خانه> مشاوره و تربيتي >49


124

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو







 

 

بورس مقالات

پيامدهاي خودارضايي...
درمان خود ارضايي ب...
ابراز محبت دختر به...
رابطه دختر و پسر
احضار روح با نعلبك...
گناهان كبيره
ماجراي دختران و پس...
شيوه هاي همسريابي
چشم چراني، آثار و ...
تقويت اراده در انج...
نقش قرآن در زندگي ...
چگونه از ياران اما...
هولوكاست چيست؟
چه كنم گناه نكنم؟!
شوخي هاي پيامبر
اخلاق پيامبر (4) -...
چرا فقط بي حجابي! ...
گرايش دختران آمريك...
چگونه با تقوي شوم
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
اثر بيدار ماندن بي...
جايگاه و ارزش نماز...
همه شرايط وضو
اخلاق پيامبر(2)- م...
تا باشگاه هسته اي
اخلاق پيامبر - توص...
موي بلند و وضو
چرا جنگ را ادامه د...
مصحف فاطمه (س)
خاطره اي جالب از ز...
گل حجاب، عطر عفاف ...
100 خاطره از شهيد ...
كاريكاتورها و حقوق...
اخلاق پيامبر (3) -...
پروانه تو هستم برا...
امام خميني(ره) و غ...
شهيده ولايت ...
حزب الله لبنان و م...
آخرين دولت

ابراز محبت دختر به پسر بازديد: 31190

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


سوال: اگر دختر، پسري را دوست داشته باشد چگونه محبت خود را به او تفهيم کند که براي پسر سوء تفاهم هم نشود؟
    
صرف نظر از اين كه چگونه اين دوستي و محبت به وجود آمده و چرا شكل گرفته كه نقش زيادي در پاسخ به اين سؤال دارد و در جاي خود بايد به طور مفصل و مشروح به آن پرداخت، انگيزه اظهار و بروز اين محبت به طرف مقابل از اهميت زيادي برخوردار است و چگونگي پاسخ را معين مي كند و شايد بتوان گفت اهميت، هدف و انگيزة اظهار محبت باطني از اهميت چگونگي شكل گيري محبت قلبي بيشتر است . در هر صورت سوال پرسشگر آن است که محبت قلبي بوجود آمده را چگونه مي توان به ديگري تفهيم كرد و آيا اصولا صحيح و معقول و پسنديده است دوستي باطني خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهيم كنيم و آيا پي آمدها و عوارضي به دنبال نخواهد داشت؟ به هر حال دو انگيزه يا هدف براي چنين اظهار محبتي مي توان تصور كرد:
1. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور ايجاد روابط دوستانه و صميمانه و استمرار آن براي مدت زماني خاص در جهت پاسخ به احساس نياز رواني خود (يعني نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن).
2. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور آشنايي با يكديگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج.
البته مي توان انگيزه هاي ديگري را نيز براي ايجاد و اظهار محبت بين دو طرف فرض نمود ولي در چنين موقعيت هايي و اين گونه اظهار محبت ها معمولاً جوان به دنبال يكي از دو امر است يعني يا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار علاقه و محبت به ديگري هدف است و يا اظهار محبت و دوستي مقدمه جلب نظر طرف مقابل براي ازدواج و تشكيل زندگي مشترك.
حال بايد ديد كدام يك از دو صورت فوق را مي توان پذيرفت و بر آن مهر تأييد زد.

صورت اول:
    
شكي نيست كه انسان داراي نيازهاي مختلف زيستي، اجتماعي، عاطفي و شناختي است. نياز به خوردن و آشاميدن دارد نيازمند ارتباط و تعامل با ديگران است، در پي پاسخ دادن به سؤال هاي شناختي خود است و بالاخره نيازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخي روان شناسان با انواع نيازهاي مختلف انسان و سطح بندي آن، بر اهميت نيازهاي عاطفي در دوران نوجواني و جواني و لزوم تأمين آن توسط گروه همسالان تأكيد مي ورزند. و معتقدند اين نياز يكي از نيازهاي عالي انسان است و همسالان با ايجاد ارتباط مثبت عاطفي مي توانند به تأمين آن بپردازند. اما آن چه در ايجاد رابطه دوستي و اظهار محبت به ديگري از اهميت زيادي برخوردار است آن است كه به چه كسي و تا چه محدوده اي اين كار انجام گيرد كه هم آن نياز عاطفي پاسخ داده شود و هم عوارض و پيامدهاي منفي نداشته باشد و به عبارت ديگر به چه هزينه اي مي خواهيم اين نياز را تأمين و ارضاء كنيم. همان طور كه در تأمين ديگر نيازهاي زيستي، اجتماعي و شناختي به اين چگونگي توجه مي شود مثلا براي تأمين نيازهاي فيزيولوژيك و زيستي خود دست به هر اقدامي نمي زنيم و با هر چه جلوي ما قرار گرفت استفاده نمي كنيم بلكه سعي مي كنيم گزينش كرده آن هم گزينش عقلاني و طبق معيارهاي صحيح و آن چه تناسب بيشتري با وضعيت جسماني ما داشته باشد بهره مي گيريم با هر گونه احتمال ضرري در تصميم گيري خود تجديد نظر كرده و از لذت لحظه اي و كوتاه مدت آن مي گذريم.
     بنابراين چه خوب و شايسته است همين مکانيزم را در مورد اين نياز همچون نيازهاي زيستي به كار ببريم يعني آنچه تناسب بهتر و بيشتري با كل شخصيت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است يا متضاد و معارض با ويژگي اصلي انسان است و سلامت روحي و رواني انسان را تهديد مي كند به كناري گذاشته و از آن دوري كنيم. شكي نيست چنين گزينش عقلاني و مبتني بر نداي حقيقت ياب درون، نيازمند شناخت كافي و تحمل در برابر خواست هاي موقت بعد غير حقيقي انسان است. اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پيامدهايي به دنبال دارد.

الف: زياده طلبي
    
شايد بتوان گفت زياده خواهي انسان مورد اتفاق نظر دانشمندان علوم مختلف باشد. كمال طلبي انسان در هر بعدي از ابعاد جسماني و رواني زبان زد همگان است. اگر فردي در پي علم و دانشي باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هيچ گاه دست از كنجكاوي و دانش جويي خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگي بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پي كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگري كه در پي کسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكي سلطه يابد، آن را كم و اندك مي پندارد و حكومت بر ديگر كرات را خواهان است و همينطور كسي كه خواهان ثروت و ثروت اندوزي است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پي مال و ثروت بيشتر است و ... خلاصه در تمام زمينه ها اين كمال خواهي ظهور و بروز دارد و با اندك تأملي در رفتار خود و ديگران مي توان اين صفت را كشف و مشاهده كرد. مطلب فوق را با نقل حكايتي از قول استادم حضرت آيت الله سبحاني در كلاس درس پي مي گيرم. ايشان فرمودند: روزي در محضر استاد خود حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) نشسته بوديم كه گفتند يكي از پزشكان تركيه خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. وي وارد اتاق شدند و عده اي از علما و شاگردان آيت الله بروجردي از جمله مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلسه حضور داشتند. آن پزشك هدف از ملاقات خود را تقاضاي مقاله اي علمي درباره علت و يا علل تحريم شراب از نظر فقه شيعه و ارائه آن در همايشي كه به همين منظور در تركيه برگزار مي شود، مطرح كرد. قرار شد مقاله اي در اين زمينه توسط علامه طباطبايي نوشته شود و براي آن همايش بين المللي ارسال گردد. نماينده همايش دوست داشت سؤالي را مطرح كرده و مستقيما حضرت آيت الله بروجردي پاسخ دهند. سؤال اين بود كه چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است. آن مرجع بزرگ نكتة زيبا، دقيق و مهمي را در پاسخ به وي عنوان كردند و اظهار داشتند حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكر وي تشكيل مي دهد و اگر عقل انسان نبود با ديگر موجودات زنده چه تفاوتي داشت؟! پس در حفظ آن بايد كوشا بود و آن چه با اين بعد وجودي تعارض و تنافي دارد بايد به مقابله برخاست. يكي از اموري كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است نوشيدن شراب است. همان طور كه پزشكان نيز اين مطلب را تأييد كرده اند و بر آن صحه مي گذارند. و چه بسا با اندك دقتي بتوان اين تأثير مخرب را در برخي افراد بخصوص در بعضي جوامع به خوبي مشاهده كرد. بنابراين چون شراب عقل را از بين مي برد و حقيقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است. آن پزشك به دنبال اين پاسخ سؤال ديگري مطرح كرد كه بله درست است كه نوشيدن زياد شراب باعث از بين رفتن قوه تعقل انسان است و حقيقت انسان زير سؤال مي رود ولي اگر كسي به مقدار كمي از اين نوع مايعات بنوشد نمي توان گفت چنين تأثيري را دارد. چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده و نوشيدن آن را غيرمجاز مي داند. در اين جا آيت الله بروجردي به نكته ظريف و بسيار دقيقي اشاره کردند و فرمودند چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمي كند و اگر مجاز شمرده شود بر اساس كمال خواهي اش، روز به روز و به تدريج بر خواسته خود مي افزايد و چه بسا به جايي برسد كه خودش هم فكرش را نمي كرد. به همين جهت است كه از همان ابتدا حتي مقدار اندك را ممنوع كرده است. و به عنوان يك قانون قطعي و دقيق براي تمام افراد چه با اراده و چه كم اراده به اجزا گذاشته مي شود و چون اين ويژگي يعني كمال طلبي در ديگر ابعاد و زمينه ها جاري است ديگر قوانين ومقررات و دستورالعمل هاي صادره از طرف قانون گذار هستي چه بسا بر اساس همين نكته شكل گرفته و آنجا كه ممكن است زياده طلبي باعث حريم شكني شود و به تدريج در وادي هولناك و خطرات جاني و روحي قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهي مي كند. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همين موارد است، با يك سلام و احوالپرسي ساده و مختصر آغاز مي شود و يا به انگيزه اهداف آموزشي و غيره شروع مي شود ولي به تدريج نوع رابطه و گفتگو تغيير پيدا كرده و به ميزان و كميت آن نيز افزوده مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه تمام انرژي عاطفي خود را مي خواهد در همين گفتگوها و ارتباط ها هزينه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهاي اول داشته، اكتفا نمي كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز بايد از ايجاد ارتباط عاطفي و مبتني بر احساسات اجتناب كرد.
     بنابراين ما براي اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمي را به دنبال نداشته باشد) دليل موجه و قابل قبولي را نمي شناسيم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار مي شود و به تدريج در گردونه اي وارد مي شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه اي كه گاهي رهايي از آن مستلزم هزينه كردن تمام انرژي رواني، جسماني فرد و قرار گرفتن در بن بست شديد است. لازم به ذكر است اين سخن يك ادعاي صرف و بدون پشتوانه و دليل نيست اين مركز مشاوره كه دهها مركز مشاوره در سطح دانشگاه هاست روزي نيست كه نامه از جوانان عزيزي كه در چنين دامي قرار گرفته اند دريافت نكنيم. تأكيد مي شود جالب آن است که تقاضاي كمك و فريادرسي از افرادي است كه معمولاً در ابتداي كار به خود مطمئن بوده اند و تصميم جدي شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسي و غير معقول و از نظر اخلاقي غير صحيح نشوند و صرفا مي خواستند در حد ارتباط عادي و يا به قول شما يك سلام و عليكم و يا اظهار محبت باطني به طرف مقابل و نه بيشتر انجام گيرد. چه خوب است عين جملاتي از چنين افرادي را برايتان بازگو كنيم:
     «دختري 19 ساله ام ... تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسري ارتباط نداشته ام ... خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاي دوست هاي خياباني كاملا خبر داشتم و هميشه مواظب بودم ... كم كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسي با آنها برايم عادي شد آنها هم به ما سلام مي كردند ... مدتي بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد ... تا اين كه روزي يكي از آنها گفت: ببخشيد مدتي است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلي خوشم آمده اگر لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم ... حالم خيلي خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گريه مي كردم و افسوس مي خورم كه ... ».
دانشجوي پسري هم براي ما چنين نوشته است:
     «يك روز كه براي درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن هاي دختر و پسرهاي جوان دو به دو با هم توجه ام را جلب كرد و حواسم حسابي پرت شد. ناگهان تصميم گرفتم ... تصميم تازه اي گرفته بودم تصميمي كه از آن هراس داشتم و بيش تر از همه مي ترسيدم كه به خطا و گناه افتاده باشم ... چند هفته اي بود كه حتما يك كلمه هم درس نخوانده بودم، بي انگيزه و بي حوصله شده بودم ... تا اين كه تصميم خود را عملي كردم و اكنون چند ماهي است كه با دختري رابطه تلفني دارم ... شرايط بد گذشته ام جاي خود را به شرائط بدتر امروز داده، زندگي آرامش قبلي را ندارد و نمي دانم اين وضع تا كجا مي خواهد ادامه يابد ... اين دختر اكنون ظاهرا جاي خالي همه چيز و همه كس را برايم پر كرده اما چه فايده كه در زندگي بيرون و واقعي من هيچ جايي براي او نيست مي ترسم كه به آلودگي و ناپاكي بيشتر كشيده شوم و كم كم به سوي لجنزار گناه كشيده و غرق شوم».

ب. وابستگي
    
با شكل گيري روابط عاطفي بين دختر و پسر و افزايش تدريجي آن، زمينه وابستگي آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مي شود. از آنجا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جواني به اوج خود مي رسد و فضاي نسبتا مناسبي براي ارضاء اين نياز (هر چند به طور غير صحيح آن) در محيط آموزشي و دانشگاهي معمولاً وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مي گيرند و هوشيارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشيار و به عبارتي به طور غافلانه اي گرفتار چنين گردابي مي شوند و آن را با عنوان هاي عرف پسند و موجه پوشش مي دهند و باطن غير موجه آن را با پوشش هاي ظاهري نيكو و پسنديده جلوه گر مي نمايند.
     علاقه ابتدايي شدت يافته و علي رغم تصميم اوليه دو طرف يا يكي از آنها، كم كم به وابستگي به يكديگر تبديل مي شود. اين وابستگي (در بسياري موارد اگر نگوئيم در تمام موارد) آفت بزرگي براي تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسي آنها مي شود به گونه اي كه گاهي مطالعه و حضور در كلاس درس را غير ممكن مي سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتي در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. اين سخن ادعاي بدون پشتوانه نيست و اگر به نوشته هاي چنين افرادي مراجعه كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.
     علاوه بر اين وابستگي به وجود آمده مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي مي شود و از آنجا كه به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكي ها، خوبي ها، زيبايي ها و ... در فرد مورد علاقة خود مي بيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي به طرف مقابل نگاه مي كند نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كننده اي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
     از طرف ديگر اگر كسي بخواهد با فردي فقط براي مدتي دوست باشد و به اواظهار محبت كند (نه دراز مدت) مطمئنا با اين وابستگي به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه يا طولاني) امكان جدا شدن از يكديگر از نظر رواني بسيار سخت و مشكل آفرين است و معمولاً در چنين مواقعي بسياري از جوانان به افسردگي هاي شديد و در مواردي نااميدي كامل از جهان و ادامه هستي دچار مي شوند و احساس مي كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت زيرا از طرفي مي خواهند اين ارتباط دوستانه را كه به وابستگي شديد منجر شده، ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند نمي توانند همديگر را به عنوان شريك زندگي خود انتخاب كنند. اين امر گاهي به خاطر ويژگي هاي شخصي شان است و گاهي به خاطر عوامل خانوادگي ، اقتصادي و غيره مثل عدم توافق خانواده ها و نظير آن است و يا به هر دليل ديگر مطمئن مي شوند براي زندگي مشترك با همديگر تناسبي ندارند. اينجاست كه دچار تنش مي شوند و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مي شوند. شكي نيست اين نكته نيز از پشتوانه هاي عيني و تجربه هاي نوشته شده دانشجويان فراواني برخوردار است.

ج. احساس گناه
    
شكي نيست كه ما در جامعه ديني زندگي مي كنيم و اكثريت مردم (اگر نگوئيم همه) از آموزه هاي ديني و اخلاقي متأثر هستند و به آنها احترام مي گذارند. گرچه ممكن است هر فردي سال هاي اول زندگي و نسبت به برخي از دستورالعمل هاي اطلاع دقيقي نداشته باشد ولي به طور ناخود آگاه و به تدريج به بسياري از هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه ديني آگاهي پيدا مي كند (البته اگر نگوئيم قبلا به بسياري از آنها اشراف داريم ولي به خاطر غفلتي كه داريم يا تغافلي كه مي كنيم آنها را زير پا نهاده و به آنها كم توجهي يا بي توجهي مي كنيم) اظهار محبت و طرح رابطه دوستي با جنس مخالف از جمله رفتارهايي است كه جامعه ديني و ارزشي آن را نمي پسندد و به آن خرده مي گيرد و اگر اندك دقتي به متون ديني و فرمايشات رهبران ديني صورت گيرد روشن مي شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانيني خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدوديت (آن گونه كه در جوامع غير ديني شيوع دارد و به عنوان يك ارزش تلقي مي شود) نيست بلكه نگاه اسلام به اين گونه ارتباط ها منفي است و همه را (بخصوص جواناني كه در اوج غريزه جنسي هستند) را از ايجاد ارتباط عاطفي و احساسي با جنس مخالف باز داشته و نهي كرده است.
     حال اگر به هر دليلي (عدم آگاهي، غفلت يا تغافل) در دوره جواني فردي مرتكب چنين رفتاري شد مدت زمان زيادي نمي گذرد كه جوان به خود مي آيد و به گذشته خود مي انديشد و رفتارهاي خود را با ملاك ها و معيارهاي اخلاقي و شرعي مقايسه كرده و آنها را محك مي زند و يا با قرار گرفتن در موقعيت ها و شرائط زماني و مكاني معنوي (كه كم هم رخ نمي دهد بلكه بسيار زياد است) دچار پشيماني شده و اگر نتواند به درستي از اين فضاي رواني خارج شود به احساس گناه منفي تبديل شده و اين احساس گناه منشأ بسياري از ناگواري هاي روحي و رواني مي شود. لازم به ذكر است تجديد نظر نسبت به اعمال غيرمعقول و غير مشروع گذشته و پشيمان شدن از آنها و تصميم بر ترك گرفتن امري مقبول و شايسته بلكه لازم و ضروري است و آن چه به عنوان يك پيامد منفي در اين جا از آن ياد مي شود آن احساس گناه شديد و منفي اي است که بر فضاي فكري فرد حاكم شده و توان خارج شدن از آن را در خود احساس نمي كند و همراه با يأس و نااميدي مطلق است و توان حركت به سوي اصلاح و تغيير رفتار و مسير زندگي را از دست مي دهد. نكته قابل توجه در پايان اين بخش آن است كه آسيب پذيري جواناني كه به ارزش هاي ديني و اخلاقي احترام مي گذارند و به آنها پاي بند هستند بيشتر است و به خاطر آشنايي بيشتري كه با دستورالعمل هاي ديني و اخلاقي دارند بيشتر در معرض احساس گناه شديد و پيامدهاي منفي آن قرار مي گيرند.

صورت دوم:
    
آن چه بيان شد برخي پيامدها و عوارضي است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه شكل مي گيرد اكنون به سراغ صورت دوم يعني اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنايي و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گيرد.
     به نظر مي رسد يكي از پيش نيازهاي ضروري ازدواج آشنايي دو طرف از ويژگي هاي رفتاري، شخصيتي، اخلاقي و خانوادگي، اقتصادي، اجتماعي و ... يكديگر است و هر دو طرف با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه هاي مختلف تحقيق و بررسي بايد به اطمينان دست يابند كه مي توانند با آغاز زندگي مشتركشان به آرامش رسيده و عامل رشد و بالندگي و كمال يكديگر مي شوند. به عبارت ديگر از طريق همين آگاهي هاي واقع بينانه؛ دو طرف در خواهند يافت كه آيا با يكديگر تناسبي دارند يا نه؟ و به قول معروف بي گدار به آب نمي زنند و از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا مي كنند. ازدواج نقطه عطف زندگي هر فردي است كه بخش اعظم زندگي معمولاً از زمان پيمان زناشويي آغاز مي شود و پايه هاي زندگي مشترك را با اين عقد و پيمان پايه ريزي مي كنند و دورنماي زندگي مشترك و آينده طولاني ترسيم مي شود. به همين جهت است كه موفقيت و شكست در اين مرحله اگر نگوئيم مساوي با موفقيت و شكست در تمام طول عمر است حداقل مي توان گفت نقش حياتي و بسيار اساسي در آن دارد.
    ولي نكته قابل توجه اين است كه چگونه و طبق چه مكانيزمي دو طرف به اين هدف دسترسي پيدا كنند و ايا مي توان با ايجاد رابطه عاطفي و به قول سؤال كننده با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه اي كه سوء تفاهم هم نشود به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ها به روحيات و ويژگي هاي اخلاقي و خانوادگي و ... همديگر پي برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقديم بيشتر ارتباط هايي كه با همين قصد و نيت موجه و معقول شكل مي گيرد مبنايي و يا انگيزه ديگري غير از آن چه به زبان جاري مي كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضاي آشنايي با يكديگر قبل از ازدواج. صرفا پوشش به ظاهر مقبولي است که فرد بدين وسيله مي خواهد دليل موجه و معقولانه اي براي ارتباط هاي عاطفي و اظهار محبت هاي غير مجازشان قرار دهد و توجيهي براي آن باشد. لازم به ذكر است برخي افراد با طراحي از قبل و از روي عمد و با چنين ترفندي و با مخفي كردن انگيزه هاي شيطاني خود، در پي صيد و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش بين هستند و به دروغ اين انگيزه موجه را مطرح مي كنند تا نيازهاي جنسي خود را تأمين كنند و در واقع اين گونه افراد عالما و عامداً طرف مقابل را قرباني غريزه جنسي و خودخواهي هاي شهواني شان قرار مي دهند. شكي نيست عده اي ديگر نيز هستند كه به طور ناهشيار گرفتار چنين دامي مي شوند و هر چند واقعا هيچ كدام از دو طرف قصد سوء و يا سوء استفاده از سادگي و يا ناآگاهي طرف مقابل ندارد. ولي چون غريزه جنسي انسان بخصوص در دوران جواني بسيار قوي و شديد است و از طرف ديگر حيله هاي شيطاني نيز دراين مورد بسيار پيچيده ، مرموز و متعدد است با طرح انگيزه هاي معقول و موجه به طور ناهوشيار وارد چنين صحنه خطرناكي مي شود و به گمان اين كه هدف مقدس و معقولي دارند اين گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلي را ايجاد نمي كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهي لازم و ضروري است و خلاصه با توجه به ويژگي غفلت از راه غيرمعقول و خطرناكي مي خواهد به هدف پسنديده خود دست يابد.
با ايجاد چنين ارتباطي به هر شكل كه متصور است (مكاتبه اي، تلفني، حضوري و ... ) و شكل گيري علاقه اوليه بين دو طرف امكان تحقيق و بررسي واقع بينانه را به تدريج كاهش داده و بيشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقيقي که بايد واقع بينانه و دور از هر گونه سو گيري باشد دچار سوگيري و يا تعصب خواهد شد. و شما خوب مي دانيد که هر تحقيق علمي و واقع بينانه اي بايد از هرگونه تعصب و سوگيري به دور باشد تا درجه واقع نمايي آن بيشتر و ارزش علمي و عملي پيدا كند.
     همان طور که گفته شد حب الشي يعمي و يصم يعني وقتي علاقه و محبت چيزي در قلب فرد جاي گرفت او را نسبت به واقعيات کور و کر مي کند و ديگر نمي تواند نقاط منفي و ضعف آن را ببيند و حتي بشنود و آنچه مي بيند و مي شنود به خوبي و نيکي ياد و ارزيابي مي کند حتي نقاط ضعف را نقاط قوت تلقي مي شود . خلاصه آنکه براي چنين امر مهم و حياتي بايد ابتدا به تحقيق و بررسي پرداخت و سپس در صورت داشتن قابليت ها و صلاحيت ها در فکر ايجاد علاقه بود نه آنکه با عينک محبت و علاقه به بررسي اوضاع و احوال ويژگي هاي وي اقدام نمود . بنابر اين بايد گفت آن عشق و علاقه اي باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگي مي شود كه پس از پيمان زناشويي و تعهد به زندگي مشترك ايجاد شود که بايد به گسترش و تعميق آن پرداخته شود نه آن عشق و علاقه اي كه قبل از ازدواج به فردي كه هنوز آگاهي و آشنايي كافي نيست به آن پيدا نشده و کاملا ً سطحي است .
     بنا بر اين اميد است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگي اين دورة بسيار حساس و سرنوشت ساز _ دوره نوجواني که اوج تحرک و نيروهاي جسماني و رواني است _ تلاش کرد و از هر گونه کجروي و کج انديشي خود را حفظ کرد و سنگ بناي زندگي آينده را بر پايه هاي سست و مخرب قرار نداد.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       حسن : من به دختر مورد علاقه ام که محرم هستیم ابراز علاقه می کنم ولی او هنوز به زبان نمی آورد ،به نظر شما من باید چه راه حلی را پیش بگیرم
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت مراجعه به این سایت، لطفا پرسش‌های خود را با توضیحات لازم، در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.

       فرشيد : درود بر شما... پسر 20 ساله هستم.دانشجوي سال اول دانشگاه.قضيه از جايي شروع ميشه که من سال دوم دبيرستان بودم که با يکي از همکلاسي هام آشنا شدم البته تو کلاس زبان انگليسي و در يک مدرسه ميرفتيم ولي در يک کلاس نبوديم.بعد از اتمام کلاس زبان،من تازه احساس کردم که او را دوست دارم ولي تا بعد کنکور نتونستم بهش بگم،وقتي همه چي را بهش گفتم ،روش تاثير کرده ولي ميگه الان هيچي نميتونم بگم و منو فراموش کن ولي من نميتونم اينکارو بکنم و هميشه از نظر عاطفي کم ميارم. اگه امکان داره راهنمايي ام کنيد ،ممنون ميشم. اگه جوابو همينجا بنويسيد خيلي بهتر ميشه.
       پرسمان : با سلام و احترام، شما مي توانيد با مراجعه به صفحه زير، درباره اين موضوع جستجو کنيد، اگر پاسخ مناسبي نيافتيد در قسمت درج سوال، سوالتان را ثبت کنيد تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.
http://www.porseman.org/q


       AMIR A : سلام امیر هستم 19 سالمه یه 10سالی میشه که من به دختری که16 سالشه علاقه دارم یعنی خیلی دوسش از وقتی که بچه بودیم وباهم بازی میکردیم اما این یه دو سه سال اخیر که زیاد همو میبینیم ذهنم همش درگیرشه که ایا من این همه دوسش دارم اونم منو دوست داره یا نه اها یه چیز دیگه این که تا حالا ما باهم هیچ صحبتی نداشتیم میخواستم ببینم چجور باید فهمید که ایا اونم منو دوست داره یانه خیلی درگیر این موضوع شدم تا حدی که بیشتر شبا خوابم نمیبره نمیدونم چیکار کنم اگه میشه جواب منو بدبد ممنون میشم.
       پرسمان : با سلام و احترام، شما مي توانيد با مراجعه به صفحه زير، درباره اين موضوع جستجو کنيد، اگر پاسخ مناسبي نيافتيد در قسمت درج سوال، سوالتان را ثبت کنيد تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.
http://www.porseman.org/q


       مینو : سلام و وقت بخیر. من یه دختر20ساله هستم ک عاشق یکی ازترم بالایی های رشته ی خودم شدم.واقعاشرایط بدی دارم،ایشون تاچندماه دیگه فارغ التحصیل میشه و من دیگه نمیبینمش.چطوری بهش بفهمونم دوسش دارم؟درضمن حس میکنم ازم خوشش نمیاد.توی این8ماهی ک عاشقشم نتونستم یه شب راحت بخوابم.توروخداجوابمودراسرع وقت بدید.خیلی ممنون.
       پرسمان : سوال شما با شناسه 664387 و گذرواژه hmbzo ثبت گرديد

       Rl : تف به این شانس من هجده سالمه و به یکی از دخترای فامیل خیلی علاقه مندم اما نمی دونم اسمشو چی میزارید امل، پخمه، با شرم و حیا،خجالتی،احمق... اما من وقتی می بینمش حتی سلام کردن از یادم میره چه برسه به اینکه ابراز احساسات کنم البته هم سنیم و در گذشته (کودکی)رابطه خیلی نزدیکی داشتیم جونم براش در میرفت اما با گذشت زمان و کم تر شدن رفتامد ها کمکم این حجاب حایل بو جود اومد و الان خیلی داغونم کلا تنها دختری که تو جنس مخالف دیدم و بهش علاقه مند شدم البته در عقیده من علاقه خانوادگی بحث جدا از عشق داره من بخاطر کارم خیلی با جامعه در ارتباطم اما در این مورد اچمس شدم افسردگی گرفتم
       پرسمان : سوال شما با شناسه 656064 و گذرواژه zfijc ثبت گرديد

       فاطمه : من پارسال پسر همسایمونو دوس داشتم بعد از چند ماه عشقمو بهش ابراز کردم الان چند وقته رفته خدمت سربازی اصلا زنگی نمیزنه من چیکار کنم اخه دغ کردم
       پرسمان : با سلام و احترام، شما مي توانيد با مراجعه به صفحه زير، درباره اين موضوع جستجو کنيد، اگر پاسخ مناسبي نيافتيد در قسمت درج سوال، سوالتان را ثبت کنيد تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.
http://www.porseman.org/q


       امیرحسین : اگه کسی رو دوس داشتید روبروش باستید وبگید:سلام عزیزم عزیزم سلام.......
       پرسمان : چه عرض کنیم...!

       مهرو : میشه بگی چه جمله ای بکار ببریم؟؟؟
       پرسمان : چه جمله ای برای چه منظوری؟

       نسيم : من ي دختره 24 ساله ام با ي پسري به قصد آشنايي براي ازدواج دوست شدم ...
       پرسمان : خواهشمندیم سوالتان را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال در سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح نمایید تا پاسخ لازم خدمتتان ارائه شود.

       تینا : من دوسش دارم اونم یه بار بهم گفته دوسم داره اما اصلا هیچ رابطه ای بینمون نیست نه براش زنگ میزنم نه برام زنگ میزنه با اینکه خیلی عاشقشم واز رفتار های اون می تونم بفمم اونم دوسم داره اما دوریشو نمی تونم تحمل کنم باید چیکار کنم
       پرسمان : لطفا سوالتان را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال در سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx تا پاسخ متناسب خدمتتان ارائه شود.

       ترسا : من نسبت به جنس مخالفم زياد از حد غرور دارم ناراضى هم نيستم چون آرامش داشتم تو اين ٢١ سال، الان چند ماهه كه يه پسر مغرورتر از خودم اومده تو زندگيم با تمام غرورش براى رابطه خيلى زياد تلاش كرده ولى من هيچ روى خوشى نشون نميدم ازش بدم نمياد ولى حس ميكنم همه ى اين روابط مذخرفه، تا الان خيليا خواستن كه بهم نزديك شن ولى جورى رفتار ميكنم كه تو روى خودم چيزى نميگن... دوستام به شوخى ميگن كه مريضم چون موقعيتاى زندگيمو راحت از دست ميدم ولى اين چيزا كوچكترين ارزشى براى من نداره، اين تو علم پزشكى مريضيه؟
       پرسمان : پرسشگر گرامي، از اعتماد شما به این مركز و مطرح کردن سوالتان با ما از شما تشکر می کنیم. بهترین رفتار برای دختر در ارتباط با پسر تکبر و وقار و سنگینی است. ولکن این به معنی بدرفتاری یا توهین به نامحرم نیست بلکه به معنی سنگین بودن و چراغ سبز ندادن به نامحرم برای رابطه است. دوستی و رابطه دوستانه با نامحرم از نظر شرعی جایز نیست و پیامدهای زیادی خصوصا برای دختر به دنبال دارد. از وابسته شدن به فرد مقابل و ختم نشدن اغلب این رابطه به ازدواج گرفته تا کلاهبرداری، سوء استفاده، آبروریزی و از دست رفتن موقعیت های ازدواج و ... . دخترها بخاطر قوی بودن عواطف و احساسات در آنها خیلی زود تحت تاثیر ابراز عواطف قرار می گیرند و اگر در این رابطه مراقب نباشند از آنها سوء استفاده می شود و ممکن است همه آینده شان خراب شود. رفتار شما در برابر نامحرم کاملا درست بوده است و تلاشی که این افراد برای ایجاد رابطه دوستانه با شما داشته اند اصلا به صلاح شما و حتی آنها نیست و به درستی این رابطه ها هیچ نفعی برای شما ندارند بلکه اکثر آنها به ازدواج ختم نمی شود. بلکه پسرها برخلاف دخترها معمولا در این رابطه به دنبال ازدواج نیستند بلکه به دنبال دوستی کوتاه مدت و هوس رانی هستند و اگر هم به دنبال رابطه باشند معمولا موقعیت ازدواج را ندارد و در گذر زمان یا از ازدواج پشیمان می شوند یا خانواده ها با ازدواج مخالفت می کنند و در نهایت بیشترین ضرر را دختر خواهد کرد. بنابراین دوستی با نامحرم به هیچ عنوان یک موقعیت محسوب نمی شود و اگر کسی این حرف را به شما می زند احتمالا او چنین موقعیت هایی را ندارد و در حسرت چنین موقعیت های است در حالیکه او نیز نمی داند که ازدواج در خواستگاری رسمی است نه دوستی. درباره اینکه رفتار شما آیا نشانه بیماری است یا سلامت اگر رفتار شما از روی نجابت و ایمان و اعتقاد به اینکه این روابط بی فایده اند باشد کاملا رفتاری سالم و عاقلانه است ولکن اگر از روی اضطراب یا ترس یا افسردگی یا عدم علاقه به ازدواج باشد، می تواند نشانه مشکل باشد. ولکن در نهایت انگیزه شما هرچه که باشد برایند و نتیجه کار خوب بوده است و شما درگیر این روابط که هیچ عاقبتی ندارند نشده اید. بنابراین همچنان در ارتباط با نامحرم رفتاری سنگین و با وقار داشته باشید تا ان شاء الله به زودی خواستگاری رسمی و با شرایط خوب برایتان بیاید. در پناه حق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.

       sa : گذر واژه ... شناسه پیگیری ...
       پرسمان : اگر شناسه پیگیری و گذرواژه ای که درج کرده بودید برای پیگیری پاسختان است به صفحه http://porseman.org/q/aservice.aspx مراجعه فرمایید.

       sa : سلام میشه جواب سوال منو زودتر بدین یه فرصت پیش اومده که بتونم ببینمش
       پرسمان : سوالی از این سایت یا سامانه پاسخدهی ما کرده اید؟ اگر بله، کد و موضوع دقیق یا تاریخ ارسال آنرا بفرمایید تا بررسی شود.

       حنانه : من یه دخترم و به کسی که دوسش داشتم ابراز علاقه کردم،هر چند من رو رد کرد ولی بعد از 3سال هنوز عاشقانه دوسش دارم و هرگز از این کارم پشیمون نیستم چون حرف دلم رو زدم و دیگه به دلم مدیون نیستم و همه تلاشم رو برای اثبات علاقه م انجام دادم ولی تقدیر دست من نبود...
       پرسمان : پرسشگر گرامي، دل و عقل دو منبع برای رفتارهای انسان هستند. كه گاهی در مقابل هم قرار می گیرند یعنی دل چیزی می گوید و چیزی می خواهد و عقل چیز دیگری و مدیون بودن به دل بهتر از مدیون بودن به عقل است. دل کور است و به غیر از خودش به کسی فکر نمی کند ولی عقل به همه فکر می کند حتی دل و سعی می کند کمترین ضربه به دل نیز وارد شود. وقتی عقل می گوید دختر به پسر ابراز علاقه نکند به فکر دل است که خدای ناکرده با پاسخ منفی پسر دل ضربه سنگین تری نخورد و شکست عاطفی پیش نیاید. اگرچه ظاهرا شما ضربه عاطفی نخورده اید و افراد با هم فرق دارند. ولکن پیامدهای احتمالی این کار زیاد است و از کجا معلوم که او ماجرای ابراز علاقه شما را به کسی دیگر تعریف نکرده و بین افراد دیگر پخش نشده است. و اگر چنین باشد ممکن است موقعیت های ازدواج شما بشدت کاهش یابد. خواهر گرامی، شما تا کی می خواهید منتظر او و علاقه مند به او بمانید و آیا ادامه دادن این علاقه خیانت به دلتان و وعده پوچ به او نیست.

       sa : سلام ممنون از سایت خوبتون ولی اگه من نتونم هیچ جوری بهش برسونم که دوسش دارم باید چیکار کنم چه جوری بفهمم که چه احساسی به من داره؟
       پرسمان : ضمن تشکر از ابراز نظرتان، خواهشمندیم سوالتان را با توضیحات بیشتری از سن و تحصیلاتتان در صفحه ویژه درج سوال به نشانی http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح نمایید.

       Ava : Slm mn 2 mahe az y pesari khosham miad room nemishe behesh begam (سلام من 2 ماهه از یک پسری خوشم مياد روم نميشه بهش بگم)
       پرسمان : برای دریافت راهنمایی، لطفا سوالتان را به همراه توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح نمایید. موفق باشید.

       عاشق : من دختری 23 ساله ام.حدود 2 ماه پیش با پسری آشنا شدم..من آدم مغروری ام.تصمیم داشتم تا واقعا ادمی رو که میخوام پیدا نکردم هیچ پسری رو تو زندگیم راه ندم...خدا خواست و پیدا شد...اما با شرایط!!!جفتمون همو خیلی دوست داریم میشه گفت عاشقیم...اما برای ادامه تحصیل تا چند ماه دیگه میره خارج برای 4 سال..میگن عشق زمانی حقیقیه که هر دو مثل هم باشن.وما هر دو مثل همیم.از نظر ظاهری،انگیزه،روابط عاطفی،اعتقادات مذهبی.همش میگه چطور میخوایم دوری رو تحمل کنیم.منم میگم خدا بزرگه .اما یه مشکلی پیش اومده.حس میکنم تو تقابل بین من و رفتن قرار گرفته.حس میکنم میخواد بهم بگه اما روش نمیشه.من حاضرم صبر کنم با کسی که دوسش دارم ازدواج کنم تا اینکه زود ازدواج کنم با کسی که مجبور شم تحملش کنم...خیلی دوسش دارم و از نظر منطقی هم تمام ویزگی های یه مرد خوب برای زندگی رو داره.مادر من و مادر این آقا هم از قضیه خبر دارن.حالا رفتار منطقی چیه؟چطورمطمئنش کنم که منتظرش میمونم کما اینکه بارها بهش گفتم..تمام ترسم فقط از تعارض فرهنگی ای هست که قراره در اون و وضعیت قرار بگیره.ای خدا بعد یه عمری به کسی که میخوام رسیدم اما با این شرایط.حکمتش رو فقط خودت میدونی
       پرسمان : پرسشگر گرامي، بخاطر كشش دختر و پسر به هم، علاقه آنها به هم در رابطه دوستانه به هم و ایجاد وابستگی کاملا طبیعی است. علاقه زمانی خالص و حقیقی است که هدف این علاقه فرد مقابل باشد نه خود فرد. افرادی که با پاسخ منفی از فرد مقابل سعی می کنند به هر قیمت فرد مقابل را بدست آورند اگرچه شده با تهدید این افراد در واقع تنها خودشان را می خواهند نه اینکه واقعا به فرد مقابل علاقه مند باشند. در واقع عشق آنها به خودشان و خواسته های خودشان است. زمانی علاقه و عشق پایدار خواهد بود که از روی شناخت و با وجود تناسب های لازم بین دختر و پسر باشد. البته علاقه و عشق برای ازدواج کافی نیست علاقه مند بودن بودن دختر و پسر لزوما به معنی ختم شدن به ازدواج نیست؛ بلکه خواست دختر و پسر، خانواده ها و در مرتبه ای بالاتر خداوند نیز نیاز است. عشق و علاقه در کل یک احساس است که البته می تواند تغییر کند. بسیارند افرادی که در برهه از زمان عاشق کسی بوده اند ولکن به مرور زمان و با توجه به رشد و پختگی و یا تغییر ملاک ها علاقه شان نیز از بین رفته است یا کمرنگ شده است. تجربه مشاوره ای ما نشان می دهد که دوستی دختر و پسر معمولا به ازدواج ختم نمی شود و با گذر سالها یا خود دختر و پسر از ازدواج با هم منصرف می شوند یا خانواده ها با ازدواج مخالفت می کنند. همچنین در این دوستی ها معمولا شناخت درستی از فرد مقابل حاصل نمی شود و طرفین بجای معرفی درست خود و مطرح کردن شرط و شروط خود تلاش می کنند با تحریف خود، خود را جذاب نشان دهند. اینکه او چه فکر می کند و آیا در فکر شماست یا رفتن، این چیزی است که در ذهن اوست و شما نباید روی تصوّراتتان زیاد حساب باز کنید. این حرف کاملا درست است که تحمل کردن و ازدواج با کسی که با شما تناسب دارد بهتر است از اینکه ازدواج کنید ولکن با کسی که باید تحملش کنید. ولکن این قضیه رابطه دوستی طولانی مدت با او را توجیه نمی کند. دوستی دختر و پسر از نظر شرعی مجاز نیست و پیامدهای منفی زیادی می تواند داشته باشد، خصوصا اگر این دوستی طولانی مدت باشد. باید دید که آیا این فرد تنها کسی است که می تواند شما را خوشبخت کند؟ چقدر احتمال می دهید که بتوانید با او ازدواج کنید؟ آیا افراد دیگری هم وجود دارند که به خواستگاری شما بیایند و شرایط خوبی برای ازدواج و خوشبختی شما داشته باشند؟ اگر بعد از سالها او از ازدواج با شما منصرف شود یا خانواده اش با ازدواج با شما مخالفت باشند آنوقت شما می مانید و سالهای خوب جوانی که از دست رفته است و شاید دیگر آنوقت خواستگاری نداشته باشید و مجبور باشید با کسی ازدواج کنید که باید تحملش کنید و شاید حتی چنین فردی هم نباشد که بخواهید با او ازدواج کنید. اینکه بخواهید او را قانع کنید که منتظر او می مانید خیلی کار سختی نیست و شما این را به او گفته اید. ولکن باید ببینید که آیا منتظر او ماندن کار عاقلانه ای است یا خیر؟ آیا می توانید خود را قانع کنید که با وجود این ریسک، سالها منتظر او بمانید؟ به نظر می رسد که شما باید با تضمینی برای او صبر کنید مثلا مادرش به دیدن مادر شما بیاید و درباره ازدواج شما صحبت کند تا حداقل بدانید که خانواده اش موافق ازدواج شما هستند و قول ازدواج از شما بگیرند. موفّق باشید. منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.

       عاشق : من 16 سالمه وپسر داییمو خیلی دوست دارم تازگی ها اصلا سلام یا خدا حافظی هم با هاش نمیکنم الان خیلی عذاب وجدان دارم اون چند روزیه که خیلی خوب رفتار میکرد ولی من توقعم بالا است و دوست دارام اگه دوسم داره اونو ابراز کنه چی کار کنم
       پرسمان : با سلام و احترام؛ سوال شما وارد چرخه پاسخگویی شد, پس از آماده شدن پاسخ, می توانید آن را شناسه 607771 و گذرواژه dchsq در آدرس زیر مطالعه نمایید. لطفا سوالات خود را فقط در آدرس زیر ثبت نمایید.
http://www.porseman.org/q


       یک دوست : دوستان عزیزبه نظرمن دختربایدقبل ازازدواج غرور داشته باشه تا بعدازدواج نشکنه...دختری که قبل ازدواج خودش پیش قدم میشه نمیتونه بعد ازدواج که یه خورده باواقعیات ومشکلات زندگی مواجه شد لب باز کنه و به همسرش چیزی بگه چون در این صورت همسرش میگه خودت منو انتخاب کردی واصلاخودت پاپیش گذاشتی من که اصراری نداشتم جلونمیومدی!!!

       نسترن : بسیار ممنون از پاسخ بسیار مفیدتون ... من جواب سوالمو گرفتم یه دنیا ممنون ♥♥♥

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


بازديدها

کاربران برخط:  450

صفحه اول:  0

مقالات:  0


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها