خانه > تاريخ و سيره >2501


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



حضرت ام البنین و کربلا بازديد: 606

چرا حضرت ام البنين در صنحه ي عاشورا حضور نداشت؟ سرنوشت ايشان به کجا انجامید؟

 

اكثر خاندان امام حسين عليه السلام به همراه ايشان به كربلا رفته بودند اما در علت نرفتن حضرت ام البنين مادر حضرت ابالفضل العباس به كربلا بايد گفت:

شايد اصلى ترين علت عدم مسافرت ام البنين با امام حسين عليه السلام، عدم ضرورت حضور ایشان و عدم درخواست امام حسین(ع) بوده است.

ایشان در کهولت و بیش از شصت سال داشتند؛ در عين حال اين شيرزن ولايتمدار، به فرزندان خود توصيه كرده بود در همه حال، دست از يارى حسين عليه السلام برنداشته و پيوسته گوش به فرمان فرزند پيامبر و امام بر حق خود باشند. و در واقعه کربلا چهار فرزند ایشان به شهادت رسیدند که سرآمد آنان حضرت اباالفضل و برادران ایشان عبدالله، جعفر و عثمان بودند.

 

بازگشت كاروان عاشورا

پس از ورود بشير بن جذلم به مدينه، ام البنين جهت كسب اخبار كاروان و حوادث بر آنها به همراه تنها يادگار عباس، نزد بشير رفت كه در حال انتشار خبر كاروان عاشورا و سرانجام آن بود.

در هنگام آمدنِ اين پيرزن به سمت بشير، جمعيت زياد زنان و مردان مدینه، با مشاهده او، به احترام از جلويش كنار رفته، بشير تا نگاهش به اين زن بلندبالا، با قامت رشيد افتاد، از اطرافيان خود پرسيد:

اين زن كيست كه مردم مدينه اينقدر به او احترام مى گذارند؟!

جواب دادند: ام البنين كلابى ـ همسر على عليه السلام و مادر عباس ـ است.

بشير تا ام البنين را شناخت، وى را مخاطب قرار داده، با حالت محزون و گرفته گفت: ام البنين! خبر دارى عباس و پسرانت را در كربلا شهيد كردند؟

آن بانوى فداكار پس از شنيدن خبر شهادت فرزندان شجاع خود، همچون كوهى استوار، از بشير جوياى حال امام حسين عليه السلام گرديد؛ وقتى خبر شهادتِ حسين عليه السلام را به همراه ديگر فرزندان خود شنيد، در حالى كه زانوان او زير اين بار گرانبها خم مى شد، رويش را به طرف مردان و زنان مدينه برگرداند و با حالت غمگينانه اى، آنان را خطاب كرده گفت:

مردم مدينه! پس از شهادت امامم و تمامى پسران رشيدم، از شما مى خواهم از اين به بعد مرا ام البنين نخوانيد؛ چرا كه ام البنين يعنى مادر پسران رشيد؛ ولى پس از شهادت فرزندم حسين عليه السلام و ديگر پسران رشيدم، هيچ پسرى براى من باقى نمانده است.

در سال وفات ايشان اختلاف است اما مشهور اين است كه در سيزدهم جمادى الثانى سال 64 هجرى ام البنين عليه السلام وفات كرده اند. و مرقد شریف ایشان در مدینه با فاصله کمی از مرقد شریف امامان علیهم السلام در بقیع می باشد.

 

(اسلامى، فاطمه ـ خدايى، سيدعلى اكبر/ مقاله ام البنين، اسوه مادران و همسران شهيد، مجله پيام زن، شهريور 1385، شماره 174، ص 32، با اندكي تلخيص)





ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها