 |
منو |
|
 |
جستجو |
|
 |
بورس
مقالات |
| |
|
|
|
|
|
|
 |
تا باشگاه هسته اي
بازديد: 7536 |
|
يکم- کشف انرژي اتمي
کشف انرزي هسته اي يکي از مهمترين و اثر گذارترين کشفيات بشر در طول تاريخ است. در
سال 1927 ميلادي ، « آلبرت انيشتن » با طرح فرمولي ثابت نمود که « اگر اتم شکافته
شود ، انرژي عظيمي ايجاد مي شود.» دوشيوه بنيادي براي آزادسازي يک اتم وجود دارد:
در روش «شکافت هسته اي» هسته اتم را با يک «نوترون» به دو جزء کوچک تر تقسيم مي
شود. نظير اقدامي که در مورد ايزوتوپ هاي اورانيوم (يعني اورانيوم 235 و 233) انجام
مي شود. و در روش دوم که به «همجوشي هسته اي » مشهور است ؛ با استفاده از دو اتم
کوچک تر که معمولا هيدروزه يا ايزوتوپ هاي هيدروژن (مانند دو تريوم و ترتيوم )
هستند ، يک اتم بزرگ تر مثل هليوم يا ايزوتوپ هاي آن را تشکيل مي شود. اين فرايند
در خورشيد براي توليد انرزي به کار مي رود
علي رغم اهميت اين کشف از همان آغاز سوء استفاده قدرت هاي جهان از آن نگراني عميقي
را در سطح جهان پديد آورد ؛ با فاصله اندکي
آمريكاييها براي
نخستين بار به طور كاملاً سري در صحراي “نوادا” انفجار هستهاي را آزمايش كردند. در
جنگ جهاني دوم هم هواپيماي ده تني دبليو به خلباني سرگرد “كنراد” بمبي را كه نام
آن “Litell
boy” بود
در هيروشيماي ژاپن منفجر كردند كه اين بمب در 8 متري زمين منفجر شد و 120 هزار نفر
را جزغاله كرد.
دوم- پيشينه انرژي اتمي در ايران
سال 1335، مجلس شوراي ملي وقت، ايجاد «مركز اتمي دانشگاه تهران» را تصويب كرد و در
آذرماه 1344، راكتور پنج مگاواتي آموزشي و تحقيقاتي ايران، كه از آمريكا خريداري
شده بود آماده فعاليت شد.و
در سال
1345، در مركز تحقيقات هستهاي اميرآباد تهران به كار گرفته شد و تاكنون نيز
فعاليتش ادامه دارد.
اين راكتور به طور منظم مورد بررسي آژانس بينالمللي انرژي اتمي قرار دارد و از
مواردي كه 93 درصد آن اورانيوم غني شده است استفاده ميكند. سال 1352 سازمان انرژي
اتمي تشكيل شد و سريعاً براي احداث مجتمعهاي قدرت هستهاي وارد مذاكره شد. حكومت
شاه قراردادهاي ده سالة قابل تمديد جهت تهية سوخت هستهاي با کشورهاي آلمان ،
فرانسه و آمريکا امضاء كرد.
قرار بود نيروگاه اتمي در بوشهر توسط وزارت تحقيقات و صنعت آلمانغربي به عنوان
نخستين نيروگاه اتمي ايراندر سال 1358 راه اندازي شود و پس از آن كار ساخت ديگر
نيروگاهها آغاز گردد. متعاقب اين قرارداد، آمريكا بعد از مذاكراتي كه در 22 مرداد
سال 1356 صورت گرفت، قرار شد: نيروگاههايي در ايران احداث كند و هشت راكتور اتمي
به رژيم شاه بفروشد و در 15 مهر 1356، فرانسه نيز اعلام كرد كه قرار است دو
نيروگاهاتمي در ايران تأسيس كند و راكتورهايي را نيز به ايران بفروشد.[4]
با پيروزي انقلاب اسلامي، به دليل مخالفت غربيها با انقلاب اسلامي، اين روند متوقف
گرديد و حتي در دوران جنگ، بخشي از امكانات احداث شده توسط فرانسويها، بمباران شد.
پس از آن مذاكراتي با ژاپن صورت گرفت؛ اما ژاپنيها هم تحت فشار غرب پاپس كشيدند.
نهايتاً روسها همكاري هستهاي با ايران را پذيرفتند.
تلاشهاي صورت گرفته در سالهاي 1364 تا 1376 موجب گرديد، ايران بتواند از طريق
دلالان خارجي به نقشههايي كه در ساخت دستگاههاي سانتريفوژ كاربرد دارند دسترسي
پيدا كند. در اين دوره، ايران توانست نقشههاي مربوط به راكتور آب سنگين را هم به
دست آورد.
[5]
از سال 1376 تا سال 1380 با ساخت وسايل مورد نياز در داخل و وارد كردن برخي از
قطعات از خارج، جمهوري اسلامي ايران موفق به انجام آزمايشهاي مربوطه در محيط
آزمايشگاهي شد. پس از موفقيت آزمايشها در مقياس آزمايشگاهي، از سال 80 به بعد اين
دانش به سايتهايهستهاي از جمله سايت نطنز كه از چندين سال قبل احداث آن شروع شده
بود، منتقل گرديد. در همين دوران، ايران به دانش غنيسازي اورانيوم از طريق ليزر
نيز دست يافت و در محيط آزمايشگاهي، فعاليتهايي را انجام داد و كار احداث راكتور
آب سنگين نيز در اراك آغاز گرديد.با دسترسي به چنين توانمندي، يعني دستيابي به
فناوري هستهاي[6]
اين دانش، عملياتي نيز گرديد و ايران توانست فرآيند غنيسازي و چرخه سوخت اتمي را
اجرايي كند. اين پيروزي شگفت با اتكا به دانشمندان ايراني در چندين نقطه از كشور
دنبال شد:
1. استخراج اورانيوم از معادن در ساغند يزد؛
2. تبديل سنگ اورانيوم به كيك زرد يا كنسانتره اورانيوم در اردكان يزد؛
3. تبديل كيك زرد از طريق فرآوري اورانيوم به سه گاز در اصفهان:
الف- گاز هگزا فلورايد اورانيوم معروف به
UF6؛
ب- گاز تترافلورايد اورانيوم معروف به
UF4؛
ج- اكسيد اورانيوم معروف به
UO2.
با استفاده از اين سه نوع گاز در دستگاههاي سانتريفوژ در سايت نطنز كه آخرين مرحله
چرخه سوخت است، طي فرآيندي با جداسازي اتمهاي سنگين، غنيسازي صورت ميگيرد.قابل
ذكر است، درصد غنيسازي، متناسب با نوع كاربرد انجام ميگيرد. بدين گونه كه
غنيسازي 3- 4% براي سوخت نيروگاههاي اتمي و براي بمب اتم، غنيسازي بالاي 90%
بايد انجام گيرد.[7]
سوم- غني سازي چيست؟
غني سازي در دانش هسته ايي يعني توليد اورانيومي که داراي درصد بالايي از ايزوتوپ
U۲۳۵
باشد.
اورانيوم مورد استفاده در راکتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود که حاوي ۲
تا ۳ درصد
اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي که اورانيومي که در ساخت بمب اتمي بکار ميرود
حداقل
بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد.براي به دست آوردن
اورانيوم
غني شده به
دستگاههاي
احتياج داريم که "سانتريفوژ" نام دارد.
سانتريفوژ دستگاهي
استوانه
ايي شکل است که با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي که گاز
هگزا
فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر تزريق شود نيروي گريز از مرکز ناشي از
چرخش آن
باعث مي شود که مولکولهاي سبکتري که حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مرکز سيلندر
متمرکز
شوند و مولکولهاي سنگينتري که حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر
انباشته
شوند .اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي که از اين طريق بدست مي آيد سپس به
داخل
سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل
بارها و
بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي که بطور سري به يکديگر متصل ميشوند تکرار
ميشود تا
جايي که اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص
موردنياز
بدست آيد.
آنچه که
پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا
فقير شده
شناخته مي شود که اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشکيل يافته است. اورانيوم خالي
فلز بسيار
سنگيني است که اندکي خاصيت راديو اکتيويته دارد و در ساخت گلوله هاي توپ
ضد زره
پوش و اجزاي برخي جنگ افزار ها کاربرد دارد. اين فرايند در ايران در کارخانه
نطنز انجام
مي شود.[8]
چهارم – موفقيت هاي هسته اي ايران
عملکرد كارخانه نطنز
كارخانه نطنز
از دو بخش
شامل كارخانه آزمايشگاهي غني سازي اورانيوم و كارخانه صنعتي غني سازي
اورانيوم
تشكيل شده است. در كارخانه آزمايشگاهي مطابق گزارشهاي آژانس بينالمللي
انرژي
اتمي، شش مجموعه 164 تايي از ماشين سانتريفيوژ در نظر گرفته شده است. براي
ايجاد
كارخانه صنعتي غني سازي اورانيوم بايد 54 هزار ماشين سانتريفيوژ وجود داشته
باشد
در
مهرماه 1382 بر اساس توافقنامه سعدآباد، تهران متعهد شد كه غني
سازي
اورانيوم را به حالت تعليق در بياورد، و عليرغم اين كه بيش از 100ماشين
سانتريفيوژ در نطنز وجود داشت ولي صرفا 10 ماشين سانتريفيوژ به هم متصل و روي آنها
تست انجام
و اورانيوم تا 2/1درصد غني شده بود.اما
ايران در
اسفند سال 1384 اعلام كرد كه فرآيند تحقيق و توسعه هستهاي را در نطنز
آغاز
خواهد كرد.اين فرايند در نطنز دو مرحله دارد. مرحله اول نصب
ماشينهاي
سانتريفيوژ جديد در نطنز براي اين كه تعداد ماشينهاي سانتريفيوژ آماده
به كار در
نطنز به 164 برسد و مرحله دوم تست اين ماشينها يعني انجام عمليات غني
سازي با
استفاده از تزريق گاز هگزافلورايد اورانيوم است.ايران هم اکنون توانسته است
يك مجموعه
164 تايي از ماشينهاي سانتريفيوژ را به هم متصل و با تزريق گاز روي آنها
تست انجام
دهد و اورانيوم را تا مقدار 8/4 درصد براي تهيه سوخت نيروگاههاي آب سبك
غني كند.
براي
تبديل نطنز به يك موقعيت صنعتي، صرفا به عملياتي به نام «باز توليد»
reproduction
احتياج داريم كه
مجموعههاي 164 تايي سانتريفيوژ را باز توليد كرده و
كنار هم
بگذاريم تا تعداد آنها به بيش از 50 هزار تا برسد و يك كارخانه صنعتي داشته
باشيم.[9]
دستيابي
کشورمان به چرخه کامل سوخت هسته اي حکايت از آن دارد که ايران توانسته است از مرحله
استخراج سنگ اورانيوم، تبديل سنگ به کيک زرد، تبديل کيک زرد به هگزافلورايد
اورانيوم يا همان
UF6،
انجام عملياتي غنيسازي روي
UF6
و خالي کردن فلئور آن و تهيه اکسيد اورانيوم غني شده، تبديل اکسيد اورانيوم غني شده
به قرصهايي با عرض هشت دهم و طول يک سانتيمتر که اين قرص در درون غلاف زيرکنيوم
قرار ميگيرد و ميلههاي سوخت را تشکيل ميدهد با موفقيت به پايان رساند. و با
موفقيت چشم گيري و علي رغم تحريمها و محدوديت هاي بين المللي به جمع اعضاي باشگاه
هستهاي جهان پيوست و در غنيسازي در جايگاه دهم يا يازدهم قرار گرفت. علاوه بر
بومي بودن تمامي مراحل غني سازي دستگاههاي سانتريفيوژ توسط متخصصان کشورمان ساخته
مي شوند؛ اين سانتريفيوژهاي حدودا يک متر و هشتاد سانتيمتر ارتفاع دارد و از 200
قطعه تشکيل شده که 94 قطعه آن بسيار حساس و داراي تکنولوژي بالايي است.
[10]
پنجم- اهداف جمهوري اسلامي ايران از دستيابي به تکنولوژي هسته اي:
اين انرژي داراي کاربردهاي فراواني است که به دو بخش استفاده صلح جويانه و نظامي
تقسيم مي شود:
الف. استفاده صلح جويانه
جمهوري اسلامي ايران در طول ساليان اخير همواره تاکيد بر استفاده صلح آميز از
انرژي هسته اي داشته است و
كاربردهاي صلحآميز، انگيزه اصلي طرح تجهيز هستهاي کشورمان ميباشد که عبارتند از:
1- تحصيل توانمنديهاي مورد نياز در عرصههاي گوناگون بينالمللي به شكل مدرن آن.
2- ورود به صنعت چرخة سوخت هستهاي (مجموعه حلقههايي از دستيابي به سنگ و تبديل
آن به قرص اورانيوم را شامل ميشود) كه اكنون ايران رسماً به اين گروه دعوت شده
است.
3- استفاده از كاربردهاي غيرنظامي انرژي هستهاي در عرصههاي مختلف و مورد نياز
طبيعي كشور از قبيل :
1-3. كاربرد انرژي اتمي در توليد برق.
2-3. كاربرد انرژي هستهاي در بخش صنايع.
3-3. كاربرد در بخش صنايع غذايي و كشاورزي.
4-3. كاربرد تكنيكهاي هستهاي در مديريت منابع آب.
5-3. كاربرد انرژي هستهاي در بخش پزشكي و بهداشتي.
6 -3 . كاربرد در بخش دامپزشكي و دامپروري.[11]
ب- کاربرد نظامي
بدترين و خطرناک ترين نوع استفاده از اين انرزي
كاربردهاي نظامي آن
است كه به دليل قدرت تخريبي بسيار بالا خسارت هاي غيرقابل تصور مختلفي را براي
بشريت و طبيعت به وجود مي آورد؛ انفجاريک بمب اتمي سبب توليد يک موج گرماي بسيار
شديد ، توليد موج انفجار فوق العاده قوي ، ايجاد انواع مختلف تابش هاي خطرنک و
توليد ابري از ذرات و غبارهاي راديو اکتيو و قطعات بمب که به مرور مجددا فرو مي
ريزد و... مي شود.[12]
نمونه
بارز آن بكارگيري اين سلاح مخرب توسط دولت آمريكا در شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي
ژاپن در خلال جنگ جهاني دوم است كه قربانيان فراواني را به همراه داشت و هنوز هم
بسياري از آثار اين عمل غيرانساني در آن جامعه مشهور و ملموس است.
جمهوري اسلامي ايران عليرغم مسابقه تسليحاتي کشورهاي بزرگ و برخي کشورهاي منطقه در
توليد و تکثير اين سلاح در جهت تهديد ديگر کشورها و عنصر بازدارندگي ؛ با توجه به
خسارات و پيامدهاي غير انساني آن از يک سو وهمچنين ممنوعيت استفاده از سلاح هاي
کشتار جمعي در اسلام[13]
و فتواي صريح مقام معظم رهبري در حرمت آن ، از ابتداي شکل گيري خود تا کنون ضمن
پيوستن به کنوانسيون ها و قراردادهاى منع توليد و تکثير سلاححهاي کشتارجمعي و هسته
اي همواره بر کنترل و عاري سازي تمامي کشور ها از انواع سلاح هاي کشتار جمعي تاکيد
داشته و در موقعيت هاي متعدد آن را پيگيري نموده است.و حتى در سختترين شرايط،
مانند بمباران شيميايى شهرهاى كشور
توسط رژيم
عراق، تعهد خود را مبنى بر عدم استفاده از اين سلاحها، به اثبات رسانده
است.
ششم- جمهوري اسلامي ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي
1. ساختار آژانس بينالمللي انرژي اتمي
آژانس بينالمللي انرژي در سال 1975 آغاز به كار نمود كه از لحاظ ساختاري يك سازمان
بينالمللي مستقل است كه تحت هدايت عاليه سازمان مللمتحد قرار دارد و در چارچوب
نظام مللمتحد فعاليت ميكند.هدف عمده آژانس، ترويج و توسعه كاربردهاي انرژي اتمي
در برقراري صلح، بهداشت و رفاه در سراسر جهان، از طريق وضع استانداردهاي ايمني
هستهاي و زيستمحيطي و كنترل آنها، ارائه خدمات فناوري هستهاي و مبادله اطلاعات
علمي و فني در زمينه انرژي هستهاي است. آژانس بينالمللي انرژي اتمي، تنها سازمان
تخصصي بينالمللياي است كه مسقيماً به مجمع عمومي و در مواردي به شوراي امنيت و
شوراي اقتصادي و اجتماعي مللمتحد گزارش ميدهد. امروزه تعداد كشورهاي عضو آژانس
بالغ بر 140 كشور و مقر آن در وين اتريش است.
2. قواعد حقوقي ناظر بر عملكرد آژانس
1-2. اساسنامه آژانس؛
2-2.
معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي؛
معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهاي در 1968 به تصويب رسيد و از 1970 به اجرا درآمد.
از آنجا كه اين معاهده براي مدت 25 سال منعقد شده بود، لذا در 1995 براي مدت
نامحدود تمديدگرديد. 186 كشور عضو اين معاهده هستند.
3-2. موافقتنامه پادمان ميان آژانس و كشورهاي عضو آژانس؛
طبق ماده 12 اساسنامه آژانس، هر يك از كشورهاي عضو بايد به منظور انجام تدابير
پادماني از سوي اين آژانس، موافقتنامه پادمان را با آژانس امضا نمايند. اين
موافقتنامه كه جنبه نمونه دارد، مشتمل بر 98 ماده است. در اين زمينه،
موافقتنامههاي بازرسي، ادواري و محدود آژانس پيشبيني شدهاست.
4-2. پروتكل الحاقي به موافقتنامه 2+93، مصوب سپتامبر 1997 توسط شوراي حكام آژانس
است. اين پروتكل نيز همچون موافقتنامه پادمان، يك موافقتنامه نمونه ميباشد كه
مشتمل بر 18 ماده و دو ضميمه مفصل است. اين پروتكل ميان هر يك از كشورهايي كه
آمادگي پذيرش مقررات پروتكل را دارند و آژانس منعقد ميشود. مرجع تصويب پروتكل از
سوي آژانس، شوراي حكام و امضا و اجراي آن با دبيركل آژانس است.تاكنون 80 كشور، از
جمله كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و هر پنج قدرت هستهاي داراي حق وتو و نيز ژاپن و
كرهشمالي، پروتكل را امضا كردهاند. البته برخي از آنها، از جمله
ايالاتمتحدهآمريكا، آن را با اعمال حق شرط پذيرفته است.[14]
3. پروتكل الحاقي 2+93
پس از كشف برنامه هستهاي مخفي عراق به دنبال جنگ خليجفارس -بحران كويت- و
فعاليتهاي هستهاي مشكوك كرهشمالي، تقويت پادمانهاي هستهاي آژانس بينالمللي
انرژي اتمي مورد توجه قرار گرفت. اين مسئله سبب شد كه آمريكا و گروه غرب با استفاده
از اين بهانه به فكر تجديد نظر جدي در مكانيسم نظارتي و پادمان هستهاي آژانس و
NPT
بيفتند و در نتيجه ضرورت اصلاح و تقويت نظارت بر فعاليتهاي هستهاي دولتهاي فاقد
سلاح هستهاي را مطرح سازند. استدلال كشورهاي مذكور اين بود كه رژيم نظارتي
NPT
گرچه در نظارت بر فعاليتهاي اظهار شده عراق مؤثر بوده، ولي در كشف فعاليتهاي
اظهار نشده اين كشور موفق نبوده است. و لذا سيستمهاي نظارتي بايد تقويت و اصلاح
شود. بر اين اساس شوراي حكام آژانس در دسامبر 1993 بررسي برنامهاي را تحت عنوان
2+93 به منظور تهيه پيشنهادي در خصوص تقويت مؤثر سيستم نظارتي در مدت دو سال آغاز
كرد كه اين برنامه به همين دليل 2+93 ناميده شد.در ژوئن 1995 دبيرخانه آژانس، سند
2+93 را به شوراي حكام آژانس تقديم كرد. در آن سند اقدامات متعددي به منظور تقويت
سيستم نظارتي
NPT
تشريح شده
بود كه شامل تأسيسات و فعاليتهاي اظهار شده و اظهار نشده ميگرديد. اين سند شامل
دو بخش بود: بخش نخست در برگيرنده اقداماتي بود كه از ديد دبيرخانه آژانس ميتوانست
مطابق موافقتنامههاي آژانس با كشورهاي عضو غيرهستهاي تحت سند
INFICIRC/153
فوراً اجرا شود. بخش دوم نيز در برگيرنده اقداماتي بود كه دبيرخانه بر اساس تصويب
مقام حقوقي صلاحيتدار پيشنهاد كرده بود. نهايتاً با توجه به ارائه اين سند توسط
دبيرخانه شوراي حكام آژانس در سال 1996 با تأسيس كميتهاي، مسئوليت تدوين مقررات
بخش دوم سند 2+93 را به آن واگذار كرد. اين كميته نيز پيشنويس 2+93 را پس از
برگزاري چندين نشست تهيه و در 15 مه 1997 به تصويب شوراي حكام آژانس رساند. از اين
رو سند 2+93 تحت عنوان«پروتكل تقويت كارآمدي سيستم نظارتي آژانس بر فعاليتهاي
هستهاي» مورد تصويب قرار گرفت.پروتكل 2+93 براي كشورهاي عضوي طراحي شده است كه
موافقتنامه بازرسي و نظارت را با آژانس امضا كردهاند. اين پروتكل داراي يك مقدمه،
18 ماده و دو ضميمه است. بر طبق ماده 1 پروتكل 2+93، در صورت بروز هرگونه تعارض بين
مفاد موافقتنامه بازرسي153 و اين پروتكل، مقررات پروتكل 2+93 اعمال خواهد شد.
4. وضعيت ايران در ارتباط با آژانس و پروتكل الحاقي
ايران يكي از قديمي ترين كشورهايي است كه پيمان منع آزمايشات هسته اي
(CTBT)
را امضا كرد و
كنوانسيون منع توليد و گسترش سلاح هاي هسته اي
(NPT)
را به رسميت
شناخته و به عضويت «آژانس بين المللي انرژي هسته اي» درآمد و نظارت مستقيم آژانس
بين الملل انرژي هسته اي را بر فعاليت هاي خود پذيرفت.
و آژانس بين الملل انرژي هسته اي طي چندين سال با بررسي دقيق
فعاليت هاي ايران و تقويت كانون هاي نظارتي خود، بارها در گزارشات خود اعلام كرده
است كه ايران به جز استفاده صلح آميز از تكنولوژي هسته اي برنامه ديگري ندارد و هيچ
مدرکي دال بر انحراف برنامه هسته اي ايران وجود ندارد.
اما با اين حال موج جديد تبليغات بر ضدّ فعّاليتهاي صلحآميز هستهاي جمهوري
اسلامي ايران و اقدامات آژانس بينالمللي انرژي اتمي مطرح گرديد كه نقطه شروع آن
اوت 2002 توسط نمايندگان سازمان مجاهدينخلق – منافقين- بود كه مطالبي در مورد
نيروگاههاي نطنز و اراك بيان داشتند. پس از آن، شبكه خبري
CNN
عكسهاي
ماهوارهاي از تأسيسات نطنز و اراك را پخش و چنين وانمود كرد كه گويي اين دو سايت
هستهاي را كه به ادعاي آنها براي ساخت سلاح اتمي ايجاد شده است، كشفكردهاند.
آقاي البرادعي در يک مصاحبه اظهار داشت كه آژانس از وجود تأسيسات مزبور اطّلاع كامل
داشته و پخش تصاوير
CNN
براي آژانس خبر جديدي تلّقي نميشود. وي افزود: ما هدف از اين تأسيسات را درك
ميكنيم و اعتقاد داريم تحت كنترل دقيق و و براي مصارف صلحجويانه هستند ولي در هر
صورت بايد به آنجا برويم و اطمينان حاصل كنيم كه آن تأسيسات تحت نظارت نظام
پادمانهاي آژانس قرار دارد. وي سپس به دعوت مقامات ايراني براي بازديد از اين
تأسيسات اشاره كرد و گفت: موضوعي كه بر آن پافشاري خواهيم كرد، لزوم پيوستن ايران
به پروتكلالحاقي است.مدير كلّ آژانس بينالمللي انرژي اتمي در بهمن ماه 1381 از
ايران و تأسسات نطنز بازديد كرد. در ادامه البرادعي مأمور شد در اجلاس بعدي
شورايحكّام -42ژوئن/ 26 خرداد- گزارش جامعي در مورد فعّاليتهاي هستهاي جمهوري
اسلامي ايران تهيّه و ارائه كند. در همين زمان، آمريكا همه تلاش خود را براي ايجاد
نوعي اجماع بينالمللي بر ضدّ فعّاليتهاي صلحآميز هستهاي جمهوري اسلامي ايران در
زمان برگزاري اجلاس به عمل آورد.سرانجام مديركل آژانس گزارش جامع خود را در مورد
ايران در 18 ژوئن -28 خرداد- به شوراي حكّام تسليم كرد. که در آن هيچگونه تخلّف يا
نقض تعهّد ايران را احراز نشده بود اما با کمال تعجب. مديركل، در اين گزارش در
مورد عدم اظهار 1800 كيلوگرم اورانيوم طبيعي در 1991 را كه بر طبق قرارداد بازرسي
ايران با آژانس، نيازي به اظهار آن نبوده است، بزرگنمايي کرد و به نوعي براي
پيوستن ايران به پروتكل 2+93 كه يك پروتكل داوطلبانه است نه اجباري، فشار آورد. و
شوراي حكّام از ايران خواست كه سريعاً و بيقيد و شرط پروتكل الحاقي را امضا و اجرا
كند. از آن پس آمريكا تمامي تلاش خود را به منظور تصويب قطعنامهاي بر ضد ايران در
شوراي حكّام وارسال پرونده ايران به شوراي امنيت به کار برد. تا اينکه بالاخره با
فشارهاي سياسي آمريکا و متحدينش بر آژانس و اعضاي آن پرونده ايران بدون کوچکترين
دليل قانوني به شوراي امنيت گزارش و در دستور کار اعضاي آن قرار گرفت.هم
اكنون نيز آمريكا تمامي تلاش خود را جهت دستيابي به اجماع اعضائ شوراي امنيت در
مورد اتخاذ تحريم هاي بين المللي بر عليه ايران به كار گرفته است . هرجند با توجه
به عملكرد كاملا شفاف و قانوني ايران از يك سو و همچنين ايستادگي جدي ايران بر حقوق
قانوني خويش به نظر نمي رسد اين تلاش ها نتيجه مطلوبي براي آمريكا به دنبال داشته
باشد.
هفتم – راهبرد ايران در مقابله با موضوع هسته اي
مقام معظم رهبري
در اين زمينه مي
فرمايند:
«جمهوري اسلامي و ملت ايران بر اساس منطق اسلام به دنبال بمب اتمي نبوده و نيستند
اما
استفاده
از دانش و فناوري هسته اي را حق مسلم خود مي دانند و دانشمندان پر توان ايران همراه
با دولت و ملت به عنوان وظيفه اي ملي اين هدف را دنبال خواهند كرد»[15]
مسلما دستيابي به دانش و فناوري هسته اي و استفاده صلح آميز از آن در زمينه هاي
مختلف، حق مسلم مردم ايران مي باشد. خصوصا با توجه به اينکه نظام جمهوري اسلامي از
ابتدا تاکنون به شدت با توليد و تکثير سلاح هاي کشتار جمعي مخالف بوده و مباني
اسلامي و انساني آن به هيچ وجه چنين موضوعي را بر نمي تابد. در عمل نيز نظام اسلامي
نهايت همکاري را با سازمان هاي نظارتي بين المللي داشته و دارد و صداقت و حسن نيت
خويش را به کرات به اثبات رسانيده است.
و هيچ گونه تخلفي از
قوانين و مقررات بين المللي نداشته است
از اين رو دليلي
براي محروم نگاه داشتن ايران از اين دانش و فن آوري مهم وجود ندارد. بر اين اساس
همانگونه که مقام معظم رهبري و ساير مسؤولين عالي رتبه نظام اعلام نموده اند اگر
آژانس بين المللي بخواهد تحت تأثير فشارهاي آمريکا و اسرائيل مردم ايران را از اين
حق محروم نموده و از انجام تعهدات متقابل خويش در زمينه فراهم نمودن امکانات و
زمينه هاي لازم جهت دستيابي هر چه سريعتر ايران به دانش و فن آوري مسالمت آميز هسته
اي، خودداري نمايد، نظام اسلامي و مردم ايران به هيچ وجه چنين ظلمي را برنتابيده و
در ادامه همکاري هاي خود با آژانس تجديد نظر خواهد کرد.
بر اساس استراتژي فوق
راه
كارهاي
منطقي ايران جهت حل و فصل بحران هستهاي ايجاد شده توسط آمريكا،
عبارتند از:
1.
دستيابي به چرخه كامل سوخت هسته اي و اعلام
ورود ايران به جمع 8 كشور صاحب فناوري غنيسازي اورانيوم اتفاقي تاثيرگذار، در روند
پرونده هستهاي كشورمان به شمار ميرود.
2. به
كارگيري قابليت جنبش عدم تعهد در شوراي حكام و خارج از آن. در اين الگو ايران
توانست در اقدامي ديپلماتيك -همانند مذاكره با اروپا- با جنبش عدم تعهد در موضوع
مباحثهستهاي همگرايي ايجاد كند.
3. استفاده از قدرت دو كشور چين و روسيه، از طريق انجام مذاكرات ديپلماتيك -همانند
مورد اروپا- هرچند ظاهراً اين دو كشور بر اساس پيشفرض اوليه ما اقدام و همكاري
ننمودهاند.
4.
مسئولان جمهوري اسلامي با توجه به ناكارآمدي تصميم شوراي امنيت، مبني بر تحريم از
مواضع حقطلبانه و همراه با دورانديشي جمهوري اسلامي، عقبنشيني نكرده و به تعاملات
بينالمللي براي گشودن راههاي بيشتر مذاكره و گفتوگو ادامه دهند، ضمن آنكه تأكيد
بر حفظ و ارتقاي سطح وحدت ملي و پشتيباني مردمي، اساسيترين عامل قدرت و توان
جمهوري اسلامي در كنترل اين بحران خواهد بود كه بايد همه دستاندركاران در صيانت و
توسعه آن، بكوشند.
پي نوشت ها
|
|
 |
نظر شما راجع به اين مقاله |
|
| |
|
|
|
| |
 |
مناسبت ها |
|
 |
ويژه |
|
 |
بازديدها |
|
|
کاربران برخط: 420
صفحه اول: 1729937
مقالات: 1506707
|
| |