خانه> >340

پنج شنبه 2/5/93
122

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو







 

 

بورس مقالات

پيامدهاي خودارضايي...
درمان خود ارضايي ب...
ابراز محبت دختر به...
رابطه دختر و پسر
احضار روح با نعلبك...
گناهان كبيره
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
چشم چراني، آثار و ...
تقويت اراده در انج...
نقش قرآن در زندگي ...
چگونه از ياران اما...
چه كنم گناه نكنم؟!
هولوكاست چيست؟
شوخي هاي پيامبر
اخلاق پيامبر (4) -...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
چگونه با تقوي شوم
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
اثر بيدار ماندن بي...
جايگاه و ارزش نماز...
همه شرايط وضو
اخلاق پيامبر(2)- م...
تا باشگاه هسته اي
اخلاق پيامبر - توص...
موي بلند و وضو
مصحف فاطمه (س)
چرا جنگ را ادامه د...
خاطره اي جالب از ز...
گل حجاب، عطر عفاف ...
100 خاطره از شهيد ...
كاريكاتورها و حقوق...
اخلاق پيامبر (3) -...
پروانه تو هستم برا...
امام خميني(ره) و غ...
شهيده ولايت ...
حزب الله لبنان و م...
آخرين دولت

استمنا، لذت يا تلخي!؟ بازديد: 6570

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


مطلبي که در ادامه مي آيد درد دلي است که دو نفر از خوانندگان نشريه، با خواندن مقاله «خودارضايي و پيامدهاي آن» نوشته اند. اين دو را بدون قضاوت تقديم شما مي کنيم. شما نيز اگر با خواندن اين مقاله نظري داشتيد، حتما درج کنيد.

 

سخن شماره 1:

گنهكار: سلام... اين نوشته تنها حكم يك درد دل يا شكايتي را دارد كه به هيچ محكمه اي جز محكمه عدل الهي نمي توان برد و داستاني است براي عبرت.

دختري هستم 19 ساله از كودكي به اين بيماري مبتلا شدم. در بين نظرات ساير دوستان هم ديدم برخي از كودكي مبتلا شده اند. تا حدودي مي توانم حدس بزنم كه چرا از كودكي مبتلا شده ام آن را عنوان مي كنم شايد پاسخ ساير دوستان هم باشد. وقتي بچه بودم مادرم، من و برادرم را تا سنيني با هم حمام مي برد و در كنار هم مي خواباند. مادرم خيلي من را با برادر بزگترم (5 سال بزگتر) تنها مي گذاشت ... برادرم هم خيلي به من علاقه داشت ... دقيق يادم نمي آيد اين خاطره درست است يا نه ولي چيزهايي در ذهنم هست مثلا اينكه برادرم بازي هاي غيرمعقول انجام مي داد و من هم خيلي كم سال بودم شايد 3 يا 4 ساله بودم.

حال تصور من اين است كه دليل اين شايد بلوغ زودرس – خيلي زودرس–  مادرم و سهل انگاري هاي او بوده شايد هم نبوده ولي من او و برادرم را مقصر اين ابتلا مي دانم. تصور كنيد من از كودكي به اين بدبختي مبتلا بوده ام البته تا سنين 13-14 سالگي اين كار را در يك دوره به كرات و در دوره اي معدود انجام مي دادم حتي آن زمان هم كه بچه بودم خودم مي فهميدم كه عمل زشتي انجام مي دهم ولي آن قدر كوچك و بي اراده بودم كه حتي نمي فهميدم اينكار براي چيست ... ؟ من از حدود 7 سالگي شروع به يادگيري قرآن كردم و تا اكنون كه 19 سالم است قرائت قرآن را تا سطح مسابقات قرائت كشوري ادامه داده ام اما اين گناه بزرگ كه ناخواسته گريبانم را گرفته همچون لكه ننگي است كه هر بار به آن فكر مي كنم از خودم بيزار مي شوم ... از سن بلوغ واقعي 13 يا 14 سالگي كه هنوز هم دقيق نمي دانستم اين عمل گناه هست يا نه تصميم به ترك آن گرفتم ... فوق العاده سخت بود تا مدتي موفق بودم اما باز هم آن را تكرار مي كردم تا سن 16 سالگي همينطور اين جريان ادامه داشت ...

تصور كنيد من در همين سنين بود كه تازه چيزهايي در زمينه ارضاي جنسي فهميدم و فهميدم اين كار نوعي شبيه سازي عمل جنسي حتي تا به آن موقع نمي دانستم عمل جنسي چيست! تا اين اندازه ذهن من از اين چيزها دور بود و به دنبالشان نمي رفتم. ولي عملا و ناخواسته به آن دچار شده بودم.

از سن 16 سالگي كه به دليل رشته ام با اينترنت سر و كار داشتم اطلاعاتم در اين زمينه ها افزايش يافت. كمي در ترك اين گناه سست شدم ولي همچنان براي ترك آن تلاش مي كردم اما رويه سخت شده بود. در اينترنت اصلا به دنبال اين برنامه ها نبودم هرگز ... هدفم از روابط اينترنتي هم نوعي برقراري رابطه جهت تبادل اطلاعاتي بدون سانسور و دقيق و موثق بود و در اين زمينه موفق هم شدم. همان اوايل با افرادي تحصيلكرده مقيم خارج آشنا شدم و اطلاعات بسياري از آنها به دست آوردم ... هر روز در زمينه هاي ديني پيشرفت مي كردم هر روز بر اعتقاداتم افزوده مي شد هر روز انديشه و تفكراتم معلمانم را متعجب تر مي ساخت هر روز حجابم سنگين تر مي شد ... ولي امان از دلي كه ناخواسته سياه شده بود ... هر جا پا مي گذاشتم صداي تعريف و تمجيد بلند مي شد و همچون پتكي بر سرم مي آمد و بهتر است بگويم مي آيد ... همه چيزم را از قرآني داشتم و دارم كه از كودكي به يادگيري آن مشغول شدم ولي وقتي پيشرفت هايم را كنار اين زالوي خونخوار مي گذاشتم همه وجودم را ترس و اضطراب فرا مي گرفت ... 17 سالم بود و هنوز زيرپايم لغزنده. با كوچك ترين وسوسه اي پايم مي لغزيد ... 17- 18 سالگيم خيلي ننگ آور بود از اين لغزش ها ... حتي شركت در خيلي توفيقات مثل اعتكاف، شب هاي قدر و ... نصيبم نشد.

بالاخره پشت كردم به همه آن لغزش ها و تصميم گرفتم واقعا آن را ترك كنم تصميمم قطعي بود ولي نگاه به گذشته كه مي كردم كمي مأيوس مي شدم اما باز دل مي دادم به اين راه تا شايد سايه اين بختك را از زندگيم كنار بزنم كه تا اكنون به انجام نسبي آن موفق شده ام ... و دعا كنيد كه موفق شوم هيچ چيز زجرآور تر از آن نيست كه آن چيزي نباشي كه ديگران درباره ات فكر مي كنند.

 اين جمله ايست قصار از زبان مفلوكي چون من كه از يك سو همه او را دختري با وقار، قاري اي مستعد، دانشجويي معتقد، سرپرست پايگاهي متعهد، بلاگري قدرتمند و ... مي دانند ولي از سويي ديگر آن قدر رو سياه و بخت برگشته است كه نمي داند آن دنيا چطور سرش را بالا بگيرد و از مادرش شفاعت بطلبد. مفلوكي چون من كه جلوتر از او راه نمي روند، جلوي پايش بلند مي شوند، براي او به قصد شفا هديه نذر مي كنند و هزار داغ بر دلش مي گذارند چرا؟ چون كه سيد است؟ سيدي كه گناهش دو برابر گناه انسان معمولي حساب مي شود؟ سيدي كه ... خداي من، مرا ببخش كه «اني ظلمت نفسي ... !»

آه! خيلي جالب است بدانيد كه مادرم خود را خيلي مقيد مي داند حتي وقتي از او مي پرسيم چرا ادامه تحصيل نداده ما را (من و برادرم را) دليل عنوان مي كند و مي گويد نمي تواستم شما را تنها بگذارم و اغلب در چنين مواقعي آن قدر عصباني مي شوم كه دلم مي خواهد با تمام وجود سرش فرياد بزنم و بگويم كه او سرمنشأ اين همه بدبختي من است. اين بود داستان زندگي يك گنهكار به ظاهر بي گناه كه تنها اميدش رحمت الهي است كه هيچگاه تنهايش نگذاشته و هميشه شامل حال زارش بوده و در انتظار آن است كه خداي تعالي و رسولش او را ببخشند و اين تنها آرزويش به درگاه خداست. التماس دعا ... يا حق

 

سخن شماره 2:

يکي مثل تو: سلام به خواهر گنهکار! بدجوري حرفات حالمو گرفت. عجيبه ولي سرگذشت من شباهت هاي زيادي با تو داره اونقدر که هر چي گفتي تا 95% به گذشته من شبيهه و هر چي هم که نگفتي احتمالا همينطوره! با اين تفاوت که من پسرم و 11 سال از تو بزرگتر. از تکرار حرفاي تو مي گذرم. درباره گذشته و وضعيت اون دوران و احترامي که داشتم و خودمو لايقش نمي ديدم. ولي بذار بعدش رو که واسه من اتفاق افتاده و تو هنوز بهش نرسيدي را بگم تا «بعدش» هم سرگذشتمون مثل هم باشه.

اين که درباره تو و در پاسخ به تو قلم مي زنم يه دليلش اينه که ميتونه سرنوشت من و تو براي بقيه هم مفيد باشه، براي اونايي که به هر دليلي نگفتن يا نخواستن بگن چرا به اين معضل دچار شدن. اما 19 سالگي من، مثل تو که تصميم جدي واسه ترک اين گناه گرفتي، شروع شد. ولي تا وقتي که در 21 سالگي ازدواج نکردم، فقط توفيق داشتم کمتر مرتکب گناه بشم. از شما چه پنهان، حالا خوب يا بد باشه گفتنش، اما به نظرم لازمه بگم که اين دو سال آخري با لذت خيلي بيشتري اين گناه را مرتکب مي شدم و البته عذاب وجدان و سرخوردگي بعدش هم مضاعف بود و خرد کننده تر. اما بعد از ازدواج که خواسته و ناخواسته به اون دوران فکر مي کنم مي بينم که تداوم طولاني مدت اين گناه که فرق زيادي با گناه هاي ديگه داره، بر مي گرده به همين تفاوت هاش. و درست يا نادرست بايد بگم براي امثال من و تو، اين درمان هايي که اينجا واسه ترکش گفتن چندان اثري نداره. حالا چرا؟

اولا که در نظر داشته باش تو دختري و حساسيت ها درباره آينده ات بيشتر از من پسره. پس هر چي راجع به خودم ميگم درباره تو قاعدتا شديدتره. اما جواب چرا. ببين! بحث غريزه جنسي، هم در درون خود آدم هم در جامعه بالخصوص جايي مثل جامعه ما، از جذابيت خاص و کشش مسحور کننده اي برخورداره که پيوند عميقي با کارکرد روان ما داره. خصوصا که از درون خود بشر نيز با احساس شرم و حيا، عجينه و کسي نميتونه ادعا کنه که براي دفعات ابتدايي در هتک هنجارها در امور جنسي، بدون شرم و حيا عمل کرده (حالا هر چي هم که آستانه تحريک هنجارها تو اون جامعه يا فرد بالا باشه، يعني هر چقدر هم که بي رگ باشن!) حالا وقتي مايي که مي دونيم اين کار يه جورايي انحرافه از مسير طبيعيه ارضاي غريزه اس و از لحاظ جوانب ديگر زندگي و شخصيتي، پيش چشم ديگران، مرزهاي عفت و حيامون براي ديگران خيلي قابل احترامه يا حداقل نشکسته، چرا بازم مرتکبش مي شيم؟

جواب: به قول سياسيون، اين يه فرار رو به جلوست. البته بدون شک نبايد از دنده کمکي اين فرار که همون وسوسه شيطونه غافل شد که عجيب قدرتي هم داره که آدم رو در لحظات حساسي که شهوت به غليان اومده، با اين دنده کمکي وسوسه، اصطلاحاً take off ميکنه و ديگه نميشه به اين راحتي ها جلوشو گرفت! اما اين انکار ناشدنيه که اين اراده ماست که نهايتا مجاب به اين فرار ميشه؛ چيه اون فرار رو به جلو؟ - فرار از اين فکر که اين کار گناهه، - فرار از اين فکر که اين کار، شکننده حياي توست، - و تقويت اين فکر ناشي از حب بالذات، که تو، تويي که در نظر ديگران آدم درستي هستي، کار اشتباه نمي کني! اين فرار، با احساس لذتي که اين ارضاء ميل جنسي، به دست ما ميده اجرايي ميشه. چطوري؟ خوب، ميدونيم که خوشايندترين لذت دنياي ما و حتي به قول پيامبر(ص)، اون دنيا در بهشت، همين لذت جنسيه که به دليل پيوند عميقي که با سيستم عصبي ما داره، يه همچين جذابيتي هم داره. من که عالم يا روانشناس نيستم اما گمان کنم با قرائن و شواهد، ميشه رو حرفم حساب کرد؛ مثلا همين سخن پيامبر(ص) که گفتم يا اينکه روانشناسي مثل فرويد که به دنياي پيچيده روان بشر وارد شده، دست آخر ميگه «همه» معضلات از عقده هاي فروخورده جنسيه. نميگم اون 100% درست ميگه، اما ميشه به تحقيقاتش اعتماد کرد و حداقل نتيجه گرفت که طرف با چنان پيچيدگي ها و در هم تنيدگي هايي در خلال بررسي غريزه جنسي و کارکردهاش در روان و بدن بشر، مواجه شده که بنده خدا، کفش بريده و گفته بابا همه اش زير سر همينه! يا مثلا ميشه به اين همه حرف و حديث پيرامون اين ميل هميشه دردسرساز(!) استناد کرد که تا نباشد چيزکي ... درست؟

خوب، رسيديم به اينجا که کشش به اين عمل، هر چند که در درجه اول به جذابيت فيزيولوژيکي قضيه برميگرده و در درجه بعد هم وسوسه شيطان؛ اما در فقره من و تو و خيلي ها، به خاطر اين عامدانه و آگاهانه بودنش و اين احساس حقارت بعدش، فقط ميشه همين رو درباره اش گفت که ارتکابش، سپر دفاعي خودشه! يعني صد افسوس که در اينجا بايد گفت چاقو دسته خودشو ميبره! خوب، اينها ازش بوي لاعلاجي مياد، نه؟

عجله نکن! واسه امثال من و تو راه علاج هست و اون ازدواجه. فقط و فقط علاج «قطعي» ازدواجه! علاج مقطعيش همون چيزاييه که اينجا نوشتن. نميدوني! هنوز يه هفته از ازدواجم نگذشته بود که چنان احساس آرامشي بهم دست داده بود که تو شلوغي و محيط فسادبرانگيز خيابوناي شمال شهر تهرون، انگاري که در عمق 10 متري زير آب يه استخر آرام، معلق هستم ... ! من رمان نويس نيستم، از اين تشبيهات و استعارات رمانتيک هم اصلا خوشم نمي آد. هميشه ميرم سر اصل مطلب، خشک و جدي ... ولي اين تعبيراتي که گفتم، خدا وکيلي «احساس» کردم. آرامش ناشي از برداشته شدن وزنه اي 100 تني به اسم «انزجار از خود به خاطر لذت حرام». نميدوني چه کيفي داشت! من هم احساس منافقانه درباره خودم داشتم، من هم در خانواده مذهبي و ريشه دار و اصيل بزرگ شده بودم، من هم هميشه در درس و ورزش و اعتقاديات و قرآن از همسالام جلوتر بودم، من دوره کتاب هاي شهيد مطهري را مطالعه مي کردم (!) ... و من هم از گناه در خفا، مثل يک مازوخيست که از آزار و رنجور کردن خودش لذت ميبره، لذت خفت بار مي بردم. اما به خدا قسم ناگهان با ازدواج تمام شد، ناگهاني! ... «خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها ... » حقيقتا که راست گفت خداوند بلندمرتبه.

امثال من و تو بايد بيخ يقه معصومين سيريش بشيم! خيلي رک گفتم که ته خطو بدوني و خودتم اذيت نکني! سفت و سخت از امام رضا(ع) و امام زمان-ارواحنا فداه- بخواه که تو رو موفق به يه ازدواج شايسته و سريع(!) بکنن. ولشون نکن. همين است و بس. من کردم، شد! حتي جسارت کردم و براي حضرات معصومين(ع) فرجه زماني تعيين کردم! گفتم تو اين مدت، اگه نجاتم نديد، خودتون مي دونيد! البته خداييش دوست خوب و مؤمن داشتن که به آدم آرامش و اميد بده و دوري از افکار و سخنان و مطالب و خلاصه هر چيز محرک شهوت، مسکن اين مرض هست، اما علاج قطعيش همونه که گفتم.

من حتي واسه ازدواج موقت هم خونواده ام را مجاب کرده بودم اما يه رفيق شفيق که خدا هر چي ازش ميخواد بهش بده، بهم گفت تو اين اوج غليان شهوت که اسيرشي نرو سمت اينکار. مگه اينکه واقعا درهاي ازدواج دائم به روت بسته باشه چون تجربه نشون داده که اين کار باعث سرخوردگي هايي ميشه که جبرانش سخته. هر چند نشد حرفشو به تجربه(!) دريابم، اما از گوش کردن به نصيحتش پشيمون نيستم(اين قضيه پند اخلاقي دوستم هم نکته انحرافي بود! هر کي به دردش خورد کپي کنه!! وگرنه به اصل موضوع ربطي نداشت! تجربه شخصيم بود ديگه.)



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       مهدی : باسلام اگه میشه چند نفری که ازدواج نکردن وگرفتار این مشکل نیستن نظرات خودشونا بنویسن تا دل ما یکم برای رسیدن به هدف قرص بشه باتشکر از همه!

       زهرا : برای خانم اولی فقط می نویسم در جواب دین و قران یعنی راه درست زندگی کردن وشاید حفظ کردن قران ان کافی نباشد . خیلی از کسانی که قران را نمی شناسند شاید بهتر زندگی کنندو بهتر از همه ما باشند . ایا به افراد خارجی دقت نموده اید؟ خیلی هاشون انسان خوبی هستند چون تلاش می کنند و علم دارند وبا علم خدا را می شناسند. و البته شما انسان خیلی خوبی هستین و از خداوند بزرگ می خواهم شما را به ارامش و سلامت کامل برساند.نا امید مباش . خود شما بهتر از من میدونین که خداوند همه کناهان را می بخشد .از شما می خواهم اینقدر عذاب وجدان نداشته باشید و به لطف خداوند شما یکی از بهترین ها شاید بشین0 شاید بهتر باشه دیگه درونت را باز گو نکنی چون خداوند اگر پوشاننده عیوب نبود خودش می توانست شما را رسوا کندو حتما خیلی دوست داره که اینقدر پیش مردم عزیز شدی که مردم دوست دارند و حرف اخر ارزش شما خیلی بالا است با ارزوی سربلندی شما و همه جوانان وطن عزیزم زهرا

       یک نجات گرفته : با سلام خانمی هستم 23 ساله که متاسفانه از بچگی به این مریضی مبتلا بودم تا سن 17 سالگی هر موقع که این کارو میکردم میگفتم این آخرین باری هست که ... ام یه روز خیلی خسته شدم و مثل همیشه با خدا عهد میکردم و همیشه از خدا میخواستم یک ازدواج موفقی داشته باشم البته یه جورایی برای خدا تعیین میکردم و بالاخره توبه کردم شبی که توبه کردم گفتم خدایا دوست دارم به یک نحوی متوجه بشم که گناهامو بخشیدی حتی اگه تو خواب فردای اون روز از خواب بیدار شدم که برم مدرسه حتی یه نشونی هم ندیدم وقتی رسیدم مدرسه از دفتر صدام کردن مدیر مدرسه گفت میخوام یه خبر خوب بهت بدم بعد از چند لحظه گفت که توی آموزش وپرورش قرعه کشی کردن اسمتو جزو کسانی بوده که تا چند وقته دیگه بری به سفر حج شاید باورتون نشه به لطف خدا چند روز بعد از ازدواجم به مکه مشرف شدم و از این بابت خدارو شکر میکنم که این کارو زشت و قبیح را ترک کردم شماها مطمِن باشید خدا اجر توبه را میدهد

       mansouripooya... : pm:سلام.من فقط داشتم از چند تا سایت دیدن میکردم که اتفاقی اینجارو دیدم...راستش شروع به خوندن که کردم دیگه نتونستم چشم بردارم!از بس شما دوستان و عزیزان جالب و با احساس نوشته بودین.منتها فقط دارم مینویسم که یه چیز مهم به یکی از دوستا ینی خانم amirali که گفته حاشا به غیرتت واز این حفا بگم امیدوارم متوجه بشه!...دوست گلم اولا که انقدر به سید بودنت نناز ماها همه انسانیم و نزد خدا با اعمالمون سنجیده میشیم نه نسبتمون با اولیا وانبیا.دوما از نوشته های همه به خصوص اون خانم گناهکار معلومه که واقعا همشون انسان های خوب و پاکین(و واقعا دمشون گرم که این مطالب و نوشتن که من و شما بخونیمو چیز یاد بگیریم).سوما شما خیلی بهتر جای اینکه صرفا نظر بدی یکم بهش فکر کنی!چون اگه شما هم جای یکی از این دوستان بودی معلوم نبود الان داستان کدوم شیرین کاریتو واسه بقیه داشتی تعریف میکردی.چهارما نمی خوام فضا غضب آلود بشه ولی پز خواستگاراتو به بقیه میدی که چی؟ببخشید قصدم بی احترامی نیست فقط میگم این حرفای شما نوشتنش شاید فقط چند ثانیه طول بکشه ولی با فکر و ذهن مخاطبا تا مدتها درگیر می شه پس بهتره سنجیده تر صحبت کنید.پنجما این قضیه مثل اعتیاد به مواد مخدره! شروعش از نادونیه ولی ترکش واقعا اراده بالایی میخواد.شاید جالب باشه بگم من یه پسر 23 ساله هستم اصلا هم تو خانواده مذهبی نبودم و نیستم ولی کم کم به سمت دین و نماز و روزه اومدم و دارم راهمو پیدا میکنم.از همه کسایی که مطلب نوشتن به خصوص سخن شماره 1 و 2 تشکر میکنم و خیلی دوستشون دارم با اینکه تاحالا ندیدمشون ولی همین که این مطالبو نوشتن احساس می کنم ذاتشونو نیکو سرشتن.پر گویی کردم...خدا هممونو به راه راست هدایت کنه...ممنون

       مهــــیا : من 22 سالمه و از 7 سالگی به این کار اعتیاد پیدا کردم و همیشه احساس گناه میکردم (و بماند اینکه چه کسی باعث این ناهنجاری در من شد)تا اینکه حدوداً از یک ماه پیش تصمیم به ترک این کار کردم و از روزی که تصمیم گرفتم دیگه سراغش نرفتم،خیلی سخته خیلی زجرآوره حتی من هر شب خواب میبینم اما عشق به خدا باعث میشه اعتنا نکنم و همچنان روی تصمیمم پا فشاری کنم. فقط قلباً خدا رو دوست داشته باشید و این دوران سخت زندگی رو امتحانی بدونید از طرف پروردگار. خدا خیلی مهربونه،حتماً مارو میبخشه.(صد بار اگر توبه شکستی باز آ) به امید اینکه هممون به زودی و به لطف پروردگار با یه آدم صالح ازدواج کنیم تا این بلای خانمان سوز از رگ و ریشه زندگیمون ریشه کن بشه.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

       یه بنده خدایی : ببینید دوستان میدونم چقدر سخته ترک کردنش اما من پیش روانشناس رفتم وباهم یرگشتیم به اولین باری که این کار رو شروع کردم.بعد متوجه شدم علاوه براینکه این کار یک جنبه ی غریزی داره بلکه فهمیدم ما ها اینکار رو برای ارامش گرفتن و حس خوب داشتن در زمانی انجام میدیم که اضطراب داریم ، انجام میدیم
       پرسمان :  با عرض سلام و سپاس از اينكه مركز ما را براي پاسخ و راهنمايي برگزيده ايد. دوست گرامي! ترجيح مي دهيم قبل از هر چيز يك تحليلي در مورد خود ارضايي تقديم دارم تا مبنا و انگيزه براي ترك اين عمل آسيب زا تقويت گردد، بايد به اين توجه شود كه انزال در مردان و ارگاسم(رسيدن به اوج لذت جنسي) در زنان فرآيندي رواني- ارگانيكي و يا به عبارتي عاطفي- ارگانيكي است. توضيح اينكه ارضاء كامل و آرامش آورغريزه‌ي جنسي هنگامي به وقوع مي پيوندد كه شخص در دو جنبه جسمي و عاطفي نسبت به پاسخ دهي به آن اقدام نمايد، به ديگر سخن وقتي نياز جنسي به عنوان يك انرژي غريزي بخاطر عوامل بيروني و يا دروني(بيروني مثل ديدن صحنه هاي محرك و دروني مثل تخيلات تحريك كننده) در شخص براه مي افتد و در درون شخص ايجاد ناآرامي مي‌كند و خواستار پاسخ شخص به آنست است، شخص بايد در دو طيف به موازات هم نسبت به ارضاء آن اقدام نمايد1 - جنبه جسمي كه با آمدن مني در مرد و ارگاسم در زن به وقوع مي پيوندد2- جنبه رواني و عاطفي كه لازمه آن شركت همسر در فرآيند ارضاء است. فقط در اين صورت است كه ارضاء غريزه ي جنسي به صورت كامل انجام مي شود وآرامشي وصف ناپذير در شخص حكم فرما مي‌گردد و انرژي طوفان ساز اطفاء مي شود. متاسفانه بسياري ازجنبه دوم غفلت مي‌كنند و به غلط تصور مي‌كنند كه با تحريك آلت تناسلي و ارضاء جسماني تمام پروسه‌ي ارضاء تكميل مي‌شود و غريزه جنسي پاسخ كامل خود را مي گيرد و حال آنكه اگر اين تصور درست بود شخص بايد بعد از خود ارضايي احساس آرامش كامل مي نمود در حالي كه بنا به شهادت بسياري از كساني كه دست به خود ارضايي مي زنند و از جمله خود شما، بعد از ارضاء مصنوعي دچار افسردگي و اضطراب مي شوند و اين بخاطر اينست كه غريزه ي جنسي هنوز جواب كامل نگرفته و انرژي رواني حاصل از نياز جنسي به طور كامل خاموش نشده است، و لذا هنوز اين انرژي درسيستم رواني به عنوان يك انرژي طغيان گر و طوفان ساز مي چرخد و روح و روان ما را به هم مي ريزد و به همين جهت است كه روانشناسان مطرح ومن جمله فريد از خود ارضايي به عنوان يك عامل مشكل ساز و مختل كننده سيستم رواني(نورستنيا) ياد مي كنند و اسلام نيز از آن به عنوان يك گناه بزرگ ياد مي‌كند، بياد داشته باشيد كه حرامها و حلال هاي اسلام همه بر اساس يك مصلحت و مفسده براي روح و روان و جسم انسان شكل گرفته اند، مصالح و مفاسدي كه دانشمندان و روانشناسان بعد از هزارو چهارصد سال به برخي از آنها پي برده اند. بنابراين لازم است بر شما و همه افرادي كه به اين بيماري گرفتار هستند با توجه به راهكارهايي كه در مقاله بيان شده است اين عمل را ترك نموده و خود را از اين آرامش طوفاني نجات دهند . موفق باشيد.

       www : همون طور که نظرم رو دادم میگم نه عالی بود نه ضعیف بدک نبود یه کم نمکش کم بود از 10 بهش 6 میدم...............................

       سعید : سلام منم مبتلام اما تاازدواج نکنم به نظرم ترک نمیشه؛
       پرسمان : نوشته شما، خاطره ای را در ذهن من زنده کرد، چند سال پیش که در ماه رمضان برای تبلیغ به یکی از شهر های کشورمان رفته بودم، جوانی از من سوال کرد، قرار است من برای کارگری به تهران بروم، روزه گرفتن همراه با کار کردن امکان ندارد، تکلیف من چیست؟ با اطمینان کامل به او گفتم اگر بخواهی می توانی روزه بگیری حتی هنگامی که کارگری می کنی، حتی در ماه تابستان... جوان تردید داشت. به او گفتم من هم کارگری کردم و هم روزه گرفتم، اگر بخواهی می توانی... عید فطر شد، جوان با لبی خندان جلو چشمانم ظاهر شد، خیلی محکم گفت حاجی خواستم روزه گرفتم... آری او خواسته بود توانسته بود ... به نظر من اگر افراد مبتلا به استمنا بخواهند و اراده کنند؛ حتما می توانند این عمل را ترک کنند.

       tarlan.ghamooshi... : منم مثل همه ی شما ولی من 50 روزی میشه که ترک کردم برام دعا کنید
       پرسمان : امیدواریم همه گرفتاران به هر گناه کوچک و بزرگ، موفق به ترک کامل و رشد و سعادت واقعی دست یابند.

       دادش : سلام ابجی من رو جای دادشت بدون منم سرگذشت تورو دارم سنم کمتره ولی مثل تو پشیمونم بجای خواهرم دوست دارم

       یکی مثل تو : شما همتون گفتین نمی دونم از کجا شروع شد ولی من میدونم از وقتی که خودتون را شناختید یعنی با اونجا اشنا شدین این یه اصلی است که خدا گذاشته باید باشه که پسر و دختر به فکر ازدواج بیففتن و این غریزه رو تو راه درستش هدایت کنن برای رهای از این کار 1 روزه بگیر 2 بعد از کار خودتو مجبور کن که غسل کنی 3 فکر کن کارتو دارن فیلم برداری میکنن تا تو اون دنیا بذارن همه ببینن 4 هیچ وقت فیلمای مبتذل نبین بعد هم همیشه به خدا توکل کن من هم دخیلی با خودم کلنجار میرم مه دیگه تکرار نکنم تا حالا که موفق هستم

       دختر : راستي من بعد از اون شروع كردم به نماز اول وقت خوندن با توجه براي اينكه تورو از گناه دور ميكنه خودتونو وقف خدا كنيد مثلا دعا هاي مفاتيح رو با حضور قلب بخونيد يا همينكه وسوسه شديد سريع وبلند بلند ذكر بگيد و به سمت جمع فرار كنيد

       دختر : سلام من هم يه زماني دچارش بودم ولي وقتي گناه ميكردم ياد خدا مي افتاد كه داره نگاهم ميكنه هي ترك ميكردم و هي ميرفتم سراغش تا اينكه خداي عزيزم به من كمك كرد وقتي قرآن باز ميكردم با من حرف ميزد و ميگفت كه خدا بخشنده است ، خدا همه ي بنده هاشو دوست داره ، از خودم خجالت كشيدم بعد از يه مدت با يه شهيد دوست شدم و به امام زمان هم متوسل شدم تا اينكه تونستم نه تنها تركش كنم بلكه رابطه ام با خدا به قدري قوي شد كه وقتي كسي منو به باد فحش ميگرفت به خاطر خداي عزيزم هيچي نگم و به زندگي اميدوار شدم هر وقت اين وسوسه به سراغتون اومد سريع بريد قرآن باز كنيد تا با خدا دردو دل كنيد به خدا بگيد من به خاطر تو ترك كردم تو هم منو ياري كن خدا زحمت شمارو بي جواب نميذاره

       غمگین : منم به این عمل دعام دعا کنید ترک کنم

       werena... : سلام بیست ویک سالم هست دانشجوی روانشناسی هم هستم روی این موضوع خیلی تحقیق کردم ۱دوش آب سردبگیرید۲ازخوردن ماهی وپیازاجتناب کنید۳هیچ وقت برعکس نخوابید۴لباس تنگ وچسبون نپوشید۵اصلاتنهانباشیدوبیشترتوجمع باشید۶روزه بگیرید۷همیشه سعی کنید یک کم گرسنه باشید.قربون همتون که انقدوجدان داریدکه گناهتون عادی نشده باشه.

       ناشناس : سلام عليكم، احتراماَ بدينوسيله به استحضار مي رساند متون اين سايت خيلي جالبه و از همه شما تشكر و آرزوي توفيق روز افزون در همه امورات زندگي خواستارم انشاالله موفق و پيروز باشيد. با تشكر اذاك

       ... : من نمیتونم از دواج کنم ...یه دختر زشت هستم ..حتی با یه مشاور صحبت کردم و وقتی از وضعیت صورتم گفتم ..گفت تو فقط میتونی فقط نزاری اوضاع زندگیت بدتر از این شه
       پرسمان : نظر متني مقاله «استمنا، لذت يا تلخي!؟»

       ناشناس : من هم اینطوری بودم ولی یک اتفاقی پیش اومد که به آقا امام حسین متوسل شدم و آبروی من شد پیش خدا و بعد از اون اتفاق دیگه دست به این عمل زشت نزدم و حتی الان از این کار بدم هم میاد . کار بیخودی به زبون ساده بگم تهش هیچی نیست .

       بدبخت : سلام به همه من دختری هستم21 ساله منم دچاراین گناه هستم نمیدونم ازکجا شروع شد فقط یادمه ازبچگی این کارومی کنم خیلی سعی میکنم که ترک کنم ولی سخته واقعا نمیتونم حتی یه بار باخودم عهدبستم دیگه این کارو نکنم ولی این عهدم دوماه بیشترطول نکشید من همه واجبات دینی روتاجایی که میتونم کامل انجام میدم/نمازم همیشه سر وقت/روزه/قران خواندن ولی نمیدونم چرا نمیتونم این کارو ترک کنم توروخدا دعام کنید وقتی توی آینه خودمونگاه میکنم احساس نفرت بهم دست میده دیگه نمیدونم چیکارکنم. فقط میتونم بگم الهی العفو
       پرسمان : مطمئنا با انجام دستورالعمل ها به تناسب شرایطتان موفق خواهید شد. برای دریافت پاسخ یا مشاوره از سوی کارشناسان ما، لطفا مشکلتان را با توضیحات بیشتری از تحصیلات و شرایط زندگیتان در صفحه درج سؤال http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح فرمایید.

       حسن : فقط يادخدا

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نشاني ايميل:  
   
      

 




انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها