خانه > قرآن و حديث >444


149

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو



 

بورس مقالات

ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
قرص شب امتحان (تار...
پيامدهاي خودارضايي...
احضار روح با نعلبك...
نظرات مقاله «پيامد...
همجنسگرايي، علل و ...
هولوكاست چيست؟
عجم، دشمن اهل بيت؟...
علامت قبولي توبه
گناهان كبيره
چگونه از ياران اما...
چشم چراني، آثار و ...
رابطه دختر و پسر
احكام نماز و روزه ...
تقويت اراده در انج...
اخلاق پيامبر (4) -...
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
لیست کتب اداره مشا...
شوخي هاي پيامبر
دوستي با نامحرم در...
جلسه خواستگاري
...

شيوه هاي کنترل نفس...
چه كنم گناه نكنم؟!
دفتر 30 پرسش ها و ...
چگونه با تقوي شوم
همه شرايط وضو
اثر بيدار ماندن بي...
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
فطريه چيست؟
ايميل هايي از شيطا...
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
دفتر 32 پرسش ها و ...
مهارت ارتباط مؤثر ...
اخلاق پيامبر(2)- م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
2218

بازدید مقالات:
8468900

بازدید سوالات:
2662326



عجم، دشمن اهل بيت؟! بازديد: 48816

يكي از دوستان يه سؤالي رو در مورد عرب و عجم به صورت زير از ما پرسيده كه ما سؤال و پاسخ رو مي آوريم. قضاوت با شما. نظر يادتون نره؟

 

 سؤال:

اينجانب در کتاب «سفينه البحار و مدينه الحکام و الآثار» صفحه 164 نوشته شيخ عباس قمي مطلبي خواندم که به حضرت امام حسين(ع) منسوب شده بود آن مطلب اين است:

ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ايراني ها هستند. روشن است که هر عربي از هر ايراني بهتر و هر ايراني از دشمنان ما هم بدتر است. ايراني ها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد و زنانشان را به فروش رساند و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت. مي خواستم ببينم آيا اين سخنان نژادپرستانه را واقعا مي توان به آن حضرت(ع) نسبت داد؟ و با چه مجوزي چنين سخنان خلاف عقلي را به امام پاکي ها نسبت داد؟

 

پاسخ:

مرحوم شيخ عباس قمي محدث توانمندي است که عموم مردم از آثار او استفاده مي کنند ومفاتيح الجنان اوزيور هر مسجد وخانه و زيارتگاه است.سفينة البحار کتاب فهرست موضوعي بحارالانوار علاّمه مجلسي است در مدت بيست سال به پايان رسيده است. شيخ عباس خود مي‌نويسد اين كتاب بهترين اثر بجا مانده از وياست. ايشان آن را در دو جلد تنظيم نموده و در جهت آسان نمودن مراجعه به بحارالانوارنوشته است. درباره حديث فوق اشاره به چند نكته شايان توجه است:

1. با مراجعه به کتاب سفينه(واژه عجم) احاديثمتعددي در مورد برتري عجم آورده و ديدگاه منفي معاويه و خليفه دوم رانسبت به عجم , نقلکرده وآنرا خلاف خط مشي پيامبر و علي عليهما السلام نسبت به عجم دانسته است، که اين روايت و شرح و بسط آن در جلد 67 بحار هم آمده است.
2. قرآنکريم سند محکمي است و محتواي حديثبايد با ظهور قرآن و سنت قطعي پيامبر(ص) تعارض نداشتهباشد و در غير اين صورت بايد كنار گذاشته شود. در اين باره، قرآن کريم ملاک فضيلت را تقوي و دوري از تعصب مي داند و زبان و نژاد عرب و عجم نمي تواند ملاک برتري باشد.(حجرات/13)
3. اگرچه كنيه اباعبدالله نزد عموم مردم براي امام حسين (عليه السلام) به كار مي رود اما در روايات، كنيه اباعبدالله، براي امام صادق(عليه السلام) است بنابراين حديث ج 1، سفينه البحار، ص 164 از امام صادق(عليه السلام) است.

4. بايد دانست لفظ «عجم» با «فارس» متفاوت است. عجم در لغت به معناي گنگ، بدون نطق و فهم است. متأسفانه كساني كه به اختلافات دامن مي زنند، «فارس» ها را عجم ناميدند  و با تحقير و توهين برخورد كردند. البته گاهي به خاطر كثرت استعمال، لفظ عجم بر ايرانيان و فارس ناميده مي شد كه در بسياري از روايات از فضايل عجم در برابر عرب گفته شده است.اينك جهت روشنگري بيشتر به بررسي سند و محتواي حديث مي پردازيم:

 

سند حديث:
اين حديث نزد علما ضعيف هست و اين حديث تقطيع دارد ونزد علماي رجالي اعتبار ندارد.

محتوائي حديث:
مولف کتاب سفية البحار اين حديث رادر باب فضائل عجم ها بيا ن کرده است. يعني ايشان از اينحديث فضيلت براي عجم تلقي نموده .جالب است بدانيد قبل از نقل اين حديث، مرحوم شيخعباس، آيه را در تاييد سخنش در فضيلت عجم ها نقل مي کند :
تفسير علي بن إبراهيم: «ولو نزلناه على بعض الأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين»(شعراء/198)، قال الصادق(عليه السلام) : لو نزل القرآن على العجم ما آمنت به العرب، و قدنزل على العرب فآمنت به العجم، فهذه فضيلة العجم؛ (خداوند در کتاب خودفرمود) هرگاه ما قرآن را بر بعضى از عجم (= غير عرب) ها نازل مى کرديم ... و ايشان آن را بر اعراب مى خواند، (اعراب به دليل شدت تعصب) به قرآن ايمان نمى  آورند!))
امام صادق عليه السلام فرمودند: «اگرقرآن بر عجم نازل مي شد اعراب به آن ايمان نمي آوردند و اين قرآن بر اعراب نازلگشت و عجم ها ايمان آوردند پس اين خود يک فضيلتي است براي عجم ها».

مستدرك حاكم:
«قال(ص): لو كان الإيمان معلقا بالثريا لناله رجال من العجم؛ اگر ايمان (در آسمان) به ثريا آويخته بود مرداني از عجم (تلاش مي كردند و) به آن دست مي يافتند.» (ر.ك: سفينة البحار، واژه عجم)
اگر در متن حديث نيز دقت شود، بيان نشده «العرب شيعتنا و العجم عدونا»بلکه بيان شده «شيعتنا العرب، وعدونا العجم». در برگردان فارسي هم مي توان تفاوت اين دو نوع بيان را فهميد:

الف: اعراب شيعيان ما هستند و عجم ها دشمنان ما هستند.
ب: شعيان ما اعراب هستند و دشمنان ما عجم هستند.
اين دو معني کاملا با هم تفاوت دارند .که در روايت معني دومي مطرح شده نه اولي.
در بيان اولي اين مطرحمي شود که گروه اعراب، شيعه هستند و گروه عجم، دشمن اهل بيت هستند که اين با نص آيات قرآن و روايات فراوان در تضاد است و شواهد تاريخي نيز برخلاف آن است زيرا بسياري از اعراب شيعه نيستند بلكه حتي مشرك هستند.

در حالي كه عرب و عجم معني لغوي خاصي دارند .در حقيقت معناي لغوي عرب به معني با فهم وشعور و فصاحت هست و عجم به معنيخِنگ و گُنگ است. حال مشخص مي شود معني حديث اين است كه؛ شيعيان، عرب (با فهم و درک) واقعي هستيم و آن عربي که دشمن اهل بيت(ع) است در حقيقت، عجم(گنگ و بدون منطق) واقعي است. مي بينيد که امام اين سخن را چه زيبا بيان کرده اند و دشمنان ايشان چه مضحک و خنده دار اين حديث راتحريف نموده اند .

علاوه بر اينکه در اينجا چند اشتباه توسط اشكال كننده صورت پذيرفته است؛

1. توضيح مؤلف درباره حديث را جزء حديث دانسته؛
2. توضيح مؤلف را نيز اشتباه ترجمه کرده است. ترجمه صحيح مؤلف سفينة البحار اين است:
«عربي که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است (پس معيار شايستگي، شيعهبودن است) اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عرب) که دشمن ما اهل بيت باشدمذموم و ناشايسته است (پس معيار مذموم بودن، دشمني با اهل بيت است) اگر چه عرب باشد.»
3. عبارت ادامه مطالب درباره رفتار خليفه دوم است: «لمّا ورد سبي الفرس أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَأَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيدَ الْعَرَبِ... ؛ هنگامي که اسيرانايراني وارد مدينه شدند خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد ... .» در حالي كه مترجم اين را جزء سخنان امام حسين(ع) گرفته است !
علاوه بر اينکه دنباله حديث را نيز نقل نکرده است. مؤلف سفينة البحار در تقبيح بيشتر کار خليفه دوم، بيان امير مومنين(ع) به عمر را مي آورد: «فَقَالَ لَهُأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ ...؛ اميرالمومنين عليه السلام به خليفه دوم اعتراض کرد که اينکار را نکن چرا که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرموده است که بزرگان هرقومي را گرامي بداريد ... .»
حال به تحريف اين حديث توسط آن شخص اشكال كننده، دقت نمائيد :
از حسين بن علي: «ما از تبار قريش هستيم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ماايراني ها هستند. روشن است که هر عربي از هر ايراني بهتر و بالاتر است و هر ايراني از دشمنان ما هم بدتراست. ايرانيها را بايد دستگير کرد و به مدينه آورد، زنانشان رابفروش رسانيد و مردانشان را به بردگي و غلامي اعراب گماشت.»
بنابر آنچه گفته شد، ترجمه و برداشت بدخواهان از حديث، به طور كامل با حقيقت و بيان مرحوم شيخ عباس قمي متفاوت است و عبارت خليفه دوم، كه جنبه نژاد پرستانه دارد به امام(ع) نسبت داده شده است در حالي كه خلاف واقعيت است.





ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها