. اين امر، گاهى به خاطر ويژگى ‏هاى شخصى ‏شان است و گاهى به خاطر عوامل خانوادگى، اقتصادى و... (مثل عدم توافق خانواده ‏ها و نظير آن) است. از اين رو دچار تنش شده و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مى ‏شوند.

ج. احساس گناه

شكى نيست كه ما در «جامعه ‏اى دينى» زندگى مى ‏كنيم و بيشتر مردم آن از آموزه ‏هاى دينى و اخلاقى، متأثر هستند و به آنها احترام مى ‏گذارند. گرچه ممكن است هر فردى در سال ‏هاى نخستين زندگى، نسبت به بعضى از دستورات دينى، اطلاع دقيقى نداشته باشد ؛ ولى به طور ناخودآگاه و به تدريج، با بسيارى از هنجارهاى اخلاقى و اجتماعى جامعه دينى، آشنا مى ‏شود. اظهار محبت و طرح رابطه دوستى با جنس مخالف، از رفتارهايى است كه جامعه دينى و ارزشى، آن را نمى ‏پسندد و به آن خرده مى ‏گيرد و با اندك دقّتى در متون دينى و سخنان رهبران دينى، روشن مى ‏شود كه ارتباط با جنس مخالف، از چهارچوب و قوانينى خاص برخوردار است. اغلب جوانانى كه چنين روشى را در پيش مى ‏گيرند، طولى نمى ‏كشد كه به خود مى ‏آيند و به گذشته خود مى ‏انديشند. رفتارهاى خود را با ملاك ‏ها و معيارهاى اخلاقى و شرعى مقايسه كرده، آنها را محك مى ‏زنند و دچار پشيمانى مى ‏شوند! اگر نتوانند به درستى از اين فضاى روانى خارج شوند، احساس گناه مى ‏كنند و اين احساس گناه، منشأ بسيارى از ناگوارى ‏هاى روحى و روانى مى ‏شود.

گفتنى است تجديد نظر نسبت به اعمال نامعقول و غيرمشروع گذشته، پشيمانى از آنها و تصميم بر ترك آن، امرى مقبول و شايسته و بلكه لازم و ضرورى است ؛ ولى آنچه به عنوان يك پيامد منفى در اينجا از آن ياد مى ‏شود ؛ آن احساس گناه شديدى است كه بر فضاى فكرى فرد حاكم شده، توان خروج از آن را از شخص سلب مى ‏كند و همراه با يأس و نا اميدى مطلق است. بدين وسيله، شخص توان حركت به سوى اصلاح و تغيير رفتار و مسير زندگى را از دست مى ‏دهد.

آنچه بيان شد، بعضى از پيامدها و عوارض اظهار محبت به جنس مخالف - به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه - است. صورت دوم (اظهار محبت به جنس مخالف، به منظور آشنايى و فراهم كردن مقدمات ازدواج) شرايط ديگرى دارد.

بدون ترديد يكى از پيش ‏نيازهاى ضرورى ازدواج، آشنايى دو طرف از ويژگى ‏هاى شخصيتى، اخلاقى، خانوادگى، اقتصادى و اجتماعى يكديگر است و هر دو با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه ‏هاى مختلفِ تحقيق و بررسى، بايد به اطمينان كافى دست يابند. از طريق همين آگاهى ‏هاى واقع ‏بينانه، از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا كرده و ميزان تناسب و همفكرى خود را در مى ‏يابند.

در اين صورت، چگونه و طبق چه مكانيسمى دو طرف بايد به اين هدف دسترسى پيدا كنند؟ آيا مى ‏توان با ايجاد رابطه عاطفى و اظهار محبت، به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ‏ها، به روحيات و ويژگى ‏هاى اخلاقى، خانوادگى و... همديگر پى برد؟ بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده،[4] معتقديم: بيشتر ارتباط ‏هايى كه با همين قصد و نيت موجّه و معقول شكل مى ‏گيرد، انگيزه ديگرى - غير از آنچه به زبان جارى مى ‏شود - در پى دارد (به خصوص اگر تقاضا كننده جنس مذكر باشد). در واقع، تقاضاى آشنايى با يكديگر قبل از ازدواج، صرفاً پوشش به ظاهر مقبولى است كه فرد، بدين وسيله مى ‏خواهد دليل موجّه و معقولانه ‏اى براى ارتباط ‏هاى عاطفى و اظهار محبت ‏هاى غيرمجاز قرار دهد. برخى افراد، با اين ترفند و طراحى قبلى - با مخفى كردن انگيزه شيطانى خود - در پى به دام انداختن افراد ساده ‏دل و خوش بين هستند تا نيازهاى جنسى خود را تأمين كنند ؛ در واقع اين گونه افراد، آگاهانه طرف مقابل را قربانى غريزه جنسى و خودخواهى ‏هاى شهوانى خودشان مى ‏كنند. شكى نيست كه عده ‏اى نيز ناآگاهانه، گرفتار چنين دامى مى ‏شوند. البته ممكن است هيچ كدام، قصد سوء استفاده از سادگى و يا ناآگاهى طرف مقابل را نداشته باشند ؛ ولى بايد بدانند كه غريزه جنسى انسان، بسيار قوى و شديد است. حيله ‏هاى شيطانى نيز در اين مورد بسيار پيچيده، مرموز و متعدد مى ‏باشد. در اين صورت عده ‏اى با طرح انگيزه ‏هاى معقول و موجه به طور ناآگاهانه وارد چنين صحنه خطرناكى مى ‏شوند ؛ به گمان اينكه هدفشان مقدس و خردمندانه است و اين ‏گونه ارتباط ‏ها مشكلى ايجاد نمى ‏كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهى لازم و ضرورى است.

با ايجاد چنين ارتباطى و شكل ‏گيرى علاقه ابتدايى بين دو طرف، امكان تحقيق و بررسى واقع بينانه كاهش مى ‏يابد و شخص از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده، تحقيقاتش در اين زمينه، دچار جهت ‏گيرى و يا تعصب خواهد شد. همان طور كه گفته شد، وقتى علاقه و محبت چيزى در قلب فرد جاى گرفت، او را نسبت به واقعيات كور و كر مى ‏كند و ديگر نمى ‏تواند نقاط منفى و ضعف آن را ببيند و حتى بشنود و آنچه مى ‏بيند و مى ‏شنود، در نظرش زيبا و جذّاب جلوه ‏گر مى ‏شود و حتى نقاط ضعف را نقاط قوّت تلقى مى ‏كند.

خلاصه آنكه براى چنين امر حياتى و مهمى، بايد ابتدا به تحقيق و بررسى پرداخت و سپس در صورت وجود قابليت ‏ها و صلاحيت ‏ها، در فكر ايجاد علاقه بود ؛ نه اينكه با عينك محبّت و علاقه، به بررسى احوال و ويژگى ‏هاى فرد اقدام كرد. مطمئناً آن عشق و علاقه ‏اى باعث كمال و آرامش مى ‏شود كه پس از پيمان زناشويى و تعهّد به زندگى مشترك، ايجاد مى ‏شود ؛ نه عشق و علاقه قبل از ازدواج به فردى كه هنوز آگاهى و آشنايى كافى نسبت به او پيدا نشده و كاملاً سطحى و احساسى است.

بنابراين، اميد است با دقّت هرچه تمام ‏تر در رشد و بالندگى خود - در اين دوره بسيار حساس و سرنوشت ‏ساز - تلاش كنيد تا از هرگونه كجروى و كج انديشى خود را حفظ كرده و سنگ بناى زندگى آينده را بر پايه ‏هاى درستى و راستى قرار دهيد.

 

ارتباط تلفنى

پرسش 3 . با پسرى دوست هستم كه به دليل نداشتن شرايط مناسب پسر براى ازدواج، نمى ‏توانيم با هم ازدواج كنيم و حدود دو سال است كه تلفنى با هم ارتباط داريم و شديدا نياز جنسى داريم، بايد چه كار كنيم؟ البته به طور حضورى هم همديگر را ديده ‏ايم ؛ ولى رابطه ‏اى نداشته ‏ايم. در ضمن مى ‏خواستم بدانم وقتى از طريق تلفن تحريك مى ‏شويم و رطوبتى از ما خارج مى ‏شود، چه حكمى دارد؟ شرمنده ‏ام از اين سؤال و متشكر مى ‏شوم اگر جوابم را واضح بدهيد. در ضمن مى ‏دانم كه فرم ‏هاى صيغه موقت هم هست، ولى من نمى ‏خواهم از اين فرم ‏ها استفاده كنم و از آبروريزى و يا خبردار شدن خانواده و اطرافيان مى ‏ترسم. خواهش مى ‏كنم مرا راهنمايى كنيد.

از نظر شرعى ترشحات هنگام گفت و گوى جنسى تا وقتى كه اطمينان به منى بودن آن نباشد، پاك است. البته تشخيص منى براى پسران آسان ‏تر است ؛ ولى براى دختران  خيلى كم اتفاق مى ‏افتد و تا وقتى اطمينان پيدا نشده، پاك است. محرميت دختر و پسر نيز بنابر نظر اكثر مراجع تقليد، بدون اجازه پدر جايز نيست. علت ضرورت اجازه پدر، اهميت و ارجمندى آينده زندگى دختر است ؛ زيرا به تجربه ثابت شده است كه بيشتر پسران لذت خود را مى ‏برند و هنگامى كه به طور جدى مسئله ازدواج مطرح مى ‏شود، تمام وعده ‏هاى قبلى را فراموش مى ‏كنند!!

بنابراين در اين گونه روابط - به ويژه دختران - بسيار بايد احتياط كنند كه زندگى آينده آنان، به خطر نيفتد. موارد متعددى پيش آمده كه چنين دخترانى بعد كه... گرفتار افسردگى شده و حتى خودكشى كرده ‏اند.

جهت توضيح بيشتر در اين باره، بيان نكات زير مفيد و ضرورى است:

نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى ‏دهد. البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى ‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى ‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.

 قرآن به مردان سفارش مى ‏كند: با دخترانى كه روابط دوستى مخفيانه ‏اى با ديگران داشته ‏اند، ازدواج نكنند... «فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ »[5] ؛ «آنان را با اجازه خانواده ‏هايشان به همسرى خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد ؛ [ به شرط آنكه] پاكدامن باشند و زناكار و دوست گيران پنهانى نباشند».

در آيه ديگر، مردان را به پاكدامنى سفارش كرده و از روابط پنهانى بازداشته است: «...وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ... »[6].

بنابراين يك فرد مسلمان - كه هر روز با ياد خدا روز را آغاز مى ‏كند و معتقد به دستورات الهى و قرآن كريم است - هرگز اين سخن الهى را زير پا نخواهد گذاشت. اينكه قرآن يكى از شرايط ازدواج را همين قرار داده است، شايد بدين جهت باشد كه هر كدام كه قبل از ازدواج داراى چنين تجربياتى بوده و با فرد يا افراد ديگرى رابطه دوستى داشته است ؛ مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفى و نزديك خود با همسرش، آن تجربيات را به ياد خواهد آورد. در اين صورت ويژگى ‏هاى رفتارى، اخلاقى و شخصيتى دوست قبل از ازدواج به خاطرش آمده و به مقايسه بين همسر فعلى و دوست قبلى ‏اش مى ‏پردازد. حتّى ممكن است در بعضى موارد، به احساس شكست در اين ازدواج يا برتر بودن تجربه قبلى، نتيجه ‏گيرى كند و اين بزرگ ‏ترين لطمه ‏اى است كه در همان اوايل ازدواج به خود وارد مى ‏كند!! در حالى كه ازدواج بايد به آرامش بينجامد و اصلاً فلسفه ازدواج هم همين رسيدن به آرامش است كه قرآن نيز به آن اشاره مى ‏كند ؛ ولى وقتى چنين امورى پيش مى ‏آيد، چگونه ازدواج مى ‏تواند آرامش بخش باشد و زن و شوهر (زوجين) به تكميل و رشد همديگر بپردازند؟! اين آغاز «اضطراب» است ؛ اضطرابى كه در تمام وجود و هستى آنها لانه مى ‏كند و به جاى زندگى مشترك لذت بخش، تجربه احساسى و موقت گذشته را زنده مى ‏كند. نتيجه اين هم افسوس و ناراحتى چيز ديگرى نيست.

علاوه بر اين چنين دختران و پسرانى كه به صورت نامشروع و غيرقانونى با يكديگر ارتباط برقرار مى ‏كنند، بسيارى از انرژى ‏هاى عاطفى خود را - كه خداوند به عنوان سرمايه ‏اى بزرگ در وجود آنها به وديعه نهاده تا صرف همسر حقيقى خود و نيز تربيت فرزندان خود كنند - در اين دوران دوست بازى، از دست مى ‏دهند و در فرداى زندگى خود، احساس گناه مى ‏كنند.

بنابراين چه خوب است در اولين فرصت و با وجود امكانات و شرايط كافى و خواستگار مناسب و شايسته، اقدام به ازدواج كنيد. بدانيد كه ازدواج هم پاسخى به نياز تكوينى موجود در انسان است و هم مايه رشد، كمال، تكميل و آرامش يافتن او است.

اما مشكلى كه ممكن است در بين باشد، چگونگى يافتن همسر مناسب و شايسته است؟ اگر خواستگار يا خواستگارانى داريد، به يكى از آنها - كه از شايستگى كافى برخوردار است - پاسخ مثبت دهيد. در غير اين صورت موضوع را با مراكز مشاوره ازدواج در دانشگاه يا در شهرستان محل سكونتتان، در ميان بگذاريد. آنان با حفظ و رعايت شأن دختر بودن، مقدمات معرفى و مراسم خواستگارى و غيره را فراهم مى ‏نمايند.

در هر صورت تا قبل از ازدواج، شايسته است اين غريزه را به طور موقّت كنترل كرده و عفت و پاكى و پاكدامنى خود را همچون گذشته حفظ و حراست كنيد.

جهت كنترل اين غريزه، توجه شما را به راه كارهاى ذيل جلب مى ‏كنيم:

1. پرهيز از فكر و ترسيم صحنه ‏هاى محرك در ذهن و خيال ؛

عبداللّه ‏ بن سنان از امام صادق (علیه ‏السلام) ‏نقل مى ‏كند: «ان عيسى قال للحواريين: ...  ان موسى امركم ان لاتزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ان تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ان لم يخرق البيت» ؛ عيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى ‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينكه زنا كنيد ؛ زيرا كسى كه خيال زنا كند، مانند كسى است كه در خانه ‏اى نقش و نگار شده، دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى ‏سوزاند ؛ ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى ‏كند»[7].

2. دورى از نگاه ‏هاى مسموم و مناظر تحريك ‏آميز ؛

قرآن كريم در دو آيه ‏متوالى، دستور به اغماض چشم از نگاه حرام و هوس ‏آلود داده است. در آيه اول مى ‏فرمايد: «قُلْ لِلْمُؤمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ... »[8] ؛ «به مؤمنان بگو: ديده ‏هايشان - را از نامحرمان - فرونشانند و نهانگاه ‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند». در آيه بعدى مى ‏فرمايد: «وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ »[9] ؛ «به زنان مؤمن بگو چشم ‏هايشان را فرو گيرند و نهانگاه ‏هاى خويش را محافظت كنند».

جالب اين است كه در هر دو مورد، خداوند متعال نخست به مراقبت از نگاه محرّك و عفت چشم و آن گاه به حفاظت از عورت، فرمان داده است.

رسول اكرم (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ مى ‏فرمايد: «النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه ‏ اعطاه اللّه ‏ ايمانا يجد حلاوته فى قلبه»[10] ؛ «نگاه هوس ‏آلود، تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان ؛ هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى ‏بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى ‏كند».

3. گوش ندادن به آوازها و موسيقى ‏هاى تحريك ‏كننده و مبتذل ؛

در حديثى آمده است: «ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول اللّه ‏ عز و جل: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤ'دَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسؤالاً »[11] و قال يسأل السمع عما سمع والفؤد عمّا عقد والبصر عما ابصر» ؛ «مردى از امام صادق (علیه ‏السلام) ‏ درباره شنيدن آواز محرك پرسيد، حضرت از آن نهى كرده، اين آيه را خواند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است، مسئول بوده و بازخواست خواهند شد»[12].

4. اجتناب شديد از نشست ‏هاى غفلت ‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك ‏آميز ؛

از حضرت امام باقر (علیه ‏السلام) ‏ روايت شده است: «من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤى عن اللّه ‏ عزوجل فقد عبداللّه ‏ و ان كان يؤى عن الشيطان فقد عبد الشيطان»[13] ؛ «هركس به سخن گوينده ‏اى گوش فرا دهد، او را بندگى كرده است. پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند، قطعا بندگى شيطان كرده است».

5. اعتدال در خوردن ؛

بى ‏ترديد پرخورى و بى ‏نظمى در خوردن، در ذخيره ‏سازى و انباشتن مواد تحريك ‏زا مؤثر است.

در حديثى حضرت رسول (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ - پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغيب مى ‏كند - مى ‏فرمايد: «هركس قدرت بر ازدواج ندارد، روزه بگيرد، يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مى ‏كند»[14].

6. اشتغال، ورزش و سرگرمى ‏هاى مفيد ؛

با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مى ‏رسد و هم ‏فكر و خيال مصروف چاره ‏سازى براى پر كردن اوقات فراغت مى ‏شود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت، تأكيد بسيار شده است.

حضرت امام صادق (علیه ‏السلام) ‏ مى ‏فرمايد: «وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه...»[15] ؛ «و همين ‏گونه انسان اگر بى ‏كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مى ‏شود و بر اثر آن به مسائلى مبتلا مى ‏شود كه زيان آن - هم بر خود و هم بر نزديكان او - سنگينى خواهد كرد...».

7. تلاوت قرآن ؛

بى ‏شك انس با قرآن، تلاوت و تدبّر و در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مى ‏برد و زخم ‏هاى پنهان را التيام مى ‏دهد. همت ‏ها را تا آسمان ‏ها بالا مى ‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات نجات مى ‏بخشد.

 اميرمؤمنان (علیه ‏السلام) ‏ مى ‏فرمايد: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص»[16] ؛ «قرآن را فرا گيريد ؛ زيرا قرآن بهار دلها است و از نور آن بر مرض ‏ها و دردهاى خود مرهم بگذاريد ؛ زيرا آن داروى شفا بخش سينه ‏ها است و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه ‏ها است».

خلاصه اينكه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غريزه جنسى، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت است ؛ ولى هيچ ‏گاه نبايد به بى ‏بند و بارى، افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت داد! بنابراين اگر در تماس ‏هاى تلفنى و ديگر روابط اجتماعى، فرد مورد نظر شرايط مناسب براى ازدواج را دارد ؛ از او بخواهيد رسما از شما خواستگارى كند و جهت فراهم شدن ديگر شرايط، خداوند به شما كمك خواهد كرد ؛ زيرا او مى ‏فرمايد: «كسى كه تقوا پيشه كند، راه نجات او را فراهم مى ‏كنم»، از مشكلات ازدواج نهراسيد ؛ زيرا مشكلات نيز بخشى از زندگى است و بايد براى رويارويى با آنها آماده شد:

زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو

نيست هنگام تأمل بى ‏درنگ آماده شو

براى اينكه مشكلات اقتصادى به يكباره هجوم نياورد، بهترين راه اين است كه جوان، فرد مناسب و سازگار با شرايط خود را انتخاب و عقد كند ؛ ليكن مراسم عروسى را تا دو سه سال به تأخير اندازد. اين برنامه چند فايده دارد:

1. شخص مى ‏تواند در حد نسبتا محدودى به تأمين غريزه جنسى خود بپردازد.

2. از مزاياى شيرين دوران نامزدى - كه دلپذيرترين دوران زندگى است - بهره ‏مند شود.

3. در برخورد با مشكلات، به تدريج پختگى و توانايى لازم براى حل آنها را پيدا كند.

4. در كنار تحصيل، كم ‏كم بر مشكلات اقتصادى غلبه پيدا كرده و براى تشكيل خانواده آماده شود.

انسان - تا پيش از حل مشكل تأمين جنسى - نبايد خود را دست كم گيرد و در برابر خواهش ‏هاى نفس احساس ناتوانى كند! غريزه جنسى - آن هم در دوران جوانى - بسيار نيرومند و شكننده است، اما قدرت اراده و ايمان جوان برتر از آن است كه خود را تسليم غريزه جنسى كند. البته مقابله با غريزه جنسى، امرى دشوار، ولى شدنى است. در صورتى كه در شرايط بحران قرار گرفتيد و امكان ازدواج دائم نبود، به ازدواج موقّت تن در دهيد كه رابطه مشروع باشد و از عذاب وجدان روابط نامشروع در امان باشيد و پيامدهاى ناهنجار اين ‏گونه روابط به حداقل برسد.

 

شناخت همديگر

پرسش 4 . آيا ممنوع بودن ارتباط دختر و پسر موجب عدم شناخت قبل از ازدواج و سرانجام جدايى نمى ‏شود؟

بدون ترديد افرادى كه در صدد ازدواج و تشكيل زندگى مشترك هستند، بايد از يكديگر شناخت و آگاهى ‏داشته باشند و زندگى خود را بر اساس شناختى كه از يكديگر دارند، بنا كنند. در غير اين صورت، زندگى ‏اى كه بر اساس توهّم و خيالات واهى بنا گردد، فرو مى ‏ريزد. پس ما نيز همانند شما، ضرورت شناخت را قبول داريم و معتقديم: بنيان زندگى مشترك بر اساس شناخت صحيح و مطابق با واقع تشكيل مى ‏شود. طبق آموزه ‏هاى اسلامى دختر و پسر، اگر تصميم جدى بر ازدواج دارند، مى ‏توانند قبل از عقد نسبت به وضعيت ظاهرى يكديگر، آگاهى پيدا كنند و حتى طى چند جلسه گفت و گو، از خصوصيات اخلاقى و انتظارات زندگى آينده، شناخت داشته باشند.

آنچه نياز به بررسى دارد، چگونگى اين آگاهى و ميزان دقّت آن است. به گواهى آمار، درصد قابل توجهى از طلاق ‏ها و مشاجرات، ناشى از شناخت ‏ها و اطلاعات غلط و يا سطحى و گذرا است. اين واقعيت تلخ نشانگر آن است - به رغم قبول ضرورت شناختِ از يكديگر - در مسير تحصيل اين آگاهى، دچار خطا شده ‏اند ؛ از اين رو همان ‏گونه كه شناخت دو طرف از يكديگر بايسته است، رعايت راه و رسم رسيدن به اين شناخت و شرايط دسترسى به آن نيز ضرورت دارد و زير پا گذاشتن آنها، به اين چنين پيامدهاى تلخى، ختم خواهد شد.

حال بايد روشن شود قواعد، شرايط و راه صحيح تحصيل اين نوع شناخت و آگاهى چيست؟ ابتدا ويژگى ‏هاى همسر ايده ‏آل را مدنظر قرار دهيد و به منظور كسب اطلاع از برخوردار بودن فرد مورد نظر از ويژگى ‏هاى مثبت و بيگانه بودن وى با ويژگى ‏ها و اوصاف منفى، اقدام به برنامه ‏ريزى جهت كسب آگاهى نموده و به تحقيق و پرسش و... دست مى ‏زنيد. چون هر ويژگى ‏اى از طريقى خاص به دست مى ‏آيد: عدم سوء سابقه با مراجعه به مركزى خاص يا عدم ابتلا به بيمارى ‏هاى ژنتيكى و وراثتى، از رهگذر مراجعه به مركز مشاوره ژنتيكى ؛ سازگارى گروه خونى و  RHخون از راه آزمايش خون، حسن اخلاق، اصالت خانوادگى و پايبندى به اعتقادات دينى و... از طريق شناخت خانواده و گفت و گو به دست مى ‏آيد. پس تنها ارتباط دختر و پسر راه ‏گشا نيست. از جانب ديگر چون هدف تحصيل «شناخت و آگاهى» است، رعايت اصول زير لازم و ضرورى است:

1. در اين ارتباط، جز پيام ‏شناختى، پيام ديگرى مبادله نشود، از اين رو خوش و بش كردن و گل گفتن و گل شنيدن به اين ارتباط ضرر مى ‏رساند و آن را از هدف خود دور مى ‏سازد.

2. راه شناخت تنها ارتباط مستقيم با فرد مورد نظر نيست ؛ بلكه تحقيق، پرس و جو و مراجعه به سابقه زندگى و... از راه ‏هاى ديگر شناخت است. حتى به بعضى از شرايط همسر ايده ‏آل، نمى ‏توان از طريق ارتباط مستقيم و گفت و گو پى برده و چه بسا بهره گرفتن از آگاهى فرد مورد اعتماد و آگاه و مصلحت ‏انديش كارگشاتر است ؛ تا گفت و گوهاى طولانى و دو نفره آميخته به عشق ‏ورزى و محبت.

3. در صورت ضرورت ارتباط مستقيم ديدارى، بايد موضوع جلسه و سؤالاتى كه در پى پاسخ آن هستيد، از قبل مشخص باشد و حتى به صورت جزئى، معيّن و روشن بيان گردد و از سخنان بى ‏ثمر و كلى جداً پرهيز شود.

4. مدت زمان جلسه ارتباط ديدارى، نبايد زياد طولانى باشد.

5. چون هدف كسب آگاهى از يكديگر است ؛ لذا حضور فرد ثالث - كه نقاط پنهان و مبهم گفت و گو را به طرفين گوشزد كند - ضرورى است (حتى اگر از نظر شناختى، به حضور فرد ثالث نياز نباشد) ؛ فضاى خلوت دو نامحرم، جايگاه نفوذ شيطان است. پنهان از نظاره ديگران به ارتباط ديدارى اقدام نكنيد كه اگر فضا به شهوت و عشق آلوده گردد، چشم عقل كور مى ‏شود و ديگر نمى ‏توان به آگاهى درست و دقيق دست يافت.

 

مخالفت خانواده

پرسش 5 . به ازدواج با كسى سخت علاقه ‏مندم ؛ ولى خانواده ‏ام مخالفت مى ‏كنند! چگونه با او ارتباط برقرار كنم و حرف دلم را به او بگويم و خانواده ‏ام را راضى سازم؟

اين پرسش، در واقع حاوى سه سؤال است كه ابتدا به پاسخ سؤال پايانى مى ‏پردازيم:

موافقت و مخالفت والدين در ازدواج، از ديدگاه ‏هاى مختلف و در چندين علم و دانش مورد بررسى قرار مى ‏گيرد و هر يك از اين علوم، نيز به غرضى خاص و از دريچه ‏اى ويژه به آن مى ‏نگرند. به تعبيرى ديگر اين موضوع، يك بحث بين رشته ‏اى است و در علم فقه، حقوق، روان ‏شناسى و جامعه ‏شناسى خانواده، مدنظر دانشمندان هر يك از اين علوم است و در اين ميان آنچه هم اكنون مورد توجه است، بررسى ضرورت و تأثير روان ‏شناختى اين عنصر، در تشكيل خانواده و انجام يك ازدواج موفق است.

از ديدگاه روان ‏شناختى، تأثير موافقت و مخالفت والدين در ازدواج موفّق، به جايگاه والدين در نزد فرزندان خانواده بستگى دارد. بر اساس فرهنگ دينى و ايرانى، چون والدين يك تأثير عميق و به سزا در ذهن و خاطر فرزندان دارند و بعد از تشكيل خانواده، پشتوانه و استوانه خانواده تازه شكل گرفته محسوب مى ‏شوند ؛ لذا همراهى نكردن آنها براى فرزندان، يك شكست محسوب مى ‏شود، در حالى كه در فرهنگ غرب، فرزندان بعد از رسيدن به سن قانونى، حتى از حمايت عاطفى والدين بى ‏بهره ‏اند و بر همين محروميت خو گرفته و به سراغ شريك زندگى خود مى ‏روند ؛ بدون آنكه والدين اطلاع داشته باشند. حال با عنايت به اين جايگاه برجسته والدين و وابستگى روحى و عاطفى فرزندان در تمام سنين به والدين، نه تنها عدم مخالفت ؛ بلكه موافقت والدين يك عنصر ضرورى در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام يك ازدواج موفق، رضايت و همراهى مستمر والدين با فرزندان است ؛ چه اينكه بدون تحصيل رضايت آن دو، آنان در انجام يك عمل خطير، بدون پشتوانه مى ‏باشند و اين خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. فرزندان ايرانى و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرايط يك ازدواج موفق، چون رضايت والدين را به همراه خود ندارند ؛ كمتر مى ‏توانند يك زندگى شيرين و همراه با پيشرفتى را پيش روى داشته باشند. از منظر روان ‏شناختى، اين قضيه را بايد با نگاه به پيامدهاى ناشى از نبود رضايت و همراهى صميمانه والدين بررسى كرد كه آيا ازدواج بدون موافقت والدين و حتى همراه با مخالفت آنان موفق خواهد بود؟ آيا اين ازدواج از پيامدهاى منفى مصون است؟ در يك كلام مخالفت والدين با ازدواج چه تأثيرات مثبت و يا منفى بر موفقيت ‏آميز بودن آن ازدواج دارد؟

ميزان تأثير اين پديده در موفقيت يك ازدواج، به نظام ارزشى و فرهنگ خانوادگى وابسته است و در اين بين، هرگز نمى ‏توان نظام و فرهنگى را يافت كه مخالفت والدين يا حتى بيگانه فرض كردن آنها، شرط موفقيت يك ازدواج باشد. از اين رو بهره ‏مندى از عنصر رضايت والدين، از نظر ارزشى و فرهنگى، حداقل يك پشتوانه روحى براى جوانان در مسير ازدواج است ؛ تا اين راه را با اطمينان خاطر و پشت گرمى كامل طى كنند. ازدواج كردن - بدون توجه به عوامل ديگر مرتبط با آن - خود به خود همراه با دل نگرانى و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آينده آن و ناآشنا بودن دو طرف براى همديگر، عملى رازآلود و معماگونه است. كمترين تأثير روان ‏شناختى اين نوع مخالفت، آن است كه به ميزان دلبستگى روحى و روانى به والدين، به نگرانى و اضطراب يك جوان جوياى اطمينان و سكون مى ‏افزايد و در صورتى كه در نهان ‏خانه اعتقادات خود براى دعا و نفرين والدين تأثيرى ماوراى اسباب طبيعى قائل شود، اين پديده ژرف ‏تر خواهد شد. پس با تكيه بر جايگاه والدين در خانواده ‏هاى ايرانى و مسلمانان از ديدگاه روان ‏شناختى، جلب رضايت آنان در ازدواج يك ضرورت بى ‏ترديد است و حضور اين عامل، موجب دلگرمى جوانان به ازدواج و برخوردارى آنها از اطمينان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سكون مى ‏گردد. همچنين راه بهره ‏مندى از پشتوانه ‏اى محكم و تجارب آنها و دلسوزى و نيك ‏انديشى آنان را هموار مى ‏كند و خرمنى از خوبى ‏ها و علم، دانش، تجربه و مصلحت ‏انديشى دلسوزانه و حتى ‏پشتوانه اقتصادى فرا روى دو جوان نيازمند مى ‏گذارد. مخالفت والدين با ازدواج، يعنى، محروميت از تمام اين خوبى ‏ها و از دست دادن اين عناصر ضرورى كه نمى ‏توان حتى از يكى از آنها چشم پوشيد. روشن است كه ازدواج بى ‏بهره از سرمايه «رضايت پدر و مادر» در واقع به نوعى ازدواج بى ‏بهره از موفقيت كامل خواهد بود.

آيا مفهوم اين سخن آن است كه به محض مخالفت والدين با «ازدواج خاصى»، بايد از آن دست شست؟ نه بلكه بايد در تحصيل رضايت آنان كوشيد. بايد بررسى كرد، علت مخالفت آنها چيست؟ آيا آنان  دليلى قانع كننده، براى مخالفت خود دارند؟ آيا شما جوابى منطقى و منصفانه براى مخالفت آنها داريد يا نه؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضى انديشه و محصول عاقبت انديشى «پيران تجربه» مى ‏دانيد يا نه؟ به هر حال اگر در عمق نهان خانه وجدان، مخالفت آنها را بجا مى ‏شماريد، پس تسليم حق شويد و از اصرار بر تصميم غلط خود دست بكشيد ؛ اما اگر مخالفت آنها را بى ‏مورد مى ‏شماريد، هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسيم نشويد و در برابر هم جبهه ‏اى تشكيل ندهيد و هر يك بر طبل رأى خود مكوبيد ؛ بلكه درصدد جلب رضايت آنان برآييد. شما بايد با تكيه بر دو عنصر محبت و انديشه، عشق ‏ورزى و مصلحت ‏انديشى خانوادگى، والدين خود را نيز به جبهه موافقان با اين ازدواج خاص دعوت كنيد و جملگى يك صدا «فرياد موافقت» برآوريد و اقدام كنيد. پس تا زمانى كه رضايت آنان را به دست نياورده يك صدا نشده ‏ايد، اقدام نكنيد. براى تحصيل رضايت والدين از چند راه كار مى ‏توانيد بهره گيريد:

1. صحبت همراه با احترام و محبت با والدين بدون اصرار و سماجت ؛

2. استفاده از همكارى و ميانجى ‏گرى خيرانديشان و خويشاوندان نزديك و صاحب نفوذ بر روى آنان ؛

3. اصرار و سماجت، آميخته به محبت و فرمانبرى و دعا به درگاه حضرت حق باشد.

4. گاهى اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان يك عامل مؤثر، مى ‏تواند شما را در رسيدن به هدفتان يارى دهد. پس صبر و تحمل داشته باشيد و عجولانه عمل نكنيد ؛ بلكه اجازه بدهيد مدتى بگذرد.

با اين، حال اگر پدر و مادرتان - به رغم سعى و تلاش شما - رضايت ندادند، به مصلحت شما است كه از اين ازدواج دست بكشيد و بدون رضايت آنان اقدام نكنيد، مگر آنكه مخالفت آنان را برطرف و تبديل به رضايت كنيد. و چنانچه احساس كرديد لجاجت در كار است - نه مخالفت - در اين صورت از همكارى افراد خيرخواه و آگاه، در رفع اين حالت كمك بگيريد.

از همين جا به پاسخ سؤال دوم شما كه (چگونه حرف دلم را به گوش او برسانم) مى ‏پردازيم. پس از آنكه رضايت والدين را به دست آورديد، راه ابراز محبت و بيان حرف دل نيز گشوده مى ‏شود. آن گاه مادر و خواهر شما - همچون كبوتران پيام ‏آور عشق و محبت - پيام شما را به او مى ‏رسانند و با رعايت آداب و رسوم سنتى و ارزش ‏هاى فرهنگى و شرايط دينى و شرعى، مسير عشق ‏ورزى سالم را به روى شما مى ‏گشايند. چون حرف دل را جز با مأنوس دل نتوان گفت و گوش نامحرم جاى اسرار نهانى نيست ؛ ابتدا بايد احراز نمود كه او اين قابليت را دارا است و آن گاه بدون دغدغه و بى ‏ريا، ابراز كرد كه دوستت دارم ؛ ولى اگر شما گفتيد و او نپذيرفت و يا حتى جواب منفى داد، آيا مى ‏توانيد حدس بزنيد كه چه از دست داده ‏ايد؟ آرى شما محبت و قلبتان را ارزان عرضه داشته ‏ايد و اين در قاموس «عاشق آگاه» جاى ندارد. البته بايد با احراز ويژگى ‏ها و با تحقيق و بررسى، وى را همسرى ايده ‏آل بيابيد ؛ آن گاه در صدد رساندن حرف دل خود به وى برآييد. در ضمن اين انتخاب آگاهانه، او خود متوجه مى ‏شود كه محبتش در دل پاك شما خانه كرده است و خود به خود اين محبت ابراز مى ‏گردد. با اين بيان پاسخ سؤال نخست نيز به دست آمد كه ارتباط بعد از انتخاب، مسير خود را مى ‏يابد.

 

اطمينان به همديگر

پرسش 6 . مى ‏خواستم بدانم از لحاظ اخلاقى، رابطه پسر و دختر چگونه بايد باشد؟ چگونه يك دختر مى ‏تواند با همجنس خود دوست باشد ؛ ولى با وجود سلامت اخلاقى و اجتماعى، اجازه ندارد با يك پسر دوست شود ؛ يعنى چرا جامعه، از نظر اخلاقى اين رابطه را - حتّى اگر طرفين هيچ ‏گونه نظر سوء به هم نداشته باشند و فقط در حد آنچه جامعه و اسلام مى ‏پذيرند با هم رابطه برقرار كنند - مطرود مى ‏داند. اگر دختر از خودش و طرف مقابل اطمينان كامل داشته باشد و هيچ يك از طرفين از جاده عصمت و تقوا دور نشوند، ارتباط چه صورت دارد؟!

ارتباط انسان ‏ها با يكديگر، تنوع فراوانى دارد. همان گونه كه خود، گاهى مشاهده و تجربه كرده ‏ايد، برخى افراد، ارتباط تحصيلى و گروهى، ارتباط خانوادگى با هم دارند و بعضى نيز داراى ارتباط اقتصادى يا اجتماعى در سطح محله و شهر هستند. به راستى چه چيز سبب مى ‏شود رابطه ‏اى را اقتصادى، تحصيلى، اجتماعى يا خانوادگى ناميد؟ آيا بدون هيچ معيارى، مى ‏توان هر رابطه ‏اى را به هر اسمى نام گذارى كرد؟ چه چيز موجب تنوع و ارتباط انسان ‏ها با يكديگر و حتّى ارتباط انسان با ديگر موجودات مى ‏شود؟ معيار نام ‏گذارى روابط چيست؟ بى ‏ترديد هر نوع ارتباطى، هميشه «درست» يا «نادرست» نيست. بر اين اساس، «ارتباط ‏ها» قابل ارزيابى و داورى ‏اند ؛ ولى پيش از داورى درباره آن، بايد معيار تفاوت ارتباط ‏هاى متنوع و نام ‏گذارى ‏هاى گوناگون آنها را دريافت. آنچه يك ارتباط را شكل و نامى ويژه مى ‏بخشد، محتواى آن است. محتواى ارتباط ‏ها يكسان نيست. در هر شكلى از ارتباط، چيزى معين و به شيوه ‏اى خاصّ مبادله مى ‏گردد ؛ و همين عنصر سبب تنوع روابط مى ‏گردد.

وقتى از ارتباط دختر و پسر سخن مى ‏گوييد، مرادتان چه نوع ارتباطى است؟ بايد نوع آن مشخص گردد تا بتوان درباره درستى و نادرستى ‏اش داورى كرد. آيا مراد ارتباط آموزشى و تحصيلى است يا اقتصادى يا اجتماعى؟ اختلاف جنسيت طرفينِ ارتباط، در مقررات كلى و بعضى از شرايط روابط انسانى مؤثر است ؛ ولى محتواى روابط را تعيين نمى ‏كند. بدين سبب، ارتباطى خاصّ به نام «ارتباط دختر و پسر» نداريم. ما در كلاس درس شركت مى ‏كنيم و از محضر استادى كه از جنس مخالف است، بهره آموزشى مى ‏بريم ؛ ولى هرگز آن را، به معناى داشتن دوست پسر يا دختر، نمى ‏دانيم و در درستى اين ارتباط - كه بر مقررات ياد دهى و يادگيرى استوار است - ترديد نداريم.

اما اگر در همين كلاس، پيامى جز ياددهى و يادگيرى مبادله شود، ما را از تحصيل دور مى ‏سازد و چه بسا سبب زيان ‏هاى جبران ‏ناپذير مى ‏گردد. در روابط انسانى، هزاران نوع ارتباط مشروع و صحيح مطرح است كه جنسيت در محتواى آنها مؤثر نيست و يا تأثيرى اندك دارد. اين روابط هرگز حساسيت آفرين، تنش برانگيز و ممنوع نيست ؛ زيرا شكل روابط معين است و از چهارچوب خود تجاوز نمى ‏كند. به بيان دقيق ‏تر، حد و مرزها رعايت مى ‏گردد و بدين سبب از آفات و آسيب ‏ها مصون مى ‏ماند. بنابراين، نمى ‏توان داورى درباره روابط را فقط بر «جنسيت» استوار ساخت ؛ بلكه بايد معيّن كرد كه در اين ارتباط، چه چيزى مبادله مى ‏شود تا بر اساس آن، نوع ارتباط و قوانين آن تعيين شود. بر اين اساس، هر رابطه ‏اى اگر از مسير خود منحرف گردد، آفت آفرين و زيانبار مى ‏شود ؛ هر چند دو طرف آن همجنس باشند. با اين سخن، اينك خود، بايد درباره درستى يا نادرستى ارتباط با جنس مخالف داورى كنيد.

 

دوستى و دين دارى

پرسش 7 . اگر دوست شدن با يك دخترى، باعث شود كه او با حجاب و سنگين شود و دست از كارهاى خود بردارد، آيا شرعى است كه اين كار را انجام دهم؟

از اينكه به فكر هدايت ديگران هستيد، جاى خوشبختى است و داشتن چنين روحيه ‏اى، بيانگر روحيه مسئوليت ‏پذيرى و تعهّد و پايبندى شما به موازين شرعى است. اميدواريم كه همواره در صراط مستقيم، حافظ حريم الهى و الگوى مناسب براى هدايت جوانان باشيد. همان ‏طور كه مى ‏دانيد، اسلام براى جلوگيرى از گناه و نشر و گسترش كارهاى شايسته، راه كارهايى را ارائه مى ‏دهد كه اگر از آن طريق، وارد عمل شويم، هم باعث جلوگيرى از گناه مى ‏شود و هم خودمان از آلوده شدن به گناه مصون خواهيم ماند. راه ‏كار اسلام تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر، وظيفه ما را مشخص نموده است و ما مجاز نيستيم، از هر راهى جلوى گناه ديگران را بگيريم! شما براى اينكه وظيفه خود را انجام داده باشيد، مى ‏توانيد آن دختر را نهى از منكر كنيد. انجام چنين كارى، مستلزم طى كردن مراحلى است كه در زير به آن اشاره مى ‏شود:

1. مؤدبانه از او بخواهيد از آن گناه پرهيز كند.

2. اگر تأثير نگذاشت، به صورت جدى ‏ترى به او تذكر دهيد ؛ اگر ديديد برخورد مؤدبانه، منطقى و جدى شما موثر واقع نشد، مسئله را به مراجع ذى ‏صلاح تذكر دهيد كه آنها اقدام كنند و وظيفه شما همين مقدار است. اگر مؤثر واقع شد، قطعا شما نزد خداوند اجر و پاداش داريد و اگر هم هدايت نشد، باز هم شما به دليل اينكه وظيفه شرعى خود را انجام داده ‏ايد، نزد خداوند مأجور هستيد.

اما اينكه نوشته ‏ايد: «آيا از طريق دوستى با او، مى ‏توانيد جلو گناه او را بگيريد و باعث شويد كه او دخترى باحجاب و سنگين شود»، پاسخ منفى است! چه اينكه اولاً اسلام دوستى با نامحرم را منع كرده و فرموده است: با زنان يا دختران دوست نشويد. دوم اينكه، اين دوستى، مى ‏تواند تبديل به دامى براى خود شما گردد و ما حق نداريم خودمان را با دست خودمان، به هلاكت اندازيم: «لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ »[17].

روزى امام صادق (علیه ‏السلام) ‏ ديد مردى از مغازه ‏اى چيزى برداشت، از او پرسيد: چرا مرتكب اين عمل (دزدى) شدى؟ مگر نمى ‏دانى دزدى گناه است! آن مرد در جواب امام گفت: مگر قرآن نخوانده ‏اى؟ در قرآن آمده است كه اگر كسى يك گناه كند، خداوند فقط يك ‏بار او را عذاب مى ‏كند ؛ ولى اگر عمل خيرى انجام دهد خداوند ده برابر به او پاداش مى ‏دهد! من با دزدى كردن يك گناه كرده ‏ام ؛ ولى آنچه از طريق دزدى به دست آوردم، مى ‏خواهم به ديگران (افراد نيازمند) صدقه بدهم و عمل دوم من چندين برابر ثواب دارد و يكى از ثواب ‏ها را من جايگزين آن گناه مى ‏كنم و بقيه ثواب ‏ها نيز به نفع من است. امام (علیه ‏السلام) ‏ به او گفت: بله عمل خير، مانند صدقه دادن چندين برابر ثواب دارد ؛ ولى به شرط اينكه اين صدقه از راه حلال به دست آمده باشد، نه از راه حرام. بنابراين گر چه نيت شما خير است، ولى راهى كه انتخاب كرده ‏ايد، نه تنها مشروع نيست ؛ بلكه وسوسه شيطان است و او مى ‏خواهد شما را گرفتار كند! و شما را از طريق خيرخواهى و مذهبى فريب دهد. ارتباط زن و مرد نامحرم بسيار حساس، ظريف و در عين حال خطرناك است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبيلى پرسيدند: آقا اگر شما با يك زن نامحرم در يك اتاق قرار بگيريد، چه مى ‏كنيد؟ او فرمود: به خدا پناه مى ‏برم!! على ‏رغم اينكه او يكى از بزرگان اهل تقوا و معنويت بود، قرار گرفتن در چنين شرايطى را براى خود خطرناك ديد. علت اينكه اسلام حتى قرار گرفتن زير يك سقف و در يك جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى ‏داند و اگر احتمال گناه نباشد، مكروه مى ‏شمارد ؛ نشانگر حساسيت ارتباط بين زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناك است. پس بكوشيد فقط از طريق امر به معروف و نهى از منكر، وارد شويد ؛ آن هم در صورت مؤثر واقع شدن ؛ در غير اين صورت شما تكليفى نداريد.

 

از من مى ‏خواهد مدتى با او دوست باشم

پرسش 8 . دخترى هستم 24 ساله، چند وقت پيش با پسرى آشنا شدم. او اهل... است ؛ در رشته... به تحصيل اشتغال دارد. او كه سه سال از من كوچك ‏تر است، پسرى مؤمن و فهميده مى ‏نمايد و درباره آينده ‏اش افكار خوبى دارد. او از من مى ‏خواهد مدتى كه اينجا هستم، با او دوست باشم. از تجربه ‏هاى زندگى ‏ام برايش بگويم. به يكديگر در مشكلات كمك كنيم و بعد از تمام شدن درس از همديگر جدا شويم ؛ او خيلى به من محبت مى ‏كند و احساس مى ‏كنم به من علاقه دارد. به قول خودش، مى ‏گويد: چيزى را آسان به دست نياوردم كه آسان از دست دهم. من اين جور روابط را كه پايانش جدايى است، دوست ندارم ؛ امّا وقتى با او هستم، احساس خوشبختى مى ‏كنم. البتّه ته دلم ناراضى ‏ام. احساس شرم و گناه و عذاب وجدان دارم. از حركات و حرف ‏هايش مى ‏فهمم كه بى ‏رحم نيست و ديگران را نمى ‏رنجاند ؛ امّا چرا چنين مى ‏كند، نمى ‏دانم. او حتّى براى ديدنم، مرا صيغه كرده تا روابط ما سالم باشد. او مى ‏گويد: وقتى با تو هستم، كمتر گناه مى ‏كنم. تو باعث مى ‏شوى ثواب كنم و بيشتر به خدا نزديك شوم. گاه فكر مى ‏كنم شايد مى ‏خواهد با اين حرف ‏ها مرا امتحان كند. اگر عاقبت اين جور روابط ازدواج باشد، حاضرم پايش بايستم تا درسش تمام شود و از حريم خودم هم تجاوز نمى ‏كنم. هميشه از خدا مى ‏خواستم زودتر ازدواج كنم تا در اين جامعه آلوده نشوم. حال خداوند كسى را سر راهم قرار داده كه من واقعاً او را مرد زندگى مى ‏بينم. آدم ‏ها وقتى ازدواج مى ‏كنند، نصف دينشان كامل مى ‏شود و ديگر به خود اجازه هر كارى نمى ‏دهند. خواهش مى ‏كنم راهنمايى ‏ام كنيد. نمى ‏دانم چه كنم.

درباره آشنايى و ارتباطتان با آن دانشجو بهتر است، پاسخ را با طرح چند پرسش آغاز كنيم:

1. تا چه اندازه او را مى ‏شناسيد؟

2. آيا تا كنون درباره ‏اش تحقيق كرده ‏ايد؟

3. آيا تحقيقتان كامل و همه جانبه بوده است؟

4. آيا از خانواده، فاميل و دوستانش اطلاع كافى داريد؟

5. آيا پيمان دوستى موقت - آن هم با جنس مخالف - درست است؟

6. انگيزه واقعى وى از اين ارتباط چيست؟

7. آيا فكر نمى ‏كنيد جز آنچه مى ‏گويد (استفاده از تجارب شما، حلّ مشكلات، دورى از گناه و...) انگيزه ‏اى ديگر در سر دارد؟

8. تجارب زندگى شما چقدر بيشتر است كه مى ‏خواهد از آن استفاده كند؟

9. او چگونه از كثرت تجربه شما اطلاع پيدا كرده است؟

10. چه مشكلات يا تجربه ‏هاى مشتركى بين شما و او هست؟

با توجّه به آنكه شما فرهنگ ‏هاى مختلف و رشته ‏هاى تحصيلى متفاوت داريد و مهم ‏تر از همه از دو جنس مخالفيد، چه چيز وجود دارد كه بايد در اين گونه ارتباط ‏ها درباره آن به گفت و گو بپردازيد؟

با اندكى تأمل در پرسش ‏هاى فوق، در مى ‏يابيد چه تصميمى بايد گرفت و چه بايد كرد. توصيه ما نيز همان توصيه ته دل شما است. هشدارى كه از اعماق قلبتان برخاسته، نشان دهنده نارضايتى درونى شما است. احساس شرمى كه به شما دست داده است و احساس گناه و عذاب وجدانى كه گزارش كرده ‏ايد، نشان دهنده وجدان بيدار، فطرت پاك و عقل سليم شما است ؛ وجدانى كه نورش وجودتان را روشن ساخته و نادرستى اين روابط را به شما نمايانده است.

اينكه گفته ‏ايد: «زمانى كه با او هستم، احساس خوشبختى مى ‏كنم»، احساسى كاذب است. توهمى بيش نيست و در واقعيات ريشه ندارد. اين احساس، ناشى از عواطف زودگذر است و هرگز پايدار نمى ‏ماند. بنابراين، به آن اعتماد نكنيد كه جز افسوس و پشيمانى چيزى به ارمغان نمى ‏آورد. اگر نگوييم تمام اين ارتباط ‏ها، دست كم بيشتر آنها در احساسات و غرايز جنسى و شهوانى، ريشه دارد و گرفتارانش تحت پوشش ‏هاى فريبنده ‏اى - نظير «آشنايى قبل از ازدواج»، «استفاده از تجربه ‏هاى يكديگر»، «استمداد در جهت حلّ مشكلات»، «حفظ خود از گناه» و... - هواى اغراض ناپسند و كام جويى ‏هاى باطل در سر مى ‏پرورانند. بى ‏ترديد اين ارتباط ‏ها از قصد ازدواج تهى است و جز هوس رانى، سوء استفاده و به انحراف كشاندن ديگران، رهاوردى ندارد ؛ زيرا اگر قصد ازدواج در ميان باشد، به طور رسمى و از طريق خانواده ‏ها تحقّق مى ‏يابد. افزون بر اين، در مورد شما تناسب سنى وجود ندارد و خود وى نيز به عدم قصد ازدواج تصريح كرده است. چه بسيار دخترانى كه فريب اين قبيل آشنايى ‏ها و ارتباط ‏هاى نادرست را خورده و جز تباهى چيزى به دست نياورده ‏اند. اين روابط، پس از زمانى كوتاه به آنجا مى ‏انجامد كه:

ديدى كه يار عهد و وفا در نظر نداشت

ديدى كه آه در دلِ سنگش اثر نداشت

****

در راه دوستى چو نكو آزمودمش

ديدم به جز فريب، متاعى دگر نداشت

چگونه چنين فردى كه خود را مؤمن و فهميده مى ‏نماياند، يا در نظر شما اين ‏گونه است - بدون اجازه گرفتن - تحت پوشش فريبنده «حفظ سلامت روابط» صيغه موقّت جارى كرده است؟! آيا او نمى ‏داند، بدون اجازه، صيغه موقت خواندن صحيح نيست؟ بنابراين، به نظر مى ‏رسد، نمى ‏توان به گفته ‏هاى وى اعتماد كرد. حتّى اگر واقعاً اين فرد در گفتارش صداقت داشته و كاملاً قابل اعتماد باشد - كه احتمالى بسيار ضعيف است - اين گونه روابط عرفاً، عقلاً و شرعاً جايز نيست ؛ زيرا غريزه جنسى، بسيار نيرومند است و كمتر كسى مى ‏تواند از آن نجات يابد. حتّى يوسف پيامبر مى ‏فرمايد: «إِنَّ النَّفسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّ ما رَحِمَ رَبِّى »[18] ؛ «اگر لطف و كمك خداوند متعال نباشد، نفس سركش، انسان را به پليدى و انحراف فرا مى ‏خواند و به دام مى ‏افكند».

بنابراين، اگر در آغاز نيز قصد سوء و خلاف و لغزشى در ميان نباشد، در ادامه راه، به آن مسير مى ‏انجامد و انسان در گرداب انحراف گرفتار مى ‏شود. اين گفت و گوها و روابط طولانى - كه با پوشش ‏هاى مختلف انجام مى ‏گيرد - تحريك نفس و سقوط در پرتگاه انحراف را به ارمغان مى ‏آورد و بايد از آن جلوگيرى كرد.

علاوه بر اين - چنان كه خودتان نگاشته ‏ايد - مى ‏خواهيد اين روابط فقط در دوران تحصيل باشد. پس از چندى اين دوران پايان مى ‏يابد و شما با فردى ديگر ازدواج مى ‏كنيد. در آن موقعيت، ارتباط امروزين از صفحه انديشه ‏تان پاك نمى ‏شود. چه بسا اين تجربه را با روابط خود و همسرتان، مقايسه مى ‏كنيد ؛ از آرامشى كه بايد در پرتو زندگى مشترك به دست آوريد، محروم مى ‏شويد و در اندوه و پشيمانى و احساس افسردگى فرو مى ‏رويد! شايد بر اين اساس اسلام، دختران و پسران را از ازدواج با كسانى كه مخفيانه با ديگران ارتباط داشته ‏اند، باز مى ‏دارد. بنابراين، توصيه مى ‏شود هرچه سريع ‏تر به اين گونه روابط و گفت و گوها پايان دهيد تا هم در دوران تحصيل، از آرامش كافى - كه شرط موفقيت و پيشرفت است - برخوردار شويد و هم در زندگى مشترك با همسر آينده ‏تان از آرامش روانى بهره ‏مند گرديد و در گرداب پيشيمانى و افسوس فرو نيفتيد. بنابراين، قطع اين گونه روابط، به صلاح حال و آينده شما است و آرامش در تحصيل و زندگى مشترك، آينده ‏تان را تضمين مى ‏كند.

 

چطور فراموشش كنم؟!

پرسش 9 . مشاور عزيز سلام. اميدوارم ثانيه ‏هاى زيباى زندگى را بلندتر از ساعت ‏هاى زشت آن احساس كنيد. دخترى نوزده ساله هستم كه خصوصيت روحى عجيبم اين است كه به هيچ كس دل نمى ‏بندم ؛ حتى به خانواده خودم تا جايى كه اگر مدتى آنها را نبينم جاى خالى آنها را احساس نمى ‏كنم؟ اما از پنج ماه پيش با شخصى آشنا شدم كه وجودش به من آرامش مى ‏دهد و با حضور او، مى ‏توانم روزهاى تلخ زندگى را بهتر سپرى كنم! روزهاى اول حضورش را براى تنوع زندگى جالب مى ‏ديدم ؛ اما بعد از مدت كوتاهى به او وابسته شدم و هر روز اين وابستگى بيشتر از روز قبل مى ‏شود در اين مدت به همه چيز فكر كرده ‏ام: به باهم بودن و جدا شدن از هم ؛ اما در اين مدت به هيچ نتيجه ‏اى نرسيده ‏ام! ما نمى ‏توانيم با هم ازدواج كنيم ؛ چون از اول با هم در اين مورد صحبت كرده ايم كه شرايط ما براى ازدواج مساعد نيست و هر دو نيز قبول كرده ‏ايم. از طرفى فكر جدايى من را هر روز بيشتر عذاب مى ‏دهد ؛ به هيچ صورت نمى ‏توانم خودم را قانع كنم كه او را فراموش كنم و اين مسئله روى درس ‏هاى من اثر منفى ‏گذاشته است: ترم قبل اكثر نمره ‏هايم را خيلى پايين گرفتم، در اين زمينه من را راهنمايى كنيد ؛ ولى خواهش مى ‏كنم حرفى از جدايى نزنيد.

نيازهاى عاطفى و غرايز در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى ‏دهد. اين يك پديده طبيعى و غريزى است و كمتر مى ‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.

اما براى حل مشكل مطرح شده، ابتدا فرض ‏هاى مختلفى كه مى ‏توان تصور كرد و هر كدام كه از ضرر كمترى و فايده بيشترى است، انتخاب كنيم. به نظر مى ‏رسد سه راه حل براى اين مسئله مى ‏توان تصور كرد:

1. روابط دوستانه به منظور آشنايى با يكديگر ادامه يابد و اين ارتباط مقدمه ‏اى براى ازدواج با يكديگر باشد.

2. روابط دوستانه به منظور رسيدن به آرامش ادامه يابد ؛ با اين توافق و انگيزه كه در آينده ازدواج صورت نگيرد.

3. روابط دوستانه كاملاً قطع گردد.

شما خود صورت اول را غير ممكن دانسته ‏ايد ؛ چرا كه گفته ‏ايد: «نمى ‏توانيم با همديگر ازدواج كنيم»! البته دليل آن را براى ما بيان نكرده ‏ايد ؛ چه بسا دليل قابل قبولى نباشد و يا بتوان با بعضى از راهنمايى ‏ها و حل مشكلات، به آن امكان بخشيد. اما فرض شما آن است كه امكان ازدواج فعلاً فراهم نيست ؛ پس بايد به قطع روابط بينجامد ؛ زيرا هدف در اين فرض دست نيافتنى است. صورت دوم نيز مطلوب، معقول و پسنديده نيست و باعث مشكلات زيادى مى ‏شود و چه بسا در آينده نيز اين مشكلات بيشتر گردد ؛ زيرا اين مسئله باعث وابستگى شما به وى و نيز افت تحصيلى شده است. اين دو اثر منفى و رنجى كه از آن مى ‏كشيد، براى قطع اين رابطه كافى است.

نكته مهم ‏تر آن است كه اين وابستگى، روز به روز بيشتر مى ‏شود و تمركز حواس ‏تان را از بين مى ‏برد و مانع مهمى براى ادامه تحصيل و موفقيت درسى ‏تان مى ‏شود! تجربه نشان داده است اين گونه روابط، به يك حد معيّن و مشخصى محدود نمى ‏شود و هر چه زمان مى ‏گذرد، كشش و جاذبه استمرار آن بيشتر و گسترده ‏تر مى ‏شود. در بسيارى موارد، بدون اختيار و اراده افراد به پيش مى ‏رود و انديشه و تعقّل افراد را نيز، تحت تأثير قرار مى ‏دهد. احساسات و عواطف غريزى و كنترل نشده، توسعه مى ‏يابد و انسان زمانى به خود مى ‏آيد كه بسيار دير بوده و امكان جبران وجود ندارد و ثانيه ‏هاى زيباى آن، به ساعت ‏هاى تلخ و زشت تبديل شده است. بنابراين اگر اندكى دقت فرماييد و بدون غلبه احساسات بر تعقّل و با مراجعه به وجدان پاك و بيدار خود و بدون هرگونه پافشارى بر حرف دل خود ؛ بلكه با گوش دادن به سخن عقل و انديشه منطقى، درخواهيد يافت: حال كه صورت اول و دوم ممكن نيست و يا مشكلات فراوانى دارد، راه منطقى و معقولى، غير از راه سوم نيست. همان راهى كه شما از ما خواهش كرديد، حرفى از آن نزنيم، ولى چه كنيم كه نمى ‏توان راه چهارمى پيدا كرد. اگر شما بتوانيد راه چهارم را پيدا كنيد - كه هم معقول باشد و هم ممكن - با شما همراه مى ‏شويم ؛ زيرا نمى ‏خواهيم شما را به راه و چاره ‏اى توصيه كنيم كه از آن فرار مى ‏كنيد و يا تمايلى به آن نداريد. اما اگر منصفانه بينديشيم، درخواهيم يافت وقتى كه روابط دوستانه به منظور ازدواج ممكن نيست، بايد منتظر مشكلات عديده ‏اى بود!! پس تنها راه باقى مانده، همان راه سوم است. البته ممكن است اين راه حل، اندكى سخت باشد، ولى شدنى است و غيرممكن نيست.

شما نوشته ‏ايد: «نمى ‏توانيم با هم ازدواج كنيم ؛ شرايط ما براى ازدواج مساعد نيست» ؛ منظورتان از شرايط چيست؟ آيا در زمان كنونى امكان ازدواج فراهم نيست يا اينكه به طور كلى هيچ تناسبى با همديگر نداريد و هيچ گاه نخواهيد توانست با يكديگر ازدواج كنيد؟! اگر صرفا در وضعيت و شرايط كنونى و در حال حاضر، امكان ازدواج وجود ندارد و اميدى به فراهم شدن امكانات و شرايط آن هست ؛ از طرف مقابل بخواهيد (اگر واقعا صلاحيت همسرى را دارد و شايسته و لايق است و مى ‏تواند شريك زندگى شما باشد) ؛ به طور رسمى، شما را از خانواده ‏تان خواستگارى كند و پيوند ازدواجتان شكل بگيرد ؛ اگر چه فاصله نامزدى و عقد تا فراهم شدن شرايط عروسى چند سال نيز طول بكشد. در اين صورت آرامش واقعى حاصل مى ‏شود ؛ نه آرامشى كه اين گونه به طور غير مشروع انجام مى ‏گيرد و احياناً مخفيانه است و چه بسا وجدان شما نيز از آن رنج مى ‏برد و وابستگى حاصل شده، باعث مشكلات بسيارى براى آينده مى ‏گردد.

به هر حال اگر طرف مقابل حاضر نيست به طور رسمى شرايط ازدواج را فراهم كند، توصيه مى ‏شود با استفاده از راه كارهاى زير، روابط خود را با وى قطع كنيد:

1. با توجه به اهميت مسئله، به جاى برخورد احساسى سعى كنيد عقلانى و با تفكر و تأمّل به اين مسئله بينديشيد. حتى اگر ممكن است در روز چند وعده به عاقبت اين ارتباط و بى ‏نتيجه بودن آن فكر كنيد.

2. از مكان ‏ها و زمان ‏هايى كه احتمال مشاهده وى وجود دارد، تردد نكنيد.

3. درباره نكات و نقاط ضعف و منفى وى بيشتر بينديشيد و به خود بگوييد: وى شايستگى همسرى با من را ندارد.

4. اگر ذهنتان به وى مشغول شد، با مطرح كردن موضوع و مسائلى ديگر (علمى، هنرى و اجتماعى و..) ذهن خود را از وى معطوف داشته، درباره موضوع ديگر فكر كنيد.

5. روابط اجتماعى و دوستانه بيشترى، با هم سن و سالان و دختران هم درسى و هم ‏كلاسى خود داشته باشيد.

6. از تنها بودن در مكانى، براى مدت زيادى اجتناب كنيد تا فكر وى وارد ذهن شما نشود.

7. بيكار نباشيد و اوقات فراغت خود را به فعاليت ‏هاى مختلف - به خصوص فعاليت ‏هاى دسته جمعى - پر كنيد.

اميد است به تدريج بتوانيد وابستگى خود را كاهش داده و به اميد آينده روشن و پيدا كردن همسرى شايسته، به اين نياز درونى پاسخ شايسته و هميشگى بدهيد و به آرامش واقعى و لذّت بخش نايل آييد.

 

در پى هواى عشق

پرسش 10 . مى ‏خواستم اين مطلب را بنويسم، امّا ترسيدم كه مبادا در آينده مشكلى برايم پيش آيد. از آنچه كه مى ‏خواهم بگويم، واقعاً خودم شرم دارم، ولى تمام چوبى كه مى ‏خورم به خاطر سادگى و نادانى خودم است.

درست از اين تاريخ كه مى ‏نويسم، يك ماهِ پيش، من از دانشگاه بيرون رفتم كه بروم به خانواده ‏ام زنگ بزنم. در بين راه، پسرى دنبال من افتاد. تمام وجودم را در آن مسير ترس فرا گرفته بود ؛ ولى وقتى به مخابرات رسيدم، به خاطر شلوغى و وقت كمى كه داشتم، برگشتم. در بين راه، خودش را به من رساند و گفت: خانم! مى ‏شود يك لحظه صبر كنيد! من فكر كردم، حتماً سؤالى دارد و ايستادم. او پرسيد: دانشجوى دانشكده ادبيات هستيد؟ با حالت نفرت و تندى جواب دادم: بله. گفت: رشته ‏ات چيست؟ گفتم: به شما چه ربطى دارد؟! راه خود را گرفتم و رفتم. او همچنان دنبالم بود. شب بعد، بر حسب اتّفاق، من دوباره ايشان را ديدم. باز هم بى ‏اعتنايى كردم. شب سوم، خانواده ‏ام به من زنگ زده بودند و براى دختر عمه ‏ام پيغامى داشتند كه من باز روز سوم رفتم جلوى در دانشگاه، كه به دختر عمه ‏ام زنگ بزنم كه از شانس بدم تلفن خراب بود، مجبور بودم صد متر بالاتر بروم و از باجه سر خيابان استفاده كنم. باز دوباره او خودش را به من رساند و گفت: خانم عزيز! يك لحظه صبر كنيد! من در جواب گفتم: من با آدم ‏هاى ولگرد حرفى ندارم. او گفت: ولگرد چيه؟! من دانشجو هستم! دو روز بعد، بار ديگر ايشان را جلو دانشكده ديدم. عزمم را جزم كردم كه بروم جلو و ببينم اين همه سر سختى كردن و توى سرما به انتظار ايستادن، به چه علت است. حدود يك ساعتى توى خيابان اصلى مسير خوابگاه با هم صحبت كرديم، امّا همه صحبت ‏هاى او را به باد مسخره مى ‏گرفتم، تا اين ‏كه روى نيمكتى نشستيم. او كارت دانشجوييش را به من داد و من اولين كارى كه كردم، شماره دانشجويى و رشته او را در ذهن خود جا دادم و روز بعد به دانشكده او رفتم و تحقيق كردم، خيلى بيش از حد تعريف شنيدم. احساس غرور به من دست داد و از اين همه صداقت و خوبى كه در او مشاهده كردم، از او خوشم آمد. روز بعد و روزهاى بعد بيشتر مشتاق ديدار او شدم. در بين صحبت ‏هايمان متوجه شدم كه ايشان از سنگينى من و سنگين راه رفتن من خوشش آمده است. او مى ‏گفت: من مى ‏خواهم شما دوست من باشيد، انسان بايد دوستانى براى خود در اين سن داشته باشد. جامعه، ما را آن قدر خواب كرده كه چرا نبايد دختر و پسرى كه هم ‏ديگر را مى ‏خواهند، همديگر را قبلاً نشناسند و بعد از مدتى، به خاطر عدم شناخت، مجبور به طلاق شوند و خلاصه از اين حرف ‏ها كه شايد من و شما هم از اخلاق هم خوشمان آمد. به هر حال، من به شما قول ازدواج نمى ‏دهم، مگر اينكه بتوانيم نظر همديگر را جلب نماييم. من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پى هواى عشق بودم و در اميد اينكه بتوانم با متانتى كه از خود نشان مى ‏دهم، نظر او را براى ازدواج جلب كنم. بله، از حرف ‏هايش، از صداقتش، نتوانستم چيزى بفهمم.

رفت و آمدها و صحبت ‏هاى شيرين او همه چيز را از من گرفته بود. روزى از خود او شنيدم كه گفت: تو دختر سرسختى بوده و هستى، من تصميم گرفته بودم، هر طور شده تو را رام كنم و اين او بود كه به تمام خواسته ‏هايش رسيده بود. بعد از يك ماه، يك روز به خوابگاه من زنگ زد و گفت: بيا خانه ‏ام كارت دارم! نيم ساعت بيشتر وقتت را نمى ‏گيرم! وقتى من بعد از افطار رفتم، گفت: قصد ازدواج دارد و هنگامى كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطى نخواهد داشت، چون نسبت به زندگيش مسئوليت دارد. او كلى اظهار مى ‏كرد كه عوض خواهد شد. من هم اولين كلمه، گويا اجباراً تبريك بود كه گفتم، امّا آن شب من دو ساعت در خانه او بودم. آن قدر به خاطر مسئله ‏اى كه مى ‏گويم، سرزنش كرد كه من واقعاً گريه ‏ام گرفت. گريه كردم بر تمام چيزها. من اولين دفعه، توى زندگى ‏ام گول خوردم، بازيچه دستان يك پسر قرار گرفته بودم.

دلم پر از كينه و نفرت شده، همه ‏اش در صدد انتقام هستم. دلم مى ‏خواهد خفه ‏اش كنم، چون او به تمام خواسته ‏هايش رسيده بود و اكنون من مانده ‏ام و دنياى غم و غصه، دنياى ندامت و پشيمانى، دنياى بد بينى، دنيايى از نفرت به تمامى انسان ‏ها، دنياى ترس و وحشت، دنياى افسوس، دنيايى كه بقيه را اگر نگويم، بهتر است. ديگر روحيه هيچ چيز ندارم، خواهش مى ‏كنم كمكم كنيد و بگوييد چه كنم كه بتوانم مرهمى بر زخم ‏هاى دلم بگذارم؟ عاجزانه كمك مى ‏خواهم! من تمام مسئوليتم را فراموش كرده بودم. من خسته شده ‏ام. از دنيا و زمانه خسته شده ‏ام، از تمام اين مَكر و حيله ‏ها. كمكم كنيد. من هيچ دوستى كه بتوانم اين طور راحت حرف ‏هايم را با او در ميان بگذارم، ندارم. من مانده ‏ام با كلى تنهايى، من هستم و خستگى و پشيمانى.

 قبل از اينكه به حلّ مشكل بپردازيم، تا به قول شما: «مرهمى بر زخم ‏هاى دل خويش بگذاريد»، بايد علل و عواملى كه باعث اين همه نگرانى و درد و رنج (ترس و وحشت نسبت به تمام انسان ‏ها و بد بينى به آنان، خستگى از دنيا و زمانه، استيصال و درماندگى، احساس افسردگى و سرخوردگى و نا اميدى از همه چيز) شده است، شناسايى شود، تا با روشن شدن صورت مسئله، بهتر بتوان براى جبران خطاهاى انجام گرفته، اقدامى انجام داد و يا راه كار عملىِ مناسبى ارائه كرد.

نخستين خطا و اشتباه شما، خوش باورى و اعتماد به فردى بود كه نه تنها شناخت كافى از او نداشتيد ؛ بلكه براى اولين ‏بار او را ديده بوديد و به قول خودتان، با چنين سابقه ‏اى حاضر شديد، با او در خيابان قدم بزنيد و با وى گفت و گو كنيد ؛ چرا و بر اساس چه منطقى، به خود جرأت داديد كه با چنين فردى هم سخن شويد؟! شما كه قبلاً يكى دو بار با بى ‏اعتنايى و بى ‏توجهى از مقابل او گذشتيد، چه شد كه وقتى به شما گفت: «خانم عزيز! يك لحظه صبر كنيد!» كوتاه آمديد؟! با خود فكر نمى ‏كنيد كه چگونه اين جمله فريبنده و ناشى از احساسات شهوت آلود، توانست اراده شما را سست كند؟! افسوس كه در پى اولين خطا، لغزش ‏هاى بعدى، يكى پس از ديگرى پديد آمد!!

خشت اول گر نهد معمار كج

تا ثريا مى ‏رود ديوار كج

همين جا او توانست با تعريف و تمجيدهايش از شما (مانند اينكه از سنگينى و متانت شما خوشم مى ‏آيد)، احساسات شما را بيشتر تحريك و به تدريج، در قلبتان نفوذ كند! كسى كه در ابتدا، از او نفرت داشتيد، بلافاصله در روز بعد، دنبالش به راه افتاديد و تحت عنوان اصطلاح زيبا و مقدس «تحقيق و پرس و جو»، به ميان دوستان و همكاران وى رفتيد و قدمى ديگر به سوى خطر برداشتيد و به پرتگاه و سقوط نزديك ‏تر شديد!! اين، دومين خطاى شما بود.

از چه كسانى و در چه محيطى تحقيق و پرس و جو كرديد؟ منابع تحقيق شما تا چه اندازه قابل اعتماد بود؟ آنان تا چه اندازه با ماهيّت حقيقى طرف مقابل و نيّت سوء او آشنايى داشتند؟

در امر ازدواج، تحقيق و آشنايى ضرورى است ؛ امّا به شرط اينكه شرايط تحقيق، صحيح و معقول و مشروع باشد. تحقيق كننده، منابع و ابزار تحقيق و چگونگى آن، بايد از شرايط لازم و كافى برخوردار باشند، تا به طور صحيح و كامل، بتوان تمام جوانب قضيه را مورد تحقيق و رسيدگى قرار داد.

لغزش سوم شما نيز اين بود كه به قول خودتان: «من بدون اينكه فكرم را به راه اندازم، در پى هواى عشق بودم ؛ به اميد اينكه بتوانم با متانتى كه از خود نشان مى ‏دهم، نظر او را... جلب كنم...» ؛ لذا چنين تصميم گرفتيد كه با وى رابطه دوستانه برقرار كنيد!

خطاى چهارم و بزرگ ‏تر شما اين بود كه وقتى شما را به خانه خود دعوت كرد، بدون هيچ تأمل و درنگى دعوتش را پذيرفتيد. آيا وقتى كه به شما گفت: «قصد ازدواج دارد و هنگامى كه ازدواج كند، هيچ گونه ارتباطى نخواهد داشت، چون نسبت به زندگى ‏اش مسئوليت دارد...» ؛ درنيافتيد كه چنين افرادى، دخترانى شبيه شما را ابزار هوس رانى ‏هاى زودگذر خود قرار مى ‏دهند و براى ازدواج و زندگى آينده خود، به دنبال افراد ديگرى مى ‏روند و در واقع، شما گزينه آنها در ازدواج نيستيد؟! شما تنها قربانى چنين فردى نبوديد و دختران ديگر نيز به دام شيطانى وى افتاده ‏اند.

تكيه ما بر بيان اين خطاها، صرفاً بدين خاطر بود كه چشم خود را بگشاييد و با شناخت مواضع خطا و لغزش، بهتر بتوانيد از پرتگاه ‏هاى سقوط دورى گزينيد. اكنون به منظور كاهش دردها و رنج ‏هاى ناشى از خطاها و لغزش ‏هاى گذشته و احتمالى آينده، مناسب است راه كارهاى عملى زير را اجرا كنيد.

يكم. گذشته خود را - كه حكايت از نجابت، پاكدامنى و رفتارى متكبرانه با نامحرم داشت - به ياد آوريد و به آن به عنوان يك ويژگى ارزشمند و ستودنى افتخار كنيد. هر چند دچار لغزشى يا لغزش ‏هايى در اين جريان شده و در يك مورد نتوانسته ‏ايد در برابر رفتارهاى شيطانى و گول زننده فردى سودجو مقاومت كنيد ؛ اين بدان معنا نيست كه در مواردى ديگر نيز از خود محافظت نكنيد و به قول معروف: «حال كه آب از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب»! بلكه بايد گفت: «ماهى را هر وقت از آب بگيريم، تازه است». بنابراين اكنون كه چنين تجربه تلخ و ناگوارى را چشيده ‏ايد، تصميم قاطع بگيريد به چنين دعوت ‏هايى پاسخ منفى بدهيد و در حفظ و نگهدارى گوهر پاكى و پاكدامنى خود كوشا باشيد و اين بزرگ ‏ترين درس زندگى است و مطمئن باشيد موفق مى ‏شويد.

دوّم. تصميم جدّى بگيريد كه در چنين موقعيت ‏هاى احتمالى، دچار وسوسه نشويد و با توكل بر خداوند، مقاومت و سرسختى خود را به منصه ظهور برسانيد و به دام آنها گرفتار نشويد (كه اين همان پشيمانى و توبه واقعى است). سعى كنيد شكست در اين حادثه را فراموش كنيد (هرچند مى ‏توانيد درس ‏هاى آن را به ياد آوريد) ؛ تا درد و رنج ‏هاى ناشى از خطاها و لغزش ‏هايتان كاهش يابد. بله ممكن است اين تفكيك، كمى سخت باشد ؛ ولى تلاش خود را در اين زمينه مبذول داريد.

سوّم. در صورتى كه خواستگار مناسبى به سراغتان آمد، بكوشيد با حفظ و تأكيد بر ويژگى ‏هاى يك همسر شايسته و معيارهاى ازدواج، به وى جواب مثبت دهيد ؛ زيرا با چنين تجربه ‏اى، ممكن است احساس نياز به داشتن همسر در وجودتان بيشتر شده باشد و اين امر طبيعى است با اقدام به ازدواج و پاسخ مثبت به خواستگار مناسب و تشكيل زندگى مشترك، بخش زيادى از حوادث تلخ گذشته را فراموش كنيد و به نياز طبيعى و غريزى ‏تان، پاسخ صحيح و مناسب داده، جلوى لغزش ‏هاى احتمالى بعدى را نيز بگيريد.

چهارم. خداوند متعال را شكرگزار باشيد و با استمداد از ذات بارى تعالى، در صدد پايه ‏ريزى يك زندگى سالم و موفقيت ‏آميز - همراه با پاكى و پاك ‏دامنى و حفظ ارزش ‏هاى اخلاقى - باشيد.

بدون شك اگر لطف و مرحمت خداوند در پرتو ارتباط ‏هاى معنوى بنده با آن خالق مطلق نباشد، چه بسا مشكلات و ناملايمات بدترى، گريبان ‏گير فرد شده و در پرتگاه سقوط قرار گيرد. پس راز و نياز و ارتباط معنوى با خداوند متعال را فراموش نكنيد ؛ بلكه روز به روز به آن بيفزاييد. كمك گرفتن از اولياى الهى و ائمه اطهار (علیهم ‏السلام) ‏ - به خصوص فاطمه زهرا (علیهاالسلام) ‏ - براى شما دختران حقيقت ‏جو و جوياى پاكدامنى، بزرگ ‏ترين نعمت در چنين موقعيت است.

 

اشتباهم كجا بود؟

پرسش 11 . دخترى نوزده ساله و دانشجوى ترم اول كامپيوتر هستم ؛ مى ‏خواهم كمى صادقانه با شما حرف بزنم. دلم نمى ‏خواهد فكر كنيد دارم از خودم تعريف مى ‏كنم.

من تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسرى ارتباط نداشته ‏ام. اوايل كه مى ‏خواستم به دانشگاه بروم، از محيط آن كمى مى ‏ترسيدم و بعد كم كم عادت كردم. در كلاس ما بچه ‏هاى مختلفى هستند... ؛ اوايل خيلى خوب مى ‏گذشت و بنده هم هيچ قصدى در هيچ كدام از بچه ‏ها نمى ‏ديدم ؛ چون خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاى دوست ‏هاى خيابانى كاملاً خبر داشتم و هميشه مواظب بودم مبادا كارى كنم كه آبروى خودم و خانواده ‏ام برود... يك ماه كه از شروع كلاس ‏هايمان گذشت، كم كم با بچه ‏ها خو گرفتم و سلام و احوال ‏پرسى با آنها برايم عادى شد. در اين بين با دخترى دوست شدم كه او به راحتى با پسرها سلام و عليك داشت... مدتى بعد سلام كردن به پسران هم شروع شد. آنها هم به ما سلام مى ‏كردند. يك روز كه با دوستم از دانشگاه بيرون مى ‏رفتيم، صدايى از پشت سر، مرا جلب كرد. كسى من و دوستم را صدا مى ‏كرد. ايستاديم ؛ نزديك آمد و گفت: خانم مى ‏خواهم با شما حرفى بزنم. اول كمى عقب ‏نشينى كردم ؛ ولى بعد گفتم: بفرماييد. گفت: نمى ‏شود ؛ بايد تنها با شما حرف بزنم. كمى از دوستم فاصله گرفتم و گفتم بفرماييد.

گفت: ببخشيد ؛ مدتى است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلى خوشم آمده است. درباره شما كمى هم تحقيق كرده ‏ام. اگر لطف كنيد، مدتى با هم دوست باشيم!

حالم خيلى خراب شد. خيلى سريع با او تندى كردم و بعد از آن حدود 3 ساعت فقط گريه مى ‏كردم و افسوس مى ‏خوردم كه او چرا بايد اين حرف را به من بزند ؛ مگر من چه كار كرده بودم. دوستم در راه دلدارى ‏ام مى ‏داد و سعى مى ‏كرد آرامم كند. من به دوستم گفتم: برو به او بگو ؛ خيلى احمقى كه از اين حرف ‏ها مى ‏زنى و پس از آن تصميم گرفتم با او حرف نزنم و قهر كنم...!

هفته ‏ها و ماه ‏ها گذشت و من هنوز با او قهر بودم ؛ ولى در تمام مدت به فكر او و آن جمله ‏اى بودم كه خيلى از پسران با آن دختران را فريب مى ‏دهند... دوستم چندين ‏بار دفتر و جزوه ‏هايش را به او داده بود و پيش من خيلى از او تعريف مى ‏كرد. كم كم حس حسادت در من به وجود آمد و حسودى مى ‏كردم كه دوستم با او حرف مى ‏زند، ولى من نه! روزها بود كه دوستم مى ‏گفت: «فلانى آنجا است ؛ برويم به او سلام كنيم و...» من مى ‏گفتم: نه خودت برو، من نمى ‏آيم ؛ و او مى ‏رفت و...

امتحانات پايان ترم تمام شد و من و او مجبور بوديم، جز وقت امتحان همديگر را نبينيم... نمى ‏دانم چگونه شد كه با او سخن گفتم. اين كار بغض سكوت ميان ما را شكست و او شروع به حرف زدن كرد. خيلى خوشحال بودم كه با او حرف زدم. چون دلم به حالش مى ‏سوخت و از يك نظر ناراحت بودم ؛ چون ممكن بود دوباره رويش باز شود و حرف ‏هايى كه نبايد بگويد، بر زبان براند.... از شما مشاور محترم سؤالاتى دارم. اميدوارم هر چه سريع ‏تر جواب دهيد و مرا از اين بلا تكليفى در آوريد.

1. اصلاً كار اشتباهى كردم كه با بچه ‏هاى كلاسمان ارتباط برقرار كردم؟

2. در مسئله ‏اى كه پيش آمد، اشتباهم كجا بود؟

3. به نظر شما، خانم... مى ‏تواند دوست خوبى برايم باشد؟

4. به نظر شما، بايد هنوز با او قهر كنم و چهار ماه قهر كم بود؟

5. در چنين مواقعى، چگونه بايد برخورد كنم؟

6. آيا با او كلاً حرف نزنم؟

7. آيا او را چون برادر دوست داشتن گناه است؟

8. كمى مرا نصيحت و راهنمايى كنيد؟

خيلى ممنونم كه به درد دلم گوش داديد. خواهشمندم جواب مرا بدهيد. از شما خيلى متشكرم.

مشكلات و پرسش ‏هاى شما را مى ‏توان در چهار محور زير خلاصه كرد:

1. ارتباط با دوستان و همكلاسى ‏ها، از جمله ارتباط با جنس مخالف، چگونه است؟

 2. مشكل اصلى جريان ذكر شده در كجا ريشه دارد؟

3. راه حل درست اين مشكل و جلوگيرى از عوارض بعدى آن چيست؟

4. براى رهايى از چنين دام ‏هاى شيطانى و گرفتار نشدن مجدد در آن، چه بايد كرد؟

يك. ارتباط با هم ‏كلاسى

در اين باره بايد يادآور شد:

1. انسان، به ويژه جوان، به ارتباط اجتماعى نيازمند است ؛ زيرا آدمى موجود اجتماعى بوده و ارتباط با ديگران، پاسخ آن نياز درونى است. انتخاب همسالان و همكلاسى ‏ها، مى ‏تواند نشانه درايت و خردورزى فرد باشد و زمينه رشد فكرى، اجتماعى و علمى او را فراهم آورد ؛ به عبارت ديگر، از طريق ارتباط با ديگران و انتخاب دوست - كه به شكل ‏گيرى شخصيت مى ‏انجامد - يكى از نيازهاى مهم زندگى خود را برآورده مى ‏سازيم.

البته آنچه بايد بيش از لزوم داشتن ارتباط با ديگران، مورد توجه و حساسيت معقول قرار گيرد ؛ ميزان و چگونگى ارتباط با همسالان و همكلاسى ‏ها و در نهايت انتخاب دوست است.

داشتن روابط ضرورت دارد ؛ ولى چگونگى آن از اهميت بيشترى برخوردار است ؛ به گونه ‏اى كه وقتى نحوه ارتباط به اصل مسئله آسيب رساند، براى حفظ امور مهم ‏تر و حياتى ‏تر، بايد از ارتباط چشم پوشيد. خردمند كسى نيست كه بتواند بين خير و شرّ، خير را تشخيص دهد و انتخاب كند ؛ بلكه خردمند كسى است كه بين دو شرّ، آنچه شرش كمتر است برگزيند. پس بايد در ارتباط با همكلاسى ‏ها - به ويژه انتخاب دوست و استحكام بخشيدن به روابط دوستانه - دقّت و اهتمام جدى داشت، تا از آفت ‏هاى ارتباط - كه هر لحظه ممكن است خرمن عفت و پاكى ‏اش را آتش بزند - مصون بماند. قرآن در سوره ‏هاى «مائده» و «نساء»، مردان و زنان را از ارتباط پنهانى با يكديگر باز داشته است. امير مؤمنان على (علیه ‏السلام) ‏ نيز از سلام كردن به زنان جوان، اجتناب مى ‏ورزيد. بى ‏ترديد ما از امام على (علیه ‏السلام) ‏ پرهيزگارتر و با معنويت ‏تر و مطمئن ‏تر نيستيم. وقتى آن حضرت چنين احتياط مى ‏كند، وظيفه ما روشن و بى ‏نياز از توضيح است.

دو. اشتباه اصلى

ريشه مشكل واشتباه اصلى شما آن است كه به رغم آگاهى از وجود برخى افراد ناسالم محيط ‏هاى اجتماعى، در انتخاب دوست مناسب، دقّت كافى مبذول نداشته ‏ايد. شما حتى در برابر خروج همكلاسى ‏تان از حدود اخلاق و شرع و ارتباط آسانش با جنس مخالف، حساسيّت نشان نداديد و او را از اين عمل نهى نكرديد!! ممكن است بگوييد: او به سخن شما توجّه نمى ‏كرد ؛ در اين صورت بايد از رابطه خويش با وى چشم مى ‏پوشيديد. شما كه از برخى مشكلات فرهنگى و جريان ‏هاى اخلاقى جامعه آگاه بوديد و قبل از ورود به دانشگاه، فطرت پاكتان شما را از ايجاد ارتباط با جنس مخالف باز مى ‏داشت ؛ چگونه يك ماه پس از ورود به دانشگاه، اين مسئله را عادى پنداشتيد و به تدريج در دامى كه از آن مى ‏گريختيد، گرفتار آمديد! بى ‏ترديد اين پديده تأثير تدريجى و ناخودآگاه دوستى را مى ‏نماياند. در مدتى كوتاه، آنچه فطرت پاكتان زشت مى ‏شمرد، از ياد برديد و ديدگاه ‏تان دگرگون شد.

با  اين مقدمه روشن مى ‏شود:  آن دختر  همكلاسى ‏تان براى شما، دوست خوبى نيست و در ترك ارتباط با دوست پسر، هرگز ترديد نداشته باشيد ؛ زيرا چنين ارتباط ‏هايى، هم مورد نهى عقل و شرع است و هم مخالف عرفِ جامعه سالم. مطمئناً بايد او و هر فرد ديگرى را از ذهن خود بيرون كنيد. حتى انديشيدن در اين باره، مزاحم كار اصلى شما (تحصيل علم) است. مانند سال ‏هاى پيش از ورود به دانشگاه، ذهن و رفتارتان را از اين گونه مسائل خالى كنيد كه ارزش در حفظ عفاف و پاكى است.

سه. راه حل صحيح مشكل

در پاسخ به اين مسئله توجه به امور زير بايسته است:

3-1. ريشه اشتباه خود را به دقت بررسى كنيد.

3-2. بايد توجّه كنيد كه شما از توانايى و استعداد كافى، جهت پيشرفت تحصيلى برخورداريد و خداوند توفيق قبولى در يك رشته خوب و كارآمد و احتمالاً مورد علاقه ‏تان را به شما عطا كرده است ؛ اين فرصت طلايى را قدر بدانيد و به ارزش آن توجه كنيد. بنابراين، در دوره كوتاه و حساس دانشجويى - كه مى ‏تواند زمينه خوشبختى و سعادت آينده ‏تان را فراهم آورد - تمام همّت و تلاشتان را در تحصيل دانش قرار دهيد. تنها مسئوليت دانشجو، دانش ‏اندوزى است. شما نيز جز درس و مطالعه و تحقيق به چيزى نينديشيد. اينكه «با فلانى چه كنم»، با زندگى تحصيلى شما و دانشجويى شما سازگار نيست! ذهن خود را به اين اوهام و افكار بى ‏ثمر، آلوده نسازيد.

3-3. از موقعيت ‏ها و مكان ‏هايى كه آنها حضور دارند، يا به گونه ‏اى موجب ورود انديشه ‏هاى زيان بار به ذهنتان مى ‏شود، دورى كنيد و بكوشيد زندگى روزانه ‏تان، بر اساس يك برنامه ريزى درست و حساب شده پيش رود.

3-4. تا وقتى تصميم به ازدواج نگرفته ‏ايد، انديشه ارتباط با جنس مخالف را از ذهن بيرون سازيد. البته در آن زمان نيز به شكل مناسب و به طور رسمى و تحت نظر خانواده محترمتان، عمل كنيد. از هر گونه ارتباط مستقيم، - حتى براى آشنايى از اوضاع و احوال فردى و خانوادگى وى جهت ازدواج - بپرهيزيد.

3-5. در روايتى آمده است: «نگاه حرام، تيرى زهر آلود از تيرهاى شيطان است و چشم ‏ها دام شيطانند». معمولاً انديشه، در پى چيزى مى ‏رود كه چشم ديده است. پس بهتر است انسان نگاهش را كنترل كند تا دچار انحراف فكر و انديشه نشود. بنابراين  ضمن كنترل نگاه خود، بدانيد شيطان در ارتباط دو نامحرم شركت فعّال دارد. او در پيشگاه خداوند سبحان، سوگند ياد كرده است كه جز به گمراهى انسان ‏ها، نينديشد و هرگاه دو نامحرم خلوت كردند، در جمع آنها شركت جويد! پس از خلوت كردن با جنس مخالف - هرچند به بهانه گفت و گوى دوستانه يا علمى - سخت بپرهيزيد. شيطان هيچ ‏گاه به طور مستقيم، آدمى را به خيانت و خلاف، دعوت نمى ‏كند. انسان نيز از آغاز در پى انحراف فكرى و عملى نيست. شيطان او را در موقعيتى قرار مى ‏دهد كه فرد به صورت ناخودآگاه، به سوى زشتى گام بر دارد.

3-6. در تقويت حيا و عفاف خود بيشتر بكوشيد ؛ زيرا رسول گرامى اسلام مى ‏فرمايد: اگر كسى حيا نداشته باشد، به هر كارى دست مى ‏زند. حفظ پاكى و داشتن عفاف مايه زينت انسان است.

3-7. در انتخاب دوست دقت كنيد. دوست خوب، كسى است كه افزون بر وفادارى تعهّد، آگاهى، بينش و دورانديشى، به مقررات اخلاقى، آداب اجتماعى و خانوادگى و از همه مهم ‏تر به قوانين و دستورات شرعى پاى ‏بند باشد. بى ‏ترديد، كسى كه به مفاسد اخلاقى، آلوده و با دستورات دينى و اخلاقى بيگانه است، شايسته دوستى نيست. كسى كه از ارتباط با نامحرم و جنس مخالف نمى ‏پرهيزد و معيار حيا و عفاف را زير پا نهاده و انسان را به ضد ارزش ‏ها دعوت مى ‏كند ؛ شايسته رفاقت و مهرورزى نيست. با كسى دوست شويد كه نگاه به او، شما را به ياد خدا اندازد و گفت و گو با وى، سبب پيشرفت علمى و رشد معنوى شما شود.

 

نگاه استاد

پرسش 12 . دخترى 26 ساله و دانشجوى سال دوم رشته زبان انگليسى هستم. چندى قبل در كلاس كامپيوتر با نگاه ‏هاى مداوم استادمان روبه ‏رو شده، به او علاقه ‏مند شدم. من قبل از اين حتى با پسر عمو و پسرخاله ‏هايم هم جز سلام كردن، صحبتى نمى ‏كردم و آدمى خجالتى بودم ؛ اما در ارتباط و صحبت با اين استاد و نگاه ‏هاى مستقيم او اصلاً خجالت نمى ‏كشيدم و فكر مى ‏كردم كه همسر مورد علاقه ‏ام را پيدا كرده ‏ام. با پايان كلاس كامپيوتر، من همواره به فكر او بودم و به همين دليل در درس ‏هاى دانشكده ناموفق بودم. اكنون مضطرب و پريشان خاطر هستم. يك جزوه از درس ‏هاى استاد نزد من است و جرأت نگاه به آن را ندارم. با اينكه فردى معتقد، مذهبى و مقيد به ظواهر شرع و عبادات بودم، اكنون سرخورده شده ‏ام و احساس يأس، نوميدى و شكست دارم. بارها از خدا خواسته ‏ام كه فكر او از سرم بيرون برود ؛ اما دعايم مستجاب نشد. اكنون عبادات را فقط به خاطر رفع تكليف انجام مى ‏دهم. از شما تقاضاى راهنمايى دارم ؛ زيرا وضعيتى بسيار بحرانى دارم.

در پاسخ اين مشكل نكاتى چند بيان مى ‏شود:

يكم. دوره جوانى از حساسيت زيادى برخوردار است ؛ عواطف و احساسات جوان در اين دوره، بروز و ظهور بيشترى دارد و در تعامل با ديگران، در پى تأمين برخى نيازهاى عاطفى است. وجود اين نياز و گرايش به سوى تأمين آن، امرى طبيعى است ؛ ولى آنچه مهم است، چگونگى پاسخ به آن است. اينجا است كه بايد چنين گرايشى به كنترل انديشه و عقل درآيد. گمان نشود اگر چنين گرايشى در فرد ايجاد شود، از گردونه انسانيت و ايمان خارج مى ‏شود ؛ بلكه آن روش و چگونگى برخورد با آن است كه افراد  را از يكديگر متمايز مى ‏سازد. پس نگران چنين حالتى - كه برخاسته از احساس نياز است - نباشيد و مطمئن باشيد به تدريج حل خواهد شد.

دوّم. متعهد، مذهبى و پاى ‏بند به واجبات بودن، يك امتياز و ارزش واقعى است و همان طور كه در گذشته و تاكنون همين باورهاى دينى و مذهبى، شما را از هر گونه انحراف فكرى و اخلاقى حفظ كرده است ؛ مطمئن باشيد پايبندى به اصول اخلاقى و تقويت روح اميد و توكل برخداوند متعال، بهتر و سريع ‏تر شما را از اين مشكل بيرون برده و امكان دسترسى به ساحل نجات و رهايى از آن را بيشتر فراهم خواهد ساخت. بنابراين، توصيه مى ‏شود توكل بر خداوند را در رأس امور قرار دهيد و توسل به ائمه اطهار (علیهم ‏السلام) ‏ و بهره گرفتن از روح بلند آنان را هرگز فراموش نكنيد و همچون گذشته، به شما كمك خواهند كرد و در انجام واجبات و تكاليف شرعى (خواندن نماز، گرفتن روزه و حفظ عفاف، حجاب و...) همچون گذشته محكم و استوار باشيد كه نجات در همين است.

سوّم. اگر اندكى به اطراف خود نگاه كنيد، روشن مى ‏شود كه براى هر خوبى، خوب ‏ترى يافت مى ‏شود و براى هر كمالى، كمالى بالاتر قابل تصور است. اين قاعده هم در امور مادى و طبيعى جارى است و هم در امور معنوى. بنابراين دل بستن به يك امر مادى يا معنوى در نگاه اول، به عنوان كمال مطلق، صحيح و عاقلانه نيست ؛ زيرا بالاتر و بهتر و ارزشمندتر از آن يافت خواهد شد و بهتر است به كمال و ارزشى دل ببنديم كه بالاتر از آن يافت نشود.

چهارم. گاهى انسان گمان مى ‏كند خير و صلاحش، در امرى است ؛ حال آنكه چنين نيست و برعكس گاهى انسان از چيزى متنفر مى ‏شود و بدش مى ‏آيد ؛ حال آنكه خير و صلاحش در همان است.

قرآن مى ‏فرمايد: «عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ »[19]. انسان به خاطر اينكه به تمام ابعاد وجودى و آينده خود آگاهى ندارد، نمى ‏تواند به تشخيص صحيح و كاملى از وضعيت موجود و آينده برسد و خداوند عالم، قادر و آشنا به مصلحت بنده ‏اش، مانع از رسيدن به محبوب او مى ‏شود ؛ زيرا براى او پسنديده و مفيد نيست. پس اگر تاكنون نتوانسته ‏ايد به مطلوب خود دست يابيد، چه بسا به صلاح شما نبوده است. نمونه ‏ها و نظاير اين امر را در زندگى بسيار از افراد، مى ‏توان مشاهده كرد كه ازدواج آنان موفقيت ‏آميز نبوده ؛ بلكه مشكل تنهايى آنان، به ده مشكل جمعى تبديل شده است.

پنجم. با توجه به نكات ياد شده، راه كارهاى زير را ارائه مى ‏كنيم تا با عمل جدّى به آنها، از چنين وضعيت روحى بيرون آييد:

1. درباره فرد مورد نظر خود فكر نكنيد و هرگاه ذهنتان به وى مشغول شد، با مطرح كردن موضوع يا مسئله ديگرى، از فكر كردن درباره وى دور شويد و آنچه را موجب مى ‏شود، به ياد او بيفتيد (مثل جزوه ‏اى كه نزد شما است)، از بين ببريد و يا به يكى ديگر از دوستان بدهيد ؛ به طورى كه در اتاق و خانه شما نباشد.

2. هرگاه احساس كرديد ناخودآگاه مشغول فكر كردن درباره وى شده ‏ايد، بلافاصله با كوبيدن مشت خود روى زمين و گفتن «بس است»، از اين حالات روانى بيرون برويد و مشغول كارى عملى شويد تا از فكر كردن در اين باره رهايى يابيد.

3. با خود حديث نفس كنيد و بگوييد: عشق و علاقه ‏اى خوب و ارزشمند است كه دو طرفه باشد. اكنون وى هيچ توجهى به من ندارد. پس احساس علاقه من به وى، نه تنها راه ‏گشا نيست ؛ بلكه تخريب ‏كننده نيز هست و با اشتغال تمام ذهنم، مانع از هر گونه تصميم ‏گيرى صحيح و حتى كار و تلاش شده است. در واقع نگاه ‏ها و رفتارهاى قبلى وى، ناشى از سودجويى و سوءاستفاده ‏هاى جنسى بوده و هرگز به فكر من و تأمين آينده موفقيت ‏آميز من نبوده است! به عبارت ديگر هرگز دلش براى من نسوخته و علاقه ‏اش كاملاً جنبه شهوانى داشته ‏است! اين نگاه ‏ها جهت ارضاى خودخواهانه نيازهاى جنسى ‏اش بوده است، وگرنه عشق پاك و خالى از آلودگى، اين چنين گذرا و متغير نيست ؛ آن گونه كه در وجود وى كاملاً ظهور و نمود داشته و اكنون نيز از وى خبرى نيست و به دنبال اهداف شخصى ‏اش است. بنابراين او نمى ‏تواند همسر وفادارى براى من و تأمين كننده سعادت و خوشبختى من باشد.

4. با برجسته كردن ديگر نكات منفى و نقاط ضعف رفتارى، شخصيتى و اخلاقى - كه احتمالاً در فرد مورد نظر هست - از تمايل و علاقه كاذب خود به وى بكاهيد. اگر خواستيد درباره وى بينديشيد، درباره نقاط ضعف وى فكر كنيد.

5. هرگاه ذهنتان به وى مشغول شد، به خود تلقين كنيد: «او صلاحيت همسرى با من را ندارد»، «او تناسبى با من ندارد» و «از او بدم مى ‏آيد» يا با خود بگوييد: «انسان هر كس را ديد نبايد از او خوشش بيايد»، «نبايد هر كس بتواند دل من را تسخير كند» و «من آدم ضعيفى نيستم». تأكيد مى ‏شود اين جملات را به زبان جارى و براى خود زمزمه كنيد.

6. نكات منفى و نقاط ضعف رفتارى و شخصيتى فرد مورد نظر را در ذهنتان برجسته كنيد.

7. هرگز بيكار نباشيد و براى اوقات شبانه ‏روز خود، برنامه ‏اى تدوين نماييد. براى اوقات فراغت خود فعاليتى را در نظر بگيريد (برنامه ‏هاى ورزشى، هنرى و...) و از آنجا كه چنين افكارى معمولاً در تنهايى به سراغتان مى ‏آيد، براى مدت زيادى، به تنهايى در جايى قرار نگيريد و مطالعات خودتان را در حد ممكن، در سالن  مطالعه كتابخانه و در جمع ديگران انجام دهيد.

8. ارتباطات اجتماعى و رفت و آمد و معاشرت با دوستان، اقوام و... را بيشتر كنيد.

9. در فعاليت ‏هاى دسته ‏جمعى، حضور فعال ‏تر و بيشترى داشته باشيد.

10. توجه به اين نكته بسيار ضرورى است كه اگر چنين حالات روانى (احساس سرخوردگى، يأس، نوميدى و شكست) برايتان حاصل شده، محصول كارهاى گام به گام خودتان بوده و كسى شما را به اين وادى - بدون اختيار شما - نكشانده است. مطمئناً خداوند نيز هرگز جلوى آزادى عمل انسان ‏ها را نگرفته و نمى ‏گيرد ؛ چرا كه مخالف اصل آزادى انسان است. بنابراين، به تدريج و گام به گام، مى ‏توان از چنين وضعيت روحى و فضاى روانى حاكم بر ذهنتان خارج شد و گمان نشود كه تمام مشكلات يك شبه حل مى ‏شود. از طرف ديگر، انتظار معجزه هم نداشته باشيد. با مقاومت و پايدارى و حفظ تعادل خود، مطمئن باشيد از چنين وضعيتى بيرون خواهيد آمد.

11. يكى از بهترين راه ‏هاى خروج از اين وضعيت، آن است كه هرچه سريع ‏تر ازدواج كنيد. اگر خواستگار مناسبى برايتان آمد، سخت ‏گيرى زيادى نكنيد ؛ همين كه از تناسب كافى برخوردار بود و شرايط و صلاحيت اخلاقى، دينى و خانوادگى لازم را داشت، پاسخ مثبت دهيد. مطمئن باشيد با ازدواج، تمام آن افكار از دهنتان خارج خواهد شد.

 

روابط دختر و پسر

پرسش 13 . مدت ‏ها است اين مسئله فكرم را مشغول كرده است كه با جامعه ‏اى كه هر روز را در آن به شب مى ‏رسانم، چه كنم؟ اتفاقاتى كه در دانشگاه مى ‏افتد و روابط پسران و دختران كه بسيارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى ‏فرهنگى است يا بى ‏ايمانى؟ نمى ‏دانم ناشى از چيست ؛ ولى در جامعه ما كه اسلامى است، واقعاً غير قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنين حركات و روابطى را نمى ‏پسندد. خودشان استدلال مى ‏كنند در اسلام گفته شده است دو نفر كه يكديگر را دوست داشته باشند، به هم محرم ‏اند! بااين استدلال بدون هيچ گونه عقد رسمى يا صيغه، با هم قدم مى ‏زنند و يا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بيشتر، بدون اطلاع خانواده ‏ها در خلوت باهم صحبت مى ‏كنند. آيا در احكام دينى چنين چيزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظيفه ما در اين موقعيت چيست و چه بايد بكنيم؟

گاهى اوقات فكر مى ‏كنم كاش در دانشگاه ‏ها دختران و پسران را جدا مى ‏كردند ؛ ولى باز با خودم مى ‏گويم آن وقت اين اتفاقات در پنهان مى ‏افتاد و شايد بدتر از اين مى ‏شد. واقعاً علت چيست و چه بايد كرد؟

دوست دارم به اين گونه افراد گفته شود: فكر نكنند كه شجاعت به خرج مى ‏دهند و در جلوى چشم نامحرمان و پسران ديگر با يكديگر قدم مى ‏زنند يا دست مى ‏دهند و يا شانه به شانه راه مى ‏روند!!

توجه شما به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه - به خصوص لزوم رعايت ارزش ‏ها و هنجارهاى دينى و اخلاقى در محيط دانشگاه - و احساس مسئوليت در برابر بعضى از نابهنجارى ‏ها، قابل تقدير و تحسين است. در اين نامه سه پرسش اصلى به چشم مى ‏خورد:

1. آيا صرف دوست داشتن دختر و پسر، آنها را محرم مى ‏كند؟

2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه ‏ها، ناشى از چيست و چرا گسترش يافته است؟

3. وظيفه و مسئوليت ما در اين موقعيت چيست و چه بايد كرد؟

در پاسخ سؤال اول بايد يادآور شد، آنچه سبب ايجاد پيوند زناشويى مى ‏شود، خواندن صيغه عقد از سوى زن و مرد يا وكيلان آنها و با اجازه پدر دختر و حفظ شرايط آن است. در غير اين صورت، سببى براى ايجاد زوجيت و محرميت زناشويى وجود ندارد و صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آنان نيست.

 

علل روابط ناپسند

در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى ‏توان اشاره كرد:

1. عدم ارضاى صحيح غريزه جنسى

بى ‏ترديد ايام جوانى، دوران بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مى ‏افكند ؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مى ‏دهد و سبب تحريك پذيرى وى، در برخورد با جنس مخالف مى ‏شود. طبيعى است اين نياز درونى، بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تأمين شود. راه پذيرفتنى آن نيز ازدواج است ؛ ولى متأسفانه به دلايل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظير بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات خانواده ‏ها و توجه به بعضى تشريفات غير لازم، معضل اشتغال و آينده شغلى جوانان، ادامه تحصيل آنها و عدم وجود امكانات و شرايط مالى مناسب برخى خانواده ‏ها - سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تأمين عاقلانه و صحيح اين غريزه سركش، به انحراف كشيده شده است. بنابراين، اين گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دينى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوييم به يك «بحران اجتماعى» تبديل شده است ؛ به يقين يك معضل اجتماعى گشته است! متأسفانه نظام اجتماعى ما تاكنون نتوانسته با فراهم كردن زمينه ازدواج جوانان، از گسترش اين رفتارهاى نادرست پيشگيرى كند.

2. احساس نياز به محبت

در اين سنين، جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با يكديگرند. «اريكسون»، (يكى از روان ‏شناسان غرب،) مى ‏گويد: جوان در اين مرحله، مى ‏خواهد روابط دوستانه نزديكى با ديگران پيدا كند ؛ ارزشمندترين و مهم ‏ترين هستى و دارايى ‏اش را به فردى ديگر هديه دهد. در پى يافتن هويتى جديد است و گمان مى ‏كند خانواده و والدينش، نمى ‏توانند از وى حمايت كنند. بنابراين، اگر اين نياز در محيط خانوادگى به خوبى تأمين نشود يا لطمه ببيند و مخدوش شود، نياز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه، دچار اختلال خواهد شد. به عبارت ديگر، دختر و پسرى كه عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهايى كنند، در فضاى باز و آزاد جامعه، طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى ‏شوند! به راحتى در دام افراد شياد مى ‏افتند يا حداقل ميل متقابل آنها و جنس مخالف، سبب مى ‏شود آنان به بهانه ‏هاى مختلف - از قبيل آشنايى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى - در جهت تأمين و ارضاى اين نيازشان گام بردارند ؛ البته با روشى غلط و غير قابل قبول.

3. الگو گرفتن از جوامع غير خودى

متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما، ارزش ‏ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محيط ‏هاى غير خودى و غير اصيل جوامع ديگر مى ‏گيرند. بى ‏ترديد گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن، گسترش و توسعه تكنولوژى و وسايل ارتباط جمعى و عوارض پديده جهانى شدن در همه عرصه ‏ها، در اين خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بيگانه، نقش اساسى دارد. اين امور سبب مى ‏شود جوانان، فرهنگ ‏ها و ارزش ‏هاى ديگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اينكه اين گونه روابط، عامل رشد و نشانه كمال و وسيله ابراز شخصيت است، به آن روى آورند. در اين ميان، مسئله رقابت جوانان و به رخ كشيدن خود براى همسالان نقشى عمده ايفا مى ‏كند. برخى براى اينكه در جمع دوستان مورد تحسين قرار گيرند و يا دست كم بى ‏عرضه و بى ‏جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر يا دوست دختر مى ‏گردند و با آنكه به خوبى از عواقب سوء اين كارها آگاهند، از آن دست نمى ‏كشند!!

راه كارهاى عملى:

اما در وضعيت حاضر، در برابر چنين معضل اجتماعى چه بايد كرد؟ به نظر مى ‏رسد، متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده اين مشكل، بايد اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در اين مسئله عبارت است از:

يك. ارضاى صحيح غريزه جنسى

معقول ‏ترين راه براى نجات يافتن از اين گونه رفتارهاى نابهنجار يا كج ‏روانه است. ويل دورانت، مورّخ دانشمند معروف، درباره ازدواج مى ‏نويسد: اگر راهى پيدا شود كه ازدواج در سال ‏هاى طبيعى انجام گيرد، بيمارى ‏هاى روانى و انحرافات جنسى - كه زندگى را لكه دار كرده است - تا نصف تقليل خواهد يافت. شايد به همين جهت است كه در آموزه ‏هاى دينى ما تسريع در ازدواج فرزندان و جوانان، مورد تأكيد قرار گرفته است. اين دستورات و تشويق ‏ها، گوياى آن است كه مى ‏توان با ازدواج، از بسيارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غير مشروع دو جنس، پيشگيرى كرد.

البته اين موضوع به تلاش همگانى خانواده ‏ها و مسئولان و اصلاح نگرش ‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم كردن تسهيلات و امكانات ازدواج، بستگى دارد و افراد، خانواده ‏ها و حكومت، وظيفه دارند در مسير تحقق مقدمات ازدواج جوانان بكوشند.

دو. تقويت روابط خانوادگى

تحكيم روابط خانوادگى و ايجاد فضاى عاطفى مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديك بين اعضاى خانواده، عامل پيشگيرانه ديگرى است كه مى ‏تواند در ايجاد احساس امنيت و آرامش و تأمين نياز عاطفى، نقش مؤثرى داشته باشد ؛ زيرا وقتى جوانان در خانه، با محبت و توجه كافى روبه ‏رو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفى را در بيرون خانه جست و جو مى ‏كنند و متناسب با دوران بلوغ و اوج گيرى احساسات غريزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى ‏دهند. بنابراين، نياز به محبت در دوره جوانى را بايد با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس، تأمين كرد و با يافتن دوستان مناسب و ايجاد رابطه گرم و عاطفى و انجام برخى فعاليت ‏هاى دسته جمعى، به اين نياز درونى پاسخ مثبت داد.

سه. خود كنترلى

«خود كنترلى» مى ‏تواند جوانان جوياى رشد و كمال و عفّت و پاكى را در اين فضاى آلوده حفظ كند. با كنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز كنترل افكارى كه در اين زمينه شكل مى ‏گيرد، مى ‏توان از تأثيرگذارى روابط ناسالم ديگران، تا حدودى جلوگيرى كرد. مطمئناً هر چه بيشتر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيم، بيشتر تأثيرپذير خواهيم بود. پس بهتر است اوقات فراغت خود را با برنامه ‏ريزى صحيح پر كنيم و با پرهيز از بيكارى و تنهايى و توجه به اين صحنه ‏ها، به وظيفه اصلى و مهم دوران دانشجويى (تحصيل علم) بپردازيم.

در پايان بايد يادآور شد، برخى از جوانان، از اشتباه بودن يا عدم مشروعيت بعضى ارتباط ‏هاى خود، آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و عاطفى ما، مى ‏تواند به اصلاح و تغيير رفتار آنها انجامد. قطعاً حسن سلوك و رفتار شما در بيان اين موضوع به آنها نقشى تعيين ‏كننده دارد[20].

 

ارتباط در تشكل ‏هاى مذهبى

پرسش 14 . توى انجمن اسلامى، جلسات با جوى صميمى و تقريباً دوستانه ولى محترمانه برگزار مى ‏شود، ولى من خيلى آدم با ظرفيتى نيستم! زود جو گير مى ‏شوم و بعضى وقت ‏ها كنترلم از دست مى ‏رود و شايد از مرزهاى حيا مى ‏گذرم ؛ به خاطر همين نمى ‏دانم شركت در اين جلسات برايم مفيد است يا نه؟

به نظر مى ‏رسد منظورتان اين باشد كه با شركت در چنين جلساتى ترس آن داريد، به تدريج گرفتار عوارض و پيامدهاى عدم رعايت حريم ‏ها شويد. در اين رابطه گفتنى است: حيا براى زن و مرد زيبنده است ؛ اما آراستگى دختران به حيا، از دو جهت اهميت دارد: يكى از آن جهت كه دختران با حيا، از شخصيت و متانت والايى برخوردارند و ديگر اينكه حيا موجب مصونيت آنان از آفت ‏ها و آسيب ‏هايى است كه گوهر وجود زن را نشانه رفته است.

بنابراين اگر حضور در چنين جلساتى، - براى كسب معارف بيشتر و تعميق ابعاد علمى و حتى معنوى - باعث خدشه ‏دار شدن گوهر حيا، عفاف و متانت شما مى ‏شود، توصيه نمى ‏شود در اين جلسات شركت كنيد ؛ مگر آنكه بتوانيد با تسلط بر خود و كنترل رفتارها و طرز برخورد و گفتارتان، از مرزهاى حيا پاسدارى كنيد. پيشنهاد مى ‏شود:

1. براى استفاده از ابعاد علمى اين جلسات، صرفا حضور فيزيكى پيدا كنيد و به اظهار نظر نپردازيد و با جنس مخالف وارد گفت و گو نشويد و فقط به گفته ‏ها و سخنان گويندگان مختلف گوش دهيد و سخن حق و تحليل بهتر را انتخاب كنيد.

2. در صورت امكان، جلسات مربوط به، مباحث عقيدتى را به دو بخش خواهران و برادران تقسيم كنيد و جداگانه به اين گونه مباحث بپردازيد تا از اختلاط جلوگيرى شود و زمينه گذشتن از مرزهاى حيا، در جلسات مشترك فراهم نگردد.

3. با يك برنامه ‏ريزى حساب شده، دقيق و تدريجى، به كنترل نفس خود بپردازيد و در صورت تخطّى از مرزهاى تعيين شده، خود را جريمه كنيد و با استفاده از سه روش (مشارطه، مراقبه و معاقبه)، به كنترل رفتار و اعمال خود بپردازيد. البته اين راه حل سوم نيازمند همت بلند، اراده ‏اى محكم و تلاش زياد است ؛ ولى ما اميدواريم موفق شويد و دعاگوى شما نيز هستيم.

 

پيش ما مى ‏مانديد!

پرسش 15 . مهم ‏ترين ماجراى زندگى ‏ام را برايت تعريف مى ‏كنم ؛ اگر پسندت افتاد، اميد دارم كه آن را چاپ كنيد و توصيه ‏ها و سفارش ‏هاى خوبتان را نيز برايم درج بفرماييد.

هواى شرجى و تفتيده شهر غريب، آخرين نفس ‏هاى خود را مى ‏كشيد و مى ‏رفت تا جاى خود را به هواى لطيف زمستانى بدهد. آبان هم رو به پايان بود و حالا من دقيقاً يك سال از خدمتم مى ‏گذشت. روز پنج ‏شنبه ‏اى بود كه مرخصى درون شهرى گرفتم و از پادگان بيرون آمدم.

... از سينما كه بيرون آمدم، به ياد يكى از دوستانم افتادم كه خيلى اصرار داشت كه حتماً توى اين شهر غريب، يك بار هم كه شده به خانه ‏اش بروم. راه خانه او را در پيش گرفتم. وقتى كه به خانه رسيدم، در زدم ؛ چند دقيقه بعد خانمى پشت در آمدو گفت كه برادرش در خانه نيست و چند ساعت ديگر مى ‏آيد. چند قدم به عقب برداشتم كه خداحافظى كنم و بروم كه او با لحنى شيطانى گفت: طولى نمى ‏كشد ؛ ممكن است بيايد. بفرماييد داخل استراحت كنيد تا او بيايد.

در جدالى سخت، مغلوب شيطان شدم و به داخل خانه رفتم. مرا به سمت مهمان ‏خانه راهنمايى كرد و طولى نكشيد كه با هندوانه و تنقلات پذيرايى شروع شد. حركاتش عجيب و غريب بود. او لباس آستين كوتاه پوشيده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آويزان بود. تپش قلبم آن تپش هميشگى نبود و مانند پيستونى سرعت داشت. در كشاكش جنجال بين وجدان و شيطان، وجدانم مى ‏گفت: مگر نمى ‏دانى كه ورود در جايى كه مورد اتهام قرار مى ‏گيرى، ممنوع است! چگونه وارد خانه ‏اى شدى كه فقط تو و يك دختر نامحرم درون آن هستيد؟!

اما شيطان اشاره مى ‏كرد، نگاه به جمال دختر كن! ضبط صوت بالاى سر توست و انواع مختلف نوارها هم در كنارش وجود دارد ؛ روشنش كن و شادباش! وضعيت ظاهرى دختر با آن ناز و كرشمه ‏اش، بر آتش اين جنجال مى ‏افزود.

او كه دو، سه مترى از من فاصله داشت، انواع و اقسام سؤالات را از من مى ‏پرسيد و مى ‏خواست نقشه ‏اش را آرام آرام پياده كند. با اين اوضاع و احوال، شيطان مى ‏خواست كه تمام وجودم را تسخير كند و سكان كشتى هوا و هوس درونم را به دست بگيرد.

نگاهم ناخودآگاه به سمت ديوار طرف قبله چرخيد و خانه كعبه - با آن همه زيبايى ‏هايش - تمامى زيبايى ‏هاى ظاهرى درون آن خانه را در نظرم هيچ كرد. اينجا بود كه شيطان از پيشروى باز ايستاد و وجدان رمقى تازه گرفت.

وجدان، درون دلم بانگ زد كه آيا مى ‏خواهى فردا در روز تولد مولايت، دامنت آلوده باشد و عيد را با دامنى آلوده جشن بگيرى! آيا مى ‏خواهى فردا، مولايت شيطان باشد. مگر فردا نمى ‏خواستى به خاطر سيزده رجب، با دوستانت روزه مستحبى بگيرى... پس چى شد! نگاهى به نايلونى كه همراهم بود كردم. از روى نايلون، خوراكى ‏هايى كه براى سحرى فردا گرفته بودم، مشخص بود.

وجدان دوباره چنين آهنگى سرداد: تو كه مى ‏خواهى فردا روزه بگيرى، الان توى اين محل گناه چه كار مى ‏كنى؟ اينجا بود كه وجدان به قله پيروزى نزديك شده بود و هوس را از قله دور مى ‏كرد. چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم كه من بايد بروم ؛ اگر سروقت نروم، اضافه خدمت مى ‏خورم.

او با چشمانى متعجب گفت: شب پيش ما مى ‏مانديد... نان و پنيرى پيدا مى ‏شود كه با هم بخوريم. ديگر تحمل نداشتم. از خانه بيرون آمدم و به حياط كه رسيدم، او پشت سر من حركت مى ‏كرد و هنوز هم مى ‏گفت مى ‏مانديد يا لااقل شام را مى ‏خورديد و بعد مى ‏رفتيد. دم در كه رسيدم، در قفل بود ؛ امّا از خوش شانسى كليد روى در جا مانده بود. در را باز كردم، آخرين نيرنگ ‏ها و نگاه ‏هاى شيطانى ‏اش را روانه من كرده بود ؛اما من از دامش جهيدم و از خانه بيرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم. وجدان پرچم پيروزى ‏اش را بر قله وجودم به اهتزاز در آورده و چنان خوشحالى به من دست داد كه هنوز هم شيرينى ‏اش را در وجودم احساس مى ‏كنم.

حال مى ‏انديشم كه اگر آن عكس كعبه نبود و يا فرداى آن روز، ميلاد اميرالمؤمنين (علیه ‏السلام) ‏ نبود، نمى ‏دانم چه بلايى به سرم آمده بود ؛ نه تنها دامنم آلوده شده بود، شايد حالا هم دانشجو نبودم و شايد اكنون دنبال پليدى ‏ها و هرزگى ‏ها مى ‏بودم! اين داستان واقعى، شايد براى ديگران اهميتى نداشته باشد، اما براى اين حقير، بزرگ ‏ترين درس ‏ها را به دنبال داشت و هميشه احساس مى ‏كنم كه يوسف گونه از بند شيطان رهيدم. از شما خواهش مى ‏كنم كه به جوانان بگوييد كه پاك ماندن و پاك زيستن در اين عصر، خيلى سخت است ؛ اما اگر توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار (علیه ‏السلام) ‏ داشته باشند و براى خود مثلثى از توكل، توسل و اعتماد به نفس داشته باشند، اين امر براى آنها سهل خواهد بود.

از خدا مى ‏خواهم كه تمام جوانان را از ورود به مكان ‏هاى ناپاك و آلوده و مكان ‏هايى كه مورد اتهام قرار مى ‏گيرند، حفظ فرمايد. لطفاً مرا راهنمايى كنيد و در اين مورد بگوييد با اينكه توبه كرده ‏ام، آيا هنوز هم گناهى در نامه عمل من وجود دارد؟!

مطالعه داستان زندگى شما و اتفاق مهم و سرنوشت ‏سازى كه برايت رخ داده، هر خواننده ‏اى را به تحسين و تعظيم قهرمان داستان - يعنى شما عزيز دانشجو - وا مى ‏دارد. من نيز يكى از اين خواننده ‏هاى نامه شما بودم كه نه يك بار ؛ بلكه صدها بار به شما آفرين گفتم و عزم و اراده محكم و باور قلبى ‏تان نسبت به كعبه و مولود كعبه را ستودم. جوانان و دانشجويان عصر حاضر و فضاى فرهنگى جامعه كنونى نيز بايد به وجود عزيزانى همچون شما، مباهات و افتخار كنند كه اين گونه با يك تصميم عاقلانه، شجاعانه، برق آسا و سريع، از دام گسترده شده و مهلك شيطانى نجات يافته، از عفت و پاك دامنى خود محافظت، نگه دارى و پاسدارى كرديد. امكان نجات و رهايى از پرتگاه سقوط، در آخرين لحظات را فراهم نموده، سعادت و خوشبختى را در آغوش كشيديد. اينجا است كه چنين رفتارى، ما را به سخن زيباى آن امام معصوم (علیه ‏السلام) ‏ رهنمون مى ‏شود كه فرمود: «خداوند اولياى خود را بين بندگان خود مخفى كرده است ؛ پس هيچ يك از بندگان خدا را كوچك نشماريد».

واقعاً اولياى الهى، بين بندگان خداوند ناشناخته ‏اند و آن ‏گونه نيست كه با نگاهى به ظاهرشان، بتوان آنها را شناخت. معدود افرادى هستند كه مى ‏توانند در چنين موقعيت ‏هايى، قرار گيرند و دست از پا خطا نكنند و اين گونه سريع از مهلكه حتمى سقوط، خود را نجات دهند. همان ‏طور كه خودتان نيز نوشته ‏ايد، اين اتفاق ما را به ياد داستان حضرت يوسف (علیه ‏السلام) ‏مى ‏اندازد قرآن از زبان حضرت يوسف (علیه ‏السلام) ‏ مى ‏فرمايد: «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ »[21] ؛ «نفس خويش را تبرئه نمى ‏كنم ؛ زيرا كه نفس، يقيناً بسيار بر بدى ‏ها امر مى ‏كند ؛ مگر آنچه را كه پروردگارم رحم كند ؛ همانا پروردگارم، غفور و رحيم است».

اين آيه نكات زيبايى را مى ‏آموزد كه به بعضى از آنها اشاره مى ‏شود:

1. يوسف (علیه ‏السلام) ‏ مصون ماندن خويش از گناهان و ارتكاب بدى ‏ها را امداد خدا مى ‏داند ؛نه برخاسته از اراده خود و بدون توفيق الهى. بنابراين، يوسف در مقام بيان اين حقيقت است كه اگر من مرتكب گناه نشده ‏ام، نه به جهت توان شخصى است ؛ زيرا نفس، ترغيب كننده به گناه و بدى است. پس آلوده نشدن من به گناه، به توفيق الهى و رحمت او بوده است.

2. ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه ‏هاى جلب رحمت الهى، براى مصون ماندن از خطرات آن، پيام ديگرى است كه اين داستان آموزش مى ‏دهد و چنين گمان نشود كه اگر يك بار و در يك رويداد، توانستيم بر هواهاى نفسانى پشت پا بزنيم ؛ پس در تمام صحنه ‏هاى شيطانى ديگر نيز مصون و محفوظ خواهيم ماند. پس اگر در هر لحظه و كمتر از هر آنى در برابر چنين موفقيت ‏هايى واقع شديم، بايد به رحمت الهى اميدوار باشيم و از مقام ربوبيت او كمك بطلبيم كه در غير اين صورت، پيروز نخواهيم شد.

3. مطمئناً كسى كه از چنين امتحانى اين گونه سرافراز بيرون آمده و به كمك و لطف الهى از مهلكه نجات يافته است ؛ خداوند او را پذيرفته و مورد بخشش و عفو خداوند قرار گرفته است «إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ »[22] شما با همين ترحم خداوند بوده است كه توانسته ‏ايد از سيطره نفس اماره فرار كنيد و به دامن غفران و رحمت الهى وارد شويد. به يقين آمرزيده شدن گناهان و خطاها، نسبت به گذشته است و نسبت به آينده، بايد مراقبت و محافظت خود استمرار دهيد. بنابراين، هر چند پيام داستان واقعى شما، كاملاً روشن و مشخص است ؛ اما تأكيد بر آن نيز خالى از لطف نيست.

انسان موجودى است مختار و در پرتو همين اختيار و آزادى عمل، مى ‏تواند در سخت ‏ترين و شكننده ‏ترين موقعيت ‏ها و شرايط، چنان تصميمى را بگيرد كه موجب تحسين همگان را فراهم سازد و به تمام جبرانديشان و يا سست اراده ‏ها و كسانى كه فرياد «نتوانستن» سر مى ‏دهند و گمان مى ‏كنند در چنين شرايطى اختيار از انسان سلب و به پرتگاه سقوط و منجلاب اخلاقى كشيده مى ‏شود ؛ اعلام مى ‏داريم كه: انسان موجودى است با اراده و اختيار و امكان فرار از چنين موقعيت ‏هايى كاملاً فراهم است. پس مى ‏توان چشم خود را كنترل كرد، گوش خود را بست و ديگر اعضا و جوارح را به لجام عقل پيوند زد و در يك جمله، مى ‏توان غريزه سركش جنسى خود را در اوج شهوت مهار كرد.

در پايان، ما نيز اين نكته را - كه شما با علم حضورى به آن رسيده ‏ايد - مورد تأكيد قرار مى ‏دهيم كه اگر لطف حق و توسّل به ائمه اطهار (علیه ‏السلام) ‏ در ميان نبود، چه بسا نمى ‏توانستيد، به چنين رفتار و موفقيت مهمى دست يابيد و خود را نجات دهيد! پس به شكرانه اين نعمت، اين پيوند و ارتباط معنوى با رب ‏الارباب و ائمه اطهار (علیه ‏السلام) ‏ را بيش از پيش تقويت كنيد. خداوند، به همه ما عقلى مرحمت فرمايد كه بر هوس ‏هاى سركش پيروز گرديم و اگر در اشتباهيم، چراغ روشنى از توفيق و هدايت فرا روى ما قرار دهد.

 

ما چه كنيم؟!

پرسش 16 . در هر محفل دينى كه شركت مى ‏كنيم يا از هر عالم دينى كه مى ‏پرسيم و يا در كتاب ‏ها و مقالات مذهبى مى ‏خوانيم ؛ ارتباط بين دختر و پسر بسيار خطرناك و حرام مى ‏دانند و ما را از آن برحذر مى ‏دارند. اينك سؤال من به عنوان يك دانشجوى جوان اين است كه ما چه كنيم؟ از يك طرف جوانى و اوج غرايز جنسى و از سوى ديگر نامناسب بودن فضاى اخلاقى و فرهنگى جامعه كه اين غرايز را شعله ‏ورتر مى ‏كند و...؟ عرضه و تقاضا كه از نظر دينى نامشروع است؟ ازدواج رسمى به لحاظ مشكلات اقتصادى، تحصيلى، شغلى و... تقريباً در وضعيت و سن كنونى ناممكن است؟ پس ما چه كنيم؟ آيا بايد با سركوب غرايز، رهبانيت پيشه كنيم و يا آنكه تسليم شرايط شويم و گناه آن را تقصير مسئولان و پدر و مادران و بزرگ ‏ترها بيندازيم. خلاصه اينكه من جوان دانشجو، در اين بحبوحه غرايز جنسى چه كنم؟ ما معتقديم كه اسلام، دينى كامل، پويا، جامع و پاسخ ‏گوى همه زمان ‏ها است، آيا در اين دين براى ما هم تدبيرى انديشيده است؟ آيا راه مشروعى براى ما كه هم آلوده به گناه نشويم و هم از فشارهاى غرايز جنسى رهايى يابيم وجود دارد؟

همان طور كه اشاره كرديد، دين اسلام كامل، پويا و جامع است و به همين دليل بايد براى همه شرايط و در هر عصر و مكانى پاسخ ‏گو باشد. از ويژگى ‏هاى شريعت اسلامى و نظام حقوقى برخاسته از آن، آرمان خواهى، كمال گرايى و در عين حال واقع گرايى است. به همين جهت دستورالعمل ‏ها و احكام آن، براى قشر خاصى نيست. هم براى انسان ‏هاى آرمان ‏گرا نسخه عمل دارد و هم براى انسان ‏هايى كه در سطح ضعيف اخلاق و تقوا قرار دارند، اسلام همه را در قله نديده است تا كسانى كه در دامنه مانده ‏اند، از اين سفره مبارك آسمانى و شريعت الهى وامانده باشند. و دقيقاً به همين دليل تأكيد مى ‏كنيم، چون از آنجايى كه نسخه ‏ها متعدد است، افراد بايد مواظب باشند مطابق بيمارى يا آسيب جسمى و روحى خود، و نيز با آينده نگرى، تصميم شايسته بگيرند. نمى ‏توان در اوهام زندگى كرد، و از واقعيات گريخت؟! انسان عاقل و مصمم، درست تصميم مى ‏گيرد و زندگى خود را تسليم حوادث نمى ‏كند ؛ بلكه طبق صلاح دين و دنياى خود، آن را مى ‏سازد. اراده انسان را در ساختن زندگى و شخصيت خود، نبايد به هيچ وجه ناديده گرفت ؛ و بايد دانست بهشت را به بهاء مى ‏دهند، نه به بهانه. اگر كسى بخواهد بهشت زندگى خود را بسازد و آينده سعادتمندى داشته باشد، بايد اراده كند و بر اين تصميم و عزم خود، جدى و صبور باشد. كسى كه بخواهد هميشه بر اساس هوا و هوس خود زندگى كند، نمى ‏تواند در ميدان مبارزه زندگى، پيروز به در آيد. ما مى ‏توانيم، اگر بخواهيم.

پس در قدم اول، كسى، جز خودمان مسئول زندگى ما نيست. نمى ‏خواهيم مسئوليت ديگران - اعم از مسئولان و پدر و مادر و جامعه را ناديده بگيريم - اما اصرار مى ‏ورزيم كه انداختن مسئوليت بر دوش ديگران مشكلى را حل نمى ‏كند.

اما راه چاره:

يكم. بايد بياموزيم كه، هر چه مى ‏خواهيم، نمى ‏توانيم در اين دنياى مادى - كه آميخته با محدوديت است - به دست آوريم! پس «عفت ‏ورزى» هنرى است كه براى همه پسنديده و براى جوانان ما شايسته و بايسته ‏تر است.

دوم. اسلام به عنوان دينى واقع ‏گرا و آرمان ‏خواه، شريعت اعتدال ‏گرا نيز هست ؛ لذا نه رهبانيت را تجويز مى ‏كند و نه كمونيسم جنسى را ؛ بلكه اساسى ‏ترين راه حل را ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده مى ‏داند كه در تعاليم دينى، ازدواج محبوب ‏ترين بنياد الهى دانسته شده است: «قال رسول ‏اللّه ‏ (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏: لَمْ يُرسِلَنى اللّه ‏ تَعالى بِالرهبانيةِ ولكن بَعَثنى بالحَنَفيةِ السهلةِ السمحة... فَمَن اَحبّ فطرتى فَلْيَتَسَنَّن بسنتى و مِن سنتى النكاح»[23] ؛ «خداوند متعال مرا به رهبانيت نفرستاد، بلكه بر اساس دين يكتاپرستى كه آسان ‏گير و با گذشت و بزرگوارى است برانگيخت... پس هر كس كه فطرت و آئين ما را دوست دارد بايد بر سنت من الگوگيرى كند و از جمله سنت و آئين من ازدواج است».

سوم. اگر ازدواج دائم ممكن نشد و بلوغ جنسى به بحران مى ‏انجاميد، راه حل اضطرارى به عنوان ازدواج موقت را مقرر نموده است.

مشكل آنجاست كه ما در هر سه مرحله، دچار معضل شده ‏ايم ؛ زيرا فضاى فرهنگى و اخلاقى جامعه، به دلايل مختلف - از جمله جوان بودن جامعه، گسترش بى ‏حد و مرز آزادى ‏ها، تهاجم فرهنگى، غفلت مسئولان از جوانان و مشكلات آنان و خلاصه ناامن بودن و تا حدى رواج ابتذال - عفاف و پاكدامنى را به امتحانى سخت مبدل ساخته است. و متأسفانه تكنولوژى مدرن - اعم از اينترنت، ماهواره، موبايل و رسانه ‏ها - نيز ابزارى شيطانى شده ‏اند كه به بلوغ زودرس دامن مى ‏زنند.

از سوى ديگر ازدواج - كه در تعاليم قرآنى و نبوى با آسان ‏ترين شيوه ‏ها و به دور از تشريفات صورت مى ‏گرفت و يك پيمان مقدس بين زن و شوهر بود - متأسفانه با تشريفات فراوان  و چشم و هم ‏چشمى، به صورت يك قرارداد و متأسفانه خيابانى و به دور از آگاهى و آينده ‏نگرى صورت مى ‏گيرد و به همين دليل بسيارى از آنها به جدايى و طلاق مى ‏انجامد.

چه قدر از جوانانى كه به خاطر مهريه زياد دختران، نمى ‏توانند ازدواج كنند و يا حتى قدمى پيش نهند، چون وضعيت پسران جوانى را ملاحظه مى ‏كنند كه به دليل مهريه سنگين، (به تعداد تاريخ تولد دختران) قبل از تشكيل خانواده و سامان ‏يابى عاطفى و جنسى، جز احساس مسئوليت سنگين و پرداخت هزينه ‏هاى تشريفاتى فراوان، بهره ‏اى از ازدواج نبرده ‏اند! پسران و دختران زيادى هستند كه گرفتار ذهنيات و اوهام چشم و هم ‏چشمى دوستان و خويشاوندان، در مسئله جهيزيه، وا مانده ‏اند! اين در حالى است كه رسول گرامى اسلام (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ فرمود: «اَفضلُ نساءِ اُمَّتى... اَقلَّهن مَهراً»[24] ؛ «بهترين زنان امت من، آنان هستند كه... مهريه آنان اندك است».

برخى جوانان نيز دچار توهّمات شده ‏اند و زندگى تجملاتى و آماده از هر جهت را در همان شروع زندگى خواهانند و چون فعلاً موجود نيست، از ازدواج هم خوددارى مى ‏كنند، در حالى كه غرايز جوانى، اين توهّمات سرش نمى ‏شود و اگر از راه مشروع نشد، از راه ديگر... عفاف هم يك بحث آرمانى است كه در اوج شهوت براى همگان ميسور نيست. پس چه مصيبتى در انتظار جوانان است تا آنان را به هلاكت معنوى يا مادى اندازد؟!

نبايد توقع داشته باشيم در همان اوان زندگى همه چيز را داشته باشيم. آيا نمى ‏توان چند سال اول را در كنار پدر يا مادر بسر برد؟ هر چند اين امر سخت است، ولى با اندكى تحمل و مدارا امكان ‏پذير است. اگر ازدواج نكرديم و به گناه افتاديم و مستحق آتش قهر خدا شديم، بايد بدانيم گرفتار آتش عذابى خواهيم بود كه بسيار سخت ‏تر و تحمل آن بسيار ناگوارتر است! و اين چه بدبختى بزرگى است؟!

پيامبر اكرم (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏: «مِن بَركةِ المَرأةِ خِفّةُ مؤمنتها و مِن شُومها شِدّةُ مؤمنتها»[25] ؛ «يكى از نشانه ‏هاى بركت زن، سبك بودن هزينه زندگى او است و از نشانه ‏هاى بد قدمى زن، آن است كه هزينه زندگى او يا هزينه ازدواجش، سنگين باشد».

آيا اين همه تشويق ‏ها و تأكيدهاى پيامبر اكرم (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ در ازدواج آسان و بدون تشريفات نبايد مورد توجه قرار بگيرد؟! در دوران صدر اسلام گاهى تعليم چند آيه قرآن به عنوان مهريه پذيرفته مى ‏شد و زندگى همراه با خوشى و ايمان شروع مى ‏شد. جامعه ما به خود آيد و در پرتو اين فرهنگ نورانى، معضلات خود را حل كند.

در فرهنگ اسلامى، آن قدر حفظ عفاف و دورى از گناه و بهره ‏مندى از لطف الهى، مهم است كه مسلمانان همه سنت ‏هاى غلط و همه توهمات را به كنار گذاشته و حتى در جبهه جنگ ازدواج مى ‏كردند ؛ چنان كه در منطقه جنگى يكى از رزمندگان اسلام به نام خالدبن سعيد ازدواج كرد.[26]

چه خوش سروده است شاعر كه:

به دخترها دارم نصيحت

كه مى ‏باشد پيغمبر را وصيت

كه از داماد، سيم و زر نخواهيد

به غير از پاكى گوهر نخواهيد

بپرس از او كه از ايمان چه دارى؟

نه از سيم و زر و بستان چه دارى؟

اگر داماد با تقوا و دين است

مخور غم زان كه دلسوز و امين است

مشكلات ازدواج، حل خواهد شد، اگر قرار باشد به دليل مشكل پسندى، كمبودهاى مادى، آزادى از قيد و بند خانواده! عذر ادامه تحصيل، تعصب ‏هاى غلط مانند وجود خواهر يا برادر بزرگ ‏تر و... به گناه بيفتيم و دامن خود را آلوده كنيم و از سعادت دنيا و آخرت محروم بمانيم، كدام منطق و عقلانيت اين بهانه را مى ‏پذيرد شايسته نيست با اين عذرهاى واهى و بهانه ‏هاى نادرست نشاط و جوانى و پاكدامنى و عفاف خود را مخدوش كنيم. بسيارى از اين مشكلات مصنوعى است و برخى از آن ‏ها واقعى است ؛ اما به دليل اهميت حفظ عفاف و نشاط در سايه ازدواج، بايد بر آنها فايق آييم.

البته دولت اسلامى موظف است فضيلت محور باشد و بر اساس آيات مختلف قرآن و احاديث نبوى و اهل بيت عصمت و طهارت، براى ايجاد محيط پاك و رشد فضايل اخلاقى و معنويات تلاش كند. چنين دولتى بايد در جهت ازدواج جوانان گام ‏هاى اساسى بر دارد و معضلات آنان در مسئله مسكن، اشتغال و... را در حد امكان برطرف سازد ؛ مگر نه آن است كه قرآن كريم مى ‏فرمايد: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنّاهُمْ فِى الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ »[27]؟! پس مؤمنان و جامعه ايمانى هرگاه اقتدار يابند بايد در جهت برپادارى نماز و معنويات و تحقق عدالت اجتماعى كه زكات نماد مهم آن است و امر به معروف و نهى از منكر تلاش كنند. مگر جز آن است كه پيش شرط و مقدمه برپادارى نماز و معنويات و نيز امر به معروف و نهى از منكر، بسترسازى براى محيط پاك و عفاف ‏ورزى جوانان و كل جامعه است؟!

اما اگر به هر دليل آن اراده شايسته براى تحمل غريزه جنسى و عفاف را نداشتيم، و اگر به هر عذر و بهانه ‏اى، تسليم اوهام ذهنى خود شديم و يا مشكلات به حدى بود كه توان ازدواج دائم از ما سلب شد، دو راه ديگر باقى مى ‏ماند: 1. ازدواج موقت (متعه يا صيغه)؛ 2. فحشاء و فساد و بازار آزاد جنسى و رفاقت و روابط نامشروع.

در اينجا بايد پرسيد: عقل چه مى ‏گويد؟ شرع كدام را تجويز مى ‏كند؟ جامعه و فرهنگ ما كدام را مى ‏پسندد؟

دستور عقل و شرع در اين زمينه مشخص بوده و «ازدواج موقت» - به عنوان يك راه فرعى و اضطرارى است؛ نه جاده باز و بدون خطر و براى مردان متأهل كه بخواهند عياشى كنند و با سوء استفاده از اين قانون، كانون گرم خانواده خود را در معرض فروپاشى قرار دهند. سوگمندانه بايد گفت: به دلايل مختلف - از جمله سوء استفاده مردان يا زنان از اين قانون و نيز تبليغات دشمنان و فهم نادرست و غيرمنطبق با واقعيات نسبت به ازدواج موقت، فرهنگ عمومى جامعه ما از آن استقبال نمى ‏كند ؛ بلكه حتى آن را بدتر از رفاقت و روابط نامشروع مى ‏داند!! - اگر به پدر و مادرى بگويند كه جوان شما چنين است، چه بسا مى ‏گويند: جوان است و... اما اگر بشنوند دختر يا پسر آنان براى پاك ماندن، در صدد ازدواج موقت هستند، داد و فرياد مى ‏كنند و...؟!

مگر امام على (علیه ‏السلام) ‏ نفرمود: اگر خليفه دوم، به ناروا قانون ازدواج موقت را - كه خدا و پيامبرش تجويز كردند - برنمى ‏داشت و تحريم نمى ‏كرد، جز انسان ‏هاى شرور و بى ‏ريشه و بدبخت و تباهكار، كسى آلوده دامن نمى ‏شد؟ آيا آن حضرت انسان و روحيات و غرايز او را نمى ‏شناخت و مصلحت او را نمى ‏دانست؟ متأسفانه فرهنگ جامعه ما آن چنان كه بايد علوى نيست. آن همه روايات و نص صريح قرآن[28] در مورد ازدواج موقت و فضيلت ‏ها و ثواب ‏هاى آن، براى اين نيست كه ازدواج موقت جايگزين ازدواج دائم و يا هم رديف و در كنار او باشد ؛ بلكه اگر ناچار شديم و فرصت و يا شرايط ازدواج دائم به هر دليلى براى ما ميسر نبود، خودمان را آلوده نكنيم. شرع مقدس راه ديگرى براى حفظ عفاف ما انديشيده و آن ازدواج موقت است. وظيفه مراجع، دانشمندان و همه متدينان است كه ازدواج موقت را به شكل صحيح آن ترويج كنند. اما همواره بايد بدانيم كه، اين راه اضطرارى، فرعى و در شرايط خاص است.

دانستن اين نكته ضرورى است كه بسيارى از مراجع تقليد، اگرچه فتواى آشكار بر لزوم اجازه پدر ندارند اما به نظر آنان بنا بر احتياط وجوبى، اجازه پدر براى عقد دائم و موقت لازم است. اين به جهت سوء استفاده ‏هاى بسيارى است كه در روابط پسر و دختر ديده شده و رعايت چنين احتياط ‏هايى در بسيارى از موارد شايسته و بايسته است. به عنوان نمونه براى حفظ و گسترش بهداشت جامعه، اگر حدود چهار در ده ‏هزار، احتمال بروز بيمارى خاص وجود داشته باشد، همگى افراد واكسينه مى ‏شوند؛ در حالى كه آمار ناهنجارى ‏ها در روابط پسر و دختر، بسيار بالاتر است. حتى در مواردى كه احتمال سوء استفاده نيز وجود دارد، مسئولان تدابير لازمى را پيش بينى مى ‏كنند.

به طور مثال قرص كدئين ‏دار براى بيماران و به طور آزاد و بدون نسخه پزشك در داروخانه عرضه مى ‏شد، و كسى ممانعتى نمى ‏كرد ؛ اما وقتى ديدند عده ‏اى بى ‏تعهد و مسئوليت براى مصرف اعتياد خود به داروخانه ‏ها مراجعه كردند و در واقع نه بيماران نيازمند، بلكه معتادان ولگرد از اين قرص استفاده مى ‏كنند، شرايط عرضه و تقاضا سخت شد و شبيه اين مسئله در ازدواج موقت نيز رخ داده است.

بررسى آثار ازدواج موقت:

از اصول مسلم مذهب تشيع، مشروعيت «ازدواج موقّت» است تا جايى كه در زمان ائمه اطهار (علیهم ‏السلام) ‏گاه براى معرّفى تشيع يك شخص مى ‏گفتند: «او رأى به مشروعيت متعه (ازدواج موقّت) مى ‏دهد»[29].

امام صادق (علیه ‏السلام) ‏مى ‏فرمايد: «كسى كه متعه را حلال نشمرد، از [ شيعيان] ما نيست»[30]. آن حضرت زمانى كه سخن از ازدواج موقت به ميان مى ‏آمد، بارها به مخاطب خويش مى ‏فرمود: «من دوست دارم سنت رسول خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ را احيا كنى»[31].

احياى سنت، به معناى رواج آن در جامعه است. رواج ازدواج موقت، فوايد فراوانى به دنبال دارد كه مطلوب و مورد نظر شارع مقدس است. اين آثار و بركات به قدرى فراوان است كه احياى آن را ضرورى مى ‏شمارد. در جوامع فعلى ازدواج به صورت يك معضل براى جامعه در آمده است. مشكلاتى مانند اشتغال و ادامه تحصيل، تا سال ‏هاى متمادى ازدواج را براى يك جوان غير عملى نموده است. اين در حالى است كه فيزيولوژى طبيعى بدن انسان، تغييرى نيافته است و او همچنان در سال ‏هاى آغازين نوجوانى به بلوغ جنسى مى ‏رسد. در جامعه ما فاصله بين بلوغ جنسى تا فراهم شدن موقعيت اجتماعى نزديك به سيزده سال است. آيا مى ‏توان به اين غريزه گفت: «به علت نبودن شرايط لازم، از خواسته ‏هاى طبيعى خود دست بردار»؟ انديش ورزانى چون شهيد مطهرى، بهشتى، باهنر و متفكّر غربى برتر اندراسل، در همين رابطه تأكيد كرده ‏اند: رهبانيت و پارسايى مطلق و ناديده گرفتن اين غريزه - با آن امواج نيرومند و توفنده - غالباً امكان ‏پذير نيست. عقل و شرع نيز، غرق شدن در ورطه كمونيسم جنسى و بى ‏بند و بارى را نمى ‏پذيرند. حال چه بايد كرد؟ با اندكى تأمل روشن مى ‏شود كه تنها راه ممكن و عملى، «ازدواج موقّت» است ؛ حتى برخى از روشنفكران غربى - مانند: قاضى لينذرى و برتراندراسل - نيز به اين نتيجه رسيده ‏اند. چرا كه راه معقول ديگرى وجود ندارد. پيشنهادهايى مانند رفع مشكل اشتغال  و مسكن اگرچه اساسى است ؛ اما پا از مقوله «حرف» فراتر نمى ‏گذارد و مى ‏رود تا زمان عملى شدن آن، راهى جز ازدواج موقت نيست.

نكته قابل توجه اينكه: مخاطب اصلى و عمده ازدواج موقّت، «پسران مجرد» و «زنان همسر از دست داده» مى ‏باشند - نه «دختران مجرد نونهال و مردان متأهل» - و به عبارت روشن ‏تر كسانى كه «نياز» به اين نوع ارضاى جنسى دارند و خطرى آنان را تهديد نمى ‏كند.

در اين جا به صورت  مختصر بخشى از احكام شرعى و قوانين حقوقى ازدواج موقت بيان مى ‏شود.

عقد ازدواج - كه به واسطه آن زن و مرد بر يكديگر حلال مى ‏شوند - دو قسم است: دائم و غير دائم.

«عقد دائم» آن است كه مدت زناشويى در آن معيّن نشود (و پايان آن طلاق، فسخ يا فوت باشد) «عقد غير دائم» آن است كه مدت زناشويى در آن معيّن شود، براى مثال مرد، زن را به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا بيشتر عقد كند، زنى كه به اين قسم عقد شود، «متعه» مى ‏نامند.

در ماده 1075 قانون مدنى آمده است: «نكاح وقتى منقطع است كه براى مدت معيّنى، واقع شده باشد».

در زناشويى - چه دائم و چه غير دائم - بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى ‏خوانند، يا ديگرى را وكيل مى ‏كنند كه از طرف آنان بخواند[32].

در ماده 1076 قانون مدنى آمده است: مدت نكاح منقطع، بايد كاملاً معين باشد. ماده 1095 نيز مى ‏گويد: «در نكاح منقطع» عدم ذكر مهر در عقد موجب بطلان است ؛ يعنى، اگر صيغه عقد موقت جارى شود ؛ ولى نگويد: «على المهر المعلوم» يا «به مهرى كه معين شده»، عقد باطل است و گويا اصلاً عقدى جارى نشده است.

صيغه عقد موقت:

اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را به زبان عربى بخوانند، بعد از آنكه مدت و مهر را معلوم و مشخص كردند ؛ زن مى ‏گويد: «زوَّجتك نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم» و بعد مرد بدون فاصله مى ‏گويد: «قبلتُ»[33]. اگر خود زن و مرد نتوانند صيغه را به عربى [ صحيح ]بخوانند،  به هر زبانى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم نيست وكيل بگيرند ؛ اما بايد لفظى را بگويند كه معناى «زَوَّجْتُ» و «قَبِلتُ» را بفهماند. براى مثال زن به مرد بگويد: «خود را زن تو نمودم در مدت معين شده، به مهر معين شده» و مرد بلافاصله بگويد: «قبول كردم».

نكته قابل توجه آنكه اگر در صيغه عقد موقّت، مدت را ذكر نكنند و نگويند: «فى المدة المعلومة» يا «در مدت معين شده»، عقد موقّت تبديل به عقد دائم مى ‏شود، و بنا بر نظر برخى فقها، عقد باطل مى ‏گردد[34].

ازدواج موقّت، اگر چه براى لذت بردن هم نباشد، صحيح است[35]. در اين نوع ازدواج، نفقه و مخارج زن بر عهده مرد نيست ؛ مگر آنكه در عقد شرط شده باشد كه مرد نفقه زن را بپردازد[36]. زنى كه ازدواج موقّت كرده، مى ‏تواند بدون اذن شوهر از خانه بيرون برود ؛ ولى اگر به واسطه بيرون رفتن حق شوهر از بين مى ‏رود، بيرون رفتن حرام است[37].

در اثناى  مدّت و قبل از پايان، شوهر مى ‏تواند مدت را ببخشد ؛ يعنى، با گفتن «مدت را بخشيدم»، به اين زناشويى پايان دهد[38].

چند نكته ضرورى:

1. زن در يك زمان، نمى ‏تواند همسر دو مرد باشد، چه يكى دائم و ديگرى  موقت باشد.

2. زن نمى ‏تواند پس از پايان ازدواج موقت، بلافاصله به عقد ديگرى در آيد ؛ مگر آنكه عمل نزديكى صورت نگرفته باشد يا زن «يائسه» باشد[39].

3. مدتى كه زن نمى ‏تواند شوهر ديگرى اختيار كند، زمان «عده» مى ‏گويند. «عده ازدواج موقت» به اعتقاد برخى از فقهاء «دو حيض» است ؛ يعنى، زن بايد صبر كند بعد از پايان مدّت ازدواج، دو بار عادت ماهانه شود و اگر زن با اينكه در سن و سالى است كه طبيعتاً بايد حيض شود، ولى به عللى حيض نمى ‏شود، عده او 45 روز است.

4. در عقد موقت، «نَسَب» (فرزند)، به مرد ملحق مى ‏شود (اگر چه منى را در بيرون ريخته باشد و به اصطلاح عزل نموده باشد)[40] ؛ چون به دلايلى احتمال آن هست كه طفل، فرزند مرد باشد.

5. تربيت، سرپرستى (حضانت) و نفقه فرزند حاصل از ازدواج موقت، مانند فرزند حاصل از ازدواج دائم است و تفاوتى ندارد. در ماده 1199 قانون مدنى آمده است: «نفقه اولاد بر عهده پدر است» و فرقى بين فرزند ازدواج دائم و غير دائم نگذاشته است.

6. زنى كه ازدواج موقّت كرده، اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكى نكند، عقد و شرط صحيح است و شوهر فقط مى ‏توان لذت ‏هاى ديگر از او ببرد ؛ ولى اگر زن بعداً به نزديكى راضى شود، شوهر مى ‏تواند نزديكى كند[41].

7. اگر زن بگويد: مانعى براى ازدواج (مانند شوهر داشتن و در عدّه بودن) ندارد و داراى شرايط لازم است ؛ مرد - در صورتى كه احتمال دهد زن در گفته خود صادق است - بدون تحقيق مى ‏تواند گفته او را بپذيرد[42].

8. اگر دختر باكره و رشيده[43] باشد، بيشتر فقها براى ازدواج او، اذن ولى را شرط مى ‏دانند.

آثار و فوايد ازدواج موقت:

1. پيشگيرى از زنا

اگر براى مرد يا زن بدون همسر، ازدواج موقّت ممكن باشد، هرگز به سوى عمل نارواى زنا كشيده نمى ‏شود ؛ چرا كه اين عمل، در هر دين و مسلكى و مطابق هر عرف و فرهنگى، گناه و عملى بسيار زشت است و به طور طبيعى انسان رفتارى را كه زشت مى ‏داند، مرتكب نمى ‏شود. آرى اگر براى پاسخ گويى به خواستى درونى و نيرومند، راه ديگرى نيابد، به آن چيزى روى مى ‏آورد كه خود نيز به زشتى آن آگاه است!!

در حديثى معروف از امام على (علیه ‏السلام) ‏و امام صادق (علیه ‏السلام) ‏ آمده است: «اگر خليفه دوم از ازدواج موقّت نهى نكرده بود، هيچ ‏كس زنا نمى ‏كرد ؛ مگر شقى»[44].

«شقى» به معناى انسان پست و بدبخت است و مراد از آن در اينجا كسى است كه با وجود راه حلال و مشروع، به سراغ راه حرام مى ‏رود!

2. حفظ ايمان و بندگى

گناه، اصلى ‏ترين مانع بندگى خداوند متعال و يكى از عوامل بازدارنده، از پذيرش حق و اخلاق نيك است. از رايج ‏ترين گناهان در ميان قشر جوان، مفاسد ناشى از غريزه جنسى است. هيجانات جنسى دوران تجرّد، او را از ياد خدا باز داشته، از پذيرش نصايح و موعظه ‏هاى اخلاقى و بروز آن، در اعمال و رفتارش منع مى ‏كند! ازدواج موقّت اين هيجانات را از بين برده يا لااقل از شدّت آن مى ‏كاهد. اينجاست كه زمان بازگشت به فطرت خداجويى فرا مى ‏رسد و زمينه پذيرش اخلاق حسنه مهيّا مى ‏گردد.

مرحوم شيخ حرّ عاملى در كتاب نفيس وسائل الشيعه[45] روايات فراوانى را در اين مورد نقل مى ‏كند كه يكى از سنت ‏هاى اسلامى ازدواج موقت است و رسول  خدا (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ و ائمه (علیهم ‏السلام) ‏ نمى ‏پسنديدند كه اين سنت رها شود.

3. دفع فحشا از طريق رفع نياز مالى متعه شوندگان

يكى از عوامل رو آوردن افراد - به خصوص زنان - به فساد و فحشا فقر و نياز مالى است.

وقتى زنى همسر خود را از دست مى ‏دهد، در بسيارى از موارد با كار و تلاش، هزينه زندگى خويش را تأمين مى ‏كند. اما چنين نيست كه همه اين افراد، بتوانند نيازمندى ‏هاى زندگى خود را از راه آبرومندانه ‏اى به دست آورند و بر اين ندارى  صبر كنند! اينجا است كه بعضى از لغزش ‏ها و خطاها آغاز مى ‏گردد و شخص گرفتار غرقاب فساد و فحشا مى ‏شود.

حال آيا پسنديده ‏تر و عاقلانه ‏تر نيست كه اين گونه افراد، با ازدواج موقّت، علاوه بر رفع نياز مالى، خود را به آلودگى نكشانند و به پاكدامنى جامعه كمك كنند؟!

4. پيشگيرى و درمان انحرافات

«زنا» اگر چه در مذاهب گناه محسوب مى ‏شود، اما در علم سكسولوژى انحراف به حساب نمى ‏آيد(!) ولى اعمالى مانند همجنس بازى، استمنا و... انحراف محسوب مى ‏شود (علاوه بر حرمت شرعى). اين انحرافات - علاوه بر دارا بودن آثار خطرناك جسمى، جنسى و روانى - از آفات جوامع امروزى به شمار مى ‏آيد و عمده ‏ترين دليل آن، تأخير در امر ازدواج است. روشن است كه در شرايط موجود، تنها راه نجات از اين انحرافات و بن ‏بست به وجود آمده، ازدواج موقّت است كه مشكلات ازدواج دائم را با خود ندارد.

5. پيشگيرى از سوء استفاده جنسى

غريزه جنسى شامل تمام انسان ‏ها و افراد - از هر تيره و رنگ و با هر فرهنگ و مرام - مى ‏شود و در همه افراد نوع بشر وجود دارد. استعمارگران و زراندوزان و سودجويان، همواره به فكر سوء استفاده از اين نعمت خدادادى بوده و هستند. كشور اسلامى «اندلس»، با همين شيوه سرنگون شد و به كشور مسيحى ‏نشين «اسپانيا» تبديل گشت! امروز دولت ‏هاى استعمارى، مردم كشورهاى جهان سوم و حتى مردم خود را، در فساد غرق نموده و از غفلت به وجود آمده، حداكثر استفاده را مى ‏برند! دشمنان كشور ما نيز سال ‏هاست از اين حربه براى ضربه زدن به ما سود مى ‏جويند كه از آن تحت عنوان «تهاجم فرهنگى» ياد مى ‏كنيم. در اين بين افراد سودجوى بسيارى نيز از آب گل آلود ماهى مى ‏گيرند! چه بسيار شركت ‏هاى بزرگ فيلم، عكس و... كه از اين طريق نان مى ‏خورند ؛ البته به قيمت عفّت و شرافت انسان ‏ها!! مراكز فساد و باندهاى فحشا نيز قارچ ‏هاى سمى اين بوستان فساد هستند. بدون ترديد در جامعه ‏اى كه مردم پاى بند به پاكدامنى و فضيلت باشند اگر ازدواج موقّت رواج داشته باشد، هرگز جاى پايى براى مهاجمان فرهنگى و سوداگران عفّت و پاكدامنى باقى نمى ‏ماند. در واقع مؤثرترين راه مقابله با «تهاجم فرهنگى»، احياى ازدواج موقّت است و بدون اين سنت، ساير كارها، آب در هاون كوبيدن است.

6. پيشگيرى از شدت مجازات

يكى از احكام شديد اسلام، حد «زنا» است. تازيانه، قتل با شمشير، سنگسار و... از كيفرهاى اين عمل نامشروع است. اسلام - به رغم اين دستورات - راه ‏هاى صحيحى نيز براى ارضاى غريزه جنسى، فراروى بشر قرار داده است.

سنگسار كردن (در مقام تشريع) وقتى امكان دارد كه همراه يا مقدم بر آن، شرايط ارضاى صحيح نيز فراهم باشد، پس نمى ‏توان به جوانى كه قادر به ازدواج دائم نيست گفت: ازدواج موقت نكن و آن ‏گاه كه مرتكب خطا و لغزش شد، تازيانه بر سر و رويش زد!!

در هر صورت اجراى آن مقدار از حدود الهى هم كه خداوند رعايت آن را واجب كرده، با رواج ازدواج موقت قابل پيشگيرى است.

7. حفظ احترام و امنيت بانوان و كاهش جنايت ‏ها

با وجود تمام محدوديت ‏هاى اجتماعى، باز در گوشه و كنار كشور خود برخوردهاى ناهنجار و ناشايستى، با زنان و دختران صورت مى ‏گيرد. مزاحمت ‏هاى خيابانى و ده ‏ها مورد ديگر، نمونه ‏هايى از اين گونه رفتارهاى پر خطر است. حتى گاهى برخى از افراد بزهكار، پا را از حد مزاحمت فراتر گذاشته و دست به جنايت و قتل مى ‏زنند. اخبار قتل زنان و دختران - كه مدام بر صفحه جرايد به چشم مى ‏خورد و دل را مى ‏آزارد - گواه اين مطلب است. اين مزاحمت ‏ها و جنايت ‏ها، عمدتاً معلول طغيان شهوت و غريزه جنسى است كه انسانى را تبديل به يك مزاحم يا جانى مى ‏كند.

به راستى اگر ازدواج موقت جايز و تخليه شهوات ميسر بود، باز به اين گونه اعمال دست مى ‏زدند؟ بنابراين با ازدواج موقّت و در نتيجه آرام گرفتن روح و روان جوانان، احترام و امنيت دختران كه امروز مطمع هر چشم ناپاك و جوان سركشى است، حفظ مى ‏گردد.

8. عدم احساس گناه در ازدواج موقّت

برخلاف آنچه مخالفان ازدواج موقّت مى ‏گويند - كه اين ازدواج تفاوتى با فساد و فحشا ندارد - تفاوت ‏هايى بين اين ازدواج و روابط نامشروع وجود دارد. در روابط نامشروع، طرفين احساس گناه و تنفر مى ‏كنند و بعد از هر آلودگى، دچار عذاب وجدان و آشفتگى روحى مى ‏شوند! به خصوص جامعه ما كه داراى ساختار مذهبى است. طبق گفته برخى از متخصصان گاهى اين گونه افراد، تحت تأثير «حسّ تنفر» دچار استفراغ مى ‏شوند. اما فرد در ازدواج موقّت نه تنها چنين احساسى ندارد ؛ بلكه در صورت آشنايى با احاديث مربوط به ازدواج موقت مى ‏تواند در خود احساس تكامل و ثواب نمايد. از جمله در روايتى از امام جعفر صادق (علیه ‏السلام) ‏ آمده است: در شب معراج وقتى كه پيامبر (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ به آسمان برده شد، جبرئيل (علیه ‏السلام) ‏ به او گفت: اى محمد! خداوند - تبارك و تعالى - مى ‏فرمايد: «همانا به طور قطع، من متعه ‏كنندگان از امت تو را بخشيدم»[46].

9. امكان اعمال محدوديت در روابط جنسى

در ازدواج دائم يكى از وظايف شرعى زن، پاسخ به درخواست مرد براى ارتباط جنسى كامل است؛ اما در ازدواج موقّت زن با توافق مرد (در هنگام عقد) مى ‏تواند شانه از زير بار اين مسئوليت خالى كند. به عنوان مثال اگر زنى بدون شوهر خواسته باشد با مرد نامحرمى معاشرت و رفت و آمد داشته باشد و در عين حال از سختى پوشش لازم رها باشد ؛ مى ‏تواند با اجراى صيغه عقد موقّت - به شرط عدم نزديكى - محرميت ايجاد كند[47].

بنا بر گفته بسيارى از نويسندگان، زن و مرد در اين ازدواج - حتى بدون توافق طرفين - مى ‏توانند از انعقاد نطفه جلوگيرى كنند.

10. كاهش زاد و ولد فرزندان نامشروع

غرايز انسان به هر طريق ممكن، خود را نشان مى ‏دهد و آثار آنها در اعمال و رفتار او آشكار مى ‏شود. اگر راه صحيح و مشروعى نباشد، از راه نادرست و غيرمشروع، نيازهاى خود را پاسخ مى ‏دهد! غريزه شهوت نيز چنين است. اگر راه صحيحى براى ارضاى آن وجود نداشته باشد، انسان به بيراهه كشيده مى ‏شود و آثار و نتايج شومى را به بار مى ‏آورد كه از آن جمله فرزند نامشروع است. با كمال تأسف در تمام جوامع، اين پديده نامبارك - با شدت يا ضعف - وجود دارد. در حالى كه اگر انسان فراروى خود را صحيح و مشروع ببيند به آن روى مى ‏آورد. اگر فردى هم به وجود آيد، مشروع و قانونى خواهد بود.

11. جلوگيرى از هدر رفتن فرصت ‏ها و استعدادهاى جوانان

از بدترين پيامدهاى تأخير در ازدواج، سرگردانى جوانان است. كسانى كه از نعمت زن و فرزند محروم ‏اند و پناهگاه گرمى براى عواطف و احساسات خود ندارند و از سويى به مقتضاى سن و سالشان، آتش شهوت در درونشان زبانه مى ‏كشد و لحظه ‏اى آرامشان نمى ‏گذارد ؛ چه بكنند؟ آيا خود را مدام سرگرم مطالعه، تفريح و ورزش كنند؟ بايد اعتراف كرد، بيشترين وقت جوانان به بطالت و بيهودگى مى ‏گذرد. عمر گران مايه و دوران طلايى جوانى، امانتى است از خداوند متعال براى تكامل معنوى و سير به سوى او ؛ نه پرسه زدن در خيابان ‏ها و پارك ‏ها و نشستن بر روى صندلى سينماها و استاديوم ‏ها! تا كى بايد كار مفيد جوانان، تماشاى ويترين بوتيك ‏ها و پوشيدن جديدترين مدل ‏ها و مدها باشد؟! اگر جوانان ما بتوانند از راه صحيح، آتش غريزه را در درون خود خاموش كنند، دچار بطالت و بيهودگى نمى ‏شوند و استعدادهاى خدادادى ضايع نمى ‏گردد. به نظر مى ‏رسد يكى از راه ‏هاى صحيح و عملى آن - با توجه به شرايط فعلى - چيزى جز ازدواج موقت نيست[48].

12. انتخاب زمان جدايى از سوى زن و مرد

در ازدواج دائم - به دليل وجود مصالحى - حق طلاق تنها به دست مرد است و زن هيچ گاه حق ندارد مستقلاً اقدام به طلاق كند. مرد نيز هرگاه تصميم به طلاق گرفت، بايد شرايطى - مانند پاك بودن زن از عادت ماهانه و شاهد گرفتن - را مراعات كند، ولى در ازدواج موقّت زن همچون مرد، مى ‏تواند در هنگام عقد زمان جدايى و به اصطلاح پايان مدت را معلوم كند. علاوه بر اين از آنجا كه جدايى در ازدواج موقّت، با توافق قبلى صورت مى ‏گيرد، همراه با ناراحتى و كشمكش نيست (بر خلاف جدايى در ازدواج دائم).

13. عدم نياز به مسكن دائمى

از عمده ‏ترين مشكلات ازدواج، تهيه مسكن است تا جايى كه يكى از علل اصلى تأخير جوانان در ازدواج، نداشتن مسكن است. در ازدواج موقت احتياج به مسكن - آن گونه كه در ازدواج دائم لازم است - نمى ‏باشد. در ازدواج موقّت - كه معمولاً كوتاه مدت صورت مى ‏گيرد و زوجين فقط ساعات خاصى از شبانه روز را در كنار هم هستند - زن و مرد مى ‏توانند اين ساعات را در هتل يا هر جاى مناسب ديگرى سپرى كنند.

14. عدم نياز به درآمد كلان

در ازدواج موقّت، نيازى به شغل دائمى و درآمد مكفى - كه از عمده ‏ترين مشكلات ازدواج جوانان است - نيست. مرد همان اندازه كه بتواند مهريه زن را بپردازد، كافى است و لازم نيست حتماً درآمدى در حد اداره يك خانواده داشته باشد.

15. حصول آرامش روانى

هر هيجان جنسى كه بدون پاسخ بماند، يك شوك روحى است و ايجاد عقده روانى مى ‏كند. ناآرامى حاصل از غريزه جنسى، چنان عميق است كه حتّى يك روان ‏شناس ماهر مى ‏تواند از نحوه نشستن يك شخص با توجّه به ناآرامى جسمىِ او پى به ناآرامى جنسى وى و به عبارت ديگر پى به «مجرد بودن» او ببرد! و يا به عنوان مثال مواردى داريم كه يك دانشجو، در صورت عدم ارضاى خود، نمى ‏تواند درس بخواند![49] با رواج ازدواج موقت در جامعه، جوانان آرام گرفته، مجبور نيستند با سركوب كردن نيازهاى جنسى خود، شكنجه شوند. در نتيجه آرامش روانى و نتايج آن، از مهم ‏ترين فوايد ازدواج موقّت است.

دلايل منتقدان ازدواج موقّت:

1. عده ‏اى اين نوع ازدواج را راهى براى سوء استفاده دانسته ‏اند. اين عده هميشه پيرمرد پولدارى را تصور مى ‏كنند كه براى خوش ‏گذرانى، دخترى را صيغه مى ‏كند و بعد از ارضاى شهواتش، او را رها مى ‏سازد، يا مرد زن ‏دارى كه با بى ‏اعتنا به خانواده ‏اش، هر روز به دنبال يك زيبارويى است كه بتواند او را اسير كند و كام گيرد و...!!

در جواب اين اشكال گفتنى است كه همه آزادى ‏هاى قانونى و تأسيس ‏هاى حقوقى، مى ‏توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند. براى مثال حق رانندگى - كه يك حق مشروع و پسنديده ‏اى است - از سوى عده ‏اى، به بدترين شكل مورد استفاده قرار مى ‏گيرد و حتى منجر به وارد آمدن خسارت جانى و مالى به ديگران مى ‏شود! آيا مى ‏توان گفت: حق رانندگى نكوهيده و پليد است!؟ در حالى كه چنين نيست. پس اگر عده ‏اى از اين نهاد حقوقى بهره ‏بردارى نادرست كنند، اين امر خدشه ‏اى به اصل آن وارد نمى ‏كند ؛ بلكه ايراد به خود اين افراد يا گريزگاه ‏هاى قانونى و... وارد است.

2. عده ‏اى ديگر با تشبيه ازدواج موقّت به كرايه و اجاره، سعى دارند وا نمود كنند زنى كه صيغه مى ‏شود، در واقع به اجاره زوج خويش درمى ‏آيد و اين را خلاف شأن زن و سوء استفاده از او مى ‏دانند.

در پاسخ گفتنى است آنچه خلاف شأن زن است، اين است كه زن همچون كالايى - بدون هيچ حق و حقوقى و بدون هيچ ضابطه ‏اى - مورد بهره ‏بردارى جنسى قرار گيرد ؛ يعنى، دقيقاً آنچه كه در دنياى غرب اتفاق مى ‏افتد و يا آنچه كه در نزد افراد لاابالى و بى ‏بند و بار در مشرق زمين مى ‏گذرد! حال آيا اين چنين مورد سوء استفاده قرار گرفتن، خلاف شأن زن است يا اينكه او به طور قانونى و مشروع با حفظ حقوقش، ازدواج موقّت كند؟

به فرض كه اين عقد در مواردى، شبيه عقد اجاره باشد، آيا اين دليل مى ‏شود كه اين دو عقد يكى باشند؟ در حالى كه مى ‏دانيم اين دو عقد، در بعضى از اوصاف با يكديگر تفاوت دارند.

نكته ديگر اينكه مخالفان گمان مى ‏كنند در ازدواج موقّت فقط مرد است كه بهره مى ‏برد و زن در اينجا هيچ بهره ‏اى نمى ‏برد ؛ در حالى كه اين بهره ‏مندى مربوط به دو طرف است و همان ‏طور كه زن در مقابل مرد تكاليفى دارد، داراى حقوقى نيز است.

3. عده ‏اى ديگر متعه و نكاح منقطع را سدّى در جهت تشكيل خانواده مى ‏دانند ؛ چرا كه افراد اگر براى ارضاى نيازهايشان، به سهولت دسترسى به ديگرى داشته باشند، انگيزه ‏شان براى تشكيل دائمى خانواده كم مى ‏شود[50].

در پاسخ بايد گفت؛ آنچه منظور نظر اين نوشتار است، تشويق و ترغيب به ازدواج دائم است و ازدواج موقت به عنوان يك راه فرعى و اضطرارى تأكيد شده است. به طورى كه اگر بنا بر شرايطى مرد يا زن نياز به ارضاى جنسى داشت و از راه ازدواج دائم ممكن نبود، از طريق ازدواج موقت و به طور مشروع اقدام كند و از آلودگى ‏ها و زيان ‏هاى بى ‏بند و بارى و گناه به دور بماند.

 

همسريابى

پرسش 17 . به نظر شما در جامعه و فرهنگ امروزى، چگونه مى ‏توان يك همسر خوب انتخاب كرد؟ راه ‏هاى عملى براى يافتن همسر مورد نظر چيست؟

براى داشتن ازدواجى موفق، توجه شما را به نكات زير جلب مى ‏كنيم:

1. هرچه بيشتر درباره ازدواج موفق، شرايط و امكانات و معيارهاى لازم در انتخاب همسر بينديشيد و زود تصميم نگيريد.

2. با افراد آگاه، با تجربه، دلسوز و مورد اعتماد مشورت كنيد و از تجارب آنها (موفقيت ‏ها و شكست ‏هاى آنان) استفاده نماييد. شناخت اين شكست ‏ها و عدم موفقيت ‏ها باعث مى ‏شود مجددا آنها را تجربه نكنيد تا دچار حسرت و خسران شويد.

3. بهترين افرادى كه در اين زمينه مى ‏توانند به شما كمك كنند، در درجه اول والدين شما هستند.

4. در صورت امكان از نظرات مشورتى مشاور ازدواج بهره بگيريد.

5. با مطالعه بيشتر در اين زمينه، از ملاك ‏ها و معيارهاى «همسر شايسته»، آگاهى كامل ‏ترى و بيشترى پيدا كنيد.

گفتنى است بسيارى از معيارها و ملاك ‏هايى كه بايد مورد توجه قرار داد و در فرد مورد نظر كرد ؛ چه بسا در مرحله تحقيق و انتخاب نتوان خوب تشخيص داد ؛ زيرا بعضى از آنها دست نايافتنى است و به رغم دقت ‏هاى زياد، مخفى بوده و يا فرد مورد نظر تمام آن ويژگى ‏ها را به شكل كامل دارا نيست ؛ همان طور كه خود انسان نيز دچار نقص و ضعف ‏هايى است. پس بايد به طور نسبى، به يك انتخاب دست زد و نبايد انتظار داشت آن شخص از تمام معيارهاى مورد نظر - آن هم به شكل كامل و تمام - برخوردار باشد.

معيارها و ملاك ‏هايى كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود، دو نوع است:

الف . معيارهايى كه ركن و اساس بوده و براى يك زندگى سعادتمندانه لازم است.

ب . ملاك ‏هايى كه شرط كمال بوده و براى بهتر و كامل ‏تر شدن زندگى است و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگى دارد.

اين شاخص ‏ها و ملاك ‏ها عبارت است از:

1. دين ‏دارى ؛ انسانى كه دين ندارد، در حقيقت مرده متحرك است و كسى كه پايبند به دين نباشد، هيچ تضمينى وجود ندارد كه متعهّد به رعايت حقوق همسر و زندگى مشترك باشد.

2. اخلاق نيك ؛ خوش زبانى، بزرگوارى و حق ‏پذيرى، بيانگر احوال درونى و آينه دل انسان است و بايد شخص مورد نظر تا حدودى آنها را داشته باشد.

3. شرافت و اصالت خانوادگى ؛ منظور نجابت و پاكى خانواده، زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست ؛ بلكه پيوند دو خانواده است و نمى ‏توان گفت من مى ‏خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كارى به خانواده و فاميلش ندارم! اين فرد شاخه ‏اى است از اين خانواده و از ريشه ‏هاى همان درخت تغذيه كرده و صفات اخلاقى، روحى و جسمى آن خانواده را، از راه وراثت و محيط و عادات به دست آورده است.

4. تناسب، همتايى و كفو همديگر بودن ؛ اينها از حساس ‏ترين نكاتى است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد. همتايى و تناسب از نظر و جنبه ‏هاى مختلف ضرورى است ؛ مانند: همتايى و هماهنگى فرهنگى و فكرى، پايبندى به آداب اخلاقى، تحصيلات علمى، تناسب در زيبايى، تناسب سنى و سطح اقتصادى خانواده ‏ها و...

حضرت على (علیه ‏السلام) ‏ نيز جهت ازدواج، معيارهاى زير را براى انتخاب همسر بيان فرموده است:

1. صالحه (شايسته) باشد ؛

2. ودود (با محبت) باشد ؛

3. ولود (نازا وعقيم) نباشد ؛

4. شكوره (در مقابل نعمت ‏هاى الهى شكرگذار باشد) ؛

5. قنوع و اهل قناعت، باشد تا در زندگى تو را به زحمت نيندازد ؛

6. غيور بوده و نسبت به دين خدا و عفت غيرتمند باشد ؛

7. در برابر احسانى كه به او مى ‏شود، قدردانى كند ؛

8. چنانچه از سوى تو كار ناروايى سرزد، عفو و اغماض كند ؛

9. اگر در زندگى يادآور خدا شدى، تو را همراهى كند و اگر خدا را فراموش كردى، يادآور تو شده و به تو تذكر دهد؛

10. آن گاه كه از منزل خارج شدى، خودش را حفظ كند ؛

11. هرگاه وارد منزل شدى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد ؛

12. چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت كند و اگر براى او قسم خوردى، باور كند و تكليف خود را انجام دهد؛

13. اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنوديت را فراهم آورد.

شناسايى ملاك ‏هاى فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يك فرد، از راه ‏هاى زير امكان پذير است:

1. تحقيق و بررسى از خانواده و چگونگى روابط خانوادگى و فاميلى. (چون هر فردى تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد كرده و از آن فضاى فرهنگى و اجتماعى، تأثير پذيرفته است) ؛

2. تحقيق و شناسايى دوستان و نزديكان و رفقاى صميمى در محل زندگى و سكونت، محل درس و محل كار ؛

3. گفت و گوى مستقيم (ولى تحت نظارت خانواده ‏هاى دو طرف)، با يكديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مى ‏تواند در زندگى مشترك تأثيرگذار باشد و كسب اطلاع از ميزان اهتمام وى نسبت به ملاك ‏ها و معيارهاى معرفى شده ؛

4. استفاده از مراكز مشاوره قابل اعتماد در محيط دانشگاه و بيرون دانشگاه.

در پايان توصيه مى ‏شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق ‏تر و تصميم ‏گيرى واقع بينانه ‏تر، براى مهمترين تصميم دوران زندگى، بهتر است در اين زمينه از تجربه و مشورت خانواده و دوستان متأهل استفاده كنيد ؛ به ويژه اگر هم ‏كلاسى متأهل يا استاد با حوصله و دلسوزى داريد كمك شايان توجهى مى ‏توانند به شما ارائه دهند.

كتاب ‏هاى زير نيز در اين زمينه مى ‏تواند پرفايده باشد:

1. جوانان و انتخاب همسر، على اكبر مظاهرى، (انتشارات پارسايان) ؛

2. انتخاب همسر، آيه ‏اللّه ‏ ابراهيم امينى (سازمان تبليغات اسلامى)،

3. تشكيل خانواده (از سرى آموزش خانواده)، جمعى از مؤفان، (انجمن اولياء مربيان).

 

 

 

بخش دوم : احكام روابط

 

ريبه و تلذذ

پرسش 18 . مقصود از «ريبه» و «تلذذ» در رساله ‏هاى مراجع چيست؟

منظور از «ريبه»، ترس افتادن به گناه و حرام است و منظور از «تلذذ» همان لذت جنسى است. اگر نگاه به ديگرى با يكى از اين دو مشخصه همراه باشد، از نظر شرع مقدس حرام مى ‏گردد. گاهى انسان تنها به جهت لذّت بردن به زن نگاه مى ‏كند؛ بى ‏آنكه بترسد به گناه كشيده شود و گاهى نگاه از روى لذّت نيست؛ بلكه ترس آن است كه به دنبال آن گناهى انجام گيرد و مقدمه ارتكاب حرام گردد. اين دو نوع نگاه حرام است. گاهى ممكن است كه نگاه به زن توأم با دو عنوان ياد شده باشد؛ در اين صورت گناه آن شديدتر است.[51]

 

دختر رشيده

پرسش 19 . منظور از دختر بالغ رشيده چيست؟ معمولاً در چه سنى به اين حد مى ‏رسد؟

همه مراجع: دختر رشيده، به دخترى مى ‏گويند كه منفعت و مصلحت زندگى خويش را به خوبى تشخيص دهد و در امر ازدواج تنها تحت تأثير غريزه جنسى و عاطفه خود قرار نگيرد. اين امر در اشخاص مختلف تفاوت پيدا مى ‏كند و امكان ندارد سن خاصى را براى آنان تعيين كرد.[52]

 

سن تمييز

پرسش 20 . سن تمييز در پسر و دختر بچه در احكام نگاه و پوشش، چه سنى است؟

زمانى كه بچه (دختر يا پسر) خوب و بد را در نگاه جنس مخالف فهميده و احتمال تحريك شهوت در او برود، سن تميز است.[53]

 

راه ‏هاى محرميت

پرسش 21 . به طور كلى دختر و پسر، از چند راه مى ‏توانند با يكديگر محرم شوند؟

زن و مرد از سه راه به يكديگر محرم مى ‏شوند: نسب (خويشاوندى)، رضاع (شيرخوردن) و ازدواج.

راه سوم (ازدواج) در فقه بر دو قسم است: دائمى و موقت. عقد دائم آن است كه مدت زناشويى در آن تعيين نشود و عقد موقّت آن است كه مدت زناشويى در آن تعيين شود. براى مثال زن را به مدّت يك  ساعت، يك  روز، يك  ماه، يك  سال و بيشتر عقد كنند. زنى كه به اين قسم عقد شود، متعه و صيغه گفته مى ‏شود.[54]

 

صيغه خواهر و برادرى

پرسش 22 . آيا هيچ راه شرعى و قانونى - به جز ازدواج - وجود دارد كه دو جوان روابط مشروع با هم داشته باشند؟ آيا در اسلام چيزى به نام صيغه خواهر و برادرى وجود دارد؟

همه مراجع: خير، تنها راه ازدواج - به طور دائم يا موقّت - است و صيغه خواهر و برادرى با نامحرم، مشروع نيست.[55]

 

پرسش 23 . ما دو نفر همكار مجرد هستيم، براى آنكه روابطمان از نظر شرعى دچار مشكل نشود و به گناه كشيده نشويم ؛ مى ‏توانيم بدون اجازه پدر دختر، صيغه محرميت بخوانيم؟

همه مراجع: روابط كارى و تحصيلى باعث نمى ‏شود، اذن پدر يا جد پدرى دختر از اعتبار بيفتد.[56]

 

مخالفت پدر

پرسش 24 . در صورتى كه دختر و پسرى هم كفو باشند ؛ ولى پدر دختر مخالف ازدواج آنها باشد، آيا باز هم رضايت او لازم است (بايد توجه داشت دختر بالغ و رشيده است و نياز به ازدواج دارد)؟

همه مراجع (به جز بهجت، خامنه ‏اى، صافى و تبريزى): اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر باشد، اجازه پدر لازم نيست.[57]

آيات عظام بهجت و تبريزى: اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر بوده و ازدواج به مصلحت او باشد، اجازه پدر لازم نيست.[58]

آيات عظام خامنه ‏اى و صافى: اگر پسر - شرعا و عرفا - كفو و همتاى دختر باشد و كفو ديگرى نيز پيدا نشود، اجازه پدر لازم نيست.[59]

 

پرسش 25 . آيا اظهار عشق و محبت بين دختر و پسر به منظور ازدواج، گناه است؟

همه مراجع: آرى، اين كار حرام است.[60]

 

پرسش 26 . تفريح و رفتن به گردش با نامزد خود - كه هنوز عقد نكرده است - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: تا زمانى كه عقد شرعى خوانده نشده، جايز نيست.[61]

 

وجوب عقد موقت

پرسش 27 . اگر كسى به واسطه نداشتن همسر و نبود شرايط ازدواج دائم، به گناه مى ‏افتد، آيا ازدواج موقت براى او واجب مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر امكان داشته باشد، ازدواج بر او واجب مى ‏شود ؛ هر چند به طور موقت.[62]

 

رابطه نامشروع

پرسش 28 . با يك دخترى (رشيده) رابطه نامشروع داشتم كه موجب بى ‏عفتى ايشان گرديده!! آيا بدون اذن پدر ايشان مى ‏توانم با او ازدواج كنم؟

همه مراجع (به جز بهجت و سيستانى): آرى، در اينجا اجازه لازم نيست.[63]

آيات عظام بهجت و سيستانى: بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى باشد.[64]

 

مشروعيت ازدواج موقت

پرسش 29 . آيا در قرآن مجيد آيه ‏اى در باره ازدواج موقت آمده است؟

خداوند متعال در سوره نساء به حليت متعه (عقد موقت) اشاره فرمود: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً »[65] ؛ «و زنانى را كه متعه (ازدواج موقت) مى ‏كنيد. واجب است است مهرشان را بپردازيد».

به گواهى بيشتر مفسران اهل تسنن و همه مفسران شيعه، اين آيه مربوط به ازدواج موقّت است. روايات فراوانى از اهل بيت (علیه ‏السلام) ‏ در ذيل آيه وارد شده كه آن را به متعه تفسير و تبيين مى ‏كند واژه «متعه» - كه «استمتعتم» از آن گرفته شده - در لغت به معناى بهره ‏گيرى است، ولى در اصطلاح شرع، به معناى ازدواج موقت است. گذشته از آيه، روايات فراونى از پيامبر (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ آمده كه ازدواج موقت در آغاز عصر رسالت مشروع و حلال گرديده و اتفاق عموم دانشمندان شيعه و سنى بر جواز آن بوده است و حتى مسلمانان در آغاز اسلام  به آن عمل مى ‏كردند. منتها مخالفان مدعى ‏اند: اين حكم بعدها نسخ و تحريم شده است. البته بديهى است كه هيچ كس - جز پيامبر اسلام - حق نسخ احكام را ندارد و تنها او است كه مى ‏تواند به فرمان خدا پاره ‏اى از احكام را نسخ كند. جالب اينكه جمله معروف خليفه دوم[66]، به طور صريح دلالت مى ‏كند كه اين حكم نسخ نشده و او خود اين امر را حرام كرده است ؛ به هر حال اصل حكم مسلم بوده و هيچ دليل قانع  كننده ‏اى بر نسخ آن وجود ندارد.[67]

 

پرسش 30 . نظر مراجع تقليد درباره ازدواج موقت چيست؟

تمامى مراجع بزرگوار تقليد درباره ازدواج موقت مى ‏گويند: ازدواج موقّت يكى از احكام مسلم فقهى است كه اگر با شرايط و رعايت موازين شرعى انجام شود، حلال و جايز است.[68]

 

صيغه فارسى

پرسش 31 . آيا زن و مرد مى ‏توانند خودشان صيغه ازدواج را به فارسى بخوانند، يا اينكه بايد وكيل بگيرند تا عربى خوانده شود؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، سيستانى، صافى، مكارم، نورى و وحيد: اگر نمى ‏توانند خودشان به صورت عربى صحيح بخوانند، مى ‏توانند به فارسى و يا هر زبان ديگرى صيغه را اجرا كنند ؛ ولى بايد در همان زبان، لفظى را بگويند كه معناى «زوجت» و «قبلت» را بفهماند و لازم نيست وكيل بگيرند.[69]

آيه ‏اللّه ‏ بهجت: خواندن عقد نكاح به زبان فارسى ويا هر زبان ديگرى، جايز است ؛ هر چند توانايى بر خواندن زبان عربى هم داشته باشند و وكيل گرفتن لازم نيست.[70]

آيات عظام تبريزى و فاضل: اگر نمى ‏توانند خودشان به صورت عربى صحيح بخوانند، چنانچه گرفتن وكيل برايشان ممكن باشد - بنابر احتياط واجب - بايد وكيل بگيرند و اگر ممكن نيست، مى ‏توانند خودشان به زبان فارسى و يا هر زبان ديگرى صيغه را اجرا كنند ؛ ولى بايد در همان زبان، لفظى را بگويند كه معناى «زوجت» و «قبلت» را بفهماند.[71]

تبصره. صيغه عقد دائم به زبان فارسى اين است كه پس از تعيين مهر، نخست دختر بگويد: «خود را همسر تو كردم به مهر تعيين شده». سپس مرد بگويد: «اين ازدواج را قبول كردم».

 

پرسش 32 . اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صيغه عقد موقت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟

همه مراجع: پس از تعيين مهر و مدت عقد و رعايت شرايط عقد (مانند اجازه پدر دختر)، نخست دختر بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى) پسر بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ».

تبصره. فرق عقد دائم و موقت در تعيين مدت است ؛ يعنى در عقد موقت علاوه بر مهر، مدت نيز تعيين مى ‏شود ولى در عقد دائم فقط مهر تعيين مى ‏گردد.

 

عقد موقت و زنا

پرسش 33 . فرق عقد موقت با زنا در چيست؟

بعضى از تفاوت ‏هاى عقد موقت و زنا به شرح ذيل است:

1. صيغه موقّت يك نوع ازدواج است ؛ همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى ‏گيرد.

2. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است ؛ در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان ‏كارى ‏ها صورت مى ‏پذيرد.

3. در ازدواج موقت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده نگه دارد ؛ ولى در زنا اين قانون وجود ندارد.

5. در ازدواج موقت، مرد مسئوليت ‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى ‏پذيرد ؛ در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد.

6. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شكل مى ‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام ‏مند و قانونى، پاسخ داده مى ‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه ‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.

 

پرسش 34 . آيا عقد و نكاح معاطاتى نيز جايز است؟ به عنوان مثال پسر انگشترى را در دست دختر كند، به قصد اينكه همسر يكديگر شوند، بى ‏آنكه صيغه عقد بخوانند؟

همه مراجع: ازدواج معاطاتى، درست نيست و بايد صيغه بخوانند.[72]

 

نگاه ناخودآگاه

پرسش 35 . با توجه به اينكه كلاس ‏هاى دانشجويان دختر و پسر با هم برگزار مى ‏شود، طبعاً ناخودآگاه چشم انسان به دختران نامحرم مى ‏افتد ؛ حكم آن در صورتى كه بدون قصد لذت باشد چيست؟

همه مراجع: اگر ناخود آگاه و بدون قصد لذت باشد، اشكال ندارد.[73]

 

گفت و گوى علمى با نامحرم

پرسش 36 . آيا صحبت كردن زن با مرد نامحرم كه به نيت خير و يا براى درس باشد، اشكال دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد.[74]

تبصره. گفت و گو با جنس مخالف اگر ادامه يابد، به طور معمول زمينه علاقه را ايجاد مى ‏كند. از اين رو لازم است كنترل شود.

 

پرسش 37 . آيا زن در هنگام صحبت كردن با مرد نامحرم، حتما بايد صداى خود را تغيير دهد و مردانه صحبت كند؟

همه مراجع (به جز فاضل): خير، اين كار لازم نيست ؛ ولى نبايد لحن صداى خود را نيز نازك نمايد، به طورى كه مرد را تحريك كند.[75]

آيه ‏اللّه ‏ فاضل: خير، اين كار لازم نيست ؛ ولى بنابر احتياط واجب نبايد صداى خود را نيز نازك نمايد، به طورى كه مرد را تحريك كند.[76]

 

چت با جنس مخالف

پرسش 38 . چت كردن با جنس مخالف و رد و بدل كردن صحبت ‏هاى معمولى، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: در صورتى كه خوف فتنه و كشيده شدن به گناه وجود داشته باشد، جايز نيست.[77]

 

پرسش 39 . حكم چت كردن با شخصى را كه از جنسيت او بى ‏اطلاعيم، بفرماييد؟

همه مراجع: اگر ترس افتادن به حرام باشد، جايز نيست.[78]

 

نامه نگارى با نامحرم

پرسش 40 . نامه نگارى با نامحرم و طرح مسائل شهوانى از طريق ايميل و يا چت، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: طرح مسايلى كه باعث ايجاد فتنه و فراهم آمدن زمينه فساد است، اشكال دارد.[79]

 

سلام كردن به نامحرم

پرسش 41 . آيا سلام كردن مرد به زن نامحرم و زن به مرد نامحرم، جايز است؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد.[80]

تبصره. اگر جنس مخالف دختر جوان باشد، بهتر است به او سلام نكند تا از لغزش در گناه در امان باشد.

 

شوخى با نامحرم

پرسش 42 . شوخى كردن با نامحرم چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر با قصد لذت [ جنسى] باشد يا بترسد كه به گناه بيفتد، جايز نيست.[81]

 

اختلاط دانشجويان

پرسش 43 . آيا در محيط دانشگاهى اختلاط بين پسران و دختران، اشكالى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر نگاه گناه آلود انجام نشود و ترس افتادن به حرام نباشد، اشكال ندارد ؛ ولى با وجود آن سزاوار است كه مسئولان كشورهاى اسلامى، برنامه ‏اى براى جدا ساختن مراكز تحصيلى پسران و دختران تنظيم كنند.[82]

آيات عظام بهجت و صافى: با توجه به اينكه اختلاط دختر و پسر، در معرض فساد است، جايز نيست.[83]

 

جشن مختلط

پرسش 44 . برگزارى جشن ‏ها و مراسم در دانشگاه كه در آن دختر و پسرها مختلط ‏اند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اصل اجتماع دختر و پسرها در يك محيط فى نفسه اشكال ندارد ؛ ولى اگر بانوان حجاب كامل را رعايت نكنند و آقايان نگاه گناه ‏آلود داشته باشند و محرمات ديگرى از قبيل موسيقى حرام و مانند آن انجام گيرد، اجتماع آنان در آن محل جايز نيست.[84]

آيات عظام بهجت و صافى: با توجه به اينكه اختلاط دختر و پسر، در اين گونه اجتماعات در معرض فساد است، جايز نيست.[85]

 

شركت در تشكل مذهبى

پرسش 45 . در يك تشكل مذهبى فعاليت دارم كه دختران و پسران در آن مختلط هستند! در بعضى مواقع احساس مى ‏كنم كه ممكن است به گناه بيفتم، تكليف چيست؟

همه مراجع: اگر ترس افتادن به گناه و مفسده در بين باشد، حضور در اين تشكل ‏ها جايز نيست.[86]

 

اردوى دختر و پسر

پرسش 46 . آيا دانشجويان دختر و پسر مى ‏توانند به طور مشترك، به اردوهاى تفريحى و سياحتى مسافرت كنند؟

همه مراجع: با توجه به اينكه اختلاط دختران و پسران باعث مفسده است، بايد از آن اجتناب شود.[87]

 

خلوت زن و مرد

پرسش 47 . آيا خلوت كردن دو نفر نامحرم در يك مكان جايز است؟ به طور مثال آيا دختر و پسرى كه مى ‏خواهند با يكديگر ازدواج كنند، مى ‏توانند در اتاق دربسته و خلوت با يكديگر در مورد مسائل آينده صحبت كنند؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و نورى: اگر كسى نمى ‏تواند وارد آن مكان شود و آنان بترسند كه به حرام بيفتند، ماندنشان در آنجا حرام است.[88]

آيه ‏اللّه ‏ صافى: اگر كسى نمى ‏تواند وارد آن مكان شود، ماندن آنان در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهاى علمى و ضرورى مانند آن بپردازند.[89]

آيه ‏اللّه ‏ مكارم: اگر كسى نمى ‏تواند وارد آن مكان شود، بنابر احتياط واجب ماندن آنان در آنجا حرام است ؛ هر چند احتمال فساد ندهند و به گفت و گوهاى علمى و ضرورى و مانند آن بپردازند.[90]

آيات عظام بهجت، سيستانى و وحيد: اگر احتمال فساد برود، ماندن آنها در آنجا حرام است ؛ هر چند طورى باشد كه كس ديگر بتواند وارد شود.[91]

آيات عظام فاضل و تبريزى: اگر كسى نمى ‏تواند وارد آن مكان شود ؛ در صورتى كه احتمال فساد برود، ماندنشان در آنجا حرام است.[92]

 

ارتباط شغلى

پرسش 48 . آيا ارتباط صميمى بين دختر و پسر در هنگام همكارى و يا ميهمانى، اشكال دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): دوستى بين دختر و پسر جايز نيست ؛ چون ترس افتادن به گناه در ميان است. اما ارتباط شغلى اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت گردد، اشكال ندارد.[93]

آيات عظام بهجت و صافى: آرى، جايز نيست.[94]

 

تدريس خصوصى

پرسش 49 . معاشرت با دختر عمو در حد استادى و تقويت درس، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز بهجت و صافى): دختر عمو مانند ساير زنان بر شما نامحرم است. پس اگر ترس افتادن به گناه و مفسده در بين باشد، ارتباط و معاشرت با او جايز نيست ؛ (هر چند براى تقويت درسى باشد).[95]

آيات عظام بهجت و صافى: جايز نيست.[96]

 

دوست داشتن جنس مخالف

پرسش 50 . اظهار دوستى به جنس مخالف در اين حد كه بگويد من تو را دوست دارم، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اين كار جايز نيست ؛ چون ترس افتادن به گناه در ميان است.[97]

 

برخورد در تاكسى و بازار

پرسش 51 . گاهى در بازار، نمايشگاه و و وسايل نقليه زن و مرد به يكديگر برخورد مى ‏كند، در اينجا تكليف چيست؟

همه مراجع: اصل تردد در مكان ‏هاى ياد شده و يا تماس بدن زن و مرد با يكديگر از روى لباس حرام نيست ؛ ولى اگر ترس افتادن به گناه باشد و يا باعث تحريك شهوت و فساد گردد، جايز نيست.[98]

تبصره. اگر در تماس بدنى، فشار و اتكا پيدا شود، بايد از آن پرهيز شود.

 

پرسش 52 . هرگاه در منطقه يا محيطى، رسم بر اين باشد كه هنگام برخورد با يكديگر مصافحه مى ‏كنند (حتى زنان با مردان) و اگر اين كار را ترك كنند، اهانت و اسائه ادب نسبت به طرف مقابل محسوب مى ‏شود ؛ حكم دست دادن زن و مرد با اين فرض چيست؟

همه مراجع: دست دادن با زن نامحرم جايز نيست و شعائر دينى بايد حفظ شود و با تفهيم حكم شرعى، حمل بر اسائه ادب از بين مى ‏رود.[99]

 

پرسش 53 . دست دادن با زن نامحرم به وسيله دستكش و مانند آن، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام و خامنه ‏اى: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد ؛ ولى بنابر احتياط واجب، نبايد دست را بر دست فشار دهند.[100]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى، صافى، مكارم و وحيد: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد.[101]

آيه ‏اللّه ‏ فاضل: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد ؛ ولى بهتر است دست را به دست فشار ندهند.[102]

آيه ‏اللّه ‏ نورى: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد ؛ ولى نبايد دست را به دست فشار دهند.[103]

 

پوشش زن

پرسش 54 . پوشش بدن براى زنان بايد چگونه باشد؟

همه مراجع (به جز صافى): زن بايد تمام بدن و موى خود را [ به جز گردى صورت و دست ‏ها تا مچ] در برابر مرد نامحرم بپوشاند.[104]

آيه ‏اللّه ‏ صافى: زن بايد تمام بدن و موى خود را در برابر نامحرم بپوشاند و بنابر احتياط واجب، بايد دست و صورت را نيز بپوشاند.[105]

 

پرسش 55 . پوشيدن لباس ‏هاى تنگ و تحريك كننده - كه برجستگى ‏هاى بدن زن در آن پيدا است - چه حكمى دارد؟

همه مراجع: پوشيدن اين نوع لباس ‏ها [ در فرض مذكور] جايز نيست و بايد آنان را با چادر يا مانتوى مناسب و گشاد بپوشاند.[106]

 

عطر زن

پرسش 56 . آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟

همه مراجع: اگر باعث جلب توجه نامحرم شود، جايز نيست.[107]

 

آرايش دختران

پرسش 57 . آرايش براى دختران چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اين كار فى نفسه براى آنان اشكال ندارد (هر چند زيبنده نيست) ؛ ولى بايد صورت را از نامحرم بپوشانند.[108]

 

رنگ ابرو

پرسش 58 . آيا رنگ كردن ابرو زينت بوده و پوشاندن آن از نامحرم واجب است؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، فاضل و وحيد: اگر زينت محسوب شود، پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[109]

آيات عظام بهجت، تبريزى، صافى: پوشاندن آن از نامحرم واجب است.[110]

آيات عظام سيستانى، مكارم، نورى: جزء زينت ممنوع محسوب نمى ‏شود و پوشاندن آن از نامحرم واجب نيست.[111]

 

اجازه پدر

پرسش 59 . آيا در ازدواج با دختر باكره، اجازه پدر يا جد پدرى واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقدشان باطل است؟

آيات عظام امام، تبريزى، سيستانى و نورى: آرى، بايد با اجازه پدر يا جد پدرى دختر باشد و بدون اجازه او عقد باطل است.[112]

آيات عظام بهجت، فاضل: از نظر تكليفى، احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر يا جد پدرى باشد، ولى اگر بدون اجازه عقد بخوانند، عقد باطل نيست.[113]

آيات عظام خامنه ‏اى، صافى، مكارم و وحيد: بنا بر احتياط واجب، بايد با اجازه او باشد و اگر بدون اجازه عقد بخوانند بنا بر احتياط واجب، عقد باطل است.[114]

 

دختر غير باكره

پرسش 60 . اگر دختر بكارتش را در دوران كودكى از دست داده باشد (البته نه از راه نامشروع ؛ بلكه مثلاً با بازى و ورزش)، آيا در ازدواج با او، اجازه پدر شرط است؟

همه مراجع: اين دختر حكم دختر باكره را دارد.[115]

 

دختر مستقل

پرسش 61 . آيا دخترى كه درآمدى دارد و مستقل است، مى ‏تواند بدون اجازه پدرش ازدواج كند؟

همه مراجع (به جز امام): احتياط واجب آن است كه با اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر باشد.[116]

امام: بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر باشد.[117]

 

پرسش 62 . دخترى كه بيش از سى سال دارد و هنوز باكره (دوشيزه) باقى مانده است ؛ آيا براى ازدواج نياز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: بالا بودن سن دختر، اعتبار اذن پدر يا جد پدرى را ساقط نمى ‏كند.[118]

 

پرسش 63 . اگر دختر بگويد: پدر و مادرم رضايت قلبى به ازدواج دارند؛ آيا مى ‏توان ـ بدون اذن پدر ـ با وى ازدواج كرد؟

همه مراجع: در اذن پدر، اظهار لازم است و رضايت قلبى كافى نيست.[119]

 

اجازه پسر

پرسش 64 . آيا در ازدواج پسر، نياز به اجازه پدر است؟

همه مراجع: اگر به حد بلوغ و رشد رسيده است، نياز به اجازه و رضايت پدر نيست ؛ ولى با وجود آن بهتر است، موافقت او را به دست آورد.[120]

 

پرسش 65 . آيا صيغه عقد، در صورتى كه بعدا رضايت پدر جلب شود، درست است و آن دختر محرم و همسر شرعى آن پسر محسوب مى ‏شود؟

همه مراجع: اگر شرايط عقد رعايت شود و پدر دختر بعد از آگاهى آن را اجازه دهد، عقد صحيح است.[121]

 

نگاه خواستگارى

پرسش 66 . مرد تا چه اندازه مى ‏تواند به بدن زن، هنگام خواستگارى نگاه كند (البته با رعايت شرايط خاص خود)؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى و فاضل: مى ‏تواند به بدن دختر نگاه كند ؛ هر چند احتياط مستحب است كه تنها به دست و صورت و پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) اكتفا كند.[122]

آيات عظام بهجت، تبريزى، سيستانى و مكارم: تنها مى ‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) دختر نگاه كند.[123]

آيه ‏اللّه ‏ صافى: بنا بر احتياط واجب، تنها به صورت و دست ‏ها تا مچ اكتفا كند.[124]

آيه ‏اللّه ‏ نورى: مى ‏تواند به دست و صورت، پاها، مو و مقدارى از بدن (مانند گردن و بالاى سينه) دختر نگاه كند و اگر نتواند از خصوصيات ساير بدن، از روى لباس آگاهى يابد، نگاه به تمام بدن جايز است.[125]

 

پرسش 67 . استاد ما بد حجاب است و حجاب شرعى را رعايت نمى ‏كند و در هنگام نوشتن مطالب روى تخته سياه، دست و موهاى سر او، بيش از اندازه ظاهر مى ‏شود، تكليف ما چيست؟

آيات عظام امام، خامنه ‏اى، صافى، فاضل و نورى: نگاه به او هر چند بدون قصد لذت، اشكال دارد.[126]

آيه ‏اللّه ‏ بهجت: نگاه به او، هر چند بدون قصد لذت، جايز نيست.

آيات عظام تبريزى، سيستانى، صافى، مكارم و وحيد: اگر از زنان بى ‏باكى است كه او را امر به حجاب كنند، اعتناء نمى ‏كند ؛ نگاه به او - بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام - اشكالى ندارد.[127]

 

پرسش 68 . با وضعى كه زنان بيرون مى ‏آيند و ما نيز مجبوريم به كوچه و خيابان برويم و چشم مان به آنان مى ‏افتد، تكليف چيست؟

همه مراجع: نگاه اتفاقى به بدن و موى آنان حرام نيست ؛ ولى بايد از نگاه عمدى [ و پيوسته] اجتناب كرد.[128]

تبصره. نگاه به زنان بى ‏بند و بار حكم خاصى دارد كه در «نگاه به بى ‏حجاب» آمده است.

 

نگاه به زيبايى ‏ها

پرسش 69 . اگر انسان همان طور كه از ديدن باغ و گلستان لذت مى ‏برد، از نگاه كردن به چهره زن لذت ببرد ؛ آيا اين كار حرام است و مصداق قصد لذت به حساب مى ‏آيد؟

همه مراجع: اين گونه نگاه ‏ها چون جنبه لذت جنسى دارد، جايز نيست.[129]

 

عكس و فيلم آموزشى

پرسش 70 . نگاه كردن به عكس ‏هاى عريان موجود در كتاب ‏هاى پزشكى كه آموزش آن براى دانشجويان ضرورى است، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد، اشكال ندارد.[130]

تبصره. فرض مسأله جايى است كه نگاه به عكس ‏هاى ياد شده، جهت آموزش براى دانشجويان ضرورى باشد.

 

عكس و فيلم مبتذل

پرسش 71 . نگاه به فيلم ‏هاى مبتذل كه بيشتر زنان غير مسلمان در آن بازى مى ‏كنند - در صورتى كه موجب تحريك انسان نشود - چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز تبريزى و سيستانى): با توجه به اينكه ديدن اين گونه فيلم ‏ها به طور معمول شهوت برانگيز و مقدمه ارتكاب گناه مى ‏باشد، نگاه به آنها حرام است.[131]

آيه ‏اللّه ‏ تبريزى: نگاه به فيلم ‏هايى كه موجب تحريك شهوت بر حرام يا ترويج فساد در جامعه باشد، جايز نيست.[132]

آيه ‏اللّه ‏ سيستانى: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه نيز باشد، بنابر احتياط واجب نگاه به زنان جايز نيست.[133]

 

فيلم ‏هاى صدا و سيما

پرسش 72 . نگاه به فيلم ‏هاى ايرانى و خارجى كه در آنها حجاب رعايت نمى ‏شود و از صدا و سيما پخش مى ‏شوند، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد و باعث مفاسد و انحرافات اخلاقى نشود، اشكال ندارد.[134]

 

فيلم تحريك زناشويى

پرسش 73 . آيا زن و شوهر براى تحريك جنسى، مى ‏توانند به فيلم ‏هاى سكس و مبتذل نگاه كنند؟

همه مراجع (به جز تبريزى): خير، تحريك شهوت به وسيله فيلم ‏هاى مبتذل و جنسى، جايز نيست.[135]

آيه ‏اللّه ‏ تبريزى: نگاه به فيلم ‏هايى كه باعث تحريك شهوت بر حرام و يا ترويج فساد در جامعه مى ‏شود، جايز نيست.[136]

 

ارضاى شهوت با فيلم

پرسش 74 . اگر با مشاهده فيلم ‏هاى شهوت ‏انگيز، مقدارى از شهوت انسان فروكش كند و در جلوگيرى از ارتكاب حرام مؤثر باشد، چه حكمى دارد؟ آيا مشاهده آن به اين منظور جايز است؟

همه مراجع: نگاه به اين فيلم ‏هاى شهوت برانگيز، جايز نيست و توجيه ياد شده، مجوز ارتكاب حرام ديگر نمى ‏شود.[137]

 

 

 

كتابنامه

1. حسينى خامنه ‏اى، سيد على، اجوبة الاستفتائات، تهران: الهدى، اول، 1381.

2. بهجت، احكام و استفتائات پزشكى، قم: ميراث ماندگار .

3. امام، تبريزى، مكارم، نورى، استفتائات .

4. سيد عبداللّه ‏ شبر، الاخلاق، قم، انتشارات بصيرتى .

5. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، تهران: دار الكتب الاسلاميه.

6. موسوى خمينى، سيد روح اللّه، تحريرالوسيله، ترجمه على اسلامى، قم: انتشارات اسلامى.

7. على اصغر احمدى، تحليلى تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان .

8. امام، فاضل، سيستانى، نورى و مكارم، تعليقات على ‏العروة الوثقى .

9. مكارم شيرازى، ناصر، و...، تفسير نمونه، تهران: دار الكتب الاسلامية، 1374.

10. امام، بهجت، سيستانى، فاضل، نورى، وحيد، توضيح المسائل .

11. بنى ‏هاشمى خمينى، سيد محمدحسن، توضيح المسائل مراجع (12 مراجع)، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1377.

12. صافى، جامع ‏الاحكام، قم: مؤسسه انتشاراتى حضرت معصومه(س) .

13. فاضل، جامع ‏المسائل، قم: اميرالعلم .

14. ابوالقاسم مقيمى، جوانان و روابط، انتشارات مركز مطالعات و پژوهش ‏هاى فرهنگى حوزه علميه قم.

15. اسماعيل هادى، دورنماى حقوقى ازدواج موقت .

16. روزنامه كيهان .

17. الشهيد الثانى، الروضة البهيه فى شرح اللمعة الدمشقية، قم: داورى .

18. تبريزى، صراط النجاة، قم: سلمان فارسى .

19. ابن سعد، طبقات الكبرى، بيروت: دارصادر .

20. كلينى، فروع كافى، تحقيق: على اكبر غفارى، تهران: دارالكتب الاسلاميه .

21. اسماعيل احمدى، قانون مدنى، تهران، پويش انديشه .

22. حسين نورى طبرسى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم: آل البيت، 1408 ه.ق.

23. تبريزى، سيستانى، وحيد، منهاج الصالحين .

24. محمد بن حسن حر العاملى، وسائل الشيعه، قم: مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، 1414.

25. صافى، لطف اللّه، هدايه ‏العباد، قم: مؤسسه انتشاراتى حضرت معصومه(س).

26. خامنه ‏اى، Leader.ir .

27. سيستانى، sistani.org، .

 

 

 

پی نوشت ها :

[1]. براى مطالعه بيشتر ر.ك: تحليلى تربيتى به روابط دختر و پسر، على اصغر احمدى انتشارات سازمان انجمن اولياء و مربيان، 1375.

[2]. نساء 4، آيه 25.

[3]. مائده 5، آيه 5.

[4]. جهت آگاهى بيشتر ر.ك: دختران، دوستى ‏ها و عبرت ‏ها، محمد على كريمى نيا، انتشارات روحانى.

[5]. نساء 4، آيه 25.

[6]. مائده 5، آيه 5.

[7]. وسائل ‏الشيعه، ج 14، ص 240.

[8]. نور 24، آيه 30.

[9]. نور 24، آيه 31.

[10]. الاخلاق، سيد عبداللّه ‏ شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127 ؛ وسائل الشيعه، حر عاملى، ح 14، ص 138.

[11]. اسراء 17، آيه 36.

[12]. مستدرك ‏الوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80.

[13]. وسائل ‏الشيعه، چاپ ايران، كتابفروشى اسلاميه، ج 12، ص 236.

[14]. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531.

[15]. بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87.

[16]. وسائل ‏الشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح 7.

[17]. بقره 2، آيه 195.

[18]. يوسف 12، آيه 53.

[19]. بقره 2، آيه 216.

[20]. ر.ك: على اصغر احمدى، تحليلى تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان ؛ ابوالقاسم مقيمى، جوانان و روابط، (انتشارات مركز مطالعات و پژوهش ‏هاى فرهنگى حوزه علميه قم).

[21]. يوسف 12، آيه 53.

[22]. يوسف 12، آيه 53.

[23]. فروع كافى، ج 5، ص 494.

[24]. وسائل الشيعه، ج 15، ص 10 و ج 14، ص 78.

[25]. وسائل الشيعه، ج 15، ص 11.

[26]. طبقات ابن سعد، ج 4، ص 71 جنگ اجنادين در سرزمين شام.

[27]. حج 22، آيه 40.

[28]. نساء 4، آيه 27.

[29]. بحارالانوار، ج 53، ص 158، ح 2.

[30]. بحارالانوار، ج 53، ص 92، ح 101، باب 29.

[31]. از آن جمله: بحارالانوار، ج 103، ص 306.

[32]. توضيح المسائل امام خمينى رحمه ‏الله.

[33]. همان.

[34]. شرح اللمعه، ج 2.

[35]. توضيح المسائل  امام خمينى رحمه ‏الله.

[36]. قانون مدنى.

[37]. توضيح المسائل امام خمينى رحمه ‏الله.

[38]. توضيح المسائل امام خمينى رحمه ‏الله.

[39]. شرح اللمعه، ج 2.

[40]. شرح اللمعه، ج 2، ص 105.

[41]. توضيح المسائل امام خمينى رحمه ‏الله، مسئله 2423.

[42]. آيه ‏اللّه ‏ فاضل لنكرانى، استفتاء.

[43]. يعنى قدرت تشخيص مصلحت خود را داشته باشد.

[44]. وسائل الشيعه، ج 21، باب 1، ص 11.

[45]. در كتاب النكاح، باب 12 از ابواب المتعه.

[46]. وسائل الشيعه، ج 21، باب 2، ص 13.

[47]. در عرف عوامانه، به آن «صيغه محرميت» گفته مى ‏شود!!

[48]. منظور براى دوران مابين بلوغ و ازدواج دائم است.

[49]. روزنامه كيهان، 7 مهر 1370، ص 7.

[50]. اسماعيل هادى، دورنماى حقوقى ازدواج موقت، ص 75 - 90.

[51]. مكارم، استفتائات، ج1، س825؛ امام، فاضل، مكارم، نورى، تعليقات على ‏العروة النكاح، م27؛ صافى، هداية العباد، ج2، (النكاح) م27؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين ج2، (النكاح) م12.

[52]. تبريزى، صراط النجاه، ج 5، س 505 و 506 و 502 و دفتر: همه مراجع.

[53]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2435، 2433؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م2431؛ العروة الوثقى، ج2، النكاح م35؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2444 و خامنه ‏اى، سايت، نگاه.

[54]. البته برخى از مراجع بزرگوار تقليد آيات عظام وحيد، تبريزى و مكارم معتقدند كه اگر مدت عقد موقت از عمر طبيعى زن و شوهر يا يكى از آن دو بيشتر باشد، احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند و آيه ‏اللّه ‏ بهجت به صورت فتوا فرموده ‏اند. و آيه ‏اللّه ‏ سيستانى مى ‏فرمايد اين عقد موقت باطل است و به عقد دائم تبديل نمى ‏شود (ر.ك: سيستانى، وحيد، تبريزى، منهاج الصالحين، فى عقد المتعه و مكارم، استفتاآت، ج 2، س 1008.

[55]. دفتر: همه مراجع.

[56]. امام، استفتائات، ج 3، اولياى عقد، س 10 ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 86 ؛ سيستانى، سايت، عقد موقت، ش 16 ؛ منهاج الصالحين، كتاب النكاح، اولياء العقد، م 67 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1311 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 761 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1479 ؛ فاضل و بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 385 و دفتر: آية اللّه ‏ نورى.

[57]. نورى، توضيح ‏المسائل، م 2373 ؛ صافى، هداية العباد، ج 2، اولياء العقد، م 2 ؛ امام، فاضل و مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1 ؛ سيستانى، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2377 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ وحيد.

[58]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2377 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1456 و صراط النجاة، ج 2، س 1130.

[59]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 54 ؛ صافى، هدايه ‏العباد، ج 2، اولياء العقد، م 2 و جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1260.

[60]. سيستانى، سايت ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 1049 و 1075 و دفتر: همه مراجع.

[61]. مكارم، استفتائات، ج 2، س 1095 و دفتر: همه مراجع.

[62]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 824 و العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، م 2 و 4 و دفتر: همه مراجع.

[63]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 84 ؛ مكارم، استفتائات ج 2، س 916 و تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3 م 1237 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1440 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1466 ؛ امام، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 24 ؛ نورى، توضيح المسائل، م 2372 و دفتر: آية اللّه ‏ صافى.

[64]. سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 69 و 70 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1891.

[65]. نساء 4، آيه 24.

[66]. «متعتان كانت على عهد رسول اللّه ‏ و انا محرمهما و معاقب عليهما متعة النساء و متعة الحج»: دو متعه در زمان پيامبر اسلام (صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله) ‏ بود كه من آنها را حرام كردم و بر آنها مجازات مى ‏كنم متعه زنان و حج تمتع كه نوع خاصى از حج است.

[67]. ر.ك: تفسير نمونه، ذيل آيه 24 از نساء.

[68]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 178 و العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، م 2.

[69]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370 ؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2434 ؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2366 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 40.

[70]. بهجت، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370.

[71]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2370.

[72]. تبريزى، صراط النجاة، ج 1، س 1479 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1249 ؛ امام، نورى، فاضل و مكارم، التعليقات على العروة، باب العقد و احكامه، م 1 ؛ دفتر:  بهجت، خامنه ‏اى، سيستانى و وحيد.

[73]. مكارم، استفتائات ج2، س1036 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج2، س1324 ؛ العروة الوثقى، ج2، النكاح 27 ؛ امام، تحرير الوسيله ج2، (النكاح)، م27 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س484 ؛ توضيح ‏المسائل، م2429 ؛ توضيح ‏المسائل مراجع، م2433 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج 2، س 1700 و 1702 و 1703 ؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م2442 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ خامنه ‏اى.

[74]. امام، استفتائات، ج3، نظر، س52 ؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م1936 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س819 ؛ تبريزى، استفتائات، 1622 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، ص1673 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س656 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، 1718 ؛ خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س1145 ؛ العروة الوثقى، ج2، (النكاح) م3 ؛ سيستانى، sistani.org، س20 و 19 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ وحيد.

[75]. صافى، هدايه ‏العباد، ج2، النكاح، م29 ؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج3، (النكاح)، م29 ؛ نورى، مكارم و امام، تعليقات على ‏العروة، ج2، (النكاح)، م39 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد، تبريزى، بهجت و خامنه ‏اى.

[76]. فاضل، تعليقات على ‏العروة، ج2، النكاح، م39.

[77]. سيستانى، سايت؛ تبريزى، سايت ؛ دفتر: همه مراجع.

[78]. دفتر: همه مراجع.

[79]. امام، استفتائات، ج3، سؤالات متفرقه، س127 ؛ دفتر: همه مراجع.

[80]. العروة الوثقى، ج2، النكاح، م39 و 41.

[81]. العروة الوثقى، ج2، النكاح، م31 و 39 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1720.

[82]. خامنه ‏اى،استفتاء، س 638 ؛ تبريزى،استفتائات، س1592 ؛ مكارم،استفتائات، ج1، س813 ؛ امام، استفتائات، ج 3، وظايف اجتماعى زنان، س 19 ؛ دفتر: آيات عظام نورى، وحيد، فاضل و سيستانى.

[83]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1656 و 1657 و 1658 و دفتر: آية اللّه ‏ بهجت.

[84]. العروة الوثقى، ج2، النكاح، م49 ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 646 و 638 و 626 ؛ تبريزى، استفتائات، س1592 و 1594 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س813 و 805 ؛ امام، استفتائات، ج3، (وظايف اجتماعى زنان)، س19 ؛ دفتر: آيات عظام سيستانى، وحيد، فاضل و نورى.

[85]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1656 و 1657 و 1658 و دفتر: آية اللّه ‏ بهجت.

[86]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 627 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س805 و 813 ؛ امام، استفتائات، ج3، وظايف اجتماعى زنان، س19 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1664 ؛ تبريزى، استفتائات، س1592 و 1594 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1755 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س674 و 656 ؛ سيستانى، sistani.org، عشق، س5 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد و بهجت.

[87]. دفتر: همه مراجع.

[88]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2445 ؛ نورى، توضيح ‏المسائل، م 2441 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 627.

[89]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2445.

[90]. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2445.

[91]. توضيح ‏المسائل مراجع، م2445 ؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م2454 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ بهجت.

[92]. توضيح ‏المسائل مراجع، م2445.

[93]. با استفاده از منابعى كه در عنوان «دوست داشتن جنس مخالف» آمده است.

[94]. دفتر: آيات عظام بهجت و صافى.

[95]. با استفاده از منابعى كه در عنوان «خلوت زن و مرد» آمده است.

[96]. دفتر: آيات عظام بهجت و صافى.

[97]. سيستانى، sistani.org، عشق، س1 و 5 و محبت، س1 ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 779، 640 و 651 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1661 ؛ دفتر: همه مراجع.

[98]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 645 و 491 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س1665 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س1031 ؛ تبريزى، صراط ‏النجاة، ج2، س1152 ؛ العروه ‏الوثقى، ج2، النكاح، م47 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد، بهجت، فاضل، سيستانى و صافى.

[99]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 515 ؛ تبريزى، استفتائات، س1606 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س655 ؛مكارم، استفتائات، ج1، س818 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1660 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1717 ؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م1934 ؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج2، النكاح، م16 ؛ امام، تحريرالوسيله، ج2، (النكاح)، م20 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد.

[100]. امام، تحريرالوسيلة، ج2، النكاح، م20 و خامنه ‏اى ؛ استفتاء، س 479.

[101]. تبريزى، استفتائات، س1606 ؛ مكارم، تعليقات على ‏العروة، النكاح، م40 ؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج3، (النكاح)، م16 ؛ صافى، هدايه ‏العباد، ج2، النكاح، م20 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد و بهجت.

[102]. فاضل، تعليقات على ‏العروة، ج2، النكاح، م40.

[103]. نورى، تعليقات على ‏العروة، النكاح، م40.

[104]. فاضل، امام، سيستانى، نورى و مكارم، تعليقات على ‏العروة، الستر ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 568 ؛ تبريزى، استفتائات، س1611 و توضيح ‏المسائل مراجع، م2435 ؛ دفتر: آيات عظام بهجت و وحيد.

[105]. صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س 1696.

[106]. مكارم، استفتائات، ج2، س153 و 156 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1729 ؛ سيستانى، sistani.org، حجاب، س5 ؛ امام، استفتائات، ج3، احكام حجاب، س27 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س485 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1708 ؛ خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س1364 و 1367 ؛ تبريزى، استفتائات، س1590 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد و بهجت.

[107]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 667 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س797 ؛ تبريزى، استفتائات، س1616 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س1033 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد، صافى، بهجت، امام و فاضل.

[108]. با استفاده از منابعى كه در عنوان «آرايش چهره» آمده است.

[109]. خامنه ‏اى، سايت، نگاه ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1707 ؛ دفتر: امام خمينى.

[110]. صافى، جامع الاحكام، ج2، س1683 ؛ دفتر: آيات عظام بهجت و تبريزى.

[111]. سيستانى، sistani.org، زينت، س1 و 17 و 18 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س802 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س542 و 491.

[112]. امام، استفتائات، ج 3، اولياء العقد، س 4 و 27 ؛ تبريزى، استفتائات، ص 1547 و 1512 و 1556 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 70 ؛ دفتر: نورى.

[113]. بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج 1، س 1438 و تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، فصل فى اولياء العقد، م 1.

[114]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 798 ؛ مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2 ؛ وحيد، منهاج ‏الصالحين،ج 3، م 1237 و دفتر: صافى.

[115]. امام، فاضل، نورى و مكارم، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 2 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1237 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، اولياء العقد، م 70 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، اولياء العقد، م 1237 ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 84 ؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1891 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ صافى.

[116]. توضيح المسائل مراجع، م 2376 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237 ؛ وحيد، توضيح المسائل، م 2440 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 835.

[117]. توضيح المسائل مراجع، م 2376.

[118]. دفتر: همه مراجع.

[119]. تبريزى، استفتائات، س 1457 و صراط النجاة، ج 1، س 826؛ سيستانى، سايت، موقت، س 33؛ امام، استفتائات، ج 3، اولياء العقد، س 19؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 87 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 917 و دفتر: بهجت، فاضل، وحيد، صافى و نورى.

[120]. العروة الوثقى، ج 2، كتاب النكاح، اولياء العقد، م 1.

[121]. خامنه ‏اى، استفتاء، س 92 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1272 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1547 ؛ امام، استفتائات، ج 3، اولياء العقد، س 4 و نورى، توضيح المسائل، م 2372 ؛ بهجت، توضيح المسائل، م 1891 و فاضل، تعليقات على العروة، اولياء العقد، م 1 و دفتر: آيات عظام سيستانى، مكارم و وحيد.

[122]. امام، تحريرالوسيله، ج 2، النكاح، م 28 ؛ فاضل، تعليقات على ‏العروة، ج2، النكاح، م26 و خامنه ‏اى، استفتاء، س 525.

[123]. مكارم، تعليقات على العروة، النكاح، م 26 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح، م 28 ؛ تبريزى، استفتائات، س 1580 ؛ النكاح، م 28 ؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، م 1944.

[124]. صافى، هداية العباد، ج 2.

[125]. نورى، تعليقات على العروة، النكاح، م 26.

[126]. امام، فاضل و نورى، تعليقات على ‏العروة الوثقى، النكاح، م27 ؛ خامنه ‏اى، استفتاء، س 516 و 582 ؛ صافى، هداية العباد، ج2، (النكاح)، م27 و دفتر: آية اللّه ‏ بهجت.

[127]. سيستانى، توضيح ‏المسائل مراجع، م2434 ؛ تبريزى، التعليقه على منهاج ‏الصالحين، النكاح م1232 ؛ مكارم، استفتائات ج2، س1029، 1039 و تعليقات على ‏العروة الوثقى، (النكاح)، م27 ؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م2443.

[128]. مكارم، استفتائات، ج2، س1036 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج2، س1324 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1702 و 1703 ؛ العروة الوثقى، ج2، النكاح، م27 ؛ امام، تحريرالوسيله، ج2، (النكاح)، م27 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س484 ؛ سيستانى، منهاج ‏الصالحين، ج3، م26 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد، بهجت و خامنه ‏اى.

[129]. مكارم، استفتائات، ج1، س 799 و تبريزى، صراط ‏النجاة، ج5، س1274 و دفتر: همه مراجع.

[130]. خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س 1313 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س789 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س2093 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س931 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1707 ؛ بهجت، احكام و استفتائات پزشكى، ص31، س12 ؛ امام، استفتائات، ج3، نظر، س49 و 50 ؛ تبريزى، صراط ‏النجاة، ج5، س1022، دفتر: آيات عظام سيستانى و وحيد .

[131]. خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س1187 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1717 و 1605 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1729 و 1731 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س778 و 782 ؛ دفتر: آيات عظام نورى و امام، بهجت، وحيد.

[132]. تبريزى، استفتائات، س1603 و 1605 و صراط ‏النجاة، ج5، س1129.

[133]. سيستانى، sistani.org، فيلم، س4 ؛

[134]. خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س 1194 و 1206 ؛ مكارم، استفتائات، ج1، س775 و 772 ؛ فاضل، جامع ‏المسائل، ج1، س1726 و 1727 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س 450 و 452 ؛ بهجت، توضيح ‏المسائل، متفرقه، م2 ؛ امام، استفتائات، ج3، (نظر)، س15 و 19 ؛ تبريزى، استفتائات، س1081 و 1603 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1708 و 1719 ؛ سيستانى، sistani.org، فيلم، س 8 ؛ دفتر: آية اللّه ‏ وحيد.

[135]. خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س1203 ؛ صافى، جامع ‏الاحكام، ج2، س1329 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س554 ؛ سيستانى،  ,sistani.orgفيلم، س3 ؛ دفتر: آيات عظام وحيد، بهجت، امام، فاضل، مكارم.

[136]. تبريزى، صراط ‏النجاة، ج5، س1129 و ج1، س894 و 895.

[137]. خامنه ‏اى، اجوبه ‏الاستفتائات، س1192 ؛ تبريزى، صراط ‏النجاة، ج5، س1129 ؛ سيستانى، sistani.org، تصوير، س4 ؛ دفتر: همه مراجع.

 



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       محمد : با سلام اگر امکان دارد نرم افزار اندرویدی تهیه بفرمایید

       تنناز : من نوشته های دخترم با پسری به نام امیر مهدی رو دیدم ...
       پرسمان : با توجه به خصوصی بودن سوالتان و نیاز به توضیحات بیشتر، لطفا مشکلتان را در صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارائه شود.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها