خانه> روانشناسی و مشاوره >49


145

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو







 

 

بورس مقالات

پيامدهاي خودارضايي...
ابراز محبت دختر به...
درمان خود ارضايي ب...
احضار روح با نعلبك...
رابطه دختر و پسر
گناهان كبيره
نظرات مقاله «پيامد...
هولوكاست چيست؟
قرص شب امتحان (تار...
چشم چراني، آثار و ...
تقويت اراده در انج...
ماجراي دختران و پس...
چگونه از ياران اما...
شيوه هاي همسريابي
نقش قرآن در زندگي ...
همجنسگرايي، علل و ...
اخلاق پيامبر (4) -...
شوخي هاي پيامبر
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
گرايش دختران آمريك...
عجم، دشمن اهل بيت؟...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
اثر بيدار ماندن بي...
ايميل هايي از شيطا...
همه شرايط وضو
جايگاه و ارزش نماز...
چرا جنگ را ادامه د...
اخلاق پيامبر(2)- م...
تا باشگاه هسته اي
موي بلند و وضو
اخلاق پيامبر - توص...
خاطره اي جالب از ز...
علامت قبولي توبه
امام خميني(ره) و غ...
مصحف فاطمه (س)
گل حجاب، عطر عفاف ...
100 خاطره از شهيد ...
اخلاق پيامبر (3) -...

آمار سایت


تعداد مقالات:
1652

بازدید مقالات:
4694902

بازدید سوالات:
2172006



ابراز محبت دختر به پسر بازديد: 49405

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


سوال: اگر دختر، پسري را دوست داشته باشد چگونه محبت خود را به او تفهيم کند که براي پسر سوء تفاهم هم نشود؟
    
صرف نظر از اين كه چگونه اين دوستي و محبت به وجود آمده و چرا شكل گرفته كه نقش زيادي در پاسخ به اين سؤال دارد و در جاي خود بايد به طور مفصل و مشروح به آن پرداخت، انگيزه اظهار و بروز اين محبت به طرف مقابل از اهميت زيادي برخوردار است و چگونگي پاسخ را معين مي كند و شايد بتوان گفت اهميت، هدف و انگيزة اظهار محبت باطني از اهميت چگونگي شكل گيري محبت قلبي بيشتر است . در هر صورت سوال پرسشگر آن است که محبت قلبي بوجود آمده را چگونه مي توان به ديگري تفهيم كرد و آيا اصولا صحيح و معقول و پسنديده است دوستي باطني خود را به طرف مقابل (كه از جنس مخالف است) تفهيم كنيم و آيا پي آمدها و عوارضي به دنبال نخواهد داشت؟ به هر حال دو انگيزه يا هدف براي چنين اظهار محبتي مي توان تصور كرد:
1. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور ايجاد روابط دوستانه و صميمانه و استمرار آن براي مدت زماني خاص در جهت پاسخ به احساس نياز رواني خود (يعني نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن).
2. اظهار محبت قلبي به طرف مقابل به منظور آشنايي با يكديگر و فراهم كردن مقدمات ازدواج.
البته مي توان انگيزه هاي ديگري را نيز براي ايجاد و اظهار محبت بين دو طرف فرض نمود ولي در چنين موقعيت هايي و اين گونه اظهار محبت ها معمولاً جوان به دنبال يكي از دو امر است يعني يا خود داشتن رابطه دوستانه و اظهار علاقه و محبت به ديگري هدف است و يا اظهار محبت و دوستي مقدمه جلب نظر طرف مقابل براي ازدواج و تشكيل زندگي مشترك.
حال بايد ديد كدام يك از دو صورت فوق را مي توان پذيرفت و بر آن مهر تأييد زد.

صورت اول:
    
شكي نيست كه انسان داراي نيازهاي مختلف زيستي، اجتماعي، عاطفي و شناختي است. نياز به خوردن و آشاميدن دارد نيازمند ارتباط و تعامل با ديگران است، در پي پاسخ دادن به سؤال هاي شناختي خود است و بالاخره نيازمند محبت كردن و مورد محبت واقع شدن است. برخي روان شناسان با انواع نيازهاي مختلف انسان و سطح بندي آن، بر اهميت نيازهاي عاطفي در دوران نوجواني و جواني و لزوم تأمين آن توسط گروه همسالان تأكيد مي ورزند. و معتقدند اين نياز يكي از نيازهاي عالي انسان است و همسالان با ايجاد ارتباط مثبت عاطفي مي توانند به تأمين آن بپردازند. اما آن چه در ايجاد رابطه دوستي و اظهار محبت به ديگري از اهميت زيادي برخوردار است آن است كه به چه كسي و تا چه محدوده اي اين كار انجام گيرد كه هم آن نياز عاطفي پاسخ داده شود و هم عوارض و پيامدهاي منفي نداشته باشد و به عبارت ديگر به چه هزينه اي مي خواهيم اين نياز را تأمين و ارضاء كنيم. همان طور كه در تأمين ديگر نيازهاي زيستي، اجتماعي و شناختي به اين چگونگي توجه مي شود مثلا براي تأمين نيازهاي فيزيولوژيك و زيستي خود دست به هر اقدامي نمي زنيم و با هر چه جلوي ما قرار گرفت استفاده نمي كنيم بلكه سعي مي كنيم گزينش كرده آن هم گزينش عقلاني و طبق معيارهاي صحيح و آن چه تناسب بيشتري با وضعيت جسماني ما داشته باشد بهره مي گيريم با هر گونه احتمال ضرري در تصميم گيري خود تجديد نظر كرده و از لذت لحظه اي و كوتاه مدت آن مي گذريم.
     بنابراين چه خوب و شايسته است همين مکانيزم را در مورد اين نياز همچون نيازهاي زيستي به كار ببريم يعني آنچه تناسب بهتر و بيشتري با كل شخصيت انسان دارد مورد توجه قرار داده و آن چه نامتناسب است يا متضاد و معارض با ويژگي اصلي انسان است و سلامت روحي و رواني انسان را تهديد مي كند به كناري گذاشته و از آن دوري كنيم. شكي نيست چنين گزينش عقلاني و مبتني بر نداي حقيقت ياب درون، نيازمند شناخت كافي و تحمل در برابر خواست هاي موقت بعد غير حقيقي انسان است. اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه اظهار محبت به جنس مخالف چه پيامدهايي به دنبال دارد.

الف: زياده طلبي
    
شايد بتوان گفت زياده خواهي انسان مورد اتفاق نظر دانشمندان علوم مختلف باشد. كمال طلبي انسان در هر بعدي از ابعاد جسماني و رواني زبان زد همگان است. اگر فردي در پي علم و دانشي باشد و آن را ارزش مطلق بداند، هيچ گاه دست از كنجكاوي و دانش جويي خود بر نخواهد داشت. چه بسا در واپسين لحظات زندگي بگويد دانستن بهتر از ندانستن است و در پي كشف مجهول خود خواهد بود. فرد ديگري كه در پي کسب قدرت و سلطه بر ديگران باشد اگر بر تمام كره خاكي سلطه يابد، آن را كم و اندك مي پندارد و حكومت بر ديگر كرات را خواهان است و همينطور كسي كه خواهان ثروت و ثروت اندوزي است، اگر گنج قارون و بيشتر از آن را داشته باشد باز هم در پي مال و ثروت بيشتر است و ... خلاصه در تمام زمينه ها اين كمال خواهي ظهور و بروز دارد و با اندك تأملي در رفتار خود و ديگران مي توان اين صفت را كشف و مشاهده كرد. مطلب فوق را با نقل حكايتي از قول استادم حضرت آيت الله سبحاني در كلاس درس پي مي گيرم. ايشان فرمودند: روزي در محضر استاد خود حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) نشسته بوديم كه گفتند يكي از پزشكان تركيه خواستار ملاقات با مرجع جهان شيعه است. وي وارد اتاق شدند و عده اي از علما و شاگردان آيت الله بروجردي از جمله مرحوم علامه طباطبايي(ره) در جلسه حضور داشتند. آن پزشك هدف از ملاقات خود را تقاضاي مقاله اي علمي درباره علت و يا علل تحريم شراب از نظر فقه شيعه و ارائه آن در همايشي كه به همين منظور در تركيه برگزار مي شود، مطرح كرد. قرار شد مقاله اي در اين زمينه توسط علامه طباطبايي نوشته شود و براي آن همايش بين المللي ارسال گردد. نماينده همايش دوست داشت سؤالي را مطرح كرده و مستقيما حضرت آيت الله بروجردي پاسخ دهند. سؤال اين بود كه چرا اسلام نوشيدن شراب را حرام كرده است. آن مرجع بزرگ نكتة زيبا، دقيق و مهمي را در پاسخ به وي عنوان كردند و اظهار داشتند حقيقت انسان را عقل و قدرت انديشه و تفكر وي تشكيل مي دهد و اگر عقل انسان نبود با ديگر موجودات زنده چه تفاوتي داشت؟! پس در حفظ آن بايد كوشا بود و آن چه با اين بعد وجودي تعارض و تنافي دارد بايد به مقابله برخاست. يكي از اموري كه در تضاد شديد با قوه عقل انسان است نوشيدن شراب است. همان طور كه پزشكان نيز اين مطلب را تأييد كرده اند و بر آن صحه مي گذارند. و چه بسا با اندك دقتي بتوان اين تأثير مخرب را در برخي افراد بخصوص در بعضي جوامع به خوبي مشاهده كرد. بنابراين چون شراب عقل را از بين مي برد و حقيقت انسان به عقل اوست، اسلام آن را ممنوع كرده است. آن پزشك به دنبال اين پاسخ سؤال ديگري مطرح كرد كه بله درست است كه نوشيدن زياد شراب باعث از بين رفتن قوه تعقل انسان است و حقيقت انسان زير سؤال مي رود ولي اگر كسي به مقدار كمي از اين نوع مايعات بنوشد نمي توان گفت چنين تأثيري را دارد. چرا اسلام آن مقدار اندك را نيز ممنوع كرده و نوشيدن آن را غيرمجاز مي داند. در اين جا آيت الله بروجردي به نكته ظريف و بسيار دقيقي اشاره کردند و فرمودند چون انسان كمال طلب است و هرگز به مقدار كم قناعت نمي كند و اگر مجاز شمرده شود بر اساس كمال خواهي اش، روز به روز و به تدريج بر خواسته خود مي افزايد و چه بسا به جايي برسد كه خودش هم فكرش را نمي كرد. به همين جهت است كه از همان ابتدا حتي مقدار اندك را ممنوع كرده است. و به عنوان يك قانون قطعي و دقيق براي تمام افراد چه با اراده و چه كم اراده به اجزا گذاشته مي شود و چون اين ويژگي يعني كمال طلبي در ديگر ابعاد و زمينه ها جاري است ديگر قوانين ومقررات و دستورالعمل هاي صادره از طرف قانون گذار هستي چه بسا بر اساس همين نكته شكل گرفته و آنجا كه ممكن است زياده طلبي باعث حريم شكني شود و به تدريج در وادي هولناك و خطرات جاني و روحي قرار گيرد، با جديت و قاطعيت آن را نهي مي كند. اظهار محبت به جنس مخالف از جمله همين موارد است، با يك سلام و احوالپرسي ساده و مختصر آغاز مي شود و يا به انگيزه اهداف آموزشي و غيره شروع مي شود ولي به تدريج نوع رابطه و گفتگو تغيير پيدا كرده و به ميزان و كميت آن نيز افزوده مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه تمام انرژي عاطفي خود را مي خواهد در همين گفتگوها و ارتباط ها هزينه كند و هرگز به همان حداقل كه در روزهاي اول داشته، اكتفا نمي كند و بر همين اساس است كه از همان آغاز بايد از ايجاد ارتباط عاطفي و مبتني بر احساسات اجتناب كرد.
     بنابراين ما براي اظهار محبت به جنس مخالف (چه منشاء سوء تفاهم بشود و چه سوء تفاهمي را به دنبال نداشته باشد) دليل موجه و قابل قبولي را نمي شناسيم. در واقع اگر هم باعث سوء تفاهم نشود باعث سوء رفتار مي شود و به تدريج در گردونه اي وارد مي شوند كه چه بسا هيچ كدام خواستار آن نبودند. گردونه اي كه گاهي رهايي از آن مستلزم هزينه كردن تمام انرژي رواني، جسماني فرد و قرار گرفتن در بن بست شديد است. لازم به ذكر است اين سخن يك ادعاي صرف و بدون پشتوانه و دليل نيست اين مركز مشاوره كه دهها مركز مشاوره در سطح دانشگاه هاست روزي نيست كه نامه از جوانان عزيزي كه در چنين دامي قرار گرفته اند دريافت نكنيم. تأكيد مي شود جالب آن است که تقاضاي كمك و فريادرسي از افرادي است كه معمولاً در ابتداي كار به خود مطمئن بوده اند و تصميم جدي شان آن بوده كه وارد ارتباط احساسي و غير معقول و از نظر اخلاقي غير صحيح نشوند و صرفا مي خواستند در حد ارتباط عادي و يا به قول شما يك سلام و عليكم و يا اظهار محبت باطني به طرف مقابل و نه بيشتر انجام گيرد. چه خوب است عين جملاتي از چنين افرادي را برايتان بازگو كنيم:
     «دختري 19 ساله ام ... تا قبل از ورود به دانشگاه با هيچ پسري ارتباط نداشته ام ... خودم در اقوام و فاميل از ماجراهاي دوست هاي خياباني كاملا خبر داشتم و هميشه مواظب بودم ... كم كم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسي با آنها برايم عادي شد آنها هم به ما سلام مي كردند ... مدتي بعد سلام كردن به پسرها هم شروع شد ... تا اين كه روزي يكي از آنها گفت: ببخشيد مدتي است شما را زير نظر دارم و از اخلاق شما خيلي خوشم آمده اگر لطف كنيد مدتي با هم دوست باشيم ... حالم خيلي خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گريه مي كردم و افسوس مي خورم كه ... ».
دانشجوي پسري هم براي ما چنين نوشته است:
     «يك روز كه براي درس خواندن به پارك رفته بودم و قدم زدن هاي دختر و پسرهاي جوان دو به دو با هم توجه ام را جلب كرد و حواسم حسابي پرت شد. ناگهان تصميم گرفتم ... تصميم تازه اي گرفته بودم تصميمي كه از آن هراس داشتم و بيش تر از همه مي ترسيدم كه به خطا و گناه افتاده باشم ... چند هفته اي بود كه حتما يك كلمه هم درس نخوانده بودم، بي انگيزه و بي حوصله شده بودم ... تا اين كه تصميم خود را عملي كردم و اكنون چند ماهي است كه با دختري رابطه تلفني دارم ... شرايط بد گذشته ام جاي خود را به شرائط بدتر امروز داده، زندگي آرامش قبلي را ندارد و نمي دانم اين وضع تا كجا مي خواهد ادامه يابد ... اين دختر اكنون ظاهرا جاي خالي همه چيز و همه كس را برايم پر كرده اما چه فايده كه در زندگي بيرون و واقعي من هيچ جايي براي او نيست مي ترسم كه به آلودگي و ناپاكي بيشتر كشيده شوم و كم كم به سوي لجنزار گناه كشيده و غرق شوم».

ب. وابستگي
    
با شكل گيري روابط عاطفي بين دختر و پسر و افزايش تدريجي آن، زمينه وابستگي آنها به يكديگر و تشديد آن فراهم مي شود. از آنجا كه نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جواني به اوج خود مي رسد و فضاي نسبتا مناسبي براي ارضاء اين نياز (هر چند به طور غير صحيح آن) در محيط آموزشي و دانشگاهي معمولاً وجود دارد، به شكل خودكار دختر و پسر در اين كانال قرار مي گيرند و هوشيارانه و در اكثر موارد به طور ناهوشيار و به عبارتي به طور غافلانه اي گرفتار چنين گردابي مي شوند و آن را با عنوان هاي عرف پسند و موجه پوشش مي دهند و باطن غير موجه آن را با پوشش هاي ظاهري نيكو و پسنديده جلوه گر مي نمايند.
     علاقه ابتدايي شدت يافته و علي رغم تصميم اوليه دو طرف يا يكي از آنها، كم كم به وابستگي به يكديگر تبديل مي شود. اين وابستگي (در بسياري موارد اگر نگوئيم در تمام موارد) آفت بزرگي براي تمركز حواس، تحصيل و تفكر عميق در امور درسي آنها مي شود به گونه اي كه گاهي مطالعه و حضور در كلاس درس را غير ممكن مي سازد وهر كدام از آنها در تمام اوقات شبانه روز حتي در كلاس درس در فكر طرف مقابل است. اين سخن ادعاي بدون پشتوانه نيست و اگر به نوشته هاي چنين افرادي مراجعه كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود.
     علاوه بر اين وابستگي به وجود آمده مانع گزينش صحيح و دقيق براي شريك آينده زندگي مي شود و از آنجا كه به فردي خاص وابسته شده، تمام نيكي ها، خوبي ها، زيبايي ها و ... در فرد مورد علاقة خود مي بيند و ديگر توان مشاهده عيوب احتمالي طرف مقابل را ندارد زيرا از روي علاقه و از پشت عينك وابستگي به طرف مقابل نگاه مي كند نه با نگاه خريدار و نه با نگاه نقادانه و بررسي كننده اي كه تمام نقاط ضعف و قوت او را در ترازوي حقيقت بين مورد دقت و مشاهده قرار دهد.
     از طرف ديگر اگر كسي بخواهد با فردي فقط براي مدتي دوست باشد و به اواظهار محبت كند (نه دراز مدت) مطمئنا با اين وابستگي به وجود آمده (پس از آن مدت كوتاه يا طولاني) امكان جدا شدن از يكديگر از نظر رواني بسيار سخت و مشكل آفرين است و معمولاً در چنين مواقعي بسياري از جوانان به افسردگي هاي شديد و در مواردي نااميدي كامل از جهان و ادامه هستي دچار مي شوند و احساس مي كنند نه راه پيش دارند و نه راه بازگشت زيرا از طرفي مي خواهند اين ارتباط دوستانه را كه به وابستگي شديد منجر شده، ادامه دهند و از طرف ديگر باور دارند نمي توانند همديگر را به عنوان شريك زندگي خود انتخاب كنند. اين امر گاهي به خاطر ويژگي هاي شخصي شان است و گاهي به خاطر عوامل خانوادگي ، اقتصادي و غيره مثل عدم توافق خانواده ها و نظير آن است و يا به هر دليل ديگر مطمئن مي شوند براي زندگي مشترك با همديگر تناسبي ندارند. اينجاست كه دچار تنش مي شوند و در يك بن بست سخت و شديد گرفتار مي شوند. شكي نيست اين نكته نيز از پشتوانه هاي عيني و تجربه هاي نوشته شده دانشجويان فراواني برخوردار است.

ج. احساس گناه
    
شكي نيست كه ما در جامعه ديني زندگي مي كنيم و اكثريت مردم (اگر نگوئيم همه) از آموزه هاي ديني و اخلاقي متأثر هستند و به آنها احترام مي گذارند. گرچه ممكن است هر فردي سال هاي اول زندگي و نسبت به برخي از دستورالعمل هاي اطلاع دقيقي نداشته باشد ولي به طور ناخود آگاه و به تدريج به بسياري از هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي جامعه ديني آگاهي پيدا مي كند (البته اگر نگوئيم قبلا به بسياري از آنها اشراف داريم ولي به خاطر غفلتي كه داريم يا تغافلي كه مي كنيم آنها را زير پا نهاده و به آنها كم توجهي يا بي توجهي مي كنيم) اظهار محبت و طرح رابطه دوستي با جنس مخالف از جمله رفتارهايي است كه جامعه ديني و ارزشي آن را نمي پسندد و به آن خرده مي گيرد و اگر اندك دقتي به متون ديني و فرمايشات رهبران ديني صورت گيرد روشن مي شود كه ارتباط با جنس مخالف از چارچوب و قوانيني خاص برخوردار است و آن چنان آزاد و بدون محدوديت (آن گونه كه در جوامع غير ديني شيوع دارد و به عنوان يك ارزش تلقي مي شود) نيست بلكه نگاه اسلام به اين گونه ارتباط ها منفي است و همه را (بخصوص جواناني كه در اوج غريزه جنسي هستند) را از ايجاد ارتباط عاطفي و احساسي با جنس مخالف باز داشته و نهي كرده است.
     حال اگر به هر دليلي (عدم آگاهي، غفلت يا تغافل) در دوره جواني فردي مرتكب چنين رفتاري شد مدت زمان زيادي نمي گذرد كه جوان به خود مي آيد و به گذشته خود مي انديشد و رفتارهاي خود را با ملاك ها و معيارهاي اخلاقي و شرعي مقايسه كرده و آنها را محك مي زند و يا با قرار گرفتن در موقعيت ها و شرائط زماني و مكاني معنوي (كه كم هم رخ نمي دهد بلكه بسيار زياد است) دچار پشيماني شده و اگر نتواند به درستي از اين فضاي رواني خارج شود به احساس گناه منفي تبديل شده و اين احساس گناه منشأ بسياري از ناگواري هاي روحي و رواني مي شود. لازم به ذكر است تجديد نظر نسبت به اعمال غيرمعقول و غير مشروع گذشته و پشيمان شدن از آنها و تصميم بر ترك گرفتن امري مقبول و شايسته بلكه لازم و ضروري است و آن چه به عنوان يك پيامد منفي در اين جا از آن ياد مي شود آن احساس گناه شديد و منفي اي است که بر فضاي فكري فرد حاكم شده و توان خارج شدن از آن را در خود احساس نمي كند و همراه با يأس و نااميدي مطلق است و توان حركت به سوي اصلاح و تغيير رفتار و مسير زندگي را از دست مي دهد. نكته قابل توجه در پايان اين بخش آن است كه آسيب پذيري جواناني كه به ارزش هاي ديني و اخلاقي احترام مي گذارند و به آنها پاي بند هستند بيشتر است و به خاطر آشنايي بيشتري كه با دستورالعمل هاي ديني و اخلاقي دارند بيشتر در معرض احساس گناه شديد و پيامدهاي منفي آن قرار مي گيرند.

صورت دوم:
    
آن چه بيان شد برخي پيامدها و عوارضي است كه به دنبال اظهار محبت به جنس مخالف به منظور داشتن رابطه دوستانه و صميمانه شكل مي گيرد اكنون به سراغ صورت دوم يعني اظهار محبت به جنس مخالف به منظور آشنايي و فراهم كردن مقدمات ازدواج انجام گيرد.
     به نظر مي رسد يكي از پيش نيازهاي ضروري ازدواج آشنايي دو طرف از ويژگي هاي رفتاري، شخصيتي، اخلاقي و خانوادگي، اقتصادي، اجتماعي و ... يكديگر است و هر دو طرف با دقت و حساسيت زياد و با استفاده از راه هاي مختلف تحقيق و بررسي بايد به اطمينان دست يابند كه مي توانند با آغاز زندگي مشتركشان به آرامش رسيده و عامل رشد و بالندگي و كمال يكديگر مي شوند. به عبارت ديگر از طريق همين آگاهي هاي واقع بينانه؛ دو طرف در خواهند يافت كه آيا با يكديگر تناسبي دارند يا نه؟ و به قول معروف بي گدار به آب نمي زنند و از نقاط ضعف و قوت همديگر اطلاع پيدا مي كنند. ازدواج نقطه عطف زندگي هر فردي است كه بخش اعظم زندگي معمولاً از زمان پيمان زناشويي آغاز مي شود و پايه هاي زندگي مشترك را با اين عقد و پيمان پايه ريزي مي كنند و دورنماي زندگي مشترك و آينده طولاني ترسيم مي شود. به همين جهت است كه موفقيت و شكست در اين مرحله اگر نگوئيم مساوي با موفقيت و شكست در تمام طول عمر است حداقل مي توان گفت نقش حياتي و بسيار اساسي در آن دارد.
    ولي نكته قابل توجه اين است كه چگونه و طبق چه مكانيزمي دو طرف به اين هدف دسترسي پيدا كنند و ايا مي توان با ايجاد رابطه عاطفي و به قول سؤال كننده با اظهار محبت به فرد مورد نظر به گونه اي كه سوء تفاهم هم نشود به اين هدف دست يافت و زمينه ارتباط دوستانه را فراهم نمود تا در اين ارتباط ها به روحيات و ويژگي هاي اخلاقي و خانوادگي و ... همديگر پي برد؟ ما بر اساس شواهد موجود و اطلاعات به دست آمده معتقديم بيشتر ارتباط هايي كه با همين قصد و نيت موجه و معقول شكل مي گيرد مبنايي و يا انگيزه ديگري غير از آن چه به زبان جاري مي كنند دارد(به خصوص اگر تقاضا کننده جنس مذکر باشد). در واقع تقاضاي آشنايي با يكديگر قبل از ازدواج. صرفا پوشش به ظاهر مقبولي است که فرد بدين وسيله مي خواهد دليل موجه و معقولانه اي براي ارتباط هاي عاطفي و اظهار محبت هاي غير مجازشان قرار دهد و توجيهي براي آن باشد. لازم به ذكر است برخي افراد با طراحي از قبل و از روي عمد و با چنين ترفندي و با مخفي كردن انگيزه هاي شيطاني خود، در پي صيد و به دام انداختن افراد ساده دل و خوش بين هستند و به دروغ اين انگيزه موجه را مطرح مي كنند تا نيازهاي جنسي خود را تأمين كنند و در واقع اين گونه افراد عالما و عامداً طرف مقابل را قرباني غريزه جنسي و خودخواهي هاي شهواني شان قرار مي دهند. شكي نيست عده اي ديگر نيز هستند كه به طور ناهشيار گرفتار چنين دامي مي شوند و هر چند واقعا هيچ كدام از دو طرف قصد سوء و يا سوء استفاده از سادگي و يا ناآگاهي طرف مقابل ندارد. ولي چون غريزه جنسي انسان بخصوص در دوران جواني بسيار قوي و شديد است و از طرف ديگر حيله هاي شيطاني نيز دراين مورد بسيار پيچيده ، مرموز و متعدد است با طرح انگيزه هاي معقول و موجه به طور ناهوشيار وارد چنين صحنه خطرناكي مي شود و به گمان اين كه هدف مقدس و معقولي دارند اين گونه ارتباط ها قبل از ازدواج مشكلي را ايجاد نمي كند و يا حداقل تا اين اندازه مجاز و گاهي لازم و ضروري است و خلاصه با توجه به ويژگي غفلت از راه غيرمعقول و خطرناكي مي خواهد به هدف پسنديده خود دست يابد.
با ايجاد چنين ارتباطي به هر شكل كه متصور است (مكاتبه اي، تلفني، حضوري و ... ) و شكل گيري علاقه اوليه بين دو طرف امكان تحقيق و بررسي واقع بينانه را به تدريج كاهش داده و بيشتر به دنبال نكات مثبت طرف مقابل است و از نقاط ضعف طرف مقابل غفلت كرده و تحقيقي که بايد واقع بينانه و دور از هر گونه سو گيري باشد دچار سوگيري و يا تعصب خواهد شد. و شما خوب مي دانيد که هر تحقيق علمي و واقع بينانه اي بايد از هرگونه تعصب و سوگيري به دور باشد تا درجه واقع نمايي آن بيشتر و ارزش علمي و عملي پيدا كند.
     همان طور که گفته شد حب الشي يعمي و يصم يعني وقتي علاقه و محبت چيزي در قلب فرد جاي گرفت او را نسبت به واقعيات کور و کر مي کند و ديگر نمي تواند نقاط منفي و ضعف آن را ببيند و حتي بشنود و آنچه مي بيند و مي شنود به خوبي و نيکي ياد و ارزيابي مي کند حتي نقاط ضعف را نقاط قوت تلقي مي شود . خلاصه آنکه براي چنين امر مهم و حياتي بايد ابتدا به تحقيق و بررسي پرداخت و سپس در صورت داشتن قابليت ها و صلاحيت ها در فکر ايجاد علاقه بود نه آنکه با عينک محبت و علاقه به بررسي اوضاع و احوال ويژگي هاي وي اقدام نمود . بنابر اين بايد گفت آن عشق و علاقه اي باعث كمال و رشد و آرامش خانوادگي مي شود كه پس از پيمان زناشويي و تعهد به زندگي مشترك ايجاد شود که بايد به گسترش و تعميق آن پرداخته شود نه آن عشق و علاقه اي كه قبل از ازدواج به فردي كه هنوز آگاهي و آشنايي كافي نيست به آن پيدا نشده و کاملا ً سطحي است .
     بنا بر اين اميد است با دقت هرچه تمام تر در رشد و بالندگي اين دورة بسيار حساس و سرنوشت ساز _ دوره نوجواني که اوج تحرک و نيروهاي جسماني و رواني است _ تلاش کرد و از هر گونه کجروي و کج انديشي خود را حفظ کرد و سنگ بناي زندگي آينده را بر پايه هاي سست و مخرب قرار نداد.



نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       نگار : سلام من دختر 30 ساله هستم ...
       پرسمان : سلام و تشکر از ارتباطتان با این سایت، باتوجه به خصوصی بودن پرسشتان لطفا مشکل خود را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارائه شود. موفق باشید.

       هانا : سلام من دختری 16 ساله هستم...از تابستون با پسری اشنا شدم البته توی مسابقات قطبی با هم آشنا شدیم...با هم دوست نبودیم اما کم و بیش حرف میزدیم...تا اینه که اواخر تابستون پیشنهاد دوستی داد و من به خاطر دو دلی بودن رد کردم....اما بدون شک ازش خوشم میومد...پسر جلتنمن و با ادب و با شخصیت....بعد اینکه ردش کردم چیزی بین رابطه حرف زدنمون ایجاد نشد..تا اینکه فهمیدم عاشق شده به نظر من از عشق های الکی بود...بعد یه ماه سر چند اختلاف از هم جدا شدن...بعد اینکه باهاش حرف زدم و متقاعدش کردم که لیاقتش بهتریناس به حالت اولش برگشت...هردو هم درس خون بودیم..و هم منتقی..هیچ حرف بی اساسی رو نمیزدیم...تا اینکه قبول کردم که باهاش دوست بشم 3 ماه از تاریخ دوستیمون میگذره که به خاطر یه کار مجبور شدیم به مدت دو هفته از هم جدا بشیم...نه اینکه بهم بزنیم فقط از هم خبر نداشته باشیم...توی این دو هفته از طرف پدر و مادرم مشکلی برام پیش اومد که برای درسم میخوان تا مدتی گوشیو از من بگیرن و همینطور خط رو...و من چون میدونم با پسری رو به رو هستم که کم طاقته اونم عصبی البته گاهی اوقات...میترسم که منو ول کنه برای همیشه...بهش وابسته شدم و همچنین دوستش دارم اما از علاقه ی اون میترسم...دوست هم ندارم که جای اون تصمیم بگیرم...چجوری باهاش این مسئله رو در میون بزارم..نه اون ناراحت بشه نه به من ضربه ای وارد بشه...میخوام حتی اگه رابطه هم از بین بره...رابطه ی دو دوست معمولی به جای بمونه...من به خاطر اون از قلبم میگذرم...چون همیشه میگه که خیلی خوبمو هیچ وقت خوبیامو فراموش نمیکنه حتی خودمو...میگه که با همه فرق دارم....جواب من رو ممکنه همینجا بدید زیاد مهم نیست که تو قسمت پرسشهای شخصی باشه..شاید هم موردی مثل من پیدا بشه..با تشکر
       پرسمان : خواهر گرامي، بايد ديد كه هدف شما از اين ارتباط چيست؟ ازدواج يا صرفا يك رابطه كوتاه مدت؟
‌ اگر تنها يك رابطه دوستي كوتاه مدت مد نظر شماست بايد توجه داشته باشيد كه اين رابطه ها بيشترين صدمه را براي دختر به همراه دارند. اين كاملا طبيعي است كه در اين رابطه خيلي زود علاقه شكل بگيرد. افراد همواره تصور مي كنند كه كسي را پيدا كرده اند كه كاملا مثل خودشان و متناسب با خودشان است ولي اينطور نيست و اين بخاطر فضاي احساسي اين رابطه است. اين رابطه ها معمولا به ازدواج ختم نمي شود ولي صدمات زيادي به دنبال دارد. معمولا اين رابطه رفته رفته گناه آلود مي شود، افت تحصيلي، افت شغلي، رفتن آبرو، درگيري ها، مشكل در ازدواج آينده، وسواس در انتخاب همسر، گرم نشدن رابطه با همسر اينده،‌احساس گناه از مخفي كاري و ... از عواقب اين روابط است.
‌ توصيه ما اين است كه خيلي منطقي با او صحبت كنيد و توافق كنيد كه قطع رابطه كنيد. شما بايددرس بخوانيد و اين رابطه و علاقه باعث مي شود كه نتوانيد خوب درس بخوانيد.
‌ منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.


       ناشناس : سلام من دختري 14 ساله هستم الان كلاس هفتمم پارسال كه كلاس ششم بودم خرداد ماه بود كه داشتم برا امتحان درس ميخوندم كه خيلي اتفاقي يه چيزايي شنيدم از خاله ام اون گفت پسر برادر شوهرم به من گفته زنعمو سلام به فلاني (يعني من) برسونين من خيلي شوكه شدم يه مدت از ذهنم دور نشد تا امسال كه دوباره خاله ام اومد خونمون به خودم گفت امير محمد بهت سلام رسوند برام عجيب بود
       پرسمان : پرسشگر گرامي، خوشحاليم كه در خدمت شما هستيم و با شما همفكري مي كنيم. حرف خاله شما مي تواند نشانه علاقه آن پسر به شما باشد، البته ممكن است خاله تان از طرف خودش صحبت كرده باشد و خاله تان تمايل به وصلت دو خانواده بوده باشد. شايد هم رفتار او به معني علاقه يا ازدواج نباشد بلكه همانطور گفته واقعا آن پسر چنين حرفي زده ولكن اين سلام رساندن در فرهنگ ما مرسوم نيست و شما نيز از اين حركت خاله تان شوكه شده ايد. به هر حال درست نيست كه او ذهن شما را درگير كند. بهترين برخورد اين است كه هيچ واكنشي نشان ندهيد يا اگر اين رفتار او شما را ناراحت مي كند با مادرتان صحبت كنيد تا با خاله تان صحبت كند و از علت رفتارش بپرسد.
اگر ذهن تان را درگير اين حرف يا آن پسر كنيد ممكن است دچار مشكل شويد و افت تحصيلي داشته باشيد. برخي از دخترها با فكر كردن به پسر دچار علاقه يكطرفه به او مي شوند و در اين صورت دچار مشكل بزرگي خواهند شد. معمولا اين حرف ها جدي نيست و تنها ذهن دختر را درگير مي كند. در پناه حق باشيد. منتظر مكاتبات بعدي شما هستيم.


       الهه : سلام کاش راههای بیان رسمی تر شدن یک رابطه از طرف دختربرای پسر هم تو مورد دوم مطرح میکردین اینجوری مطالبی که گذاشتین کامل تر میشد...... ممنون
       پرسمان : سلام و تشکر بابت ابراز نظرتان، تنها راه منطقي براي ابراز علاقه دختر به پسر، كمك گرفتن از يك واسطه مطمئن و رازدار و با تجربه است تا در مورد اصل ازدواج، شرايط و گزينه ازدواج با پسر صحبت كند و اگر همه شرايط مهيا بود، خيلي ماهرانه دختر مورد نظر را براي ازدواج به ايشان پيشنهاد كند.
«غريزه مرد طلب و نياز است و غريزه زن جلوه و ناز... طبيعت، مرد را مظهر عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. اين يكي از تدابير حكيمانه و شاهكارهاي خلقت است كه در غريزه مرد نياز و طلب و در غريزه زن ناز و جلوه قرار داده و خلقت جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد با اين وسيله جبران كرده است. خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود. براي مرد قابل تحمل است كه از زني خواستگاري كند و جواب رد بشنود و آن‌گاه از زن ديگري...
اما براي زن كه مي‌خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احيانا جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود».
باز هم با ما مکاتبه کنید. (صفحه ویژه درج سوال)


       Amiri : من 21 سال هست بالای دختری عاشق شده ام که دراول اون مرا دوست داشت اینرا به خوبی درک میکردم اما اکنون آنطور نشان میدهد که مرا دوست نداره اما بازهم میدانم که دوستم دارد. شما چی میفرمائید.
       پرسمان : لطفا سوالتان را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارائه شود. موفق باشید.

       پارمیدا : من 13 سالمه حدود دوماه ازیکی ازاشنایان خوشم اومده نمیدونم چجوری بهش نشون بدم
       پرسمان : لطفا سوالتان را با توضیحات بیشتر در صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید.

       taherialireza33... : سلام.من دانشجوی رشته ict هستم و 20سال دارم.حدود 3 سالی میشه که به دختر داییم علاقه مندم... (856981)
       پرسمان : با سلام و تشکر بابت مطالعه این مقاله و درج سوالتان، پاسخ به ایمیلی که درج کرده بودید ارسال شد. اگر دریافت نکردید از طریق صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx یا پیامک 30001619 اطلاع دهید. موفق باشید.

       baharshams... : خلاصه کنید

       Alireza : فقط خواستم به پسرای باحال بگم سعی کنید عاشق نشید من با اینکه 18 سالمه چند بار شدم ولی چون خجالتیم رو نشدم بگم حواسم نبود تمرکز نداشتم خلاصه پدر در اومد یه بارم شکست عشقی خوردم فک میکنم دیگه نمیتونم کسی زو دوست داشته با شم ولی خوش حالم چون از عشق راحت شدم

       عسل : سلام من 16سالمه تا دو ماه پیش با هیچ پسری کوچکترین ارتباطی نداشتم ولی چند ماه پیش با یه پسر که هم سن خودمه توی لاین آشنا شدم ارتباطمون اول مث خواهر برادر بود ولی کم کم به هم وابسته شدیم مادرم متوجه شد البته ایشون خیلی منو درک می کنه و زیاد بهم سخت نگرفت و نصیحتم کرد ولی چند بار تلاش کرد که این رابطه رو قطع کنه ولی متاسفانه ما نتونستیم و دوباره با خواهش و التماس رابطه رو شروع کردیم الان با هم درارتباط هستیم خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره خیلی خیلی بهش وابسته شدم نمی تونم به هیچ وجه ازش جدا بشم الان که مدرسه ها شروع شده می ترسم به درسم لطمه وارد بشه البته ایشون هم پسر درس خونی هستند لازم به ذکر که از نظر مسافت هم از هم دور هستیم توی شهر دیگه ای هستن لطفا راهنمایی کنید ادامه این رابطه صحیح با در نظر گرفتن وابستگی شدیدی که بهشون دارم
       پرسمان : پرسشگر محترم، ضمن تشکر بابت مطالعه این مقاله و درج سوالتان
اگر از نظر شرعی بخواهید بدانید باید بگوییم كه از نظر شرعی رابطه دوستی و عاطفی با نامحرم، هرچند تلفنی و پیامكی یا به صورت اینترنتی باشد، عملی حرام و گناه محسوب می‌شود و اساسا بنیان ارتباط با افراد نامحرم، بر رفتاری متكبرانه باید استوار گردد، نه رفتاری صمیمانه. اینكه چقدر رعایت می‌شود، یك بحث دیگری است. خود شما واقفید كه رعایت نكردن این حدود شرعی مشكلاتی را بدنبال داشته است.
اما از نظر اجتماعی و روانشناسی اگر بخواهید این موضوع را بدانید باید بگوییم، شما خوب مى‏دانید كه جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) بسیار فراوان است؛ مخصوصا در سنین جوانى، كه این جاذبه و حساسیت در اوج خود مى‏باشد، در نتیجه هر چند جوان بخواهد رعایت مسایل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنماید، اما تمایلات نفسى و وسوسه‏هاى شیطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همین جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسیارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فردی خودش بهتر مى‏تواند تشخیص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است «بل الانسان على نفسه بصیره» ؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بیناست (قیامت، آیه 14).
رابطه دختر و پسر اگر به معنای داشتن ارتباط عاطفی و دوستانه باشد كه از دیدن و صحبت كردن یكدیگر شاد شوند و لذت ببرند، و به قول شما گرم بگیرند و بگن و بخندند قطعا یكی از محرمات است اما اگر به صورت یك ارتباط عادی باشد، مانند اینكه در یك موضوع علمی یا شغلی با یكدیگر گفتگو كنند، در صورتی كه خطر تبدیل شدن به رابطه دوستانه، علاقه و دلبستگی در آن وجود نداشته باشد، اشكال ندارد (هر چند بهتر است تا جایی كه ممكن است رابطه در این حد هم صورت نپذیرد) اما اگر در این رابطه علمی، خطر تبدیل شدن به رابطه دوستانه، علاقه، ارتباط صمیمی و عاطفی و در نتیجه دلبستگی وجود داشته باشد، به جهت اینكه مقدمه معصیت می شود، اشكال دارد.
در بسیاری از برخوردها، دختر و پسر هر چند به بهانه‌های گوناگون با هم آشنا می‌شوند امّا اندك اندك براساس تسلّط طبیعی غرایز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد از مدتی به یكباره متوجه می‌شوند عواطف و احساسات و عفت و طهارت آنان بازیچه هوس شده است كه در آن موقع افسوس فایده‌ای نخواهد داشت و دردی را درمان نخواهد كرد. لذا پیشگیری به ز درمان است.
حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم در متون روایی و در سیره معصومین ـ علیهم السّلام ـ ذكر شده است، سنّت جاری مسلمین از زمان رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همین بوده و زنان از شركت در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شده و در مساجد و مجامع حتی در كوچه و معبر زن و مرد مختلط نبوده و درب ورودی زنان در مسجدالنبی(ص) جدا بوده است.
با توجه به شرایط خاص دوران جوانی، طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی تمایلات آشكار و پنهان غرائز نفسانی، لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمی و كیفی تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراین، توصیه اكید ما این است كه : اولا، اگر ضرورتی ایجاب نمی كند حتی الامكان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود. اینكه در احكام شرعی می فرمایند در غیر ضرورت مثلا مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به این دلیل است كه چه بسا همین هم صحبت شدن ها، غرایز جنسی افراد را تحریك كند و یك الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان باید دقیقا درون خود را بكاود و باطنش را عمیقا مطالعه كند كه مثلا صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد. ثانیا: در صورت ناچاری و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حریم احكام الهی منجر نشود، اشكالی ندارد. بنابراین، گفتگو و نگاه های متعارف بدون قصد لذت و ریبه، اشكالی ندارد.
در حدیثی پیرامون شوخی و مزه‌پرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر می‌گوید: به زنی درس روخوانی قرآن می‌دادم. روزی كمی با او شوخی كردم؛ وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم به من فرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت كشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زن نرو و درس نده».
همچنین احادیث تكان دهنده‌ای درباره عذاب كسانی آمده كه با زنان نامحرم شوخی و خوش طبعی می‌كنند.
لذا با توجه به متون دینی به خوبی حكم اختلاط و همدوشی‌ها و روابط بی‌حدّ و مرزی كه متأسفانه دارد در سطح جامعه رواج پیدا می‌كند و حتی به اسم روشنفكری به آن دامن زده می‌شود مشخص می‌شود كه برخلاف نص صریح معارف اسلامی و آموزه‌های دینی است علاوه بر اینكه دودش هم به چشم خودمان خواهد رفت.
بنابراین از شما پرسشگر محترم می‌خواهیم كه:
1. قدر و مقام و منزلت خودتان را بدانید.
2. پاكی و صفای باطن خود را با گناه آلوده نكنید.
3. این پاكی و صفا را تا زمان ازدواج با همسر مناسب و دلخواه خود، با كمك و توكل به خدای مهربان حفظ كنید.
4. در ارتباط با نامحرمان حدود و مرزهای شرعی و اخلاقی را رعایت كرده و به قدر ضرروت اكتفا كنیم.
5. آمار و بررسی‌های زیادی نشان می‌دهند كه ارتباط و دوستی‌های دختر و پسر قبل از ازدواج، موجب اختلافات بعد از ازدواج و طلاق و ... می‌شود.
6. سعی كنید گول شیطان(چه ابلیس و چه دوستانی كه كارهای شیطانی می كنند و ما را به انجام كارهای نادرست وسوسه می كنند) را نخورید.
7. در انتخاب دوستان هم جنس خود دقت كافی را انجام دهید؛ مثلا گفته می شود دوست خوب كسی است كه با دیدنش ما را به یاد خدا بیندازد و ... .
8. به حرف ها و كنایه های دوستان ناباب توجه نكنید.
9. برای زمان خود برنامه ریزی داشته باشید.
10. سعی كنید هیچ وقت بیكار نباشید.
11. قسمتی از وقت خود را به عبادت و راز و نیاز با خدای خود و قسمتی را برای درس خواندن و قسمتی را برای ورزش و قسمتی را به كمك مادر اختصاص دهید.
12. همیشه و همه جا خدا را ناظر و حاضر ببینید.
13. در كارها و تصمیمات زندگی با مشاوران آگاه، رازدار و دلسوز مشورت كنید.
14. توسل به اهل بیت مخصوصا امام زمان و حضرت زهرا علیهم السلام را فراموش نكنید.
با آرزوی توفیق و سعادت برای شما جوانان عزیز، در صورت داشتن سوال در این زمینه و زمینه های دیگر، خوشحال می شویم كه با این نهاد در میان بگذارید.
موفق باشید.


       الی : سلام من 15سالمه یه پسر20ساله اومدش خواستگاریم منم جواب مثبت بهش دادم.چون براساس شناختی که ازش دارم بجه ی عاقلیه ولی مامانم دوست نداره من الان برم تو این فکرا منم پسره رو هم دوست دارم لطفا منو راهنمایی کنین که باید چه کار کنم.
       پرسمان : باسلام و تشکر، باتوجه به خصوصی بودن سوالتان و نیاز به توضیحات بیشتر از شرایط زندگی و تحصیلیتان، لطفا پرسشتان را در صفحه ویژه درج سؤال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارائه شود. موفق باشید.

       el : ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﺑﻴﺴﺖ ﻭﺷﺶ ﺳﺎﻟﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﺧﻮاﺳﺘﮕﺎﺭاﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩاﺷﺘﻢ ﭼﻨﻮﻗﺖ اﺧﻴﺮ اﺯ,ﻳﻚ ﭘﺴﺮ اﺯ اﺷﻨﺎﻳﻤﺎﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻧﺠﺎﺑﺖ ﻭﺷﻐﻞ ﻭﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﻩ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﻧﻴﺰ ﺩاﺭاﻱ ﺗﺤﺼﻴﻼﺕ ﺗﻜﻤﻴﻠﻲ ﻫﺴﺘﻢ ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﻢ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺷﻜﻞ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﻢ اﺑﺮاﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﻛﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻫﺮﺩﻭ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻲ ﻛﺸﻴﻢ
       پرسمان : برای دریافت پاسخ کامل، لطفا سوالتان را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح کنید. موفق باشید.

       نمی دونم : فقط طولانی کم بنویس دخترا وقت کنند بخوانند

       میهمان : ممنون از توضیحات کامل و وقتی که برای پاسخ به پرسش میگذارید ، اجرتان با خدا :-)
       پرسمان : همراهی باشما درعبور از ابهامات وناملایمات زندگی را شاکر و قدردانیم. چشم براه سوالهای دیگرتان در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی هستیم. صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx

       حامد------------ع : من 16 سالمه ...
       پرسمان : با توجه به خصوصی بودن سوالتان لطفا آن را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال همین سایت پرسمان به نشانی: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح کنید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود. موفق باشید.

       Miti...l : با سلام.مدتی است که به پسر عمه ام علاقمند شده ام و احساس میکنم او هم ب من علاقه دارد ولی او خیلی خجالتی و من خیلی مغرورم و این علاقه هر روز بیشتر میشود و نمیدانم چطور این حس رابیان کنم و از احساس او نسبت ب خودم اگاه شوم.ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.
       پرسمان : سلام و طاعات شما قبول حق ان شاءالله. پاسختان نسبتا طولانی است. می توانید آن را با شناسه 771494 و گذرواژه nfmuv در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ همین سایت: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه فرمایید. موفق باشید.

       عسل : من با پسر یکی از فامیلا در ارتباطم فقط اس میدیمو گاهی هم زنگ میزنیم من خیلی دوسش دارم عاشقشم اونم به من میگه دوسم داره ولی نمیدونم راست میگه یا دروغ به نظر شما من چیکار کنم خواهش میکنم راهنمایم کنین
       پرسمان : از اين كه اين مجموعه را پاسخگوي خود قرار داديد صميمانه سپاسگذاريم.
مطمئنا شما خوب مى‏دانيد كه ازدواج بزرگ‏ترين و مهم‏ترين حادثه زندگى انسان است و موفقيت يا شكست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترك وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه عقربه روحيه‏ها، غرايز و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگى به ضعف و سستى مى‏گرايد و سرانجام گسسته مى‏شود. ما در زندگى خود شاهد پديده‏هاى تلخ و درد آورى هستيم كه دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و كاخ زندگى مشترك زوجين را فرو مى‏پاشد. بى‏ترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق اين پديده‏ها به شمار مى‏آيد.
بنابراين، اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت شود، بخش عظيمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشكلات از ميان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زيباتر مى‏شود.توجه داشته باشيد كه:
1. اگر انديشه ازدواج با كسى را در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان كمك بگيريد.
2. سعى كنيد، بر اساس اطلاعات دقيق، به شناخت كافى و صحيحى از فرد مورد نظر دست يابيد و دقّت را فراموش نكنيد. مبادا عشق چشم انديشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقيق كامل و همه جانبه درباره وى باز دارد.
3. اگر بر اساس بند 1 و 2 پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم فرد مورد علاقه را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد، بهترين راه آن است كه از طريق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خويش جويا شويد. در صورتى كه او نيز واقعا به ازدواج با شما تمايل دارد، به طور رسمى و از طريق خانواده محترمشان از شما خواستگارى كند تا ان شاء اللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده‏هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. از هرگونه ارتباط مستقيم و دور از نظارت بزرگ‏ترها جدا بپرهيزيد؛ (حتى ارتباط تلفنى يا مكاتبه‏اى)
4. اگر با بررسى‏هاى به عمل آمده فرد مورد نظرتان را مناسب تشخيص نداديد يا معلوم شد احساس شخصى‏تان درباره علاقه او به شما توهم و خيالبافى است و در واقعيت ريشه ندارد. احساسات خود را كنترل و از ابراز محبت خوددارى كنيد؛ زيرا علاقه يك سويه راه به جايى نمى‏برد.
بنابراين، با تفحص و پرس و جوى مختصرى كه واسطه انجام مى‏دهد، مسأله روشن مى‏شود و از اين دغدغه خاطر و اشتغال فكرى رهايى مى‏يابيد.
5. لازم به تأكيد است فرد واسطه اي داراي صفات دلسوزي، مورد اعتماد، رازدار، عاقل و داراي تجربه باشد.
به این نكات مهم و كليدي هم توجه کنید:
1- سعي كنيد واقعيات زندگي را بيشتر از قبل در نظر بگيريد واز هرگونه آرمان گرايي غير واقعي بپرهيزيد.
2- علاقه مند شدن امر مذمومي نيست خصوصا براي يك جوان اما بدانيد اولا علاقه بايد دوسويه باشد ثانيا به روش خواستگاري غير مستقيم با شرايطي كه گفته شد مي توان اين كار را انجام داد ثالثا در انتخاب دقت كنيد كه يك عمر زندگي است و بدانيد تنها چيزي كه زوجين را به زندگي دلگرم مي كند صداقت،ايمان،پاكي ودرست كاري آنان است.
3- مطمئنا اگر دختر و پسر از تناسب كافي برخوردار باشند و پسر نيز به اين دختر تمايل داشته باشد اقدام خواهد كرد وگرنه به دنبال فرد مورد نظر ديگري خواهد رفت. به نظر مي رسد اگر ابتدا دختر اظهار تمايل كند و با پاسخ منفي پسر روبرو شود به خاطر روحيه ظريف و حساس دختران، معمولا دچار نوعي شكسته گي روحي مي شوند و احساس شكست خواهند كرد به عبارت ديگر با پاسخ منفي پسران كنار بيايند و تحمل نه شنيدن پسران را معمولا ندارند و برايشان سنگين است. بنابراين راه حل ارائه شده( خواستگاري غير مستقيم) ما به گونه اي است كه هم دختر بتواند (در صورت تمايل پسر) به آرزوي خود برسد و هم دچار شكستگي (در صورت پاسخ منفي پسر) نشود
4-يادمان نرود كه ظاهر فيزيكي و...بعد از مدتي براي پسر و دختر يك امر عادي شده و يا به مرور زمان از بين مي رود.
5- بهترين اقدام اين است كه تا قبل از قطعي شدن نظر خودتان وهمچنين تمايل ايشان براي ازدواج وخواستگاري ، هيچ ارتباطي با يكديگر نداشته وبا بينش وبصيرت ايشان را ارزيابي كنيد.
6- اگر مورد شمابي نتيجه ماند اين كار را حمل بر خير كرده و بدانيد خداوند مي خواهد شما در انتظار زندگي بهتر باشيد.
7- در امور مطرح شده خوب فكر كنيد واز تصميم هاي عجولانه وغير منطقي بپرهيزيد.
8- در صورت اقدام ،والدين خود را در جريان كار خود بگذاريد.
9- بدانيد براي همسري شما افراد زيادي هستند ومنحصر در يك شخص خاص نمي باشد.
10- دعا كنيد واز خداوندبهترين ها را طلب كنيد.
11-ملاك هاي همسر مناسب را فراموش نكنيد.
منتظر مکاتبات بعدیتان در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/newq.aspx هستیم. موفق باشید.


       naeemeh_fazeli... : سلام ببخشید چرا جواب من نیومده هنوز؟ خواهشا یه نگاهی هم ب سوال من داشته باشید ممنون
       پرسمان : ضمن آرزوی سالی پربرکت و موفقیت برای شما، پاسختان به ایمیلتان ارسال شده. اگر آن را در صندوق دریافتتان (Inbox) مشاهده نکردید به شاخه هرزنامه (Spam) هم مراجعه فرمایید اگر نرسیده بود با ارسال پیامک به 30001619 و اشاره به کد و موضوع دقیق سوالتان پیگیری نمایید.

       النا : سلام من 20سالمه از پسر همسایمون خوشم میاد البته اول اون پیشنهاد داد و بعد 1ماه خودم بهش زنگ زدم باهم صحبت کردیم بعد حرفامون گفت دل بخواه داری گفتم نه شما اولین کسی هستید که باهاش صحبت کردم واقعا هم راستشو گفتم بعدش گفتم اولین کسی هستید که ازش خوشم اومده گفت از ان که نظرتون درموردم مثبت خیلی خوش حالم بعد این حرفا گفتم حاظرم به خاطرتون بمونم تا شما هم سربازی برید هم کار پیدا کنید اما گفت هیچ وقت این کارو نکن شاید ازمن بهتر گیرت بیاد امامن گفتم که همه جوره قبولت دارم چیه می ترسی تا اون موقع از کس دیگه ای خوشت بیاد گفت نه خدارو شکر تربیتمون جوری نبوده که با هرکی حرف بزنیم اما بعد این حرفا سراغ منو از دوستاش می پرسید اصلا نمی تونم از فکرش بیام بیرون خیلی دوسش دارم با اینکه خواستگار دارم بهخاطرش همرو رد می کنم تورو خدا کمکم کنید چی کار کنم که برگرده طرفم قرار بود تا عیدبره از محلمون وقتی بهش گفتم این کارو نکن گفت تا روزگار چه برنامه ای داشته باشه تا الان هم ه نرفته جوابمو بدین تورو خدا اگه میشه تو همین سایت بزارید تا من بخونم ممنون میشم سال 94پیشاپیش مبارک
       پرسمان : خواهر گرامي، رابطه دوستانه و خصوصی با نامحرم شرعا جایز نیست و پیامدهای منفی زیادی دارد كه یکی وابستگی به فرد مقابل است. تجربه ما نشان می دهد که در غالب موارد این روابط به ازدواج ختم نمی شود و معمولا پسرها در این رابطه قصد ازدواج ندارند. اصلا در طول رابطه پسر ها به دختر بدبین می شوند و این فکر که نکند با کسی دیگر رابطه داشته به سراغ پسر می آید. اصرار دختر به پسر برای ازدواج باعث دور شدن پسر از او می شود و جذابیتی برای پسر نخواهد داشت. علاقه یکطرفه راه بجایی نمی برد و اصرار شما باعث بدتر شدن اوضاع و کاهش عزت نفس شما و ضربه عاطفی خوردن شما می شود. توصیه ما این است که او را فراموش کنید. برای فراموش کردن راهکارهایی وجود دارد که اگر بخواهید می توانید در غالب سوال از ما بخواهید. منتظر مکاتبات بعدیتان هستیم.

       سیما : سلام مقالتان خیلی خوب بود من13سال دارم ...
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت مطالعه این مقاله، لطفا سوالها و مشکلاتتان را در صفحه ویژه درج سوال همین سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نام شما:    نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها