تا حالا
با کسي درباره کار براي خدا بحث کرديد؟ مثلا شما گفته باشيد که بايد براي خدا
کار کرد. بعد اون بنده خدا گفته باشد بله کار رو بايد براي خدا انجام داد
ولي...
درسته
همين ولي هستش که همه چيز رو زير سوال مي بره از جمله کار براي خدا رو .
مثلا گفته
ميشه:
کار براي
خداست ولي بايد حقوق معنوي من حفظ بشه!
کار براي
خداست ولي بايد معلوم باشه که اين کار رو کي کرده.
کار براي
خداست ولي نبايد کسي ديگه اونو به اسم خودش تموم کنه.
کار براي
خداست ولي ... (بقيه اش رو هم شما هم من مي دونيم)
سخته اما ميشه
نگفت. بياييد با هم امتحان کنيم.
نقطه سر خط
به
نظرتون، اونايي که فضاي معنوي زمان دفاع مقدس رو ايجاد کردن از جاي ديگه اي
اومده بودن؟ اونا توي شرايط ايده آلي رشد کرده بودن که الان اون شرايط رو
نداريم؟ جو جامعه جوري بود که اونا رو اين طوري کرده بود؟
همه اون
چيزايي که مي خواييد بگيد درسته منم قبول دارم ولي شرايط اونا خيلي بهتر از
حالا نبود بي تعارف اگه کلاهمون رو قاضي کنيم قبول داريد که اگه بخواهيم
ميشه. درسته؟
نقطه سر خط
لازم نيست که
حتما جنگ و کشت و کشتاري راه بيفته تا معلوم بشه چند مرده حلاجيم همينطوري هم
خودمون مي دونيم که خيلي ها بالقوه توانايي دارن که يه چمران، همت، ستاري،
بابايي و ... باشن. اصلا يه کم خودتون رو بررسي کنيد
ببينيد
خدا وکيلي اگه بخواهيد نمي تونيد مثل يکي از اونا باشيد. فقط مشکلي که هست ما
فکر مي کنيم براي اينکه اينجور آدم ها پيدا بشن بايد يه صافي به اسم دفاع پيش
بياد تا معلوم بشه چند مرده حلاجيم. ولي
اگه بخواهيم فضاي
دفاع مقدس رو همه جا ايجاد کنيم به نظر مي رسه بايد کار رو براي خدا انجام بديم
. حالا درس خوندن باشه يا کار يا ...
حالا نظراتتون رو
درباره اين متن بنويسيد تا نظر جووناي اين زمان هم براي خودمون بهتر معلوم بشه.