خانه> روانشناسی و مشاوره >712


136

اول و پانزدهم هر ماه مهمان شماييم

 

بنام خدا - نسخه سوم نرم افزار پرسمان ويژه اندروید آماده شد

منو

بايگاني موضوعي
بايگاني شماره اي
گفتگوي زنده
عضويت
پرسش و پاسخ
پيگيري پاسخ
پاسخ سوالات غيرخصوصي
طرح سوال و ارتباط با ما

احكام نماز و روزه دانشجوي مسافر


جستجو







 

 

بورس مقالات

پيامدهاي خودارضايي...
درمان خود ارضايي ب...
ابراز محبت دختر به...
رابطه دختر و پسر
احضار روح با نعلبك...
گناهان كبيره
ماجراي دختران و پس...
چشم چراني، آثار و ...
شيوه هاي همسريابي
تقويت اراده در انج...
هولوكاست چيست؟
نقش قرآن در زندگي ...
چگونه از ياران اما...
شوخي هاي پيامبر
اخلاق پيامبر (4) -...
چه كنم گناه نكنم؟!
چگونه با تقوي شوم
گرايش دختران آمريك...
چرا فقط بي حجابي! ...
اگه روسري خود را ب...
ايميل هايي از شيطا...
اثر بيدار ماندن بي...
همه شرايط وضو
جايگاه و ارزش نماز...
نظرات مقاله «پيامد...
اخلاق پيامبر(2)- م...
تا باشگاه هسته اي
اخلاق پيامبر - توص...
موي بلند و وضو
چرا جنگ را ادامه د...
مصحف فاطمه (س)
خاطره اي جالب از ز...
گل حجاب، عطر عفاف ...
100 خاطره از شهيد ...
امام خميني(ره) و غ...
كاريكاتورها و حقوق...
اخلاق پيامبر (3) -...
پروانه تو هستم برا...
شهيده ولايت ...
حزب الله لبنان و م...

آمار سایت


تعداد مقالات:
1448

بازدید مقالات:
3978354

بازدید سوالات:
1936922



همجنسگرايي، علل و درمان بازديد: 10066

  نظر بدهيد  /   راي بدهيد  /   ارسال به دوستان  /   طرح سوال


نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن دقيقا يک نياز عاطفي است. اين نياز در طي مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگي شکل هاي مختلفي پيدا مي کند و در هر دوره اي به گونه اي متناسب با آن زمان بايد ارضا شود. در دوره نوزادي از طريق والدين به خصوص مادر با بوسيدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه هاي محبت آميز مادر به او و با چسباندن او به خود نياز کودک ارضا مي شود. در اين دوره تأمين نيازهاي عاطفي کودک به اندازه نيازهاي فيزيولوژيکي مانند آب و غذا و پوشاک براي رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکي تأمين اين نياز توسط اعضاي خانواده و همه کساني که به نحوي با کودک ارتباط دارند تأمين مي شود. در دوره نوجواني از طريق دوستان و گروه همسالان و در دوره جواني از طريق دوستان، خويشاوندان و همسر به اين نياز پاسخ داده مي شود. روان شناسان علت وابستگي انسانها را به يکديگر همين نيازهاي عاطفي مي دانند. اگر اين نيازها از همان اول به طور صحيح و به موقع تأمين شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگي ايمن پيدا مي کند و الا وابستگي ناايمن و مرضي در او شکل مي گيرد يعني در عين حال که به ديگران وابسته است ولي احساس امنيت کافي نيز نمي کند و مستعد انواع اختلالات رواني مانند بيماري هاي اضطرابي، افسردگي و... مي شود و دير يا زود به دامن يکي از اين بيماري هاي رواني فرو مي غلتند.
گفتني است اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني که با جذبه و شور زيادي همراه است، غالبا بر مبناي عواطف و احساسات شکل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل.
مقدمه اين دوستي ها ممکن است جاذبيت يک فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد که او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد که توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر کند. ماهيت اين دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بي شائبه است، ولي امکان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. زماني که اين علاقه به اوج خود مي رسد، آنها را دچار سرگرداني مي کند که اکنون چه بايد بکنند. اين سرگرداني ممکن است با بعضي آثار مخرب ديگري همراه شود.
دوست گرامی، در مورد علل روي آوردن به همجنس گرايي هنوز توضيحي كه مورد قبول همه ي پزشكان وروانشناسان باشد وجود ندارد و برخي متخصصان به علل رواني – اجتماعي وبرخي به ديگر عوامل زيستي (کارکرد نامتعادل غدد و هورمونهای جنسی) اشاره داشته اند. علل هم جنس بازي از ديدگاه رواني ـ اجتماعي آشفته بودن روابط ميان والدين وفرزندان، يادگيري هاي نادرست ومحيط اجتماعي ناسالم مي باشد و به طور خلاصه مي توان به كنترل نداشتن بر غريزه جنسي اشاره داشت. اما آنچه مسلم است اين كه چنين رفتاري حتي از جانب افراد مبتلا به اين عمل نابهنجار تلقي مي شود و لازم است کنار گذاشته شود.
همجنس گرايي (homosexuality) يعني ارضاي غريزه جنسي از طريق همجنس (مانند لواط- در مردان - و مساحقه- در زنان) به هر شکل که باشد حرام و گناه کبيره محسوب مي شود. خوب است بدانید اصل همجنسگرایی، گناه محسوب نمی شود چون یک رفتار نیست بلکه میلی است درونی که گاه بدلیل کارکرد نامناسب هورمونی رخ می دهد و گاه فرد از این حالت بیزار است. البته رفتار جنسی مطابق با این کشش، در اسلام و همه اديان الهي حرام است و علاوه بر عقوبت شديد دنيوي و اخروي اثرات و پيامدهاي شديد و غير قابل جبران در پي دارد. چون همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينکه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. همجنس بازي علاوه بر مضرات بهداشتي و رواني که دارد با فطرت انساني مغايرت دارد و اين امر باعث تعطيل شدن توالد و تناسل و گرايش افراد به جنس موافق و در نتيجه موجب تعطيلي توالد و تناسل خواهد شد. بديهي است اين امر با هدف آفرينش منافات خواهد داشت. پس همجنس بازي حرام بوده و از گناهان کبيره به حساب مي آيد.
اصولا طبيعت زن و مرد آن چنان آفريده شده است كه آرامش و اشباع غرايز خود را در علاقه به جنس مخالف (از طريق ازدواج سالم) مي جويد، و هر گونه رفتار جنسي غير اين صورت، انحراف از طبع سالم انساني و يكنوع بيماري رواني است كه اگر به آن ادامه داده شود روز به روز تشديد مي گردد و نتيجه اش بي ميلي به «جنس مخالف» و اشباع ناسالم از طريق «جنس موافق» است.
اين گونه روابط نامشروع در ارگانيسم و بدن انسان و حتي در سلسله اعصاب و روح اثرات ويرانگري دارد. در نگاه کلي آدمي را از پدر و مادر خوب بودن باز مي دارد و گاه قدرت بر توليد فرزندان را به كلي از انسان سلب مي کند، افراد همجنس گرا تدريجا به انزوا و بيگانگي از اجتماع و سپس بيگانگي از خويشتن رو مي آورند، و گرفتار تضاد پيچيده رواني مي شوند و اگر به اصلاح خويش نپردازند ممكن است به بيماري هاي جسمي و رواني مختلفي گرفتار مي شوند.
به همين دليل و به دلايل اخلاقي و اجتماعي ديگر، اسلام شديدا همجنس گرايي، را در هر شكل و صورت تحريم كرده و براي آن مجازاتي شديد كه گاه به سر حد اعدام مي رسد قرار داده است.( تفسير نمونه، ج 16، ص 275)


دليل تحريم همجنس گرايي
همجنس گرايي چه درميان مردان باشد و يا زنان، در اسلام از گناهان بسيار بزرگ است و هر دو داراي حد شرعي است. حد همجنس گرايي در زنان پس از چهار بار اقرار و يا ثبوت بوسيله چهار شاهد عادل (به شرايطي كه در فقه گفته شده) صد تازيانه است و بعضي از فقها گفته اند اگر زن شوهر داري اين عمل را انجام بدهد حد او اعدام است.( تفسير نمونه، ج 8، ص 193)
رواياتي كه در مذمت همجنس گرايي از پيشوايان اسلام نقل شده آن قدر زياد و تكان دهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس مي كند كه زشتي اين گناه به اندازه اي است كه كمتر گناهي در پايه آن قرار دارد.
از جمله در روايتي از پيامبر(ص) مي خوانيم: «هنگامي كه قوم لوط آن عمل ننگين را انجام دادن (مردها به مرد و زنها هم به زنان اکتفا کردند) زمين آن چنان ناله و گريه سر داد كه اشكهايش به آسمان رسيد و آسمان چنان گريه كرد كه اشك هايش به عرش رسيد در اين هنگام خداوند به آسمان وحي فرستاد كه آنها را سنگ باران كن و به زمين وحي فرستاد كه آنها را فرو بر».( تفسير نمونه، ج 8، ص 193)
در روايت ديگري از امام علي(ع) مي خوانيم كه فرمود: از پيامبر(ص) شنيدم چنين مي گفت: «لعن الله المشتبهين من الرجال بالنساء و المشتبهات من النساء بالرجال؛ لعنت خدا بر آن مرداني باد كه خود را شبيه زنان مي سازند، (با مردان آميزش جنسي مي كنند) و لعنت خداوند بر زناني باد كه خود را شبيه مردان مي كنند (با هم مساحقه مي نمايند)» (وسائل الشيعه، ص 255، ح 14) صاحب جواهر يكي از فقهاي بزرگ شيعه مي فرمايد: «از بعضي از ائمه(ع) روايت شده مساحقه در زنان مثل لواط در مردان مي باشد لكن مجازات مساحقه صد تازيانه مي باشد زيرا در مساحقه آلتي داخل آلت ديگر نمي شود. در روايت ديگر است كه مساحقه، زناي اكبر است كه دختر ابليس در زنان ايجاد كرده همان طور كه ابليس لواط را ايجاد كرده است.»( جواهر الكلام، ج 41، ص 388)
و نيز در روايت آمده است: «زني از امام صادق(ع) درباره مساحقه سؤال نمود حضرت فرمود: حد زناكار را دارد زن گفت: چگونه؟ در حالي كه در قرآن ذكر نشده است، امام فرمود: چرا در قرآن ذكر شده است زيرا آنان با اين كارشان جز اصحاب «رس» هستند.»( وسائل الشيعه، ج 14، ص 262، ح 8)
در دنياي غرب كه آلودگي هاي جنسي فوق العاده زياد است براي توجيه عملشان مي گويند با هيچ گونه منعي طبي براي آن سراغ نداريم، ولي آنها فراموش كرده اند كه اصولا هر گونه انحراف جنسي در تمام روحيات و ساختمان وجود انسان اثر مي گذارد و تعادل او را بر هم مي زند، زيرا مرد و يا زني كه تمايل به جنس موافق دارند هيچ كدام يك مرد و زن كامل نيستند، در كتاب هاي امور جنسي «هموسکچوآليسم» (همجنس گرايي) به عنوان يكي از مهم ترين انحراف ذكر شده است. ادامه اين كار تمايلات جنسي را نسبت به جنس مخالف در انسان تدريجا مي كشد و احساسات طبيعي را از بين برده و موجب سرگرداني رواني و روآوري به مواد مخدر و مشروبات الكي و انحرافات اخلاقي ديگر خواهد شد.
بنابراين مساحقه، مخالف با فطرت سالم و الهي انسان است و طبق روايات فراوان مرتكب آن مستوجب لعن خداوند متعال و فرشتگان مي گردد، و حتي در در برخي از روايات همان گونه كه ملاحظه شد از اين عمل به زناي اكبر يعني بزرگترين زنا تعبير شده است.



راهكارهايي براي بي ميلي به جنس موافق ودرمان همجنس گرایی
1- قبل از هر اقدامي چه خوب است با مراجعه به روان پزشك و انجام برخي معاينات و آزمايشات، از ترشح عادي و نرمال غدد درونريز خود مطمين شويد. چه بسا در اثر ترشح غيرعادي غدد درون ريز چنين تمايلاتي به وجود آمده و با تنظيم ترشح غدد با مصرف دارو تمايلات جنسي شما نرمال شده و به سادگي درمان خواهد شد. يادآوري مي شود از مراجعه به روان پزشك امتناع نكنيد و خجالت نكشيد، كه این مسأله احتمالا يك مشكل جسماني است و همچون ديگر مشكلات قابل درمان. بايد درمان شده و قبل از تشديد بيماري، آن را حل كرد.
2- عدم توجه به ذهنيت ها و افکار مبتني بر تمایل به همجنس و عدم تمايل به جنس مخالف. هیچ گاه به خود تلقین نکنید که: «من به جنس مخالف هیچ علاقه‌ای ندارم و نمی‌توانم این علاقه را در خودم ایجاد کنم». هیچ گاه به خود تلقین نکنید که «علاقه به همجنس و تمایل به برقراری رابطه با جنس مخالف در وجود من نهادینه شده است و امکان تغییر آن وجود ندارد»، چون اولا این گونه نیست و شما با تلاش خود می‌توانید این مشکل را برطرف سازید، و ثانیا، این تصور جلوی هر گونه تلاش اصلاحی شما برای تغییر را می‌گیرد.

3- گاهي اوقات شيطان براي وادار کردن آدمي به گناه از اين کانال بهره مي گيرد يعني مسير هر گناهي را به شکلي هموار مي سازد در اينجا نيز مسير آلوده شدن به برخي گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج مي گذرد و اين نوع افکار و ذهنيت مقدمه ي ورود به آن وادي است بايد با اين گونه افکار که جز افکار شيطاني نام ديگري بر آن نمي توان نهاد بايد به مقابله پرداخت يعني ذره اي در شيطاني بودن اين افکار ترديد نداشته باشيد.
4 - صحنه هائي از زندگي که در آن شخص همجنس گرا نقش يک مرد، پدر، همسر و پسر خانواده را بر عهده دارد تصور کند و به آن بال و پر دهد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بيان کند. لازم است اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و... استمرار دهيد. در يک کلام به مرد بودن خود فکر کند، و همانگونه عمل کند، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب کند اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كند براي هميشه از آن افكار رهائي خواهد يافت.
5- اجتناب از نگاه شهوت‌آمیز به پسرها. مراقب نگاه خود باشید و همان طور که از نگاه شهوت آمیز به جنس مخالف اجتناب می‌کنید از نگاه هوس آلود به پسرها نیز بپرهیزید. چون از نظر شرعی، نگاه از روی شهوت به همجنس هم حرام است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وآله فتنه جوان زیبا را از فتنه دختر باکره بیش‌تر دانسته است (وسائل الشیعه، ج 14، ص 257).
6 - اجتناب ازتمام ارتباطها، مكانها و موقعيت هائي كه انجام انديشه همجنس گرایی را تداعي مي كند.

7- افکار خود را کنترل کنید. سعی کنید به افکار هوس‌آلود در مورد رابطه جنسی با همجنس فکر نکنید. هیچگاه در ذهنتان به این افکار بال و پر ندهید و آن را برای خود نیارایید. برای این کار، تلاش کنید تنها نمانید، چون این گونه افکار بیشتر در هنگام تنهایی به سراغ انسان می‌آید. اگر این افکار، به طور ناخواسته به سراغتان آمد، آن را قطع کنید، از جای خود برخیزید و به میان دوستان یا اهل خانواده بروید و تا زمانی که این افکار کاملا از ذهنتان خارج نشده، جمع دوستان یا خانواده را ترک نکنید.

8- توجه به آثار و عواقب همجنس بازی: انسان به صورت طبیعی تمایل به جنس مخالف دارد. هرگونه کاری که تمایل طبیعی او را منحرف سازد، یک نوع بیماری تلقی می شود. از دست دادن احساسات طبیعی بر جسم و روح انسان تأثیر می گذارد. چه بسا افرادی که به این بیماری مبتلا باشند، گرفتار ضعف قوه جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی شوند. از امام صادق علیه‌السلام در مورد فلسفه تحریم لواط سؤال شد، فرمود: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن‌ها بی نیاز می شدند و این باعث قطع نسل انسان می شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعی می گشت و این کار مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می آورد. ازدواج شرعی، چون موافق فطرت است، به فرمایش قرآن آرام بخش است (سوره روم، آیه 21). ولی هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد، یعنی نه تنها فاعل و مفعول با این عمل به آرامش نمی رسند، بلکه بر تحیر و سرگردانی آن‌ها افزوده می شود. به همین دلیل روایات زیادی درباره هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، می توان به پلید بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله) فرموده‌اند: هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر می‌شود، آن چنان که تمام آب‌های جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب می‌کند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است. سپس فرمود: هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمی‌آید (وسائل الشیعه، ج 14، ص 249). البته واضح است‌ که با توبه، این گناه مانند گناهان دیگر بخشیده می‌شود.

9 - از خوابیدن با پسر در یک بستر اجتناب کنید: رسول خدا صلی الله وعلیه وآله می فرماید: بستر فرزندان خود را از سن ده سالگی جدا سازید، یعنی دو برادر یا دو خواهر یا برادر و خواهر زیر یک لحاف نخوابند (وسائل الشیعه، ج 14، ص 171).

10- قطع ارتباط با دوستاني که انسان را به سمت اين گونه رفتارها و افكار دعوت مي كنند و همچنین دوری از موقعيت هایی كه وقتي در كنار آنها قرار مي گيرد اين افكار را برايش تداعي مي کنند.

11- نهایت تلاش خود را بکنید که بیکار نباشید. برای این کار، برای ساعات شبانه روز خود برنامه ریزی کنید. اوقات خود را با مطالعه، گردش با دوستان، ورزش، و... پر کنید.

12- روابط اجتماعی‌تان را گسترش دهید. سعی کنید روابطتان را با دوستان و همکلاسی‌های خوبی که دارید توسعه دهید. با آنان به گردش، سینما، کوهنوردی، شنا، و... بروید و از تنها ماندن دوری کنید. به هر حال، سعی کنید تا حد امکان از انزوا و گوشه‌گیری به در آیید.



در روزها و موقعيت هاي نخستين، عمل كردن به اين راهكارها و دل بريدن از اين حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه كند اما بايد توجه داشته باشيد كه به گفته ي علي(ع) «با ارزش ترين كارها دشوارترين آنهاست» پس اين حالت نشان از ارزشمندي و اهميت تصميم شخص دارد و بايد در مسير عمل كردن به اين تصميم بجا و ارزشمند گامهاي بهتر و بلندتر بردارد.



نکات مهم وقابل توجه
1- حساس ترين دوره ي زندگي جواني است مي توان گفت سعادت وشقاوت انسان در اين دوره رقم مي خورد بنابراين درک اين مطلب در پيدا کردن مسيرها وهمچنين کنترل غرايز نقش مهمي دارد.
2- موارد تحريک کننده اعم از شنيدني ها، خواندني ها، افکار و... همانند جرقه اي است که کنار مواد محترقه قرار گرفته در اين صورت نتيحه اي جز اشتعال و آتش سوزي مورد انتظار نخواهد بود.
3- معنويات به ويژه نماز نيروهاي خارق العاده اي هستند که خداوند آن ها را قرارداده تا او در دام شياطين گرفتار نشود.
4- تلقين در جهت منفي و مثبت اثر خود را به همراه دارد پس سيگنال هاي منفي راباید كنار گذاشت.
5- آنچه اهميت دارد تعديل وکنترل غريزه جنسي است واين مهم ميسر نمي شود مگر با دور کردن نفس از محرمات ومحرک هايي که خود شخص آن ها را بيشتر از همه مي شناسد.

6- اگر چه لذائذ حرام ونامشروع در ابتدا، قدري خوشايند بوده اما اگر دقت کنيم خواهيم ديد بعد از مدتي پشيماني، ندامت وکدورت رابراي انسان به ارمغان مي آورد.

7- دستور قرآن براي کنترل غريزه جنسي راهگشا است. قرآن مي فرمايد: جوانان مجرد بايد ازدواج کنند واگر نمي توانند عفت به خرج دهند. در واقع راه سومي وجود ندارد واگر باشد به ضرر انسان مي باشد.

8- به دستورات شرعي اعتماد كرده و يقين داشته باشيد سعادت شما در گرو اطاعت از دستورات ديني مي باشد.

9- رسيدگي به خواهش ها نفس را قوي تر کرده وتداوم اين کار باعث ضعيف شدن انسان در مقابل نفس خواهد شد.

10- به خود اميدوار بوده و مصمم باشيد که مي توانيد همه ي گناهان را ترک کنيد.

11- از خداوند وائمه ي اطهار (عليهم السلام) کمک بگيريد و بدانيد اقدام شما براي حل مسايل نفساني نشان از پاک بودن طينت و توجه خداوند به شما است در اين صورت طرد شدن كاملا بي معني خواهد بود.

12- توبه يعني تولد دوباره و باز كردن فصل جديد در زندگي.

13- براي ترك گناه روحيه اي شاد و همراه با نشاط لازم است و با ناراحتي و نا اميدي به جنگ گناهان نمي روند.

14- در خانه خدا هميشه به روي بندگانش باز بوده وخداوند از بازگشت بنده اش بسيار خوشحال مي گردد.

15- فراموش نكنيد بهترين كار كنترل افكار مخربي است كه سراغ انسان مي آيد پس باید اوقات خالي خود را با برنامه هاي مفيد پر کرده، براي زندگي برنامه ريزي داشت و از تنهايي وبيكاري پرهيز نمود.

16- از ازدواج ناامید نباشید. اگر مدتی تمایل خود را به همجنس کنترل کنید، به تدریج خواهید دید که شما هم مانند هر جوان دیگری به جنس مخالف علاقه دارید و خواهان ازدواج هستید.

17- شكست در اين اقدام امري طبيعي است ولي مهم اين است كه شكست باعث پيمودن راه باشد نه توقف در مسير.

18- هر كاري كه عادت انسان شده باشد يك شبه قابل تغيير نيست. در این راه، باید با آگاهی و پشتکار قدم برداشت.
19- باز هم تكرار مي كنم ازدواج بهترين گزينه است.
20- شكست در اين اقدام امري طبيعي است ولي مهم اين است كه شكست باعث پيمودن راه باشد نه توقف در مسير.
 

همچنين بخوانيد: همجنسگرايي در نگاه عقل و علم


منابعی که شما می تواند اطلاعات بیشتری در این موضوع به شما دهد:
ضمنا برای افزایش آگاهی های خود در این موضوع مي توانيد به كتاب هاي زیر مراجعه نمایید:
1. روان شناسي رفتار جنسي، محمد باقر كجباف، نشر روان، تهران، 1381
2. خلاصه روانپزشكي، كاپلان - سادوك، ترجمه نصرت الله پور افكاري، انتشارات آزاده، تهران، 1373.
3. روانشناسی جرائم و انحرافات جنسی، مسعود انصاری، چاپ دوم، تهران، 1359، نشر کتابفروشی اشراقی



منابعی که در این مقاله از آنها استفاده شد:
1- مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1363
4- حر عاملي، وسائل الشيعه، تهران: مطبعه الاسلاميه، 1384
5- محمدحسن بن باقر صاحب جواهر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تهران: دار اکتب الأسلامیه، 1386

دوست خوبم، آینده ای آکنده از روزهایی شیرین را برایتان آرزومندیم و یقین داریم شما با ظرفیت عقلی و معنوی ای که دارید می توانید بر تمام نگرانی ها چیره شوید. چشم براه مکاتبات بعدی شما هستیم.


نظر شما راجع به اين مقاله

 
  نظرات ساير كاربران

       محمد : من میتونم به جرات اقرار کنم نصف بیشتر تمایلات همجنسگرایی در ایران به دلیل بسته بودن ارتباطات بین زن و مرد هست.چون طرف میبینه که ارتباط با جنس مخالف چه عواقب بدی براش داره پس یواش یواش اول سرکوب میکنه سپس بعد از مدتی که میل جنسی اش به حالت معمول رسید خودش رو به یه شکل دیگه نشون میده و میگه خب بهتره برم سراغ ارتباطی که نه هزینه ای داره نه کسی میفهمه که انگشت نما کنه نه ... به همین راحتی جونی که باید ثمره بده میشینه تو تنهایی خودش دچار نزول شدید فکری میشه و بعدا خودش رو حتی تو تمایلات جنسی فرزندانش هم نشون میده و این سیکل معیوب ادامه پیدا میکنه.
       پرسمان : ضمن قدردانی از شما بابت ارتباطتان با این سایت و مطالعه این مقاله، در پاسخ به نظرتان گفتنی است: علل هم جنس بازي از ديدگاه رواني ـ اجتماعي آشفته بودن روابط ميان والدين وفرزندان، يادگيري هاي نادرست و محيط اجتماعي ناسالم مي باشد و به طور خلاصه مي توان به كنترل نداشتن بر غريزه جنسي اشاره داشت. پس همه اين علتها بخاطر كنترل نداشتن بر غریزه جنسی است. اگر كسی غریزه جنسی خودش را در نوجوانی و جوانی کنترل کند دیگر به سمت این گونه روابط نمی رود.
پرسشگر گرامی در تحليلي دقيق تر بايد گفت : كودك از حدود ۵ سالگي وارد سير همانندسازي با والد جنس موافق مي گردد. يعني پسربچه كه تا به حال با مادر الگوبرداري ناخودآگاه داشته وارد رابطه با پدر مي شود و شروع به همانندسازي با او مي كند. همانندسازي با پدر يعني همانندسازي با مرد. يعني مرد شدن . يعني به دست آوردن هويت مردانه چه از نظر جنسي چه در كل شخصيت. به دست آوردن خصايل مردانه مانند ميل به استقلال طلبي، ميل به پذيرش مسؤوليت، چه در روابط عاطفي چه در مسؤوليت هاي اجتماعي قدرت ابراز وجود و بيان قاطع خود، داشتن دستورمداري (Authority)، جاه طلبي هاي مثبت اجتماعي، غلبه منطق واقعيت سنج بر عواطف كور، و خصايصي از اين قبيل كه ويژگي هاي روان مردانه به شمار مي آيند. براي به دست آوردن اين شخصيت مردانه، مهمترين مسأله رابطه پدر با پسر است. اين رابطه در نوع بهنجار آن بايد ويژگي هاي خاصي داشته باشد مانند اينكه: 1- پدر در رابطه عاطفي با پسر وارد شود يعني رابطه سرد نباشد و انرژي حياتي از پدر به پسر داده شود. اين به پسر پيغام پذيرش مي دهد، پيغام «تو خوبي». و در اين بستر پسر مي تواند بدون ترس به پدر نزديك شود و صميميت و اعتماد شكل بگيرد. اگر رابطه صميمانه نباشد خود به خود فراگرد همانندسازي شكل نمي گيرد. 2- پدر خيلي دور و ايده آليزه نباشد. در دوران كودكي والد هميشه براي كودك ايده آليزه است يعني مظهر قدرت؛ قدرتي كه امنيت دهنده است. پسر مي خواهد شبيه پدر شود. اما ميزان اين ايده آليزه بودن و مسير تغيير آن مهم است. در يك رشد بهنجار و در يك رابطه صميمانه و واقعي در مسير بزرگ تر شدن كودك ميزان اين ايده آليزه بودن به تدريج كم مي شود تا زمان نوجواني كه نوجوان احساس كند نه تنها مي تواند به پدر برسد بلكه مي تواند بهتر و بالاتر از او باشد و در دوران جواني، جوان با چهره واقعي پدر روبه رو مي شود. با ضعف ها و قدرت هايش يعني واقعيت هستي پدر براي جوان ملموس و قابل دسترسي مي شود. اما اگر پدر دور از پسر باشد و بسيار ايده آليزه يعني به عمد يا غيرعمد، پسر فاصله خود را از پدر بسيار دور مي بيند و او را بسيار بالا و قدرتمند و در اين شرايط براي رسيدن به او و در نتيجه رسيدن به تصوير مردانگي خويش آنقدر فاصله را زياد مي بيند كه در خود قدرت طي اين فاصله را درنمي يابد و در نهايت حركت نمي كند. يعني ايده آل آنقدر دور است كه نمي توان به آن دسترسي پيدا كرد. در اين شرايط فرايند همانندسازي يعني الگوبرداري ناخودآگاه با مردانگي پدر كاملاً مختل مي گردد. 3- پدر سختگير نباشد. قانون در خانه، قانون پدر است. پدر تجلي نظم و قانون است و پسر بايد تبعيت كند. اگر پسر ياد نگيرد كه از قانون پدر تبعيت كند در آينده قانون اجتماع را هم پاس نمي دارد و در نتيجه متمدن يعني نظام مند نمي شود. اما اين پديده مرزي مشخص دارد. در يك فراگرد بهنجار از تبعيت صد درصد آغاز مي شود اما به تبعيت صد درصد ختم نمي شود يعني در سير رشد، كودك و نوجوان بايد به تدريج «نه» گفتن را بياموزد. «مي توان قانون پدر را تغيير داد و قانون جديدي جايگزين آن كرد.» اين جمله شناختي بايد در ذهن نوجوان به وجود بيايد. پدر در رابطه با پسر به او قانونمند بودن را مي آموزد. اما اگر بياموزد كه قانون، تنها قانون خودش است، پسر ديگر فرايند مرد شوندگي را طي نمي كند و كودك باقي مي ماند. دستورمداري پدر بايد به پسر انتقال يابد و دستورمداري پسر زماني شكل مي گيرد كه قانون پسر در مواردي جايگزين قانون پدرشود. يعني پسر اين پيغام را از پدر دريافت كند كه تو مي تواني در مواردي قانوني متفاوت از قانون من داشته باشي و باز رابطه صميمانه ما ادامه داشته باشد. اگر پسر از مجازات پدر بترسد چه قانون را رعايت كند چه نكند از نظر رشد رواني كودك باقي خواهد ماند و شكل گيري اخلاق در او در بدوي ترين نوع خود يعني «رعايت قانون از ترس مجازات» باقي خواهد ماند (كه اين خود بحثي پيچيده است كه در اين نوشتار مجال پرداختن به آن نيست). پس اگر پدر اين سه ويژگي را رعايت كند، پسر، مردي بار خواهد آمد با ويژگي هاي مردانه و موفق در زندگي عاطفي و اجتماعي خود در آينده. و اگر اين خصوصيات وجود نداشته باشد، پسر كماكان از نظر رشد رواني در بخشي كه ارضاء نشده است، كودك باقي خواهد ماند و كودك به جامعه بزرگسالي قدم خواهد گذاشت و درگير عواقبي خواهد شد كه عيناً اگر كودكي ۸-۷ ساله را در دنياي بزرگسالي رها كنند به آنها دچار خواهد شد. يعني پسر از نظر رواني، احساس فقدان يا كمبود شديد خصايل مردانه در خود ميكند.
در چنين مواردي امكان وجود تمايل به جنس موافق در پسر به وجود مي آيد (هموسكسواليتي). اين تمايل مي‌تواند فقط شكل عاطفي به خود بگيرد (به اين معنا كه فرد تلاش مي‌كند در روابط خود، خلاءهاي عاطفي خود را با كسي كه نقش پدر را براي او بازسازي مي‌كند پر نمايد) يا فراتر رفته و محتوايي جنسي نيز داشته باشد (تلفيقي از تصوير پدر و مادر: ميل جنسي به بزرگسالان زيبا) همجنس گرايي (homosexuality) يعني گرايش جنسي به همجنس داشتن و ارضاي غريزه جنسي از طريق همجنس (مانند لواط- در مردان - و مساحقه- در زنان و ...) به هر شكل كه باشد حرام و گناه كبيره محسوب مي شود. خوب است بدانيد ميل به همجنس گرايي، گناه محسوب نمي شود چون يك رفتار نيست بلكه ميلي است دروني كه گاه بدليل كاركرد نامناسب هورموني رخ مي دهد و گاه فرد از اين حالت بيزار است. البته رفتار جنسي مطابق با اين كشش، در اسلام و همه اديان الهي حرام است و علاوه بر عقوبت شديد دنيوي و اخروي اثرات و پيامدهاي شديد و غير قابل جبران در پي دارد. چون همجنس گرايي نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد و مانند هر انحرافي پيامد خاص خود را در بدنبال دارد مانند اينكه موجب تنفر از جنس مخالف و علاقه به جنس موافق مي شود. همجنس بازي علاوه بر مضرات بهداشتي و رواني كه دارد با فطرت انساني مغايرت دارد و اين امر باعث تعطيل شدن توالد و تناسل و گرايش افراد به جنس موافق و در نتيجه موجب تعطيلي توالد و تناسل خواهد شد. بديهي است اين امر با هدف آفرينش منافات خواهد داشت. پس همجنس بازي حرام بوده و از گناهان كبيره به حساب مي آيد.
پس طبق نظر روانشناسان پويشي(روان تحليل گر)، شخص در دوران كودكي سه وهله ي اصلي رشد را پشت سر مي گذارد، به نام وهله ي دهاني، مقعدي و فاليك يا احليلي، حال اگر فردي مرحله مقعدي و يا احليلي(فاليك) را بسلامت پشست سر نگذارد و به اصطلاح در آن ها تثبيت شود ممكن است در بزرگسالي به مشكلاتي همچون همجنس گرايي گرايش پيدا كند و راه درمان اينست كه اولا به ريشه ي اين گرايش انحرافي خود توسط يك روان تحليلگر آگاه شود و دوم اينكه بعد از آگاهي به ريشه مشكل سعي نمايد از حالتهاي اينچنين با روش تحميل به نفس دوري نمايد.
خوشحال می شویم باز هم با ما مکاتبه نمایید. برای ارسال سوالات و ابهامات خود از صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx استفاده نمایید. موفق باشید.


       ناشناس : سلام و درود نوجوانی 16 17 ساله هستم و از حدودا 3 سال گذشته طی اتفاقی به فتشیسم مبتلا شدم ...
       پرسمان : با سلام و آرزوی قبولی طاعات، با توجه به خصوصی بودن سؤالتان و نیاز به پاسخ کامل و کارشناسی شده، لطفا پرسشتان را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال سایت پرسمان: http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح فرمایید. موفق باشید.

       srafiee2... : سلام، من کمی از این متن ها را خواندم ولی نه همه را. آقا شما که می گویید در 26 سالگی به اسلام پی بردید و دلیلش را روحانیون بد می دانید بگذاریدرید من هم نظرم را بگم شاید کمک کند. ببین من الان تو آمریکا زندگی میکنم. همه تو ایران فکر می کنند که آمریکا عالی هست. سرانش همه خوبند و... ولی اینطور نیست. اینجا بد تر از ایران سرانش هستند. اینجا فقط مارمولک تر هستند در قایم کردن بدیهاشان و خودشان را خوب جلوه دادن. من از نو جوانی آمدم اینجا و الان بیشتر اینجا زندگی کردم تا در ایران. ببین تو باید بدونی آدم خوب و بد همه جا و در همه گروها و طبقات اجتماع هست. ما خیلی روحانیون خوبی هم داریم. شما چرا همش بد ها را الگو گذاشتید. چرا به بالاترین دین که اسلام و به خالقت لجبازی میکنید چون اون کسی که در قدرت هست آدم خوبی نیست. می دونی آمریکاییها در دینشان از من و تو قویتر هستند و هرجا می روند از دینشان دفاع میکنند. ما حالا برعکسیم چون آقای x و y و ... بدهستند. شما کتاب و کلام خدا را زمین نگزارید برای آدمیان. قرآن را بخوان و حدیث های معتبر از پیامبر و اعمه نماز آرامش خواب میدهد و از همه این یوگا و مدیتیشن هم بهتر است. سعی کن تا میتوانی با حظور قلب باشد. حتی تو مدیتیشن هم تمرکزاولین قانون است . شما دین را با مردم قاطی نکن. رابطه مستقیم با خدا داشته باش. بعدش به روحانیونی که خوب هستند نگاه کن اگه الگو می خواهی. اون دنیا نمی شه گفت چون آدمهای قدرتمند بد بودند من هم تصمیم گرفتم رویم را از تو خالقم برگردانم. دوتا خطا یک کار درست نمی شود. (two wrongs don't make a right) در آخر ببخشید من نمی خوام سعی کنم بی احترامی کنم و فقط می خواستم نظرم را بگم. چون موضوع مثل شما را خیلی شنیدم و امیدوارم که تونسته باشم مفهومم را رسانده باشم و امیدوارم کمکی باشد برای کسانی که این سایت را می خوانند. همیشه موفق و شاد باشید.
       پرسمان : ضمن تشكر از نظر زيبا و دقيق شما مخاطب محترم، پديده اي كه در حال حاضر با آن روبرو هستيم غرب زدگي است كه بر ابعاد زندگي خيلي از افراد سايه انداخته و به قول شما فكر مي كنند زندگي در كشورها ديگ بسيار آسان است.
غرب زدگي به آن نوع گرايشي گفته مي شود كه در آن علاقه مندي زيادي به غرب وجود دارد و اقتباس فرهنگ غربي نه از روي شناخت، بلكه كوركورانه و لجام گسيخته مي باشد و اين تمايل در كليه شؤون زندگي فرد دخالت دارد. انگيزه تمايل به غرب در فرد از روي احساسات يا علاقه به حفظ سنتها و ارزشهاي فرهنگ خودي در برابر هجمه استعماري غرب نيست، بلكه دلبستگي يا وابستگي به غرب مي باشد. اين جريان به از خودبيگانگي منجر مي شود كه در آن شخصيت، هويت اسلامي و مليت شرقي وجود ندارد.
يكي از پيامدهاي غرب زدگي، از خود بيگانگي است. از خود بيگانگي نقطه مقابل اعتماد به نفس است. از نظر اجتماعي- سياسي، ايجاد روحيه اعتماد به نفس و تكيه بر خود، مي تواند در حفظ هويت و استقلال جامعه مؤثر باشد. اولين قدم براي خود اتكايي، حفظ روحيه روي پاي خود ايستادن است. اما فرهنگ استكباري همواره به ما القا مي كند كه هرچه داريد، از صدقه سر غرب است. به دنبال آن، روحيه خود اتكايي را در افراد جامعه ما مي كشد و حس تسليم و بدين روي، دنباله روي در جامعه پرورش يافته، خودكم بيني افراد افزايش مي يابد و در نهايت، با پيروي كوركورانه و با روحيه خوار و مغلوب، جامعه مبتلا به تمايلات غربي خواهد شد.
بنابراين بهتر است طبق همان كلام شما با الگوهاي مناسب شخصيت سالم وئ صالحي براي خود بسازيم و از شكرنعمت دينمان غافل نشويم.
موفق باشيد.


       تبسم : سلام.فکر میکنم حدودن یکسال پیش بود که واستون نوشتم مرسی بابت پاسخ میدونید تنها نقطه ضعفیی که باعث شده خیلی از جوونا در مقابلتون موضع بگیرن چیه؟بسکه توی این جامعه از دین گفتن و با لباس پرهیزگاران برعکس ظاهر و حرفاشون عمل کردن.نسل من ریخت ونابود شد رفت...من یه نفر و یه عده ی کمتری بعد بخاطر کنجکاو بودنمون تونستیم بفهمیم مذهب واقعی چیه.فروغ فرخزاد به من یا داد که اگه پاک زندگی نکنم و اسیر خواسته های تن بشم باختم همه چیزمو.کسی که از ریا به هر نوعش بیزار بود منو جذب خودش کرد.در تمام طول عمرم جذب حرفای هیچ به روحانی نمایی نشدم.و من در حال حاضر یک آدم محکم هستم بدون اینکه توو فکر رابطه با کسی باشم.تنها چیزی که آزار میده منو فضای خونواده منه و اصرار بر ازدواج...بماند...اگه خشک اندیشانی که مذهب رو وسیله کردن وجود نداشتن و بست جامعه و فضاش آزاد بود خانواده هام درکشون نسبت به این مسءله بالال میرفت.نگین نه که اگه بگین قبول ندارم.هیشکی قبول نداره.واقعیت اینه.بس که از آیات قرآن گفته شد و برعکسش عمل شد مردم روانی شدن.من الان 26ساله هستم.یک مدت اصلن لاییک بودم.هیچ بنی بشری با گفتن از جهنم و بهشت نتونست منو براه راست هدایت کنه چون مغزم پر بود از شنیدن این حرف.نزدیک به 8 ماه هستش که دین ابراهیمی دارم و تنها راه نجات رو پرهیزگاری و عشق به خداوند میدونم.چرا یه کم زکاوت به خرج نمیدین و از در دیگه ای با جوونا وارد صحبت نمیشین؟واقعه ی کربلا رو الان دارم میفهمم.تازه دارم میفهمم امام حسین کی بوده.عشق آقای وبلاگ نویس عزیز.عشق...حداقل شما که اینقدر حوصله به خرج میدین از راه عشق با مخاطبینتون وارد بحث شین اگه واقعن میخواین کمک کنین که میدونم میخواین کمک کنین.از مسیح هم بگین.از یوسف و داوود هم بگین.از فروغ وپروین و سهراب هم مثال بزنید.اینجور بهتر میتونید به جوونای ایرانی کمک کنید.و اندیشه ی عمیق رو به ذهنشون القا کنید.برید یه سری به شبکه های اجتماعی بزنید ببینید جوونا از همه چیز خیلیاشون رو برگردوندن.رابطه های چند نفره.شیطان پرستی حتا.کثافت همه جا رو بر داشته.کجا رفت شبهای قشنگی که مادرم میگه همسایه ها کلی با هم رفت و آمد داشتن بدون اینکه جووناشون فکرای بدی توو کله شون بپرورونن؟بازم واستون مینویسم.الان 26ساله هستم و بعد از 5سال تحقیق متوجه شدم مذهب واقعیه چیه.و اسم امام رضاست که اشک رو به چشمم میاره و این رو مدیون اول خدا و بعد پاک دلان واقعی میدونم.شاید متنی که نوشتم منو توو در سر بندازه اما میگم و باکی نیست تا خدا هست.به قول امام حسین ع آنجا که خدا ناظر است هر مصیبتی بر من آسان است...راستی یک جمله ی زیبا از فروغ بانوی شعر خیلی بهم کمک کرد...من نمیخواهم سیر باشم بلکه میخواهم به فضیلت سیری برسم...یه جا دیگه م میگه:کمبودهای من اگر چه به من رنج میدن اما منو از دام چیزای غیر واقعی که در سطح یک رابطه هستند دور میکنن و به مرکز اصلی و واقیتها نزدیکتر.با سپاس.
       پرسمان : سلام و درود بر شما. از اينكه دوباره به جمع ما پیوستید بسیار خوشحال هستیم.
مسائلی که مطرح کردید، واقعیت های دردناکی هستند که جامعه ما ، شدیدا بدان دچار شده است.
امروزه حقایق و زیبایی ها را به گونه ای شیطانی و استادانه وارونه کرده و به صورت کالاهایی بزک کرده و دروغین به نام حقیقت به ما عرضه می دارند. دیگر ما از «زیبایی»، تنها با نام و مفهومش آشنا هستیم و قادر به درک و فهم حقیقتش نیستیم. «عشق» دیگر، وضعش از آن تاسف بار تر است، آنقدر دگرگون گشته که باید نامی دیگر بر آن نهیم تا شاید قداست اسمش را حفظ نماییم.
در عصر حاضر، عشق را تنها در داستانها و قصه ها باید جستجو کرد و در گوشه گوشه کتابخانه ها در حسرت دیدارش به جستجو بپردازیم. امروزه، «عرفان» نیز در منجلابی که عشق و زیبایی در آن گرفتار آمده اند به گونه ای دلخراش تر گرفتار گشته است. دنیایی کنونی، زیبایی، عشق و عرفانی دروغین و کاذب را به ما معرفی و عرضه می دارد؛ عرفانی که در آن دیگر از شناخت و معرفت هیچ خبری نیست، عشقی که دیگر در آن از ایثار، فداکاری، گذشت و اخلاق خبری نیست، زیبایی ای که در آن دیگر از شور و شعف هیچ نشانه ای نیست.
حال در چنین دنیایی که به قول شما " كثافت همه جای آن را بر داشته" چگونه باید در جستجوی زیبایی، عشق، عرفان و اخلاق بود و از که سراغشان را گرفت.
البته گویا ما انسانهای خیلی خوش شانسی هستیم که در فضایی می اندیشیم و زندگی می کنیم که هنوز تمام راه های نجات و ستارگان امید آن خاموش و بی فروغ نگشته اند.
شما به این چراغ های نورانی و پرفروغ مسیر حرکت سعادت و رستگاری چه خوب اشاره کردید. از "امام حسین (ع)" و از "امام رضا(ع)" نام بردید، کسانی که در این دریایی ظلمانی و طوفانی به گفته شما شیطانی و شیطان پرستی نه تنها کشتی نجات بلکه زنده کننده حقایق گم گشته ای چون "عشق"، "زیبایی" و عرفان هستند. هرسه این حقایق را در ماجرای کربلای امام حسین(ع) به خوبی می توان دید و لمس نمود، عشقی که به خاطرش همه چیز فدا می شود و این فدا شدن ها را چیزی جز زیبایی خوانده نمی شود و همه اینها از معرفت و عرفانی محکم و استوار در دشتی سوزان نشأت گرفته است. حادثه ای که دانسته یا نادانسته، چکامه سرایان و شاعران ما -همان هایی که در سخن تان نامی از آنان برده شد و بسیاری هم که به خاطر کوتاهی مجال ذکری از آنان به میان نیامد- را به طرب واداشته و موجب شکوفایی طبع شیرین شان و سرودن اشعار و ترانه هایی دلنشین گشته است.
چه خوب است که چون از عشق سخن می گوییم از عاشقان نیز حرف و نشانی به زبان آورده شود و چون راجع به زیبایی قرار است گفتگو نماییم، از زیبا سیرتان خوش سیما نیز یادی نماییم و از عرفان تنها از عارفان حقیقی و واصل گشتگان واقعی نام ببریم نه از هر سرگشته و حیرانی که بر سرگردانی و بی خیالی خود نام عرفان نهاده و ادعای کارگشایی نموده است.
دوست گرامی! چه خوب است که در این مسیر پرخطر، کوله بار و توشه حرکت و از همه مهمتر وسیله حرکت ، همگی چیزهایی مطمئن و سالمی باشد نه چیزهایی که تاریخ مصرفشان از سوی کارخانه و سازنده آنها به اتمام رسیده؛ که چنین چیزی را امروزه حتی کودکان نیز به کناری گذاشته و از آنها استفاده ای نمی کنند.
آیا همان خدایی که روزی موسی را به عنوان پیامیر به سوی انسان فرستاد و برای طی این مسیر دستور العمل هایی به او داد، روزی دیگر چون آن رهنمون ها را دگرگون و تحریف شده دید عیسی را با دستورات و رهنمودهای صحیح و نو به سوی انسان ها فرستاد تا این انسان گم گشته در بی راهگی خو ساخته بیشتر سرگردان نماند؛ چنین خدایی چون انسان عصر حاضر را هنوز سرگردان و گمراه دید، دستورالعمل هایی ثابت و جاودان را توسط رسولی دیگر به سوی آنها فرستاد، دستوراتی جهان شمول و ثابت که او خود بنا بر این گذاشت که دیگر از گزند طوفان ها و تهاجمات شیطان صفتان محفوظش دراد. آیا این درست است که ما تنها بخاطر رفتار چند مذهبی نما، پشت پا به این امور بزنیم؟
اگر انسانهای از موبایل یا ماشین و یا هر وسیله ای دیگر به گونه ای نادرست استفاده کنند، آیا ما دیگر به خاطر عمل کردهای آنان دیگر سوار هیچ ماشینی نمی شویم و موبایل و چیزهای دیگر را به کناری می نهیم؟! مطمئنا چنین نخواهیم کرد؛ بلکه خواهیم گفت این گونه وسایل، برای زندگی ما لازم و ضروری اند و نحوه استفاده نادرست این آدم ها موجب بی ارزشی آنها نمی شود.
حال آیا درست است که رهنمودها و دستور العمل های صحیح و درستی چون دین اسلام را تنها به خاطر تعارضات رفتاری کسانی که البته ما خود به غلط آنها را دین شناس و مسلمان خوانده ایم به کناری نهیم و خود را از این نعمت الهی محروم سازیم؟!
باز هم با ما مکاتبه نمایید.


       امیر : سلام من 19سالمه و ...
       پرسمان : با توجه به خصوصی بودن سوالتان و نیاز به توضیحات بیشتر درباره شرایط زندگی و تحصیلاتتان، لطفا پرسش‌های خود را در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود. موفق باشید.

       اااا : من هجده ساله هستمو و... و کنکور دارم و از صبح تا شب درس می خونم و درسام خیلی سنگینه و فرصت کارهای عادیو ندارم چه برسه به درمان. چطور اینو با خانواده مطرح کنم، قبول شدن تو کنکور تو بهترین دانشگاه ها برام خیلی مهمه و اصلا هیچ شرایطی برام مهیا نیست. حالا چیکار کنم؟؟؟؟ لطفا سریع جواب بدید
       پرسمان : پاسخ نسبتا مفصلی برای مشکلتان آماده شده که با کد 722733 و گذرواژه pwuth در صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx قابل دسترسی شماست. موفق باشید.

       حسین ۲۱ساله : من الان ... نه شرایط مهیا شده و نه امیدی به زندگی. دارم
       پرسمان : ضمن عرض تاسف و آرزوی برطرف شدن مشکلاتتان، خواهشمندیم سوالتان را با توضیحات بیشتری از سن و تحصیلاتتان در صفحه ویژه درج سوال به نشانی http://www.porseman.org/q/newq.aspx مطرح نمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.

       امانوئل : انتظار یه تحلیل روانشناسانه داشتم نه یه دیدگاه عقیدتی.
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت درج نظرتان، پاسخی برای فرمایشتان آماده شده که می توانید آن را با کد: 703901 و رمز : mgzxv در سایت پرسمان صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مطالعه نمایید.

       مهسا : باسلام و احترام به انجمن پرسمان . همجنسگرایی لزوما یک بیماری روانی نیست و ...
       پرسمان : ضمن تشکر از ارتباطتان با این سایت و درج نظرتان، برای مشاهده پاسخی که برای نظر شما آماده شده است با کد 702761 و رمز pjujh به صفحه مشاهده و پیگیری پاسخ: http://www.porseman.org/q/aservice.aspx مراجعه فرمایید.

       جوجو : با سلام من یه همچین دوستی دارم و بهش میخوام کمک کنم اگه میشه کمک کنید که بفهمیم چرا به این بیماری دچار شده مممنون میشم پاسخ گو باشید
       پرسمان : ضمن تشکر از شما بابت مراجعه به این سایت و دغدغه کمک کردن دوستتان، باتوجه به حساس بودن موضوع و نیاز به اطلاعات بیشتر از دوستتان، لطفا درخواست خود را با توضیحات لازم، در صفحه ویژه درج سوال همین سایت: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.

       ناشناس : من هم چند وقته پیام میذارمو کمک میخوام اما واقعا کمکزیادی از این سایت به غیر از ایجاد شدن انگیزه نگرفتم اما با مراجعه به سایتهای خارجی و انگلیسی زبان تونستم ریشه مشکلاتمو پیدا کنم فهمیدم من در حقیقت نیاز جنسی به مرد ندارم من نیاز احساسی دارم که چون پاسخ نگرفتم تمایل به دستای مهربون و پدرانه به صورت نیاز جنسی بروز کرده من متوجه شدم به شدت تشنه محبت پدرانه ولو محبت کوچک و توجه ریز از سوی انها هستم در صورتی که از این موضوع اگاه شدم تمایلات جنسی من اندکی کاهش پیدا کرد .من فهمیدم احساسات عاطفی نسبت به مرد گناه نیست حتی اغوش و بوسن برادرانه نیز گناهی در پی نداره حتی در بهبود طرف در صورتی که طرف مقابل هیچ تمایل به برقراری ارتباط جنسی نداشته باشه میتونه مفید باشه به همه توصیه میکنم راجع به نیازهای واقعی شون بیشتر تفکر کنن
       پرسمان : سوال شما با شناسه 664382 و گذرواژه mobnp ثبت گرديد

        : slm man 14 salame va hamjensgra ham hastam. man kheyli negaran ayandam hastam .yani vaghean miishe man khoob sham?
       پرسمان : با سلام و احترام، شما می توانید با مراجعه به صفحه زیر، درباره این موضوع جستجو کنید، اگر پاسخ مناسبی نیافتید در قسمت درج سوال، سوالتان را ثبت کنید تا پاسخ خدمتتان ارسال شود.
http://www.porseman.org/q


       ناشناس : بدترین گرایش: گرایش به همجنسگرایی است امیدوارم خداوند به همه کمک کنه و خود انسان هم باید عزم راسخی در این زمینه داشته باشه

       sepid.siah1501... : آقای رناتو تو یادداشتهای شما پیغام و ترویج همجنسگرایی وجود دارد تو این سایتی من توهینی به هیچ گرایشی ندیدم و کسایی که همجنسگراها هستند خود را گول میزنن اگر اینطور نبود سالیانه درصد خودکشی همجنسگرایان انقدر بالا نبود

       تبسم : سلام.بیرون گود ایستادین و دیگران رو قضاوت میکنید.امیدوارم به این درد عمیق گرفتار شه هر کی بدون علم قضاوت میکنه.خیلی سخته توو اوج جوونی مبارزه با این حس.تنهایی و درک نشدن.دیدن با هم بودن دیگران.ادمهای سلامت.قبل ترها این موضوع بیشتر زجرم میداد.وقتی شادی ی با هم بودن دو تا ادم رو میدیدم بغض میکردم.نه که حسودیم شه نه.فقط با خودم میگفتم چرا من ؟شکنجه تا کی ؟خیلی سخته سکوت...وقتی پر از فریادی...وقتی بخاطر وجود این حس احساس گناه میکنی و به خاک میوفتی و از خداوند بزرگ راه چاره میخوای...وقتی که بهترین رفقات بهت میگن : وااای فلانی رو میشناسی؟همجنسبازه !میتونین بفهمین چقدر سخته به یه ادمی که رابطه ی عاطفی واسش صرفن توو وجود همجنسش خلاصه میشه گفت همجنسباز؟اونم کسی که فقط یه نفر رو در کنارش میخواد؟من که دیگه دست از دنیا شستم.امیدوارم به لطف خدا توو اون دنیا.خیلی ساده میگم...دنیای فانی ارزششو نداره...خدا به همه ی هم احساسهام کمک کنه ...شاید باید ریاضت کشید...شاید نه!باید...تبسم25ساله
       پرسمان : سلام علیکم. ضمن عرض پوزش بابت تاخیر در ارائه پاسخ، مطمئنًا با فردي معتقد همراه فطرت پاك و طالب پاكي و نورانيت روبرو هستيم و اين صفات خوب شما را مي ستاييم. وضعيت شما برای ما كاملا قابل درک است. مشكل اصلي شما در حال حاضر احساس افراطي نسبت به گناه است. البته حساسيت و دل نگراني شما در مورد میلی که دارید و به اعتقاد شما ناشايست و خطا است، بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسي در شما است. اين گونه نگراني ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستي ها به ويژه در يک جوان بيانگر لطف خداوند و عنايت او به شما است و حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگين بودن به خاطر آن ،امري مطلوب و پسنديده است، ولي به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند و به صورت احساس افراطي گناه كه مانع شيطاني بر سر راه تكامل انسان است، در نيايد. معيار اين مرز شکني اين است که اين حالت شما را از زندگي عادي خود باز ندارد و به زندگي شما آسيب نرساند و وسواس گونه شما را از رسيدن به اهداف متعالي باز ندارد. هدف از ندامت و پشيماني از برنامه ها و کارهاي گذشته و غصه دار بودن اين است که چنين اشتباهي در آينده تکرار نگردد و خطاها و کاستي هاي گذشته را با عزم و اراده اي مستحکم در آينده جبران نماييم و با عبرت آموزي از گذشته و دستيابي به عوامل خطاهاي گذشته، راه آينده را با استواري و صلابت بپيماييم و به سعادت حقيقي در دنيا و آخرت نائل گرديم. ولي اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آينده را در نظر ما تيره و تار سازد و پاي رفتن و حرکت ما را سست نمايد اين دور شدن از هدف و تسليم دام شيطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندي که خالق و آفريننده ما است و از ضعف و ناتواني و جهالت ما از همان ابتداي افرينش و قبل از آن آگاه بوده و مي دانسته ما انسان هاي خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا مي شويم و گاه گاهي در دام خدعه و فريب شيطان مي افتيم،و لذا بابي به نام توبه رافرا روي ما گشوده است و ما را دعوت نموده که بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشيماني و عذرخواهي بلند شويم و قد راست نماييم و عجز و نياز را به پيشگاه او ببريم و رشته اتصال بين خود و خدا را که با گناه و خطا پاره کرده ا يم دوباره گره بزنيم و با آب اشک و توبه، چهره خويش را از گناهان بزداييم و او وعده پذيرش توبه و آمرزش داده است. حال اگر انساني دچار خطا و گناه گرديد و متوجه خطاي خود شد و پشيمان و نادم گرديد وعذر تقصير به پيشگاه با عظمت خداوند آورد، ولي به آمرزش و لطف حق اعتمادي نداشت و تصورش اين بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده هاي الهي را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحيم بودن نشناخته و يا گناه خود را که با همه بزرگي محدود است بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهي که بي حد و بي کرانه است مي بيند. توجه داشته باشيد که دام هاي شيطان بسيار متنوع و رنگارنگ است. شيطان که استاد مکر و فريب است براي هر فردي دامي ويژه او دارد براي بندگان با تقواي الهي دامي و براي بندگان فاسق دامي ديگر دارد. هدف شيطان بازداشتن از ياد خداوند و فاصله انداختن بين بندگان و خداوند به هر طريق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت هاي آينده و حال ما گردد و حال و آينده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپري سازيم، در واقع شاد کردن شيطان و کمک به او در پياده کردن اغراض شوم اوست. آيا شما تصور مي کنيد همه بندگان خوب و لايق خداوند که به مقام قرب او رسيده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساييده اند همگي از ابتداي عمر، پاک و بي خطا و بي جرم بوده اند؟ خير، اين ويژگي تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند يعني انبيا و اوليا(ع) است و ديگران کم و بيش از خطا و اشتباه در برهه اي از دوران عمر خويش و به ويژه دوران نوجواني و جواني که دوران اوج غريزه و غلبه سستي قدرت و نيرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند. بزرگاني مثل فضيل بن عياض و بشر حافي و افراد فراوان ديگري که عمري را در فساد و آلودگي و گناه به سر بردند ولي بالاخره لطف حق و هدايت الهي شامل حالشان گرديد و نه تنها خود راه هدايت را يافتند بلکه راهنماي ديگران در ظلمت ها و تيرگي ها شدند و با جبران گذشته و پا گذاشتن در جاده بندگي، پله هاي قرب حق را پيمودند و در مقام صدق و راستي و در جوار خداوند آرميدند، الگوها و نمونه هاي روشني براي ما مي باشد که مراقب باشيم از راهي که فکر مي کنيم درست و مطلوب است و ناخواسته در دام شيطان گرفتار نگرديم و آينده مان را به سرنوشت گذشته مان دچار نسازيم. به لطف و عنايت و رحمت و پرده پوشي و مغفرت الهي ايمان بيشتري داشته باشيم و به وعده هاي حق و بشارت هاي او خوش گمان تر باشيم که خداوند همان گونه که درباره او گمان مي کنيم با ما رفتار مي کند و او را همان گونه که تصور مي کنيم مي يابيم. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: ((و لا تيائسوا من رحمه الله ، يعني از رحمت خدا نا اميد نشويد...)) به قول شاعر: اين در گه ما درگه نوميدي نيست ==صد بار اگر توبه شكستي باز آي اينكه هرگاه انسان به خود نظر مي افكند معمولا صحيفه اعمال خود را آلوده و مشوب به رذايل اخلاقي مي بيند در اين حال اگر راهي و روزنه اي براي پالايش وجدان از بدي ها نباشد انسان در سراشيبي سيه روزي و شقاوت كامل قرار مي گيرد و به سمت نوميدي و غرقه شدن در مرداب رذايل فرو مي رود افزون بر اين از جنبه روحي و رواني گناه و خطا در انسان حالتي پديد مي آورد كه اگر زايل نشود آمادگي بيشتري براي ارتكاب خلاف در فرصتهاي آينده خواهد داشت . گناه عملي است كه انسان با اختيار و آگاهي انجام مي دهد و بيشتر نسبت به كساني صادق است كه مي توانند از طريق حلال زندگي كنند ولي در اثر غفلت و سركشي و طغيان، در مقابل خداوند مي ايستند و با فرمان او مخالفت نموده و عملي را انجام مي دهند كه خداي متعال از انجام آن راضي نيست، ولي كسي كه مثلا تحت فشار شديد شهوت تمام سعي خود را كرده كه به گناه نيافتد ولي گاهي توان خود را از دست داده و ناخواسته آلوده مي گردد، وضعيت اش مانند كسي كه از روي سركشي گناه مي كند نيست، مانند دزدي كه ثروت مند است و دزدي مي كند و كسي كه از روي ناچاري و فقر مفرط دست به سرقت مي زند. از نظر شرعي سارق اولي اگر دزدي اش اثبات شود، دست اش قطع مي شود، ولي در مورد دومي كه از روي ناچاري سرقت كرده، حكم به قطع دست نمي شود. بنابراين نبايد به صورت افراطي احساس گناه كنيد و از خودتان نااميد شويد اين حالت انرژي شما را براي تلاش در جهت اصلاح و خودسازي كاهش مي دهد و مانع حركت تكاملي شما خواهد شد. پس هر چه زودتر تغيير وضعيت دهيد و با توبه و استغفار صادقانه افكار منفي را از خويش دور نماييد و با فراموش كردن گناهان سابق و حفظ شادابي و نشاط و يقين نسبت به رحمت و بخشش خداوند، زندگي تازه اي را شروع كنيد و مطمئن باشيد كه نه تنها خداوند گناهان شما را مي بخشد، بلكه توبه كنندگان را دوست دارد و مورد عنايت خويش قرار مي دهد. شك نكنيد. راهكارهاي عملي برای از بین رفتن این میل لازم است آنچه در مقاله بطور کامل مطالعه فرمودید را انجام دهید ولی جهت خلاصي از اين افكار و برون رفت از حالت افسردگي لازم است تا راهكارهاي بيان شده را رعايت نماييد. 1- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.ولي اين مسئله را با كسي درميان نگذاريد. 2- به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد. 3- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد. 4- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد. 5- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند. 6- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد. 7- به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است. 8- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد. 9- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد. 10- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد. 11- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد. در پايان مطالعه كتب زير را توصيه مى‏كنيم: 1- راز شاد زيستن، اندرو ميتوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، نشر نيريز. 2- رمز پيروزى مردان بزرگ، استاد جعفر سبحانى. در پناه حق موفق و موید باشید. منتظر مکاتبات بعدیتان در صفحه ویژه درج سوال: http://www.porseman.org/q/qservice.aspx هستیم.

       صادق : سلام من یه پسر 15 سالم و بیشتر از 2ساله که تمایل همجنسگرانه دارم و به این دلیل استمنا هم میکنم ... ببینید چقدر بدبختم میخوام ترک کنم احساس میکنم هیچ کئوم از ذوستام اینجوری نیستن
       پرسمان : خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با اين موضوع براي شما باشيم. پرسشگر گرامي فكر گناه(همجنس گرايي) تا زماني كه فكر است، گناه نيست و تنها زمينه سازي براي گناه است، اما وقتي منجر به همجنس گرايی و استمناء شود، گناه است و حرام. پرسشگر محترم در مورد همجنسگرايي راهكارها را ملاحظه فرموديد و انشاء الله با عمل به آنها بزودي از اين ميل نجات مي يابيد. اما راجع به خودارضايي بايد عرض كنيم؛ نگراني و بيزاري شما از اين عمل، نشان از اين دارد كه روحية تقوا و ايمان در شما زنده است و اين روحيه را بايد قدر بدانيد. يكي از نشانه‌هاي ايمان مؤمن اين است كه وقتي كار خوبي انجام مي‌دهد، خوشحال مي‌شود و در صورت انجام دادن كار زشت و گناه ناراحت مي‌شود. هستند كساني كه چشم‌‌چراني، خود‌ارضايي و بسياري از گناهان ديگر برايشان عادي شده و اصلاً هيچ احساس گناه هم نمي‌كنند. اين را هم بدانيد فردي كه حفظ و تقويت ايمان برايش مهم است، قطعاً شيطان برايش برنامه دارد و او را راحت نمي‌گذارد و هر لحظه مي‌خواهد فريبش دهد. حفظ ايمان كاري سخت و مشكل است و نياز به برنامه‌ريزي و تلاش و كوشش دارد. بنابراين پرسشگر ارجمند وگرامي بايد خدا را شاكر باشيد كه متوجه اشتباهتان شده ايد و از انجام اين كار پشيمان هستيد. همين پشيماني و پي بردن به اشتباه است كه شما را به سمت درمان اين مشكل مي كشاند. ؛ اين نشان از طينت پاك شما دارد كه با وجود اين گرفتاري توانسته‌ايد اين احساس را در خودتان حفظ كنيد. قدر اين روحيه را بدانيد و در جهت حفظ و تقويت آن تلاش كنيد كه حتماً موفق خواهيد شد. اما با همه اين وجود به شما مي گوييم از آنجا كه اين عمل اعتياد آور است اگر هر چه سريعتر دست از اين كار برنداريد به جايي مي رسيد كه حتي از روزي چند مرتبه نيز سير نشويد و عاقبت در اثر بوجود آمدن عوارض جسماني، رواني و معنوي آن به زندگي بدي دچار خواهيد شد. بنابراين تا دير نشده به فكر آينده خود و زندگي خوشي كه در انتظارتان است، باشيد. متاسفانه خود ارضايي علاوه بر داشتن عوارض جسماني و رواني، سبب دوري از خداوند مي گردد. البته اين مشكل نيز به سادگي قابل حل مي باشد؛ چرا كه فردي كه از گناه توبه مي كند و به سوي خدا باز مي گردد مانند فردي است كه اصلا گناهي انجام نداده است و شايد بتوان گفت بزرگترين اميد و مژده اي كه خداوند به بنده اش داده است همين راه برگشت مي باشد. در رابطه با ازدواج نيز اصلا نگران نباشيد و بدانيد كه با ترك اين عمل مشكل ساز شما به سلامتي اوليه روحي و جسمي و معنوي خويش باز خواهيد گشت و انشاالله خواهيد توانست يك ازدواج موفق و زندگي ايي زيبا و اميدواركننده داشته باشيد و همه اينها در گرو ترك حقيقي خودارضايي با توكل بر خداوند خواهد بود. ***راهكارهاي زير به شما در مورد ترك خودارضایی كمك خواهد كرد: 1. سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد. 2. از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد. 3. از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد. 4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور، جدا بپرهيزيد. 5. از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد. 6. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد. 7. از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيزكنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن). 8. هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد. 9. از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكنيد. 10. هرگز به رو نخوابيد. 11. به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد. 12. هيچ‏گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد. 13. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد. 14. هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران به سر نبريد، بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد. 15. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد. 16. هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش يا جلسات فرهنگي و مانند آن. اگر با انجام راهكارهاي ارائه شده باز هم دچار مشكل بوده و يا نياز به راهنمايي بيشتري داشتيد براي پاسخدهي به شما آماده ايم. باز هم با ما سخن بگوييد. موفق باشيد.

       نادر : من نتونستم خودارضایی و تمایلم را ترک کنم من همان نادرن که دومین نظر را دارد دیگه از همه چیز ناامیدم مدرسه هم که شروع شده دیگه فکر میکنم بین دوستام فقط من همینطورم ..نادرقبلی
       پرسمان : متاسفانه باید بگوییم تنها شما نیستید که گرفتار این دام شیطان شده اید اما به خواست خدا و عزم جزمتان تنها کسی هم نخواهیم بود که به خیل نجات یافتگان و رهاشدگان از این مهلکه، خواهید پیوست!

       ناشناس : سلام من 18 سالمه ...
       پرسمان : باتوجه به خصوصی بودن مشکلتان، لطفا آن را با توضیحات لازم در صفحه ویژه درج سوال http://porseman.org/q/qservice.aspx مطرح فرمایید تا پاسخ کارشناسان ما را دریافت کنید.

       نادر : سلام من پسر 15 ساله هستم و تمایل همجنسگرانه دارم درست یکساله که تو این گناه گیر کردم که وادار شده استمنا هم بکنم ما تو شهر کوچیکی زندگی میکنیم و نمیتونم به روانپزشک مراجعه کنم چون ابروم میره من پسر درس خون و مئدب هستم و .. اما با این حال افسوس میخورم که چرا مانند بقیه به جنس مخالف علاقه ای ندارم صد بار خواستم استمنا رو ترک کنم اما نشد میخوام تو درسام موفق باشم ترخدا کمکم کنید
       پرسمان : پرسشگر محترم در مورد همجنسگرايي راهكارها را ملاحظه فرموديد و انشاء الله با عمل به آنها بزودي از اين ميل نجات مي يابيد. اما راجع به خودارضايي بايد عرض کنيم نگراني و بيزاري شما از اين عمل، نشان از اين دارد كه روحية تقوا و ايمان در شما زنده است و اين روحيه را بايد قدر بدانيد. يكي از نشانه‌هاي ايمان مؤمن اين است كه وقتي كار خوبي انجام مي‌دهد، خوشحال مي‌شود و در صورت انجام دادن كار زشت و گناه ناراحت مي‌شود. هستند كساني كه چشم‌‌چراني، خود‌ارضايي و بسياري از گناهان ديگر برايشان عادي شده و اصلاً هيچ احساس گناه هم نمي‌كنند. اين را هم بدانيد فردي كه حفظ و تقويت ايمان برايش مهم است، قطعاً شيطان برايش برنامه دارد و او را راحت نمي‌گذارد و هر لحظه مي‌خواهد فريبش دهد. حفظ ايمان كاري سخت و مشكل است و نياز به برنامه‌ريزي و تلاش و كوشش دارد. بنابراين پرسشگر ارجمند وگرامي بايد خدا را شاكر باشيد كه متوجه اشتباهتان شده ايد و از انجام اين كار پشيمان هستيد. همين پشيماني و پي بردن به اشتباه است كه شما را به سمت درمان اين مشكل مي كشاند. ؛ اين نشان از طينت پاك شما دارد كه با وجود اين گرفتاري توانسته‌ايد اين احساس را در خودتان حفظ كنيد. قدر اين روحيه را بدانيد و در جهت حفظ و تقويت آن تلاش كنيد كه حتماً موفق خواهيد شد. اما با همه اين وجود به شما مي گوييم از آنجا كه اين عمل اعتياد آور است اگر هر چه سريعتر دست از اين كار برنداريد به جايي مي رسيد كه حتي از روزي چند مرتبه نيز سير نشويد و عاقبت در اثر بوجود آمدن عوارض جسماني، رواني و معنوي آن به زندگي بدي دچار خواهيد شد. بنابراين تا دير نشده به فكر آينده خود و زندگي خوشي كه در انتظارتان است، باشيد. متاسفانه خود ارضايي علاوه بر داشتن عوارض جسماني و رواني، سبب دوري از خداوند مي گردد. البته اين مشكل نيز به سادگي قابل حل مي باشد؛ چرا كه فردي كه از گناه توبه مي كند و به سوي خدا باز مي گردد مانند فردي است كه اصلا گناهي انجام نداده است و شايد بتوان گفت بزرگترين اميد و مژده اي كه خداوند به بنده اش داده است همين راه برگشت مي باشد. در رابطه با ازدواج نيز اصلا نگران نباشيد و بدانيد كه با ترك اين عمل مشكل ساز شما به سلامتي اوليه روحي و جسمي و معنوي خويش باز خواهيد گشت و انشاالله خواهيد توانست يك ازدواج موفق و زندگي ايي زيبا و اميدواركننده داشته باشيد و همه اينها در گرو ترك حقيقي خودارضايي با توكل بر خداوند خواهد بود. اكنون پس از اين مقدمه كوتاه به راهكارهاي عملي درمان خود ارضايي مي پردازيم. لطفا آنها را به دقت مطالعه نماييد و همچنين با دقت به كار ببنديد تا انشاءالله هر چه زودتر به هدفتان دست بيابيد. 1. نخستين گام براي درمان اين عادت ناپسند، اين است كه فرد باور داشته باشد كه اين مشكل درمان پذير است. نورمن وينسنت پيل روان‌شناس آمريكايي چنين مي‌گويد: « هرگز كلمة نمي‌شود را به كار نبريد؛ زيرا كاربرد آن يعني قبول آن»(1). بسياري از كساني كه مدت هاي طولاني گرفتار خود ارضايي بوده اند، با توكل بر خدا و تلاش و جديت خودشان توانسته اند اين عادت زشت را كنار بگذارند. حتي كساني را مي شناسيم كه بيش از ده سال به اين عادت مبتلا بوده اند ولي موفق به ترك شده اند. پس فرد مبتلا به هيچ عنوان نبايد نااميد و مأيوس شود و دست از تلاش خودش بردارد. 2. نكتة ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد تدريجي بودن درمان‌است. فردي كه چند ماه و يا چند سال گرفتار اين مشكل بوده، نبايد از خودش انتظار داشته باشد كه در عرض چند روز يا چند هفته بتواند اين كار را ترك كند؛ همين كه به تدريج بتواند از تعداد دفعات آن بكاهد، پيشرفت خوبي كرده است. كسي كه به خود‌ارضايي عادت كرده باشد، براي درمانش نياز به زمان دارد؛ درست مثل كسي كه معتاد به مواد مخدر شده باشد. چنين شخصي نبايد در درمان عجله كند و اگر بعد از مدتي ديد هنوز مشكلش حل نشده، نبايد نااميد گردد. درمان مشكلي كه به صورت عادت درآمده است ،در زمان كوتاه، معمولاً غير ممكن و يا خيلي مشكل است. گاهي اوقات درمان خود‌ارضايي، حداقل به همان ميزاني كه فرد مبتلا به اين كار بوده، نيازمند زمان است. البته گاهي اوقات هم فرد با ارادة قوي خودش، پس از سال‌ها ابتلا به خود‌ارضايي، در عرض مدت كوتاهي اين كار را ترك مي‌كند. پس فردي كه گرفتار خود ارضايي است، نبايد عجله كند و از ميدان مبارزه بيرون برود. به هر ميزان كه بتواند تعداد دفعات اين عمل را كم كند, خودش موفقيت به شمار مي‌رود. 3. برخي از روان‌شناسان، خود ارضايي را «مرض تنهايي» نام نهاده‌اند.(1) اين مطلب به خوبي نشان مي‌دهد كه تنهايي يكي از زمينه‌‌هاي ابتلاي فرد به خود ارضايي است. پس نبايد به هيچ عنوان تنها بماند. به هر طريق ممكن از تنهايي چه در خانه و چه در بقيه مكان ها فرار كند. چون معمولاً افراد در حضور ديگران دست به خودارضايي نمي‌زنند، پس بر فرد مبتلا لازم است كه زمينه تنها بودن خودش را از بين ببرد و بدين وسيله گامي بلند در جهت درمان مشكل بردارد. 4. نكته ديگري كه براي درمان اين مشكل بايد مورد توجه قرار گيرد، كنترل نگاه است. تصاوير و خيالاتي كه به ذهن فرد مي‌آيد به سبب ديدن فيلم‌ها، عكس‌ها و تصاويري است كه قبلا ديده است. اگر در گذشته خيلي به اين مطلب پايبند نبوده‌، از همين الآن تصميم جدي بگيرد كه چشم و نگاهش را كنترل كند. براي خودش قانوني وضع كند كه اگر به نامحرم نگاه شهواني و غيرعادي كرد و يا فيلم و تصويري را ديد، فلان تنبيه را براي خودش در نظر بگيرد. اگر چند وقت اين برنامه را اجرا كند، مي‌بيند كه موفق خواهد شد. 5. همان طور كه حواس ظاهري نقش مهمي‌در تحريك ميل جنسي دارند، فكر و خيال پردازي نيز سهم بسزايي در اين زمينه به خود اختصاص مي‌دهد. بعضي از افراد در كنترل حواس ظاهري خود موفقند؛ ولي كنترل فكر و خيال را خيلي جدي نمي‌گيرند و از همين‌جا ضربه مي‌خورند. دائماً در خيال خود صحنه‌هاي غير اخلاقي را تجسم مي‌كنند و همين امر ممكن است آن‌ها را به سمت گناه سوق دهد. امام علي (ع) در اين زمينه مي‌فرمايد:« هركس زياد به فكر گناهان باشد، عاقبت به سمت گناه كشيده مي‌شود.»(3) خوب است، كسي كه گرفتار خود‌ارضايي است هميشه موضوعاتي براي فكر كردن در ذهنش داشته باشد ، موضوعاتي علمي، اجتماعي، سياسي، اعتقادي و مذهبي و ... و هر زمان كه افكار و تخيلات جنسي به ذهنش هجوم آوردند، با پرداختن به آن موضوعات خودش را از شر افكار و وسوسه‌هاي شيطاني نجات بخشد. همچنين مي‌تواند با مطالعة كتاب‌هاي مورد علاقه، فكر و خيالش را مهار كند. يا هر زمان كه افكار جنسي به ذهنش آمدند، به كار ديگري بپردازد و يا تغيير موقعيت دهد. 6. معمولاً كساني كه گرفتار خود ارضايي مي شوند، اراده شان ضعيف مي شود و همين مسأله آنها را در درمان با مشكل مواجه مي سازد. البته قطعاً ارادة آنها به طور كلي از بين نرفته است؛ نشانه‌اش هم اين است كه اين كار را در جلوي ديگران انجام نمي‌دهند و يا اين كه گاهي اوقات براي مدتي كوتاه يا طولاني اين عمل را ترك كرده‌اند. پس اراده‌شان به طور كلي از بين نرفته است. منتهي ممكن است كمي ضعيف شده باشد. در اينجا به برخي از راهكارهاي تقويت اراده اشاره مي كنيم: الف) يكي از كارهاي اساسي براي تقويت اراده، تلقين جملاتي است كه به فرد نيرو و انرژي رواني مي دهد. يعني هر روز جملاتي كه انرژي مثبت دارند در ذهنش مرور كند و حتي به زبان بياورد. جملاتي مانند: « من اراده لازم براي انجام كارهايم را دارم» ، « هيچ چيز نمي تواند اراده ام را متزلزل كند» ، « اراده ام هر روز محكم تر مي شود» ، « من بايد موفق شوم؛ زيرا موفقيت از آن نيرومندان است» (4) و ... . همچنين در كارهاي سخت و دشوار هم تلقين را فراموش نكند. ويكتور پوشه ـ روان شناس فرانسوي ـ در مورد خود ارضايي مي گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، ‌هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: « من به خوبي قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم».(5) اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد. ب) براي تقويت اراده، بايد از پراكنده كاري و آشفتگي در كارها پرهيز كند. كارهاي متنوع و مختلف علاوه بر اين كه انرِِژي فرد را پراكنده مي سازند، موجب به هم ريختگي فكري هم مي شوند. پس تلاش كند به كارها و فعاليت هايش تمركز و انسجام بخشد. پ) سعي كند كارهايي را كه بر عهده مي گيرد، ناتمام رها نكند و آن ها را تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهد. كارهاي نيمه تمام باعث مي شوند، فرد خودش را انساني بي اراده و يا داراي ضعف اراده تصور كند و ديگر قدرت برعهده گرفتن فعاليت ها و مسؤوليت هاي مختلف را نداشته باشد. قبل از انجام هر كاري كمي دربارة آن كار و توانايي ها و استعدادهاي خودش بيانديشد و اگر توانايي اتمام آن كار را ندارد، از اول آن را بر عهده نگيرد. ت) هرگز در كارها نا اميد نشود و تا جايي كه مي تواند تلاش كند. ث) هر روز صبح حداقل بيست دقيقه، به طور مرتب و در ساعتي معين ورزش كند. ج) ترك گناه و مخالفت با وسوسه هاي شيطان، نقش بسيار مؤثري در تقويت اراده دارد. ويليام جيمز روان شناس معروف آمريكايي چنين مي گويد: « يك نه گفتن به يك عادت بد، موجب مي شود شخص براي مدتي تجديد قوا كند و بدين وسيله ضعف اراده خود را به تدريج برطرف سازد.»(6) چ) مقيد باشد هر روز تعدادي معين از آيات قرآن را تلاوت كرده و ترجمة آنها را هم بخواند. ح) پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاي خود هراسناك نباشد و به خدا توكل كند و در تمام امور از او كمك بخواهد. خ) باور كند همانند ديگر انسان‏ها از توانمندي‏هاي بسيار برخوردار است و از ديگران كمتر نيست. فراموش نكند نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيشتر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندي ها شكل مي گيرد. د) هر كاري را آسان تلقي كند؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختي‏ها آسان مي‏گردد. به استقبال كارهاي به ظاهر دشوار برود و به خود تلقين كند مي‏تواند در اين امور درست تصميم بگيرد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آورد. ذ) مدتي برنامه ريزي و تصميمات خود را با فردي ذي صلاح در ميان بگذارد و از وي بخواهد مراقب باشد تا در او دودلي پيش نيايد. و همچنين اجراي تصميماتش را به تأخير نياندازد. ر) از خواب زياد، پرخوري و ديگر اسباب تنبلي و سستي اراده بپرهيزد. ز) با كساني كه روحيه و اراده اي قوي دارند دوست شود تا اراده او نيز قوي گردد. ژ) تصميمات به جا و پر ارزش گذشته‏ خودش را به ياد آورد و توجّه كند كه چون گذشته براي انجام دادن كارهاي مهم آمادگي دارد. س) با تصميم‏هاي آسان در كارهاي ساده، به تدريج خود باوري و توانمندي را در خويش پديد آورد و راه را براي تصميم گيري در امور پيچيده و مشكل هموار سازد. ش) از شكست خوردن نهراسد و بداند كه شكست ها پلي هستند به سوي موفقيت و كاميابي. ص) سرگذشت افراد سخت كوش و با اراده را مطالعه كند و از آنها درس بگيرد. 7. شستن اندام بدن به خصوص اعضاي تناسلي با آب سرد، براي خنثي نمودن تحريكات جنسي مؤثر است. هر وقت افكار جنسي به ذهن فرد آمد و تحريك شد، اگر مي‌تواند با آب سرد دوش بگيرد و يا اعضاي تناسلي‌اش را با آب سرد بشويد تا شهوتش تعديل گردد. البته اين كار در صورتي توصيه مي‌شود كه موجب بيماري و عوارض منفي در فرد نشود. (7) 8. يكي ديگر از روش‌هاي درماني، اين است كه فرد مبتلا، در فاصلة زماني كه براي خودش در نظر مي‌گيرد، اگر موفق به ترك اين عمل شد خودش را تشويق كند و به خودش جايزه بدهد. ولي چنانچه در فاصلة مشخص شده باز هم مرتكب خود‌ارضايي شد، جريمه و تنبيهي براي خودش در نظر بگيرد. تشويق بايد چيزي باشد كه به فرد انگيزه بدهد و او را در تصميمش استوار گرداند. همچنين تنبيه و جريمه بايد قدرت بازدارندگي بالايي داشته باشد؛ به طوري كه فرد هر وقت اراده كرد خود‌ارضايي كند، تلخي تنبيه و جريمه به ذهنش بيايد و همين امر مانعي در برابر خود‌ارضايي باشد. البته تنبيه و جريمه نبايد به گونه‌اي باشد كه فرد مبتلا از انجام آن ناتوان شود وكم كم از كارآيي بيفتد. نوع تشويق و جريمه هم براي افراد مختلف فرق مي‌كند. هر فردي بايد خودش جايزه و جريمة خودش را تعيين كند. 9. يكي از راهكارهاي اساسي براي درمان اين مشكل، ازدواج است. ازدواج به طور ريشه اي و اساسي اين مشكل را برطرف مي كند. شايد الآن سن و شرايط ازدواج را نداشته باشيد؛ ولي بايد در فكر ازدواج باشيد و در اولين زمان ممكن كه شرايط شما اجازه مي‌دهد، حتماً به اين كار اقدام كنيد. در اينجابه برخي ديگر از نكات درمان خود ارضايي اشاره مي‌شود: 1. فرد مبتلا سعى كند به هنگام خواب شكمش بيش از حد معمول پر نباشد. 2. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده جدا پرهيز كند. 3. از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كند. 4. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نمايد. 5. از نوشيدن افراط ‏گونه آب و مايعات پرهيز كند (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن). 6. هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكند. 7. از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كند و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكند. 8. هرگز به رو نخوابد. هنگام خواب سر و دست ها از زير پتو ولحاف بيرون باشد. 9. به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كند. 10. هيچ‏گاه بيكار نباشد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش, عبادت و... پر كند. 11. هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيرد و اگر توان آن را ندارد و يا شرايط روزه‌گرفتن مهيا نيست حداقل ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهد و به حداقل خوراك اكتفا كند. 12. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى در كلام با آنها اجتناب ورزد. 13. هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نماند، حتى براى آموزش و... 14. قرآن زياد بخواند و درباره معانى آيات آن فكر كند. 15. به آسيب ها و عوارضي كه ممكن است بر اثر خود ارضايي گريبان گيرش شود فكر كند.(12) راهكارهاي بيان شده را بطور مرتب و در كنار يكديگر انجام دهيد تا شاهد نتايج شيرينش باشيد. ما هم برايتان آرزوي موفقيت مي‌كنيم. منتظر مكاتبه بعدي شما هستيم .ما به شما اطمينان مي دهيم تا هر وقت كه لازم باشد همراه و مشاور شما خواهيم بود. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) ديانت مقدم، سيد مصطفي؛ آرامش طوفاني؛ قم: مؤسسه امام خميني(ره)، ص70. (1) دبس، موريس؛ بلوغ (چه مي‌دانم؟) ، ص62. (2) www.porseman.org (3) غررالحكم؛ ص186، ح3543. (4) شاكرين، حميد رضا؛ پرسش‌ها و پاسخ‌هاي برگزيده (دفتر هفتم)، ص246. (5) بشيري، ابوالقاسم؛ اختلالات رفتاري، ص220. (6) حسيني، داود و ... ؛ شكفتن سهم توست، ص288. (7) ديانت مقدم، سيد مصطفي؛ آرامش طوفاني؛ قم: مؤسسه امام خميني(ره)، ص81. (8) همان، ص82. (9) همان، ص83. (10) سورة نور/32. (11) وسائل الشيعه، ج20، ص43. (12) http://www.porseman.org/archview.aspx?grp=7

       sami28bim... : naqan az khoda bekhahim ke maro bidar kone.az harfaton mamnonam.to in donya javdane nistim pas gonah ... nakonim (؟ از خدا بخواهیم که ما رو بیدان کنه. از حرفاتون ممنونم. تو این دنیا جاودانه نیستیم پس گناه ... نکنیم.)

 نظر سنجي: عالي خوب متوسط  ضعيف  

     نظر متني:
    
نام/نشاني ايميل :
     متن :
              
                                                                         
               

     ارسال براي دوستان :
     نشاني ايميل:  
   
      

 



ويژه


انتشار اينترنتي مطالب يا چاپ در نشريات دانشجويي با ذکر منبع موجب امتنان است

نقل مطالب در ديگر نشريات با اطلاع ين مجموعه و ذکر منبع بلامانع است

بري چاپ در کتب، کسب اجازه کتبي الزامي است

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها