خانه> کتاب >1950


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
گناهان كبيره
عجم، دشمن اهل بيت؟...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
چگونه از ياران اما...
علامت قبولي توبه
تقويت اراده در انج...
احكام نماز و روزه ...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
اخلاق پيامبر (4) -...
نقش قرآن در زندگي ...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
جلسه خواستگاري
...

چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
لیست کتب اداره مشا...
اثر بيدار ماندن بي...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
دفتر 30 پرسش ها و ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
دوستي با نامحرم در...
چرا جنگ را ادامه د...
جايگاه و ارزش نماز...
شيوه هاي کنترل نفس...
اخلاق پيامبر(2)- م...
موي بلند و وضو
خاطره اي جالب از ز...
اخلاق پيامبر - توص...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2174

بازدید مقالات:
7012579

بازدید سوالات:
2612578



دفتر چهل و نهم پرسش ها و پاسخ ها «دختران و نیازهای پیش رو» بازديد: 887

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


 

 

 

پرسش ها و پاسخ های دانشجویی

دفتر چهل و نهم

دختران و نیازهای پیشرو

 

 

 نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

معاونت آموزشی و پژوهشی

 اداره مشاوره و پاسخ

 

 

مراكز پخش:

مديريت پخش دفتر نشر معارف: قم، خيابان شهدا، كوچه 32، پلاك 3، تلفن و نمابر: 37740004

 

پاتوق كتاب قم (شعبه 1): خيابان شهدا، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن 37735451

 

پاتوق كتاب قم (شعبه 2): بلوار جمهورى اسلامى، نهاد رهبرى در دانشگاه ها، تلفن 32904440

 

پاتوق كتاب تهران: خيابان انقلاب، چهار راه كالج، پ 715، تلفن 88911212

 

قم، مؤسسه فرهنگى و اطلاع رسانى طلوع طاها، تلفن 37748345

 

نشانى اينترنت: www.Ketabroom.ir - www.porseman.org - www.porsemani.ir

 

پست الكترونيك: info@Ketabroom.ir   -   info@porseman.org

 

 

 

شناسنامه

سرشناسه: حسینی، افخمالسادات،  ۱۳۴۱ ۱۳۹۳.

عنوان و نام پدیدآور: دختران و نیازهای پیشرو/ تدوین و تالیف افخم السادات حسینی و گروه مؤلفان؛ [برای] نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‏ها، معاونت آموزشی و پژوهشی- اداره مشاوره و پاسخ.

قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف ، ۱۳۹۳.

پرسشها و پاسخهای دانشجویی؛ دفتر چهل و نهم. تربیتی و روانشناسی؛ ۵.

فیپا:   978-964-531-602-8

یادداشت : کتابنامه

دختران -- مسایل اجتماعی و اخلاقی -- پرسشها و پاسخها

فقه جعفری -- رساله عملیه -- پرسشها و پاسخها

روابط زن و مرد -- پرسشها و پاسخها

دختران -- وضع حقوقی و قوانین (فقه)-- پرسشها و پاسخها

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ه . دفتر نشر معارف

نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ه . معاونت آموزشی- پژوهشی. اداره مشاوره و پاسخ

ردهبندی کنگره 1393 3د5ح/230 BP

ردهبندی دیویی  ۲۹۷/۴۸۳

شماره کتابشناسی ملی ۳۵۸۷۴۴۷

تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

(معاونت آموزشی و پژوهشی - اداره مشاوره و پاسخ)

تدوین و تألیف: افخمالسادات حسینی و گروه مؤلفان

ناشر: دفتر نشر معارف

تایپ و صفحه آرایی: طالب بخشایش

نوبت چاپ: اول، تابستان 1394

تیراژ: 2000 نسخه

شابک: 8-602-531-964-978 

 

 

فهرست موضوعات (برای دسترسی سریع به متن روی موضوع مورد نظر کلیک کنید.)

 

مقدمه

 

بهتر بشناسیم

تفاوت دخترها و پسرها - چه هدفی دارد - فکر می کنم پسر خوبی باشد - عدالت خدا - روابط اجتماعی دخترها

 

حضور در اجتماع

روابط آزاد - محیط همکاری - آقایان همکار - هم کلاسی

 

دوستی ها

مشکل رودروایسی - چه کار کنم؟ - دوست دارم به او کمک کنم - مزاحمت دوست قبلی - نمی گذارد جدا شوم - عاشقش شدم - می خواهم فراموشش کنم - دوری راه - فقط ارتباط - التماس تلفنی - این طوری بهتره - من خیلی بها دادم - نمی دانم صبر یعنی چه - 6کیلو وزن کم کردم - پشیمانی از گذشته - دوستی برای ازدواج - من خیلی بدبختم - عذاب وجدان

 

کنترل غریزه

تا زمانی که مجرد هستم - آتش و پنبه - ارضای شهوت - کنجکاوی - بارها ترک کردم - می دانم گناه کردم

 

خواستگاری

چگونه - از آنان تحقیق کنید - حیای زنانه - استخاره - بستن بخت - هیچ شناختی ندارم - خواستگاری دختر از پسر - هر سه شنبه به جمکران می روم - پول و زیبایی - از او خوشم می آید - معرفی برای ازدواج - سخت گیری مادر - دخترهای کم سن و سال - خواستگار و سهمیه دانشگاه ها - خدا جوابم را نداده - اعتیاد پدر - مخالفت پدر و مادر - چطور جبران کنم - گناه گذشته - به او فرصت دادم - دعا برای خواستگاری

 

ازدواج

مهریه - محبت به همسر - اطاعت از شوهر - نفقه زن - محل سکونت - جرأت ندارم - ازدواج دوم - نباید دلش را می شکستم - ماهواره - فکر یکی دیگر

 

خانواده همسر

دخالت خانواده اش - مادر شوهر - مادر زن - طلاق

 

حجاب

تاریخچه حجاب - حضور اجتماعی زنان - دل پاک

 

احکام شرعی

شوهر خواهر - غسل احتیاطی - آرایش دخترانه - سقط جنین

 

کتابنامه

 

 

مقـدمـه

«پرسشگرى» از آغاز آفرینش انسان، رخنمایى کرده؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده، بر برگ زرد خود، شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:

«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».

هم سؤال از علم خیزد هم جواب         همچنان که خار و گُل از خاک و آب

آری! هر که سؤالهایش آسمانی است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایی و پایایی «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسشهای حقیقتطلبانه و پاسخهای خِردورزانه است.

از افتخارات ایران اسلامی، آن است که از سویی، سرشار از جوانانی پاک دل، کمال خواه و پرسش گر می باشد و از دیگر سوی، از مکتبی غنی برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش دل های عطشناک پرسش گر و دانش جوست.

اداره مشاوره و پاسخ معاونت آموزشی و پژوهشی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، محفل انسی فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود خواهیم بالید.

شایان ذکر است در راستای ترویج فرهنگ دینی، اداره مشاوره و پاسخ نهاد، تاکنون بیش از سیصد هزار پرسش دانشجویی را در موضوعات مختلف اندیشه دینی و مشاوره ای پاسخ داده است.

این اداره دارای گروه های علمی و تخصصی، به شرح زیر است:

- قرآن و حدیث؛

- تربیتی و روان شناسی؛

- احـکـام؛

- اندیشه سیاسی؛

- فلسفه، کلام و دین پژوهی؛

- فرهنگی و اجتماعی؛

- حقوق و فلسفه احکام؛

- تاریخ و سیره؛

- اخلاق و عرفان؛

- ادیان و مذاهب.

آن چه پیش رو دارید، بخشی از مهم ترین پرسش های پیرامون دختران و نیازهای پیش رو می باشد که با همکاری گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی و اداره مشاوره و پاسخ نهاد رهبری در دانشگاه ها، آماده گردیده است و از سوی  استادان محترم و مشاوران باتجربه خانم ها: افخم السادات حسینی، مرضیه شعربافچی، اکرم میناوند، عصمت سپهری، زیبا جهازی، فهیمه محلاتی، مهتاب رضاپور و حجتالاسلام علی احمدپناهی پاسخ دهی شده و به رشته تحریر درآمده است و توسط پژوهشگر فرهیخته آقای عباسعلی هراتیان و سرکار خانم مریم السادات شاهرودی ارزیابی شده است.

بر آنیم تا با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم. پیشنهادها و انتقادهای سازنده شما، راهنمای ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه هایی از این دست خواهد بود.

در پایان، از تلاش های مخلصانه مؤلفان محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص مسئول اداره مشاوره و پاسخ حجت الاسلام والمسلمین صالح قنادی و مسئول محترم گروه مطالعات زنان، سرکار خانم آیت اللهی که در نظارت و آماده سازی این اثر تلاش کرده اند، تشکر و قدردانی می شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل بیت و ارتقاء فرهنگ دینی جامعه - به ویژه دانشگاهیان- از خداوند متعال مسئلت داریم.

 

الله ولى التوفیق

معاونت آموزشى و پژوهشى نهاد


 

 

بهتـر بشنـاسـیـم

 

تفاوت دخترها و پسرها

پرسش 1.  آیا درسته که روحیات دخترها و پسرها تفاوت می‌ کند و چیزهایی که برای ما مهم است شاید برای پسرها مهم نباشد؟ خواستم در این باره آشنا بشوم.

دخترها با پسرها در برخی ویژگی ها، تفاوت آشکاری دارند که برای آشنایی کوتاه، به قسمت هایی اشاره می شود:

1. تفاوت در عواطف و احساسات

دختران با پسران در عواطف و احساسات تفاوت های آشکاری دارند. دخترها،   بهتر و سریع تر تغییرات احساسی و عاطفی دیگران را حس می کنند و آسان‏ تر افکار و احساسات خود را با دیگران سازگار و از دیگران مراقبت می کنند. گفت وگو و تبادل نظر در پسران وسیله ای برای انتقال پیام است؛ اما در دختران بیشتر ابزاری برای ارتباط عاطفی و همدلی است. دختران بیشتر دست خوش احساسات می شوند و در مهار احساسات و پنهان نگاه داشتن آن دقت دارند.[1]

جان  گری می گوید: به دلیل عاطفی تر بودن زنان، آنان از شوهرشان بیشتر دل سوزی می خواهند؛ اما مردها بیشتر اعتقاد و اعتماد همسرشان را خواستارند. وقتی مرد نشان می دهد که به احساسات همسرش و به آنچه در دل او می گذرد اهمیت می دهد، زن حس می کند که شوهرش نگران و دل واپس و غم خوار اوست.[2]

پاپالیا[3] با پذیرش احتمال وجود تفاوت های روان شناختی زن و مرد به دلیل تفاوت زیستی، بر این باور است که برتری زنان در مهارت های زبانی باعث شده زنان بتوانند احساسات خود را بهتر و قوی تر ابراز نمایند[4].

بسیاری از پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد که دوستی و صمیمیت برای دختران بیش از پسران اهمیت دارد و این نشانه قوی بودن عواطف و احساسات در زنان است.[5]

احساس محبت در دختران بیش از پسران است اما مردان بیشتر بر ارتباط های فعالیت مدار توجه دارند و دنیای بیرون را هدف قرار می دهند و انرژی خود را صرف آن می کنند.

براساس مطالعات روان شناختی، زنان عاطفی، حساس، هم دردی کننده، گرم، نجیب، کم رو و انفعالی هستند و به طور کلی در رشد شخصیتی زنان، ابرازگری[6] یکی از خصوصیات بارز است. زن و مرد هر دو نسبت به دیگران از عواطف برخوردارند. هم می خواهند دیگران را دوست بدارند و هم می خواهند دیگران آنان را دوست بدارند، اما ابراز و ظهور عاطفه در زنان و مردان متفاوت است. خانم ها حتی اگر کسی را کمی هم دوست داشته باشند، چنان نشان می دهند که او را بسیار دوست دارند. در حالی که مردها کسی را که بسیار دوست دارند، چنان نشان می دهند که مقداری او را دوست دارند. نمایش عاطفه در زن قوی‏ تر است. زنان به ابراز حالت عاطفی به شدت توجه دارند، به گفتوگو نیازمند هستند؛ چون زبان، یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال عواطف است. این مسئله به قدری مهم است که بعضی گفته اند: زن فقط به گفت و گو نیاز دارد و به نتیجه نمی اندیشد، در حالی که مرد توقع دارد گفت وگو مشکلی را حل کند.[7]

در آموزه های دینی نیز روایاتی دال بر عاطفی بودن زن وجود دارد. همچنین اندیشمندان اسلامی نیز با بهره گیری از آموزه های دینی بر این باورند که احساسات و عواطف در زنان قوی تر است.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

«چه خوب اند فرزندان دختر. اهل ملاطفت (عواطف)، کمک کننده و یاری دهنده، انس گیرنده، با خیر و با برکت و اهل پاکیزگی».[8]

شاید یکی از علل آرامش گری زن، بروز و ظهور عواطف قوی در او هست که در قرآن کریم زن را عامل آرامشگری معرفی نموده است.[9]

حضرت علی(علیه السلام) نیز به عاطفی بودن و ظرافت زن اشاره فرموده و افراد را از واگذاری مسئولیت سنگین و خشن به زنان برحذر داشته است[10].

بنا بر آنچه گفته شد، دخترها باید بسیار مراقب باشند از این عاطفه و لطافت روحی خدادادی آنان بهترین استفاده شود و این نقطه قوت آنها برای گرمی بخشی به خانواده و اظهار محبت به پدر و برادر و همسر تبدیل به نقطه ضعف آنها نشود و بعضی پسرها از عاطفه و احساسات آنان سوء استفاده کنند.

دخترها باید به خوبی هشیار باشند که برخی پسرها با خبردار شدن از این ویژگی های دخترها و بازی با کلمات و ایجاد امیدها، ترفندهایی را به کار می برند تا تنها و تنها به خواسته خودشان برسند و دخترها را پس از مدتی تنها و تنها می گذارند!!

2. تفاوت درعلایق و گرایش ها   

اعتقاد بر این است که نوع دوستی، توجه به دیگران، صمیمیت و ارتباط های حمایتی از خصوصیات زنان است و از این جهت زنان و مردان تفاوت آشکاری دارند. به طوری که پژوهش ها نشان داده است علایق زیباشناختی، اجتماعی و دینی زنان بیشتر از مردان است. مردان بیشتر به جنبه های سیاسی و نظری علاقه دارند. زنان بیشتر به مسایل اخلاقی تمایل نشان می دهند. اعتقاد بر این است که زنان با حرارت بیشتری نسبت به بی عدالتی اعتراض می کنند و نسبت به آداب و رسوم اجتماعی و ضوابط اخلاقی تلقین پذیرترند. پذیرش دیگران خصوصیت دیگری است که بیشتر در زنان دیده می شود. زنان از همجواری و داشتن هم صحبت، بیشتر از مردان لذت می برند.

علاقه به زیبایی و دلبستگی به زیورآلات و امکانات خانه و زندگی در زنان بیشتر است و این ویژگی در مردان کمتر است. همچنین، خودآرایی، خودنمایی، پوشیدن لباس های توجه انگیز، علاقه به دوستی ها، تجمل گرایی در امور زندگی و حتی در چیدن سفره و پخت غذا از ویژگی هایی است که زنان با مردان در آن تفاوت آشکاری دارند.[11]

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ»[12]؛

«زنان [در برابر نامحرمان] با زینت ها و آرایش هایشان خودنمایی نکنند».

از این که قرآن کریم فقط زنان را از خودنمایی و نمایاندن جاذبه های جنسی خود در برابر نامحرم نهی کرده، و از خودنمایی مردان سخنی نگفته است، برمی آید که خودنمایی از ویژگی های خاص زنان است و در مردان کمتر یافت می شود.

شهید مطهری درباره آثار این ویژگی (خودنمایی) و نیز اختصاص آن به زنان می نویسد: علت این که در اسلام دستور پوشش به زنان اختصاص یافته، آن است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. در تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار است و زن شکارچی؛ همچنان که در تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از حس شکارچی گری او ناشی می شود. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین، تبرج و خودآرایی مخصوص زنان است و دستور پوشش و حجاب نیز برای آنان مقرر شده است.[13]

شاید بتوان گفت که دلیل قوی بودن حیا در وجود زن نیز آن است که ویژگی خودآرایی تعدیل و کنترل، و از آسیب های احتمالی آن جلوگیری شود.

امام صادق(علیه السلام) درباره حیای زنان می فرمایند:

«حیا ده جزء دارد که نه جزء آن در زنان، و یک جزء آن در مردان نهاده شده است»[14].

صفت حیا سبب ترس از انجام دادن کارهای خلاف می شود. وجود این صفت در زنان موجب می شود که آنان، با احساس آسیب پذیری جنسی (این آسیب پذیری هم ناشی از جذابیت جنسی زن برای مرد، و هم ضعف قوای بدنی زن در دفاع از خویش است)، پیشاپیش خود را از زمینه های خطر دور سازند.

بنا بر آنچه گفته شد، زیبایی و زیبادوستی و از سوی دیگر حیا و متانت از ویژگی های برتر دخترها در مقایسه با پسرهاست. آنچه مهم است جایگاه استفاده از هر کدام است. هر چه خودآرایی و زیبایی در کانون خانواده بروز کند و حیا و متانت در محیط بیرون و در فضای دانشگاه و محل کار بیشتر رعایت شود، سلامت و آرامش و موفقیت در دنیا و ثواب در آخرت بیشتر می شود و در صورتی که جای این دو تغییر کند و خودآرایی در بیرون از کانون خانواده اتفاق افتد، ناهنجاری و آسیب پذیری و به دنبال آن پشیمانی و پریشانی پیش خواهد آمد، بنابراین دخترها باید بسیار مراقب و هشیار باشند که زیبایی خدادادی خود را بی جا ابراز نکنند و کم بها ندانند و از این زیبایی آنها سوء استفاده نشود.

3. تفاوت در تحلیل رابطه جنسی

شاید یکی از نیرومندترین تفاوت هایی که بین زنان و مردان وجود دارد مربوط به برداشت آنها از رابطه جنسی است. زنان تمایل دارند رابطه جنسی را به احساس عاطفی و پیوند پایدار ربط دهند، در حالی که مردان رابطه جنسی را بیشتر در لذت جسمی، ادراک می کنند. زنان تمایل دارند برای رابطه جنسی ارزش قائل شوند زیرا این رابطه به زنان حس مشارکت عاطفی و همبستگی می دهد. در حالی که مردان تمایل دارند رابطه جنسی را از سایر جنبه های رابطه جدا کنند؛ لذا مردان در رابطه شان با دختران، دنبال لذت جنسی بوده و به هر بهانه ای در صدد به دام انداختن دختران هستند.

با این وجود، به خاطر داشته باشید که این تمایلات کلی، منعکس کننده تفاوت های آماری هستند. زنان نیز مانند مردان، ممکن است گاهی اوقات رابطه جنسی را به عنوان یک ماجراجویی، یا فقط لذت جنسی ببینند، و مردان نیز مثل زنان ممکن است رابطه جنسی را به مشارکت عاطفی و صمیمیت ربط دهند. در واقع اکثر مردان عشق و رابطه جنسی را با هم ترجیح می دهند و برای آنها، همانند زنان، ارزش عشق بسیار بالاتر از ارزش رابطه جنسی است و گاهی با افزایش سن در مردان، عشق و صمیمیت، محرک های اصلی رابطه جنسی می شوند و رضایت مندی جنسی در کانون خانواده زمینه مسئولیت پذیری بیشتر مردان می شود و هر چه زندگی می گذرد،  دل بستگی و وابستگی زن و شوهر نسبت به همدیگر بیشتر می شود و با حضور فرزندان معنادار می شود. اما خارج از چارچوب خانواده، اکثر دخترها به دلیل عاطفی بودن و دوست داشتنی بودن، به دام می افتند و بعضی پسرها نیز به این نقطه ضعف دخترها آشنا هستند و از این طریق از آنان سوءاستفاده می کنند. حتی ممکن است رابطه در ابتدا خیلی اخلاقی و معنوی و شرعی باشد ولی آرام آرام به گناه و بدنامی منجر  شود.

 

چه هدفی دارد!

پرسش 2. مدت زیادی است که با پسری از دانشجویان شهر خودمان رابطه دارم. به من قول ازدواج داده است ولی  به طور جدی پیگیر نیست و بهانه می‌ آورد. به نظر شما چه اهدافی از این کارها دارد؟

گرچه برخی از دختران و پسران بر این باورند که بهتر است برای شناخت صحیح طرف مقابل، مدتی با وی طرح دوستی ریخت و از طریق این ارتباط دوستانه، به گونه ای عینی و قابل مشاهده، حالت ها و رفتارهای او را مورد شناسایی و ارزیابی قرار داد. اما باید به این نکته توجه داشت که:

اولاً، با این گونه ارتباط ها می توان به اطلاعات اندکی در مورد فرد مورد نظر دست یافت، زیرا باید پذیرفت که این اطلاعات به دلیل آن که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف و امیال غریزی رد  و  بدل می شود، بسیار سطحی و تا حدودی غیرقابل اعتماد است. در این گونه ارتباط ها قصد سوء استفاده نیز نامحتمل نیست و اگر چنین انگیزه ای هم در کار نباشد، احتمال دارد یکی از دو طرف یا هر دو به رفتار نمایشی و تصنعی رو آورده، به این وسیله نظر دیگری را به سوی خود جلب کنند.

ثانیاً، این که یکی از دیگر معایب چنین روابطی، دل بستگی، اضطراب، از دست دادن تمرکز حواس، افسردگی در صورت قطع یک جانبه ارتباط و تزلزل زندگی مشترک در صورت منجر شدن رابطه به ازدواج است.

ثالثاً، به دلیل ناآشنایی دختران و پسران از ویژگی های روانشناختی همدیگر، معمولاً هر دو طرف و یا در اکثر موارد، دختران دچار خطای شناختی می شوند و بر اساس تحلیل غلط تصمیم گیری می کنند و لذا معمولاً با شکست مواجه می شوند. بنابراین جا دارد کمی در این باره بحث شود و با آگاهی لازم تصمیم گرفته شود.

نکته دیگر آن که باید بدانیم؛ ارتباط یعنی پیوند داشتن، با همدیگر بودن، با همدیگر ملاقات داشتن، با دیگری رفت وآمد داشتن، چیزی را به چیزی بستن و با همدیگر حشر و نشر داشتن.[15]

برقراری ارتباط با جنس مخالف با انگیزه های مختلفی صورت می گیرد؛ از جمله:

1.کسب شناخت برای ازدواج

انگیزه بسیاری از جوانان، به ویژه دختران که به ارتباط با جنس مخالف رو می آورند، کسب اطلاعات در مورد طرف مقابل و انتخاب آگاهانه او به عنوان همسر آینده است. این گروه بر این باورند که با دوستی و ارتباط بهتر می توان ابعاد شخصیتی فرد را شناسایی کرد و در صورت احراز هماهنگی، می توان او را به عنوان همسر آینده برگزید.

2.انگیزه جنسی

از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر، بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه که از  لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ارزش های خانوادگی و فردی شان را قربانی می کنند و به رفتاری دست می زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقی می شود. البته انگیزه فوق بیشتر در پسران وجود دارد و دختران، تأمین عاطفی را وجهه همت خود در ارتباط قرار می دهند.

3.کسب وجهه اجتماعی

یکی دیگر از انگیزه های ارتباط با جنس مخالف این است که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز، داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند. این افراد همچنین برای این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار بگیرند یا دست کم بی عرضه و بی جرئت خوانده نشوند، به دنبال دوست  پسر یا دختر می گردند.

این نگرش ها نقش مهمی در تحریک و تلاش دختران و پسران برای دوست یابی دارد. چنین نگرش هایی است که گاه برخی دختران و پسران را وادار می کند تا از طریق صحنه سازی و استفاده از روش های تقلبی این گونه وانمود کنند که دارای دوست پسر یا دوست دختر هستند.

4.تأمین نیاز عاطفی

دختران و پسرانی که بعضاً مورد بی محبتی و یا کم توجهی شدید در خانواده های نابسامان قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی گشته و در این زمینه، خود را سرگردان و آشفته می یابند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، به دنبال یافتن شرایطی برای جبران کمبود محبت خود هستند.

البته همه این ارتباطات به غیر از مورد اول، که برای ازدواج بود، حرام و ممنوع است و مورد اول نیز با حفظ شرایطی، مجاز است.

و اما ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد؛ از جمله:

1.از بین رفتن کرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها

اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یک هدف و خارج از چارچوب مقررات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی را که بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز می شمارد و در این صورت، چشم چرانی، علاقه شهوانی به هم جنس، خودارضایی، اعتیاد به عکس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط شهوانی دختران و پسران با یکدیگر برای او پسندیده جلوه می کند؛ حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!

با نگاهی به جوامع غربی، پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه شهوات و بی بندوباری بر عقل و ایمان است.

2.کاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب

روشن است که گسترش محرک های جنسی، انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می کشاند و هر گونه شکست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در  نتیجه، با توجه به این که روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح بشر به حد خاصی محدود است. هیچ پسر جوانی از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه کردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه   ناخواه، انجام  نشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوه ست و به اختلالات روحی و بیماری های روانی منجر می شود. البته همه اینها در صورتی است که تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد. کسی که تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد، خداوند او را برای نجات از این گرداب ها یاری می دهد.

3.تنوع طلبی

نوجوانان و جوانانی که پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می کنند، روحیه هوس بازانه دارند و حتی پس از ازدواج نیز این روحیه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد کشیده شوند و راه بی بندوباری را در پیش گیرند. این افراد به دلیل تجربه متعدد جنسی قبل از ازدواج، به همسر خود قانع نیستند و به سوی هرزگی تمایل دارند.

4.آلوده شدن به گناه

قرآن کریم و روایات معصومان، انسان را از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته، و وعده خسران و عذاب به مرتکبان چنین اعمالی داده اند.

قرآن کریم می فرماید:

« قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ. وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْها وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ»[16]؛

«به مردان ب ایمان بگو: چشم های خود را [از نگاه به نامحرمان] فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند. این برای آنان پاکیزه تر است...؛ و به زنان ب ایمان بگو: چشم های خود را [از نگاه هوس آلود] فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار ننمایند جز بر شوهرانشان...»

این آیه، به صراحت دستور داده است که زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به‏ راستی، اگر به این آیه شریفه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه نکنند و به هم نگاه هوس آلود نیندازند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟ اگرچه این آیه مربوط به مطلق نگاه های آلوده به جنس مخالف است و از آن نهی می کند، می توان به عنوان دلیل قاطعی برای غیرمجاز بودن ارتباط دختر و پسر، از آن بهره برد؛ زیرا در ارتباط دختر و پسر، هزاران نگاه آلوده رد و بدل می شود و چه بسا از حد نگاه شهوانی بگذرد و به ارتباط جنسی منجر شود.

قرآن کریم در آیه 25 سوره نساء به مردان سفارش می کند:

«با دخترانی که روابط پنهانی و دوست پسر دارند ازدواج نکنید و این عمل را زشت و ناپسند دانسته، و در کنار افراد زناکار مطرح کرده است»[17].

و نیز در سوره مائده به مردان توصیه نموده که:

«پاک دامن باشند و از روابط پنهانی با زنان پرهیز کنند و دوست دختر نگیرند»[18].

علامه مجلسی در روایتی از معصومان، نقل کرده است که فرمودند: «کسی که به حرام، دستش را به دست زنی برساند، چون به صحرای محشر درآید، دستش بسته باشد و کسی که با زنان نامحرم، خوش طبعی، شوخی و مزاح کند، خداوند در عوض هر کلمه، سالیان زیادی او را در محشر حبس می کند و اگر زنی راضی شود که مردی به حرام او را در آغوش بگیرد، ببوسد یا به حرام با او ملاقات نماید یا با او خوش طبعی و شوخی کند، بر او نیز گناهی همانند آن مرد است».[19]

5.تنزل موقعیت اجتماعی

ارتباط با جنس مخالف و افشا شدن آن باعث بی آبرویی دختر و پسر و خانواده آنها، مخصوصاً خانواده دختر می شود و اعتبار اجتماعی و خانوادگی آنها را زیرسؤال برده، خانواده را دچار بحران می کند. چه بسا خانواده دختر یا خود دختر دیگر نتوانند در آن محل بمانند و مجبور شوند به شهر و دیار غربت بروند و حتی ممکن است خانواده ای، دختر خود را به قتل تهدید بکند.

6.ازدواج ناموفق

روابط دختر و پسر معمولاً به ازدواج منجر نمی شود و اگر هم منجر شود، مشکلات متعددی به دنبال دارد. از طرفی چون عشق و علاقه، قبل از شناخت دقیق یکدیگر صورت گرفته، قدرت انتخاب را از آنان سلب می کند و موجب می شود بدون شناسایی دقیق، ازدواج کنند. بر این اساس، پس از گذشت زمانی از ازدواج و فرو نشستن محبت اولیه، دو طرف به نقایص یکدیگر و ناهماهنگی هایشان پی برده و مشاهده این موارد، زمینه شقاق و درگیری بین همسران را فراهم می آورد.

از سوی دیگر، ارتباط قبلی آنها (دختر و پسر)، با جنس مخالف باعث می شود نسبت به همسر خود دچار سوءظن شده، خیال  کنند همسرشان با افراد دیگر نیز ارتباط داشته و دارد و این جوّ بی اعتمادی به اختلاف منجر می شود.

به عنوان نمونه: خانمی که به دلیل اختلاف زیاد با همسرش به مرکز مشاوره مراجعه کرده بود می گفت: اوایل ازدواج و در دوره نامزدی، رابطه بسیار خوب و عاشقانه ای با شوهرم داشتم. همدیگر را بسیار دوست می داشتیم و لحظه ای نمی توانستیم دوری یکدیگر را تحمل کنیم. حالا متوجه شده ام او در زمان مجردی با دختری رابطه داشته، و لذا از چشمم افتاده و علاقه ای به او ندارم و او را آدم خیانت کاری می دانم و هر روز نفرتم بیشتر می شود و البته او هم مثل روزهای اول نیست و بهانه های واهی می گیرد و دعوا راه می اندازد و مرتب دیگران را به رخ من می کشد. خلاصه این که گول خوردم و نباید با فرد هوس ران و بی تقوا و کسی که با دیگران رابطه غیر اخلاقی داشته، ازدواج می کردم.

لذا توصیه جدی ما این است که از طریق دوستی با جنس مخالف به دنبال همسر نباشید که قطعاً ضرر خواهید کرد و اگر چنانچه روابط دوستانه به ازدواج نیز منجر شود، پایدار نخواهد بود و خلاصه در مرحله ای از زندگی، آثار خود را خواهد داشت.

 

فکر می کنم پسر خوبی باشد

پرسش 3.یکی از پسرهای کلاس از من جزوه درسی خواست من هم به او دادم. بعد از مدتی به من علاقه پیدا کرده است. من فکر می‌ کنم پسر خوبی باشد اما مطمئن نیستم. چه کار کنم؟

روابط دختر و پسر قبل از ازدواج یکی از دغدغه های جوانان امروز جامعه ماست و گاهی تحصیل دانشجویان را تحت الشعاع قرار می دهد.

بدیهی است هر گفت وگو و ارتباطی، پیامدهایی را به دنبال دارد. گاهی در رابطه، اهدافی وجود دارد (خوب یا بد) مانند: رابطه به قصد کمک به دیگران است و گاهی برای رفع اشکال درسی و گاهی به قصد دوستی یا انجام کار و پروژه و تفریح و...

اما در رابطه دوستی پسرها و دخترها به طور معمول دو انگیزه اصلی مطرح می شود:

1. ازدواج و تشکیل زندگی مشترک؛

2. لذت و پر کردن اوقات فراغت.

نتیجه مشاوره های متعددی نشان داده است که دخترها تنها با شنیدن جمله «قصد ازدواج با تو را دارم» از زبان پسر، فریب خورده اند و بسیاری از پسرها که خارج از چارچوب خانواده دنبال این گونه روابط و دوستی ها هستند پس از مدتی، عاشق دختر دیگری شده اند. بهانه مخالفت خانواده، بهانه تو که الان با من رابطه داری از کجا معلوم قبل از من با دیگری نبودی و از کجا معلوم بعد از ازدواج با پسرهای دیگر رابطه برقرار نکنی! پس تو شایسته ازدواج نیستی و... تمام قول و قرارها را فراموش می کنند! وقتی هم تعهدی در میان نباشد و جایی ثبت نشده باشد و قانونی از آن حمایت نکند دست دختر به هیچ کجا بند نیست و او می ماند و آسیب های شدید روحی و عاطفی که به دلیل اشتباه و زودباوری خود، بدان دچار شده است.

دخترها باید این معیار طلایی را همیشه در ذهن داشته باشند: راست آزمایی عشق و علاقه پسر با خواستگاری رسمی پسر به همراه خانواده اش است.

پسری که خواستگاری رسمی می کند؛ سه پیام را می رساند:

- به دختر مورد نظر علاقه مند است و دوستش دارد و می خواهد هر چه زودتر به او برسد، وگرنه از او خواستگاری رسمی نمی کرد.

-  مسئولیت پذیر است و می خواهد تعهد زندگی مشترک بپذیرد.

- هوس باز و عیاش نیست، در غیر این صورت به خواستگاری رسمی نمی آمد و دست به روابط پنهانی و بی تعهد می زد و پس از سوء استفاده از دختر، رهایش می کرد.

هر پسری راهی غیر از این برود، نمی شود به احساس و عشقش اطمینان کرد. این را نیز بدانید که عاشق، در همه جای دنیا، فردی متعهد است؛ مطمئن باشید اگر پسری به دختری علاقه مند باشد، هر چه سریع تر از او خواستگاری می کند. اگر دختران به این معیار توجه کنند هیچ گاه دچار آسیب های روابط دختر و پسر نخواهند شد.

احساسات قوی و عواطف شدید دختران و خانم ها خیلی خوب و گرمی بخش کانون خانواده است، اما این ویژگی در ارتباط با دیگران، آنان را به شدت تأثیرپذیر می کند و اگر قبل از ازدواج مدیریت نشود و با عقل و منطق در آمیخته نگردد سبب آسیب پذیری در روابط می شود.

برخی پسرها و مردها با توجه به ویژگی عاطفی دخترها و خانم ها، آنها را تحت تأثیر قرار می دهند و عاشق و دلبسته خود می کنند. با گفتن: «من عاشقت هستم! تو بهترین و زیباترین دختر دنیایی، بدون تو نمی توانم زندگی کنم! مطمئن باش با تو ازدواج خواهم کرد و در کنار تو آرامش می یابم! و...» اما تمام این ها اگر در چارچوب اطمینان آور نباشد دامی برای گرفتاری است. در حالی که متأسفانه بسیاری از دخترها و خانم ها به دلیل روحیه محبت آمیز خود، به سرعت وابسته و دلبسته می شوند و حتی گاهی به دیگران می گویند: «او پسر خوبی است، او با دیگران فرق می کند، او فردی با خداست، مطمئنم که قصدش ازدواج است» و... ولی ناگاه چشم بازمی کنند و می بینند تمام تصوراتشان اشتباه بوده و طرف مقابل به راحتی زیر همه چیز زده و دختر می ماند و صدمات عاطفی و پشیمانی از اعمال گذشته. این موضوعی که مطرح کردیم بارها و بارها اتفاق افتاده و کاملاً واقعی است ولی باز هم برخی دختران دچار آن می شوند؛ حتی برخی اوقات شرایط حادتری هم به وجود آمده است که آینده زندگی دختر را به تباهی کشانده است. وقتی دیگران این مسیر اشتباه را تجربه کرده و تلخی آن را گزارش کرده اند، عاقلانه نیست که همان مسیر اشتباه تکرار شود.

این که گفته می شود «زن ها از راه گوش عاشق می شوند و مردان از راه چشم» در خیلی از موارد واقعیت دارد. زن مردی را می خواهد که به او محبت کند و تکیه گاه امنی برایش باشد. در مقابل مرد دوست دارد مورد اعتماد همسرش قرار گیرد. به طور معمول دخترها و خانم ها نیاز به دریافت محبت کلامی دارند و در شرایط مناسب اگر به آنها گفته شود «عاشقانه دوستت دارم». عواطف و احساسات آنها تحریک می شود.

حال وقتی جنس زن این مطلب برایش مهم است و پسری این را می داند، هنگام برقراری رابطه روی این موضوع انگشت می گذارد و با گفت و گوی تلفنی و چت و قدم زدن در پارک شروع می کند؛ یعنی از راه گوش وارد می شود و طرف مقابل را شیفته و واله خود می گرداند و وقتی به این مرحله رسید در بسیاری از موارد، درخواست های ناسالم او (جنسی و...)  بی پاسخ نخواهد ماند.

دخترها بدانند از منظر جنسی، نوع نگاه زن و مرد با هم متفاوت است. مردان مقاربت گرا هستند و می خواهند هرچه زودتر به عملیات فیزیکی اقدام کنند، در حالی که برای زنان مسائل عاطفی و محبتی بیش از مسائل جنسی دارای اهمیت است و حتی می توان گفت؛ رابطه جنسی را برای جلب محبت می خواهند،  در حالی که برای پسرها و مردها یکی از مهم ترین اهداف، لذت جنسی است. البته پسری که معتقد به خانواده و احکام شرع باشد، برای رسیدن به خواسته هایش از مسیر خواستگاری رسمی و ازدواج اقدام می کند، ولی اگر پسری اهمیتی به احکام شرع ندهد برای رسیدن به این خواسته اش سعی می کند احساسات و عواطف دختر را تحریک نماید تا او را راضی کند! پس با نقابی دروغین و وعده ازدواج به میدان می آید و پس از لذتجویی به همه چیز پایان می دهد!!

برخی از دختران با زودباوری یا تحت فشار پسرها، این گونه فکر می کنند که با تن دادن به رابطه جنسی، رضایت پسر جلب می شود و ازدواج خواهد کرد. در حالی که پسری که این گونه، اقدام به برقرار رابطه جنسی با یک دختر کند، این باور را در ذهن خود دارد که دختری که با من رابطه جنسی برقرار کرده به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست و معلوم نیست قبل از من با چه افرادی بوده و بعد از من با چه افرادی خواهد بود؛ پس به هیچ وجه، شایسته ازدواج نیست. با توجه به مشاوره های فراوانی که در زمینه روابط دختر و پسر انجام گرفته است، این اتفاقات و آسیب های تلخ برای دختران، بارها و بارها مشاهده شده در حالی که دخترها می توانند با آگاهی قبلی و با تصمیم قاطع جلو این گونه اتفاقات ناگوار را بگیرند.

این جمله را حتماً شنیده اید: «زنان جزیی نگر هستند و مردان کلی نگر». این خصوصیت در زمینه روابط دختر و پسر، برخی اوقات می تواند سبب آسیب پذیری جنس زن شود. اما چگونه؟ دخترها در جریان روابط با دیگران به جزییات و حرکات ریز طرف مقابل هم توجه دارند در حالی که پسرها معمولاً این گونه نیستند. بارها شده که دختری یک لبخند یا یک کلمه و جمله ای را نشان عشق طرف مقابل به خود دانسته در حالی که به هیچ وجه این طور نبوده. حال اگر پسری که مقید به مسائل شرعی نیست، متوجه شود که یک دختر چنین برداشتی نسبت به او پیدا کرده، می تواند به راحتی از او سوء استفاده کند و از سفره ای که جلوی او پهن شده، بهره ناسالم ببرد و خود را آن گونه که آن دختر تصور کرده جلوه دهد تا به اهدافی که برای خود ترسیم کرده برسد.

گرگ ها همیشه زوزه نمی کشند ...

گاهی هم می گویند:

دوستت دارم ...

و زودتر از آن که بفهمی بره ای ...

می درند خاطراتت را ...

و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته ... !

 

عدالت خدا

پرسش 4.آیا تفاوت دخترها و پسرها با عدالت خدا سازگار است؟ آیا این درسته که پسرها آزادتر باشند و دخترها محدود؟ آیا نصف بودن دیه و ارث دخترها، توهین به شخصیت آنها نیست؟

اگر دقت شود از دیدگاه قرآن و اسلام، تقسیم وظایف بر اساس توان مندیهای جسمی و روحی و بر اساس نظام تکوین صورت گرفته که اگر جز این می‌‌‌بود عدالت حاکم نبود.

زن و مرد، هر دو انسان و از یک گوهر وجودی خلق شده اند:

«...خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ»[20]؛

«...پروردگار شما خدایی است که همه شما را از یک نفس خلق کرد».

و این گوهر وجودی مذکر و مؤنث ندارد. زن و مرد دو صنف از انسان هستند که به خاطر ماهیّت و جوهره الهی هر دو ارزشمندند.

روایات معتبری مبنی بر اهمیّت و ارزش ممتاز زن وجود دارد. روایاتی مثل:

«اکثر الخیر فی النساء»؛ «بیشترین خوبی‌‌ها در زنان است»؛

«المرئة ریحانه»؛ «زن مانند گلی خوش بوست»؛

«البنات محببات، مونسات، مشفقات، مبارکات و هن باقیات الصالحات»؛ «زنان دوست داشتنی، دل سوز، رحمت، برکت هستند و منشأ خیرهایی هستند که در عرصه حیات استمرار دارد»[21] و... .

دهها روایت دیگر، به جایگاه ممتاز زن اشاره می‌‌‌نماید. ولی بی شک تفاوتهایی از نظر ساختاری و ظاهری بین زن و مرد وجود دارد که این تفاوتهای ساختاری، مقتضای برخی تفاوت در تکالیف و حقوق است.

زن و مرد در اکثر قریب به اتفاق شؤون انسانی مشترک هستند، لذا در اکثر حقوق و تکالیف نیز مشترکند ولی وجود برخی از تفاوتهای ظاهری و جنسیتی - که خود به خاطر نظام احسن خلقت و لزوم تقسیم کار بین زن و مرد است- زمینهساز برخی تفاوتهای جزیی در زمینه حقوق و تکالیف بین زن و مرد است. باید توجه داشت که این تفاوت ها؛ اولاً، جنبه ارزش گذاری ندارد؛ ثانیاً، حقوق و تکالیف، دو روی یک سکه بوده و متناسب با یکدیگرند. هرجا حقی متفاوت است و به ظاهر ممکن است بیشتر باشد مطمئناً تکلیف بیشتری است و یا اگر هرجا حقی متمایز برای زن یا مرد وجود دارد در جای دیگر جبران گردیده تا اینکه به هیچ کدام به اندازه سرسوزنی ظلم نشود. اگر تفاوتی در برخی موارد بین زنان و مردان باشد، مطمئناً عدالت رعایت شده است و متوازن با این تفاوت، تکالیف هم به صورتی عادلانه متفاوت قرار داده شده است. ذهن اندیشمند و محقق، بایستی همه تفاوتها را به گونه ای سیستمی و کلی نظارهگر باشد.

به عنوان مثال ممکن است، تفاوت دیه زن و مرد موجب سؤال در ذهن باشد، نگاه سیستمی، انسان را به این حقیقت رهنمون می‌‌سازد که تفاوت در دیه - که امری اقتصادی است - مبنای ارزش‌‌گذاری نیست. یعنی تفاوت دیه به این معنا نیست که مرد ارزشمندتر از زن باشد، اگر چنین بود بایستی دیه یک انسان دانشمند و متخصص، چندبرابر یک انسان عادی باشد؛ در حالی که از نظر فقهی دیه هر دو یکسان است. این امر نشاندهنده این نکته است که:

اولاً، شارع مقدس در برنامهریزی در مورد دیه، در صدد ارزش گذاری بر انسانها نبوده است.

ثانیاً، اگر چه دیه زن و مرد در برخی مصادیق متفاوت است ولی در ساز و کارها و تکالیف دیگری که بر عهده مرد گذاشته شده، این امر جبران شده است.

بنابراین باید توجه داشت که؛ در بینش اسلامی، خلقت جهان هدف مند، حکیمانه و بر اساس لطف خداوند است و تفاوتهای طبیعی میان دو جنس، معنادار و حکیمانه است و به دلیل طبیعتِ متفاوت زن و مرد، احکام متناسبی جعل شده است. چه بسا در روابط اجتماعی، برخی امور برای مردان و برخی دیگر برای زنان ارزشمند باشد، چنانکه تأمین مخارج اقتصادی خانواده از وظایف ارزشمند مرد و تنظیم اقتصاد مصرفی خانواده از ارزش هایی به حساب می‌‌آید که زنان در آن نقش محوری ایفا می‌‌کنند. پس اگر برخی مناصب اجتماعی، مردانه به حساب آید، نمایان گر نگرش فروتری نسبت به زنان نیست، بلکه نمایان گر نوعی تقسیم وظایف برای دسترسی بهتر زن و مرد به کمال است. تشابه کامل بین زن و مرد وجود ندارد تا حقوق و تکالیف آنها یکی باشد. ازاین رو، تفاوت امری معقول و منطقی است، ولی تبعیض مردود است. در برنامه تکامل انسانی، هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و تساوی کامل برقرار است. در مسائل حقوقی، اگر مقصود از تساوی نظام عدل است، نظام حقوقی اصیل اسلام عین عدل می باشد.

لازم است بر این نکته نیز تأکید شود که مساوات همواره عدل نیست، بلکه گاهی مساوات ضدعدل است، مثلاً اگر‌‌‌‌‌ یک کارگر ساده و یک متخصص عالی رتبه هر دو به مقدار مساوی مزد دریافت کنند، تساوی بین آنها برقرار شده ولی عدالت برقرار نشده است. لذا این قضیه که: «مساوات همواره عدالت است» گزاره ای نادرست می نماید. اگر از این دریچه به نظام حقوقی اسلام نظر شود، درخواهیم یافت نظام حقوقی اسلام نظامی عادلانه است.

ملاک تفاوت ها در حقوق و تکالیف زن و مرد به برخی تفاوت های تکوینی زن و مرد که با عقل و نقل و وجدان عمومی و تحقیقات علمی و روان شناسی تأیید شده و نیز فطری بودن آن به نحوی که ریشه در خلقت و آفرینش بشر دارد برمی گردد. از منظر اسلام «تعادل و تناسب میان حقوق و تکالیف زن و مرد» آری، «تشابه» خیر.

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«النّاس کلّهم سواء کأسنان المشط»[22]؛ «مردم اعم از زن و مرد مانند دندانه های شانه با هم برابرند».

البته لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی، به هیچ‏ رو نشانه تشابه صد در صد آنها در حقوق نیست. زن و مرد در حقوق عمومی و حقوق انسانی، برابرند امّا آیا با توجّه به تفاوت های موجود و غیرقابل انکار و غیرقابل زوال، نباید هیچگونه تقسیم کار و وظیفه و اختصاص کارکردی در میان باشد؟! تساوی، غیر از تشابه است، تساوی، برابری است و تشابه، یکنواختی. اسلام هرگز امتیاز و ترجیح ارزشی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست، البته با توجه به تلازم حق و تکلیف ممکن است به دلیل تکالیف بیشتری که بر عهده مردان گذاشته است احیاناً اختیارات بیشتری نیز قائل شده باشد. اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه و یکنواختی حقوق آنها مخالف است.

در کانون خانواده زن و مرد به هم وابسته و محتاج، به هم متمایل و درصدد تکامل یکدیگرند و این تمایل و تکامل در هر دو مساوی است امّا متفاوت. در کارهایی که از مرد ساخته نیست، زن به کمک او می‌‌شتابد و در کارهایی که از زن ساخته نیست مرد به حمایت او می‌‌پردازد.

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) اول مرد جهان هستی با افتخار هرچه تمامتر و با اصرار در فرهنگ جاهلی آن روز درباره زن اینگونه بیان می فرماید:

«حُبِّبَ إِلَیَّ مِنْ دُنْیَاکُمْ ثَلَاثٌ: الطِّیبُ، وَالنِّسَاءُ، وَجُعِلَتْ قُرَّةُ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ»[23]؛ «از دنیای شما زن و عطر را دوست دارم و نماز نور چشم من است».

اینکه حضرت ختمی مرتبت(صلی الله علیه و آله و سلم) در این روایت از دوست داشتن خود (بلکه بالاتر، از مأمور شدن به دوست داشتن زن از سوی پروردگار) سخن می‌‌گوید، نشان از نقش عظیم و بیبدیل زن در آفرینش دارد. زن دو جذابیت برای مرد دارد که این دو نعمت و موهبت اهدایی از سوی پروردگار به زن و برای گرداندن آفرینش است. یکی زیبایی ظاهری و متفاوت با مردان و دیگری وجود وسیع عاطفی و معناگرایش.

لازم به ذکر است گلایهها و ناراحتیهای زنان و دختران ما از نگاههای جاهلانه و ظالمانه موجود به زن است که ربطی به اسلام ندارد و اسلام با تمام توان در مقابله با آنهاست. زن محبوبه هستی است. از محبوبه بودن لذت ببرید.

 

روابط اجتماعی دخترها

پرسش 5.آیا در روابط اجتماعی، تفاوتی بین دختران و پسران وجود دارد؟ پسران و دختران از چه رفتارهایی استقبال می‌ کنند و برایشان اطمینان آور است؟

در فرآیند روابط اجتماعی، غالباً نیازمندیم که از عواطف و احساسات دیگران اطلاع پیدا کنیم تا بهتر تعامل ایجاد نماییم. برای کسب اطلاع از احساسات دیگران، می توان مستقیماً از خود آنان در این باره پرسید، ولی این روش، در همه جا امکان ندارد؛ زیرا چه بسا افرادی باشند که تمایلی به فاش ساختن احساسات درونی خود نداشته باشند. در ارتباط کلامی از گفت وگو بهره گرفته می شود ولی در روابط غیرکلامی می توان از حالات چهره، تماس چشمی، تن صدا، حرکات بدنی و تماس بدنی، کسب اطلاعات نموده و زمینه تعامل را ایجاد کرد.[24]

روابط کلامی و غیرکلامی، هر دو برای تعاملات روزانه ما مهم هستند. بنابراین اکنون به بررسی این دو رابطه می پردازیم:

الف. رابطه کلامی

جان گری[25] در کتاب پرفروش خود «مردان مریخی و زنان ونوسی» ادعا می کند که مردان و زنان به نظر می رسد از دو سیاره مختلف باشند که با زبانی متفاوت حرف می زنند.[26]

با مطالعه دقیق و بی طرفانه تحقیقات و مکتوبات محققان، می توان ادعا کرد برتری زنان در توانایی کلامی یکی از شاخص ترین تفاوت های جنسیتی است.[27]

هالپران(1992) معتقد است که دختران توانایی کلامی را با سرعت بیشتر و کیفیت بهتری در مقایسه با پسران کسب می کنند. در واقع تفاوت های مربوط به جنس در توانایی های کلامی از زمانی که کودکان شروع به صحبت می کنند آغاز می شود و این برتری دختران در مدت تحصیل نیز حفظ می شود.[28] لذا زنان بیشتر از مردان حرف می زنند و قدرت گویندگی آنان نیز قوی تر است و البته به گفت وگوی کلامی نیز بیش از مردان علاقه دارند و چه بسا ارتباط با جنس مخالف را در این راستا بخواهند.

به عبارت دیگر دخترها از گفت وگو بیشتر لذت می برند و علاقه مندند که روابط آنها با پسرها این گونه باشد، اما موارد زیادی اتفاق می افتد که برخی از پسران با سوء استفاده از این ویژگی دخترها آنان را خام کرده و با وعده های مختلف از آنان بهره های غیراخلاقی می برند!  بنابراین، دخترها باید مراقب باشند که این خوش زبانی خدادادی تنها در چارچوب خانواده به کار گرفته شود و هر چه بیشتر به زندگی با محبت و با نشاط آنان کمک کند.

ب. رابطه غیرکلامی

رابطه غیرکلامی در تعاملات اجتماعی و روابط دوستانه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تفاوت های جنسیتی در روابط غیرکلامی معمولاً بسیار زیادتر از سایر تفاوت ها است. همچنین، تفاوت های فردی نیز در روابط غیرکلامی، قابل توجه است.

روابط غیرکلامی مصادیق مختلفی دارد که نمونه هایی از آن را بیان کرده و نقش جنسیت را در آنها بررسی می کنیم:

فضای شخصی

فضای شخصی به مرزهای نامرئی پیرامون هر شخص اشاره دارد که در تعاملات عادی روزمره، دیگران نباید از آن بگذرند. حتماً خوب می دانید که اگر یک غریبه بیش از حد به شما نزدیک شود احساس ناراحتی می کنید. به طور کلی، محدوده فضای شخصی زنان کوچک تر از فضای شخصی مردان است. در نتیجه، فاصله دو زن هنگام گفت وگو با یکدیگر، کمتر از فاصله دو مردی است که در حال گفت وگو هستند.

حالت بدن

تفاوت های جنسیتی در زمینه حالت بدن از آغاز کودکی خود را نشان می دهد. زنان پاهای خود را به هم می چسبانند، بازوها و دست هایشان را به بدن نزدیک می کنند. در مقابل، مردان با پاهای دور از هم می ایستند و می نشینند. دستان و بازوی آنها نیز با بدنشان فاصله دارد. مردان حتی هنگام خوابیدن خیلی راحت به نظر می رسند، اما زنان حالت حیا و متانت خود را حفظ می کنند.[29]

خیره شدن

تحقیقات نشان داده اند که زنان در الگوهای محاوره ای خود بیش از مردان به شنونده خیره می شوند.[30] این تفاوت جنسیتی در دوره کودکی ظاهر می شود؛ دختران خردسال در گفت وگوهایشان، مدت زیادی به طرف مقابل خیره می شوند. دو زن نیز که با یکدیگر صحبت می کنند، احتمال دارد بارها تماس چشمی داشته باشند. در مقابل، دو مرد در طول گفت وگو با یکدیگر از تماس چشمی طولانی اجتناب می کنند. تماس چشمی طولانی مدت در بین دو مرد تقریباً بعید است.

حالت چهره

تفاوت های جنسیتی در مورد حالت چهره و حرکات چهره بسیار اساسی است. تفاوت بسیار قابل توجه این است که زنان بیشتر از مردان لبخند می زنند. برخی ادعا کرده اند که لبخند زدن ممکن است بخشی از نقش زنانه باشد و لبخند آنان حاکی از احساسات مثبت نیست و ممکن است حتی با احساسات منفی همراه باشد. نکته دیگر اینکه لبخند زدن زنان ممکن است در نتیجه قومیت تغییر کند و لذا زنان سفید پوست بیشتر از زنان آفریقایی لبخند می زنند.[31]

راگان[32] (1983) با بررسی 1300 عکس، دریافت که زنان دو برابر مردان لبخند می زنند. در مقابل، مردان هشت بار بیشتر از زنان احتمال دارد مطلقاً لبخند نزنند.[33]

تفاوت های جنسیتی، مخصوصاً در تعامل با غریبه ها بسیار بیشترند. واکنش مثبتی مثل لبخند زدن می تواند تأثیر مهمی بر فرد دریافت کننده این پیام خوشایند داشته باشد. هنگامی که مرد و زنی با هم تعامل دارند، لبخند زدن و سایر واکنش های مثبت زن، احساس اعتماد به نفس را در مرد تقویت می کند. با این حال، مرد معمولاً برای ترغیب زن، زیاد لبخند نمی زند. البته همان طور که اشاره شد تفاوت های جنسیتی در لبخند زدن تفسیرهای بدبینانه ای نیز داشته است. شما ممکن است متوجه شوید که برخی از زنان، وقتی کسی با آنها شوخی می کند، یا لطیفه نامناسبی می گوید، یا آنها را مورد آزار قرار می دهد، احساس ناراحتی یا دست پاچگی کنند.

توانایی رمزگردانی

توانایی رمزگردانی به قابلیت فرد برای مشاهده رفتار غیرکلامی دیگران و تشخیص حالت عاطفی آنها اشاره دارد. فردی که در رمزگردانی مهارت دارد می تواند به حالت چهره، حرکات بدن و آهنگ صدای دوستش توجه کند و بفهمد آیا به لحاظ خُلق و روحیه شرایط خوبی دارد یا خیر.

تحقیقات مختلف نشان می دهد که زنان بیشتر از مردان احتمال دارد حالت های غیرکلامی را به درستی تعبیر کنند.[34]

هـم دلــی

هم دلی نیز در دختران متفاوت از پسران است. همدلی یعنی احساس عاطفی شخص دیگر را درک کردن. هم دلی اساساً یعنی خود را به لحاظ عاطفی جای فرد دیگر گذاشتن. زنان به لحاظ کلیشه ای هم دلی بیشتری نسبت به مردان نشان می دهند. هم دلی بخشی از این کلیشه عمومی است که بیان پذیری عاطفی در زنان و بیان ناپذیری عاطفی در مردان را نشان می دهد.[35]

رفتارهای دختران بیشتر جزیی نگرانه است و به مسایل ریز اهمیت می دهند در حالی که پسران کلی نگری دارند و به مسایل جزیی اهمیت نمی دهند. دختران از پسرهایی استقبال کرده و به آنان اطمینان پیدا می کنند که با اخلاق، متین، با عاطفه، زرنگ، قدبلند و با صلابت باشد و در مقابل، پسران نیز از دختران با حیا، نجیب، سربزیر، پاکدامن، مؤمن و خانواده دار، استقبال می کنند و تمایل دارند همسرشان این گونه باشد.

خلاصه این که با توجه به روحیات زنان و مردان باید به چند نکته توجه داشت:

1. دختران، تمام رفتارهای پسران را با فضای ذهنی و روانشناختی خودشان تفسیر می کنند و احتمال خطا نیز زیاد است و لذا مثلاً اگر پسری به دختری نگاه یا توجه کند، دختر خیال می کند دوستش دارد و بعضاً دچار رفتاری متناقض می شود.

2. پسران نیز ممکن است از رفتارهای ظاهری (مثلاً لبخند) دختران برداشت غلط داشته باشند و خیال کنند که فلان دختر به آنان علاقه دارد و این علاقه در راستای چشم داشت نسبت به زندگی مشترک آینده است و لبخند دخترها برخاسته از لطافت روحی آنان و بدون منظور خاص است.

3. اکثر دختران به وعده های پسران با زودباوری اعتماد می کنند در حالیکه این وعده ها تا واقعیت بسیار فاصله دارد و تحمل این فاصله برای دخترها بسیار سخت و شکننده است؛ اما پسرها به راحتی از کنار آن می گذرند و دخترها را تنها می گذارند. بنابراین دخترها باید بسیار مراقب باشند که با نظارت خانواده و کمک گرفتن از پدر و مادر وعده های پسرها را به تعهد خانوادگی و پای بندی به زندگی مشترک و اطمینان آور تبدیل کنند و تا زمانی که پسرها از طریق نظارت خانواده مسئولیت نپذیرفته اند، هر گونه ادامه ارتباط با آنها به ضرر دخترها تمام خواهد شد.

4. بیشتر دختران به امید ازدواج، با پسران رابطه برقرار می کنند، درحالی که درصد کمی از این وعده ها به ازدواج منجر می شود و آن مقدار کم نیز استحکام و رضایت کافی در پی ندارد.[36]

 

 

حضور در اجتماع

روابط آزاد

پرسش 6.با توجه به این که انسان از هر چیزی منع شود حریص تر می‌ شود، آیا بهتر نیست این همه برای دانشجوها و دخترها و پسرها سخت نگیرند؟ مگر در کشورها و دانشگاه های غربی که روابط آزاد است پیشرفت نکرده اند؟!

معمولاً دو اشکال اساسی که موافقان روابط آزاد دختر و پسر مطرح می کنند این است که:

اولاً: انسان نسبت به آن چه منع می شود، حریص است. پس هر قدر دختر و پسر را از رابطه با هم منع کنیم آنها نسبت به یکدیگر حریص تر می شوند!

ثانیاً: در دنیای امروز دیگر چیزی به نام زن و مرد و به اصطلاح «جنسیت» وجود ندارد. انسان ها برابرند و کشورهای غربی که این مسایل را حل شده می دانند به پیشرفت های بالایی رسیده اند، اما کشورهای مسلمان مثل ما عقب مانده اند و فقط دنبال بیرون نماندن چهار تار موی خانم ها هستند!

در پاسخ باید گفت: هر منعی منجر به حرص انسان نمی شود. اگر همه انسان ها را از خوردن «سمّ و زهر» منع کنند، کسی تمایل و حرص به خوردن سمّ پیدا نمی کند. (مگر آن که قصد خودکشی داشته باشد.) یا اگر تمام رسانه ها از پریدن در آتش منع کنند باز در کسی میل و حرص پریدن در آتش و سوختن پدیدار نمی شود. علت این است که انسان ها خطر سمّ یا آتش را به خوبی دریافته اند، بنابراین منع، موجب حرص در آنها نمی شود؛ اما اگر کسی از عواقب و نتایج کاری اطلاع کافی نداشته باشد و فقط بخش هایی از فواید یا مضرات آن را بداند، منع موجب شعله ور شدن حرص در وی می شود. درست همانند کودکی که از شعله های زرد و نارنجی آتش منع می شود اما چون فقط رنگ های زیبای آتش را می بیند و از سوختن خبر ندارد، علیرغم منع مکرر مادر بالاخره دستش را به سمت شعله می برد.

نکته دیگری که باید در این جا یادآوری نمود این است که محرومیت، زمانی انسان را حریص تر می کند که آدمی هم از چیزی منع شود و هم نسبت به آن تحریک گردد. اگر از یک سو ارتباط ناسالم با جنس مخالف نهی شود اما از سوی دیگر تلویزیون و ماهواره و اینترنت، هر کدام به نوعی به تبلیغ این نوع روابط بپردازند و رفتارهای اجتماعی دختران و پسران هم با نوع پوشش و آداب اجتماعی به این شوق دامن بزند، مسلماً این نهی، حرصی عجیب و کاذب را در افراد ایجاد می کند. بخش مهمی از تصحیح این وضعیت به سیاست های کلان فرهنگی و تبلیغی دولت ها بازمی گردد.  بخش دیگر آن در حوزه مسایل شخصی و فردی بوده و با کنترل نگاه و رعایت حریم در روابط، می توان تا حدود زیادی این حرص کاذب را مدیریت کرد.

نکته مهم و اساسی این است که شاید به نظر برسد در غرب حساسیت مردان نسبت به زنان کاهش پیدا کرده و به همین دلیل زنان راحت تر در مجامع حضور می یابند. این اگر درست باشد امتیازی برای زنان و مردان غربی محسوب نمی شود. کاهش تمایل زن و مرد نسبت به هم باعث می شود تا حفظ بنیان خانواده بسیار مشکل شود و چه بسا حکمت این که خداوند از یک سو نیاز به جنس مخالف را در وجود پسر و دختر قرار داده و از سوی دیگر محدودیت گذاشته؛ این باشد که پسر و دختر به همدیگر احساس نیاز کنند. البته در چارچوب ازدواج و در کانون خانواده به این نیاز پاسخ داده شود و برای ازدواج و تشکیل خانواده هرچه حرص بیشتر باشد بهتر است. در غیر این صورت آسیب ها، ناکامی ها، پریشانی ها و پشیمانی ها روزافزون می شود و حتی بی میلی به جنس مخالف و روی آوری به روش های ناهنجار و پست زیاد می شود، چنان که در برخی جوامع علاوه بر رواج همجنس گرایی، برقراری رابطه جنسی با حیوانات و زشت ترین پدیده قرن، پورنوگرافی و سکس با کودکان نتایج کاهش تمایل مرد و زن به هم شده است. امروزه یکی از صادرات اصلی برخی کشورها به کشورهای آمریکایی و اروپایی، کودکان بین 3 تا 5 سال است که فقط در زمینه سکس از آنها استفاده می شود.

بنابراین نباید گفت کشورهای غربی به دلیل آزادی روابط زن و مرد و نداشتن حجاب به پیشرفت رسیده اند، بلکه بسیاری از دانشمندان زن و مرد غربی که در حوزه های مختلف علمی و فرهنگی فعالیت می کنند در زندگی خصوصی خود جز تلاش و کوشش، زحمت و نیز رعایت اصول اخلاقی نداشته اند.

در زندگی نمونه هایی چون: آلبرت انیشتین، استیفن  هاوکینگ، بیل گیتس یا استیو جابز، آنچه مشاهده می شود، یک زندگی سالم و طبیعی با رعایت ضوابط اخلاقی است. فرزندان بیل گیتس علیرغم آن که خود سلطان دنیای کامپیوتر و فضای مجازی است بنا به توافق وی و همسرش، در سنین نوجوانی حق استفاده از موبایل را ندارند.

 

محیط همکاری

پرسش 7.تحصیل و آموزش و کارکردن در یک محیط خصوصی بیمارستان یا اداره و حتی فعالیت های فرهنگی و سیاسی در قالب انجمن ها و تشکل ها، گاهی مشکلاتی را برای دختران به دنبال دارد. ملاک داشتن یک رابطه صحیح و سالم در محیط کاری و تحصیلی چیست؟

علاوه بر دستورات خداوند و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) و آموزه های دینی که تا حدودی با آن آشنایی داریم، در تک تک ما آدمیان پیام آوری به نام عقل وجود دارد که در مراحل مختلف زندگی خوب و بد بودن اعمال مان را به ما یادآوری می کند. همین که نمی توانیم به راحتی در مورد برخی از رفتارهایمان در جمع صحبت کنیم، دیدارهای پنهانی، پیامک هایی که نمی شود آن ها را به همه نشان داد، تغییر لحن صدا یا نوع عبارات و کلماتی که به کار می بریم در حضور دیگری، همه و همه از یک فیلتر می گذرد: عقل!؛ در واقع خود ما می دانیم که این رفتارها، دوستی ها و رابطه ها چه مقدارش صحیح و چه مقدارش ناصحیح است.

بنابراین اگر لازمه فعالیت در محیط کاری، تحصیلی، خیریه، سیاسی، فرهنگی و... ارتباط با نامحرم است، بهترین ملاک برای این که بدانید در محدوده شرع و اخلاق عمل می کنید یا خیر، این است که عقلای جامعه رفتار شما را تأیید کنند. اگر برای برپایی نمایشگاه حجاب یا خیریه، تغییر زمان آزمون یا تحویل پروژه با نامحرم باید هماهنگ کنید، اگر عبارات پیامک تان به گونه ای است که می توانید با خیال راحت آن را به پدرتان (منظور دقیقاً پدر است و نه مادر!) نشان دهید و لحن و عبارات شما در تماس تلفنی، در حضور پدر تغییر نمی کند، تقریباً می توانید مطمئن باشید که در دایره شرع و اخلاق هستید.

مهم ترین نکته این است که خود شما تقوای درونی را برای مدیریت امور زندگی تان رعایت کنید. این که بر شخص پدر تأکید شده هم بدین علت است که می توان یک پدر عاقل و منطقی را نماینده عقلای جامعه دانست و بر رأی و نظر او تکیه کرد. البته اگر پدری فوق العاده سخت گیری دارد، نمی تواند معیار مناسبی برای تشخیص صحت رفتار جوان باشد.

از سوی دیگر مراقب باشید که در برخورد با نامحرم حریم ادب و احترام را نیز رعایت کنید. متأسفانه برخی از دختران و پسران جوان و دین دار ما تصور می کنند که لازمه برخورد با نامحرم، تندی و بی ادبی است پس بدون رعایت عرف معمول جامعه با نامحرم برخورد می کنند: بدون سلام کردن درخواست خود را مطرح می کنند، با جنس مخالف به گونه ای برخورد می کنند که گویی با گناه یا پلیدی مواجه شده اند! خانم یا آقای همکار یا همکلاسی شما، انسانی از جنس شماست و دارای اراده و اختیار و ادب است. این چنین نیست که همه تنها با نگاه غریزه جنسی برخورد کنند. اگر شما شرط ادب و اخلاق اسلامی را رعایت کنید به طور قطع دیگران نیز حریم ها را رعایت خواهند کرد.

نکته دیگر این است که برخی دخترهای مذهبی در برخوردهای روزمره با همکلاسی و همکار، تند و تیز و خارج از ادب و احترام عمل می کنند، بعد شاکی می شوند که «آنان که رعایت دستورات دینی را نمی کنند و در روابط خود آزاد عمل می کنند از نظر اجتماعی موفق تر هستند و راحت تر و زودتر ازدواج می کنند!» مسئله اصلی اینجا همان رعایت حریم شرع از یکسو و رعایت حدود ادب و احترام از سوی دیگر است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز ائمه معصومین(علیهم السلام) در برخورد با نامحرم ضمن رعایت حریم شرع، اخلاق و ادب اسلامی و انسانی داشتند. پرخاشگری، تندی بی جا و بی مورد، برخوردهای سرد و توهین آمیز در سیره این بزرگواران با نامحرم نیامده، از اینرو محبوب قلوب مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان بودند. الگوی رفتاری این بزرگواران می تواند راهنمای ما باشد. بنابراین لازم نیست در یک خیابان شلوغ و پر رفت و آمد در مواجهه با همکلاسی نامحرم خود، حتماً از مقابلش رد شویم و به وی سلام کنیم اما اگر شرایطی برای حضور در جمع هم گروهی ها پیش آمد و با یکی از هم کلاسی ها، کاری مربوط به درس و پروژه داشتیم، با حفظ متانت و وقار سلام کردن نشانه ادب و شخصیت است.

ممکن است سؤال شود علیرغم این که ما تمامی این نکات را رعایت می کنیم باز هم برای همکلاسی یا همکار من سوءتفاهم ایجاد شده و به گونه ای که مناسب نیست با من برخورد می کند! در این صورت دقت در موارد زیر شایان توجه است:

- به محض این که در غیر موضوعات کاری و تحصیلی نشانه و پیامی از وی دریافت کردید، رابطه را قطع کنید. نیازی نیست که در مقابل عذرخواهی طرف مقابل انعطاف نشان دهید. قطع رابطه به او و دیگران می فهماند که برای داشتن یک رابطه سالم و شرعی با شما، باید دقیقاً حدود را رعایت کنند و به همین لحاظ با دقت و احتیاط بیشتری با شما برخورد خواهند کرد. حتی اگر پسری بنا داشته باشد که با شما ازدواج کند، این رفتار شما باعث می شود تا وی به پاک دامنی و عفت شما اطمینان بیشتری پیدا کند.

- یادتان باشد رفتار شما در مجموع باید حکایت از ادب و احترام به نوع انسان ها باشد. در این صورت شما را فردی خوش اخلاق و با روابط عمومی مناسب ارزیابی می کنند و متوجه می شوند که برای به دست آوردن شما از هر راه و مسیری نمی توان وارد شد و این بسیار ارزشمند است.

- به اصول خود پایبند باشید. ممکن است عده ای چون روش و باورهای شما را مانع رفتار خود می بینند به روش های مختلف با شما برخورد  کنند و اعتراض کنند چرا با همه سلام و احوالپرسی ندارید یا موقع صحبت با نامحرم به صورت او نگاه نمی کنید؟ رفتار شما را در شأن دانشجو نمی دانند و برای شما و این که رفتارتان اشتباه است شاهد مثال بیاورند. نگران نباشید اگر به درستی رفتار خود ایمان دارید از سر و صدای این نوع افراد نترسید.

- سعی کنید با کسانی که در روابط خود اصول مورد نظر شما را رعایت نمی کنند، روابط مشخص و تعریف شده داشته باشید.

- در بازار کار یا تحصیل هر انسانی ناگزیر است با عده زیادی از افراد در تماس باشد ولی نیاز نیست با آنها صمیمی باشد، اما دوستان صمیمی و هم اتاقی های خود را از میان کسانی انتخاب کنید که حداکثر اتفاق نظر را در باورها و اعتقادات و رفتارها دارید تا مجبور نشوید برای هر رفتاری به آنها توضیح دهید و دلیل بیاورید.

 

آقایان همکار!

پرسش 8. در محل کار با همکارم که آقایی متأهل است دچار مشکل شده ام و علی‌رغم بی اعتنایی و گوشزدهای من خواستار ارتباطی صمیمی با من است. گاهی در حضور ایشان تحریک می‌‌شوم. البته هیچ‌گونه رابطه نامشروع با ایشان ندارم ولی ذهن من بسیار درگیر این ارتباط‌ها است. می‌‌ترسم دچار گناه کبیره شوم. لطفاً مرا در حل این مشکل یاری برسانید.

در ابتدا باید بدانیم که  به طور جدی روابط نامحرمان باید در کادر موازین شرعی و عقلی باشد؛ به دلیل این که همه می‌‌دانیم جاذبه جنسی، بسیار قوی و نیرومند است و دو جنس مخالف را همچون آهن و آهن ربا به هم جذب می‌‌کند. مرد و زن همواره به حکم میل طبیعی مایلند با یکدیگر معاشرت و گفت وگو کنند، اما عقل سلیم، روابط نامحرمان را محدود کرده تا افراد از آسیبهای آن مصون بمانند، چرا که معاشرتهای نامعقول در بسیاری از موارد به روابط نامشروع منجر شده و اساس خانوادهها را متزلزل می‌‌کند.

امام علی(علیه السلام) می‌‌فرماید:

«و اکفُف علیهِنّ من ابصارِهِنّ بِحجابِک ایّاهُنَّ، فَأنَّ شِدَّةَ الحجاب اَبقی عَلَیهِنَّ»؛ «زنها را در پرده حجاب و عفاف قرار بده تا نامحرمان به آنان نگاه نکنند، زیرا شدت حجاب، عامل سلامت و حفاظت آنهاست»[37].

هدف و نکته اصلی در این حدیث، رعایت حجاب، حفظ حرمت و حریم زنان است تا مردان ناپاک را از رسیدن به مقاصد ضداخلاقی و فاسدشان ناکام کند. نمونههای عینی فراوانی وجود دارد که به دلیل رعایت نشدن موازین و حدود اسلامی در روابط زن و مرد، بنیان خانوادهها از هم گسسته و منجر به طلاق و جدایی همسران شده است. وضعیت به وجود آمده برای شما آن است که راه تحریک جنسی را باز گذاشته اید و به فشار جسمی و روانی آن مبتلا گشته اید. در این حالت، دیگر نمی توانید خود را کنترل کنید و مدام به آن می‌‌ اندیشید.

باید بدانید که این ارتباط بسیار خطرناک و غیراخلاقی است. علاوه بر آن، این آقا نیز متأهل می‌‌ باشد. بدیهی است در صورت استمرار رابطه نه تنها زندگی فرد مقابل تهدید می‌‌‌شود؛ بلکه احتمال دارد دلبستگی شما را نیز به همراه داشته باشد و خدای نکرده به گناه و انحراف ختم شود.

از سوی دیگر قربانی این ماجرا خود شما هستید چرا که پس از مدتی که آن آقا هوس بازیاش فروکش کرد، شما را رها خواهد کرد؛ بنابراین در محیط کار، آبروی شما در مرحله تهدید قرار می‌‌‌گیرد و برای آینده زندگی تان مشکلاتی ایجاد خواهد شد. بدین ترتیب به شما که منطقی و عاقل به نظر می‌‌‌رسید توصیه می‌‌‌کنیم؛

- در گام نخست رابطه خود را با این آقا تا حد امکان محدود کنید و در غیر موارد ضرورت با او روبه رو نشوید و گفت وگو نکنید. رفتار صمیمانه و دوستانه با او نداشته و در مقابل او متکبر باشید که این توصیه اسلام برای زنان است تا در دام مردان بیماردل گرفتار نشوند.

- از لحاظ وضعیت ظاهری رسمیتر باشید؛ تا نگاه او به سوی شما کمتر جلب شود؛

- در صورتی که تلاشهای شما برای پایان دادن به این رابطه غیراخلاقی مثمر ثمر واقع نشد، اگر می‌‌‌توانید محل کار خود را تغییر بدهید و یا مرخصی گرفته و مدتی سر کار نروید.

- ارتباط خود را با خداوند و راز و نیازتان را بیشتر کنید و از خدا بخواهید تا شرایط ازدواج با همسر مناسب برایتان فراهم شود.

 

هم کلاسی!

پرسش 9. سؤالم در مورد صحبت درسی یا کاری با همکلاسی‌های پسر است. من نمی‌‌دانم چه طور باید رفتار کرد تا در طرف مقابل حس اشتباهی نسبت به شخصیتم پیدا نشود؟

یکی از اصلی ترین نیازهای آدمی، ارتباط و تعامل مطلوب با هم نوعان خود می‌‌ باشد. انسان هرگز بدون ارتباط زندگی نکرده، گرچه سطح و نوع ارتباط ها متفاوت است. اما نکته مهم این است که نوع و کیفیت ارتباط، براساس اهداف و اغراض اشخاص تعیین می‌‌ شود. بدین منظور ارتباط، گاهی آموزشی،  اقتصادی، فرهنگی و یا اجتماعی است و هر ارتباطی شرایط خاص خود را دارد که باید رعایت گردد تا ارتباط به هدف خود برسد.  به طور مثال اگر در ضمن یک ارتباط آموزشی، حواس متوجه مطلب دیگری شود، موجب افت کیفیت آموزش می‌‌ شود.

موضوع ارتباط با جنس مخالف،   نظر تمام صاحب نظران تعلیم و تربیت را از دیدگاه های متفاوت فقهی، جامعه شناختی و روان شناختی و... به خود جلب نموده است. آنچه در این ارتباط مبادله می‌‌ شود محبت و عشق ویژه ای است که همجنس از ارائه آن ناتوان است. اما چون قواعد و شرایط و تعهدات طرفین تعریف نشده، با پیام منفی فراوانی همچون: خیانت،  بی وفایی،  شکست و... همراه است. ازاین رو توانایی برقراری ارتباط سالم، نشانه شخصیت انسان است. اگر اعتماد به نفس فرد بالا باشد رفتارهای گناه آلود، پست و حقیر انجام نمی دهد. در واقع هرکس مطابق شأن خویش عمل می‌‌‌کند. بنابراین باید متوجّه باشیم که اولین اصل مهم در برقراری هر ارتباطی، احترام به خود و ارزشهاست و همین امر باعث جلوگیری از آسیب می‌‌‌شود.

در شرایط امروز که در مکانهای مختلف از جمله دانشگاه ارتباط بین جوانان زیاد شده است باید با تدابیری از آسیبهای آن جلوگیری کرد. باید با رعایت فاصله امن، نه آنقدر نزدیک شویم که بسوزیم نه آنقدر دور که یخ بزنیم. هرموضوعی از زندگی، بخشی از مناطق مختلف مغز انسان را پر می‌‌ کند. ورزش، دوست، درس، خانواده، کارهای مختلف زندگی و...؛ گاهی یک مورد جدید پیدا می‌‌‌شود و کمکم گسترش پیدا می‌‌ کند تا جایی که90درصد مغز را اشغال می‌‌‌کند و اندیشه و زندگی تعطیل می‌‌‌شود. یکی از این موارد ارتباط با جنس مخالف است که در سن جوانی، گیرایی و جذابیت زیادی برای جوان دارد و می‌‌‌تواند تأثیر زیادی بر روابط فرد بگذارد و کیفیت زندگی انسان را تغییر دهد.

با شناخت و کسب اطلاعات درست در مورد خصوصیات مرد و زن و ارتباط بین آنها تا حدود زیادی می‌‌‌توان شرایط را کنترل کرد. بر اثر عدم شناخت صحیح از جنس مخالف امکان دارد فرد یک ابراز محبّت ساده را نشانه عشقی عمیق دانسته و هیجانی شود، یا برعکس بسیار سرد و خشن برخورد کند که خود رفتاری زننده است. با رعایت موازین شرعی می‌‌‌توان یک برخورد مناسب و اخلاقی داشت.

مهم ترین هدف حضور شما در دانشگاه کسب علم و دانش و توانایی برای پیشرفت خود و جامعه است. برای رسیدن به این هدف ناچار از حضور اجتماعی هستید. با توجه به این که شما در محیط آموزشی قرار دارید و در این محیط باید پیام آموزشی تبادل شود، از تبادل هر نوع پیام غیرآموزشی و ناسالم باید جلوگیری کرد. آنچه باید بیشتر فضای ذهن شما را در این مکان پر کند، تحصیل علم و موفقیت در آن است؛ پس با جدیت و حساسیت به آن توجه کنید.

برخورد مبتنی بر احترام متقابل هم راه کار مناسب دیگر است. همچنین به فرموده حضرت علی(علیه السلام) تکبّر ورزیدن زن در مقابل نامحرم از فضایل اوست.

بنابراین قاعده، رفتار خود را بر اساس کرامت خود نسبت به نامحرم قرار دهید.

برای این که از آسیبهای ارتباط با جنس مخالف در امان باشید لازم است به نکات زیر توجه کنید:

- در برخورد با جنس مخالف وقار و سنگینی خود را حفظ کنید؛

- با یک کلام از او هیجانزده نشوید و آن را برای خود رؤیایی نکنید؛

- در عین گفت وگو دچار افراط در سخن گفتن و خنده و شوخی نشوید.  به طور کلی آدابی که باید از لحاظ شرعی و عرفی رعایت شود رعایت کنید.

- اگر برای برقراری رابطه ای غیراصولی پیامی دریافت کردید آن را سریعاً قطع نمایید و صریحاً بگویید که وارد این روابط نمی‌‌شوید و در صورت اصرار، آن را به سوی خواستگاری رسمی سوق دهید.

- در فضاهای مشترک مواظب نگاه خود باشید و به نگاههای افراد مزاحم توجه نکنید و یا هیجانزده نشوید. با کسانی که این روابط را دارند، دوست نشوید.

- خود را از آفات رابطه با جنس مخالف مصون ندانید، زیرا شیطان همیشه در کمین است؛ پس خداوند را در نظر بگیرید و رضایت او را در برقراری هر رابطه ای اولویّت بدانید که در این صورت او نیز نگاهبان و حامی شما خواهد بود.[38]

 

 

دوستی ها

مشکل رودروایسی

پرسش 10.دختری دانشجو هستم که مشکلم رودروایسی با دوستانم و به خصوص هم اتاقی‌هایم است. اگر کاری یا چیزی از من بخواهند بدون معطلی انجام می‌‌‌دهم؛ یا اگر به من بدهکار باشند نمی‌‌توانم پولم را از آن‌ها بگیرم، و دیگر این‌که نمی‌‌توانم وقتی می‌‌ روم بیرون یا خرید چیزی که دیدم و نیاز ندارم نخرم، و همچنین کنترل پول جیبیم را هم ندارم؛ یعنی همیشه کم می‌‌‌آورم و اصلاً برای مواقع ضروری پس‌انداز ندارم.

اگر شما همیشه اینطور هستید، احتمالاً خجالتی هستید و مهمتر این است که مهارتهای ارتباط با دیگران را به درستی نمی‌‌دانید، مثلاً آگاهی ندارید که چگونه باید محترمانه و قاطعانه از دیگران درخواست نموده، یا به درخواست آنها پاسخ منفی دهید، نمی‌‌دانید چه طور می‌‌ توان هیجان های دیگران را شناخت و به آنها پاسخ مناسب داد. نمی‌‌دانید چه زمانی باید آری گفت و چه زمانی نه گفت، هر کدام از این مهارتها بحث گسترده ای دارد. شما باید مهارت جرأتورزی و ابراز وجود را بیاموزید.

گام اول، باید نگاه شما به خود و محیط اطرافتان تغییر کند. احتمالاً علت اینکه هرکس از شما تقاضایی دارد آن را انجام می‌‌‌دهید این است که دوست دارید جزو بهترینها باشید. باید بپذیرید که بهترین، لزوماً به معنای همراهی با دیگران نیست.

گام دوم، جایگزین کردن نگاهی است با عنوان شجاعت پذیرش ناکامل بودن. به این معنا که این را بپذیریم  که هیچ کس کامل نیست؛ این قانون در مورد من هم صادق است. در اینصورت با مسائل راحت تر روبهرو می‌‌ شویم.

گام بعدی، تمرینات عملی است. برای این کار باید از کارهای کوچک شروع کنیم. مثلاً:

- در جمع دوستانی که از ما تقاضایی داشتند محترمانه پاسخ دهیم فعلاً کار مهمی دارم و نمی‌‌توانم. و این موارد را یادداشت کنید و در پایان هفته ببینید چه قدر موفق بوده اید.

- برای پولی که در اختیار دارید در ابتدای ماه برنامهریزی کرده و هزینه هر کاری را جداگانه بگذارید و هنگام بیرون رفتن پول زیادی با خود نبرید تا مدیریت اقتصادی پیدا کنید. برای هر چیزی که دلتان می‌‌‌خواهد بخرید یک علامت سؤال بگذارید اگر این شیء را تهیه نکنم چه می‌‌‌شود؟ کم کم این مورد هم اصلاح می‌‌‌شود.

 

چه کار کنم؟!

پرسش 11.اخیراً با چند دختر نوجوان آشنا شدم، که همگی دوست پسر دارند و من خیلی می‌‌‌ترسم که مبادا این‌ها دوران حساس زندگی خود را بد بگذرانند و در آینده حسرت بخورند و خلاصه بلایی سر خود بیاورند و...  با خانواده به خصوص با مادرانشان مشکل دارند و از آن ها ناراحت هستند. من به آن‌ها گفتم که همه چیز ریز و درشت زندگی را به مادرتان بگویید تا به شما اعتماد کنند. آن‌ها می‌‌‌گویند چرا مادران ما بیرون می‌‌ آیند و نمی‌‌گذارند که تنهایی بیرون برویم؟... لطفاً راهنمایی ام کنید چه کارکنم؟ احساسم این است که این افراد به خاطر نیازهای عاطفی است که به پسرها روی آورده اند.

دخترها در دوران نوجوانی موقعیّت حسّاسی را می‌‌‌گذرانند چون در زمان بلوغ نیاز شدید عاطفی دارند و باید سعی کرد از طریق ارتباط سالم و صمیمی با جنس موافق این نیاز را تا حد امکان بر آورده ساخت. کمکی که از دست شما برمیآید این است که سعی کنید به مناسبتهای مختلف آنها را دور هم جمع کنید و با برنامههای متنوعی که می‌‌‌گذارید آنها را در جهت صحیح مشغول کنید و اگر می‌‌‌توانید از کسانی که توانایی دارند با آنها ارتباط خوبی برقرار کنند کمک بگیرید تا از این طریق مقداری از نیازهای عاطفی‏ شان تأمین شود، ولی تا آنجا که می‌‌‌توانید از نصیحتهای مستقیم خودداری کنید چرا که پذیرا نخواهند بود و معمولاً بیشتر لج بازی می‌‌‌کنند. شما می‌‌ توانید با ذکر نمونههایی که دخترها از طرف جنس مخالف آسیب دیده اند آنها را آگاه کنید و از آنها بخواهید حداقل در مورد ویژگیهای جنس مخالف مطالعه کنند تا به راحتی به دوستی با پسرها اعتماد نکنند و بدانند دلیل ابراز علاقه پسران در اکثر موارد فقط سوء استفاده از دخترها است. در این مورد می‌‌‌توانید کتابهایی را به آنها هدیه دهید تا آگاهی بیشتری پیدا کنند.[39]

در ضمن بدون اینکه بچهها در جریان باشند در صورت امکان با مادرانشان ارتباط برقرار و آنها را از مسئله آگاه کنید تا بهتر بتوانند با آنها ارتباط برقرار کرده و خوب درکشان کنند. اگر مادران و پدران بدانند که با ابراز محبّت به فرزند و برآورده ساختن خواستههای عاطفی او، چه تأثیری می‌‌‌توانند در سلامت دختران و پسران و از طریق آنان در سلامت جامعه داشته باشند، حتماً دریغ نخواهند کرد.

مهمترین نیازهای انسان؛ محبت، زیبادوستی، غریزه جنسی، همدمطلبی و گرایش به معنویت و فضیلتخواهی است. اگر فرزندان ما قبل از فعّال شدن غریزه جنسی، حسّ محبتخواهی و زیبادوستیشان ارضا شود، حدود حاکم بر روابط دختر و پسر و حجاب و حیا را قبل از فعالیت غریزه جنسی شناخته و ملزم به رعایت آن می‌‌ گردند و با آرامش کامل از هیجانات بلوغ جنسی و درخواستهای شهوانی عبور کرده و آن را با استمداد از معنویت خواهی و فضیلتدوستی مدیریت کرده و به زمانی هدایت می‌‌‌کنند که برای ارضاء غریزه جنسی در قالب ازدواج انجام پذیرد.

وابستگی شدید عاطفی دختر به پسر خصوصاً دختری که از ناحیه خانواده به خصوص مادر از مهر و محبت سیراب نشده، سبب می‌‌‌شود گمشده خویش را در بیرون از خانواده جستجو کند و گرفتار وابستگی خطرناکی شود. زیرا از سویی وابستگی – آن هم به دلیل کم سن و کم تجربه بودن - حوادثی چون در معرض خطر بودن حیثیّت آنها را، به دنبال دارد و از سویی دیگر پسر تنوع طلب، او را ترک می‌‌‌کند و ضربه دیگری بر او وارد خواهد آمد و از همه مهمتر در سن کسب تجربهها و مهارتهای زندگی از قبیل: هنر و اخلاق و خصوصاً تمرکز بر روی درس، تمام حواس او به شهوات درگیر می‌‌‌شود، آن هم از نوع افراطی. به این ترتیب برای سالهای تعیین سرنوشت، انرژی و توان لازم و آمادگی ذهنی مناسب را نخواهد داشت.

 بسیار مناسب است که این دختران را با آشنا کردن و علاقهمند کردن به هنر و ورزش و کلاسهای فوق برنامه و گردش و تفریحات سالم، درگیر با امور مناسب این سن کرده و آنها را با پیامدهای خوش، تسلّط بر هنرهای مختلف یا کسب موقعیّتهای تحصیلی آشنا کرد و از سوی دیگر با پیامدهای ناخوش دختران جامانده از رشد و پیشرفت آگاه ساخت؛ که بسیار برای خوداصلاحگری آنها مناسب است.

قابل توجه است اگر برای دختران و پسران، در سن نوجوانی قبل از آشنا شدن با هیجانات منفی، برنامهریزیهای شاد و مفرّح، بهروز و هیجانانگیز با محتوای اخلاقی، اعتقادی سالم اِعمال شود، دیگر شاهد چنین مشکلاتی نخواهیم بود.

 

دوست دارم به او کمک کنم!

پرسش 12.دوستم با پسرها ارتباط دارد. خیلی دوست دارم به او کمک کنم. قبلاً هم با او حرف زده ام ولی هیچ تأثیری نداشت. چگونه کمکش کنم که دست از این کارهایش بردارد؟ وقتی از دوست پسرهایش با من صحبت می‌‌‌کند چون می‌‌‌ترسم از دست من ناراحت شود به اجبار به حرف‌هایش گوش می‌‌‌دهم. امّا فکر می‌‌‌کنم این کارِ من به نحوی تأیید کارهای اشتباه اوست. و چون من دوستش هستم خود را در قبال کارهایش مسئول می‌‌‌دانم و از این‌که نمی‌‌توانم کاری کنم عذاب وجدان دارم. بفرمایید وقتی راجع به دوست پسرهایش صحبت می‌‌‌کند چه کار کنم؟

همانگونه که خود می‌‌‌دانید انسان هرگز بدون تعامل با دیگران زندگی نکرده است. اگرچه سطح و نوع ارتباطها متنوع است امّا هیچگاه قطع نمی شود، زیرا ارتباط برای انسان ضروری است. نوع و کیفیت ارتباط براساس اهداف اشخاص تعیین می‌‌‌شود. خوشبختانه دغدغه شما جهت کمک به دوستتان جهت جلوگیری از آسیبهایی است که او در این ارتباط غلط می‌‌‌بیند. در غیراین صورت ممکن است خودتان آسیب ببینید. چرا که کسی که از ارتباط با جنس مخالف نمی‌‌پرهیزد شما را به این امر دعوت می‌‌‌کند و ممکن است رفته رفته زشتی این کار از نظر شما نیز از بین ببرد.

 برای کمک به او در ابتدا شما باید از روحیات و ویژگیهای ایشان با خبر باشید تا بتوانید تأثیر مثبتی روی او داشته باشید. برای قدم بعدی باید بدانید راهنمایی شما نباید به گونه ای باشد که دوستتان نسبت به شما احساس بیگانگی کند. برای همین باید از شیوههایی که متناسب با سن او می‌‌‌باشد استفاده کنید. به طور مثال بگویید من جای تو بودم این کار را نمی کردم؛ و یا بعضی از کارهای غیرصحیح را از او سؤال کنید که آیا این شیوه مورد قبول اوست؟ یا اینکه گزینههای متفاوت داده و از او بخواهید که یکی را انتخاب کند.

راه دیگر این است که درباره آسیبهای روابط با جنس مخالف مطالعه نموده و برای او نقل کنید و بدین وسیله او را با آسیبی که در آینده روبه رو می‌‌‌شود آشنا کنید. یا آیات و روایاتی که از این روابط منع کرده اند را مطرح نموده و راجع به آن بحث کنید.

یکی دیگر از راهکارها تقویت حیا در اوست که مایه پاکی و نجات آدمی است. باید عوامل این فضیلت را شناسایی نموده و در ایجاد آن در دوست تان تلاش نمایید و این امر با مطالعه و تمرین عملی میسر است و دیگر این که در جمع دوستانتان سؤالهایی را مطرح کنید و به بحث در مورد آنها بپردازید، به طور مثال:

چرا انسانهایی که خطا کرده اند در اعترافات خود می‌‌‌گویند از ابتدا قصد آن را نداشتند؟

چگونه انسان به طور ناخودآگاه به سوی زشتی گام برمیدارد؟

و در ادامه صحبت ها اول به او حق بدهید سپس به او جهت بدهید. به طور مثال به او بگویید:

این خیلی طبیعی است که انسان زمانی که به بلوغ جنسی می‌‌‌رسد به جنس مخالف کشش پیدا کند؛ منتهی باید مثل غرایز دیگر آن را در وجود خود کنترل و در جهت صحیح از آن استفاده کرد. یکی از مشکلات بزرگ دخترها این است که چون از عواطف و احساسات بالایی برخوردارند، فکر می‌‌‌کنند پسرها هم همینطور هستند و بهخاطر همین عدم شناخت نسبت به جنس مخالف، دچار آسیب جدی می‌‌ شوند، ولی این را مطمئن باشید پسری که قصد دوستی با جنس مخالف داشته باشد، می‌‌‌خواهد خودش را ارضا کند و به نیازهای دختر چندان اهمیت نمی‌‌دهد و در این بین هم اگر رابطه به جدایی منجر شود آسیبی نمی‌‌بیند. اگر در دین این قدر تأکید شده که در روابط خود با نامحرم سعی کنید در چارچوب عمل کنید بهخاطر این است که انسان آسیب نبیند.

اکثر دخترها که به این روابط تن می‌‌‌دهند، دچار افت تحصیلی، احساس گناه، کاهش عزت نفس، اضطراب مکرّر و... خواهند شد. بنابراین دقت کن و روابط خود را با پسرها کنترل کن و اجازه نده که دیگران به آسانی در حریم شما وارد شوند. بهترین راه برای بها ندادن به پسرها در موقعیت شما، بها دادن شما به خودتان است.

وقتی شخصیت شما در نظرتان از احترام لازم برخوردار شد، دیگر حاضر نیستید به راحتی به حقیر شدن آن رضایت دهید. توجه داشته باشید که شما امانت خداوند هستید و پیامبر و امامان(علیهم السلام) از شما به عنوان «ریحانه» یاد کرده اند. پس سعی کنید برای حفظ شأن و جایگاهی که به آن تعلّق دارید تلاش کنید. کمی با خود بیاندیشید که چه چیز از معاشرتهای گوناگون گذشته نصیب شما شده است؟ نهایتاً به کجا رسیده اید؟ اگر این زمان و انرژی که صرف این ارتباطات کرده اید در راه کشف و بروز یکی از استعدادهایتان خرج می‌‌‌شد اکنون در چه وضعیتی بودید؟ قبل از شروع یک رابطه به هزینه آن نیز بیاندیشید. هزینه ای که از جسم و روح خود می‌‌‌گذارید بهای آن را دریافت می‌‌‌کنید؟ و با استفاده از این نوع گفت وگو سعی کنید فطرت پاک او را بیدار کنید، به طوری که خودش به نتیجه برسد که راه درستی را انتخاب کند.

 

مزاحمت دوست قبلی!

پرسش 13.قبلاً با دو پسر دوست بودم. الآن با یک پسر خوب و با ایمان دوست شدم. این پسر ماجرای دو دوست قبلی را می‌‌‌دانست. اما اخیراً به خاطر مزاحمت از طرف دوست قبلی ام شکاک شده و می‌‌‌گوید به ازدواج با من فکر نکن. بگویید چه کار کنم؟

در سؤال شما چند نکته قابل توجه وجود دارد. به چه دلیل ادعا می‌‌ کنید که طرف شما فرد با ایمانی است؟ از مصادیق اولیه ایمان رعایت واجبات و ترک محرمات است. ارتباط و دوستی با جنس مخالف به نصّ قرآن از محرمات است:

«وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ»[40]؛

«(زنان) دوستگیران پنهان نباشند».

«وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ»[41]؛

«(مردان) زنان را در پنهانی دوست خود نگیرند».

بنابراین خللی در ادّعای شما مبنی بر ایمان طرف مقابل وارد می‌‌‌شود. از طرف دیگر اگر او از جریان دوستیهای پیشین شما آگاه بوده است از کجا معلوم که با سابقه ای که از شما در ذهن دارد قصد سوء استفاده از شما را نداشته باشد؟ به هر حال شما در نظر او دختری هستید که تجربه ارتباط با پسران را داشته اید. بنابراین وی بدون هیچ دغدغه ای به برقراری رابطه با شما اقدام کرده است. بنابراین بر قول ازدواج او هم خیلی نمی توان اعتماد کرد. ممکن است فریبی برای راضی کردن شما به ایجاد رابطه و نیز موجّه جلوه دادن خود بوده باشد.

بهترین راهکار برای شما این است که هرچه سریعتر به ارتباط خود با وی پایان داده، عزم کنید که با هر پسر دیگری که بعد از این ممکن است سر راه شما قرار بگیرد رابطه برقرار نکنید. این ارتباطات نه تنها به ازدواج شما کمکی نخواهد کرد بلکه مشکلات عدیده ای نیز برای ازدواج شما در آینده ایجاد خواهد کرد. هر چه تعداد افرادی که شما تجربه رابطه و دوستی با آنها را داشته اید بیشتر باشد، احتمال مزاحمتها و دردسرهای آینده نیز بیشتر خواهد بود. هر کدام از این دوستان امروزی تهدیدی برای زندگی آینده شما خواهند بود.

مطمئن باشید پسری که قصد شروع زندگی سالم و عاری از خیانت و دورویی داشته باشد از راهی که مورد پسند عقل و شرع و عرف باشد اقدام به ازدواج می‌‌‌کند؛ بهانه قرار دادن ازدواج حیله اکثر پسرانی است که قصد راضی کردن دختران برای شروع و ادامه دوستی و احیاناً برآورده شدن نیازهای غیرمشروع خود را دارند. مسلم است که کمتر پسری تن به ازدواج با دختری که تجربه رابطه با چندین پسر را داشته خواهد داد.

توجّه داشته باشید که تجربه نشان داده بیشتر دختران در این دوستی ها فریب این جمله را می‌‌ خورند که ما با هم ازدواج خواهیم کرد، باید بدانید که قریب به اتفاق این نوع دوستی ها به ازدواج ختم نمی‌‌شود و حتی اگر این دوستیها به ازدواج هم ختم شود موفق نخواهد بود.

 

نمی گذارد جدا شوم!

پرسش 14.نه ماه است با پسری آشنا شدم. عاشق همدیگر هستیم. ولی وقتی از ازدواج در آینده سؤال می‌‌کنم، طفره می‌‌‌رود. امّا وقتی می‌‌‌گویم قصد من ازدواج است و در غیر این صورت جدا می‌‌‌شوم به هر ترتیبی نمی‌‌گذارد جدا شوم. چه کار کنم؟ از کجا بفهمم مرا برای ازدواج می‌‌‌خواهد یا نه؟ کمکم کنید از افکار مرموز این پسر سر در بیاورم.

معمولاً قصد دختران از رابطه دوستی با جنس مخالف ازدواج و نیت پسران لذت طلبی است. عقل سلیم و احکام شرع حکم می‌‌‌کنند که انسان از ابتدا وارد چنین مخاطره ای نشود و خود را در چنین دامی نیندازد. بازی پرخطری که بیشک بازنده اصلی آن دختران هستند.

در مورد شما تنها راه محک علاقه واقعی او به شما این است که قاطعانه از او بخواهید هرچه سریعتر به خواستگاری شما بیاید و خانوادهها از ارتباط شما مطلع گردند. اگر پذیرفت که هیچ؛ در غیر این صورت هرچه سریعتر به ارتباط خود پایان دهید و سعی کنید با توکل به خدا و بالا بردن شایستگی های خود، به ازدواج از راه درست و معقول آن بیاندیشید. اعتماد به دوستی به نیت ازدواج در اکثر موارد راه مناسبی برای ازدواج نبوده است. به صلاح شماست که آینده خود را معطل چنین فردی نکنید و موقعیت های پیش روی خود را برای چنین فردی تباه ننمایید. تنها ثمره ارتباط شما با چنین فردی لطمه خوردن به آبروی شما و از دست رفتن موقعیتهای مناسب ازدواج در آینده می‌‌باشد.[42]

 

عاشقش شدم

پرسش 15.دختری هستم که تا حالا با هیچ پسری دوست نشدم. ولی دوسال پیش پسری را دیدم و با یک نگاه عاشقش شدم. حالا چند ماهی هست که شماره او را گیر آوردم و چند روز پیش به او همه چیز را گفتم و او هم گفت بیا با هم دوست شویم. حالا نمی‌‌دانم چه کار کنم. قصد من از دوستی فقط ازدواج است.

گاهی این احساس در برخی پسرها و دخترها به وجود می آید که با یک نگاه عشق و محبت یکی به دلشان می نیشیند و آرزوهای زندگی آینده را در خاطره خود به پرواز در می آورند. اما بدیهی است عشقی که با یک نگاه شعله ور شود چه بسا با یک نقطه ضعف و نامهربانی نیز فروکش کند. بهویژه تصمیم گیری درباره ازدواج، مسئله یک عمر زندگی کردن است و علاوه بر پیوند پسر و دختر آشنایی دو خانواده و رفت و آمدهای آینده را به دنبال دارد، بنابراین باید حتماً به یک اطمینان نسبی رسید و خوبی ها و نقاط ضعف احتمالی و تناسب در خانواده را در نظر گرفت. اما با توجه به تجربه های فراوان در نظر داشته باشید. پسری که حتی به قصد ازدواج به دختری پیشنهاد دوستی می‌‌دهد فرد قابل اعتمادی برای ازدواج نیست؛ چرا که او خواهان رابطه دوستی است.

یکی از آثار سوء و عمده دوستیهای قبل از ازدواج این است که وقتی در رابطه و دوستی با این دختر و آن دختر، نیاز عاطفی و روانی و متأسفانه گاهی نیاز جنسی پسر پاسخ داده شود، او دیگر تمایلی برای ازدواج ندارد و زیر بار بسیاری از مسئولیت های زندگی مشترک نیز نمی‌‌رود.

از دیگر آثار مخرب این نوع روابط، این است که پسری که شما را به راحتی به دست بیاورد مطمئن باشید برای از دست دادنتان هم ناراحت نمی‌‌شود.

پژوهشها نشان می دهد طلاق در کسانی که قبل از ازدواج ارتباط دوستی داشتند بسیار زیاد است. البته اگر مجبور باشند با یکدیگر زندگی کنند هم معمولاً به همدیگر اعتماد کافی ندارند و روابط آنها پرتنش است. از طرف دیگر هرچه دختران خود را به راحتی در دسترس پسران بگذارند، تمایل پسران به ازدواج با آنها کمتر می‌‌شود. بهتر است بدانید، هرچه که رابطه آن پسر با شما بیشتر شود انگیزه او برای ازدواج با شما کمتر خواهد شد. در واقع شما ناخواسته خود را با ارتباط ناسالم از یک ازدواج خوب و مناسب محروم کرده اید.

از طرف دیگر، در صورت ارتباط مکرر با او، خود را در اذهان عمومی در معرض تهمت قرار می‌‌دهید و در آینده از یک ازدواج خوب و سالم و پاک محروم می‌‌کنید. بهتر است بدانید این عشقی که یکباره از آن پسر در وجود شما شعلهور شده صددرصد با قطع ارتباط و طهارت نفس و عفت پیشگی، به تدریج فروکش می‌‌کند. پس این پسر باید بفهمد که برای به دست آوردن شما باید هزینه کند. بنابراین وارد رابطه با او نشوید و خود را از عواقب و مشکلات بعدی رها کنید.

اگرچه علاقه و محبت به جنس مخالف که در فطرت انسان قرار داده شده، امری طبیعی است و هیچ پسر یا دختر سالمی که در سن ازدواج قرار دارد از ازدواج بدش نمی آید؛ اما آنچه مهم است رعایت موازین شرعی و اخلاقی در روابط پیش از ازدواج با جنس مخالف است. بدیهی است، این گونه روابط اگر در خارج از محدوده ای که دین معین کرده گسترش یابد، گذشته از حرمت شرعی، آسیب های روحی و روانی جبرانناپذیری را به افراد وارد می کند. اما اگر افراد بتوانند در دوره پیش از ازدواج، خود را کنترل کنند و از روابط غیرشرعی با جنس مخالف اجتناب نمایند، مطمئناً آن عشق و علاقه لازم برای زندگی مشترک به بهترین وجه میان آنان ایجاد می شود و مرتب افزایش می یابد و مطمئن ترین راه خواستگاری  به طور رسمی است که با اطلاع خانواده ها باشد. البته برای فراهم سازی شرایط خواستگاری می توان از دوستان قابل اعتماد نیز کمک گرفت به ویژه کسانی که متأهل هستند.

 

می خواهم فراموشش کنم

پرسش 16. من از یکی از همکلاسی‌های پسرمان خیلی خوشم می‌‌آید؛ می‌ توانم بگویم عاشقش هستم؛ ولی او تا به حال هیچ ابراز علاقه ای نکرده؛ می‌ خواهم فراموشش کنم، ولی هر روز او را می‌‌بینم. چندبار تصمیم گرفتم؛ ولی هر دفعه...

تقریباً تمامی دختران از ابتدای ورود به دانشگاه به مسئله ازدواج فکر می کنند و برای همسر ایده آل خود مشخصاتی را در نظر می گیرند. این مسئله به این دلیل است که بزرگترین مانع ازدواج آنها که همان قبولی در دانشگاه است را پشت سر گذاشته اند. دختران مانند پسران دغدغه سربازی یا رفتن سر کار و تهیه مسکن را ندارند و از طرفی زودتر به بلوغ اجتماعی می رسند و آمادگی ازدواج پیدا می کنند. حال اگر یکی از اطرافیان، به ویژه یکی از پسران همکلاسی دارای بخش هایی از مشخصات مورد نظر آنان باشد و دختر نیز تقوای نگاه و فکر را رعایت نکند، خواستگارهای مناسب خود را به خاطر این پسر رد می کند، از برخی اتفاقات کاملاً تصادفی تعبیر به عشق و علاقه پسر می کند و روز و شبش را با آن می گذراند غافل از این که این پسر گاه حتی نام او را نمی داند یا اصلاً با او کاری ندارد. نتیجه این عشق یک طرفه، ناراحتی و اندوهی است که دختر با آن دست به گریبان می شود و چون از طرف پسر نشانه و اشاره ای نمی بیند، به بن بست می رسد.

راه حل این مشکل چیست؟ قبل از هر چیز دختران و پسران باید این نکته را بدانند که هر خوبی نمی تواند فقط برای ما باشد و بهتر است با این واقعیت کنار بیاییم که، مانند بسیاری از خوبی ها که به دیگران تعلق دارد، این پسر یا دختر خوب هم ممکن است، هیچ گاه نصیب ما نشود و ما بهتر است در این موارد به فضل خداوند توکل کنیم و برای این خواهر یا برادر خوبمان دعای خیر و عاقبت به خیری داشته باشیم. لج بازی های دختر یا پسر در به دست آوردن یک فرد خاص به عنوان همسر یا منجر به حوادثی ناگوار و چه بسا دل خراش می شود و یا سرخوردگی به همراه می آورد.

واقع این است که اغلب این عشق های یک طرفه مبتنی بر شناخت واقعی نیست و جوان ما به دلیل برخی تصورات و خطاهای شناختی که دارد، نگاه ها و رفتارهای طرف مقابل خود را تحلیل یک جانبه می کند و به او دل می بندد در حالی که این تصورات خود فرد است.

بهترین راه پیش گیری و کنترل نگاه و حواس، چشم پوشی و دوری از دیدنی هایی است که زمینه طغیان شهوت و گرفتار شدن در دام احساسات را فراهم می کنند.  امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این باره می فرمایند:

«نِعْمَ صَارِفُ الشَّهَوَاتِ غَضُّ الْأَبْصَار»[43]؛ «فرو افکندن چشمان از گناه، چه بازدارنده خوبی از شهوات است.»

 «لیس یزنی فرجک إن غضضت طرفک»[44]؛ «اگر نگاهت را مهار کنی، دامنت به زنا آلوده نمی شود.»

این که حواس ما در سر کلاس متوجه فرد خاصی می شود و بعد در تنهایی نیز اغلب مشغول به فکر او هستیم و در بین دوستان، بیشتر اوقات در مورد او و رفتارهایش صحبت می کنیم، حتی اگر این صحبت ها  جنبه تمسخر یا عصبانیت داشته باشد، زنگ خطری است که باید به آن توجه کرد. اگر می خواهید فکر خود را در مورد یک نفر کنترل کنید، تمام آنچه که شما را به یاد او می اندازد از خود دور کنید.  برای خود یک یا چند سرگرمی و دل مشغولی در نظر بگیرید و هر زمان که فکر این فرد به سراغ شما آمد، خود را با این سرگرمی ها مشغول کنید. این سرگرمی ها می تواند یک دوست خوش سخن، قرائت قرآن و ادعیه، تماشای یک فیلم آموزنده، ورزش، کتاب، آموزش یک هنر مانند نقاشی یا خطاطی و هر چیز جذابی برای  شما باشد. همچنین سعی کنید نمازتان را اول وقت بخوانید و از برکات آن  استمداد بگیرید.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند:

 «إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ... فَلْیُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ یَحْمَدُ اللَّهَ کَثِیراً وَ یُصَلِّی عَلَی النَّبِیِّ وَ آلِهِ ثُمَّ لْیَسْأَلِ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّهُ یُبِیحُ لَهُ بِرَأْفَتِهِ مَا یُغْنِیه»[45]؛ «هرگاه یکی از شما زنی را دید که او را (به لحاظ زیبایی) شگفت زده کرد... دو رکعت نماز بخواند و خدا را زیاد ستایش کند و بر پیامبر و آلش درود فرستد، آن گاه خدا را از فضلش مورد درخواست قرار دهد، چرا که خداوند با مهربانی خود به او چیزی می دهد که بی نیازش سازد».

این روایت گرانبار در مورد نگاه دختران نیز کاربرد دارد! ممکن است گفته شود نمی توان به سادگی از او گذشت! چه باید کرد؟

اگر واقعاً نمی توانید او را فراموش کنید توصیه می شود با توجه به وضعیت فرهنگی جامعه، دختر خانم پا پیش نگذارد بلکه از یک فرد واسطه کمک بگیرد که امین و رازدار برای وی باشد. این فرد باید با پسر مورد نظر صحبت کند و در صورتی که وی قصد ازدواج داشت، این دختر را به عنوان یک گزینه مناسب به وی معرفی کند. به خود قول دهید در صورتی که جواب پسر منفی بود، این احساس را فراموش کنید و به گزینه های واقعی ازدواج فکر کنید و تصمیم بگیرید. حداقل برای انتخاب کسی که ادعای دوست داشتنش را دارید، ارزش و احترام قائل شوید و جواب منفی او را قبول کنید.

 

دوری راه!

پرسش 17. دانشجوی ترم آخر هستم. پنج ماه پیش با پسری آشنا شدم؛ حالا این رابطه به خاطر دوری راه و مخالفت پدرش قطع شده. حال روحی خوبی ندارم. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

در مواردی که یک رابطه طولانی بین دختر و پسر برقرار شده و علاقه زیادی ایجاد شده و به دلیلی امکان ادامه رابطه در قالب ازدواج وجود ندارد، به دختر و پسر توصیه می‌‌شود مانند فردی که یکی از عزیزانش را از دست داده و مراحل حزن و اندوه را می‌‌گذراند، تصور کند که او را از دست داده است و با هر سختی سعی کند او را فراموش کند. حالا در مورد شما که یک رابطه کوتاه مدت و بدون امکان ازدواج بوده این کار آسانتر است. به مناسب نبودن این رابطه فکر کنید.

به دلیل دوری راه، مطمئناً شما از فرهنگ های متفاوتی برخوردارید، به اختلافها و تفاوتهای بین خودتان، به اشکالات رفتاری و اخلاقی هرچند کم او فکر کنید و بدانید خیلی چیزها را در این زمینه شما نمی‌‌دانید و اگر اطلاعات کامل از ایشان می‌‌داشتید چه بسا به ازدواج با او فکر نمی کردید. با فعالیتهای مثبت و سازنده وقت خود را پر کنید تا کمتر به یادش بیافتید. با راز و نیاز و نیایش به درگاه خدا و رضایت به خواست او خود را آرام کنید. این را بدانید که اراده انسان قوی است و وقتی انسان در شرایط سخت قرار می‌‌گیرد خود را با آن تطبیق داده و پس از مدتی آرام می‌‌شود. با تلقین خود را از حالت هیجانی خارج کنید و به موضوع ازدواج منطقی و درست فکر کنید.

لازم به ذکر است یکی از علّتهای پرهیز دادن شریعت مقدس اسلام از برقراری رابطه عاطفی و احساسی با جنس مخالف از سوی هر یک از دختر و پسر، این است که زمانی که از آینده این رابطه و ماندگاری هر یک از طرفین برای یکدیگر مطمئن نیستیم، چنین عملی همانند بنا کردن خانه ای روی آب است. علّت تشریع احکام از سوی خداوند، مصالح و مفاسد واقعی امور در ارتباط با انسان است. تا زمانی که امضای شریعت پای رابطه دو جنس مخالف قرار ندارد، نباید به نامحرم دل بست. همین مفاسد و از اینها بالاتر صدمههای روحی، جسمی حاصل این روابط به ظاهر لذتبخش است که جامعنگری شریعت مقدس اسلام را به ما می نمایاند.

همچنین برای یک ازدواج مناسب و آرامبخش باید همه ابعاد وجودی دختر و پسر را با هم سنجید و سپس به وصلت فکر کرد. مشاهده می‌‌شود پسرانی که هنوز خود تحت سرپرستی پدر و خانواده قرار دارند و هیچ استقلالی از خویش ندارند، با برقراری رابطه خارج از چارچوب شرع، نه تنها خود را گرفتار ساخته، بلکه دختری را درگیر و منتظر ادامه جریان خواستگاری و به یکدیگر رسیدن می‌‌کنند. دختران هوشیار باید به چنین درخواستهای بدون پشتیبانی خانواده اهمیّت نداده و با آنها مرتبط نشوند. زیرا پس از عدم همکاری خانواده، تجربه نشان داده پسر زودتر می‌‌تواند دختر را فراموش کند. ولی دختران که حسّاستر و لطیفترند، مدّتها گرفتار این احساس عاطفی هستند.

خسارت دیگر این که وابستگی به پسری غیرقابل اعتماد، آنان را از فکر کردن به خواستگاران مناسبشان منصرف می‌‌نماید و زندگی آینده دختران به خاطر یک خاطره به خطر می افتد. در حالی که دختران می توانند با تصمیم صحیح به ادامه تحصیل و حضور با نشاط خود در میان خانواده ادامه دهند و با امید به خدا شرایط ازدواج موفق فراهم شود.

 

فقط ارتباط

پرسش 18.با پسری ارتباط جنسی دارم امّا رابطه زناشویی انجام نمی‌‌شود. آیا این کار اشتباه است؟

رابطه دوستی با جنس مخالف از رفتارهایی است که اسلام با آن مخالفت نموده است:

«وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ»[46]؛

«(زنان) دوستگیران پنهان نباشند».

«وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ»[47]؛

«(مردان) زنان را در پنهانی دوست خود نگیرند».

برقراری رابطه با جنس مخالف در شرع مقدس اسلام نهی شده، چه رسد به برقراری رابطه جنسی که مجازات قانونی نیز برای آن مشخص شده است. ممکن است وجود کششهای جنسی و خواهش های غریزی توجیهی برای رابطه با جنس مخالف ذکر گردد، ولی باید توجه داشت تفاوتهای اساسی آدمیان نسبت به حیوانات، عقل و اراده و اختیار و انتخاب می‌‌باشد.

ویژگی انسان آن است که بتواند نیاز غریزی خود را جهت داده و کنترل کند، اگر قرار باشد انسان فقط در غریزه خلاصه شود و به جاذبه های مختلف و در هر جایی تحریک شود و دل ببندد از امتیازات انسانیت دور شده است.

براساس آمار و با استناد به تجربههای مکرر، این گونه ارتباط ناسالم و پنهانی، موجب مشکلات روحی و روانی در برخی افراد می‌‌شود که بعضی از آنها عبارتند از: افسردگی شدید، ضعف اعصاب، دوری از اجتماع و انزواطلبی، عدم موفقیت در محیط خانواده و اجتماع، بی بندوباری و تنوع طلبی نکوهیده، خیالپردازیهای بیمارگونه، سلب اعتماد به نفس، سلب عزّت نفس، خندهها و گریههای بدون علت، دل مردگی و سرخوردگی و آزردگیهای روانی، پوچ گرایی و احساس بیهودگی، سرگشتگی و دل زدگی و گرفتگیهای درونی، درماندگی و دل شکستگی های عاطفی، بیزاری از خود، بیقراری و سرگردانی و سردرگمی، به هم ریختگیها و آشفتگیهای فکری. از این رو باید توجه داشته باشید که رابطه جنسی نامشروع حتی اگر کامل هم نباشد به هر حال پیامدهای مضرّ خود را به همراه دارد. ضمن این که چه تضمینی وجود دارد که شما در مراحل بعدی از این حد فراتر نروید؟ غریزه جنسی دو جنبه جسمی و روانی دارد که هر دو جنبه آن با ارضای ناقص، به مرور بیشتر و تندتر می‌‌گردد. ارضای این میل، خارج از چارچوب شرع در هر حد و اندازه ای که باشد ناپسند و مضرّ و موجب ناخشنودی خداوند متعال، بهوجود آمدن عواقب ناگوار در آینده شما و عذاب اخروی در قیامت می‌‌باشد.

نکته دیگر که بسیار حائز اهمیت است آینده شماست که به همین راحتی با ارتباطهای مکرر در معرض تهدید و خطر قرار می‌‌گیرد و ازدواج شما را مشکل خواهد کرد. بنابراین عزم خود را جزم کنید و با کمک خواستن از خداوند متعال و اهل بیت معصومین(علیهم السلام) قدم در راه ترک این گناه بزرگ گذاشته و شرایط و زندگی آینده خود را با پاکی و دوری از آلودگی فراهم کنید.[48]

 

التماس تلفنی!

پرسش 19. یکی از پسرها چندبار تلفنی با من صحبت کرد و اظهار محبت کرد اما من جواب منفی دادم. اما اون گفت از وقتی با تو آشنا شدم بیشتر نماز می‌ خوانم و اگر  به من کمک نکنی در زندگی شکست می‌ خورم حالا من چه کار کنم؟

در ابتدا باید دانست؛  پدیده تلفن همراه و کارت های اعتباری ارزان قیمت که در اختیار هر کس قرار می گیرد و هر وقت هم که فرد اراده کند آن را دور می اندازد و یکی دیگر می خرد، باعث ظهور نسل جدیدی از مزاحمان تلفنی و رواج نوع تازه ای از روابط دختر و پسر شده است. در این نوع رابطه، دیگر لازم نیست که از خانه خارج شوند و آبروی خود را در منظر مردم به خطر بیندازند! بلکه در خانه نشسته و با دوست پسر یا دوست دختر خود گپ و گفت و گو دارند و این ماجرا تا حد ارضای جنسی هم ممکن است پیش برود! متأسفانه در این رابطه نیز دختران بیش از پسران آسیب می بینند.

دختران از راه گوش و شنوایی حساس تر هستند بنابراین اگر مردی بتواند از عبارات زیبا و دل نشین، لحن مناسب و گرم و موضوع جالب و درخور توجه استفاده کند، ناخودآگاه دختر جذب و جلب وی می شود. دختران بسیاری هستند که با دوست پسر خود فقط از طریق تلفن ارتباط دارند و روز و شب خود را با خیال وی می گذرانند. اما پسران از ناحیه بصری و نگاه حساس هستند و اگر نسبت به دختری احساس پیدا کنند، بلافاصله خواستار ملاقات حضوری می شوند.

در برخی شهرها مرسوم است که برای خواستگاری، ابتدا مادر و خواهر داماد به دیدن عروس رفته و در صورتی که وی را بپسندند، جلسه دوم خود داماد هم حضور می یابد. دخترها گمان می کنند که ماجرا، پسندیدن مادر و خواهر داماد است در حالی که قضیه اصلی پسندیدن خود داماد است. مرد تا ظاهر را نپسندد برای ازدواج اقدام نمی کند. این که پسری تماس تلفنی می گیرد و پس از مدتی ابراز علاقه و عشق می کند، بدون آن که دیداری حضوری باشد، می تواند نشانه این باشد که هدف وی یک رابطه طولانی مدت و مداوم نیست بلکه این رابطه برای وی جنبه سرگرمی و تفریح، یا رفع نیاز مقطعی دارد.

روش هایی که اغلب مزاحمان تلفنی از آن استفاده می کنند، عبارتند از:

روش اول: پسر تماس می گیرد و در مورد مشکلاتی که برای او رخ داده اظهار ناراحتی می کند، از شکست عشقی و جفای دوست دختر قبلی، خشونت رفتاری نامادری، بی عاطفه پدری، کج مداری، تنهایی، افت تحصیلی و... اغلب دخترها رسالت دینی و انسانی خود می بینند که به این پسر بیچاره و درمانده کمک کنند.

روش دوم: پسر به دختر ابراز علاقه می کند و اگر دختر پاسخ منفی بدهد اصرار می ورزد و دلیل عقلانی می خواهد! و به هر نحو ممکن عاطفه و احساس دختر را تحت فشار می گذارد و با امید دادن نسبت به آینده و هیجان سازی عاطفه و محبت و پر کردن اوقات فراغت و با هم خوش بودن و... قرار گذاشتن در پارک و بستنی و نسکافه خوردن، تمایل دختر را به خودش جلب می کند.

روش سوم: پسر رسماً مزاحم می شود و با متلک گویی، دختر را آزار می دهد. اغلب دختران زرنگ برای این که نشان دهند که کم نمی آورند، شروع به پاسخ گویی می کنند. در تمامی این روش ه ، بعد از مدتی دختر خود در دام می افتد و اسیر و وابسته پسر می شود. بسته به میزان آزادی های دختر و پسر و دور و نزدیک بودن آنها به هم، رابطه گسترش پیدا می کند و در نهایت همان رابطه دوست دختر یا پسری آغاز می شود.

اغلب افکار خرافی از قبیل نگرانی از بدتر شدن وضع روحی مزاحم، این که «آه» او مرا بگیرد، یا این که به خاطر بی توجهی به او مورد غضب خدا واقع بشوم، به خاطر من نمازخوان شده اگر رابطه را قطع کنم گناه بی نمازی او گردن من می افتد، از غم دوری من سیگاری شده و... باعث می شود تا دختر در تماس های اولیه به قصد کمک و اصلاح، به تلفن پاسخ دهد اما بعد از مدتی احساس او درگیر می شود.

دختر و پسر ما باید به این نکته توجه کنند که در بین انواع روش های آشنایی و شروع رابطه، مواردی که به صورت غیرحضوری هستند، کمترین تعهد را برای طرفین ایجاد می کنند. اگر کسی واقعاً در مورد مسایل روحی و روانی، خانوادگی، تحصیلی، اخلاقی، دینی و اعتقادی سؤال یا مشکلی دارد، کارشناسان، بزرگان فامیل، دبیران و اساتید گوناگون در مراکز مختلف هستند که می توانند به آنها کمک  کنند. بنابراین حل مشکل افسردگی حاصل از یک شکست عشقی در حوزه کاری یک مشاور و روانشناس است و نه یک دختر جوان و بی تجربه و نتیجه پی گیری این رابطه، اضافه شدن یک نفر به خیل کسانی است که از رابطه نامناسب دختر و پسر آسیب دیده اند.

هر کس خود مسئول اعمال و رفتار خود است: این که نماز بخواند یا نخواند، برای معالجه به پزشک یا روانشناس مراجعه کند یا نکند، برای اصلاح رفتار پدر یا اطرافیانش از کارشناس یا بزرگ فامیل کمک بگیرد یا نگیرد. اصلاً ما برای همین بهشت یا جهنم می رویم و خود باید پاسخ گوی اعمالمان در پیشگاه الهی باشیم:

«بگو: آیا غیر خدا، پروردگاری را بطلبم، در حالی که او پروردگار همه چیز است؟! هیچکس، عمل (بدی) جز به زیان خویش، انجام نمی دهد؛ و هیچ گنه کاری بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد؛ سپس بازگشت همه شما به سوی پرورگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، با خبر خواهد کرد.»[49]

اگر کسی بنا دارد به دلیل خیانت دوست دختر یا پسرش تا آخر عمر ازدواج نکند یا سیگار بکشد، این تصمیم اوست نه گناه کم  کاری شما! به جای دل سوزی برای دیگران، برای آینده و زندگی خود و سلامت روحی و روانی و پاکدامنی خود نگران باشید و بیهوده این  صفات نیکوی خود را به خطر نیندازید.

 

این طوری بهتره!!

پرسش 20. بعضی ها خیلی با هم راحتند و دور همی خوشند و حتی می‌ گویند برای زندگی آینده این طوری بهتره؟!!

این دلیل شاید یکی از بدترین دلایل ارتباط با جنس مخالف باشد. برخی پسرها یا دخترها می گویند اگر قبل از ازدواج با چند دوست دختر و پسر رابطه داشته باشیم، با پختگی با همسر آینده، برخورد می کنیم و کسی که چند تجربه قبل از ازدواج داشته جوانی اش را کرده و پس از ازدواج سر به راه می شود و امکان خیانت در وی نیست!!  شاید عجیب باشد که به چنین کسانی گفته شود: شیرینی ناپختگی و بی تجربگی همسر شما بسیار لذت بخش تر از آن است که در پی هر رفتار وی این فکر به سراغتان بیاید که «کی و کجا و با چه کسی این رفتار را تجربه کرده است؟» بدبینی ظرفی است که هرگز خالی نخواهد شد و تاریکی آن لحظات شاد زندگی شما را، رنگ غم و دلسردی می زند. علاوه بر آن ارتباط با جنس مخالف اگرچه تجربه ای را به دنبال داشته اند اما سطح تجربه، سطح توقع را نیز افزایش می دهد. یکی از علل کاهش ازدواج در عصر حاضر همین است. توقعات پسران و دختران افزایش یافته چون در ارتباطات گوناگون خود از هرکس صفتی، رفتاری یا ویژگی ای را پسندیده اند و چون مجموع این ها را در کسی نمی بینند، تمایلی به ازدواج ندارند.

نکته دیگر تغییر فطرت سالم انسانی است. کسی که به روابط بی ضابطه عادت کند پس از ازدواج هم دلیلی برای تقید خود به اخلاق یا قوانین اجتماعی نمی بیند و احتمال زیادی وجود دارد که پس از ازدواج، به این نوع روابط روی بیاورد.

 

من خیلی بها دادم!

پرسش 21.من به طرفم خیلی بها دادم؛ آن‌ وقت او با تمام عشق و وفاداریم به من خیانت می‌‌کند. با صد نفر رابطه دارد. ولی من هنوز برایش دعا می‌ کنم و دوستش دارم. نزدیک به 5 سال است که دوست هستیم و 3سال هم صیغه اش بودم. نمی‌ توانم برای همیشه فراموشش کنم. فکر می‌‌کنم تنها می‌‌شود. کسی به دادش نمی‌‌رسد. به من احتیاج پیدا می‌ کند. بارها رفته و برگشته است. الآن نیست. باز رفته. همیشه به او پیام می‌‌دهم. یادش می‌‌اندازم که به یادش هستم. ولی او جواب نمی‌ دهد. باز می‌‌گویم اشکالی ندارد؛ دوستش دارم. قشنگ‌ترین لحظاتم را با او گذراندم.

در ابتدا لازم است بدانید که هرگونه راهنمایی و کمک فکری و مشورت دادن به شما در صورتی مفید خواهد بود که خودتان صمیمانه خواهان راه حل و رهایی از این سرگردانی باشید. از نوشته شما چنین بر می‌‌آید که تا حد زیادی از نابسامانی و غیرمنطقی بودن برداشتها و رفتارهای خود آگاهی دارید لذا اگر راهنمایی و کمکی می‌‌خواهید این امر در صورتی ممکن است که آمادگی پذیرش آن را داشته باشید.

بعضی وقتها به دلایل متعددی از جمله کمبود محبت و یا عدم اعتماد به نفس آدمها می‌‌خواهند خود را قربانی کنند. چرا خود را فریب می‌‌دهید؟ کسی که برای شما کمترین ارزش را قایل نیست و حتی به شما بیتوجهی و بیاحترامی می‌‌کند، چه طور به فکر تنهایی او هستید؟ چرا محبت را التماس و گدایی می‌‌کنید؟ حد و ارزش شما چیست؟ فکر می‌‌کنید اگر هم به سمت شما بیاید چه جایگاهی برای او خواهید داشت؟ کسی که آدمها را وسیله هوسبازی خود می‌‌کند برای شما که اینطور به التماس افتاده اید چه ارزشی قائل است؟ کافی است فقط کمی فکر کنید.

در ارتباطی که ناسالم شکل گرفته است دو حالت به وجود می‌‌آید: فعال و منفعل.

در حالت فعال هرزگی و بی بندوباری است، هر لذتی که باشد فکر می کند خوب است. چنین فردی با هر کسی که فقط لذتآور باشد، رابطه برقرار می‌‌کند!!

در حالت منفعل فرد به التماس محبت می افتد و قربانی هوسبازی فرد مقابل می‌‌گردد، ارتباط نابرابر، نافرجام است. محبت، تحمیلی نیست. کسی که می‌‌خواهد طعمه نشود باید اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و قدر ارزش خود را بداند. باید آنقدر قیمتی شد که خواستنی شد، نه آن که التماس خواستن کرد.

ارتباط سالم با شکلگیری هویت بروز پیدا می‌‌کند. در این مرحله فرد به خود احترام می‌‌گذارد، احساس کارایی و شایستگی می‌‌کند؛ قدرت نه گفتن دارد و فریب نمی‌‌خورد.

با توجه با مطالب مطرح شده سعی کنید با بالابردن اعتماد به نفس، کسب مهارتهای کنترل عواطف و مهمتر از همه ارتقاء ایمان، تقوا، عفت و روحیه معنوی خود، فراموشش کنید و محکم به تمایلات غیرمنطقی خود نه بگویید تا بتوانید شرایط را کنترل کنید.

 

نمی دانم صبر یعنی چه؟!

پرسش 22. حدود یک سال است عاشق پسری شدم. در این مدت از نظر روحی خیلی خراب شدم و تمرکزم کم شده است. از وضعیتش اطلاعات کاملی ندارم فقط می‌دانم مهندس است. از دین و فرهنگ، وضعیت خانواده آنها اصلاً خبری ندارم؛ اما دوستش دارم. این مدت که در کلاس بودیم خیلی نجیب، عاقل، درس‌خوان و کاری اما واقعاً مغرور بود. من یک دختر مذهبی و پایبند به عقاید خودم هستم. برای همین نه می‌‌توانم به او ابراز علاقه کنم، نه واسطه بفرستم چون امکان دارد بفهمد آن وقت آبروی من می‌‌رود. راستش را بگویم اصلاً دلیل علاقه خودم را نمی‌‌دانم ولی تحمل صبر کردن را ندارم. اصلاً نمی‌ دانم صبر یعنی چه؟ لطفاً راه حل اساسی به من پیشنهاد کنید. باید چه کار کنم.

در ابتدا شما باید ریشه بی تابی خودتان را کشف کنید و در تنهایی چند سؤال از خودتان بپرسید:

 آیا مانند این پسر در دنیا پیدا نمی شود؟

 آیا من شرایط ازدواج با کسی دیگر را ندارم؟

 اگر او دختر دیگری را در نظر دارد، آیا درسته من وارد زندگی او شوم؟ و اگر وارد شوم آیا خوشبخت می شوم؟

 و سؤال های دیگر که خودتان می توانید فکر کنید و روی کاغذ بیاورید...

با پاسخ به این نوع پرسش ها، آهسته آهسته فطرت پاک خودتان راه را نشان می دهد و معنا و مفهوم صبر و تحمل و منطقی فکر کردن و دوری از دلبستگی و وابستگی کور و مبهم را در درون خودتان به خوبی احساس می کنید.

در ادامه توجه داشته باشید؛ برای صورت گرفتن ازدواجی عاقلانه و عاشقانه ابتداییترین مرحله، مطلوب بودن دختر نزد پسر است. البته مانع شرعی از پیشنهاد صادقانه ازدواج از سوی دختر به پسر نیست ولی در عرف ما معمول نیست و در صورت پاسخ منفی از سوی پسر، به دختر که عاطفی است سخت خواهد گذشت.

مطلب دیگری که مهم است این که باید از شخصی که خواهان ازدواج با او هستید، اطلاع کامل از همه ابعاد زندگی او (اعتقادات، اخلاق، فرهنگ خانواده، وضعیت اقتصادی، نوع نگاه به ازدواج و...) داشته باشید و بدانید قبل از دست یافتن به اطلاعات و موقعیت او چه بسا وابستگی به او آشفتگی را به دنبال داشته باشد.

در ضمن از کجا می‌‌دانید این آقا به ازدواج فکر می کند و اگر فکر می کند، کسی را برای خود در نظر ندارد؟ پس این علاقه کور و مزاحم را از خود دور کرده و خود را در سیاهچال یک علاقه بینتیجه نیاندازید.

بسیار پیش آمده برای یک دختر در چنین شرایطی که در آرزوی یک ازدواج نزدیک به محال است، خواستگار مناسبی به او پیشنهاد می‌‌دهد و او به خاطر درگیری ذهنی نمی‌‌تواند به آن موقعیت واقعی فکر کرده و پس از گذشت مدتی نه از آن معشوق!!! خبری است و نه خواستگار مناسب برقرار مانده است.

قرآن مجید می فرماید:

«قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ»[50]؛

«و به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند».

مهم ترین دلیل این توصیه قرآنی آن است که خداوند تبارک و تعالی از همه به انسان آگاهتر و مهربانتر است، برای پیشگیری از این قبیل درگیریها و آسایش روح و جسم زن و حضور سالم و مداوم او در صحنههای رشد و تعالی و خدمت در اجتماع، او را با چنین توصیه ای از افتادن در چنین گرفتاریهایی در امان نگه داشته است.

این که دختران و زنان نگاه خود را کنترل نکرده و مردی را که به آنها تعلق ندارد با عشق و علاقه می‌‌نگرند در حالی که امکان رسیدن به او وجود ندارد، چنین پیامدهای ناگواری را به دنبال دارد.

برای فراموشی این پسر و یا رسیدن به راه حل مناسب طبق دستور آیه عمل کرده و نگاه خود را کنترل کنید و از خداوند و اهل بیت(علیهم السلام) کمک بگیرید و علاوه بر فراهم سازی شرایط برای معرفی خودتان  به طور غیرمستقیم به ایشان، سعی کنید نتیجه کار را به خدا بسپارید که اگر مصلحت بود زمینه مناسب فراهم شود و در غیر این صورت جایگزین بهتر نصیب شما شود.

 

6 کیلو وزن کم کردم!

پرسش 23. با هیچ پسری دوست نبودم؛ ولی 4 ماه هست با پسری تلفنی صحبت می‌‌کنم. اول فکر کردم قصد ازدواج دارد. بعد از یک مدت به او گفتم که برایم خواستگار  آمده. او هم گفت: اگر خوب است قبول کن؛ من موقعیّت ازدواج ندارم. من دوستش دارم او هم همین‌طور. ولی عاشقم نیست این را خودش گفته است. او پول و کار ندارد. ولی من دوستش دارم. می‌‌گوید 10 درصد احتمال دارد با هم بمانیم و این که جدایی از من به او فشار می‌‌آورد ولی چاره ای نیست. می‌‌خواهم این 10 درصد به 100درصد تبدیل شود. چون نمی‌ توانم از او جدا شوم. نمی‌‌توانم فراموشش کنم. در این چند وقت که با او هستم 6 کیلو وزن کم کردم. مرتّب تپش قلب شدید دارم. چه کار کنم که جدّی از من خواستگاری کند؟ نمی‌ خواهم از این بیشتر غرورم خرد شود.

همان طور که می‌‌دانید معمولاً مقصود بیشتر دختران از چنین ارتباطی، ازدواج و تشکیل خانواده است. اما بسیاری از پسرها از یک ارتباط دوستانه نیت ازدواج ندارند، بلکه فقط به قصد گذراندن اوقات فراغت و ارضای نیازهای جنسی خود به این دوستیها مبادرت می‌‌کنند. بدیهی است، پسری که حتّی به قصد ازدواج به دختری پیشنهاد دوستی می‌‌دهد فرد مناسب و مورد اعتمادی برای ازدواج نیست، چرا که وی خواهان رابطه ای خلاف شرع، خلاف عرف و خلاف اخلاق است. در واقع از کسی که باورها و خواسته های نادرست دارد می‌‌توان هر رفتار پستی را انتظار داشت. بهتر است بدانید هرگونه ارتباطی که موجب بهوجود آمدن رابطه عاطفی و وابستگی بین دوجنس مخالف شود یک ارتباط ناسالم است.

قصد شما برای ازدواج با فردی که احساس خوبی نسبت به او پیدا کرده اید امری طبیعی است، ولی شایسته این است که اگر آن پسر قصد ازدواج با شما را دارد سریعاً به همراه خانواده اش به خواستگاری شما بیاید؛ در غیر این صورت با تکرار دیدار و دوستی شما قصد ازدواج او به حداقل خواهد رسید و خدای نکرده به گناه گرفتار خواهید شد. چرا که همانگونه که ذکر شد پسران معمولاً در دیدار با دختران و ارتباط های غیرصحیح نیازهای روحی و روانی خود را ارضا می‌‌کنند. اغلب کسانی که به گناه آلوده شده اند هرگز از ابتدا قصد ارتکاب گناه نداشته اند و صرفاً خواهان رابطه ای پاک بوده اند.

یکی از آثار و تبعات سوء دوستیهای قبل از ازدواج، کم شدن تمایل و رغبت پسران به ازدواج است. واقعیت این است که یکی از محرک های پسران برای اقدام به ازدواج و تشکیل خانواده احساس نیاز است. وقتی در رابطه و دوستیهای متعدد با دختران، نیاز عاطفی و روانی و متأسفانه نیاز جنسی پسر پاسخ داده شود، او دیگر تمایل و انگیزه ای برای ازدواج ندارد؛ ضمن اینکه در این شرایط نیز زیر بار بسیاری از مسئولیّتها و هزینه های زندگی مشترک نمی‌‌رود. شما فکر کرده اید که با ادامه دوستی با ایشان، می توانید ازدواج خود را با او از 10درصد به 100 درصد برسانید؛ در حالی که اشتباه کرده اید چرا که هرچه رابطه آن پسر با شما بیشتر شود نیازهای متفاوتش را پاسخ می‌‌گیرد و تمایل و انگیزه او با ازدواج با شما کمتر خواهد شد. در واقع شما ناخواسته خودتان را بر خلاف مصلحتتان از ازدواج با او محروم می‌‌کنید.

بنابراین به شما توصیه می‌‌کنیم سریعاً به این ارتباط غلط پایان دهید. اگر او در آینده کار مناسبی پیدا کند و مشکلاتش برطرف شود با سابقه ای که از عفّت و خودداری از شما در ذهنش باقی مانده 100 درصد برای خواستگاری به شما رجوع خواهد کرد؛ در غیر این صورت خوشحال شوید که بازیچه هوس رانی این پسر قرار نگرفته اید. به هر حال با قطع این ارتباط غیراخلاقی نه تنها سلامت روحی و جسمی شما بلکه آبروی شما نیز تضمین خواهد شد. پس با توکّل و صبر به درگاه الهی، تصمیم عاقلانه ای بگیرید تا در آینده از همسری سالم و با ایمان برخوردار شوید.

 

پشیمانی از گذشته

پرسش 24. من بیست سالمه؛ از وقتی خودم را شناختم عاشق خدا و اهل بیت(علیهم السلام) بودم و هستم. ولی از سن تکلیف بدحجاب بودم تا 14-15 سالگی. اما خدا رو شکر بعد از آن سال ها، طوری تغییر کردم که همه تعجب کردند. حجابم مشکل داشت که به مدد خدا حجاب کاملی دارم. من تا الان چه با حجاب خوب و چه بد، با پسرها رفاقت داشتم حتی رابطه ای کثیف که وقتی خودم یادم می‌‌افتد و الان که دارم می‌ نویسم هم شرمنده ام و حالم از خودم به هم می‌‌خورد. اما این را می‌ دانم که خدا بخشنده است و خودش گفته بیایید توبه کنید، مخصوصاً در جوانی. من این کار را ترک کردم و به لطف خدا حتی به پسرها نگاه هم نمی‌ کنم و از التماس‌هاشون برای رفاقت حالم به هم می‌ خورد. من واقعاً توبه کرده ام و خدا من را بخشیده است؛ اما چرا نمی‌ توانم آن خاطره کثیف را برای همیشه از خاطرم پاک کنم. دیگر طاقت شرمندگی پیش خدا را ندارم. دیگر این‌که چرا پسرها وقتی به یه دختر چادری با حجاب کامل برخورد می‌ کنند با این‌که اون دختر هیچ اعتنا و نگاهی هم نمی‌‌کند باز هم می‌ خواهند رفاقت کنند؟ پیش خودشان چه فکری می‌‌کنند؟ و این‌که در آن صورت اگر پسر به دختر نگاه کند دختر  هم مقصر  است و مرتکب گناه شده است؟

نکته اول؛ باید در نظر داشته باشید که فکر و خیال انسان قابلیت محصور شدن ندارد. دامنه افکار تا هر کجا که بخواهد قابلیت پیشروی دارد و کاری که از دست ما برمیآید رد شدن و اعتنا نکردن به آن است. البته در ابتدا شاید کاری از دست ما ساخته نباشد و افکار به میل ما وارد ذهن ما نمی شوند؛ اما می‌‌توانیم آنها را کنترل کنیم. در این مواقع از روشها و تکنیکهای انصراف تفکر استفاده کنید، گاهی با خود خلوت کرده و اگر مایل بودید، وضعیت خود را بنویسید، نوشتن در چنین شرایطی برای عده ای کمک کننده است، و این تجربه را پلی برای موفقیتهای بعدی بدانید.

نکته دوم؛ یک مقدار ترس و خجالت باید همیشه با گناهکار باشد. سفارش شده که مؤمن خوف و رجا را با هم داشته باشد. و البته این ترس و خجالت نباید به ناامیدی منجر شود؛ اما باید باشد. به عبارت دیگر بیم و امید به منزله دو بال همگام با یکدیگر در حرکتند تا انسان را به سرمنزل مقصود برسانند. پس این شرمندگی نباید به یأس تبدیل شود، اما باید باشد تا از ارتکاب گناهان بعدی جلوگیری نماید. نشانه انسان تائب همین ناراحتی و عذاب وجدان درونی است. این همان است که در ادبیات دینی و علم اخلاق از آن به نفس لوامه یاد می شود؛ یعنی،   باید سرزنش دائمی نیز وجود داشته باشد. انسان توبهکننده، باید همیشه گناهی که انجام داده آویزه گوشش باشد تا دوباره مرتکب آن نشود.

نکته سوم؛ همین ترسی که شما از گناه خود احساس کرده اید و شرمندگی که دارید، شما را با خواندن قرآن و دعا، و ارتباط با اولیای خدا بیشتر مأنوس کرده است. به عبارتی به شما نرمی و قلبی دل شکسته داده که به راحتی نصیب هرکسی نمی‌‌شود. این نشانه توجه و کرامت خاصه خدا به شماست. قدر خود و این حالت شیرین را بدانید و از خدا بخواهید این حال خوش را در شما دایمی کند. این که فکر و خیال آن گناه شما را رها نمی‌‌کند یعنی اینکه شما حالت خوف از خدا را دارید، در ضمن آنکه پاک شده اید؛ نشانه ارتباط دائمی با خدا و استفاده از تجربیات گذشته برای سالم ماندن در آینده است.

نکته چهارم؛ اگر شما با حجاب کامل و طبق دستور خداوند در اجتماع ظاهر می‌‌شوید، حرکات بیمارگونه عده ای که قصد آزار و انجام گناه دارند، به شما ربطی ندارد. آنها خود مسئول حرکات و رفتار خود می‌‌باشند و گناهی متوجه شما نیست. تنها راه برخورد با چنین افرادی بیاعتنایی و عدم توجه است. اینکه چرا از شما هم با اینکه حجاب کامل دارید تقاضای رفاقت می کنند یا برایتان ایجاد مزاحمت می‌‌نمایند، به روحیه بیمارگونه آنان برمی گردد که همان گونه که خداوند می‌‌فرماید:

«فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ»[51]؛

«در دل هایشان مرضی است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزای] آنچه به دروغ می گفتند عذابی دردناک [در پیش] خواهند داشت».

توجّه داشته باشید شیطان با انواع و اقسام حیلهها در صدد تضعیف ایمان بندگان مؤمن خداست و درخواستی که بیان کردید از جانب چنین افرادی مطرح می‌‌شود، بخشی از حیله شیطان است که این افراد تنها و تنها وسیله ای برای عملی کردن خواستههای او هستند. چه بسا همین اصرار و پی گیری پای افرادی را بلغزاند و در دام شیطان گرفتار آیند.

در هر صورت همانگونه که گفته شد، وظیفه شما رعایت عفاف و بی توجهی به چنین افرادی است. البته گاهی برخی جوانان به خاطر فطرت پاک خود به دخترهای باحجاب علاقه مند هستند که اگر این علاقه واقعی و پاک باشد، نشانه اش آن است که  به طور محترمانه و از طریق خانواده ها و یا افراد قابل اعتماد دانشگاه زمینه های خواستگاری را فراهم می سازند.

 

دوستی برای ازدواج

پرسش 25. با پسری ارتباط دارم که 6 سال از من کوچک تر است و می‌ دانم که مرا دوست دارد ولی احساس می‌‌کنم به خاطر سن من، راضی به ازدواج با من نیست. وقتی با هم هستیم رابطه‌مان خوب است، ولی وقتی  از هم دور هستیم حتّی تماس تلفنی هم با من ندارد و سراغی از من نمی‌‌گیرد. اخیراً که وی را دیدم گفت 5 سال پیش دوست دختری داشته و به دلیل این‌که راضی به ارتباط جنسی با او نشده، وی را رها کرده است و از این راه می‌ خواست مرا تحریک کند که راضی به ارتباط با او شوم. لطفاً راهنمایی‌ام کنید که چه‌ کار کنم؟ به این دوستی‌ خاتمه دهم یا چاره ای برای آن وجود دارد تا وی را راضی به ازدواج با خود بسازم؟

در ابتدا باید دانست؛ اصل در ازدواج دختر و پسر، بنابر سنت الهی و عرف رایج، تقاضای رسمی و خواستگاری پسر است. تجربه ثابت کرده بلوغ لازم برای ازدواج و پیشنهاد آن از جانب آقا، به اینگونه امتحان می‌‌شود که او ابتدا در مسیر سامان دادن به مقدّمات ازدواج برمیآید و لذّت بردن از دختر را عاقلانه و با صبوری موکول به زمانی می‌‌کند که خیالش از انجام مقدمات و ساماندهی زندگی راحت شده و دختر به او تعلق دارد. با توجه به توضیحات مختصر شما توصیه می‌‌شود از این رابطه صرف نظر کنید. خصوصاً که فاصله سنی در این مورد به عدم اطمینان از خواستگار بودن این آقا دامن می‌‌زند. این که از هم دور هستید و این آقا پسر به یاد شما نیست، همان نگاه هوس مدارانه ای است که او به شما دارد.

لازم به ذکر است که ایشان شما را دوست ندارد، بلکه خودخواه است و با شما می‌‌خواهد به خواستههای خود برسد.

یکی از دلایل حکیمانه وضع احکام و حدود میان زن و مرد در شرع مقدس اسلام همین ارزش و اهمیت والای زن است که هرگز وسیله ای برای آتش شهوت مردان هوسران قرار نگیرد. سن این پسر و کوچک‌‌تر بودن او از شما در کنار تقاضای نامشروعی که از شما دارد، دلیل موجّهی است بر این که قصد او از این ارتباط صرفاً غریزی و هوس مدار است.

ازدواج آدابی دارد و شرایطی که شما مطرح کردید هیچ یک شامل این آداب نمی‌‌‌شود. وی شما را وسیله ای برای برآوردن نیازهای شهوانی خود می داند و همان طور که خود بیان کرده است اگر به خواسته او تن در ندهید به راحتی شما را رها خواهد کرد. هر چند اکنون هم عملاً شما را رها کرده است و رفتاری که با شما دارد حاکی از هیچ گونه علاقهمندی از طرف او به شما نیست.

 بهتر نیست هزینه ای که بیهوده صرف علاقه مند کردن او به خود کرده و می‌‌کنید صرف کاری شود که نتیجه ای منطقی و البته خوش داشته باشد؟

رابطه شما نه شرعی و نه عاقلانه است. بهتر است به جای تن دادن به خواستههای متوقعانه و غیرشرعی او به فکر ازدواجی منطقی و مشروع باشید. شما در سنّ ازدواج قرار دارید و ادامه دادن به چنین ارتباطی و خدای ناخواسته تن دادن به خواسته وی، موقعیتهای مناسب ازدواج را از شما خواهد گرفت. در نهایت شما می‌‌مانید و بهار جوانی که از دست رفته است و لکه ننگی که از این ارتباط دامنگیر شما شده است.

 

من خیلی بدبختم!

پرسش 26. من خیلی بدبختم چون از روی احساسم تصمیم گرفتم. پارسال با پسری دوست شدم که یکی از دوستانم او را به من معرفی کرد. من عاشق او هستم و به خاطر این‌که او را از دست ندهم، بدون این که کسی بفهمد صیغه اش شدم. او قول داد همیشه برای من می‌‌ماند و تنهایم نمی‌‌ گذارد. امّا دیروز گفت تو زن من هستی و باید با هم رابطه جنسی داشته باشیم که من قبول نکردم و دعوا شد. می‌‌گوید اگر دوستم داری باید قبول کنی. به او گفتم با مادرم حرف بزن و بگو که با هم دوست هستیم. اوّل قبول کرد اما الآن می‌ گوید نه. او به من علاقه دارد، امّا دیروز می‌ خواست همه چیز را تمام کند که با خواهش من آشتی کرد.. امّا رفتارش عوض شده و می‌‌گوید در زندگی من، باید حرف، حرف مرد باشد ناراحتی اعصاب دارد، من او را دوست دارم از طرفی هم چند عکس‌ از من دارد. می‌‌ترسم همه چیز را تمام کنم و او بخواهد تلافی کند و عکس هایم را پخش کند. اگر این اتّفاق بیفتد من همه چیز را از دست می‌ دهم. لطفاً کمکم کنید تا کاری نکنم که به ضررم تمام شود و بعد پشیمان شوم.

این احساس پشیمانی شما، فریاد فطرت پاکتان است که از آلودگیها بی زار است و هدیه ای الهی است. البته برای موفقیت در زندگی باید به وظایف فردی و اجتماعی و احکام شرعی آشنا باشید تا گرفتاری ها و نگرانی ها دامن گیر شما نشود.  به طور مثال صیغه باید با اجازه پدر باشد. مهریه هم معلوم بوده و از همه مهم تر مدت صیغه هم مشخص باشد. اگر از همین قدم اول این مسائل شرعی صحیح و کامل رعایت می شد، مشکلات بعدی پیش نمی‌‌ آمد. در هر صورت امیدواریم بتوانید با برخورد صحیح و منطقی با آنچه پیش آمده، عوارض آن را به حداقل برسانید.

برای این منظور راه کارهایی ارائه می‌‌شود:

میدانید که در این نوع دوستیها آنچه برفضای رابطه غلبه دارد فقط ابراز عواطف است نه تعقل و خیر اندیشی. برای تصمیمگیری در ازدواج باید بر اساس تعقل و مصلحت پیش رفت. اول باید عقل جلو برود و راهنمای عواطف و دل شود و با راهنمایی خانواده شخص مناسب را برگزید. چنان چه خود تجربه کردید اگر در این راه دوست داشتن بدون چارچوب منطقی باشد، خطرات و گرفتاریهایی را برای جوان ایجاد می‌‌کند

شما خوب می‌‌دانید جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) بسیار قوی است؛ مخصوصاً در سنین جوانی، که این جاذبه و حساسیت در اوج خود می‌‌باشد، در نتیجه هر اندازه جوان بخواهد مسایل شرعی و عرفی با جنس مخالف را رعایت بنماید، امّا تمایلات نفسانی و وسوسه های شیطانی قویتر از آنند که انسان گرفتار خطرهای بزرگ نشود. به همین جهت عقل اقتضا می‌‌کند انسان خود را در معرض گرفتاری قرار ندهد.

واقعیت این است که رفتار و برخورد شما با این موضوع ناپخته بوده و هست. در دنیایی که اطلاعات و دانش فراوانی در زمینه روابط و مناسبات اجتماعی در دسترس جوانان قرار دارد، رفتار احساسی و هیجانی مطلق و بدون منطق از هر کسی مثل شما بعید به نظر می‌‌رسد با وجود این جای خوشحالی است که متوجه اشتباهات پی در پی گذشته شده اید و خوشبختانه جلوی آخرین اشتباه را که می‌‌توانست بزرگترین هم باشد عاقلانه تصمیم گرفته اید و تسلیم یک فرد هوس باز نشده اید.

نشانه عشق و علاقه واقعی پسرها، پای بندی به مسئولیت و تعهّد به زندگی است و روشن ترین دلیل آن می تواند خواستگاری رسمی و محترمانه باشد، در غیر این صورت هیچ گونه اطمینانی به آنها نیست.

تمام مواردی را که بیان کرد ه اید مثل بیماری اعصاب، عمل نکردن به قول و وعده ای که می‌‌دهد، باجخواهی و تهدید نشان می‌‌دهد که یک فرد نامناسب است و هرچه زودتر باید رابطهتان را با او قطع کنید.

یکی از بهترین راههای شناخت انگیزه افراد در برقراری ارتباط با جنس مخالف کم تحملی آنها در رسیدن به خواستشان است که در این فرد کاملاً معلوم است که قصد و هدف او برای رابطه با شما انگیزه غریزی و جنسی است و تا به این خواسته نرسد شما را تهدید می‌‌کند تا تسلیم شوید. اگر خواهان شما است محکم بایستید و بگویید بیاید به خواستگاری و  به طور رسمی و شرعی رابطه را ادامه دهید. اگر نه تکلیف را با خود مشخص کنید. اگر عاقلانه عمل کنید انشاءالله مشکل حل می‌‌شود.

اما در مورد عکسها برای رفع نگرانی خود می‌‌توانید با صحبت و کمک گرفتن از افراد معتمد خود موضوع را پیگیری کنید. اگر با این روش به نتیجه نرسیدید بهتر است به پلیس مراجعه کنید تا با مشورت آنها بتوانید مسئله را حل کنید.  شما که عفت خود را حفظ کرده اید حتماً خدا کمک می‌‌کند. با فکر اشتباه و گناه بزرگتر راه را بر خود نبندید. توبه کنید و از خدا کمک بخواهید.

«وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجً»[52]؛«کسانی که تقوا پیشه می‌‌کنند خداوند برایشان راه رهایی ایجادمی کند».

 

عذاب وجدان

پرسش 27. آدم مذهبی‌ بودم تا حدود یک‌ سال پیش بنا به دلایلی معنویاتم را از دست دادم...  از طریق چت، با آدم‌های منحرفی آشنا و دوست شدم و متأسفانه صحبت‌های جنسی از طریق چت و تلفن داشتم. تا این‌که یک روز با آقای متأهلی آشنا شدم. مدتّی تلفنی حرف می‌‌زدیم. یک‌روز همدیگر را دیدیم و او هم از خدا خواسته دست مرا می‌‌گرفت و به بدنم دست می‌‌زد... یک روز همسرش را به سفر فرستاد و وقتی تنها شد با اصرار مرا به خانه اش برد و... خیلی پشیمانم من تا حالا از این کارها نکرده بودم... حماقت کردم؛ حماقت محض. الآن هم آن آقا و هم من بسیار پشیمانیم... چه‌ کار کنم که هم خدا و هم همسر آن مرد از من بگذرند؟ عذاب وجدان بدی گرفتم. راه برگشتی وجود دارد؟

اینکه در قرآن کریم می‌‌فرماید:

«... لا تَقْرَبُوا الفَوَاحِشَ...»[53]؛ «به فواحش و زشتی ها نزدیک نشوید...».

«وَلاَ تَقْرَبُواْلزّنَی...»[54]؛ «به زنا نزدیک نشوید...»

توصیه به رعایت حدود الهی و رعایت حریم بین دختر و پسر و یا زن و مرد نامحرم دارد، به دلیل همان آسایش خاطری است که پس از رعایت حدود الهی بر زندگی دنیایی زن و مرد حاکم می شود و علاوه بر دنیا، در عالم برزخ و قیامت نیز راحتی و فلاح و رستگاری بنده را به دنبال خواهد داشت. خیلی متأسفیم که شما با توجه به اینکه فردی مذهبی بودید ساده ترین اصول و قواعد مذهبی که رعایت حریم با نامحرم است را نداشته و پرهیز از خلوت با نامحرم که توصیه اکید قرآن و معصومین(علیهم السلام) است را لحاظ نکردید و به خود آسیب زده اید، البته در درگاه خداوند بنبست وجود ندارد، هر چقدر گناه شما بزرگ باشد در رحمت و توبه و غفران الهی باز است.

ما در عبارات زیبای ادعیه و مناجات با خداوند بیان می‌‌داریم که «الهی أنا أنا و أنت أنت» این عبارت ساده، آرامبخش و جبران کننده است. یعنی خدایا من بنده ام و بنده، جاهل است. یعنی حکم الهی را نمیداند و گناه می‌‌کند و یا غافل است و حکم الهی را می‌‌داند ولی لحظه ارتکاب جرم متوجّه نیست که این همان گناه است و باید پرهیز کند و یا عاصی است و طغیان می‌‌کند و در مقابل پروردگار خویش می‌‌ایستد و می‌‌گوید: «أنا أنا» یعنی بنده کوچک است ولی «انت انت» یعنی تو پروردگاری و غفوری و رحیم.

گناه در سه زمینه انسان را گرفتار می‌‌کند:

- از جهل، بنده نمی‌‌‌داند این کاری که انجام می‌‌دهد گناه است و به محض اطلاع، دیگر مرتکب آن نمی‌‌‌شود و گذشته را هم اگر نیاز به جبران داشته باشد، جبران می‌‌کند.

- از غفلت، می‌‌داند گناه است لکن هنگام تصمیمگیری، غفلت کرده و اختیار خویش را به دست نفس اماره و هوی و هوس می‌‌سپرد و مرتکب آن می‌‌شود؛ این شخص با توجه بیشتر و مراقبت بر این که هنگام تصمیم گیری به دانستههایش مراجعه نماید اهل نجات است و می‌‌تواند گذشته را جبران بنماید.

- از عصیان، بنده می‌‌داند کاری که می‌‌کند گناه است ولی تصمیم می گیرد با اراده خویش در مقابل پروردگار بایستد. این شخص گناهکار هم به محض تصمیم و اراده نیکو می‌‌تواند برگردد و با جبران گذشته مطیع حق شود.

در هر سه صورت درست است که درجه گناه متفاوت است و شرایط توبه نیز سخت تر می شود، ولی زمانی که گناهکار در مقابل پروردگار خویش قرار می‌‌گیرد و می‌‌گوید خدایا تویی بخشنده و به نادانی و غفلت و نافرمانی خود اعتراف می کند و پشیمان می شود از رحمت بی پایان خداوند بهره مند می شود به شرطی که تصمیم بر مراقبت ترک جدی گناهی که مرتکب شده و گناهان دیگر را داشته باشد. در مورد مسئله شما هم توبه به این صورت است که دیگر با هیچ نامحرمی مجرد یا متأهل خلوت نکنید و حتی به نامحرم فکر نکنید که پرداختن ذهنی به نامحرم از گام های شیطانی است و انسان را از مسیر سالم زندگی باز میدارد.

توبه سبب می‌‌شود شما دوباره همان بنده مطیع و اهل رعایت گذشته شوید. این نعمت الهی را که موقعیت توبه کردن بنده و توبهپذیری خداوند است قدردان باشید. پس از توبه در نزد خداوند برای گذران زندگی دنیایی هم برنامه زندگی دقیق و پویایی داشته باشید و با عبادت، علم آموزی، هنر و ورزش و معاشرت با افراد شایسته و مؤمنین و شرکت در فضاهای عبادی و ارتباط با معصومین(علیهم السلام) از ادامه زندگی خویش لذت ببرید.

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است:

«من اصغی الی ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یودی عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یودی عن الشیطان فقد عبد الشیطان؛ هر کس به سخن گوینده ای گوش فرا دهد، او را بندگی کرده است. پس اگر ناطق از خدا بگوید، شنونده خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری کند، شنونده، قطعاً بندگی شیطان را کرده است»[55]

توصیه اکید به شما دارم که با نیکان و مؤمنان بسیار همنشینی کنید، کسانی که رعایت حدود الهی برایشان چون نوشیدن عسل گوارا است  و فقط شنونده کلام اولیای الهی هستند، باشد تا در غفران الهی آسوده خاطر باشید.

 

 

کنترل غریزه

تا زمانی که مجرد هستم!

پرسش 28. دختری هستم که هنوز زمینه ازدواجم فراهم نشده است؛ تا زمانی که مجرد هستم نمی‌‌دانم چگونه با مسائل جنسی‌‌ام کنار بیایم، لطفاً مرا راهنمایی کنید.

نخست باید بدانیم نیازهای طبیعی انسان ها چه دخترها و چه پسرها،  دوگونه اند:

نیازهای سیری پذیر و محدود؛ مانند خوردن و آشامیدن که با رفع گرسنگی و تشنگی  به طور طبیعی میل و رغبت به آب و غذا از بین می رود.

نیازهای سیریناپذیر و دامنهدار؛ مانند جاهطلبی و تنوع طلبی که چه بسا هر چه بیشتر شرایط فراهم بشود انسان حریص تر و تشنه تر می شود.

از میان غرایز و نیازهای طبیعی انسان، غریزه جنسی هر دو جنبه را دارد؛ از نظر جسمی، در یک زمان خاص حالتی متفاوت در انسان پدید می آید و تحمل وضعیت و یا تأمین نیاز فروکش می کند. اما از نظر آرزوهای خیالی و تنوع‌‌طلبی چه بسا مدت ها فکر انسان را مشغول کند اشباع نشدنی باشد و برای تعدیل آن باید مهارتهایی را فرا گرفت.[56]

در مجموع میل جنسی مانند سایر امیال، امری طبیعی است و آن زمان که برانگیخته می‌‌شود، یعنی دوره جوانی، از راه درست و طبیعی باید به آن پاسخ داده شود. در این دوره انسان نسبت به جنس مخالف خود تمایل نشان می‌‌دهد. حکمت خداوند متعال در همین است که با قرار دادن چنین غریزه ای در انسان ها، زمینه تمایل به ازدواج را در آنها فراهم می سازد و زن و مرد را به یکدیگر نزدیک می‌‌کند، البته چه بسا امکان ازدواج برای همه افراد تا مدتی فراهم نباشد، لذا فاصله بین بلوغ و ازدواج باید به طریق درستی مدیریت شود. اسلام راههای ناهنجار برای ارضای غریزه را حرام شمرده و عقوبتی سنگین در دنیا و آخرت برای خطاکار در نظر گرفته است. بنابراین، برای این که انسان دچار این خطا نشود.

لازم است با هشیاری و دقت از نظر علمی و عملی راه حل هایی را پیدا کند که به برخی اشاره می شود:

1. بدانیم که نیاز جنسی دو جنبه دارد: حالت «طبیعی» و حالت «تحریکی». تا وقتی که نیاز به صورت طبیعی فعّال باشد فرد را آزار نمی دهد و آسیبی به او نمی‌‌رساند. اما زمانی که به صورت تحریکی فعال شود، باید کنترل شود. در قرآن برای رفع نیاز طبیعی توصیه به ازدواج شده است و در صورت نبودن امکان ازدواج توصیه اسلام به تقوا است.

تقوا از ماده «وقایه» به معنی حفظ و نگهداری است. یعنی خود را از محرّکهای شهوانی حفظ کن. حال که شرایط ازدواج وجود ندارد راه حل مشکل، مدیریت عاقلانه تمایلات است نه ارضای سریع آن. و این کار شدنی است به ویژه خانمها که در کنترل تمایلات غریزی به دلیل سیستم فیزیولوژی بدن بسیار قویتر از آقایان هستند.

توصیه به جوانانی مانند شما ازدواج است و اگر شرایطش را ندارید، می توانید تا حدودی شرایط ازدواجتان را تسهیل و تعدیل کنید تا ان شاءالله هرچه زودتر شرایط مناسب ازدواج برایتان فراهم شود. با کم کردن توقعات و با تأکید بر معیارهای اصلی مثل ایمان و اخلاق و آسان گیری در معیارهای فرعی شرایط ازدواج را فراهم کنید. در غیر این صورت با توکل به خدا و پیشه کردن تقوا و عفّت، به فضل او امیدوار باشید.

«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»[57]؛ «کسانی که امکان ازدواج را نمی‌‌یابند، عفّت را رعایت کنند تا خداوند آنان را به فضلش بینیاز نماید».

2. یکی از ارزشهایی که باید مورد توجه قرار گیرد، ارزش خود فرد است. انسان باید متوجه باشد که قدر و منزلتی دارد که باید آن را حفظ کند. کسی که خود را کریم و با شخصیت بداند، به خواهشها و هوس رانیها تن نمی‌‌دهد. در روایاتی از امام علی(علیه السلام) نقل شده است:

«هر کس برای خود بزرگی و کرامت قائل باشد، شهوت در نظرش پست می شود»[58]

«کسی که شرافت ذاتی خود را بشناسد، خویش را از پستی شهوت مصون می‌‌دارد»[59]

پس به عزت و کرامت انسانی خود توجّه داشته باشید. کسی که برای خود شأن و شخصیتی قائل است با کارهای اشتباه آن را از دست نمی‌‌دهد. او به عواقب تصمیم های خود فکر می‌‌کند و هیجاناتی را که ممکن است منجر به کارهای نادرست شود کنترل می‌‌کند تا دچار زیان و پشیمانی نشود. بهویژه که این امور در بعضی مواقع به بیآبرویی در خانواده و جامعه منتهی می‌‌شود.

3. بالا بردن اعتماد به نفس، هیجانات و احساسات خود را کنترل کنید. این به معنی هدایت ارادی هیجانات غریزی است. در جریان کنترل نفس، آدمی هیجانات خود را می‌‌شناسد، قبول می‌‌کند و با هدایتشان به سمت هدفهای بالاتر، به آنها فرصت بروز می‌‌دهد. امام علی(علیه السلام) می‌‌فرماید:

«هر کس که شهوتش را محدود کند، به درستی که ارزش خود را نگه داشته است».

4. بازسازی شناختی: این امر به معنای تغییر روش فکر کردن است. موقعی که شما هیجانزده می شوید، تفکرتان می تواند اغراق شده یا خیلی پرشور باشد. در بازسازی شناختی، تلاش می شود که این افکار با افکار منطقی تری عوض شود. زمانی که فکر غریزی به شما هجوم آورد سعی کنید توجه خود را به سمت افکار منطقی ببرید.

5. متوقف کردن افکار و احساسات: با صدای بلند بگویید «بس کن» بعد به یک موضوع مورد علاقه و آرام بخش فکر کنید. جلوگیری از ادامه و تکرار افکار هیجانآور موجب آرام شدن فرد می‌‌شود.

6. مدیریت افکار هیجانزده: ذهن خود را در هنگام هیجان از موقعیت موجود به موضوع سرگرم کننده ای معطوف کنید. مثلاً ورق زدن مجله، تماشای یک فیلم طنز، مکالمه تلفنی با یک دوست صمیمی خوب.

7. پرورش ایمان و اخلاق: این عمل انسان را از خطر انحراف و لغزش حفظ می‌‌کند و در تأمین سعادت او مؤثر است. تقویت ایمان به خدا و روز قیامت در جهت دادن به افکار و کردار انسان اثر دارد. بین ایمان و حیا و غیرت رابطه مستقیم وجود دارد. برای انسان همین بس که بداند در نزد خداوند حاضر است. حیای از این حضور او را از ارتکاب به بسیاری از گناهان باز می‌‌دارد.

«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَی»[60]؛«آیا انسان خبر ندارد که خدا او را می‌‌بیند؟».

8. ارتباطات عاطفی و محبت با اطرافیان بهخصوص والدینتان را زیاد کنید. اگر عواطف خانوادگی زیاد شود، تأثیرات و عملکرد غریزه جنسی ضعیف می‌‌شود. بسیاری از انحرافات و ناتوانیها ناشی از نیاز روانی به محبت است.

9. کنترل و مدیریت فکر و خیال در تعدیل شهوت و غرایز نقش مهمی دارد. تخیل در احساس تأثیر دارد و آن را توسعه می‌‌دهد. افکار و خیالات نادرست و تحریک کننده را از خود دور کنید. در مقابل، یاد خدا در دور کردن افکار شیطانی و نفسانی نقش مهمی دارد.

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:

«هرکس فکرش درباره گناه زیاد شد، به سوی معاصی کشانده میشود»[61]

10. توجّه خود به امور مثبت و ارزشمند مثل: درس خواندن، ورزش،  آشپزی یا نظافت خانه و... را بیشتر کنید. ارزش عمر را بایستی درک کرد و غنیمت شمرد؛ و از تمام لحظات آن استفاده کرد و برای امور مفید و ثمربخش گذراند. دستاورد افرادی که کسب علم، ایمان، تقوا، کار و کوشش را ارزش می‌‌دانند بسیار زیاد است. در مقابل، کسانی که خوش گذرانی و شهوترانی را ارزش می‌‌دانند زندگی خود را بر اساس آن قرار می‌‌دهند.

11. تمام لحظههایتان را از کارهای مفید پر کنید. بیکاری به شدت به تحریک غریزه دامن می‌‌زند. بیکاری مساوی است با خیالپردازی. خیال پردازی نیز موجب تحریک غرایز می‌‌شود. فردی که از کار کردن می گریزد تمام وجودش در معرض هجوم نفس امّاره است. یکی از مهم ترین راه های کنترل تحریکات، مشغول شدن به برنامههای جذّاب و سالم و مورد علاقه است. همچنین، سعی کنید در کارهای دسته جمعی شرکت کنید.

12. خود را در شرایط و مکانهایی که تحریک کننده است قرار ندهید. به خصوص چشم و گوش خودتان را کنترل کنید، دیدن و شنیدن صحنهها و صداهایی که تحریک کننده است را بر خود منع کنید. چشم انسان کانال ورود چیزهایی است که از قلب می‌‌گذرد و بر اندیشه انسان اثر می‌‌گذارد و در نهایت سبب رفتاری می‌‌شود که از انسان سر می‌‌زند.

13. نیروی مقاومت خود را از طریق ورزش و روزه بالا ببرید که هر دو در منابع دینی سفارش شده اند.

ورزش؛ انرژی روانی و جسمانی را تخلیه می‌‌کند و از انرژی مفرط فرد می‌‌کاهد و علاوه بر فواید جسمانی، در تقویت شخصیت عقلی، اجتماعی و اخلاقی نیز مؤثر است.

روزه؛ نیز علاوه بر این که به لحاظ بدنی مقاومت انسان را در برابر خواهشهای غریزی بالا می‌‌برد از نظر روحی و روانی نیز با پرهیز از امور شهوانی انسان را به قرب الهی نزدیک می‌‌کند و همچنین بدن در طول روز از انرژیهای ذخیره شده استفاده می‌‌کند و این امر از شدت غریزه میکاهد.

14. برای تغذیه خود برنامهریزی کنید. غذاها برحسب مواد تشکیل دهنده آنها نسبت به تحریک غریزه جنسی متفاوت هستند؛ بعضی غذاها مثل: سرخکردنیها، ادویه جات، و غذاهای مقوّی و گرم، محرّک هستند.

15. پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان یا نرم و لطیف در تحریک غریزه مؤثر است.

در نهایت باید گفت، انسان موجودی مختار و دارای اراده است و باید خود و تصمیماتش را کنترل کند. درواقع، ما با مدیریت و کنترل خود می توانیم بگوییم توانا شده و شأن انسانی پیدا کرده و مسئول کارهای خود هستیم.[62]

ضمناً به این تذکرات توجه کنید:

- همه این امور باید به صورت مستمر تداوم یابد تا نتیجه بخش باشد.

- در تمام حالات از خداوند برای حفظ پاکی کمک بخواهید.

خداوند در قرآن فرموده:

«وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِه»[63]؛ «کسانی که امکان ازدواج نمی‌‌یابند، عفّت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بینیاز نماید».

 

آتش و پنبه

پرسش 29. بعضی از مشاورها می‌ گویند ازدواج در سن کم مربوط به زمان های گذشته بوده و از طرفی هم پسر و دختر مانند آتش و پنبه هستند؛ آیا می‌ شود واقعاً صبر کرد؟!

بعضی ها، دختر را به پنبه و پسر را به آتش تشبیه می کنند و معتقدند نزدیک شدن این دو به یکدیگر به طور طبیعی، به شعله وری کشیده می شود. از سوی دیگر برخورد دختر و پسر جوان در جامعه امروزی، امری اجتناب ناپذیر است. نمی توان انتظار داشت که آنها وجود یکدیگر را نادیده گرفته یا به محض مشاهده  هم، از یکدیگر فرار نمایند. نفی مطلق ارتباط میان دو جنس، به اندازه ارتباط مطلق میان آن دو زیان بار و اسفناک است. بنابراین باید با آگاهی و اراده قوی غریزه جنسی مدیریت شود.

دختر و پسر نوجوان اگر در ابتدای بلوغ خود را درگیر دل بستگی های مجازی نکند و با حفظ احساسات پاک خود تا زمان مناسب برای ازدواج صبر نماید، از بسیاری از نارسایی های روحی و روانی و جنسی مصون می ماند.

والدین و مربیان تربیتی که مسئولیت اصلی در تربیت نسل جوان را برعهده دارند: یا اصلاً نمی دانند با فرزندان چگونه باید رفتار نمایند. یا خود به آموزه های دینی و تربیتی آگاه و پای بند نیستند و یا نمی دانند که رفتار صحیح را چگونه باید به فرزندان منتقل کرد یا نمی خواهند و یا نمی توانند، در صورتیکه اگر والدین و مربیان تربیت و تقوای رفتاری و جنسی را در فرزندان و نوجوانان نهادینه کنند، تقوای درونی را در وی بنا نهاده و تقویت کرده اند. فطرت بیدار و تقوای درونی برترین نگهبان هر فرد است و در این صورت نیازی به مراقبت های پنهان و آشکار نیست.

در صورتی که نوجوانی با بیداری تدریجی غریزه جنسی طی شود و نوجوان فرصت یابد تا آشفتگی ها و غرایز خود را به واسطه پدیده حیا، تا حدی کنترل نماید و تعادل و تعالی بخشد، کم کم گرایشی انسانی به سمت جنس مخالف خود احساس می کند. این احساس مقدمه بسیار خوبی برای یک ازدواج موفق است.

ثمره روابط ناسالم بین دختر و پسر، بدبینی و حس عدم اعتماد به جنس مخالف است که نتیجه آن در ازدواج معلوم می گردد اما بنیان یک ازدواج سالم و موفق داشتن اعتماد و خوش بینی نسبت به جنس مخالف است.

روش های نادرست ارتباط بین دختران و پسران، منجر به برخوردهای نامناسب، با رویکردهای ذیل می شود:

- شرم افراطی،

- دست پاچگی و هیجان زدگی،

- خشکی، سردی و محدودیت و به دور از آداب معمول و مشروع؛

- پرخاشگری، بی عاطفگی، ترش رویی؛

- کینه توزی، ناسازگاری، قهرآمیز بودن؛

این روش ها توسط کسانی عمل می شود که با آموزه های دینی آشنایی چندانی نداشته اما می خواهند به ظاهر دین دارانه عمل کنند و یا بی باکانه تصمیم بگیرند.

دختر دانشجویی بود که خانواده مقید و دین داری نداشت و خواستار این بود که برخلاف باورهای خانوادگی خود مطابق آموزه های دینی زندگی کند. برخورد عملی وی با دانشجویان پسر حتی دانشجویان مذهبی، برخوردی سرد، خشک و حتی گاهی دور از ادب بود به همین جهت کسی خواستار ازدواج با وی نبود و همین مسئله وی را نگران کرده بود. سؤال اصلی او این بود که آیا در جلسه خواستگاری می شود با خواستگار خود شوخی داشته باشیم؟ علت این سؤال این بود که وی گمان می کرد برای اثبات خوش اخلاقی اش باید کاری انجام دهد و شوخی در جلسه خواستگاری، با نامحرم را بهترین راه دیده بود. وقتی به وی پاسخ منفی داده شد، بلافاصله سؤال کرد پس خواستگار از کجا بفهمد که من خوش اخلاقم؟!

این دختر و مشابه او نمی دانند که مجموع رفتار ما در اجتماع است که قضاوت در مورد ما را شکل می دهد و پسر همکلاسی با پسر خواستگار فرقی ندارد و در هر دو مورد باید ضوابط را رعایت کرد و در این گونه موارد بیشتر باید از مانع تراشی های بی جا مانند ادامه تحصیل و سخت نکردن شرایط ازدواج، جلب اعتماد کرد و برای یک زندگی ساده و سالم، آمادگی خود را اعلام کرد.

 

ارضای شهوت!

پرسش 30. گاهی حس می‌‌کنم شهوتم به جایی می‌‌رسد که باید ارضا بشوم. چه کار کنم؟ استمنا هم خیلی زیاد داشتم. چند ماهی است ترک کرده ام. ممکن است مشکلی برایم پیش بیاید؟

قبل از پاسخ به سؤال اصلی شما بهتر است بهطور خلاصه در مورد عوارض خودارضایی و تأثیرات سویی که بر جسم و روان انسان بر جا می گذارد سخن بگوییم. عمل غیرطبیعی خودارضایی در جسم انسان آثار سویی را برجا می‌‌گذارد که در دو مرحله می توان به تبیین آن پرداخت:

1. مرحله مشکلساز: در افرادی که مدتی گرفتار خودارضایی شده اند، عوارضی چون: خستگی و کوفتگی، عدم تمرکز حواس، ضعف حافظه و استرس و اضطراب، معمولاً وجود دارد.

2. مرحله گرفتاری شدید: در این مرحله عوارضی چون؛ نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی، حساسیت بیش از حد و زودرنجی، ناتوانی جنسی زودرس در جوانی، بی خوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه ایجاد می شود.

خودارضایی آسیبهای روحی و روانی بسیاری به دنبال دارد که عواملی چون اضطراب، افسردگی و لذت نبردن از زندگی، بداخلاقی، تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، عدم اعتماد به نفس و عذاب وجدان از شاخصهای آن است. باید بدانیم که دین اسلام با هرگونه ارضای نیازهای انسان به صورت غیرطبیعی و از مجرای غیرصحیح مخالف است.

از نگاه اسلام نیاز جنسی یک نیاز طبیعی است و باید در بستر صحیح و چارچوب ازدواج انجام شود. تا وقتی که جوان فرصت ازدواج را ندارد می تواند با تقویت ایمان و اراده، تقوی، گرفتن روزه، پرهیز از نگاه به تصاویر و فیلم های مبتذل، پرهیز غذایی، ورزش، انجام فعالیت های مفید و پر کردن اوقات فراغت به این نحو خود را از ارتکاب اعمال زشتی چون خودارضایی حفظ کند. افرادی که خودارضایی می‌‌کنند باید در نظر داشته باشند که می‌‌توانند به وسیله نیروی ایمان خودارضایی را ترک کنند تا در اولین فرصت که شرایط ازدواج برایشان مهیا شد ازدواج کنند.

به شما تبریک می گوییم که توانستید از این مسئله رها شده و آن را ترک کنید و این را هم بدانید که با تصمیم درست و منطقی می توانید برای حفظ سلامتی جسمی و روحی خود گام بردارید و مشکل خویش را جبران کنید.

بهطور کلی شما باید به این نکته توجه نمایید که در مواجهه با میل جنسی چهار اصل داریم:

اصل اول، ارضای میل جنسی: این نیاز طبیعی است و اشباع طبیعی و سالم و صحیح آن از طریق ازدواج است. اگر شرایط ازدواج فراهم است، ازدواج کنید. 

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

«وَ أَنکِحُواْ الْأَیامَی  مِنکمُ  وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمُ  وَ إِمَائکُمْ إِن یکُونُواْ فُقَرَاءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»[64]؛ «مردان و زنان بیهمسر خود را همسر دهید... خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می‌‌سازد».

اصل دوم، پیشگیری: یعنی قبل از این که مشکلی رخ دهد از تحقق آن جلوگیری کنید. در زمینه انحرافات و لغزشهای جنسی بهتر است قبل از به وجود آمدن لغزش از شکلگیری آن جلوگیری کنید که یکی از مهمترین راههای آن دوری از زمینه های تحریک جنسی و ارتباط با دوستان خوب و رفتن به محیط های سالم مانند مسجد و زیارتگاه ها است.

اصل سوم، کنترل: به معنی بازداشتن ارادی یک انگیزه یا تمایل و مقاومت در برابر اشباع آن در شرایط نامناسب است که از آن به کنترل نفس هم یاد شده و از راههای متفاوتی قابل اجراست. فرونشاندن شهوت از راه روزه است، نخوردن غذاهای محرک و غذاهای تند، کنترل گفت و گو و مصاحبت با افراد خوب، تقویت ایمان، تقویت حیا و مطالعات سودمند، یاد قیامت در این امر تأثیر زیادی دارد.

اصل چهارم؛ از آنجا که برخی از رفتارها مورد تأیید نیست ضرورت دارد درصدد حذف آنها و جایگزین کردن رفتارهای شایسته برآییم. یعنی تغییر رفتار از غلط به صحیح. انجام فعالیت بدنی سودمند مثل ورزش بسیار مؤثر است.

در مورد قسمت دوم سؤال شما باید گفت پس از ترک این عمل برای شما مشکلی پیش نخواهد آمد البته به شرطی که این امور را مورد توجه قرار دهید:

- دوری از یأس و ناامیدی تا رسیدن به نتیجه مطلوب؛ زیرا این تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورهاست، ترک برخی عادات در زمان کوتاه و بدون راهنما کاری بس دشوار است.

- تلاش برای تقویت اراده از دیگر گامهای مهم است. از جمله راه های تقویت اراده تلقین به خود است «مثال: من به خوبی قادرم...».

- برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشید.

 

 

کنجکاوی

پرسش 31. پنج سال است خودارضایی می‌‌کنم. اول به خاطر کنجکاوی و ناخواسته بود و بعد به عادت تبدیل شد. زیاد توبه و عبادت کردم. یک بار 6 ماه ترک کردم و باز انجام دادم، باز توبه کردم ولی یک هفته پیش باز ناخواسته انجامش دادم. اراده از من سلب شده است.

نکته ای که در ابتدا نباید از آن غافل شد این است که در درمان هر بیماری سه عامل کمککننده وجود دارد:

-  اراده برای درمان،

- امید و ایمان به علاج،

- قائل شدن زمان برای درمان.

خودارضایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. یعنی برای ترک و درمان آن توجه به این سه نکته بسیار راه گشا می‌‌باشد. عوامل بسیاری در ترک دائمی این عمل دخیل هستند که به برخی از آنها اشاره می شود:

تلاش برای تقویت اراده از گام های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از من سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی رود. نشانه این که هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی دهد.

برای تقویت اراده، راه های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین بهخود است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد.

ویکتور پوشه، روانشناس فرانسوی می گوید: افراد مبتلا به خود ارضایی و استمناء، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.

امید است با به کارگیری توصیههای زیر هرچه سریعتر به ترک دائمی این عمل نائل شوید.

- سعی کنید کمتر در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید. هرگاه مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شده، خود را به کاری سرگرم کنید. گفت‌‌وگو با دوستان و مشارکت در برنامههای جمعی بسیار مفید است.

- هر وقت به فکر این کار افتادید، به خود بگویید که الان خدا من را می‌‌ بیند؛ در مقابل چه کسی می‌‌‌خواهم گناه کنم؟

- هر کاری که شما را به فکر این کار می‌‌‌اندازد، یا هر صحنه ای که شما را تحریک می‌‌‌کند را سریع ترک کنید.

- به خدا توکل کنید و هیچ گاه یاد و امید یاری خداوند را کم رنگ ندانید.

- قاطعانه برای ترک این عمل تصمیم بگیرید. اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته اید امّا موفق نشده اید، در واقع شما نشان دادید که می‌‌‌توانید بر این مسئله پیروز شوید، لذا در این صورت باید به خود تلقین کنید که ارادهای قوی دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار با اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد.

- از رفت و آمد با کسانی که شما را مستقیم و غیرمستقیم به خودارضایی دعوت می‌‌‌کنند بپرهیزید، و رابطه خود را با این گونه دوستان قطع کنید.

- از صحبت کردن در مورد مسایل شهوتانگیز، دوری کنید.

- از حضور در مکانهای تنها خودداری کنید و وقتی به حمام و دستشویی می‌‌‌روید، بعد از شستشو، حمام را سریع ترک کنید.

- شبها قبل از خواب مطالعه کنید و با لباس کامل بخوابید و بعد از بیدار شدن سریع رختخواب را ترک نمایید. همچنین هرگز به رو نخوابید.

- سعی کنید دائماً وضو داشته باشید. از ذکر خدا غافل نشوید.

- شبها در جایی بخوابید که به دلیل آن که در معرض دید دیگران هستید امکان انجام این عمل نباشد.

- به یاد داشته باشید که تصمیم دارید این عمل را ترک کنید؛ بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ این عمل نروید؛ زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.

- پشیمانی بعد از عمل را به یاد داشته باشید.

- یاد مرگ انسانساز است؛ این احتمال را بدهید که دیگر زنده نمی مانید و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوید.

- توجه داشته باشید که به خاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می‌‌‌شوید.

 

 

بارها ترک کردم!

پرسش 32. دچار استمنا شده ام. بارها و بارها ترک کردم؛ ولی 13سال است گرفتارم. به نظرم خدا خودش باید به ما جوان ها کمک کند اسباب کار را برایمان فراهم کند تا بتوانیم ازدواج کنیم. چه قدر دعای بی‌اثر بکنیم؟ همه ما دوست داریم ازدواج کنیم. چه دختر چه پسر. اگر همه ما همسر داشتیم هیچ کدام الآن دچار عذاب این گناه نبودیم. چرا پسری که دوستش دارم از من خواستگاری نمی‌‌کند؟

همانطور که خودتان هم اشاره کرده اید، بهترین راه ارضاء این غریزه ازدواج است. ولی خود قرآن با توجه به شرایط خاص می‌‌‌فرماید:

«وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یجَِدُونَ نِکاَحًا حَتی  یغْنِیهَمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»[65]؛ «زمانی که این امکان برای شما فراهم نیست، عفت را رعایت کنید تا خدا شما را از فضل خود بینیاز کند».

چنان که، افراد زیادی هستند که هنوز امکان ازدواج برایشان فراهم نشده، اما برای ارضای خود به راهکارهای غیرشرعی آلوده نمی‌‌شوند. این که خدا سبب ساز اصلی برای مهیا شدن شرایط ازدواج است کاملاً درست می‌‌‌باشد اما نقش شما به عنوان یک انسان دارای اراده و اختیار نیز برای دوری از گناه و مقابله با وسواس شیطانی امری انکارناپذیر است. بنابراین ازدواج گام دوم برای ترک عمل خودارضایی است و صد البته گام مهمی است و در ترک این عمل بسیار کمک کننده و مفید خواهد بود. اما گام اول اراده استوار و عزم جدّی خود شماست که سعی در ترک این عمل کنید و از طرف دیگر شایستگیهای خود را تا حد امکان برای پیدا شدن خواستگار مناسب بالا ببرید. پیش از همه اینها توکل به خدا و استمداد از وی برای ادامه لحظه لحظه زندگی بسیار ضروری و کارساز است.

برای فراهم آمدن شرایط ازدواج راه کارهایی وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتند از:

- اهمیت دادن به معیارهای اصلی و ساده گرفتن معیارهای فرعی به پایین آوردن سطح توقعات.

- بالا بردن شایستگی خود. مثال: کسی که احتمالاً ظاهر خوبی ندارد، سعی کند دیگر استعدادها و تواناییهای خود را گسترده دهد تا دیگران او را با خصوصیات مثبت بشناسند.

- حضور در اجتماعات سالم و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران و خوش خلقی با آنها؛ چرا که بسیاری از خانمهایی که با آنها ارتباط دارید، برای برادر یا پسر یا سایر بستگان خود در جستجوی یک همسر خوب هستند.

- آراستگی همراه با وقار در معاشرتهای اجتماعی.

- اصلاح اخلاق و رفتارهای نامناسب خود.

- احساس مسئولیت خانواده و دوستان و اقوام.

در مورد دعا چند راه کار توصیه می‌‌‌شود:

 باید توبه کنیم؛

 خالصانه از خداوند بخواهیم؛

 برخی دعاها با تأخیر مستجاب می‌‌‌شوند صبر داشته باشیم؛

 بالا بردن تقوا و قوی تر نمودن رابطه خودمان با خدا نیز در این امر مؤثر است.

 

 

می دانم گناه کردم!

پرسش 33. با پسری چند بار رابطه جنسی داشتم حالا دیگر پشیمانم. می‌‌‌دانم گناه کردم. نه خواب دارم نه خوراک. بدجور اعصابم خرد است. لطفاً مرا راهنمایی کنید.

شما به هر دلیلی که گرفتار گناه شده اید و مقطعی از زندگی خویش را در غفلت و یا عصیان در مقابل پروردگار به سر برده اید، خوشبختانه متوجّه اشتباه خود شده و پشیمان هستید، این پشیمانی و این حال بی قراری که در شماست حاصل توجّه شما به ارزشهای خود و دریافت ارزش حیات در نگاه و فکر شماست و این حال خوبی است؛ شما که از گناه خارج شده اید، امکان حیات مجدد از سوی خداوند با دادن فرصت توبه در اختیار شما قرار گرفته است. این حس، حس بیداری و هشیاری است هر چند ظاهر سختی دارد.

مولوی می‌‌ فرماید:

هر که او بیدارتر، پر دردتر           هر که او هشیارتر، رخ زردتر[66]

بدانید که شیطان در ابتدا وسوسه می‌‌ کند تا انسان به گناه بیفتد سپس بذر ناامیدی می پاشد تا از بازگشت مأیوس گردد و بعد راه برای انجام هر گناهی باز می شود. در حالی که روایات بر غیر این باور، تأکید دارند:

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:

«همه آدمیان خطا می کنند و بهترین خطاکاران توبه کنندگانند.»[67]

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:

«هر کس توبه کند خداوند او را می آمرزد و به جوارح او و جای جای زمین دستور داده می شود که آبروی او را حفظ کنند و عیب هایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته اند از یاد آنان برده می شود.»[68]

امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

«شاد شدن خداوند از توبه بنده اش بیشتر است تا شاد شدن مردی که در شبی تار، شتر و ره توشه خود را گم کند و سپس آن را بیابد. خداوند از توبه بنده خود شادتر می شود تا آن مرد که از پیدا کردن شتر خود شادمان می گردد».[69]

شما حق دارید به خاطر ارتکاب گناه و بیتوجهی به گوهر عفّت خویش نگران باشید. این گناه بزرگ است، امّا در مقایسه با دریای بی کران مغفرت و رحمت خدا ناچیز و کوچک است. شما پس از تصمیم قطعی بر ترک گناه و اراده اطاعت الهی از گناهان گذشته توبه کرده و پاک و منزّه خواهید شد.

در فکر برنامهریزی خوب و زیبا برای مطالعه و ارتقاء سطح علمی خویش،  پرداختن به کارهای هنری، ورزش، معاشرت با دوستان و بستگان و شرکت در گروه های خیریه و خدمترسانی به بندگان خدا، برای ادامه عمر نازنین خویش باشید.

شاکر این نعمت بزرگ الهی که در اختیار شماست باشید. توفیق «توبه» موقعیّت بازگشت به درگاه خداوند و موهبتی از جانب اوست. در زندگی روزانه خویش با عبادت و تلاوت قرآن و مناجات با خداوند و توسل به پیامبراکرم و اهل بیت(علیهم السلام) و بهره گرفتن از روح بلند آن بزرگواران که خود تجلی غفران و رحمت الهی هستند، از زندگی خویش بهره ببرید. چنان که درباره توبه حضرت آدم(علیه السلام) خداوند می فرماید:

«فَتَلَّقی آَدَمُ مِن رَّبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»[70]؛ «سپس آدم از پروردگارش کلماتی را دریافت کرد و به وسیله آنها توبه نمود. خداوند نیز به سوی او بازگشت و توبه اش را پذیرفت، چرا که او بسیار توبه پذیر و مهربان است».

البته مدتی طول خواهد کشید تا اثر گناه برطرف شده و لذت و نورانیت اطاعت الهی جایگزین کدورت و پریشانی گناه قبل شده و شما را به آرامش برساند.

لازم به ذکر است که اگر در آینده فرصتی صورت گرفت و خواستگاری مناسب آمد، با او ازدواج کنید و توجه داشته باشید که هیچ گاه از گذشته خویش سخن نگویید و از خداوند ستارالعیوب بخواهید که شما را مورد عنایت کریمانه خویش قرار دهد.

 

 

خواستگاری

 

چگونه؟!

پرسش 34. اگر پسر در کلاس یا محیط کار، دختری را به دلیل داشتن صفات و رفتار پسندیده برای ازدواج برگزید، چگونه باید عمل کند؟ اگر دختر در دانشگاه یا محل کار با  پسر مناسبی روبه رو شد که از وی خواستگاری کرد، چه عکس العملی باید از خود نشان دهد؟

بیشتر پسرها ادعا می کنند که: «قصد من مزاحمت نیست و اصلاً از روابط مرسوم بین بعضی دخترخانم ها با آقایان خوشم نمی آید؛ فقط می خواستم مقدار بیشتری با هم آشنا بشویم و در صورت توافق بعداً برای ازدواج اقدام کنم.» دختر هم مصرانه می گوید که قصد دوست شدن ندارد.

سؤال مهم و اساسی اینجا این است که آیا این پسر که برای خواستگاری اقدام کرده، از نظر موقعیت اجتماعی و اقتصادی به جایگاهی رسیده که بتواند به «تنهایی» برای ازدواج اقدام کند؟

مطمئناً یک دانشجوی سال دوم یا حتی آخر دانشگاه که هنوز از نظر مالی و اجتماعی وابسته به خانواده است، برای امر مهمی مانند ازدواج نیازمند تأیید آنان است. پس خواستگاری در خلوت و پنهانی و بدون اطلاع خانواده ها کمترین اثرش دل گیری خانواده طرفین و به سرانجام نرسیدن کار است. حتی اگر پسر و دختر هیچ وابستگی به خانواده خود نداشته باشند باز کدام انسان خوش فکر و قدردانی است که بخواهد بدون حضور والدین مهربان و زحمت کش خود، بر سر سفره عقد و ازدواج بنشیند؟ همه دخترها و پسرها برای تشکیل خانواده و ازدواج نیازمند تأیید و حمایت خانواده خود هستند، پس خواستگاری پنهانی چرا؟

نتیجه این نوع خواستگاری ها سردرگمی و تردید دختر در پاسخ گویی، دوستی های پنهانی و طولانی مدت و البته بی نتیجه، امکان سوءاستفاده پسر یا دختر از طرف مقابل در جنبه های روابط جنسی یا مالی، عذاب وجدان از انجام گناه، نگرانی مدام از بر ملا شدن رابطه، ترس از قطع رابطه به صورت یک طرفه به دلیل تعهدآمیز نبودن نوع این رابطه، ترس از مخالفت خانواده ها، و نگرانی های گوناگون دیگر است که بر روح و جسم جوان اثر می گذارد و شاید به دلیل پیامدهای نامطلوب این قبیل روابط است که اسلام چنین روابطی را مجاز نمی شمارد و از آن نهی کرده است.

در قرآن کریم چنین آمده است:

«الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان»[71]؛

«و (نیز) زنان پاکدامن از مسلمانان، و زنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند؛ هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید؛ نه زناکار، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید».

همچنین در آیه ای دیگر زنان را از ارتباط دوستانه با جنس مخالف بازداشته است:

«وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإیمانِکُمْ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان»»[72]؛

«خدا به ایمان شما آگاه تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آن که پاک دامن باشند، نه به طور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند».

با توجه به این آیات معلوم می گردد که ارتباط دوستانه با ارتباط نامشروع متفاوت است، و به همین دلیل در کنار آن ذکر شده و مورد نهی خداوند قرار گرفته است.

نکته مهم و اساسی این است که حتی جوان مؤمن و مذهبی گمان می کند با داشتن قصد ازدواج، ارتباط با جنس مخالف قابل توجیه می شود. به دنبال ارتباط چه بسا پسر و دختر همدیگر را پسندیده باشند و اعلام آمادگی  کنند اما موانع متعددی مانند تفاوت های فرهنگی خانواده ها، مناسب نبودن شرایط پسر برای ازدواج (تحصیل، سربازی، شغل)، برنامه ها و آرزوهای مادران و پدران برای ازدواج پسر و دخترشان و... مانع از به سرانجام رسیدن این نوع خواستگاری ها می شود. در نهایت دو قلب شکسته و مجروح به همراه شک و بدبینی والدین برای دختر و پسر جوان ما باقی می ماند.

راه حل اساسی این است که پسران جوان در صورتی که دختری را برای ازدواج پسندیده باشند، از طریق خانواده اقدام کنند. البته برخی پسران اصرار دارند اول از جواب مثبت دختر مطمئن شوند بعد خانواده خود را در جریان قرار دهند. در حالی که اگر دختر جواب مثبت داد اما خانواده مخالفت کردند اینجا پسر مسئول آسیبی است که به روح لطیف دختر وارد شده و این به دور از جوانمردی است.

پسران جوان به جای اصرار بر این که «یا این دختر یا هیچکس» این فرصت را به خود و خانواده خود بدهند تا از دور و نزدیک و با تحقیق، با دختر و خانواده وی آشنا شوند و سپس در جوّی آرام در مورد ازدواج کردن با این دختر تصمیم بگیرند. اگر قرار است پسر، خانواده خود را برای این ازدواج آماده یا راضی کند، اخلاقی تر این است که بدون درگیر کردن دختر مورد علاقه خود، اقدام کند و پس از آماده شدن خانواده خود، دختر و خانواده وی را در جریان علاقه و خواستگاری قرار دهد. بدترین اتفاقی که در این حالت رخ می دهد این است که دختر با این درخواست و خواستگاری مخالفت کند! مادران بزرگوار روش های پی گیری مناسب را می دانند و چون از ابتدا با همراهی و رضایت خانواده کار آغاز شده، پسر جوان از حمایت معنوی و روحی آنان هم در مورد پیگیری و هم در زمان شکست برخوردارست و کمتر آسیب می بیند.

اما دختران! اگر پسری در موقعیتی غیررسمی از یک دختر خواستگاری کند، مثلاً در دانشکده یا در خیابان، معمولاً دختر با این تردیدها مواجه می شود که: اگر این پسر درست و راست و صادق باشد چه؟ اگر درست برخورد نکند ممکن است یک موقعیت خوب را برای ازدواج از دست بدهد و اگر دروغ گو باشد چه؟ هیچ کس دوست ندارد که بازیچه دست آدمی دغل کار شود!

احساس و فکر دختر جوان ما در این موقعیت، دو حالت بیشتر ندارد: یا از این پسر خوشش آمده و احساس رضایت می کند و یا ناراضی است و پسر را نپسندیده است. این که از قبل این آقا پسر را بشناسد و یا نشناسد چندان فرقی ندارد. چون گاهی اوقات  پسر را از قبل می شناسد و با ویژگی های اخلاقی و رفتاری و... او آشناست و از او خوشش می آید و یا اصلاً نمی شناسد ولی در اولین برخورد احساس می کند که به نظر پسر خوبی می آید و گزینه مناسبی برای ازدواج است.  یا دقیقاً برعکس او را می شناسد و از او خوشش نمی آید و یا در اولین برخورد به دلش نمی نشیند.

اگر این پسر به نظر شما گزینه مناسبی برای ازدواج نیست، راه حل ساده است: بسیار محترمانه جواب منفی بدهید و قضیه به طور معمول باید تمام شود. ممکن است اصرار و پی گیری از طرف پسر باشد که اگر واقعاً جواب شما منفی است و از این فرد به هر دلیلی خوشتان نمی آید باید سفت و سخت همان جواب خود را بدهید و به خاطر این که ناراحت نشود و یا دلش نشکند از دادن جواب صریح منفی، طفره نروید. دل سوزی در این موارد فقط برای دخترها زحمت درست می کند.

اما اگر احساس کردید که این فرد دارای شرایط مناسبی برای ازدواج است و یا حداقل می شود برای ازدواج به او فرصت داد، به طور طبیعی دادن جواب صریح مثبت برای دختران سخت است؛ پس باید به صورت ضمنی او را متوجه این نکته بسازید؛ مثل این که بگویید «باید در این مورد با خانواده ام صحبت کنم» و یا «من این نوع تصمیم گیری ها را با کمک خانواده ام انجام می دهم» بعد هم از این فرد بخواهید که با پدر شما یا خانه تان تماس بگیرد و یا شماره تماسش را بدهد تا پدر شما با او تماس بگیرد.

تجربه ثابت کرده که پسری که قصد ازدواج ندارد به هیچ وجه حاضر به تماس با خانه یا پدر دختر نخواهد بود؛ پس اگر پسری با پدر دختر تماس گرفت، حتماً قصد ازدواج دارد و از این جهت فرد سالمی  است اما این که این فرد مناسب برای ازدواج با شما باشد و از نظر ویژگی های اخلاقی و خواسته ها با شما سازگاری داشته باشد را باید در جلسات خواستگاری و با کمک خانواده بررسی کنید.

فراموش نکنید که اگر شماره تماس این آقا را گرفتید وسوسه نشوید که خودتان با او تماس بگیرید، چون نتیجه آن در نهایت همان دوستی پنهانی خواهد بود.

 

 

از آنان تحقیق کنید!

پرسش 35. بعد از جلسه خواستگاری روابط من با نامزدم چگونه باشد؟ چه قدر می‌ توانم به اواطمینان داشته باشم؟ این که می‌ گویند از آنان تحقیق کنید چه طور تحقیق کنیم؟

بسیاری گمان می کنند که با تماس تلفنی خانواده پسر و برگزاری  جلسه خواستگاری، کار به پایان رسید و حسن نیت پسر اثبات شده پس می توان با خیال راحت جلو رفت. متأسفانه گاه پدران و مادران به اشتباه جوان خود دامن می زنند و راه را برای رابطه بی ضابطه آنان باز می کنند. به خواستگاری که هنوز خانواده دختر، شناخت کاملی از وی ندارند، اجازه می دهند تا تلفنی با دخترشان صحبت کند یا با هم در خارج از منزل ملاقات داشته باشند.

این گونه خانواده ها معتقدند که برای یک ازدواج موفق نمی توان به شیوه های سنتی و قدیمی تکیه کرد چون در این شیوه ها دختر و پسر به خوبی همدیگر را نمی شناسند و همین نقاط مبهم در شناخت، زندگی آینده آنان را به خطر می اندازد. از سوی دیگر با دوستی و ارتباط قبل از ازدواج، در مسئله ازدواج علاوه بر عقل، احساس و غریزه هم درگیر است و گذشت زمان کنترل احساس و غریزه را سخت تر می کند.

حس کاذب صمیمیت و نزدیکی در طرفین ایجاد می شود. رابطه بین دختر و پسر از هر سو که شروع شود و به هر دلیل که ادامه یابد، به دلیل سن و نیازهای آنان منجر به عادت و وابستگی، محبت و علاقه بین طرفین می شود به طوری که هر یک با این که معایب دیگری را به خوبی می دانند اما تصور می کنند که نیروی عشق بالاتر است و آنها می توانند به راحتی با این معایب و مشکلات کنار بیایند، اما چنین نیست:

که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها

گذشت زمان و برآورده نشدن نیازها حس طلبکاری در آنان به وجود می آورد و روزی به صورت گلایه و مشاجره نمود پیدا می کند و سرآغاز یک جنگ پنهان بین پسر و دختر می شود. یکی از دلایل این که ازدواج هایی که براساس رابطه قبل و دوستی بوده، به طلاق منجر می شود این است که مبتنی بر شناخت واقعی نیستد. اگر واقعاً شناخت جنس مخالف در پیش از ازدواج بتواند تضمینی برای سعادت باشد، پس چرا دختران و پسرانی که سوابق متعددی در آشنایی با جنس مخالف خود دارند، اغلب زندگی زناشویی نابسامانی دارند؟ و چرا در غرب که حد و مرزهایی برای روابط وجود ندارد باز هم پدیده طلاق بی داد می کند؟

پس چه باید کرد؟ شاید راه حل، تلفیقی از سنت گذشته و روش های امروزی باشد. حضور خانواده ها در مراسم خواستگاری و انتخاب همسر نوعی ضمانت بر صداقت و تعهد طرفین بر انجام کار است. اما ضرورتی ندارد که چشم و گوش بسته و فقط طی یک یا دو جلسه خواستگاری، کار را تمام شده فرض کنید و بعد از ازدواج از نداشتن شناخت کافی گلایه مند باشید. پس:

1. در کنار جلسات خواستگاری و صحبت با دختر یا پسری که تصمیم ازدواج با او را دارید همزمان خانواده خود را در جریان صحبت های خود با طرف مقابل قرار دهید و نظر آنان را جویا شوید.

2. علاوه بر صحبت در جلسات خواستگاری، از جلسه سوم به بعد در مورد طرف مقابل در محیط زندگی، تحصیل و اشتغال اش، تحقیق کنید. کسی که برای تحقیق می رود باید تجربه کافی داشته باشد تا به پاسخ های کوتاه و کلیشه ای افراد قناعت نکند و با سؤالات ریز و دقیق، فرد مورد نظر و خانواده اش را شناسایی کند. مثلاً اگر همسایه به او می گوید که خانواده خوبی هستند، از وی بخواهد که 2 یا 3 صفت خوب آنان را دقیقاً ذکر کند و به صورت مصداقی معلوم کند که خوب یعنی چه؟!

برای تشکیل زندگی و گزینش همسر، مهم تر و اساسی تر از علم به «بود» یا «نبود» یک سری از ویژگی ها و خصایص مثبت یا منفی، آگاهی و شناخت نسبت به «میزان» خصایص مذکور می باشد که این مهم در ارتباطات قبل از ازدواج محقق نمی گردد.

به عنوان نمونه دو سؤال «آیا او صداقت دارد؟» یا «او چه قدر صداقت دارد و در بزنگاه های زندگی چه قدر راست گویی را رعایت می کند؟» با هم تفاوت دارند و پاسخ سوال دوم مهم تر از پاسخ سؤال اول است.

پی بردن به پاسخ سؤال دوم به راحتی و با چند ماه رابطه دوستانه ممکن نیست اما در تحقیق کامل از دوستان و همکاران فرد می توان تا حدود زیادی به پاسخ این سؤال نزدیک شد. برای این منظور می توانید از خود خواستگار نشانی یا شماره تلفن دوستان و کسانی را بخواهید که به خوبی وی را می شناسند. ممکن است تصور شود که دوستان و نزدیکان یک فرد هرگز بر علیه وی حرفی نمی زنند اما تجربه کسی که به دنبال تحقیق رفته و نیز تعدد کسانی که از آنان تحقیق می کنید تا حدود زیادی واقعیت امر را برای شما معلوم می کند.

3. از یکی از بستگان نزدیک خود که از نظر اخلاقی و عقلانی وی را قبول دارید بخواهید تا از دید یک همجنس با طرف مقابل شما صحبت کرده و او را ارزیابی کند. به عنوان مثال دخترخانم از پدر یا برادر خود بخواهد که با خواستگارش صحبت و گپی مردانه داشته و او را از دید یک مرد ارزیابی کند یا پسر از خواهر خود بخواهد که چنین کاری را برای وی انجام دهد و از دید یک زن، دختر مورد نظرش را بررسی کند.

در واقع اینجا پسر و دختر جوان ما فرصت می یابد که از دید یک فرد با تجربه که مورد قبول خود وی است، همسر آینده اش را بررسی و ارزیابی کند و به نکاتی دست یابد که شاید خود وی پس از مدت های طولانی یا بعد از عروسی به آن می رسید.

در مجموع صحبت ها و سؤال و جواب های خودتان، مشاوره با خانواده، تحقیق و نظر کارشناسی یک نفر از بستگان به شما مجموعه ای از اطلاعات را می دهد که شما می توانید بر اساس آن انتخابی شایسته داشته باشید. مطمئن باشید که اگر کسی بتواند از این چند فیلتر عبور کند و باز هم نکاتی را از شما پنهان کند، فرد بسیار زرنگی است و هر قدر رابطه شما در حد همان روابط دوران خواستگاری طولانی شود باز هم اثری نخواهد داشت و فقط عاطفه و احساس شما بیشتر درگیر خواهد شد.

نکته مهم در این دوران این است که به شناخت خود و آنچه از طریق خانواده و تحقیق و صحبت با طرف مقابل خود به دست می آورید، توجه لازم را داشته باشید و سرسری از آنها نگذرید. لجاجت، دروغ گویی، عدم سلامت در رابطه با نامحرم، عصبیت و پرخاشگری و دیگر صفات ناپسند اغلب در جلسه دوم به بعد به نوعی خود را نشان می دهند و این شما هستید که باید با توجه به نکات ظریف، کلیات دقیق را شناسایی کنید.

 

 

حیای زنانه

پرسش 36. اگر بدانم در صورت عدم ازدواج به گناه می‌‌افتم اما حیای زنانه اجازه پیشنهاد ازدواج را به من ندهد و خواستگاری نداشته باشم چه باید بکنم؟

قرآن کریم در یک عبارت کوتاه وگویا می‌‌فرماید:

«وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یجَِدُونَ نِکاَحًا حَتی  یغْنِیهَُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»[73]؛ «کسانی که امکان ازدواج را نمی‌‌یابند، عفت را رعایت کنند تا خداوند آن ها را به وسیله فضلش بینیاز نماید».

در ابتد  اگر به هر دلیل ازدواج عقب افتاد، باید تمهیداتی برای کنترل غریزه جنسی انجام داد. این مطلب خیلی مهم است تا بتوان تصمیم عاقلانه گرفت. عفت پیشه کردن یعنی عوامل تحریک جنسی را کم کردن. این تمهیدات عبارتند از:

- روزه؛ که درمان فوق العاده ای برای کنترل غریزه جنسی است.

- جلوگیری از اختلاط با نامحرم (چه فیزیکی، چه ذهنی و چه بصری).

- تماشا نکردن تصاویر تحریک آمیز.

- استفاده نکردن از برخی غذاها که نیاز جنسی را تحریک می‌‌کند.

- توجه به نوع پوشش لباس (هرچه پوشش و لباس انسان گشادتر باشد و اندام را فشرده نکند، غریزه جنسی کمتر تحریک می‌‌شود. لباسهای تنگ هم فردی را که لباس را پوشیده و هم کسی را که نگاه می‌‌کند تحریک می‌‌کند. این مطلب در دختر و پسر مشترک است).

- پرکاری و تلاش.

- دغدغههای ذهنی مثبت برای خود ایجاد کردن، تا فراغت را کم کند. یکی از مشکلات برخی جوانان این است که وقتهای فراغت و بیکاری آنها زیاد است و این، بزرگترین عامل برای تحریک غریزه جنسی است.

- انجام کارهای دسته جمعی مفید و ارزشمند.

- داشتن روابط عاطفی با اعضاء خانواده و بستگان و دوستان.

عواطف که قوی شد، تأثیرات و عملکرد غریزه جنسی ضعیفتر می گردد و جولان را از غریزه جنسی می‌‌گیرد.[74]

نکته دیگری که در زمینه ازدواج مطرح و بسیار مهم می‌‌باشد این است که ازدواج همچون سایر امور زندگی به گونه ای ابتلاء و امتحان بنده است. فراهم شدنش بنده را در کانال امتحان رعایت حقوق همسر و فرزندان قرار می‌‌دهد و فراهم نشدنش بنده را در کانال رعایت حدود الهی در دوران تجرد و خویشتنداری قرار می‌‌دهد، چه بسا مجردانی، زندگی توأم با موفقیت داشته باشند و متأهلانی که پریشان و خسارت زده در صحنه زندگی مانده باشند. بنابراین اگرچه خوب است که سعی کنید شرایط ازدواج فراهم شود و از اطرافیان برای معرفی خواستگار بهره بگیرید. اما این گونه هم تصور نشود که هر کس ازدواج کند خوشبخت می شود و اگر مجرد بماند زندگی برای او قابل تحمل نخواهد بود،  بلکه کسانی مانند حضرت معصومه(سلام الله علیها) ازدواج نکردند و به مراتب بالای معرفت و معنویت دست یافتند و بسیاری از خانم ها با برنامهریزی در زندگی توانسته اند با تأخیر ازدواج کنار بیایند.

 

 

استخاره

پرسش 37. یک‌سالی از طریق ایمیل و پیامک با ‍‍پسرعمویم جهت آشنایی بیشتر برای ازدواج ارتباط داشتم. بعد از این که دو طرف نسبت به این قضیه نظر موافق داشتیم، پسرعمویم خواست با خانواده خود مطرح کند. ولی ایشان نسبت به ازدواج فامیلی و عواقب آن ترس داشتند. به مشاورین و متخصصین مراجعه کردند و آنها نظر قطعی نداده بودند. او استخاره کرد و بد آمد. بعد از این ماجرا از من درخواست کرد که رابطه قطع شود چون معتقد بود با توجه به استخاره در این ازدواج آرامش نیست. می‌ گوید احتمال دارد حمایت بزرگترها را نداشته باشیم. آیا این مسئله جای استخاره داشت و یا این که باید صبر کرد؟

چنانکه می‌‌دانید در پیوند ازدواج که واقعه مهم زندگی هر فردی است، دین اسلام شرایط جامع و کاملی برای افراد در نظر می‌‌گیرد؛ شرایطی همچون همکفو بودن. در مسئله ازدواج اسلام نمی‌‌گوید استخاره کنید بعد ازدواج کنید؛ بلکه به افراد توصیه شده در ازدواج گام نخست شناخت خانواده و مشورت با افراد صاحبنظر است.

در قرآن و احادیث و روایات اهلبیت(علیهم السلام) نیز بارها به اهمیت و ارزش مشورت با خردمندان و حکیمان تأکید شده است.

حضرت علی(علیه السلام) مشورت را بهترین پشتیبان انسانها می‌‌دانند[75] و می فرمایند:

«کسی که با دیگران مشورت کند در عقل آنها شریک می‌‌شود»[76]

بدیهی است، اهمیت و جایگاه تعقل و مشورت در ازدواج چندین برابر می‌‌شود؛ زیرا ازدواج از مهم ترین تصمیمات زندگی است. البته گاهی جوانان پس از مشورت و تعقل بسیار، بر سر دو راهی انتخاب و تصمیم گیری می مانند و برخی استخاره را از راه حلهای مناسب انتخاب در هنگام برخورد با این موقعیتها می‌‌دانند.

برخی مراجع بزرگوار تقلید مانند: مقام معظم رهبری در این باره به جوانان توصیه می کنند: «سعی کنید برای انجام کارهای خود ابتدا تأمّل و دقّت کنید و با فکر کردن راه حل مناسب را پیدا کنید و چنانچه از این طریق به نتیجه نرسیدید، با انجام مشورت خود را از تحیّر خارج کنید و اگر از طریق مشاوره با اهل فنّ و خبره در آن مورد نیز به نتیجه نرسیدید و همچنان بر تحیّر باقی ماندید، نوبت به استخاره می رسد؛ در هر صورت الزام شرعی در عمل به استخاره وجود ندارد ولی بهتر است بر خلاف آن عمل نشود.»

آیتالله مکارم شیرازی نیز در این باره می‌‌فرمایند: «استخاره نوعی مشورت با خداوند است، بدین معنی که اگر انسان در انجام یا ترک کاری مردّد شود ابتدا در اطراف آن فکر و اندیشه می‌‌کند اگر به نتیجه رسید طبق آن عمل می‌‌کند در غیر این صورت از طریق استخاره با خداوند مشورت نموده و مطابق آن عمل می‌‌نماید. عمل به استخاره واجب نیست، ولی حتّیالامکان مخالفت نشود. مگر این که مدّت قابل ملاحظه ای تأخیر بیندازد و بعد اقدام کند».

سایر مراجع عظام نیز نظراتی شبیه این دارند.

اما مسئله دیگر که در سؤال شما به آن اشاره شده، ازدواج فامیلی است که خوب است هر دو آزمایشهای کامل ژنتیکی انجام دهید چرا که بعضی بیماریها در ازدواج فامیلی یک نسل را با مشکلات، روبه رو می‌‌سازد،  اگرچه احتمال آن کم باشد.

البته اشاره به این نکته ضروری به نظر می‌‌رسد که احتمال دارد پسرعموی شما به هر دلیلی راضی به این ازدواج نباشد و این را بهانه کرده چون شما دخترعموی ایشان هستید و او نمی‌‌خواهد درگیری و اختلاف به وجود آید. در این صورت اصرار بر ازدواج به نفع شما نیست اما اگر مشکل او فقط استخاره است، قابل حل است. به این صورت که با اطلاع خانواده ها و جلب موافقت آنها مراحل آزمایش ژنتیکی را انجام دهید و برای رفع نگرانی استخاره قبلی، پس از گذشت این مدت و دادن صدقه یک بار دیگر استخاره گرفته شود و در صورتی که خوب آمد، با توکل بر خدا مراحل بعدی ازدواج را پیگیری کنید و در غیر این صورت تردید نداشته باشید که در اموری که اتفاق می‌‌افتد خیری وجود دارد و امیدوار باشید که با توکل به خدا و با منطق و عقلانیتی که در شما وجود دارد دست به یک انتخاب خوب و مناسب خواهید زد.

 

 

بستن بخت

پرسش 38. آیا بخت بستن حقیقت دارد؟  از کجا بفهمیم بختمان را بسته اند؟ چه کار کنیم باز شود؟

نخست باید دانست؛ بخت بستن بسیار اندک و نادر اتفاق می افتد و به دلیل آزار و اذیت رسانی در حوزه زندگی دیگران حرام است.

از امام رضا(علیه السلام) درباره سحر و تأثیر آن پرسیده شد، آن حضرت فرمود: سحر حق است. چون گرفتار سحر شدی برای چاره، دستهایت را برابر صورتت بگیر و بخوان دعای: «باسم الله العظیم، باسم الله العظیم، رب العرش العظیم، الا ذهبت و انقرضت»[77]؛ «به نام خداوند بزرگ، به نام خداوند بزرگ،  پروردگار عرش بزرگ این که از بین برود و محو شود».

از حضرت آیتالله العظمی بهجت(رحمت الله علیه) در باب ابطال سحر پرسیدند و ایشان جواب دادند: کسی که سحر شده، یا چشم خورده یا احتمال آن را می دهد، این هفت دستور را عمل کند:

- هنگام اذان، در جایی که زندگی می‌‌کند، با صوت آشکار، اذان بگوید.

- پس از نماز صبح، پنجاه آیه از قرآن را به صوت آشکار تلاوت کند.

- دو سوره  «معوّذتین» (فلق و ناس) را بسیار بخواند.

- پیش از خواب، «چهار قل» (یعنی سورههای کافرون، توحید، فلق و ناس) را بخواند.

- همراه خود (مثلاً در جیبش) قرآن داشته باشد. البته در هنگام پاکی قرآن را همراه داشته و در مکانهایی که شأنیت قرآن را ندارد، مثل سرویس بهداشتی و... همراه نبرد و آیات قرآن با بدن در حالت غیرطاهر تماس مستقیم نداشته باشد.

- «آیة الکرسی» را فراوان بخواند و آن را نوشته، و در خانه نصب کند.

- حرز امام جواد(علیه السلام) را همراه داشته باشد [مثلاً در انگشتری] و با دادن صدقه به حول و قوه الهی اگر سحری صورت گرفته باشد ابطال میشود.

ولی نکته ای که بسیار مهم است و در دایره توحید و عالم ربوبی جای بسی خرسندی و آرامش خاطر است، این است که سحر و جادو در برابر قدرت لایزال الهی تاب مقاومت و تأثیرگذاری ندارد و در زندگی مؤمنان که اعتقادشان این است: «لامؤثر فی الوجود الا الله»؛ «در جهان جز خداوند تأثیرگذاری نیست» تأثیر زودگذر و نابرابر دارد،  پس تأثیر سحر بیشتر دامن گیر کسی می شود که اعتماد و توکل حقیقی به خداوند ندارد. اما مؤمنان از شدت خردمندی و دانش فقط خدا را مؤثر در عالم وجود می دانند و تمام تلاش خود را در زمینه اجرای احکام و وظایف بندگی خویش نموده و نتیجه همه امور را به خدا واگذار می‌‌نمایند و شعارشان «تَوَکَّلتُ عَلَی الحَی الَّذی لا یموت وَ اُفَوِّضُ اَمری اِلَی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِباد» می‌‌باشد.

البته باید دانست که در مورد ازدواج و خواستگار باید منطقی برخورد کرد و به عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی و فراهم سازی شرایط آن بیشتر توجه کرد.

 

 

هیچ شناختی ندارم!

پرسش 39. تا به حال چند خواستگار داشته ام؛ اصلاً اهل ارتباط با جنس مخالف نیستم بنابراین هیچ شناختی از آنها و راه کارهای انتخاب صحیح ندارم. پدرم فوت شده و مادرم بی‌سواد است. عملاً کسی را برای کمک ندارم. می‌‌ترسم سنم از این بالاتر برود. کمکم کنید تا سردرگم نباشم و بتوانم تصمیم عاقلانه بگیرم.

در سؤال شما چند نکته وجود دارد که به تفکیک به آنها می‌‌پردازم:

اول، شما می‌‌توانید با برگزاری جلسات گفت وگو و شناخت (با اطلاع خانواده) و تحقیق و مشورت به یک شناخت درست و مناسب از خواستگارانتان برسید. به خاطر داشته باشید که ازدواج پیوند دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده با هم است. در خواستگاری و شناختی که از طریق خانواده انجام می‌‌شود می‌‌توانید از مساعدت فکری و نظرات خیرخواهانه آنها استفاده کنید. بنابراین نگران نداشتن رابطه و عدم شناخت از جنس مخالف نباشید که با یک ارتباط و شناخت رسمی می‌‌توانید انتخاب درستی انجام دهید.

قبل از این که به شناخت طرف مقابل فکر کنید به دنبال کسب مهارت خودشناسی و به دست آوردن معیارهای ازدواج باشید. اصول، ارزشها، اهداف و برنامه آینده خودتان. همچنین واقعیت زندگی شخصی خود و خانواده خودتان را بشناسید و به آنها فکر کنید. اگر به این توانایی برسید خیلی راحت تر می‌‌توانید افراد را مورد ارزیابی قرار دهید و انتخاب درستی داشته باشید.

دوم، بیسوادی مادر شما دلیل بیتجربگی و ناتوانی ایشان برای راهنمایی شما نیست. تجربه بهترین و مهم ترین دانش انسانها است که مادر شما نیز بدون شک این خصوصیت را دارند. پس، از مادرتان که وضعیت خانواده، خصوصیات و صلاح شما را در حال و آینده بهتر می دانند می‌‌توانید کمک بگیرید. مطمئناً در اطراف شما اقوام و آشنایان معتمدی هستند که بتوانند در این زمینه به شما کمک کنند. از خواهر و برادر و یا بزرگترهای دیگر که به صلاح شما واقف بوده و دوست و امین خانواده شما باشند نیز می‌‌توانید نظرخواهی کنید.

سوم، اگر جواب منفی شما به خواستگاران، بدون دلیل مناسب و قانعکننده و فقط از روی ناتوانی در انتخاب باشد، مطمئناً یک اشتباه بوده که ان شاءالله با تصمیم و عمل مناسب در این جهت می‌‌توانید در آینده همسر مناسب خود را انتخاب کنید و این را بدانید که برای هر کس یک سن طلایی ازدواج وجود دارد. اگر با سهل انگاری بخواهید این زمان را از دست بدهید معلوم نیست در آینده چه پیش می‌‌آید، پس خدا را شکر کنید و از او که بهترین خیرخواه است کمک بطلبید که وسایل و ابزارهای این امر خیر را برای شما فراهم کند و با همت و تلاش مناسب به انتخاب درستی برسید.

چهارم این که، در دانشگاه می‌‌توانید از اساتید توانمند راهنمایی و مشورت بخواهید و همچنین مطالعه و مشاوره بهترین روش برای شناخت معیارهای درست انتخاب همسر است که به شما کمک می‌‌کند. پس با مطالعه منابع مفید[78]، ان شاءالله به شناخت درستی از طرف مقابل خواهید رسید.

 

 

خواستگاری دختر از پسر

پرسش 40. از پسرعمه ام خوشم می‌ آید، آیا زشت نیست به او بگویم تا برای ازدواج با من با خانواده اش صحبت کند؟ فکرم را خیلی مشغول کرده؛ برای یک دختر کسر شأن نیست ابراز علاقه کند؟

همان طور که گفتید دور از شأن و منزلت یک دختر خانم است که به آقا پسری ابراز علاقه کند و این کار با روحیه او سازگار نیست. فرقی نمی‌‌کند بین آنها رابطه فامیلی برقرار باشد یا نه. برای این که بتوانید به این حالت خود غلبه کنید کاملاً خود را در وضعیتی تصور کنید که به او این علاقه را بیان کردید و ایشان محترمانه و یا غیرمحترمانه به شما بی توجهی و یا بیاحترامی کند و تمایلی برای ازدواج به شما نشان ندهد چه حالی می شوید؟ آیا این زمان برای شما سختتر است یا شرایطی که الآن دارید. پس خوب فکر کنید و به احساسات و عواطف خود غلبه کنید.

در ضمن توجه کنید اگر این موضوع در بین اقوام و فامیل منتشر شود چقدر برای شما و خانوادهتان بد می‌‌شود.

اعلام این علاقه به او، در واقع خواستگاری است و خواستگاری دختر از پسر، پسندیده نیست. افزون بر این که حیای شما اجازه نمی‌‌دهد به سمت او بروید.

امام صادق(علیه السلام) می‌‌فرمایند:

«حیا و ایمان در یک رشته و همدوش هم هستند. چون یکی برود، دیگری هم خواهد رفت»[79]

برای این که متوجه شوید او آمادگی ازدواج با شما را دارد از طریق یکی از نزدیکان اقدام کنید، کار راحتتر است؛ زیرا خانوادهها با هم در ارتباط هستند. هم چنین مادر شما می‌‌تواند با تعریف و تمجید از برخی ویژگی های خوب فرد مورد نظر، به آنان بفهماند که به خانواده آنها علاقه دارید. اما اگر از طرف آنها بازخورد صمیمی و مناسب دیده نشد، شما سرمایه گذاری عاطفی نکنید؛ موضوع را به خدا بسپارید و از خداوند بخواهید با حفظ احترام و عزت، دل آنها به سوی شما جلب شود و یا فرد مناسب دیگری برای خواستگاری اقدام کند.

 

 

هر سه شنبه به جمکران می روم!

پرسش 41.نزدیک 4 ماه است که هر سه شنبه با کاروانی به جمکران می‌ روم. پسری هم هر هفته به عنوان مداح کاروان می‌‌آید. مدتّی است که به ایشان علاقه مند شده ام. سربه‌زیر و محجوب است. من دختری مذهبی هستم که تا حالا علاقه ای به جنس مخالف نداشتم؛ اما ایشان آرامشی دارد که من را جذب کرده است. من خواهان ازدواج با او هستم. خواستگاران زیادی دارم ولی اصلاً به دلم نمی‌‌نشینند یا قسمت نشده که وصلت سر بگیرد. کمکم کنید.

در فرصتی بیندیشید که سفر شما به کجا و به چه نیّت است؟! مسلم است که این سفر برای تشرف به مسجد جمکران و اعلام بیعت با مولا و سرورمان و اعلام یاوری نیکو برای حضرت صورت می‌‌گیرد. پس سعی کنید مسیر زیارت را هم جزیی از زیارت بدانید و به دور از هر شبهه و گناهی آن را مدیریت کنید و نگاه خود را کنترل کنید. علاقهمندی به آن آقایی که مداحی کاروان شما را به عهده دارد درست است که در اصل علاقه به اهل بیت(علیهم السلام) است، لکن توجّه شما به نامحرم جلب می‌‌شود و خدای ناکرده امر مستحب که تشرف به مسجد جمکران است شما را به نگاه حرام به یک نامحرم گرفتار می‌‌کند.

به طور کلی علاقه به آقا یا پسری که به جز ظاهر و رفتار اندکی در مسیر زیارت، از او چیز بیشتری نمی دانید، عاقلانه نیست. زیرا همه ابعاد وجودی ایشان با توجه به معیارهای معرفی شده برای سنجیدن کفویّت و شایستگی برای شما آشکار نیست. در چنین مواردی اگر فرد امین باتجربه ای در اختیار دارید که اگر از علاقه شما مطلع شود زمینه خواستگاری آن آقا از شما را فراهم سازد. بدون اینکه احترام شما به مخاطره بیفتد، از ایشان استفاده کنید و اگر نه، از روبه رویی با ایشان پرهیز نمایید که امام شما که محبوب حقیقی شماست به این وابستگی راضی نیست. خوب فکر کنید! شیطان صریحاً گفت:

«قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لهُمْ صرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ؛ ثُمَّ لاَتِیَنَّهُم مِّن بَینْ  أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمَانهِمْ وَ عَن شَمَائلِهِمْ وَ لَا تجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ»[80]؛

«شیطان گفت: به خاطر آن که مرا گمراه کردی، من نیز برای (فریب) آنان، بر سر راه راست تو (به کمین) خواهم نشست آن گاه از روبه رو و پشت سر و از راست و چپشان بر آنان وارد می شوم و بیشتر آنان را سپاس گزار نخواهی یافت».

جهات چهارگونه ای که شیطان برای گمراهی ما استفاده می‌‌کند، جهات جغرافیایی نیست، دل آدمی است و از راه القائات باطل، گاهی انسان را از آینده می‌‌ترساند، گاهی نسبت به گذشته اندوهگین می‌‌سازد و گاهی از جهت «یمین» و قوّتش و گاهی از جهت «شمال» و ضعفش وی را می‌‌فریبد.

کسی که نقطه قوت و مقام و منزلتی در جامعه پیدا می‌‌کند شیطان از همین راه او را می‌‌گیرد و چنین شخصی از مقام و جاه خویش سوء استفاده می‌‌کند. شیطان نسبت به همه «عدوٌ مُبین» است و حیلههای فراوان و دامهای بی شماری دارد و هرکسی را با دام مناسب خود شکار می‌‌کند؛ برای رویارویی با این حیلههاست که سلوک و جهاد با نفس را جهاد اکبر نامیده اند. بنابراین، این خطر هست که اگر کسی دوستدار و اهل ولایت خاندان عصمت(علیهم السلام) شود، شیطان می‌‌کوشد تا مانع کامیابی او گردد. مراقب باشید از نقطه قوت شما که علاقه به اهل بیت(علیهم السلام) است استفاده نکند و با بهانه مداح بودن، مرد نامحرم را نزد شما عزیز گرداند تا حتّی شما در خلوت خویش هم به او فکر کرده و در مسیر سفر ملکوتی تشرف به مسجد مقدس جمکران، هدف اصلی شما که عبادت و راز و نیاز در آن مکان مقدس است منحرف می سازد.

عاقلانه و با رعایت تقوا آینده خویش را نورانی کنید. گاه پیش می‌‌آید دختری در انتظار خواستگاری پسری، بهترین فرصتهای پیشنهادی خویش را از دست داده و پس از مدتی دچار خسارت از دست رفتن خواستگاران و عدم خواستگاری مورد مطلوب می‌‌شود.

 

پول و زیبایی!

پرسش 42. دختری 25 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم، خواستگار ندارم. گاهی دچار افسردگی می‌‌شوم و از این موضوع خیلی عذاب می‌ کشم. بسیار معتقد و مذهبی هستم و معیارهای ایمانی برایم مهم است، اما فکر می‌‌کنم امروز همه دنبال پول و زیبایی هستند.

برای تحقق ازدواج، عوامل گوناگونی دخالت دارد: از جمله فراهم بودن شرایط روانی و اجتماعی. اینقدر بدبین نباشید. مطمئناً مردان بسیاری هستند که مثل خود شما به مسائل ایمانی و اخلاقی توجه دارند.

خداوند متعال می فرماید:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیها وَجَعَلَ  بَینَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَکَّرُونَ»[81]؛ «خداوند از جنس خودتان برای شما همسرانی آفریده که در کنار ایشان آرامش یابید».

مطمئناً این قاعده در مورد شما هم صدق می‌‌کند؛ خداوند متعال از جنس و کفو شما برایتان همسری آفریده که ان شاءالله، در تقدیر شما قرار دارد و با تصمیمگیری صحیح، خداوند از فضل خویش بینیازتان می کند. بیشک عفافی که در پیش گرفته اید بهترین و خداپسندانهترین روشی است که ان شاءالله مقدمه رسیدن به مطلوب خواهد بود.

«وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[82]؛ «کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند».

اهمیت دادن به معیار ایمان و دینداری اصل مهمی است اما به تنهایی کافی نیست. شما باید به معیارهای دیگر نیز توجه کنید. بنابراین، از نگاه یکجانبه و تک بعدی خارج شوید.

در مورد فراهم بودن شرایط اجتماعی باید گفت: گاهی دختر انزواجویی می‌‌کند حال آن که او می‌‌تواند با حفظ عفت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی، به طور مناسب حضور اجتماعی داشته باشد. برای اینکه بتوانید شرایط ازدواجتان را تسهیل کنید لازم است توانمندیها و امتیازات رفتاری و اخلاقی خود را بالا ببرید.

همچنین در محافل خانوادگی و اجتماعی  به طور ساده و سالم حضور پیدا کنید تا دیگران علاوه بر شناخت ایمان شما بتوانند خوبی های دیگر شما را نیز ببینند و شما را به عنوان یک گزینه مناسب برای موارد ازدواجی که سراغ دارند معرفی کنند. تأکید می‌‌شود سعی کنید رفتارهای اخلاقی و اجتماعی خود را تقویت کنید. اخلاق خوب و خوش رویی یکی از بهترین راههای جذب دیگران است. مطمئن باشید خیلی از خانوادهها به اخلاق خوب عروسشان بیشتر از ثروت اهمیت می‌‌دهند.

در ضمن یکی از متداولترین روش ها در فراهم آمدن فرصت ازدواج در فرهنگ ملی و دینی ما روش معرفی به واسطه افراد خانواده یا فامیل و بستگان و یا دوستان یا مراکز اجتماعی است. این افراد به دلیل شناختی که از روحیات، عقاید و خواستههای شما دارند و شناختی که از فرد مورد نظر دارند و یا با تحقیق این شناخت را پیدا می‌‌کنند بهتر می‌‌توانند به میزان هم گرایی و اشتراکات شما آگاهی پیدا کنند. این روش، هم آسان است و هم سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات بیشتری داشته و شما به صداقت فرد اطمینان خواهید داشت و تحت تأثیر احساسات و عواطف که در ارتباطهای مستقیم به وجود می آید قرار نخواهید گرفت.

دعا و توکّل به خدا را فراموش نکنید. توجه داشته باشید برای استجابت دعا هم باید همه عوامل فراهم باشد، مثلاً حال دعا و نیاز و این که به رحمت خداوند امیدوار باشید و با یقین و اصرار از خداوند بخواهید آنچه به صلاح شماست فراهم سازد.[83]

 

 

از او خوشم می آید!

پرسش 43. دانشجوی ترم 3 هستم. از پسری در دانشگاه‌مان خوشم می‌‌آید ولی نمی‌‌دانم او هم از من خوشش می‌‌آید یا نه. به خاطر او همه خواستگارهایم را رد می‌‌کنم. چه طور می‌‌توانم به او بفهمانم که دوستش دارم؟

برای کنترل ارتباط باید انگیزهها را شناخت. در مدیریت ارتباط باید واقع بینی داشت نه بدبینی و نه خوشبینی و سهل انگاری، بلکه باید خردمند بود و از ارتکاب خطا به دور بود.

خداوند می‌‌فرماید:

«گرامیترین افراد با تقواترین آنهاست».

تقوا یعنی فرد، بدی را می‌‌شناسد اما مقاومت دارد و حافظ خود است. حریم دارد، عزت نفس دارد و آلوده به ناپاکی نمی‌‌شود.

تقوا شخصیت انسان را بالا می‌‌برد و قدرت مقابله با عوامل محرک و مخرب را ایجاد می‌‌کند.

بهترین توصیه به شما فکر کردن به حالات طبیعی خودتان است، موافق فطرت زن این است که مورد خواستن قرار گیرد و بداند التماس محبت یعنی مرگ محبت. به گدا چیز با ارزش نمی‌‌دهند. برای اثبات عشق خود تلاش نکنید، بلکه سعی و تلاش خود را در جهت رشد شخصیت خود قرار دهید.

عشق دارای انواعی است که به چند نمونه آن اشاره می‌‌شود:

- عشق ناز: فرد تازه آشنا شده و این محبت در یک فضای جذاب و رمانتیک شروع می‌‌شود. به یک نگاه دل می‌‌بندد.

- عشق نیاز: تولدش در شرایط نیاز و مرگش در شرایط عادی است. شخصیتهای وابسته و ضعیف به این عشق مبتلا می‌‌شوند.

- عشق فراق: تولد در فراق است و مرگش در وصال است. به هر دلیلی که فاصله می‌‌افتد جاذبه ایجاد می‌‌کند. ترس از دست دادن و فراق دارد.

- عشق لایق: دوست دارد برای این که دوست داشتنی است. علامتش شناخت واقعیتهاست، محبوبیّت بدون مقبولیّت ماندنی نیست. اغلب، عشقهای قبل از ازدواج در مدت زمان کوتاهی از بین می‌‌رود، چون فضای رؤیایی و خیالی شکل گرفته و با واقعیت تطبیق ندارد. عشق بعد از ازدواج پایدار است، زیرا در دل واقعیت شکل می‌‌گیرد. شناخت واقعیتها تنها در شرایط واقعی ممکن است.

حال با توجه به این توضیحات می‌‌توانید از خود بپرسید که آیا عشق و علاقه شما به واسطه شناخت درست، تدریجی و بر اساس واقعیّت شکل گرفته است؟!

برای اینکه بتوانید به این حالت خود غلبه کنید کاملاً خود را در وضعیتی تصور کنید که به او این علاقه را بیان کردید و ایشان محترمانه و یا غیرمحترمانه به شما بیتوجهی و یا بیحرمتی کند؛ چه حالی می شوید؟

آیا این زمان برای شما سختتر است یا شرایطی که الآن دارید؟! پس خوب فکر کنید و به احساسات و عواطف خود غلبه کنید و آن را تحت کنترل بگیرید تا بتوانید مسئله را مدیریت کنید تا به نتیجه مناسبی برسید.

برای این که متوجه شوید ایشان نیز نظر مساعدی به شما دارد یا نه، می‌‌توانید در محیط دانشگاه از افراد معتمد مثل برخی اساتید که هر دوی شما را بشناسند و یا یکی از دوستان مشترک و مورد اعتماد و محرم اسرار خود کمک بگیرید و موضوع را با آنها مطرح کنید تا در صورت مناسب بودن شرایط و با احتمال اینکه ایشان هم نظر مثبتی به شما داشته باشند با او صحبت کنند تا در صورت تمایل به خواستگاری شما بیاید. مزیّت این کار این است که شما تکلیف خود را خواهید دانست و برای یک علاقه بیبنیان و سراب، سرمایه گذاری عاطفی، روانی نمی‌‌کنید.

البته این کار شما اشتباه است که خواستگاران خود را به دلیل یک عشق یکطرفه که مشخص نیست به سرانجام می‌‌رسد یا نه، رد می‌‌کنید. اول تکلیف خود را در این رابطه مشخص کنید، سپس به موارد دیگر با دقت توجه کنید تا به یک انتخاب درست و منطقی برسید. رد کردن خواستگار بدون دلیل منطقی نشان می‌‌‌دهد که علاقه شما هیجانی است.

به یاد داشته باشید بعضی از اشتباهات انسان در زندگی غیرقابل جبران است و عوارض منفی دارد؛ پس به آینده خود درست و عاقلانه فکر کنید. چارهکار به دست خود شماست و آن هم کنترل احساستان. برای این کار باید مهارتهای خود را زیاد کنید و از خداوند کمک بخواهید که با داشتن عفت و خودداری از گناه موقعیت یک ازدواج مناسب برایتان فراهم شود.

 

 

معرفی برای ازدواج

پرسش 44. از شما خواهش دارم که یک مقدار ملموس‌تر به سؤالم جواب دهید. من می‌‌خواهم یک دختری که قبلاً با پسری دوست بوده و فکر می‌ کنم با او رابطه زناشویی هم داشته به یکی از دوستان همسرم برای ازدواج معرفی کنم. شما را به خدا کمکم کنید این دختر حس می‌‌کنم از اشتباه گذشته اش پشیمان است. البته نمی‌‌دانم این کار من درست است یا نه؟ می‌‌خواهم اول مطمئن شوم که این کار من از نظر شرعی مشکلی ندارد؟

همان طور که دختر حق دارد همسری مناسب و پاکدامن نصیبش شود، آقا پسر مورد نظر شما هم حق دارد همسری عفیف و پاکدامن نصیبش شود.

«الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ»[84]؛ «و زنان پاک از آن مردان پاکند و مردان پاک از آن زنان پاک. اینان به خاطر پاکی و ایمانشان، از تهمتهایی که درباره شان مطرح می کنند برکنارند. برای آنان آمرزش و روزی ارجمند خواهد بود».

خصوصاً اگر ایشان با توجه به این ویژگیها به شما اعتماد کرده و موردی را که شما به ایشان معرفی نمایید حتی بدون سؤال از گذشته دختر خانم بپذیرد.

برخی رفتارهای نامناسب ممکن است جلسه خواستگاری را به هم بزند؟ در صورت فاش شدن زندگی آینده را نیز بر هم خواهد زد. بنابراین مسئولیت شما در این واسطهگری بسیار سنگینتر خواهد کرد. اگر می‌‌دانید که آن آقا پس از فهمیدن شرایط گذشته ایشان مشکلی ندارد به خصوص که دختر توبه کرده و پشیمان است و در پی جبران گذشته و کسب تقوا است، شما می‌‌توانید ابتدا بدون ذکر نام دختر و با حفظ احترام او و در هاله ای از اجمال، مطلب را با آقا در میان گذاشته و تصمیمگیری را به آن آقا واگذار کنید. اگر از پذیرش ایشان مطمئن شدید دختر را معرفی کنید، ولی اگر حساسیت نشان داد از معرفی دختر خودداری کنید تا آبروی آن دختر نرود.

بدیهی است دختر نیز با توجه به توبه و تلاش خود، نگران آینده و جایگاه خود نزد خداوند تبارک و تعالی و معصومین(علیهم السلام) نباشد. خداوند حتماً توبه ایشان را که از اعماق قلب باشد خواهد پذیرفت و شرایط موفقیت در زندگی را برای او فراهم می آورد.

 

 

سخت گیری مادر!

پرسش 45. دختری که پدر ندارد از کجا باید شوهر خوب گیر بیاورد؟ خیلی وقت است که دلم یک همسر خوب می‌‌خواهد، اما دیگر دارد دیر می‌‏ شود؛ اطرافیان درکم نمی‌‌کنند. مادرم سخت گیری می‌‌کند. باید چه کرد؟

اولین نکته مهم این است که درست است که شما ازدواج را برای خود ضروری می‌‌بینید اما این ضرورت نباید شما را دچار عجله و شتابزدگی کند. بنابراین، خود را از شرایط بحرانی ذهنی خارج کنید. مطمئن باشید راه های متعددی برای رفع مشکل فراهم می‌‌شود.

شما گفتید مادرتان سخت گیری می‌‌کند. احتمالاً سخت گیری مادرتان، نبودن پدر است که ایشان را وا می‌‌دارد وظیفه پدر را انجام دهند تا مصلحت شما رعایت شود. اما اگر سخت گیری غیرمنطقی و متعصبانه است می‌‌توانید با مادرتان به طور صمیمی صحبت کنید و آنچه در دلتان می‌‌گذرد را بگویید تا با مشورت هم به یک معیار منطقی و درست برسید که در ازدواجتان تسهیل شود.

شاید یکی از دلایلی که شما احساس ناراحتی می‌‌کنید نبودن یک رابطه مناسب و عمیق عاطفی بین شما و خانوده بهخصوص مادر است. سعی کنید ارتباط عمیق عاطفی با اعضای خانواده برقرار کنید؛ از این طریق درک متقابل ایجاد می شود. شما به دلیل سخت گیری مادر پی می‌‌برید و ایشان هم به نیاز و احساس شما واقف می شود.

به نظر می‌‌رسد تا حدودی به اطرافیانتان بدبینی دارید. با کسانی از خانواده و اقوام معتمد و محرم خود صحبت کنید تا وضعیت شما را بدانند و شرایط ازدواج آسان را فراهم کنند. نمی‌‌دانم سنتان چقدر است، اما هیچ وقت برای یک ازدواج مناسب دیر نیست. دخترانی مانند شما زیاد هستند اما با صبوری و عفت امیدوارند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز کند. پس نگران دیر شدن ازدواج نباشید.

نکته دیگر این که تا می‌‌توانید تواناییهای فردی و اجتماعی خود را رشد دهید، با بالا بردن توانمندیها، هنر و مهارتها، رشد صفات مثبت اخلاقی مثل خوشرویی، قناعت، صبوری، مسئولیت پذیری، با حفظ وقار و سنگینی و حضور بیشتر در محافل خانوادگی و اجتماعی مناسب، همچنین توجه به آراستگی ظاهر و باطن در فعالیتهای اجتماعی به خواست خدا همسر خوب برای شما پیدا می‌‌شود.

 

 

دخترهای کم سن و سال

پرسش 46. در شهر و روستای ما خیلی رسم بدی افتاده؛ مرتّب به خواستگاری دختران کم سن می‌‌روند. اکثر زوجین بیش از ده سال اختلاف سن دارند. ما که به سن آنها بودیم ازدواج در آن سن بد بود و حالا که ما بزرگتر شدیم دوباره سن ازدواج هم پایین آمده. درحالی‌که گاهی این دخترها از لحاظ جسمی و روحی هنوز آماده نیستند. البته تحصیلات اکثر این دخترها زیردیپلم است و پسرها هم فقط تا دیپلم درس خوانده اند. اما پسران تحصیل‌کرده هم سراغ دختران کم سن و سال می‌ روند. من و خواهر کوچک ترم حتی یک خواستگار هم نداریم.

مسئله ای که شما مطرح نموده اید دو جنبه دارد؛ یک جنبه سیاستهای کلان اسلامی و یک جنبه دستورالعملهای فردی و جزیی که متناسب با شرایط فردی و عینی توصیه می‌‌شود.

در مورد سیاستهای کلان اسلامی، بهار ازدواج دختر در حالت عادی و در وضعیت فعلی، بین 18 تا 24 سالگی است و باید بپذیریم، ادامه تحصیل با ازدواج منافات ندارد،  بلکه چه بسا بهترین نوع ادامه تحصیل در زمانی است که شخص نیازهای عاطفی و جنسیاش از طریق درست و ازدواج جبران شده باشد. ملاک حقیقی کفویّت نیز تنها تحصیلات نیست، بلکه اگر دیگر شرایط مناسب باشد اشکالی ندارد که با کسی که سطح تحصیلاتش پایین تر است ازدواج شود.

اما موضوعی که شما مطرح کردید شاید بتوان گفت یک مشکل است اما قابل حل است. متأسفانه رفتارها و باورهای اشتباه در جامعه بهخصوص جوامع کوچک مشکلاتی را برای عده ای ایجاد می‌‌کند که سخت می‌‌شود جبران کرد.

برخی دخترها ادامه تحصیل نمی‌‌دهند و شاید پسرها هم خیلی تحصیلات بالایی نداشته باشند و به دلیل یک باور سنتی که مرد باید از بعضی جهات از خانم سر باشد از جمله تحصیلات، پسرها به خواستگاری دخترهایی می‌‌روند که از لحاظ تحصیلاتی پایینتر از خودشان باشند و چون شما دارای تحصیلات بالایی هستید آنها به خودشان اجازه نمی دهند تا به خواستگاریتان بیاید. شما تحصیل را انتخاب کرده اید؛ برای انتخاب خودتان ارزش قائل شوید تا راحتتر باشید. علاوه بر این، اگر با این شرایطی که گفتید راضی به ازدواج با فردی با تحصیلات پایینتر از خودتان هستید این را به طریقی به اطرافیانتان بگویید تا اگر کسانی باشند که مایل به ازدواج با شما هستند ولی به دلیلی پا پیش نمی‌‌گذارند، با اطمینان خاطر اقدام کنند. علاوه بر آن در مورد رفتار خود و خانوادهتان تجدید نظر کنید. شاید رفتار شما در بین اطرافیانتان طوری است که دیگران بین خودشان و شما تفاوت و تمایزی حس می‌‌کنند و همین باعث عدم اقدام آنها می‌‌‌شود. در ضمن دقت کنید توان مندیها و رفتارهایی که در بین اطرافیانتان پسندیده است و باعث توجه آنها می‌‌شود را بشناسید و آن ها را در خود ایجاد کنید.

همچنین سعی کنید ارتباطهای وسیع‌‌تر خود را با اجتماعات خانمها فراهم کنید تا در شرایطی قرار بگیرید که برای انتخاب مناسب مورد شناسایی قرار بگیرید و در همه حال دعا کنید و از خداوند بخواهید آن چه صلاح است را فراهم کند.

 

 

خواستگار و سهمیه دانشگاه ها

پرسش 47.گناه ما چیست؟ چرا هرچه از خدا می‌ خواهم که یک نفر خوب نصیبم کند نصیبم نمی‌‌کند؟ هر روز دعا و گریه می‌‌کنم. خدایا! کاری کن من به گناه نیفتم. کمک کن ازدواج کنم. اگر هم در طالعم ازدواج نیست لااقل این را به نحوی به من بگو. از نظر تحصیلات هم من فوق لیسانس هستم اما برای مشغول شدن به کار باید امتحان بدهم و از هفت خوان سهمیه‌داران رد بشوم، آیا این عدالت است؟ اگر پدران آن‌ها رفتند و زحمت کشیدند و شهید شدند اجرشان با خدا؛ چرا فقط به صرف این‌که پدرش شهید شده باید بدون هیچ تلاشی دانشگاه برود بعد هم حتماً استخدام شود؟

در ابتدا باید این نکته را یادآور شویم که باید به لطف و محبت خدا امید بیشتری داشته باشید و مطمئن باشید که با عمل صحیح و دعا به خواسته صحیح خود می‌‌رسیم، اگرچه ممکن است با تأخیر همراه باشد. باید برنامه ریزی زندگی شما به سوی فراهم آمدن شرایط اولیه ازدواج باشد هرچند این شرایط چند سال بعد محقق شود.  فراهم کردن موقعیت برای خواستگار مناسب نیاز به اقدامات ذیل دارد:

اقدام اول؛ اهمیت دادن به معیارهای اصلی و ساده گرفتن معیارهای فرعی و پایین آوردن سطح توقعات می‌‌باشد.

اقدام دوم؛ بالا بردن شایستگی خود، به طوری که سعی کنیم استعدادها و تواناییهایمان را گسترده کنیم تا دیگران، ما را با خصوصیات مثبتمان بشناسند و حضور در اجتماعات سالم و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران حضور فعال داشته باشیم.

اقدام سوم؛ آراستگی همراه با وقار در معاشرتهای اجتماعی و فعالیت های خوب و مناسب، به طوری که با اصلاح اخلاق و رفتارهای نامناسب خود به تقویت مهارتهای مناسب ارتباط و از جمله خوش خلقی و احساس مسئولیت در خانواده و در میان دوستان و اقوام داشته باشیم.

مسلماً قراردادن سهمیه برای این عزیزان در راستای تحقق عدالت، آموزه های اسلامی و منافع ملی است و یکی از وظایف حکومت اسلامی می باشد این گونه ترجیحات برای فرزندان شهدا به این خاطر است که نشان دهیم مردم ایران فداکاری پدران و شهادت آنها در راه دین و کشور را فراموش نکرده اند و ترجیحاتی که دارند چیز قابلی نیست که منت بر سر آنها گذاشته شود و ضربه روحی و فقدان پدر را جبران کند و دلایل متعددی پشتوانه این اقدامات می باشد که مهم ترین آنها عبارتند از: اجرای عدل و قسط که یکی از مهم ترین وظایف حکومت اسلامی در جامعه می باشد اقتضا می کند که به هر فردی از افراد جامعه براساس میزان خدمات و اقداماتی که برای جامعه انجام می دهد، توجه شده و حق متناسب خود را دریافت نماید. بر این اساس فرزندان شهیدی که پدرانشان جان بر کف نهاده و با ایثار و فداکاری خود امنیت ملی، تمامیت ارضی، منافع ملی کشور را از هجوم بیگانگان به قیمت جان خود یا از دست دادن بهترین سال های خود در زندان های دشمن، تأمین نموده اند براساس عدل و انصاف حکومت اسلامی باید متولی امور زندگانی آنها و جبران خسارت های وارده باشد.

چنان که حضرت علی(علیه السلام) در فرمان خود به مالک اشتر می نویسد:

«هرگاه کسی از سپاه تو به درجه شهادت رسید و یا شخصی از دشمنانت در اثر قتل و جرح به گرفتاری شدید مبتلا گردید در این صورت همانند وصی دلسوز و مورد اعتماد کارهای خانواده آنان را اداره کن تا اثر فقدانش در میان اهل بیت او ظاهر نگردد».[85]

ضرورت این مسئله را یک حرکت حکومتی و عمومی تلقی می نماید و این مسئله علاوه بر جنبه اقتصادی شامل سایر امور عاطفی، تربیتی و آموزشی می شود. سیره آن حضرت در طول حیاتشان همواره بر توجه کامل به امور خانواده های شهدا و ایثارگران نسبت به نیازهای آن زمان تأکید دارد. نمونه آن داستان معروفی است که حضرت به زن و فرزند یکی از شهدا در آوردن آب و طبخ نان کمک می کند و حتی صورت به آتش تنور گرفته و از بی خبری حکومت از این خانواده ناراحت است.

همچنین در پیمان صلح امام حسن آمده است: «معاویه موظف است همواره از خراج مبلغ یک میلیون درهم تسلیم امام حسن(علیه السلام) نماید تا میان بازماندگان شهدای جنگ جمل و صفین که در رکاب علی(علیه السلام) کشته شده اند تقسیم شود».

بنا بر آموزه های اسلامی هرگونه کوتاهی در رسیدگی به امور این عزیزان ظلم به حقوق مسلم آنان بوده و منافی عدل و قسط می باشد. چگونه می توان کسانی را که در راه تأمین امنیت و آسایش دیگران و حفظ کیان اسلامی بهترین شخص خود را که از همه لحاظ تأمین کننده زندگی آنها بوده از دست داده اند یا معلول و مجروح شده اند یا بهترین سال های عمر خود را در زندان های دشمن یا در جبهه ها از دست داده اند و خود و خانواده اش گرفتار عقب ماندگی اقتصادی، تحصیلاتی و... شده اند را با افرادی مرفه که در پشت جبهه ها در سایه امنیت و آرامش ناشی از فداکاری این عزیزان به زندگی خود پرداخته و از همه مواهب دولت اسلامی برخوردار شده اند را مساوی دانست. آیا این عین ظلم و بی عدالتی نیست.

در نظر قرآن کریم نیز رزمندگان با کسانی که در خانه نشستند مساوی نیستند.

«لا یَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْرًا عَظیمً»[86]؛

«مؤمنان خانه نشین که زیان دیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند یکسان نمی باشند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد می کنند به درجه ای بر خانه نشینان مزیت بخشیده، و همه را خدا وعده نیکو داده، و مجاهدان را بر خانه نشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است».

 مسئله دیگری که حائز اهمیت می باشد تغییر اوضاع و شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و... می باشد. براساس قوانین حاکم در آن زمان غنایم حاصل از جنگ ها اعم از سلاح، زیورآلات و... بین رزمندگان توزیع می شد و کسانی که در جنگ حاضر نبودند بهره ای نیز نداشتند.

 به عنوان نمونه، ابن ابی الحدید از ابوالاسود دئلی روایت می کند: «پس از پیروزی امام علی(علیه السلام) در جنگ جمل آن حضرت وارد بیت المال بصره شدند و تمام آن را که بسیار هم زیاد بود بین سپاهیان خود که در جنگ حاضر بودند تقسیم نمودند. مردی که در جنگ شرکت نکرده بود تقاضا کرد که به او هم سهمی بدهند. امام(علیه السلام) سهم خود را به او بخشیدند».

اما در زمان ما به علت تغییر اوضاع و شرایط زمانه و تغییر شیوه تأمین امنیت مردم، مدیریت اقتصادی و... دیگر نمی توان مثلاً سلاح های به دست آمده در جنگ مثل هواپیما، توپ، تانک و... را یا منابع عظیمی را که از دشمن به دست می آید یا بازپس گرفته می شود و... را بین رزمندگان تقسیم نمود و مصلحت حکومت اسلامی نیز اقتضا نمی کند ولی باید حداقل به میزان سایر افراد جامعه امکانات پیشرفت و وسایل مورد نیاز این عزیزان را تأمین نمود. هزینه کردن درصدی از سرمایه آموزشی کشور برای نوجوانان بی پدر هزینه زیادی نیست. علاوه بر اینکه پدران همین فرزندان غالباً جوانانی بودند که می توانستند از سرمایه کشور برای تحصیل خود استفاده کنند بودند آنان حفظ از کیان اسلامی و مرز و بوم کشور و فدای جان خود را انتخاب کردند و سزاوار نیست که این افراد از امکانات تحصیلی پس از جنگ نیز محروم باشند.

از این نکته غفلت نکنیم که: باید توجه داشت که معنای توحید و عدالت این نیست که همه افراد جامعه چه آنهایی که هشت سال در راه دفاع از این مرز و بوم در جبهه ها جنگیدند و همه هستی خود را در طبق اخلاص قرار دادند و یا آنهایی که سالیانی در سیاه چال های صدام زیر شکنجه بودند، با آنهایی که حتی یک بار هم از ترس جان و مال خود پا به جبهه ها نگذاشتند، یکسان و مساوی قلمداد شوند؛ این کمال بی عدالتی است که به چشم تساوی به آنها نگاه شود.

در هر صورت عمل به آموزه های اسلامی و سیره معصومین(علیهم السلام) و همچنین رعایت عدالت، قدردانی از عزیزان یاد شده، در نظر گرفتن سازوکارهایی مناسب برای جبران مشکلات و کاستی های مختلف زندگی این عزیزان را وظیفه نظام اسلامی به هر طریق ممکن و مشروع می داند و چنین پاسداشت و تکریمی از ایشان کاملاً منطقی و عادلانه می باشد و بالاخره این که این مسئله اختصاصی به نظام ما هم ندارد.

به عنوان نمونه برخی کشورهای اروپایی هنوز به بازماندگان جنگ جهانی دوم تسهیلاتی ارائه می دهند. یا این که در آمریکا سربازان شرکت کننده در جنگ می توانند به صورت رایگان وارد دانشگاه بشوند و خانواده هایی که سرپرست آنان در جنگ از بین می رود مشمول حمایت های مختلفی قرار می گیرند.

 

 

خدا جوابم را نداده

پرسش 48. دو سال است که دعا می‌‌کنم تا خدا به من همسری خوب عطا کند، اما خدا جوابم را نداده است. هر کاری که فکرش را بکنید کردم: ختم چهل گانه نماز شب و نماز استغاثه به حضرت زهرا(سلام الله علیها) و دعای توسل و زیارت عاشورا و ختم قرآن و انواع و اقسام اذکار و ادعیه. بنابراین تصمیم گرفتم با خدا قهر کنم و دیگر حتی نماز هم نخوانم. دارم ایمانم را از دست می‌‌دهم. حال خوبی ندارم. شنیدم در سحرگاه دعا رد نمی‌‌شود؛ چهل سحر دعا کردم. پس جواب من چه می‌‌شود؟

واقعیت کنونی جامعه بالا رفتن سن ازدواج به طور همگانی است،  نداشتن خواستگار پدیده ای اجتماعی است که عوامل متعددی دارد به گونه ای که وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه، بعضی توقعات و انتظارات خانواده ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن و مشکل بیکاری پسران و عدم توانایی آنها برای تأمین نیازمندی های زندگی مستقل از جمله عواملی است که موجب این امر گردیده خداوند تبارک و تعالی در قرآن یک راه کار اساسی برای این امر تعیین نموده که اگر مسئولین و دست اندرکاران و خانواده ها به آن توجه  کرده و عمل نمایند این مشکل به طور قطع حل خواهد شد و آن این که در قرآن می فرماید:

«وَأَنکِحُوا الْأَیَامَی مِنکُمْ»[87]؛ «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید».

یعنی وظیفه شماست که شرایط ازدواج را فراهم کنید. شایسته است از همت خانواده ها و اطرافیان و افراد دلسوز و با تجربه جهت آشنایی و معرفی موارد مناسب ازدواج بهره گرفت.

یکی از مهم ترین شیوه های دیگر دعاست که در سوره فرقان می فرماید:

«رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِمام»[88]؛ «پروردگارا عطا فرما به ما همسر و فرزندانی که مایه روشنی چشم ما باشند».

و به طور کلی باید دلایلی که مانع این امر هستند برطرف گشته و عواملی که می تواند در ایجاد آن اثر داشته باشند را فراهم نمود.

اول از شما سؤال می‌‌کنم چرا فقط با دعا توقع همسر خوب را دارید؟

یکی از شاخصههای ایمان صبر و رضایت به آنچه است که خداوند در زندگی برای ما می‌‌خواهد. مؤمن معتقد است به این که هرچه در زندگی رخ می‌‌دهد خواست خدا و خیر است (الخیر فی ما وقع). پس چه طور با مستجاب نشدن آنچه دلتان می‌‌خواهد، ایمانتان کم شده؟ ان شاءالله این چنین نیست البته گاهی جوانی و کمتجربگی به نوعی کم صبری را به دنبال دارد، اما توصیه می شود ایمان و توکل خود را حفظ کنید و با راهکارهای ارائه شده شرایط را برای ازدواج مناسب فراهم کنید.

از قدیم گفته اند از شما حرکت، از خدا برکت. چه کسی گفته انسان برای رسیدن به خواستههایش فقط باید شبانه روز دعا کند و انتظار داشته باشد که خدا هم باید هرچه او می‌‌خواهد به او بدهد. دعا کردن و درخواست از خدا لازمه رسیدن به هر خواسته ای است ولی گاهی تنها دعا و نیایش کفایت نمی‌‌کند، به این معنا که ما باید بکوشیم وسائل و ابزار مورد نیاز برای رسیدن به خواستههای خود را فراهم کنیم تا آنچه صلاح ما است فراهم شود و بدانیم در بعضی مواقع دعاهای ما موثر واقع نمی‌‌شود، زیرا خداوند خیری را که ما نمی‌‌دانیم برای ما مقرر فرموده است.

اما چه کارهایی می‌‌شود انجام داد تا به خواست خدا خواستگار مناسبی فراهم شود؟

اولین موضوع این است که دختری که خواستگاری ندارد به علت عدم شناخت دیگران است. دختران باید برای خانوادهها شناخته شوند. روابط اجتماعی مثبت با خانمها و خانوادهها را باید ایجاد کرد. در اجتماعات سالم ظاهر شوید. با حفظ حریمهای اخلاقی باید در محیطهای اجتماعی همطراز خانواده ارتباط داشت. با حضور در این محافل استعدادها و خلاقیتهای درونی شما بروز می‌‌کند و مورد توجه واقع می‌‌شوید.

دوم این که، سعی کنید توانمندیها و مهارتها و هنر خود را افزایش دهید تا در این محیطها شایستگیهای اخلاقی، رفتاری، پوشش و متانت شما معلوم شود. تا آنجا که می‌‌توانید شایستگیهای خود را افزایش دهید، از همه مهم تر روی اخلاق فردی خود کار کنید. ویژگیهای اخلاقی خود مثل سازگاری، قناعت و کم توقعی، عفّت، خانهداری و پرتلاش بودن را بالا ببرید.

سوم، باید از بعضی معیارهای سخت گیرانه چشم پوشی کرد، مثل معیارهایی که بیشتر ذوقی و سلیقه ای هستند و خیلی برای ازدواج اولویت ندارند، مانند تحصیلات عالی یا ظاهر زیبا یا امکانات مالی خوب از آغاز ازدواج یا... باید کاری کرد تا دامنه انتخاب بزرگتر شود بنابراین، از بلندپروازی، رؤیاپردازی و بالا بودن سطح توقع خودداری کنید.

از طرف دیگر، اخلاق نامناسب و رفتارها و نقاط ضعفی را که در ازدواج مورد توجه قرار می‌‌گیرد از خود دور کنید. مثل بدخلقی، عصبانیت، بدزبانی، تنبلی و نامهربانی و... که هیچکس دوست ندارد با این چنین افرادی زمانی کوتاه هم زیستی کند، چه رسد به اینکه عمری را بگذراند. خوب است اینجا اشاره ای به آیه ای در قرآن کریم کنیم که می‌‌فرماید:

«وَمَن یَتَّقِ اللَّـهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرجً»[89]

یکی از موارد مهم تقوا، از بین بردن رذائل اخلاقی است که با وعده خداوند راه چاره و خروج از مشکل هم فراهم می‌‌شود.

چهارم، انسانها از آراستگی ظاهری و باطنی دیگران حس خوبی پیدا می‌‌کنند. پس توجه داشته باشید که ظاهری آراسته همراه با متانت یک خانم شایسته داشته باشید. البته منظور ما از آراستگی ظاهری به هیچ وجه آرایش و پیرایشهایی نیست که متأسفانه در قشر خاصی از جامعه رایج است. همچنین از رفتارهای سبک و دور از شأن یک خانم دوری کنید که می تواند تأثیر منفی روی دیگران بگذارد. یک عامل فرعی دیگر که می تواند اثر منفی داشته باشد عدم تفاوت ظاهر دختر خانمها با خانمهای متأهل است؛ با توجه به شرایط فرهنگی این موضوع را هم رعایت کنید.

پنجم، احساس مسئولیت و اقدام همه افراد در اجتماع از جمله در میان فامیل و دوستان معرفی دخترها و پسرهای مناسب یکدیگر به هم از امور ضروری است. البته این مورد از عهده شما خارج است اما می‌‌توانید با افراد معتمد و باتجربه اطرافتان صحبت کنید تا اگر مورد مناسبی می‌‌شناسند معرفی کنند.

در آخر دعا و توکل به خداوند و توسل به ائمه(علیهم السلام) است که شما انجام داده اید اما بدانید اگر نگاه ناامیدی به دعاهایتان دارید دعا مستجاب نمی‌‌شود. در دعا کردن هم مثل بقیه امور زندگی، چند عامل باید دست به دست هم دهند تا نتیجه بدهد. پس امیدوار باشید و با یقین و اصرار و فراهم کردن شرایط از خداوند بخواهید، خدا کسی را از خانه اش ناامید نمی‌‌سازد.

«وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»[90]؛ «هر که به خدا توکل کند، خدا او را کفایت می‌‌کند».

 

 

اعتیاد پدر

پرسش 49. شخصی در دانشگاه از من خواستگاری کرد؛ تمام شرایط اخلاقی و ایمانی مناسب و پسندیده را دارا هست. اما متأسفانه پدر و مادرشان 10 سال است که به علت اعتیاد پدر متارکه کرده اند. پدر و مادرم کاملاً مخالف هستند و حتی اجازه صحبت نمی‌‌دهند. معتقدند وی پشتیبانی ندارد و جایگاه آنها هم در فامیل خدشه‌دار می‌‌شود. چه طور باید رفتار کنم که خانواده ام رضایت قلبی داشته باشند؟

در مواردی که نظر خانواده مخالف ازدواج است و معیارهای لازم، در خواستگار و خانواده او موجود است بهترین کار صحبت و جلب اعتماد و اطمینان ایشان است، متوجه باشید که شما به رضایت پدر با توجه به حکم شرعی فقها لازم بوده و به رضایت مادرتان نیز نیاز دارید.

براساس آموزه های دینی و توصیه های لازم، احترام به والدین به تصریح قرآن کریم واجب بوده و در یک نگاه کلی، هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندشان در زندگی آرامش و آسایش کوتاه و گذران داشته باشند و با توجه به فرهنگ جامعه ما، چون والدین، تأثیر عمیق و به سزا در ذهن و کارکرد اجتماعی فرزندان دارند و بعد از تشکیل خانواده، پشتوانه خانواده تازه شکل گرفته محسوب می شوند؛ لذا همراهی نکردن آنها برای فرزندان، یک شکست محسوب می‌‌شود. زندگی اگر بدون همراهی و حمایت والدین تشکیل شود، میزان موفقیت خانواده کم می‌‌شود. راه به دست آوردن رضایت والدین، تلاش در جهت کسب موافقت آنان است.

در ابتدا واقعبینانه دلیل مخالفت آنها را جویا شوید. اگر دلیل درستی دارند شما هم باید جواب منطقی داشته باشید. به هیچ وجه در مقابل آنان جبههگیری نکنید؛ سعی کنید با تلاش کردن در محبت و تدبیر امور و مصلحت اندیشی نظر موافق آنها را جلب کنید. به این طریق که با آنها صحبت کنید و بگویید که ارزش آدمها به توانایی و شخصیت خودشان است و تحقیقاتی که انجام داده اید و مورد تأیید است را تأکید کنید، به خصوص اینکه اشتباه پدر جبران شده است و ایشان الآن در سلامت هستند و نباید اشتباه او را به پای پسر گذاشت. درست است که پدر الگوی فرزند است اما این مسئله می‌‌تواند به این شکل باشد که این فرد نتیجه و عواقب رفتار نادرست پدر را تجربه کرده و دیگر تکرار نمی‌‌کند و فراوان هستند فرزندان این چنین افرادی که بسیار موفق بوده اند.

دوم اینکه، فردی از اقوام را واسطه قرار دهید تا با آنها صحبت کند. در هر صورت با صحبت و دلیل می‌‌توانید مشکل را حل کنید. به پدر و مادرتان پیشنهاد کنید که فرصت بیشتری بدهند و بیشتر تحقیق کنند تا از این طریق اطمینان ایجاد شود. اگر به هر دلیل رضایت آنان فراهم نشد، بدون رضایت آنان اقدام نکنید گاهی در زندگی باید انتخابهای سخت بکنیم و از آنچه به نظرمان درست است دست بکشیم و به آنچه محبت داریم جدا شویم،  بدانید خود این انتخاب سخت، زمینه رشد و تعالی را فراهم می‌‌کند و دعای خیر پدر و مادر که به شدت به آن نیاز داریم بدرقه زندگی تان می شود. توکل به خدا کنید و راضی به مصلحت او شوید.

 

 

مخالفت پدر و مادر

پرسش 50. چند تا خواستگار داشتم که به نظر موقعیت خوبی داشتند ولی پدر و مادرم بدون هیچ علتی آنها را رد کردند. حالا هم پسرخاله ام از من خواستگاری کرده است. انصافاً هم درسش را می‌‌خواند هم پسر خوب و مؤمنی است. ولی پدرم رضایت نمی‌‌دهد. لطفاً راهنماییم کنید چه طور به پدر و مادرم بگویم که قصد ازدواج دارم؟

جوانان برای شروع یک زندگی موفق و پایدار نیاز به رضایت والدین دارند که پشتوانه روحی و عاطفی مستمر برایشان فراهم شود. در یک توصیه کلی برای تحصیل رضایت والدین از چند راه کار می‌‌توانید استفاده کنید:

- صحبت همراه با احترام و محبت با والدین بدون سماجت؛

- استفاده از همکاری و میانجیگری خیر اندیشان و خویشاوندان نزدیک و صاحب نفوذ بر روی آنان؛

- اصرار آمیخته به محبت و فرمان برداری و دعا به درگاه خداوند؛

- گاهی اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان یک عامل مؤثر، می‌‌تواند شما را در رسیدن به هدفتان یاری دهد. پس صبر و تحمل داشته باشید و عجولانه عمل نکنید، بلکه اجازه بدهید مدتی بگذرد.[91]

اما اگر به طور اختصاصی بخواهیم به سؤال شما بپردازیم به نکات زیر توجه کنید:

گفتید پدرتان بدون دلیل خواستگاران را رد می کنند. معمولاً بزرگترها کاری را بدون دلیل انجام نمی‌‌دهند، آن هم موضوع سرنوشت فرزندشان، پس شما باید با آنها صحبت کنید و دلیل کارشان را بپرسید. اگر از پدر خجالت می‌‌کشید با مادر مطرح کنید. با این روش به خیلی موضوعات که آنها توجه کرده اند و شما متوجه نبودید پی می‌‌برید.

اگر پسر خالهتان را مناسب ازدواج می‌‌دانید واقعاً شجاعانه و محترمانه اول با مادر صحبت کنید و در صورت مناسب بودن شرایط با پدرتان صحبت کنید. در صورتی که روابط تان با آنها صمیمی نیست با یکی از افراد خانوادهتان که می‌‌تواند با آنها صحبت کند موضوع را مطرح کنید.

همچنین بزرگترهای فامیل که پدرتان از آنها حرفشنوی دارد می‌‌توانند به شما کمک کنند. چون خواستگارتان فامیل است پس نزدیکانی که در این ارتباط هستند می توانند کمک باشند. اما همان طور که گفتم بهترین راه این است که رابطه خود را با آنها بهتر کنید و خود به طور مستقیم با مادرتان صحبت کنید تا ایشان با درایت و مهارت خود بتوانند مشکل را حل کنند. شاید مشکلات و مسائلی پشت پرده است که به واسطه کمتجربگی به فکر شما نمی‌‌رسد.

در ضمن صحبت کردن و دلیل پرسیدن به آنها نشان می‌‌دهد که این موضوع برای شما مهم است و قصد ازدواج دارید و در حین صحبت می توانید با بیان خوبی های خواستگارتان، نظر مثبت خود را برای آمادگی ازدواج بیان کنید.

در انتها به خدا توکل کنید و از او کمک بخواهید تا آنچه صلاح شما است پیش آید.

 

 

چه طور جبران کنم!

پرسش 51. خواستگاری داشتم که به علت همسطح نبودن با او پیش از خواستگاری جوابم منفی بود؛ با این وجود به علت اصرار زیاد مادرش برای خواستگاری به منزل ما آمدند. وقتی برای صحبت کردن به اتاق مراجعه کردیم، ایشان گفتند که دست‌شان در بچگی ضربه دیده و باعث شده زیبایی دست‌شان از بین برود. من اصلاً به دست ایشان نگاه نکردم حتی به چهره ایشان هم نگاه نکردم چون جوابم از قبل منفی بود. او گفت 4 سال پیش به خواستگاری رفتند و به خاطر دست‌شان جواب منفی گرفتند و تا مدت‌ها شب‌های جمعه به جمکران می‌‌رفتند و تا صبح گریه می‌‌کردند. به خاطر همین من می‌‌ترسم جواب منفی خودم را ابراز کنم و به ایشان بر بخورد و افسرده شوند. از بخت بد من، طبق گفته خانواده ایشان، این آقا با یک جلسه گفت وگو به بنده علاقه مند شده اند. به خاطر این قضیه از درس کناره گرفتم و عقب ماندم. احساس می‌ کنم که به ایشان مدیون هستم. بفرمایید من چه رفتاری باید انجام بدهم؟ اگر دینی به گردنم هست چه طور باید جبران کنم.

شما فرد مستقلی هستید و باید از روی منطق و احساس شخصی خود برای زندگی آیندهتان تصمیمگیری کنید؛ و مسلم است که احساس ترحم امروزی نمی‌‌تواند خوشبختی آینده شما را تضمین نماید. بهتر است یک بار دیگر تمام محسنات و معایب خواستگار خود را سبک، سنگین کنید و بدون جانب داری به یک نتیجه منطقی برسید. البته حتماً از والدین خود نیز کمک بگیرید.

شما فرمودید که با ایشان همسطح نیستید. اگر عدم همسطحی شما به مسائل مالی برمیگردد این امر دلیل موجّهی برای رد کردن خواستگار نیست، چرا که خداوند وعده داده است که از فضل خود کسانی را که ازدواج می کنند بینیاز فرماید:

«وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَیٰ مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»[92]؛ «عزب هایتان را و غلامان و کنیزان خود را که شایسته باشند همسر دهید، اگر بینوا باشند خدا به کرم خود توانگرشان خواهد ساخت، که خدا گشایش دهنده و داناست».

اگر همسطحی شما به امور معنوی برمیگردد که باید مقدار این عدم یکسانی سنجیده شود. شاید در مبانی با یکدیگر اختلافی نداشته باشید و فقط موارد جزیی باشد که می‌‌توان فعلاً از آن صرف نظر کرد و بعد با همفکری راهی برای آن پیدا کرد. البته در صورتی که این ظرفیت را در طرف مقابل می‌‌بینید و فردی خودرأی نباشد، شاید هم تفاوت شما به امور اجتماعی مربوط می‌‌شود که در این صورت با شناختی که از ایشان و خانوادهشان دارید، می‌‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

اگر در مجموع به این نتیجه رسیدید که کفو یکدیگر نیستید، یا به هر دلیلی از ایشان خوشتان نمی‌‌آید، پاسخ منفی خود را خیلی شفاف با مادر ایشان در میان بگذارید. باز هم تکرار می‌‌کنم که به خاطر ترحم و از سر دلسوزی وظیفه ای برای گفتن پاسخ مثبت به ایشان ندارید و دقت داشته باشید که مشکل دست ایشان نباید هیچ تأثیری در تصمیم گیری شما داشته باشد. خدا به فکر تمام بندگان خود هست. کما این که اهتمام به درس نیز نباید سد راه ازدواج شما قرار گیرد. سعی کنید با خانواده نیز مشورت کنید و نظر آنها را راجع به هم سطح بودن یا نبودن جویا شوید. شاید دید آنها به این مسئله نسبت به شما دقیقتر باشد.

 

 

گناه گذشته

پرسش 52. در سنین نوجوانی با پسر عمویم رابطه داشتم؛ البته هیچ مشکلی برایم به وجود نیامد. من آن موقع قبح این گناه را درک نمی‌‌کردم و بعد از این‌که فهمیدم دیگر تکرار نکردم. الآن به فردی علاقه‌مندم که کاملاً پاک است و فکرمی‌کند من هم پاک هستم و مهم‌ترین دلیلش برای ازدواج با من پاکی من است. مشکل اینجاست که وی این روابط را خیانت به همسر می‌‌داند و معتقد است باید از گذشته طرف مقابلش مطلع باشد. اخلاقاً و شرعاً وظیفه من چیست؟ از طرفی به ایشان علاقمندم و از طرف دیگر از فاش شدن قضیه و ریختن آبرویم می‌ ترسم.

تا آنجا که از نوشته شما برمیآید دلیلی برای فاش شدن این قضیه وجود ندارد. از طرف دیگر شما گفته اید که از قبح آن گناه مطلع نبوده اید و پس از اطلاع از زشتی عمل، آن را ترک کرده اید؛ بنابراین عمدی در کار نبوده است. و خداوند توبه توبهکنندگان را می‌‌پذیرد.

درست است که این حق افراد پاک است که با افراد پاک ازدواج کنند، اما از طرفی شما نیز در دورانی این عمل را مرتکب شده اید که آگاهی نداشته اید. باید از گذشته خود توبه نموده و گناهی که بین خود و خدایتان است را با هیچ کس در میان نگذارید و از آبروی خود محافظت کنید. به خدا توکل کنید و از او بخواهید که در جبران گذشته به شما یاری رساند.

در رابطه با گناه گذشته گفتنی است که اقرار به گناه در حضور دیگران، کار درستی نیست، بلکه اگر اشاعه گناه باشد حرام است. اعتراف به گناه در پیشگاه خداوند باید صورت گیرد. در مواردی که انسان گناه خاصی را مرتکب شده نباید آن را ابراز کند بلکه باید به  قصد آمرزش و مغفرت الهی در خلوت با خدایش از گناه اظهار پشیمانی و ندامت نماید و امیدوار به فضل و آمرزش الهی باشد و در زندگی مشترک، هم چنان بر پاکی خودتان و همسرتان معتقد باشید و با اطمینان و بدون هیچ گونه احساس گناهی رابطه صمیمی داشته باشید و فکر نکردن راجع به گذشته، آهسته آهسته خاطرات گذشته ر  فراموش کنید و تنها به موفقیت در آینده فکر کنید.

 

 

به او فرصت دادم

پرسش 53. من خیلی به دین اهمیت می‌‌دهم و هدفم از ازدواج هم این است که همسرم مرا بیشتر به خدا نزدیک کند! خواستگاری دارم که پسر خوبی است ولی در عقاید کمی ضعف دارد! به او جواب منفی دادم ولی او مرتّب اصرار می‌‌کند. به او گفتم هر وقت عقاید و افکارت مثل من شد بیا. ۳ سال هم به او فرصت دادم! نمی‌‌دانم پیشنهادم کار درستی بوده یا نه؟

خوب بود بیشتر توضیح می دادید که آیا خواستگار شما تنها در اعتقادات ضعف دارد یا مشکلات دیگری نیز دارد؟ از طرف دیگر آیا مشکلات او ضعف در مبانی اعتقادات و اصول است یا به امور جزیی و قابل اصلاح باز می‌‌گردد؟ اگر اصول اعتقادی شما دو نفر یکسان است، نیازی به این شرط نیست و می‌‌توانید با شروع زندگی مشترک با صبر و توکل نقاط ضعف را جبران سازید. اما اگر به نظر شما مشکل عمیق و ریشه ای است، جواب منفی شما اشتباه نیست. در ضمن در سؤال خود هم به عقاید اشاره کرده اید و هم به افکار. قرار نیست همه مثل هم فکر کنند. خداوند از روی مصلحت و با درایت کامل افراد را با سلایق و خصائص گوناگون آفریده است:

«... وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُو»[93]؛ «ما شما را از جماعت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست خدا دانا و کاردان است».

این که گفته می‌‌شود زن و مرد در کنار یکدیگر به تکامل می‌‌رسند به همین دلیل است که آنها با دو طرز فکر و دو شخصیت متفاوت می توانند نقاط ضعف یکدیگر را جبران نمایند.

به عبارت دیگر آنچه در وجود زن یا مرد نیست در وجود دیگری هست و به طرف دیگر در رسیدن به مقصد کمک می‌‌کند. بنابراین سعی نکنید او را کاملاً به خود شبیه کنید. کما این که شما نیز انسان کاملی نیستید. این که اگر در مبانی و اصول اعتقادی ضعفی هست باید جبران شود کاملاً صحیح است به ویژه که شما زن هستید و پس از شروع زندگی مشترک تأثیرات مرد بر روی زن، بسیار قویتر از زن بر مرد خواهد بود. به همین دلیل است که در روایات ما تأکیدی که بر رد کردن خواستگار بی ایمان وجود دارد چندین برابر شدیدتر از تأکید بر خواستگاری نکردن از زن بی ایمان است. اما فراموش نکنید که نباید از علاقه خواستگارتان به خود سوءاستفاده کنید و قصد داشته باشید پیش از ازدواج با اجبار او را شبیه خود کنید.

اما در مورد بازه زمانی 3 سال؛ نمی‌‌دانم روی چه حسابی این بازه را تعیین کرده اید و آیا اصلاً خانواده در جریان هستند یا نه؟ اگر با خانواده مشورت کنید و جواب معقولتری بدهید مناسبتر باشد. بهتر است تکلیف خود و خواستگارتان را هرچه سریعتر و با فرصتی منطقیتر و با صلاحدید خانوادهها روشن کنید.

 

 

دعا برای خواستگاری

پرسش 54. لطفاً دعایی برای سریع آمدن خواستگار خوب بیان کنید.

برای ازدواج به توصیه حضرت آیت الله بهجت، نماز جعفرطیار(علیه السلام) را بخوانید. به علاوه، این دعا را نیز در قنوت نماز و بعد از هر نماز، در سجده و یا هر وقت دیگر زیاد بخوانید: «اَللّهُمَّ اَغنِنی بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ بِطاعَتِکَ عَن مَعصِیتِکَ». برخی از بزرگان توصیه کرده اند این دعا را 114 مرتبه در یک مکان مقدس مانند مسجد یا زیارتگاه خوانده شود.

همچنین زیاد بخوانید:

«رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»[94]؛ «خدایا! بی تردید من به خیری که تو بر من فرو می‌‌فرستی نیازمند و محتاجم».

«رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِمام»[95]؛ «پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنی چشمان ما باشد، و ما را امام پرهیزکاران گردان».

این آیه را زیاد بخوانید به خصوص در قنوت نمازها و صدقه و استغفار فراوان داشته باشید و پس از هر نماز واجب از خداوند درخواست همسر شایسته نماید. چهل روز دعای «یا من تحل به عقد المکاره...»[96] را بخوانید.

از سویی دیگر از برخی معیارهای غیرضروری بگذرید و علاوه بر شایستگیهای فردی، مانند: خوش اخلاقی، ادب و تحصیل، در اجتماعات سالم مثل مساجد و برنامههای مذهبی و میهمانی ها حاضر شوید تا زمینه انتخاب شما مهیا شود و تا حصول شرایط از خداوند کمک بخواهید، که خدا کسی را از خانه اش ناامید برنمیگرداند.

 

ازدواج

 

مهریه

پرسش 55.من در شرف ازدواج هستم. ابتدای مراسم خواستگاری‌ام است که هنوز صحبتی از مهریه نشده است. من چند سال است تصمیم دارم مهریه ام کم باشد. می‌‌خواهم همچون الگویم حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بی هیچ پشیمانی مهریه ام کم باشد. چه طور باید برای خانواده ام توضیح دهم که کاملاً قانع شوند و راحت خواسته ام را قبول کنند؟ من در قید و بند مال دنیا نیستم.

مهریه (صداق) عبارت است از مالی که مرد در هنگام ازدواج به رسم هدیه و پیشکش به همسرش اعطا می‌‌کند. چنان که خداوند می فرماید:

«وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً»[97]؛ «مهر زنان را به طیب خاطر به آنها بدهید و اگر پاره ای از آن را به رضایت به شما بخشیدند بگیرید که خوش و گوارایتان خواهد بود».

آنگونه که شهید مطهری(رحمت الله علیه) بیان کرده اند: «پرداخت مهریه از سوی مرد به زن از سنن کهن در روابط خانوادگی بشری است و وضع آن نتیجه تدبیر ماهرانه ای است که در متن خلقت برای پیوند دادن زن و مرد به یکدیگر طراحی شده است، چرا که به حکم قانون طبیعت زن مظهر ناز و مرد نماد نیاز است و چنین است که مرد به طلب و خواستگاری زن می رود. پس آن گاه که مرد در مقابل اظهار علاقه و طلب خویش پاسخ مثبت و علاقه متقابل زن را می‌‌بیند برای تشکر از زن و سپاس علاقه او مبلغی را به عنوان مهریه او عطا می‌‌کند».

مهریه مالی قابل مطالبه است و هر زمان که زن اراده نماید بر ذمه شوهر است که دِین خود را بپردازد. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می شود، به معنای اظهار محبّت و علاقه و پای بندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی است.

در آموزه های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش داشته باشد، می‌‌تواند مهریه قرار گیرد؛ همانند طلا، نقره، املاک، پولهای رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه.

در ارتباط با مهریه حضرت زهرا(سلام الله علیها) باید گفت تمام دارایی حضرت علی(علیه السلام) در آن زمان منحصر به شمشیر و زرهی بود که می توانست  به وسیله آنها در راه خدا جهاد کند و شتری نیز داشت که با آن در باغستانهای مدینه کار می کرد و خود را از میهمانی انصار بی نیاز می ساخت. پس از انجام خواستگاری و مراسم عقد وقت آن رسید که حضرت علی(علیه السلام) برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه و زندگی مشترک خود را با دختر پیامبر آغاز کند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پذیرفت که حضرت علی(علیه السلام) زره خود را بفروشد به عنوان مهریه فاطمه(سلام الله علیها) در اختیار پیامبر بگذارد. زره به پانصد درهم به فروش رفت. پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) عطر بخرد و باقیمانده را به عمار یاسر و گروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه(سلام الله علیها) و علی(علیه السلام) لوازم منزل تهیه کنند.

از صورت جهیزیه حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌‌توان به وضع زندگی بانوی بزرگوار اسلام به خوبی پیبرد. فرستادگان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از بازار بازگشتند و آنچه برای حضرت زهرا(سلام الله علیها) تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:

- پیراهنی به بهای هفت درهم؛

- یک روسری به بهای یک درهم؛

- قطیفه مشکی که تمام بدن را نمی پوشانید؛

- یک تخت عربی از چوب ولیف خرما؛

- دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی و دیگری از لیف خرما بود؛

- چهار بالش، دو تا از پشم و دو تای دیگر از لیف خرما؛

- پرده؛ حصیر هجری؛

- دست آس؛

-  طشت بزرگ؛

- مشکی از پوست؛

- کاسه چوبی برای شیر؛

- ظرفی از پوست  برای آب؛ آفتابه؛

- ظرف بزرگ مسی؛

- چند کوزه؛

- بازوبندی از نقره.

یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) وسایل خریداری شده را بر آن حضرت عرضه کردند و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در حالی که اثاث خانه دختر خود را زیر و رو می کرد، فرمود:

«اللهم بارک لقوم جُلُّ آنِیَتَهَم الخَزَف »[98]؛ «خداوندا، زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها را سفال تشکیل می دهد مبارک گردان».

بنابراین برای پیروی از حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‌‌توان مقدار مهرالسنه که در عرف آن زمان مهریه متوسطی محسوب می‌‌شده است را به عنوان میزان مهریه در نظر گرفت.

ما روایاتی نیز داریم که بر مبنای آن زنانی که مهریه را زیاد می‌‌گیرند شوم و بیبرکت خوانده می‌‌شوند. در هر حال مهریه حقی است که برای زن گذاشته شده است که می تواند آن را ببخشد یا مطالبه نماید. بهتر است شما به صورت منطقی، شفاف و در کمال احترام با والدین خود صحبت کنید و نیت خود را از الگو قرار دادن حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای آنها تشریح نمایید. در نظر بگیرید که ایشان هم بدون مهریه به خانه بخت نرفتند. حتی مهریه ایشان از مهریه های خیلی پایین جامعه آن روز هم به شمار نمی رفت بلکه مهریه متوسطی محسوب می‌‌شد. شما نیز می‌‌توانید حد معروف را برای میزان مهریه خود انتخاب کنید تا کدورتی هم حاصل نشود.

 

 

محبت به همسر

پرسش 56. زن چگونه و تا چه اندازه باید پاسخ محبت مرد را بدهد؟ بعضی وقت ها روابطمان سرد می‌ شود. لطفاً‌ راهنمایی ام کنید.

اظهار محبت از طرف مرد باید با پاسخ محبتآمیز از جانب زن همراه باشد، زیرا محبت رابطه ای طرفینی است و اگر پاسخ محبت مرد داده نشود، سردی بر رابطه آنان حاکم می‌‌شود، اما به طور طبیعی باید از سوی مرد نیاز و از سوی زن ناز باشد و پاسخگویی خانم در قالب محبت باید به گونه ای باشد که عزت نفس او محفوظ بماند.

خداوند در قرآن فرموده:

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[99]؛ «از نشانههای خداوند آن است که همسرانی از جنس خودتان خلق کرد تا در کنار او آرامش یابید و میان شما دوستی و رحمت ایجاد کرد همانا در این امر نشانههایی است برای گروهی که می اندیشند».

مطابق این آیه قرآن، خداوند بین همسران این دوستی را ایجاد کرده، دوستی عقلی و قلبی و به مرحله عمل رساندن این دوستی در روابط بین همسران خدادادی است. زن هنگامی که ابراز محبت از جانب مرد را به معنای شروع رابطه زوجیت دریافت می‌‌نماید، بایسته است پاسخ این ابراز محبت را در رابطه اش با او نمایان کند. این عشق است که سبب تداوم زندگی آنان می‌‌شود. و این عشق جلوه ای از محبت بنده به پروردگار است. زیرا همسر امانت پروردگار الهی است همان گونه که شما نیز امانت خداوند برای او هستید و ابراز محبت به همسر، نوعی شکرگزاری به درگاه خداوند است.

مهم این است که بدانید همسر شما چه رفتاری را ابراز محبت می‌‌داند. ممکن است شما تعریفی از ابراز محبت داشته باشید و همسر شما تعریفی دیگر. سعی کنید محبت خود را به همان روشی که همسرتان می‌‌پسندد ولی حساب شده و البته بدون چشم داشت به او ابراز کنید.

قطعاً این محبت روز به روز کانون خانواده را گرمتر خواهد کرد. زن و مرد باید از محیط خانه و در کنار یکدیگر بودن به آرامش برسند و این آرامش جز در سایه محبت ایجاد نخواهد شد. صد البته که اعتدال در هر کاری معقول و پسندیده است. بنابراین نه خود را بی توجه و سرد نشان دهید که همسرتان تصور کند تنها اوست که باید از سرمایه محبت خود خرج کند بدون این که پاسخی از طرف شما بگیرد، و نه چنان مشتاق و عجول برای ابراز محبت باشید که وی از این عدم تعادل احساس دلزدگی کند. برای عمق بخشی و تداوم محبت به چند نکته مهم توجه داشته باشید:

- حفظ حریم نسبت به دیگران، به طوری که همسر به خوبی احساس کند تمام عاطفه ها و امیدها در او متمرکز شده است و همسرش فقط در محدوده انجام وظیفه و به مقدار ضرورت و حداقلی با دیگران گفت وگو دارد.

- درک احساسات همسر، به طوری که به موقع نیازهای عاطفی او تأمین شود و رضایت مندی حداکثری از زندگی داشته باشد، البته ابعاد این رضایت مندی می تواند در روابط زناشویی،  نوع آشپزی و آراستگی و تلاش برای تربیت فرزند و دیگر کارهای مربوط به زندگی مشترک باشد.

- برای روابط فامیلی باید تدبیری اندیشید که هیجانات منفی کنترل شوند، به ویژه احترام به پدر و مادر طرفین را با جدیت رعایت کنید.

- راهنمایی همدیگر در فضایی کاملاً صمیمی و به دور از خودبینی باشد.

 انتظارات و توقعات خود را کم کنید.

- سکوت به موقع بسیاری از تنشها میان همسران و خانوادهها را از بین می برد.

- رعایت اقتصاد خانواده و قناعت در زندگی به جلب محبت همسر و  تربیت فرزندان بسیار کمک می کند.

 

 

اطاعت از شوهر

پرسش 57. چرا زن باید مطیع مرد باشد (طبق قرآن)؟

در اسلام زن و شوهر در حقوق و تکالیفی که خداوند در این پیمان متقابل بر آنان واجب فرموده هر دو مطیع خداوند هستند.

در ازدواج برای زن و شوهر اهداف مشترکی هست که ازدواج بر اساس آن شکل می‌‌گیرد و این اهداف حقوق و تکالیف مشترک و اختصاصی را بین زن و مرد ایجاد می نماید که بر اساس نقشهای جنسیتی هر یک از زوجین وضع شده است.

- موارد اطاعت و تکلیف مرد در زندگی زناشویی: حق رابطه زناشویی (برآوردن نیازهای جنسی زن)؛ حق نفقه و مهریه؛ حسن معاشرت؛

- موارد اطاعت و تکلیف زن در زندگی زناشویی: پذیرش ریاست مرد بر خانواده؛ تمکین زن (برآوردن نیازهای جنسی مرد)؛ حسن معاشرت؛

پس آن چیزی که اطاعت نامیده می‌‌شود در یک رابطه متقابل شکل می گیرد. اینطور نیست که زن باید مطیع باشد بدون اینکه شوهر موظف به انجام وظیفه ای در این پیمان مقدس باشد. اگر مرد حقوق اختصاصی دارد، مثل حق ریاست بر خانواده، از این جهت است که هر تشکیلات اجتماعی از جمله خانواده به یک مدیر احتیاج دارد و در اسلام از آنجا که خداوند توان مندی اجرای این نقش را در مرد و متناسب با آفرینش او قرار داده است، شوهر مسئول تأمین مخارج زندگی است و مدیریت و سرپرستی خانواده نیز بر عهده او گذاشته شده است. این مدیریت در کنار تلاش چشم گیر مرد برای تأمین مخارج زندگی که در اصطلاح نفقه نامیده می‌‌شود می‌‌باشد. البتّه در این مدیریت، مرد موظف است مصلحت همسر و فرزندان را در نظر بگیرد و از استبداد و خودکامگی به دور باشد. پس اطاعت بهمعنای انجام تکلیف است و انجام تکلیف در زندگی زناشویی، متناسب با جنسیّت زن و شوهر وضع شده است.

رعایت این حقوق از جانب زوجین ضامن بقای زندگی مشترک آنان است و در سایه انجام تکلیف، تحقق اهداف حکیمانه ای که بر ازدواج مترتب است صورت می گیرد و زوجین در کنار یکدیگر زندگی همراه با مودّت و آرامش و رحمت خواهند داشت.

«وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»[100]؛ «و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد؛ در این عبرت هایی است برای مردمی که تفکر می کنند».

 

 

نفقه زن

پرسش 58.چرا حق زن در زندگی مشترک نفقه نامیده می‌ شود؟ مگر خداوند روزی زن و فرزندان را در درآمد مرد قرار نمی‌‌دهد؟ پس چرا نام انفاق گذاشته شده و به زن به چشم نیازمند نگریسته می‌‌شود؟

اسلام با حکم نفقه به شکل بیسابقه ای جانب زن را در مسائل مالی و اقتصادی رعایت کرده است. از طرفی به زن استقلال و آزادی کامل اقتصادی داده و دست مرد را از مال و کار او کوتاه کرده و حق قیمومت در معاملات زن را از مرد گرفته است، و از طرف دیگر با برداشتن مسئولیت تأمین بودجه خانوادگی از دوش زن، وی را از هر نوع اجبار برای تلاش در بهدست آوردن پول معاف کرده است. دلایل این حکم عبارتند از:

1. اسلام نخواسته به نفع زن علیه مرد و یا به نفع مرد و علیه زن قانونی وضع کند؛ بلکه سعادت مرد و زن و فرزندانی که باید در دامن آنها پرورش یابند و بالاخره سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است. اسلام در قوانین خود همواره این قاعده را رعایت کرده که مرد مظهر نیاز و زن مظهر ناز است و در لذت وصال و زندگی مشترک، این مرد است که باید هزینه ها را متحمل شود.

2. مسئولیّت و رنج طاقتفرسای تولید نسل از لحاظ طبیعت به عهده زن گذاشته شده است و این از نیروی جسمانی و روانی زن می‌‌کاهد و توانایی او را در کار و کسب کاهش می‌‌دهد. بنابراین اگر قانون، زن و مرد را از لحاظ تأمین بودجه زندگی در وضع مشابهی قرار دهد و به حمایت زن برنخیزد، زن وضع رقتباری پیدا خواهد کرد که همینها سبب شده در جاندارانی که به صورت جفت زندگی می کنند، جنس نر همواره به حمایت جنس ماده برخیزد و او را در مدت تحمل سختی تولید نسل در خوراک و آذوقه کمک کند.

3. زن و مرد از لحاظ نیروی کار و فعالیتهای خشن تولیدی و اقتصادی، مشابه و مساوی آفریده نشده اند. اگر بنای بیگانگی باشد و مرد در مقابل زن قد علم کند و به او خرجی ندهد، معمولاً زن قادر نیست خود را به پای مرد برساند.

4. باقی ماندن ویژگی ها و امتیازات و نشاط زن، مستلزم آسایش بیشتر و تلاش کمتر و فراغ خاطر زیادتر است و این برای مرد نیز ارزش فراوان دارد چون مرد نیاز روحی خود را در وجود زن دریافته است و می‌‌داند که خداوند زن را مایه آرامش و آسایش روح او قرار داده است:

«وَجَعَلَ مِنْها زَوْجها لِیَسْکُنَ إِلَیْه»[101]؛ «و قرار داد همسرانی از برایتان تا آرامش گیرند به وسیله آنها...».

بر یکی از دو همسر لازم است که مغلوب تلاشها و خستگیها نشود تا بتواند آرامش دهنده روح دیگری باشد. لذا زن از جنبه مالی و مادی نیازمند به مرد آفریده شده است و مرد از جنبه روحی. بنابراین زن بدون اتکا به مرد نمی تواند نیازهای فراوان مادی خود را رفع کند. از این رو اسلام همسر قانونی زن را نقطه اتکای او معین کرده است.[102]

لازم به ذکر است نفقه به معنای بخشش به فقیر نیست. اساساً نفقه به معنای پر کردن خلاءهای اقتصادی است که گاه پدر در مقابل فرزند، گاه فرزندان در مقابل والدین و گاه شوهر در مقابل همسرش این مسئولیت را انجام می دهد.

 

 

محل سکونت

پرسش 59. یک سال است که عقد کرده ام. در جلسه خواستگاری با همسرم شرط کردم محل سکونت‌مان بسته به محل کارم باشد، اما اولویت، روستای محل سکونت خودم است؛ او هم در این مورد چیزی نگفت. همسرم در شهر زندگی می‌‌کند و الان حاضر نیست روستا زندگی کند. از لحاظ شرعی هم که برایش توضیح می‌‌دهم می‌‌گوید این مسئله احساسی است؛ باید درکم کنی. اگر امکان دارد من را راهنمایی کنید چه طور برخورد کنم تا با محبت مسائل‌مان حل بشود.

یکی از مواردی که در بحث تمکین زن از شوهر مطرح است لزوم مسکنگزینی زن در منزل شوهر است. شوهر مکلف است زن خود را در خانه بپذیرد و زن نیز مکلف است در خانه شوهر زندگی کند. قوانین برای نظم و سامان دادن به زندگی وضع می‌‌شوند.

زن و شوهر اهداف مشترکی دارند که ازدواج براساس آنها صورت می گیرد. این اهداف مشترک وسیله ای است که حقوق و تکالیف مشترکی را بین زن و شوهر ایجاد می نماید و زن با بررسی وضعیت شوهر و شوهر با بررسی وضعیت زن و شرایط موجود تمام تلاش خود را برای انجام مسئولیت خویش در زندگی مشترک به کار می‌‌برند. در این مسئله، اگر شما با همسر خود شرط کرده اید که جای خاصی محل سکونت باشد و همسر شما آن شرط را پذیرفته اکنون باید به شرط خود عمل کند.

البته باید این نکته را در نظر داشت که معمولاً محل سکونت زن و شوهر همان محل اشتغال شوهر است. چون شوهر وظیفه دارد مخارج زندگی را تأمین کند و چه بسا اگر از محلی به محل دیگر رود (مثلاً از شهر به روستا و بالعکس) شغل خود را از دست بدهد و زندگی دچار مشکلات جدی شود. با توجه به این که زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند و این تکلیف با صراحت کامل در قرآن کریم آمده است.[103]

همسر خویش را راضی به زندگی در محل قرارداد خود نمایید و اگر به دلیل موجهی همسر شما خواسته دیگری دارد و برای شما هم امکان زندگی در شهر فراهم است، به خاطر ارزش فراوانی که زندگی و همسری دارد و به دلیل این که زن مظهر مهر و محبت است و مهربانی شما به زندگی صفا و محبت افزونتری می‌‌بخشد. در محلی که علاوه بر مطلوب بودن برای همسرتان برای شما هم قابل تحمل است، زندگی کنید و از رضایت و اطمینان خاطر او لذت ببرید و می توانید یک دوره گذر داشته باشید به این صورت که مقدمات کار در شهر را نیز فراهم کنید و به طور پاره وقت و یا چند روز در هفته شرایط اشتغال در شهر را نیز فراهم کنید.

 

 

جرأت ندارم!

پرسش 60. یک سال است که عقد کرده ام ولی هنوز هیچ علاقه ای به شوهرم ندارم. جرأت ندارم به خانواده بگویم؛ حاضرم با او زندگی کنم فقط به خاطر ترس. به نظر شما بعداً مشکلی برایم پیش نمی‌آید؟

گاه پیش می‌‌آید که خواستگاری را عقل بسیار تأیید می‌‌کند ولی دل راضی نمی‌‌شود. در اینگونه موارد که برای ازدواج حتماً تأیید دل را هم نیاز داریم و باید محبتی فراهم شود تا پس از کنار هم قرار گرفتن این زوج محبت افزون شود، اگر با رفت و آمد، محبت ایجاد شود امیدی به افزایش آن پس از تشکیل زندگی می‌‌رود. ولی شما می‌‌فرمایید که یک سال است ازدواج کرده اید و علاقه ای به همسر خود ندارید. با تفکر در ارزشهای وجودی ایشان سعی کنید به ایشان علاقهمند شوید و اگر هیچ راهی برای علاقهمندی وجود ندارد، حتماً به مشاور مراجعه کنید. خانواده را مطلع نمایید. زیرا شروع زندگی و ادامه آن بدون علاقه و محبت طرفین ظلم به خود و به همسر است و بنای گرمی که بتوان به آن خانه و کاشانه گفت تشکیل نخواهد شد.

وقتی قرار باشد شما و همسرتان از بزرگترین دستاورد ازدواج یعنی محبت و علاقه نسبت به یکدیگر در زندگی مشترکتان محروم باشید، بدون شک مدت زمان زیادی قادر به ادامه آن نخواهید بود. اگر امروز هم به دلیل ترسی که از جدایی یا خانواده خود دارید مسئله را با کسی در میان نگذارید، فردا که زندگی مشترک خود را زیر یک سقف و بدون حضور شخص سومی آغاز خواهید کرد، قطعاً همسر شما به سرعت پی به دلسردی شما برده و خود شما نیز از ادامه چنین رابطه ای احساس پوچی و بیهدفی خواهید کرد. آن وقت است که ادامه زندگی برایتان مقدور نخواهد بود. در این میان تنها ممکن است پای کودکی بیگناه به این زندگی باز شده، مشکلی به مشکلات قبل اضافه گردد.

نظر به احترامی که خداوند برای بنای مقدس ازدواج قائل است، کمی در خلوت خود بیندیشید که چرا هیچ علاقه ای به ایشان ندارید. محسنات و معایب ایشان را مکتوب و مقایسه نمایید تا متوجه شوید کدام کفه سنگینتر است. شاید دلیلی بسیار ناچیز آن قدر در ذهن شما بزرگ شده است که امکان فکر کردن به دیگر جوانب را از شما گرفته است. اگر با همه این احوالات و پس از مراجعه به مشاور، هنوز نمی‌‌توانید به ایشان علاقمند شوید و احتمال می‌‌دهید که این علاقه پس از شروع زندگی زیر یک سقف نیز ایجاد نخواهد شد، حتماً موضوع را با خانواده در میان بگذارید تا پیش از دیر شدن و از دست رفتن فرصت، جبران مافات شده، تصمیم صحیحی برای آینده شما و همسرتان گرفته شود.

البته گاهی عدم علاقه و ترس، مربوط به حالت روحی افراد در یک مقطع خاص از زندگی می باشد. در این صورت باید ریشه یابی شود و با استفاده از برخی راه کارها، زمینه های نشاط و امیدواری در زندگی را فراهم آورد. راه تشخیص این که عدم علاقه، واقعی یا مقطعی است، آن است که ویژگی های همسر خود را از جهت ایمان و اخلاق و شغل و قیافه در نظر بگیرید و با چند نفر دیگر مقایسه کنید، اگر در مجموع در حد قابل قبول هست و اطرافیان هم تأیید می کنند، معلوم می شود بی علاقگی ریشه اساسی ندارد و چه بسا در ادامه زندگی بهبود پیدا کند و ترس دوران اول عقد و نامزدی از بین برود. البته برای حل این مشکل، اراده و تلاش شما و همکاری همسر و اطرافیان بسیار مهم و لازم است.

 

ازدواج دوم!

پرسش 61. خواستگاری دارم که متارکه کرده است. خودم مشکلی با این موضوع ندارم و او را خیلی دوست دارم. ولی خانواده ام مخالف هستند. با این وجود مخالفت خانواده من اثری در کم شدن علاقه من نسبت به او ندارد. چه کاری باید انجام دهم؟

طلاق قبلی، دلیل بر رد کردن خواستگار نیست، البته باید در مورد این فرد و علت طلاق تحقیقات لازم انجام گیرد. شاید اگر بدون تحقیق اقدام به ازدواج کنید، در آینده با مشکلاتی روبه رو شوید و اگر با مشکلات سابق زندگی این آقا آشنا بشوید به طور طبیعی تصمیم درست و عقلانی خواهید گرفت. علاوه بر این، باید بدانید که علت مخالفت والدین شما چیست؟ آن علت ها را بررسی کنید. اگر منطقی است به آنها اهمیت بدهید.

در نظر داشته باشید خانواده، منافع فرزند خود را بیش از هر کسی در نظر دارد. لذا به هیچوجه در موضع لجبازی و نافرمانی با خانواده قرار نگیرید و تلاش کنید با منطق این مسئله را حل کنید تا خدای نکرده در آینده دچار پشیمانی نشوید. چون در آن زمان از حمایت خانواده هم برخوردار نخواهید بود. ضمن این که با خود بیندیشید که این علاقه و دوست داشتن شما بر اساس چه معیاری است؟ شما با یکی دو جلسه خواستگاری نباید این قدر راحت به کسی علاقهمند شوید. این علاقه در این مرحله، از انتخاب صحیح شما جلوگیری می‌‌کند؛ چرا که احساسات شما سبب می‌‌شود عیبها را به خوبی نبینید. امید است در زندگی موفق و سربلند باشید.

 

 

نباید دلش را می شکستم!

پرسش 62. پسرعمویم نزدیک به 3 سال خواستگارم بود و من جواب رد می‌‌دادم. زمانی که شنید من با پسرخاله ام نامزد شدم به شدت از من ناراحت شد؛ طوری که هر وقت مرا می‌‌بیند به شدت با من سر سنگین است و جواب سلام مرا هم به زور می‌‌دهد. با وجود این‌که الآن خودش نامزد دارد رفتارش نسبت به من هیچ تغییری نکرده. حتی به جشن ازدواجم هم نیامد. به نظر شما او هنوز به من علاقه دارد؟ اگر به جشن ازدواجش بروم اشکالی ندارد؟ آیا من واقعاً نباید دلش را می‌ شکستم؟ به نظر شما با این عذاب وجدان که دل کسی را شکستم چه کنم؟

با توجه به نوشتهتان هیچ دلیلی برای نگرانی و احساس گناه شما وجود ندارد. هر دوی شما زندگی مستقل و جداگانه ای را شروع کرده اید و به لحاظ شرعی و عرفی صحیح نیست که به هم فکر کنید. شما و ایشان تعهد و عقد شرعی با فرد دیگری بسته اید و این دور از اخلاق است که به او فکر کنید. رفتار ایشان نسبت به شما مهم نیست؛ هرچه باشد شما همسر دارید و این برای شما تعهد می‌‌آورد. ارتباط شما با ایشان فقط باید در چارچوب ارتباطات خانوادگی فامیلی قرار بگیرد، پس نباید به رفتار غیرمنطقی و نادرست او توجهی بکنید.

در زمان تصمیمگیری برای ازدواج، طرفین هیچ تعهدی به یکدیگر ندارند و هر دو حق انتخاب دارند. عذاب وجدان در خیانت و بیتعهدی به همسر شرعی انسان است نه هیچ کس دیگر. بنابراین هیچ جای عذاب وجدان برای شما نیست. با توکل به خدا به فکر زندگی مشترکتان باشید و ارتباطتان را با ایشان در حد مناسبات فامیلی قرار دهید.

برای رفتن به مراسم عروسی او هم مشکلی نیست و مناسب است؛ چرا که اگر نروید شاید برای او هم این اشتباه پیش بیاید که شما هم از این وضعیت ناراضی هستید که مطمئناً این طور نیست و نباید باشد؛ چون شما با اختیار خود ازدواج کرده اید؛ پس باید به تعهد خود نسبت به همسرتان حتی در فکر وخیال نیز پای بند باشید. رفتن شما به این مجلس نشان از رضایت شما از ازدواجتان و شریک شدن در شادی پسرعمویتان است. نرفتن شما می تواند همسرتان را نیز نسبت به این قضیه حساس کند.

 

 

ماهواره

پرسش 63. مدت کوتاهی است که از ازدواج من با همسرم می‌‌گذرد. یکی از مواردی که در این مدت سبب نگرانی من شده توجه بیش از حد همسرم به تماشای فیلم‌های مبتذل ماهواره است. در این مدت که همسرم توجه به ماهواره دارد روابطش با زنان نامحرم بسیار عادی شده و این مسئله موجبات ناراحتی مرا فراهم نموده است. البته اهل نماز و روزه هست و گاهی به جلسات مذهبی هم می‌ رویم؟ لطفاً مرا راهنمایی کنید که وظیفه ام چیست؟

سعی کنید در زمانی که روابط عاطفی رضایت مندی با همسرتان دارید با مهربانی با او گفت وگو کنید و درباره زندگی به دور از گناه با همان لطافت زنانه خویش او را قانع کنید. البته ابتدا از همسرتان به خاطر رفتارهای دینی شان و خواندن نماز قدردانی کنید و برای پذیرش همسرتان به یاد داشته باشید که خداوند در قرآن می فرماید:

«وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَیِّئًا عَسَی اللّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»[104]؛«کسانی که هم کارهای پسندیده می‌‌‌کنند و هم ناپسند، امید است خداوند با آمرزش خود به آنان روکند و گناهانشان را ببخشد زیرا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است».

بالاترین اقدام اظهار قدردانی از اعمال شایسته همسرتان و نگرانی از ارتکاب برخی محرمات می‌‌باشد. دعا برای هدایت ایشان و صدقه برای برطرف شدن غفلت همسرتان نیز مفید است. بدانید که با تمام تلاش های شما، اگر خدای ناکرده ایشان به کار خویش ادامه داد بار گناه ایشان به دوش شما نیست و به رستگاری شما در صورت انجام واجبات و ترک محرمات لطمه ای وارد نخواهد شد.

باید دانست؛ وسایل ارتباط جمعی همچون ماهواره یکی از ابزار های تأثیرگذار در جامعه امروزی است. این ابزار به خودی خود بد نیست اما اگر نحوه استفاده از آن را ندانیم کارکرد آن شبیه چاقو می‌‌شود که اگر برعکس بگیریم دست خودمان را خواهد برید. در حال حاضر دشمن برای به انحراف کشیدن خانواده های ایرانی از وسایل ارتباط جمعی همچون رسانه، ماهواره و اینترنت استفاده می‌‌کند. از طریق تولید فیلم های مستهجن و مبتذل سعی می کند تا سبک زندگی، نوع تفکر، بینش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها را دچار استحاله کند. یکی از پیامدهای فیلم های نامناسب ماهواره زدودن ارزشهای اخلاقی در میان زنان و مردان است. ماهواره یکی از ابزارهای قوی برای تغییر و دگرگونی فرهنگ یک جامعه است، این کالای فرهنگی در کنار مزیت ها، مضرات فراوانی نیز دارد و یکی از عوامل تشدیدکننده بحران در میان خانواده هاست. تغییرات فرهنگی، ارزشی و کمرنگ کردن الگوهای دینی در میان مخاطبان از تأثیرات و پیامدهای منفی ماهواره بر جامعه و خانواده است.

کم رنگ شدن ارزش های خانوادگی و گسست نهاد خانواده از دیگر نتایج فیلم های نامناسب شبکه های ماهواره ای است؛ رشد طلاق در جامعه از نشانه های این گسست خانوادگی است که به دنبال خود مسائل متعدد دیگری از جمله افزایش فرزندان بی سرپرست را به همراه دارد؛ از سوی دیگر مشاهده می کنیم که فیلم های غیراخلاقی ماهواره روابط عاطفی و جنسی میان زن و مرد را در خارج از چارچوب ازدواج عادی نشان می دهند. هنگامی که اعضای خانواده در روزهای متوالی سریال های نامناسب ماهواره را که هدف آنها عادی سازی روابط با نامحرم است، مشاهده می کنند، خیانت به همسر برای آنها عادی شده و مشاهده این فیلم ها و عدم کنترل افراد بر رفتار خود نوعی بی مهری، دلسردی و اختلاف میان زن و شوهر را ایجاد می کند. همچنین در سریال های نامناسب شبکه های ماهواره ای سنت های اجتماعی و فرهنگی کشورها مورد تحقیر قرار می گیرند.

در فیلم های نامناسب ماهواره ای امیال جنسی در خارج از حریم خانواده ارضا شده و این ارضای عاطفی میان زن و شوهر از عرصه خصوصی به عرصه عمومی منتقل می شود؛ در حالی که اسلام این امیال را پشتوانه حفظ خانواده و وسیله استحکام آن می داند.

علاوه بر این پوشش نامناسب زنان در این فیلم ها، سبک زندگی و نوع پوشش زنان ایرانی را تغییر می‏ دهد و امروز بخش وسیعی از بدحجابی های کشور به دلیل تأثیرپذیری افراد بدحجاب از ماهواره است. بنابراین به شما توصیه می‌‌شود با یک حرکت آگاهانه و مدیریت صحیح و مناسب پیامدهای منفی اینگونه فیلمها را برای همسرتان بیان کنید و سعی کنید پیوندهای عاطفی میان شما و همسرتان قویتر از گذشته شود؛ بهطوری که همسرتان ارتباط با شما را نسبت به تماشای این گونه فیلمها ترجیح دهد.

 

 

فکر یکی دیگر

پرسش 64. نمی‌‌دانم باید چه کار کنم. از خواهرم متوجّه شدم که شوهرش هنگام رابطه زناشویی، اسم یکی دیگر از خواهرانم را به زبان می‌‌آورد. خواهرم 15 ساله ازدواج کرده و 2 تا بچه دارد و این مشکل چند سال بعد ازدواجشان به وجود آمده و او یکی خواهرم هم ازدواج کرده و او هم 2 تا بچه دارد و متأسفانه این دو خواهرم با هم جاری هم هستند. حالاً واقعاً تکلیف و وظیفه من چیست که فردای قیامت مسئول نباشم؟

مسلماً این امر مسئله ای نیست که بتوانید به صراحت با خواهرتان در میان بگذارید. ولی بدیهی است که در قدم اول باید به ایشان گوشزد کنید که مراقب برخوردهای خود باشند. البتّه این تذکر باید کاملاً با لطافت و غیرمستقیم باشد. از آنجا که این دو نفر با یکدیگر نسبت دوجانبه دارند منع کلی از برخورد آن دو، منطقی و عاقلانه به نظر نمی رسد امّا رعایت حدود و موازین شرعی و به ویژه حجاب اسلامی و مراقبت از گفتار و رفتار توسط خواهر شما بسیار کمک کننده خواهد بود.

از خواهر دیگر خود که همسر این مرد است بخواهید شوهر خود را در جریان گناه بزرگی که دامن گیر اوست قرار دهد. چرا که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«اگر مردی به نیت زن بیگانه ای با همسر خود روابط برقرار نماید، این رابطه شبیه زناست»[105]

شاید این آقا میزان قبح این عمل و گناه بودن این کار را نمی‌‌داند و اگر مطلع شود ترک نماید. همچنین توجه به این مسئله که چه چیز خواهر شما برای شوهر خواهر دیگر شما جالب توجّه است، مهم می‌‌باشد. شاید خواهر شما بتواند با فراهم کردن همان صفت یا ویژگی، عامل توجه همسر خود به خواهر دیگر را از بین ببرد.

در هر حال بهتر این است در روابط خانوادگی، حریم ها رعایت شود و هر کدام با برادر شوهر مانند نامحرم رفتار کنند و از سوی دیگر شرایط رضایت مندی شوهر را به طور کامل فراهم کند. برای رهایی از دام شیطان، دعا و صدقه بسیار مفید است.

 

 

خانواده همسر

 

 

دخالت خانواده اش

پرسش 65.من و همسرم یک سال و نیم نامزد بودیم و الان هم یک سال و نیم است که ازدواج کرده ایم. ولی از همان روزهای اول با هم مشکل داشتیم و بیشترین مشکلمان هم دخالت خانواده اش بود. از اول انتظار داشتند که من همیشه همه حرف‌های آنها را انجام دهم. ولی با صحبت و کلی جر و بحث و دعوا همسرم را راضی کردم که این زندگی ماست و حق داریم هرطور که دوست داریم زندگی کنیم. آنها فقط حق دارند نظرشان را بدهند نه این که آن را تحمیل کنند. الان متأسفانه به دلیل مشکل مالی، پیش خانواده همسرم زندگی می‌‌کنیم و وضع بدتر شده که بهتر نشده است. حتی برادر شوهرم هم این حق را به خودش می‌‌دهد که در زندگیمان دخالت کند. وقتی به همسرم می‌‌گویم قانع می‌‌شود که حق با من است؛ ولی مشکل اینجاست که اولاً او هنوز مفهوم زندگی را نفهمیده و هیچ مسئولیتی را قبول نکرده و حتی خرج خانه هم با من است؛ دوم این که فکر می‌‌کند اگر به اطرافیانش بگوید در زندگی من دخالتی نکنید بی‌احترامی است. من را ناراحت می‌‌کند ولی حاضر نیست جواب پدر مادر یا برادرش را بدهد درحالی که آن‌ها در مشکلات زندگی پشت ما را خالی کرده اند.

در تنظیم روابط با دیگران باید دید و نگاه خود را تغییر دهیم تا موانع و مشکلاتی که در این روابط ایجاد شده حل شود.

نکته مهم این است که شما هم اکنون در دوران اولیه و بحرانی زندگی مشترکتان هستید، نترسید و از مشکلات و ناملایمات نگران نشوید، چرا که برای رسیدن به تفاهم مشترک و زندگی موفق باید این تجربیات را بگذرانید. اینها را به صورت مسایلی ببینید که باید حل شوند اگرچه برایتان سخت و آزاردهنده باشد.

یکی از این مسائل، تنظیم روابط سالم و مناسب با خانواده همسر است. البته به غیر از هنر و توانمندی شما در تنظیم این روابط، همسرتان نیز باید با شما همکاری کند پس با او صحبت کنید و سعی کنید با منطق، احساس مثبت او را به همکاری با خود تشویق کنید. سعی کنید نظرتان را نسبت به آنها مثبت کنید؛ اگر پیش فرضهای منفی نسبت به خانواده همسر داشته باشید، هرچه در حق شما محبت کنند به چشمتان نخواهد آمد. از جمله این که در شرایط سخت مالی، در منزل ایشان زندگی می‌‌کنید. تا آنجا که امکان دارد رفتارهای آنان را خوشبینانه و مثبت برداشت کنید. دیدتان را مثبت کنید. گاهی مشکلات زندگی باعث می‌‌شود شما به سوی بدبینی مایل شوید. نوشته اید آنها پشت شما را خالی کردند، در عین حال اعتراف می‌‌کنید که به دلیل مشکل مالی در خانه آنها زندگی می کنید.

زن و شوهر در ابتدای زندگی با مهارتهای خاصی باید به اطرافیان پیام دهند که زندگی آنها مشترک شده و تصمیمگیریها با نظر هر دو نفر انجام می‌‌شود. البته بهتر است این رفتار از سمت همسرتان اتفاق بیافتد. با این وجود اگر خانواده دو طرف در مورد موضوع خاصی که فقط مربوط به زندگی شما است نظری می‌‌دهند بایستی با احترام به آن ها گفته شود که نظر شما محترم است، آن را بررسی می‌‌کنیم و سپس تصمیم می‌‌گیریم.

در شرایط مناسب با همسرتان در مورد این موضوع صحبت کنید. در این هنگام سعی کنید حالت و لحن گفتار و رفتار شما مهربان و محترمانه باشد. در کلامتان سرزنش و تحقیر نباشد، بلکه برعکس هرچه می‌‌توانید محاسن و توانمندیهای او را بیان کنید. او را تکریم کنید، به خصوص در حضور اطرافیان. محاسن، لحظات شیرین و خوش زندگی تان را به یاد بیاورید. به او بگویید از این که با او ازدواج کرده اید خوشحال، راضی و خداوند را شاکرید.

سعی کنید مواردی را که بیان شد همیشه رعایت کنید. این مهارتهای ارتباطی باعث اعتماد، اطمینان، و محبت همسرتان به شما می‌‌شود و او را در زندگی همراه شما می‌‌کند. در صحبتهایتان مرز دخالت و حمایت اطرافیان را مشخص کنید. بکوشید تا هر دو طرف به نظرات مشخص و یکسانی دست پیدا کنید.

وقتی از خانواده او صحبت می‌‌کنید احترام را رعایت کنید؛ بدگویی، تحقیر، و سرزنش آثار منفی و مخربی به بار می‌‌آورد و محبت و اعتماد بین زوجین را از بین می‌‌برد و موجب مقابله به مثل ناشی از خشم و کینهجویی می‌‌شود. بدگویی از اطرافیان همسر او را به شما بدبین می کند.

هرچه شما بیشتر ابراز رضایت از زندگی کنید و خوبیها را یادآور شوید و به همسرتان احترام بگذارید او بیشتر قدر زندگی شیرینتان را می‌‌داند. در مورد مسئولیتهای هر دو نفرتان صحبت کنید، در ضمن این گفت وگو با ذکر توان مندیها و نقاط مثبت او مسئولیتهایش را یادآور شوید.

خداوند را همیشه ناظر زندگیتان بدانید و از او کمک و یاری بجویید که او برترین یاری دهندگان است و یادتان باشد تلاش و سعی شما برای زندگی مشترکتان نزد او بیاجر نمی‌‌ماند و رضایت خداوند را نصیب شما و زندگیتان می‌‌کند.

برای برقراری ارتباط سالم و مؤثر با همسر و مهارتهای زندگی، مطالعه کنید. قدر زندگی تان را بدانید و با مسائل مختلفی که در زندگی پیش می‌‌آید نا امید نباشید و با توکل بر خدا برای رفع آنها تلاش کنید.

 

 

مادر شوهر

پرسش 66. از آنجا که احترام مادر واجب است، وقتی مادر همسر، اعتقادات غلط (عرفی) دارد و در زندگی پسر و عروسش دخالت می‌‌کند، و کار کردن عروسش برای خودش را وظیفه اصلی او می‌ داند... لطفاً بهترین روش برخورد و چند راه‌کار را بگویید.

از کلامتان مشخص است که به جایگاه و مقام پدر و مادر آگاه هستید و می‌‌دانید که پدر و مادر همسر نیز مانند والدین خود محترمند؛ بنابراین، از اینکه به والدین خود و همسرتان احترام می‌‌گذارید خدا را شکر کنید که رضایت الهی را به همراه دارد. در نتیجه اگر نگاه شما معنوی و اخروی باشد از این که خواستههای مادر همسرتان را اجرا کنید ناراحت نخواهید شد. اما اگر این خواستهها از توان شما خارج است با این راه کارها میتوانید رفتار آنها را تا حدودی تعدیل نمایید و آستانه تحمل خود را بالا ببرید:

- بدانید محبت بهترین راه جلب نظر مثبت دیگران است و به شما اعتماد می کنند و کاری فراتر از توان از شما نمی‌‌خواهند.

- در انجام امور و کارهایی که مادر شوهر از شما می‌‌خواهد و غیرمنطقی هم نیست از همسرتان کمک بخواهید. همراهی او باعث می‌‌شود شما احساس بدی نسبت به کارها نداشته باشید.

- اگر از خانواده همسر انتقادی دارید مستقیماً با گفتار و رفتار به خانواده او عکس العمل نشان ندهید. هنگام انتقاد کردن، احترام آنها را رعایت کنید و اگر مستقیم می‌‌گویید سعی کنید که حتماً رفتار و کلام شما محترمانه و صمیمانه باشد.[106]

- آنها را مثل پدر و مادر خود بدانید و از این که جایگاه محترمانه آنها را حفظ می‌‌کنید خدا را شکر کنید.

- بدانید تمامی این کارها باعث جلب نظر و محبت همسرتان به شما می شود و این امر باعث دل گرمی و محبت بیشتر شما خواهد شد که خود نعمت بزرگی است.

- با رفتارهای منطقی و دلسوزانه بدون اینکه در مقابل آنها موضع گیری کنید محبت و اعتماد آنها را به خود جلب کنید به گونه ای که احساس کنند شما هم مانند فرزند آنها و عضو خانواده آن هستید.

- از هر فرصتی غیرمستقیم و مستقیم برای بیان خصوصیات مثبت مادرشوهر و اطرافیان استفاده کنید؛ این نوع رفتارها موجب حسّ خوشبینی در خانواده شده و راه بروز حرفهای تند و منفی را سد می‌‌کند. این کار اگرچه با واقعیت همراه نباشد ولی در زدودن کینهها و برطرف کردن سوء ظن نسبت به یکدیگر بسیار مؤثر است و در تلطیف روابط میان آنها می‌‌تواند مفید واقع شود. البته باید مداومت داشته باشد تا تأثیر مثبت خود را بگذرد.

- این کار نیاز به زمان دارد و شما باید با صبر و حوصله از هر گونه رفتار پرخاشگرانه نسبت به آنها خودداری کنید و اشتباهات آنها را به رخ آنها نکشید.

- نقاط مثبت همسر و مادر همسر را در ذهن مرور کنید و حتی یادداشت کنید و به خود بگویید همه آدمها یک ویژگیهای مثبت دارند و در کنار آن جنبههای مثبت، ممکن است نقایصی نیز داشته باشند ولی ما برای استحکام روابط خودمان با دیگران باید جنبه های مثبت آنها را در نظر بگیریم و فقط به جنبههای منفی نگاه نکنیم.

نکته دیگر این که یکی از مهمترین عوامل سوءظن به دیگران، منفی نگری است و بهترین راه برای از بین بردن سوءظن، توجه به جنبه های مثبت دیگران است و شما می‌‌توانید با طرح این جنبههای مثبت، نظر خود را نسبت به خانواده همسرتان تغییر دهید:

- اهل گذشت باشید و به حرف دیگران واکنش نشان ندهید، بهویژه واکنش کلامی و سریع.

- صبر و حوصله داشته باشید و بدانید صبر و گذشت زمان، یکی از راه های مؤثر در حل مشکلات است.

- در عین حال که فردی منطقی هستید سعی کنید انعطافپذیر نیز باشید.

- به خویشاوندان همسرتان با احترام و تکریم برخورد کنید به ویژه احترام مادر شوهر و پدر شوهر را نگه دارید. این احترام موجب جلب تمایل آنها و ایجاد بینش مثبت می‌‌شود. لذا با برخوردهای صمیمی اعتماد مادر شوهر و سایر اقوام نزدیک شوهر را به خود جلب کنید.

- مسائل زندگی خود را طبقهبندی کنید و برخی از مسائل که اشکالی ندارد و آسیبی به زندگی زناشویی شما وارد نمی‌‌کند با مادر شوهر در میان بگذارید یعنی در مسائل جزیی و پیش پا افتاده مخفیکاری نکنید تا حساسیت او را برانگیزید.  در برخی از مسائل زندگی، با آنها مشورت کنید.

- همانگونه که برخورداری از زندگی سالم اقتضا می‌‌کند باید شما با شوهرتان روابط صمیمی داشته باشید، مبادا بین شما اختلاف نظر باشد که این امر آسیبپذیری شما را در روابط با خانواده همسر افزایش می‌‌دهد. لذا در امور مختلف با هم به توافق برسید و سپس تدابیر هماهنگ کننده را به کار بگیرید. هماهنگی بین زن و شوهر جلوی بسیاری از مداخلات بیجای دیگران را می‌‌گیرد و باعث می شود آنها به خود حق ندهند که در زندگی شما دخالت کنند.

- با همسرتان هماهنگ باشید. در اوقاتی که با ایشان تنها هستید با هم قرار بگذارید که چه چیزهایی را به عنوان اسرار زندگی باید بین خود نگه دارید و در چه اموری حساسیت نشان ندهید و اگر مادر شوهر نیز کنجکاوی می‌‌کند او را در جریان بگذارید منظورمان این است که این طور نباشد که مطالبی را شما از مادر شوهر مخفی کنید در حالی که همسرتان آن را برای او بازگو می کند این باعث می‌‌شود بین شما و همسرتان هماهنگی نباشد و مرزهای خصوصی زندگی شما شکسته شود و از سوی دیگر برای افرادی که به شما نزدیک هستند مثل مادر شوهر یا پدر شوهر سوء تفاهم پیش بیاید و اعتبار شما نزد آنها از بین برود.

- هیچگاه نزد شوهرتان از مادر شوهرتان بدگویی نکنید. او را تحقیر نکنید، همواره به ایشان احترام بگذارید. این امر باعث می‌‌شود، دید مادر شوهرتان نسبت به شما مثبت شده و از جانب دیگر علاقه همسرتان به شما بیشتر شود

- سوء ظن به مادر شوهر و دیگران نداشته باشید و نگرش مثبتی به ایشان داشته باشید. مثبتنگری نسبت به او باعث می‌‌شود او نیز متقابلاً توجه مثبتی نسبت به شما پیدا کند و شما را دوست بدارد و از دخالتهای بیجا در زندگی شما اجتناب کند.

 

 

مادر زن

پرسش 67.  من تحقیقی در مورد حجاب دارم! سؤالی برایم ایجاد شده است! می‌ دانیم حجاب برای جلوگیری از تحریک مردها و امنیت زن هاست! محارم مادر و خاله و عمه که از قدیم با هم بودیم و نگاه بد با هم نداریم! چرا برخی مردها با دیدن مادر زن تحریک می‌ شوند و یا نسبت به خواهر زن حساس هستند؟!

حجاب قبل از این که به نفع مردان جامعه و سبب پیشگیری از گمراهی و به گناه افتادن آنان باشد، به نفع زنان است. هرگاه کاری در شریعت واجب می شود، در می‌‌بابیم که مصلحتی در آن نهفته است. همچنین هرگاه رفتاری در شریعت حرام می‌‌شود در می‌‌یابیم که مفسده ای در آن نهفته که نمی‌‌توان از آن به آسانی گذشت، لذا فهم علت همه حرامها و واجبها جز در موارد اندکی که در حوزه علوم تجربی قابل شناخت است، از عهده و توان انسان خارج است.

البته با مراجعه به آیات و روایات معصومین(علیهم السلام) درمییابیم که زن هنگام مواجهه با مرد برای آرامش خاطر خود نیازمند حفاظ و پوششی است که علاوه بر آرامش خاطر، امنیت او حفظ و شأنیت و احترام و مقام انسانی او در جامعه محفوظ شده و مورد سوء استفاده سودجویان قرار نگیرد.

دیگر این که، حجاب نقش پیش گیری از تحریک و تهییج بیجای مردان دارد که آنها هم در جامعه سلامت مانده و این منفعت به جامعه برگشته؛ زن، مرد و خانواده سالم می‌‌ماند. آیات قرآن مردهایی که محارم نامیده می‌‌شوند، را استثناء کرده و از زنان حفظ حجاب و رعایت حدود در مقابل آنان را همانند مردان بیگانه نخواسته است.

در حالی که متأسفانه گاهی دیده شده که مردانی نسبت به خویشاوندان، نگاه شهوانی و جنسیتی همراه با تلذذ داشته اند و به برخی خطاهای نامشروع اقدام شده است. به همین جهت اگرچه در ادیان آسمانی به جهت حفظ تعادل و دوری از افراط و تفریط مادر و خواهر و مادرزن و برخی دیگر را به عنوان محارم دانسته و به مردان اعتماد شده است اما مرد مجاز نیست که نگاه سوء استفاده داشته باشد و به خانم های محرم، به ویژه مادرزن و یا کسانی که نامحرم هستند اما رفت و آمد با آنان زیاد است؛ مانند خواهرزن، توصیه شده که از جهت اخلاقی مراقبت کنند  و لباس های تحریک آمیز و یا رفتارهای تحریک آمیز نداشته باشند و شدت مجازات گناه با محارم بیشتر از خطا نسبت به دیگران است. لذا، اراده قوی باید حاکم بر روابط شده و نگاه‏ ها کنترل شود.

زن پدر و مادر زن چون در جایگاه مادری می‌‌نشینند اگر به پسر شوهر و داماد خویش محرم نباشند هر دو طرف بسیار به زحمت افتاده و این از الطاف خداوند نسبت به بندگان و گشایش و راحتی زندگی آنان است که آنان محرم می‌‌شوند. البته نکته مهمی که در رابطه محارم بسیار باید رعایت شود و این رعایت سبب پیش گیری از تحریکات بیجا نسبت به محارم است، رعایت حدود پوشش و روابط است که باید بین پدر و دختر، خواهر و برادر، مادر و پسر، مادرزن و داماد و زن پدر و پسر شوهر صورت گیرد؛ که مراقبت کنند هرگونه پوشش و هر نوع رابطه ای گسترش نداشته باشد. همچنان که در دستورات دینی می‌‌یابیم دختر زمانی که بزرگ می‌‌شود و احساساتش به گونه ای دیگر شکل می گیرد تا آماده ازدواج و به کارگیری احساساتش برای شوهر شود، دیگر صحیح نیست که در آغوش پدر خویش رود و بدن خویش را باید از پدر بپوشاند. البته محدوده پوشش برای محارم با نامحرم تفاوت دارد. مثلاً پوشش موها لازم نیست، اما خودآرایی تحریک کننده و یا لباس های بدن نما و تحریک کننده نیز جایز نیست.

در هر صورت محرمیت زن پدر و مادر زن می تواند دلایل متعددی داشته باشد که یکی از آنها آسانی زندگی و یکی قطع طمع از ازدواج با آنهاست تا زندگی توأم با محبت و سلامت به دور از هرگونه نگاه خباثت آلود شکل بگیرد، حال آن که می‌‌بینیم این دلیل برای دختر خاله و عمه و... وجود ندارد. به همین جهت مرد اجازه ازدواج با دختر خاله و... را دارد ولی چنین اجازه ای درباره مادرزن و زن پدر وجود ندارد. ازدواج مادر زن با داماد خود و زن پدر با پسر شوهر خود برای همیشه حرام و برای همیشه به هم محرم هستند.

لازم به ذکر است که دستورات شارع مقدس از حکمت واسعه خداوند سرچشمه می‌‌گیرد و ما قادر به فهم کامل آن نیستیم و با اطمینان از جایگاه صدور حکم خداوند است که به آن عمل می‌‌کنیم. این بهترین دلیل برای اطاعت ماست. آنچه در زندگی مهم است، رعایت چارچوب ها و دوری از ناهنجاری از یک سو و بهره مندی از لذت ها از سوی دیگر است.

 

طـلاق

پرسش 68. دوران نامزدی همه اش به تلخی می‌‌‌گذرد. نامزدم قبلاً حرف طلاق را می‌‌‌زد؛ حالا بهانه جدیدش این است که مهریه ات زیاد است و توانایی پرداختش را ندارم. مهریه من 124سکه است و می‌ گوید باید سکه‌هایت 14تا بشود و یا باید 110عدد آن را ببخشی. این درحالی است که من اصلاً مهریه ام را تقاضا نکرده ام حتی تا حالا که یک سال‌‌و‌نیم از عقدمان می‌‌‌گذرد، از او پول هم نخواستم مگر این که خودش به من می‌‌داد. زندگی من مهم‌‌تر از مهریه ام هست ولی نمی‌‌توانم مهریه ام را ببخشم چون نامزدم دم‌دمی است و به اولین مشکلی که برمی خورد فکر طلاق می‌‌افتد. مثلاً وقتی کار پیدا نمی‌ کرد و به خاطر این موضوع تحت فشار بود می‌‌‌گفت: بیا طلاق بگیریم بهتر از من پیدا خواهی کرد، من نمی‌ خواهم تو را بدبخت کنم. سری دوم می‌‌گفت ما به درد هم نمی‌ خوریم بیا از هم جدا شویم همه مهریه ات را می‌‌دهم و چون چند دفعه تصمیم به طلاق گرفته نمی‌ توانم به او اعتماد کنم. اخلاقش با من بد شده چه کار کنم؟!

ازدواج امری پسندیده است که مطابق طبیعت،  فطرت، شرع، عقل، حافظ بقای نسل، پاکی نسل،   سنت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، امر مقدس، نشاط بخش و نشانه خداست. پس باید هرچه زودتر و بهتر به آن پرداخت.

متأسفانه به دلیل بالارفتن سطح توقعات، تحولات فرهنگی،  توسعه ارتباطات نامطلوب و فساد و حریم شکنی ازدواج را با مشکل مواجه نموده است. اما با عنایت خداوند و یاری ائمه اطهار(علیهم السلام) می توان بر این مشکلات غالب شد. عواملی مثل تعیین مهریه های بالا، معیارهای اشتباه در ازدواج، استخاره و مخالفت های والدین و... است.

مانع تراشی در ازدواج مصداق «صد عن سبیل الله»  محسوب می شود و هر کس باید به هر طریقی که می تواند مشکلاتی را از سر راه این امر بردارد.

و اما این که نامزد شما در دوران نامزدی حرف از طلاق می زند از دوحال خارج نیست. یا واقعاً از اصل، آمادگی ازدواج و زندگی زناشویی را نداشته و شما متوجه نشدید، یا الان در اثر مواجهه با حقایق و مسئولیت هایی که باید متعهد آنها شود خود را ناتوان دیده و می‌‌خواهد زندگی را تمام کند. به هر دلیل این گونه صحبتها و بهانهها در دوران عقد، خبر از نداشتن بلوغ کافی برای ازدواج و عدم مسئولیت‌‌پذیری و یا بی‌‌علاقگی و اشتباه در انتخاب او می‌‌دهد و باید جدی گرفته شود. یعنی مشکلات در این دوران با سایز کوچک می‌‌توانند پس از عروسی به سایز بزرگ تبدیل شوند و این بی ثباتی نمی‌‌تواند خود به خود از بین رفته و جای خود را به تعهد و مسئولیتپذیری بدهد.

درباره مهریه واقعیت این است که مهریه باید در توان داماد باشد. خصوصاً با این نوسان قیمت سکه، این اضطراب و نگرانی همیشه با داماد هست که اگر متعهد این تعداد سکه شده، باید فوری بتواند پرداخت کند و عملاً هم بسیاری از عروس خانمها و یا خانوادههایشان که فقط نگاه تشریفاتی به رقم سکهها دارند، در شرایطی که مهریه باید پرداخت شود بدون در نظر گرفتن شرایط مرد، آن را طلب می کنند و ایشان تعداد زندانیان مهریه را مشاهده نموده و این نگرانی او را آزار می‌‌دهد. ولی این را باید قبل از عقد دقت می‌‌‌کرد و یا الان با همکاری شما به مقدار مطلوبی برسانید که در توان ایشان باشد. می‌‌توانید 14 سکه را با قید عندالمطالبه و 110 سکه مابقی را با قید عندالاستطاعه ثبت کنید تا هم منظور ایشان محقق شود و هم مابقی آن را در صورت داشتن توان به شما پرداخت کند و این راه می‌‌تواند نگرانی ایشان را برطرف کند.

البته از ادبیات و متن سؤال شما به خوبی آشکار می شود، شما دختر فهمیده و با تدبیری هستید. سعی کنید به همسرتان امید بدهید و مشکلات را در نظر او قابل حل نشان دهید. همان طور که خودتان مطرح کردید وقتی همسرتان بیکار می شود و یا فراوانی مشکلات را در برابر خودش می بیند احساس ناتوانی و شکست می کند. بنابراین لازم است در سال های اولیه زندگی با کمک خانواده دو طرف و با قناعت با هم بسازید و مشکلات زندگی را فرصتی برای تجربه و پختگی در زندگی بدانید. چنان که بیشتر پدر و مادرهای نسل قبل در ابتدای زندگی با این مشکلات روبه رو بودند اما با همت و تلاش و صبر و قناعت پس از چندین سال آهسته آهسته زندگی آنها سامان گرفته است. شما هم نگران نباشید و با توکل به خدا و امید به رحمت او زندگی را با تلاش و قناعت ادامه دهید.

 

 

حجاب

تاریخچه حجاب

پرسش 69. آیا حجاب در دوران های گذشته هم به همین صورت بوده و یا مربوط به قوانین اسلام است؟

از برخی متون استفاده می‌‌‌شود که اصل حجاب میان اقوام و ملل مختلف مطرح بوده و سابقه طولانی دارد، گرچه نحوه بهره گیری از حجاب، حدود و احکام آن بر حسب سنت و آداب جوامع متفاوت بوده است. بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملتها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هرچند در طول تاریخ، فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته، ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می‌‌شدند، یاد می کنند.

پوشش زن در یونان و روم باستان

دایرةالمعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می‌‌‌گوید: زنان یونانی در دورههای گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می‌‌شد.

زنان فنیقی دارای پوششی قرمز بودند. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می‌‌گرفت تا بتوانند ببینند. نقشهایی که بر جای مانده، حکایت می‌‌کند که زنان سر را می‌‌‌پوشانده، ولی صورت‌‌هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می‌‌‌رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت‌‌هایشان را بپوشانند.

حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است.

زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می‌‌‌شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می‌‌پوشاندند و چیزی از برآمدگی‌‌های بدن مشخص نمی‌‌شد[107].

پوشش زن در ایران باستان

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و این که حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می‌‌گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوشدار از خانه بیرون بیایند».[108]

تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، به وضوح حجاب کامل زنان را نشان می دهد.[109]

حجاب در آیین اسلام

بدون شک، پوشش زن در برابر مردان بیگانه، یکی از ضروریات دین اسلام است. قرآن کریم می فرماید:

«وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْها وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّها الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[110]؛ «و به بانوان باایمان بگو چشم های خود را فروپوشند و عورت های خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینت های خود را، جز آن مقداری که ظاهر است، آشکار نسازند و روسری های خود را بر سینه خود افکنند و زینت های خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم کیششان، کنیزانشان و مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند و کودکانی که از امور جنسی بی اطلاع اند، و پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینت های پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خداوند توبه کنید ای مؤمنان؛ باشد که رستگار شوید». 

افزون بر آن، در آیات دیگر، پوشیدگی کامل اندام نیک و شایسته، با وقار و به دور از تحریک سخن گفتن و دوری از آرایش های جاهلیت نخستین توصیه شده است.

«یا أَیُّها النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی  أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیم»[111]؛ «ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زن های مؤمنان بگو روسری ها و چادرهای خود را بر خویش بیفکنند (که گردن و سینه و بازوان و ساق ها پوشیده شود) این (کار) نزدیک تر است به آن که (به حجاب و عفت) شناخته شوند تا مورد تعرض و آزار (فاجران) قرار نگیرند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است»،

«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی  قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوف»[112]؛ «ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از آنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!».

در روایات نیز پوشیدن جامه بدن نما و نازک نزد نامحرم[113]، آرایش و استعمال عطر در خارج از خانه[114]، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد، دست دادن و مصافحه با نامحرم و تشبّه به جنس مخالف یعنی این که مردان خود را شبیه زنان سازند یا زنان خود را شبیه مردان سازند[115] منع شده است و مردان با غیرت[116]، به هدایت و کنترل همسر و دختران، عفت نسبت  به زنان مردم[117] و دوری از چشم چرانی توصیه شده اند. پس معلوم شد که تفاوت اساسی حجاب اسلامی با حجاب ادیان گذشته، در این است که اسلام وجوب پوشش زنان را متناسب با شئونات انسان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل انگاری مضر یا سخت گیری بی مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است.

حجاب اسلامی همچون حجاب مورد توصیه پاپ ها، به معنای حبس زن در خانه یا پرده نشینی و دوری از شرکت در مسایل اجتماعی نیست؛ بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد تا در جامعه، غریزه آتشین جنسی تحریک نگردد؛ بلکه در محیط خانواده، این غریزه به صورت صحیح ارضا شود.

 

 

حضور اجتماعی زن

پرسش 70. اسلام به زن گفته با حفظ حجاب اسلامی و در صورت ضرورت می‌ تواند در جامعه فعالیت کند این ضرورت را چه طور می‌‌توان تشخیص داد؟

ضرورت حضور زن در جامعه را عقل و شرع تشخیص می‌‌دهند. با توجه به این که زن، انسان است و انسان موجودی اجتماعی بالطبع است، به طور کلی زندگی او در کنار مرد در جامعه با حفظ شرایط ایمن بسیار بدیهی است. فعالیتهای اجتماعی زن هرگاه با فضایل انسانی او و ویژگیهای جنسیّتی او منافات نداشته باشد جایز است. همانگونه که مرد هم هر نوع فعالیتی را در جامعه نمی‌‌تواند داشته باشد، یعنی فعالیتی که با ارزشهای انسانی او و ویژگیهای مردانه اش منافات دارد برای او جایز نیست.

به عنوان مثال: زن باید برای پرداختن به امور اقتصادی لازم خود، با حفظ سلامت خویش و... به اجتماع پا نهد که بسیار بدیهی است ولی آنچه که این حضور را بیخطر می‌‌نماید رعایت حدود و حجاب اسلامی است.

اسلام برای بیمه شدن زن از حوادث و آسیب های اجتماعی، حجاب و عفاف را لازم شمرده است. البته بایستی توجه داشت که زن اولویتهایی را که اسلام براساس شخصیت، منزلت و استعدادهای او در نظر گرفته است خوب تشخیص دهد تا بتواند در صورت تعارض حقوق و تکالیف، بهترین ها را انتخاب کند. به عنوان مثال: اگرچه حضور اجتماعی زن در برخی مشاغل اجتماعی امکان داشته باشد، ولی باید توجه داشت که، زن با نگرش اسلامی و اهداف متعالی دنیوی و اخروی، تشخیص می‌‌دهد که جایگاه مادری، همسری و کدبانویی، ارزشی بالاتر دارد که در صورت تعارض آنها با برخی مشاغل اجتماعی، بایسته است آن جایگاههای مقدس مقدم گردد و در صورت عدم تعارض، پرداختن به آنها جایز و حتی ارزشمند است.

 

 

دل پاک

پرسش 71. آیا درسته که این همه برای حجاب سخت گیری می‌ شود درحالی که دخترانی را دیده اید که علیرغم داشتن حجاب کامل، در رفتار خود خیلی عفاف و حیا را رعایت نمی‌ کنند و در مقابل دخترانی با وجود نداشتن حجاب، مقید به بسیاری از اصول اخلاقی هستند و با دل پاک زندگی سالم دارند؟

نخست باید دانست؛ حجاب زمانی معنا دارد که زن و مرد ناگزیر از ارتباط با هم هستند و امکان جداسازی نیست و زن قصد حضور در اجتماع را دارد. در حالی که برداشت ما از حجاب همواره جنبه سلبی آن بوده است و اغلب در کنار طرح مسئله حجاب، توصیه به جداسازی زن و مرد و ایجاد فاصله می شود. این دیدگاه نادرست موجب شده تا زن و دختر مسلمان ما گمان کند، صرف داشتن چادر و پوشش کفایت می کند و بنابراین در بسیاری از بزنگاه ها دچار دردسر شوند. کم نیستند دختران محجبه ای که در دام دوستی ها و روابط نامشروع گرفتار شده یا حتی در آداب اولیه اجتماعی، ضوابط اخلاقی را رعایت نمی کنند: آرایش یا پوشش نامناسب همراه با چادر، شوخی های بی مورد، تماس های پیامکی یا تلفنی نابجا و...

در محیط دانشجویی هم اغلب جوانانی که از خانواده های مقید و مذهبی هستند، در ترم اول دچار سردرگمی می شوند چرا که آداب صحیح برخورد با جنس مخالف خود را نمی دانند و گاه از ترس مورد تمسخر واقع شدن، حریم های مورد قبول خود را زیر پا می گذارند.

فلسفه حجاب، به حداقل رساندن آسیب های ممکن اجتماعی و خانوادگی است. حجاب این فرصت را به زن می دهد که به عنوان یک انسان در جامعه حضور یابد. در واقع حجاب سطح روابط زن و مرد را از جنسیت به جنس بالا می رود. زن باحجاب، در قالب جنس یک انسان با مرد طرف می شود و نه با جنسیت زنانه خود، و این یعنی بستن همه راه های سوءاستفاده از زنانگی زن.

تمامی زنان از این که مورد سوءاستفاده قرار گیرند، آزرده می شوند، حتی اگر این سوءاستفاده در قالب نگاه کردن باشد اما تعداد اندکی از زنان حجاب را مانعی برای خودنمایی می بینند. سیره بانوان برگزیده دین مانند: حضرت زهرا و حضرت زینب(علیهما السلام)، حضور اجتماعی فعال در جامعه آن روز بوده است. حتی حضور در جنگ ها با کفار از جمله احد و خندق به عنوان کمک و امداد و در شهر برای آموزش احکام و اعتقادات دینی، بانوان فعالیت می کردند.

 احادیث مختلفی که در مورد زندگی ایشان و رسیدگی به امور منزل از سوی افرادی چون حضرت سلمان و بلال نقل شده، بیان گر ارتباط ایشان با مردانی غیر از همسر و پدر و محارم است.[118] همگی حکایت از حضور فعال و زنده حضرت در امور اجتماعی و ارتباط با دیگران بر اساس رعایت ضوابط حجاب و عفت دارد. این نکات باید به صورت سیره عملی به دختران جوان آموزش داده شود. البته در موارد غیرضروری بر عدم ارتباط با نامحرم، حتی ندیدن نامحرم دارد.

لازم است تأکید شود، رعایت حضور فعال اجتماعی با حفظ عفت و حجاب و رعایت حریم و دوری از نامحرم درغیر موارد ضروری از شاخص های الگوگیری است.

نکته مهم آن است که ظاهر و باطن انسان و عمل و نیت او باید هماهنگ و همراه و همخوان باشند، اگر در دل به اصولی اعتقاد و باور داریم باید در عمل نیز مقید به باورها باشیم. نیت خوب و عمل نیکو هیچ کدام به تنهایی ضامن سعادت ما در دنیا و آخرت نمی شوند، بلکه اگر قلبی پاک و روحیه ای صمیمی باشد اما حجاب را رعایت نکند، رفته رفته آن پاکی درونی آلوده می شود و از صمیمیت او سوء استفاده می شود.

 

 

شوهر خواهر

پرسش 72. گاهی در مجالس خانوادگی مشاهده می‌ شود حتی خانم یا دختری که مقید به دستورات دینی و شرعی است، تنها به صرف این که «شوهر خواهر یا پسرعمه است و از فامیل محسوب می‌ شود و ما می‌ شناسیم شان و مرد مؤمنی است» بسیاری از ضوابط اخلاقی و شرعی رعایت نمی‌ گردد و شوخی  می‌ کنند و مسایل خصوصی خانوادگی را به همدیگر می‌ گویند. برای هم درد دل و دلسوزی می‌ کنند. آیا این ها مشکل درست نمی‌ کند؟!

دخترهای جوان باید بدانند که تأهل یا سن بالا یا حتی کوچک تر بودن مرد از نظر فاصله سنی هیچ کدام مانع ایجاد وابستگی و ارتباط نادرست بین زن و مرد نمی شود و در هر صورت باید حریم ها بین زن و مرد رعایت شود.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در ضمن آخرین خطبه ای که برای مردم خواند، چنین فرمود:

«مَنْ  فَاکَهَ  امْرَأَةً لَا یَمْلِکُهَا حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَهَا فِی الدُّنْیَا أَلْفَ عَامٍ وَ الْمَرْأَةُ إِذَا طَاوَعَتِ الرَّجُلَ فَالْتَزَمَهَا حَرَاماً... أَوْ فَاکَهَهَا ... فَعَلَیْهَا مِنَ الْوِزْرِ مَا عَلَی الرَّجُل »[119]؛ «کسی که با زنی نامحرم شوخی کند، به خاطر هر کلمه ای که در دنیا با او سخن گفته است، هزار سال در دوزخ زندانی می شود و اگر زن هم از آن مرد پیروی و با او همراهی کند... و با او شوخی کند... همانند گناه مرد بر او نیز خواهد بود».

این که شوهر خواهر یا مرد دیگری، چون زن دارد پس لازم نیست که ضوابط برخورد با نامحرم با وی رعایت گردد، برداشت های سطحی ما است و مشکلاتی را پدید می آورد که بعد از آسیب زدگی با ناراحتی از خداوند طلبکار می شویم! در حالی که مقصر اصلی فقط خودمان هستیم. متأسفانه این دیدگاه نادرست باعث شده تا زندگی خانوادگی زنان و مردان متأهل زیادی به خطر بیفتد.

در هر صورت، از نظر شرعی؛ شوهر خواهر، پسرعمو و پسرخاله، نامحرم هستند و رعایت حجاب در برابر آنان واجب است.

 

احکام شرعی

غسل احتیاطی

پرسش 73. اگر دختر مجردی غسل جنابت را بعضی مواقع احتیاطی انجام دهد گناه کرده است؟  آیا حرام است؟

مقام معظم رهبری در پاسخ استفتاء در مورد احتلام زنان فرموده اند: اگر زن به اوج لذت جنسی برسد و در آن حال مایعی از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب می‌‌شود و اگر شک کند که به این مرحله رسیده یا نه و یا شک در خروج مایع داشته باشد غسل واجب نیست.[120] با شک در جنابت حکم جنابت مترتب نمی‌‌شود.[121]

بنابراین اگر کسی شک داشته باشد که جنب شده است یا نه، غسل جنابت بر او واجب نیست و غسل جنابت احتیاطی نیز در این هنگام معنا ندارد و به آن دستور داده نشده است. اما اگر غسل جنابت را احتیاطاً انجام دهد گناهی مرتکب نشده است؛ زیرا انسان فقط در صورت ارتکاب محرمات و ترک واجبات گناهکار محسوب می‌‌شود، غسل جنابت احتیاطی فعلی است که نه عنوان ترک واجب دارد و نه در زمره محرمات قرار می‏ گیرد.

با توجه به آن چه که بیان شد رعایت نکات زیر ضروری است:

- غسل جنابت احتیاطی کفایت از وضو نمی‌‌کند و نماز با آن صحیح نیست، بلکه باید قبل یا بعد از غسل برای نماز وضو بگیرید.

- در صورتی که یقین به جنب بودن خود ندارید غسل جنابت احتیاطی انجام ندهید زیرا مکلّف به انجام آن نیستید و در صورت انجام این کار آب را هدر داده اید.

- در مسائلی که ذکر شد فرقی بین دختر باکره و غیرباکره وجود ندارد.

 

 

آرایش دخترانه

پرسش 74. دختری 20 ساله هستم که دوستم بسیار اصرار دارد هنگام بیرون رفتن کمی آرایش کنم. (ایشان حتی مرا قسم می‌‌دهند!) چگونه می‌ توانم مرتکب گناه نشده و عذاب وجدان نگیرم؟

پرسش 75. سؤال دیگر: تبرجی که در قرآن آمده و از آن به تبرج جاهلیت یاد شده چیست؟

آرایش، افزودن چیزی به صورت برای زیبا ساختن آن است که نمایاندن آن به نامحرم اشکال شرعی دارد. آرایشهای ملایم و به اصطلاح «ته آرایش» گویا به چشم نمی‌‌آیند، در حالی که ممنوعیّت استفاده از آن نیز، بنا بر نظر مشهور مراجع بزرگوار تقلید در شرع مقدس از بین نرفته است.

«تبرج» از مصدر «بروج» به معنای ظهور و بروز است. این کلمه از واژه «برج» گرفته شده یعنی همانگونه که برج و باروی یک شهر از دور توجه هر رهگذری را جلب می‌‌کند فرد به گونه ای لباس بپوشد، آرایش و رفتار نماید، که توجه دیگران را به خود جلب کند. ازاین رو می‌‌توان این واژه را «جلب توجه» یا «خودنمایی» معنا نمود. و به عبارتی «تبرّج»، جلوهگری و دلبری کردن برای دیگری است. زنانی که به هر وسیله می کوشند تا خود را در جامعه نشان دهند «متبرج» نامیده می شوند.

قرآن در آیات مختلف می‌‌فرماید:

«وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةً الْأُولَی»[122]؛ «ای زنان (در برابر نامحرم) خودنمایی نکنید؛ مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین».

«غَیْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزینَهٍ»[123]؛ «زنان، (در برابر نامحرمان) با زینت ها و آرایش هایشان خودنمایی نکنند».

جهت خویشتن داری و حفظ شخصیت خود، اشاره به نکات زیر شایان توجه است:

- بدانیم زیبایی طبیعی، جذابیت طبیعی و واقعی دارد.

- امتیازات تحصیلی،  شخصیتی، خانوادگی خود را تقویت کنید به طوری که احساس کمبود و نیاز به نگاه دیگران نداشته باشید.

- با دوستان تحصیل کرده و خوب همراه و هم نشین شوید.

- بدانید حفظ پاکی زمینه زندگی مشترک پاک و سالم را برای شما فراهم می آورد.

- با خویشتن داری، لطف خدا در دنیا و آخرت شامل شما می شود.

 

سقط جنین

پرسش 76. من جنین دوماهه را سقط کردم حالا با عذاب وجدانم چه کار کنم؟

حق دارید عذاب وجدان داشته باشید زیرا جنینی که می‌‌توانسته بنده ای از بندگان خدا باشد را، از زندگی محروم کرده اید. توجّه به هدف از فرزندآوری و تأکیداتی که به این امر در دین مبین اسلام شده است، اهمیت حفاظت و حراست از جنینی که قرار است در آینده به دنیا بپیوندد را برای شما مشخص می‌‌کند. این عذاب وجدان عموماً دامنگیر تمام مادرانی که جنین خود را سقط می‌‌کنند خواهد شد. در اسلام به شدت از سقط جنین نهی شده است. با توبه به درگاه خداوند و طلب مغفرت از او، خود را از این عذاب نجات دهید و ادامه زندگی خویش را با امید به رحمت الهی زیبا سپری کنید که او تواب (بسیار توبه پذیر) است.

این از افتخارات اسلام است که برای انسان حتی در موقعیت نطفه نیز ارزش ویژه قائل است و اجازه نمی دهد حرمت و کرامت انسانی شکسته شود، و در صورتی که در دوران نامزدی بارداری اتفاق افتاده و نگران آبروی خانوادگی هستید، بهترین راه تلاش برای فراهم کردن سریع تر شرایط  ازدواج است و با دوری از سقط جنین، جلو اشتباه بزرگ تر را باید گرفت.

در پایان حکم شرعی سقط جنین را به اطلاع می رسانیم:

بنا بر نظر همه مراجع؛ سقط جنین پس از انعقاد نطفه، در هر ماهی که باشد، جایز نیست.[124]

همه مراجع: دیه برای نطفه، 20 مثقال شرعی طلای سکه دار ؛ برای علقه (خون بسته شده)، 40 مثقال و برای مضغه (پاره گوشت)، 60مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت کامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دمیده شده؛ چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال و اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعی طلای سکه دار دیه دارد.

گفتنی است روح در حدود چهار ماهگی، در جنین دمیده می شود.[125]


 

کتابنامه

قرآن کریم.

آشنانی، محمدعلی، حجاب و ادیان الهی: یاقوت، قم، 1378هـ.ش.

آیت اللهی، زهرا، مهارت های زندگی خانوادگی در آیات و روایات: معارف، تهران، 1389هـ.ش.

 ابن شعبه حرانی، حسن، تحف العقول: جامعه مدرسین، قم، 1404هـ.ق

 احمدی، علی اصغر، تحلیلی بر روابط دختر و پسر: انجمن اولیاء و مربیان جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1381هـ.ش.

 احمدی، محمدرضا (با همکاری جمعی از محققان)، روابط دختر و پسر، معارف، قم، 1386هـ.ش.

 ایمانی، محسن، انتخاب با خانواده همسر: پیام رسان، قم، 1377هـ.ش.

بانکی پورفرد، امیرحسین، مطلع مهر: حدیث راه عشق، اصفهان، 1389هـ.ش.

براون، اشتایدر، پوشاک اقوام مختلف: ترجمه یوسف کیوان شکوهی، کارگاه هنر، تهران، 1361هـ.ش.

برتراند راسل، زناشویی و اخلاق: ترجمه ابراهیم یونسی، اندیشه، قم، 1347هـ.ش.

 بنی هاشمی خمینی، محمدحسن، توضیح المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چ دوم، قم، 1384هـ..ش.

 بهزاد، محمود، تفاوت های زن و مرد از نظر فیزیولوژیکی: علمی و فرهنگی، تهران، 1372هـ.ش.

پاینده، ابوالقاسم، ترجمه نهج الفصاحه، جاویدان، تهران، 1382هـ.ش.

تقی زاده، محمداحسان، اکرم حسین زاده، وصال مهرورزان: حدیث راه عشق،  1389هـ.ش.

ثابت، حافظ، تربیت جنسی در اسلام: مؤسسه آموزشی امام خمینی(ره)، قم: 1386هـ.ش.

جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال: اسرا، قم، 1381هـ.ش.

مفاتیح الحیات: اسرا، قم، 1391هـ.ش.

حرعاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم، 1409هـ.ق.

حسن پور، سیده بتول، گذر از پیچ و خم های خواستگاری: ضروری ترین مهارت ها در آستانه ازدواج، آهنگ قلم، مشهد، 1387هـ.ش.

حکیم الهی، زن و آزادی: چ4، بوستان کتاب، قم، 1392هـ.ش.

دشتی، محمد، ترجمه نهجالبلاغه، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین، قم، 1384هـ.ش.

دهنوی، حسین، گلبرگ زندگی: خادم الرضا، قم: 1387هـ.ش.

دیانت مقدم، مصطفی، آرامش طوفانی: مؤسسه آموزشی امام خمینی(ره)، قم، 1388هـ.ش.

سامی، علی، تمدن ساسانی: ج1، سمت، تهران، 1389هـ.ش.

سپهر کاشانی، محمدتقی، ناسخ التواریخ: اساطیر، تهران، 1377هـ.ش.

شهزادی، رستم، مؤبد موبدان: دین و دانش انجمن زرتشتیان، تهران، 1357هـ.ش.

شیلت، وندی، فمینیسم در آمریکا تا سال 2003؛ بازگشت به عفاف: ترجمه سمانه مدنی، معارف، قم، 1383هـ.ش.

ضیاءپور، جلیل، پوشاک باستانی ایرانیان: وزارت فرهنگ و هنر، تهران، 1378هـ.ش.

طباطبایی، سید محمدحسین، زن در قرآن: دفتر تنظیم و نشر آثار علامه طباطبایی(ره)، تهران، 1383هـ.ش.

عبدالحمید بن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه: کتابخانه آیتالله مرعشی، قم، 1404هـ.ق.

علی بن برهان الدین الحلبی، السیره الحلبیه فی سیره الامین المامون انسان العیون: دارالمعرفه، بیروت، بی تا.

قائمی امیری، علی، نظام حیات خانواده در اسلام: انجمن اولیاء و مربیان، تهران، 1368هـ.ش.

غلامی، یوسف، اخلاق و رفتارهای جنسی: معارف، قم، 1384هـ.ش.

فرهت قائم مقامی، ابوالقاسم، آزادی یا اسارت زن، جاویدان، تهران، 1356هـ.ش.

فقیهی، علی نقی، تربیت جنسی: مبانی، اصول و روش ها از منظر قرآن و حدیث، مؤسسه علمی- فرهنگی دارالحدیث، قم، 1387هـ.ش.

فیض الاسلام، علی نقی، ترجمه صحیفه سجادیه، فقیه، تهران، 1376هـ..ش.

قائمی، علی، دنیای بلوغ: انجمن اولیاء و مربیان، تهران، چ ششم، 1368هـ.ش.

کاشفی، محمدرضا، پرسش ها و پاسخ ها: اسرا، قم، 1385هـ.ش.

کلوشانی، محمد، روابط شیشه ای: بیت الاحزان، قم، 1388هـ.ش.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی: دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407هـ.ق.

ماجراجو، محسن، روابط غیراخلاقی دختران و پسران: پارسایان، قم، 1387هـ..ش.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ.ق.

محدث، جلال الدین، شرح غررالحکم و دررالحکم تمیمی آمدی: دانشگاه تهران، 1366-1373 ، هـ.ش.

الغزّالی، محمدبن محمد، احیاء علوم الدین: قاهره، مطبعة العثمانیة المصریة، 1325هـ.ق.

محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی: دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1407هـ.ق.

عبدالحمید، محمد محی الدین، سنن ابی داوود سلیمان بن اشعث ازدی: داراحیاء السنته النبویه، بیروت، بیروت، 1412هـ.ق.

مطهری، مرتضی، مسئله حجاب: صدرا، چ نهم، تهران، 1387هـ.ش.

نظام حقوق زن در اسلام: صدرا، تهران، 1381هـ.ش.

حقوق زن در اسلام: صدرا، قم، 1378هـ.ش.

میثاقی، ابراهیم، ارتباط سبز: پژواک کیوان، تهران، 1388هـ.ش.

میرخلف زاده، علی، حریم ریحانه: مؤسسه پرتو نگار، مشهد، 1376هـ.ش.

داستان هایی از چشم و نگاه: مؤسسه پرتو نگار، مشهد، 1385هـ.ش.

نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: مؤسسه آل البیت، 1408هـ.ق.


 

 

پی نوشت ها:

[1]. سیمون، بارون کوهن، زن چیست؟ مرد کیست؟ ص64-70.

[2]. جان، گری، مردان مریخی، زنان ونوسی ص131.

[3]. Papalia

[4]. دایان ای پاپالیا، روان شناسی رشد و تحول انسان، ص314.

[5]. Blyth,D. A. ,& Foster-Clark,F,S. (1987). Gender differences in perceived intimacy with different members of adolescents,social networks. Sex Roles,17,689-718.

[6]. expressiveness

[7]. جان، گرى، زن، مرد، ارتباط، ص24.

[8]. «نِعَم الوَلَدُ البنات، ملطّفات مؤنسات مجهزات مبارکات مفلیات» (حر عاملی، وسایل الشیعه، ج21، ص362).

[9]. «هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا ...»؛ «اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفرید و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد» (اعراف، آیه 189).

[10]. «أَبِی عَبْدِ اللَّه(علیه السلام) قَالَ: فِی رِسَالَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) إِلَى الْحَسَنِ(علیه السلام) لَا تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإِنَّ ذَلِکَ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَرْخَى لِبَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة» (کلینی، فروع کافی، ج5، ص510).

[11]. محمدصادق رحمتی، روان شناسی اجتماعی معاصر، ص187و188.

[12]. نور، آیه 60.

[13]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، (مسئله حجاب)، ج19، ص436.

[14]. «الحیاء عشرة اجزاء وتسعة فی النساء و واحد فی الرجال»، (مجلسی، بحارالانوار، ج100، ص244).

[15]. دهخدا، علياکبر"xe "کتابها و مقالهها: لغتنامه"علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج 1، ص 1379.

[16]. نور، آیات 31ـ30.

[17]. «نساء"فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ»؛ «آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید؛ به شرط آن که پاک دامن باشند و زناکار و دوست گیر نباشند».

[18]. «وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ»؛ «مردانی که دوست گیر از زنان نیستند»، (مائده، آیه 5).

[19]. مجلسي، محمدباقر"xe "کتابها و مقالهها: عين الحيوة"محمدباقر مجلسی، عین الحیوة، ص 140.

[20]. نساء، آیه 1.

[21]. غررالحکم، ج 6، ص 318.

[22]. نهج الفصاحه، ص 789.

[23]. وسائل الشیعه، ج 2، ص 143.

[24]. Baron, R. A. , & Byrne, D (1997) ; Social Psychology, 8th ed. , Allyn and Bacon.

[25]. John Gray

[26]. Matlin Margaret W. (2008) The Psychology of women. Belmont, CA: Wadsworth/Thomson Learning.

[27]. زهره خسروی، مبانی روان شناختی جنسیت، ص50.

[28]. همان، ص51.

[29]. Matlin Margaret W. (2008) The Psychology of women. Belmont, CA: Wadsworth/Thomson Learningوp183-208.

[30]. همان، ص153.

[31]. جانت شیبلی هاید، روان شناسی زنان، ص166.

[32]. Ragan.

[33]. Matlin Margaret W. (2008) The Psychology of women. Belmont, CA: Wadsworth/Thomson Learningوp184.

[34]. همان، ص185.

[35]. جانت شیبلی هاید، روان شناسی زنان، ص138.

[36]. برای مطالعه بیشتر ر.ک:

- «همسرگزینی چرا و چگونه»، علی احمد پناهی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،   قم.

- «سبک زندگی»، همان.

- بارون کوهن، سیمون، زن چیست؟ مرد کیست؟ تفاوت های اساسی زن و مرد، ترجمه گیسو ناصری، تهران، انتشارات پل، 1384.

- خسروی، زهره، مبانی روان شناختی جنسیت، تهران، سحاب، 1382.

- رحمتی، محمدصادق، روان شناسی اجتماعی معاصر، تهران، سینا، 1371.

- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، (مسئله حجاب)، تهران، صدرا، 1379.

- هاید، جانت شیبلی، روان شناسی زنان، ترجمه اکرم خمسه، تهران، ارجمند، 1387.

[37]. نهجالبلاغه، نامه 31.

[38]. ر.ک: پرسش ها و پاسخ های دانشجویی، دفتر 25، روابط دختر و پسر، محمدرضا احمدی، قم: دفتر نشر معارف.

[39]. مانند: دختران به عفاف روی می‌‌‌آورند، وندی شلیت.

[40]. نساء، آیه 25.

[41]. مائده، آیه 5.

[42]. ر.ک: شهید مطهری، اخلاق جنسی.

[43]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص260.

[44]. تحریر المواعظ العددیه، علی مشکینی، ص109.

[45]. وسائل الشیعة، ج20، ص105.

[46]. نساء، آیه 25.

[47]. مائده، آیه 5.

[48]. ر.ک: شهید مطهری، اخلاق جنسی.

[49]. انعام، آیه 164.

[50]. نور، آیه 31.

[51]. بقره، آیه 10.

[52]. طلاق، آیه 2.

[53]. انعام، آیه 151.

[54]. اسراء، آیه 32.

[55]. محمدبن حسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج 12، ص 226.

[56]. حافظ ثابت، تربیت جنسی، ص 114.

[57]. نور، آیه 33.

[58]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج87، ص71.

[59]. جلال الدین محدث، شرح غرر و درر تمیمی آمدی، ح9069.

[60]. علق، آیه 14.